This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تته پته کردن عراقچی در پاسخ به خبرنگار!
طرفا...ما... مذاکره.. تقی... اطلاعی که ما داریم از طرف آمریکا آقای ویت کاف تشریف (اینجا میفهمه که خوب نیست بگه تشریف میارن) ...میان!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
طرفا...ما... مذاکره.. تقی... اطلاعی که ما داریم از طرف آمریکا آقای ویت کاف تشریف (اینجا میفهمه که خوب نیست بگه تشریف میارن) ...میان!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁18🔥1
روز چهارشنبه ۲۰ فروردینماه ۱۴۰۴، « عیسی لجهای» پدر «#خدانور_لجه_ای» از شهیدان هشت مهر ۱۴۰۱، #جمعه_خونین_زاهدان توسط نیروهای نظامی، در پی ایست قلبی در خانه خود در منطقه بلوچآباد شهرستان ایرانشهر جان خود را از دست داد.
خدانور لجهای یکی از نمادهای مظلومیت مردم سیستان و بلوچستان در جمعه خونین زاهدان که تصویر او با دستان بسته به تیر چراغ برق در بازداشتگاه، و ویدئوی های رقص او در حافظه جمعی مردم ایران و فعالان حقوق بشر ماندگار شد.
پدر این شهید در سالهای قبل از کشته شدن فرزندش در ایرانشهر جدا از همسر و فرزندانش زندگی میکرد و روز گذشته بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داد.
#دادخواهان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
خدانور لجهای یکی از نمادهای مظلومیت مردم سیستان و بلوچستان در جمعه خونین زاهدان که تصویر او با دستان بسته به تیر چراغ برق در بازداشتگاه، و ویدئوی های رقص او در حافظه جمعی مردم ایران و فعالان حقوق بشر ماندگار شد.
پدر این شهید در سالهای قبل از کشته شدن فرزندش در ایرانشهر جدا از همسر و فرزندانش زندگی میکرد و روز گذشته بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داد.
#دادخواهان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤11🤬3🕊3👍1
به آتش کشیدن پرچم آمریکا در فاصله ۲ روز مانده تا آغاز مذاکرات توسط نیروهای #آتش_به_اختيار ، این نیروها در تدارک یک تجمع پس از نماز جمعه تهران (فردا) هستند.
هواداران جمهوری اسلامی اگرچه برای فرار از استیصال این مذاکرات را به دولت پزشکیان نسبت میدهند اما خود میدانند که #مذاکرات_ایران_آمریکا فقط با موافقت و اجازه رهبر جمهوری اسلامی امکان پذیر است.
آنها هنوز نسبت به انتقاد و عبور از خامنهای مردد هستند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
هواداران جمهوری اسلامی اگرچه برای فرار از استیصال این مذاکرات را به دولت پزشکیان نسبت میدهند اما خود میدانند که #مذاکرات_ایران_آمریکا فقط با موافقت و اجازه رهبر جمهوری اسلامی امکان پذیر است.
آنها هنوز نسبت به انتقاد و عبور از خامنهای مردد هستند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁15👍2❤1
#امروز_در_تاریخ / علی صیاد شیرازی دانشجو و افسر میانی ارتش شاهنشاهی ایران قبل از انقلاب و سرلشکر نیروی زمینی ارتش و سومین فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از ۶ مهر ۱۳۶۰ تا ۱۲ مرداد ۱۳۶۵ بود.
وی پیش از آغاز جنگ در چند درگیری با مخالفان انقلاب قرار گرفت ،رئیس جمهور وقت #ابوالحسن_بنی_صدر مخالف وی بود و با آغاز #جنگ_ایران_عراق از سوی بنی صدر توبیخ و خلع درجه شد، با برکناری بنی صدر او نیز مشهور شد و پلههای موفقیت را در جمهوری اسلامی در پیش گرفت اگرچه در چندین مقطع حساس مقابل محسن رضایی نیز قرار گرفت .
او فرمانده آخرین عملیات جنگ ایران و عراق (عملیات مرصاد) در تجاوز مجاهدین خلق به ایران پس از پذیرش #قطعنامه۵۹۸ (عملیات فروغ جاویدان) بود.
وی پس از استعفا از فرماندهی نیروی زمینی ارتش، عضو شورای عالی دفاع ملی( #شورای عالی_امنیت_ملی فعلی) شد و در مهر ۱۳۶۸، بنابه درخواست رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، و با موافقت خامنهای به سمت معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح و در شهریور ۱۳۷۲ به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد.
او پنج روز قبل از مرگ در ۱۶ فروردین ۱۳۷۸ توسط خامنهای به درجه سرلشکری ارتقاء پیدا کرد ومدال نصر یک عالیترین مدال نظامی ایران به وی داده شد و در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ در تهران و مقابلِ درِ منزلش ترور شد.
ایران بریفینگ مجموعه یادداشتهای درباره دروغهای مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی و مشکوکبودن مرگ وی امروز به این مناسبت منتشر خواهد کرد.
#مرگهای_مشکوک_نظامیان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی پیش از آغاز جنگ در چند درگیری با مخالفان انقلاب قرار گرفت ،رئیس جمهور وقت #ابوالحسن_بنی_صدر مخالف وی بود و با آغاز #جنگ_ایران_عراق از سوی بنی صدر توبیخ و خلع درجه شد، با برکناری بنی صدر او نیز مشهور شد و پلههای موفقیت را در جمهوری اسلامی در پیش گرفت اگرچه در چندین مقطع حساس مقابل محسن رضایی نیز قرار گرفت .
او فرمانده آخرین عملیات جنگ ایران و عراق (عملیات مرصاد) در تجاوز مجاهدین خلق به ایران پس از پذیرش #قطعنامه۵۹۸ (عملیات فروغ جاویدان) بود.
وی پس از استعفا از فرماندهی نیروی زمینی ارتش، عضو شورای عالی دفاع ملی( #شورای عالی_امنیت_ملی فعلی) شد و در مهر ۱۳۶۸، بنابه درخواست رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، و با موافقت خامنهای به سمت معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح و در شهریور ۱۳۷۲ به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد.
او پنج روز قبل از مرگ در ۱۶ فروردین ۱۳۷۸ توسط خامنهای به درجه سرلشکری ارتقاء پیدا کرد ومدال نصر یک عالیترین مدال نظامی ایران به وی داده شد و در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ در تهران و مقابلِ درِ منزلش ترور شد.
ایران بریفینگ مجموعه یادداشتهای درباره دروغهای مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی و مشکوکبودن مرگ وی امروز به این مناسبت منتشر خواهد کرد.
#مرگهای_مشکوک_نظامیان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍15❤1
پیشگفتار / علی صیاد شیرازی که بود؟
علی صیاد شیرازی در ۲۳ خرداد ۱۳۲۳ در روستایی از توابع مشهد زاده شد.
پدرش، که از درجه داران ژاندارمری شاهنشاهی بود به ارتش منتقل شد و همین امر باعث شد او نیز مانند دیگر خانوادههای نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت کند شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محلّ پرورش وی شدند.
صیاد شیرازی، در سال ۱۳۴۰ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ دیپلم گردید و سال ۱۳۴۳ در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۶ با درجه ستوان دومی در رسته توپخانه دانشآموخته شد و وارد ارتش گردید.
او به لشکر تبریز و سپس لشکر زرهی کرمانشاه منتقل شد.
او در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره آموزش زبان انگلیسی جهت اعزام به دوره فرماندهی توپخانه در آمریکابه تهران منتقل شد و در سال ۱۳۵۲ برای تکمیل تخصصهای توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل در ایالت اوکلاهما، با موفقیت طی کرد و پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید به ایران مراجعت کرد.
ارتش شاهنشاهی پس از بازگشت او از آمریکا یک درجه او را ارتقا داد و او از فرماندهان میانی مرکز توپخانه اصفهان شد.
او در سال ۱۳۵۶ در اصفهان رفته رفته با چند ارتشی مذهبی آشنا شد سروان محمد مهدی کتیبه، یکی از نزدیکان آیت الله منتظری و از افسران مذهبی نیروی زمینی ارتش یکی از آنها بود.
او در نامه ای به سروان کتیبه هنگامی که وی در تهران بود این جمله را نوشت: «در مورد برنامههای مذهبی بحمدالله پیش میرویم مخصوصاً در آن قسمت که میدانید».
این نامه توسط ضداطلاعات ارتش کشف شد و از آن پس وی تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقیق و مراقبت متوالی، او را «متعصب مذهبی» معرفی کردند.
در اخبار جمهوری اسلامی و در معرفی و زندگینامه نویسی برای صیا شیرازی آمده است که وی سرانجام در ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ دستگیر و زندانی شده در حالیکه ارتش ایران عملا از ابتدای بهمن ۱۳۵۷ مضمحل و فروپاشیده بود.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
علی صیاد شیرازی در ۲۳ خرداد ۱۳۲۳ در روستایی از توابع مشهد زاده شد.
پدرش، که از درجه داران ژاندارمری شاهنشاهی بود به ارتش منتقل شد و همین امر باعث شد او نیز مانند دیگر خانوادههای نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت کند شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محلّ پرورش وی شدند.
صیاد شیرازی، در سال ۱۳۴۰ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ دیپلم گردید و سال ۱۳۴۳ در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۶ با درجه ستوان دومی در رسته توپخانه دانشآموخته شد و وارد ارتش گردید.
او به لشکر تبریز و سپس لشکر زرهی کرمانشاه منتقل شد.
او در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره آموزش زبان انگلیسی جهت اعزام به دوره فرماندهی توپخانه در آمریکابه تهران منتقل شد و در سال ۱۳۵۲ برای تکمیل تخصصهای توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل در ایالت اوکلاهما، با موفقیت طی کرد و پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید به ایران مراجعت کرد.
ارتش شاهنشاهی پس از بازگشت او از آمریکا یک درجه او را ارتقا داد و او از فرماندهان میانی مرکز توپخانه اصفهان شد.
او در سال ۱۳۵۶ در اصفهان رفته رفته با چند ارتشی مذهبی آشنا شد سروان محمد مهدی کتیبه، یکی از نزدیکان آیت الله منتظری و از افسران مذهبی نیروی زمینی ارتش یکی از آنها بود.
او در نامه ای به سروان کتیبه هنگامی که وی در تهران بود این جمله را نوشت: «در مورد برنامههای مذهبی بحمدالله پیش میرویم مخصوصاً در آن قسمت که میدانید».
