ایران بریفینگ
[ایران بریفینگ در نظر دارد در مجموعه یادداشتهای آتی به بیش از هزار چهره جمهوری اسلامی تحت عنوان #مجمع_الجزایر_جمهوری_اسلامی بپردازد، اولویت اول ما چهرههای بر سر کار و سپس در قید حیات و در آخر فوت شدگان است، چنانچه شما هم فردی برایتان شناختنش مهم است به…
۲- پورمحمدی وزیر شد. این وزارت، هر چند ساختمانی عریض و طویل در خیابان فاطمی به او می داد اما وسعتش کمتر از اتاق کار وزارت اطلاعات بود؛ جایی که عملیاتهای برون مرزی سربازان گمنام امام زمان را رصد می کرد.
پورمحمدی تا رسیدن به معاونتِ #علی_فلاحیان وزیر اطلاعاتِ دولت سازندگی، باید کارها می کرد کارستان.
انقلاب اسلامی سال ۵۷ ثابت کرد که می توان جوانان ۲۰ ساله را یک شبه بر مسند قضاوت نشاند اگر که عبایی داشته باشد و عمامهای.
#مصطفی_پورمحمدی جوان، با قضاوت به انقلاب پیوست و از هرمزگان و یزد و خوزستان آغاز کرد.
احکامِ دادستانی انقلاب، در سالهایی که همهی قوانین رژیم پیشین دگرگون شده و جای جُنحه و جنایت را قصاص و تعزیرات گرفته بود، بیشتر به سبکِ قضاوت و انقلابیگری قاضی چرخ می خورد و طلبه جوانی که چند سالی بیشتر در قم درس نخوانده و بحث نکرده بود، گویا چنان احکامِ چشمگیری صادر میکرد که به سرعت ارتقا درجه می گرفت و به ارکان نظام راه مییافت.
سال ۶۵ یعنی کمتر از دوسال از تاسیس وزارت اطلاعات ، به وزارت اطلاعات رفت و سیر ترقی همچنان ادامه داشت تا اینکه در تابستانِ سالِ ۶۷ در هیاتی سه نفره منصوب شد و به کار تصفیهی زندانهای جمهوری اسلامی از مجاهدین و مارکسیست ها رسید.
اگر خاطرات آیت الله منتظری و افشاگریاش درباره #قتل_عام_زندانیان_سیاسی در سال ۶۷ نبود، شاید هیچ گاه نامی از قاضی نیری ، رئیسی و اشراقی و مصطفی پور محمدی، نمی شنیدیم.
طلبهی جوان با سه داورِ دیگر، حکم زندگی و مرگ را در کوتاهترین لحظه صادرمی کردند و از امضا تا اعدام راهی نبود.
از آن تاریخ است که هر جا نامی از پورمحمدی میآمد، در گوشه و کنار جسدی هم کشف میشد، حالا یا خفه شده یا تکه تکه شده و یا تیر باران گشته.
سالهای پس از جنگ، پورمحمدی همچنان در جنگ بود، عملیات برون مرزی وزارت اطلاعات که مخالفین نظام را در اقصی نقاط هدف قرار می داد،قتل فجیع شاپور بختیار از یادگاری های این دورهی کاری اوست.
[ایران بریفینگ در نظر دارد در مجموعه یادداشتهای آتی به بیش از هزار چهره جمهوری اسلامی تحت عنوان #مجمع_الجزایر_جمهوری_اسلامی بپردازد، اولویت اول ما چهرههای بر سر کار و سپس در قید حیات و در آخر فوت شدگان است، چنانچه شما هم فردی برایتان شناختنش مهم است به ما پیشنهاد دهید،]
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
پورمحمدی تا رسیدن به معاونتِ #علی_فلاحیان وزیر اطلاعاتِ دولت سازندگی، باید کارها می کرد کارستان.
انقلاب اسلامی سال ۵۷ ثابت کرد که می توان جوانان ۲۰ ساله را یک شبه بر مسند قضاوت نشاند اگر که عبایی داشته باشد و عمامهای.
#مصطفی_پورمحمدی جوان، با قضاوت به انقلاب پیوست و از هرمزگان و یزد و خوزستان آغاز کرد.
احکامِ دادستانی انقلاب، در سالهایی که همهی قوانین رژیم پیشین دگرگون شده و جای جُنحه و جنایت را قصاص و تعزیرات گرفته بود، بیشتر به سبکِ قضاوت و انقلابیگری قاضی چرخ می خورد و طلبه جوانی که چند سالی بیشتر در قم درس نخوانده و بحث نکرده بود، گویا چنان احکامِ چشمگیری صادر میکرد که به سرعت ارتقا درجه می گرفت و به ارکان نظام راه مییافت.
سال ۶۵ یعنی کمتر از دوسال از تاسیس وزارت اطلاعات ، به وزارت اطلاعات رفت و سیر ترقی همچنان ادامه داشت تا اینکه در تابستانِ سالِ ۶۷ در هیاتی سه نفره منصوب شد و به کار تصفیهی زندانهای جمهوری اسلامی از مجاهدین و مارکسیست ها رسید.
اگر خاطرات آیت الله منتظری و افشاگریاش درباره #قتل_عام_زندانیان_سیاسی در سال ۶۷ نبود، شاید هیچ گاه نامی از قاضی نیری ، رئیسی و اشراقی و مصطفی پور محمدی، نمی شنیدیم.
طلبهی جوان با سه داورِ دیگر، حکم زندگی و مرگ را در کوتاهترین لحظه صادرمی کردند و از امضا تا اعدام راهی نبود.
از آن تاریخ است که هر جا نامی از پورمحمدی میآمد، در گوشه و کنار جسدی هم کشف میشد، حالا یا خفه شده یا تکه تکه شده و یا تیر باران گشته.
سالهای پس از جنگ، پورمحمدی همچنان در جنگ بود، عملیات برون مرزی وزارت اطلاعات که مخالفین نظام را در اقصی نقاط هدف قرار می داد،قتل فجیع شاپور بختیار از یادگاری های این دورهی کاری اوست.
[ایران بریفینگ در نظر دارد در مجموعه یادداشتهای آتی به بیش از هزار چهره جمهوری اسلامی تحت عنوان #مجمع_الجزایر_جمهوری_اسلامی بپردازد، اولویت اول ما چهرههای بر سر کار و سپس در قید حیات و در آخر فوت شدگان است، چنانچه شما هم فردی برایتان شناختنش مهم است به ما پیشنهاد دهید،]
ادامه دارد…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1
ایران بریفینگ
پس از برگزاری جلسات محاکمه فشرده به ریاست رازینی اولین حاکم شرع در مرداد ماه ۶۶، سید مهدی هاشمی به اعدام محکوم شد و در نهایت حکم اعدامش در تاریخ ۶ مهر همان سال اجرایی شد تا پرونده پر ابهامش را همچون رازی سر به مهر باقی گذارد.
دادگاه مهدی هاشمی مخفیانه برگزار شد و #علی_فلاحیان به عنوان قائممقام وزیر اطلاعات که عملا ضابط این پرونده محسوب میشد، بهعنوان دادستان دادگاه ویژه روحانیت کیفرخواست را ارائه کرد و مهدی هاشمی نه حق انتخاب وکیل داشت و نه حتی حق تجدید نظر در حکمش.
رازینی در مصاحبهاش افشا میکند که از آنجا که با ارسال نامه #آیت_الله_منتظری به آیتالله خمینی بیم عفو سید مهدی میرفته، حکم اعدام را شبانه و بدون اطلاع بیت خمینی اجرا کرده است.
نامه مورد اشاره رازینی، نامهای است که در خاطرات منتظری نیز وجود دارد و توسط سراجالدین موسوی از فرماندهان کمیته به دست خمینی رسیده است.
اما محمدی ریشهری و دیگر دست اندرکاران پرونده برای اینکه خمینی دستوری ندهد، سریعا و شبانه مهدی هاشمی را اعدام کردهاند.
محمدی ریشهری در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ در قم مطلبی را گفته که در الشراع (شماره ۷۷۷، مورخ ۲۱ آوریل ۹۷)، انتشار یافته:«صبح روزی که سید مهدی هاشمی را اعدام کردم، از دفتر امام خمینی، حاج سید احمد خمینی تلفنی به من اطلاع داد که اعدام سید مهدی مشمول تخفیف و عفو امام قرار گرفت،او را اعدام نکنید، بلکه به یکی از نقاط دور دست تبعید نمایید،در جواب حاج سید احمد گفتم پس نامهای مشتمل بر عفو با دست خط امام به من بدهید سید احمد گفت: کسی را بفرست تا نامه را برای شما بیاورد ولی کسی را نفرستادم زمانی گذشت و حاج سید احمد خمینی دوباره تلفن کرده و همان مطلب قبل را تکرار نمود من نیز همان جواب را دادم تا سرانجام حاج سید احمد مجبور شد نامۀ فوق را توسط یکی از پاسداران دفتر امام برای من بفرستد،اما در این فاصلۀ زمانی،حکم اعدام سید مهدی انجام شده بود»
…پرونده سید مهدی هاشمی پس از نزدیک به چهار دهه همچنان موضوعی مبهم درتاریخ جمهوری اسلامی است که به دلیل مرگ برخی از بازیگران اصلی آن از جمله احمد خمینی بخشی از نقاط تاریک آن همچنان باقی خواهد ماند…
#مجمع_الجزایر_جمهوری_اسلامی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5