جماعت دعوت و اصلاح
4.61K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
347 files
16.9K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠فائده سفر


✍️ شیخ سعید الکملي

کسی که سفرهای فراوان کرده و با زندگی، فرهنگ، آداب و رسوم مردم و مسلمانانِ نقاط مختلف جهان آشنا شده باشد، روحیه‌ای نرم‌تر و برخوردی مهربان‌تر با مردم پیدا می‌کند. کمتر با دیگران درگیر می‌شود، نگاهش گسترده‌تر می‌گردد و برای خطاها و رفتارهای مردم، عذر و توجیهی می‌یابد.

اما کسی که هرگز از محیط خانواده و شهر خود بیرون نرفته و تنها در همان فضای محدود زندگی کرده است، به‌سختی دیگران را معذور می‌داند و گمان می‌کند همه مردم باید درست مانند او و خانواده‌اش فکر کنند و زندگی کنند.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7💯1
💠وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ
و نعمت خدا را بر خود و پیمانش را که [در لزوم اطاعت از او و پیامبرش] با شما محکم و استوار کرد، یاد کنید، هنگامی که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
📌جان اسپوزیتو.. بدرود با مردی که از صومعه برخاست تا اسلام را برای غرب تفسیر کند

نویسنده: عمار عبدالله
مترجم: اصلاح وب

جان اسپوزیتو، اندیشمند برجسته‌ی کاتولیک و از پیشگامان مطالعات اسلامی در غرب، در ۸۶ سالگی درگذشت. او که نیم‌قرن از عمر خود را وقف اصلاح نگاه غربی‌ها به اسلام کرد، با تأسیس «مرکز تفاهم اسلامی-مسیحی» در دانشگاه جورج‌تاون، به مقابله با «اسلام‌هراسی» و نظریه‌ی «برخورد تمدن‌ها» پرداخت. اسپوزیتو با تألیف بیش از ۵۰ کتاب و تأکید بر تفکیک میان آموزه‌های اصیل اسلامی و رفتارهای اقلیت‌های افراطی، نقشی کلیدی در پل‌سازی میان جهان اسلام و غرب ایفا کرد و تا آخرین روزهای عمر، صدایی مدافع عدالت و حقیقت‌جو باقی ماند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
11👍1
#پیام_روز

💠دین‌داریِ ما باید برای فرزندانمان ملموس باشد؛ آن‌ها باید امنیت و آرامشی که دین به ارمغان می‌آورد را در جای‌جایِ زندگیِ ما به چشم ببینند.

دکتر جهاندار امینی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍8
💠 علم نافِع؛ آینهٔ بیداری و محرّکِ کمال انسان


✍🏻حمزه خان بیگی

🌟 از برجسته‌ترین نشانه‌های علم نافِع ــ آن علمی که در آموزه های قرآنی و سنّت نبوی، نه صرفاً دانشی ذهنی، بلکه نیرویی زنده، سازنده و جهت‌دار در جان انسان است ــ آن است که نگاه آدمی را از سطحِ ظاهر زندگی، به ژرفای وجود خویش می‌کشاند. علم نافِع، همچون آینه‌ای صیقلی، حقیقت انسان را در دو سوی آن آشکار می‌سازد:
🔸«العلم النافع أنه يلفت أنظار الناس إلى ما يمتلكون من طاقات وقدرات وما توجد في تكويناتهم من عيوب ونواقص، »
🔹سوی نخست، توانایی‌ها، نیروها، استعدادها و ظرفیت‌های نهفته‌ای که خداوند در نهاد آدمی به ودیعت نهاده است؛ و سوی دوم، عیوب، کاستی‌ها، خلل‌ها و نواقصی که در ساختار وجودی او پدیدار است و بی‌توجهی به آن‌ها، مسیر کمال را می‌بندد.
علم نافِع، معرفتی است که انسان را از غفلت نسبت به این دو ساحت می‌رهاند. چنین علمی، آدمی را به شناخت دقیق سرمایه‌های وجودی‌اش فرا می‌خواند؛ سرمایه‌هایی که اگر شناخته شوند، پرورده گردند و در مسیر درست به‌کار گرفته شوند، می‌توانند او را به مقام فعّالیت، صلاح و تحقق غایت آفرینش برسانند. در همین حال، علم نافِع، انسان را از نادیده گرفتن ضعف‌ها و خلل‌ها بازمی‌دارد؛ زیرا کمال، جز با شناخت نقص و مجاهده برای رفع آن، حاصل نمی‌شود. معرفتی که تنها ستایش کند و از ضعف‌ها چشم بپوشد، هرگز نافِع نیست؛ و معرفتی که تنها ضعف‌ها را ببیند و از توانایی‌ها غافل باشد، انسان را به یأس و رکود می‌کشاند. علم نافِع، میان این دو، تعادل حکیمانهٔ تربیت را برقرار می‌سازد.
در پرتو چنین علمی، انسان درمی‌یابد که رسالت او در زندگی، تنها زیستن نیست؛ بلکه فاعل بودن است:
🔸بحيث يكونون فاعلين في إيمانهم وصلاحهم ومحققين للغاية من وجودهم،
🔹فاعل در ایمان، فاعل در صلاح، فاعل در اصلاح خویش و جامعه، و فاعل در تحقق آن غایتی که خداوند برای وجود او مقدّر کرده است.
علم نافِع، آدمی را از حالت انفعال و تماشاگر بودن در زندگی، به مقام فعّالیت و حضور مؤثر می‌رساند؛ از رکود به حرکت؛ از پراکندگی به انسجام؛ و از سردی به حرارت ایمان.
این علم، همچون چراغی درونی، مسیر تکامل را روشن می‌سازد. انسان را به تکمیل نواقص و پرورش توانایی‌ها برمی‌انگیزد؛ و او را به بهره‌گیری از نیروهای درونی در مسیر انجام وظایف و رسالت‌های الهی‌اش دعوت می‌کند. در این افق، علم نافِع، پلی است میان «معرفت» و «سلوک»؛ میان «دانستن» و «شدن». دانشی که به عمل نینجامد، نافِع نیست؛ و عملی که از معرفت نروید، پایدار نمی‌ماند. و هنگامی که این معرفت در ژرفای جان رسوخ کند، انسان را به زیورِ امید و رجاء می‌آراید؛ امیدی که نیروی حرکت است، و رجائی که چراغ راه. امید، انسان را از یأس و سستی می‌رهاند و به آینده‌ای روشن فرا می‌خواند؛ و رجاء، دل را در برابر سختی‌ها آرام می‌سازد و آن را به رحمت گستردهٔ خداوند پیوند می‌دهد. علم نافِع، امید را از سطح آرزوهای خام به مقام نیرویی سازنده ارتقا می‌دهد؛ و رجاء را از سطح تمنّای بی‌ریشه، به مقام اعتمادِ آگاهانه بر رحمت الهی می‌رساند.
در پرتو چنین علمی، انسان درمی‌یابد که وجودش بیهوده نیست؛ که توانایی‌هایش بی‌ثمر نمانده‌اند؛ که کاستی‌هایش قابل جبران‌اند؛ و که مسیر زندگی، هرچند پر فراز و نشیب، با نور امید و رجاء، قابل پیمودن است.

👌علم نافِع، انسان را به مقام «فاعل بودن در ایمان و صلاح» می‌رساند؛ مقامی که در آن، معرفت، عمل می‌آفریند؛ و عمل، نور می‌زاید؛ و نور، انسان را به غایت آفرینش نزدیک می‌کند.
بارکَ الرحمنُ جُمعتَکُم، و جعلها اللهُ عامرةً بالنور والطمأنینة.🍃
📚با الهام از تأمـلات دکتر فؤاد البنا


📲 در شبکه‌های اجتماعیهمراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
💠گمشده‌ای به نام خوشبختی


الحاق جوادی

◻️ اگر از مردم بپرسی چه می‌خواهند، پاسخ‌ها بسیار متفاوت است. یکی ثروت، یکی سلامت، یکی شهرت، یکی آرامش. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنی، همهٔ این خواسته‌ها، نام‌های گوناگونِ یک آرزو هستند: خوشبختی. هیچ‌کس برای بدبخت شدن زندگی نمی‌کند. اختلاف، در خواستنِ خوشبختی نیست، در شناختنِ آن است.

◻️ بسیاری از ما، خوشبختی را گم نکرده‌ایم. فقط آن را در نشانیِ اشتباهی جست‌وجو می‌کنیم. برای همین، کسی که به همهٔ آرزوهایش رسیده، گاهی هنوز احساسِ کمبود می‌کند، و دیگری، با امکاناتی بسیار کمتر، آرام است. قرآن، معیار را نه ثروت می‌داند و نه فقر، نه قدرت و نه ناتوانی. معیار، نسبتِ انسان با خداست. هرچه این نسبت درست‌تر باشد، دل به جایگاهِ خود نزدیک‌تر می‌شود و آرامشی پیدا می‌کند که هیچ موفقیتِ بیرونی جایش را پر نمی‌کند.

◻️ راهبردها :

✓ وقتی چیزی را با ولع می‌خواهی، از خودت بپرس: همین چند سال پیش، چیزهایی را با همین شدت می‌خواستم که امروز اسمشان را هم به‌یاد نمی‌آورم؟

✓ خوشبختی را فقط با افزایشِ داشته‌ها نسنج؛ گاهی باید کیفیتِ دل را اندازه گرفت، نه کمیتِ دارایی را.

✓ هر روز، زمانی را برای بازبینیِ جهتِ زندگی‌ات بگذار؛ سرعت، جایِ مقصد را نمی‌گیرد.

✓ هر نعمتی را وسیله بدان، نه مقصد؛ مقصد، انسانی است که در این مسیر ساخته می‌شود.


خوشبختی، پیدا کردنِ چیزی در بیرون نیست؛ پیدا کردنِ جایِ درستِ خویش در این عالم است.


📲 در شبکه‌های اجتماعیهمراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠قواعد قرآنی (40)


✍🏻عبدالظاهرسلطانی

عَسَی أَنْ تَكْرَهُوا شَيئا و هُوَ خيرٌ لَكُم

بقره/216
بسا چیزی را ناپسند بشمارید، ولی برای‌تان خوب باشد.

گاهی از بدی اوضاع و احوال می‌نالیم و از سختی‌ها و دشواری‌ها گلایه داریم یا از گزندها، مصیبت‌ها، گرفتاری‌ها، بیماری‌ها، دردها، رنج‌ها، نامردی‌ها و... برآشفته و اندوهگین می‌شویم، غافل از این‌که بسا در آینده باعث خیر و نیکی شود، بخصوص اگر به امید پاداش اخروی و به نیت ثواب صبر کنیم!


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠‏کارکرد قرآن



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠آنچه به آن دل می‌بندی، از تو هویت می‌سازد



تنظیم: م. رئوف اصلاح‌جو

ورزش، تفریح و سرگرمی، بخشی از زندگی انسان است؛ اما هیچ ملتی عظمت خود را با نتیجه یک مسابقه نساخته است.

پیروزی در میدان ورزش، هرچند شادی‌آفرین است، اما نه تمدنی می‌سازد، نه علمی می‌آفریند، نه فقری را برطرف می‌کند، نه عدالتی را برپا می‌دارد.
آنچه شایسته تأمل است، میزان اهتمام ماست.

اگر برای مسابقه‌ای نود دقیقه‌ای، ساعت‌ها وقت، احساس و اندیشه صرف می‌کنیم، اما برای قرآن، دانش، تربیت فرزندان، اصلاح جامعه و سرنوشت امت، مجالی در زندگی خود نمی‌یابیم، باید از خود بپرسیم:

آیا اولویت‌های ما همان اولویت‌هایی است که خداوند از ما خواسته است؟

مسابقه پایان می‌یابد... تشویق‌ها خاموش می‌شود... قهرمان امروز، فردا جای خود را به دیگری می‌دهد...

اما آنچه برای خدا انجام داده‌ایم، دانشی که آموخته‌ایم، انسانی که تربیت کرده‌ایم و خیری که در جامعه بر جای گذاشته‌ایم، سرمایه‌ای است که باقی می‌ماند.

ارزش انسان، به آن چیزی است که بیشترین وقت، فکر و دل خود را صرف آن می‌کند. پس پیش از آنکه نتیجه مسابقه‌ها را دنبال کنیم، نتیجه زندگی خود را بسنجیم.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
12
💠وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ


و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه در سینه هاست، داناست.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
📌سخن‌گفتن با مردم به زبان روز

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی
مترجم: اصلاح وب

این مقاله بر این هسته‌ی متمایز استوار است که مفتی و مصلح دینی در عصر حاضر باید از تکلف و اصطلاحات پیچیده دوری گزیند و با زبانی ساده، منطقی و متناسب با شیوه‌ی تفکر انسان امروزی سخن بگوید. نویسنده با تکیه بر روش قرآن و سنت، تأکید می‌کند که احکام شریعت (به‌ویژه برای نسل جدید که آمیخته با شبهات است) باید همراه با علل، حکمت‌ها و فلسفه‌ی آن‌ها تبیین شوند تا صبغه‌ی اقناعی بیابند؛ هرچند در نهایت، مرز میان تعقل و تسلیم تعبدی در برابر پروردگار نیز باید حفظ شود.

🖇 ادامه‌ی مطلب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
#پیام_روز

💠نماز، مکتبِ عروجِ عرفانی است؛ و گویی همین پیوندِ آسمانی است که مؤمنان را به کانونِ خیر و نیکی در جامعه تبدیل می‌کند.»

✍🏻محمد احمدیان


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠در قلمرو اختیار


بخش نخست: استبداد و اختیار
آیا رفتار استبداد، اعترافی ناخواسته به اختیار انسان‌ است؟


✍🏻محمدکریم امینی

اختیار، از کهن‌ترین و بنیادی‌ترین پرسش‌های اندیشهٔ بشری است.

آیا انسان در انتخاب‌های خود آزاد است، یا آنچه آزادی می‌نامیم، تنها احساسی است که از ناآگاهی ما نسبت به علت‌های رفتارمان پدید می‌آید؟
این پرسش، هزاران سال است که ذهن فیلسوفان، متکلمان و اندیشمندان را به چالش کشیده است و هنوز نیز پاسخی که همگان بر آن توافق داشته باشند، وجود ندارد. ازاین‌رو، هدف این نوشتار نیز داوری نهایی میان جبر و اختیار نیست؛ بلکه می‌خواهد از زاویه‌ای کمتر مورد توجه، این مسئله را بررسی کند.
این زاویه، رفتار استبداد است.
حکومت‌های استبدادی، فارغ از تفاوت‌های زمانی، فرهنگی و ایدئولوژیک، همگی در یک ویژگی مشترک‌اند: آن‌ها از اندیشهٔ مستقل هراس دارند. سانسور می‌کنند، کتاب‌ها را ممنوع می‌کنند، رسانه‌ها را به کنترل درمی‌آورند، آموزش را جهت می‌دهند و می‌کوشند روایت مطلوب خود را جایگزین روایت‌های دیگر کنند.
در نگاه نخست، ممکن است گفته شود که هیچ‌یک از این رفتارها دلیلی بر اختیار انسان نیست. جبرگرا می‌تواند استدلال کند که حکومت تنها در حال تغییر علت‌های مؤثر بر رفتار انسان است. اگر اندیشه و رفتار انسان محصول ورودی‌هایی مانند آموزش، تبلیغات و اطلاعات باشد، طبیعی است که حکومت نیز همین ورودی‌ها را کنترل کند. از این منظر، سانسور نه اعتراف به اختیار، بلکه بهره‌گیری از قانون علت و معلول برای مهندسی رفتار انسان است.
این اعتراض، اعتراضی جدی است و نباید آن را نادیده گرفت.
اما پرسش اصلی در جای دیگری نهفته است.
اگر انسان صرفاً موجودی بود که مانند سنگ یا رودخانه تنها مطابق قوانین طبیعی عمل می‌کرد، چرا استبداد این اندازه برای تغییر باورها، تفسیر تاریخ، کنترل آموزش و هدایت افکار عمومی هزینه می‌کند؟
هیچ‌کس نمی‌کوشد سنگ را متقاعد کند. اگر سنگی راه را ببندد، آن را برمی‌دارد یا از کنارش عبور می‌کند. اما انسان، حتی از نگاه مستبد، موجودی است که باید قانع شود، بترسد، امیدوار شود، حقیقتی را بپذیرد یا انکار کند. تمام سازوکار تبلیغات و سانسور، نه متوجه جسم انسان، بلکه متوجه اندیشه و داوری اوست.
در اینجا، جبرگرا می‌تواند بار دیگر اعتراض کند که «داوری» نیز چیزی جز محصول فعالیت مغز و نتیجهٔ زنجیرهٔ علت‌ها نیست. شاید چنین باشد. اما این پاسخ نیز یک واقعیت را تغییر نمی‌دهد: استبداد، انسان را موضوعِ داوری می‌داند، نه صرفاً موضوعِ واکنش. اگر باور انسان هیچ اهمیتی نداشت، این همه تلاش برای شکل دادن به آن نیز بی‌معنا بود.
البته این مشاهده، به‌تنهایی اختیار را اثبات نمی‌کند و چنین ادعایی نیز از توان یک مقاله بیرون است. اما دست‌کم می‌تواند پرسشی جدی پیش روی جبرگرایی بگذارد؛ پرسشی که پاسخ به آن آسان نیست:
اگر انسان صرفاً محصول علت‌هاست، چرا بزرگ‌ترین دغدغهٔ استبداد، تسلط بر اندیشهٔ اوست؟
شاید هنوز برای داوری نهایی دربارهٔ اختیار زود باشد. اما رفتار استبداد، ما را بار دیگر به پرسشی بنیادین بازمی‌گرداند: آیا انسان تنها گذرگاه علت‌هاست، یا در نسبت با آن‌ها، نقشی فراتر از یک حلقهٔ منفعل دارد؟
پاسخ این پرسش، موضوع این مقاله نبود؛ بلکه نقطهٔ آغاز مجموعهٔ «در قلمرو اختیار» است؛ مجموعه‌ای که در مقالات بعدی، این مسیر را از زاویه‌های دیگر دنبال خواهد کرد.
گاه، حقیقت را نه در گفتهٔ انسان‌ها، بلکه در رفتارشان باید جست.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
💠مزیت‌های کسب‌وکارهای خانوادگی برای جامعه ایرانی در شرایط بحرانی


دکتر مقصود فراستخواه

▷◉─────────22:20

🗓‌ شنبه، ۱۰ آبان ۱۴۰۴

#پادکست_آوای_اصلاح11

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏1
:
💠تدبر در قرآن


✍🏻محمد احمدیان

سابقون اوّلین
           الگویی برای تاریخ دین ورزی


‏« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‏»
(توبه: 100)
(پيشگامان نخستين مهاجران و انصار، و كساني كه به نيكي روش آنان را در پيش گرفتند و راه ايشان را به خوبي پيمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ايشان هم از خدا خوشنودند، و خداوند براي آنان بهشت را آماده ساخته است كه در زير (درختان و كاخهاي) آن رودخانه‌ها جاري است و جاودانه در آنجا مي‌مانند. اين است پيروزي بزرگ و رستگاري سترگ.‏)

مقدمه
هر چند سوره ی توبه در سال نهم هجری نازل شده است، و سوره ی «حشر» در سال چهارم هجری، امّا  آیه ی فوق ارتباط نزدیک تفسیری و مفهومی با آیات (8-9-10 ) سوره ی حشر دارد. سبک و سیاق آیات گویای این است که قرآن وصف و منزلت سه گروه نامبرده را در سوره ی حشر بیان نموده است؛ و خداوند رضایت خود از آنان را در این آیه بیان می کند.

سابقون اوّلین از مهاجران چه کسانی هستند؟
میان مفسران نظرات متفاوتی نقل شده است:
 1- سابقون کسانی هستند که پیش از بدر مهاجرت کرده اند.
 2- کسانی هستند که رو به دو قبله( بیت المقدس و کعبه) نماز خوانده اند.
 3-کسانی هستند که در جنگ بدر شرکت کرده اند.
 4- کسانی هستند که مهاجرت کرده اند.
( سید قطب،1387، ص،607)- المیزان، 1366، ص587- المنیر،1395،ص،18).

تفسیر المنیر، از امام فخررازی روایت می کند، که‏« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ» کسانی هستند که در هجرت و نصرت از دیگران پیشی جستند.( همان، ص، 19).

تابعین «وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ» چه کسانی هستند؟
در این مورد دو نظریه ی تفسیری وجود دارد:
1-تابعین کسانی هستند که به هر دو گروه مهاجر و انصار ملحق شدند، و به نیکویی پیروی کردند.
2- تابعین کسانی هستند که با ایمان و انجام اعمال نیکو؛ تا روز قیامت پیروی می کنند.( المیزان، 1366، ص587- المنیر،1395،ص،18).

دروس قابل تدّبر در آیه

درس اوّل: سبقت در دین و امور خیر

درس آغازینی که این آیه مؤمنان را متوجّه آن می کند؛ سبقت و پیشگامی در امر خیر است. آیین اسلام و برنامه ی دین؛ عالی ترین سطح و مقام خیر است؛ چون تمام خیر جامعه در پرتو نور هدایت و برنامه ی دین محقق می گردد؛ به همین جهت خداوند پیشقدمی و پیشگامی مهاجرین و انصار و تابعین را در این آیه همانند منشوری جهانی، ماندگار می کند.
 از پیام آیه چنین برداشت می شود که آنان سهم بسزایی در دفاع و تثبیت آیین اسلام دارند، و حفظ مقام و منزلت آنان، رسالت هر مؤمن متعهد و قدر شناس می باشد.

درس دوم: همبستگی همه جانبه ی مهاجرین و انصار

همبستگی و همیاری دو گروه مهاجرین و انصار، در دفاع از پیامبراسلام(ص) و از دین و نشر عقیده ی توحیدی، نیازمند به هجرت و بذل « جان و مال» یعنی جهاد با مال و جان است، لذا سابقون  در این راستا هیچ دریغ نکردند و تکرار پیوسته ی واژه ی« جاهدوا» در قرآن؛ دلالت بر این واقعیت دارد.
 سرآغاز این همبستگی مبارک قاعده ی « اُخوّت» و برادری است که پیامبر(ص) بین مهاجرین و انصار ایجاد نمود؛ و مبنای آن ایمان و باور توحیدی بود: 
‏ ‌‏« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ»
انفال:72) ‏
‏( بيگمان كساني كه ايمان آورده‌اند و (از خانه و كاشانه خويش) مهاجرت كرده‌اند و با جان و مال خود در راه خدا (به تلاش ايستاده‌اند و) جهاد نموده‌اند (و لقب مهاجرين را برازنده خود گردانده‌اند)، و كساني كه (مهاجرين را در منزل و مأواي خود) پناه داده‌اند و (ايشان را با جان و مال) ياري نموده‌اند (و از سوي خدا و پيغمبر لقب انصار دريافت داشته‌اند،) برخي از آنان ياران برخي ديگرند.
ادامه دارد..

سقز: تیر 1405


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠با *هشت گام* رفتار مناسب والدین با نوجوان در خدمت شماییم...


✍🏻جهاندار امینی

این روزها دیگر روش‌هایی مانند غُر زدن، تنبیه کردن، موعظه کردن و حق‌السکوت دادن برای تعامل والدین با نوجوانان مؤثر نیست.
نوجوانی دوره‌‌‌ی تعیین‌کننده‌ای است که هوشیاری والدین را می‌طلبد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠چگونه با فرزندمان در سن  نوجوانی رفتار کنیم؟


✍🏻جهاندار امینی

گام اول


اگر می‌خواهید حرف‌تان را بفهمند، باید درک‌شان کنید

یکی از مشکلات نوجوانان ذهنیت منفی‌‌ آنها در ارتباط با بزرگ‌سالان است. آنها تصور می‌کنند که همیشه با آنها سر جنگ دارید؛ بنابراین در برخورد با بزرگ‌سالان اغلب در حالت تدافعی هستند و در ذهن‌شان پیش‌داوری منفی‌ای وجود دارد که می‌گوید: «بی‌فایده است، آنها تو را درک نمی‌کنند، آنها حرفت را نمی‌پذیرند و در آخر هم از دستت ناراحت می‌شوند.» این پیش‌داوری منفی باعث می‌شود در ارتباط با بزرگ‌سالان احساس حقارت کنند که این نیز به‌نوبه‌ی خود دردسر‌های بیشتری درست می‌کند.
اگر می‌خواهید به فرزندتان کمک کنید که از این پیش‌داوری منفی دست بردارد هنگام صحبت با او از جملاتی مثل «درکت می‌کنم» بیشتر استفاده کنید. مجبور نیستید که درباره‌ی هرچیزی با آنها موافق باشید اما می‌توانید درک‌شان کنید. استفاده از این عبارت به نوجوان‌تان کمک می‌کند تا بین «درک کردن» و «موافق بودن» فرق بگذارد و به شما نیز کمک‌ می‌کند تا به ایده‌ها، افکار و احساسات فرزندتان احترام بگذارید. این عبارت‌ها مثل بوم‌رنگ عمل می‌کند، مطمئن باشید که بازخورد مثبتش به خودتان برمی‌گردد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠ما نیز روزی، ما نیز روزگاری...


✍🏻صدیق قطبی

«غریب را آزار مرسان و بر او ستم روا مدار، چه شما خود نیز در سرزمین مصر غریب بودید.»

(عهد عتیق، خروج: ۲۲: ۲۰، ترجمهٔ پیروز سیّار)

«اگر غریبی با شما در سرزمین‌تان اقامت گزیده، او را میازارید. غریبی که با شما اقامت گزیده، از برای شما چون هموطن باشد و او را چون خویشتن دوست بدار، چرا که در سرزمین مصر غریب بودید.»(عهد عتیق، لاویان، ۱۹: ۳۳_۳۴، ترجمهٔ پیروز سیّار)

این سخنان از کتاب مقدس، چقدر دل‌نوازند. برای اینکه همدلی مخاطب را برانگیزد گذشته را به یادش می‌آورد. از یاد برده‌ای که تو خود نیز غریب‌ بودی؟
پس غریبان را بنواز و چون خویشتن دوستش بدار.

مشابه همین رویّه را در قرآن کریم سوره ضحیٰ می‌بینیم. آنجا نیز از رهگذر یادآوری گذشته است که همدلی مخاطب را برمی‌انگیزد. از یاد برده‌ای که بی‌کس و کار بودی روزگاری؟ تنگدست و بی‌نوا بودی روزگاری؟ سرگشته و راه‌گم‌کرده بودی روزگاری؟
حال، بی‌کس‌وکاران و بی‌نوایان و راه‌گم‌کردگان را دوست بدار و بنواز. دشواری‌هایی که از سر گذرانده‌ای می‌تواند سرمایهٔ محبت باشد و همدلی‌ات را برانگیزد:

«آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟
و تو را راه نایافته و سرگشته نیافت و راه نمود؟
و نیازمندت نیافت و بی‌نیاز کرد.
پس یتیم را تندی مکن،
و درخواست کننده را با تندی مران.
و از نعمت پروردگارت سخن بگوی.»
(قرآن کریم، سوره ضحیٰ، آیات ۶ تا ۱۱، ترجمه محمدعلی کوشا)

یادآوری نامرادی‌ها و ناتوانی‌های گذشته، می‌تواند ما را آگاه و فروتن نگاه دارد. حکایت زیر که بر زبان ابوسعید ابوالخیر رفته، در همین زمینه است. وزیری که «ابتدای زندگی خویش فراموش نکرده‌ بود.»:

«وقتی جولاهه‌ای[=بافنده‌ای] به وزیری رسیده بود. هر روز بامداد برخاستی و کلید برداشتی و دَرِ خانه باز کردی و تنها در آنجا شدی و ساعتی در آنجا بودی، پس بیرون آمدی و پیش امیر شدی. امیر را خبر دادند که او چه می‌کند. امیر را هوس آن بگرفت که آیا در آن خانه چیست؟ روزی، ناگاه، از پس وزیر بدان خانه در شد. گوی [=گودال] دید که در آن خانه چنانک جولاهگان[=بافندگان] را باشد. وزیر را دید پای بدان گو‌[=گودال] فرو کرده. امیر او را گفت: «این چیست؟» وزیر گفت: «یا امیر! این همه دولت که هست از آنِ امیر است ما ابتدای زندگی خویش فراموش نکرده‌ایم. ما این بوده‌ایم. هر روز خود را از خود یاد دهیم. تا در خود به غلط نیوفتیم.»
(اسرار التوحید، تصحیح شفیعی کدکنی، جلد اول، ص۲۵۳)

و نیز آنچه سعدی از سرگذشت خود آورده است:

وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم. دل‌آزرده به کنجی نشست و گریان همی‌گفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی می‌کنی؟
...
گر از عهد خُردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در این روز بر من جفا
که تو شیرمردی و من پیرزن
(گلستان، باب ششم)

اینجا نیز سخن از به‌یاد‌آوردن است. به یاد آوردن روزگار عجز و بی‌چارگی.

قرآن پیش‌تر می‌رود و سوره‌ای را چنین می‌آغازد:

«مگر نه این است که بر آدمی‌ روزگاری گذشت که هنوز چیز‌ قابل ذکری نبود؟»(سورهٔ انسان، آیه ۱، ترجمه کریم زمانی)


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ
آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠حقیقت ممنوع؛ دروغ برای بقا، راست‌گویی به‌مثابه جرم


✍🏻محمدکریم امینی

در جوامع استبدادی، دروغ را نمی‌توان فقط به‌مثابه یک لغزش اخلاقی یا ضعفی فردی فهمید؛ دروغ، در چنین فضاهایی، اغلب به ضرورتی اجتماعی بدل می‌شود.
انسان در وضعیت استبداد، همیشه میان دو خطر قرار دارد: خطر گفتن حقیقت و خطر پنهان‌کردن آن. اما از آن‌جا که حقیقت می‌تواند چهره‌ی واقعی مناسبات قدرت را آشکار سازد، نظام استبدادی معمولاً کاری می‌کند که هزینه‌ی راست‌گویی از هزینه‌ی دروغ بیشتر شود.
در نتیجه، فرد نه از سر میل، بلکه از سر احتیاط، ترس، و گاه برای حفظ جان، آبرو، شغل یا خانواده، به سکوت، تظاهر یا دروغ پناه می‌برد. از همین‌جاست که دروغ از یک انتخاب شخصی فراتر می‌رود و به یکی از عوارض ساختاری سلطه تبدیل می‌شود.

هانا آرنت، در تحلیل ماهیت نظام‌های تمامیت‌خواه، نشان می‌دهد که قدرت استبدادی تنها به اطاعت بیرونی مردم قانع نیست، بلکه می‌کوشد خود واقعیت را نیز در انحصار خویش بگیرد. به تعبیر او، خطر بزرگ سیاست دروغ آن‌جاست که حکومت فقط واقعیت را پنهان نمی‌کند، بلکه روایت بدیل خود را به‌جای واقعیت می‌نشاند.
در این وضعیت، مسئله صرفاً سانسور حقیقت نیست، بلکه بازسازی جهان ادراکی انسان‌هاست؛ به‌گونه‌ای که فرد به‌تدریج میان آنچه می‌بیند، آنچه می‌فهمد و آنچه باید بگوید، شکافی دردناک احساس می‌کند. استبداد، از این راه، نه‌فقط زبان، بلکه نسبت انسان با حقیقت را نیز تخریب می‌کند.
در چنین نظمی، راست‌گویی دیگر صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست؛ بلکه نوعی افشاگری سیاسی و اجتماعی است، زیرا گفتن حقیقت، حجاب روایت رسمی را کنار می‌زند و تناقض میان ادعا و واقعیت را برملا می‌سازد. و دقیقاً از همین‌روست که حقیقت، در چشم نظام استبدادی، می‌تواند صورت جرم به خود بگیرد.

در چنین فضاهای مسمومی جرم‌انگاری حقیقت فقط از مسیر قانون روی نمی‌دهد؛ گاه پیش از آن‌که دادگاهی تشکیل شود، جامعه به‌واسطه‌ی ترس، نظارت و تبلیغات، خود به زندانی نامرئی بدل می‌شود؛ فرد می‌آموزد که چه نگوید، چگونه نگوید، و حتی در دل خود تا کجا حقیقت را باور کند. این‌جاست که استبداد به عمیق‌ترین لایه‌ی سلطه دست می‌یابد: جایی که انسان، پیش از آن‌که توسط حاکمیت سانسور شود، دست به خودسانسوری می زند. در این مرحله، دروغ تنها کلامی خلاف واقع نیست؛ بلکه نوعی سازگاری اجباری با نظمی است که صداقت را پرهزینه و خطرناک ساخته است.

  ادوارد سعید،  در کتاب "شرق‌شناسی" نشان می‌دهد که قدرت فقط با ابزار نظامی یا سیاسی عمل نمی‌کند، بلکه از راه تولید دانش، ساختن تصویر، و سامان‌دادن به زبان و بازنمایی، جهانی را می‌سازد که در آن دیگری آنگونه دیده می‌شود که قدرت می‌خواهد.
مسئله‌ی اصلی در شرق‌شناسی، صرفاً توصیف شرق نیست، بلکه تولید گفتمانی است که شرق را به ابژه‌ای خاموش، تعریف‌پذیر و تابع نگاه مسلط تبدیل می‌کند.
در این چارچوب، آنچه اهمیت دارد نه خود واقعیت، بلکه چگونگی سازمان‌دهی روایت درباره‌ی واقعیت است. قدرت، پیش از آن‌که بر بدن‌ها مسلط شود، بر معناها مسلط می‌شود.


در این نظام ها مردم باید در روایت رسمی، وفادار، راضی، هم‌صدا و مطیع به‌نظر برسند؛ و هر صدایی که این تصویر را ترک بردارد، نه‌فقط مخالف، بلکه اغتشاش‌گرِ معنایی تلقی می‌شود. درست همان‌گونه که در شرق‌شناسی، شرق واقعی پشت لایه‌ای از تصویرسازی‌های قدرت پنهان می‌شود، در جامعه‌ی استبدادی نیز جامعه‌ی واقعی پشتِ نمایشی از رضایت، وحدت و مشروعیت محو می‌گردد.
در این‌جا، حقیقت زیسته‌ی مردم ــ رنج، ترس، خشم، سکوت، محرومیت ــ باید از صحنه حذف شود تا نمایشِ رسمی پابرجا بماند.
از همین‌رو، در جوامع استبدادی، مردم غالباً به زبانی دوگانه دچار می‌شوند: یک زبان برای خلوت، و زبانی دیگر برای عرصه‌ی عمومی.
آنچه در دل می‌گذرد، با آنچه بر زبان جاری می‌شود، یکی نیست. این دوپارگی،نشانه‌ی گسیختگی اخلاقی جامعه است. جامعه‌ای که در آن انسان‌ها نتوانند بی‌هراس حقیقت را بگویند، به‌تدریج اعتماد را از دست می‌دهد؛ زیرا اعتماد، تنها در جایی ممکن است که کلمه هنوز بتواند حامل واقعیت باشد.

به همین دلیل، بزرگ‌ترین آسیب استبداد شاید فقط زندان، سانسور یا حذف فیزیکی نباشد، بلکه فاسدکردن نسبت انسان با حقیقت است.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1