This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️پدر #محمد_قبادلو مقابل زندان #قزل_حصار درخواست حمایت از فرزندش را دارد!
•برای نجات جان محمد قبادلو، برای همراهی با خانواده این جوان که زندگی را برای فرزندشان میخواهند .
•برای نجات جان محمد قبادلو، برای همراهی با خانواده این جوان که زندگی را برای فرزندشان میخواهند .
❤1
رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در پیامی به مناسبت نوروز ۱۴۰۴، ضمن اشاره به مشکلات اقتصادی، سرکوب و دادخواهی مردم ایران، بر همبستگی و امید به آیندهای آزاد و عادلانه تأکید کرد.
او در بخشی از پیام خود با اشاره به سختیهای تحمیلشده بر مردم ایران نوشت:
“نوروز از راه میرسد، اما برای بسیاری از مردم این سرزمین، سفرههای هفتسین کوچکتر شدهاند، دلها سنگینتر و غمها عمیقتر. اما آیا نوروز فقط یک جشن است؟ نه! نوروز، پیامی است که هزاران سال دوام آورده: هیچ زمستانی ابدی نیست! این روزها برای بسیاری از مردم ایران، شادی جرم است، خنده خطر دارد، و امید را میخواهند از ما بگیرند. اما مگر میتوان جلوی بهار را گرفت؟ مگر میتوان جلوی رویش را سد کرد؟”
او در پایان، سال ۱۴۰۴ را سالی نو برای ایران دانسته و خواهان عدالت، آزادی و پیروزی مردم شد:
“بیایید امسال را نه فقط به نام یک سال نو، بلکه به نام همدلی و اتحاد آغاز کنیم. بیایید باور کنیم که سال ۱۴۰۴، سالی دیگر خواهد بود—سالی که در آن، نه فقط آزادی، که عدالت را جشن بگیریم.”
#رضا_محمدحسینی #زندانی_سیاسی #قزل_حصار #همبستگی #دادخواهی #سرکوب #ایران #هم_آوا
او در بخشی از پیام خود با اشاره به سختیهای تحمیلشده بر مردم ایران نوشت:
“نوروز از راه میرسد، اما برای بسیاری از مردم این سرزمین، سفرههای هفتسین کوچکتر شدهاند، دلها سنگینتر و غمها عمیقتر. اما آیا نوروز فقط یک جشن است؟ نه! نوروز، پیامی است که هزاران سال دوام آورده: هیچ زمستانی ابدی نیست! این روزها برای بسیاری از مردم ایران، شادی جرم است، خنده خطر دارد، و امید را میخواهند از ما بگیرند. اما مگر میتوان جلوی بهار را گرفت؟ مگر میتوان جلوی رویش را سد کرد؟”
او در پایان، سال ۱۴۰۴ را سالی نو برای ایران دانسته و خواهان عدالت، آزادی و پیروزی مردم شد:
“بیایید امسال را نه فقط به نام یک سال نو، بلکه به نام همدلی و اتحاد آغاز کنیم. بیایید باور کنیم که سال ۱۴۰۴، سالی دیگر خواهد بود—سالی که در آن، نه فقط آزادی، که عدالت را جشن بگیریم.”
#رضا_محمدحسینی #زندانی_سیاسی #قزل_حصار #همبستگی #دادخواهی #سرکوب #ایران #هم_آوا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، با انتشار پیامی نسبت به خطر قریبالوقوع اجرای حکم اعدام پدرام مدنی، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار، هشدار داد و خواستار توقف فوری این حکم شد.
به گفته محمدی، مدنی از داشتن وکیل انتخابی محروم بوده و اعترافات او تحت فشار و شکنجه در بازداشتگاه اخذ شده است. او تأکید کرد که پرونده مدنی پر از ابهامات قانونی است و استفاده از اعدام بر پایه اعترافات اجباری، فاقد مشروعیت قضایی است.
محمدی همچنین با انتقاد از استفاده سیستماتیک جمهوری اسلامی از اعدام برای ایجاد رعب و سرکوب، خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام پدرام مدنی شد.
#پدرام_مدنی #نرگس_محمدی #نه_به_اعدام #حقوق_بشر #شکنجه #سلول_انفرادی #قزل_حصار #عدالت_قضایی #ایران #هم_آوا
به گفته محمدی، مدنی از داشتن وکیل انتخابی محروم بوده و اعترافات او تحت فشار و شکنجه در بازداشتگاه اخذ شده است. او تأکید کرد که پرونده مدنی پر از ابهامات قانونی است و استفاده از اعدام بر پایه اعترافات اجباری، فاقد مشروعیت قضایی است.
محمدی همچنین با انتقاد از استفاده سیستماتیک جمهوری اسلامی از اعدام برای ایجاد رعب و سرکوب، خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام پدرام مدنی شد.
#پدرام_مدنی #نرگس_محمدی #نه_به_اعدام #حقوق_بشر #شکنجه #سلول_انفرادی #قزل_حصار #عدالت_قضایی #ایران #هم_آوا
Hamava همآوا
Photo
بنام جانهایی که دیگر بازنمیگردند،
خبر مرگ سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، ضربهای جانسوز بر روحِ جمع ما زد. سمیه نه یک شماره بود، نه صرفاً یک پروندهٔ قضایی؛ او انسان، مادر/خواهر/دوستی بود که بهخاطر باورهایش بازداشت شد و حق ابتدایی درمان و زندگی از او سلب شد. مرگ او، اگرچه برای ما یک مصیبت شخصی است، اما بیش از آن نمادیست از سیاستِ سیستماتیکی که بیاعتنایی پزشکی و شکنجه را بهعنوان ابزار سرکوب بهکار میگیرد.
من، رضا محمدحسینی، اینجا در بند، شاهد روندی هستم که جانها را آهسته و پیوسته از ما میگیرد: محرومیت از درمان، فشارِ روانی و فیزیکی، و بیتفاوتی نهادهایی که باید حافظِ زندگی باشند. چه سود از حکومتی که ادعای «حفظ نظم» دارد ولی حاضر نیست برای درمان یک زندانی هزینه کند؟
در کنار این درد، باید بگویم که وضعیت همبندم، حسین رونقی، نیز بسیار بحرانی است. حسین که پس از ۲۲ روز اعتصاب تر وارد اعتصاب خشک شده، در روز بیستوچهارم حالش بهطرز نگرانکنندهای رو به وخامت گذاشته است.
من این لحظهها را با چشم خود میبینم: چگونه یک جسم بلند و پرامید، جلو چشمان ما آرامآرام تحلیل میرود، و چگونه نهادهای مسئول به جای اقدام فوری و درمانی، سکوت، انکار و توجیه را انتخاب میکنند.
اینجا خواستهٔ ما روشن است: درمان فوری و کامل برای همهٔ زندانیان بیمار؛ توقف رویههای بازداشت و حبسهای آزادیخواهان و تعطیلیِ زندانهای مخوف، شکنجهگاهها و بازداشتگاههای مخفی که محلِ وقوعِ بسیاری از این فجایعاند.
ما زندانی جمهوری اسلامی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم که جان انسان برایش ارزشی ندارد و برای حفظ و بقای سیستم فاسدش از هیچ جنایتی فروگذار نمیکند.
ما خواستار عدالت هستیم ، هم عدالت برای سمیه که از دست رفت، و هم عدالت برای حسین و همهٔ زندانیانی که در بند منتظرند تا ببینند آیا سیستم اجازهٔ زنده ماندن میدهد یا نه. هر روزی که بگذرد و این ساختارها برقرار بمانند، یکی دیگر از ما کم میشود.
تا وقتی صدایمان شنیده نشود، تا وقتی درمان و حقوق انسانی به زندانی بازگردانده نشود، ما از پا نخواهیم ایستاد. زندانها و شکنجهگاهها را ببندید، قبل از اینکه خونِ دیگری ریخته شود.
با احترام،
#رضا_محمد_حسینی — زندانی سیاسی
زندان #قزل_حصار، ۴ مهرگان ۱۴۰۴
#هم_آوا
#زندانی_سیاسی
خبر مرگ سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، ضربهای جانسوز بر روحِ جمع ما زد. سمیه نه یک شماره بود، نه صرفاً یک پروندهٔ قضایی؛ او انسان، مادر/خواهر/دوستی بود که بهخاطر باورهایش بازداشت شد و حق ابتدایی درمان و زندگی از او سلب شد. مرگ او، اگرچه برای ما یک مصیبت شخصی است، اما بیش از آن نمادیست از سیاستِ سیستماتیکی که بیاعتنایی پزشکی و شکنجه را بهعنوان ابزار سرکوب بهکار میگیرد.
من، رضا محمدحسینی، اینجا در بند، شاهد روندی هستم که جانها را آهسته و پیوسته از ما میگیرد: محرومیت از درمان، فشارِ روانی و فیزیکی، و بیتفاوتی نهادهایی که باید حافظِ زندگی باشند. چه سود از حکومتی که ادعای «حفظ نظم» دارد ولی حاضر نیست برای درمان یک زندانی هزینه کند؟
در کنار این درد، باید بگویم که وضعیت همبندم، حسین رونقی، نیز بسیار بحرانی است. حسین که پس از ۲۲ روز اعتصاب تر وارد اعتصاب خشک شده، در روز بیستوچهارم حالش بهطرز نگرانکنندهای رو به وخامت گذاشته است.
من این لحظهها را با چشم خود میبینم: چگونه یک جسم بلند و پرامید، جلو چشمان ما آرامآرام تحلیل میرود، و چگونه نهادهای مسئول به جای اقدام فوری و درمانی، سکوت، انکار و توجیه را انتخاب میکنند.
اینجا خواستهٔ ما روشن است: درمان فوری و کامل برای همهٔ زندانیان بیمار؛ توقف رویههای بازداشت و حبسهای آزادیخواهان و تعطیلیِ زندانهای مخوف، شکنجهگاهها و بازداشتگاههای مخفی که محلِ وقوعِ بسیاری از این فجایعاند.
ما زندانی جمهوری اسلامی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم که جان انسان برایش ارزشی ندارد و برای حفظ و بقای سیستم فاسدش از هیچ جنایتی فروگذار نمیکند.
ما خواستار عدالت هستیم ، هم عدالت برای سمیه که از دست رفت، و هم عدالت برای حسین و همهٔ زندانیانی که در بند منتظرند تا ببینند آیا سیستم اجازهٔ زنده ماندن میدهد یا نه. هر روزی که بگذرد و این ساختارها برقرار بمانند، یکی دیگر از ما کم میشود.
تا وقتی صدایمان شنیده نشود، تا وقتی درمان و حقوق انسانی به زندانی بازگردانده نشود، ما از پا نخواهیم ایستاد. زندانها و شکنجهگاهها را ببندید، قبل از اینکه خونِ دیگری ریخته شود.
با احترام،
#رضا_محمد_حسینی — زندانی سیاسی
زندان #قزل_حصار، ۴ مهرگان ۱۴۰۴
#هم_آوا
#زندانی_سیاسی