@inssoa1 Ⓜ️
زندگی و مرگ راز عجیبی دارد .
در نیمه اول زندگی ، درک درستی از #مرگ نداری .
سرخوش و خرم به تجربه و جست و خیز میپردازی .
به نیمه دوم که میرسی ، کم کم خبر مرگ رفقای قدیمی ، خویشان و افراد هم سن و سال یا چند سالی کوچک تر یا بزرگ تر از خودت کم کم نشان میدهد که زندگی دارد شکل و رنگ دیگری میگیرد.
نیمه دوم عمر که میرسد ، احساس میکنی فرصت کمی برای زندگی داری .
کارهای نیمه تمام زیادی داری که شاید هرگز فرصت انجامش را پیدا نکنی .
برای همین افسردگی پنهانی را انتخاب میکنی که دلیل بی حرکتی های ادامه زندگی ات باشد .
و کم کم شاهد اُفت فعالیت ها و انگیزه هایت میشوی .
این در حالی است که عمده افراد موفق ، در نیمه دوم زندگی به اوج شکوفایی رسیده اند .
#انیشتن معتقد بود انسان های فرهیخته ای که اندیشه ای برای ابراز دارند ، تا #چهل_سالگی در سکوت به سر میبرند و از چهل سالگی به بعد به بلوغ بیان میرسند .
هر دوی اینها ، یکی اُفت انگیزه به زندگی و دیگری شکوفایی تجربیات و توان ورود به زندگی زیست نشده ، شکلی از زندگی ما هستند که در نهایت به میزانی که از آن اگاهی داریم ، #انتخاب کرده و فصل دوم زندگی را رقم میزنیم .
در #اردیبهشت ماه ۹۶ کارگاهی خواهیم داشت که پیرامون فصل دوم زندگی سخن خواهم گفت و دوستانی که همسفر ما هستند و بالای ۳۰ سال دارند ، میتوانند ، از آن برای شناخت ویژگی های نیمه دوم عمر و رفتن به سمت انتخاب شکوفایی توانمندی ها و زندگی زیست نشده شان ، بهترین استفاده را انجام دهند .
اگر بالای #۳۰ #سال دارید ، کمی از حال و هوای نیمه دوم عمرتون برام بنویسید و آیا تفاوتی رو درون خودتون احساس میکنید ؟
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
@inssoa1 Ⓜ️
*
*
*
پ.ن
🌈⏳ توضیح #عکس :
در گشت و گذار امروز به گورستان با صفایی در دل کوه و دشت های شمال رسیدم که حال و هوای دلنشینی داشت . یک جورایی ، جان میداد برای مُردن 😋
آدم دلش میخواست بشیند ساعتها با این رفتگان حرف بزند و چیز بیاموزد .
من رو به یاد آرامگاه #روستای #اجدادی ام انداخت . چند سال پیش پدرم وصیت میکرد پس از رفتنش ، آنجا دفن شود . من یکی از مخالفانش بودم و مدتهاست که از خیلی از ظواهر عبور کردم ، باهاش همداستان شدم و مایلم خودم هم اونجا آرام بگیرم .
جایی در دل کوه پایه با آب و هوایی تمیز و دلپذیر.
خدا ما را هم بعد از رفتن بیامرزد
😄☀⏳
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
*
*
#زندگی #خودشناسی #سروش_امرداد #خودآگاهی #روانشناسی #نیمه_دوم_زندگی #تجربه #lifecoach Ⓜ️ #coaching
در اینستاگرام از تجربه نیمه دوم زندگی تان بنویسید.👇🏻🛋
https://instagram.com/p/BSJZibGAE3P/
زندگی و مرگ راز عجیبی دارد .
در نیمه اول زندگی ، درک درستی از #مرگ نداری .
سرخوش و خرم به تجربه و جست و خیز میپردازی .
به نیمه دوم که میرسی ، کم کم خبر مرگ رفقای قدیمی ، خویشان و افراد هم سن و سال یا چند سالی کوچک تر یا بزرگ تر از خودت کم کم نشان میدهد که زندگی دارد شکل و رنگ دیگری میگیرد.
نیمه دوم عمر که میرسد ، احساس میکنی فرصت کمی برای زندگی داری .
کارهای نیمه تمام زیادی داری که شاید هرگز فرصت انجامش را پیدا نکنی .
برای همین افسردگی پنهانی را انتخاب میکنی که دلیل بی حرکتی های ادامه زندگی ات باشد .
و کم کم شاهد اُفت فعالیت ها و انگیزه هایت میشوی .
این در حالی است که عمده افراد موفق ، در نیمه دوم زندگی به اوج شکوفایی رسیده اند .
#انیشتن معتقد بود انسان های فرهیخته ای که اندیشه ای برای ابراز دارند ، تا #چهل_سالگی در سکوت به سر میبرند و از چهل سالگی به بعد به بلوغ بیان میرسند .
هر دوی اینها ، یکی اُفت انگیزه به زندگی و دیگری شکوفایی تجربیات و توان ورود به زندگی زیست نشده ، شکلی از زندگی ما هستند که در نهایت به میزانی که از آن اگاهی داریم ، #انتخاب کرده و فصل دوم زندگی را رقم میزنیم .
در #اردیبهشت ماه ۹۶ کارگاهی خواهیم داشت که پیرامون فصل دوم زندگی سخن خواهم گفت و دوستانی که همسفر ما هستند و بالای ۳۰ سال دارند ، میتوانند ، از آن برای شناخت ویژگی های نیمه دوم عمر و رفتن به سمت انتخاب شکوفایی توانمندی ها و زندگی زیست نشده شان ، بهترین استفاده را انجام دهند .
اگر بالای #۳۰ #سال دارید ، کمی از حال و هوای نیمه دوم عمرتون برام بنویسید و آیا تفاوتی رو درون خودتون احساس میکنید ؟
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
@inssoa1 Ⓜ️
*
*
*
پ.ن
🌈⏳ توضیح #عکس :
در گشت و گذار امروز به گورستان با صفایی در دل کوه و دشت های شمال رسیدم که حال و هوای دلنشینی داشت . یک جورایی ، جان میداد برای مُردن 😋
آدم دلش میخواست بشیند ساعتها با این رفتگان حرف بزند و چیز بیاموزد .
من رو به یاد آرامگاه #روستای #اجدادی ام انداخت . چند سال پیش پدرم وصیت میکرد پس از رفتنش ، آنجا دفن شود . من یکی از مخالفانش بودم و مدتهاست که از خیلی از ظواهر عبور کردم ، باهاش همداستان شدم و مایلم خودم هم اونجا آرام بگیرم .
جایی در دل کوه پایه با آب و هوایی تمیز و دلپذیر.
خدا ما را هم بعد از رفتن بیامرزد
😄☀⏳
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
*
*
#زندگی #خودشناسی #سروش_امرداد #خودآگاهی #روانشناسی #نیمه_دوم_زندگی #تجربه #lifecoach Ⓜ️ #coaching
در اینستاگرام از تجربه نیمه دوم زندگی تان بنویسید.👇🏻🛋
https://instagram.com/p/BSJZibGAE3P/
Instagram
امیرفریدون نصرتی✍🏻️LifeCoachⓂ️
زندگی و مرگ راز عجیبی دارد . در نیمه اول زندگی ، درک درستی از #مرگ نداری . سرخوش و خرم به تجربه و جست و خیز میپردازی . به نیمه دوم که میرسی ، کم کم خبر مرگ رفقای قدیمی ، خویشان و افراد هم سن و سال یا چند سالی کوچک تر یا بزرگ تر از خودت کم کم نشان میدهد که…
Ⓜ️ @inssoa1
یادداشتی قدیمی از #فیسبوک
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
انسان خود ساخته با انسان محیط و شرایط ساخته ، تفاوتش مانند خیار بوته ای و گل خانه ایست.
هر دو خیارند . ولی رنگ و عطر و اصالت شان متفاوت از هم است.
خیار بوته ای را که میخوری ، با اولین گازی که میزنی ، صدای تردی و عطر خیار تمام فضا را پر میکند.
خیار گل خانه ای خوردن ، بیشتر شبیه وقت تلف کردن است.
