جمعیت امام علی
5.58K subscribers
5.77K photos
1.6K videos
62 files
3.06K links
کانال رسمی جمعیت امداد دانشجویی- مردمی امام علی(ع)

همراهان گرامی این کانال توسط اعضای جمعیت امام علی در خارج از کشور اداره می‌شود.
Download Telegram
‏تنها آرزوش نماز خوندن روی يه سجاده با لباس تميزه! فقط ۱۱ سالشه و وسط كوهی ⁧از زباله زندگی میکنه.

#كعبه_كريمان
#زباله_گردی_حق_كودكان_نيست

🆔 @imamalisociety
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لبخند کودک مجروح سوری که از حمله به کاروان فوعه و کفریا جان سالم به در برده است.

🌐 منبع: عصرایران

🆔 @imamalisociety
نقاشی شکوفه های رنگارنگ بهاری
با الهام از سبک ژاپنی و در ابعادی متفاوت

🎨 کلاس نقاشی خانه ایرانی فرحزاد جمعیت امام علی

🆔 @imamalisociety
🌀 ماده ۳۲ پیمان جهانی حقوق کودک می‌گوید: کودک باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت او را تهدید می‌کند حمایت شود و دولت‌ها باید حداقل سن کار و شرایط کار کودکان را مشخص کنند.

📸 عکس: کودک زباله گرد
⚠️ زباله گردی از جمله بدترین اشکال کار کودک به حساب می آید.

#حقوقی
goo.gl/mCNnnN

🆔 @imamalisociety
"سلام.
آرزو مى‌كنم هیچ وقت جنگ نشه. حال مادرم خوب بشه. واسه مامانم لباس‌شویی بخرم تا دیگه با دست لباس نشوره. یه رباط درست کنم تا دیگه مادرم کار نکنه. آرزو مى‌كنم هیچ‌کس مریض نشه تا هیچ مامانی گریه نکنه. آرزو مى‌كنم برای عید همه لباس نو داشته باشند. آرزو دارم یه خونه بخریم. واسه داداشم لپ‌تاپ بخریم. درس داداشم خوب بشه منم همیشه درسم عالی باشه. آرزو مى‌كنم تا اخر عمرم مامان و بابام کنارم باشند. آرزو مى‌كنم یه خونه پر از بستنی داشته باشم. آرزو دارم دکتر شوم تا بیماران را مداوا کنم. مى‌خواهم وقتی بزرگ شدم مامان و بابایم را به سفر حج ببرم. آرزو دارم خوشگل‌ترین عروسک مال من شود. مى‌خوام بهترین دکتر باشم. آرزو مى‌كنم همه جا پر از گل باشد. مى‌خوام معدلم بیست شود."

⚠️ پی‌نوشت: متن را ویرایش نکردیم تا همان‌طور که نوشت بخوانید.

📝 آرزوهای یک کودک زباله گرد در ساری به قلم خودش

#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_كودكان_نيست

goo.gl/NW4wtk

🆔 @imamalisociety
🌀 زنگ علوم، پایه سوم، درس "هر کدام جای خود - آشنایی با قسمت های مختلف بدن ماهی"

🏠 خانه ایرانی جمعیت امام علی در گرگان

🆔 @imamalisociety
🌀 روایتی از شناسایی آرزوهای کودکان زباله‌گرد

🔹 علی‌خان گفت: "آرزو دارم یه نفر باهام حرف بزنه". فکر می کردیم منحصر به فرد ترین آرزوی ممکن را شنیده ایم. چهارده سالش بود. تازه آمده بود ایران و هنوز خیلی خوب فارسی را نمی‌فهمید. به مصیبتی با هم حرف می‌زدیم. آدرس‌ گاراژشان را هم بلد نبود. می‌گفت: "سمتِ مَفروش ..." بعدا فهمیدیم منظورش «ماهی‌فروش‌ها»ست. اسم و شماره‌ی موبایل‌مان را گفتیم و قرار شد هر موقع رفت گاراژ زنگ بزند.

