جمعیت امام علی
5.64K subscribers
5.77K photos
1.6K videos
62 files
3.06K links
کانال رسمی جمعیت امداد دانشجویی- مردمی امام علی(ع)

همراهان گرامی این کانال توسط اعضای جمعیت امام علی در خارج از کشور اداره می‌شود.
Download Telegram
#نیایش

کوله باری از رنج بر دوشت
از کنارت عبور می کنیم
من و رهگذرانی دیگر،
کدامینمان را صیقل خواهی داد؟
در کوره ی آتشین رنجهایت

پروردگارا
سره و ناسره وجودم را
به دستان پررنجش
از هم تمیز ده!

#نگاهی_به_آسمان
goo.gl/pZxnCf

🆔 @imamalisociety
🔸 برادری که ورای علم، سخن، اندیشه، شهامت، جسارت و مردم دوستیش که بسیار از آن گفته اند و نوشته اند، قلب شفیقش بود که پناه سایه همگانمان بود. در گرماگرم نوشتن و خلق کردن برمی خاست تا پتو به روی کربلایی زهرا بیندازد. در خیابان با دیدن کودک دستفروش ماشین را به کناری می زد و با او مدتها به گفتگو می پرداخت.
وقتی کنار دلتنگی هایت می نشست چنان دل به دردهایت می داد که زمان رفتن به دانشکده را از یاد می برد.
🔸 حواسش اغلب به قدری پرت بود که کفشهایش را هم لنگه به لنگه می پوشید؛ اما تا کودک فقیری می دید کفش کهنه او چشمش را می گرفت. خم می شد. پاهارا اندازه می گرفت تا برایش کفشی بخرد.
🔸 برای زلزله زدگان وسیله جمع می کرد و چنان از اندوه آنان به درد می آمد که چند پاکت سیگار می کشید.

📌 از صحبتهای افسانه شریعتی، خواهر دکتر علی شریعتی، در چهلمین سالگرد پرواز دکتر علی شریعتی
goo.gl/Lf6m7B

🆔 @imamalisociety
🌀 گزارش تصویری ایرنا از بخش های مختلف آیین کوچه گردان عاشق در شهر قم

goo.gl/iXr9eN

🌐 برای مشاهده این گزارش به آدرس زیر مراجعه کنید:
➡️ www.irna.ir/qom/fa/Photo/3471194/

🔸 با کوچه گردان عاشق همراه شویم:
🌐 Kuchegardan.org
📞 ۰۲۱۸۸۹۳۰۸۱۶
🆔 @eventias
🆔 @imamalisociety
Forwarded from پادکست شورمس
در این کوچه‌ها، "دیدن" اتفاقی نادر است..
دیدنی که به تغییر بینجامد..
دیدنی که به حضور مسئولانه بینجامد..

🌐 kuchegardan.org

📞۰۲۱۸۸۹۳۰۸۱۶

🆔 @eventias
#نیایش

پروردگارا
دستادست هم بر راهت پای می فشاریم
تا کودکی، مادری و انسانی را
به دریچه های امید و زندگی رهنمون باشیم

بارالها
پیوندمان را هر روز محکم و محکم تر نمای
و دوستی هایمان را بیشتر و بیشتر
و "ثبّت اقدامنا" در این راه عزیز و شریف!

#نگاهی_به_آسمان
goo.gl/tWa5xv

🆔 @imamalisociety
بهارت خوش که فکر دیگرانی ...

خط خوش از مهدی ملک نیا

🆔 @imamalisociety
🌀 به مناسبت ۲۰ ژوئن؛ روز جهانی پناهنده

🔸 ۲۰ ژوئن در سال ۲۰۰۱ به عنوان روز جهانی پناهنده توسط سازمان ملل نام گذاری شد. این روز به منظوربزرگداشت جرات، قدرت و عزم زنان، مردان و کودکانی که به دلیل آزار و اذیت، درگیری و خشونت مجبور به فرار از خانه هایشان شدند، شکل گرفت.

🔸 به این نکات توجه کنید:
١- جنگ بیش از چهل میلیون نفر را مجبور به فرار از خانه هایشان کرده.
٢- هر چهار ثانیه فردی مجبور به فرار از کشورش می شود.
٣- میلیون ها خانواده همه چیزشان را از دست داده اند.
۴- میلیون ها نفر آروزی بازگشت به وطن را دارند.

🔸 پناهندگی امروزه با وضعیت ناامن و فشارهای استراتژیک درمنطقه بسیار بیشتر از قبل شده و توجه و حمایت بیشتری را می طلبد تا دیگر شاهد اتفاقات ناخوشایندی مانند غرق شدن کودک پناه جوی سوری، آیلان، و برخوردهای غیرانسانی کشورهای یونان، مجارستان، اتریش و دیگر کشورهای اروپایی با پناهندگان نباشیم.

goo.gl/EahGLH

🆔 @imamalisociety
⭕️ جمعیت امام علی ۷۵۸ کودک را شناسایی کرده که در ۱۰۳ مرکز مدیریت پسماند به جمع آوری و تفکیک زباله اشتغال دارند.

🔸 پس از فوت احد و صمد (دو کودک که زمستان ۹۵، در یک کارگاه تفکیک زباله، زنده زنده در آتش سوختند)، تیم شناسایی جمعیت امام علی اقدام به شناسایی کودکانی که به زباله گردی مشغولند، نمود. اخیراً یک کودک افغان ۱۱ ساله در حالی توسط جمعیت امام علی در یکی از بیمارستانهای تهران شناسایی شده که هم با اتومبیل تصادف کرده و هم به هپاتیت (ناشی از زباله‌گردی) مبتلا است. پدر این کودک در قید حیات نیست و مادر او در افغانستان است. او به همراه پسرعموهای خود برای کسب درآمد از زباله گردی به تهران مهاجرت کرده بود.

🔸دهها مورد آثار جویدگی صورت، دست، شکم و پای این کودکان در شناسایی‌های جمعیت امام علی مشاهده شد. بدن بسیاری از این کودکان در مراکز تفکیک زباله، شب‌ها هنگام خواب توسط موش‌ها و حیوانات موذی جویده می‌شود. موش و حیوانات موذی سلامتی بیش از ۷۳ درصد از این کودکان را تهدید می‌کند.

🔸بیماری‌های عفونی و مواردی همچون سالک و گال در اثر جویدگی توسط موش‌ها به کودکان کار منتقل می‌گردد.

🔸استفاده از کودکان برای ارزان تر کردن تفکیک زباله‌های شهر تهران در چند سال گذشته افزایش یافته است.

🔸همه ما می بینیم، هر روز کودکی گوشه خیابانی مشغول تفکیک بازمانده غذاهای ما، رخت های فرسوده و چرک ما، پلاستیک و سوزن و سرنگ و هر آن چه، که نباید و نشاید است و ما می دانیم که حق او کیف و کوله‌ای است خوشرنگ و سبک که بر دوش آویزد و از مدرسه آید و به مدرسه رود، نه آن کیسه حجیم سنگین و متعفنی که بر دوش می‌کشد.

🔸مطالبات جمعیت امام علی در این راستا: مکانیزه شدن سیستم جمع آوری و تفکیک زباله، نظارت بر عملکرد مراکز مدیریت پسماند، برگرداندن حقوق اولیه این کودکان و جریمه و برخورد با پیمانکاران متخلفی که از کودکان برای تفکیک زباله سواستفاده می کنند.

برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به صفحه مرتبط با این موضوع مراجعه نمایید:
➡️ kuchegardan.org/wastepicker/

goo.gl/RYm6dd

🆔 @imamalisociety
#نیایش

قسم به صبح
که شب رفتنی ست
قسم به زلال نگاه کودکان بی پناه
که خانه ی ارباب ریا گسستنی ست

پروردگارا
در کنار کودکان پررنجت ایستادیم
پاکمان کردند و استوار
چونان که خود استوارند و اهل رنج
ز ریاکاران هراسمان نیست
چونان که سست اند و اهل عافیت!

#نگاهی_به_آسمان
goo.gl/UyGgzT

🆔 @imamalisociety
ما به این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
"من یک عضو داوطلب جمعیت امام علی هستم!"

🔸 پرده ی اول:
پسرک در مسابقات فوتبال جمعیت امام علی زانویش ضرب می خورد. آخر بازی وسط زمین می افتد و نمی تواند بلند شود. او را برای عکسبرداری به بیمارستان می برم. برایش نوبت می گیرم و پیشش برمی گردم. به من نگاه می کند. می گوید: "آقا این بار دومه که بیمارستان میام". پانزده سال دارد. به او می گویم: "یعنی قبل از این فقط یه بار بیمارستان اومده بودی؟" می گوید: آره. می گویم: "بار اول واسه چی بود؟" انگشت سبابه ی دست راستش را نشان می دهد که بند بالایی آن قطع شده و می گوید:"برای این!". بند انگشتش در کارگاه پرسکاری قطع شده است!

🔸 پرده ی دوم:
دخترک هفت ساله در چهارراه لب خط در نزدیکی میدان شوش در حال فال فروشی است. در سرمای سوزان زمستان کاپشن نازکی پوشیده که زیپ آن خراب است و بهم نمی آید. از سرما به خود می لرزد. از بچه های خانه ایرانی جمعیت امام علی است. ساعت ده شب است. به او می گویم:"سارا برو خونه دیگه! هر چی فروختی بسه!" به آرامی جوابی می دهد که درست متوجه نمی شوم و فقط یک کلمه ی "ده" را از میان جمله اش می فهمم. به گمان اینکه گفته ساعت ده می روم، می گویم:"خب الان ساعت ده هست! برو خونه دیگه!" جواب می دهد:"نه، باید ده تومن بفروشم؛ وگرنه کتکم می زنن". می گویم:"تا الان چقدر فروختی؟" می گوید:"سه تومن!" دهانم قفل می شود و نگاهم به صورت ماهش خیره! مانند او حدود ده کودک شش تا هشت ساله ی دیگر هم در این چهارراه کار می کنند. گویا این اندازه از درد و رنجشان کافی نیست که تعدی و دست درازی جنسی راننده و موتورسوار و مغازه دار سر چهارراه هم باید بر آن افزوده شود!

🔸 پرده ی سوم:
"سمیه خانم" با دو دختر خردسالش در ساعات کلاس خانه ایرانی به اینجا آمده است. مادرها معمولا در این ساعتها به خانه ایرانی نمی آیند. اما همه ی ما داستان او را می دانیم. خودش می گوید: "شوهرم به خاطر اعتیادش همه ش تو خونه خوابه. وقتی بیدار میشه من رو به بهانه ی سروصدا کردن بچه ها کتک میزنه و از خونه بیرون میکنه. میگه بچه هات نمیذارن من بخوابم. من هم جایی رو ندارم برم و میام اینجا". خانه ایرانی جمعیت امام علی تنها پناه کودکان و نوجوانان پررنج و مادران دردکشیده در این محله است.

🔸 این پرده های سه گانه اگر نوشتار به درازا نمی کشید چه بسا صدگانه و هزارگانه می شد و اینها تجربیات من به عنوان "تنها یک عضو داوطلب جمعیت امام علی" بوده است؛ چه بسیار تجربیات مشابه و دردناکتر که دیگر اعضا داشته اند. اینها را همه با گوشت و پوست از نزدیک لمس کرده ام. برای بودن در کنار این بچه ها کسی مرا فریب نداده است. من فریب انگشت قطع شده ی پسرک پانزده ساله و از سرما به خود لرزیدن دخترک فال فروش هفت ساله و مظلومیت مادر بی پناه را خوردم. مرا درد و رنج و بی کسی بی نهایت این جماعت مسحور خود ساخت. آمدیم که مرهمی کوچک بر دردشان باشیم بی هیچ چشمداشتی؛ و ماندیم تا باور کنند انسان می تواند در کنار انسانی دیگر قرار بگیرد، دستش را بگیرد و در رنج و تنهایی یار و همراهش باشد. دردشان بزرگ است و همتی بزرگ می خواهد که پا به پای این دردها قدم برداریم. می دانیم که در قبالشان مسئولیم که به گفته ی پیامبر "ص": کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته".

goo.gl/KFHQkY

🆔 @imamalisociety
Forwarded from پادکست شورمس
بار درد بر دوشت
بار محبت علی بر دوشم
بارمان را بیا عوض کنیم
درد و رنجت را به من بده
ناچیز محبتم بپذیر
قامت کودکیت
شایسته ی این بار درد نیست
ای کوچک زیبا

#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
#کوچه_گردان_عاشق

با هجدهمین آیین کوچه گردان عاشق همراه شویم:
🌐 Kuchegardan.org

📞 ۰۲۱۸۸۹۳۰۸۱۶
🆔 @eventias
🆔 @imamalisociety

goo.gl/nRmrmP
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبت های مینا زمانیان، از اعضای جمعیت امام علی و پایه گذار طرح "خانه های علم" جمعیت، در همایش کوچه گردان عاشق در مشهد در شب قدر (بخش اول)

🆔 @imamalisociety
🆔 @eventias
#نیایش

پروردگارا
تو یاریمان کن
برای گفتن حق
برای روشن کردن حق از باطل
و در کلام ما و قلم ما
نور خودت را قرار ده
تا باطل رسوا گردد


#نگاهی_به_آسمان
goo.gl/6n3xwP

🆔 @imamalisociety
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در وادی عشق، بیا قدم بزنیم ...

معرفی اهداف و فعالیت های جمعیت امداد دانشجویی-مردمی امام علی (ع)

🆔 @imamalisociety
🎖شروع کلاس آموزش شطرنج به کودکان خانه ایرانی دروازه غار جمعیت امام علی با حضور میترا حجازی پور، استادبزرگ شطرنج کشور🎖

🔹 حضور مسئولانه و دغدغه مند قهرمانان و اساتید حوزه ورزش در عرصه های اجتماعی و ترویج روحیه ی پهلوانی، در پیشگیری و رفع آسیب های اجتماعی نقش بسزایی خواهد داشت.

goo.gl/QYRKOS

🆔 @imamalisociety
سارینا، کودک شناسایی شده در طرح کوچه گردان عاشق در کرمانشاه، که جمعیت امام علی در حال تلاش برای فراهم کردن شرایط عمل جراحی دستش است.

خالق اثر: فخرالدین دوست محمد، هنرمند کرمانشاهی

#کوچه_گردان_عاشق
#نیایش

پروردگارا
در این آخرین روزهای ماه رمضان
دست هایمان را به سوی تو گرفته ایم
تا در آنها
عشق به همنوع، مناعت طبع و گشاده رویی
قرار دهی
تا به زیباترین شکل
در کنار درد و رنج کودکانمان باشیم

#نگاهی_به_آسمان
goo.gl/Rk2VPC

🆔 @imamalisociety
گزیده ای از نشریه گل یخ، نشریه ی داخلی جمعیت امام علی

#کوچه_گردان_عاشق

🆔 @imamalisociety
🌀 محله ی چال، روستای قشلاق؛
و داغی دیگر بر پیکره ی تنهایی ها

🔹 از اهالي منطقه شهريار شنيديم كه كسي به چال وارد نمی شود و خيلی خطرناك است. هر كس از هرجای شهر كه خلاف می كند به آنجا می آيد؛ حتی پليس جرات نمی كند برود ولی كودكان و نوزادان زيادی در آن منطقه قربانی اعتياد شده اند و بچه ها فروخته می شوند.

🔹 شخصی كه همراه ما بود گفت شنيده ام كه از بهزيستی يك ماه پيش به اين منطقه آمده اند و خانواده ی يک مرد جانباز كه اصلا اوضاع مناسبی نداشت را ديده اند ولی ديگر برنگشتند؛ چون از سازمان به آنها اعلام كرده اند كه وارد اين محله نشوند. آدرس آن خانه را گرفتيم و وارد محله شديم. طبق اسمی كه داشت خانه های كوچك و قديمی و كوچه های باريک و تعداد زيادی كودک در يك چال بودند. سراغ آن خانواده رفتيم. جلوی درب، تعداد زيادی پرچم سیاه زده بودند كه خبر از داغ تازه ای می داد. در زديم. خانمی با صدايی مملو از غم گفت: بيا داخل دخترم. اهل خانه لباس مشكی عزا به تن داشتند. مردی با جثه ی بزرگ روی تختی آهنی خوابيده بود كه خبر از از كارافتادگی اش می داد؛ و مادری كه گرمای دست هايش نشان از داغ فرزند بود. اسما، دختری كه دانشجوی حقوق پيام نور بوده، دو روز پيش از نااميدی و رنج بی حد از نداشتن شهريه دانشگاه و يک ماهی كه سايت را برای ثبت نامش بسته بودند خودش را سوزانده بود. مادر از جنازه ی سوخته ی تنها دخترش می گفت و از بغض نشكسته پسر كوچكش كه رفتن خواهر را باور نمی كرد و با دستهای كوچكش صورتش را پوشانده بود.

🔹 مي شكنم زير نگاه پر از مهر و غمدار مادر كه دخترش را در چشم های بهت زده من می بيند و خرد می شوم از اين فكر كه كاش يک ماه زودتر آنها را ديده بوديم. كاش در ميان اين همه آوارگی دنيا، يكديگر را زودتر پيدا كرده بوديم و سوال می شوم كه چرا كارمندان بهزيستی كه آمدند و ديدند كنارشان نماندند؟ مگر می شود نماند كنار دستهای ورم كرده ی مادر از كار در خانه های مردم، كنار زخم های پدری كه جانباز فراموش شده دوران جنگ است!
شب قدر است مادر كنار عكس اسما منتظر ما نشسته تا با هم دعا كنيم برای آرامش روح پاک اسما و آرامش قلب بی قرار مادر!
goo.gl/SK69mG

🆔 @imamalisociety
#نیایش

دخترکان خُرد
سوخته در آتش غفلت ها
پسران رنج
مقهور ز بار محنت ها
دست هایم
تاب آتش دستانتان نمی آرد
که از بیابان سوزان بی تفاوتی ها گذشته اید

بارالها
توانی به من ده
که هر چه بیشتر
از درد و رنجشان بکاهم
و مرامم جز فروتنی نباشد
در برابر تنهایی و رنج این کودکان

#نگاهی_به_آسمان
goo.gl/d5gEyC

🆔 @imamalisociety