.
ناکجادآباد استالین و شرکا!
.
«موسیقی یک زندگی» داستانی است ارزنده و تامل برانگیز از آندره مکین.روایتی دردناک از آنچه بر الکسی ده ساله می گذرد ،کودکی که پدرمادرش خادمین استالین بودند اما به بهانه واهی زندانی،شکنجه و اعدام شده اند.استالین آمده بود تا روسیه را به بهشت بدل کند بهشتی که سرازدوزخ درآورد.
.
اتوپیایی که درآن جز خفقان،سرکوب،شکنجه،ترس و تنهایی حاکم نبود.لوفلدبین نویسنده کتاب تاریخ سری جنایت های استالین که خود ازمقامات بلندپایه امنیتی بود می نویسد.اعدام پدرو مادران مشکوک کافی نبود.درپاییز سال هزارو نهصد و سی هفت به کارمندان سازمان امنیت اعلام شد که جناب نیکلای یژوف رئیس سازمان امنیت دستورداده است فرزندان افراد حزبی اعدام شده را بازداشت کنند و همه را به جرم والدین شان محکوم نمایند و بر پایه همان موارد قانونی آنها را اعدام کنند چون اگر می ماندند چه بسیار درپی خونخواهی برمی آمدند.این بود که استالین دستورداده بود کودکان ده و دوازده ساله را نیز به جرم پدران شان اعدام کنند.و چه بسیار افرادی که تنها به خاطر تعلقات حزبی خانواده هایشان ازاستخدام و اشتغال محروم می شدند و زندگی شان ازهمان آغاز در شیب نابودی و انهدام قرار می گرفت.
.
دراین داستان اشاره می شود که چگونه این کودکان معصوم را سراسر شب بازجویی می کردند و ازآنها می خواستند اعتراف کنند که با فاشیستها و خائن هایی چون بوخارین،کرستینسکی،راکوفسکی و ریکوف همدست بوده اند.اسامی ای که بسیاری ازکودکان حتی از تلفظ آنها نیز ناتوان بودند.
.
درچنین وضعیتی آنچه غالب بود «درماندگی ناشی ازتنهایی» بود که دوراه پیش روی الکسی قرار می داد؛نفی خودش و اینکه جای دیگری باشد و یا مرگ درزندان مخوف استالین رابپذیرد.به عبارت دیگر یا تغییر هویت باید می داد یا می مرد.الکسی تغییر هویت می دهد یعنی درخود می میرد.انسان نابودشده ای است که حکومت خودکامه اراده اش را درهم شکسته است. بی هویتی،انهدام ازدرون،حس درماندگی و تنهایی،نفی خویشتن همان اتمیزه شدنی است که کورنهاوزر و هاناآرنت ازآن به عنوان ارمغان توتالیتریسم یاد می کنند.چنین فردی باید بین حماقت و هشیاری،دروغ و حقیقت،خشونت و بخشش اولی ها را انتخاب کند.و آمیزه ای باشد از حماقت و دروغ و خشونت.
.
درحکومت تزارها طی هشتادسال حکومت درجمع سیصد و شصت نفر اعدام شدند درحالی که درحکومت استالین سالانه چهارصد و هشتادهزارنفر اعدام شدند یعنی روزی هزارو سیصد و سی نفر.استالین طی یک روز به اندازه هشتادسال حکومت تزارها آدم کشت.رابرت کنکوئیست مورخ و مولف کتاب اختناق بزرگ نشان داده است که استالین درمجموع چهل و شش میلیون نفر را به کام مرگ فرستاد تا آنها را به زورهم شده به بهشت ببرد.
.
این سرنوشت ملت هایی است که خوشبختی خود را به دیگری های بزرگ می سپارند.سرنوشت تلخ کسانی که آزادی خویش را وا می نهند تا به ظاهرامنیت داشته باشند.سرنوشت کسانی که چشمان آخوربین دارند و نه چشمان آخِربین.
.
میلان جیلواس درکتاب طبقه جدید و گفتگو با استالین به نکته ظریفی اشاره می کند.«استالین و هرحاکم توتالیتر دیگر جامعه را اتمیزه می کند.افراد را تنها و وامانده می کند. رابطه شان را ازهم می گسلد.بی اعتمادی را دامن می زند و فساد و اختناق را به جامعه پمپاژ می کند چون تنها برجامعه اتمیزه،به گونه مطلق و مطمئن می توان حکومت کرد.
.
مک کین دراین داستان نشان می دهد که چگونه درکنار شعارهای پرطمطراق کمونیستی و عدالت و برابری و خیال پردازی های حاکمان دیوانه مردمی خسته،خفته با پالتوهایی خیس بوگرفته،بی هدف و خوگرفته به هرکثافتی،ازتاخیر قطارگرفته تا خودفروشی درمحل کار صبح را به شب می رساندند.مردمی فروکاسته شده به ابژه ای بی ارزش دردستان استالین و حاکمان حزبی خود حق پندار.
.
واتسلاو هاول گفته بود: «زندگی درکشورهای توتالیتر را نمی توان درداستان یا فیلم یا نمایشنامه تصویرکرد» اما به گمان منتقدان موسیقی زندگی آندره مکین به شیوه ای جذاب هرچندغم انگیز استالین به ظاهر کبیر را رسوا می کند.مردی که امروز استعاره ای است از بی رحمی و خشونت،حماقت و دروغ و توهمی ویرانگرکه تصورمی کرد خوشبختی مردمان را بهتر ازخودآنها تشخیص می دهد.
.
قربان عباسی
موسیقی زندگی - آندره مک کین
https://ibb.co/9vq7Z6h
.
برای پیوستن به پیمان نامه همآوا به لینک زیر مراجعه و امضای خود را اضافه کنید:
http://iranhamava.org/sign-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7/
#توتالیتریسم #کمونیسم #اعتصابات_سراسری #اعتراضات_سراسری #دموکراسی #همبستگی_ملی #همآوا
#Coalition_of_Committed
@iranhamava
ناکجادآباد استالین و شرکا!
.
«موسیقی یک زندگی» داستانی است ارزنده و تامل برانگیز از آندره مکین.روایتی دردناک از آنچه بر الکسی ده ساله می گذرد ،کودکی که پدرمادرش خادمین استالین بودند اما به بهانه واهی زندانی،شکنجه و اعدام شده اند.استالین آمده بود تا روسیه را به بهشت بدل کند بهشتی که سرازدوزخ درآورد.
.
اتوپیایی که درآن جز خفقان،سرکوب،شکنجه،ترس و تنهایی حاکم نبود.لوفلدبین نویسنده کتاب تاریخ سری جنایت های استالین که خود ازمقامات بلندپایه امنیتی بود می نویسد.اعدام پدرو مادران مشکوک کافی نبود.درپاییز سال هزارو نهصد و سی هفت به کارمندان سازمان امنیت اعلام شد که جناب نیکلای یژوف رئیس سازمان امنیت دستورداده است فرزندان افراد حزبی اعدام شده را بازداشت کنند و همه را به جرم والدین شان محکوم نمایند و بر پایه همان موارد قانونی آنها را اعدام کنند چون اگر می ماندند چه بسیار درپی خونخواهی برمی آمدند.این بود که استالین دستورداده بود کودکان ده و دوازده ساله را نیز به جرم پدران شان اعدام کنند.و چه بسیار افرادی که تنها به خاطر تعلقات حزبی خانواده هایشان ازاستخدام و اشتغال محروم می شدند و زندگی شان ازهمان آغاز در شیب نابودی و انهدام قرار می گرفت.
.
دراین داستان اشاره می شود که چگونه این کودکان معصوم را سراسر شب بازجویی می کردند و ازآنها می خواستند اعتراف کنند که با فاشیستها و خائن هایی چون بوخارین،کرستینسکی،راکوفسکی و ریکوف همدست بوده اند.اسامی ای که بسیاری ازکودکان حتی از تلفظ آنها نیز ناتوان بودند.
.
درچنین وضعیتی آنچه غالب بود «درماندگی ناشی ازتنهایی» بود که دوراه پیش روی الکسی قرار می داد؛نفی خودش و اینکه جای دیگری باشد و یا مرگ درزندان مخوف استالین رابپذیرد.به عبارت دیگر یا تغییر هویت باید می داد یا می مرد.الکسی تغییر هویت می دهد یعنی درخود می میرد.انسان نابودشده ای است که حکومت خودکامه اراده اش را درهم شکسته است. بی هویتی،انهدام ازدرون،حس درماندگی و تنهایی،نفی خویشتن همان اتمیزه شدنی است که کورنهاوزر و هاناآرنت ازآن به عنوان ارمغان توتالیتریسم یاد می کنند.چنین فردی باید بین حماقت و هشیاری،دروغ و حقیقت،خشونت و بخشش اولی ها را انتخاب کند.و آمیزه ای باشد از حماقت و دروغ و خشونت.
.
درحکومت تزارها طی هشتادسال حکومت درجمع سیصد و شصت نفر اعدام شدند درحالی که درحکومت استالین سالانه چهارصد و هشتادهزارنفر اعدام شدند یعنی روزی هزارو سیصد و سی نفر.استالین طی یک روز به اندازه هشتادسال حکومت تزارها آدم کشت.رابرت کنکوئیست مورخ و مولف کتاب اختناق بزرگ نشان داده است که استالین درمجموع چهل و شش میلیون نفر را به کام مرگ فرستاد تا آنها را به زورهم شده به بهشت ببرد.
.
این سرنوشت ملت هایی است که خوشبختی خود را به دیگری های بزرگ می سپارند.سرنوشت تلخ کسانی که آزادی خویش را وا می نهند تا به ظاهرامنیت داشته باشند.سرنوشت کسانی که چشمان آخوربین دارند و نه چشمان آخِربین.
.
میلان جیلواس درکتاب طبقه جدید و گفتگو با استالین به نکته ظریفی اشاره می کند.«استالین و هرحاکم توتالیتر دیگر جامعه را اتمیزه می کند.افراد را تنها و وامانده می کند. رابطه شان را ازهم می گسلد.بی اعتمادی را دامن می زند و فساد و اختناق را به جامعه پمپاژ می کند چون تنها برجامعه اتمیزه،به گونه مطلق و مطمئن می توان حکومت کرد.
.
مک کین دراین داستان نشان می دهد که چگونه درکنار شعارهای پرطمطراق کمونیستی و عدالت و برابری و خیال پردازی های حاکمان دیوانه مردمی خسته،خفته با پالتوهایی خیس بوگرفته،بی هدف و خوگرفته به هرکثافتی،ازتاخیر قطارگرفته تا خودفروشی درمحل کار صبح را به شب می رساندند.مردمی فروکاسته شده به ابژه ای بی ارزش دردستان استالین و حاکمان حزبی خود حق پندار.
.
واتسلاو هاول گفته بود: «زندگی درکشورهای توتالیتر را نمی توان درداستان یا فیلم یا نمایشنامه تصویرکرد» اما به گمان منتقدان موسیقی زندگی آندره مکین به شیوه ای جذاب هرچندغم انگیز استالین به ظاهر کبیر را رسوا می کند.مردی که امروز استعاره ای است از بی رحمی و خشونت،حماقت و دروغ و توهمی ویرانگرکه تصورمی کرد خوشبختی مردمان را بهتر ازخودآنها تشخیص می دهد.
.
قربان عباسی
موسیقی زندگی - آندره مک کین
https://ibb.co/9vq7Z6h
.
برای پیوستن به پیمان نامه همآوا به لینک زیر مراجعه و امضای خود را اضافه کنید:
http://iranhamava.org/sign-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7/
#توتالیتریسم #کمونیسم #اعتصابات_سراسری #اعتراضات_سراسری #دموکراسی #همبستگی_ملی #همآوا
#Coalition_of_Committed
@iranhamava
ImgBB
10550081781810
Image 10550081781810 hosted in ImgBB