راه #موفقیت
ناپلئون هیل در سال 1908 کتابی مشتمل بر مصاحبه با 500 میلیونر آمریکایی (از جمله ادیسون، راکفلر و فورد) منتشر کرد، که در آن رمز موفقیت این افراد را پرسیده بود و در نهایت فرمول موفقیت (در هر کار ممکن و شدنی) را این گونه کشف کرد (انتشار این فرمول در این کتاب پرفروش خود او را به موفقیت مالی رساند!):
موفقیت= خواستن x باور x مداومت
یعنی اگر کسی هدفی را واقعاً "بخواهد" و به ارزشمندی آن هدف "باور قطعی" داشته باشد و با "مداومت" آن را دنبال کند (برای آن نقشه، طرح و برنامه بچیند) به هدفش میرسد.
باید دقت کرد که آیتمهای این فرمول در هم ضرب میشوند.
یعنی اگر یکی از آیتمها صفر باشد، صرف نظر از بزرگی آیتم های دیگر، نتیجه قطعاً صفر است!
در عمل ما معمولاً "خواستن" را داریم، ولی نه به آن خواسته باور داریم و نه مداومتی در پیگیری آن.
علت آن هم کاملاً ذهنی است و به برهم ریختگی ذهن در انتخاب هدف برمیگردد.
@inssoa1
ناپلئون هیل در سال 1908 کتابی مشتمل بر مصاحبه با 500 میلیونر آمریکایی (از جمله ادیسون، راکفلر و فورد) منتشر کرد، که در آن رمز موفقیت این افراد را پرسیده بود و در نهایت فرمول موفقیت (در هر کار ممکن و شدنی) را این گونه کشف کرد (انتشار این فرمول در این کتاب پرفروش خود او را به موفقیت مالی رساند!):
موفقیت= خواستن x باور x مداومت
یعنی اگر کسی هدفی را واقعاً "بخواهد" و به ارزشمندی آن هدف "باور قطعی" داشته باشد و با "مداومت" آن را دنبال کند (برای آن نقشه، طرح و برنامه بچیند) به هدفش میرسد.
باید دقت کرد که آیتمهای این فرمول در هم ضرب میشوند.
یعنی اگر یکی از آیتمها صفر باشد، صرف نظر از بزرگی آیتم های دیگر، نتیجه قطعاً صفر است!
در عمل ما معمولاً "خواستن" را داریم، ولی نه به آن خواسته باور داریم و نه مداومتی در پیگیری آن.
علت آن هم کاملاً ذهنی است و به برهم ریختگی ذهن در انتخاب هدف برمیگردد.
@inssoa1
☘ اگر تنها ابزاری که در اختیار دارید «چکش» است، شما تمایل دارید همه مشکلات را به شکل یک «میخ» ببینید.
اين جمله پايه نظریه چکش آبراهام مازلو است كه كوته فكری را مورد نقد قرار می دهد.
زمانی كه یک پزشک به دليل عدم آشنایی جامع با انواع داروها و روشهای درمانی، فقط از يك نوع روش (نسخه) برای درمان چند نوع بيماری استفاده می كند.
يا زمانی كه یک مدير/مشاور سازمانی به جهت آشنایی صِرف با يک مقوله ، يا راحت بودن آن روش ، يا عدم اطلاع از متدها و راهكارهای ديگر و يا جهت كسب سود بيشتر، راهكار كليشه ای و نادرست خود را تحميل آن سازمان می نمايد.
آبراهام کاپلان ، متخصص علوم رفتاری نيز می گويد :
چكشی به دست یک بچه كوچک بدهيد، و او تصور خواهد كرد كه بايد به هر چيزی كه می بيند با آن چكش ضربه بزند .
این نظریه ضرورت توجه و اهمیت به تفکر و باور های ما را به اثبات رسانده است، باورهای که فقط با مطالعه و البته تجربه می توان در آنها تغییر ایجاد کرد....
@inssoa1
اين جمله پايه نظریه چکش آبراهام مازلو است كه كوته فكری را مورد نقد قرار می دهد.
زمانی كه یک پزشک به دليل عدم آشنایی جامع با انواع داروها و روشهای درمانی، فقط از يك نوع روش (نسخه) برای درمان چند نوع بيماری استفاده می كند.
يا زمانی كه یک مدير/مشاور سازمانی به جهت آشنایی صِرف با يک مقوله ، يا راحت بودن آن روش ، يا عدم اطلاع از متدها و راهكارهای ديگر و يا جهت كسب سود بيشتر، راهكار كليشه ای و نادرست خود را تحميل آن سازمان می نمايد.
آبراهام کاپلان ، متخصص علوم رفتاری نيز می گويد :
چكشی به دست یک بچه كوچک بدهيد، و او تصور خواهد كرد كه بايد به هر چيزی كه می بيند با آن چكش ضربه بزند .
این نظریه ضرورت توجه و اهمیت به تفکر و باور های ما را به اثبات رسانده است، باورهای که فقط با مطالعه و البته تجربه می توان در آنها تغییر ایجاد کرد....
@inssoa1
🕸🕸 یک کتاب فروشى در استرالیا تمامى کتابهایش را با کاغذ جلد کرده تا از "قضاوت کتاب از روى جلد" توسط مشتریان خوددارى شود.
☘☘ زندگیتونو با کتاب خوندن زیباتر کنید.
@inssoa1
☘☘ زندگیتونو با کتاب خوندن زیباتر کنید.
@inssoa1
🎯 ۳۵ موضوعی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد !
یک ضرب المثل قدیمی هست که میگوید جوانی را جوانها به هدر میدهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه میخورند بتوانید بهتر جوانی کنید:
۱-چرا وقتی میتوانستم سفر کنم، نکردم!
۲- چرا زبان دومی نیاموختم!
۳-چرا وقتم را به خاطر رابطهای تمام شده تلف کردم!
۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالمتر و بدون چروکی داشته باشم!
۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقهام به کنسرت نرفتم!
۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم!
۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود!
۸- چرا خود را گرفتار سنتها کردم!
۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!
۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم!
۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم!
۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم!
۱۳- چرا به راهنماییهای والدینم گوش ندادم!
۱۴-چرا خودخواه بودم!
۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود!
۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم
۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمیخوردم!
۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم!
۱۹- چرا از خود دفاع نکردم!
۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم!
۲۱- چرا بیشتر مراقب دندانهایم نبودم!
۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم!
۲۳- چرا زیاد کار کردم!
۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم!
۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم!
۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم!
۲۷- چرا گرفتار کلیشههای فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم!
۲۸- چرا دوستیهایم را ادامه ندادم!
۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم!
۳۰- چرا انسان ریسکپذیری نبودم!
۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم!
۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم!
۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم!
۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوستشان داشتم وقت نگذراندم!
۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفن نرفتم تا در مقابل جمع صحبت کنم!
@inssoa1
یک ضرب المثل قدیمی هست که میگوید جوانی را جوانها به هدر میدهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه میخورند بتوانید بهتر جوانی کنید:
۱-چرا وقتی میتوانستم سفر کنم، نکردم!
۲- چرا زبان دومی نیاموختم!
۳-چرا وقتم را به خاطر رابطهای تمام شده تلف کردم!
۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالمتر و بدون چروکی داشته باشم!
۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقهام به کنسرت نرفتم!
۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم!
۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود!
۸- چرا خود را گرفتار سنتها کردم!
۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!
۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم!
۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم!
۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم!
۱۳- چرا به راهنماییهای والدینم گوش ندادم!
۱۴-چرا خودخواه بودم!
۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود!
۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم
۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمیخوردم!
۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم!
۱۹- چرا از خود دفاع نکردم!
۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم!
۲۱- چرا بیشتر مراقب دندانهایم نبودم!
۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم!
۲۳- چرا زیاد کار کردم!
۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم!
۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم!
۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم!
۲۷- چرا گرفتار کلیشههای فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم!
۲۸- چرا دوستیهایم را ادامه ندادم!
۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم!
۳۰- چرا انسان ریسکپذیری نبودم!
۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم!
۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم!
۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم!
۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوستشان داشتم وقت نگذراندم!
۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفن نرفتم تا در مقابل جمع صحبت کنم!
@inssoa1
☘☘ انسان در نهایت شبیه رویاهایش میشود (انیشتین).
⚜خانوم رايس وزير سابق خارجه امريكا ميگه: تو بچگي ، پدرم هميشه از سمت كاخ واشنگتن منو ميبرد مدرسه و ميگفت اينجا محل كار آيندته و عكسهاي كاخ سفيد رو تو اتاقم نصب كرده
⚜ خانم كيت وينسلت بازيگر نقش رز در فيلم تايتانيك وقتي به خاطر زيبا بازي كردن نقشش جايزه اسكار رو ميگيره ميگه :
هروقت بچه بودم ميرفتم حموم شامپومو بغل ميكردم و ميگفتم و تصور ميكردم جايزه اسكاره...اشك از چشماش سرازير ميشه و ميگه: اما اين ديگه واقعا شامپو نيست و جايزه اسكاره
⚜چند وقت پيش تو يه روزنامه انگليسي ميخوندم ؛ تيتر زده بود از زلاتان ابراهيموويچ بازيكن تيم ملي سوئد و پاریسن ژرمن فرانسه كه جديدا يه خيابون تو سوئد به نامش زدن گفته بود:
خواب تموم روياها و موفقيت هايم را در بچگي هايم ديده بودم....
⚜آقاي هیلتون سرایدار یک هتل بود...
و تمام جوانی و نوجوانیش سرایدار بود
اما الان ٨۴ هتل هیلتون تودنیا داره.
او یکی از بزرگترین هتلداران زنجیره ای دنیاست. حالا هیلتون آدم مسنی شده
تو ی مصاحبه از ایشون سوال میشه :
تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی چی شد که این شدی ؟
جواب میده : "من هتل بازی کردم!" _آقای هیلتون ؛ هتل بازی چیه بگو ما هم به جای خاله بازی هتل بازی کنیم ؟! در جواب میگه :
تمام اون جوانی و نوجوانی که همه میدونند من سرایدار بودم وکیف مشتریا رو جابجا می کردم و ... اما شبها که رییس هتلم می رفت خونه ، من میرفتم تو اتاقش لباسامو در میاوردم و لباسای رییس هتل رو می پوشیدم ، پشت میزش می نشستم و هتل بازی می کردم!!
مدام تصور ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتلداران دنیا هستم ...
@inssoa1
⚜خانوم رايس وزير سابق خارجه امريكا ميگه: تو بچگي ، پدرم هميشه از سمت كاخ واشنگتن منو ميبرد مدرسه و ميگفت اينجا محل كار آيندته و عكسهاي كاخ سفيد رو تو اتاقم نصب كرده
⚜ خانم كيت وينسلت بازيگر نقش رز در فيلم تايتانيك وقتي به خاطر زيبا بازي كردن نقشش جايزه اسكار رو ميگيره ميگه :
هروقت بچه بودم ميرفتم حموم شامپومو بغل ميكردم و ميگفتم و تصور ميكردم جايزه اسكاره...اشك از چشماش سرازير ميشه و ميگه: اما اين ديگه واقعا شامپو نيست و جايزه اسكاره
⚜چند وقت پيش تو يه روزنامه انگليسي ميخوندم ؛ تيتر زده بود از زلاتان ابراهيموويچ بازيكن تيم ملي سوئد و پاریسن ژرمن فرانسه كه جديدا يه خيابون تو سوئد به نامش زدن گفته بود:
خواب تموم روياها و موفقيت هايم را در بچگي هايم ديده بودم....
⚜آقاي هیلتون سرایدار یک هتل بود...
و تمام جوانی و نوجوانیش سرایدار بود
اما الان ٨۴ هتل هیلتون تودنیا داره.
او یکی از بزرگترین هتلداران زنجیره ای دنیاست. حالا هیلتون آدم مسنی شده
تو ی مصاحبه از ایشون سوال میشه :
تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی چی شد که این شدی ؟
جواب میده : "من هتل بازی کردم!" _آقای هیلتون ؛ هتل بازی چیه بگو ما هم به جای خاله بازی هتل بازی کنیم ؟! در جواب میگه :
تمام اون جوانی و نوجوانی که همه میدونند من سرایدار بودم وکیف مشتریا رو جابجا می کردم و ... اما شبها که رییس هتلم می رفت خونه ، من میرفتم تو اتاقش لباسامو در میاوردم و لباسای رییس هتل رو می پوشیدم ، پشت میزش می نشستم و هتل بازی می کردم!!
مدام تصور ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتلداران دنیا هستم ...
@inssoa1
🍎 شهری در رومانی، سوار شدن اتوبوسهای شهری را برای مسافرینی که کتاب بخوانند، مجانی کرد!
زندگیتونو با کتاب خوندن زیباتر کنید.
@inssoa1
زندگیتونو با کتاب خوندن زیباتر کنید.
@inssoa1
Forwarded from 🍭خلاقیت و کودکان سُروش اَمُرداد🍭
🚫🚫🚫 تمام مشکلات کشور ، ریشه اش آموزش و پرورش است!!
📽 ویدئوی کامل - در 5 قسمت - علی عبدالعالی.
ببینید و جهت آگاهی نشر دهید.
@inssoa2
📽 ویدئوی کامل - در 5 قسمت - علی عبدالعالی.
ببینید و جهت آگاهی نشر دهید.
@inssoa2
Forwarded from 🍭خلاقیت و کودکان سُروش اَمُرداد🍭
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚫🚫🚫 تمام مشکلات کشور ، ریشه اش آموزش و پرورش است!! قسمت اول
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
Forwarded from 🍭خلاقیت و کودکان سُروش اَمُرداد🍭
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚫🚫🚫 تمام مشکلات کشور ، ریشه اش آموزش و پرورش است!! قسمت دوم.
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
Forwarded from 🍭خلاقیت و کودکان سُروش اَمُرداد🍭
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚫🚫🚫 تمام مشکلات کشور ، ریشه اش آموزش و پرورش است!! قسمت سوم.
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
Forwarded from 🍭خلاقیت و کودکان سُروش اَمُرداد🍭
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚫🚫🚫 تمام مشکلات کشور ، ریشه اش آموزش و پرورش است!! قسمت چهارم.
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
Forwarded from 🍭خلاقیت و کودکان سُروش اَمُرداد🍭
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚫🚫🚫 تمام مشکلات کشور ، ریشه اش آموزش و پرورش است!! قسمت پنجم.
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
حتما ببینید و جهت آگاهی نشر دهید. این یک وظیفه است !!!
@inssoa2
☘ قطعه ای ازیک کتاب
«طرز فکر ماکروویوی»
درکِ اثر مرکب، شما را از انتظار کسب نتایج آنی خلاص میکند؛ از این اعتقاد که موفقیت باید به همان سرعتی به دست آید که مثلا فستفود حاضر میشود، یا مثل یک عینک مطالعه یک ساعته ساخته میشود، یا عکسی که ۳۰ دقیقهای چاپ میشود، یا تخممرغهایی که در ماکروویو میپزند، یا آب گرم فوری یا ارسال و دریافت سریعِ پیام کوتاه از طریق تلفنهمراه. این طرز فکر را باید ول کنید، قبول؟
به خودتان قول دهید که یک بار و برای همیشه، همهی فکر و خیالات شبیهِ برندهی بختآزماییشدن را رها کنید و با واقعیت روبهرو شوید، چون شما فقط داستانهایی را میشنوید که دربارهی آن یک برنده صحبت میکند، ولی از آن میلیونها نفر بازنده حرفی نمیزنند. آن شخصی که میبینید به خاطر برندهشدن در یک شرطبندی شادی میکند یا جلوی یک دستگاه بختآزمایی بالا و پایین میپرد، چیزی از صدها باری که شکست خورده است به زبان نمیآورد. اگر با استفاده از ریاضی، احتمال برندهشدن و کسب یک نتیجهی مثبت را حساب کنیم، با یک عدد خیلی خیلی کوچک که به صفر گرد میشود، روبهرو میشویم که نشان میدهد احتمال برندهشدن شما در حد صفر خواهد بود. دانیل گیلبرت، روانشناس هاروارد و نویسنده کتاب «شیرجه در خوشبختی» میگوید اگر در هر ۳۰ ثانیه یک بازندهی مسابقه را در تلویزیون نشان دهیم که در عوض، بگوید باختم، حدود ۹ سال طول میکشد تا کل بازندههای یک قرعهکشی را نشان دهیم.
کتاب: #اثر_مرکب |
نویسنده: دارن هاردی
⚜زندگیتونو با کتاب خوندن زیباترکنید⚜
@inssoa1
«طرز فکر ماکروویوی»
درکِ اثر مرکب، شما را از انتظار کسب نتایج آنی خلاص میکند؛ از این اعتقاد که موفقیت باید به همان سرعتی به دست آید که مثلا فستفود حاضر میشود، یا مثل یک عینک مطالعه یک ساعته ساخته میشود، یا عکسی که ۳۰ دقیقهای چاپ میشود، یا تخممرغهایی که در ماکروویو میپزند، یا آب گرم فوری یا ارسال و دریافت سریعِ پیام کوتاه از طریق تلفنهمراه. این طرز فکر را باید ول کنید، قبول؟
به خودتان قول دهید که یک بار و برای همیشه، همهی فکر و خیالات شبیهِ برندهی بختآزماییشدن را رها کنید و با واقعیت روبهرو شوید، چون شما فقط داستانهایی را میشنوید که دربارهی آن یک برنده صحبت میکند، ولی از آن میلیونها نفر بازنده حرفی نمیزنند. آن شخصی که میبینید به خاطر برندهشدن در یک شرطبندی شادی میکند یا جلوی یک دستگاه بختآزمایی بالا و پایین میپرد، چیزی از صدها باری که شکست خورده است به زبان نمیآورد. اگر با استفاده از ریاضی، احتمال برندهشدن و کسب یک نتیجهی مثبت را حساب کنیم، با یک عدد خیلی خیلی کوچک که به صفر گرد میشود، روبهرو میشویم که نشان میدهد احتمال برندهشدن شما در حد صفر خواهد بود. دانیل گیلبرت، روانشناس هاروارد و نویسنده کتاب «شیرجه در خوشبختی» میگوید اگر در هر ۳۰ ثانیه یک بازندهی مسابقه را در تلویزیون نشان دهیم که در عوض، بگوید باختم، حدود ۹ سال طول میکشد تا کل بازندههای یک قرعهکشی را نشان دهیم.
کتاب: #اثر_مرکب |
نویسنده: دارن هاردی
⚜زندگیتونو با کتاب خوندن زیباترکنید⚜
@inssoa1
🍎🍎🍎
«چرا نباید اخبار را دنبال کنی؟»
(توهم اخبار)
زلزله در سوماترا، سانحهی هوایی در روسیه، مردی که سی سال دخترش را در زیرزمین زندانی کرد، جدایی هایدی کلام از سیل، حقوقهای بالا در بانکهای امریکا، حمله در پاکستان، استعفای رییس جمهور مالی، رکورد جدید جهانی در پرتاب وزنه. آیا واقعاً نیازی هست همهی این چیزها را بدانی؟
ما به طرز اعجابآوری بمباران اطلاعاتی میشویم، اما به طرز اعجابآوری کم میدانیم. چرا؟ چون دو قرن پیش، قالب مسمومی از اطلاعات را تحت عنوان «اخبار» خلق کردیم. اخبار برای ذهن به مثابه قند است برای بدن: اشتهاآور، آسانهضم و در درازمدت بسیار مخرب.
سه سال قبل، تجربهای را شروع کردم. ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار. حق اشتراک تمام روزنامهها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرمافزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامهای نمیزدم و وقتی در هواپیما کسی بهم پیشنهاد خواندن مطلبی را میداد عمداً به سمت دیگری نگاه میکردم. چند هفتهی اول سخت بود، خیلی سخت. مدام میترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی جهانبینی تازهای داشتم. نتیجهاش بعد از سه سال: افکار صریحتر، دید ارزشمندتر، تصمیمات بهتر و زمان بسیار بیشتر. و بهترین نکته؟ هیچچیز مهمی را از دست ندادم.
شبکهی اجتماعی من فیسبوک نبود، که شبکهای در جهان واقعی و متشکل از خویشاوندان و آشنایان است و به عنوان فیلتر خبری برایم کار میکند و مرا در چرخه نگه میدارد.
دلایل زیادی برای دوری از اخبار وجود دارد. اینجا به سه مورد عمدهاش اشاره میکنیم. اول اینکه مغز ما به انواع اطلاعات واکنشهای نامتناسبی نشان میدهد. اخبار جنجالبرانگیز، غافلگیرکننده، مردممحور، پُرسروصدا و پرجزئیاتی که مدام در حال تغییر است. همگی ما را تحریک میکند، درحالی که اطلاعات خشک، پیچیده و فراورینشده برایمان آرامشبخشاند. تولیدکنندگان خبر از این موضوع به نفع خودشان بهرهبرداری میکنند. داستانهای هیجانانگیز، تصاویر پرزرق و برق و جنجالی توجهمان را جلب میکند. یک لحظه شیوهی کسبوکار آنها را به خاطر بیاور، آگهیدهندگان، فضا میخرند و بنابراین بودجهی اخبار را به شرطی تأمین میکنند که تبلیغاتشان دیده شود. نتیجه: هر نکتهی ظریف، پیچیده، انتزاعی و عمیقی باید همواره حذف شود، بهرغم اینکه چنین داستانهایی بیشتر به زندگی و درک ما از جهان مربوط است. در نتیجهی این میزان مصرف اخبار، نقشهی ذهنی اشتباهی از ریسکها و تهدیدهایی است که در عمل همیشه همراهمان است.
دوم این که اخبار نامربوطاند. در دوازده ماه گذشته، احتمالاً حدود دههزار خبر کوتاه به تو رسیده، شاید روزی سی خبر. با خودت صادق باش. یکی از آنها را نام ببر، فقط یکی که بهت کمک کرده تصمیم بهتری بگیری - برای زندگی یا کار یا شغلت - و مقایسهاش کن با شرایطی که این خبر را نمیدانستی. از میان کسانی که ازشان پرسیدم، هیچکس نتوانست به بیش از دو خبر مفید اشاره کند، آن هم از بین ده هزار خبر. نتیجهای ناراحتکننده. سازمانهای خبری تأکید میکنند اطلاعاتشان به شما مزیت رقابتی میدهد. خیلیها در این مسیر شکست خوردهاند. در دنیای واقعی، میزان مصرف خبر نمایانگر وضعیت نامطلوب رقابتی است. اگر اخبار واقعاً به پیشرفت مردم کمک میکرد، خبرنگاران باید در رأس هرم درآمدی قرار میگرفتند، در حالی که آنها چنین وضعیتی ندارند.
سوم اینکه خواندن اخبار وقت تلف کردن است. یک آدم معمولی نصف روز در هفته را صرف خواندن مطالب مربوط به روابط عاشقانه میکند از منظر جهانی، این ضرری عظیم به لحاظ بهرهوری است. حملات تروریستی سال ۲۰۰۸ بمبئی را در نظر بگیر. تروریستها برای عطش مطرح شدن اسمشان دویست نفر را کشتند. فرض کنید یک میلیارد نفر یک ساعت از وقتشان را برای دنبال کردن عواقب این حادثه مصرف کرده باشند. آنها اخبار را لحظهبهلحظه دنبال میکردند و به پُرحرفیهای بیمعنی چند «کارشناس» و «مفسر» گوش میکردند. این «حدس» کاملاً واقعگرایانه است، چون هند به تنهایی بیش از یک میلیارد نفر جمعیت دارد. بنابراین، حاصل محاسبات محافظهکارانهمان: یک میلیارد نفر ضرب در یک ساعتی که حواسشان پرت بوده مساوی میشود با یک میلیارد ساعت توقف کار. با تبدیل سادهی این ارقام، متوجه میشویم توجه به این خبر جان دو هزار نفر را گرفته، ده برابر بیشتر از آن حمله: نگاهی طعنهآمیز اما کاملاً دقیق.
این عادت را کاملاً کنار بگذار. به جای آن، مقالات و کتابهای مطرح را بخوان. بله، هیچچیزی رقیب کتاب در شناخت جهان نمیشود.
کتاب: #هنر_شفاف_اندیشیدن | صفحه ۳۱۱
نویسنده: رولف دوبلی
ترجمهی: #عادل_فردوسیپور، بهزاد توکلی، علی شهروز
@inssoa1
«چرا نباید اخبار را دنبال کنی؟»
(توهم اخبار)
زلزله در سوماترا، سانحهی هوایی در روسیه، مردی که سی سال دخترش را در زیرزمین زندانی کرد، جدایی هایدی کلام از سیل، حقوقهای بالا در بانکهای امریکا، حمله در پاکستان، استعفای رییس جمهور مالی، رکورد جدید جهانی در پرتاب وزنه. آیا واقعاً نیازی هست همهی این چیزها را بدانی؟
ما به طرز اعجابآوری بمباران اطلاعاتی میشویم، اما به طرز اعجابآوری کم میدانیم. چرا؟ چون دو قرن پیش، قالب مسمومی از اطلاعات را تحت عنوان «اخبار» خلق کردیم. اخبار برای ذهن به مثابه قند است برای بدن: اشتهاآور، آسانهضم و در درازمدت بسیار مخرب.
سه سال قبل، تجربهای را شروع کردم. ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار. حق اشتراک تمام روزنامهها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرمافزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامهای نمیزدم و وقتی در هواپیما کسی بهم پیشنهاد خواندن مطلبی را میداد عمداً به سمت دیگری نگاه میکردم. چند هفتهی اول سخت بود، خیلی سخت. مدام میترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی جهانبینی تازهای داشتم. نتیجهاش بعد از سه سال: افکار صریحتر، دید ارزشمندتر، تصمیمات بهتر و زمان بسیار بیشتر. و بهترین نکته؟ هیچچیز مهمی را از دست ندادم.
شبکهی اجتماعی من فیسبوک نبود، که شبکهای در جهان واقعی و متشکل از خویشاوندان و آشنایان است و به عنوان فیلتر خبری برایم کار میکند و مرا در چرخه نگه میدارد.
