در چنین روزی در سال ۱۳۶۱، #گلدانه_یوسفی (علیپور)، در محل زندگی خود در روستای روشنکوه #مازنداران مورد حمله سه نفر از افراد محلی قرار گرفت. مهاجمان خانم یوسفی ۶۴ ساله را خفه کردند و بعد پیکر و محل زندگیاش را به آتش کشیدند.
خانم یوسفی مسلمانزاده بود اما اواخر سال ۱۳۵۶ بهائی شد. او با یک مرد بهائی ازدواج کرد و سه فرزند داشت. آنها به کار دامداری مشغول بودند.
از زمان وقوع انقلاب ۱۳۵۷، خانم یوسفی، همسر و خانواده او بارها مورد آزار، تبعیض و حتی ضرب و شتم شدید مسلمانان قرار گرفتند. به گفته یک شاهد، محل زندگی خانواده خانم یوسفی بارها با هجوم اهالی روستاهای اطراف مواجه شد.
در اوایل تابستان ۱۳۶۱ عدهای از اهالی روستای مجاور به روستای محل زندگی خانم یوسفی حمله کردند، پس از ضرب و شتم او و خانوادهاش و شکستن در و پنجره، آنها را مجبور به ترک آن روستا کردند. پس از این حمله خانواده خانم یوسفی به روستای روشنکوه پناه آوردند و در آنجا سکنا گزیدند.
به گفته نوه خانم یوسفی در زمان حادثه «سه نفر از سادات محله به نامهای سیدمحمد اندر اجنی، خواهرزاده گلدانه، دوستعلی یوسفی، برادرزاده گلدانه و حسین فضلینژاد، برادر خانم دوستعلی یوسفی، گلدانه را با چوب زدند. بعد طنابی آوردند و خفهاش کردند و او را با لحاف پیچیدند و در همان چادر نایلونی که در آن زندگی میکردند، جسدش را با بنزین سوزاندند و بعد هم چادر را با همه وسایل زندگی داخل آن به آتش کشیدند.»
به دنبال شکایت پسر خانم یوسفی، چند نفر از مأموران نیروی انتظامی پاسگاه شهر کیاسر و پزشکی قانونی به محل واقعه آمدند و پزشک قانونی جواز دفن را صادر کرد. با این وجود، دادگاه انقلاب اسلامی به دلیل نبود «شاهد» پرونده را مختومه اعلام کرد. قاتلین خانم یوسفی ۲۵ روز در زندان ماندند و با حمایت فردی روحانی که برادر یکی از قاتلین بود، با قید ضمانت آزاد شدند. آنها قتل را انکار کردند و گفتند که هدفشان «تبلیغ و ارشاد» بوده است.
صفحه یادبود گلدانه یوسفی در «یادبود امید»:
http://www.iranrights.org/.../-8471/goldaneh-yusefi-alipur
#اعتراضات_سراسری_معلمان
هم میهنم، تا #جمهوری_اسلامی بر مسند قدرت نشسته است، وضعیت من و تو، وضعیت این سرزمین بدتر از بدتر می شود. این یک حقیقت تلخ است.
#دستاوردهای_جمهوری_اسلامی
#سفره_انقلاب #رفراندوم #اعتراضات_سراسری #اعتصابات_سراسری
@irannc
خانم یوسفی مسلمانزاده بود اما اواخر سال ۱۳۵۶ بهائی شد. او با یک مرد بهائی ازدواج کرد و سه فرزند داشت. آنها به کار دامداری مشغول بودند.
از زمان وقوع انقلاب ۱۳۵۷، خانم یوسفی، همسر و خانواده او بارها مورد آزار، تبعیض و حتی ضرب و شتم شدید مسلمانان قرار گرفتند. به گفته یک شاهد، محل زندگی خانواده خانم یوسفی بارها با هجوم اهالی روستاهای اطراف مواجه شد.
در اوایل تابستان ۱۳۶۱ عدهای از اهالی روستای مجاور به روستای محل زندگی خانم یوسفی حمله کردند، پس از ضرب و شتم او و خانوادهاش و شکستن در و پنجره، آنها را مجبور به ترک آن روستا کردند. پس از این حمله خانواده خانم یوسفی به روستای روشنکوه پناه آوردند و در آنجا سکنا گزیدند.
به گفته نوه خانم یوسفی در زمان حادثه «سه نفر از سادات محله به نامهای سیدمحمد اندر اجنی، خواهرزاده گلدانه، دوستعلی یوسفی، برادرزاده گلدانه و حسین فضلینژاد، برادر خانم دوستعلی یوسفی، گلدانه را با چوب زدند. بعد طنابی آوردند و خفهاش کردند و او را با لحاف پیچیدند و در همان چادر نایلونی که در آن زندگی میکردند، جسدش را با بنزین سوزاندند و بعد هم چادر را با همه وسایل زندگی داخل آن به آتش کشیدند.»
به دنبال شکایت پسر خانم یوسفی، چند نفر از مأموران نیروی انتظامی پاسگاه شهر کیاسر و پزشکی قانونی به محل واقعه آمدند و پزشک قانونی جواز دفن را صادر کرد. با این وجود، دادگاه انقلاب اسلامی به دلیل نبود «شاهد» پرونده را مختومه اعلام کرد. قاتلین خانم یوسفی ۲۵ روز در زندان ماندند و با حمایت فردی روحانی که برادر یکی از قاتلین بود، با قید ضمانت آزاد شدند. آنها قتل را انکار کردند و گفتند که هدفشان «تبلیغ و ارشاد» بوده است.
صفحه یادبود گلدانه یوسفی در «یادبود امید»:
http://www.iranrights.org/.../-8471/goldaneh-yusefi-alipur
#اعتراضات_سراسری_معلمان
هم میهنم، تا #جمهوری_اسلامی بر مسند قدرت نشسته است، وضعیت من و تو، وضعیت این سرزمین بدتر از بدتر می شود. این یک حقیقت تلخ است.
#دستاوردهای_جمهوری_اسلامی
#سفره_انقلاب #رفراندوم #اعتراضات_سراسری #اعتصابات_سراسری
@irannc