🔹 یکی دو ساعت بعد زنگ زد و گفت:"خاله فاطمه اون‌جاست؟" داشت با فاطمه حرف می‌زد که صاحب گاراژ گوشی را گرفت و شروع کرد به داد و بی‌داد کردن: "شما کی هستید و به چه حقی شماره دادید به کارگر من و چی کار دارید و ... " و قطع کرد. هر چه‌قدر زنگ زدیم دیگر فایده‌ای نداشت.
وقتی به بقیه‌ی بچه‌هایی که رفته بودند شناسایی، گفتیم یکی آرزو کرد یه نفر باشه باهاش حرف بزنه، اکثرا تعجب نکردند. انگار بین بچه‌های زباله‌گرد آرزوی پر طرفداری بود.

🌐 مشاهده و برآورده کردن آرزوها:
kariman.sosapoverty.org

#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست

yon.ir/0wnmg

🆔 @imamalisociety
🌀 حق نیست که کودک جهان من در فقر، خشم و درد باشد.

👤 شارمین میمندی نژاد

📸 عکس: جمع آوری آرزوی کودکان در آیین کعبه کریمان جمعیت امام علی

🆔 @imamalisociety
☕️🍰جشنوارۀ «کیک و چای طراوت» در کافه کوخ

🗓 ۵-٨ اردیبهشت از ساعت ۱۲-٢۱

همۀ کیک های این جشنواره را زنان سرپرست خانوار خانه اشتغال خاکسفید تهیه می کنند

📌میدان انقلاب،کارگر جنوبی،کوچه مهدیزاده،پ٢۴
اَلا گر طلبکار اهل دلی
ز خدمت مکن یک زمان غافلی

به حال دل خستگان درنگر
که روزی تو دلخسته باشی مگر

درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن

🌀 اول اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ اجل، سعدی شیرازی گرامی باد.

📸 عکس: قالی ایرانی در مقر سازمان ملل مزین به شعر معروف "بنی آدم" سعدی

goo.gl/TKrWx5

🆔 @imamalisociety
جمعه
حیاط خانه‌ی علم لب‌خط
دورهمی بچه‌های پیش‌دبستانی با مربی‌ها
و چیدن سبزی‌هایی که خودشان چند ماه پیش کاشتند.

خانه ایرانی لب خط جمعیت امام علی
📞۰۹۳۹۴۸۰۴۷۰۲

🆔 @imamalisociety
هفتمین جلسه از سلسله نشست‌های «فلسفه غربت»
⬅️سخنران: شارمین میمندی‌نژاد، مؤسس جمعیت امام علی (ع)

دوشنبه ۴ اردیبهشت، ساعت ۱٨

📍میدان انقلاب، ابتدای کارگر جنوبی، کوچۀ مهدیزاده، پلاک ۲۴

@fancommunity
🔸 تمام وجودم را اندوه و شرمساری گرفت آن زمان که از تو آرزویت را پرسیدم و تو در معنای کلامم خیره ماندی. دستهای پینه بسته و لبخند رضایتت جانم را سوزاند و در برابر عظمت روح تو احساس حقارت کردم.
شاید تو معنای حرفم را فهمیدی اما پرسشم برایت بی معنی بود؛ چرا که تو میدانستی باز هم کلامت تنها گفته میشود؛ نه حتی شنیده.

🔸 پس در سکوت آرزویت، فریاد برآوردی تو هیچ نمیدانی از درد دوری و تنهایی و هجرت؛ که از من در میان زباله های شهرت استقبال کردی.
"اصلا تو میتوانی جسم کوچک مرا از لابلای تل عظیم این زباله ها بیابی تا آرزویم را به من برسانی؟
آرزوهای من، اینجا در سطل های شهر تو گم شده اند.
اندکی صبرکن،
بگذار اول کودکی های دور ریخته شده ام را از میان زباله های این شهر تفکیک کنم."

#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست

🌐 مشاهده و برآورده کردن آرزوها:
kariman.sosapoverty.org

goo.gl/42ZXY3

🆔 @imamalisociety
🌀 بازی‌ها و ورزش‌های گروهی بیشترین تاثیر را در شکل‌گیری شخصیت کودکان دارند تا حدی که این تاثیر نزدیک به ۴۰ درصد شکل‌گیری شخصیت کودکان را شامل می‌شود.

📸 عکس: بازی گروهی روزانه کودکان خانه ایرانی مولوی

🏠 خانه ایرانی مولوی جمعیت امام علی
📞۰۲۱-۵۵۱۵۴۱۶۵

goo.gl/ykAxGV

🆔 @imamalisociety
جمعیت امام علی
⭕️ گریستنت دلیل سلامتی توست (متن کامل) ✳️ پنجمین نوشته از سلسله یادداشت های هفتگی شارمین میمندی‌نژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق فنتانیل هزار برابر قویتر از هروئین است. رگ می‌گیرد. ذره‌ای هروئین و فنتالین درهم می‌آمیزد و به سرِسوزنی تزریق می‌کند.…
⭕️ تمام رُخِ نیم‌رُخ شده

✳️ ششمین نوشته از سلسله یادداشت های هفتگی شارمین میمندی‌نژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق

سکوت شب‌زده بیمارستان، تقسیمی است بین دردی که امید به درمانش می‌رود و مرگی که بی‌درمان است. سال ١٣٨۶. ساعت ٢ نیمه‌شب در خاموشیِ طبقه منفیِ یک، خودم را به راهرویِ منتهی به آزمایشگاه و رادیولوژی می‌رسانم. زمزمه‌ای زیرلب داشتم: «خدایا ! عاجزانه از تو کمک می‌خواهم. انتهای این راهرو، مرگ مظلومی دیگر نباشد». صدای خرخرِ چرخِ تخت، از خرناسه خواب زندگی بیدارم می‌کند. می‌یابمشان، هر دو تن را. آن مادر که بر تخت خوابیده و یکی از دختران عضو جمعیت امام علی(ع) در آن روزگار که تخت را به سمت اتاق رادیولوژی هُل می‌داد. آن دختر ٢١ ساله در عنفوان جوانی، به کوچه‌های خطرخیزِ اعتیادِ شهر زده بود و از تاریک ترین نقطه افیون، مادری را در عذاب یافته بود و بر درد او همه صبر و توکل و محبتی بالا شده بود؛ به حدی که احساس می‌کردم تخت مادر بر اهورایِ عشقِ آن دختر روان شده و کلماتِ مهر و امیدش، برای آن زن، به حد لالایی گوش‌نوازی نجوا شده بود. به آن تپشِ زیبای وصل نزدیک شدم. چیزی در انتهای آن راهرو،"هست"شده بود که با تشخیص سرطانی که برای آن زن داده بودند، به زودی نیست می‌شد و ترسم درماندنِ عاشقی جوان در هجر و فصلِ مادری رنجدیده بود. خدا را صدا می‌زدم که نگذار دوباره شاهد شکستن امید و عشق باشم. دم مسیحایی کجایی تا نفس بگیری در جان یکی زن مظلوم سرزمینم تا رستاخیزی کند از بستر مرگ، پیش چشمان تشنه منتظرانی که سهم عدالت این زن را می‌خواهند. بالاخره در این کائنات، جایی باید باشد که معجزه‌ای اتفاق افتد. جرأتی یافتم که چهره مادر را بنگرم. تمام رُخَش، نیم‌رخ شده بود. چشم چپش را تخلیه کرده و گونه و فکش را تا پایین تراشیده بودند. تنها لبش به لبخندی در آن سویِ بی‌صورتِ صورتش، آواره و چروکیده بود. بچه‌سال مادری که در نوجوانی، به عقدِ مردی از افغانستان درآمده بود؛ مردی از شانه‌های زخمیِ پامیر که در پاورچینِ مرددِ مرغ مرگ بر زمین سوخته، آنجا که دیگر هیچ دانه مهری برای برچیدن نیست، هجرت کرده بود. سهمش از فرار از جنگ پنجشیر در این سو، شیره و تریاک و هروئین و خماری شد. نمی‌خواست کسی زندگی‌اش را تاراج کند، اما آن مرد، امروز غارتگر زندگی زن و فرزندش شده بود و در جنونِ مواد، همان کاری را با اهل خانه‌اش می‌کرد که متجاوزین با میهنش کرده بودند. مادر جوان سرش را بالا آورد و مرا ملتمسانه نگریست. ناگهان آهویِ میشیِ نگاهش بر جانم دوید و از خودم پرسیدم اگر این مادر بمیرد سرنوشت فرزندانش چه خواهد شد؟ آینده آن دو کودک که از سوءتغذیه شدید، در سن ٨ سالگی و ۴ سالگی به هیبت کودکی یک ساله مانده بودند، چه می‌شود؟ رنجِ شدید دو کودک را در تفاوت مهیب سن واقعی و سن زیستی‌شان وقتی به سخن در می‌آمدند، می فهمیدی. فهمِ ٨ سالگی در تنِ درمانده یک ساله! آن ایام، جمعیت امام علی(ع) آن قدر کوچک و نحیف بود که در برابر بی‌توجهی‌ها و بی‌عدالتی‌ها، به راحتی جوانه نهالش خم می‌شد و می‌شکست. آن زن در بضاعتِ دانشجوییِ آن سالهایِ ما در مقابل افیون و جنگ، بدرقه شد و آرزوی تغییر احوال زندگی آن دو کودکش به صبح پس از مرگِ مادر و نیست شدن ناگهانی‌ خانواده‌اش، به یأس تبدیل شد. ده سال از شبِ مرگ آن مادر گذشته؛ اگرچه توان و یارانمان افزون شده‌، همچنان جنگ، همسایه ویرانی ماست و افیون، همدم خانه‌هایمان، مادران چشم و چهره می‌بازند و فرزندانشان، بار هشت سالگی را در قامت یک ساله بر دوش می کشند و هنوز سکوتِ شب زده این روزگار، تقسیمی است بین دردی که امید به درمانش می‌رود و مرگی که بی‌درمان است.

🌐 منبع: روزنامه شرق (یکشنبه، ٣ اردیبهشت ٩۶)
goo.gl/vhNwA8

🆔 @imamalisociety
🌀 به مناسبت سوم اردیبهشت، روز ملی کارآفرینی

🔸 بی شک ریشه ی بسیاری از معضلات اجتماعی بخصوص در میان نسل جوان مساله ی بیکاری است. در حالی که طبق اعلام منابع رسمی میزان فارغ التحصیلان دانشگاه های کشور، بسیار بیشتر از مجموع کل افراد شاغل در ادارات و مراکز دولتی می باشد لزوم کارآفرینی جهت اشتغال قشر جوان بسیار ضروری به نظر می رسد. عدم حرکت به این سمت، موجب سوق پیدا کردن به سمت مشاغل کاذب شده که خود تبعاتی را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.

🔸 جمعیت امام علی (ع) که حوزه ی فعالیت خود را در زمینه یاری رساندن به کودکان کار تعریف نموده است، در بخشی از فعالیت خود با ایجاد خانه های اشتغال سعی در سوق دادن زنان و مادران از شغل های کاذب به حرفه های مختلف نموده است. به این ترتیب با ایجاد یک منبع درآمد برای این مادران، کودکان آنها به مرور از چرخه ی کار در خیابان و کارگاه ها خارج شده، می توانند به تحصیل خود ادامه داده و از حقوق اولیه ی خود بهره مند شوند. بی شک حمایت از سازمان های مردم نهاد در این زمینه از سوی نهادهای متولی مانند وزارت کار و رفاه اجتماعی می تواند مشوقی مناسب در این زمینه باشد. بیمه کردن افراد شاغل در این مراکز یکی از این حمایتها می تواند باشد.

goo.gl/tYdmiv

🆔 @imamalisociety
جمع آوری آرزوها در آیین کعبه کریمان در شهر گرگان، از جامعه هدف در نظر گرفته شده امسال؛ کودکانی که برای امرار معاش و بقا ناگزیر به زباله گردی هستند.

#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست

🌐 مشاهده و برآورده کردن آرزوها:
kariman.sosapoverty.org

goo.gl/BMns6V

🆔 @imamalisociety