دلایل زیادی برای دوری از اخبار وجود دارد. اینجا به سه مورد عمدهاش اشاره میکنیم. اول اینکه مغز ما به انواع اطلاعات واکنشهای نامتناسبی نشان میدهد. اخبار جنجالبرانگیز، غافلگیرکننده، مردممحور، پُرسروصدا و پرجزئیاتی که مدام در حال تغییر است. همگی ما را تحریک میکند، درحالی که اطلاعات خشک، پیچیده و فراورینشده برایمان آرامشبخشاند. تولیدکنندگان خبر از این موضوع به نفع خودشان بهرهبرداری میکنند. داستانهای هیجانانگیز، تصاویر پرزرق و برق و جنجالی توجهمان را جلب میکند. یک لحظه شیوهی کسبوکار آنها را به خاطر بیاور، آگهیدهندگان، فضا میخرند و بنابراین بودجهی اخبار را به شرطی تأمین میکنند که تبلیغاتشان دیده شود. نتیجه: هر نکتهی ظریف، پیچیده، انتزاعی و عمیقی باید همواره حذف شود، بهرغم اینکه چنین داستانهایی بیشتر به زندگی و درک ما از جهان مربوط است. در نتیجهی این میزان مصرف اخبار، نقشهی ذهنی اشتباهی از ریسکها و تهدیدهایی است که در عمل همیشه همراهمان است.
دوم این که اخبار نامربوطاند. در دوازده ماه گذشته، احتمالاً حدود دههزار خبر کوتاه به تو رسیده، شاید روزی سی خبر. با خودت صادق باش. یکی از آنها را نام ببر، فقط یکی که بهت کمک کرده تصمیم بهتری بگیری - برای زندگی یا کار یا شغلت - و مقایسهاش کن با شرایطی که این خبر را نمیدانستی. از میان کسانی که ازشان پرسیدم، هیچکس نتوانست به بیش از دو خبر مفید اشاره کند، آن هم از بین ده هزار خبر. نتیجهای ناراحتکننده. سازمانهای خبری تأکید میکنند اطلاعاتشان به شما مزیت رقابتی میدهد. خیلیها در این مسیر شکست خوردهاند. در دنیای واقعی، میزان مصرف خبر نمایانگر وضعیت نامطلوب رقابتی است. اگر اخبار واقعاً به پیشرفت مردم کمک میکرد، خبرنگاران باید در رأس هرم درآمدی قرار میگرفتند، در حالی که آنها چنین وضعیتی ندارند.
سوم اینکه خواندن اخبار وقت تلف کردن است. یک آدم معمولی نصف روز در هفته را صرف خواندن مطالب مربوط به روابط عاشقانه میکند از منظر جهانی، این ضرری عظیم به لحاظ بهرهوری است. حملات تروریستی سال ۲۰۰۸ بمبئی را در نظر بگیر. تروریستها برای عطش مطرح شدن اسمشان دویست نفر را کشتند. فرض کنید یک میلیارد نفر یک ساعت از وقتشان را برای دنبال کردن عواقب این حادثه مصرف کرده باشند. آنها اخبار را لحظهبهلحظه دنبال میکردند و به پُرحرفیهای بیمعنی چند «کارشناس» و «مفسر» گوش میکردند. این «حدس» کاملاً واقعگرایانه است، چون هند به تنهایی بیش از یک میلیارد نفر جمعیت دارد. بنابراین، حاصل محاسبات محافظهکارانهمان: یک میلیارد نفر ضرب در یک ساعتی که حواسشان پرت بوده مساوی میشود با یک میلیارد ساعت توقف کار. با تبدیل سادهی این ارقام، متوجه میشویم توجه به این خبر جان دو هزار نفر را گرفته، ده برابر بیشتر از آن حمله: نگاهی طعنهآمیز اما کاملاً دقیق.
این عادت را کاملاً کنار بگذار. به جای آن، مقالات و کتابهای مطرح را بخوان. بله، هیچچیزی رقیب کتاب در شناخت جهان نمیشود.
کتاب: #هنر_شفاف_اندیشیدن | صفحه ۳۱۱
نویسنده: رولف دوبلی
ترجمهی: #عادل_فردوسیپور، بهزاد توکلی، علی شهروز
@inssoa1