این نامه توسط ضداطلاعات ارتش کشف شد و از آن پس وی تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقیق و مراقبت متوالی، او را «متعصب مذهبی» معرفی کردند.
در اخبار جمهوری اسلامی و در معرفی و زندگینامه نویسی برای صیا شیرازی آمده است که وی سرانجام در ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ دستگیر و زندانی شده در حالیکه ارتش ایران عملا از ابتدای بهمن ۱۳۵۷ مضمحل و فروپاشیده بود.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍12❤1
ایران بریفینگ
پیشگفتار / علی صیاد شیرازی که بود؟ علی صیاد شیرازی در ۲۳ خرداد ۱۳۲۳ در روستایی از توابع مشهد زاده شد. پدرش، که از درجه داران ژاندارمری شاهنشاهی بود به ارتش منتقل شد و همین امر باعث شد او نیز مانند دیگر خانوادههای نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت کند شهره…
قسمت اول/ علی صیاد شیرازی از جمله افسران ارتشی است که مجال یافت اگر چه از نظامیان ارتش شاهنشاهی بود اما در جمهوری اسلامی نیز در رده های فرماندهی حضور داشته باشد.
صیاد شیرازی پس از انقلاب بعد از قاسمعلی ظهیرنژاد (رقیب همیشگی اش) دومین سرلشکر و بعد از مرگش اولین سپهبد نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی شناخته شده است.
او سومین فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران شد که از ۶ مهر ۱۳۶۰ تا ۱۲ مرداد ۱۳۶۵ در این مقام بود، وی پس از استعفا از فرماندهی نیروی زمینی ارتش، همچنان عضو شورای عالی دفاع ملی بود و در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق اگرچه دیگر فرمانده نیروی زمینی ارتش نبود اما همچنان در مهم ترین قرارگاه مرکزی جنگ یعنی خاتم الانبیاء حضور داشت آنسان که آخرین عملیات جنگ ایران و عراق یعنی عملیات مرصاد را نیز فرماندهی کرد.
علی صیاد شیرازی نهایتا در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ در تهران و مقابلِ درِ منزلش، ترور شد.
این ترور اگر چه منتصب به سازمان مجاهدین خلق شد اما هرگزصحت و سقم آن بررسی نشد.
علی صیاد شیرازی در مقطع پیروزی انقلاب، در دانشکده توپخانه اصفهان تدریس میکرد و با نیروهای انقلابی ارتش چون یوسف کلاهدوز و حسن اقاربپرست ارتباط داشت.
در آنروزها صیاد شیرازی اعلامیههای آیت الله خمینی را به داخل پادگان اصفهان میبرد و توزیع میکرد. او در مرکز توپخانه اصفهان بهعنوان یکچهره مذهبی شناخته میشد.
چند روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، صیاد شیرازی با اتهام تحریک جوانان برای اقدامات انقلابی، بازداشت شد و در سومین شب بازداشتش به سر میبرد که خبر پیروزی انقلاب را از رادیو شنید. روایت او از آنروز این است که تهران غوغا بود اما در اصفهان خبر خاصی نبود.(به جز ادعای خود صیاد شیرازی در کتاب خاطراتش هیچ منبع دیگری این بازداشت وی را روایت و تائید نکرده است ضمن آنکه اصفهان و نجف آباد به واسطه حضور و نزدیکی با آیت الله منتظری پس از تهران دومین استان ملتهب و منبعث از انقلاب بود ، ادعای بازداشت او در ۱۹ بهمن هم به نظر واقعی نمیآید چرا که عملا از اوائل بهمن ۵۷ دیگر اراده خاصی در ارتش برای برخورد با انقلابیون دیده نمیشد)
ادامه دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
صیاد شیرازی پس از انقلاب بعد از قاسمعلی ظهیرنژاد (رقیب همیشگی اش) دومین سرلشکر و بعد از مرگش اولین سپهبد نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی شناخته شده است.
او سومین فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران شد که از ۶ مهر ۱۳۶۰ تا ۱۲ مرداد ۱۳۶۵ در این مقام بود، وی پس از استعفا از فرماندهی نیروی زمینی ارتش، همچنان عضو شورای عالی دفاع ملی بود و در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق اگرچه دیگر فرمانده نیروی زمینی ارتش نبود اما همچنان در مهم ترین قرارگاه مرکزی جنگ یعنی خاتم الانبیاء حضور داشت آنسان که آخرین عملیات جنگ ایران و عراق یعنی عملیات مرصاد را نیز فرماندهی کرد.
علی صیاد شیرازی نهایتا در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ در تهران و مقابلِ درِ منزلش، ترور شد.
این ترور اگر چه منتصب به سازمان مجاهدین خلق شد اما هرگزصحت و سقم آن بررسی نشد.
علی صیاد شیرازی در مقطع پیروزی انقلاب، در دانشکده توپخانه اصفهان تدریس میکرد و با نیروهای انقلابی ارتش چون یوسف کلاهدوز و حسن اقاربپرست ارتباط داشت.
در آنروزها صیاد شیرازی اعلامیههای آیت الله خمینی را به داخل پادگان اصفهان میبرد و توزیع میکرد. او در مرکز توپخانه اصفهان بهعنوان یکچهره مذهبی شناخته میشد.
چند روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، صیاد شیرازی با اتهام تحریک جوانان برای اقدامات انقلابی، بازداشت شد و در سومین شب بازداشتش به سر میبرد که خبر پیروزی انقلاب را از رادیو شنید. روایت او از آنروز این است که تهران غوغا بود اما در اصفهان خبر خاصی نبود.(به جز ادعای خود صیاد شیرازی در کتاب خاطراتش هیچ منبع دیگری این بازداشت وی را روایت و تائید نکرده است ضمن آنکه اصفهان و نجف آباد به واسطه حضور و نزدیکی با آیت الله منتظری پس از تهران دومین استان ملتهب و منبعث از انقلاب بود ، ادعای بازداشت او در ۱۹ بهمن هم به نظر واقعی نمیآید چرا که عملا از اوائل بهمن ۵۷ دیگر اراده خاصی در ارتش برای برخورد با انقلابیون دیده نمیشد)
ادامه دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍8❤3
ایران بریفینگ
قسمت اول/ علی صیاد شیرازی از جمله افسران ارتشی است که مجال یافت اگر چه از نظامیان ارتش شاهنشاهی بود اما در جمهوری اسلامی نیز در رده های فرماندهی حضور داشته باشد. صیاد شیرازی پس از انقلاب بعد از قاسمعلی ظهیرنژاد (رقیب همیشگی اش) دومین سرلشکر و بعد از مرگش…
قسمت دوم/ با پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت پادگان اصفهان به علی صیاد شیرازی با درجه سروانی محول شد. او هم فراخوانی برای داوطلبان نگهبانی از پادگان منتشر کرد.
صیاد شیرازی در ادامه یکگروه ۳۰ نفره از نیروهای ارتشی و جوانان انقلابی تشکیل می دهد که حفاظت از پادگان اصفهان را بهعهده بگیرند. او در اینمقطع با حجتالاسلام سالک، رحیم صفوی و سید حبیبالله خلیفه سلطانی آشنا می شود که هرسهنفر کمیته دفاع شهری اصفهان را تاسیس کردند.
صیاد شیرازی در خاطرات خود میگوید مسائل کردستان در ابتدا جنبه تظاهرات و صحبت داشت. حتی عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی شد.
صیاد شیرازی واقعه سقوط پادگان مهاباد و غارت تیپ مهاباد را بهعنوان اولیناقدامات ضدانقلاب در کردستان برمیشمارد و درباره شنیدن خبر اینوقایع میگوید «خبر رسید ۵۲ نفر از پاسداران اصفهان در کردستان کشته شدهاند. فقط یکنفر به حالت اغما باقی مانده بود…»
به اینترتیب صیاد شیرازی که همچنان فرماندهی در اصفهان است در نامه ای به شورای انقلاب اعلام آمادگی می کند تا به کردستان رفته و درباره اوضاع منطقه تحقیق و عملیات کند.
شورای انقلاب موافقت میکند ، او به تهران میآید و به همراه رحیم صفوی پیش از رفتن به کردستان،با مصطفی چمران ملاقات می کنند و چمران یک تیپ از نیروی زمینی ارتش در تهران را با یک هواپیمای سی-۱۳۰ به آنها می سپارد تا به کرمانشاه بروند.
این اولین ماموریت صیاد شیرازی و همچنین باب همکاری او با رحیم صفوی و دیگر نظامیان انقلابی است.
ادامه دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
صیاد شیرازی در ادامه یکگروه ۳۰ نفره از نیروهای ارتشی و جوانان انقلابی تشکیل می دهد که حفاظت از پادگان اصفهان را بهعهده بگیرند. او در اینمقطع با حجتالاسلام سالک، رحیم صفوی و سید حبیبالله خلیفه سلطانی آشنا می شود که هرسهنفر کمیته دفاع شهری اصفهان را تاسیس کردند.
صیاد شیرازی در خاطرات خود میگوید مسائل کردستان در ابتدا جنبه تظاهرات و صحبت داشت. حتی عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی شد.
صیاد شیرازی واقعه سقوط پادگان مهاباد و غارت تیپ مهاباد را بهعنوان اولیناقدامات ضدانقلاب در کردستان برمیشمارد و درباره شنیدن خبر اینوقایع میگوید «خبر رسید ۵۲ نفر از پاسداران اصفهان در کردستان کشته شدهاند. فقط یکنفر به حالت اغما باقی مانده بود…»
به اینترتیب صیاد شیرازی که همچنان فرماندهی در اصفهان است در نامه ای به شورای انقلاب اعلام آمادگی می کند تا به کردستان رفته و درباره اوضاع منطقه تحقیق و عملیات کند.
شورای انقلاب موافقت میکند ، او به تهران میآید و به همراه رحیم صفوی پیش از رفتن به کردستان،با مصطفی چمران ملاقات می کنند و چمران یک تیپ از نیروی زمینی ارتش در تهران را با یک هواپیمای سی-۱۳۰ به آنها می سپارد تا به کرمانشاه بروند.
این اولین ماموریت صیاد شیرازی و همچنین باب همکاری او با رحیم صفوی و دیگر نظامیان انقلابی است.
ادامه دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍7
قسمت سوم / او در خاطراتش آورده در یکی از صحنههای درگیری، نیروهایش قصد تیراندازی بهسمت افراد یکگروه ضد انقلاب را داشتند که با فریادهای آنها مواجه شدند. افراد روبرو فریاد میزدند «نزنید! از خودتان هستیم!» با جلوتر رفتن و تحقیق بیشتر، صیاد شیرازی متوجه می شود داریوش فروهر و چندتن دیگر بهعنوان اعضای هیئت حسننیت پیش رویش هستند که در حال مذاکره با ضدانقلاب بودهاند.
صیاد در خاطراتش آورده که با رسیدن اینمطلب به گوش چمران، او بهشدت ناراحت و ماموریت صیاد شیرازی و رحیم صفوی نیز همانجا به پایان می رسد و دستور بازگشت آنها به تهران داده می شود.
ماموریت صیاد شیرازی و رحیم صفوی در این مقطع ۱۷ روز طول کشید و طی اینبازه زمانی، ۹ عملیات علیه نیروهای ضدانقلاب انجام می شود.
صیاد شیرازی میگوید کارهای گروه حسننیت باعث شد در ظاهر امر، آرامش برپا شود اما در باطن، تمام نیروهای مسلح ضدانقلاب در شهرهای کردستان متمرکز شوند و پادگانهای مختلف در معرض سقوط قرار بگیرند.
در همین ایام صیاد شیرازی اگرچه از ماموریتش برکنار می شود اما از درجه سروانی به درجه سرگردیمی رسد و دیگر به اصفهان بازنمی گردد.
او خود میگوید در آنمقطع دیگر به اصفهان فکر نمیکرد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
صیاد در خاطراتش آورده که با رسیدن اینمطلب به گوش چمران، او بهشدت ناراحت و ماموریت صیاد شیرازی و رحیم صفوی نیز همانجا به پایان می رسد و دستور بازگشت آنها به تهران داده می شود.
ماموریت صیاد شیرازی و رحیم صفوی در این مقطع ۱۷ روز طول کشید و طی اینبازه زمانی، ۹ عملیات علیه نیروهای ضدانقلاب انجام می شود.
صیاد شیرازی میگوید کارهای گروه حسننیت باعث شد در ظاهر امر، آرامش برپا شود اما در باطن، تمام نیروهای مسلح ضدانقلاب در شهرهای کردستان متمرکز شوند و پادگانهای مختلف در معرض سقوط قرار بگیرند.
در همین ایام صیاد شیرازی اگرچه از ماموریتش برکنار می شود اما از درجه سروانی به درجه سرگردیمی رسد و دیگر به اصفهان بازنمی گردد.
او خود میگوید در آنمقطع دیگر به اصفهان فکر نمیکرد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
ایران بریفینگ
قسمت سوم / او در خاطراتش آورده در یکی از صحنههای درگیری، نیروهایش قصد تیراندازی بهسمت افراد یکگروه ضد انقلاب را داشتند که با فریادهای آنها مواجه شدند. افراد روبرو فریاد میزدند «نزنید! از خودتان هستیم!» با جلوتر رفتن و تحقیق بیشتر، صیاد شیرازی متوجه می…
قسمت چهارم / به ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور وقت معرفی شده بود، با اینجمله او روبرو شد که «از سنندج شروع کنید!»
صیاد شیرازی در آنبرهه، ۲۰۰ تن از پاسداران سپاه را در پادگان اصفهان سامان داده بود. او در ادامه برای شروع کارِ متمرکز در کردستان، ۴۰ افسر نخبه را از بین افسران مرکز توپخانه اصفهان انتخاب می کند که اینافراد بهطور یکپارچه به استخوانبندی لشکر ۲۸ کردستان اضافه شدند و موجب تقویت لشکر مذکور شدند.
در حالیکه همه راههای زمینی بسته بودند، صیاد شیرازی خود را از راه هوا به پادگان سنندج رساند و بهمحض پیادهشدن از هواپیما، با آتش خمپاره ضدانقلاب که روی فرودگاه شهر آتش میریخت، مواجه شد. او در حالیکه حلقه محاصره دشمن را تنگ میدید، بین نیروهای سپاه و ارتش ارتباط برقرار کرد. در آنلحظات نیروهای ارتش در محاصره معروف ۴۴ روزه خود در باشگاه افسران پادگان گرفتار بودند.
با ورود به حلقه محاصره سنندج، صیاد شیرازی شروع به هدایت آتش توپخانه روی سر ضدانقلاب کرد و توپخانه ارتش تا حدودی از فشارهای دشمن کاست. او در آنلحظات با دو پاسدار دیگر یعنی علی موحد دانش و حسین همدانی آشنا می شود.
صیاد شیرازی روایت میکند «آنوقتها، بچههای نیروی هوایی ارتش هم از پادگان نوژه داوطلب آمده بودند و با بچههای سپاه کار میکردند. لباس پاسداری داشتند. اینها هم آمدند و با هم تلفیق شدیم. ترکیب جالبی پیش آمده بود.» (صفحه ۴۱)
همچنین میگوید «در آنجا، ترکیب مقدسی بود که با هم آشنا شده بودیم؛ ارتشی، پاسدار، پیشمرگان مسلمان کرد، نیروهای ژاندارمری و شهربانی. همه با هم یکپارچه بودند و خیلی زود ضابطه و مقررات به وجود آمد.» (صفحه ۴۴)
سرگرد علی صیاد شیرازی سوار نفربر زرهی ارتش شد و جلوتر از نیروهای خود حرکت کرد تا خیال خودیها راحت باشد و دلشان قرص شود.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
صیاد شیرازی در آنبرهه، ۲۰۰ تن از پاسداران سپاه را در پادگان اصفهان سامان داده بود. او در ادامه برای شروع کارِ متمرکز در کردستان، ۴۰ افسر نخبه را از بین افسران مرکز توپخانه اصفهان انتخاب می کند که اینافراد بهطور یکپارچه به استخوانبندی لشکر ۲۸ کردستان اضافه شدند و موجب تقویت لشکر مذکور شدند.
در حالیکه همه راههای زمینی بسته بودند، صیاد شیرازی خود را از راه هوا به پادگان سنندج رساند و بهمحض پیادهشدن از هواپیما، با آتش خمپاره ضدانقلاب که روی فرودگاه شهر آتش میریخت، مواجه شد. او در حالیکه حلقه محاصره دشمن را تنگ میدید، بین نیروهای سپاه و ارتش ارتباط برقرار کرد. در آنلحظات نیروهای ارتش در محاصره معروف ۴۴ روزه خود در باشگاه افسران پادگان گرفتار بودند.
با ورود به حلقه محاصره سنندج، صیاد شیرازی شروع به هدایت آتش توپخانه روی سر ضدانقلاب کرد و توپخانه ارتش تا حدودی از فشارهای دشمن کاست. او در آنلحظات با دو پاسدار دیگر یعنی علی موحد دانش و حسین همدانی آشنا می شود.
صیاد شیرازی روایت میکند «آنوقتها، بچههای نیروی هوایی ارتش هم از پادگان نوژه داوطلب آمده بودند و با بچههای سپاه کار میکردند. لباس پاسداری داشتند. اینها هم آمدند و با هم تلفیق شدیم. ترکیب جالبی پیش آمده بود.» (صفحه ۴۱)
همچنین میگوید «در آنجا، ترکیب مقدسی بود که با هم آشنا شده بودیم؛ ارتشی، پاسدار، پیشمرگان مسلمان کرد، نیروهای ژاندارمری و شهربانی. همه با هم یکپارچه بودند و خیلی زود ضابطه و مقررات به وجود آمد.» (صفحه ۴۴)
سرگرد علی صیاد شیرازی سوار نفربر زرهی ارتش شد و جلوتر از نیروهای خود حرکت کرد تا خیال خودیها راحت باشد و دلشان قرص شود.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
ایران بریفینگ
قسمت چهارم / به ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور وقت معرفی شده بود، با اینجمله او روبرو شد که «از سنندج شروع کنید!» صیاد شیرازی در آنبرهه، ۲۰۰ تن از پاسداران سپاه را در پادگان اصفهان سامان داده بود. او در ادامه برای شروع کارِ متمرکز در کردستان، ۴۰ افسر نخبه را…
قسمت پنجم/ پایه حرکت ضربتی و منسجم جمهوری اسلامی علیه کردهای ضد انقلاب از سنندج شروع شد که بهتعبیر صیاد شیرازی مرکز ثقل تمرکز ضدانقلاب بود. او روایت میکند پس از پاکسازی مناطقی که آلوده به حضور ضدانقلاب بودند، در بعضی از سنگرها، قرصهای ضدحاملگی پیدا میشد که حاکی از فساد شدید جنسیتی ضدانقلاب بود(در خاطرات صیاد شیرازی از این جمله اغراق ها و مطالب احتمالا کذب بسیار است او در جای دیگری در کنار قرص ضد حاملگی به مشروبات الکلی و در جای دیگر به کاندوم هم اشاره می کند او حتی در کتابش وجود پتو و تشک دونفره در خانه های تیمی کومله یا دموکرات را نشانه فساد ضد انقلاب می داند که به نظر نمی آید با واقعیت نزدیک باشد)
همین رفتارهای صیاد شیرازی است که باعث می شود سرگرد علی صیاد شیرازی فرمانده منطقه غرب نیروی زمینی ارتش شود، اما چون نمیشد با درجه سرگردی بر منطقه غرب و شمالغرب فرماندهی کرد، با گرفتن دو درجه تشویقی توسط بنیصدر، سرهنگ شد.
اینکار برای اولینبار در اینمقطع انجام شد وشاید اولین درجه تشویقی در جمهوری اسلامی بود که فرمانده کل قوا به یک ارتشی اعطا کرده بود.
حالا سرهنگ صیاد شیرازی قرارگاه منطقه غرب و شمالغرب را در کرمانشاه دایر کرد.
ستاد اینقرارگاه هم از ترکیب نیروهای سپاه و ارتش تشکیل شد که بهگفته او، نیروهای قرارگاه بسیار خوب با یکدیگر کار میکردند. در آنروزها ناصر کاظمی، فرماندار پاوه و فرمانده سپاه اینشهر بود و ماجرای اختلافش با سرهنگ شهرام رامتین، یکی از خاطرات صیاد شیرازی است که با وساطت نیروهای سپاه و ارتش رفع شد.
با همراهی ایننیروها بود که صیاد موفق شد در قرارگاه مورد اشاره، یکفرماندهی عملیاتی محور به وجود آوَرَد. او میگوید تشکیلات مقدسی در قرارگاه به وجود آمده بود که اولین تلفیق نیروهای ارتشی و سپاهی با فرماندهی واحد محسوب میشد.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
همین رفتارهای صیاد شیرازی است که باعث می شود سرگرد علی صیاد شیرازی فرمانده منطقه غرب نیروی زمینی ارتش شود، اما چون نمیشد با درجه سرگردی بر منطقه غرب و شمالغرب فرماندهی کرد، با گرفتن دو درجه تشویقی توسط بنیصدر، سرهنگ شد.
اینکار برای اولینبار در اینمقطع انجام شد وشاید اولین درجه تشویقی در جمهوری اسلامی بود که فرمانده کل قوا به یک ارتشی اعطا کرده بود.
حالا سرهنگ صیاد شیرازی قرارگاه منطقه غرب و شمالغرب را در کرمانشاه دایر کرد.
ستاد اینقرارگاه هم از ترکیب نیروهای سپاه و ارتش تشکیل شد که بهگفته او، نیروهای قرارگاه بسیار خوب با یکدیگر کار میکردند. در آنروزها ناصر کاظمی، فرماندار پاوه و فرمانده سپاه اینشهر بود و ماجرای اختلافش با سرهنگ شهرام رامتین، یکی از خاطرات صیاد شیرازی است که با وساطت نیروهای سپاه و ارتش رفع شد.
با همراهی ایننیروها بود که صیاد موفق شد در قرارگاه مورد اشاره، یکفرماندهی عملیاتی محور به وجود آوَرَد. او میگوید تشکیلات مقدسی در قرارگاه به وجود آمده بود که اولین تلفیق نیروهای ارتشی و سپاهی با فرماندهی واحد محسوب میشد.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍8
ایران بریفینگ
قسمت پنجم/ پایه حرکت ضربتی و منسجم جمهوری اسلامی علیه کردهای ضد انقلاب از سنندج شروع شد که بهتعبیر صیاد شیرازی مرکز ثقل تمرکز ضدانقلاب بود. او روایت میکند پس از پاکسازی مناطقی که آلوده به حضور ضدانقلاب بودند، در بعضی از سنگرها، قرصهای ضدحاملگی پیدا میشد…
قسمت ششم/ مرحله بعدی، اجرای عملیات در مریوان بود که صیاد ناچار شد بهدلیل کمبود وسیله نقلیه، نیروها را با کامیون کمپرسی منتقل کند. تدبیر مهم در اینعملیات، بهکارگیری توپخانه سبک در عملیات چریکی بود که با توجه به تخصص صیاد شیرازی در امر توپخانه، کارساز شد و دورتادور منطقه هدف، «نقاشیوار و تمیز» با دیدهبانی و هدایت صیاد و آتش چندگلوله توپخانه مورد حمله قرار گرفت.
روش کلی در پاکسازی شهرها و روستاهای کردستان این بود که پس از آزادسازی، سپاه پاسداران مسئول کنترل شهر میشد.
در این مقطع صیاد شیرازی در نبرد مریوان با احمد متوسلیان آشنا می شود با اشاره به خدمات احمد کشوری و علیاکبر شیرودی و دیگر خلبانان هوانیروز، میگوید «از اول که آمدیم، گفتم که باید در جنگ با ضدانقلاب این تاکتیک را رعایت کنیم و بیخود متکی به هوا نباشیم. باید با ضدانقلاب مثل خودش جنگید. توی کوهستان دنبالش دوید و پاکسازی کرد. با تفنگ خوب کار کرد و از زمین استفاده کرد. اینها را گفتیم و عمل هم کردیم. این بود که همیشه اینها را در احتیاط نگه میداشتیم تا اگر گیر کردیم، بیایند.» (صفحه ۶۴)
ستونکشی نیروهای صیاد شیرازی از سنندج به مریوان و بهتعبیر خودش «ستون به اینگردنکلفتی» انعکاس خوبی در کردستان داشت.(اگرچه صیادشیرازی در خاطراتش این روزها را پرغرور می نامد اما در تهران زمزمه ها علیه بی کفایتی او کم کم بیشتر و بیشتر شنیده می شد در حدی که روزنامه کیهان نوشته بود در حالی که در نبرد آزادسازی مریوان بیش از ۸۰ کشته ارتش داده است، صیاد شیرازی تلفات را به تهران ۲ شهید و حدود ۸ مجروح عنوان کرده است)
نکته جالب در اینبخش از خاطرات صیاد شیرازی، البته مربوط به اعتراض نیروهای ارتشی به نیروهای سپاه است: «کمکم زمزمهای بین ارتشیها شنیدم که معترض میشدند چرا بیشتر از برادران سپاه استفاده میکنید؟»
صیاد شیرازی با اشاره به این تبعیضات بین ارتش و سپاه اما می گوید :«این قلب من را روشن کرد. رقابت به وجود آمده بود و اینها میخواستند بیشتر بجنگند.» (صفحه ۷۱)
او در عینحال که منکر تخصص نیروهای ارتش و بی اطلاعی نیروهای سپاه نمی شود اما میگوید «اگر به تخصص اتکا داشتیم، فقط باید دور تا دور پادگانها را کانال میکشیدیم و دفاع میکردیم. حرکتی به وجود نمیآمد. انگیزه چاشنی حرکت بود. از طرفی نمیتوانستیم تنها به انگیزه متکی باشیم.»
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
روش کلی در پاکسازی شهرها و روستاهای کردستان این بود که پس از آزادسازی، سپاه پاسداران مسئول کنترل شهر میشد.
در این مقطع صیاد شیرازی در نبرد مریوان با احمد متوسلیان آشنا می شود با اشاره به خدمات احمد کشوری و علیاکبر شیرودی و دیگر خلبانان هوانیروز، میگوید «از اول که آمدیم، گفتم که باید در جنگ با ضدانقلاب این تاکتیک را رعایت کنیم و بیخود متکی به هوا نباشیم. باید با ضدانقلاب مثل خودش جنگید. توی کوهستان دنبالش دوید و پاکسازی کرد. با تفنگ خوب کار کرد و از زمین استفاده کرد. اینها را گفتیم و عمل هم کردیم. این بود که همیشه اینها را در احتیاط نگه میداشتیم تا اگر گیر کردیم، بیایند.» (صفحه ۶۴)
ستونکشی نیروهای صیاد شیرازی از سنندج به مریوان و بهتعبیر خودش «ستون به اینگردنکلفتی» انعکاس خوبی در کردستان داشت.(اگرچه صیادشیرازی در خاطراتش این روزها را پرغرور می نامد اما در تهران زمزمه ها علیه بی کفایتی او کم کم بیشتر و بیشتر شنیده می شد در حدی که روزنامه کیهان نوشته بود در حالی که در نبرد آزادسازی مریوان بیش از ۸۰ کشته ارتش داده است، صیاد شیرازی تلفات را به تهران ۲ شهید و حدود ۸ مجروح عنوان کرده است)
نکته جالب در اینبخش از خاطرات صیاد شیرازی، البته مربوط به اعتراض نیروهای ارتشی به نیروهای سپاه است: «کمکم زمزمهای بین ارتشیها شنیدم که معترض میشدند چرا بیشتر از برادران سپاه استفاده میکنید؟»
صیاد شیرازی با اشاره به این تبعیضات بین ارتش و سپاه اما می گوید :«این قلب من را روشن کرد. رقابت به وجود آمده بود و اینها میخواستند بیشتر بجنگند.» (صفحه ۷۱)
او در عینحال که منکر تخصص نیروهای ارتش و بی اطلاعی نیروهای سپاه نمی شود اما میگوید «اگر به تخصص اتکا داشتیم، فقط باید دور تا دور پادگانها را کانال میکشیدیم و دفاع میکردیم. حرکتی به وجود نمیآمد. انگیزه چاشنی حرکت بود. از طرفی نمیتوانستیم تنها به انگیزه متکی باشیم.»
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6❤2👏1🤬1
ایران بریفینگ
قسمت ششم/ مرحله بعدی، اجرای عملیات در مریوان بود که صیاد ناچار شد بهدلیل کمبود وسیله نقلیه، نیروها را با کامیون کمپرسی منتقل کند. تدبیر مهم در اینعملیات، بهکارگیری توپخانه سبک در عملیات چریکی بود که با توجه به تخصص صیاد شیرازی در امر توپخانه، کارساز شد…
قسمت هفتم/با تشکل قرارگاه شمال غرب، فرماندهی مناطق آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه در حیطه مسئولیت فرماندهی عملیاتی غرب گذاشته شد.
صیاد شیرازی میگوید وقتی کاری که تقریباً بیسروصدا انجام میدادیم، به یک کار رسمی تبدیل شد، آثار توطئه را در روند کار دیدیم در نتیجه بهطور صریح از بنی صدر دعوت کرد به غرب کشور آمده و شرایط را با چشم خود ببیند. بنیصدر با حضور در منطقه، از نزدیک شرایط را دید و مطمئن شد نیروهای بعثی و ضدانقلاب در مرز ایران مشغول تحرک و شیطنت هستند.
در همین سفر هلیکوپتر حامل او و بنیصدر دچار سانحه شد و زمین خورد. پس از نجات جان سرنشینان و بیرونکشیدن بنی صدر از هلیکوپتر توسط صیاد شیرازی، علاقه بنیصدر به او بیشتر شد.
سپاه پاسداران که همکاری نزدیک بنی صدر و صیاد شیرازی را می دید آنروزها در تهران بهشدت علیه صیاد شیرازی کار می کردند و گزارشهای نادرستی از او به گوش بنیصدر میرساندند.
در آنشرایط بنا بود ارتش از بانه بهسمت سردشت حرکت کند؛ در حالیکه شهر در دست نیروهای کومله بود و فقط پادگان در اختیار نیروهای خودی بود.
در این مقطع درگیری با نیروهای کومله در منطقه ساوین بهحدی شدید شد که صیاد شیرازی میگوید در یکلحظه احساس کرد کشته خواهد شد.
او روایت میکند نزدیک بود خود را باخته و مایوس شود اما فتحالله جعفری که آنزمان از رزمندگان سپاهی همراهش بود ببه او می گوید «برادر شیرازی، من تا به حال شما را در اینوضعیت ندیده بودم.» صیاد اولینصحنه از ترس نیروها و اصطلاحاً کُپکردن را در آنلحظات دید. اما با کمک جعفری به اینجمعبندی رسید که تا آخر فشنگهایمان را شلیک میکنیم. دیگر هرچه خدا خواست! با بیان اینجملات، صیاد شیرازی، بهتعبیر خودش، خود را پیدا کرد.(صفحه ۱۱۹)
تا اینجای کار ستون صیاد شیرازی ۷۰ تا ۸۰ کشته و حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر مجروح تلفات داده بود. در واقع چیزی از ستون باقی نمانده بود. بههمیندلیل روز بعد از ایندرگیری شدید، ۶۰ نفر از نیروهای اراک از طرف سپاه وارد منطقه شده و به اعضای ستون پیوستند. در درگیریهای سردشت به بانه بود که در سنگر یکی از تیربارچیهای ضدانقلاب، کارت عضویت و کتابهای چریکهای فدایی خلق پیدا می شود.
(این همکاری بین سازمان چریکهای فدایی خلق و کومله در آن زمان از سوی هر دو طرف تکذیب می شد اما بعدها هر دو بدون توضیحی بر صحت آن تائید کردند)
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
صیاد شیرازی میگوید وقتی کاری که تقریباً بیسروصدا انجام میدادیم، به یک کار رسمی تبدیل شد، آثار توطئه را در روند کار دیدیم در نتیجه بهطور صریح از بنی صدر دعوت کرد به غرب کشور آمده و شرایط را با چشم خود ببیند. بنیصدر با حضور در منطقه، از نزدیک شرایط را دید و مطمئن شد نیروهای بعثی و ضدانقلاب در مرز ایران مشغول تحرک و شیطنت هستند.
در همین سفر هلیکوپتر حامل او و بنیصدر دچار سانحه شد و زمین خورد. پس از نجات جان سرنشینان و بیرونکشیدن بنی صدر از هلیکوپتر توسط صیاد شیرازی، علاقه بنیصدر به او بیشتر شد.
سپاه پاسداران که همکاری نزدیک بنی صدر و صیاد شیرازی را می دید آنروزها در تهران بهشدت علیه صیاد شیرازی کار می کردند و گزارشهای نادرستی از او به گوش بنیصدر میرساندند.
در آنشرایط بنا بود ارتش از بانه بهسمت سردشت حرکت کند؛ در حالیکه شهر در دست نیروهای کومله بود و فقط پادگان در اختیار نیروهای خودی بود.
در این مقطع درگیری با نیروهای کومله در منطقه ساوین بهحدی شدید شد که صیاد شیرازی میگوید در یکلحظه احساس کرد کشته خواهد شد.
او روایت میکند نزدیک بود خود را باخته و مایوس شود اما فتحالله جعفری که آنزمان از رزمندگان سپاهی همراهش بود ببه او می گوید «برادر شیرازی، من تا به حال شما را در اینوضعیت ندیده بودم.» صیاد اولینصحنه از ترس نیروها و اصطلاحاً کُپکردن را در آنلحظات دید. اما با کمک جعفری به اینجمعبندی رسید که تا آخر فشنگهایمان را شلیک میکنیم. دیگر هرچه خدا خواست! با بیان اینجملات، صیاد شیرازی، بهتعبیر خودش، خود را پیدا کرد.(صفحه ۱۱۹)
تا اینجای کار ستون صیاد شیرازی ۷۰ تا ۸۰ کشته و حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر مجروح تلفات داده بود. در واقع چیزی از ستون باقی نمانده بود. بههمیندلیل روز بعد از ایندرگیری شدید، ۶۰ نفر از نیروهای اراک از طرف سپاه وارد منطقه شده و به اعضای ستون پیوستند. در درگیریهای سردشت به بانه بود که در سنگر یکی از تیربارچیهای ضدانقلاب، کارت عضویت و کتابهای چریکهای فدایی خلق پیدا می شود.
(این همکاری بین سازمان چریکهای فدایی خلق و کومله در آن زمان از سوی هر دو طرف تکذیب می شد اما بعدها هر دو بدون توضیحی بر صحت آن تائید کردند)
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
ایران بریفینگ
قسمت هفتم/با تشکل قرارگاه شمال غرب، فرماندهی مناطق آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه در حیطه مسئولیت فرماندهی عملیاتی غرب گذاشته شد. صیاد شیرازی میگوید وقتی کاری که تقریباً بیسروصدا انجام میدادیم، به یک کار رسمی تبدیل شد، آثار توطئه را در روند کار دیدیم…
قسمت هشتم / پس از نجات ستون، یکروز به صیاد شیرازی اطلاع دادند بنیصدر به کرمانشاه آمده و با او کار فوری دارد. صیاد نیز در حالیکه از نجات ستون خوشحال بود و میخواست خبر نجات آن را پس از محاصره ۸ روزه به بنیصدر برساند، متعجب شد.
چون بنیصدر چنینخبر و دیگر حرفهای صیاد را باور نمیکرد. علت اینوضعیت هم تبلیغات منفی و سمپراکنیهای افرادی چون سرهنگ هوشنگ عطاریان بود.
صیاد شیرازی میگوید گفتگویش با بنیصدر و تعجب رئیسجمهور وقت باعث شد از صیاد بخواهد چند روز دیگر به تهران بیاید و با او جلسه داشته باشد. با ورود به تهران، صیاد شیرازی متوجه جبههبندی داخلی دولت شد و دانست یکجبهه متعلق به بنیصدر و جبهه دیگر متعلق به سپاه و بهشتی (حزب جمهوری اسلامی) است
به اینترتیب بنیصدر که در ابتدا میگفت صیاد شیرازی را کشف و از او حمایت کرده، تصمیم گرفت او را برکنار کند.
صیاد شیرازی در این مقطع از خاطراتش بدون اشاره به بدگویی های فرماندهان سپاه از او نزد بنی صدر ، درباره بنیصدر میگوید «آدم دهانبینی بود و به هریک از مشاورانش که کمی اعتماد داشت، حرفش را ملاک قرار میداد.»
در بحث و گفتگو با بنیصدر، صیاد شیرازی به او گفت نیروهای ما تفنگ ندارند. من تقاضای ۱۰۰۰ تفنگ از شما کردم. شما هنوز لجستیک ما را تامین نکردهاید و انتظار دیگری دارید.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
چون بنیصدر چنینخبر و دیگر حرفهای صیاد را باور نمیکرد. علت اینوضعیت هم تبلیغات منفی و سمپراکنیهای افرادی چون سرهنگ هوشنگ عطاریان بود.
صیاد شیرازی میگوید گفتگویش با بنیصدر و تعجب رئیسجمهور وقت باعث شد از صیاد بخواهد چند روز دیگر به تهران بیاید و با او جلسه داشته باشد. با ورود به تهران، صیاد شیرازی متوجه جبههبندی داخلی دولت شد و دانست یکجبهه متعلق به بنیصدر و جبهه دیگر متعلق به سپاه و بهشتی (حزب جمهوری اسلامی) است
به اینترتیب بنیصدر که در ابتدا میگفت صیاد شیرازی را کشف و از او حمایت کرده، تصمیم گرفت او را برکنار کند.
صیاد شیرازی در این مقطع از خاطراتش بدون اشاره به بدگویی های فرماندهان سپاه از او نزد بنی صدر ، درباره بنیصدر میگوید «آدم دهانبینی بود و به هریک از مشاورانش که کمی اعتماد داشت، حرفش را ملاک قرار میداد.»
در بحث و گفتگو با بنیصدر، صیاد شیرازی به او گفت نیروهای ما تفنگ ندارند. من تقاضای ۱۰۰۰ تفنگ از شما کردم. شما هنوز لجستیک ما را تامین نکردهاید و انتظار دیگری دارید.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍7❤1
ایران بریفینگ
قسمت هشتم / پس از نجات ستون، یکروز به صیاد شیرازی اطلاع دادند بنیصدر به کرمانشاه آمده و با او کار فوری دارد. صیاد نیز در حالیکه از نجات ستون خوشحال بود و میخواست خبر نجات آن را پس از محاصره ۸ روزه به بنیصدر برساند، متعجب شد. چون بنیصدر چنینخبر و دیگر…
قسمت نهم/ شب ۳۰ شهریور ۱۳۵۹ نامهای بهدست سرهنگ صیاد شیرازی رسید که فرماندهی قرارگاه غرب را در اختیار سرهنگ عطاریان قرار دهد و به فرماندهی کردستان منصوب شود. ایننامه به اینمعنا بود که او باید به سنندج برود. خود صیاد شیرازی روایت میکند بدون اینکه از صحنه نبرد معذورش کنند، کنار گذاشته شد. او اعلام کرد حاضر است به مریوان برود و ادامه مقابله با ضد انقلاب را از آنجا پیگیری کند. نیرو هم نمیخواهد. اما پاسخی دریافت نکرد.
در ادامه روند حوادث، خودروی صیاد شیرازی در جاده سرپلذهاب _ کرمانشاه دچار سانحه تصادف شد و با هلیکوپتر به بیمارستانی در کرمانشاه منتقل شد. سپس با هلیکوپتری دیگر به تهران فرستاده شد.
صیاد شیرازی ۲۵ روز را در بیمارستان بستری بود و میگوید در اینبازه زمانی، بخشی از اقدامات بدخواهان اتحاد ارتش و سپاه در کردستان، اجرا شد. او سپس با آمبولانسی که در اختیارش گذاشته شد، راهی منطقه شد.( سرهنگ ستاد موسی هوشمند معتقد است این تصادف یا عمدی و برای مظلوم نمایی صیاد شیرازی بوده و یا اساسا از اساس یک سانحه عادی بوده اما صیاد تا توانست از آن بهره برداری سیاسی کرد)
اتفاق بعدی این بود که نامهای به دست صیاد شیرازی رسید. «نامهای آمد که به من ابلاغ شد قرارگاه را به هم بزنم و به عنوان مشاور فرمانده لشکر کردستان، در امر عملیات نامنظم کار کنم؛ یعنی مسپولیت من از فرماندهی منطقه کرمانشاه و کردستان، محدود به کردستان شد. از آنجا هم محدود به مشاوره شد. تمام یگانهایی که تحت اختیار من بود، از کنترل من درآوردند.» (صفحه ۱۳۲) سرهنگ علی صیاد شیرازی در جواب ابلاغیه مورد اشاره، می نویسد: «ما به دستور مرکز آمدیم و به دستور مرکز خواهیم رفت. باید شورای عالی دفاع دستور بدهد تا ما برویم و گرنه همینجا هستیم.»
صیاد شیرازی خود در کتابش معترف می شود که تمرد کرده :« در آنمقطع از اینمساله غفلت کردم که پاسخام از نظر نظامی، حالت طغیان و سرپیچی دارد. بنیصدر هم همیننامه را بهطور مستقیم نزد امام خمینی برد و گفت صیاد شیرازی از دستور تمرد کرده است»
خمینی نیز پس از تمرد صیاد شیرازی دستور می دهد با او طبق مقررات رفتار شود. پس از ایندستور، نامهای به دست صیاد شیرازی رسید که بهطور مختصر به او ابلاغ میکرد از آنروز برکنار است و باید از منطقه خارج شود.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در ادامه روند حوادث، خودروی صیاد شیرازی در جاده سرپلذهاب _ کرمانشاه دچار سانحه تصادف شد و با هلیکوپتر به بیمارستانی در کرمانشاه منتقل شد. سپس با هلیکوپتری دیگر به تهران فرستاده شد.
صیاد شیرازی ۲۵ روز را در بیمارستان بستری بود و میگوید در اینبازه زمانی، بخشی از اقدامات بدخواهان اتحاد ارتش و سپاه در کردستان، اجرا شد. او سپس با آمبولانسی که در اختیارش گذاشته شد، راهی منطقه شد.( سرهنگ ستاد موسی هوشمند معتقد است این تصادف یا عمدی و برای مظلوم نمایی صیاد شیرازی بوده و یا اساسا از اساس یک سانحه عادی بوده اما صیاد تا توانست از آن بهره برداری سیاسی کرد)
اتفاق بعدی این بود که نامهای به دست صیاد شیرازی رسید. «نامهای آمد که به من ابلاغ شد قرارگاه را به هم بزنم و به عنوان مشاور فرمانده لشکر کردستان، در امر عملیات نامنظم کار کنم؛ یعنی مسپولیت من از فرماندهی منطقه کرمانشاه و کردستان، محدود به کردستان شد. از آنجا هم محدود به مشاوره شد. تمام یگانهایی که تحت اختیار من بود، از کنترل من درآوردند.» (صفحه ۱۳۲) سرهنگ علی صیاد شیرازی در جواب ابلاغیه مورد اشاره، می نویسد: «ما به دستور مرکز آمدیم و به دستور مرکز خواهیم رفت. باید شورای عالی دفاع دستور بدهد تا ما برویم و گرنه همینجا هستیم.»
صیاد شیرازی خود در کتابش معترف می شود که تمرد کرده :« در آنمقطع از اینمساله غفلت کردم که پاسخام از نظر نظامی، حالت طغیان و سرپیچی دارد. بنیصدر هم همیننامه را بهطور مستقیم نزد امام خمینی برد و گفت صیاد شیرازی از دستور تمرد کرده است»
خمینی نیز پس از تمرد صیاد شیرازی دستور می دهد با او طبق مقررات رفتار شود. پس از ایندستور، نامهای به دست صیاد شیرازی رسید که بهطور مختصر به او ابلاغ میکرد از آنروز برکنار است و باید از منطقه خارج شود.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍8
ایران بریفینگ
قسمت نهم/ شب ۳۰ شهریور ۱۳۵۹ نامهای بهدست سرهنگ صیاد شیرازی رسید که فرماندهی قرارگاه غرب را در اختیار سرهنگ عطاریان قرار دهد و به فرماندهی کردستان منصوب شود. ایننامه به اینمعنا بود که او باید به سنندج برود. خود صیاد شیرازی روایت میکند بدون اینکه از صحنه…
قسمت دهم/ بنیصدر نامه تمرد صیاد را بهطور مستقیم نزد خمینی برد و گفت صیاد شیرازی از دستور تمرد کرده است»
خمینی نیز پس از تمرد صیاد شیرازی دستور می دهد با او طبق مقررات رفتار شود. پس از ایندستور، نامهای به دست صیاد شیرازی رسید که بهطور مختصر به او ابلاغ میکرد از آنروز برکنار است و باید از منطقه خارج شود.
در واقع صیاد شیرازی نه توسط بنی صدر که با فرمان خمینی برکنار می شود ، اما صیاد شیرازی که با این برکناری و اخراج آبروی خود را از دست رفته می دید و از سویی پی به اختلافات موجود بین بنی صدر و حزب جمهوری اسلامی برده بود با زیرکی تمام به خامنهای نامه ای می نویسد و با اشاره به سانحه رانندگی و برکناری اش می گوید بنی صدر نه تنها مرا از ارتش اخراج کرده بلکه کشتن مرا هم دارد.
خامنهای اما به صیاد شیرازی می گوید با خونسردی خود را به ستاد مشترک معرفی کند.
خامنه ای از سوی دیگر ماجرا را به بهشتی می گوید و بهشتی نیز به هاشمی رفسنجانی منتقل می کند ، آنها درصدد بودند تا از ماجرای اخراج صیاد شیرازی علیه بنی صدر اهرم فشاری درست کنند ، اما هاشمی به آنها می گوید چون اخراج صیادشیرازی در اصل توسط خمینی انجام شده باید جلسه ای بین صیاد شیرازی و خمینی ترتیب داد و :«ماجرا را باید از جایی که خراب شده سامان داد »
اینگونه است که هاشمیرفسنجانی به صیاد شیرازی تلفن و به او پیشنهاد می کند نزد خمینی بیاید و ماجرا را برای او توضیح دهد. با تعیین زمان ملاقات، فرمانده برکنارشده به جماران رفت و بهگفته خودش از ۱۷ دقیقه مدتدیدار، ۱۶ دقیقه را او صحبت کرد و گزارش داد.
خمینی پس از شنیدن سخنان صیاد شیرازی، به او گفت بنیصدر نماینده من در ارتش است و بناست تا دقایقی دیگر بیاید. بمانید و با او صحبت کنید!
اما صیاد که می دانست اگر بنی صدر بیاید شاید کارش سخت شودبه خمینی می گوید«ما هرچه اشکال داریم از خود ایشان است. ایشان نه فکر نظامی دارد نه مشاوران درستی دارد. در نتیجه ما اصلاً نسبت به ایشان اشکال داریم.»
به اینترتیب خمینی به صیاد می گوید برود تا خودش بهتنهایی با بنیصدر صحبت کند.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
خمینی نیز پس از تمرد صیاد شیرازی دستور می دهد با او طبق مقررات رفتار شود. پس از ایندستور، نامهای به دست صیاد شیرازی رسید که بهطور مختصر به او ابلاغ میکرد از آنروز برکنار است و باید از منطقه خارج شود.
در واقع صیاد شیرازی نه توسط بنی صدر که با فرمان خمینی برکنار می شود ، اما صیاد شیرازی که با این برکناری و اخراج آبروی خود را از دست رفته می دید و از سویی پی به اختلافات موجود بین بنی صدر و حزب جمهوری اسلامی برده بود با زیرکی تمام به خامنهای نامه ای می نویسد و با اشاره به سانحه رانندگی و برکناری اش می گوید بنی صدر نه تنها مرا از ارتش اخراج کرده بلکه کشتن مرا هم دارد.
خامنهای اما به صیاد شیرازی می گوید با خونسردی خود را به ستاد مشترک معرفی کند.
خامنه ای از سوی دیگر ماجرا را به بهشتی می گوید و بهشتی نیز به هاشمی رفسنجانی منتقل می کند ، آنها درصدد بودند تا از ماجرای اخراج صیاد شیرازی علیه بنی صدر اهرم فشاری درست کنند ، اما هاشمی به آنها می گوید چون اخراج صیادشیرازی در اصل توسط خمینی انجام شده باید جلسه ای بین صیاد شیرازی و خمینی ترتیب داد و :«ماجرا را باید از جایی که خراب شده سامان داد »
اینگونه است که هاشمیرفسنجانی به صیاد شیرازی تلفن و به او پیشنهاد می کند نزد خمینی بیاید و ماجرا را برای او توضیح دهد. با تعیین زمان ملاقات، فرمانده برکنارشده به جماران رفت و بهگفته خودش از ۱۷ دقیقه مدتدیدار، ۱۶ دقیقه را او صحبت کرد و گزارش داد.
خمینی پس از شنیدن سخنان صیاد شیرازی، به او گفت بنیصدر نماینده من در ارتش است و بناست تا دقایقی دیگر بیاید. بمانید و با او صحبت کنید!
اما صیاد که می دانست اگر بنی صدر بیاید شاید کارش سخت شودبه خمینی می گوید«ما هرچه اشکال داریم از خود ایشان است. ایشان نه فکر نظامی دارد نه مشاوران درستی دارد. در نتیجه ما اصلاً نسبت به ایشان اشکال داریم.»
به اینترتیب خمینی به صیاد می گوید برود تا خودش بهتنهایی با بنیصدر صحبت کند.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
قسمت یازدهم/ سه ماه بعد بنی صدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی برکنار می شود ، فردای برکناری بنی صدر ابلاغیهای به صیاد شیرازی رسید که در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کند.
یکروز بعد نیز مجددا نامه دیگری به دست صیاد شیرازی رسید که ۱- از طرف شورای عالی دفاع درجات شما دوباره اعطا شد
۲- به غرب مراجعه کنید و فرماندهیتان را دوباره تشکیل دهید
۳- هرچه زودتر طرح والعادیات را آماده اجرا کنید.
به دنبال برکناری بنی صدر و آغاز ریاستجمهوری محمدعلی رجایی ، رجایی صیاد شیرازی را احضار و از او می خواهد به هر ترتیب که شده باید دو شهر اشنویه و بوکان را از تسلط کومله آزاد کند.
صیاد شیرازی در همان جلسه به رجایی می گوید تنها در شرایطی حاضر است این کار را انجام دهد که از سوی وی به عنوان وزیر دفاع معرفی شود!
رجایی وقتی زیاده خواهی صیادشیرازی را میبیند نه تنها با وزارت او مخالفت می کند بلکه از اعطای آن ماموریت به او نیز منصرف می شود، صیاد شیرازی مجددا به رجایی می گوید در حالی این ماموریت را انجام می دهد که خمینی به او دستور دهد ، که چنین نیز می شود و او پیش از حرکت به سمت بوکان و اشنویه،با تماس تلفنی سید احمد راضی به حرکت می گردد.
اوایل مهرماه سال ۱۳۶۰ بود که سرهنگ علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش منصوب شد. او در خاطراتش در اینباره گفته واقعاً سخت بود یک عنصر آمیخته با روحیه انقلابی بخواهد بر ارگانی حاکم شود که سالها، در زمان طاغوت، فرهنگ دیگری داشته و مشکلتر از این کار، اتصال این ارگان به یک ارگان انقلابی مثل سپاه بود. در نتیجه صیاد شیرازی دریافت باید بهصورت رسمی قرارگاه مشترک سپاه و ارتش را دایر و تجربه کردستان را هم به آن منتقل کنند. یکی از اقدامات سرهنگ صیاد شیرازی پس از رسیدن به سمت فرماندهی نیروی زمینی، انتصاب سرهنگ حسین حسنیسعدی بهعنوان فرمانده لشکر ۲۱ حمزه بود،لشکری که پیش از انقلاب به لشکر گارد مشهور بود و قوی ترین سازمان رزم نیروی زمینی ارتش بود.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
یکروز بعد نیز مجددا نامه دیگری به دست صیاد شیرازی رسید که ۱- از طرف شورای عالی دفاع درجات شما دوباره اعطا شد
۲- به غرب مراجعه کنید و فرماندهیتان را دوباره تشکیل دهید
۳- هرچه زودتر طرح والعادیات را آماده اجرا کنید.
به دنبال برکناری بنی صدر و آغاز ریاستجمهوری محمدعلی رجایی ، رجایی صیاد شیرازی را احضار و از او می خواهد به هر ترتیب که شده باید دو شهر اشنویه و بوکان را از تسلط کومله آزاد کند.
صیاد شیرازی در همان جلسه به رجایی می گوید تنها در شرایطی حاضر است این کار را انجام دهد که از سوی وی به عنوان وزیر دفاع معرفی شود!
رجایی وقتی زیاده خواهی صیادشیرازی را میبیند نه تنها با وزارت او مخالفت می کند بلکه از اعطای آن ماموریت به او نیز منصرف می شود، صیاد شیرازی مجددا به رجایی می گوید در حالی این ماموریت را انجام می دهد که خمینی به او دستور دهد ، که چنین نیز می شود و او پیش از حرکت به سمت بوکان و اشنویه،با تماس تلفنی سید احمد راضی به حرکت می گردد.
اوایل مهرماه سال ۱۳۶۰ بود که سرهنگ علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش منصوب شد. او در خاطراتش در اینباره گفته واقعاً سخت بود یک عنصر آمیخته با روحیه انقلابی بخواهد بر ارگانی حاکم شود که سالها، در زمان طاغوت، فرهنگ دیگری داشته و مشکلتر از این کار، اتصال این ارگان به یک ارگان انقلابی مثل سپاه بود. در نتیجه صیاد شیرازی دریافت باید بهصورت رسمی قرارگاه مشترک سپاه و ارتش را دایر و تجربه کردستان را هم به آن منتقل کنند. یکی از اقدامات سرهنگ صیاد شیرازی پس از رسیدن به سمت فرماندهی نیروی زمینی، انتصاب سرهنگ حسین حسنیسعدی بهعنوان فرمانده لشکر ۲۱ حمزه بود،لشکری که پیش از انقلاب به لشکر گارد مشهور بود و قوی ترین سازمان رزم نیروی زمینی ارتش بود.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
ایران بریفینگ
قسمت یازدهم/ سه ماه بعد بنی صدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی برکنار می شود ، فردای برکناری بنی صدر ابلاغیهای به صیاد شیرازی رسید که در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کند. یکروز بعد نیز مجددا نامه دیگری به دست صیاد شیرازی رسید که ۱- از طرف شورای عالی…
قسمت دوازدهم / پیش از انتصاب صیاد به فرماندهی نیروی زمینی ارتش، او مرکز قرارگاه عملیاتی شمال غرب را در ارومیه تشکیل داد. در آن روزها مهدی باکری فرمانده عملیات منطقه ارومیه بود. وضع امنیتی این شهر نیز بهدلیل فعالیتهای حزب دموکرات و کومله ملتهب بود، صیاد، ۳ محور را برای کار شناسایی و فعالیتهای پاکسازی را در آنها تقسیم کرد. محور شمال به نیروهای سپاه و نیروهای بارزانی سپرده شد که فرماندهی آن با باکری بود. محور بعدی جاده نقده اشنویه بود که به ژاندارمری سپرده شدو جلدیان صوفیان بهطرف اشنویه هم بهعنوان محور سوم به لشکر ۶۴ ارتش واگذار شد.
همینزمان بود که به صیاد شیرازی خبر رسید فرمانده نیروی زمینی شده است. علت این انتصاب هم این بود که همزمان با اجرای عملیات ثامنالائمه که هواپیمای فرماندهان ارتش و سپاه ؛ فلاحی، فکوری، کلاهدوز، نامجو و جهانآرا سقوط کرد، جایگاه رئیس ستاد مشترک ارتش خالی ماند. در نتیجه تیمسار قاسمعلی ظهیرنژاد بهعنوان رئیس ستاد و سرهنگ علی صیاد شیرازی بهعنوان فرمانده نیروی زمینی معرفی شد.
عملیات منطقه شمال غرب کشور، ۴۴ روز طول کشید و در نتیجه آن دو شهر اشنویه و بوکان آزاد شدند. به این ترتیب دو استان کشور از طریق میاندوآب، بوکان و سقر به یکدیگر متصل شدند.
با آزادسازی ایندوشهر و بازپسگیریشان از کردهای مسلح ، این گروه ها از مرز عبور کرده و با رساندن خود به کردستان عراق، عملا با فرماندهی ارتش بعث عراق، ارتباط مستقیم برقرار کردند.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
همینزمان بود که به صیاد شیرازی خبر رسید فرمانده نیروی زمینی شده است. علت این انتصاب هم این بود که همزمان با اجرای عملیات ثامنالائمه که هواپیمای فرماندهان ارتش و سپاه ؛ فلاحی، فکوری، کلاهدوز، نامجو و جهانآرا سقوط کرد، جایگاه رئیس ستاد مشترک ارتش خالی ماند. در نتیجه تیمسار قاسمعلی ظهیرنژاد بهعنوان رئیس ستاد و سرهنگ علی صیاد شیرازی بهعنوان فرمانده نیروی زمینی معرفی شد.
عملیات منطقه شمال غرب کشور، ۴۴ روز طول کشید و در نتیجه آن دو شهر اشنویه و بوکان آزاد شدند. به این ترتیب دو استان کشور از طریق میاندوآب، بوکان و سقر به یکدیگر متصل شدند.
با آزادسازی ایندوشهر و بازپسگیریشان از کردهای مسلح ، این گروه ها از مرز عبور کرده و با رساندن خود به کردستان عراق، عملا با فرماندهی ارتش بعث عراق، ارتباط مستقیم برقرار کردند.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
ایران بریفینگ
قسمت دوازدهم / پیش از انتصاب صیاد به فرماندهی نیروی زمینی ارتش، او مرکز قرارگاه عملیاتی شمال غرب را در ارومیه تشکیل داد. در آن روزها مهدی باکری فرمانده عملیات منطقه ارومیه بود. وضع امنیتی این شهر نیز بهدلیل فعالیتهای حزب دموکرات و کومله ملتهب بود، صیاد،…
قسمت سیزدهم/ یکی از اشتباهات فاحشی که صیاد شیرازی هم در خاطراتش به آن اشاره کرده و دست بر قضا همچنان به آن افتخار می کند نبرد هواپیماهای شکاری نیروی هوایی با تانکهای عراقی است!
او روایت میکند «(عراق) چندبار هم سعی کرده بود از رودخانه کرخه بگذرد و به شوش و پل نادری دزفول بیاید و تنها جاده مهم ارتباطی خوزستان را، که جاده اندیمشک اهواز است، قطع کند. اگر این کار را کرده بود، سقوط خوزستان حتمی بود. ولی خداوند کمک کرد. نیروی هوایی در پل نادری دزفول، با هواپیما به جنگ تانک رفت و چندین هواپیماهم سقوط کرد و از بین رفتند؛ برای اینکه دشمن نتواند از پل بگذرد. اگر گذشته بود، جاده اندیمشک اهواز قطع میشد. حتی یکبار مجبور شدند پایگاه هوایی دزفول را تخلیه کنند.» (صفحه ۱۷۶ به ۱۷۷)
او درخاتمه بدون اشاره به اینکه در رزم ارزش یک جنگنده و هواپیما چه حد است و ارزش یک تانک چقدر نتیجه گیری می کند که :«در نتیجه ایثارگریهای نیروی هوایی بود که نیروی زمینی ارتش موفق شد آنطرف پل نادری دزفول، اول جاده دهلران را که ارتفاعات سپتون در آنجا است، پس بگیرد»
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او روایت میکند «(عراق) چندبار هم سعی کرده بود از رودخانه کرخه بگذرد و به شوش و پل نادری دزفول بیاید و تنها جاده مهم ارتباطی خوزستان را، که جاده اندیمشک اهواز است، قطع کند. اگر این کار را کرده بود، سقوط خوزستان حتمی بود. ولی خداوند کمک کرد. نیروی هوایی در پل نادری دزفول، با هواپیما به جنگ تانک رفت و چندین هواپیماهم سقوط کرد و از بین رفتند؛ برای اینکه دشمن نتواند از پل بگذرد. اگر گذشته بود، جاده اندیمشک اهواز قطع میشد. حتی یکبار مجبور شدند پایگاه هوایی دزفول را تخلیه کنند.» (صفحه ۱۷۶ به ۱۷۷)
او درخاتمه بدون اشاره به اینکه در رزم ارزش یک جنگنده و هواپیما چه حد است و ارزش یک تانک چقدر نتیجه گیری می کند که :«در نتیجه ایثارگریهای نیروی هوایی بود که نیروی زمینی ارتش موفق شد آنطرف پل نادری دزفول، اول جاده دهلران را که ارتفاعات سپتون در آنجا است، پس بگیرد»
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
ایران بریفینگ
قسمت سیزدهم/ یکی از اشتباهات فاحشی که صیاد شیرازی هم در خاطراتش به آن اشاره کرده و دست بر قضا همچنان به آن افتخار می کند نبرد هواپیماهای شکاری نیروی هوایی با تانکهای عراقی است! او روایت میکند «(عراق) چندبار هم سعی کرده بود از رودخانه کرخه بگذرد و به شوش…
قسمت چهاردهم /برای اجرای عملیات فتحالمبین، نیروهای سپاه به عمل در ۴ محور باور داشتند اما نیروهای ارتش میگفتند منطقیتر است تمرکز نیرو در ۲ محور باشد. چندروز پیش از آغاز عملیات، دشمن شروع به تحرک کرد و از ۴ محوری که دربارهشان بحث و گفتگو بود، تنها ۲ محور باقیماند که ایندومحور هم به هیچ ترتیب با محاسبات و برآوردهای عملیاتی و معیارهای تخصصی همخوانی نداشتند. در نتیجه سپاه و ارتش در موقعیتی سخت و فشاری زیاد گرفتار شدند. آخرین بررسیهای مشترک فرمانده نیروی زمینی ارتش و فرمانده سپاه به اینجا رسید که باید هرچه سریعتر نزد خمینی رفته و شرایط را ترسیم و از وضعیت نگرانکننده جبهه ایران صحبت کنند.
طبق روایت علی صیاد شیرازی، یکی از خلبانها بهنام محمد حقشناس اعلام آمادگی کرد محسن رضایی را سوار F۵ کند و او را ۲۰ دقیقهای از دزفول به تهران برساند.
صیاد به فشار شدید پرواز به بدن رضایی اشاره کرده و گفته وقتی رضایی دوباره با F5 به دزفول بازگشت، حال عادی نداشت.
خمینی اما پس از گفته های رضایی به او می گوید :«بروید خدا پشت و پناهتان»
به این ترتیب عملیات فتحالمبین در شرایط خوف و رجا، خلاف قوانین و مقررات جنگی در طراحی، از ۲ محور شروع شد که این مساله نه برای ایرانیها و نه دشمن قابل درک نبود. در این عملیات، لحظاتی پیش آمد که ایرانیها متوجه شدند دشمن از سمت تنگه ابوقریب آمده و یال ۲۵۱ در حال سقوط است. بههمیندلیل صیاد شیرازی بهسرعت تیپ ۲ زرهی دزفول را که یکتیپ زرهی متحرک محسوب میشد بهسمت تنگه اعزام کرد. در ادامه عملیات، او خود را با هلیکوپتر به دشتعباس رساند و دید تانکهای خودی در حال عقبنشینی هستند.
فرمانده نیروی زمینی ارتش متوجه شد فرمانده تانکها ترسیده و دستور عقبنشینی داده است. در نتیجه فرماندهی تیپ زرهی را به افسری لرستانی بهنام لهراسبی که فرماندهگردان بود سپرد!
اگرچه صیاد این اقدام را در خاطراتش یک اقدام انقلابی می خواند اما در عمل با این تعویض، تیپ زرهی مذکور عملا از هم پاشید و اگر حضور لشکر ۲۷ محمد رسول الله نبود سقوط تنگه حتمی بود اگر چه بیش از ۲۸ تانک ارتش به دلیل نداشتن آرایش لازم و بی کفایتی ستوان لهراسبی منهدم شد.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
طبق روایت علی صیاد شیرازی، یکی از خلبانها بهنام محمد حقشناس اعلام آمادگی کرد محسن رضایی را سوار F۵ کند و او را ۲۰ دقیقهای از دزفول به تهران برساند.
صیاد به فشار شدید پرواز به بدن رضایی اشاره کرده و گفته وقتی رضایی دوباره با F5 به دزفول بازگشت، حال عادی نداشت.
خمینی اما پس از گفته های رضایی به او می گوید :«بروید خدا پشت و پناهتان»
به این ترتیب عملیات فتحالمبین در شرایط خوف و رجا، خلاف قوانین و مقررات جنگی در طراحی، از ۲ محور شروع شد که این مساله نه برای ایرانیها و نه دشمن قابل درک نبود. در این عملیات، لحظاتی پیش آمد که ایرانیها متوجه شدند دشمن از سمت تنگه ابوقریب آمده و یال ۲۵۱ در حال سقوط است. بههمیندلیل صیاد شیرازی بهسرعت تیپ ۲ زرهی دزفول را که یکتیپ زرهی متحرک محسوب میشد بهسمت تنگه اعزام کرد. در ادامه عملیات، او خود را با هلیکوپتر به دشتعباس رساند و دید تانکهای خودی در حال عقبنشینی هستند.
فرمانده نیروی زمینی ارتش متوجه شد فرمانده تانکها ترسیده و دستور عقبنشینی داده است. در نتیجه فرماندهی تیپ زرهی را به افسری لرستانی بهنام لهراسبی که فرماندهگردان بود سپرد!
اگرچه صیاد این اقدام را در خاطراتش یک اقدام انقلابی می خواند اما در عمل با این تعویض، تیپ زرهی مذکور عملا از هم پاشید و اگر حضور لشکر ۲۷ محمد رسول الله نبود سقوط تنگه حتمی بود اگر چه بیش از ۲۸ تانک ارتش به دلیل نداشتن آرایش لازم و بی کفایتی ستوان لهراسبی منهدم شد.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4
ایران بریفینگ
قسمت چهاردهم /برای اجرای عملیات فتحالمبین، نیروهای سپاه به عمل در ۴ محور باور داشتند اما نیروهای ارتش میگفتند منطقیتر است تمرکز نیرو در ۲ محور باشد. چندروز پیش از آغاز عملیات، دشمن شروع به تحرک کرد و از ۴ محوری که دربارهشان بحث و گفتگو بود، تنها ۲ محور…
قسمت پانزدهم/ صیاد شیرازی میگوید پس از پیروزی بزرگ در عملیات بیتالمقدس، فریب خورده و دچار لغزش غرور ناشی از پیروزی شدیم. به همیندلیل نیروهایمان را به سوریه بردیم. در حالیکه پس از رسیدن این خبر به خمینی ایشان دستور داد «به نیروها بگویید سریع برگردند.»
(صیاد شیرازی عملا در این بخش مهم از خاطراتش دروغ می گوید ، او در حالی خمینی را بی اطلاع از اعزام نیروهای ارتشی و سپاهی به سوریه می خواند که نه تنها با اجازه مستقیم خمینی نیروها به سوریه رفتند بلکه حتی انتخاب فرماندهان نیز برای اعزام به سوریه با خود خمینی بوده است ( در این مورد در ایران بریفینگ مفصلا نوشتهایم)
۱۶ خرداد ۱۳۶۱، تنها ۱۳ روز پس از آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس، ارتش اسرائیل با هدف خارج کردن نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین از لبنان خاک آن کشور را هدف تهاجم نظامی گسترده قرار می دهد.
صدام نیز نامه ای به خمینی نوشته و تقاضای آتش بس می کند و از خمینی می خواهد که همه باهم در یک جبهه عربی اسلامی با اسرائیل بجنگیم.
بلافاصله پس از این نامه، فرماندهان سپاه و ارتش و مسئولان ارشد سه قوه، که کار جنگ با عراق را تمام شده فرض می کنند، در جلسه شورای عالی دفاع تصمیم به حضور نظامی در سوریه برای مقابله با اسرائیل می گیرند.
چنانکه حسین علایی نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه، در کتاب “تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق“ نوشته، این جلسه در روز ۱۶ خرداد ۶۱ برگزار می شود. در جلسه شورای عالی دفاع، ازجمله به تصویب می رسد که روز بعد، هیاتی با حضور محمد سلیمی وزیر دفاع، محسن رضایی فرمانده کل سپاه، محسن رفیق دوست مسئول تدارکات سپاه (که چند ماه بعد “وزیر سپاه“ می شود)، علی صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش و احمد متوسلیان فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله (مهمترین واحد رزمی سپاه که بعدها به لشکر ارتقا می یابد) عازم دمشق شود.
در همان روز، علی خامنه ای، رئیس جمهور وقت و رئیس شورای عالی دفاع، رسما از تصمیم ایران برای اعزام نیرو به مرزهای اسرائیل خبر می دهد و اعلام می کند: “بخشی از نیروهای پیاده و زرهی خود را برای این منظور آماده کرده ایم.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
(صیاد شیرازی عملا در این بخش مهم از خاطراتش دروغ می گوید ، او در حالی خمینی را بی اطلاع از اعزام نیروهای ارتشی و سپاهی به سوریه می خواند که نه تنها با اجازه مستقیم خمینی نیروها به سوریه رفتند بلکه حتی انتخاب فرماندهان نیز برای اعزام به سوریه با خود خمینی بوده است ( در این مورد در ایران بریفینگ مفصلا نوشتهایم)
۱۶ خرداد ۱۳۶۱، تنها ۱۳ روز پس از آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس، ارتش اسرائیل با هدف خارج کردن نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین از لبنان خاک آن کشور را هدف تهاجم نظامی گسترده قرار می دهد.
صدام نیز نامه ای به خمینی نوشته و تقاضای آتش بس می کند و از خمینی می خواهد که همه باهم در یک جبهه عربی اسلامی با اسرائیل بجنگیم.
بلافاصله پس از این نامه، فرماندهان سپاه و ارتش و مسئولان ارشد سه قوه، که کار جنگ با عراق را تمام شده فرض می کنند، در جلسه شورای عالی دفاع تصمیم به حضور نظامی در سوریه برای مقابله با اسرائیل می گیرند.
چنانکه حسین علایی نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه، در کتاب “تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق“ نوشته، این جلسه در روز ۱۶ خرداد ۶۱ برگزار می شود. در جلسه شورای عالی دفاع، ازجمله به تصویب می رسد که روز بعد، هیاتی با حضور محمد سلیمی وزیر دفاع، محسن رضایی فرمانده کل سپاه، محسن رفیق دوست مسئول تدارکات سپاه (که چند ماه بعد “وزیر سپاه“ می شود)، علی صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش و احمد متوسلیان فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله (مهمترین واحد رزمی سپاه که بعدها به لشکر ارتقا می یابد) عازم دمشق شود.
در همان روز، علی خامنه ای، رئیس جمهور وقت و رئیس شورای عالی دفاع، رسما از تصمیم ایران برای اعزام نیرو به مرزهای اسرائیل خبر می دهد و اعلام می کند: “بخشی از نیروهای پیاده و زرهی خود را برای این منظور آماده کرده ایم.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👏4👍2