⭕️ با خواندن کتاب مصور به جنگ بیماریهای روانی برویم
📌 جیمز لینتون میگوید این نوع کتابها مبارزه با کلیشهها نقش اساسی دارد
♦️دهههای بسیاری است که کتابهای مصور قربانی پیشفرضهای منفی جامعهاند. تصور عمومی این است که این کتابها به سلامت روانی و عاطفی خوانندگانشان لطمه میزنند. نویسنده و روانشناسی به نام فردریک وِرتهام، در کتاب «اغوای بیگناهان» که در سال ۱۹۵۴ آن را نوشت، بر این عقیده اصرار داشت که خواندن کتاب مصور باعث رواج جرم و جنایت و تعصب میشود و ممکن است به توانایی خواندن در افراد آسیب بزند.
ادعاهای اینچنینی، باعث شد که در افکار عمومی، کتاب مصور بدل به چیزی شیطانی شود، تا آنجا که کنگره آمریکا کتابهای مصور را سوزاند و قانون «مجوز انتشار کتاب مصور» را تصویب کرد. حتی با شروع دوره شکوفایی صنعتی در چند دهه اخیر و لغو قانون انتشار کتاب مصور در دهه اول قرن بیست و یکم، هنوز هم این ابزار فرهنگی نتوانسته است کاملاً از قید قضاوت منفی جامعه رها شود.
♦️او میگوید: «کتاب مصور صرفاً یک ابزار فرهنگی است. اگر بخواهیم بر اساس تصویر منفیای که از این ابزار در اذهان عمومی بوده است، آن را به کلی از دور خارج کنیم، مانند این است که برداریم کتاب ضعیفی در عرصه ادبیات کودک بخوانیم، و بعد خیال کنیم همه کتابهای دیگر نیز همان قدر ضعیف و بچگانهاند.»
«یا مانند این است که فقط یک فیلم گاوچرانی وسترن ببینیم، و بعد نتیجه بگیریم که کل برنامههای تلویزیون از نوع وسترن است. در چنین طرز تفکری، همه کارهای خوبی که در عرصه کتاب مصور کردهاند و تمام ظرفیتهای فوقالعاده داستانگویی با این ابزار، یکسره نادیده گرفته میشود.»
♦️سخن گفتن بیپرده در باب سلامت روان، در جهان داستانهای مصور همچنان در جریان است. داستانهای این کتابها در قالب شخصیتهای محبوب روایت میشود؛ شخصیتهایی که با پیچیدگیهای ضربههای عاطفی روبهرو میشوند و بر آنها فایق میآیند. از «مرد آهنی» که با اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکند (شیطان در بطری، دیوید میشلین) گرفته، تا «تور» که احساس عزت نفسش را از دست میدهد و دوباره آن را باز مییابد (تولد مجدد تور، خدای آذرخش، جیسون آرون)، و سختیهایی که «دِردِویل» دید و باعث شد تا دچار افسردگی شدید شود (تولد دوباره دردویل، فرانک میلر).
وجود چنین داستانهایی ثابت میکند که با تصویرسازی، میتوان تابوهای جامعه را به خوبی به مخاطبان نشان داد. با خلق این داستانها میتوان فضایی فراهم کرد و مسایل سلامت روان را بیپروایانهتر به گفتوگو گذاشت، و در عین حال، اسیر تصورات منفی جامعه نیز نشد. چنان که به نظر میآید، هیچ ابزار فرهنگی دیگری جز کتابهای مصور به طور روزافزون به این موضوع نمیپردازد.
♦️متن کامل این مطلب را در سایت ایندیپندنت فارسی بخوانید
🖌 نیل گیبسون
#کتاب #بیماریروانی #جنگ #ایندیپندنت
#IndependentPersian
#IndyPersian
#ایندیپندنت_فارسی
📌 جیمز لینتون میگوید این نوع کتابها مبارزه با کلیشهها نقش اساسی دارد
♦️دهههای بسیاری است که کتابهای مصور قربانی پیشفرضهای منفی جامعهاند. تصور عمومی این است که این کتابها به سلامت روانی و عاطفی خوانندگانشان لطمه میزنند. نویسنده و روانشناسی به نام فردریک وِرتهام، در کتاب «اغوای بیگناهان» که در سال ۱۹۵۴ آن را نوشت، بر این عقیده اصرار داشت که خواندن کتاب مصور باعث رواج جرم و جنایت و تعصب میشود و ممکن است به توانایی خواندن در افراد آسیب بزند.
ادعاهای اینچنینی، باعث شد که در افکار عمومی، کتاب مصور بدل به چیزی شیطانی شود، تا آنجا که کنگره آمریکا کتابهای مصور را سوزاند و قانون «مجوز انتشار کتاب مصور» را تصویب کرد. حتی با شروع دوره شکوفایی صنعتی در چند دهه اخیر و لغو قانون انتشار کتاب مصور در دهه اول قرن بیست و یکم، هنوز هم این ابزار فرهنگی نتوانسته است کاملاً از قید قضاوت منفی جامعه رها شود.
♦️او میگوید: «کتاب مصور صرفاً یک ابزار فرهنگی است. اگر بخواهیم بر اساس تصویر منفیای که از این ابزار در اذهان عمومی بوده است، آن را به کلی از دور خارج کنیم، مانند این است که برداریم کتاب ضعیفی در عرصه ادبیات کودک بخوانیم، و بعد خیال کنیم همه کتابهای دیگر نیز همان قدر ضعیف و بچگانهاند.»
«یا مانند این است که فقط یک فیلم گاوچرانی وسترن ببینیم، و بعد نتیجه بگیریم که کل برنامههای تلویزیون از نوع وسترن است. در چنین طرز تفکری، همه کارهای خوبی که در عرصه کتاب مصور کردهاند و تمام ظرفیتهای فوقالعاده داستانگویی با این ابزار، یکسره نادیده گرفته میشود.»
♦️سخن گفتن بیپرده در باب سلامت روان، در جهان داستانهای مصور همچنان در جریان است. داستانهای این کتابها در قالب شخصیتهای محبوب روایت میشود؛ شخصیتهایی که با پیچیدگیهای ضربههای عاطفی روبهرو میشوند و بر آنها فایق میآیند. از «مرد آهنی» که با اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم میکند (شیطان در بطری، دیوید میشلین) گرفته، تا «تور» که احساس عزت نفسش را از دست میدهد و دوباره آن را باز مییابد (تولد مجدد تور، خدای آذرخش، جیسون آرون)، و سختیهایی که «دِردِویل» دید و باعث شد تا دچار افسردگی شدید شود (تولد دوباره دردویل، فرانک میلر).
وجود چنین داستانهایی ثابت میکند که با تصویرسازی، میتوان تابوهای جامعه را به خوبی به مخاطبان نشان داد. با خلق این داستانها میتوان فضایی فراهم کرد و مسایل سلامت روان را بیپروایانهتر به گفتوگو گذاشت، و در عین حال، اسیر تصورات منفی جامعه نیز نشد. چنان که به نظر میآید، هیچ ابزار فرهنگی دیگری جز کتابهای مصور به طور روزافزون به این موضوع نمیپردازد.
♦️متن کامل این مطلب را در سایت ایندیپندنت فارسی بخوانید
🖌 نیل گیبسون
#کتاب #بیماریروانی #جنگ #ایندیپندنت
#IndependentPersian
#IndyPersian
#ایندیپندنت_فارسی
ایندیپندنت فارسی
با خواندن کتاب مصور به جنگ بیماریهای روانی برویم
دهههای بسیاری است که کتابهای مصور قربانی پیشفرضهای منفی جامعهاند. تصور عمومی این است که این کتابها به سلامت روانی و عاطفی خوانندگانشان لطمه میزنند. نویسنده و روانشناسی به نام فردریک وِرتهام،