تاریخچه دروازه قرآن و تنگ اللهاکبر، و مروری بر انحطاط شعورِ شهرسازی در #شیراز
بنای دروازه قرآن که امروزه از مشهورترین نمادهای شهر شیراز به شمار میرود، نخستین بار در دوره دیلمیان ساخته شد که در طول بیش از هزار سال، همواره پابرجا و مورد احترام بود. در این رهگذارِ اعصار و قرون متمادی، با وجود زمینلرزه و تخریبات مکرری که تاریخ شیراز به خود دیده است، چند بار مورد تعمیر و تکمیل قرار گرفت که مهمترین آنها در دوره زندیه بوده. در این دوره، ساختمان قدیم که گویا بر اثر زمینلرزه تخریب شده بود، از نو بنا و اتاقکی جهت نگهداری قرآن بر بالای آن اضافه شد.(قول ضعیف)
حکومتها و والیان متعدد، یکی پس از دیگری آمدند و رفت تا نوبت به ظهور شهرداری رسید. این دروازه در سال ۱۳۱۶ توسط شهردار وقت تخریب شد و مصالح آن نیز به مصارف دیگر رسید.(بنا بر قول دیگری مصالح آن پس از تخریب فروخته شد). شهردار وقت جهت تعریض این جاده اقدام به تخریب بنای هزار سالهای نمود که در آن سال و حتی سالها بعد نیز منعی در عبور و مرور نداشت. بار دیگر در سال ۱۳۲۷، تاجر مشهور و معتمد شیرازی، حسین ایگار، با هزینه شخصی، دروازه قرآن را دوباره به سیاق قدیم بنا نمود و وصیت کرد پس از فوت در اتاق آن به خاک سپرده شود. (اکنون ایگار به همراه همسرش در اتاق کوچک سمت چپ دروازه مدفون است).
نکته حائز اهمیت در تمام این دوران، وجود معبر سیل در کنار این دروازه میباشد. قدیمترین تصویری که از این بنا در دسترس است، نقاشی کُرنی لو برون در اواخر دوره صفوی است. در این نقاشی که تنگه اللهاکبر را نیز به خوبی به تصویر کشیده است، معبر سیل موجود و مشخص است. در عکسها و نقاشیهای بعدی نیز این معبر کاملاً نمایان است. این موضوع نشان دهنده دوراندیشی و خرد شیرازیان قدیم است که با وجود آنکه هنوز گستره شهر به تنگه اللهاکبر نرسیده، زخم را شناخته و مرهم نموده بودند. این معبر مهم در تمام این دوران پابرجا بود تا دهه ۷۰. در این دوره است که با روی کار آمدن مدیرانِ بیتجربه و کمدانش، معبر هزار ساله پر شد تا حرکتی بیخردانه در راستای تعریض جاده و زیباسازی شهر داشته باشند. قابل ذکر است کن مسیر شیراز-اصفهان از قدیمالایام از سه سوی دشت شیراز بوده است که اگر مدیران دهه ۷۰ و ۸۰ اندکی تاریخ خوانده و دوراندیشی داشتند، از هر سه آنها استفاده میکردند تا امروز بلای آسمانی، گریبان زمین را نگیرد. مسیر دوم که در واقع از اصلیترین مسیرهای شیراز-اصفهان بوده، از سوی دروازه سعدی است که امروز میتوان آرامگاه سعدی را در نزدیکی آن دید. بنای آرامگاه سعدی در ابتدا اصلاً به عنوان کاروانسرای کوچک بین راهی برای "آیندگان و روندگان" ساخته شد که هزینه آن را خواجه شمسالدین صاحب دیوان در اواخر قرن هفتم پرداخت نمود.
با وجود این مسیرِ تاریخی که ضرورت آن را قدما به خوبی درک میکردند، مسئولان جدید، دست به سازندگی نمودند و شهر و شهروند را به دست سیلاب سپردند.
زیباسازیهای خُنک و سبکسرانهای که در طول چند دهه گذشته شروع شده است، علاوه بر هزینههای سنگینی که بر گرده مردم گذاشته است، باعث شد که امروز جان آنان نیز گرفته شود. تاکید عجیب اولیای این شهر بر خلق مسیرهای عریض در تنگه اللهاکبر، باعث شد تا دیگر مسیرها فراموش و امنیت فدای زیبایی شود. تفکرات محلی و قومی بجای اندیشه ملی، باعث شده است تا هر کس شهر خود را زیباترین، بهترین، کاملترین و شاعرانهترین شهر بداند و در روند تمامی این صفتها، امنیت و آسایش هزاران ساله را با جعل و جهل زیر پا نهد. امروز در این وانفسا مشخص میشود که ما پس از قریب به صد سال نه به زیبایی رسیدیم و نه امنیت و آرامش. در طول همین سه دهه گذشته چندین سیل ویرانگر شهر شیراز را در خود غرق نموده است که نه کانالهای زیرزمینی یارای کنترل آنها بودهاند و نه تدابیر اولیای شهرداری. پیش از این در سال ۱۳۸۰ نیز شاهد وقوع چنین سیلابی بودیم که در آن زمان به خوبی روشن شد که این مسیر، مسیل است و آبستن حادثه. اما از آنجایی که در ایران حافظه و تجربه تاریخی سخت بیمار گشته است، با صاف شدن آسمان و خشک شدن زمین، دوباره به کار خود ادامه دادیم تا حوادث سهمگینتری را رقم زنیم. کاش بجای پلسازیهای بیهوده و جادهکشیهای خودنمایانه، اندکی با تخصص به تاریخ و جغرافیای هر شهر و دیار دقت میکردیم تا مجبور نباشیم هر ساله مردمان را قربانی جاهطلبیهای خود کنیم.
#مجید_دهقانی
https://ibb.co/rkFCTz1
@irannc
بنای دروازه قرآن که امروزه از مشهورترین نمادهای شهر شیراز به شمار میرود، نخستین بار در دوره دیلمیان ساخته شد که در طول بیش از هزار سال، همواره پابرجا و مورد احترام بود. در این رهگذارِ اعصار و قرون متمادی، با وجود زمینلرزه و تخریبات مکرری که تاریخ شیراز به خود دیده است، چند بار مورد تعمیر و تکمیل قرار گرفت که مهمترین آنها در دوره زندیه بوده. در این دوره، ساختمان قدیم که گویا بر اثر زمینلرزه تخریب شده بود، از نو بنا و اتاقکی جهت نگهداری قرآن بر بالای آن اضافه شد.(قول ضعیف)
حکومتها و والیان متعدد، یکی پس از دیگری آمدند و رفت تا نوبت به ظهور شهرداری رسید. این دروازه در سال ۱۳۱۶ توسط شهردار وقت تخریب شد و مصالح آن نیز به مصارف دیگر رسید.(بنا بر قول دیگری مصالح آن پس از تخریب فروخته شد). شهردار وقت جهت تعریض این جاده اقدام به تخریب بنای هزار سالهای نمود که در آن سال و حتی سالها بعد نیز منعی در عبور و مرور نداشت. بار دیگر در سال ۱۳۲۷، تاجر مشهور و معتمد شیرازی، حسین ایگار، با هزینه شخصی، دروازه قرآن را دوباره به سیاق قدیم بنا نمود و وصیت کرد پس از فوت در اتاق آن به خاک سپرده شود. (اکنون ایگار به همراه همسرش در اتاق کوچک سمت چپ دروازه مدفون است).
نکته حائز اهمیت در تمام این دوران، وجود معبر سیل در کنار این دروازه میباشد. قدیمترین تصویری که از این بنا در دسترس است، نقاشی کُرنی لو برون در اواخر دوره صفوی است. در این نقاشی که تنگه اللهاکبر را نیز به خوبی به تصویر کشیده است، معبر سیل موجود و مشخص است. در عکسها و نقاشیهای بعدی نیز این معبر کاملاً نمایان است. این موضوع نشان دهنده دوراندیشی و خرد شیرازیان قدیم است که با وجود آنکه هنوز گستره شهر به تنگه اللهاکبر نرسیده، زخم را شناخته و مرهم نموده بودند. این معبر مهم در تمام این دوران پابرجا بود تا دهه ۷۰. در این دوره است که با روی کار آمدن مدیرانِ بیتجربه و کمدانش، معبر هزار ساله پر شد تا حرکتی بیخردانه در راستای تعریض جاده و زیباسازی شهر داشته باشند. قابل ذکر است کن مسیر شیراز-اصفهان از قدیمالایام از سه سوی دشت شیراز بوده است که اگر مدیران دهه ۷۰ و ۸۰ اندکی تاریخ خوانده و دوراندیشی داشتند، از هر سه آنها استفاده میکردند تا امروز بلای آسمانی، گریبان زمین را نگیرد. مسیر دوم که در واقع از اصلیترین مسیرهای شیراز-اصفهان بوده، از سوی دروازه سعدی است که امروز میتوان آرامگاه سعدی را در نزدیکی آن دید. بنای آرامگاه سعدی در ابتدا اصلاً به عنوان کاروانسرای کوچک بین راهی برای "آیندگان و روندگان" ساخته شد که هزینه آن را خواجه شمسالدین صاحب دیوان در اواخر قرن هفتم پرداخت نمود.
با وجود این مسیرِ تاریخی که ضرورت آن را قدما به خوبی درک میکردند، مسئولان جدید، دست به سازندگی نمودند و شهر و شهروند را به دست سیلاب سپردند.
زیباسازیهای خُنک و سبکسرانهای که در طول چند دهه گذشته شروع شده است، علاوه بر هزینههای سنگینی که بر گرده مردم گذاشته است، باعث شد که امروز جان آنان نیز گرفته شود. تاکید عجیب اولیای این شهر بر خلق مسیرهای عریض در تنگه اللهاکبر، باعث شد تا دیگر مسیرها فراموش و امنیت فدای زیبایی شود. تفکرات محلی و قومی بجای اندیشه ملی، باعث شده است تا هر کس شهر خود را زیباترین، بهترین، کاملترین و شاعرانهترین شهر بداند و در روند تمامی این صفتها، امنیت و آسایش هزاران ساله را با جعل و جهل زیر پا نهد. امروز در این وانفسا مشخص میشود که ما پس از قریب به صد سال نه به زیبایی رسیدیم و نه امنیت و آرامش. در طول همین سه دهه گذشته چندین سیل ویرانگر شهر شیراز را در خود غرق نموده است که نه کانالهای زیرزمینی یارای کنترل آنها بودهاند و نه تدابیر اولیای شهرداری. پیش از این در سال ۱۳۸۰ نیز شاهد وقوع چنین سیلابی بودیم که در آن زمان به خوبی روشن شد که این مسیر، مسیل است و آبستن حادثه. اما از آنجایی که در ایران حافظه و تجربه تاریخی سخت بیمار گشته است، با صاف شدن آسمان و خشک شدن زمین، دوباره به کار خود ادامه دادیم تا حوادث سهمگینتری را رقم زنیم. کاش بجای پلسازیهای بیهوده و جادهکشیهای خودنمایانه، اندکی با تخصص به تاریخ و جغرافیای هر شهر و دیار دقت میکردیم تا مجبور نباشیم هر ساله مردمان را قربانی جاهطلبیهای خود کنیم.
#مجید_دهقانی
https://ibb.co/rkFCTz1
@irannc
imgbb.com
image
Image image hosted in imgbb.com