اسرائیل نباید به دستاوردهای فعلی در جنگ با رژیم ایران بسنده کند. حکومت ایران به جای بهبود زندگی مردم، منابع خود را صرف تروریسم میکند و هر دلار ورودی به تهران میتواند به حزبالله، حماس، حوثیها و دیگر نیروهای نیابتی برسد.!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دولت پزشکیان برای تشییع جنازه علی خامنهای ۷ هزار میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته که تقریبا با این بودجه میشه ۵۰۰ مدرسه ساخت. شعار مرگ بر امریکا هم ممنوع شده کسی حق نداره علیه امریکا شعار بدهد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این غارت با جعل ۱ میلیون زائر خیالی شروع شده و در قالب قرارداد #بیمه ، سهمیه #أرز ، ثبت شرکتهای صوری و ... سندسازی شده است
استاندار حق بیمه ۱۱۰ هزار تومانی یک میلیون زائر غایب را به حساب بیمه معلم واریز میکند؛ یعنی ۱۱۰ میلیارد تومان #اختلاس خالص!
برای زائران فرضی ۲۰۰ هزار دیناری ارز دولتی دریافت میکند که مجموعا ۴۰۰ میلیارد تومان به جیب باندهای استاندار میرود
جالبترین نمونه پاکبانی در عراق است! قرارداد ۲۹۰ میلیارد تومانی با ۴۲ شرکت تکنفره بسته شده که هیچ وجود خارجی در عراق ندارند
تخصیص وام های صوری ۱۰ میلیون تومانی اربعین به کارمندان گزینششده و مدیران ارشد در ادارات و شرکتهای تابعه ازشاهکارهای دیگراستاندار است
این رقم بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان است که از منابع اداره تعاون و رفاه اجتماعی کرمانشاه، مستقیماً از حق کارگران محروم استان کسر میشود.
#فساد #غارت #جامعه_مدنی_غایب
#منجی_خود_تو_هستی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
✍*فرامرز ایرانشهر*
ایران- خوزستان
از اعضای خانواده شبکه ایرانیاران
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
تحرکات دیپلماتیک اخیر جمهوری اسلامی ایران در قبال ایالات متحده، بیش از آنکه نشانهای از تمایل واقعی به توافق یا تغییر راهبرد باشد، به نظر میرسد بخشی از یک تاکتیک زمانبر در چارچوب مدیریت تهدیدهای امنیتی داخلی و خارجی است. پرسش اصلی این است که چرا تهران همواره تلاش میکند مذاکرات را تا «دقیقه نود» به تعویق بیندازد و حتی برای چند روز زمان اضافه نیز چانهزنی میکند،بر اساس این تحلیل، هدف اصلی جمهوری اسلامی از کشدادن روند مذاکره، خرید زمان برای تکمیل یک آرایش امنیتی خاص در داخل کشور است؛ آرایشی که تمرکز آن نه بر مقابله با حملات هوایی خارجی، بلکه بر مهار سناریوهای ناآرامی و شورشهای داخلی است.
*زمین، نه هوا؛ نقطه تمرکز واقعی*
تجربههای نظامی دهههای اخیر، از جمله جنگهای خاورمیانه، نشان داده است که هیچ قدرت خارجی بدون ورود نیروی زمینی نمیتواند به «فتح سرزمینی» و تثبیت دستاوردهای نظامی دست یابد. حملات هوایی، حتی در گستردهترین مقیاس، در نهایت نیازمند حضور میدانی برای کنترل و مدیریت مناطق هدف هستند.
در همین چارچوب، جمهوری اسلامی بهخوبی آگاه است که ایالات متحده بهویژه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ تمایلی به درگیریهای طولانیمدت و پرهزینه زمینی ندارد و ترجیح میدهد به عملیاتهای ضربتی، کوتاهمدت و کمهزینه بسنده کند. این مسئله باعث شده تهران، بهجای تمرکز بر بازدارندگی هوایی، تمام توجه خود را معطوف به کنترل « داخلی» کند.
*پیوند مذاکره با دکترین مهار چین*
در این میان، جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده است که هدف آمریکا از مذاکره صرفاً امتیازگیری مقطعی یا مدیریت یک پرونده دوجانبه نیست. از نگاه تهران، مسئله در سطحی کلانتر و در دل دکترین امنیتی ایالات متحده برای مهار چین تعریف میشود. بر اساس این دکترین، واشنگتن ناچار است کانونهای بیثباتی و بازیگرانی را که میتوانند در آینده به پشتوانه راهبردی پکن در غرب آسیا تبدیل شوند، حذف یا خنثی کند.
در این معادله، جمهوری اسلامی نه یک بازیگر قابل اصلاح، بلکه یک مانع ساختاری تلقی میشود؛ مانعی که از دید آمریکا، تنها با کنار رفتن آن و استقرار یک حاکمیت همراستا با غرب میتوان ثبات بلندمدت منطقه و مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت را برای مهار چین تضمین کرد. همین برداشت است که سبب شده تهران، مذاکره را نه بهعنوان مسیر مصالحه، بلکه بهعنوان ابزاری برای تعویق یک تهدید وجودی تلقی کند.
*خرید زمان برای سازماندهی نیروهای میدانی*
بر اساس این تحلیل، آنچه ممکن است از دید واشنگتن پنهان مانده باشد، تلاش سیستماتیک جمهوری اسلامی برای تجهیز، اسکان و سازماندهی نیروهای شبهنظامی و امنیتی با تجربه بالای جنگهای خیابانی است. این نیروها، که بخشی از آنها در قالب شبکههای موسوم به «محور مقاومت» و حتی با مشارکت عناصر فراملی از برخی کشورهای منطقه فعالیت میکنند، عملاً برای سناریوهای سرکوب گسترده ناآرامیهای داخلی آماده میشوند.
از این منظر، نمایشهای مقطعی قدرت در حوزه دریایی یا سامانههای پدافندی، بیش از آنکه بیانگر راهبرد اصلی دفاعی باشند، میتوانند نقش عملیات ایذایی و انحرافی را ایفا کنند؛ اقداماتی برای منحرفکردن تمرکز طرف مقابل از اولویت واقعی، یعنی کنترل خیابانها.
*دیماه ۱۴۰۴؛ نقطه بیبازگشت مشروعیت*
کشتار گسترده معترضان در دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نقطه عطفی در شکاف میان حاکمیت و بدنه اجتماعی دانست. این رخداد، بهزعم بسیاری از ناظران، آخرین ضربه جدی به سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی در میان تودههای مردم بود. در عین حال، همین واقعه نشان داد که نظام برای بقا، بهطور کامل بر نیروهایی متکی است که آموزش، تجربه و آمادگی بالایی در جنگهای شهری دارند؛ نیروهایی که سالها در خاورمیانه و قفقاز تجربه میدانی کسب کردهاند و تحت مدیریت مستقیم نهادهای نظامی، بهویژه سپاه پاسداران، عمل میکنند.
در چنین شرایطی، جامعهای که عملاً فاقد هرگونه امکان دفاع سازمانیافته است، در برابر این نیروهای بهشدت مسلح و سازمانیافته، در موقعیت نابرابری مطلق قرار دارد.
*منطق بقا به هر قیمت*
درک تهدید وجودی، رفتار جمهوری اسلامی را توضیح میدهد. نظام حاکم به این نتیجه رسیده است که با فشار قابل مهار مواجه نیست، بلکه با سناریوی حذف روبهروست. از این رو، تمام تلاش خود را برای بقا بهکار خواهد گرفت؛ حتی اگر این بقا مستلزم کشتار گسترده شهروندان، تشدید سرکوب و عبور کامل از هرگونه ملاحظه اجتماعی و سیاسی باشد.
*خطای راهبردی تضعیف تدریجی*
در این نقطه، یک هشدار راهبردی مطرح میشود، هر راهبردی که بر تضعیف تدریجی یا فرسایشی جمهوری اسلامی تکیه کند، میتواند نتیجه معکوس بدهد.
بقیه مقاله
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
بقیه از مقاله بالا
تجربههای اخیر نشان داده است که این نظام در شرایط فشار و جنگ، نهتنها فرو نمیپاشد، بلکه میآموزد، تطبیق میدهد و در حوزه سرکوب داخلی کارآمدتر و خطرناکتر میشود.
از منظر این تحلیل، اگر قرار است راهبردی مؤثر در حمایت از مردم ایران شکل بگیرد، اولویت نخست باید از کار انداختن ساختار فرماندهی و نیروهای سرکوبگر باشد؛ امری که تنها در صورت تضعیف جدی این ستون فقرات امنیتی میتواند زمینه را برای حضور میلیونی مردم در خیابان و تغییر موازنه قدرت فراهم کند. در غیر این صورت، جمهوری اسلامی نهتنها باقی میماند، بلکه با تجربهای که از میدانهای درگیری بهدست میآورد، میتواند به تهدیدی جدیتر برای منافع آمریکا و ثبات خاورمیانه تبدیل شود.
*پیامد فراموششده، بحران مهاجرت*
یکی از نتایج محتمل این سناریو، موج گسترده مهاجرت ایرانیان به سمت اروپا است. تداوم سرکوب و انسداد کامل مسیرهای تغییر، میتواند میلیونها نفر را ناگزیر به ترک کشور کند؛ موجی که نهتنها یک بحران انسانی، بلکه یک چالش امنیتی و سیاسی جدی برای اتحادیه اروپا و غرب خواهد بود.
در مجموع، هر تحلیلی که تصور کند این نظام تنها تحت فشار خارجی بهتدریج فرو میریزد،واقعیت مهمی را نادیده گرفته که میتواند هزینههای منطقهای و بینالمللی سنگینی بهدنبال داشته باشد. آن واقعیت مهم اینست که این رژیم انگیزه وحیله برای ماندن بسیار دارد و تا آخرین نفس کلیه روشها را برای ماندن آزمایش خواهد کرد تا دورهٔ ترامپ به پایان برسد . آنها در مذاکرات کوتاه خواهند آمد و برای خود زمان و مشروعیت خواهند خرید . ادامهٔ حیات رژیم جامعهٔ جهانی و ایران را وارد یک دورهٔ فرسایشی طولانی مدت خواهد کرد و مشکلات منطقه بیشتر خواهد شد. اما اگر جامعه جهانی در مقابل جمهوری اسلامی کوتاه نیاید و شکاف داخلی رژیم افزایش یابد و مردم خود را جهت اعتصابات سراسری و خیزش های خیابانی سازماندهی کنند. آنگاه این معادله به نفع مردم ایران و جامعه جهانی تغییر خواهد کرد.
تجربههای اخیر نشان داده است که این نظام در شرایط فشار و جنگ، نهتنها فرو نمیپاشد، بلکه میآموزد، تطبیق میدهد و در حوزه سرکوب داخلی کارآمدتر و خطرناکتر میشود.
از منظر این تحلیل، اگر قرار است راهبردی مؤثر در حمایت از مردم ایران شکل بگیرد، اولویت نخست باید از کار انداختن ساختار فرماندهی و نیروهای سرکوبگر باشد؛ امری که تنها در صورت تضعیف جدی این ستون فقرات امنیتی میتواند زمینه را برای حضور میلیونی مردم در خیابان و تغییر موازنه قدرت فراهم کند. در غیر این صورت، جمهوری اسلامی نهتنها باقی میماند، بلکه با تجربهای که از میدانهای درگیری بهدست میآورد، میتواند به تهدیدی جدیتر برای منافع آمریکا و ثبات خاورمیانه تبدیل شود.
*پیامد فراموششده، بحران مهاجرت*
یکی از نتایج محتمل این سناریو، موج گسترده مهاجرت ایرانیان به سمت اروپا است. تداوم سرکوب و انسداد کامل مسیرهای تغییر، میتواند میلیونها نفر را ناگزیر به ترک کشور کند؛ موجی که نهتنها یک بحران انسانی، بلکه یک چالش امنیتی و سیاسی جدی برای اتحادیه اروپا و غرب خواهد بود.
در مجموع، هر تحلیلی که تصور کند این نظام تنها تحت فشار خارجی بهتدریج فرو میریزد،واقعیت مهمی را نادیده گرفته که میتواند هزینههای منطقهای و بینالمللی سنگینی بهدنبال داشته باشد. آن واقعیت مهم اینست که این رژیم انگیزه وحیله برای ماندن بسیار دارد و تا آخرین نفس کلیه روشها را برای ماندن آزمایش خواهد کرد تا دورهٔ ترامپ به پایان برسد . آنها در مذاکرات کوتاه خواهند آمد و برای خود زمان و مشروعیت خواهند خرید . ادامهٔ حیات رژیم جامعهٔ جهانی و ایران را وارد یک دورهٔ فرسایشی طولانی مدت خواهد کرد و مشکلات منطقه بیشتر خواهد شد. اما اگر جامعه جهانی در مقابل جمهوری اسلامی کوتاه نیاید و شکاف داخلی رژیم افزایش یابد و مردم خود را جهت اعتصابات سراسری و خیزش های خیابانی سازماندهی کنند. آنگاه این معادله به نفع مردم ایران و جامعه جهانی تغییر خواهد کرد.
در طرح مارشال کمک ارسالی به اروپائیان ۱۷ میلیارد دلار بود که در سال ۱۹۴۸، ارسال شد. این مبلغ را امروز حدود ۲۵۰ میلیارد دلار تخمین زده اند.
چرا دونالد ترامپ مبلغ هنگفت ۳۰۰ میلیارد را که از هزینه بازسازی چندین کشور اروپایی بيشتر است (در جنگی که حدود ۲۵ میلیون نفر تلفات نظامی و حدود ۵۵ ميليون تلفات غیر نظامی داشته)، در نظر گرفته. طرح او براستی چیست؟اعتماد آهنین به جموری اسلامی؟ رام كردن ج ا؟
براستي میتوان قالی باف را گورباچف ایران دانست؟
ویل چمبرلین در سال ۱۹۳۸ نخست وزیر انگلستان بود. در آن زمان هیتلر تنها بخش کوچکی از چکوسلواکی را گرفته بود. وی بهمراه نخست وزیر فرانسه در کنفرانسی در مونیخ از هیتلر تعهد نامه گرفت که آلمان به هیچ کشور دیگری حمله نکند. وی خوشحال از سفر به لندن باز گشت، لیکن هیتلر تنها یک سال بعد همه چکوسلاواکی را گرفت و به لهستان نیز حمله کرد و جنگ جهانی دوم را آغاز کرد.
ترامپ با همه «تیزهوشی» و آگاهی به ناتوانی مالی ایالات متحده و عدم محبوبیت ادامه جنگ با جمهوری اسلامی، میان آمریکایی ها، و ارجحيت رقابت با چین، اسراپیل را پشت سرگذاشت و جنگ رامتوقف کرد. جی دی ونس برنده شد. در ان تعهد نامه نه خبري از موشك ها، نه پروكسي ها و نه مسله اتمي ست.
ايا این اطمینان فوق العاده به یک رژیم ترفند باز تصویر چمبرلین را در ذهن زنده نمی کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
احمد حجار، وزیر کشور لبنان، روز پنجشنبه اعلام کرد دستور حذف بنرهای نصبشده در تشکر از ایران در جاده منتهی به فرودگاه بیروت را صادر کرده است.
این بنرها با تصاویر علی خامنهای و مجتبی خامنهای و شعار «سپاس از ایران وفادار» در روزهای اخیر در مسیر فرودگاه بینالمللی رفیق حریری نصب شده بودند.
وزیر کشور لبنان گفت این اقدام برای ساماندهی فضاهای عمومی و اجرای قوانین و مقررات موجود انجام میشود و این پوسترها باید ظرف دو روز آینده برداشته شوند.
گزارش L’Orient Today یادآوری کرده است که پیشتر نیز در سال ۲۰۲۲، وزارت گردشگری لبنان خواستار حذف تابلوهای وابسته به حزبالله و جنبش امل از مسیر فرودگاه و جایگزینی آنها با تبلیغات گردشگری شده بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸از وزیر خزانه داری هم پرسیدن نظرت چیه که ایران میگه نمیذارم مراکز اتمی را بازرسی کنید؟ جواب داد: محمد الصحاف وزیر اطلاعات صدام را یادته؟ میومد جلو دوربین میگفت هیچ خبری نیست همه چیز خوبه؟ ولی آمریکاییها رسمأ در خاک عراق بودند… الان هم قضیهی ایران همونه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نقدی بر نوشتار اخیر محمد قوچانی
✍م. حسن زاده ( رزمنده جنگ ایران وعراق )
محمد قوچانی در یادداشت «جمهوری سوم» مدعی شده است که تحولات اخیر، جایگاه رئیسجمهور را متحول کرده و جمهوری اسلامی را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که به زعم او، «جمهوریت» تقویت شده و مسعود پزشکیان به معنای واقعی کلمه «رئیسجمهور» شده است.
اما مشکل این نوشته، دفاع از پزشکیان یا تأکید بر ظرفیتهای ریاستجمهوری نیست؛ مشکل، پرشهای ظاهراً استدلالی و نتیجهگیریهایی است که بیش از آنکه محصول تحلیل باشند، حاصل آرزو هستند.
قوچانی از این نکته آغاز میکند که نظام سیاسی از بحران اخیر عبور کرده، اما بدون ارائه استدلالی قانعکننده، ناگهان به این نتیجه میرسد که «جمهوری سوم» متولد شده است.! این جهش دقیقاً بر چه مبنایی است؟
اگر معیارِ پیروزی صرفاً سرنگون نشدن حکومت باشد، آنگاه هر حکومتی که فقط بر سر قدرت باقی بماند، پیروز است؛ حتی اگر برای حفظ بقا از بخشی از اهداف، شعارها و سیاستهای اعلامی خود عقبنشینی کرده باشد. این دیگر تحلیل سیاسی نیست؛ تقلیل مفهوم پیروزی به صرف زنده ماندن است.
قوچانی همچنین همان خطای عمدی را تکرار میکند که سالهاست بخشی از تحلیلگران اصلاحطلب و اصولگرا مرتکب میشوند؛ یعنی میان «بقا» و «موفقیت» تفاوتی قائل نیستند، حال آنکه در علم سیاست موفقیت را با تحقق اهداف میسنجند، نه صرف ماندن بر سر قدرت.
اگر نظامی پس از دههها اصرار بر راهبردی که صدها میلیارده دلار برای آن هزینه شده، ناچار شود برای حفظ خود، در همان راهبرد ایدئولوژیک تجدیدنظر کند، با طرف مقابل توافق کند یا از بخشی از مواضعش عقبنشینی کند، دیگر نمیتوان با بازی با واژهها نام آن را «پیروزی» گذاشت.
مغالطه اصلی آقای قوچانی از آنجا آغاز میشود که افزایش اختیارات رئیسجمهور را در شرایط اضطراری معادل تقویت «جمهوریت» میگیرد، در حالی که این دو هیچ ملازمهای ندارند. جمهوریت یعنی نهادهای پایدار، پاسخگویی، رقابت سیاسی و حاکمیت رأی مردم، نه اعطای اختیارات موقت به یک مقام اجرایی؛ موضوعی که قوچانی علیالقاعده به آن واقف است اما در نوشته خود نادیده میگیرد.
حتی اگر بپذیریم پزشکیان در این مقطع اختیارات بیشتری یافته، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: این اختیارات دائمی و ساختاریاند یا صرفاً محصول شرایط بحرانی؟
قوچانی بدون پاسخ به این پرسش، از «رئیسجمهور شدن رئیسجمهور» به «تقویت جمهوریت» و سپس به «جمهوری سوم» میرسد؛ گویی این فاصله را میتوان با چند جمله تبلیغاتی، و نه استدلال، پر کرد.
او همچنین مخالفان نظام را صرفاً چون حکومت سقوط نکرده، شکستخورده میداند؛ این نیز مغالطهای آشکار است. عدم تحقق هدف سرنگونی، همانقدر که دلیل شکست مخالفان نیست، دلیل پیروزی حکومت هم نیست. یک حکومت ممکن است بقا یابد، اما همزمان مشروعیت اجتماعی، سرمایه سیاسی، انسجام ایدئولوژیک و بخشی از اهداف راهبردی خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی، اعلام «پیروزی» بیش از آنکه تحلیل باشد، موضعگیری سیاسی ناشیانه و ضد مردمی است.
بزرگترین نقص مقاله قوچانی حذف هزینهها از معادله است. در روایت او، چون نظام باقی مانده و توافقی حاصل شده، پس موفق شده است. اما هزینههای اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، سیاسی و روانی این بحران کجای این تحلیل قرار دارند؟ در علم سیاست، نتیجه یک بحران را با این پرسش میسنجند که «با چه هزینهای باقی ماند و برای این بقا از چه چیزهایی صرفنظر کرد؟»
قوچانی پاسخی به این پرسشها نمیدهد، زیرا پاسخ به آنها روایت او از «جمهوری سوم» را فرو میریزد. از همین رو، ادعای او مبنی بر تقویت «اسلامیت» و «جمهوریت»، بیش از آنکه تحلیل سیاسی باشد، تلاشی برای روایتسازی است.
واقعبینانهتر آن است که گفته شود نظام سیاسی از یک بحران عبور کرد و موجودیت خود را حفظ کرد. اما تبدیل این واقعیت به ادعای «پیروزی»، آن هم پس از سرکوب و کشتار وحشیانه هزاران معترض مدنی، خفه کردن صدای جامعه با انسداد چندماهه اینترنت و پرداخت هزینههای سنگین انسانی، اقتصادی و سیاسی، و سپس نتیجه گرفتن اینکه «جمهوری سوم متولد شده»، نه استدلال، بلکه جهشی تبلیغاتی برای حفظ نظامی نامشروع و به آخر خط رسیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ایران حداقل چهار پهپاد تهاجمی را در یک جهت به سمت کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکردند، شلیک کرد.
یکی از پهپادها به عرشه یک کشتی باری برخورد کرد و ایالات متحده سه پهپاد دیگر را سرنگون کرد.
ما سه پهپاد دیگر را سرنگون کردیم.
بدیهی است که این نقض احمقانه توافق آتشبس ما است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یگان های زرهی اسرائیلی در حال ورود به چندین شهر جدید در جنوب لبنان میباشند،
حمله زمینی جدید ارتش اسرائیل در جنوب لبنان در حال وقوع است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفت جمهوری اسلامی با جنگ «حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار» عقب افتاده است. او افزود پیش از جنگ نیز اقتصاد ایران با مشکلات جدی روبهرو بود و طی هشت سال گذشته حدود هزار درصد تورم را تجربه کرده است
باهنر گفت بخش بزرگی از طبقه متوسط به طبقه فرودست سقوط کرده است و یک خانواده سه نفره با درآمد ماهانه ۵۰ میلیون تومان هم نمیتواند در تهران زندگی کند
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
باهنر گفت بخش بزرگی از طبقه متوسط به طبقه فرودست سقوط کرده است و یک خانواده سه نفره با درآمد ماهانه ۵۰ میلیون تومان هم نمیتواند در تهران زندگی کند
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Audio
دومین فایل صوتی محمد نیکبخت، زندانی سیاسی، از پشت میلههای زندان دستگرد اصفهان به دست ما رسید؛ صدایی سرشار از ایمان، شجاعت، استقامت و امید.
محمد نیکبخت ماههاست بدون تعیین تکلیف در زندان به سر میبرد و در حالی که دو برادرش، هادی نیکبخت و فضلالله نیکبخت، به احکام ظالمانه اعدام محکوم شدهاند، او همچنان با ایمانی استوار و روحیهای شکستناپذیر، پیام ایستادگی و آزادی را به گوش همگان میرساند.
این صدا، ندای مقاومت در برابر ظلم است. سکوت نکنیم؛ پیام محمد را به اشتراک بگذاریم و صدای زندانیان سیاسی و عقیدتی ایران باشیم.
❇️ محمد نیکبخت پیش از این بهدلیل مبارزه با رژیم منحوس جمهوری اسلامی ده سال از عمر خود را در زندان سپری کرده است. او برای سرنگونی جمهوری اسلامی اکنون از همیشه مصممتر و امیدوارتر است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دیماه ۱۴۰۴ را هیچکس فراموش نخواهد کرد، روزهایی که هزاران تن از مردم ایران در شهرهای مختلف بر خاک افتادند و جاودانه شدند .
در استان گیلان هم اینچنین بود،در چاف از توابع لنگرود هم غوغایی بود .
شعله ستوده مادر دو کودک بود که ۳۸ سال داشت و میگویند بهنگام جاودانه شدن، باردار بوده است ولی این کودک هرگز بدنیا نیامد و مادر هم نتوانست این کودکش را در آغوش بگیرد .
شعله اینچنین برای آزادی پر کشید و خودش را فدای آزادی کرد و جاودانه شد .
جوانان گیلان و بخصوص لنگرود حتما که راه شعله را ادامه خواهند داد .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همسر جاوید نام فرید سیفی درخواست داشتند این پست بازنشر شود. این مادر اکنون باید این سه قلو را به تنهایی بزرگ کند. ۳ فرزندی که پدری قهرمان و جانفدای ایران داشتند...💔
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM