🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
274 subscribers
926 photos
412 videos
16 files
729 links
امیرفریدون نصرتی

#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من

instagram.com/inssoa
Download Telegram
‍ 🔹🔺🔸 آیا من درونگرا هستم؟

در میان انواع عوامل شخصیتی که در بحث خودشناسی و اساساً تئوریهای مختلف شخصیت شناسی مورد توجه و بررسی قرار می‌گیرند،‌ درونگرایی و برونگرایی تقریباً مخرج مشترک محسوب می‌شود. تعاریفی که از درونگرایی شده بسیار متنوع است. ساده‌ترین تعریفی که عموماً مردم از این واژه در ذهن دارند، ساکت و منزوی و گوشه‌گیر بودن است. اما امروزه تعاریف دقیق‌تر و کامل‌تری مورد توجه قرار می‌گیرند: اینکه برای فرد درونگرا، زندگی ذهنی جذابیت بالایی دارد و یا اینکه فرد درونگرا از خلوت کردن با خودش انرژی می‌گیرد و در تعامل با دیگران، انرژی خود را از دست می‌دهد.

ظاهراً مطالعات نشان می‌دهد که افراد درونگرا، علاقه و تمایل به داشتن حلقه‌ی دوستی کوچک اما با میزان اعتماد درون‌گروهی بالا دارند و معمولاً در یک لحظه، یک کار مشخص را انجام می‌دهند و از انجام فعالیت‌های متعدد به صورت همزمان اجتناب می‌کنند.

ما واژه‌ها و ویژگیهای متعددی را معادل درونگرایی در نظر می‌گیریم. به عنوان مثال خجالتی بودن از جمله مواردی است که معادل درونگرایی در نظر گرفته می‌شود. در حالی که فرد خجالتی از تعامل با دیگران هراس دارد اما فرد درونگرا، صرفاً تنها بودن را به در جمع بودن ترجیح می‌دهد.

همیشه این بحث وجود داشته که آیا درونگرایی یک بحث ارثی است یا محیط و محلی که در آن پرورش یافته‌ایم در میزان درونگرایی (یا برونگرایی) ما نقش دارد. مطالعات انستیتو ملی سلامت آمریکا نشان می‌دهد ۳۹٪ تا ۵۸٪ از درونگرایی و برونگرایی افراد،‌ بر اساس وراثت مشخص می‌گردد(+).

علاوه بر تحقیق مذکور، گزارش‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد ساختار فیزیولوژیک مغز و حتی میزان خون در گردش در بخش‌های مختلف مغز، در مورد درونگرایان و برونگرایان متفاوت است.

مستقل از ریشه‌ی تفاوتها و سهم وراثت و محیط و تربیت در درونگرایی و برونگرایی، یک نکته‌ی مشخص وجود دارد و آن اینکه از میان دو صفت درونگرا و برونگرا نمی‌توان یکی را به دیگری ترجیح داد. به عبارت دیگر:

۱) موفقیت زندگی و شغلی ما، تابع درونگرایی و برونگراییمان نیست. بلکه تابع شغل و مسیری است که برای زندگی انتخاب می‌کنیم. طبیعی است که شاید یک فرد درونگرا در شغلهایی با پایه‌ی مالی، موفق‌تر از شغل‌هایی با پایه‌ی فروش باشد و بالعکس فرد برونگرا در شغلهایی که بر پایه‌ی فروش بنا شده‌اند شانس موفقیت بیشتری داشته باشد.

۲) حتی در یک زمینه‌ی تخصصی نیز، به سادگی نمی‌توان در مورد موفقیت یا عدم موفقیت بر اساس تیپ شخصیتی نظر داد. در تکمیل مورد نخست، شاید برای شما جالب باشد که فرد درونگرا می‌تواند در شغلهایی نظیر حسابداری که تعامل کمتری با محیط دارند موفق‌تر عمل کرده و فرد برونگرا می‌تواند در حسابرسی، که شغلی با تعامل بالاتر است، موفق‌تر باشد. همینطور فرد درونگرا می‌تواند مدیر فروش بسیار خوبی باشد اما فرد برونگرا می‌تواند در سمت فروشنده زندگی موفق‌تری را تجربه کند.

۳) حتی اگر یک فرد درونگرا به فروشندگی منصوب شود، باز هم نمی‌توان نتیجه گرفت که وی فروشنده‌ی ناموفقی خواهد بود. اما می‌توان نتیجه گرفت که در صورتی که او به اندازه‌ی یک فرد برونگرا موفق باشد، احتمالاً انرژی بیشتری را برای کسب همان میزان از موفقیت صرف کرده است. به عبارت دیگر، فرد درونگرا در شغل فروش زودتر از یک فرد برونگرا مستهلک می‌گردد. همچنانکه یک فرد برونگرا در شغل حسابداری زودتر از یک فرد درونگرا مستهلک می‌شود.

🆔 @inssoa1
‍ کمال طلبی چیست و کمال طلب ها، چه ویژگیهایی دارند؟

کمال طلبی و کمال طلب بودن یا همان Perfectionism، یکی از واژه‌هایی است که این روزها به صورت گسترده در زبان روزمره ما به کار گرفته می‌شود. متمم هم در بحث «مدیریت زمان و اینکه چرا زمان کم دارم؟» اشاره کرد که ممکن است برخی از دوستانی که احساس می‌کنند گرفتار کمبود زمان هستند و نیازمند این هستند که مهارت مدیریت زمان را در خود تقویت کنند، در واقع گرفتار کمال طلبی باشند. اما به هر حال استفاده گسترده از یک کلمه تخصصی، ضمن اینکه می‌تواند باعث توجه بیشتر به آن مفهوم شود، ممکن است این خطر را هم در پی داشته باشد که از معنای علمی آن فاصله بگیرد.

در مورد کمال طلبی، حداقل دو اشتباه رایج وجود دارد. مورد اول اینکه کمال طلبی را با کمال گرایی اشتباه می‌گیرند. کمال گرایی به معنای گرایش به رشد و پیشرفت و تعالی و کامل‌تر شدن، مهم‌ترین ویژگی انسانهاست و شاید از جمله معدود ویژگیهایی که انسان را از حیوان متمایز می‌کند.

مورد دوم اینکه فرض می‌شود که کمال طلبی همیشه بد است. در حالی که اگر کمال طلبی و میل به استانداردهای بالا نبود، بسیاری از حرکتهایی که رشد و پیشرفت نسل بشر را طی سالها و قرنهای گذشته رقم زده است، هرگز روی نمی‌داد. حتی در مواردی مانند کمال طلبی در شکل فیزیکی بدن، میزان معتدلی از کمال طلبی می‌تواند به توجه به رژیم غذایی و حفظ سلامت منجر شود. چیزی که به عنوان کمال طلبی نامطلوب شناخته می‌شود، رعایت استانداردهای بالا در شرایطی است که هزینه رعایت آن استانداردها بیشتر از منافعشان است.

پارکر محقق دانشگاه جان هاپکینز، تعریف ساده اما جالبی از کمال طلبی دارد که اگر چه وی، به طور خاص برای دانش آموزان به کار می‌گیرد، اما می‌تواند در مورد بسیاری از موارد دیگر هم مصداق داشته باشد. او می‌گوید:

انسانهای کمال طلب، فشاری دائمی برای حرکت به سمت هدفهای غیرقابل دستیابی در درون خود احساس می‌کنند. آنها ارزش خودشان را با کارایی خودشان و دستاوردهایشان می‌سنجند. طبیعی است این رفتار در موارد زیادی می‌تواند به ناامیدی و ناراحتی منجر شود و افراد کمال طلب، به منتقدان سرسخت خودشان تبدیل می‌شوند.

تلاش پیوسته و انعطاف ناپذیر برای اینکه همه چیز بدون ایراد باشد، هیچ مشکل و خطایی وجود نداشته باشد، استفاده از این قضاوت سخت گیرانه در مورد خود و دیگران، قربانی کردن به موقع بودن به نفع کامل و بی نقص بودن، باور به اینکه فقط یک راه درست برای انجام هر کاری وجود دارد، سخت بودن در تغییر دیدگاه های خود، توجه بیش از حد به جزییات و نظم و ساختار.

تقسیم بندی‌های بسیار متعددی درباره کمال طلبی انجام شده است. از اینکه کمال طلبی تا چه حد دغدغه ی ذهنی است و تا چه میزان روی رفتار و نحوه تلاش و کوشش فرد تاثیر می‌گذارد. از اینکه بیشتر در مورد خود اوست یا در مورد اطرافیانش. از اینکه در همه ی جنبه هاست یا در برخی جنبه های خاص و ده‌ها تقسیم بندی دیگر.

یکی از ابزارهای نسبتاً متعارف برای سنجش کمال طلبی هم، پرسشنامه‌ کمال طلبی در قالب چهل و پنج سوال است که توسط دو محقق به نام هویت و فلت تنظیم شده است. در این پرسشنامه و پرسشنامه های مشابه هم، کوشیده شده که کمال طلبی، به جای یک پارامتر کلی، به شاخه های کوچکتر تبدیل شده و به صورت جداگانه سنجیده شود.

🆔 @inssoa1
🔹🔺 خودت را مطالعه کن . قرار است اتفاق ها تکرار شوند و تو تکرار نکنی.
@inssoa1
مطالعه کاربردی!! چقدر مطالعه کاربردی دارید؟
@inssoa1
شکست خوردن هم می تواند هوشمندانه باشد.
@inssoa1
اطلاعاتی در مورد #اختلال #شخصیت #هیستریک

خصوصیات عمده‌ی این تیپ شخصیتی، توجه‌طلبی افراطی و آرایش ظاهری برای جلب توجه و هم‌چنین داشتن رفتارهای هیجانی و نمایشی است.

شخصیت هیستریک یا نمایشی، یکی از انواع تیپ‌های شخصیت می‌باشد. خصوصیات عمده‌ی این تیپ شخصیتی، توجه‌طلبی افراطی و آرایش ظاهری برای جلب توجه و هم‌چنین داشتن رفتارهای هیجانی و نمایشی است. این قبیل افراد، بسیار تلقین‌پذیر بوده و در روابط بین‌فردی، بیش از حدِ متعارف، از خود صمیمیت نشان‌می‌دهند. تیپ‌های هیستریکال بسیار احساسی، برون‌گرا، شورانگیز، تابع امیال، ساده‌لوح، بی‌آلایش و غالباً جذاب هستند. علاوه‌بر جذاب بودن -‌به‌ویژه در بین جنس مخالف- مردم‌پسند نیز هستند. گستره‌ی شیوع این تیپ شخصیتی، در بین هنرمندان و به‌ویژه بازیگران سینما و در بین زنان، بیش‌تر از مردان است.


ویژگی‌های افراد دارای شخصیت هیستریک


- وابسته‌بودن به دیگران:
این قبیل افراد، به‌گونه‌ای کودک‌وار وابسته به دیگران هستند. از کم‌ترین استقلال شخصی برخوردارند و به‌تنهایی قادر به انجام امور خود نیستند، توان تصمیم‌گیری ضعیفی دارند و همیشه منتظرند که دیگران برای آنان تصمیم بگیرند و البته این ناتوانی به شکل جبران کمبود، نمود می‌یابد.

- تشنه‌ی توجه و محبت:
حرکات و رفتارها‌ی‌شان در جهت جلب توجه دیگران است و برای این کار، به هر ابزاری متوسل می‌شوند؛ از گریه و زاری گرفته تا ایماء و اشاره‌ها‌ی نامتعارف و آرایش‌های تند. آنان دوست دارند هم‌چون یک بت پرستیده شوند.

-رفتارهای نمایشی:
این گروه از افراد، رفتارهای نمایشی و درام گونه دارند. این‌قبیل رفتارهای نمایشی، ممکن است بسیار ظریف و تحسین‌برانگیز و یا خشن و پرخاشگرانه باشد. بیش‌تر در جمع و یا مهمانی‌های خانوادگی سعی‌می‌کنند با انجام حرکات نمادین و نقش‌بازی، در ذهن دیگران خاطره بکارند.

- اغراق در بیان مسائل:
هنگام نظر دادن پیرامون مسائل یا اشخاص، بسیار اغراق‌آمیز و خارج از حد متعارف صحبت می‌کنند. آب‌وتاب خاصی به موضوع می‌دهند یا بیش‌تر از آن‌چه که هست، بزرگ توصیف می‌کنند و یا بیش از حد، کوچک‌نمایی و تحقیر می‌کنند.

- هیجان‌زدگی:
بیش‌تر مواقع هیجان‌زده هستند. غم، شادی، خوش‌بینی، بدبینی، ترس و... را به‌صورت متناوب و متغیر ابراز می‌کنند.

- احساسات ناپایدار:
احساسات و عواطف آنان، متغیر و سطحی است به‌گونه‌ای که احساس‌شان پیرامون یک موضوع، مدام از حالتی به حالت دیگر تغییر می‌کند و از عمق بسیار کمی نیز برخوردار می‌باشد.

- خود‌محوری:
اشخاص هیستریکال، در‌واقع افرادی خود‌محور هستند. وابستگی آنان به دیگران و گدایی توجه و محبت، به‌منزله‌ی این نیست که دیگران را افرادی بزرگ و محترم می‌پندارند بلکه برای این است که آنان را رام و نگران احوال خود کنند که خود، نوعی استعمار محترمانه‌ی دیگران است.

- ترس از تنهایی:
این قبیل افراد، به‌شدت از تنهایی هراس دارند و اگر مجبور شوند لحظاتی را تنها و بدون هم‌نشین ‌سرکنند، به‌طور حتم پای تلفن خواهند نشست و با افراد زیادی تماس خواهند گرفت تا سرانجام موفق شوند با یکی دو نفر به صحبت بپردازند و از ترس تنهایی، رهایی پیدا کنند.

- اعتماد‌به‌نفس پایین:
این قبیل افراد، به این دلیل که از غنای درونی بی‌بهره‌اند و وجود خود را در مهر تأیید دیگران احساس می‌کنند، افرادی شکننده هستند و اعتماد‌به‌نفس‌شان تا حد معنی‌داری کاهش‌یابنده است. آنان برای این‌که مطمئن شوند در چشم‌انداز دیگران، افرادی بزرگ و محترم هستند، مدام به نظرخواهی از دیگران می‌پردازند.

- تلقین‌پذیر:
افرادی زود‌باور هستند که به‌راحتی تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیرند، به‌راحتی فریب می‌خورند، به‌سرعت تحت تأثیر فضا و اشخاص قرار می‌گیرند به‌گونه‌ای که خود را از یاد می‌برند.

- تحریک‌پذیر:
زود برانگیخته می‌شوند و واکنش‌های تند‌و‌تیزی به محرک‌های محیطی می‌دهند.


چه موقع این تیپ شخصیتی، اختلال محسوب می‌شود؟
همه‌ی ویژگی‌های روان‌شناختی انسان، تا زمانی‌که در چرخه‌ی زندگی‌اش، بی‌نظمی و آشفتگی ایجاد نکرده باشد، هم‌چنان یک ویژگی و تیپ منحصر‌به‌فرد او تلقی می‌شود اما موقعی که آن ویژگی از حالت تعادل فراتر یا فروتر رود، اختلال نامیده می‌شود و باید مورد بررسی و درمان قرار گیرد. درباره‌ی تیپ شخصیتی هیستریانیک نیز هنگامی‌که یک یا چند مورد از ویژگی‌های بالا، به‌صورت زمان‌دار و تکرار‌شونده در وجود فرد ریشه بدواند و مسیر روانی- رفتاری او را از حالت طبیعی خارج کند، فرد به اختلال شخصیت هیستریک مبتلا می‌شود.

ویژگی‌های افرادِ در معرض ابتلا به اختلال شخصیت هیستری:
- دوست‌داشتنی

- شوخ‌طبع

- بسیار خوش‌بین

- غیرقابل پیش‌بینی

- شورانگیز و هیجانی

- مغرور و خود‌پسند

- تئاتر‌گونه و شکوهمند زندگی می‌کنند.

- در زمان حال زندگی می‌کنند.

- از مدیریت خوبی برخوردارند.

- از آرایش و پوشش‌های اغواگرانه‌ استفاده می‌کنند.


- از و
جهه‌ی اجتماعی بالایی برخوردارند.


درم
ان:
- ر
وان‌درمانی:
اختل
ال شخصیت هیستریک نیز مانند سایر اختلالات روانی، قبل از هر نوع تجویز دارویی، باید از طریق روان‌درمانی بررسی و درمان شود. بهترین تکنیک روان‌درمانی برای این قبیل افراد، استفاده از فن روان تحلیلی است که از آن طریق، در موقعیت‌ها و زوایای مختلف، از بیمار و رفتارهای او فیلم گرفته می‌شود، سپس بیمار به همراه روان‌شانس خود، به تماشای فیلم می‌نشیند و روان‌شناس، به آنالیز رفتارها و علائم هشداردهنده‌ی بیمار می‌پردازد. بیمار نسبت به وضعیت خود، بینش پیدا کرده و سپس به مقایسه‌ی اوضاع روانی و رفتاری خود با افراد عادی جامعه می‌پردازد.

- دارو‌درمانی:
درمان دارویی، زمانی قابل پی‌گیری است که در مرحله‌ی اول، درمان روان‌‌شناختی، جواب‌گوی مشکل فرد نباشد و دوم این‌که اختلال فرد، با سایر اختلالات روانی هم‌چون اضطراب، شیدایی، افسردگی و‌... همراه باشد که در این حالت، از قرص‌های ضد‌اضطراب و افسردگی برای مهار رفتارهای تنشی فرد استفاده می‌شود.

@inssoa1 Ⓜ️
#سروش_امرداد
‍ 🔴رقابت با خود یا دیگران؟ کدام یک الهام بخش است؟

«بنگ!»، تیری شلیک شده و مسابقه آغاز می‌شود. دونده‌ها شروع به دویدن می‌کنند. دیروز باران آمده و زمین هنوز خیس است. هوا خنک شده و جان می‌دهد برای دویدن. دونده‌ها به هم نزدیک می‌شوند و مثل دسته‌ای از ماهی‌ها کنار هم می‌دوند. انگار همه یک گروهند. این حرکت همگانی انرژی کل مسابقه را افزایش می‌دهد. مثل هر مسابقه دیگر، دونده‌های قوی‌تر در کوتاه‌مدت جلو می‌افتند و ضعیف‌ترها عقب می‌مانند. ولی اوضاع برای بن کامن متفاوت بود. همین که شروع مسابقه با شلیک تفنگ اعلام شد، بن از بقیه عقب افتاد. بند کندترین دونده بود. از زمان عضویت در تیم دو صحرایی دبیرستان هانا، در هیچ مسابقه‌ای برنده نشده بود. بن دچار فلج مغزی بود.
فلج مغزی که نتیجه نقص در هنگام تولد است، بر حرکت و تعادل فرد تأثیر می‌گذارد. این نقص بدنی تا آخر عمر همراه فرد است. بدشکلی ستون مهره‌ها باعث به هم ریختن وضعیت قامتی فرد می‌شود. ماهیچه‌ها معمولا ضعیف شده و واکنش‌های بدن کند می‌شوند. سفتی عضلات و مفاصل بر تعادل فرد هم تأثیر می‌گذارند. افراد مبتلا به فلج مغزی معمولا در راه رفتن تعادل ندارند، پاهای‌شان پرانتزی است و روی زمین کشیده می‌شود. در نگاه دیگران، این افراد دست‌وپا چلفتی یا حتی علیل به نظر می‌رسند.
گروه دوندگان از بن جلو می‌افتد و بن عقب و عقب‌تر می‌ماند. روی چمن خیس سر می‌خورد و با صورت روی زمین نرم می‌افتد. آرام بلند می‌شود و ادامه می‌دهد. دوباره می‌افتد. این بار دردش زیاد است. دوباره بلند می‌شود و باز هم می‌دود. بن تسلیم نمی‌شود. گروه دونده‌ها دیگر دیده نمی‌شود و بن تنها در میدان می‌دود. صدای نفس‌های خسته خودش را می‌شنود. احساس تنهایی می‌کند. بار دیگر زمین می‌خورد، اما دوباره بلند می‌شود. جدای از قدرت ذهنی‌اش، آثار درد و سرخوردگی در چهره‌اش هویدا است. چهره‌اش را در هم می‌کشد و با تمام توان بلند می‌شود و به دویدن ادامه می‌دهد. این وضع برای بن شبیه اوضاع هر روزش است. همه ظرف حدود بیست و پنج دقیقه به خط پایان می‌رسند. اما طی این مسیر برای بن معمولا بیش از چهل و پنج دقیقه طول می‌کشد.
وقتی بالاخره به خط پایان می‌رسد، درد و خستگی وجودش را فرا گرفته است. از ذره ذره توانش برای رسیدن به خط پایان بهره گرفته است. بدنش خونی و کبود است. همه جایش پر از گل شده است. بن در واقع الهام‌بخش ماست. اما این داستان به سخت‌کوشی برای غلبه بر سختی‌ها مربوط نیست. قضیه بلند شدن دوباره پس از سقوط نیست. البته این‌ها درس‌های بزرگی هستند، اما برای فرا گرفتن‌شان به بن کامن نیازی نیست. بسیاری از افراد دیگر مثل ورزشکاران المپیک هم هستند که پس از چند ماه آسیب‌دیدگی دوباره برخاسته و قهرمان می‌شوند. درسی که از بن می‌آموزیم درس عمیق‌تری است.
بعد از بیست و پنج دقیقه اتفاق جالبی رخ می‌دهد. همه دونده‌ها پس از گذشتن از خط پایان، برمی‌گردند همراه با بن می‌دوند. بن تنها دونده‌ای است که وقتی زمین می‌خورد دیگران به کمکش می‌آیند. بن تنها دونده‌ای است که وقتی به خط پایان می‌رسد صد نفر پشت سرش می‌دوند.

⭕️ درسی که از بن می‌گیریم درس ویژه‌ای است. وقتی با دیگران رقابت می‌کنید، کسی به فکر کمک نیست. اما وقتی با خودتان رقابت می‌کند، همه می‌خواهند کمک کنند. ورزشکاران المپیکی به یکدیگر کمک نمی‌کنند. آنها حریف یکدیگرند. بن هر مسابقه را با برداشتی روشن از چراییِ دویدنش شروع می‌کند. هدفش پیروزی بر دیگران نیست، پیروزی بر خودش است. بن هیچ‌گاه این هدف را فراموش نمی‌کند. این که به تلاشش ادامه دهد. دوباره بلند شود. مسیرش را ادامه دهد. و بارها و بارها این کار را تکرار کند. و هر بار که می‌دود تنها حریفش خود او است.

📕 برگرفته از کتاب « رهبر الهام بخش کسب و کار خود باشیم»
🖊 نوشته: سایمون سینک

👥 @inssoa1
‍ 🔴 تئوری سوسک در توسعه شخصی

متن زیر داستان بسیار جالبی را در حوزه توسعه شخصی روایت می‌کند. اگرچه این داستان به یکی از سخنرانی‌های سوندار پیچای (Sundar Pichai) مدیرعامل فعلی شرکت گوگل (Google) نسبت داده می‌شود، اما در واقع او هیچ‌گاه این سخنرانی را نکرده است. این داستان با عنوان “تئوری سوسک در توسعه شخصی” رواج یافته است!

در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر می‌زند و بر روی یک خانمی می‌نشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زندن می‌کند. او وحشت‌زده بلند می‌شود و سعی ‌می‌کند با پریدن و تکان دادن دست‌هایش سوسک را از خود دور کند.

واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشت‌زده می‌شوند. بالاخره آن خانم موفق می‌شود سوسک را از خود دور کند. سوسک پر می‌زند و روی خانم دیگری نزدیکی او می‌نشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش می‌شود که همین حرکت‌ها را تکرار کنند!

پیشخدمت به سمت آنها می‌دود تا کمک کند.

در اثر واکنش‌های خانم دوم، این بار سوسک پر می‌زند و روی پیشخدمت می‌نشیند.

پیشخدمت محکم می‌ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه می‌کند.
زمانی که مطمئن می‌شود، سوسک را با انگشتانش می‌گیرد و به خارج رستوران پرت می‌کند.

در حالی‌که قهوه‌ام را مزه مزه می‌کردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد. آیا سوسک باعث این رفتار هیستریک شده بود؟

اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت که او نیز خانم بود ، دچار این رفتار نشد؟!!!!

چرا او تقریبا به شکل ایده‌آلی این مسئله را حل کرد، بدون این‌که آشفتگی ایجاد کند؟

این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانم‌ها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.

من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من می‌شود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت می‌کند.

این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت می‌کند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده ‌است که موجب ناراحتیم می‌شود.

🔆من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.

🚩آن خانم‌ به اتفاق رخ‌داده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.

🚩واکنش‌ها همیشه غریزی هستند در حالی‌که پاسخ‌ها همراه با تفکرند.

🔑این مفهوم مهمی در فهم زندگی است. آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است. او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است.

👥 @inssoa1
‍ #خاطره #بازی
۴ سال پیش
دهم اسفند ۹۴

چقدر زمان زود میگذره و چقدر تجربه های تلخ و شیرین در مسیر ماست.
در فاصله این عکس تا امروز ، روزگاری رو تجربه کردم که شاید در زمانی مناسب در موردش بیشتر گفتم . در همین اندازه بگم که تصورش هم تکان دهنده است . با این حال ، یک چیز مهم در تمام این فراز و نشیب ها من رو نگه داشت .
ایمان و باور قلبی به راه و هدفی که برای خودم طراحی کرده بودم ، قدرتی شگفت انگیز در من ایجاد کرد تا بارها در بدترین لحظاتی که میتونست هر کسی رو از رفتن منصرف کنه ، ایستادگی کنم .
آنچه امروز به شما و سایر همسفرانم می آموزم ، حاصل تجربه های دشواریست که در ۱۸ سال گذشته باهاشون دست و پنجه نرم کردم و از من آدمی که امروز هستم رو خلق کرد.
برای همین ، منبعی ارزشمندتر جز آنچه لمس کردم و باهاش زندگی کردم ، برای آنچه به همسفرانم منتقل میکنم ندارم .
آنچه بوده و هست ، عین جنس زندگیست . خالصِ خالص 👌🏻.
امیدوارم براتون مفید بوده باشه.
خدایا ممنونم برای تمام سختی هایی که از من انسانی قوی تر و با تجربه تر ساخت .
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻️ یازدهم اسفند ماه ۹۵

@inssoa1 Ⓜ️
‍ احساس میکنیم ، خودمان را میشناسیم . احساس میکنیم به خودمان آگاه هستیم .
اما واقعیت این است ، غریبه ترین فرد در زندگی ما ، خودمان هستیم .
اگر خودمان ، را میشناختیم ، نیاز نبود ، هر روز اسیر ناخودآگاهی باشیم که ما را مثل یک بادبادک در مسیر باد خود به این سو و آن سو میکشاند .
ما با خودمان غریبه ایم .
هر روز هم غریبه تر میشویم .
چون هر روز چیزی به نا آگاهی ما افزوده میشود .
از هر جا شروع به خودشناسی کنیم ، باز هم دیر کرده ایم .
با این حال هر شروعی بهتر از دست روی دست گذاشتن است .
اینکه بدانی چرا امروز این چنین هستی ، یک ثروت و سرمایه بزرگ است ، که میتوانی با آن ،فردا را آنگونه که میخواهی به دست آوری .
به خودت آگاه باش . زندگی تکرار ناشدنیست .


برای شنیدن فایل صوتی پیوست ، تلگرام تان را به روز رسانی کنید
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️🎙
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 Life Coach
_________________
#سروش_امرداد
#خودآگاهی #خودشناسی #روانشناسی #احساس #غریبه #ثروت #بادبادک
#ناخودآگاه #خودآگاه #آگاهی

@inssoa1
#lifecoach Ⓜ️ #coaching
‍ ساعت ۶ عصر روز دوشنبه ۲۳ اسفند ماه ۹۵ است.
#علی_معلم سردبیر #دنیای_تصویر_هنر ، حدود ساعت ۱۲ در اینستاگرامش پُست میگذارد.
و الان خبر درگذشتش در سایتها منتشر میشود.
حدود ۶ ساعت بعد از آخرین پستش از او به عنوان درگذشته یاد میکنند .
این شوخی بزرگ زندگیست .
همان چیزیست که نامش را غافلگیری میگذاریم .
سراسر زندگی غافلگیری است و ما برای دوام آوردن در این جهان پر فراز و نشیب نیازمند #معنا هستیم.
علی معلم رفت ، به همین سادگی !
خبرهایی این چنین ، برگه های اخطاری برای همه ماست که بدانیم ، زندگی جریانی غافلگیر کننده است و باید برای بودنمان ارزش و اعتبار قائل شویم.
برای مفید بودن ، زمان نامشخص است.

روحش شاد

#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 ☀
☀


@inssoa1 Ⓜ
#سروش_امرداد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنانگی ات را پشت کدام زخم ، جا گذاشته ای ؟ 🙇🏼‍♀️🙇🏻‍♀️ کارگاه تحلیل ۲ زن . جمعه ۲۵ فروردین ۹۶ #امیرفریدون_نصرتی 🎙
@inssoa1 Ⓜ