جماعت دعوت و اصلاح
4.57K subscribers
13K photos
2.81K videos
346 files
16.7K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
Audio
دکتر ویسی
💠محمود ویسی


🍀سوره: ابراهیم
آیه: ۵۲-۳۵

🌸مدت زمان: ۳۸ دقیقه

#تفسیر_قرآن_کریم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠زندگی ستایش انگیز و زندگی رشک انگیز


✍🏻فرزان خاموشی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
💠يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته!

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
Audio
💠زندگی در توهّم ابدیّت


✍🏻عبدالوهاب طریری


💢تهیه شده با هوش مصنوعی

#پادکست_آوای_اصلاح6

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠 فرزندت را با خدا آشنا کن


✍🏻 الحاق جوادی

◻️ بسیاری از والدین، نگران نمازِ فرزندشان هستند؛ اما دغدغهٔ اصلی، نماز نیست؛ رابطهٔ او با خداست. میانِ این دو، تفاوتی بزرگ وجود دارد. کسی که تنها به نماز عادت کرده است، ممکن است با تغییرِ محیط یا کم شدنِ نظارت، آن را کنار بگذارد؛ اما کسی که با خدا مأنوس شده، نماز را نیازِ همیشگیِ جانِ خود می‌بیند، نه وظیفه‌ای که دیگران بر دوشش گذاشته‌اند.
◻️ تربیتِ دینی، بیش از آنکه با سفارش و تذکر شکل بگیرد، با تجربه و مشاهده ساخته می‌شود. فرزند، پیش از آنکه به سخنِ ما گوش بسپارد، زندگیِ ما را می‌خواند. اگر ببیند با شنیدنِ اذان، کارها در خانه رنگِ دیگری می‌گیرد؛ اگر ببیند نماز، پدر و مادر را آرام‌تر، مهربان‌تر و منصف‌تر می‌کند؛ اگر احساس کند نماز، لحظه‌ای برای تجدیدِ نیرو و پیوند با خداست، در دلِ او این باور شکل می‌گیرد که نماز، تنها مجموعه‌ای از حرکات نیست؛ سرچشمهٔ زندگی است.

◻️ راهبردها:

✓ پیش از آنکه فرزندت را به نماز دعوت کنی، خودت نماز را دوست‌داشتنی زندگی کن؛ دعوتِ خاموش، اثرگذارتر از سفارشِ مکرر است.
✓ از خدا، پیش از آنکه با زبانِ ترس سخن بگویی، با زبانِ محبت سخن بگو؛ کودکی که خدا را مهربان بشناسد، آسان‌تر به سوی او می‌رود.
✓ اگر فرزندت دربارهٔ نماز پرسید، سؤالش را نشانهٔ رشد بدان، نه بی‌دینی؛ گفت‌وگو، ایمان را عمیق‌تر می‌کند.
✓ نماز را با خاطره‌های خوش پیوند بزن؛ محبت، تشویق و حضورِ صمیمانه، بیش از اجبار، در دلِ کودک ماندگار می‌شود.

◻️ هدفِ تربیت، آن نیست که فرزند در حضور ما نماز را ترک نکند؛ آن است که هیچ روزی، خود را بی‌نیاز از دیدارِ خدا نبیند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏5
💠 مقاصد صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ و حقیقت شفاعت در روز قیامت

✍🏻حمزه خان‌بیگی

🌟در سنت نبوی، صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ تنها یک ذکر لفظی یا تعظیم تشریفاتی نیست؛ بلکه حقیقتی روحانی، تربیتی و هستی‌شناختی است که در ژرفای جان انسان اثر می‌گذارد و مسیر او را از تاریکی‌های نفس به روشنایی‌های قرب الهی می‌کشاند.
در میان مقاصد بلند این ذکر نورانی، مقصدی برجسته‌تر از همه جلوه می‌کند: رسیدن به شفاعت پیامبر ﷺ در روز قیامت؛ شفاعتی که همچون نسیم رحمت، اضطراب موقف‌های هولناک آخرت را می‌زداید و دل مؤمن را به امیدی آرام‌بخش می‌آراید.
🔶 صلوات؛ پیوند روح با حقیقت نبوت
صلوات، در ظاهر جمله‌ای کوتاه است، اما در باطن، پلی است میان زمین و آسمان. هر بار که انسان بر پیامبر ﷺ درود می‌فرستد، در حقیقت، روح خویش را به سرچشمهٔ نور نبوت متصل می‌کند؛ نوری که خداوند آن را «سراجاً منیراً» نامید و آن را چراغ هدایت برای جهانیان قرار داد.
صلوات، حرکت جان از عالم خاک به افلاک است؛ خروج از تنگنای نفس و ورود به وسعت رحمت الهی. این ذکر، انسان را در مسیر پیامبر ﷺ قرار می‌دهد؛ مسیری که سراسر رحمت، اخلاق، حکمت و هدایت است.
🔶 شفاعت؛ ثمرهٔ محبت راستین و پیروی صادقانه
در حدیث صحیح آمده است که هر کس ندای اذان را بشنود و این دعا را بر زبان آورد:
«اللهم ربَّ هذه الدعوةِ التامة، وآتِ محمداً الوسيلةَ والفضیلة، وابعثه مقاماً محموداً الذي وعدته»
برای او شفاعت پیامبر ﷺ در روز قیامت روا می‌شود. این وعدهٔ نبوی، نشان می‌دهد که صلوات و دعا پس از اذان، تنها پاسخ به یک دعوت ظاهری نیست؛ بلکه مشارکت در یک جریان آسمانی است که انسان را در صف کسانی قرار می‌دهد که پیامبر ﷺ در قیامت دستشان را می‌گیرد.
📖 در حدیثی دیگر فرمود:
«أولى الناس بي يوم القيامة أكثرهم عليّ صلاة»

یعنی نزدیک‌ترین مردم به پیامبر در قیامت، کسانی‌اند که در دنیا بیش از همه بر او صلوات فرستاده‌اند.
این سخن، حقیقتی تربیتی و عرفانی را آشکار می‌کند: نزدیکی به پیامبر در آخرت، از راه پیوند قلبی در دنیا حاصل می‌شود. صلوات، نشانهٔ محبت است؛ و محبت، مقدمهٔ پیروی؛ و پیروی، مقدمهٔ شفاعت.
🔶 دعا پس از اذان؛ لحظهٔ گشایش آسمانی
اذان، دعوتی الهی است که از آسمان به زمین می‌رسد؛ و دعا پس از اذان، پاسخ انسان به این دعوت است. در این لحظه، درهای رحمت گشوده می‌شود و صلوات، انسان را در مسیر «مقام محمود» قرار می‌دهد؛ مقامی که خداوند به پیامبرش وعده داده و شفاعت کبری از آن سرچشمه می‌گیرد. «حَلَّت له شفاعتي» یعنی شفاعت برای او روا می‌شود؛ وعده‌ای که دل را آرام می‌کند و امید را در جان می‌نشاند.
🔶 صلوات؛ ذکر محبوب خدا و فرشتگان
خداوند در قرآن فرمود: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ…» این آیه، حقیقتی عظیم را آشکار می‌کند:
صلوات، ذکری است که در عرش آغاز می‌شود و در زمین ادامه می‌یابد. وقتی انسان بر پیامبر ﷺ صلوات می‌فرستد، در صفی می‌ایستد که خداوند و فرشتگان در آن پیشگام‌اند.
این ذکر، جان را پاک می‌کند، دل را نرم می‌سازد و راه را روشن می‌نماید؛ زیرا یاد پیامبری است که سراسر نور، رحمت و اخلاق بود.

🔷ثمرات تربیتی، اخلاقی و روحی صلوات
🔹 آرامش قلب
صلوات، اتصال به سرچشمهٔ رحمت است؛ و رحمت، آرامش می‌آورد. دلِ آشفته، با صلوات، به ساحل سکینه می‌رسد.
🔹 نورانیت باطن
صلوات، یاد پیامبری است که خداوند او را نور نامید. هر صلوات، پرتوی از این نور را در جان انسان می‌نشاند.
🔹 تقویت محبت نبوی
محبت، اساس تربیت ایمانی است؛ و صلوات، غذای این محبت. هر بار که صلوات می‌فرستی، رشتهٔ محبت میان تو و پیامبر ﷺ محکم‌تر می‌شود.
🔹 امید به شفاعت
صلوات، چراغی است که مسیر قیامت را روشن می‌کند؛ چراغی که به شفاعت ختم می‌شود و انسان را از اضطراب موقف‌های آخرت می‌رهاند.
🔹تزکیهٔ اخلاق
صلوات، یادآوری سیرهٔ پیامبر ﷺ است؛ و یاد او، انسان را به اخلاق او نزدیک می‌کند.
صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ، ذکری کوتاه اما اثرش بلند است؛ ذکری که در دنیا دل را نرم می‌کند و در آخرت راه را هموار. هر بار که صلوات می‌فرستی، در حقیقت چراغی در مسیر قیامتت روشن می‌کنی؛ چراغی که تو را به مقام محمود می‌رساند، به شفاعت کبری، به رحمت بی‌پایان.

👌صلوات، نه تنها ذکر زبان، بلکه حیات قلب است؛ نه تنها تعظیم پیامبر، بلکه تربیت انسان؛ نه تنها یاد گذشته، بلکه نور آینده.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠خالد آذری


اساسی ترین خواسته های قرآن از مخاطبانش بر مبنای شمارش افعال امر قرآن – بخش دوم (قسمت اول)

فقط خداوند را خدمت کنید.

برای من که قرار بود افعال امر قرآن را بشمارم، ذکر ساده اینکه خداوند را خدمت کنید، بسیار ناقص و به نوعی خالی از امانت داری بود. ظاهرا دعوت قرآن بیشتر از آنکه عبادت خداوند باشد؛ عبادت "فقط" خداوند است. در اکثریت مطلق زمان هایی که دعوت به عبادت خداوند می شود یا ذکری از عبادت خداوند می شود، قید یا توصیفی وجود دارد که عبادت را فقط در حالت عبادت انحصاری خداوند مطلوب می داند (این قید ها یا توصیفات در فایل پیوست با هایلایت خاکستری کمرنگ نشان داده شده اند).

ظاهرا اصل ریشه عبد در زبان های سامی، حول معنای محوری "کار کردن" بوده است. به نظر می آید که در ادبیات عربی و قرآنی، خصوصا وقتی که در مورد خداوند به کار گرفته می شود، با نوعی مفهوم نرمی و روانی و محبت آمیخته شده است و در نهایت بعد از یک توسعه در معنا، حاوی مضمون پرستش و اطاعت نیز شده است. بنابراین، برای اینکه این مفاهیم را در ترجمه وارد کنم، ترجیح دادم که در ترجمه "اعبدوا الله" به جای عبارتی مثل "برای خداوند کار کنید"، عبارت "خداوند را خدمت کنید"، انتخاب کنم. هر چند شاید ترجمه ای مانند "خداوند را بندگی کنید" به نوعی دقیق تر باشد، اما با توجه به کاربرد کمتر آن در مکالمات روزمره امروزه، به نظرم ارتباط با " فقط خداوند را خدمت کنید"، راحت تر است.

در قرآن، 31 بار (بدون درنظر گرفتن آیه 15 زمر) در قالب فعل امر و 7 بار در قالب نهی (با در نظر گرفتن آیات 2 هود و 23 اسراء) و در مجموع 38 بار، مخاطبین عام خود را دعوت به عبادت خداوند کرده است. این غیر از 6 موردی است که مخاطبان خاص (پیامبران) را دعوت به عبادت کرده است. این 38 بار، باعث شده که بر مبنای مدل مطرح شده در مقدمه این نوشتار، رتبه دوم اصلی ترین خواسته قرآن از مخاطبانش، اختصاص به عبادت موحدانه خداوند داشته باشد. یادمان باشد که بر مبنای آن مدل، رتبه نخست با 76 بار دعوت مخاطبین عام (و 1 بار دعوت پیامبر) اختصاص به تقوا داشت.

این مقایسه، یادآوری مجددی بر اهمیت تقوا است که تعداد تکرار امر به آن، 2 برابر نزدیک ترین امر بعدی است.

اما یک تفاوت جالب این جا وجود دارد که مخاطب اصلی دعوت تقوا " يَٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ " است. انگار که دعوت به تقوا، یک دعوت سطح بالاتری است.

مخاطب دعوت تقوا بیشتر کسانی هستند که رهنوردی در این صراط را آغاز کرده اند و انتظار این است که کم کم، اهل تقوا نیز شوند و تقوا کمک می کند حالا که وارد راه شده اند؛ از راه منحرف نشوند. انگار که آدمی با عبادت موحدانه خداوند در مسیر صراط مستقیم قرار می گیرد و با تقوا باید مراقب باشد که از راه به در نشود. در مورد پیامبر اسلام، طنین تکرار دعوت به تقوا، در فضای مدینه بیشتر شده بود. انگار "از راه به در نشدن"، اساسی تر، مهم تر و سخت تر از "به راه آمدن" است. به نظر تقوا، قله ای است که بر ستون هایی بنا شده است و یکی از آن ستون ها، ستون عبادت است.

در سوره ای که در فرهنگ و تاریخ مسلمانان بیش از هر سوره دیگری خوانده شده است و می شود؛ بعد از حمد خداوندی که پرودگار عالمیان است و ذکر صفات او، اولین باری که به نوعی صحبت از انسان می شود، رویکرد " إِيَّاكَ نَعۡبُدُ" مطرح می شود. رویکردی که پیشاپیش، پاسخ به تمنای مدام " ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ" در آیه بعد است. انگار، جواب را قبل از سوال داده است. اگر در جست و جوی صراط مستقیم هستی باید اهل "ایاک نعبد" باشی. پاسخی که در جاهای مختلفی به صراحت آمده است:

⚡️  إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 51 آل عمران


⚡️  وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ ٣٦ مریم


⚡️   إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 64 زخرف


⚡️   وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ 61 یس


☆ ادامه ⬇️⬇️⬇️


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
به نظرم، نزدیک ترین مفهوم برای توصیف عبادت، پیمودن یک راه است. عبد بودن، انگار، حرکت در مسیر صراط مستقیم است. راهی که به لطف خداوند و به برکت راهبری مهرآمیخته پیامبران و رهپیمایی پیروان آن ها برای ما مشخص شده و برای پیمودن، هموار شده است. چیزی که مانده، اراده ما بر استقامت در این راه است. این مهم، مستلزم از راه به در نشدن، و به بیراهه نرفتن است. چرا که چشمک زن های بسیاری، انسان را به انحراف از راه، فرا می خوانند. با توجه به ذات انسان، احتمال خطای عبد و کج شدن آدمی از مسیر، بسیار است. مهم اما، بازگشت سریع است. مهم این است که همواره حریص و مواظب باشیم که به محض کوچکترین انحراف، به راه برگردیم. برای همین 2 بار در قرآن و البته بیشتر از هر توصیف دیگری برای کلمه "عبد" در حالت مثبتش، بر این مفهوم بازگشت تاکید شده است:
⚡️    ... إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ 9 سبا

⚡️    تَبۡصِرَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ ٨ قاف


نشانه ها و یادآوری ها، کمک می کند که عبد منیب به راه بازگردد. این ویژگی ممتازی است که قرآن مکررا در مورد توصیف عباد خاص (پیامبران)، برجسته می کند: ویژگی "بازگشت به مسیر". بسیار حساس به انحراف از مسیر و مترصد بازگشت به مسیر صراط مستقیم در سریعترین حالت ممکن :

⚡️    ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلۡأَيۡدِۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ 17 ص

⚡️    وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيۡمَٰنَۚ نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ 30 ص


⚡️    وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ ٤٤ ص
بهتر است ما اگر به سان پیشقراولان نمونه این طریق، " أَوَّابٞ " نیستیم؛ حداقل " مُّنِيبٖ " باشیم.

دعوت به عبادت خداوند، قرین نفی اله گرفتن "غیر" است. چیزهای زیادی هستند که ممکن است به جای خداوند، در این مقام اله، توسط انسان انتخاب شوند. نمونه هایی از این کاندیداهای احتمالی در آیات قرآن معرفی شده اند. اصنام (74 انعام و 138 اعراف)، قدرتمندانی مثل فرعون (29 شعرا و 38 قصص)، خوبانی مثل پیامبران (مائده 116) و هوای نفس (فرقان 43 و جاثیه 23) می توانند اله باشند.
اگر می خواهید از عبادت موحدانه خداوند پایین بیایید و در عبادت غیر خداوند غرق شوید، دیگر خیلی مهم نیست که چه یک وجب غرق شوید و چه صد وجب. چه عیسی را بندگی کنید (پیامبر مقرب خداوند که به روایت قرآن، مرده را زنده می کرد) و چه اصنام را و چه هوای نفس تان را و چه مستکبران مستبد طاغی را و چه شیطان را و چه هر چیز دیگر را. اگر از صراط مستقیم عبادت موحدانه خداوند به در می روید، خیلی فرق نمی کند به کجا می روید و در کدام وادی هلاک می شوید. تعبیر قرآن در این مورد بسیار تکان دهنده است!

⚡️    فَٱعۡبُدُواْ مَا شِئۡتُم مِّن دُونِهِۦۗ ..... 15 زمر


⚡️    أُفّٖ لَّكُمۡ وَلِمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ 67 انبیاء

 
نکته ای که در کاربرد کلمه عبد در قرآن وجود دارد این است که به نظر می رسد در نگاه قرآنی، همه انسان ها عبد خداوند اند و مسئله، عبد بودن نیست؛ بلکه، عبد شدن است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه بدانیم و چه ندانیم، کارگزار خداوند در هستی هستیم و عبد خداوندیم. همین که ما هستیم و خلق شده ایم، به خاطر اراده او بوده است که نقشی را به ما واگذار کرده است. مهم اما این است که ما آگاهانه عبد خداوند بشویم. این ماییم که باید تصمیم بگیریم که در این سمفونی خداوند، می خواهیم آگاهانه و مختارانه نقشی را به عهده بگیریم و یا اینکه ساز ناکوک این سمفونی باشیم. عبد شدن اما، داستان متفاوتی دارد. تاجی است که آگاهانه بر سر نهادن آن، وصف مکرری است که از پیامبران خداوند می شود.

عبد شدن، حکایت کارگزاری است که کل برنامه روزانه اش نشانی از خداوند رحمان دارد. حکایت خادمی که رنگ مخدوم را می گیرد. حکایت آدمی که برای خدا کار می کند و آنقدر غرق است که رنگ و بوی خدایی می گیرد و چه رنگی، خوشرنگ تر از آن.

⚡️    صِبۡغَةَ ٱللَّهِ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبۡغَةٗۖ وَنَحۡنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ 138 بقره



☆ پایان ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
💠ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا

سپس آنان را [از خواب] برانگیختیم تا مشخص کنیم کدام یک از آن دو گروه، مدت درنگشان را [در غار] به شمار می آورند؟

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4🥰2
💠پیام جمعه


✍🏻محمد احمدیان


حديث شماره(67) رياض الصالحين

« من حسن الاسلام المرء، ترکه مالایعنیه».
ترمذي: 2318)
(از ویژگی انسان مؤمن، کنار نهادن امور بیفایده  است.)

دروس حدیث:
در شرح حدیث هر چند عده ای آن را غریب می دانند؛ اما امام نووی آن را صحیح دانسته و راویان حدیت را جای ثقه و اعتماد معرفی می کند.

درس اول:
ایمان و تغییر بینش


-“ترکه ما لا یعنیه” "ما یعنی": در اسلام به هر آنچه که مصلحت دین ودنیا و مورد توجه انسان بوده  و مفید فایده در زندگی انسان باشد، گفته می شود.  بنابراین،“لایعنی”نیز به هر آنچه  که خیر و مصلحت انسان در آن نباشد  گفته می شود.

درس دوم:
اسلام و مسئولیت

این حدیث، یکی ازنشانه های رسیدن انسان مؤمن به کمال را به تصویر می کشد؛ و نقشه ی راهی برای حرکت او را ترسیم می کند؛ زیرا دوری از امور بیهوده، انسان را در مسیر فایده گرایی و مصالح فردی و جمعی سوق و هدایت می کند.

درس سوم:
عبارت “اسلام المرء”

نکته  ای که در حدیث بر جسته می شود، این است که پیامبر به جای [ایمان] [اسلام] را بیان فرموده است؛زیرا اسلام  اعمال ظاهری انسان اعم از اقوال و افعال را ملاک قرار می دهد؛ خواه ترک منهیات باشد؛ و یا انجام دستورات و اوامر، ولی ایمان امری قلبی و درونی است و تنها در حیطه ی علم خداوند [علیم بذات الصور] است.. پس اعمال ظاهری که همان تسلیم می باشد؛ که تجلي ایمان دروني است.

درس چهارم:
ارزش عمر و دستاورد آن

عمر، یک سرمایه معنوی و خدا دادی می باشد، بنابراین پیام پیامبر(ص) برای انسان مؤمن این است، که این سرمایه ی ارزشمند نباید صرف امور بیهوده و بی فایده گردد.

درس پنجم:
امور مالایعنیه چیست؟

ما لا یعنی، آنچه که نه ضروت دینی دارد، و نه ضرورت دنیایی، به بیان دیگر ترک محرمات، مکروهات؛ و در نگاه زاهدانه، دوری از زیاده روی در امور مباح را هم شامل می شود، که هم گفتار را در بر می گیرد و هم رفتار انسان مومن.
امام غزالی می گوید:
تنها چیزی به تو مربوط می شود این است، که در باره ی هر چیزی صحبت کنی، که اگر در مورد آن سکوت کنی، ضرری متوجه جان و مالت نمی گردد.
یعنی ترجیح سکوت در گفتار، بهتر از بیان اموری است که فایده ای در بر نداشته باشد.
درس ششم:
عمل نیکو تجلی ایمان

شخصیت انسان مؤمن در دو جهت  قابل رشد و توسعه است:
جهت اول: دوری از منهیات، که همان
[امور مالایعنیه] است.

جهت دوم: عمل به امور نیکو است، که بر گرفته از ایمان درونی می باشد.

سقز:تیر1405
10
Audio
💠 ۱۵ مهارت ضروری برای زندگی در این دنیای جدید!

✔️من خودم چند بار گوشم دادم، بسیار آموزنده و جالب است.

#پادکست_آوای_اصلاح7


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠ادامه هفت عادت نوجوان موفق


✍🏻جهاندار امینی


📌عادت دوم

شروع با هدف💪🏻🧍🏻😍


به نوجوانان توصیه می‌شودکه هر کاری را با یک هدف مشخص شروع کنند. باید بدانید مقصد شما کجاست تا بتوانید بهترین مسیر را برای رسیدن به آن انتخاب کنید.
این عادت به شما کمک می‌کند که همواره به اهداف خود متمرکز باشیدو از مسیرهای منحرف کننده اجتناب کنید.

برنامه‌ریزی و تعیین اهداف روشنی فرداهای زندگیتان را به همراه دارد.
بیاد داشته  باشید که
شما در گذشته آینده تان زندگی میکنید،
پس...
با معنا زندگی کنید تا ثمره تلاشتان را ببینید.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
از دست و زبان کی برآید
کز عهده شکرش به در آید؟


✍️الهه رهنما

سعدی علیه‌الرحمه چند قرن پیش، با ادبیاتی سنجیده و زیبا با اقرار و اعترافی بجا در قالب نظم سروده؛

که هیچ کس قادر نیست شکر همه نعمت‌های الهی را آنطور که در خور و شایسته‌‌ی خداوند است بجا آورد!

« وٳن تعدُّوا نعمت ٱلله لَا تُحصوها» نعمت‌های خداوند بی‌حد و حساب هستند  حتی انسان قادر نیست  به شمارش درآورد! تازه همه نعمت‌ها را آنطور که باید نمی‌شناسد !

چگونه می‌تواند شکرگزار همه نعمت‌ها باشد!

اما نکته مهم این است که چنانچه انسان توفیقِ شکرگزاری یافت در موضع شکرِ نعمت‌ها قرار گرفت خود این توفیق شکرگزاری، نیازمندِ شکر دیگری است!

طبق آیات شریف؛
با هربار شکرِ
انسانِ شاکر، خداوند بر توفیقات و نعمت‌ها می‌افزاید!
  لَئن شَكَرتُم لَٲزیدَنّكُم

با این توفیق شکر و افزایش نعمت‌ها به سبب شکر، انسان شکرِ کدام نعمت را بجا آورد!

چگونه و چگونه می‌تواند شکرگزارِ بحقِ همه الطاف و نعمت‌های بی‌شمار مُنعم باشد!


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
💠شُکرانه شو!


✍🏻صدیق قطبی

شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها
هِل مال را، خود را بده، شکرانه شو، شکرانه شو!
(دیوان شمس، غزلِ ۲۱۳۱)

کمال شکر در این است که با تمام وجود دریابیم قادر به سپاس‌گزاردن نیستیم. آنچه به ما بخشیده شده، چندان وافر و فراگیر است که رساترین شکر، اظهارِ عجز از شکر است. شکرِ به سزا، از من و ما، ساخته نیست. اما اظهارِ فروتنانه‌‌ٔ این عجز و ناتوانی، کمالِ شکر و سپاس‌گزاردن است.
از دست و زبانِ که برآید
کز عهده‌ٔ شُکرش به درآید
(گلستان، سعدی)

سعدی ثنای تو نتواند به شرح گفت
خاموشی از ثنای تو حد ثنای توست
(سعدی، غزلیات)

و گفت: «کمالِ شکر در مشاهدهٔ عجز است از شکر.»(ابومحمد جریری؛ تذکرةالاولیاء، ص۶۳۳)

و گفت: «... غایت شکر عارف آن است که بداند که عاجز است از آنکه شکر او تواند گزارد یا به حد شکر تواند رسید.»(سهل بن عبدالله تستری؛ همان: ص۳۱۸)

و گفت: «الهی تو می‌دانی که عاجزم از مواضعِ شکر تو. به جای من شکر کن خویش را که شکر آن است و بس.»(حسین منصور حلاج؛ همان: ص۶۴۱)