نه مزه ای ، نه عطر خیاری ... انگار آب میخوری
با انسان های حاصل محیط که روبروی می شوی ، از همان ابتدا میفهمی اگر شرایط مساعدی وجود نداشت ، طرف در زندگی هیچ پوخی نمی شد. همین هایی هم که دارد زیادیست.
به قواره وجودش گریه میکند.
به وارونش به انسان خودساخته که میرسی ، از همان نگاه نخست ، مانند یک دُرّ گرانبها می درخشد.
رفتار و سکناتش ، چنان وزین و درخشان است که از هم سخنی اش سیر نمی شوی.
دلت میخواهد تمام فراز و نشیب های وجود این آدم را کاوش کنی.
نفس در نفسش بیندازی و عمیق دم بگیری.
حس میکنی ، تمام تجربه های ناب این آدم ، سلول های مغز تو را فرا میگیرد.
@inssoa1 Ⓜ️
دوست داری بودنش تکرار شود.
اگر هنوز آدمها به شما به سبب ماشین و خانه ای که دارید یا خانواده و شرایطی که در آن به دنیا آمده اید ، احترام میگذارند ، فکری به حال خودتان بکنید.
برای آزمایش تمام اینها را در ذهن پاک کنید و ببینید آیا آدمها هنوز هم به شما احترام میگذارند ؟ اصلا چیزی در خور احترام و ستایش دارید ؟
کلامی ، فکری ، اندیشه ای یا رفتاری دارید که سایر انسان ها را تحت تاثیر قرار دهد و شما را شایسته توجه و احترام بدانند ؟
یا اینکه صرفا به داشته های تصادفی زندگی تان احترام میگذارند ؟
اصلا چرا یک بار یک لباس ژنده و ساده نمی پوشید و بدون موبایل و ماشین نمیروید یک گوشه شهر که کسی شما را نشناسد و با چند مغازه دار و آدمیزاد دیگر هم کلام شوید ؟!!
@inssoa1 Ⓜ️
شخصیت و منش خود را در بوته آزمایش بگذارید. ببینید سایر آدمها فارق از داشته های مجازی تان ، به درونیات شما چه واکنشی نشان میدهند؟
آیا دهانتان را که باز میکنید ، گوهر فشانی میکنید ، یا بوی کلام بی مغز و بی بنیاد ، دماغ سایرین را می آزارد؟!!
آزمایش کنید. باور کنید نتایج جالبی خواهید گرفت.
لحظه ای تمام آنچه را به واسطه اش تا کنون جلب احترام کرده اید کنار بگذارید و عریان عریان ، صرفا با یک لباس ساده بدون آرایش و پیرایشی خاص و ماشین و موبایل و اسم و رسمی شناخته شده ، فقط مانند یک انسان خام در جامعه ای نا شناس حضور پیدا کنید و حرف بزنید.
به همین سادگی .....
نوزدهم آذر ماه نود و یک
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
*
*
*
________________________
Ⓜ️ @inssoa1
https://instagram.com/p/BSWILt_Ak48/
یادداشتی قدیمی از #فیسبوک
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
انسان خود ساخته با انسان محیط و شرایط ساخته ، تفاوتش مانند خیار بوته ای و گل خانه ایست.
هر دو خیارند . ولی رنگ و عطر و اصالت شان متفاوت از هم است.
خیار بوته ای را که میخوری ، با اولین گازی که میزنی ، صدای تردی و عطر خیار تمام فضا را پر میکند.
خیار گل خانه ای خوردن ، بیشتر شبیه وقت تلف کردن است.
نه مزه ای ، نه عطر خیاری ... انگار آب میخوری
با انسان های حاصل محیط که روبروی می شوی ، از همان ابتدا میفهمی اگر شرایط مساعدی وجود نداشت ، طرف در زندگی هیچ پوخی نمی شد. همین هایی هم که دارد زیادیست.
به قواره وجودش گریه میکند.
به وارونش به انسان خودساخته که میرسی ، از همان نگاه نخست ، مانند یک دُرّ گرانبها می درخشد.
رفتار و سکناتش ، چنان وزین و درخشان است که از هم سخنی اش سیر نمی شوی.
دلت میخواهد تمام فراز و نشیب های وجود این آدم را کاوش کنی.
نفس در نفسش بیندازی و عمیق دم بگیری.
حس میکنی ، تمام تجربه های ناب این آدم ، سلول های مغز تو را فرا میگیرد.
@inssoa1 Ⓜ️
دوست داری بودنش تکرار شود.
اگر هنوز آدمها به شما به سبب ماشین و خانه ای که دارید یا خانواده و شرایطی که در آن به دنیا آمده اید ، احترام میگذارند ، فکری به حال خودتان بکنید.
برای آزمایش تمام اینها را در ذهن پاک کنید و ببینید آیا آدمها هنوز هم به شما احترام میگذارند ؟ اصلا چیزی در خور احترام و ستایش دارید ؟
کلامی ، فکری ، اندیشه ای یا رفتاری دارید که سایر انسان ها را تحت تاثیر قرار دهد و شما را شایسته توجه و احترام بدانند ؟
یا اینکه صرفا به داشته های تصادفی زندگی تان احترام میگذارند ؟
اصلا چرا یک بار یک لباس ژنده و ساده نمی پوشید و بدون موبایل و ماشین نمیروید یک گوشه شهر که کسی شما را نشناسد و با چند مغازه دار و آدمیزاد دیگر هم کلام شوید ؟!!
@inssoa1 Ⓜ️
شخصیت و منش خود را در بوته آزمایش بگذارید. ببینید سایر آدمها فارق از داشته های مجازی تان ، به درونیات شما چه واکنشی نشان میدهند؟
آیا دهانتان را که باز میکنید ، گوهر فشانی میکنید ، یا بوی کلام بی مغز و بی بنیاد ، دماغ سایرین را می آزارد؟!!
آزمایش کنید. باور کنید نتایج جالبی خواهید گرفت.
لحظه ای تمام آنچه را به واسطه اش تا کنون جلب احترام کرده اید کنار بگذارید و عریان عریان ، صرفا با یک لباس ساده بدون آرایش و پیرایشی خاص و ماشین و موبایل و اسم و رسمی شناخته شده ، فقط مانند یک انسان خام در جامعه ای نا شناس حضور پیدا کنید و حرف بزنید.
به همین سادگی .....
نوزدهم آذر ماه نود و یک
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
*
*
*
________________________
Ⓜ️ @inssoa1
https://instagram.com/p/BSWILt_Ak48/
Instagram
113 Likes, 13 Comments - امیرفریدون نصرتی✍🏻️LifeCoachⓂ️ (@inssoa) on Instagram: “انسان خود ساخته با انسان محیط و شرایط ساخته ، تفاوتش مانند خیار بوته ای و گل خانه ایست. هر دو…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیای ساده بچه ها
😍
پدرش بهش میگه چشمت به توپ باشه و ...
😳
#کانال_خلاقیت_و_کودکان_سروش_امرداد
Ⓜ️ @inssoa2
😍
پدرش بهش میگه چشمت به توپ باشه و ...
😳
#کانال_خلاقیت_و_کودکان_سروش_امرداد
Ⓜ️ @inssoa2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
١٣ فروردين ١٣٥٧ در تهران
@inssoa1 Ⓜ️
---------------------
والسِ نوروزى
آواز: احمد عاشورپور
---------------------
تصاوير: اداره كل توليد فيلم و عكسِ وزارت فرهنگ و هنر
@inssoa1 Ⓜ️
#سروش_امرداد
@inssoa1 Ⓜ️
---------------------
والسِ نوروزى
آواز: احمد عاشورپور
---------------------
تصاوير: اداره كل توليد فيلم و عكسِ وزارت فرهنگ و هنر
@inssoa1 Ⓜ️
#سروش_امرداد
زمان برگزاری
#جمعه ۲۵ #فروردین
پایان مهلت ثبت نام
امروز
۱۹ فروردین
برای احساس رضایت از زندگی ، احساس موفقیت کافی نیست.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 *
*
*
#مشهد
@inssoa1 Ⓜ️
instagram.com/inssoa
#جمعه ۲۵ #فروردین
پایان مهلت ثبت نام
امروز
۱۹ فروردین
برای احساس رضایت از زندگی ، احساس موفقیت کافی نیست.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 *
*
*
#مشهد
@inssoa1 Ⓜ️
instagram.com/inssoa
زمان برگزاری
#جمعه ۲۵ #فروردین
پایان مهلت ثبت نام
امروز
۱۹ فروردین
برای احساس رضایت از زندگی ، احساس موفقیت کافی نیست.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 *
*
*
#مشهد
#کارگاه
#زن
#زنانگی #زنان #خودشناسی #خودآگاهی #خودباوری #سروش_امرداد
🌈 بهترین هدیه ای که یک #مرد میتواند به زندگی خودش و همسرش بدهد ، حضور در این کارگاه است 🌈
نام نویسی و لینک پرداخت
https://zarinp.al/91001
جهت نام نویسی به دایرکت پیام بدید.
instagram.com/p/BSnsiifAzBp
---
@inssoa1
#جمعه ۲۵ #فروردین
پایان مهلت ثبت نام
امروز
۱۹ فروردین
برای احساس رضایت از زندگی ، احساس موفقیت کافی نیست.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 *
*
*
#مشهد
#کارگاه
#زن
#زنانگی #زنان #خودشناسی #خودآگاهی #خودباوری #سروش_امرداد
🌈 بهترین هدیه ای که یک #مرد میتواند به زندگی خودش و همسرش بدهد ، حضور در این کارگاه است 🌈
نام نویسی و لینک پرداخت
https://zarinp.al/91001
جهت نام نویسی به دایرکت پیام بدید.
instagram.com/p/BSnsiifAzBp
---
@inssoa1
zarinp.al
درگاه پرداخت اینترنتی زرینپال
گذرگاه تراکنشهای مالی امن
توضیحات کارگاه
🌈 تحلیل دو زن
(یافتن زنانگی گمشده)
#مشهد
این کارگاه ۲۵ فروردین ۹۶ روز جمعه از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۷ عصر برگزار میشود .
امروز برای دوستانی که مشکل ثبت نام داشتند ، آخرین مهلت هست و میتونند از لینک مستقیم نام نویسی ، در کانال سروش امرداد ، پرداخت وجه داشته باشند.
@inssoa1 Ⓜ️
برای شنید فایل اتچ (پیوست ) باید تلگرام شما آپدیت باشه
Ⓜ️ @inssoa1
⚜️⚜️⚜️⚜️⚜️
🌈 تحلیل دو زن
(یافتن زنانگی گمشده)
#مشهد
این کارگاه ۲۵ فروردین ۹۶ روز جمعه از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۷ عصر برگزار میشود .
امروز برای دوستانی که مشکل ثبت نام داشتند ، آخرین مهلت هست و میتونند از لینک مستقیم نام نویسی ، در کانال سروش امرداد ، پرداخت وجه داشته باشند.
@inssoa1 Ⓜ️
برای شنید فایل اتچ (پیوست ) باید تلگرام شما آپدیت باشه
Ⓜ️ @inssoa1
⚜️⚜️⚜️⚜️⚜️
Telegram
attach 📎
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
Voice message
اگر فایل صوتی اتچ پیام قبلی قابل رویت نیست ، از این فایل استفاده بفرمایید
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
Photo
⛰ به بهانه روز #پدر و #تولد پسرم
@inssoa1 Ⓜ️
سنگین ترین چیزی که در تمام عمرم روی دستم گرفتم ، نوزاد دو و نیم کیلویی ای بود که پرستار بیمارستان سینا ی مشهد ، در بیست و پنجم فروردین ۸۷ ، در آغوشم قرار داد و گفت مبارکه !
۳۰ سال داشتم و پرانرژی ، اما بار این مسئولیت چنان سنگین بود که از شوک اش ، چشم هایم خیس شد .
پدر شده بودم . تا خواستم بادی به غبغب بیندازم که مثلا سفر مردانگی ام با نقش پدری کامل تر شده ، ترس عمیقی وجودم را فرا گرفت.
از ۱۹ سالگی زندگی من وقف مطالعه و خودشناسی بود.
طبیعتا نباید پس از ۱۱ سال مطالعه بی وقفه ، نگران چیزی میبودم .
ولی واقعیت این بود که هربار به کوروش نگاه میکردم ، چیزی در گوشم زمزمه میکرد ، چه چیز ارزشمندی داری که به این مسافر تازه رسیده پیشکش کنی ؟
من که آن موقع خودم را انسانی اهل اندیشه و مطالعه میدانستم ، پاسخی پیدا نمیکردم . انگار همه آنچه تا آن روز بودم ، نمیتوانست در مقابل مسئولیت سنگینی که زندگی بر دوشم گذاشته بود ، حرفی برای گفتن داشته باشد .
گویی ، به یکباره خالی از هر داشته ای شده بودم .
انگار حضور کوروش ، دریچه ای به درونم باز کرده بود که تمام نقص های مرا به من نمایان کند .
منی که تا آن روز خودم را انسانی تکامل یافته میدیدم ، تازه یکی یکی با کاستی هایم روبرو شدم .
فهمیدم ای داد بر من ، با این نقصان ، چگونه میتوانم از فرزندم توقع کامل بودن داشته باشم ؟
آخر این رسم همه ما پدر و مادر هاست . صاحب فرزند که میشویم باید او را در چشم دیگران کامل و بی عیب نمایش دهیم تا پشت سرش ، کمبود های خودمان را پنهان کنیم .
اصلا بچه ای نیست که به دنیا آمده باشد و پدر و مادرش او را متفاوت از همه ابنای بشر معرفی نکنند !
خلاصه اینکه کوروش در آغوش من قرار گرفت تا بگوید : زیادی خودت را جدی گرفتی پدر جان ! اگر چیزی در چنته داری رو کن .
و شوربختانه جز یک عالمه حفره در روانم چیز دیگری پیدا نکردم .
آنجا بود که درک کردم ، ما هیچ چیز اضافه ای نداریم که به فرزندانمان
بیاموزیم. ما چیزهایی که بلدیم را زندگی
میکنیم و آنها مثل یک فیلم ذخیره میکنند
و به ما نمایش میدهند.
از روزی که پسرم به دنیا آمد ، تازه فهمیدم
چقدر تصاویر ناموزونی در روان من است
که باید اصلاح کنم. بنابراین مسئولیت
خویشتن پروری را بر فرزند پروری مقدم دیدم.
برای همین است هرگاه در کلاسی یا مشاوره ای خواستم پدر و مادری را برای پرورش فرزندش کمک کنم ، او را به سمت پرورش خویشتن هدایت کرده ام و چه معجزه ها که از این روش تجربه نکرده ام .
از همان آغاز تولد کوروش مسئولیت همه اتفاقاتی که میتواند در زندگی تربیتی فرزندم رخ دهد را به عهده گرفتم .
میدانستم ، تمام زجه مویه هایی که خانواده ها از دست فرزندانشان میکنند ، نوعی فرافکنی خصمانه است که بی عرضگی خودشان را پشتش پنهان میکنند .
بنابراین برای آنکه من نیز سالها بعد بی عرضگی ام را با فرو ریختن شخصیت فرزندم در مقابل دیگران پنهان نکنم ، بی عرضگی یا بهتر بگویم بی تجربه گی ام را در همان لحظه تاریخی به رسمیت شناختم .
واقعیت این بود که من هیچ تجربه ای برای فرزند پروری نداشتم و تمام رفرنس های مطالعاتی ، صرفا تجویز های احمقانه ای بودند که همه سلایق را با یک الگو برش میزد .
حالا که ۹ سال تمام از آن موقع میگذرد ، بر تشخیص خودم پایبندم و آن را با تمام وجود به دیگرانی که در برابرم قرار میگیرند ، توصیه میکنم .
فرزندان ما ، آئینه تمام نمای آن چیزی هستند که درون روان و اندیشه ما میگذرد .
اگر هر نقصی در فرزندم است ، برآیندی از وجود منست که در او ظهور پیدا کرده .
بنابراین ، اصلاح من ، تغییر او را در پی دارد . البته همیشه چندان خوش شانس نیستیم که بتوانیم با اصلاح خودمان فرزندانمان را هم تغییر دهیم. گاهی دیر بجنبیم ، همه چیز قفل میشود .
پسرم بزرگترین هدیه زندگی من بود . من هیچ منتی بر سرش برای هیچ چیز ندارم . هر چه انجام میدهم ، اندک سپاسی است که به درگاه خداوند انجام میدهم که موجودی را در مسیر سفرم قرار داد تا آئینه ام باشد . مرا بزرگ کند و زندگی را برایم معنادار و لذت بخش تر از همیشه کند .
گاهی سوال میکنند که دوست دارم کوروش در آینده چه کار و شغل و تحصیلاتی داشته باشد ؟
پاسخم همیشه اینست : به من ربطی ندارد . من اجازه ندارم رویای زندگی پسرم را طراحی کنم .
من فقط میتوانم او را خردمند و آگاه پرورش دهم و به او بیاموزم ، مسئولیت هر آنچه انتخاب میکند با خود اوست و زندگی اش را قدر بداند و با بی مسئولیتی زندگی را نابود نکند .
اکنون هم که سالروز تولد کوروش است ، من برای خودم جشن میگیرم که مورد لطف خداوند قرار گرفتم و تجربه پدر شدن را لمس کردم و فهمیدم پدر بودن چه مفهومی دارد و بیش از گذشته قدردان وجود نازنین پدر و مادرم شدم .
جشن واقعی برای من است که موهبت پرورش یک انسان بعهده ام گذاشته شد .
@inssoa1 Ⓜ️
سنگین ترین چیزی که در تمام عمرم روی دستم گرفتم ، نوزاد دو و نیم کیلویی ای بود که پرستار بیمارستان سینا ی مشهد ، در بیست و پنجم فروردین ۸۷ ، در آغوشم قرار داد و گفت مبارکه !
۳۰ سال داشتم و پرانرژی ، اما بار این مسئولیت چنان سنگین بود که از شوک اش ، چشم هایم خیس شد .
پدر شده بودم . تا خواستم بادی به غبغب بیندازم که مثلا سفر مردانگی ام با نقش پدری کامل تر شده ، ترس عمیقی وجودم را فرا گرفت.
از ۱۹ سالگی زندگی من وقف مطالعه و خودشناسی بود.
طبیعتا نباید پس از ۱۱ سال مطالعه بی وقفه ، نگران چیزی میبودم .
ولی واقعیت این بود که هربار به کوروش نگاه میکردم ، چیزی در گوشم زمزمه میکرد ، چه چیز ارزشمندی داری که به این مسافر تازه رسیده پیشکش کنی ؟
من که آن موقع خودم را انسانی اهل اندیشه و مطالعه میدانستم ، پاسخی پیدا نمیکردم . انگار همه آنچه تا آن روز بودم ، نمیتوانست در مقابل مسئولیت سنگینی که زندگی بر دوشم گذاشته بود ، حرفی برای گفتن داشته باشد .
گویی ، به یکباره خالی از هر داشته ای شده بودم .
انگار حضور کوروش ، دریچه ای به درونم باز کرده بود که تمام نقص های مرا به من نمایان کند .
منی که تا آن روز خودم را انسانی تکامل یافته میدیدم ، تازه یکی یکی با کاستی هایم روبرو شدم .
فهمیدم ای داد بر من ، با این نقصان ، چگونه میتوانم از فرزندم توقع کامل بودن داشته باشم ؟
آخر این رسم همه ما پدر و مادر هاست . صاحب فرزند که میشویم باید او را در چشم دیگران کامل و بی عیب نمایش دهیم تا پشت سرش ، کمبود های خودمان را پنهان کنیم .
اصلا بچه ای نیست که به دنیا آمده باشد و پدر و مادرش او را متفاوت از همه ابنای بشر معرفی نکنند !
خلاصه اینکه کوروش در آغوش من قرار گرفت تا بگوید : زیادی خودت را جدی گرفتی پدر جان ! اگر چیزی در چنته داری رو کن .
و شوربختانه جز یک عالمه حفره در روانم چیز دیگری پیدا نکردم .
آنجا بود که درک کردم ، ما هیچ چیز اضافه ای نداریم که به فرزندانمان
بیاموزیم. ما چیزهایی که بلدیم را زندگی
میکنیم و آنها مثل یک فیلم ذخیره میکنند
و به ما نمایش میدهند.
از روزی که پسرم به دنیا آمد ، تازه فهمیدم
چقدر تصاویر ناموزونی در روان من است
که باید اصلاح کنم. بنابراین مسئولیت
خویشتن پروری را بر فرزند پروری مقدم دیدم.
برای همین است هرگاه در کلاسی یا مشاوره ای خواستم پدر و مادری را برای پرورش فرزندش کمک کنم ، او را به سمت پرورش خویشتن هدایت کرده ام و چه معجزه ها که از این روش تجربه نکرده ام .
از همان آغاز تولد کوروش مسئولیت همه اتفاقاتی که میتواند در زندگی تربیتی فرزندم رخ دهد را به عهده گرفتم .
میدانستم ، تمام زجه مویه هایی که خانواده ها از دست فرزندانشان میکنند ، نوعی فرافکنی خصمانه است که بی عرضگی خودشان را پشتش پنهان میکنند .
بنابراین برای آنکه من نیز سالها بعد بی عرضگی ام را با فرو ریختن شخصیت فرزندم در مقابل دیگران پنهان نکنم ، بی عرضگی یا بهتر بگویم بی تجربه گی ام را در همان لحظه تاریخی به رسمیت شناختم .
واقعیت این بود که من هیچ تجربه ای برای فرزند پروری نداشتم و تمام رفرنس های مطالعاتی ، صرفا تجویز های احمقانه ای بودند که همه سلایق را با یک الگو برش میزد .
حالا که ۹ سال تمام از آن موقع میگذرد ، بر تشخیص خودم پایبندم و آن را با تمام وجود به دیگرانی که در برابرم قرار میگیرند ، توصیه میکنم .
فرزندان ما ، آئینه تمام نمای آن چیزی هستند که درون روان و اندیشه ما میگذرد .
اگر هر نقصی در فرزندم است ، برآیندی از وجود منست که در او ظهور پیدا کرده .
بنابراین ، اصلاح من ، تغییر او را در پی دارد . البته همیشه چندان خوش شانس نیستیم که بتوانیم با اصلاح خودمان فرزندانمان را هم تغییر دهیم. گاهی دیر بجنبیم ، همه چیز قفل میشود .
پسرم بزرگترین هدیه زندگی من بود . من هیچ منتی بر سرش برای هیچ چیز ندارم . هر چه انجام میدهم ، اندک سپاسی است که به درگاه خداوند انجام میدهم که موجودی را در مسیر سفرم قرار داد تا آئینه ام باشد . مرا بزرگ کند و زندگی را برایم معنادار و لذت بخش تر از همیشه کند .
گاهی سوال میکنند که دوست دارم کوروش در آینده چه کار و شغل و تحصیلاتی داشته باشد ؟
پاسخم همیشه اینست : به من ربطی ندارد . من اجازه ندارم رویای زندگی پسرم را طراحی کنم .
من فقط میتوانم او را خردمند و آگاه پرورش دهم و به او بیاموزم ، مسئولیت هر آنچه انتخاب میکند با خود اوست و زندگی اش را قدر بداند و با بی مسئولیتی زندگی را نابود نکند .
اکنون هم که سالروز تولد کوروش است ، من برای خودم جشن میگیرم که مورد لطف خداوند قرار گرفتم و تجربه پدر شدن را لمس کردم و فهمیدم پدر بودن چه مفهومی دارد و بیش از گذشته قدردان وجود نازنین پدر و مادرم شدم .
جشن واقعی برای من است که موهبت پرورش یک انسان بعهده ام گذاشته شد .
خداوند را برای این همه لطف و توجه ، سپاس و ستایش و سجده میکنم و از او میخواهم ، به همه ما پدران و مادران ، خرد و بینش عطا کند .
فروردین ماه ۱۳۹۶
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
توضیح عکس :
میان دو معنا بخش زندگی ام.
یکی به آینده نگاه میکند و به من تکیه داده و دیگری با سایه با برکتش پشت سرم ایستاده.
پدر در این عکس نمیداند که در قاب قرار دارد .
@inssoa1 Ⓜ️
instagram.com/inssoa
فروردین ماه ۱۳۹۶
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
توضیح عکس :
میان دو معنا بخش زندگی ام.
یکی به آینده نگاه میکند و به من تکیه داده و دیگری با سایه با برکتش پشت سرم ایستاده.
پدر در این عکس نمیداند که در قاب قرار دارد .
@inssoa1 Ⓜ️
instagram.com/inssoa