ذوق کادو را با دوستش قسمت میکرد ...
دستهای کوچک، دلهای بزرگ دارند، همتهای والا...
✅جشن هفتسین برکت در ایلام
➡️ @imamalisociety
دستهای کوچک، دلهای بزرگ دارند، همتهای والا...
✅جشن هفتسین برکت در ایلام
➡️ @imamalisociety
در جشن هفتسین برکت تهران، به ۸۰۰ کودک حاضر در جشن سال نو ساعتهای تولیدی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش جمعیت امام علی(ع) اهدا شد.
➡️ @imamalisociety
➡️ @imamalisociety
بساط خنده و شادی فراهم است، بچهها به امید نو شدن زندگی و دگرگونیِ احوال میخندند و پای کوبی می کنند.
✅جشن هفتسین برکت در ساری
➡️ @imamalisociety
✅جشن هفتسین برکت در ساری
➡️ @imamalisociety
مریم ۱۷ ساله، ساکن یکی از روستاهای اطراف شهر ری است، که مدتها با ناراحتی کلیهاش دست و پنجه نرم میکند و هر روزش را در کنار درد و دارو و بیمارستان سپری میکند ... تا جایی که باید هفتهای ۳ مرتبه دیالیز شود تا شاید کمی حالش بهتر شود.
مریم همراه عموی خود زندگی میکند و دستهای پینه بسته و چهرهی آفتاب سوختهی عمویش حکایت از ساعات طولانی کار روی زمینهای سبزیکاری همان اطراف را دارد، اما حتی با ساعات طولانی سبزی کاری هم نمیتوان در کنار تمام مخارج زندگی، هزینه ۳ مرتبه دیالیز با مبلغ هفتهای ۵۴۰هزار تومان را تامین کرد.
در کنار تمام سختیها شاید هیچ چیز دردناک تر از این نیست که تنها سهم مریم از روزهای جوانی هفتهای ۳ بار خوابیدن روی تخت دیالیز است.
اما چند روزیست که دیگر حتی همان دیالیزهای مکرر و طاقتفرسا هم پاسخگوی حال مریم نمیباشد و اکنون به دلیل وخامت حال عمومی و اضافه شدن مشکلات قلبی و ریوی، در یکی از بیمارستانهای شهر ری بستری است.
بیایید در کنار هم و با یاری هم کمی از تلخی این روزهای او بکاهیم. به یقین اگر دست به دست هم دهیم میتوانیم به کسی که روزهایش با درد و رنج گره خورده روزهایی بدون درد هدیه کنیم.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
✔️از عزیزانی که میتوانند ما را در کمک به مریم در زمینه پیوند، دکتر، بیمارستان و ... یاری کنند، درخواست می شود با شماره ۰۹۱۹۳۲۱۹۰۲۷ تماس بگیرند.
✔️همچنین افرادی که جهت تامین هزینهی درمان قصد کمک دارند، میتوانند مبالغ خود را به شماره کارت
6273539991664498
بنام جمعیت دانشجویی امام علی (ع) بانک تجارت واریز کنند.
➖لطفاً، پس از واریز وجوه، شماره پیگیری، مبلغ و تاریخ واریز را به شماره زیر ارسال نمایید:
📞 09193219027
➡️ @imamalisociety
yon.ir/j9HS
مریم همراه عموی خود زندگی میکند و دستهای پینه بسته و چهرهی آفتاب سوختهی عمویش حکایت از ساعات طولانی کار روی زمینهای سبزیکاری همان اطراف را دارد، اما حتی با ساعات طولانی سبزی کاری هم نمیتوان در کنار تمام مخارج زندگی، هزینه ۳ مرتبه دیالیز با مبلغ هفتهای ۵۴۰هزار تومان را تامین کرد.
در کنار تمام سختیها شاید هیچ چیز دردناک تر از این نیست که تنها سهم مریم از روزهای جوانی هفتهای ۳ بار خوابیدن روی تخت دیالیز است.
اما چند روزیست که دیگر حتی همان دیالیزهای مکرر و طاقتفرسا هم پاسخگوی حال مریم نمیباشد و اکنون به دلیل وخامت حال عمومی و اضافه شدن مشکلات قلبی و ریوی، در یکی از بیمارستانهای شهر ری بستری است.
بیایید در کنار هم و با یاری هم کمی از تلخی این روزهای او بکاهیم. به یقین اگر دست به دست هم دهیم میتوانیم به کسی که روزهایش با درد و رنج گره خورده روزهایی بدون درد هدیه کنیم.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
✔️از عزیزانی که میتوانند ما را در کمک به مریم در زمینه پیوند، دکتر، بیمارستان و ... یاری کنند، درخواست می شود با شماره ۰۹۱۹۳۲۱۹۰۲۷ تماس بگیرند.
✔️همچنین افرادی که جهت تامین هزینهی درمان قصد کمک دارند، میتوانند مبالغ خود را به شماره کارت
6273539991664498
بنام جمعیت دانشجویی امام علی (ع) بانک تجارت واریز کنند.
➖لطفاً، پس از واریز وجوه، شماره پیگیری، مبلغ و تاریخ واریز را به شماره زیر ارسال نمایید:
📞 09193219027
➡️ @imamalisociety
yon.ir/j9HS
بادبادکهای رنگیشان را به پرواز در آوردند ...
✅آیین هفتسین برکت
لحظه تحویل سال با شادی کودکان در زنجان
➡️ @imamalisociety
✅آیین هفتسین برکت
لحظه تحویل سال با شادی کودکان در زنجان
➡️ @imamalisociety
شادی کودکان برکت را در سفره هفتسین دلهایمان میآورد.
سال نو با طعم تازه عشق و شادی
✅جشن هفتسین برکت در کرمانشاه
➡️ @imamalisociety
سال نو با طعم تازه عشق و شادی
✅جشن هفتسین برکت در کرمانشاه
➡️ @imamalisociety
زیبای آذریام برقص
برقص و بخند ولی نگاهم مکن که هرم نگاهت ز شرمساری آبم میکند...
✅جشن هفتسین برکت جمعیت امام علی در تبریز
➡️ @imamalisociety
برقص و بخند ولی نگاهم مکن که هرم نگاهت ز شرمساری آبم میکند...
✅جشن هفتسین برکت جمعیت امام علی در تبریز
➡️ @imamalisociety
✅برای خوشبخت بودن مادری کافیست..
جمعیت امام علی (ع) برگزار میکند:
🎉🎉🎉جشن بزرگ مادران محلات حاشیه در تاریخ ۲۰ فروردین
به مناسبت روز مادر برای حدود ۵۰۰ مادر از ۱۲ منطقه تحت پوشش جمعیت امام علی در استان تهران و البرز، جشن بزرگی با هدف تقدیر از زحمات این مادران سرپرست خانوار و تسکین دردهای هر روزه ایشان برگزار میشود.
🔸شماره کارت برای همیاری در تامین هزینه این مراسم:
6104337770031308
بنام جمعیت امام علی (ع)
حساب جاری جام بانك ملت
🔸لطفا پس از واریز، شماره پیگیری، مبلغ واریزی و تاریخ را به این شماره (تلگرام یا پیامک) اعلام نمایید:
۰۹۳۶۷۲۶۶۷۳۸
🔸برای حضور در جشن میتوانید با ما تماس گرفته و ثبت نام نمایید.
🔻شماره تماس روابط عمومی (بعد از تعطیلات نوروزی):
۰۲۱۸۸۹۳۰۸۱۶
🔻کانال تلگرام جمعیت امام علی
@imamalisociety
yon.ir/V3bR
جمعیت امام علی (ع) برگزار میکند:
🎉🎉🎉جشن بزرگ مادران محلات حاشیه در تاریخ ۲۰ فروردین
به مناسبت روز مادر برای حدود ۵۰۰ مادر از ۱۲ منطقه تحت پوشش جمعیت امام علی در استان تهران و البرز، جشن بزرگی با هدف تقدیر از زحمات این مادران سرپرست خانوار و تسکین دردهای هر روزه ایشان برگزار میشود.
🔸شماره کارت برای همیاری در تامین هزینه این مراسم:
6104337770031308
بنام جمعیت امام علی (ع)
حساب جاری جام بانك ملت
🔸لطفا پس از واریز، شماره پیگیری، مبلغ واریزی و تاریخ را به این شماره (تلگرام یا پیامک) اعلام نمایید:
۰۹۳۶۷۲۶۶۷۳۸
🔸برای حضور در جشن میتوانید با ما تماس گرفته و ثبت نام نمایید.
🔻شماره تماس روابط عمومی (بعد از تعطیلات نوروزی):
۰۲۱۸۸۹۳۰۸۱۶
🔻کانال تلگرام جمعیت امام علی
@imamalisociety
yon.ir/V3bR
رضا (نام مستعار) ۹ ساله و خانوادهاش از هموطنان استان ایلام هستند. اختلال عملکرد در انگشت شصت دو دست، کلیههای نعل اسبی(دو کلیه به هم چسبیده و در یک طرف بدن قرار دارند)، بسته بودن مجرای گوش و مشکل حاد شنوایی از جمله مسائلی است که این کودک و خانوادهاش سالها با آن دست و پنجه نرم میکنند.
بعد از کمکهای مردمی جمعآوری شده توسط تيم جمعیت امام علی در بیمارستانهای کودکان (تارا) و تامین هزینه ۹۰ میلیون تومانی پیوند مغز و استخوان برای رضا در سال ۹۲، مشکل شنوایی رضا این روزها بسیار حاد شده است.
رضا که این سالها هیچ گاه مدرسه و تحصیل را رها نکرده و همواره از شاگردان ممتاز بوده، در این مرحله تنها گزینه برای شنوایی رضا نوعی سمعک باها (BAHA) است که قیمت آن ۳۰ میلیون تومان برآورد شده است.
علاوه بر این، به توصیه پزشک، خانواده برای مراقبت بهتر از رضا موقتا به تهران مهاجرت کرده و هزینههای بالای زندگی در تهران نیز بر آنها تحمیل شده است. این خانواده در این برهه حساس مجددا به یاری شما مردم عزیز برای سلامت پسر خود نیازمندند.
❌مهلت مرحله اول پرداخت برای سمعک رضا تنها تا ۱۴ فروردین ماه است.
✅شماره حساب بانک تجارت برای کمکهای اهدایی:
299021890
شماره كارت:
6273539991664498
بنام جمعیت دانشجويی امام علی (ع)
⬅️ لطفا مبالغ واريزی براي رضا را به شماره ۰۹۲۱۸۲۷۲۳۹۵ (تلگرام یا پیامک) اطلاع دهید.
🔸 @imamalisociety
yon.ir/0dHD
بعد از کمکهای مردمی جمعآوری شده توسط تيم جمعیت امام علی در بیمارستانهای کودکان (تارا) و تامین هزینه ۹۰ میلیون تومانی پیوند مغز و استخوان برای رضا در سال ۹۲، مشکل شنوایی رضا این روزها بسیار حاد شده است.
رضا که این سالها هیچ گاه مدرسه و تحصیل را رها نکرده و همواره از شاگردان ممتاز بوده، در این مرحله تنها گزینه برای شنوایی رضا نوعی سمعک باها (BAHA) است که قیمت آن ۳۰ میلیون تومان برآورد شده است.
علاوه بر این، به توصیه پزشک، خانواده برای مراقبت بهتر از رضا موقتا به تهران مهاجرت کرده و هزینههای بالای زندگی در تهران نیز بر آنها تحمیل شده است. این خانواده در این برهه حساس مجددا به یاری شما مردم عزیز برای سلامت پسر خود نیازمندند.
❌مهلت مرحله اول پرداخت برای سمعک رضا تنها تا ۱۴ فروردین ماه است.
✅شماره حساب بانک تجارت برای کمکهای اهدایی:
299021890
شماره كارت:
6273539991664498
بنام جمعیت دانشجويی امام علی (ع)
⬅️ لطفا مبالغ واريزی براي رضا را به شماره ۰۹۲۱۸۲۷۲۳۹۵ (تلگرام یا پیامک) اطلاع دهید.
🔸 @imamalisociety
yon.ir/0dHD
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️ عید چشمان براق و لبخند پنهان کودکیست... وقتی اتاق به اتاق دنبال عمو نوروز میاد و بهشون زُل میزنه.
☑️ آیین بوی عیدی در بیمارستان های کودکان به همت تیم تارا برگزار شد.
@healthsociety
@imamalisociety
☑️ آیین بوی عیدی در بیمارستان های کودکان به همت تیم تارا برگزار شد.
@healthsociety
@imamalisociety
✅پخش عید در بلوچستان - جنوب قصرقند منطقه تالنگ
۱۰۰ کیسه مایحتاج غذایی یک ماهه خانوار شامل برنج، حبوبات، روغن، رب، قند، چایی و ... توسط جمعیت امام علی در این منطقه توزیع گردید.
➡️ @imamalisociety
۱۰۰ کیسه مایحتاج غذایی یک ماهه خانوار شامل برنج، حبوبات، روغن، رب، قند، چایی و ... توسط جمعیت امام علی در این منطقه توزیع گردید.
➡️ @imamalisociety
یهو چشام باز میشه. روی تخت خواب دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. تمام دیالوگ ها و اتفاقات امروز مثل یه کابوس جلوی چشمام رژه میرن.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
خاله! چرا ما مثل بقیه زندگی نمی کنیم؟ چرا همش بدبختیم؟ یادمه بچه که بودم بابام من رو فرستاد سر کار؛ دستم رو جلوی یه مرد دراز کردم ...
<دستش رو به سمت من دراز می کنه اشک تو چشماش حلقه می زنه و با حسرت به دستش نگاه می کنه و ادامه میده. با صدای بلند گریه می کنه و میگه وقتی دستش جلوی اون مرد دراز بوده یه سیلی محکم ازش خورده>
خاله! هنوز اون سیلی ازخاطرم نرفته. هنوز هر وقت بهش فکر می کنم گریه م می گیره.
<دخترک نوجوون من، سرش رو روی شونه م می ذاره و اشک می ریزه>
خاله! چرا مامان بابای من این جورین؟ چرا بقیه انقدر خوب زندگی می کنن؟
خاله! رفته بودم یه خونه کارگری، براشون مهمون اومد. یه دختر داشتن هم سن و سال من، خاله ما هم سن هم بودیم اما من کلاس دوم ابتدایی هستم و اون کلاس هفتم بود. وقتی لباسای اون رو دیدم، وقتی دیدم که مامان باباش چطور باهاش رفتار می کنن و چقدر دوسش دارن ...
<و باز حرفش ناتموم می مونه و به آغوش من پناه میاره. نمی دونم باید اجازه بدم حرفاش رو ادامه بده یا نه! دخترکم فقط یه گوش شنوا می خواد برای شنیدن حرفاش و من احساس می کنم شاید بازگو کردن این دردهای قدیمی آزارش بده. کمی آروم میشه و دوباره از سر می گیره درد دل کردنش رو>
خاله! رفته بودم یه خونه برای کار، پسر بچه ش رفته بود دستشویی. من رو صدا زد و گفت بیا من رو بشور. من گفتم الان مامانت رو صدا می زنم. اون گفت ...
<هق هق گریه ش بلندتر میشه و من دست هاش رو محکم تر تو دستام نگه می دارم، بغلش می کنم و پیشونیش رو می بوسم. صداش رو کمی پایین میاره>
اون گفت: تو خدمت کار ما هستی باید هر کاری من میگم انجام بدی.
<بهش گفتم خاله ما اومدیم اینجا که کنار هم باشیم و این اوضاع رو درست کنیم عزیزم. فقط کمی صبر و تحمل لازمه. هممون باید قوی باشیم. گاهی حرفام شعاری میشه اما واقعا در مقابلش درمانده شدم و نمی دونم باید چه کنم. صورتش داغ شده. میرم از آشپزخونه براش آب قند و گلاب میارم تا کمی آرومش کنه>
خاله! با خواهر و داداشم می رفتیم سر کار، ساعت یک نصف شب بر میگشتیم خونه. مامان بابام می دیدن که گرسنه ایم اما هیچ کاری نمی کردن. خیلی وقتا گرسنه می خوابیدیم. بابام فقط پولامون رو تحویل می گرفت.
<کمی آروم تر شده بود که خواهر کوچولوش با استرس میاد دنبالش>
بهش گفتم: رفتی خونه بگو خونه ایرانی بودم تا اذیتت نکنن.
گفتش: خاله دیگه برام مهم نیست. دیگه کتک خوردن برام عادی شده. من چندین بار رفتم سراغ خودکشی اما وقتی که اینجا و حرفای خاله ها و عموها رو به خاطر میارم منصرف میشم.
- یهو چشام باز میشه. روی تخت خوابم... دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. تمام دیالوگ ها و اتفاقات امروز مثل یه کابوس جلوی چشمام رژه میرن. "چرا من خواب بودم؟" به خودم میام و به خاطر میارم که بعد از یه روز سخت خوابیدم تا شاید دردهای امروز کمی فروکش کنه.
میرم سراغ دفتر خاطراتم، تا امروز رو ثبت کنم. دفتر خاطراتی که این روزها پر شده از دردها و رنج های دختران و پسران سرزمینم. کاش تمام امروز یه خواب بود و کسی بیدارم می کرد و می گفت: نوشین! بیدار شو، داری کابوس می بینی...
.
دلنوشته نوشین از اعضای خانه ایرانی ملک آباد کرج
خانه ایرانی ملک آباد یکی از مراکز جمعیت امام علی (ع) است که به ارائه انواع خدمات آموزشی و امدادی به کودکان کار و محروم از تحصیل در منطقه ملک آباد کرج می پردازد.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
وبسایت جمعیت امام علی www.sosapoverty.org
کانال تلگرام جمعیت امام علی @imamalisociety
yon.ir/KIm8
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
خاله! چرا ما مثل بقیه زندگی نمی کنیم؟ چرا همش بدبختیم؟ یادمه بچه که بودم بابام من رو فرستاد سر کار؛ دستم رو جلوی یه مرد دراز کردم ...
<دستش رو به سمت من دراز می کنه اشک تو چشماش حلقه می زنه و با حسرت به دستش نگاه می کنه و ادامه میده. با صدای بلند گریه می کنه و میگه وقتی دستش جلوی اون مرد دراز بوده یه سیلی محکم ازش خورده>
خاله! هنوز اون سیلی ازخاطرم نرفته. هنوز هر وقت بهش فکر می کنم گریه م می گیره.
<دخترک نوجوون من، سرش رو روی شونه م می ذاره و اشک می ریزه>
خاله! چرا مامان بابای من این جورین؟ چرا بقیه انقدر خوب زندگی می کنن؟
خاله! رفته بودم یه خونه کارگری، براشون مهمون اومد. یه دختر داشتن هم سن و سال من، خاله ما هم سن هم بودیم اما من کلاس دوم ابتدایی هستم و اون کلاس هفتم بود. وقتی لباسای اون رو دیدم، وقتی دیدم که مامان باباش چطور باهاش رفتار می کنن و چقدر دوسش دارن ...
<و باز حرفش ناتموم می مونه و به آغوش من پناه میاره. نمی دونم باید اجازه بدم حرفاش رو ادامه بده یا نه! دخترکم فقط یه گوش شنوا می خواد برای شنیدن حرفاش و من احساس می کنم شاید بازگو کردن این دردهای قدیمی آزارش بده. کمی آروم میشه و دوباره از سر می گیره درد دل کردنش رو>
خاله! رفته بودم یه خونه برای کار، پسر بچه ش رفته بود دستشویی. من رو صدا زد و گفت بیا من رو بشور. من گفتم الان مامانت رو صدا می زنم. اون گفت ...
<هق هق گریه ش بلندتر میشه و من دست هاش رو محکم تر تو دستام نگه می دارم، بغلش می کنم و پیشونیش رو می بوسم. صداش رو کمی پایین میاره>
اون گفت: تو خدمت کار ما هستی باید هر کاری من میگم انجام بدی.
<بهش گفتم خاله ما اومدیم اینجا که کنار هم باشیم و این اوضاع رو درست کنیم عزیزم. فقط کمی صبر و تحمل لازمه. هممون باید قوی باشیم. گاهی حرفام شعاری میشه اما واقعا در مقابلش درمانده شدم و نمی دونم باید چه کنم. صورتش داغ شده. میرم از آشپزخونه براش آب قند و گلاب میارم تا کمی آرومش کنه>
خاله! با خواهر و داداشم می رفتیم سر کار، ساعت یک نصف شب بر میگشتیم خونه. مامان بابام می دیدن که گرسنه ایم اما هیچ کاری نمی کردن. خیلی وقتا گرسنه می خوابیدیم. بابام فقط پولامون رو تحویل می گرفت.
<کمی آروم تر شده بود که خواهر کوچولوش با استرس میاد دنبالش>
بهش گفتم: رفتی خونه بگو خونه ایرانی بودم تا اذیتت نکنن.
گفتش: خاله دیگه برام مهم نیست. دیگه کتک خوردن برام عادی شده. من چندین بار رفتم سراغ خودکشی اما وقتی که اینجا و حرفای خاله ها و عموها رو به خاطر میارم منصرف میشم.
- یهو چشام باز میشه. روی تخت خوابم... دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. تمام دیالوگ ها و اتفاقات امروز مثل یه کابوس جلوی چشمام رژه میرن. "چرا من خواب بودم؟" به خودم میام و به خاطر میارم که بعد از یه روز سخت خوابیدم تا شاید دردهای امروز کمی فروکش کنه.
میرم سراغ دفتر خاطراتم، تا امروز رو ثبت کنم. دفتر خاطراتی که این روزها پر شده از دردها و رنج های دختران و پسران سرزمینم. کاش تمام امروز یه خواب بود و کسی بیدارم می کرد و می گفت: نوشین! بیدار شو، داری کابوس می بینی...
.
دلنوشته نوشین از اعضای خانه ایرانی ملک آباد کرج
خانه ایرانی ملک آباد یکی از مراکز جمعیت امام علی (ع) است که به ارائه انواع خدمات آموزشی و امدادی به کودکان کار و محروم از تحصیل در منطقه ملک آباد کرج می پردازد.
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
وبسایت جمعیت امام علی www.sosapoverty.org
کانال تلگرام جمعیت امام علی @imamalisociety
yon.ir/KIm8
اجرای نمایش «دوستی در جنگل» با هنرمندی فرزندان جمعیت امام علی(ع)
به مناسبت «روز جهانی تئاتر کودک و نوجوان» در خانه هنر جمعیت امام علی برگزار شد.
📞 ۰۲۱۸۸۹۳۰۸۱۶
🔍 sosapoverty.org
➡️ @imamalisociety
به مناسبت «روز جهانی تئاتر کودک و نوجوان» در خانه هنر جمعیت امام علی برگزار شد.
📞 ۰۲۱۸۸۹۳۰۸۱۶
🔍 sosapoverty.org
➡️ @imamalisociety
جمعیت امام علی
«حتی با ده هزار تومان میتوانیم در چرخاندن چرخ زندگی مادران سرپرست خانواده سهیم باشیم.» شماره کارت 6104337981767088 درگاه اینترنتی جهت واریزی donate.sosapoverty.org/eshteghal @imamalisociety
مبالغ جمعآوری شده برای خرید خانه اشتغال مادران سرپرست خانوار مولوی جمعیت امام علی
تا ساعت۱۳ روز۱۱ فروردین ۹۵
⬅️شماره کارت
6104337981767088
⬅️درگاه اینترنتی جهت کمک
donate.sosapoverty.org/eshteghal
تا ساعت۱۳ روز۱۱ فروردین ۹۵
⬅️شماره کارت
6104337981767088
⬅️درگاه اینترنتی جهت کمک
donate.sosapoverty.org/eshteghal