▪️به فاصله ی کمتر از سه روز از روز کارگر، مرگ جمعی از هموطنان کارگرمان در معدن آزادشهر استان گلستان، همه ی ایران را به غم نشاند.
▪️برای این عزیزان از دست رفته که در شرایطی سخت به کار مشغول بودند از خداوند طلب رحمت و مغفرت می نماییم.
▪️باشد که با رعایت نکات ایمنی در محیط های کاری از تکرار حوادث این چنینی جلوگیری شود تا خانواده های زیادی به داغ عزیزان خود ننشینند و انسان و کرامت انسانی بیش از پیش محترم شمرده شود.
goo.gl/nYxRFM
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
▪️برای این عزیزان از دست رفته که در شرایطی سخت به کار مشغول بودند از خداوند طلب رحمت و مغفرت می نماییم.
▪️باشد که با رعایت نکات ایمنی در محیط های کاری از تکرار حوادث این چنینی جلوگیری شود تا خانواده های زیادی به داغ عزیزان خود ننشینند و انسان و کرامت انسانی بیش از پیش محترم شمرده شود.
goo.gl/nYxRFM
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
از کنارم مگذر
آنچنانم که گویی هیچم
و مرا نمی بینی
من
معصومیت بی انتهای این شهرم
نشسته بر گذرگاه های بی نگاه!
🆔 @imamalisociety
آنچنانم که گویی هیچم
و مرا نمی بینی
من
معصومیت بی انتهای این شهرم
نشسته بر گذرگاه های بی نگاه!
🆔 @imamalisociety
♦️با وجود پیوستن ایران به مقاوله نامه ۱۸۲ سازمان جهانی کار و تاکید بسیار بر مفاد مربوط به شرایط کار نوجوانان، مواردی چون "خروج کارگاههای زیر ده نفر از شمول قانون کار" و برخی دیگر از مواد قانونی از جمله ماده ۹۲ قانون نظام صنفی کشور که ورود بازرسان به کارگاه بدون شکایت کارگر را ممنوع میکند، موجبات افزایش کار کودک و یا انجام کارهای سخت و زیانآور به وسیله نوجوانان را فراهم آورده است.
♦️در حاشیه شهرری مراکز بازیافت بسیاری وجود دارند که توسط پیمانکاران شهرداری اداره میشوند. این مراکز جهت جمعآوری ضایعات از کودکان بهره میگیرند و هیچگونه نظارتی بر عملکرد آنها وجود ندارد.
#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
📷 عكس: شناسايى كعبه كريمان، فروردين ٩٦
yon.ir/f94EP
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
♦️در حاشیه شهرری مراکز بازیافت بسیاری وجود دارند که توسط پیمانکاران شهرداری اداره میشوند. این مراکز جهت جمعآوری ضایعات از کودکان بهره میگیرند و هیچگونه نظارتی بر عملکرد آنها وجود ندارد.
#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
📷 عكس: شناسايى كعبه كريمان، فروردين ٩٦
yon.ir/f94EP
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
هیچ ارمغانی بالاتر از صرف وقت و انرژی برای کمک به دیگران، بدون هیچ چشمداشت، نیست.
👤نلسون ماندلا
📸 عکس: کلاس درس در خانه ایرانی قم جمعیت امام علی
🆔 @imamalisociety
👤نلسون ماندلا
📸 عکس: کلاس درس در خانه ایرانی قم جمعیت امام علی
🆔 @imamalisociety
🌀 کارگاه نگاه صحیح در برخورد با کودکان کار
🗓 سه شنبه ١٩ اردیبهشت، ساعت ١٢ الی ١۵
📌 دانشگاه #شهید_بهشتی، دانشکدهی علوم تربیتی و روان شناسی، کلاس ١٠١
👤 مدرس: محیا واحدی
🆔 @imamalisociety
🗓 سه شنبه ١٩ اردیبهشت، ساعت ١٢ الی ١۵
📌 دانشگاه #شهید_بهشتی، دانشکدهی علوم تربیتی و روان شناسی، کلاس ١٠١
👤 مدرس: محیا واحدی
🆔 @imamalisociety
داستان دخترکانم امروز، قصه پریانی بود که از آسمانِ باغ آرزوها شکوفه ی گیلاس و بهار نارنج می چیدند.