و شیخ گفت: یک بار دیگر مرا [شیخ ابوالقاسم بِشر] گفت: «ای پسر! خواهی که سخن خدای گویی؟» گفتم: «خواهم.» گفت: «در خلوت این بیت می‌گوی. بیت:
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
و احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد
ما همه روز این بیت می‌گفتیم تا به برکتِ این در کودکی راهِ حق برما گشاده گشت.
(ابوسعید ابوالخیر؛ همان، ص۸۶۶)


حقیقتِ شُکر

جان و گوهر شُکربه این است که در عطاها متوقف نشویم،بلکه عطا‌بخش را ببینیم. تویی که به من ارزانی داشته‌ای. تویی که مرا نواخته‌ای. و من به نواخت و عطابخشیِ تو می‌نگرم و بدان دلشادم.

مولانا می‌گفت: «عاشق هدیه نی‌ام، عاشق آن دست توام.»

و ابوبکر شِبلی گفته است:
و گفت:«شکر آن بودکه نعمت را نبینی مُنعِم را بینی.»(تذکرة‌الاولیاء:ص۶۸۴)

نجات‌بخشیِ شکر
از چشم عارفان آنچه مایه‌ٔ رستگاری است نه وضعیت‌های عارض‌شده برما،بلکه شیوهٔ رویارویی ما است. نه غنا و نه فقر، بلکه شُکر وصبر است که نجات روح را رقم می‌زند. درویشِ صابر از توانگرِ ناسپاس شریف‌تر است و توانگر شاکر از درویشِ ناصبور، بهتر:

یک روز در پیش اوسخن توانگری و درویشی می‌رفت. گفت: «فردا نه توانگری وزنی خواهند کرد و نه درویشی. صبر و شکر وزن خواهند داشت. باید که صبر آری و شکر کنی.»(یحیی بن معاذ رازی؛همان: ص۳۸۱)

لطائف و نکات بسیاری درباب شکر و معنا و ثمرات آن بر زبان عارفان رفته است. حمدون قصّار می‌گوید حقیقتِ شُکر آن است که خود را محور وصاحب چیزی نبینی. حضور دوست را در آن موهبت و لذت درک کنی. تو تنها دریافت کرده‌ای.
اصل، اوست:

و گفت: «شکرنعمت آن است که خود را طُفَیلی بینی.»(تذکرة‌الاولیاء: ص۴۱۵)

احمد انطاکی می‌گفت نافع‌ترین خِرَد آن است که پرده ازچشم ما بردارد تا مواهبِ الهی را در زندگی خویش دریابیم،و ما را بر شکر آن یاری دهد:

و گفت: «نافع‌ترین عقلی آن بودکه تو را شناسا گرداند تا نعمت خدای بر خویش بینی [و] یاری دهد تو را بر شکر آن.»(همان: ص۴۲۶)

جنید بغدادی گفته شُکر آن است که مواهب و عطایای دوست را خرجِ روشنی و خوبی کنی ودستمایه‌ٔ تاریکی و ناراستی نسازی:

گفت: «شکر آن است که نعمتی که خداوند تو را داده باشد،هم بدان نعمت در وی عاصی نشوی و نعمت وی را سرمایه‌ْ معصیت نسازی.»(همان: ص۴۳۵)

ادای شکر با نوع برخورداریِ آدمی تناسب دارد. شکرِ دانستن،پرهیختن است. دانای ناپارسا، ناسپاس است. شکرِ عزّت و سرفرازی، خاکساری وفروتنی است. قدرتمندی که فروتن نیست، ناسپاس است. و شکر در بلا، شکیبا بودن است.

و گفت: «تقوی شکرِمعرفت است، و تواضعْ شکر عزّ، و صبرْ شکرِ مصیبت.»(ابوعبدلله بن الجلّا؛ همان: ص۵۰۸)

تحقق شُکر، نیازمند نگاهی ارزش‌بنیاد و بلند است.نگاهی که می‌تواند خوب ببیند. همه‌جانبه و با سنجه‌‌های درست ببیند. و ضرباتِ غافلگیرانهٔ حیات، او را از دیدن جوانب دیگر، بازندارد:

و نقل است که احمد [=احمد حَرْب] همسایه‌ای گبر داشت، بهرام‌ نام بود. مگر شریکی به تجارت فرستاده بود. در راه، آن مال برده بودند، و مال بسیار بود. آن خبر به شیخ احمد رسانیدند.یاران را گفت: «این همسایه‌ٔ ما را چنین کاری افتاده است. برخیزید تا برویم و او را تهنیتی گوییم...» چون به درِ سرای او رسیدند... شیخ گفت: «.. ما بدان آمده‌ایم تا تهنیتی گوییم که شنیده‌ایم تو راقطعی افتاده است.» گبر گفت:«آری چنان است. اما سه شکر می‌کنم خدای‌ را.یکی آن که از من ببُردند من ازدیگری نبردم؛دوم آن که از مالم نیمه‌ای بردند. مرا اینجا نیمهٔ دیگر هست چندانکه مایحتاج بود.سوم آن که دین گبرکی برجاست.دنیا خود آید و شود.» احمد را این سخن خوش آمد. یاران را[گفت] که:«بنویسید که ازین سه سخن بوی مسلمانی می‌آید.»(همان،ص۲۹۵)

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
💠الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

شیطان، شما را [به هنگام انفاق مال با ارزش] از تهیدستی و فقر می ترساند، و شما را به کار زشت [چون بخل وخودداری از زکات و صدقات] امر می کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
📌آیا دین از سیاست جداست؟

✍️ عدنان فلاحی

نویسنده پرسش «آیا دین از سیاست جداست؟» را دوگانه‌ای گمراه‌کننده و ساده‌انگارانه می‌داند. او با متناظر کردن آن با درهم‌تنیدگیِ سیاست و فوتبال، استدلال می‌کند دین به عنوان بنیادی‌ترین نظام هویتی بشر، ناگزیر با سیاست (مدیریت زیست جمعی) پیوند خورده و تفکیک مطلق آن‌ها ناممکن است. بنابراین، به جای بحث بی‌حاصل درباره‌ی «بود یا نبودِ» این رابطه، باید «چگونگی و حدود تعامل» آن‌ها را از طریق چهار پرسش کلیدی تحلیل کرد: ۱. تولیت نهادی: نقش و سهم نهادهای دینی در امر سیاسی. ۲. کارگزاران: امکان هم‌زیستیِ ایمان قلبی سیاستمدار با عقلانیت مدیریتی. ۳. زبان متهورانه (رتوریک): کارکرد ادبیات دینی؛ مشروعیت‌بخشی یا سوءاستفاده‌ی ابزاری. ۴. فلسفه‌ی اخلاق: نسبتِ آرمان‌های اخلاقی با واقعیتِ قدرت و منافع. در نهایت، فهم این رابطه‌ی دیرینه در جهان مدرن، نیازمند بازتعریف هوشمندانه‌ی همین مرزها و نقش‌هاست.

🖇 ادامه‌ی مطلب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏1
«لقمه‌های معنوی»

نویسنده:دکتر فرزاد ولیدی
ویراستار: سیروان رحیمی
سال چاپ: 1404
نوبت چاپ: اول
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز

کتاب «لقمه‌های معنوی» اثر فرزاد ولیدی، منبعی کاربردی و مدرن در حوزه معارف اهل سنت است که با شکستن قالب‌های کلیشه‌ای نگاشته شده است.
محورهای اصلی کتاب عبارتند از:
ساختار برگ‌به‌برگ: هر صفحه حاوی یک مطلب مستقل و کوتاه‌ (یک لقمه معنوی) برای نیازهای روحی مختلف است.
کاربرد برای دعوتگران: منبعی مناسب برای سخنرانی ائمه جمعه، جماعت و وعاظ.
الگوسازی عملی: بازخوانی زندگی مصلحان و خادمان دین جهت ارائه الگوهای زنده اخلاقی.
هدف اصلی: درمان رنج‌های روحی و اجتماعی و دست‌یابی به آرامش و خوشبختی قرآنی.

🔗ادامه‌ی معرفی

#معرفی_کتاب #لقمه_های_معنوی #فرزاد_ولیدی #معارف_اسلامی #معنویت #معارف_اهل_سنت #کتاب_جدید #معرفی_کتاب #اخلاق #آموزش_دینی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👏4👍1
💠برای تأمل:


✍🏻الحاق جوادی


◻️ تاریخ، بارها یک حقیقت را تکرار کرده است: هیچ تمدنی نخست از بیرون فرو نریخته؛ ابتدا معنا را باخته، سپس اخلاق را، و آنگاه خود را. آنان که این درس را از تاریخ نیاموزند، از رنج خواهند آموخت.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏2