♦️واکنش هنگامه قاضیانی به حکم توماج صالحی: سیاه شدم از این خبر بگویید که دروغ است
•#هنگامه_قاضیانی، بازیگر سرشناس سینمای ایران، در واکنش به حکم اعدام #توماج_صالحی، ضمن انتشار عکس این هنرمند معترض، در اینستاگرام نوشت: «سیاه شدم از این خبر، بگویید که دروغ است.»
هنگامه قاضیانی در جریان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ بازداشت شده بود.
•#هنگامه_قاضیانی، بازیگر سرشناس سینمای ایران، در واکنش به حکم اعدام #توماج_صالحی، ضمن انتشار عکس این هنرمند معترض، در اینستاگرام نوشت: «سیاه شدم از این خبر، بگویید که دروغ است.»
هنگامه قاضیانی در جریان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ بازداشت شده بود.
حسین رونقی با انتشار تصویری از خود در کنار توماج صالحی و هنگامه قاضیانی، بار دیگر بر خواسته مشترک مردم ایران برای آزادی، رفاه و امنیت تأکید کرد.
در این تصویر که بهتازگی منتشر شده، این سه چهره شناختهشده که هر یک به نوعی با فشارها و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی مواجه بودهاند، در کنار یکدیگر دیده میشوند؛ نمادی از همبستگی و ایستادگی در برابر ناعدالتی.
حسین رونقی در توضیح این عکس نوشته است: «دغدغه آزادی، رفاه و امنیت در ایران، دغدغه همه ما و خواست همه مردم ایران است. در کنار هنگامه قاضیانی عزیز و توماج صالحی عزیز.»
#هم_آوا #حسین_رونقی #هنگامه_قاضیانی #توماج_صالحی #همبستگی
در این تصویر که بهتازگی منتشر شده، این سه چهره شناختهشده که هر یک به نوعی با فشارها و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی مواجه بودهاند، در کنار یکدیگر دیده میشوند؛ نمادی از همبستگی و ایستادگی در برابر ناعدالتی.
حسین رونقی در توضیح این عکس نوشته است: «دغدغه آزادی، رفاه و امنیت در ایران، دغدغه همه ما و خواست همه مردم ایران است. در کنار هنگامه قاضیانی عزیز و توماج صالحی عزیز.»
#هم_آوا #حسین_رونقی #هنگامه_قاضیانی #توماج_صالحی #همبستگی
🔻
ویدا ربانی روزنامه نگار و زندانی سیاسی سابق با انتشار نگاره ای از سلول بند ۲۰۹ نوشت:
این تصویر یک سلول بند ۲۰۹ وزارت اطلاعاته و عکس بعدی راهروی بین سلولهاست. نمیدونم چطور توی اینترنت هست!
ابتدا و انتهای هر ردیف یک سلول انفرادیه.
#ترانه_علیدوستی احتمالاً توی سلول انفرادی اولی یا آخری بوده.
#هنگامه_قاضیانی رو میدونم همین سلول انفرادی اول راهرو بوده؛ بدترین سلولی که وجود داره، کنار دستشویی، بوی نم و کثافت میده…
عقّت میگیره.
اما سلولهای بین اینها فرق دارن. دیوار بین دو تا سلول رو برداشته بودن و بزرگتر شده بود. ۱۰–۱۱ نفر توی این سلولها میخوابیدیم. پتوها (پتو که چه عرض کنم، کثافت بود) رو یکسره پهن میکردیم و کتابی میخوابیدیم.
من ۴۰ روزی توی یکی از این سلولها بودم؛ هی پر و خالی میشد. من بالای اون توالت فرنگی خودم رو جا کرده بودم، حداقل یه طرفم دیوار باشه راحتتر بخوابم. مجبور بودم پام رو جمع کنم که بین توالت فرنگی و دیوار جا بشم.
نمیدونم ۲۰۹ هیچوقت دیگه همچین جمعیتی رو به خودش دیده؟ غلغله بود.
آذر ۹۹ که بازداشت شدم و بردنم همین سلولهای ۲۰۹، بعد از ۱۱ روز انفرادی، میخواستن از انفرادی درم بیارن، کسی نبود که بیارن پیشم! یه تلویزیون آوردن تو سلول، گفتن از الان دیگه انفرادی نیستی، عمومی شدی :)
ولی من واقعاً آرزو داشتم انفرادی باشم، اینقدر که شلوغ بود و جای خواب نداشتیم…
برای خودم هم خیلی عجیبه. طول سلول فکر نمیکنم بیشتر از سه متر باشه. واقعاً الان که حساب میکنم نمیتونم درک کنم هشت نفر چطوری تو سه متر جا میشدن! یعنی کمتر از نیم متر برای هر نفر؟ باید به پهلو میخوابیدی.
البته مشخصه این عکس قدیمیه، چون الان پنجرهای در کار نیست. روی پنجره یهسری ورق فلزی سوراخسوراخ جوش دادن. در این حد میشه بیرون رو دید که بفهمی شبه یا روز
@vida.rabbani
#هم_آوا برای ایران
ویدا ربانی روزنامه نگار و زندانی سیاسی سابق با انتشار نگاره ای از سلول بند ۲۰۹ نوشت:
این تصویر یک سلول بند ۲۰۹ وزارت اطلاعاته و عکس بعدی راهروی بین سلولهاست. نمیدونم چطور توی اینترنت هست!
ابتدا و انتهای هر ردیف یک سلول انفرادیه.
#ترانه_علیدوستی احتمالاً توی سلول انفرادی اولی یا آخری بوده.
#هنگامه_قاضیانی رو میدونم همین سلول انفرادی اول راهرو بوده؛ بدترین سلولی که وجود داره، کنار دستشویی، بوی نم و کثافت میده…
عقّت میگیره.
اما سلولهای بین اینها فرق دارن. دیوار بین دو تا سلول رو برداشته بودن و بزرگتر شده بود. ۱۰–۱۱ نفر توی این سلولها میخوابیدیم. پتوها (پتو که چه عرض کنم، کثافت بود) رو یکسره پهن میکردیم و کتابی میخوابیدیم.
من ۴۰ روزی توی یکی از این سلولها بودم؛ هی پر و خالی میشد. من بالای اون توالت فرنگی خودم رو جا کرده بودم، حداقل یه طرفم دیوار باشه راحتتر بخوابم. مجبور بودم پام رو جمع کنم که بین توالت فرنگی و دیوار جا بشم.
نمیدونم ۲۰۹ هیچوقت دیگه همچین جمعیتی رو به خودش دیده؟ غلغله بود.
آذر ۹۹ که بازداشت شدم و بردنم همین سلولهای ۲۰۹، بعد از ۱۱ روز انفرادی، میخواستن از انفرادی درم بیارن، کسی نبود که بیارن پیشم! یه تلویزیون آوردن تو سلول، گفتن از الان دیگه انفرادی نیستی، عمومی شدی :)
ولی من واقعاً آرزو داشتم انفرادی باشم، اینقدر که شلوغ بود و جای خواب نداشتیم…
برای خودم هم خیلی عجیبه. طول سلول فکر نمیکنم بیشتر از سه متر باشه. واقعاً الان که حساب میکنم نمیتونم درک کنم هشت نفر چطوری تو سه متر جا میشدن! یعنی کمتر از نیم متر برای هر نفر؟ باید به پهلو میخوابیدی.
البته مشخصه این عکس قدیمیه، چون الان پنجرهای در کار نیست. روی پنجره یهسری ورق فلزی سوراخسوراخ جوش دادن. در این حد میشه بیرون رو دید که بفهمی شبه یا روز
@vida.rabbani
#هم_آوا برای ایران