ایران بریفینگ
قسمت هفتم/ مکالمه شهید محمدحسن طوسی و غلامعلی رشید در حدود نیم ساعت قبل از آغاز عملیات شنیدنی است: محمدحسن طوسی (فرمانده اطلاعات عملیات لشکر ۲۵ کربلا): مسلم مسلم، حبیب! غلامعلی رشید (جانشین ستاد عملیات جنوب) در قرارگاه خاتمالانبیاء: حبیب به گوشم! مسلم: حبیب…
قسمت هشتم / #غلامعلی_رشید درباره این لحظات عملیات کربلای ۴ میگوید: «بنا بود که ما ساعت ۱۰: ۳۰ شب عمل کنیم که ۹: ۳۰ بخشی از غواصهای ما در مقابل همین جزیرهام الرصاص کشف شدند و بعد دیگر تا یگانها درگیر شدند شد ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۱، آقا محسن به من و آقای شمخانی فرمودند که شما بروید یک کم استراحت کنید تا من و آقا رحیم چندساعتی ادامه بدهیم و بعد شما بیایید که ما رفتیم حدود دوساعتی استراحت کردیم از ۱:۳۰ تا ۳:۳۰ استراحت کردیم اما بعد که بیدار شدیم، دیدیم عملیات خوب پیش نمیرود و آقا محسن فکر کنم آمد استراحت کند که دید نمیشود؛ البته ساعت ۵ صبح آقای قاسم سلیمانی و مرتضی قربانی پشت بیسیم فریاد میزدند که وارد ام الرصاص شده و میخواهیم عبور کنیم و وارد ام الخصیب شویم، یعنی باروحیهای بسیار قوی دم از پیروزی میزدند، ولی سایر واحدها اینطور نبود. مباحث همینطور پیش رفت که ساعت ۷ یا ۸ صبح آقا محسن به این نتیجه رسید که تداوم این عملیات به مصلحت نیست و دستور توقف دادند؛ یکجا من یادم هست که در قرارگاه گفت عملیات در رده بکلی سری لو رفته است.
بعد حواشی ظهر بود که به ما گفت بروید امیدیّه و ماجرا را به آقای #هاشمی_رفسنجانی توضیح بدهید و بگویید ما در شلمچه عمل میکنیم که این برای خود من خیلی سخت بود. ما رفتیم و آقایان #محسن_رفیق_دوست، عراقی و علائی بودند، فکر میکنم آقای باقری و آقای سنجقی هم بودند که رفتیم و سوار بالگرد شدیم و رفتیم امیدیه، آنجا وارد یک سالن بزرگ شدیم که آقایان هاشمی و #حسن_روحانی بودند و یک تعدادی از عزیزان ارتشی هم حضور داشتند که ماجرا را توضیح دادیم و گفتیم که آقای #محسن_رضایی هم گفته ما در شلمچه عمل میکنیم، حتی آقای هاشمی فکر کرد همین امشب که گفتیم نه! موقعی که برگشتیم پیش آقا محسن، احساس کرد که با تردید و ابهام [موضع سپاه و وضعیت عملیات ] را مطرح کردیم، لذا خودش فردای آن روز یعنی پنجم دیماه آمد به ما گفت برویم امیدیه و آنجا مفصلاً با آقای هاشمی صحبت کرد و گفت که بهتر است متوقف شویم و بعداً ما در شلمچه عمل خواهیم کرد.» (۸)
#کربلای۴ #عملیات_کربلای_چهار
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
بعد حواشی ظهر بود که به ما گفت بروید امیدیّه و ماجرا را به آقای #هاشمی_رفسنجانی توضیح بدهید و بگویید ما در شلمچه عمل میکنیم که این برای خود من خیلی سخت بود. ما رفتیم و آقایان #محسن_رفیق_دوست، عراقی و علائی بودند، فکر میکنم آقای باقری و آقای سنجقی هم بودند که رفتیم و سوار بالگرد شدیم و رفتیم امیدیه، آنجا وارد یک سالن بزرگ شدیم که آقایان هاشمی و #حسن_روحانی بودند و یک تعدادی از عزیزان ارتشی هم حضور داشتند که ماجرا را توضیح دادیم و گفتیم که آقای #محسن_رضایی هم گفته ما در شلمچه عمل میکنیم، حتی آقای هاشمی فکر کرد همین امشب که گفتیم نه! موقعی که برگشتیم پیش آقا محسن، احساس کرد که با تردید و ابهام [موضع سپاه و وضعیت عملیات ] را مطرح کردیم، لذا خودش فردای آن روز یعنی پنجم دیماه آمد به ما گفت برویم امیدیه و آنجا مفصلاً با آقای هاشمی صحبت کرد و گفت که بهتر است متوقف شویم و بعداً ما در شلمچه عمل خواهیم کرد.» (۸)
#کربلای۴ #عملیات_کربلای_چهار
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4❤1🤬1
ایران بریفینگ
قسمت هشتم / #غلامعلی_رشید درباره این لحظات عملیات کربلای ۴ میگوید: «بنا بود که ما ساعت ۱۰: ۳۰ شب عمل کنیم که ۹: ۳۰ بخشی از غواصهای ما در مقابل همین جزیرهام الرصاص کشف شدند و بعد دیگر تا یگانها درگیر شدند شد ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۱، آقا محسن به من و آقای شمخانی…
قسمت نهم / هاشمی رفسنجانی درباره آن شب سرنوشتساز میگوید: «خیلی آماده بودیم. خیلی احتیاط میکردیم که لو نرود. من آن شب در بوشهر ماندم و به آنجا نرفتم که حضور من کشف شود و عملیات لو برود. ولی لو رفته بود. ظاهراً آمریکاییها با ماهواره مسئله را فهمیده و به عراقیها گفته بودند. یکی از نقاط حساس حمله ما برای عراقیها شناختهشده بود که در شروع حمله آسیب دیدیم من نیمهشب فهمیدم که مشکل داریم. معلوم شد که لو رفته و نمیتوانیم جلو برویم …» (۹)
🔹اگرچه طبق همین اظهارات #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در همان نیمهشب اول و دقایق ابتدایی #عملیات_کربلای_چهار متوجه لو رفتن عملیات میگردد اما تا فردای آن روز صبر مینماید و نهایتاً در ساعت ۹ صبح فردای آغاز عملیات فرمان توقف عملیات کربلای ۴ را صادر مینماید!
🔹این فرمان با توجه به اینکه بخشهایی از یگانهای عملکننده تلفات جدیای دیده و یگانهایی نیز به موفقیت دست پیداکرده بودند باعث اختلافنظرهایی گردید و از ساعت ۹ صبح به بعد عملاً عملیات خارج از کنترل و هدایت فرماندهی در قرارگاه خاتمالانبیاء و هاشمی رفسنجانی قرار میگیرد، بعضی از یگانهایی که تلفات بیشمار داده بودند عقبنشینی نموده اما بعضی از یگانها که علیرغم تلفات زیاد به موفقیتهایی دست پیداکرده بودند حاضر به عقبنشینی نبودند.
🔹بهعنوانمثال بیسیمچی شهید حاج حسین بصیر (قائممقام لشگر ۲۵ کربلا) درباره وضعیت عملیات کربلای ۴ و فرمان عقبنشینی و پایان عملیات و تشتت آرا در این عملیات چنین میگوید:
«حاج بصیر گوشی بیسیم را گرفت به مرتضی قربانی فرمانده لشکر ۲۵ کربلا آن سوی خط گفت: به لطف خدا و همت بچهها ما خط اول را شکستیم… تمام کانال و منطقه را بچهها تصرف کردند، الآن دارند اسرا را به پشت جبهه منتقل میکنند… عراقیها پنجتا ضد هوایی چهار لول کاشته بودند و مدام همه نیزار را درو میکردند، نیمخیز راهمان را عوض میکردیم، اما از هرکجا میرفتیم بچهها را میدیدم که شهید شده و روی زمین افتاده بودند چهار لول ها یکلحظه خاموش نمیشدند، بیسیم هشدار می داد به حاجی بگو عملیات شکسته، بچهها را بکش عقب؛ عقبنشینی کنید، عملیات لو رفته، جلو نرید جلو نرید… به حاجی[بصیر] گفتم که آقا مرتضی گفت: باید عقبنشینی کنیم حاج بصیر ناراحت نگاهم کرد…دوباره بیسیم صدا میکند، جلوتر نروید، برگردید…
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔹اگرچه طبق همین اظهارات #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در همان نیمهشب اول و دقایق ابتدایی #عملیات_کربلای_چهار متوجه لو رفتن عملیات میگردد اما تا فردای آن روز صبر مینماید و نهایتاً در ساعت ۹ صبح فردای آغاز عملیات فرمان توقف عملیات کربلای ۴ را صادر مینماید!
🔹این فرمان با توجه به اینکه بخشهایی از یگانهای عملکننده تلفات جدیای دیده و یگانهایی نیز به موفقیت دست پیداکرده بودند باعث اختلافنظرهایی گردید و از ساعت ۹ صبح به بعد عملاً عملیات خارج از کنترل و هدایت فرماندهی در قرارگاه خاتمالانبیاء و هاشمی رفسنجانی قرار میگیرد، بعضی از یگانهایی که تلفات بیشمار داده بودند عقبنشینی نموده اما بعضی از یگانها که علیرغم تلفات زیاد به موفقیتهایی دست پیداکرده بودند حاضر به عقبنشینی نبودند.
🔹بهعنوانمثال بیسیمچی شهید حاج حسین بصیر (قائممقام لشگر ۲۵ کربلا) درباره وضعیت عملیات کربلای ۴ و فرمان عقبنشینی و پایان عملیات و تشتت آرا در این عملیات چنین میگوید:
«حاج بصیر گوشی بیسیم را گرفت به مرتضی قربانی فرمانده لشکر ۲۵ کربلا آن سوی خط گفت: به لطف خدا و همت بچهها ما خط اول را شکستیم… تمام کانال و منطقه را بچهها تصرف کردند، الآن دارند اسرا را به پشت جبهه منتقل میکنند… عراقیها پنجتا ضد هوایی چهار لول کاشته بودند و مدام همه نیزار را درو میکردند، نیمخیز راهمان را عوض میکردیم، اما از هرکجا میرفتیم بچهها را میدیدم که شهید شده و روی زمین افتاده بودند چهار لول ها یکلحظه خاموش نمیشدند، بیسیم هشدار می داد به حاجی بگو عملیات شکسته، بچهها را بکش عقب؛ عقبنشینی کنید، عملیات لو رفته، جلو نرید جلو نرید… به حاجی[بصیر] گفتم که آقا مرتضی گفت: باید عقبنشینی کنیم حاج بصیر ناراحت نگاهم کرد…دوباره بیسیم صدا میکند، جلوتر نروید، برگردید…
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥3❤1👍1🤬1🕊1