📚 کلاس کتابخوانی دختران نوجوان خانه ایرانی لب خط جمعیت امام علی
📞۰۹۳۹۴۸۰۴۷۰۲
🆔 @imamalisociety
📚 کلاس کتابخوانی دختران نوجوان خانه ایرانی لب خط جمعیت امام علی
📞۰۹۳۹۴۸۰۴۷۰۲
🆔 @imamalisociety
جمعیت امام علی
🌀 کارگاه نگاه صحیح در برخورد با کودکان کار 🗓 ١١ اردیبهشت، ساعت ١٣ الی ١۶ 📌میدان انقلاب، خیابان ١۶ آذر، باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران 👤 مدرس: محیا واحدی 🌐 کسب اطلاعات بیشتر: goo.gl/GLCeNh
🌀 سلسله کارگاه های اجتماعی کانون امام علی (ع) دانشگاه تهران، کارگاه اول
🔸 گزارش کارگاه نگاه صحیح در برخورد با کودکان کار
goo.gl/WSs1jJ
🆔 @imamalisociety
🔸 گزارش کارگاه نگاه صحیح در برخورد با کودکان کار
goo.gl/WSs1jJ
🆔 @imamalisociety
Telegraph
کارگاه نگاه صحیح در برخورد با کودکان کار
🌀 کارگاه نگاه صحیح در برخورد با کودکان کار توسط کانون امداد دانشجویی امام علی (ع) دانشگاه تهران و با حضور محیا واحدی (فعال اجتماعی) در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران از ساعت ١٣ الی ١۶ در تاریخ ١١ اردیبهشت ٩۶ برگزار شد. 🔹 محیا واحدی ابتدا با طرح سوال "ما به…
فیتز جرالد می گوید:
یکی از نشانه های هوش و عقل ممتاز توانایی درحفظ توام و همزمان دو عقيده متضاد در ذهن خویش است؛ بدون آنکه به ذهن خللی وارد آيد.
مثلا انسان ممکن است از اين آگاه باشد كه وضع مایوس کننده است و با اين حال خود را متعهد بداند که برای بهبود آن بکوشد.
🌐 منبع: عرفان داروی دردهای بی درمان، دكتر وین دایر
#روانشناسی
📸 عکس: تمرین تیم فوتبال پرشین جعفرآباد کرمانشاه تحت نظر خانه ایرانی جمعیت امام علی در این شهر؛
ورزش دریچه های بزرگی از امید، اعتماد به نفس و شادی را به روی کودکان محلات حاشیه می گشاید.
goo.gl/84hblR
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
یکی از نشانه های هوش و عقل ممتاز توانایی درحفظ توام و همزمان دو عقيده متضاد در ذهن خویش است؛ بدون آنکه به ذهن خللی وارد آيد.
مثلا انسان ممکن است از اين آگاه باشد كه وضع مایوس کننده است و با اين حال خود را متعهد بداند که برای بهبود آن بکوشد.
🌐 منبع: عرفان داروی دردهای بی درمان، دكتر وین دایر
#روانشناسی
📸 عکس: تمرین تیم فوتبال پرشین جعفرآباد کرمانشاه تحت نظر خانه ایرانی جمعیت امام علی در این شهر؛
ورزش دریچه های بزرگی از امید، اعتماد به نفس و شادی را به روی کودکان محلات حاشیه می گشاید.
goo.gl/84hblR
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🌀 تدریس عشق
🔸طرح همیاری دانش آموزان مناطق محروم جهت آمادگی در امتحانات
🗓 چهارشنبه، ٢٠ اردیبهشت، ساعت ١۶ الی ١٨
📌پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران، ساختمان مرکزی معماری، کلاس ٣ مرکزی
🆔 @imamalisociety
🔸طرح همیاری دانش آموزان مناطق محروم جهت آمادگی در امتحانات
🗓 چهارشنبه، ٢٠ اردیبهشت، ساعت ١۶ الی ١٨
📌پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران، ساختمان مرکزی معماری، کلاس ٣ مرکزی
🆔 @imamalisociety
آرزوهای من تموم شده!
محمد را وقتی دیدیم که داشت کنار اتوبان گاریاش را هل میداد. سه برادر و سه خواهر کوچکتر از خودش داشت که همه افغانستان بودند. خودش پانزده شانزده سال داشت و هیچوقت درس نخوانده بود. پول هایش را میفرستاد افغانستان تا خواهر و برادرهایش درس بخوانند.
اصرار کردیم و اصرار که آرزویی کند.
آخرش گفت:
« آرزوهای من تموم شده دیگه. همهش رفته. بچه بودم توپ میخواستم، دوچرخه میخواستم. الان دیگه سر کار میرم. دیگه آرزویی ندارم. بچه بودم توپبازی میکردم. بابام اومد توپ رو ازم گرفت گفت برو سر کار، همهش رفت ... »
#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
🌐 مشاهده و برآورده کردن آرزوها:
kariman.sosapoverty.org
goo.gl/fcu2SF
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
محمد را وقتی دیدیم که داشت کنار اتوبان گاریاش را هل میداد. سه برادر و سه خواهر کوچکتر از خودش داشت که همه افغانستان بودند. خودش پانزده شانزده سال داشت و هیچوقت درس نخوانده بود. پول هایش را میفرستاد افغانستان تا خواهر و برادرهایش درس بخوانند.
اصرار کردیم و اصرار که آرزویی کند.
آخرش گفت:
« آرزوهای من تموم شده دیگه. همهش رفته. بچه بودم توپ میخواستم، دوچرخه میخواستم. الان دیگه سر کار میرم. دیگه آرزویی ندارم. بچه بودم توپبازی میکردم. بابام اومد توپ رو ازم گرفت گفت برو سر کار، همهش رفت ... »
#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
🌐 مشاهده و برآورده کردن آرزوها:
kariman.sosapoverty.org
goo.gl/fcu2SF
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
دخترک ده ساله حتی نتوانست عروسکش را با خود به خانه ی بخت ببرد تا کودکیاش را در خفا برای خود به بازی گیرد. او زودتر از آنکه بداند بالغ شده است، مادر بودن را درک میکند.
✅ برگزاری نشست ازدواج کودک در نمایشگاه نقاشی سیما افتخاری راد، نمایشگاهی با نگاه اجتماعی
⬅️ سخنران: زهرا کهرام (فعال اجتماعی و از اعضای جمعیت امام علی)
✳️ عنوان سخنرانی: مدل ازدواج کودکان در قومیتهای گوناگون ایران
⏱ دوشنبه ۱٨ اردیبهشت، ساعت ۱٧-۱٩
📌 خیابان شریعتی، پایینتر از حسینیه ارشاد، خیابان کوشا، کوچه بدیعی، بنبست بشردوست، پلاک ۱۴
🆔 @imamalisociety
✅ برگزاری نشست ازدواج کودک در نمایشگاه نقاشی سیما افتخاری راد، نمایشگاهی با نگاه اجتماعی
⬅️ سخنران: زهرا کهرام (فعال اجتماعی و از اعضای جمعیت امام علی)
✳️ عنوان سخنرانی: مدل ازدواج کودکان در قومیتهای گوناگون ایران
⏱ دوشنبه ۱٨ اردیبهشت، ساعت ۱٧-۱٩
📌 خیابان شریعتی، پایینتر از حسینیه ارشاد، خیابان کوشا، کوچه بدیعی، بنبست بشردوست، پلاک ۱۴
🆔 @imamalisociety
جمعیت امام علی
⭕️ تمام رُخِ نیمرُخ شده ✳️ ششمین نوشته از سلسله یادداشت های هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق سکوت شبزده بیمارستان، تقسیمی است بین دردی که امید به درمانش میرود و مرگی که بیدرمان است. سال ١٣٨۶. ساعت ٢ نیمهشب در خاموشیِ طبقه…
⭕️ ماهرو
✳️ هفتمین نوشته از سلسله یادداشت های هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
ممکن است هر چیزی خواب تو را بپراند. بختکِ کابوسی یا که تشنگی یا حتی صدایی ناخوشایند. انگار که در معصومیت و آرامش خواب، نیست میشوی از هرچه درد و رنج بیدار بودن و هرچیز که منجر به پریدن تو از خواب شود، بسیار ناخوشایند است. خِرخِرِ نفسِ گونیِ پر از زباله بازیافت شده، صدای این کوچههای خوابزده است که کودکی، گونی را بختکوار پشت سر خود میکشد و شیشه و پلاستیک و مقوا را از میانه زبالهها برمیدارد و به گونی خود میگذارد و میگذرد. ممکن است این صدای زیر پنجره، خوابت را بیاشوبد. ظل آفتاب داغِ تابستان سال ١٣٨٠. رودی جاری از کودکان مناطق محروم، به سنگ وجود من با لبخند مهری ایستادند تا مرا با خُنکای طراوت حضورشان که سرچشمه از همه سختیها داشت، تازهکنند. آن سالها در فرهنگسرای انقلاب، معلم الفبای کودکانمان شده بودیم. عکس کودکیها در ماه افتاده بود. همه آن چهرههای زیبا پر از زخمهای درشت و کندگی های بیرحم بود. درست مثل سطح ناهمگونِ ماه. وقتی سوال ذهنت بیشتر میشد که چشمت به پاهای کوچکشان میافتاد که بندی از انگشتانشان را از دست داده بودند. پیش خود میگفتم بیماری سالَک و آبله و جذام به زحمتِ پدران ما از این سرزمین رخت بربسته، پس منشاء این زخمها و چالهها چیست؟ شبانه برای پیگیری وضعیت بیماری یکی از آن کودکان، راهی پاسگاه نعمت آباد شدیم. به گاراژی رسیدیم، با کاربری تغییرکرده بازیافت زباله، با اتاقکهای کوچکی برای قرار گرفتن یک ماشین بر روی چاله تعمیر. چالههای تعمیر، پرشده و با زیراندازی ساده پوشانده شده بود و در هر اتاقک، خانوادهای پرجمعیت سکنی گزیده بود. مردان و زنان و کودکان فقیر، زبالههایی را که جمع میکردند، به حیاط گاراژ میآوردند و کوهی از آشغال میساختند و شبانه تا نزدیکی صبح در دامنه این کوهِ متعفن، مشغول تفکیک شیشه و مقوا و پلاستیک از هم میشدند. به محض ورود به این گاراژ، احساس انساندوستی به اهالی آن خانه، جای خود را به وحشت از موشهای بیشمار درشتی میداد که زیرزبالهها میجنبیدند؛ موشهایی که تحت هیچ شرایطی از تو نمیترسیدند و اگر محکم پا بر زمین میکوبیدی، مختصر تکانی میخوردند و به جویدن آنچه که زیردندان داشتند، ادامه میدادند. در شدت تاریکیِ کابوسوارِ آن خانه، پتوی مقابل درِ بیغولهای را کنار زدم. زهرا رحیمی، مدیرعاملِ امروز جمعیت امام علی(ع)، دختربچهای تبدار را به آغوشِ نگرانیاش گرفته بود. او پیشتر از ما خود را به بالین آن طفلک رسانده بود. ناگهان در آن ظلمتِ مرگآور، چشمم به چشم وقاحتِ حضور موشهایی بزرگ افتاد که زیردندان چیزی را میجویدند. آنها پیشتر از همه در آن خانه بودند. کمی که با اهالی خانه صمیمی شدیم، به ظنِّ احتمال کودکآزاری والدین، به زخمهای بدن فرزندانشان اشاره کردیم. مادر با خنده بیتفاوتی، دستهای خود و زخمهای روی آن را نشان داد و گفت: «کار موشهاست». شبها بیهوش از خستگی کار، بر زمین سماجتِ موشهای گرسنه میافتادند؛ عادتشان شده بود تحمل دندانهایی که صورت زیبای بیداریشان را میتراشید یا که بندی از انگشتشان را میخورد، تا این که بخواهند از خوابِ دوشین بیدار شوند و بخواهند موشهایی را که تحت هیچ شرایطی از خانه نمیروند را برانند. انگار که در معصومیت و آرامش خواب، نیست میشدند از درد و رنجِ زبالهگردیِ بیداریشان؛ حتی اگر موشی به تراشیدنِ خوابِ کودکانشان آمده باشد. آنی در خیالم آمد این چه بازیای است؟ دستِ خوابِ کودکی، موشی را از معصومیت چهرهاش کنار میزند و اصرار موشی دیگر، عاجزش میکند و از خستگیِ "نمیتوانم بیدار شوم، نمیخواهم بیدار شوم"، تسلیم میشود. پیرِ اشکهایم درمیآید از تصورِ درد کودکی مظلوم که در شب این شهر، زیردندانهای موشها، ماهرو میشود، زمانی که ما نمیتوانیم بیدار شویم یا نمیخواهیم بیدار شویم.
🌐 منبع: روزنامه شرق (یکشنبه، ١٧ اردیبهشت ٩۶)
goo.gl/kuVi35
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
✳️ هفتمین نوشته از سلسله یادداشت های هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
ممکن است هر چیزی خواب تو را بپراند. بختکِ کابوسی یا که تشنگی یا حتی صدایی ناخوشایند. انگار که در معصومیت و آرامش خواب، نیست میشوی از هرچه درد و رنج بیدار بودن و هرچیز که منجر به پریدن تو از خواب شود، بسیار ناخوشایند است. خِرخِرِ نفسِ گونیِ پر از زباله بازیافت شده، صدای این کوچههای خوابزده است که کودکی، گونی را بختکوار پشت سر خود میکشد و شیشه و پلاستیک و مقوا را از میانه زبالهها برمیدارد و به گونی خود میگذارد و میگذرد. ممکن است این صدای زیر پنجره، خوابت را بیاشوبد. ظل آفتاب داغِ تابستان سال ١٣٨٠. رودی جاری از کودکان مناطق محروم، به سنگ وجود من با لبخند مهری ایستادند تا مرا با خُنکای طراوت حضورشان که سرچشمه از همه سختیها داشت، تازهکنند. آن سالها در فرهنگسرای انقلاب، معلم الفبای کودکانمان شده بودیم. عکس کودکیها در ماه افتاده بود. همه آن چهرههای زیبا پر از زخمهای درشت و کندگی های بیرحم بود. درست مثل سطح ناهمگونِ ماه. وقتی سوال ذهنت بیشتر میشد که چشمت به پاهای کوچکشان میافتاد که بندی از انگشتانشان را از دست داده بودند. پیش خود میگفتم بیماری سالَک و آبله و جذام به زحمتِ پدران ما از این سرزمین رخت بربسته، پس منشاء این زخمها و چالهها چیست؟ شبانه برای پیگیری وضعیت بیماری یکی از آن کودکان، راهی پاسگاه نعمت آباد شدیم. به گاراژی رسیدیم، با کاربری تغییرکرده بازیافت زباله، با اتاقکهای کوچکی برای قرار گرفتن یک ماشین بر روی چاله تعمیر. چالههای تعمیر، پرشده و با زیراندازی ساده پوشانده شده بود و در هر اتاقک، خانوادهای پرجمعیت سکنی گزیده بود. مردان و زنان و کودکان فقیر، زبالههایی را که جمع میکردند، به حیاط گاراژ میآوردند و کوهی از آشغال میساختند و شبانه تا نزدیکی صبح در دامنه این کوهِ متعفن، مشغول تفکیک شیشه و مقوا و پلاستیک از هم میشدند. به محض ورود به این گاراژ، احساس انساندوستی به اهالی آن خانه، جای خود را به وحشت از موشهای بیشمار درشتی میداد که زیرزبالهها میجنبیدند؛ موشهایی که تحت هیچ شرایطی از تو نمیترسیدند و اگر محکم پا بر زمین میکوبیدی، مختصر تکانی میخوردند و به جویدن آنچه که زیردندان داشتند، ادامه میدادند. در شدت تاریکیِ کابوسوارِ آن خانه، پتوی مقابل درِ بیغولهای را کنار زدم. زهرا رحیمی، مدیرعاملِ امروز جمعیت امام علی(ع)، دختربچهای تبدار را به آغوشِ نگرانیاش گرفته بود. او پیشتر از ما خود را به بالین آن طفلک رسانده بود. ناگهان در آن ظلمتِ مرگآور، چشمم به چشم وقاحتِ حضور موشهایی بزرگ افتاد که زیردندان چیزی را میجویدند. آنها پیشتر از همه در آن خانه بودند. کمی که با اهالی خانه صمیمی شدیم، به ظنِّ احتمال کودکآزاری والدین، به زخمهای بدن فرزندانشان اشاره کردیم. مادر با خنده بیتفاوتی، دستهای خود و زخمهای روی آن را نشان داد و گفت: «کار موشهاست». شبها بیهوش از خستگی کار، بر زمین سماجتِ موشهای گرسنه میافتادند؛ عادتشان شده بود تحمل دندانهایی که صورت زیبای بیداریشان را میتراشید یا که بندی از انگشتشان را میخورد، تا این که بخواهند از خوابِ دوشین بیدار شوند و بخواهند موشهایی را که تحت هیچ شرایطی از خانه نمیروند را برانند. انگار که در معصومیت و آرامش خواب، نیست میشدند از درد و رنجِ زبالهگردیِ بیداریشان؛ حتی اگر موشی به تراشیدنِ خوابِ کودکانشان آمده باشد. آنی در خیالم آمد این چه بازیای است؟ دستِ خوابِ کودکی، موشی را از معصومیت چهرهاش کنار میزند و اصرار موشی دیگر، عاجزش میکند و از خستگیِ "نمیتوانم بیدار شوم، نمیخواهم بیدار شوم"، تسلیم میشود. پیرِ اشکهایم درمیآید از تصورِ درد کودکی مظلوم که در شب این شهر، زیردندانهای موشها، ماهرو میشود، زمانی که ما نمیتوانیم بیدار شویم یا نمیخواهیم بیدار شویم.
🌐 منبع: روزنامه شرق (یکشنبه، ١٧ اردیبهشت ٩۶)
goo.gl/kuVi35
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
کانون امام علی(ع) دانشگاه تهران
🌀 سلسله کارگاههای اجتماعی کانون امام علی (ع) دانشگاه تهران 🗓 ١١ اردیبهشت تا ١٣ اردیبهشت 📌 میدان انقلاب، خیابان ١۶ آذر، باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران 🌐 کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام: goo.gl/GLCeNh
🌀 سلسله کارگاه های اجتماعی کانون امام علی (ع) دانشگاه تهران، کارگاه دوم
🔸 گزارش کارگاه آشنایی با مفهوم مسئولیت اجتماعی
goo.gl/EKFxT0
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔸 گزارش کارگاه آشنایی با مفهوم مسئولیت اجتماعی
goo.gl/EKFxT0
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
Telegraph
کارگاه آشنایی با مفهوم مسئولیت اجتماعی
🌀 کارگاه آشنایی با مفهوم مسئولیت اجتماعی توسط مرتضی کی منش (فعال اجتماعی) در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران از ساعت ١۴ الی ١۶ در تاریخ ١٢ اردیبهشت ٩۶ برگزار شد. 🔹 فردی سوال میکند که من از کودک کار بخرم یا نخرم؟ در پاسخ میگوییم این سوال در ابتدای امر اصلا…
🌀 همایش کعبه کریمان
🗓 ٢٢ اردیبهشت ٩۶، ساعت ١۵ الی ١٨
📌 شهرک غرب، فاز شش، خیابان ایوانک غربی، سرای محله ایوانک
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
📞 ٠٢١٨٨٩٣٠٨١۶
🆔 @imamalisociety
🗓 ٢٢ اردیبهشت ٩۶، ساعت ١۵ الی ١٨
📌 شهرک غرب، فاز شش، خیابان ایوانک غربی، سرای محله ایوانک
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
📞 ٠٢١٨٨٩٣٠٨١۶
🆔 @imamalisociety
بیا که خنده ات از جنس خردسالی ماست
بیا که خانه ات امروز در حوالی ماست
بیا که هر دو به یک روزگار تن دادیم
تفاوتی اگر هست، وضع مالی ماست
همیشه در پی سطل زباله می گردی
همیشه دست تو تصویر بی ملالی ماست
به روی فرش گل اندام خویش لم دادیم
درون مشت تو مشتی ز کرک قالی ماست
تو را قسم به تمام زباله های جهان
زباله گردی تو عین بی خیالی ماست
"دلیل گریه بی وقفه ی بهارت چیست؟"
بگو که اشک زلالت ز نازلالی ماست
تمام شهر از این ماجرا خبر دارد
ولی هنوز هم این جمله ی سوالی ماست
دلت ز سردی این ناکجا نمی سوزد
که آنچه داغ دل توست، جای خالی ماست
هوار و لعنت و لعنت به ما که پنداریم
فقط نماز و دعا موجب تعالی ماست
تگرگ چشمهای بی بهار غمگینت
خبر دهد که کنون فصل خشکسالی ماست
شعر از اعضای داوطلب جمعیت امام علی
#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
🌐 مشاهده و برآورده کردن آرزوها:
kariman.sosapoverty.org
goo.gl/hTxg1T
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
بیا که خانه ات امروز در حوالی ماست
بیا که هر دو به یک روزگار تن دادیم
تفاوتی اگر هست، وضع مالی ماست
همیشه در پی سطل زباله می گردی
همیشه دست تو تصویر بی ملالی ماست
به روی فرش گل اندام خویش لم دادیم
درون مشت تو مشتی ز کرک قالی ماست
تو را قسم به تمام زباله های جهان
زباله گردی تو عین بی خیالی ماست
"دلیل گریه بی وقفه ی بهارت چیست؟"
بگو که اشک زلالت ز نازلالی ماست
تمام شهر از این ماجرا خبر دارد
ولی هنوز هم این جمله ی سوالی ماست
دلت ز سردی این ناکجا نمی سوزد
که آنچه داغ دل توست، جای خالی ماست
هوار و لعنت و لعنت به ما که پنداریم
فقط نماز و دعا موجب تعالی ماست
تگرگ چشمهای بی بهار غمگینت
خبر دهد که کنون فصل خشکسالی ماست
شعر از اعضای داوطلب جمعیت امام علی
#کعبه_کریمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
🌐 مشاهده و برآورده کردن آرزوها:
kariman.sosapoverty.org
goo.gl/hTxg1T
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety