ایران بریفینگ
7.19K subscribers
20.9K photos
27.8K videos
36.6K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از آخرین تکنولوژی‌های دفاعی جمهوری اسلامی و آخرین دستاورد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای مقابله با اف ۳۵ های آمریکایی می‌شود به این هواپیمای تک سرنشین دو موتوره اشاره کرد که حتی خلبان هم در آن جا نمی‌شود.
سال ۸۸ برای این وسیله که در حد اسباب‌بازی بچه‌ها هم نیست، کلی تبلیغ کردند و معلوم نیست چقدر پول مردم را حرام کردند، اما از اون به بعد دیگه خبری از این هواپیما نشد.
از اون زمان از چند هواپیما دیگر هم رونمایی کردند که قاهر مشهورترینشان بود ولی از اونها هم خبر دیگه‌ای منتشر نشد.
پروژه‌های جمهوری اسلامی در حد رونمایی هست، بیشتر از اون دیگه نمی‌صرفه، پول‌ها رو گرفته و خرج کرده و ماموریت تمام می‌شود.
‌#سپاه_تروریستی_پاسداران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁121🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه سال از ناپدید شدن سما جهانباز در مرکز شهر شیراز می‌گذره و پدرش هنوز امید به پیدا کردن دخترش از دست نداده.
نهادهای امنیتی و انتظامی همچنان می‌گویند هیچ سرنخی ندارند، اما به پدر #سما_جهانباز پیشنهاد دیه داده‌اند تا از پیگیری منصرفش کنند.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
11🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سما جهانباز دختر ۲۲ ساله اصفهانی سه سال پیش در میانه اعتراضات ۱۴۰۱ شیراز  به‌طور مرموزی مفقود شد.
پدر #سما_جهانباز که از #جانبازان #جنگ_ایران_و_عراق است ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۱ کنار #پل_خواجو #اصفهان در حالی که پلاکاردی از عکس‌های دخترش را در دست داشت از «رئیس‌جمهور و رئیس #قوه_قضائیه » درخواست کمک کرده است تا دخترش را پیدا کنند.
برای مفقودی این دختر ۲۲ ساله نیروی انتظامی از قبول شکایت و‌ گزارش مفقودی او سرباز می‌زند، #پلیس_اصفهان معتقد است چون وی در #شیراز مفقود شده باید به آنجا رفت و #پلیس_شیراز هم‌ اعلام کرده چون هیچ سندی مبنی بر حضور این دختر در شیراز نیست شکایت را نمی‌پذیرد، پدر سما اما بدون ذکر دلیل و‌جزئیات معتقد است موضوع امنیتی است.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬11🔥21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیدین سیدیوسفی، وکیل پایه یک دادگستری، به ابهامات موجود در پرونده #سما_جهانباز، دختر دانشجوی اصفهانی که تیرماه ۱۴۰۱ در شیراز مفقود شد، می‌پردازد.
آقای سیدیوسفی، وکیل خانواده سما جهانباز می‌گوید با وجود ابهامات گسترده و ارسال این پرونده به شعبه ویژه قتل شیراز در بهمن ۱۴۰۲، هنوز پرونده در این شعبه ثبت نشده و هیچ دستوری برای انجام تحقیقات صادر نشده است.

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
🤬132🔥1
زنانی که از شدت فقر و بدبختی در رژیم دیکتاتوری آخوندی مجبور به تن فروشی و خلاف شده اند را دستگیر می کنند و سپس به آنها می گویند با در دست گرفتن تصاویر رئیسی و یا یک سپاهی و آخوند جنایتکار آزادی خود را بدست آورید.
این زنان قربانیان رژیم دیکتاتوری آخوندی هستند که توسط آخوندهای زن ستیز وسپاه و وزارت اطلاعات به اسارت گرفته شده‌اند که نامشان پرستو های نظام گفته میشود...
#پرستوهای_وزارت_اطلاعات

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬11🔥1👏1
تصویری نادر از سران ارشد القاعده در داخل ایران،که از سه تن از رهبران ارشد القاعده، از جمله سیف العدل - مردی که بسیاری معتقدند جانشین امیر ایمن الظواهری است - این عکس نشان می دهد که هر سه آنها در تهران، حضور داشته اند.
عکس سال ۲۰۱۵ در پارک آب و آتش تهران گرفته شده و سیف‌العدل، ابومحمد المصری و ابوخیر المصری در آن حاضرند که در آن هنگام اعضای ارشد شورای رهبری سازمان تروریستی القاعده به شمار می‌آمدند.
ابومحمد المصری، قائم‌مقام القاعده بود که سال ۲۰۲۰ در خیابان پاسداران تهران، در یک عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل ترور شد.
ابوخیر المصری، نایب ایمن الظواهری در سوریه بود و سال ۲۰۱۷ در این کشور کشته شد.
سیف‌العدل تنها بازمانده این جمع سه‌نفره است که به احتمال زیاد به عنوان رهبر القاعده، جانشین اسامه بن لادن و ایمن الظواهری خواهد شد، بسیاری بر این باور هستند که سیف العدل کماکان در تهران حضور دارد.
این عکس یک بار دیگر ثابت می‌کند که جمهوری اسلامی مأمن تمام سازمان‌های تروریستی است و ایران را به پناهگاه تروریست‌های اسلامگرا تبدیل کرده.
#القاعده_در_تهران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍9🔥1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدی صفری، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی: «ما در دنیا #یونیک_هستیم
فرماندهان سپاه پاسداران در ابتدای شیوع کووید۱۹ و رونمایی از کرونایاب #مستعان: «مشابه این دستگاه هیچ جا در دنیا ساخته نشده است.»
#دروغهای_سیستماتیک_جمهوری_اسلامی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁8🔥1
دیگر با یک‌ پرستو‌ طرف نیستیم، با پرستوهای سازمانی طرفیم، کاملا مشخص است همه با هم و‌ از یک مرکز گسیل داده شدند، مدل لباسشون تماما مثل هم. رنگ رژ لب‌ها همه مثل هم، حتی دقت کنید کفش‌ها هم مثل هم !
پرستوهای اجاره‌ای و سازمانی
#پرستوهای_امنیتی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬9👍2🔥1
زنان #اغواگر یا همان #پرستوهای_امنیتی واژه ایست که برای زنان دارای ماموریت ویژه در حکومت های توتالیتر و غیر توتالیتر بکار گرفته میشود.
همچو جمهوری اسلامی و #زنان_رژیمی ملقب به پرستو.
این زنان معمولاً تحت تأثیر قوانین و سیاست‌هایی هستند که توسط رهبران این حکومت‌ها تعیین می‌شود اما اصولا در بین ایشان،استعداد پرستو شدن در رفتارشان ملموس بوده و در بدترین شرایط،با پشت کردن به جامعه،حکومت را یاری داده اند.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬9🔥1
انصاف‌نیوز بخش‌هایی از گزارش‌ یک نهاد امنیتی درباره زنانی که نام اطلاعاتی آنها «پرستو» است را منتشر کرده
در این گزارش به نام برخی مقام‌های بلند‌پایه سابق دولتی هم‌چون
#عطالله_مهاجرانی ، #محمد_علی_نجفی ، #علی_جنتی و چند وزیر و استاندار و…دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی اشاره شده که قربانی رابطه «پرستو‌ها» شده‌اند.
عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی اصلاح‌طلبان در این گزارش وجود «پرستو‌ها» را انکار نکرده و گفته «چنین امکانی {استفاده از زنان} امروزه در دستگاه‌های امنیتی خودمان وجود دارد»
وی زنانی که به شکل‌های مختلف وارد زندگی سیاست‌مداران در ایران می‌شوند را «آدم‌های معمولی» معرفی کرده که به دلیل نیاز‌های «اقتصادی،اجتماعی،عاطفی،یا دست‌یابی به پرستیژ اجتماعی»، دست به این کار می‌زنند.
ناصری درباره‌ استفاده از این زنان به عنوان «پرستو» از سوی نهاد‌های اطلاعاتی هم گفته «این دست از اتفاقات یک فریب اطلاعاتی و امنیتی است که در همه‌ دستگاه‌های اطلاعاتی وجود دارد.»
جنجالی‌ترین اظهارات عبد‌الله ناصری در این گزارش مربوط به صیغه شدن برخی از زنان کشته شدگان جنگ هشت ساله عراق علیه ایران و استفاده از تعدادی از آنها به عنوان «پرستو» است که خشم محافظه‌کاران را برانگیخته است.
ناصری گفته بود نهاد‌های اطلاعاتی در ایران بخشی از «پرستو‌ها» را از میان زنانی که همسران آنها در جنگ ایران و عراق کشته شده‌اند، انتخاب می‌کنند.
«زهرا طباخی» یکی از فعالان حزب اللهی در این رابطه توییت کرده بود «بمیریم و نشنویم بین رفقای‌تان پز می‌دهید که همسر شهید فلانی را می‌خواهم زن دوم خودم کنم! جنگ روانی با زن داغ دیده؟ اخلاق و دین وغیرت ندارید؟»
طباخی همچنین در پاسخ به انتقادها نوشت که «شب خاکسپاری شهید، بشین پای درد و دل خانواده شهدا! راه دوری نمیره... برای آینده خانواده شهید حججی هم خوبه.»
این توییت در واقع کنایه‌ای بود از سرنوشت همسر
#محسن_حججی یکی از «شهدای مدافع حرم» که چند سال پیش در سوریه کشته شد.
وی همچنین افشا کرد که نیرو‌های حزب‌الله با افتخار از صیغه کردن زنان «شهدای حرم» حرف می زنند، برای وادار کردن این زنان به انواع حربه‌ها متوسل شده و با روش‌های مختلف این زنان را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند.
زنانی که در جنگ عراق علیه ایران و جنگ سوریه همسر خود را از دست داده و بیوه شده‌اند٬ یکی از قربانیان خاموش جامعه ایران هستند.‏
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬8🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حوالی تاریخ‌های در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ تا ۴ خرداد ۱۳۹۷ در جریان گودبرداری محل پیشین آرامگاه، #رضاشاه_کبیر پیکری مومیایی کشف شد.، از آنجا که مومیایی کردن اجساد در ایران رسم نیست و شاید تنها پیکر مومیایی شده در ایران پیکر رضاشاه باشد مضاف بر بررسی نقشهٔ ماهواره‌ای، اینکه پیکر متعلق به رضاشاه باشد را محتمل‌ترین گزینه باید دانست.
موضوع در حد چند عکس و شایعات بود تا اینکه در ۳۰ خرداد ۱۳۹۷، حسن خلیل‌آبادی، عضو شورای شهر تهران اعلام کرد مومیایی متعلق به رضاشاه بوده و مدعی شد دوباره در همان محدوده دفن شده است.
این تنها ادعای یک مقام رسمی جمهوری اسلامی است و اکنون هیچ امکان راستی آزمایی نیست و امیدواریم که جمهوری اسلامی دست به عمل جنون آمیز دیگری نزده باشد.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
11👍1🔥1
پس از جدال‌های بسیار بر سر موضوعاتی همچون بازداشت و متهم کردن به جاسوسی #فعالان_محیط_زیست حالا به نظر می رسد حالا دیگر وزارت اطلاعات وجود «سازمان اطلاعات سپاه» را پذیرفته و با آن گام به گام جلو می آید سازمانی که در قبال بازداشت فعالان محیط زیست ، نه تنها وزارت اطلاعات مقابلش ایستادگی کرد حتی بارها خواستار حذف و تعدیل فعالیتهایش شده بود.
در این گزارش تاریخی و تحلیلی نگاهی می اندازیم به چگونگی تاسیس « سازمان اطلاعات» که تا سالها حتی بسیاری نام و تعلق سازمانی آن را نمی دانستند و صرفا از آن به عنوان « سازمان اطلاعات موازی» نام می برند، رقیبی موازی و جدی و شاید بدیل وزارت اطلاعات که اکنون عملا آن شده است و بسیاری از ماموریتهای رسمی وزارت اطلاعات به این سازمان موکول شده.
در تابستان ۱۳۸۳ چندين نفر از روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان به بهانه‌های امنيتی و اخلاقی دستگير شدند.
تعيين مسير اين پرونده و تمام دستگيری‌ها و بازجويی‌های آن توسط نهادی انجام می شد که کسی نمی دانست چیست و صرفا در مطبوعات و افواه از آن به عنوان «سازمان اطلاعات موازی» نام برده می شد، انجام می‌گرفت.
 این سازمان حتی هنوز نتوانسته بود برای فعالیت‌های خود مکان مشخصی داشته باشد، احضاریه‌ها معمولا به آدرس اداره اماکن نیروی انتظامی، ساختمانی در وزارت ارشاد،ساختمانی در بخش اداری دادگستر و‌در چندین مورد یک پایگاه بسیج مسجدی در شرق تهران، اساره داشتند، اما نه نیروی انتظامی و نه دیگر نهادها از کم و‌کیف آنها اطلاعاتی نمی‌دادند.
سازمان اطلاعات موازی با دستگيری اين جوانان فعال در اينترنت قصد داشت آخرين حلقه از زنجيره اقدامات خود برای سركوب اصلاح طلبان را تكميل كند.
اين فشار همه جانبه قرار بود در ماههای منتهی به انتخابات رياست جمهوری دوره نهم تشديد شود و احتمالا شامل برخی از نمايندگان سابق مجلس و نيروهای سابق دولتی هم می‌شد.
حالا دیگر برای همه مشخص شده بود یک نهاد امنیتی قدرتمند با حوزه اختیارات بسیار گسترده به میدان آمده است.
کامل این مقاله را می توانید در سایت ما بخوانید. #سازمان_اطلاعات_موازی #سازمان_اطلاعات_سپاە
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬6🔥1
درست در ماههای واپسين سال ۱۳۷۸ در حالی كه وزارت اطلاعات تحت فشار شديد مطبوعات اصلاح طلب قرار داشت تا غده سرطانی درون خود را تصفيه كند و باب قتلهای زنجيره‌ای را برای هميشه ببندد، سه تن از نيروهای بلند پايه امنیتی درون سپاه رضا سراج ، جواد غفاری و حجت السلام غلامحسین رمضانی طرحی را برای خامنه ای بردند كه در آن با سوء استفاده آشكار از فضای مطبوعاتی موجود عليه وزارت اطلاعات، پيشنهاد تشكيل يك سازمان مستقل اطلاعاتی كه مستقيما زير نظر رهبری عمل كند، مطرح شده بود.
آنها طرح خود را سازمان موازی اطلاعاتی، «سازمان اطلاعات كشور» نام گذاشته بودند و كلمه امنيت را هم صرفا برای آنكه به شباهت با ساواك شناخته نشوند، حذف كرده بودند. اما چارت تشكيلاتی پيشنهادی، شباهت كاملی با ساواك داشت .
در مجموع سازمان موضوع ، با ادغام بخش‌هايی از نيروهای اطلاعاتی سپاه با وزارت اطلاعات ايجاد شد و تمام وظايف وزارت را زير نظر مستقيم رهبری به عهده می‌گرفت. معاونت اطلاعات سپاه آن زمان در عين تقويت و تغذيه تشكيلات جديد، موجوديت مستقل خود را حفظ می‌كرد.
 اين طرح با موافقت ابتدايی خامنه ای مواجه نشد و برای ابراز نظر به رؤسای سه قوه و شورای عالی امنيت ملی ارجاع شد. در اينجا اصلاح طلبان كه بخشی از تخلفات و تندروی‌های وزارت اطلاعات را با هدف اصلاح رفتار اين مجموعه افشا كرده بودند، متوجه شدند كه رقبای سپاهی وزارت اطلاعات با استفاده از اين موقعيت در صدد زدن ضربه نهايی به وزارت و ايجاد يك سازمان مخوف امنيتی كه عملا به هيچكس پاسخگو نباشد، برآمده اند.
پرونده قتلهای زنجيره‌ای نيز به علت رعايت مصالح بزرگتر و به خاطر آينده كشور برای هميشه بسته شود.
اما از اين مقطع به بعد و پس از مقاومت رئیس جمهور و وزارت اطلاعات در مقابل طرح پيشنهادی، اين طرح به صورت غيررسمی در دستور كار قرار گرفت كه بر اساس آن سازمان اطلاعاتی به صورت غيرقانونی و غيررسمی ايجاد شد و فعاليت كرد. سازمان جديد در واقع يك تشكيلات شبكه‌ای است كه از به هم پيوستن چند نهاد مختلف اطلاعاتی و امنيتی و قضايی ايجاد شده و به صورت ناگفته با چند مركز سياسی و در رأس همه با چند فرد شاخص در بيت رهبری (مجتبی خامنه‌ای و حجت السلام صادق میرحجازی) ارتباط داشته و هماهنگی می‌كند.
کامل این مقاله را می توانید در سایت ما بخوانید. #سازمان_اطلاعات_موازی #سازمان_اطلاعات_سپاە
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬52
پس از تشكيل ساختار اوليه شبكه اطلاعات موازی، مركز حفاظت اطلاعات قوه قضاييه هم ايجاد و به اين ساختار اضافه شد و با منصوب شدن سعيد مرتضوی به سمت دادستان عمومی و انقلاب تهران، او نيز عملا ضلع ديگری از اين شبكه را تكميل كرد.
در بخش طرح و توسعه حفاظت قوه قضائيه، يكی از طراحان اوليه سازمان اطلاعات به همراه يك تيم از نيروهای اخراجی و كناره گيری كرده از وزارت اطلاعات مشغول به كار شدند (تیم مصطفی ریاحی) وی نیز طرح‌هايی را برای ايجاد چند تشكيلات جديد تهيه و پيشنهاد كرد.
تشكيل «ستاد حفاظت اجتماعی» توسط قوه قضاييه در آن سال‌ها عملا يك شبكه گسترده خبرچينی از محلات و شهرستان‌ها بود، که يكی از پيشنهادات مطرح برای گسترش حوزه نفوذ سازمان اطلاعات موازی بود،دلیل آنکه طراحان این بخش را به قوه قضائیه واگذار کرده بودند دور زدن سریع قانون برای اخذ مجوز شنود تلفن و یا بازرسی از خانه‌ها و دیگر آنکه طراحان اولیه خوف آن را داشتند که اگر چنین بخشی در داخل سپاه پاسداران باشد جریان موازی بسیج خواهد بود و واکنشهایی درون سپاه برایش به وجود می آید.
 طرح بعدی، ايجاد يك تشكيلات موازی جديد برای ضابطين قضايی بود.
هدف واقعی از اين طرح، رسمی كردن و ايجاد هماهنگی و متمركز كردن فعاليت‌های بخشی از نيروهای مخفی و نيمه مخفی اطلاعات نيروی انتظامی بود، هزاران خبرچین هایی که در سراسر کشور سالها با اطلاعات نیروی انتظامی در همکاری بودند (این یکی از افتخارات فرمانده وقت اطلاعات نیروی انتظامی سرتیپ #مسعود_صدرالسلام بود، او بعدها همه این تشکیلات مخفی را تحویل سپاه پاسداران داد) این بخش که در تمام اين سالها به صورت غير قانونی فعاليت می‌كرد حالا با واگذاری اش به این سازمان وجاهت قانونی نیز پیدا می‌کرد.
طرح‌های ديگری هم برای توسعه تشكيلاتی این سازمان وجود داشت که #رضا_سراج از آنها به عنوان زیر پروژه نام برده بود، طرح هایی همچون برخورد با فعالان سياسی و دانشجويی و مطبوعاتی آن سالها .
 به اين ترتيب سازمان اطلاعات موازی با هدف قلع و قمع مخالفان و دگراندیشان تشكيل شد.
 کامل این مقاله را می توانید در سایت ما بخوانید. #سازمان_اطلاعات_موازی #سازمان_اطلاعات_سپاە

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬6🔥1
الگوی عملياتی سازمان اطلاعات موازی برخلاف وزارت اطلاعات كه داعيه دار اشراف اطلاعاتی و نظارت بر حوزه‌های پنهان و آشكار امنيتی است، «كار پروژه ای» بود.
اين مدل كه سپاه پاسداران پيش از اين در پرونده برخورد با حزب توده و همچنین برخورد با سيد مهدی‌هاشمی هم به اجرا درآورده بود ، در واقع الگوبرداری شده از كميته مشترك ضد خرابكاری و نحوه مواجهه آن با تشكيلات فداييان و مجاهدين خلق بود.
ساواک نیز این طرح را دو تن از افسران اطلاعاتی سرويس جاسوسی اسرائیل در سالهای پايانی دهه چهل به آنهاآموزش داده بودند.
اگر ما این فرض غیر رسمی را بپذیریم که قتلهای زنجیره‌ای با هدایت و الغاء و تغذیه فکری سپاه پاسداران به بخشی از اعضای وزارت اطلاعات انجام شده باید آخرين تجربه دقيق اما ناكام عملياتی شدن اين الگو را در پروژه گسترده قتلهای زنجيره‌ای كه از سال ۷۴ آغاز شد و در پاييز سال ۷۷ لو رفت،بدانیم.
 در كار اطلاعاتی، پروژه به عملياتی، هدف دسته‌ای از متهمان با مشخصات و غالبا تعلق فكری يا شغلی خاص معطوف می شود.
درونمايه جدی پروژه، بررسی ميزان خطر و جديت نقاط تعارض گروه هدف با سياستهای كلی نظام و امنيت ملی است. اگرچه طبيعتا يك پوشش تبليغاتی گسترده و اشاعه خوراك خبری به رسانه‌ها، مسير عملی رسيدن به اين نتيجه را تسهيل خواهد كرد.
 مشهور ترين پروژه‌های سازمان اطلاعات موازی از ابتدای تشكيل تا زمانی که هنوز وابستگی‌اش به سپاه پاسداران فاش نشده بود را می توان این‌گونه نام برد:
 پروژه قتل عام «پايگاههای دشمن» (مطبوعات اصلاح طلب زنجیره‌ای)
 پروژه سركوب «براندازان قانونی»(ملی مذهبی‌ها)
 پروژه ريشه كنی «مفاسد اقتصادی»(پرونده شهرام جزايری )
 پروژه «نظرسازی»(پرونده مؤسسه آينده و عباس عبدی)
 پروژه مقابله با «تهاجم فرهنگی»(پرونده سيامك پورزند و سينماگران)
 پروژه مقابله با اغتشاشات خيابانی (سركوب اعتراضات دانشجويی خرداد و تير ۸۲ و برخورد با تعدادی از فعالان مطبوعاتی و دانشجويی)
در كنار اينها، باز به تعریف رضا سراح زیر پروژه‌های دیگری نیز مطرح بوده مانند:
پرونده ايرج جمشيدی و عليرضا جباری و پروژه‌های كاملا باندی و سياسی مانند تأسيس سايتهای تغذيه جنگ روانی علیه اصلاح طلبان که همگی آنها از فعاليتهای سازمان اطلاعات موازی به شمار می‌رفت.
کامل این مقاله را می توانید در سایت ما بخوانید. #سازمان_اطلاعات_موازی #سازمان_اطلاعات_سپاە

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬5🔥1
همانطور كه اشاره شد مشهورترین پروژه سازمان اطلاعات موازی، سركوب فعالان سايتهای اينترنتی و وبلاگ نويسان بود كه با وجود اينكه تقريبا از ابتدای سال ۸۳ كليد خورد و بيش از سی نفر در اين راستا بازداشت و بازجويی شدند، اما هرگز روند واقعی آن مشخص نبود و نشد و چشم انداز خوبی هم در پايان بدست نيامد؛ در نهايت اگر دخالت رييس وقت قوه قضاييه نبود، معلوم نبود هزينه‌های گزاف آن تا کجا ادامه پیدا می‌کرد.
 اين موضوع در حالی در دستور كار قرار گرفت كه هيچ يك از پروژه‌های قبلی آن سازمان هم به سرانجامی منطقی و معقول نرسيده بود و هيچكدام از ادعاهای گزاف و‌بی‌پايه و اساسی كه درباره اين پروژه‌ها و متهمان در رسانه‌ها ، اعترافات اجباری و شوهای ندامت تحت فشار و بيانيه‌های روابط عمومی دادستانی مطرح شدند، به اثبات نرسيدند.
در آن زمان نه تنها وزارت اطلاعات به عنوان تنها مرجع رسمی و قانونی برای مثال اتهام جاسوسی و برانداز بودن را برای ملی مذهبی‌ها رد كرد و يا متهمان پرونده مؤسسه آينده را با نظر كارشناسی مجرم ندانست، بلكه آزاد شدن اكثر متهمان اين پرونده‌ها از جمله سيامك پورزند و ايرج جمشيدی را كه اتهامات سنگين اما‌ بی‌اساسی به ايشان وارد شده بود، نشان داد كه تمام ادعاهای دادستانی و اطلاعات ناجا و سپاه پاسداران مبنی بر وجود اتهامات امنيتی و جاسوسی و مفاسد اخلاقی در اين پرونده‌ها، لاف گزافی بيش نبوده است.
متهمان پرونده وبلاگها و سايتهای اينترنتی عملا قربانی‌بی‌تدبيری و‌بی‌مسووليتی و کارآموزی طراحان سازمان اطلاعات موازی شده بود، در واقع آنها با بازداشت طیف‌های مختلف جامعه و آزمایش طرح ها و شیوه های مختلف بر روی آنها در حال یادگیری های امنیتی بودند.
به عنوان مثال متهمان که از میان وبلاگنویسان جوان و نوجوان و افراد مسن و میانسال ملی و مذهبی بودند قربانی كسانی شده اند كه از كار عملياتی تنها ارعاب و ايجاد وحشت را می‌فهمند و از كار اطلاعاتی تنها شنود روابط شخصی و خانوادگی شهروندان را مدنظر داشتند و بازجويی را تنها با مشت آهنين بلدند و منظورشان از اقرار متهم و تكميل پرونده، بريدن او زير فشار آزار و اذيت‌های جسمی و روحی و اعتراف او به كارهای نكرده است.
بازداشت، اعمال فشارهای جسمی و روحی و گرفتن اعتراف به جرايم سنگين اما‌بی‌سند و مدرك و غير قابل اثبات، مراحل شكل گيری و پيگيری پرونده‌های يك پروژه در سازمان اطلاعات موازی بود.
 🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
 
🤬42🔥1
این سازمان اطلاعات، پرونده‌های خود را نه بر اساس مدرك محكم و قابل استناد،بلكه تنها بر اساس اعترافات متهمانی تكميل می‌كرد كه روزهای متمادی را در انفرادی به سر برده‌اند و كاملا از جهان بيرون بی‌خبرند.
به همين جهت بود كه پرونده‌های تشكيل شده و اتهامات وارده به قربانيان پروژه‌های سازمان اطلاعات موازی هيچگاه ارزش حقوقی نداشت و حتی همه کارگزاران جمهوری اسلامی نیز می دانستند نمایشی بیش نیست و با گذشت مدتی پس از يك موج تبليغاتی گسترده، متهمان بتدريج و به آرامی آزاد می‌شدند و به زندگی خود كه البته لطمه‌های بسيار ديده، باز می‌گشتند.
حسن اين روند آن بود كه در نهايت چندان محكوميتی برای متهمان بريده نمی شد و همه آنها از اتهامات وارده تبرئه می‌شدند، مانند دكتر آقاجری كه دو سال پس از محكوميت به اعدام از زندان آزاد شد.
يا به جرايمی كاملا موهوم متهم می‌شدند مانند پورزند كه به پنجاه سال جاسوسی برای آمريكا متهم شد و اعتراف كرد، اما پس از مصاحبه تلويزيونی چند ماه بعد آزاد شد.
 در خلال پروژه ها اگر لازم می‌شد برای ساكت كردن سينا مطلبی پدر او را به زندان می‌انداختند و اگر لازم می‌دانستند برای‌بی‌آبرو كردن مهرانگيز كار شوهرش را شكنجه می‌کردند.
وبلاگ نويس را زير مشت و لگد می‌گيرفتند تا بگويد قبل از ازدواج تازه با همسرش چه كسی را برای ازدواج مدنظر داشته و او را می‌گيرند و می‌زنند تا اعتراف دروغين دوست سابقش را تأييد كند كه با او ارتباط نامشروع داشته است. يا اينكه به دروغ مدعی می‌شدند فلانی در صحبتهايش گفته كه با هم به فلان خانه رفته ايد و با كتك از متهم می‌خواستند كه به انحراف اخلاقی اش اعتراف كند.
 با اين ترتيب پرونده‌ای برای قربانيان غالبا بی‌تجربه ساخته و پرداخته می‌شود كه مشحون از اعترافات متهم به انواع جرايم اخلاقی و اجتماعی و سياسی و امنيتی است، بدون آنكه برای هيچيك از اتهامات دليل عادلانه و منصفانه و محكمه پسندی وجود داشته باشد.
شايع ترين رويه‌ای كه در پروژه‌های اطلاعات موازی برای بسترسازی روانی در جامعه در پيش گرفته می‌شود، فضاسازی رسانه‌ای است. بسياری از اطلاعات سوخته، اخبار ناقص و گفته‌های جريان ساز كه مكمل طرح‌های اطلاعات موازی هستند، به طور غيرمستقيم از طريق روزنامه‌ها به خصوص «كيهان» و گاهی در لابلای اخبار صدا و سيما در اذهان عمومی جامعه پمپاژ می‌شود.
#سازمان_اطلاعات_موازی
#سازمان_اطلاعات_سپاە
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬5🔥1
كانال‌های غير رسمی و صدا و سيما به عنوان مهمترين كانال رسمی، سازمان اطلاعات يكسری حركت‌های ايذايی و پيرامونی با هدف گسترش جبهه جنگ روانی عليه فعالان سیاسی و مطبوعات صورت می‌داد كه از جمله آنها می‌توان به تغذيه خبری بعضی از روزنامه‌ها و تأسيس يا تغذيه سايتهای خبری ضد اصلاحات اشاره كرد.
اين در حالی بود كه در مشهور ترین رسوایی آن سال‌های سازمان اطلاعات،به عنوان رابط یک روزنامه (روزنامه سیاست روز) با بازجویان سازمان اطلاعات موازی كه عضو تحريريه و دبير سرويس سياسی روزنامه بود، نزديك به دو سال بعد به اتهام جاسوسی و ارتباط با سفارت انگليس و سازمان موساد از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شد و به مطالب مهم و تكان دهنده‌ای درباره ارتباطات مشكوك و تخلفات گردانندگان مطبوعه فوق اعتراف كرد.
یکماه بعد از بازداشت وی پس از اينكه وزير اطلاعات وقت به طور سربسته به اين موضوع اشاره كرد و خبر از دستگيری نفوذی‌های دشمن در مطبوعات داد، گردانندگان اطلاعات موازی از سويی تمام تلاش خود را برای ممانعت از پيگيری آن پرونده به كار گرفتند و از سوی ديگر گفته‌های وزير را دليلی بر صحت گفته‌های خامنه‌ای مبنی بر نفوذ دشمن در روزنامه‌های داخلی دانستند و تعجب آنكه مصداق آن را هم روزنامه‌های دوم خردادی معرفی کردند!
جالب آنکه در این میان نام حسين شريعتمداری هم مطرح بود، مدير روزنامه كيهان كه به نام نماينده ولی فقيه در مؤسسه كيهان نيز شناخته می‌شود، با فرد مذكور در ارتباط بود و بارها اخباری را كه به علت كذب آشكار در كيهان قابل انتشار نبوده، برای انتشار در «سياست روز» به او داده بود كه در چند مورد، آن اخبار جنبه ضد امنيتی هم پیدا کرده بود.
از مابقی پروژه‌های ناکام سازمان اطلاعات که بگذریم این اولین رسوایی برای اطلاعات سپاه پاسداران بود.
کامل این مقاله را می توانید در سایت ما بخوانید. #سازمان_اطلاعات_موازی #سازمان_اطلاعات_سپاە
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬5🔥1
يكی ديگر از رويه‌های كلی كه در دستور كار پرونده سازان سازمان اطلاعات قرار داشت و دارد پخش شايعه در حيطه‌های محدود اما تأثيرگذار است. برنامه ريزان در طول زمان و به تجربه دريافتند كه با پخش اطلاعات ناخالص و بعضا مغلوط و پمپاژ كنترل شده با اهدافی از قبيل ايجاد ترس در فعالان سياسی و مطبوعاتی و اهداف متعدد ديگر می‌توانند فضاسازی لازم را در جهت به بار نشستن اهدافشان از تشكيل اين پرونده‌ها محقق كنند.

ديگر ابزار سازمان اطلاعات برای پيشبرد پروژه‌ها، برنامه ريزی سخنرانی‌های ويژه‌ای است كه توسط خامنه ای انجام می‌شود. متن اين سخنرانی‌ها به طور دقيق زير نظر آنها تنظيم و محورهای آن نيز با مسئولان پرونده‌ها در سازمان موازی هماهنگ و از طریق مجتبی به خامنه‌ای اطلاع داده می‌شد.
در مورد تمام پرونده‌های كلان از اين شيوه استفاده می شد:
آغاز پرونده نيروهای ملی مذهبی با سخنرانی خامنه‌ای در جمع دانشجويان در دانشگاه اميركبير بود كه به عنوان يك ديدار صميمی ايشان با دانشجويان تبليغ می‌شد.
در اين ديدار خامنه‌ای ملی مذهبی‌ها را «برانداز قانونی»ناميد و دستور برخورد با آنها را صادر كرد.

طرح موضوع «تهاجم فرهنگی»از سوی خامنه‌ای بر اساس اطلاعات و تحليل‌هايی كه از سوی اطلاعات سپاه می‌رسيد و در واقع از وزارت اطلاعات دوره فلاحيان و امامی به ارث رسيده بود، بارها منجر به برخورد با روزنامه نگاران و نويسندگان فرهنگی شد.

پيش از آن هم برای زمينه چينی كار قلع و قمع گسترده مطبوعات، يك ديدار عمومی با جوانان بسيجی تحت عنوان «ديدار يار» در مصلای تهران ترتيب داده شد كه در آنجا خامنه‌ای از مطبوعات به عنوان «پايگاه‌های دشمن» نام برد، و اگرچه گفت ما هنوز بنای برخورد با اينها را نداريم اما چند روزی طول نكشيد كه بيش از هجده نشريه تعطيل شدند.

در پرونده‌ای كه تحت نام «نظرسازی»برای تعدادی از نيروهای اصلاح طلب شاغل در مؤسسه آينده تشكيل شد و آنها به جاسوسی و ارتباط با خارج و جعل سند متهم شدند، با آنكه مدتی از تشكيل و پيگيری پرونده گذشته بود اما به جهت اينكه مشروعيت پرونده و اتهامات جدا زير سؤال رفته بود، باز خامنه‌ای را وارد ميدان كردند تا با ايراد صحبتهای سنگين و خشمگينانه عليه اصلاح طلبان و متهمان پرونده نظرسنجی، نيروهای سازمان اطلاعات سپاه را در اعتراف گيری و اثبات اتهامات ناچسب ثابت قدم سازد.
 

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬41🔥1
از يكی از خانم‌های منشی مؤسسه درگير در يك پرونده (پرونده نظرسنجی عباس عبدی) اعتراف گرفته شده بود كه با يكی از متهمان پرونده رابطه نامشروع داشته و سپس او را تحت فشار قرار داده بودند كه در صورت عدم همكاری اين اتهام را در مطبوعات منتشر می‌كنند.
نگهبان كهنسال در ورودی مجتمع فرهنگی تهران تهديد شده بود كه در صورت عدم همكاری او، آبروی دخترش در محل سكونت وی برده می‌شود.
منشی دفتر شهردار منطقه ۶ تهران كه در پرونده شهرداران متهم بود، تهديد شده بود كه در صورت عدم همكاری اعترافات غيراخلاقی آن شهردار عليه او در محله سكونتش افشا خواهد شد.
بسیاری از زنان دخیل در پرونده‌ها با دختران و‌بستگان و یا کارمندان آنان بودند که هیچ ارتباطی در واقع به پرونده نداشتند یا اینکه بصورت هدفمند خودشان از پیش وارد پرونده و‌زندگی و کار سوژه کرده بودند!
ورود زنان و سوء استفاده از قوه جنسی آنان در پرونده‌ها که بعدها از آن به عنوان «پرستو» یاد شده اولین بار بصورت هدفمند در اواخر دهه ۷۰ از سوی این سازمان آغاز شد.

واضح است كه نه بازجوی پرونده سايتها از مباحث تخصصی اينترنت سر در می‌آورد و نه مسئولان بازخوانی و تحليل پرونده از علم و مهارت كافی برای تشخيص صحت و سقم اطلاعات اخذ شده از متهم برخوردارند و در پايان نيز تعيين نواقص يا نكات باارزش اعترافات از توان ايشان خارج است.
 متهم اصلی پرونده سينماگران كه به ۵۰ سال جاسوسی برای آمريكا متهم شد و اعتراف كرد كه از زمان كودتای ۲۸ مرداد عامل نفوذی غرب برای به ابتذال كشاندن عرصه فرهنگی بوده است، با همين ترتيب به اعترافات گسترده و مصاحبه تلويزيونی واداشته شد.(سيامك پورزند)

او از جهات مختلف، از اختلافات خانوادگی با همسرش گرفته تا سفرهايش به خارج از كشور و ارتباطاتش با فعالان فرهنگی داخل و خارج، تحت فشار قرار گرفت تا بپذيرد كه غرب از كانال او و عده‌ای ديگر در صدد سرنگونی جمهوری اسلامی از طريق فرهنگی است.
 درباره تمام نشرياتی كه به نحوی به آنها رفت و آمد داشت، تمام روزنامه نگارانی كه با آنها آشنا بود و تمام افرادی كه به نحوی در حوزه فرهنگ ايران فعاليت داشتند و او آنها را می‌شناخت، مورد بازجويی قرار گرفت. نيازی به ايجاد درد و كتك نبود و تنها كمی‌بی‌خوابی دادن و طولانی كردن دوران انفرادی كافی بود تا آن پيرمرد ضعيف و بيمار بپذيرد كه سرپل يك شبكه مخفی نفوذ و استحاله فرهنگی بوده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬62🔥1