💠 ادامهی تجمعات اعتراضی خانوادههای زندانیان سیاسی همزمان با هشتادمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
امروز، سهشنبه ۱۴ مرداد، در هشتادمین هفته از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، بار دیگر با برگزاری تجمعات اعتراضی، خواستار توقف حکم قرونوسطی اعدام شدند.
💎 @iranyarannetwork1398
امروز، سهشنبه ۱۴ مرداد، در هشتادمین هفته از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، بار دیگر با برگزاری تجمعات اعتراضی، خواستار توقف حکم قرونوسطی اعدام شدند.
💎 @iranyarannetwork1398
Forwarded from DorrTV شبکه جهانی دُرّ تی وی
از «آب و برق مجانی» تا «آب برق زندگی»؛ شعاری که روزگاری برای فریب مردم به کار رفت، امروز در خیابانها فریادی است علیه فریبکاران. وعدهای که در آغاز فاجعه ۱۳۵۷ با هیجان و تهییج عوام داده شد، حالا پس از ۴۷ سال، به نمادی از فقر، خشم، و عزم برای رهایی تبدیل شده است.
در روزهای پرالتهاب ۵۷ روحالله خمینی با این وعده که «آب و برق مجانی میشود»، رؤیای عدالت الهی را در ذهن تودههای تهیدست کاشت. وعدهای عوامفریبانه که نه از منطق اقتصادی بهرهای داشت، نه از برنامهای عملیاتی. اما هدف مشخص بود: تسخیر ذهن طبقه محروم، نه تأمین منافع آن.
این وعده، نهتنها هیچگاه عملی نشد، بلکه مقدمهای شد بر چهار دهه فساد ساختاری، غارت منابع، و ویرانی زیرساختهای حیاتی ایران. امروز، نه آب هست، نه برق؛ نه امنیت، نه کرامت انسانی.
در هفتههای گذشته، قطع گسترده و مکرر برق و بحران دسترسی به آب آشامیدنی سالم در دهها شهر ایران، موجی از خشم عمومی را برانگیخته است. مردم، از خوزستان تا کردستان، از مشهد تا مهاباد، در گرمای طاقتفرسا، برق ندارند؛ آب ندارند؛ اما فریاد دارند:
«آب، برق، زندگی!»
این شعار جدید، در ظاهر ساده اما در محتوا انقلابی است. مردمی که زمانی به امید عدالت به خیابان آمدند، حالا با همین واژهها خواستار پایان حکومتی شدهاند که نه عدالت آورد، نه زندگی.
«آب، برق، زندگی» دیگر فقط مطالبهای اقتصادی نیست؛ بیانیهای سیاسی است علیه تمام ساختار ظلم، تبعیض و ناکارآمدی.
رژیم ولایت فقیه دروغ گفت. نه یکبار، بلکه هزارانبار. و امروز، واقعیت اجتماعی، اقتصادی و اقلیمی ایران، گواه روشن این دروغهاست. شعاری که در ابتدا وعده «نعمت» میداد، اکنون به نمادی از لعنت عمومی تبدیل شده است.
این همان نقطه شکست کامل ایدئولوژی است؛ زمانی که شعارهای توخالی رژیم، نهتنها دیگر اعتقادی برنمیانگیزند، بلکه دستمایه تمسخر، خشم و طغیان شدهاند.
رژیم سالها با شعارها جنگید، اما حالا، شعارها علیه خودش برگشتهاند. هر بار که در خیابانی کسی فریاد میزند «آب، برق، زندگی»، تیر خلاص دیگری است بر مشروعیت پوشالی رژیم. این جنگ روانی، جنگی است که دیگر فقط در فضای مجازی یا در رسانههای تبعیدی نمیگذرد؛ بلکه در کوچه و خیابان، در صف نانوایی، در تاریکی خانهها و در تشنگی کودکان جریان دارد.
و آنچه این جنگ روانی را از سطح به عمق میبرد، این است: مردم فهمیدهاند که این نظام نهتنها ناتوان، بلکه دشمن زندگی آنان است.
«آب و برق مجانی» آغاز یک توهم بود. «آب برق زندگی» پایان آن است.
این شعار، صدای ملتی است که میخواهد واپسین صفحه کتاب جمهوری اسلامی را ببندد. این بار، دیگر با رأی و تظاهرات نیست؛ با فریادی است که از عمق بیآبی، بیبرقی و زندگیهای به نفس افتاده، برخاسته: جمهوری اسلامی، وقت رفتن است.
#انقلاب_ایران
#آب_برق_زندگی
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 موضع پرزیدنت ترامپ درباره تصرف کامل غزه: تصمیم در اینباره به عهده اسرائیل خواهد بود
در جریان نشست خبری در واشینگتن دیسی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در پاسخ به پرسشی درباره حمایت احتمالی از تصرف مجدد کل نوار غزه توسط اسرائیل، از اظهارنظر مستقیم خودداری کرد. او تمرکز خود را بر تأمین غذا برای مردم غزه عنوان کرد و به کمکهای مالی آمریکا و همکاری اسرائیل و کشورهای عربی در این زمینه اشاره نمود. ترامپ بار دیگر تصمیمگیری در خصوص مسائل نظامی و استراتژیک را به دولت اسرائیل واگذار کرد و ترجیح داد وارد جزئیات سیاستگذاری در این زمینه نشود.
🔴ترجمه ویدیو:
پرسش: آیا شما از اشغال کامل غزه توسط اسرائیل، آنطور که برخی مقامات اسرائیلی پیشنهاد دادهاند، حمایت میکنید؟
پرزیدنت ترامپ: خب، دقیقاً نمیدانم آن پیشنهاد چیست. میدانم که ما در حال حاضر آنجا هستیم تا غذا به مردم برسانیم. همانطور که میدانید، ایالات متحده اخیراً ۶۰ میلیون دلار برای تأمین غذا اهدا کرده، مقدار زیادی غذا، صادقانه بگویم، برای مردم غزه که بهوضوح وضعیت غذایی خوبی ندارند.
و میدانم که اسرائیل در زمینه توزیع و همچنین کمک مالی با ما همکاری خواهد کرد. همچنین کشورهای عربی نیز در زمینه مالی و احتمالاً توزیع با ما همکاری خواهند کرد. این چیزی است که من روی آن تمرکز کردهام.
در مورد سایر مسائل، واقعاً نمیتوانم اظهار نظر کنم. آن مسئله بیشتر به عهده اسرائیل خواهد بود.
💎 @iranyarannetwork1398
در جریان نشست خبری در واشینگتن دیسی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در پاسخ به پرسشی درباره حمایت احتمالی از تصرف مجدد کل نوار غزه توسط اسرائیل، از اظهارنظر مستقیم خودداری کرد. او تمرکز خود را بر تأمین غذا برای مردم غزه عنوان کرد و به کمکهای مالی آمریکا و همکاری اسرائیل و کشورهای عربی در این زمینه اشاره نمود. ترامپ بار دیگر تصمیمگیری در خصوص مسائل نظامی و استراتژیک را به دولت اسرائیل واگذار کرد و ترجیح داد وارد جزئیات سیاستگذاری در این زمینه نشود.
🔴ترجمه ویدیو:
پرسش: آیا شما از اشغال کامل غزه توسط اسرائیل، آنطور که برخی مقامات اسرائیلی پیشنهاد دادهاند، حمایت میکنید؟
پرزیدنت ترامپ: خب، دقیقاً نمیدانم آن پیشنهاد چیست. میدانم که ما در حال حاضر آنجا هستیم تا غذا به مردم برسانیم. همانطور که میدانید، ایالات متحده اخیراً ۶۰ میلیون دلار برای تأمین غذا اهدا کرده، مقدار زیادی غذا، صادقانه بگویم، برای مردم غزه که بهوضوح وضعیت غذایی خوبی ندارند.
و میدانم که اسرائیل در زمینه توزیع و همچنین کمک مالی با ما همکاری خواهد کرد. همچنین کشورهای عربی نیز در زمینه مالی و احتمالاً توزیع با ما همکاری خواهند کرد. این چیزی است که من روی آن تمرکز کردهام.
در مورد سایر مسائل، واقعاً نمیتوانم اظهار نظر کنم. آن مسئله بیشتر به عهده اسرائیل خواهد بود.
💎 @iranyarannetwork1398
💠واگذاری نظارت بهداشتی دامپزشکی به ذینفعان واردات گوشت؛ فساد آشکار و تعارض منافع نهادینهشده
در اقدامی عجیب و بحثبرانگیز، سازمان دامپزشکی کشور فرآیند اعزام ناظران بهداشتی دامپزشکی به کشورهای مبدأ واردات گوشت را به انجمن صنفی تولید و بستهبندی مواد پروتئینی واگذار کرد؛ انجمنی که خود از واردکنندگان اصلی گوشت بوده و بهطور مستقیم از سود این واردات منتفع میشود. این تصمیم که بهصورت آزمایشی از نیمه مرداد آغاز شده، عملاً استقلال نظارت بهداشتی را از میان برده و سلامت عمومی را در معرض تهدیدی جدی قرار میدهد.
مطابق این طرح، نهادی که نفع اقتصادی در واردات و کمیت آن را دارد، حالا مسئولیت تعیین ناظر (کیفیت) را نیز بر عهده میگیرد. در این شرایط دیگر نمیتوان انتظار نظارت بیطرف و مستقل داشت. این اقدام مصداق آشکار تعارض منافع و عقبنشینی کامل نهادهای حاکمیتی از مسئولیتهای سلامتمحور حاکمیتی است.
با واگذاری نظارت بهداشتی به واردکنندگان، ناظر بهداشتی به یک مهره بیاثر برای تأیید صوری واردات بدل میشود. نظارت واقعی جایش را به رانت، زدوبند و تأیید سفارشی میدهد. این وضع، نشانهای آشکار از فروپاشی ساختاری نهادهای فنی، نادیده گرفتن سلامت عمومی و استقرار کامل فساد در بدنه اجرایی نظام سیاسی کشور است.
💎 @iranyarannetwork1398
در اقدامی عجیب و بحثبرانگیز، سازمان دامپزشکی کشور فرآیند اعزام ناظران بهداشتی دامپزشکی به کشورهای مبدأ واردات گوشت را به انجمن صنفی تولید و بستهبندی مواد پروتئینی واگذار کرد؛ انجمنی که خود از واردکنندگان اصلی گوشت بوده و بهطور مستقیم از سود این واردات منتفع میشود. این تصمیم که بهصورت آزمایشی از نیمه مرداد آغاز شده، عملاً استقلال نظارت بهداشتی را از میان برده و سلامت عمومی را در معرض تهدیدی جدی قرار میدهد.
مطابق این طرح، نهادی که نفع اقتصادی در واردات و کمیت آن را دارد، حالا مسئولیت تعیین ناظر (کیفیت) را نیز بر عهده میگیرد. در این شرایط دیگر نمیتوان انتظار نظارت بیطرف و مستقل داشت. این اقدام مصداق آشکار تعارض منافع و عقبنشینی کامل نهادهای حاکمیتی از مسئولیتهای سلامتمحور حاکمیتی است.
با واگذاری نظارت بهداشتی به واردکنندگان، ناظر بهداشتی به یک مهره بیاثر برای تأیید صوری واردات بدل میشود. نظارت واقعی جایش را به رانت، زدوبند و تأیید سفارشی میدهد. این وضع، نشانهای آشکار از فروپاشی ساختاری نهادهای فنی، نادیده گرفتن سلامت عمومی و استقرار کامل فساد در بدنه اجرایی نظام سیاسی کشور است.
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، مادر داغداری را در استان گلستان نشان میدهد که میگوید در پی قطع برق و سپس وصل شدن آن، انفجار گاز در خانهاش رخ داد و دو کودکش زیر آوار آن جان باختند.
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠پیام #زرتشت_احمدی_راغب در باره حمله به زندان قزلحصار و ضرب و شتم شدید زندانیان سیاسی
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
💠 روزبه وادی امروز به اتهام جاسوسی برای اسراییل توسط ماشین کشتار علی خامنهای اعدام شد
روزبه وادی، دانشآموخته مقطع دکتری مهندسی هستهای با گرایش راکتور از دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلیتکنیک تهران)، از پژوهشگران سابق پژوهشگاه علوم و فنون هستهای وابسته به سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، به اتهام همکاری با سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسرائیل (موساد) امروز چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۴، اعدام شد.
قوه قضائیه جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی، در اطلاعیه رسمی خود، اعلام کرده که وی در یکی از سازمانهای «مهم و حساس کشور» فعالیت داشته و با سرویس جاسوسی موساد عامدانه همکاری کرده است»
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
روزبه وادی، دانشآموخته مقطع دکتری مهندسی هستهای با گرایش راکتور از دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلیتکنیک تهران)، از پژوهشگران سابق پژوهشگاه علوم و فنون هستهای وابسته به سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، به اتهام همکاری با سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسرائیل (موساد) امروز چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۴، اعدام شد.
قوه قضائیه جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی، در اطلاعیه رسمی خود، اعلام کرده که وی در یکی از سازمانهای «مهم و حساس کشور» فعالیت داشته و با سرویس جاسوسی موساد عامدانه همکاری کرده است»
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
💠 مهدی اصغرزاده، زندانی عقیدتی کورد مخفیانه در زندان قزلحصار توسط ماشین کشتار علی خامنهای به قتل رسید
حکم اعدام مهدی اصغرزاده، زندانی عقیدتی اهل شهرستان جوانرود به طور مخفیانه در زندان قزلحصار کرج اجرا شده است. این زندانی ۱۰ سال پیش بازداشت و نزدیک به دو سال قبل به اعدام محکوم شده بود.
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
حکم اعدام مهدی اصغرزاده، زندانی عقیدتی اهل شهرستان جوانرود به طور مخفیانه در زندان قزلحصار کرج اجرا شده است. این زندانی ۱۰ سال پیش بازداشت و نزدیک به دو سال قبل به اعدام محکوم شده بود.
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
💠مجلس شورای اسلامی تا چهارم شهریورتعطیل شده. به امید تعطیلی ابدی طویله اسلامی که هیچ شباهتی به مجلس و پارلمان ندارد.
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
💠 اطلاعیه از سوی بانو ویکتوریا آزاد در خصوص وضعیت جسمانی و حضور محدود در کانال و اتاقهای مجازی و مهمتر از همه در پاسخگویی و ارتباط با شما یاران♥️
به آگاهی همراهان گرامی در کانال و اتاقهای شبکه ایرانیاران و هممیهنان و مخاطبان ارجمند در سراسر دنیا میرسانیم که بانو ویکتوریا آزاد، کنشگر سیاسی و بنیانگذار شبکهی ایرانیاران وعضوجبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران به دلیل عمل جراجی مجدد و عفونت بعد از جراحی برای سومین بار، هماکنون در بیمارستان بستری است و امکان حضور و پاسخگویی فعال در فضای مجازی و گروههای اجتماعی را ندارد.
از سوی ایشان، بدینوسیله از همراهی، محبت و حمایتهای بیدریغ شما عزیزان در تمام این سالها صمیمانه سپاسگزاری میکنیم، و بابت این حضور محدود و بعضا غیبت ناگزیر، پوزش میطلبیم.
امید است با دعای خیر شما یاران، شاهد بهبود و بازگشت هرچه سریعتر ایشان مثل همیشه به صحنهی اندیشه و مبارزه برای ایران آزاد و مردمسالار باشیم.
با احترام
یاران بانو ویکتوریا آزاد
۱۵ مرداد ۱۴۰۴
#ویکتوریا_آزاد
💎 @iranyarannetwork1398
به آگاهی همراهان گرامی در کانال و اتاقهای شبکه ایرانیاران و هممیهنان و مخاطبان ارجمند در سراسر دنیا میرسانیم که بانو ویکتوریا آزاد، کنشگر سیاسی و بنیانگذار شبکهی ایرانیاران وعضوجبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران به دلیل عمل جراجی مجدد و عفونت بعد از جراحی برای سومین بار، هماکنون در بیمارستان بستری است و امکان حضور و پاسخگویی فعال در فضای مجازی و گروههای اجتماعی را ندارد.
از سوی ایشان، بدینوسیله از همراهی، محبت و حمایتهای بیدریغ شما عزیزان در تمام این سالها صمیمانه سپاسگزاری میکنیم، و بابت این حضور محدود و بعضا غیبت ناگزیر، پوزش میطلبیم.
امید است با دعای خیر شما یاران، شاهد بهبود و بازگشت هرچه سریعتر ایشان مثل همیشه به صحنهی اندیشه و مبارزه برای ایران آزاد و مردمسالار باشیم.
با احترام
یاران بانو ویکتوریا آزاد
۱۵ مرداد ۱۴۰۴
#ویکتوریا_آزاد
💎 @iranyarannetwork1398
💠هرچه برخورد قاطع برای تغییر رژیم در ایران به تعویق بیفتد، شانس بازگشت به دوران قبل از جنگ اسرائیل با نیابتیهای جمهوری اسلامی افزایش مییابد
تهران سکوت خود را درباره مناقشه تسلیحاتی حزبالله شکست
حمایت آشکار عراقچی از مواضع حزبالله؛ بدون دخالت مستقیم
تهران – عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی تلویزیونی که شب گذشته از رسانه ملی ایران پخش شد، پس از ماهها سکوت مقامهای ارشد جمهوری اسلامی درباره وضعیت حزبالله لبنان، موضعی آشکار اتخاذ کرد. او با حمایت صریح از سیاستهای حزبالله در برابر فشارها برای خلع سلاح، اعلام کرد که ایران از تصمیمات این گروه پشتیبانی میکند، اما در امور داخلی لبنان مداخله نخواهد کرد.
این اظهارات، نخستین موضع رسمی ایران پس از ماهها سکوت درباره مناقشه تسلیحاتی حزبالله محسوب میشود. تا پیش از این، دستگاه رهبری جمهوری اسلامی به رهبری علی خامنهای ترجیح داده بود سکوت را حفظ کند؛ سکوتی که به باور تحلیلگران، برای جلوگیری از آسیبپذیرتر شدن جایگاه حزبالله در میانه بحران سیاسی داخلی لبنان بود.
چهار محور کلیدی اظهارات عراقچی:
۱. خلع سلاح حزبالله منتفی است: عراقچی تأکید کرد که حزبالله خلع سلاح نخواهد شد و همچنان یکی از نیروهای اصلی و غالب در لبنان باقی خواهد ماند.
2. اوجگیری قدرت شیعیان لبنان: به گفته وی، شیعیان لبنان در بالاترین سطح قدرت خود قرار دارند و حزبالله نیز در حال اجرای یک بازسازی کامل سازمانی است. او اشاره کرد که فرماندهان جایگزین تعیین شدهاند و توان نظامی کافی نیز حفظ شده است.
3. حمایت از تصمیمات حزبالله بدون مداخله: عراقچی ضمن ابراز رضایت از حمایت نبیه بری و جنبش امل از حزبالله، تصریح کرد که تهران در تصمیمگیریهای داخلی دخالت نخواهد کرد، اما از هر تصمیمی که حزبالله اتخاذ کند، حمایت خواهد نمود.
4. تکرار تلاشها برای خلع سلاح: وزیر امور خارجه ایران همچنین یادآور شد که تلاش برای خلع سلاح حزبالله تازگی ندارد. به گفته وی، «دشمنان» در میدانهای نبرد دیدهاند که حزبالله با سلاحهای خود چه توانمندیهایی دارد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که فشارهای بینالمللی و داخلی در لبنان برای مهار قدرت نظامی حزبالله افزایش یافته است. اکنون با موضعگیری رسمی تهران، احتمالا معادلات سیاسی و امنیتی لبنان وارد مرحلهای تازه خواهد شد — مرحلهای که سکوت دیگر جای خود را به تقابل آشکار داده است،
💎 @iranyarannetwork1398
تهران سکوت خود را درباره مناقشه تسلیحاتی حزبالله شکست
حمایت آشکار عراقچی از مواضع حزبالله؛ بدون دخالت مستقیم
تهران – عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی تلویزیونی که شب گذشته از رسانه ملی ایران پخش شد، پس از ماهها سکوت مقامهای ارشد جمهوری اسلامی درباره وضعیت حزبالله لبنان، موضعی آشکار اتخاذ کرد. او با حمایت صریح از سیاستهای حزبالله در برابر فشارها برای خلع سلاح، اعلام کرد که ایران از تصمیمات این گروه پشتیبانی میکند، اما در امور داخلی لبنان مداخله نخواهد کرد.
این اظهارات، نخستین موضع رسمی ایران پس از ماهها سکوت درباره مناقشه تسلیحاتی حزبالله محسوب میشود. تا پیش از این، دستگاه رهبری جمهوری اسلامی به رهبری علی خامنهای ترجیح داده بود سکوت را حفظ کند؛ سکوتی که به باور تحلیلگران، برای جلوگیری از آسیبپذیرتر شدن جایگاه حزبالله در میانه بحران سیاسی داخلی لبنان بود.
چهار محور کلیدی اظهارات عراقچی:
۱. خلع سلاح حزبالله منتفی است: عراقچی تأکید کرد که حزبالله خلع سلاح نخواهد شد و همچنان یکی از نیروهای اصلی و غالب در لبنان باقی خواهد ماند.
2. اوجگیری قدرت شیعیان لبنان: به گفته وی، شیعیان لبنان در بالاترین سطح قدرت خود قرار دارند و حزبالله نیز در حال اجرای یک بازسازی کامل سازمانی است. او اشاره کرد که فرماندهان جایگزین تعیین شدهاند و توان نظامی کافی نیز حفظ شده است.
3. حمایت از تصمیمات حزبالله بدون مداخله: عراقچی ضمن ابراز رضایت از حمایت نبیه بری و جنبش امل از حزبالله، تصریح کرد که تهران در تصمیمگیریهای داخلی دخالت نخواهد کرد، اما از هر تصمیمی که حزبالله اتخاذ کند، حمایت خواهد نمود.
4. تکرار تلاشها برای خلع سلاح: وزیر امور خارجه ایران همچنین یادآور شد که تلاش برای خلع سلاح حزبالله تازگی ندارد. به گفته وی، «دشمنان» در میدانهای نبرد دیدهاند که حزبالله با سلاحهای خود چه توانمندیهایی دارد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که فشارهای بینالمللی و داخلی در لبنان برای مهار قدرت نظامی حزبالله افزایش یافته است. اکنون با موضعگیری رسمی تهران، احتمالا معادلات سیاسی و امنیتی لبنان وارد مرحلهای تازه خواهد شد — مرحلهای که سکوت دیگر جای خود را به تقابل آشکار داده است،
💎 @iranyarannetwork1398
شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
💠هرچه برخورد قاطع برای تغییر رژیم در ایران به تعویق بیفتد، شانس بازگشت به دوران قبل از جنگ اسرائیل با نیابتیهای جمهوری اسلامی افزایش مییابد تهران سکوت خود را درباره مناقشه تسلیحاتی حزبالله شکست حمایت آشکار عراقچی از مواضع حزبالله؛ بدون دخالت مستقیم …
در میانه افزایش فشارهای بینالمللی بر جمهوری اسلامی، لبنان نیز به صف کشورهایی پیوست که صراحتاً دخالتهای تهران در امور داخلی دیگر کشورها را محکوم میکنند. وزیر امور خارجه لبنان، یوسف رَجی، در بیانیهای رسمی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، اظهارات اخیر عباس عراقچی را "غیرقابل قبول"، "نقض حاکمیت ملی لبنان" و "مداخله در تصمیمات مستقل داخلی" خواند. این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که جهان عرب و متحدان غربی آن دیگر تحمل دخالتهای فرامرزی جمهوری اسلامی را ندارند و آن را تهدیدی برای ثبات منطقه میدانند. موضع وزیر خارجه لبنان نشانهای دیگر از انزوای رو به گسترش رژیم جمهوری اسلامی در منطقه است و تأکیدی روشن بر حمایت جهان عرب از حفظ وحدت ملی لبنان در برابر نفوذهای خارجی.
اظهارات اخیر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، آقای عباس عراقچی، که در آن به امور داخلی لبنان پرداخته است، مسائلی که به هیچوجه به جمهوری اسلامی مربوط نمیشود، قاطعانه رد و محکوم میگردد. چنین اظهاراتی حاکمیت، وحدت و ثبات لبنان را تضعیف کرده و دخالتی غیرقابل قبول در امور داخلی و تصمیمگیریهای حاکمیتی آن به شمار میرود.
روابط بین کشورها باید بر اساس احترام متقابل، برابری، عدم مداخله در امور داخلی و پایبندی کامل به تصمیمات نهادهای قانونی مبتنی بر قانون اساسی باشد. کاملاً غیرقابل قبول است که این روابط برای تقویت یا حمایت از بازیگران داخلی خارج از چارچوب دولت لبنان و نهادهای مشروع آن یا به قیمت تضعیف خود کشور مورد استفاده قرار گیرد.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠 ظاهرا 7 انفجار از تهران امروز گزارش شده :
یک انفجار حوالی خیابان آزادی تهران پشت کارخانه زمزم
دومین انفجار منطقه 22 تهران شهرک چیتگر ( که شهریار و شهر قدس و ... حس کردن )
تصویر بالا از محل انفجار در شادآباد تهران است.
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
یک انفجار حوالی خیابان آزادی تهران پشت کارخانه زمزم
دومین انفجار منطقه 22 تهران شهرک چیتگر ( که شهریار و شهر قدس و ... حس کردن )
تصویر بالا از محل انفجار در شادآباد تهران است.
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
💠دو شهروند، دو پرونده، یک سیستم؛ وقتی عدالت در جمهوری اسلامی قربانی سیاست و امنیت میشود
✍️ معین ارجمند
اعدام دو شهروند بلوچ، حاج حلیم براهویی و حسن آموسی، در بازهای کوتاه و در چارچوب اتهاماتی مشابه، ما را با الگویی آشنا اما تکاندهنده روبهرو میکند؛ الگویی که در آن، ساختار قضایی نه حافظ حقوق متهم، بلکه ابزاری در خدمت نهادهای امنیتی برای حذف افراد ناهمسو یا تأثیرگذار است.
حاج حلیم براهویی، کارآفرین و خیّر شناختهشدهی سیستان و بلوچستان، در شرایطی بازداشت شد که هیچ مدرکی مبنی بر دست داشتن او در فعالیتهای مجرمانه منتشر نشد. او سالها در حوزه اشتغالزایی، توسعه محلی و کمکهای انساندوستانه فعال بود. نگهداری طولانیمدت در انفرادی، بدون ملاقات، عدم دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی، استفاده از اعترافات دیگران، تحت شکنجه، برای صدور حکم اعدام؛ نکتهی مهمتر اینکه خانوادهی او هشدار دادند که انگیزه پروندهسازی علیه او «غیرقضایی» و با هدف حذف چهرهای با نفوذ در میان جامعه بلوچ بوده است.
حسن آموسی (اجباری) ۴۵ ساله، نیز بدون کشف هیچگونه مواد مخدری بازداشت و تنها بر اساس اعترافات تحت شکنجه محاکمه شد. گزارشها حاکی از شکنجهی شدید، فشار برای همکاری اطلاعاتی، و وعده لغو حکم در صورت همکاری با نهادهای امنیتی است.
او بارها بر بیگناهی خود تأکید کرد، اما دستگاه قضایی نه تنها دفاعیات او را نادیده گرفت، بلکه با بیتوجهی به تضادهای موجود در پرونده، حکم اعدام را تأیید و اجرا کرد.
⚠️ نقد ساختاری؛ دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، ناقض عدالت سیستماتیک
در هر دو پرونده، روند دادرسی از معیارهای بینالمللی عدالت فاصلهای عمیق داشت. این مسئله ما را به پرسش مهمتری میکشاند: آیا دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اصلاً ظرفیت «عدالت» دارد؟
ویژگیهای ساختاری فساد در قوه قضاییه:
۱- وابستگی کامل به نهادهای امنیتی (اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات)
– در اکثر پروندههای سیاسی و امنیتی و حتی مواد مخدر، قاضی عملاً تابع پروندهسازی نهاد امنیتی است.
۲- عدم استقلال قاضی و دادگاه
– قضات نه بر اساس قانون، بلکه بر اساس دستور عمل میکنند. انتصابها نیز سیاسی و ایدئولوژیک است.
۳- روندهای محرمانه و غیرشفاف
– جلسات دادگاه بسیاری از متهمان بلوچ یا اهل سنت بهصورت مخفیانه، بدون حضور وکیل مستقل برگزار میشود.
۴- عدم دسترسی به وکیل مستقل
– در پروندههای امنیتی، تنها وکلای مورد تأیید قوه قضاییه (موسوم به وکلای تبصره ماده ۴۸) اجازه ورود دارند؛ امری که ماهیت دفاع را از بین میبرد.
۵- استفاده ابزاری از اتهامات مواد مخدر برای حذف افراد غیرهمسو
– در موارد بسیاری، مانند همین دو پرونده، هیچ مواد مخدری از متهم کشف نشده، اما با تکیه بر «اعترافات»، احکام مرگ صادر شدهاند.
📉 کارکرد اعدام: نه اجرای عدالت، بلکه گسترش رعب
اعدام این افراد نه تنها عدالت را برقرار نکرد، بلکه نوعی «حذف هدفمند» را نشان داد. حذف معتمدان محلی مانند حاج حلیم براهویی و افراد معتمدی چون حسن آموسی، پیامی روشن برای سایر فعالان اجتماعی و مدنی دارد؛ «اگر وارد میدان شوید، با سرنوشت مشابه مواجه خواهید شد.»
پروندههای حاج حلیم براهویی و حسن آموسی، نمونههایی زنده از اعدامهای سیاسی–امنیتی با پوشش قضایی هستند. این پروندهها باید در صدر توجه نهادهای حقوق بشری و بینالمللی قرار گیرد. خواستهی ما روشن است:
رسیدگی ویژه گزارشگر اعدامهای فراقضایی سازمان ملل
بررسی ساختار دستگاه قضایی ایران توسط نهادهای تخصصی
مستندسازی سیستماتیک موارد نقض دادرسی عادلانه در ایران
ممنوعیت صدور و اجرای حکم اعدام بر مبنای اعترافات مشکوک
تا زمانی که ساختار قضایی ایران از استقلال برخوردار نباشد، اعدامها در واقع نه نقطهی پایان جنایت، که خود جنایتی بزرگتر خواهند بود. پروندههای حاج حلیم براهویی و حسن آموسی، زنگ خطر جدی برای نهادهای حقوق بشری است؛ چرا که در ایران امروز، مرگ با رأی دادگاه، اغلب مرگی سیاسی است.
لینک کانال تلگرام:
https://t.me/balochcampaign/26218
ارتباط با ادمین:
@Balo_ch1
💎 @iranyarannetwork1398
✍️ معین ارجمند
اعدام دو شهروند بلوچ، حاج حلیم براهویی و حسن آموسی، در بازهای کوتاه و در چارچوب اتهاماتی مشابه، ما را با الگویی آشنا اما تکاندهنده روبهرو میکند؛ الگویی که در آن، ساختار قضایی نه حافظ حقوق متهم، بلکه ابزاری در خدمت نهادهای امنیتی برای حذف افراد ناهمسو یا تأثیرگذار است.
حاج حلیم براهویی، کارآفرین و خیّر شناختهشدهی سیستان و بلوچستان، در شرایطی بازداشت شد که هیچ مدرکی مبنی بر دست داشتن او در فعالیتهای مجرمانه منتشر نشد. او سالها در حوزه اشتغالزایی، توسعه محلی و کمکهای انساندوستانه فعال بود. نگهداری طولانیمدت در انفرادی، بدون ملاقات، عدم دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی، استفاده از اعترافات دیگران، تحت شکنجه، برای صدور حکم اعدام؛ نکتهی مهمتر اینکه خانوادهی او هشدار دادند که انگیزه پروندهسازی علیه او «غیرقضایی» و با هدف حذف چهرهای با نفوذ در میان جامعه بلوچ بوده است.
حسن آموسی (اجباری) ۴۵ ساله، نیز بدون کشف هیچگونه مواد مخدری بازداشت و تنها بر اساس اعترافات تحت شکنجه محاکمه شد. گزارشها حاکی از شکنجهی شدید، فشار برای همکاری اطلاعاتی، و وعده لغو حکم در صورت همکاری با نهادهای امنیتی است.
او بارها بر بیگناهی خود تأکید کرد، اما دستگاه قضایی نه تنها دفاعیات او را نادیده گرفت، بلکه با بیتوجهی به تضادهای موجود در پرونده، حکم اعدام را تأیید و اجرا کرد.
⚠️ نقد ساختاری؛ دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، ناقض عدالت سیستماتیک
در هر دو پرونده، روند دادرسی از معیارهای بینالمللی عدالت فاصلهای عمیق داشت. این مسئله ما را به پرسش مهمتری میکشاند: آیا دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اصلاً ظرفیت «عدالت» دارد؟
ویژگیهای ساختاری فساد در قوه قضاییه:
۱- وابستگی کامل به نهادهای امنیتی (اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات)
– در اکثر پروندههای سیاسی و امنیتی و حتی مواد مخدر، قاضی عملاً تابع پروندهسازی نهاد امنیتی است.
۲- عدم استقلال قاضی و دادگاه
– قضات نه بر اساس قانون، بلکه بر اساس دستور عمل میکنند. انتصابها نیز سیاسی و ایدئولوژیک است.
۳- روندهای محرمانه و غیرشفاف
– جلسات دادگاه بسیاری از متهمان بلوچ یا اهل سنت بهصورت مخفیانه، بدون حضور وکیل مستقل برگزار میشود.
۴- عدم دسترسی به وکیل مستقل
– در پروندههای امنیتی، تنها وکلای مورد تأیید قوه قضاییه (موسوم به وکلای تبصره ماده ۴۸) اجازه ورود دارند؛ امری که ماهیت دفاع را از بین میبرد.
۵- استفاده ابزاری از اتهامات مواد مخدر برای حذف افراد غیرهمسو
– در موارد بسیاری، مانند همین دو پرونده، هیچ مواد مخدری از متهم کشف نشده، اما با تکیه بر «اعترافات»، احکام مرگ صادر شدهاند.
📉 کارکرد اعدام: نه اجرای عدالت، بلکه گسترش رعب
اعدام این افراد نه تنها عدالت را برقرار نکرد، بلکه نوعی «حذف هدفمند» را نشان داد. حذف معتمدان محلی مانند حاج حلیم براهویی و افراد معتمدی چون حسن آموسی، پیامی روشن برای سایر فعالان اجتماعی و مدنی دارد؛ «اگر وارد میدان شوید، با سرنوشت مشابه مواجه خواهید شد.»
پروندههای حاج حلیم براهویی و حسن آموسی، نمونههایی زنده از اعدامهای سیاسی–امنیتی با پوشش قضایی هستند. این پروندهها باید در صدر توجه نهادهای حقوق بشری و بینالمللی قرار گیرد. خواستهی ما روشن است:
رسیدگی ویژه گزارشگر اعدامهای فراقضایی سازمان ملل
بررسی ساختار دستگاه قضایی ایران توسط نهادهای تخصصی
مستندسازی سیستماتیک موارد نقض دادرسی عادلانه در ایران
ممنوعیت صدور و اجرای حکم اعدام بر مبنای اعترافات مشکوک
تا زمانی که ساختار قضایی ایران از استقلال برخوردار نباشد، اعدامها در واقع نه نقطهی پایان جنایت، که خود جنایتی بزرگتر خواهند بود. پروندههای حاج حلیم براهویی و حسن آموسی، زنگ خطر جدی برای نهادهای حقوق بشری است؛ چرا که در ایران امروز، مرگ با رأی دادگاه، اغلب مرگی سیاسی است.
لینک کانال تلگرام:
https://t.me/balochcampaign/26218
ارتباط با ادمین:
@Balo_ch1
💎 @iranyarannetwork1398
Telegram
کمپین فعالین بلوچ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠سمیرم - اعتصاب گسترده برای اعتراض به اجرای حکم قرون وسطایی اعدام
در پی فراخوان گروههایی از مردم، کسبه و بازاریان شهر سمیرم در اعتراض به احکام اعدام و زندان چند شهروند سمیرمی، دست به اعتصاب زدند و مغازههای خود را بستند.
چندی پیش، جمهوری اسلامی بار دیگر فاضل بهرامیان و مهران بهرامیان، دو زندانی سیاسی اهل سمیرم را که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» دستگیر و به اعدام محکوم شده بودند، بازداشت کرد. این در حالی است که این دو پیشتر، در پی اعتراضات مردمی از زندان آزاد شده بودند. اکنون بار دیگر برای آنان حکم اعدام صادر شده است.
همزمان، یونس بهرامیان و داریوش ساعدی، از دیگر زندانیان سیاسی سمیرم علیا که پیشتر در ارتباط با همین جنبش بازداشت شده بودند، نیز دوباره توسط مأموران امنیتی دستگیر شده و هر یک به ۱۶ سال حبس تعزیری محکوم شدهاند.
دستگیری مجدد این شهروندان و صدور احکام سنگین علیه آنان، خشم گسترده مردم سمیرم را برانگیخته است. مردم با امضای طوماری اعتراضی خواستار لغو این احکام و آزادی فوری این چهار زندانی سیاسی شدهاند. شهروندان در محلات مختلف سمیرم برای نجات این زندانیان به تکاپو افتادهاند و با تماس با مقامات حکومتی، خواستار رفع اتهامات از بازداشتشدگان شدهاند.
در ادامه این تلاشها، فراخوانی از سوی گروههایی از مردم سمیرم منتشر شد که طی آن، از مردم دعوت شده بود در اعتراض به احکام اعدام و زندان، اعتصاب کنند. امروز، در پاسخ به این فراخوان، کسبه و بازاریان شهر دست به اعتصاب گسترده زدند. گزارشهای رسیده حاکی از وسعت چشمگیر این اعتصاب است.
این دومین بار است که شهر سمیرم علیه اعدام دست به اعتصاب میزند. نخستین بار، در روزهای ۱۰ و ۱۱ بهمن ۱۴۰۲، اعتصاب سراسری مردم این شهر موجب جلوگیری از اجرای حکم اعدام فاضل و مهران بهرامیان شد. آن اعتصاب، نمونهای موفق از اقدام پیشگیرانهای بود که جان دو زندانی سیاسی را نجات داد. اکنون نیز مردم امیدوارند که اعتصاب و همبستگی آنان به لغو احکام و آزادی این چهار زندانی بینجامد.
💎 @iranyarannetwork1398
در پی فراخوان گروههایی از مردم، کسبه و بازاریان شهر سمیرم در اعتراض به احکام اعدام و زندان چند شهروند سمیرمی، دست به اعتصاب زدند و مغازههای خود را بستند.
چندی پیش، جمهوری اسلامی بار دیگر فاضل بهرامیان و مهران بهرامیان، دو زندانی سیاسی اهل سمیرم را که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» دستگیر و به اعدام محکوم شده بودند، بازداشت کرد. این در حالی است که این دو پیشتر، در پی اعتراضات مردمی از زندان آزاد شده بودند. اکنون بار دیگر برای آنان حکم اعدام صادر شده است.
همزمان، یونس بهرامیان و داریوش ساعدی، از دیگر زندانیان سیاسی سمیرم علیا که پیشتر در ارتباط با همین جنبش بازداشت شده بودند، نیز دوباره توسط مأموران امنیتی دستگیر شده و هر یک به ۱۶ سال حبس تعزیری محکوم شدهاند.
دستگیری مجدد این شهروندان و صدور احکام سنگین علیه آنان، خشم گسترده مردم سمیرم را برانگیخته است. مردم با امضای طوماری اعتراضی خواستار لغو این احکام و آزادی فوری این چهار زندانی سیاسی شدهاند. شهروندان در محلات مختلف سمیرم برای نجات این زندانیان به تکاپو افتادهاند و با تماس با مقامات حکومتی، خواستار رفع اتهامات از بازداشتشدگان شدهاند.
در ادامه این تلاشها، فراخوانی از سوی گروههایی از مردم سمیرم منتشر شد که طی آن، از مردم دعوت شده بود در اعتراض به احکام اعدام و زندان، اعتصاب کنند. امروز، در پاسخ به این فراخوان، کسبه و بازاریان شهر دست به اعتصاب گسترده زدند. گزارشهای رسیده حاکی از وسعت چشمگیر این اعتصاب است.
این دومین بار است که شهر سمیرم علیه اعدام دست به اعتصاب میزند. نخستین بار، در روزهای ۱۰ و ۱۱ بهمن ۱۴۰۲، اعتصاب سراسری مردم این شهر موجب جلوگیری از اجرای حکم اعدام فاضل و مهران بهرامیان شد. آن اعتصاب، نمونهای موفق از اقدام پیشگیرانهای بود که جان دو زندانی سیاسی را نجات داد. اکنون نیز مردم امیدوارند که اعتصاب و همبستگی آنان به لغو احکام و آزادی این چهار زندانی بینجامد.
💎 @iranyarannetwork1398
💠رضا پهلوی، در میانه نقش پدرانه و رهبری اقتدارگرا: نگاهی به تناقض آشکار در نقش سیاسی او
✍️ ویکتوریا آزاد
۱۷ مرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
در روزهای اخیر، سخنی از رضا پهلوی در فضای مجازی بازتاب گستردهای یافت. او با گله از رفتار برخی نزدیکان خود گفت:
«حامیان، با ترسیم چهرهای بیاختیار، ناتوان و تحت نفوذ از من، به من توهین میکنند وقت تصویه حساب با خودیهاست.»
اگر کمی دقیق نگاه کنیم، این جمله نشانهای است از شکاف عمیق میان چهرهای که خود او مایل به ارائه آن است و چهرهای که بهطور واقعی در پشت صحنه از سوی نزدیکان و مشاورانش تثبیت میشود. این همان تناقض بنیادینی است که در سالهای گذشته به آن بارها پرداخته ام ، تناقضات رضا پهلوی در ترسیم نقش خود وبازی پنهان و آشکار او جهت ایجاد سرگیجگی در اپوزیسیون ، رضا پهلوی کیست و چه جایگاهی دارد؟ سوال بی پاسخی که امروز خود رضا پهلوی را به چالشی درونساختاری در داخل طیف خود گرفتار کرده: چندگانه «پدر ملی»، «وکیل مردم»، «نماد ملی»، «رهبر معنوی»، و «رهبر مقتدر دوران گذار، رهبر خیزش ملی، رهبر سه قوه».
🍁دو روایت متضاد از یک فرد که نه این است و نه آن
🔹 رضا پهلوی در نشست مونیخ خطاب به مردم، رسانهها و نهادهای غربی گفت:
«مردم مرا پدر صدا میزنند و این لقب را براستی بیشتر از همه القاب می پسندم. او بسیار زیرکانه خود را پدر معنوی جا میزند در حالیکه در سند شکوفایی ایران، جایگاه یک رهبر مقتدر ولایی به او داده شده. همانند خامنه ای که در تعارفات با رفسنجانی گفت باید خون گریست بر جامعه اسلامی که احتمال رهبر شدن من در آن مطرح باشد. در خرداد ۱۳۶۸، خامنه ای خودش نیز خودش را مناسب رهبری نمی دانسته و قرار بوده رهبری او تا زمان برگزاری رفراندوم، موقت باشد. رفراندومی که هرگز برگزار نشد»
👍 اما در سند رسمی منتشر شده از «پروژه شکوفایی ایران» که با هدف ترسیم آینده ایران پس از جمهوری اسلامی نوشته شده، رضا پهلوی صراحتاً «رهبر خیزش ملی» معرفی شده و نقش او بهگونهای تعریف شده که شامل:
• تأیید یا وتوی نصب و عزل رؤسای سه قوه
• تشکیل نهادی بهنام «نهاد خیزش ملی» زیر نظر رضا پهلوی
• ایفای تصمیم گیرنده نهایی در تأیید و تعیین مهره های اساسی در ساختار قدرت در دوران گذار
• اختیار و دخالت مستقیم در ساماندهی نیروهای مسلح و تعیین قانون اساسی موقت
یعنی دقیقاً همان جایگاهی که در جمهوری اسلامی به «رهبر» داده شد، با زبان نرمتر و در پوشش «خیزش ملی»، برای رضا پهلوی بازسازی شده است.
🔹 دوگانه «پدر ملی» در برابر «رهبر واقعی دوران گذار»
👍 نقش پدری:
ذاتاً مبتنی بر رابطه عاطفی، حمایتی، مراقبتی و حتی گاهی «حمایت بیقید و شرط» است. پدر، حتی وقتی فرزند اشتباه میکند، از او دست نمیکشد. پدر هدفش امنیت روانی و انسجام خانواده است.
👍 نقش رهبری سیاسی:
بر پایه مسئولیتپذیری در قبال یک جمع گسترده، شفافیت، پاسخگویی و تصمیمگیری بر اساس منافع عمومی است. در این نقش، باید بتوان با قاطعیت تقبیح کرد، حذف کرد، یا با مخالفان حتی درونگروهی برخورد کرد.
👍 تضاد بین مرز مسئولیت پدر و رهبر سیاسی:
پدر، تعهدش به «افراد خاص» (خانواده/نزدیکان) است، ولی رهبر سیاسی تعهدش به «کل جامعه» است. این دو جایگاه اغلب در تضاد قرار میگیرند، چون رهبر باید منافع فردی نزدیکان را فدای منفعت جمع کند. پدر از دل و عاطفه تصمیم میگیرد، رهبر از عقل و محاسبه قدرت. این دو شیوه تصمیمگیری همیشه قابل جمع نیستند.
بعید میدانم این تفاوتها را رضا پهلوی درک نکند اما چرا از این شیوه گفتمان استفاده میشود؟
طرح نقش “پدر ملی” خواهان ارائه تصویری است که از رضا پهلوی فردی با ثبات، عاطفی، خیرخواه، و وحدت برانگیزجلوه دهد و نقشی را برای او قائل شود فرای نقش مردم و بر اساسآیین پدرسالارانه او را نماد وحدت و یگانگی ملی کند. اما تجربه نشانداده که این نقش بر قامت رضا پهلوی نمی گنجد ، او هرگز نقش وحدت برانگیز بازی نکرده و در هر گروهی وارد شده آن گروه نهایتا از هم پاشیده.
رهبر واقعی دوران گذار متشکل از جمعی است از رهبران میدانی و میانی که قادر هستند تولید اقتدار جمعی، تصمیمگیری قاطع شورایی کنند و توانایی مدیریت بحرانهای سیاسی دارند. انتخاب دوسخنگوی زن و مرد از داخل چنین شورایی قطعا ضروری است ولی آنچه لازم نیست کیش شخصیت و انتخاب “رهبر فرهمند” است. از منظر روانشناسی اجتماعی، این نوع نقش آفرینی جهت اعمال رهبری جمعی به ویژگیهایی مانند «قدرت جذب افکار عمومی» ، «مهارت و شایستگی در همراه کردن مردم و جلب اعتماد عمومی» و « توانایی تولید اندیشه ، ایده و راه حل ها» وابسته است نه نوستالژی های شاهنشاهی و توهمات دوران خدا شاه میهن.
بقیه مقاله در پست بعدی👇
https://t.me/iranyarannetwork1398/36170
✍️ ویکتوریا آزاد
۱۷ مرداد ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
در روزهای اخیر، سخنی از رضا پهلوی در فضای مجازی بازتاب گستردهای یافت. او با گله از رفتار برخی نزدیکان خود گفت:
«حامیان، با ترسیم چهرهای بیاختیار، ناتوان و تحت نفوذ از من، به من توهین میکنند وقت تصویه حساب با خودیهاست.»
اگر کمی دقیق نگاه کنیم، این جمله نشانهای است از شکاف عمیق میان چهرهای که خود او مایل به ارائه آن است و چهرهای که بهطور واقعی در پشت صحنه از سوی نزدیکان و مشاورانش تثبیت میشود. این همان تناقض بنیادینی است که در سالهای گذشته به آن بارها پرداخته ام ، تناقضات رضا پهلوی در ترسیم نقش خود وبازی پنهان و آشکار او جهت ایجاد سرگیجگی در اپوزیسیون ، رضا پهلوی کیست و چه جایگاهی دارد؟ سوال بی پاسخی که امروز خود رضا پهلوی را به چالشی درونساختاری در داخل طیف خود گرفتار کرده: چندگانه «پدر ملی»، «وکیل مردم»، «نماد ملی»، «رهبر معنوی»، و «رهبر مقتدر دوران گذار، رهبر خیزش ملی، رهبر سه قوه».
🍁دو روایت متضاد از یک فرد که نه این است و نه آن
«مردم مرا پدر صدا میزنند و این لقب را براستی بیشتر از همه القاب می پسندم. او بسیار زیرکانه خود را پدر معنوی جا میزند در حالیکه در سند شکوفایی ایران، جایگاه یک رهبر مقتدر ولایی به او داده شده. همانند خامنه ای که در تعارفات با رفسنجانی گفت باید خون گریست بر جامعه اسلامی که احتمال رهبر شدن من در آن مطرح باشد. در خرداد ۱۳۶۸، خامنه ای خودش نیز خودش را مناسب رهبری نمی دانسته و قرار بوده رهبری او تا زمان برگزاری رفراندوم، موقت باشد. رفراندومی که هرگز برگزار نشد»
• تأیید یا وتوی نصب و عزل رؤسای سه قوه
• تشکیل نهادی بهنام «نهاد خیزش ملی» زیر نظر رضا پهلوی
• ایفای تصمیم گیرنده نهایی در تأیید و تعیین مهره های اساسی در ساختار قدرت در دوران گذار
• اختیار و دخالت مستقیم در ساماندهی نیروهای مسلح و تعیین قانون اساسی موقت
یعنی دقیقاً همان جایگاهی که در جمهوری اسلامی به «رهبر» داده شد، با زبان نرمتر و در پوشش «خیزش ملی»، برای رضا پهلوی بازسازی شده است.
ذاتاً مبتنی بر رابطه عاطفی، حمایتی، مراقبتی و حتی گاهی «حمایت بیقید و شرط» است. پدر، حتی وقتی فرزند اشتباه میکند، از او دست نمیکشد. پدر هدفش امنیت روانی و انسجام خانواده است.
بر پایه مسئولیتپذیری در قبال یک جمع گسترده، شفافیت، پاسخگویی و تصمیمگیری بر اساس منافع عمومی است. در این نقش، باید بتوان با قاطعیت تقبیح کرد، حذف کرد، یا با مخالفان حتی درونگروهی برخورد کرد.
پدر، تعهدش به «افراد خاص» (خانواده/نزدیکان) است، ولی رهبر سیاسی تعهدش به «کل جامعه» است. این دو جایگاه اغلب در تضاد قرار میگیرند، چون رهبر باید منافع فردی نزدیکان را فدای منفعت جمع کند. پدر از دل و عاطفه تصمیم میگیرد، رهبر از عقل و محاسبه قدرت. این دو شیوه تصمیمگیری همیشه قابل جمع نیستند.
بعید میدانم این تفاوتها را رضا پهلوی درک نکند اما چرا از این شیوه گفتمان استفاده میشود؟
طرح نقش “پدر ملی” خواهان ارائه تصویری است که از رضا پهلوی فردی با ثبات، عاطفی، خیرخواه، و وحدت برانگیزجلوه دهد و نقشی را برای او قائل شود فرای نقش مردم و بر اساسآیین پدرسالارانه او را نماد وحدت و یگانگی ملی کند. اما تجربه نشانداده که این نقش بر قامت رضا پهلوی نمی گنجد ، او هرگز نقش وحدت برانگیز بازی نکرده و در هر گروهی وارد شده آن گروه نهایتا از هم پاشیده.
رهبر واقعی دوران گذار متشکل از جمعی است از رهبران میدانی و میانی که قادر هستند تولید اقتدار جمعی، تصمیمگیری قاطع شورایی کنند و توانایی مدیریت بحرانهای سیاسی دارند. انتخاب دوسخنگوی زن و مرد از داخل چنین شورایی قطعا ضروری است ولی آنچه لازم نیست کیش شخصیت و انتخاب “رهبر فرهمند” است. از منظر روانشناسی اجتماعی، این نوع نقش آفرینی جهت اعمال رهبری جمعی به ویژگیهایی مانند «قدرت جذب افکار عمومی» ، «مهارت و شایستگی در همراه کردن مردم و جلب اعتماد عمومی» و « توانایی تولید اندیشه ، ایده و راه حل ها» وابسته است نه نوستالژی های شاهنشاهی و توهمات دوران خدا شاه میهن.
بقیه مقاله در پست بعدی
https://t.me/iranyarannetwork1398/36170
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
بقیه مقاله بالا 👆
🔹تعارض بین این دو نقش:
دوگانه پدر بودن و رهبر سیاسی بودن، نشاندهنده یک چالش درونی برای رضا پهلوی است، زیرا نقش «پدر ملی» نیازمند انعطاف و فراگیری است، در حالی که «رهبر دوران گذار» نیازمند قاطعیت و عملگرایی جمعی است. این تعارض میتواند…
🔹تعارض بین این دو نقش:
دوگانه پدر بودن و رهبر سیاسی بودن، نشاندهنده یک چالش درونی برای رضا پهلوی است، زیرا نقش «پدر ملی» نیازمند انعطاف و فراگیری است، در حالی که «رهبر دوران گذار» نیازمند قاطعیت و عملگرایی جمعی است. این تعارض میتواند…
بقیه مقاله بالا 👆
🔹 تعارض بین این دو نقش:
دوگانه پدر بودن و رهبر سیاسی بودن، نشاندهنده یک چالش درونی برای رضا پهلوی است، زیرا نقش «پدر ملی» نیازمند انعطاف و فراگیری است، در حالی که «رهبر دوران گذار» نیازمند قاطعیت و عملگرایی جمعی است. این تعارض میتواند به سردرگمی در پایگاه حامیان و حتی خود او منجر شود، زیرا انتظارات متفاوتی از او وجود دارد. از منظر نظریه نقشها (Role Theory)، این موقعیت میتواند به «تعارض نقش» منجر شود، جایی که انتظارات متناقض از یک فرد، عملکرد او را مختل میکند.
و به چالش درونساختاری در اپوزیسیون سلطنت طلب منجر میشود.
وقتی اعضای یک گروه (در اینجا اپوزیسیون سلطنت طلب) دیدگاههای متفاوتی درباره نقش رهبر خود دارند، این میتواند به کاهش اعتماد و همکاری میان اعضا وبا رهبر گروه منجر شود. این تعارض میتواند بهویژه در گروههای سیاسی که هدف مشترکی مانند «گذار» را دنبال میکنند، مخرب باشد و از انسجام آنها جلوگیری کند. رضا پهلوی در حال مدیریت یک «تعارض نقش» است که با فشارهای اجتماعی و سیاسی تشدید میشود. واکنش او (انتقاد علنی و لحن تهاجمی) تلاشی برای بازپسگیری کنترل و تقویت جایگاه خویش است، اما عدم مهارت او در مدیریت عملی و گفتمانی چنین مشکلاتی، منجر به تعمیق شکاف در میان حامیانش خواهد شد و از این به بعد شاهد ریزش های بیشتری در صفوف سلطنت طلبان خواهیم بود.
🔹 نهادسازی از بالا؛ بدون رأی اعتماد از پایین و پایه اجتماعی
پروژههایی مانند «شکوفایی ایران» که در اتاقهای بسته و بدون دخالت واقعی جریانهای متکثر اپوزیسیون طراحی شدهاند، در تلاشاند تا با ساختارهای پیشین و غیرپاسخگو برای دوران گذار خود را تعریف کنند. در این ساختارها، مردم ایران جایگاهی صرفاً نمادین دارند و همه تصمیمها توسط ترکیبی از « خودی های رضا پهلوی» تحت عنوان «نهاد خیزش» و «رهبر خیزش» گرفته میشود.
جوانان و معترضان داخل ایران، باهوشتر از آن هستند که این دوگانگی را درک نکنند. فاصله میان سخنرانیهای نرم و اسناد پشتپرده، اعتماد به چهرههایی مانند رضا پهلوی را فرسایش میدهد.اگر این پروژه شکوفایی اجرایی شود منجر به تمرکز قدرت بدون پاسخگویی میشود: قرار گرفتن شخصی غیرمنتخب، بدون شفافیت، در جایگاه رهبر نهایی یک «دوران گذار»، تجربهای تلخ را به ذهن متبادر میکند؛ از ولایت فقیه تا شوراهای انقلاب.
هیچ پروژه گذاری در ایران بدون اجماع و مشارکت نیروهای ملی، دموکرات، چپ، سکولار و اقوام مختلف قابل تحقق نیست. القای محوریت یک فرد خاص، بهویژه با سابقه تاریخی خاص، مانعی جدی در راه این اتحاد است.
رضا پهلوی گفته: به من توهین شده. وقتی کسی مثل رضا پهلوی میگوید «به من توهین شده ومن را تحقیر میکنند»، معمولاً وی این اعتراض را بهعنوان نشانهای از مظلومیت یا احساسات جریحهدارشدهٔ خود نشان میدهد اما در واقع، این یک پاسخ دفاعی است که نشاندهندهی چیز دیگریست:
🍂ناتوانی در پاسخگویی سیاسی،
🍂نداشتن ظرفیت شنیدن انتقاد حتی از درون پایگاه خود.
در حقیقت، کسی که بهجای پاسخ محتوایی، به «احساس توهین» متوسل میشود، در حال فرار از تحلیل علت انتقادهاست.
بنابراین توهینانگاری نقد، خودش آشکارکنندهی نارسایی ذهنی، ساختاری و تزلزل در پایگاه اوست.
💎 @iranyarannetwork1398
دوگانه پدر بودن و رهبر سیاسی بودن، نشاندهنده یک چالش درونی برای رضا پهلوی است، زیرا نقش «پدر ملی» نیازمند انعطاف و فراگیری است، در حالی که «رهبر دوران گذار» نیازمند قاطعیت و عملگرایی جمعی است. این تعارض میتواند به سردرگمی در پایگاه حامیان و حتی خود او منجر شود، زیرا انتظارات متفاوتی از او وجود دارد. از منظر نظریه نقشها (Role Theory)، این موقعیت میتواند به «تعارض نقش» منجر شود، جایی که انتظارات متناقض از یک فرد، عملکرد او را مختل میکند.
و به چالش درونساختاری در اپوزیسیون سلطنت طلب منجر میشود.
وقتی اعضای یک گروه (در اینجا اپوزیسیون سلطنت طلب) دیدگاههای متفاوتی درباره نقش رهبر خود دارند، این میتواند به کاهش اعتماد و همکاری میان اعضا وبا رهبر گروه منجر شود. این تعارض میتواند بهویژه در گروههای سیاسی که هدف مشترکی مانند «گذار» را دنبال میکنند، مخرب باشد و از انسجام آنها جلوگیری کند. رضا پهلوی در حال مدیریت یک «تعارض نقش» است که با فشارهای اجتماعی و سیاسی تشدید میشود. واکنش او (انتقاد علنی و لحن تهاجمی) تلاشی برای بازپسگیری کنترل و تقویت جایگاه خویش است، اما عدم مهارت او در مدیریت عملی و گفتمانی چنین مشکلاتی، منجر به تعمیق شکاف در میان حامیانش خواهد شد و از این به بعد شاهد ریزش های بیشتری در صفوف سلطنت طلبان خواهیم بود.
پروژههایی مانند «شکوفایی ایران» که در اتاقهای بسته و بدون دخالت واقعی جریانهای متکثر اپوزیسیون طراحی شدهاند، در تلاشاند تا با ساختارهای پیشین و غیرپاسخگو برای دوران گذار خود را تعریف کنند. در این ساختارها، مردم ایران جایگاهی صرفاً نمادین دارند و همه تصمیمها توسط ترکیبی از « خودی های رضا پهلوی» تحت عنوان «نهاد خیزش» و «رهبر خیزش» گرفته میشود.
جوانان و معترضان داخل ایران، باهوشتر از آن هستند که این دوگانگی را درک نکنند. فاصله میان سخنرانیهای نرم و اسناد پشتپرده، اعتماد به چهرههایی مانند رضا پهلوی را فرسایش میدهد.اگر این پروژه شکوفایی اجرایی شود منجر به تمرکز قدرت بدون پاسخگویی میشود: قرار گرفتن شخصی غیرمنتخب، بدون شفافیت، در جایگاه رهبر نهایی یک «دوران گذار»، تجربهای تلخ را به ذهن متبادر میکند؛ از ولایت فقیه تا شوراهای انقلاب.
هیچ پروژه گذاری در ایران بدون اجماع و مشارکت نیروهای ملی، دموکرات، چپ، سکولار و اقوام مختلف قابل تحقق نیست. القای محوریت یک فرد خاص، بهویژه با سابقه تاریخی خاص، مانعی جدی در راه این اتحاد است.
رضا پهلوی گفته: به من توهین شده. وقتی کسی مثل رضا پهلوی میگوید «به من توهین شده ومن را تحقیر میکنند»، معمولاً وی این اعتراض را بهعنوان نشانهای از مظلومیت یا احساسات جریحهدارشدهٔ خود نشان میدهد اما در واقع، این یک پاسخ دفاعی است که نشاندهندهی چیز دیگریست:
🍂ناتوانی در پاسخگویی سیاسی،
🍂نداشتن ظرفیت شنیدن انتقاد حتی از درون پایگاه خود.
در حقیقت، کسی که بهجای پاسخ محتوایی، به «احساس توهین» متوسل میشود، در حال فرار از تحلیل علت انتقادهاست.
بنابراین توهینانگاری نقد، خودش آشکارکنندهی نارسایی ذهنی، ساختاری و تزلزل در پایگاه اوست.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#وحید_بهشتی، فعال سیاسی و بنیانگذار «جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران»، در گفتگو با ایران اینترنشنال به مناسبت صد و نوزدهمین سالگرد انقلاب مشروطه و سی و چهارمین سالگرد قتل زنده یاد دکتر شاپور بختیار، تأکید کرد که این جبهه امروز ادامهدهندهی حقیقی راه انقلاب مشروطه و روح عدالتخواهی مردم ایران است.
«خمینی، که زاییدهی توطئه کنفرانس گوادولوپ بود، جنبش اصلاحی مردم ایران را—که در پی احیای اصول انقلاب مشروطه بود—به انحراف کشاند و جامعه را به عصر تاریک ارباب و رعیتی بازگرداند. در آن روزها، در حالی که تقریباً تمامی نیروهای سیاسی به گرد خمینی حلقه زده و او را “پدر” نامیده بودند، تنها یک مرد در برابر این فریب بزرگ ایستاد: زندهیاد دکتر شاپور بختیار.»
«امروز حتی سازمان اطلاعات اسرائیل نیز ابراز پشیمانی میکند که چرا به هشدار دکتر بختیار بیتوجهی کرد و پیش از آنکه فاجعه خمینیگری بر ایران و جهان سایه افکند، به توصیه او عمل نکرد.»
«اوج انقلاب مشروطه، تحصن تاریخی مردم در باغ سفارت بریتانیا در سال ۱۲۸۵ بود که مظفرالدینشاه را وادار به امضای فرمان مشروطه کرد. امروز نیز «جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران»، که از دل تحصن و اعتصاب غذا در برابر وزارت خارجه بریتانیا زاده شد و اکنون وارد روز ۸۹۵ تحصن خود شده، صدای همان مطالبات تاریخی ملت ایران است.»
«این جبهه با پایگاه اجتماعی گسترده، بهراستی ادامهدهنده راه انقلاب مشروطه است. از همین روست که رژیم ملاها در شش هفته گذشته با تمام قوا به آن حمله کردهاند.»
#انقلاب_ایران
#آب_برق_زندگی
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خیلی اوضاع خرابه !
شاید این حرام زاده ها از حرصشون که همه جوره باختن خیلی از بچه های اعدامی رو تو این هفته اعدام کنن !!!
زنان زندانی سیاسی در قرچک هم احتمالا طی دو روز آینده به بند ۶ زندان اوین منتقل میشن ! و متاسفانه اینطور که گفته شده ، پخشان عزیزی و وریشه مرادی در قرچک می مانند چون حکم اعدام دارند !!
ایران
Iran - Alarm: Human Rights in Iran
Urgent and alarming news from Iran: Based on a letter I received from a political prisoner in Iran, all political prisoners sentenced to death sentences have been crammed into two large buses and, after being brutally beaten, transferred to Ghezel Hesar Prison — the primary site for executions.
Protests, clashes, chants, and attempts by other prisoners to prevent the transfer were met with deliberate tear gas attacks. Armed police stood ready to fire to force prisoners back into their halls and ensure the transfer went ahead.
The situation is extremely grave. It is feared that, out of spite for having lost on all fronts, the authorities may execute many of these prisoners within the coming week.
In addition, women political prisoners in Qarchak Prison are expected to be transferred to Ward 6 of Evin Prison within the next two days. Sadly, it is reported that Pakhshan Azizi and Verisheh Moradi will remain in Qarchak because they also face death sentences.
This is an urgent call to all international human rights organizations, governments, and media outlets to act immediately to stop these executions and protect the lives of Iranian political prisoners.
@UN @AmnestySverige @amnesty @StateDept_NEA @netanyahu @IsraeliPM
@hana_humanright @iranhrs99
@EUCourtPress @EUHumanRights @NoToExecution_ @hrw_fa @ICHRI_Fa @UNHumanright
@hrw @hrw_fa @StateDept
توییت ویکتوریا آزاد
https://x.com/victoriaazad24/status/1954076529618530641?s=46&t=auKQyaXoKCMkBcgLlMbZ4Q
2025-08-09
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM