This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠خلاقیت دانشآموز بلوچ؛ ساخت پمپ آب کوچیک با کمترین امکانات در کافه بلوچی شهرستان سرباز
رصد بلوچستان، یک دانش آموز بلوچ به نام «فرزاد مزارزهی» پایه هفتم مدرسه صیاد شیرازی، کافه بلوچی شهرستان سرباز با استفاده از کمترین امکانات موفق به ساخت یک پمپ آب کوچک شده است.
این خلاقیت، که در شرایط محدود و با دسترسی اندک به تجهیزات انجام شده، نمونهای از پشتکار دانشآموزان بلوچ است.
💎 @iranyarannetwork1398
رصد بلوچستان، یک دانش آموز بلوچ به نام «فرزاد مزارزهی» پایه هفتم مدرسه صیاد شیرازی، کافه بلوچی شهرستان سرباز با استفاده از کمترین امکانات موفق به ساخت یک پمپ آب کوچک شده است.
این خلاقیت، که در شرایط محدود و با دسترسی اندک به تجهیزات انجام شده، نمونهای از پشتکار دانشآموزان بلوچ است.
💎 @iranyarannetwork1398
💠 درود بر دوستان
عزیزان امشب راس ساعت ۱۰/۳۰ اداره اطلاعات همدان با پوشش .... به در منزل ما آمد و با حیله می خواست مرا در تاریکی مطلق به جلو در خانه بکشاند ، که هر چه اصرار کردند ، من از پنجره طبقه دوم ساختمان که تنها زندگی میکنم ( دایی ام نیز که بیمار است در طبقه سوم به تنهایی زندگی میکند ) پاسخ میدادم و حاضر نشدم به پایین بروم . اگر در شب های دیگر خبر و یا پیامی برایتان نگذاشتم بدانید که مرا بازداشت کرده اند .
با سپاس رضا ملک - معاون سابق تحقیق و بررسی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در دوران علی فلاحیان
۵ اسفند ۱۴۰۳
ایران - همدان
💎 @iranyarannetwork1398
عزیزان امشب راس ساعت ۱۰/۳۰ اداره اطلاعات همدان با پوشش .... به در منزل ما آمد و با حیله می خواست مرا در تاریکی مطلق به جلو در خانه بکشاند ، که هر چه اصرار کردند ، من از پنجره طبقه دوم ساختمان که تنها زندگی میکنم ( دایی ام نیز که بیمار است در طبقه سوم به تنهایی زندگی میکند ) پاسخ میدادم و حاضر نشدم به پایین بروم . اگر در شب های دیگر خبر و یا پیامی برایتان نگذاشتم بدانید که مرا بازداشت کرده اند .
با سپاس رضا ملک - معاون سابق تحقیق و بررسی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در دوران علی فلاحیان
۵ اسفند ۱۴۰۳
ایران - همدان
💎 @iranyarannetwork1398
💠رژیم ملاها، تبلور اندیشه پنجاهوهفت است!
بارها دیده شده بسیاری از مشارکتکنندگان در وقایع سال ۱۳۵۷ که منجر به روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران به رهبری خمینی شد میگویند فریب خوردهاند یا انقلاب به سرقت رفته است! اما این ادعا نادرست است! در این نوشتار به صورت خلاصه به این موضوع خواهم پرداخت!
نیروهای اسلامیست به رهبری روحالله خمینی و پرچمداری حزب موتلفه اسلامی بخش عمده حامیان وقایع سال ۱۳۵۷ را تشکیل میدادند که حکومت وقت را کافر و اسلامستیز معرفی میکردند! این نیروها حتی زمانی که شاه فقید حق رای به زنان را اعطا کرد با آن مخالفت کردند، حجاب اختیاری، آزادی اجتماعی و مشارکت برابر زنان با مردان در عرصه اجتماعی و رواداری در ارتباط با اقلیتهای جنسی را نماد فساد میدانستند که خود نشان میدهد از همان ابتدا ستیز با زنان، اقلیتهای جنسی، حجاب اختیاری و آزادیهای اجتماعی بخشی از پایه و اساس تفکر آنان بوده است! همچنین این نیروها به وسیله حزب موتلفه اسلامی فاجعه «سینما رکس آبادان» و سوزاندن مردم در سینما را رقم زدند که خود گواهی بر این است که اسلامیستها نه دغدغه حقوق ملت مسلمان بلکه رسیدن به قدرت به هر قیمت را داشتند!
نیروهای کمونیست بخش دیگر نیروهای فعال در وقایع سال ۵۷ بودند! یک عده آنان در رادیوهای مسکو، پکن، تیرانا و آلمان شرقی بودند و از آزادی و دموکراسی حرف میزدند که نه در شوروی بود، نه در چین، نه در آلبانی و نه در آلمان شرقی! آنها در حالی شعار دفاع از زنان را سر میدادند که با حق رای زنان توسط شاه فقید مخالفت میکردند و در حالی شعار دفاع از کارگران را سر میدادند که با اصلاحات ارضی و انقلاب سفید که بزرگترین طرحهای ضدسرمایهداری تاریخ ایران هم است به مبارزه پرداختند و علیه آن بودند و زمانی افتخار همان حکومتهای کمونیستی دفاع از حقوق اقلیتهای جنسی بود، این نیروها رواداری حکومت سلطنتی پهلوی با اقلیتهای جنسی را نماد فساد میدانستند!
بخشی دیگر کمونیستها که خود را مستقل میدانستند حتی برای حق و حقوق کارگران دست به فعالیت صنفی هم نزدند بلکه با مبارزه مسلحانه کور و ترورهای سیاسی باعث شدند که فضای سیاسی ایران بستهتر شود و صدای رفرمیستهای آزاداندیش شنیده نشود!
همچنین کمونیستها یک اندیشه غربستیزی را در ایران رواج دادند که میتوان تبلور کامل آن را در کتاب «علیه غربزدگی» نوشته جلال آلاحمد نویسنده عضو حزب توده دانست! همچنین شخصی به اسم خسرو گلسرخی در دادگاه علنی اعلام کرد که از طریق علی امام اول شیعیان به سوسیالیسم رسیده و علی را مولای خود معرفی کرد که خود نشانی از اتحاد کمونیستها و اسلامیستها، دو نیروی ضد دموکراتیک در وقایع سال ۱۳۵۷ دارد!
مجاهدین خلق دیگر نیروی سیاسی بود که در وقایع سال ۱۳۵۷ نقش داشت و خود را نیروی مسلمان ملیگرای دموکرات معرفی میکرد اما حتی درون خود دموکراسی نداشتند و زمانی بخشی از مجاهدین خلق به رهبری تقی شهرام اعلام حمایت از مارکسیسم کردند مخالفان خود مانند مجید شریف واقفی را زنده زنده سوزاندند! این مجاهدین مارکسیست شده بعدها به سازمان پیکار تغییر نام دادند و دست به ترور سیاسی زدند و تا سال ۱۳۵۷ نیروی محوری مسلحانه در ایران بودند!
مجاهدین خلق مسلمان هم در زندان در کنار ملایی شیعه به نام محمود طالقانی بودند و او را پدر مینامید که اولین امام جمعه منصوب خمینی در تهران بود! مجاهدین خلق حتی پس از انقلاب خمینی را امام صدا میزدند و از اشغال سفارت آمریکا حمایت میکردند که خود نشان از نزدیکی اهداف آنان با خمینی داشت که بعدها با انحصارطلبی خمینی آنها هم حذف شدند! حذفی که نه بر سر حقوق دموکراتیک بلکه بر اساس درگیری بر سر تقسیم قدرت بود!
با نگاهی به نیروهای عمده درگیر در وقایع سال ۱۳۵۷ درمیابیم سیاست رژیم جمهوری اسلامی ایران دقیقا برآیند سیاست و تفکر تمام نیروهای سیاسی است که وقایع سال ۱۳۵۷ را رقم زدند! بدون شک حکومت پهلوی به علت انحصارگری اقتصادی و همچنین یک دولت مقتدر سرکوبگر با نقد روبرو است و میتوان گفت اگر برخی از آن تندرویهای سیاسی را انجام نمیداد شاید اصولاً رادیکالیسم سیاسی رخ نمیداد اما با همه این موارد این حکومت پهلوی است که در پیشگاه تاریخ سرش بلند است!
این ادعا را میشود با نگاه به جامعه ایران درک کرد که آنچه تحت نام نسل «پنجاهوهفتی» نام میبرند را عامل فجایع کنونی خود میدانند و از حکومت پهلوی به نیکی یاد میکنند! از همین رو نیروهای سیاسی درگیر در وقایع سال ۱۳۵۷ ابتدا باید این موارد را برای جامعه ایران شفاف کرده و به اشتباه سیاسی تاکتیکی خود اعتراف کنند که شاید در آینده ایران اگر مشارکت سیاسی کردند حداقل بخشی از مقبولیت از دست رفته اجتماعی خود را بتوانند به دست بیاورند!
✍ووکاشین پاکروان
🔹خبرنگار و فعال صهیونیست-برابریخواه
🆔 @VukashinFa
💎 @iranyarannetwork1398
بارها دیده شده بسیاری از مشارکتکنندگان در وقایع سال ۱۳۵۷ که منجر به روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران به رهبری خمینی شد میگویند فریب خوردهاند یا انقلاب به سرقت رفته است! اما این ادعا نادرست است! در این نوشتار به صورت خلاصه به این موضوع خواهم پرداخت!
نیروهای اسلامیست به رهبری روحالله خمینی و پرچمداری حزب موتلفه اسلامی بخش عمده حامیان وقایع سال ۱۳۵۷ را تشکیل میدادند که حکومت وقت را کافر و اسلامستیز معرفی میکردند! این نیروها حتی زمانی که شاه فقید حق رای به زنان را اعطا کرد با آن مخالفت کردند، حجاب اختیاری، آزادی اجتماعی و مشارکت برابر زنان با مردان در عرصه اجتماعی و رواداری در ارتباط با اقلیتهای جنسی را نماد فساد میدانستند که خود نشان میدهد از همان ابتدا ستیز با زنان، اقلیتهای جنسی، حجاب اختیاری و آزادیهای اجتماعی بخشی از پایه و اساس تفکر آنان بوده است! همچنین این نیروها به وسیله حزب موتلفه اسلامی فاجعه «سینما رکس آبادان» و سوزاندن مردم در سینما را رقم زدند که خود گواهی بر این است که اسلامیستها نه دغدغه حقوق ملت مسلمان بلکه رسیدن به قدرت به هر قیمت را داشتند!
نیروهای کمونیست بخش دیگر نیروهای فعال در وقایع سال ۵۷ بودند! یک عده آنان در رادیوهای مسکو، پکن، تیرانا و آلمان شرقی بودند و از آزادی و دموکراسی حرف میزدند که نه در شوروی بود، نه در چین، نه در آلبانی و نه در آلمان شرقی! آنها در حالی شعار دفاع از زنان را سر میدادند که با حق رای زنان توسط شاه فقید مخالفت میکردند و در حالی شعار دفاع از کارگران را سر میدادند که با اصلاحات ارضی و انقلاب سفید که بزرگترین طرحهای ضدسرمایهداری تاریخ ایران هم است به مبارزه پرداختند و علیه آن بودند و زمانی افتخار همان حکومتهای کمونیستی دفاع از حقوق اقلیتهای جنسی بود، این نیروها رواداری حکومت سلطنتی پهلوی با اقلیتهای جنسی را نماد فساد میدانستند!
بخشی دیگر کمونیستها که خود را مستقل میدانستند حتی برای حق و حقوق کارگران دست به فعالیت صنفی هم نزدند بلکه با مبارزه مسلحانه کور و ترورهای سیاسی باعث شدند که فضای سیاسی ایران بستهتر شود و صدای رفرمیستهای آزاداندیش شنیده نشود!
همچنین کمونیستها یک اندیشه غربستیزی را در ایران رواج دادند که میتوان تبلور کامل آن را در کتاب «علیه غربزدگی» نوشته جلال آلاحمد نویسنده عضو حزب توده دانست! همچنین شخصی به اسم خسرو گلسرخی در دادگاه علنی اعلام کرد که از طریق علی امام اول شیعیان به سوسیالیسم رسیده و علی را مولای خود معرفی کرد که خود نشانی از اتحاد کمونیستها و اسلامیستها، دو نیروی ضد دموکراتیک در وقایع سال ۱۳۵۷ دارد!
مجاهدین خلق دیگر نیروی سیاسی بود که در وقایع سال ۱۳۵۷ نقش داشت و خود را نیروی مسلمان ملیگرای دموکرات معرفی میکرد اما حتی درون خود دموکراسی نداشتند و زمانی بخشی از مجاهدین خلق به رهبری تقی شهرام اعلام حمایت از مارکسیسم کردند مخالفان خود مانند مجید شریف واقفی را زنده زنده سوزاندند! این مجاهدین مارکسیست شده بعدها به سازمان پیکار تغییر نام دادند و دست به ترور سیاسی زدند و تا سال ۱۳۵۷ نیروی محوری مسلحانه در ایران بودند!
مجاهدین خلق مسلمان هم در زندان در کنار ملایی شیعه به نام محمود طالقانی بودند و او را پدر مینامید که اولین امام جمعه منصوب خمینی در تهران بود! مجاهدین خلق حتی پس از انقلاب خمینی را امام صدا میزدند و از اشغال سفارت آمریکا حمایت میکردند که خود نشان از نزدیکی اهداف آنان با خمینی داشت که بعدها با انحصارطلبی خمینی آنها هم حذف شدند! حذفی که نه بر سر حقوق دموکراتیک بلکه بر اساس درگیری بر سر تقسیم قدرت بود!
با نگاهی به نیروهای عمده درگیر در وقایع سال ۱۳۵۷ درمیابیم سیاست رژیم جمهوری اسلامی ایران دقیقا برآیند سیاست و تفکر تمام نیروهای سیاسی است که وقایع سال ۱۳۵۷ را رقم زدند! بدون شک حکومت پهلوی به علت انحصارگری اقتصادی و همچنین یک دولت مقتدر سرکوبگر با نقد روبرو است و میتوان گفت اگر برخی از آن تندرویهای سیاسی را انجام نمیداد شاید اصولاً رادیکالیسم سیاسی رخ نمیداد اما با همه این موارد این حکومت پهلوی است که در پیشگاه تاریخ سرش بلند است!
این ادعا را میشود با نگاه به جامعه ایران درک کرد که آنچه تحت نام نسل «پنجاهوهفتی» نام میبرند را عامل فجایع کنونی خود میدانند و از حکومت پهلوی به نیکی یاد میکنند! از همین رو نیروهای سیاسی درگیر در وقایع سال ۱۳۵۷ ابتدا باید این موارد را برای جامعه ایران شفاف کرده و به اشتباه سیاسی تاکتیکی خود اعتراف کنند که شاید در آینده ایران اگر مشارکت سیاسی کردند حداقل بخشی از مقبولیت از دست رفته اجتماعی خود را بتوانند به دست بیاورند!
✍ووکاشین پاکروان
🔹خبرنگار و فعال صهیونیست-برابریخواه
🆔 @VukashinFa
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 افشاگری مهم 2025.02.24 این کلاهبردار فاوریت خانم یاسمین پهلوی است ، ایشان چپ و راست ویدیوهای فحاشی فرزاد زرین را از استوری خود پخش میکند.
این فرد با عنوان "فرزاد زرین" کمدین سیاسی/اجتماعی یکی از مبلغین شبکه کلاهبرداری paicoo بود که علی رغم هشدار های داده شده به تبلیغ این شبکه تا پایان این کلاهبرداری ادامه داد و در توییتر این فرد همه هشدار دهنده ها را بلاک کرد.
شبکه کلاهبرداری دسیسه #پانزی paicoo چند روز پیش به کار خود پایان داد و هزاران مالباخته به جا گذاشت.
متاسفانه بیشتر قربانیان شبکه #پایکو از استان مازندران و گیلان هستند و ای بسا فاوریت های خاندان پهلوی باشند که با نگاه کردن به استوری های یاسمین پهلوی به این شیاد فرزین زرین اعتماد کردند.
https://t.co/0mSERcZ4LS
#یاسمنگولا
💎 @iranyarannetwork1398
این فرد با عنوان "فرزاد زرین" کمدین سیاسی/اجتماعی یکی از مبلغین شبکه کلاهبرداری paicoo بود که علی رغم هشدار های داده شده به تبلیغ این شبکه تا پایان این کلاهبرداری ادامه داد و در توییتر این فرد همه هشدار دهنده ها را بلاک کرد.
شبکه کلاهبرداری دسیسه #پانزی paicoo چند روز پیش به کار خود پایان داد و هزاران مالباخته به جا گذاشت.
متاسفانه بیشتر قربانیان شبکه #پایکو از استان مازندران و گیلان هستند و ای بسا فاوریت های خاندان پهلوی باشند که با نگاه کردن به استوری های یاسمین پهلوی به این شیاد فرزین زرین اعتماد کردند.
https://t.co/0mSERcZ4LS
#یاسمنگولا
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠الجولانی رهبر و رییس جمهور سوریه همه این اقدامات را طی دو ماه انجام داد. این سرعت از پیشرفت جمهوری اسلامی را هراسانده است و در رسانه هایشان علیه جولانی و سوریه مانور میدهند .
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون
💎 @iranyarannetwork1398
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون
💎 @iranyarannetwork1398
در سال ۵۹ خزانه های کشور به اعتراف هاشمی ۱۰ میلیارد دلار بودجه داشت و هوانیروز و نیروی هوایی ارتش در حد توان بالایی بود.
ولی الان پس از ۴۶ سال جمهوری اسلامی منفور شده و اگر جنگ بشه مردم معتقدند این جنگ جنگ ما نیست جنگ جمهوری اسلامی است، دیگه آهنگران ها نمیتونن مردم رو به جنگ بکشونن.
کل نیروی لجستیکی نظامی کشور فرسوده شده و جز موشک و پهباد چیزی باقی نمونده.
از طرفی خانم آزاد اگر جنگ بشه و بیان فقط مراکز هسته ایی رو بزنن ولی خامنه ای و سران بمانند احتمال اینکه مردم قیام کنند ۵۰-۵۰ خواهد بود چون مردم ممکنه مستاصل بشن اما اگر ترامپ و نتانیاهو هوشیار باشند و همزمان مخفیگاههای خامنه ایی و فرماندهان سپاه و مراکز هسته ایی رو بزنن نوعی سردرگمی در حلقه تصمیم گیری نهایی و فرماندهی شکل میگیره ، چرا که روحانیت خودش رو بالاتر از فرماندهان نظامی میدونه و مدعیه فرماندهی باید دست اونا باشه و فرماندهان نظامی مدعی اند که امور جنگی کارشناسیه نظامیه و مختص ماست و ربطی به روحانیون نداره، در زمان جنگ با عراق هم همیشه بین آخوندها و فرماندهان سپاه و ارتش اختلاف نظر بود و میرفتن پیش خمینی و نظر آخر رو اون میگفت،حالا اگر خامنه ایی و پسرش به هلاکت برسن ، کی میخواد دستور نهایی رو بده؟ اصلاح طلبان یا اصول گرایان؟ قالیباف؟ پزشکیان؟ شمخانی؟ اژه ایی؟ سلامی؟ نبوی؟ همشون در یک تراز هستند و کشته شدن خامنه ایی باعث قیام مردمی میشه چرا که جرات مردم برای تصرف و قیام براندازی رو بالا میبره و این چند دستگی در جنگ و قیام کار کنترل شهرها رو بسیار مشکل میکنه و بهترین راه برای رجال جمهوری اسلامی فرار از کشوره.
امیر- ایران
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠ایالات متحده دور جدیدی از تحریمها علیه صنعت نفت ایران را اعمال کرد
وزارت خزانه داری ایالات متحده با اعمال دور جدیدی از تحریمها علیه صنعت نفت ایران، بیش از سی کارگزار، اپراتور نفتکش و شرکت کشتیرانی را به دلیل نقش آنها در فروش و حمل نفت ایران، هدف قرار داد. تحریمهای آمریکا عموما هرگونه معامله افراد یا شرکتهای آمریکایی با اشخاص و نهادهای مورد تحریم را ممنوع کرده و دارایی این اهداف را در ایالات متحده مسدود میکند. صادرات نفت، منبع اصلی درآمد ایران است و هدف قرار دادن آن به معنای محرومیت این کشور از بودجه دولت برای برنامههای هستهای و موشکی است.
💎 @iranyarannetwork1398
وزارت خزانه داری ایالات متحده با اعمال دور جدیدی از تحریمها علیه صنعت نفت ایران، بیش از سی کارگزار، اپراتور نفتکش و شرکت کشتیرانی را به دلیل نقش آنها در فروش و حمل نفت ایران، هدف قرار داد. تحریمهای آمریکا عموما هرگونه معامله افراد یا شرکتهای آمریکایی با اشخاص و نهادهای مورد تحریم را ممنوع کرده و دارایی این اهداف را در ایالات متحده مسدود میکند. صادرات نفت، منبع اصلی درآمد ایران است و هدف قرار دادن آن به معنای محرومیت این کشور از بودجه دولت برای برنامههای هستهای و موشکی است.
💎 @iranyarannetwork1398
ار.اف.ای - RFI
ایالات متحده دور جدیدی از تحریمها علیه صنعت نفت ایران را اعمال کرد
وزارت خزانه داری ایالات متحده با اعمال دور جدیدی از تحریمها علیه صنعت نفت ایران، بیش از سی کارگزار، اپراتور نفتکش و شرکت کشتیرانی را به دلیل نقش آنها در فروش و حمل نفت ایران، هدف قرار داد. تحریمهای آمریکا عموما…
💠محمد اشرفی اصفهانی، روحانی اصلاحطلب به سایت دیدهبان ایران گفت:
«در اعتراضات سال ۱۴۰۱، طلبههای باند پناهیان با قمه و چاقو به خیابانها ریختند و مردم را میزدند و سپس با لباسهای خونی باز میگشتند و لباس طلبگی میپوشیدند.»
او افزود: «آیا طلبه حق دارد مسلحانه با مردم برخورد کند؟»
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون
💎 @iranyarannetwork1398
«در اعتراضات سال ۱۴۰۱، طلبههای باند پناهیان با قمه و چاقو به خیابانها ریختند و مردم را میزدند و سپس با لباسهای خونی باز میگشتند و لباس طلبگی میپوشیدند.»
او افزود: «آیا طلبه حق دارد مسلحانه با مردم برخورد کند؟»
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون
💎 @iranyarannetwork1398
زینب جلالیان، قدیمیترین و تنها زن زندانی سیاسی با حکم حبس ابد در ایران، در سالروز بازداشت خود، با نگارش نامهای از زندان یزد که توسط شبکه حقوق بشر کُردستان منتشر شده، تنها بخشی از رنجهای هفده سال اسارت خود را به تصویر کشیده است و تقاضایی از ملت ایران دارد!
او در پایان این نامه خطاب به مردم ایران خواهان اتحاد و همصدایی آنها در برابر اعدام، زندان، فقر و… شده است.
متن کامل نامه زینب جلالیان:
"دستم بوی گل میداد، مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند. اما هیچکس فکر نکرد که شاید من یک گل کاشته باشم.
ستم، زخمی عمیق بر دلم نهاد که تا ابد از یادم نخواهد رفت. من قاصدکی کوچک بودم، حامل پیامی بزرگ از آزادی و آزادگی. در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶، سفرم را به شهر زیبای کرمانشاه آغاز کردم، اما گماشتگان ستم، مرا در راه ربودند و به مکانی بیگانه و غریب بردند.
مأموران سیاهپوش، رسم و رسومی عجیب داشتند. در آن مکان خوفناک، هیچکس نباید دیگری را میدید. چشمانم را با چشمبندی سیاه بسته بودند و میپرسیدند: «اسمت چیست؟». میگفتم: «اسم من زینب است.». مرا میزدند و دوباره میپرسیدند: «اسمت چیست؟». باز میگفتم: «اسم من زینب است». باز هم میزدند، شکنجه میکردند و باز میپرسیدند: «اسمت چیست؟»
بارها و بارها، سؤالی را تکرار میکردند. چه پاسخ میدادم و چه سکوت، فرقی نمیکرد؛ شکنجهها ادامه داشتند. ذهن بیمارشان را درک نمیکردم. در آن مکان تاریک، هیچ روزنهای به سوی روشنایی نبود، زیرا مأموران ستم، چون خفاشان از نور هراس داشتند. چند ماه بعد، مرا به زندان منتقل کردند. زندانبانان زن بودند، اما رفتارشان از آن مردان بینام و نشان هم بدتر بود، و این برایم بسیار دردناک بود. پس از ماهها انتظار و بلاتکلیفی رنجآور و طاقتفرسا، روزی نامم را از بلندگوی زندان با لحنی پر از کینه و نفرت صدا زدند. زنجیر بر دست و پایم بستند و مرا به دادگاهی فرمایشی بردند. سه دقیقه درباره زبان مادریام با قاضی بحث کردم. او مرا نمیشناخت، حتی به سخنانم گوش نداد. پس به چه چیزی استناد کرد و به من حکم اعدام داد؟ نمیدانم!
بعدها مرا به تهران تبعید کردند. شش ماه در سلولهای اطلاعات، زیر فشارهای طاقتفرسا برای اعتراف و مصاحبه اجباری بودم. پس از سالها، مأموران، مادرم را با تهدید به تهران آوردند. نالههای مادرم، فراتر از درک و غیرقابل توصیف بود. تحمل درد فراق فرزند و حکم مرگ برای روولهاش، برای او بسیار دشوار بود و هست. رنج مادرم از صبوریاش بیشتر بود، اما در برابر ستم و ستمکاران سر خم نکرد. مادرم، تجلی غمی بزرگ بود. کلمات من از توصیفش عاجزند.
پس از شش ماه، مرا به کرمانشاه بازگرداندند. بارها و بارها تقاضای انتقال به استان خود را دادم، اما هفت سال در زندان کرمانشاه محبوس ماندم. پس از آن، به زندان خوی تبعید شدم و چهار سال در آنجا، زیر فشارهای روحی و روانی گذراندم.
شبی که خاموشی داده بودند و زندان در سکوتی مرگبار فرو رفته بود، مأموران ستم باز آمدند، زنجیر بر من بستند و مرا به زندان قرچک تبعید کردند. در بند موقت نگهام داشتند و آنجا به ویروس کرونا مبتلا شدم. هیچ مراقبت پزشکی دریافت نکردم، ریههایم به شدت آسیب دید.
ناچار به اعتصاب غذا دست زدم.
پس از روزها انتظار، نیمهشبی که زندانیان در خواب بودند و تنها صدای سرفههایم سکوت را میشکست، مأموران ستم باز آمدند. مرا با دستبند و پابند، با زور، به کرمان تبعید کردند.
xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
اکنون، چهار سال و چهار ماه است که در زندان یزد محبوسم.
در این ظلمات زندان، دیده بر هم مینهم. طرحی محو از زندگی بیرون زندان در خیالم مانده است. دلم برای آغوش گرم مادرم، نگاه پرمهر پدرم، خندههای خواهرم و حتی اخمهای برادرم تنگ شده است. دلم برای مردمان خونگرم و مهماننواز کردستان و آهنگهای کُردی تنگ شده است. دلم برای بوی خاک، لالههای واژگون، درختان بلوط و سنجابهای بلوطخورش تنگ شده است. دلم برای چشمههای زلال، رودهای جاری، کوههای سر به فلک کشیده و شبهای پرستاره تنگ شده است.
با تمام رنجها و دلتنگیها، هفده سال گذشت… هفده سال!
مردم شریف ایران!
مسئولان این رژیم دارند سرزمین مادریمان را به نابودی میکشانند. جوانانمان را میکشند، اعدام میکنند یا به زندان میفرستند. ذخایر و منابع طبیعیمان را به تاراج بردهاند. اقتصاد کشور را ویران کردهاند. فقر و گرسنگی بیداد میکند.
شما، تا کی میخواهید در برابر این نابودگران بیرحم سکوت کنید؟!
تا کی میخواهید با فقر و گرسنگی دست و پنجه نرم کنید؟!
تا کی میخواهید نظارهگر نابودی کشور و آینده فرزندانتان باشید و دم نزنید؟!
مردم نازنین این سرزمین! آیا حق ما، این زندگی ذلتبار است؟!
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"شرافت یعنی در سختترین روزها کنار مردم ماندن و او در کنار مردم ماند و جان فدا کرد.
ابراهیم ریگی، پزشکی که تنها به درمان زخم مردمانش برنخواست بلکه برای درمان زخم بزرگ ستم و بیداد بر پیکر ایرانش قیام کرد و نمادی از شرافت و تسلیم ناپذیری در برابر ظلم شد. نام او تا جاودان در قلب ایران و ایرانی زنده ست.
💎@iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠مقایسه کوبای قبل و بعد از فیدل کاسترو
✍️جمع آوری و تحلیل ویکتوریا آزاد
۸ اسفند ۲۵۸۳ ایرانی
متأسفانه بسیاری از جریانهای ایدئولوژیک، چه چپ و چه راست، بهجای بررسی واقعیتها، صرفاً به دنبال تأیید پیشفرضهای خود هستند. بررسی تاریخی و تحلیلی دقیق نیاز به نگاهی باز و پذیرای دادههای متناقض دارد، اما بسیاری به دلیل تعصباتشان از آن طفره میروند.
در این بررسی کوتاه سعی میکنیم کوبای قبل و بعد از فیدل کاسترو را بدون تعصب و ملاحظات ایدئولوژیک تحلیل کنیم. کوبای قبل و بعد از فیدل کاسترو را میتوان در چندین حوزه اصلی بررسی کرد: اقتصاد، سیاست، آموزش، بهداشت، آزادیهای فردی و روابط بینالملل.
۱. اقتصاد
قبل از کاسترو:
• در دوره حکومت فولخنسیو باتیستا (۱۹۵۲–۱۹۵۹)، کوبا از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی (GDP) یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین بود.
• صنعت شکر ستون فقرات اقتصاد کشور بود و سرمایهگذاریهای خارجی، بهویژه از سوی آمریکا، نقش مهمی داشتند.
• با این حال، اقتصاد بهشدت وابسته به آمریکا و دارای شکاف طبقاتی گسترده بود؛ طبقه ثروتمند در رفاه، اما بسیاری از مردم عادی در فقر به سر میبردند.
• فساد دولتی و مافیای آمریکایی در اقتصاد و سیاست کوبا نقش پررنگی داشتند.
بعد از کاسترو:
• پس از انقلاب ۱۹۵۹، دولت کاسترو صنایع را ملیسازی کرد و روابط اقتصادی خود را از آمریکا به شوروی تغییر داد.
• کوبا تحت سیستم سوسیالیستی قرار گرفت و اقتصاد آن بهشدت وابسته به کمکهای شوروی شد.
• با فروپاشی شوروی (۱۹۹۱)، اقتصاد کوبا دچار بحران شدید شد و دهه ۱۹۹۰ برای مردم سخت گذشت.
🛎️ امروزه کوبا هنوز یک اقتصاد دولتی دارد، اما از دهه ۲۰۰۰ برخی اصلاحات اقتصادی انجام
شده، از جمله اجازه فعالیتهای محدود خصوصی (مانند کسبوکارهای کوچک و مشاغل آزاد)، توسعه بخش گردشگری، و گسترش سرمایهگذاری خارجی در برخی حوزهها. بااینحال، اقتصاد همچنان تحت کنترل دولت باقی مانده و تحریمهای آمریکا نیز فشار زیادی به آن وارد کرده است.
۲. سیاست و آزادیهای فردی
قبل از کاسترو:
• حکومت باتیستا یک دیکتاتوری نظامی بود که مخالفان سیاسی را سرکوب میکرد.
• انتخابات دموکراتیک وجود نداشت، و دولت بهشدت فاسد و تحت نفوذ آمریکا و مافیای کوبا بود.
بعد از کاسترو:
• فیدل کاسترو حکومت کمونیستی تکحزبی را برقرار کرد و هرگونه مخالف سیاسی را سرکوب میکرد.
• احزاب غیرکمونیستی، رسانههای مستقل، و آزادی بیان بهشدت محدود بودند.
• منتقدان سیاسی زندانی یا مجبور به ترک کشور میشدند.
• پس از دهه ۲۰۰۰، برخی اصلاحات مانند آزادی محدود بیان و دسترسی بیشتر به اینترنت انجام شد، اما سیستم همچنان استبدادی باقی ماند.
۳. آموزش و بهداشت
قبل از کاسترو:
• نظام آموزشی و بهداشتی در شهرهای بزرگ خوب بود، اما در مناطق روستایی دسترسی محدودی به مدارس و خدمات درمانی وجود داشت.
بعد از کاسترو:
• دولت کوبا روی آموزش رایگان و بهداشت همگانی سرمایهگذاری کرد، که باعث شد سطح سواد به نزدیک ۱۰۰٪ برسد.
• نظام بهداشتی کوبا یکی از پیشرفتهترینها در آمریکای لاتین شد و پزشکان کوبایی در سراسر جهان به مأموریتهای پزشکی فرستاده شدند.
۴. روابط بینالمللی
قبل از کاسترو:
• کوبا متحد نزدیک آمریکا بود و اقتصادش به این کشور وابسته بود.
بعد از کاسترو:
• کوبا به یک متحد شوروی تبدیل شد و در جنگ سرد نقش مهمی در آمریکای لاتین و آفریقا ایفا کرد.
• پس از فروپاشی شوروی، روابط خود را با ونزوئلا، چین، و برخی کشورهای اروپایی گسترش داد وکماکان با امریکا قهر است.
🦠 🦠 جمعبندی
کوبای قبل از کاسترو یک کشور ثروتمند اما نابرابر، تحت نفوذ آمریکا، با فساد گسترده و دیکتاتوری نظامی بود. کوبای بعد از کاسترو یک کشور با آموزش و بهداشت رایگان، اما با اقتصادی ضعیف، فقر عمومی، سرکوب سیاسی، و وابستگی اقتصادی به شوروی و بعدها ونزوئلا شد.
میتوان گفت که اکثر مردم کوبا از نظر اقتصادی در وضعیت فقیر یا کمدرآمد هستند، اما این فقر با فقر در کشورهای سرمایهداری تفاوتهایی دارد. قبل از انقلاب سوسیالیستی، فقر در کوبا نابرابر و طبقاتی بود؛ در حالی که بخشی از جامعه بسیار ثروتمند بودند، بخش بزرگی از مردم روستایی در فقر شدید زندگی میکردند. بعد از انقلاب، فقر بهطور برابر بین همه تقسیم شد؛ یعنی طبقه ثروتمند از بین رفت، اما سطح زندگی عمومی هم پایین آمد.
کوبا کشوری با سطح درآمدی پایین و کمبود مزمن کالاهای اساسی روبروست، اما گرسنگی و بیخانمانی مطلق در آن کمتر از کشورهای فقیر سرمایهداری دیده میشود.در واقع، مردم کوبا از رفاه مدرن محرومند، اما یک سیستم حداقلی حمایتی دارند. اگرچه دولت تلاش کرده نابرابری را از بین ببرد، اما نتیجه آن شده که همه تقریباً فقیرند، نه فقط بخشی از جامعه!
💎 @iranyarannetwork1398
✍️جمع آوری و تحلیل ویکتوریا آزاد
۸ اسفند ۲۵۸۳ ایرانی
متأسفانه بسیاری از جریانهای ایدئولوژیک، چه چپ و چه راست، بهجای بررسی واقعیتها، صرفاً به دنبال تأیید پیشفرضهای خود هستند. بررسی تاریخی و تحلیلی دقیق نیاز به نگاهی باز و پذیرای دادههای متناقض دارد، اما بسیاری به دلیل تعصباتشان از آن طفره میروند.
در این بررسی کوتاه سعی میکنیم کوبای قبل و بعد از فیدل کاسترو را بدون تعصب و ملاحظات ایدئولوژیک تحلیل کنیم. کوبای قبل و بعد از فیدل کاسترو را میتوان در چندین حوزه اصلی بررسی کرد: اقتصاد، سیاست، آموزش، بهداشت، آزادیهای فردی و روابط بینالملل.
۱. اقتصاد
قبل از کاسترو:
• در دوره حکومت فولخنسیو باتیستا (۱۹۵۲–۱۹۵۹)، کوبا از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی (GDP) یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین بود.
• صنعت شکر ستون فقرات اقتصاد کشور بود و سرمایهگذاریهای خارجی، بهویژه از سوی آمریکا، نقش مهمی داشتند.
• با این حال، اقتصاد بهشدت وابسته به آمریکا و دارای شکاف طبقاتی گسترده بود؛ طبقه ثروتمند در رفاه، اما بسیاری از مردم عادی در فقر به سر میبردند.
• فساد دولتی و مافیای آمریکایی در اقتصاد و سیاست کوبا نقش پررنگی داشتند.
بعد از کاسترو:
• پس از انقلاب ۱۹۵۹، دولت کاسترو صنایع را ملیسازی کرد و روابط اقتصادی خود را از آمریکا به شوروی تغییر داد.
• کوبا تحت سیستم سوسیالیستی قرار گرفت و اقتصاد آن بهشدت وابسته به کمکهای شوروی شد.
• با فروپاشی شوروی (۱۹۹۱)، اقتصاد کوبا دچار بحران شدید شد و دهه ۱۹۹۰ برای مردم سخت گذشت.
🛎️ امروزه کوبا هنوز یک اقتصاد دولتی دارد، اما از دهه ۲۰۰۰ برخی اصلاحات اقتصادی انجام
شده، از جمله اجازه فعالیتهای محدود خصوصی (مانند کسبوکارهای کوچک و مشاغل آزاد)، توسعه بخش گردشگری، و گسترش سرمایهگذاری خارجی در برخی حوزهها. بااینحال، اقتصاد همچنان تحت کنترل دولت باقی مانده و تحریمهای آمریکا نیز فشار زیادی به آن وارد کرده است.
۲. سیاست و آزادیهای فردی
قبل از کاسترو:
• حکومت باتیستا یک دیکتاتوری نظامی بود که مخالفان سیاسی را سرکوب میکرد.
• انتخابات دموکراتیک وجود نداشت، و دولت بهشدت فاسد و تحت نفوذ آمریکا و مافیای کوبا بود.
بعد از کاسترو:
• فیدل کاسترو حکومت کمونیستی تکحزبی را برقرار کرد و هرگونه مخالف سیاسی را سرکوب میکرد.
• احزاب غیرکمونیستی، رسانههای مستقل، و آزادی بیان بهشدت محدود بودند.
• منتقدان سیاسی زندانی یا مجبور به ترک کشور میشدند.
• پس از دهه ۲۰۰۰، برخی اصلاحات مانند آزادی محدود بیان و دسترسی بیشتر به اینترنت انجام شد، اما سیستم همچنان استبدادی باقی ماند.
۳. آموزش و بهداشت
قبل از کاسترو:
• نظام آموزشی و بهداشتی در شهرهای بزرگ خوب بود، اما در مناطق روستایی دسترسی محدودی به مدارس و خدمات درمانی وجود داشت.
بعد از کاسترو:
• دولت کوبا روی آموزش رایگان و بهداشت همگانی سرمایهگذاری کرد، که باعث شد سطح سواد به نزدیک ۱۰۰٪ برسد.
• نظام بهداشتی کوبا یکی از پیشرفتهترینها در آمریکای لاتین شد و پزشکان کوبایی در سراسر جهان به مأموریتهای پزشکی فرستاده شدند.
۴. روابط بینالمللی
قبل از کاسترو:
• کوبا متحد نزدیک آمریکا بود و اقتصادش به این کشور وابسته بود.
بعد از کاسترو:
• کوبا به یک متحد شوروی تبدیل شد و در جنگ سرد نقش مهمی در آمریکای لاتین و آفریقا ایفا کرد.
• پس از فروپاشی شوروی، روابط خود را با ونزوئلا، چین، و برخی کشورهای اروپایی گسترش داد وکماکان با امریکا قهر است.
کوبای قبل از کاسترو یک کشور ثروتمند اما نابرابر، تحت نفوذ آمریکا، با فساد گسترده و دیکتاتوری نظامی بود. کوبای بعد از کاسترو یک کشور با آموزش و بهداشت رایگان، اما با اقتصادی ضعیف، فقر عمومی، سرکوب سیاسی، و وابستگی اقتصادی به شوروی و بعدها ونزوئلا شد.
میتوان گفت که اکثر مردم کوبا از نظر اقتصادی در وضعیت فقیر یا کمدرآمد هستند، اما این فقر با فقر در کشورهای سرمایهداری تفاوتهایی دارد. قبل از انقلاب سوسیالیستی، فقر در کوبا نابرابر و طبقاتی بود؛ در حالی که بخشی از جامعه بسیار ثروتمند بودند، بخش بزرگی از مردم روستایی در فقر شدید زندگی میکردند. بعد از انقلاب، فقر بهطور برابر بین همه تقسیم شد؛ یعنی طبقه ثروتمند از بین رفت، اما سطح زندگی عمومی هم پایین آمد.
کوبا کشوری با سطح درآمدی پایین و کمبود مزمن کالاهای اساسی روبروست، اما گرسنگی و بیخانمانی مطلق در آن کمتر از کشورهای فقیر سرمایهداری دیده میشود.در واقع، مردم کوبا از رفاه مدرن محرومند، اما یک سیستم حداقلی حمایتی دارند. اگرچه دولت تلاش کرده نابرابری را از بین ببرد، اما نتیجه آن شده که همه تقریباً فقیرند، نه فقط بخشی از جامعه!
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠یک گزارش فوق العاده جذاب از نیک آهنگ کوثر در مورد یک سبک معماری در زمین بیابانی توسط یک مهندس ایرانی نادر خلیلی در امریکا.
🔫 نخبگان در حبس و تبعید پخمگان در جایگاه قدرت در ایران فلک زده ما
به امید آزادی ایران و اتفاقهای خوب برای کشورمان
با تشکر از #نیک_آهنگ_کوثر
💎 @iranyarannetwork1398
به امید آزادی ایران و اتفاقهای خوب برای کشورمان
با تشکر از #نیک_آهنگ_کوثر
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠اینم مستر پوزیده قبل از نشستن بر تخت ریاست جمهوری و بعد از نشستن بر تخت ریاست جمهوری
#پزشکیان_زرشکیان
💎 @iranyarannetwork1398
#پزشکیان_زرشکیان
💎 @iranyarannetwork1398
💠 نگاهی به عملکرد ساواک قبل از انقلاب در ایران
✍️ ویکتوریا آزاد
۸ اسفند ۲۵۸۳
در ارزیابی عملکرد ساواک و سیاستهای امنیتی دوران پهلوی، باید چند نکته را در نظر گرفت:
1. ساواک به عنوان یک نهاد امنیتی
• هدف اصلی ساواک مقابله با تهدیدهای امنیتی، بهویژه گروههای مسلح چپگرا، اسلامگرا و جداییطلب بود.
• برخی اقدامات ساواک در سرکوب شورشها و جلوگیری از عملیات مسلحانه مؤثر بود.
2. مسئله اعدامها و شکنجهها؛
• در دوران پهلوی، بسیاری از مخالفان، از جمله اعضای گروههای مسلح مانند مجاهدین خلق و فداییان خلق، دستگیر و برخی از آنها اعدام شدند.
• اما ساواک فقط محدود به مقابله با گروههای مسلح نبود و منتقدان سیاسی، نویسندگان، و روشنفکران را نیز سرکوب میکرد که باعث نارضایتی عمومی شد.
• اگر ساواک سیاست هوشمندانهتری داشت و به جای سرکوب گسترده دگراندیشان منتقد نظام، فقط بر عناصر و مهره های خطرناک متمرکز میشد، ممکن بود نارضایتی عمومی علیه حکومت شاه کمتر شود.
3. فرضیه “اگر خامنهای و رفسنجانی و خمینی و امثالهم کشته میشدند این انقلاب نمیشد” یک فرضیه است که اثبات آن بسیار دشوار است.
رهبران انقلاب فقط این افراد نبودند، بلکه شرایط اجتماعی، فساد، نابرابری، بحران اقتصادی، و نارضایتی عمومی هم در سقوط پهلوی نقش داشتند. حتی اگر این افراد کشته میشدند، احتمالاً افراد دیگری جای آنها را میگرفتند.
چرا ساواک در هدف خود به عنوان یک نهاد امنیتی موفق نشد وشورشها بهرحال پا گرفت؟
ساواک به عنوان یک نهاد امنیتی، در برخی موارد توانست شورشها و تهدیدهای مسلحانه را سرکوب کند، اما در نهایت نتوانست از سقوط رژیم پهلوی جلوگیری کند. دلایل این شکست را میتوان در چند محور بررسی کرد:
1. تمرکز بر سرکوب به جای اصلاحات
ساواک به جای مدیریت نارضایتیها و ارائه راهحلهای اجتماعی و سیاسی، بر سرکوب شدید مخالفان تمرکز کرد. این باعث شد که شکاف بین مردم و حکومت عمیقتر شود و گروههای مخالف، مشروعیت بیشتری در افکار عمومی پیدا کنند.
2. عدم شناخت دقیق از ماهیت جنبشهای مخالف شاه
ساواک بیشترین تمرکزش را بر گروههای چپگرا و مسلح مانند فداییان خلق و مجاهدین خلق گذاشته بود، اما تهدید اصلی از سوی روحانیت و شبکههای مذهبی شکل گرفت.
• شبکههای مذهبی بسیار گسترده، منسجم و دارای نفوذ مردمی بودند، اما ساواک اهمیت آنها را دیر متوجه شد.
• روحانیونی مثل خمینی از داخل و خارج کشور، ایدئولوژی انقلابی را گسترش دادند، درحالیکه ساواک تصور میکرد که فقط گروههای چپ خطرناک هستند.
3. فساد و ناهماهنگی در درون حکومت و دربار شاه
• ساواک تحت تأثیر منافع شخصی، زد و بندهای داخلی و رقابتهای درون حکومتی بود که باعث میشد عملکرد آن ضعیف شود.
• برخی مقامات به جای تحلیل عمیق تهدیدات، فقط گزارشهای مثبت به شاه ارائه میدادند تا موقعیت خود را حفظ کنند.
4. رشد نارضایتی عمومی و کاهش مشروعیت حکومت
• افزایش فاصله طبقاتی، فساد اقتصادی، و نبود آزادیهای سیاسی باعث شد که حکومت مشروعیت خود را از دست بدهد.
• حتی بسیاری از اقشار طبقه متوسط و روشنفکران که در ابتدا طرفدار شاه بودند، به مخالفان پیوستند.
5. ناکارآمدی در مدیریت بحرانهای پایانی
ادامه مواردی که باعث ناکامی ساواک شدند عبارتند از:
۵. ناکارآمدی در مدیریت بحرانهای پایانی
وقتی نارضایتیها به اوج خود رسید، ساواک و بهطور کلی دولت پهلوی توان پاسخگویی به این بحرانها را نداشتند.
• تصمیمگیریهای نادرست و بیبرنامه: رهبران در مواجهه با اعتراضات گسترده، بهسرعت تصمیمهایی گرفتند که بیشتر موجب افزایش نارضایتی شدند تا کاهش آن.
• بیانعطاف بودن ساختارهای امنیتی: ساواک نتوانست با تغییرات سریع محیط سیاسی و اجتماعی سازگار شود و بهطور مؤثری به خواستههای مردم پاسخ دهد.
۶. تغییرات ساختاری در جامعه و افزایش همبستگی مخالفان
با گذر زمان، ساختار اجتماعی ایران دچار تغییراتی شد که مرزهای بین «مخالف» و «حامی» رژیم را محو کرد:
• تلفیق جناحهای مختلف مخالف: علاوه بر گروههای چپگرا، نیروهای مذهبی و گروههای اجتماعی دیگر نیز به جنبشهای مخالف پیوستند و یک جبهه قوی و یکپارچه علیه حکومت شکل گرفتند.
• کاهش مشروعیت رژیم: فساد، نابرابریها و عدم پاسخگویی به نیازهای مردم، مشروعیت حکومت را به شدت تضعیف کرد؛ بهطوری که حتی گروههای اولیه حمایتکننده نیز به مخالفت روی آوردند.
نتیجهگیری
ساواک از یک سو نقش مهمی در مقابله با تروریسم و شورشهای مسلحانه داشت، اما از سوی دیگر به دلیل روشهای سرکوبگرانه، شکنجه، و محدود کردن آزادیها، به نارضایتی عمومی دامن زد. شاید اگر نهادهای امنیتی پهلوی به جای اتکا به سرکوب گسترده، بر ایجاد اصلاحات سیاسی و اجتماعی تمرکز میکردند، اوضاع احتمالا میتوانست متفاوت باشد.
💎 @iranyarannetwork1398
۸ اسفند ۲۵۸۳
در ارزیابی عملکرد ساواک و سیاستهای امنیتی دوران پهلوی، باید چند نکته را در نظر گرفت:
1. ساواک به عنوان یک نهاد امنیتی
• هدف اصلی ساواک مقابله با تهدیدهای امنیتی، بهویژه گروههای مسلح چپگرا، اسلامگرا و جداییطلب بود.
• برخی اقدامات ساواک در سرکوب شورشها و جلوگیری از عملیات مسلحانه مؤثر بود.
2. مسئله اعدامها و شکنجهها؛
• در دوران پهلوی، بسیاری از مخالفان، از جمله اعضای گروههای مسلح مانند مجاهدین خلق و فداییان خلق، دستگیر و برخی از آنها اعدام شدند.
• اما ساواک فقط محدود به مقابله با گروههای مسلح نبود و منتقدان سیاسی، نویسندگان، و روشنفکران را نیز سرکوب میکرد که باعث نارضایتی عمومی شد.
• اگر ساواک سیاست هوشمندانهتری داشت و به جای سرکوب گسترده دگراندیشان منتقد نظام، فقط بر عناصر و مهره های خطرناک متمرکز میشد، ممکن بود نارضایتی عمومی علیه حکومت شاه کمتر شود.
3. فرضیه “اگر خامنهای و رفسنجانی و خمینی و امثالهم کشته میشدند این انقلاب نمیشد” یک فرضیه است که اثبات آن بسیار دشوار است.
رهبران انقلاب فقط این افراد نبودند، بلکه شرایط اجتماعی، فساد، نابرابری، بحران اقتصادی، و نارضایتی عمومی هم در سقوط پهلوی نقش داشتند. حتی اگر این افراد کشته میشدند، احتمالاً افراد دیگری جای آنها را میگرفتند.
چرا ساواک در هدف خود به عنوان یک نهاد امنیتی موفق نشد وشورشها بهرحال پا گرفت؟
ساواک به عنوان یک نهاد امنیتی، در برخی موارد توانست شورشها و تهدیدهای مسلحانه را سرکوب کند، اما در نهایت نتوانست از سقوط رژیم پهلوی جلوگیری کند. دلایل این شکست را میتوان در چند محور بررسی کرد:
1. تمرکز بر سرکوب به جای اصلاحات
ساواک به جای مدیریت نارضایتیها و ارائه راهحلهای اجتماعی و سیاسی، بر سرکوب شدید مخالفان تمرکز کرد. این باعث شد که شکاف بین مردم و حکومت عمیقتر شود و گروههای مخالف، مشروعیت بیشتری در افکار عمومی پیدا کنند.
2. عدم شناخت دقیق از ماهیت جنبشهای مخالف شاه
ساواک بیشترین تمرکزش را بر گروههای چپگرا و مسلح مانند فداییان خلق و مجاهدین خلق گذاشته بود، اما تهدید اصلی از سوی روحانیت و شبکههای مذهبی شکل گرفت.
• شبکههای مذهبی بسیار گسترده، منسجم و دارای نفوذ مردمی بودند، اما ساواک اهمیت آنها را دیر متوجه شد.
• روحانیونی مثل خمینی از داخل و خارج کشور، ایدئولوژی انقلابی را گسترش دادند، درحالیکه ساواک تصور میکرد که فقط گروههای چپ خطرناک هستند.
3. فساد و ناهماهنگی در درون حکومت و دربار شاه
• ساواک تحت تأثیر منافع شخصی، زد و بندهای داخلی و رقابتهای درون حکومتی بود که باعث میشد عملکرد آن ضعیف شود.
• برخی مقامات به جای تحلیل عمیق تهدیدات، فقط گزارشهای مثبت به شاه ارائه میدادند تا موقعیت خود را حفظ کنند.
4. رشد نارضایتی عمومی و کاهش مشروعیت حکومت
• افزایش فاصله طبقاتی، فساد اقتصادی، و نبود آزادیهای سیاسی باعث شد که حکومت مشروعیت خود را از دست بدهد.
• حتی بسیاری از اقشار طبقه متوسط و روشنفکران که در ابتدا طرفدار شاه بودند، به مخالفان پیوستند.
5. ناکارآمدی در مدیریت بحرانهای پایانی
ادامه مواردی که باعث ناکامی ساواک شدند عبارتند از:
۵. ناکارآمدی در مدیریت بحرانهای پایانی
وقتی نارضایتیها به اوج خود رسید، ساواک و بهطور کلی دولت پهلوی توان پاسخگویی به این بحرانها را نداشتند.
• تصمیمگیریهای نادرست و بیبرنامه: رهبران در مواجهه با اعتراضات گسترده، بهسرعت تصمیمهایی گرفتند که بیشتر موجب افزایش نارضایتی شدند تا کاهش آن.
• بیانعطاف بودن ساختارهای امنیتی: ساواک نتوانست با تغییرات سریع محیط سیاسی و اجتماعی سازگار شود و بهطور مؤثری به خواستههای مردم پاسخ دهد.
۶. تغییرات ساختاری در جامعه و افزایش همبستگی مخالفان
با گذر زمان، ساختار اجتماعی ایران دچار تغییراتی شد که مرزهای بین «مخالف» و «حامی» رژیم را محو کرد:
• تلفیق جناحهای مختلف مخالف: علاوه بر گروههای چپگرا، نیروهای مذهبی و گروههای اجتماعی دیگر نیز به جنبشهای مخالف پیوستند و یک جبهه قوی و یکپارچه علیه حکومت شکل گرفتند.
• کاهش مشروعیت رژیم: فساد، نابرابریها و عدم پاسخگویی به نیازهای مردم، مشروعیت حکومت را به شدت تضعیف کرد؛ بهطوری که حتی گروههای اولیه حمایتکننده نیز به مخالفت روی آوردند.
نتیجهگیری
ساواک از یک سو نقش مهمی در مقابله با تروریسم و شورشهای مسلحانه داشت، اما از سوی دیگر به دلیل روشهای سرکوبگرانه، شکنجه، و محدود کردن آزادیها، به نارضایتی عمومی دامن زد. شاید اگر نهادهای امنیتی پهلوی به جای اتکا به سرکوب گسترده، بر ایجاد اصلاحات سیاسی و اجتماعی تمرکز میکردند، اوضاع احتمالا میتوانست متفاوت باشد.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠 سوخت بران سیستان و بلوچستان؛ گزارشی از کشته و زخمی شدن بیش از ۱۰۰۰ سوختبر بلوچ در طول مدت هفت سال
براساس آمار جمع آوری شده در طول مدت هفت سال توسط سازمان حقوق بشری «کمپین فعالین بلوچ»، دستکم ۱۰۱۰ سوختبر بلوچ در سیستان و بلوچستان و سایر مناطق بلوچنشین بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی یا تعقیب و گریز توسط این نیروها کشته یا زخمی شدهاند.
براساس آمار گردآوری شده، این شهروندان عمدتاً به دلیل فقر، بیکاری گسترده و نبود فرصتهای شغلی مناسب در مناطق بلوچنشین، به سوختبری روی آوردهاند.
سوختبری، که شامل حمل و نقل سوخت بین مرزهای ایران و پاکستان است، به یکی از معدود راههای تأمین معیشت برای بسیاری از خانوادههای بلوچ تبدیل شده است.
با این حال، برخوردهای خشن نیروهای امنیتی و نظامی با سوختبران باعث افزایش شمار کشتهها و مجروحان در سالهای اخیر شده است. نیروهای نظامی در بسیاری از موارد با تیراندازی مستقیم به سمت سوختبران یا تعقیب و گریز در جادههای ناهموار و پرخطر منطقه موجب واژگونی خودروها و مرگبار شدن این تعقیبها شدهاند.
سازمان حقوق بشری کمپین فعالین بلوچ تأکید می کند که آمار واقعی کشتهها و زخمیها احتمالاً بیشتر از ۱۰۱۰ نفر است، اما به دلیل محدودیتهای امنیتی و فشارهای حکومتی، دسترسی به اطلاعات دقیق دشوار است. در بسیاری از موارد، خانوادههای قربانیان از ترس پیامدهای امنیتی حاضر به ارائه اطلاعات یا پیگیری قضایی نیستند.
سرکوب سوختبران نهتنها باعث افزایش تلفات جانی شده، بلکه بحران معیشتی را در بلوچستان و مناطق بلوچ نشین تشدید کرده است. با توجه به نبود زیرساختهای اقتصادی مناسب، بالا بودن نرخ بیکاری و عدم سرمایهگذاری در این مناطق، سوختبری به عنوان تنها منبع درآمد برای بسیاری از جوانان بلوچ باقی مانده است.
ما در کمپین فعالین بلوچ بارها هشدار دادهایم که سرکوب خشن سوختبران بدون ارائه راهکارهای اقتصادی جایگزین، می تواند موجب افزایش نارضایتیهای اجتماعی و ناآرامی در منطقه می شود.
گفتنی است، چهارم اسفند ماه به عنوان روز سوخت بر پس از آن توسط «کمپین فعالین بلوچ» و دیگر فعالان سیاسی بلوچ نامگذاری شد که در سال ۹۹ و در این روز، دستکم ۳۷ سوخت بر بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی در مرز شمسر سراوان با تیراندای نیروهای سپاه کشته و زخمی شدند.
💎 @iranyarannetwork1398
براساس آمار جمع آوری شده در طول مدت هفت سال توسط سازمان حقوق بشری «کمپین فعالین بلوچ»، دستکم ۱۰۱۰ سوختبر بلوچ در سیستان و بلوچستان و سایر مناطق بلوچنشین بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی یا تعقیب و گریز توسط این نیروها کشته یا زخمی شدهاند.
براساس آمار گردآوری شده، این شهروندان عمدتاً به دلیل فقر، بیکاری گسترده و نبود فرصتهای شغلی مناسب در مناطق بلوچنشین، به سوختبری روی آوردهاند.
سوختبری، که شامل حمل و نقل سوخت بین مرزهای ایران و پاکستان است، به یکی از معدود راههای تأمین معیشت برای بسیاری از خانوادههای بلوچ تبدیل شده است.
با این حال، برخوردهای خشن نیروهای امنیتی و نظامی با سوختبران باعث افزایش شمار کشتهها و مجروحان در سالهای اخیر شده است. نیروهای نظامی در بسیاری از موارد با تیراندازی مستقیم به سمت سوختبران یا تعقیب و گریز در جادههای ناهموار و پرخطر منطقه موجب واژگونی خودروها و مرگبار شدن این تعقیبها شدهاند.
سازمان حقوق بشری کمپین فعالین بلوچ تأکید می کند که آمار واقعی کشتهها و زخمیها احتمالاً بیشتر از ۱۰۱۰ نفر است، اما به دلیل محدودیتهای امنیتی و فشارهای حکومتی، دسترسی به اطلاعات دقیق دشوار است. در بسیاری از موارد، خانوادههای قربانیان از ترس پیامدهای امنیتی حاضر به ارائه اطلاعات یا پیگیری قضایی نیستند.
سرکوب سوختبران نهتنها باعث افزایش تلفات جانی شده، بلکه بحران معیشتی را در بلوچستان و مناطق بلوچ نشین تشدید کرده است. با توجه به نبود زیرساختهای اقتصادی مناسب، بالا بودن نرخ بیکاری و عدم سرمایهگذاری در این مناطق، سوختبری به عنوان تنها منبع درآمد برای بسیاری از جوانان بلوچ باقی مانده است.
ما در کمپین فعالین بلوچ بارها هشدار دادهایم که سرکوب خشن سوختبران بدون ارائه راهکارهای اقتصادی جایگزین، می تواند موجب افزایش نارضایتیهای اجتماعی و ناآرامی در منطقه می شود.
گفتنی است، چهارم اسفند ماه به عنوان روز سوخت بر پس از آن توسط «کمپین فعالین بلوچ» و دیگر فعالان سیاسی بلوچ نامگذاری شد که در سال ۹۹ و در این روز، دستکم ۳۷ سوخت بر بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی در مرز شمسر سراوان با تیراندای نیروهای سپاه کشته و زخمی شدند.
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 خروج صدها تانکر سوخت به عراق از طریق مرز باشماق، یکی از روستاهای مریوان در مرز ایران و عراق.
مرز باشماق بین ایران و عراق قرار دارد ، با خروج اینهمه تانکر سوخت عجیب نیست که کمبود سوخت داریم.
بزرگترین پایانه نفتی خصوصی در غرب کشور شهر مریوان قرار دارد و توسط تیفور ناصری مدیریت میشود. این پایانه نفتی گنجایش ذخیرهسازی ۱۴ میلیون لیتر مواد نفتی را دارد و هر روز نیز قابلیت تخلیه بار ۴۰۰ تانکر را دارد. ورود و خروج تانکرهای حامل سوخت از مرز رسمی باشماق مریوان در این پایانه نفتی انجام میشود. در این ویدیو خبر میدهند که تانکرهای سوخت ایران به عراق فرستاده میشود.
💎 @iranyarannetwork1398
مرز باشماق بین ایران و عراق قرار دارد ، با خروج اینهمه تانکر سوخت عجیب نیست که کمبود سوخت داریم.
بزرگترین پایانه نفتی خصوصی در غرب کشور شهر مریوان قرار دارد و توسط تیفور ناصری مدیریت میشود. این پایانه نفتی گنجایش ذخیرهسازی ۱۴ میلیون لیتر مواد نفتی را دارد و هر روز نیز قابلیت تخلیه بار ۴۰۰ تانکر را دارد. ورود و خروج تانکرهای حامل سوخت از مرز رسمی باشماق مریوان در این پایانه نفتی انجام میشود. در این ویدیو خبر میدهند که تانکرهای سوخت ایران به عراق فرستاده میشود.
💎 @iranyarannetwork1398