Forwarded from DorrTV شبکه جهانی دُرّ تی وی
انتشار رسمی بیانیهای از سوی بیش از ۲۰۰۰ مُلا و استاد حوزههای علمیه حکومتی در قم و سایر مناطق ایران که در آن خواستار «جهاد همگانی علیه آمریکا و اسرائیل»، «حلال دانستن خون و مال دونالد ترامپ» و «قصاص و انتقام خونین» شدند، سندی آشکار و قطعی است که صحت هشدارهای «وحید بهشتی»، فعال برجسته اپوزیسیون و مؤسس «جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران»، را ثابت میکند.
وحید بهشتی پیشتر در مصاحبهای تاریخی با رادیو ارتش اسرائیل رسماً و از طرف مردم ایران (بر اساس پیامهای بیشمار مردمی در شبکههای اجتماعی و درخواستهای مکرر گروههای داخلی)، اعلام کرده بود که تهدیدهای این مراجع حکومتی حتی از بمب اتم و موشک بالستیک خطرناکتر است و برای تأمین صلح و امنیت ایران، منطقه و جهان باید در حملات بعدی اسرائیل به طور قطع این مراکز و مراجع وابسته به حکومت هدف قرار گرفته و به طور کامل از بین بروند.
بنگاه خبرپراکن فارس وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی روز گذشته بیانیهای تکاندهنده از بیش از ۲۰۰۰ استاد و مُلای وابسته به حوزههای حکومتی منتشر کرد که در آن خواستار اقدامات خشونتآمیز و تروریستی علیه شخصیتها و کشورهای جهان شدند. این بیانیه به صراحت میگوید:
«پاسخ این توطئه شوم، جهاد همگانی برای نابودی کامل سردمداران دولت مستکبر آمریکا، رژیم کودککش صهیونیستی و تمامی همپیمانان خائن آنها خواهد بود. در این مسیر مقدس، جواز شرعی و عقلی برای ضربه زدن به جان، مال و منافع دشمنان قسمخورده اسلام در منطقه و سراسر گیتی صادر شده است.»
این آخوندکهای حکومتی همچنین دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده را قاتلی جنایتکار توصیف کرده و خون و مال او را رسماً «حلال» اعلام کردند و خواهان قصاص خونین وی شدند.
این بیانیه خطرناکترین و صریحترین فتوای خشونت و ترور از سوی مُلاهای وابسته به نظام جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر است و به وضوح نشان میدهد که این گروهها تهدیدی جدی برای امنیت جهانی و تمدن بشری به شمار میروند.
وحید بهشتی پیش از این در مصاحبه تاریخی خود با رادیوی ارتش اسرائیل به صراحت اعلام کرده بود که این مراجع و فتواهای آنان از بمب هستهای و موشکهای بالستیک نیز خطرناکتر است. او با استناد به پیامهای مردمی و درخواستهای متعدد داخلی گفته بود:
«مردم ایران منتظر حملات بیشتر اسرائیل و هدف قرار گرفتن مراجع تقلید حکومتی و مقامات ارشد سیاسی رژیم هستند. فتواهایی که این مراجع صادر میکنند، سالها و حتی دههها تأثیر تخریبی و مرگبار دارند. این تهدیدها به هیچ عنوان کمتر از تسلیحات کشتار جمعی نیست و باید برای همیشه خنثی شوند.»
این بیانیه خطرناک که بهوضوح دعوت به ترور و خشونت جهانی است، صحت هشدارهای دقیق وحید بهشتی را اثبات میکند. این سند آشکار نشان میدهد که نه تنها هدف قرار دادن مراجع و حوزههای حکومتی جمهوری اسلامی مشروع است، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تأمین امنیت و صلح در ایران، خاورمیانه و کل جهان است.
با انتشار این بیانیه رسمی و آشکار از سوی آخوندکهای حکومتی، جهان اکنون شاهد مدرکی عینی و بیچون و چرا از تهدید بزرگ مراجع وابسته به جمهوری اسلامی است؛ مراکز نفرت پراکنی جمهوری اسلامی، مکان جمع اشرار و ایدههای شیطانی هستند، تا زمانی که این مراکز فعال باشند، صلح و امنیت جهانی در تهدیدی جدی و فوری خواهند بود.
❣️ https://t.me/DORRTV/229529
#انقلاب_ایران
#آب_برق_زندگی
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
لیلا مهدوی مادر دادخواه جانفشان ایران سیاوش محمودی ضمن انتشار این تصویر در صفحهی اینستاگرامی خود نوشت:
بیانیهی یک مادر دادخواه: برای سیاوش، برای حق زندگی
من، مادری داغدیدهام. مادری که فرزندش را تنها به جرم مطالبهی آزادی، با گلوله از او گرفتند. نام فرزندم سیاوش است. سه سال از شبی که برای همیشه خوابید میگذرد، اما برای من، مادرش، هنوز هر شب تکرار همان کابوس است.
سیاوشم نه سلاح داشت و نه خشونت؛ تنها صدای آزادی بود. اما همین صدا، برای کسانی که قدرت را با سرکوب حفظ میکنند، تهدید بود.
به چهرهی او شلیک کردند. چگونه میتوان چنین جنایتی را دید و سکوت کرد؟
چگونه در جامعهای که به فرزندان خود شلیک میکند، از عدالت و انسانیت سخن میگویند؟
من هنوز هر صبح، با کولهای از وسایل به سمت مزارش میروم. تمیز میکنم، گل میگذارم، حرف میزنم...
ساعتها، گاهی بیشتر، تنها یک مادر و یک قاب عکس.
فریاد میزنم، نه فقط برای سیاوش، برای همهی جوانانی که فریادشان را با گلوله خاموش کردند.
من مادر سیاوشم.
و با تمام غمم، با تمام زخمم، سکوت نمیکنم.
این یک سوگ شخصی نیست؛ این یک مطالبهی جمعی است:
حق زندگی. حق آزادی. حق دادخواهی.
من این صدا را خاموش نمیکنم.
برای سیاوش، برای دخترم ستایش، برای فرزندان ایران.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شنبه - ۱۱ اَمرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
مسئله امروز ایران نه قانون اساسیِ جمهوری اسلامی است، نه رفراندوم درونساختاری. مردم از هر دو عبور کرده اند. امروز تضاد میان ملت ایران و حاکمیت از مرزهای «آشتیناپذیری» هم گذشته و جامعه اکنون وارد مرحلهای شده که نه به دنبال اصلاح است و نه حتی صرفاً خواهان تغییر؛ بلکه منتظر سزای تاریخی و فروپاشی کامل این نظام است. این تنها دارویی است که دل مردم را آرام خواهد کرد.
مردم ایران نه فقط هیچگونه آشتی یا مصالحهای با جمهوری اسلامی ندارند، بلکه بهروشنی در پی سرنگونی قطعی، بیبازگشت و نابودی تمامی ساختارهای این حاکمیت هستند—از رأس نظام تا پایگاههای امنیتی، از سپاه و بیت رهبری تا دستگاه قضایی، رسانههای رسمی و شبکههای فاسد اقتصادی و ایدئولوژیک.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از «رفراندوم»، «اصلاح قانون اساسی» یا «گذار مسالمتآمیز درونساختاری» نه فقط بیربط، بلکه اهانت به خونهای ریختهشده و تحقیر خواست تاریخی مردم ایران است. چنین مواضعی بیتردید از سوی جامعه، بهمثابه همدستی با رژیم و تلاش برای تداوم آن درک خواهد شد.
ما در بزنگاه انتخاب هستیم؛
یا در کنار ملت ایران، یا در صف دشمنان ملت.
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠«در دوران گذار اگر عدالت قضایی و انتقالی اعمال نشود، جرثقیلها سخن خواهند گفت»
✍️ ویکتوریا آزاد
موسس شبکه ایرانیاران و عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
شنبه - ۱۱ اَمرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
در نشست «همکاری ملی برای نجات ایران به ابتکار رضا پهلوی» روز شنبه چهارم مرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴) که در مونیخ برگزار شد، جوانی، رو به حاضرین ایستاد و با خشم و ایمان اعلام کرد: «بزودی یک جرثقیل و یک طناب دار خوشگل برای خامنهای و اعوان و انصارش آماده کرده ایم که توسط خانواده های داغدار به دور گردن خامنه ای خواهند انداخت.» حضار برای جوان کف زدند و رضا پهلوی هیچ واکنشی در طول اجلاس به این سخنان نداشت.
بدیهی است که این صحنه، فراتر از یک واکنش احساسی، حاوی یک واقعیت تاریخی و سیاسی بود: اگر عدالت قضایی غایب باشد، نمادهایی مثل «جرثقیل» جای آن را میگیرند—نه از سر خشونتطلبی، بلکه از سر نبود سازوکارهای رسمی عدالت ورزی.
🔹 🔹 معنای نمادین جمله این جوان چه بود؟
آن جوان، مانند میلیونها ایرانی دیگر، در دورانی زیسته که عدالت نه اجرا شده و نه قابل تصور بوده است. در این شرایط، جرثقیل نه صرفاً یک ابزار اعدام، بلکه به نماد انتقام و مجازات بدل شده—جرثقیل میتواند پاسخ تاریخی ملت ایران به خشونتی باشد که دههها با طناب و جرثقیل، با شلاق و تجاوز، با سلول و شکنجه بر آنها تحمیل شده است.
جمله آن جوان فریادی بود برای اجرای عدالت—عدالتی که اگر در قالب رسمی و انتقالیاش فراهم نشود، در قالب انتقام مردمی و خشونتهای خشن خود را نشان خواهد داد.
🔹 🔹 خاطرهای که هنوز زنده است
در سال ۱۳۸۰، پدرم برای خرید به مرکز شهر کرمانشاه رفته بود. در میدان اصلی، جرثقیلی را دید که زنی با چادر روی آن ایستاده بود. دو مرد تلاش میکردند طناب دار را دور گردنش بیندازند. پدرم جلو رفت و التماس کرد که او را اعدام نکنند. گفتند گناه زن «زنا»ست. زن با فریاد گفت که چند فرزند یتیم دارد، که خرجشان را خودش درمیآورد، و التماس کرد که او را نکشند. پدرم پیشنهاد داده بود که زن را اعدام نکنند و با کمک های مردمی هزینه های او و فرزندانش را تأمین کنند. اما پاسداران رژیم ، پدرم را با بیرحمی تمام به روی زمین پرت کردند. ساعاتی بعد، پدرم سکته مغزی کرد و قدرت تکلم خود را از دست داد، و تا زمان مرگش در سال ۱۳۸۵ نیمهفلج ماند.
اعدام فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ زخمی روانی و اخلاقی بر پیکر یک ملت است. این خاطره، زخم عمیقی بود که به خانواده ما وارد شد، اما مشابه آن، زخمی جمعیست بر روان همهٔ ایرانیان. جنایاتی بمراتب هولناکتر توسط این رژیم صورت گرفته که مثنوی هفت من کاغذ است.
🔹 🔹 تفاوت عدالت قضایی با انتقام عمومی
عدالت رسمی یا بهتر بگوییم عدالت قضایی و انتقالی، به سازوکاری گفته میشود که در آن، عاملان جنایت، بر پایه شواهد، در دادگاهی علنی، مستقل، و با تضمین حقوق متهمان محاکمه میشوند. عدالت انتقالی فرایندی است که در دوران گذار از دیکتاتوری به دموکراسی اجرا میشود و هدفش نه فقط مجازات عاملان جنایت، بلکه بازسازی اعتماد عمومی و مرمت بافت اجتماعیست. عدالت انتقالی بستری مهم برای تحولات فرهنگی و زدودن استفاده از ابزارهای خشن همچون استفاده از اعدام بر علیه غیرخودی هاست.
اگر ما چنین عدالت نظاممندی را در دوران گذار از جمهوری اسلامی فراهم نکنیم، آنگاه این مردم هستند که به جای قاضی و دادستان عمل خواهند کرد. در نبود عدالت، حس انتقام جویی زنده میشود؛ و در نبود ساختار قضایی، جرثقیل جای میز محاکمه را میگیرد.
🔹 🔹 آیا میخواهیم سناریوی سوریه تکرار شود؟
در همین لحظه، در سوریه شاهد تسویهحسابهای کور و گستردهای هستیم. کسانی که به حکومت بشار اسد نزدیک بودند، بدون محاکمه، یا با تیر خلاص کشته میشوند و یا به شیوهای شنیع با جرثقیل در خیابانها به دار آویخته میشوند. باید از خود بپرسیم: آیا ما خواهان تکرار چنین سناریویی در ایران هستیم؟
پاسخ ما باید روشن باشد: نه.
ما خواهان محاکمهای قانونی، علنی و عادلانه هستیم—نه فقط برای خامنهای و فرماندهان سپاه، بلکه برای همه کسانی که در چهلوپنج سال گذشته در جنایت، غارت و فساد مشارکت داشتهاند. چنین محاکمهای تنها در صورت تشکیل یک دولت گذار مستقل، سکولار، دارای اقتدار ملی و مورد حمایت مردم و نهادهای بینالمللی ممکن خواهد شد.
🔹 سخن پایانی
جمله آن جوان که با جرثقیل به خامنهای وعده مرگ میداد، فریاد یک نسل است. نسلی که با گلوله، تجاوز، شلیک به چشم، و اعدامهای میدانی مواجه شده است.
وظیفه نیروهای سیاسی، حقوقدانان، و نهادهای اپوزیسیون این نیست که این فریاد را سرکوب یا سانسور کنند؛ وظیفه آنان آن است که آن را به عدالت نهادینه، رسمی، و انتقالی در دوران گذار تبدیل کنند. اگر چنین نکنند، فردا همین فریادها، در خیابانها، با جرثقیل پاسخ خواهند داد.
💎 @iranyarannetwork1398
موسس شبکه ایرانیاران و عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
شنبه - ۱۱ اَمرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
در نشست «همکاری ملی برای نجات ایران به ابتکار رضا پهلوی» روز شنبه چهارم مرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴) که در مونیخ برگزار شد، جوانی، رو به حاضرین ایستاد و با خشم و ایمان اعلام کرد: «بزودی یک جرثقیل و یک طناب دار خوشگل برای خامنهای و اعوان و انصارش آماده کرده ایم که توسط خانواده های داغدار به دور گردن خامنه ای خواهند انداخت.» حضار برای جوان کف زدند و رضا پهلوی هیچ واکنشی در طول اجلاس به این سخنان نداشت.
بدیهی است که این صحنه، فراتر از یک واکنش احساسی، حاوی یک واقعیت تاریخی و سیاسی بود: اگر عدالت قضایی غایب باشد، نمادهایی مثل «جرثقیل» جای آن را میگیرند—نه از سر خشونتطلبی، بلکه از سر نبود سازوکارهای رسمی عدالت ورزی.
آن جوان، مانند میلیونها ایرانی دیگر، در دورانی زیسته که عدالت نه اجرا شده و نه قابل تصور بوده است. در این شرایط، جرثقیل نه صرفاً یک ابزار اعدام، بلکه به نماد انتقام و مجازات بدل شده—جرثقیل میتواند پاسخ تاریخی ملت ایران به خشونتی باشد که دههها با طناب و جرثقیل، با شلاق و تجاوز، با سلول و شکنجه بر آنها تحمیل شده است.
جمله آن جوان فریادی بود برای اجرای عدالت—عدالتی که اگر در قالب رسمی و انتقالیاش فراهم نشود، در قالب انتقام مردمی و خشونتهای خشن خود را نشان خواهد داد.
در سال ۱۳۸۰، پدرم برای خرید به مرکز شهر کرمانشاه رفته بود. در میدان اصلی، جرثقیلی را دید که زنی با چادر روی آن ایستاده بود. دو مرد تلاش میکردند طناب دار را دور گردنش بیندازند. پدرم جلو رفت و التماس کرد که او را اعدام نکنند. گفتند گناه زن «زنا»ست. زن با فریاد گفت که چند فرزند یتیم دارد، که خرجشان را خودش درمیآورد، و التماس کرد که او را نکشند. پدرم پیشنهاد داده بود که زن را اعدام نکنند و با کمک های مردمی هزینه های او و فرزندانش را تأمین کنند. اما پاسداران رژیم ، پدرم را با بیرحمی تمام به روی زمین پرت کردند. ساعاتی بعد، پدرم سکته مغزی کرد و قدرت تکلم خود را از دست داد، و تا زمان مرگش در سال ۱۳۸۵ نیمهفلج ماند.
اعدام فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ زخمی روانی و اخلاقی بر پیکر یک ملت است. این خاطره، زخم عمیقی بود که به خانواده ما وارد شد، اما مشابه آن، زخمی جمعیست بر روان همهٔ ایرانیان. جنایاتی بمراتب هولناکتر توسط این رژیم صورت گرفته که مثنوی هفت من کاغذ است.
عدالت رسمی یا بهتر بگوییم عدالت قضایی و انتقالی، به سازوکاری گفته میشود که در آن، عاملان جنایت، بر پایه شواهد، در دادگاهی علنی، مستقل، و با تضمین حقوق متهمان محاکمه میشوند. عدالت انتقالی فرایندی است که در دوران گذار از دیکتاتوری به دموکراسی اجرا میشود و هدفش نه فقط مجازات عاملان جنایت، بلکه بازسازی اعتماد عمومی و مرمت بافت اجتماعیست. عدالت انتقالی بستری مهم برای تحولات فرهنگی و زدودن استفاده از ابزارهای خشن همچون استفاده از اعدام بر علیه غیرخودی هاست.
اگر ما چنین عدالت نظاممندی را در دوران گذار از جمهوری اسلامی فراهم نکنیم، آنگاه این مردم هستند که به جای قاضی و دادستان عمل خواهند کرد. در نبود عدالت، حس انتقام جویی زنده میشود؛ و در نبود ساختار قضایی، جرثقیل جای میز محاکمه را میگیرد.
در همین لحظه، در سوریه شاهد تسویهحسابهای کور و گستردهای هستیم. کسانی که به حکومت بشار اسد نزدیک بودند، بدون محاکمه، یا با تیر خلاص کشته میشوند و یا به شیوهای شنیع با جرثقیل در خیابانها به دار آویخته میشوند. باید از خود بپرسیم: آیا ما خواهان تکرار چنین سناریویی در ایران هستیم؟
پاسخ ما باید روشن باشد: نه.
ما خواهان محاکمهای قانونی، علنی و عادلانه هستیم—نه فقط برای خامنهای و فرماندهان سپاه، بلکه برای همه کسانی که در چهلوپنج سال گذشته در جنایت، غارت و فساد مشارکت داشتهاند. چنین محاکمهای تنها در صورت تشکیل یک دولت گذار مستقل، سکولار، دارای اقتدار ملی و مورد حمایت مردم و نهادهای بینالمللی ممکن خواهد شد.
جمله آن جوان که با جرثقیل به خامنهای وعده مرگ میداد، فریاد یک نسل است. نسلی که با گلوله، تجاوز، شلیک به چشم، و اعدامهای میدانی مواجه شده است.
وظیفه نیروهای سیاسی، حقوقدانان، و نهادهای اپوزیسیون این نیست که این فریاد را سرکوب یا سانسور کنند؛ وظیفه آنان آن است که آن را به عدالت نهادینه، رسمی، و انتقالی در دوران گذار تبدیل کنند. اگر چنین نکنند، فردا همین فریادها، در خیابانها، با جرثقیل پاسخ خواهند داد.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠 وزیر خارجه بریتانیا: برنامه اتمی رژیم جمهوری اسلامی صلحآمیز نیست؛ بسیاری در ایران خواهان تغییر رژیم هستند
دیوید لامی، وزیر خارجه بریتانیا، در گفتوگویی با روزنامه گاردین با اشاره به سطح بالای غنیسازی اورانیوم در ایران تأکید کرد که ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر استفاده دانشگاهی از اورانیوم ۶۰ درصدی باورپذیر نیست. او با مقایسه این سطح از غنیسازی با تأسیسات هستهای بریتانیا که هرگز بیش از ۶ درصد فعالیت نمیکنند، هشدار داد که این روند میتواند تهدیدی جدی برای امنیت جهانی و آغازگر رقابت هستهای در خاورمیانه باشد.
دیوید لامی، وزیر خارجه بریتانیا، در گفتوگوی مفصل با گاردین صراحتاً اعلام کرد تهدید هستهای رژیم جمهوری اسلامی واقعی است. او گفت:
«رهبری رژیم جمهوری اسلامی نتوانسته به من توضیح دهد — و با آنها گفتگوهای متعددی داشتهام — چرا به اورانیوم با غلظت ۶۰٪ نیاز دارند. در تأسیسات غنیسازی انگلستان مانند سلَفیلد یا اورنکو در چِشایر، غلظت هرگز بیش از ۶٪ نمیشود. جمهوری اسلامی ادعا میکند مقاصد دانشگاهی دارد، اما من این ادعا را قبول ندارم.»
وی همچنین هشدار داده است که دستیابی رژیم جمهوری اسلامی، به این سطح از غنیسازی ممکن است کشورهای همسایه را ترغیب کند که آنها نیز به دنبال برنامه اتمی بروند، و افزود:
«بسیاری از خوانندگان شما فیلم اپنهایمر را دیدهاند و تأثیر ساخت بمب اتم توسط آمریکا را به خاطر دارند. اگر جمهوری اسلامی به یک کشور هستهای تبدیل شود، ممکن است کشورهای دیگری در منطقه نیز بخواهند بمب بسازند، و ناگهان دنیایی را به فرزندان و نوههایمان تحویل دادهایم که تسلیحات هستهایاش بسیار بیشتر از امروز باشد.»
در مورد مسأله تغییر رژیم در ایران نیز، لامی گفت:
«بگذارید رک بگویم: بسیاری در ایران خواستار تغییر رژیم هستند، اما هیچ تضمینی نیست که جایگزین سپاه پاسداران فعلی وضعیت بهتری داشته باشد، شاید حتی بدتر باشد. تمرکز من روی این است که بریتانیا چه کاری میتواند انجام دهد تا جمهوری اسلامی به قدرت هستهای تبدیل نشود.»
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
دیوید لامی، وزیر خارجه بریتانیا، در گفتوگویی با روزنامه گاردین با اشاره به سطح بالای غنیسازی اورانیوم در ایران تأکید کرد که ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر استفاده دانشگاهی از اورانیوم ۶۰ درصدی باورپذیر نیست. او با مقایسه این سطح از غنیسازی با تأسیسات هستهای بریتانیا که هرگز بیش از ۶ درصد فعالیت نمیکنند، هشدار داد که این روند میتواند تهدیدی جدی برای امنیت جهانی و آغازگر رقابت هستهای در خاورمیانه باشد.
دیوید لامی، وزیر خارجه بریتانیا، در گفتوگوی مفصل با گاردین صراحتاً اعلام کرد تهدید هستهای رژیم جمهوری اسلامی واقعی است. او گفت:
«رهبری رژیم جمهوری اسلامی نتوانسته به من توضیح دهد — و با آنها گفتگوهای متعددی داشتهام — چرا به اورانیوم با غلظت ۶۰٪ نیاز دارند. در تأسیسات غنیسازی انگلستان مانند سلَفیلد یا اورنکو در چِشایر، غلظت هرگز بیش از ۶٪ نمیشود. جمهوری اسلامی ادعا میکند مقاصد دانشگاهی دارد، اما من این ادعا را قبول ندارم.»
وی همچنین هشدار داده است که دستیابی رژیم جمهوری اسلامی، به این سطح از غنیسازی ممکن است کشورهای همسایه را ترغیب کند که آنها نیز به دنبال برنامه اتمی بروند، و افزود:
«بسیاری از خوانندگان شما فیلم اپنهایمر را دیدهاند و تأثیر ساخت بمب اتم توسط آمریکا را به خاطر دارند. اگر جمهوری اسلامی به یک کشور هستهای تبدیل شود، ممکن است کشورهای دیگری در منطقه نیز بخواهند بمب بسازند، و ناگهان دنیایی را به فرزندان و نوههایمان تحویل دادهایم که تسلیحات هستهایاش بسیار بیشتر از امروز باشد.»
در مورد مسأله تغییر رژیم در ایران نیز، لامی گفت:
«بگذارید رک بگویم: بسیاری در ایران خواستار تغییر رژیم هستند، اما هیچ تضمینی نیست که جایگزین سپاه پاسداران فعلی وضعیت بهتری داشته باشد، شاید حتی بدتر باشد. تمرکز من روی این است که بریتانیا چه کاری میتواند انجام دهد تا جمهوری اسلامی به قدرت هستهای تبدیل نشود.»
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
💠شرایط جسمی حسین مهری از یاران ابول کورکور در زندان شیبان اهواز بسیار وخیم میباشد.
حسین مهری از دوستان جاویدنام ابول کورکور، که توسط نیروهای امنیتی، مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، بیش از ۵ ماه است که بدون برخورداری از کوچکترین امکانات پزشکی، در زندان شیبان اهواز، حبس است.
بنا بر گزارشها، بدلیل خارج نشدن گلوله از دست حسین، دستش دچار عفونت شده است.
💎 @iranyarannetwork1398
حسین مهری از دوستان جاویدنام ابول کورکور، که توسط نیروهای امنیتی، مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، بیش از ۵ ماه است که بدون برخورداری از کوچکترین امکانات پزشکی، در زندان شیبان اهواز، حبس است.
بنا بر گزارشها، بدلیل خارج نشدن گلوله از دست حسین، دستش دچار عفونت شده است.
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠گذرگاههای آبی شهر آمستردام هلند روز شنبه ۱۱ مردادماه میزبان قایقهای تزیینشده رژه افتخار جامعه کوییر بودند. شرکتکنندگان در این جشن در قایقها به رقص و پایکوبی پرداختند و پرچمها و نمادهای رنگینکمانی را به نمایش گذاشتند.
این مراسم در حالی برگزار شد که آمستردام در حال آمادهسازی برای میزبانی مراسم جهانی جامعه کوییر برای سال ۲۰۲۶ است.
💎 @iranyarannetwork1398
این مراسم در حالی برگزار شد که آمستردام در حال آمادهسازی برای میزبانی مراسم جهانی جامعه کوییر برای سال ۲۰۲۶ است.
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠قالیباف در مجلس: «ای اسرائیل! از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر!»
✍️ ویکتوریا آزاد
۱۲ مرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در روز یکشنبه ۱۲ مرداد، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در اظهاراتی پرخاشگرانه گفت: «با صدای بلند اعلام میکنیم: ای اسرائیل! از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.»
این جمله، به ظاهر یک شعار تهییجی ساده است، اما در باطن خود گویای بسیاری از ویژگیهای رژیم رو به زوال جمهوری اسلامیست: از فروپاشی ادبی گرفته تا ادامهٔ استفاده از زبان مرگ، نفرت، و تحقیر بهجای منطق سیاسی.
قالیباف در این سخن نه فقط به دنبال تهییج بدنهی وفادار داخلی، بلکه مشخصاً خواستار تحقیر اسرائیل و رهبری آن، بهویژه بنیامین نتانیاهو بود. او میخواهد وانمود کند که جمهوری اسلامی هنوز در موضع قدرت است، هنوز دشمن را به «مرگ از خشم» تهدید میکند، و همچنان داعیهی نابودی اسرائیل را دارد.
این لحن کودکانه آشکارا ما را به یاد روزهای پایانی حکومتهای تمامیتخواه هیتلر و صدام میاندازد.
◾️ زبانِ انکارِ شکست
در واپسین روزهای عمر رایش سوم، آدولف هیتلر در پناهگاهش در برلین، در وصیتنامهی سیاسیاش، بار دیگر یهودیان را «عامل تباهی جهان» نامید و خواهان نابودی آنان شد. او حتی لحظهای پیش از خودکشی نیز دروغ هایش را تکرار کرد؛ گویی تکرار شعار، میتواند شکست نظامی و اخلاقی او را جبران کند.
صدام حسین نیز در آخرین سخنانش، زمانیکه تانکهای آمریکایی در خیابانهای بغداد بودند، هنوز با لحنی تهدیدآمیز میگفت:
«ما قلبهای دشمن را خواهیم خورد… آمریکا از ما میترسد.»
اینها ادعاهای رهبرانیست که واقعیت را انکار میکردند، چون تاب دیدن فروپاشی خود را نداشتند.
قالیباف و رهبرش نیز در همان مسیر حرکت میکنند: زبان پرخاش ، مرگ و تحقیر حریف جهت پنهانکردن فروپاشی و سقوط حکومتشان.
◾️پرت بودن از واقعیت منطقه و جهان
در حالی که جمهوری اسلامی در انزوای منطقهای و بینالمللی قرار دارد، حضور هیئتهای ایرانی در نشستهای فرعی، بیشتر حالت حاشیهای و نمادین دارد. اینکه رئیس کنست اسرائیل از چنین حضوری «عصبانی» شده باشد، اغراق تبلیغاتی است. در واقع، اسرائیل امروز قدرت اول اطلاعاتی، تکنولوژیک و نظامی منطقه است و جمهوری اسلامی در موضع ضعف مطلق قرار دارد.
◾️ رؤیای شکستخوردهی نابودی اسرائیل
جمهوری اسلامی از آغاز، در طرح درازمدت خود، نابودی اسرائیل و «آزادی قدس» را بهعنوان هدف نهایی تدارک دیده بود، لشکر نیابتی ها دقیقا در راستای اهداف نابودی اسراییل بود که با تاخیر جلوی پیشرفت این اهداف توسط اسراییل گرفته شد. امروز، نه تنها هدف نابودی اسراییل توسط جمهوری اسلامی و نیابتی هایش محقق نشده، بلکه خود رژیم اسلامی به مرحله انزوای تاریخی، بحران ساختاری و ورشکستگی کامل رسیده است.
تهدیدات مضحک قالیباف و امثال او، ادامهی همان پروژه شکستخورده است:
انکار شکست به شکل مفتضحانه و با زبانی کودکانه.
✅ نتیجهگیری
قالیباف، هیتلر و صدام، هر سه در روزهای پایان، به «ادبیات مرگ» پناه بردند. همه، از «دشمن» خواستند بمیرد.
و در نهایت، خودشان بودند که از درون پوسیدند و فروریختند.
#ویکتوریا_آزاد
💎 @iranyarannetwork1398
۱۲ مرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در روز یکشنبه ۱۲ مرداد، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در اظهاراتی پرخاشگرانه گفت: «با صدای بلند اعلام میکنیم: ای اسرائیل! از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.»
این جمله، به ظاهر یک شعار تهییجی ساده است، اما در باطن خود گویای بسیاری از ویژگیهای رژیم رو به زوال جمهوری اسلامیست: از فروپاشی ادبی گرفته تا ادامهٔ استفاده از زبان مرگ، نفرت، و تحقیر بهجای منطق سیاسی.
قالیباف در این سخن نه فقط به دنبال تهییج بدنهی وفادار داخلی، بلکه مشخصاً خواستار تحقیر اسرائیل و رهبری آن، بهویژه بنیامین نتانیاهو بود. او میخواهد وانمود کند که جمهوری اسلامی هنوز در موضع قدرت است، هنوز دشمن را به «مرگ از خشم» تهدید میکند، و همچنان داعیهی نابودی اسرائیل را دارد.
این لحن کودکانه آشکارا ما را به یاد روزهای پایانی حکومتهای تمامیتخواه هیتلر و صدام میاندازد.
◾️ زبانِ انکارِ شکست
در واپسین روزهای عمر رایش سوم، آدولف هیتلر در پناهگاهش در برلین، در وصیتنامهی سیاسیاش، بار دیگر یهودیان را «عامل تباهی جهان» نامید و خواهان نابودی آنان شد. او حتی لحظهای پیش از خودکشی نیز دروغ هایش را تکرار کرد؛ گویی تکرار شعار، میتواند شکست نظامی و اخلاقی او را جبران کند.
صدام حسین نیز در آخرین سخنانش، زمانیکه تانکهای آمریکایی در خیابانهای بغداد بودند، هنوز با لحنی تهدیدآمیز میگفت:
«ما قلبهای دشمن را خواهیم خورد… آمریکا از ما میترسد.»
اینها ادعاهای رهبرانیست که واقعیت را انکار میکردند، چون تاب دیدن فروپاشی خود را نداشتند.
قالیباف و رهبرش نیز در همان مسیر حرکت میکنند: زبان پرخاش ، مرگ و تحقیر حریف جهت پنهانکردن فروپاشی و سقوط حکومتشان.
◾️پرت بودن از واقعیت منطقه و جهان
در حالی که جمهوری اسلامی در انزوای منطقهای و بینالمللی قرار دارد، حضور هیئتهای ایرانی در نشستهای فرعی، بیشتر حالت حاشیهای و نمادین دارد. اینکه رئیس کنست اسرائیل از چنین حضوری «عصبانی» شده باشد، اغراق تبلیغاتی است. در واقع، اسرائیل امروز قدرت اول اطلاعاتی، تکنولوژیک و نظامی منطقه است و جمهوری اسلامی در موضع ضعف مطلق قرار دارد.
◾️ رؤیای شکستخوردهی نابودی اسرائیل
جمهوری اسلامی از آغاز، در طرح درازمدت خود، نابودی اسرائیل و «آزادی قدس» را بهعنوان هدف نهایی تدارک دیده بود، لشکر نیابتی ها دقیقا در راستای اهداف نابودی اسراییل بود که با تاخیر جلوی پیشرفت این اهداف توسط اسراییل گرفته شد. امروز، نه تنها هدف نابودی اسراییل توسط جمهوری اسلامی و نیابتی هایش محقق نشده، بلکه خود رژیم اسلامی به مرحله انزوای تاریخی، بحران ساختاری و ورشکستگی کامل رسیده است.
تهدیدات مضحک قالیباف و امثال او، ادامهی همان پروژه شکستخورده است:
انکار شکست به شکل مفتضحانه و با زبانی کودکانه.
✅ نتیجهگیری
قالیباف، هیتلر و صدام، هر سه در روزهای پایان، به «ادبیات مرگ» پناه بردند. همه، از «دشمن» خواستند بمیرد.
و در نهایت، خودشان بودند که از درون پوسیدند و فروریختند.
#ویکتوریا_آزاد
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نویسنده: ویکتوریا آزاد
موسس شبکه ایرانیاران و عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
۱۲ مرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
پس از چهار دهه حاکمیت یکنظام دینی، ایران به آستانهی یک تغییر بنیادین نزدیک شده است. مردم ایران خواهان رهایی از استبداد هستند؛ اما پرسش اساسی این است: بهسوی چه نوع نظمی پیش میرویم؟
در این میان، سندی موسوم به پروژه شکوفایی ایران منتشر شده که بهظاهر طرحی برای دوران گذار پس از سرنگونی جمهوری اسلامی است، اما بررسی دقیق آن نشان میدهد با نوعی انتقال قدرت از خامنه ای به رضا پهلوی به سبک رژیمهای استبدادی روبهرو هستیم؛
پروژه شکوفایی برای ایران، دقیقاً مدل خمینی را میخواهد پیاده کند.
قدرت متمرکز در دستان یک نفر – شاهزاده به سبک خمینی
در بخشهای رسمی این سند آمده است:
«سامانه گذار تحت رهبری رهبر خیزش ملی (یعنی رضا پهلوی) عمل خواهد کرد و شامل سه نهاد اجرایی، تقنینی و قضایی است. نصب و عزل رؤسای این نهادها با پیشنهاد نهاد خیزش و تأیید رهبر خیزش انجام میشود.»
این ساختار با ظاهری قانونمند، در واقع هیچ توازنی میان قدرت و نظارت ندارد. شاهزاده هم رهبر، هم ناظر، هم داور نهایی و هم تأییدکننده است. عملاً همان الگوی ولایت فقیه – بدون عمامه.
نکتهٔ شگفتآور آنجاست که در بخشهایی از همین پروژه، به تداوم اجرای قوانین قضایی جمهوری اسلامی، حتی آنهایی که بر پایهٔ فقه اسلامی هستند، اشاره شده است.
این بهروشنی نوعی شکلگرایی مصلحتی است که به جای بازسازی بنیادین نظام حقوقی ایران، عملاً همان ماشین فقهی را با رانندهای جدید حفظ میکند. در اینجا «ماشین را از نو اختراع نمیکنیم» رمز عبوری برای ادامه همان ساختارهای سرکوبگر است.
از همه نگرانکنندهتر، اظهارات برخی مدیران این پروژه است – مانند سعید قاسمینژاد – که از حق قانونگذاری مشاوران رضا پهلوی سخن میگویند! گویی یک دربار مدرن قرار است جایگزین جمهور ملت شود.
مروری بر فهرست چهرههای دخیل در نگارش پروژه، حاکی از آن است که طیفی از تکنوکراتهای اصلاحطلب سابق – اغلب با سابقه در نهادهای جمهوری اسلامی – در تدوین این سند نقش دارند. اینان نهتنها به اصل براندازی باور ندارند، بلکه بهدنبال مدیریت تغییر از بالا، با محوریت یک رهبر تمامیت خواه بنام رضا پهلوی هستند.
گزارشهای غیررسمی همچنین حاکی از این است که این پروژه در ازای حمایتهای مالی سنگین، به رضا پهلوی واگذار شده تا مأمور اجرای آن شود.
پروژه شکوفایی تیم رضا پهلوی نه یک نقشه راه برای گذار دموکراتیک، بلکه نقشهای برای تثبیت قدرت فردی و قبضهٔ کامل حاکمیت توسط حلقهای بسته از رضا پهلوی است. پشت واژههای فریبندهای چون «خیزش ملی» یا «دولت گذار»، ما با چیزی جز بازتولید ولایت فردی روبهرو نیستیم.
مردم ایران یکبار در ۱۳۵۷ فریب خوردند. دیگر نباید در ۱۴۰۴ نیز گرفتار همان چرخه شوند؛ این بار با تاجی مخفی زیر ظاهر دموکراسی.
در یادداشت بعدی، پیشنهادی روشن و یکصفحهای برای دوران گذار ارائه خواهد شد که بر مبنای شوراهای مردمی، رأی مستقیم، شفافیت، تفکیک قوا، و محدودسازی قدرت فردی است. این طرح برگرفته از منشور جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران و اسناد شبکه ایرانیاران خواهد بود.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠 صادق بیگدلی یکی از مشاوران و دست اندرکاران پروژه شکوفایی #رضا_پهلوی کیست؟
#صادق_بیگدلی
💎 @iranyarannetwork1398
#صادق_بیگدلی
💎 @iranyarannetwork1398
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وحید بهشتی در مصاحبه با بهاره صحرایی، خبرنگار «دُرتیوی»، با تشریح وضعیت کنونی جمهوری اسلامی و اَبَر بحرانهایی که رژیم با آن دست به گریبان است به بیانیه اخیر خود پیرامون تبدیل شعار«زن زندگی آزادی» به شعار «آب برق زنگی » و فراگیر شدن جنبش انقلابی مردم ایران پرداخته است.
🔵لینکهای دسترسی به مصاحبه در یوتیوب و اینستاگرام "دُرتیوی":
📹 https://youtu.be/sDAx75g8V5s
📷 https://www.instagram.com/p/DM4yCptixt5/
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠 اطلاعیه درباره روند فراقانونی و پنهانسازی سیستماتیک پروندهها علیه فعالان سیاسی و مدنی در ایران
#ارسالی_از_ایران
به اطلاع نهادهای حقوق بشری، گزارشگران مستقل و عموم فعالان مدنی میرسد:
بررسیها و شواهد متعدد نشان میدهد که بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران، صرفنظر از میزان شناخته شدن و رسانهای بودن، با ابلاغیههایی مبهم و غیرقابل مشاهده مواجه هستند که تنها از طریق پیامک به آنها ابلاغ میشود. با ورود به سایت رسمی عدل ایران (سامانه ثنا)، محتوای این ابلاغها یا بهطور کامل غیرقابل مشاهده است، یا تحت عنوان "محرمانه" از دید فرد پنهان میماند.
در عمل، این پیامکها راهی برای اعمال فشار، تهدید روانی و ایجاد بلاتکلیفی حقوقی هستند؛ اما هیچ مدرکی برای پیگیری قانونی یا دفاع حقوقی باقی نمیگذارند.
نکته قابل تأمل آن است که علیرغم علاقه شدید نهادهای امنیتی به پروندهسازی، صدور احکام سنگین، و فشار مضاعف بر فعالان، از ثبت رسمی دادنامهها، ابلاغها و حتی متن پروندهها در سامانههای قابل مشاهده سرباز میزنند. دلیل این امر، هراس شدید از افشای گسترده ماهیّت غیرقانونی، ساختگی و فراقانونی این پروندهها در سطح بینالمللی است.
این رویه که شامل صدها نفر از فعالان مدنی میشود، نشاندهندهی یک سیاست سازمانیافتهی پنهانکاری، ارعاب و سرکوب خاموش است که نیاز فوری به مستندسازی و پاسخگویی در نهادهای بینالمللی دارد.
روز گذشته، ۱۴۰۴/۵/۱۱ نیز برای من پیامکی با محتوای "ابلاغیه قضایی" و یک شماره ابلاغ ارسال شد و از من خواسته شد برای مشاهده آن به سایت عدل ایران مراجعه کنم. اما پس از ورود، یا با پیام "سایت با اختلال مواجه است" روبرو شدم، یا با پیام دیگری که میگفت:
«این ابلاغ بنا به تشخیص مقام قضایی برای شما قابل رویت نمیباشد. جهت آگاهی از محتوای ابلاغیه، مراجعه حضوری نمایید.»
نکته تأسفبار آنکه حتی آدرس مشخصی برای مراجعه حضوری نیز ارائه نشده بود.
با این حال، در مراجعات حضوری، بهجای ارائه پاسخ، تنها با پاسکاری، تحقیر و تمسخر مواجه میشویم. ابتدا میگویند: «ابلاغ در سامانهتان نشسته و نیازی به حضور نیست»، و زمانی که توضیح میدهیم هیچ چیزی قابل مشاهده نیست، با رذالت کامل نیشخند میزنند و میگویند: چون مورد شما امنیتی است!
آخر تکلیف ما چیست؟
ما در ایران، از دست چنین سیستم قضایی که روندش روز به روز بدتر میشود، هیچ امنیتی نداریم و تحت فشار روانی و تهدید شدید هستیم.
با احترام
یک شاهد و تجربه گر از میان صدها فعال تحت تهدید در ایران !
مرداد ۱۴۰۴
رونوشت به نهادهای حقوق بشری
💎 @iranyarannetwork1398
#ارسالی_از_ایران
به اطلاع نهادهای حقوق بشری، گزارشگران مستقل و عموم فعالان مدنی میرسد:
بررسیها و شواهد متعدد نشان میدهد که بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران، صرفنظر از میزان شناخته شدن و رسانهای بودن، با ابلاغیههایی مبهم و غیرقابل مشاهده مواجه هستند که تنها از طریق پیامک به آنها ابلاغ میشود. با ورود به سایت رسمی عدل ایران (سامانه ثنا)، محتوای این ابلاغها یا بهطور کامل غیرقابل مشاهده است، یا تحت عنوان "محرمانه" از دید فرد پنهان میماند.
در عمل، این پیامکها راهی برای اعمال فشار، تهدید روانی و ایجاد بلاتکلیفی حقوقی هستند؛ اما هیچ مدرکی برای پیگیری قانونی یا دفاع حقوقی باقی نمیگذارند.
نکته قابل تأمل آن است که علیرغم علاقه شدید نهادهای امنیتی به پروندهسازی، صدور احکام سنگین، و فشار مضاعف بر فعالان، از ثبت رسمی دادنامهها، ابلاغها و حتی متن پروندهها در سامانههای قابل مشاهده سرباز میزنند. دلیل این امر، هراس شدید از افشای گسترده ماهیّت غیرقانونی، ساختگی و فراقانونی این پروندهها در سطح بینالمللی است.
این رویه که شامل صدها نفر از فعالان مدنی میشود، نشاندهندهی یک سیاست سازمانیافتهی پنهانکاری، ارعاب و سرکوب خاموش است که نیاز فوری به مستندسازی و پاسخگویی در نهادهای بینالمللی دارد.
روز گذشته، ۱۴۰۴/۵/۱۱ نیز برای من پیامکی با محتوای "ابلاغیه قضایی" و یک شماره ابلاغ ارسال شد و از من خواسته شد برای مشاهده آن به سایت عدل ایران مراجعه کنم. اما پس از ورود، یا با پیام "سایت با اختلال مواجه است" روبرو شدم، یا با پیام دیگری که میگفت:
«این ابلاغ بنا به تشخیص مقام قضایی برای شما قابل رویت نمیباشد. جهت آگاهی از محتوای ابلاغیه، مراجعه حضوری نمایید.»
نکته تأسفبار آنکه حتی آدرس مشخصی برای مراجعه حضوری نیز ارائه نشده بود.
با این حال، در مراجعات حضوری، بهجای ارائه پاسخ، تنها با پاسکاری، تحقیر و تمسخر مواجه میشویم. ابتدا میگویند: «ابلاغ در سامانهتان نشسته و نیازی به حضور نیست»، و زمانی که توضیح میدهیم هیچ چیزی قابل مشاهده نیست، با رذالت کامل نیشخند میزنند و میگویند: چون مورد شما امنیتی است!
آخر تکلیف ما چیست؟
ما در ایران، از دست چنین سیستم قضایی که روندش روز به روز بدتر میشود، هیچ امنیتی نداریم و تحت فشار روانی و تهدید شدید هستیم.
با احترام
یک شاهد و تجربه گر از میان صدها فعال تحت تهدید در ایران !
مرداد ۱۴۰۴
رونوشت به نهادهای حقوق بشری
💎 @iranyarannetwork1398
روزنامه جروزالم پست در گزارشی در خصوص روابط چین و اسرائیل نوشت که برخی پژوهشگران چینی به این نتیجه رسیدهاند که حکومت ایران در مسیر فروپاشی قرار گرفته و دیگر منافع راهبردی چین در منطقه را تامین نمیکند و رژیم آیتالله را «در آستانه سقوط» توصیف کردهاند.
این روزنامه اضافه کرد: «چین در حال بازنگری در سیاست خاورمیانهای خود و بررسی نقش راهبردی اسرائیل است، تحولی که در پی تنشهای اخیر در غزه و جنگ ۱۲ روزه رخ داده است.»
جروزالم پست افزود: «چین در حال گسترش همکاریهای فناوری و اقتصادی با اسرائیل است و این چرخش دیپلماتیک میتواند نفوذ جمهوری اسلامی را در منطقه کاهش دهد و جایگاه اسرائیل را بهعنوان شریک معتبر جهانی در نگاه چین و کشورهای جنوب جهانی تقویت کند.»
❓چرا رژیم پوسیده جمهوری اسلامی دیگر شریک مطلوبی برای چین نیست؟
تحلیلهای چینیها به چند عامل کلیدی اشاره دارد:
▪️ ناپایداری داخلی رژیم ایران
▪️بحران مشروعیت حاکمیت و اعتراضات گسترده مردمی
▪️ فشارهای بینالمللی فزاینده
▪️ ضعف اقتصادی و فساد ساختاری
چینیها که منافع اقتصادی و ژئوپولیتیک را با دقت مهندسی میکنند، به این نتیجه رسیدهاند که اتکای بیش از حد به حکومتی بیثبات مانند جمهوری اسلامی، سرمایهگذاری پرریسکی است.
🔺از «شریک استراتژیک» تا «موجود دردسرساز»
روزی ایران برای چین شریک انرژی و «ضدآمریکایی» مطلوبی بود. اما حالا در نگاه پکن، تهران به یک بازیگر غیرقابل اتکا تبدیل شده که بیش از آنکه ثبات بیاورد، بیثباتی، تحریم، و بحرانهای ژئوپلیتیک ایجاد میکند.
🔺وقتی حتی چین نیز پشت رژیم را خالی میکند
این گزارش اگرچه از منظر رسانهای اسرائیل است، اما نشان میدهد که فرسایش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی به جایی رسیده که حتی شرکای فرصتطلبی مانند چین نیز از آن فاصله میگیرند.
حکومتی که با سرکوب داخلی، فساد گسترده، ماجراجویی منطقهای، و بیاعتنایی به مطالبات مشروع مردمش ادامه دهد، نه تنها مشروعیت خود را از دست میدهد، بلکه حتی متحدان مصلحتیاش نیز او را ترک میکنند.
این هشدار از شرق آسیا میآید، نه غرب. و شاید نشانهایست که پایان نظم پوسیده و ناکارآمد ولایت فقیه، نه از سوی دشمنان، بلکه از دل بیاعتمادی جهانی، از جمله چین، کلید خورده است.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠آخوند میگوید؛ در ایذه مد شده هرکس می میرد به جای طلاوت قرآن کف زدن و رقص و پایکوبی میکنند. در یک ویدیو مرد لری را دیدم که بجای اذان در گوش نوزاد اشعار فردوسی میخواند.
#دکان_ملاها_تعطیل_شد
💎 @iranyarannetwork1398
#دکان_ملاها_تعطیل_شد
💎 @iranyarannetwork1398