جماعت دعوت و اصلاح
4.6K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
347 files
16.9K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠 تلنگرهای مولانا


الحاق جوادی

و آن که پایش در ره کوشش شکست
در رسید او را بُراق و بر نشست



▪️ گاهی انسان تا آخرین قدم می‌رود، اما درست همان‌جا که گمان می‌کند دیگر راهی نمانده و مسیر مسدود است، راه اصلی آغاز می‌شود.
مولانا می‌گوید امداد خدا نصیب کسی می‌شود که پایش در راه کوشش شکسته باشد، نه کسی که کنار راه نشسته و چشم به معجزه دوخته است.

▪️ زندگی پیامبر ﷺ نمونه روشن همین حقیقت است. سال‌های دعوت در مکه، آزار و محاصره و از دست دادن خدیجه و ابوطالب در عام‌الحزن، سپس سفر سخت طائف و آن پاسخ تلخ، همه نشان می‌داد که درهای زمینی یکی پس از دیگری بسته شده‌اند. اما درست در دل همین تنگناها، خداوند راهی آسمانی گشود. اسرا و معراج، ضیافتی آسمانی بود در فاصله‌ای کوتاه از آن روزهای سنگین. گویی وقتی پای کوشش شکست، «بُراق» از راه رسید و پیامبر ﷺ را از زمین رنج به آسمان تسلی برد.

▪️ اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. پس از آن نیز دعوت ادامه یافت، تا در عقبه مردانی از یثرب ایمان آوردند، پیمان بستند و راه هجرت و شکل‌گیری جامعه اسلامی گشوده شد. گویی هر بار که پیامبر ﷺ سهم خود را در کوشش به پایان می‌رساند، دری تازه از جایی که انتظارش نمی‌رفت گشوده می‌شد.

▪️ ما معمولاً می‌خواهیم پیش از رنج، نتیجه را ببینیم. اما سنت خدا این نیست. قرآن می‌گوید:
«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (عنکبوت: ۶۹).

و كسانى كه در راه ما كوشيده‌اند، به يقين راه‌هاى خود را بر آنان مى‌نماييم...
سهم ما، صادقانه رفتن است تا جایی که توان داریم. گاهی درست همان‌جا که توان ما تمام می‌شود، راهی آغاز می‌شود که با توان ما ساخته نشده است.

✓ اگر امروز در راهی درست خسته شده‌ای، شتاب نکن که آن را شکست بنامی. شاید همان‌جا ایستاده‌ای که کوشش تو به آنجا رسیده و گشایش و یاری خدا در حال فرا رسیدن باشد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
💠حکمرانی؛ غنیمت یا امانت؟


✍🏻جلیل بهرامی‌نیا

در نگاه اسلام، قدرت سیاسی و حکمرانی نه حق شخصی و صنفی است، نه جایزه‌ای الهی و نه مایه افتخار؛ بلکه امانتی است که باید به شایستگان سپرده شود:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ یَأۡمُرُكُمۡ أَن تُؤَدُّوا۟ ٱلۡأَمَـٰنَـٰتِ إِلَىٰ أَهۡلِهَا وَإِذَا حَكَمۡتُم بَیۡنَ ٱلنَّاسِ أَن تَحۡكُمُوا۟ بِٱلۡعَدۡلِ﴾ [النساء: ۵۸]
یعنی: «خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبان و شایستگانشان بسپارید و چون میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید.»
حکمرانی و تصدی امور عمومی، زاییده زندگی مدنی و مسئولیتی است که به افراد واگذار می‌شود؛ نه دارایی شخصی است و نه امتیازی موروثی، بلکه امانتی سپردنی است که مردم آن را به حاکمان و مدیران می‌سپارند. ازاین‌رو، سیاست و مدیریت نیز همچون دیگر عرصه‌های تخصصی، نیازمند استعداد، دانش، مهارت و شایستگی است و هر کسی توانایی حضور موفق در این میدان را ندارد.
این مسئولیت باید به کسانی سپرده شود که هم امین باشند و هم توانمند.
در نگاه دینی، مناصب عمومی امانت‌اند. چنان‌که به روایت مسلم نیشابوری (حدیث ۱۸۲۵)، پیامبر ﷺ در پاسخ درخواست ابوذر رضی‌الله‌عنه برای واگذاری مسئولیت فرمودند:
«يَا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّكَ ضَعِيفٌ، وَإِنَّهَا أَمَانَةٌ، وَإِنَّهَا يَوْمَ القِيَامَةِ خِزْيٌ وَنَدَامَةٌ، إِلَّا مَنْ أَخَذَهَا بِحَقِّهَا، وَأَدَّى الَّذِي عَلَيْهِ فِيهَا.»
یعنی:
«ای ابوذر! تو برای این کار ناتوانی؛ این مسئولیت امانت است و در روز قیامت مایه رسوایی و پشیمانی خواهد بود، مگر کسی که آن را به نحو شایسته ادا کند و وظیفه خود را در قبال آن به‌درستی انجام دهد.»
تأمل‌برانگیز آنکه قرآن در آیه یادشده، نخست از امانت سخن می‌گوید و سپس بر عدالت تأکید می‌کند؛ گویی به‌صورت ضمنی یادآور می‌شود که بدون مسئولان امانت‌دار و بدون رعایت معیارهای حرفه‌ای در گزینش مدیران، تحقق عدالت ممکن نخواهد بود.
نباید فراموش کرد که اگر اراده عدالت‌ورزی در میان حاکمان و مدیران ضعیف یا مفقود باشد، حتی وجود بهترین قوانین نیز تضمین‌کننده اجرای عدالت نخواهد بود. همچنین اگر متصدیان امور از سلامت شخصیت، پاکدستی و امانت‌داری برخوردار نباشند، آفاتی همچون فساد اداری، رشوه، اختلاس و رانت‌خواری، سرمایه‌ها و فرصت‌های ملی را بر باد خواهد داد.
از همین رو پیامبر ﷺ فرموده‌اند: هنگامی که امانت ضایع شود، در انتظار قیامت باشید. صحابه پرسیدند: ضایع شدن امانت چگونه است؟ فرمودند:
«إِذَا وُسِّدَ الأَمْرُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهِ.»
یعنی: «آنگاه که مسئولیت‌ها به افراد ناشایست و غیرمتخصص سپرده شود.»
همچنین حاکم نیشابوری از پیامبر ﷺ روایت کرده است:
«مَن وَلِيَ مِن أَمْرِ المُسْلِمِينَ شَيْئًا، فَوَلَّى رَجُلًا وَهُوَ يَجِدُ مَن هُوَ أَصْلَحُ لِلْمُسْلِمِينَ مِنْهُ، فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالمُؤْمِنِينَ.»
یعنی: «هر کس مسئولیتی از امور مسلمانان را بر عهده گیرد و با وجود افراد شایسته‌تر، شخصی کم‌صلاحیت‌تر را به کار گمارد، به خدا، پیامبر ﷺ و مؤمنان خیانت کرده است.»
عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه نیز در همین زمینه گفته است:
«مَن وَلِيَ مِن أَمْرِ المُسْلِمِينَ شَيْئًا، فَوَلَّى رَجُلًا لِمَوَدَّةٍ أَوْ قَرَابَةٍ بَيْنَهُمَا، فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالمُسْلِمِينَ.»
یعنی:
«هر مسئولی که مسئولیتی را صرفاً به دلیل دوستی یا خویشاوندی به کسی واگذارد، به خدا، پیامبر ﷺ و مسلمانان خیانت کرده است.»
بنابراین، شایسته‌گزینی تنها یک توصیه اخلاقی یا اندرز فردی نیست؛ بلکه از بنیادی‌ترین اصول مدیریت و حکمرانی است. هر جامعه‌ای که پاکدستی و کاردانی، سلامت و مهارت را معیار گزینش مدیران قرار دهد، سازمان اداری خود را در مسیر موفقیت و توسعه قرار خواهد داد. در مقابل، هر نظامی که به‌جای شایستگی، ملاک‌هایی چون وابستگی، قرابت، ارادت یا تملق را مبنای واگذاری مسئولیت‌ها قرار دهد، سرانجامی جز ناکارآمدی، فساد و تباهی نخواهد داشت.
از همین رو، قرآن کریم شخصیت‌هایی چون یوسف، داود و ذوالقرنین علیهم‌السلام را به‌عنوان الگوهای حکمرانی معرفی می‌کند؛ زیرا آنان کاردانی را با عدالت و انصاف درآمیخته بودند. در مقابل، فرعون نماد استبداد و ستم است؛ زیرا قدرت سیاسی را از امانتی الهی و مردمی به دارایی شخصی تبدیل کرده و با غرور می‌گفت:
﴿أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ﴾
یعنی: «آیا فرمانروایی مصر از آنِ من نیست؟»
موفقیت و توسعه، اتفاقی و تصادفی نیست؛ بلکه قواعد و سنت‌های روشنی دارد. شعار و ادعا، جامعه‌ای را پیشرفته نمی‌کند. مدیریت زمانی موفق خواهد بود که آغازش سپردن امانت به شایستگان و مقصدش برپایی عدالت باشد. این، نه تنها یک فضیلت دینی، بلکه یکی از مهم‌ترین قواعد تمدنی مورد تأکید قرآن کریم است.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1💯1
💠بذرِ امروز، ثمرِ فردا
درنگی در حقیقتِ دعا، تأخیر و تربیتِ الهی


✍🏻حمزه خان‌بیگی

بذرِ صبر و ثمرِ یقین
      آیا می‌توان امروز بذر افکند و فردا چشم به ثمر دوخت؟ این پرسش،تنها مثالی ساده نیست؛ آینه‌ای است که حقیقتی عمیق‌تر را در جان انسان آشکار می‌سازد: عجلهٔ ما در دریافت،در برابر حکمتِ خداوند در عطا.
بسیاری از مردم، هنگامی که اجابتِ دعا چند روز یا چند هفته به تأخیر می‌افتد، چنین می‌پندارند که گویی درخواستشان برای همیشه رد شده است؛ گویی درهای آسمان درست در همان لحظه‌ای که پاسخ، اندکی دیرتر از انتظارشان می‌رسد، بسته می‌شود. این گمان، نه از حقیقتِ دعا، بلکه از شتابِ دلِ انسان برمی‌خیزد؛ دلی که هنوز نیاموخته است چگونه در مدرسهٔ صبر، رشد کند و به بلوغِ یقین برسد.
درسِ کودک: صدقِ طلب و اصرارِ بی‌غل‌وغش
     کودک، وقتی چیزی از پدرش می‌خواهد، از طلب کردن خسته نمی‌شود؛ بارها بازمی‌گردد، زیرا می‌داند از چه کسی می‌طلبد و به کدام دست امید بسته است. اصرارِ کودک، نه از بی‌صبری، بلکه از اعتمادِ کامل بر مهربانی پدر سرچشمه می‌گیرد؛ از یقینی ساده و زلال که هنوز غبارِ تجربه‌های تلخ بر آن ننشسته است.
ما، با همهٔ عقل و تجربه‌مان، سزاوارتر از کودکیم که چنین یقین و چنین اصراری را در پیشگاه پروردگار داشته باشیم. اگر با صدقِ کودکان بنگریم، اگر با اشکِ آنان و با اعتمادِ بی‌غل‌وغششان درِ عطای الهی را بکوبیم، پس در برابر چه کسی باید چنین کنیم؟ آیا در برابر خدای مهربان، که گنجینه‌های آسمان و زمین در قبضهٔ اوست، سزاوار نیست که دل، نرم‌تر، صادق‌تر و امیدوارتر باشد؟
آیهٔ نور: وعدهٔ اجابتِ درماندگان
📖 خدای متعال می‌فرماید:
﴿أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ﴾
«کیست آن‌که درمانده را، آنگاه که او را بخواند، پاسخ می‌دهد و رنج را برطرف می‌سازد؟»
این آیه، نه تنها وعدهٔ اجابت است، بلکه مقامِ دعا را نیز روشن می‌کند:
دعا، هنگامی به اوج می‌رسد که دل، به مقامِ «اضطرار» رسیده باشد؛ یعنی جایی که انسان از همهٔ تکیه‌گاه‌های ظاهری دست شسته و تنها به خداوند رو کرده است.
در این مقام، تأخیرِ ظاهری هرگز نشانهٔ بی‌توجهی نیست؛ بلکه بخشی از تربیتِ الهی است، بخشی از آماده‌سازیِ روح برای دریافتِ عطایی بزرگ‌تر.
تأخیرِ اجابت: تربیت، نه محرومیت
     پس، دعایت را رها مکن تنها به این دلیل که اجابت، دیرتر از انتظار تو رسیده است. چه بسیار دعاهایی که تقدیرهای بزرگ برایشان مهیا می‌شود و تو از آن بی‌خبری؛ و چه بسا این تأخیر، خود بخشی از عطاست، نه نشانهٔ محرومیت.
گاه خداوند، ثمره را در زمانی می‌رویاند که دل، آمادگیِ دریافت آن را یافته باشد؛ و چه بسا تأخیر، تربیتِ روح باشد، نه امساکِ نعمت.
تأخیر، همان لحظه‌ای است که خداوند، بذرِ صبر را در جان می‌نشاند تا ثمرِ یقین در آینده‌ای نزدیک یا     دور، پربارتر و شیرین‌تر گردد.

سخنِ آخر: راهِ دعا، راهِ رشد
دعا، راهی است که انسان را از خواستنِ ساده، به شناختِ حکمتِ الهی می‌رساند؛ از انتظارِ عجولانه، به یقینِ آرام؛ از دل‌نگرانی، به توکل؛ و از اضطرابِ تأخیر، به درکِ عطای پنهان.

هر دعا، بذری است؛ و هر بذر، فصلِ ویژهٔ خود را برای شکفتن دارد. پس بگذار خداوند، باغبانِ دل تو باشد؛ او بهتر از تو می‌داند کدام ثمر، در کدام فصل، شیرین‌تر خواهد بود.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8👍1
💠سخن؛ امانتی که از دل برمی‌خیزد و در دل می‌نشیند

✍🏻 صدیق ابراهیمی

آدمی بیش از آنکه با گام‌هایش شناخته شود، با واژه‌هایش شناخته می‌شود. گام، راه را می‌پیماید؛ اما واژه، راهی به جان انسان‌ها می‌گشاید. هر سخن، پیش از آنکه آوایی بر لب باشد، اندیشه‌ای در ذهن و حالی در دل است؛ و چون از زبان برآمد، دیگر بازگشتی ندارد؛ همانند تیری که از کمان رها شده و بارانی که بر خاک فرو ریخته است. از همین رو، حکیمان، زبان را آیینه‌ی دل و سخن را میزان خرد دانسته‌اند؛ زیرا آنچه بی‌تأمل بر زبان می‌آید، پیش از آنکه دیگری را بیازارد، گوینده را از سرمایه‌ی وقار، خرد و فضیلت تهی می‌کند.

هر کلمه بذری است که در خاک جان‌ها افشانده می‌شود؛ اگر از خیر، محبت و حکمت برخاسته باشد، گلستانی از امید، آرامش و همدلی می‌رویاند، و اگر از غفلت، خشم یا خودخواهی زاده شده باشد، خارستانی می‌آفریند که چه‌بسا سال‌ها پس از فراموش شدن گوینده، همچنان در جان شنونده خلیده باشد. از همین رو، گاه سرنوشت یک دل، با یک جمله دگرگون می‌شود؛ همان‌گونه که گاه رابطه‌ای دیرپا، تنها با یک کلمه فرو می‌ریزد.

کاکه سعدی قریشی، یار دیرین و شاگرد وفادار کاکه احمد مفتی‌زاده، این حقیقت را در جمله‌ای کوتاه، اما ژرف و سرنوشت‌ساز چنین بیان می‌کند:
«تصمیم بگیریم پیش از گفتن هر سخن، حتی هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آوریم، بیندیشیم که آیا در آن خیری نهفته است یا نه؟»

در این سخن، واژه‌ای هست که بار همه‌ی پیام را بر دوش می‌کشد: «تصمیم». او نمی‌گوید آرزو کنیم، امیدوار باشیم یا بکوشیم؛ می‌گوید تصمیم بگیریم. تصمیم، فرزند اراده است، نه احساس؛ عهدی است که انسان با وجدان خویش می‌بندد و در هر گفت‌وگو، آن را از نو وفادارانه تجدید می‌کند. از همین‌جاست که اخلاق، از مرز اندرز فراتر می‌رود و به شیوه‌ای برای زیستن بدل می‌شود؛ و سخن گفتن، از عادتی روزمره، به مسئولیتی انسانی و حتی عبادتی آگاهانه.

این سخن، دعوت به خاموشی نیست؛ دعوت به مسئولیت است.
زبان، نیرومندترین ابزار آفرینش و ویرانی در زندگی انسان است.

می‌تواند پلی میان دل‌ها بسازد یا دیواری میان جان‌ها برپا کند؛ می‌تواند امیدی را زنده کند یا ایمانی را بشکند؛ زخمی را درمان کند یا زخمی بیافریند که سال‌ها مرهم نپذیرد.

مولانای جان نیز، که ژرفای وجود آدمی و راز نهفته در واژه‌ها را نیک می‌شناخت، زبان را هم مایه‌ی آتش می‌دید و هم خزانه‌ی معنا؛ نیرویی که اگر مهار خرد و محبت نداشته باشد، خرمن دل‌ها را می‌سوزاند، و اگر از سرچشمه‌ی خیر برآید، گنجی بی‌کران می‌بخشد:

ای زبان هم آتش و هم خرمنی
چند این آتش درین خرمن زنی

ای زبان هم گنج بی‌پایان توی
ای زبان هم رنج بی‌درمان توی

ارزش سخن، تنها در راست بودن آن نیست؛ در خیر رساندن آن نیز هست.

از همین رو، اندیشیدن پیش از سخن گفتن، نشانه‌ی کندی ذهن نیست؛ نشانه‌ی پختگی جان است. انسان خردمند، سخن را پیش از آنکه بر زبان جاری سازد، از سه صافی می‌گذراند: صافی عقل تا حقیقتش را بسنجد؛ صافی وجدان تا ضرورتش را دریابد؛ و صافی محبت تا شیوه‌ی بیانش را بیاراید.

او می‌داند که حقیقت نیز، اگر از خیر، حکمت و رحمت تهی شود، چه‌بسا به ابزاری برای رنج، تحقیر و تفرقه بدل گردد؛ زیرا راست بودن سخن، یک فضیلت است و به‌جا گفتن آن، فضیلتی برتر.

پس شایسته است هر واژه، پیش از آنکه بر زبان نشیند، در محکمه‌ی دل حاضر شود؛ محکمه‌ای که قاضی آن وجدان، قانونش محبت و میزانش خیر است. اگر سخن با مُهر خیر از آن محکمه بیرون آمد، شایسته‌ی شنیده شدن است؛ و اگر نه، خاموشی از هزار گفتار برتر خواهد بود.
هنر انسان نه در بسیار گفتن است و نه در بسیار خاموش ماندن؛ بلکه در آن است که بداند چه بگوید، چگونه بگوید، و چه هنگام بگوید. زیرا سخنی که از دل آراسته به خیر برخیزد، بی‌آنکه راه را گم کند، بر دل خواهد نشست؛ و این، امانتی است که خداوند در زبان انسان نهاده است.


کاکه‌سعدی قریشی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1
💠سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا


او از آنچه می گویند، منزّه و بسیار برتر و والاتر است.

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
📌بزرگ‌منشی کشاورزان؛ روایتی از ایمان، ایثار و همدلی در روستای رشیدآباد دیواندره

✍️دکتر فرزاد ولیدی

این نوشتار با روایت اقدام شایسته یکی از کشاورزان شریف روستای رشیدآباد دیواندره در اهدای تمام محصول نخود زمین خود برای عمران مسجد امام شافعی و همراهی خودجوش ۴۰ نفر از اهالی روستا در برداشت سه‌روزه و رایگان آن، جلوه‌ای درخشان از سنت دیرینه ادای زکات، ایثار، رزق حلال و «همدلی اجتماعی» در میان کشاورزان کردستان را تصویر می‌کند؛ رویدادی ارزشمند که نشان می‌دهد آبادانی جامعه و حفظ سرمایه‌های معنوی در گرو ترجیح خیر عمومی بر منافع شخصی و مشارکت جمعی است.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#دیواندره #رشیدآباد #کردستان #کشاورزی #ایثار #همدلی #زکات #نیکوکارى

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9👏3👍2
#پیام_روز

💠چرا تحقق، مهم‌تر است؟


دانشِ بدون عمل، مانند بنایی بی‌سقف است؛ ممکن است بسیار زیبا و محکم به نظر برسد، اما کارکردِ حقیقیِ خود را ندارد. هنگامی که مفهومی را درک می‌کنیم، اما آن را در زندگی‌مان به کار نمی‌بندیم، در واقع از تمامِ ظرفیتِ آن بهره نگرفته‌ایم.
تحقق، دانش را واردِ زندگی ما می‌کند. وقتی مفهومی را به‌صورتِ عملی تجربه می‌کنیم، آن مفهوم در ذهن ما جای می‌گیرد و به بخشی از شخصیتِ ما تبدیل می‌شود. در این صورت، بی‌آنکه نیازمندِ فکر کردنِ فراوان باشیم، به‌طور ناخودآگاه از آن دانش بهره می‌بریم.
برای مثال، اگر مدتی مراقبه را تمرین کنیم، آرامش و تمرکزی که تجربه می‌کنیم، به‌تدریج در زندگیِ روزمره‌ی ما نمود پیدا می‌کند؛ تا آنجا که حتی در موقعیت‌های پراسترس نیز، به‌طور طبیعی به شیوه‌های آرام‌سازی‌ای که آموخته‌ایم، روی می‌آوریم.
در نهایت، تحقق به ما کمک می‌کند رشد کنیم و به ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود دست یابیم.
بنابراین، درک و تحقق، دو روی یک سکه نیستند؛ بلکه دو مرحله از یک فرایندِ یادگیری‌اند. برای آنکه از دانشِ خود بیشترین بهره را ببریم، باید از مرحله‌ی درک فراتر رویم و آن را در متنِ زندگی‌مان پیاده کنیم.

برگرفته از کتاب «۱۰۰ چیزی که باید درک کنید»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
💠تدبر در قرآن


✍🏻محمد احمدیان

زکات در قرآن
‏ « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏) (
توبه: 103) ‏
‏(اي پيغمبر !) از اموال آنان (كه به گناه خود اعتراف دارند و در صدد كاهش بديها و افزايش نيكيهاي خويش مي‌باشند) زكات بگير تا بدين وسيله ايشان را (از رذائل اخلاقي، و گناهان، و تنگچشمي) پاك داري، و (در دل آنان نيروي خيرات و حسنات را رشد دهي و درجات) ايشان را بالا بري، و براي آنان دعا و طلب آمرزش كن كه قطعاً دعا و طلب آمرزش تو مايه آرامش (دل و جان) ايشان مي‌شود (و سبب اطمينان و اعتقاد بيشترشان مي‌گردد) و خداوند شنواي (دعاي مخلصان و) آگاه (از نيّات همگان) است.‏).

قواعد قابل بحث در آیه

قاعده ی اوّل: حکم واجب بودن زکات

«خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً » شروع آیه با فعل امر، به منزله ی صدور یک حکم شرعی است، هر چند زمان دقیق حکم، جای اختلاف نظر میان فقها و مفسران است.
این آیه، و حدیث نقل شده از پیامبر(ص) که بخاری و مسلم از ابن عمر(رض) روایت می کنند « بُنی الأسلام علی خَمس: ...»
(بخاری: 8) هر دو بر واجب بودن زکات دلالت دارند؛ امّا زمان دقیق واجب بودن زکات معلوم نیست.
قرضاوی در دانشنامه ی زکات می نویسد:
«در سال دوم هجری روزه ی رمضان و زکات فطر به طور همزمان فرض گردید؛ ...امّا به طور حتم نمی دانیم که دقیقاً این فریضه ی[زکات] خداوندی در چه سالی تشریع شده است. البته با توجّه به حدیث انس(رض) که اندکی قبل بدان پرداختیم؛ و همچنین با عنایت به اینکه «ضمام بن ثعلبه» در سال پنجم هجری به محضررسول اکرم(ص) رسیده، می توانیم نتیجه بگیریم که زکات پیش از سال پنجم هجری فرض گردیده است».( قرضاوی،1392، ص،94).

زمان واجب شدن زکات در نظریه ی تفسیر المنیر والمراغی چنین آمده است: ابن جریر از ابن عباس(رض) چنین روایت نموده است: هنگامی که پیامبر(ص) دسته ی خود بسته به ستون های مسجد را بعد از اعتراف آنها به گناه و توبه باز کرد، آنها اموال خویش را نزد پیامبرخدا (ص) آورده و گفتند: ای رسول خدا(ص) همین اموال ما سبب شد تا ما از شرکت در«غزوه ی تبوک» تخلف ورزیم؛ اینک این اموال را از جانب ما صدقه کن، و از خداوند برای ما آمرزش بخواه! پیامبر(ص) فرمود: من مأمور نشده ام تا چیزی از اموال شما را بگیرم؛ تا این آیه نازل شد: « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً»...خطاب آیه اگرچه خاص به پیامبرخداست و سبب آن نیز خاص می باشد؛ ولی مفهوم آن عام و شامل خلفای پیامبر(ص) و رهبران مسلمانان بعد از آنها نیز می شود.( تفسیرالمنیر،1395، ص،28- المراغی،ص،16- المنار،ص،23).
این نظریه ی تفسیری که حکم فرض زکات بعد از غزوه ی تبوک نازل شده باشد، زیرا با توجّه به اینکه « غزوه ی تبوک در ماه رجب، سال نهم هجری در فصل تابستان صورت گرفته است»؛ (رمضان بوطی، فقه السیره،1392، ص472- ابوالحسن ندوی، نبی رحمت،1391، ص،362).

از جهتی با نظریه ی «قرضاوی» که زکات قبل از سال پنجم هجری فرض گردید، در تعارض می باشد؛ و از جهت دیگر کتاب های سیره در جریان تخلف « فَرِحَ المُخَلَّفونَ...» (توبه:81)  و پذیرش توبه ی آنان، هیچ کدام  به آیه « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً» اشاره ای نکرده اند. لذا احتمال اینکه زکات در قبل سال پنجم واجب شده باشد، به صواب نزدیک است.

از فحوای و سیاق آیه ی زکات، معلوم و محرز است که حکم آیه ی(103: توبه)، مرتبط با آیه ی (60 سوره ی توبه) است، که نیازمند به توضیح چند نکته است:
نکته ی اوّل: آیه ی (103) سوره ی توبه، حکم واجب بودن زکات را اعلام و ابلاغ می کند.
نکته ی دوم: آیه ی(60) اصناف دریافت زکات را بیان می کند؛ در واقع  نحوه و روش توزیع زکات را معلوم می کند.
نکته ی سوم: از ترتیب آیات فوق در مصحف؛ چنان بر داشت می شود؛ که ابتدا خداوند اصناف گیرندگان زکات را معلوم می کند، سپس حکم به فرض زکات می دهد. امّا آن گونه که قرضاوی در«دانشنامه ی زکات» تعریف می کند، گروهی منفعت طلب و سود جو بودند بدون نیاز و ضرورت، حریصانه چشم طمع به زکات دوخته بودند؛ لذا نزول آیه ی(60) پاسخی به چنین افرادی بوده است.( همان: ص، 609).
بنابراین بعید نیست همان ترتیب مصحف، ترتیب نزول آیات زکات باشد.( والله اعلم).

سقز: مرداد 1405


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠شناخت استبداد از دین، شخصیت‌ها و ارزش‌ها! ⁉️


کمال آذری

شناختی که ستمگران و فرعونیان زمانه از دین اسلام،  شخصیت‌ها و نخبگان و ارزش‌ها و اهداف دین دارند؛ اگر ما مسلمانان به اندازه‌ی نصف آن‌ها این ارزش‌ها و عظمت‌ها را درک و فهم و عمل می‌کردیم. موسی آسا در مقابل فرعونیان می‌ایستادیم سال‌های سال بود که فرعونیان غرق و موسی و یارانش یکه‌تاز میدان و حاکمان عادل و دادگر نیز سرپرست و پیشوای مردمان می‌شدند. آن گاه در سایه سار قرآن، عدالت، امنیت، آرامش و آسایش میهمان خانه‌های جسم و جان، روح و روان، مال و منال و محیط زیست‌مان می‌شدند. زمین، بهشت و زمینیان، بهشتی؛ و دنیا، مزرعه‌ی آخرت و شادی و آزادی، استقلال، آبادی و آبادانی خمیرمایه‌ی بندگی و رهایی از بردگی می‌گردیدند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍4
Audio
💠سازگاری هوشمندانە، راز بقای انسجام و دوام زناشویی

✍️عزّت احمد
▷ ◉───────── ۲۱:۵۹

این پادکست به موضوع « سازگاری زوجین» به عنوان رمز پایداری و مودت در زندگی مشترک می‌پردازد. نویسنده با اشاره به تفاوت‌های ذاتی انسان‌ها، سازگاری را یک «راز الهی» می‌داند که به همسران کمک می‌کند عیوب شخصیتی یکدیگر را بپذیرند. بر اساس حدیث نبوی، اگر همسری صفتی ناخوشایند یافت، باید به خصلت‌های نیکوی دیگرش توجه کند. به جای تلاش برای تغییر سریع طباع، محاسن شریک زندگی را بشماریم، از گفتن عیوب به دیگران خودداری کنیم، با صبر و گذشت رفتار نماییم و با افزایش محبت، رسیدگی به ظاهر و دعا، فضای زندگی را سرشار از مهر و آرامش کنیم.

#پادکست_آوای_اصلاح۲۳

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا


[به او می گویند:] کتاب خود را بخوان، کافی است که امروز خودت بر خود حسابگر باشی.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1
📌«وردِ گشایش» زمزمه‌ی آرامش در طوفان ابتلاء

نویسنده: عبدالرحمن البر
مترجم: حمزه خان‌بیگی

زندگیِ انسان، از آغاز آفرینش تا امروز، همواره در مدار ابتلاء چرخیده است؛ گویی تقدیر الهی، رنج را همچون رشته‌ای پنهان در تار و پود هستی نهاده تا آدمی در مسیر رشد، از آن عبور کند و به مرتبه‌ای بالاتر از آگاهی و حضور برسد. جهان امروز، با همه‌ی پیشرفت‌هایش، این حقیقت را نه‌تنها کم‌رنگ نکرده، بلکه آن را آشکارتر ساخته است؛ زیرا انسان معاصر، در میان هیاهوی تکنولوژی و شتاب زندگی، بیش از هر زمان دیگر، با اضطراب‌ها، بیم‌ها و بحران‌هایی روبه‌روست که روح او را به لرزه می‌افکنند و او را به جست‌وجوی معنایی ژرف‌تر از زیستن وامی‌دارند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#ورد_الفرج #ورد_گشایش #حسبنا_الله_ونعم_الوکیل #تفویض #تربیت_ایمانی #تربیت_روح #آرامش_در_طوفان #توکل_و_صبر #تدبر_در_قرآن #ابتلاء_و_امتحان #دعا_و_اجابت #استغفار #عبدالرحمن_البر #حمزه_خان_بیگی #اشنویه

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
#پیام_روز

💠عقلِ کامل و سخنِ سنجیده


هرگاه عقلِ انسان کامل شود، سخنش اندک می‌گردد.
پرحرفی از موانعِ پیشرفت است؛ زیرا آدمی را گرفتارِ تزلزل و گزافه‌گویی می‌کند. افزون بر آن، آخرتِ انسان را ویران می‌سازد و زمینه‌سازِ غیبت، تهمت، دروغ، شایعه‌پراکنی، تحقیرِ دیگران، سخن‌چینی، تملق و مانندِ آن می‌شود. پرحرفی، دین و ایمانِ آدمی را آسیب می‌زند و در عین حال، دنیای او را نیز تباه می‌کند.
ازاین‌رو، مقتضای عقل آن است که انسان کم‌سخن باشد و زبانِ خویش را نیکو، سنجیده و به‌اندازه بگشاید.
انسانِ عاقل هرگز پرحرفی نمی‌کند؛ بلکه کوتاه، گزیده و به‌اندازه سخن می‌گوید. گفته‌اند: «زبانِ انسانِ عاقل، پشتِ اندیشه‌ی اوست؛ ولی اندیشه‌ی احمق و نادان، پشتِ زبانِ اوست.» یعنی انسانِ خردمند نخست می‌اندیشد و سپس سخن می‌گوید؛ اما نادان ابتدا سخن می‌گوید و آنگاه می‌اندیشد که آیا گفتنِ آن سخن، درست و ضروری بوده است یا نه.

برگرفته از کتاب «زندگی موفق»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
📌اسلام، آئین ایزدی (یزیدی) و مسئله‌ی تکفیر

گرداورندە: اصلاح‌وب

این مقاله با واکاوی لایه‌های تاریخی، کلامی و فقهیِ مواجهه با آئین ایزدی، به ریشه‌یابی اتهامات تکفیری نظیر «شیطان‌پرستی» و «ارتداد» می‌پردازد. نوشتار حاضر با تبیین سیر تحولِ نقد کلامی ابن‌تیمیه بر غلوّ در طریقت عدویه تا سوءاستفاده و بازتولید خشونت‌بار آن توسط جریان‌های سلفی-جهادی (به‌ویژه فاجعه‌ی نسل‌کشی ۲۰۱۴ داعش در سنجار)، نشان می‌دهد که چگونه ساختار باطنی این آیین بومی مورد کژفهمی قرار گرفته است. در نهایت، مقاله با استناد به اسناد رسمی الازهر (مانند نامه‌ی سرگشاده به البغدادی) و فتاوای مراجع شیعه (از جمله آیت‌الله سیستانی)، ابطال فقهی تکفیر، حرمت تجاوز به جان و مال و لغو تاریخی بردگی را به عنوان موقف قاطع و اجماعیِ قاطبه‌ی علمای جهان اسلام در دفاع از کرامت و حقوق اقلیت‌ها به تصویر می‌کشد.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#آئین_ایزدی #سنجار #تکفیر #حقوق_اقلیت‌ها #الازهر #آیت_الله_سیستانی #همزیستی_مسالمت_آمیز #کرامت_انسانی #تفرقه_زدایی #همبستگی_دینی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏3😱3❤‍🔥1🕊1💯1
💠 «ساحتِ پنهانِ بندگی؛ رازِ اخلاص و معیارِ قبول در محضرِ خداوند»


✍🏻حمزه خان‌بیگی

میان انسان و پروردگار، میدان وساحتی نهفته و ژرف جاری است؛ میدان و حوزه ای که هیچ رابطه‌ای با مردم—حتّی اگر گسترده و پررنگ باشد—به پای آن نمی‌رسد. آنچه در این میان می‌گذرد، نه در معرض نگاه خلق است و نه در معرض داوری آنان؛ بلکه در قلمرو «سِرّ» و «باطن» رقم می‌خورد؛ قلمروی که حقیقتِ ایمان و وزنِ واقعیِ عمل در آن آشکار می‌شود.
ما بينك وبين الله أهم مما بينك والناس
میان تو و خدا، حقیقتی ژرف‌تر از میان تو و مردم
میان تو و پروردگار، پیوندی نهفته و سرنوشت‌ساز جریان دارد؛ پیوندی که از هر رابطه‌ای با مردم مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر است. عمل صالح، پیش از آن‌که به شمارش و ثبت ظاهری نیاز داشته باشد، به اخلاص و تقوا محتاج است؛ نه به آن‌که گویی در پایان روز، برگهٔ حضور و غیابِ کارمندی را به مدیری ارائه می‌کنیم.
یشینیانِ اهل معرفت، بیش از آن‌که از کمیِ اعمالشان اندوهگین شوند، از عدمِ قبول آن‌ها بیم داشتند؛ زیرا معیار حقیقی این نیست که «چقدر انجام داده‌ای؟»
بلکه این است که «آیا خداوند آن را از تو پذیرفته است؟»
چه بسیار نمازها، صدقات، ذکرها و عبادت‌هایی که انسان فراوان به‌جا می‌آورد، اما نیتی پنهان، یا ریا و خودنمایی‌ای کوچک، یا حقی که ضایع کرده و جبران نکرده، همه را تباه می‌سازد. خدای متعال می‌فرماید:
﴿إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ﴾ خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد.

این آیه، معیار را روشن می‌سازد: قبول، نه به کثرت عمل، بلکه به تقوا وابسته است.پس بسیار عمل کن؛ اما هرگز از درخواستِ قبول غافل مشو. از صادقانه‌ترین پرسش‌هایی که انسان باید در خلوتِ جان از خود بپرسد این است
هل أحرص على أن يراني الناس صالحًا؛ أم أحرص أن يراني الله مُخلصًا؟
آیا می‌کوشم مردم مرا صالح ببینند؟ یا می‌کوشم خداوند مرا مُخلِص ببیند؟
این پرسش، مرز میان ظاهر و حقیقت، میان ریا و اخلاص، و میان عملِ بی‌ریشه و عبادتِ پذیرفته‌شده را آشکار می‌سازد.

اخلاص، راهی است که از ظاهر آغاز می‌شود و به باطن می‌رسد؛ راهی که از عمل شروع می‌شود و به قلب ختم می‌گردد؛ راهی که از کثرت می‌گذرد و به قبول می‌رسد.و در این راه، انسان باید همواره میان دو نگاه انتخاب کند: نگاه مردم، یا نگاه خدا. هرگاه نگاه خدا را برگزید، عملش نور می‌گیرد؛ و هرگاه نگاه مردم را برگزید، عملش سایه می‌گیرد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👏1
💠 دانه‌ی گم‌نشده


الحاق جوادی

✓ ساعت ده شب است. تلفنت را برداشته‌ای. وسط یک بحث در گروه، حرفی بهت زده‌اند که آتشی در وجودت انداخته. جمله‌ای نوشته‌ای که تلافی کند، که دلش را بسوزاند، که ثابت کند تو کم نمی‌آوری.

انگشتت روی «ارسال» است. یک نگاه دیگر به آن می‌کنی، بعد پاکش می‌کنی.

کسی نمی‌فهمد چه چیزی نزدیک بود ارسال شود و نشد. حتی خود آن آدم هم هیچ‌وقت نمی‌فهمد.

✓ حالا سؤال اینجاست:

این تصمیم کوچک، این چند ثانیه‌ای که هیچ‌کس از آن خبر ندارد، آیا برای کسی اهمیت داشت؟ یا تمام شد و رفت، بی‌آنکه جایی دیده شود؟

لقمان به پسرش جمله‌ای گفت که انگار جواب همین سؤال است:

﴿يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِنْ تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ
لقمان: ۱۶

«پسرم! اگر عملی به اندازه یک دانه خردل باشد و در دل سنگی یا در آسمان‌ها یا در زمین پنهان شده باشد، خدا آن را حاضر می‌کند.»

✓ یک دانه خردل را تصور کن.

آن‌قدر کوچک که اگر کف دستت بگذاری، باد می‌تواند از لای انگشت‌هایت ببردش و دیگر هیچ‌وقت پیدایش نکنی.

حالا همین دانه را در دل یک صخره بگذار.

از نگاه تو دیگر گم شده. هیچ‌کس نمی‌تواند پیدایش کند.

اما خدا می‌فرماید:

حتی اگر آن‌قدر کوچک و پنهان باشد، من آن را می‌بینم و روزی آن را حاضر می‌کنم.

✓ حالا این را به زندگی خودت برگردان.

بعضی از مهم‌ترین کارهای زندگی ما هم همین‌قدر کوچک‌اند.

یک جمله که گفتی.

یک جمله که نگفتی.

یک کمک کوچک که کسی نفهمید.

یک خوبی که هیچ‌کس بابتش ازت تشکر نکرد.

یا حتی همان جمله‌ای که می‌توانستی بفرستی و دلت را خالی کنی، اما پاکش کردی.

هیچ‌کدام گم نمی‌شوند.

✓ شاید یکی از زیباترین پیام‌های این آیه همین باشد:

تو لازم نیست کاری بزرگ بکنی تا دیده شوی.

تو از قبل دیده می‌شوی؛ حتی در ریزترین لحظه‌هایت.

پس سؤال این نیست:

«آیا این کار آن‌قدر بزرگ هست که به حساب بیاید؟»

سؤال این است:

«این کار کوچک را برای چه کسی انجام می‌دهم؟»

◻️ یک چالش:

امروز یک کار خوب انجام بده که هیچ ردی از خودش نگذارد.

نه تشکری دریافت کنی، نه کسی حتی بفهمد کار تو بوده.

و اگر جایی خواستی کاری بکنی و با خودت گفتی: «کاری به این کوچکی، به چشم نمی‌آید و کسی نمی‌فهمد»، همان لحظه به خودت بگو:

«این دانه، حتی اگر در دست باد باشد، گم نمی‌شود

هیچ چیز، هرچقدر هم کوچک، از نگاه خدا گم نمی‌شود.

همین یک نگاه کافی‌ست تا دیگر هیچ لحظه‌ای از زندگی‌ات را «کوچک» نبینی.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👏2😍1
💠مقامِ فرار...


✍🏻صدیق قطبی

فرار «از» چیزی «به» چیزی. گریختن از چیزی و پناه‌جستن به چیزی. رشیدالدین میبدی می‌گوید: «فرار، مقامی است از مقامات روندگان و منزلی از منازل دوستی». دوستان به هم می‌گریزند. در قرآن کریم آمده است به خدا بگریزید:

فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ (سوره ذاریات، آیه ۵۰)
پس، به سوی خدا بگریزید.

ایمان، گریختن در خدا و به خدا است:

«پس سزای بنده آن است که در هر حال که بوَد، اگر خستهٔ تیر بلا بوَد، یا غرقهٔ لطف و عطا، دست در کَرَمِ وی‌ زند و پناه به وی دارد و از خلق با وی گریزد، چنان‌که خود می‌فرماید: «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ»
فرار، مقامی است از مقامات روندگان و منزلی از منازل دوستی...»
(کشف‌الاسرار، ابوالفضل میبدی، جلد ۹، ص۳۲۵)

از جورِ تو هم درِ تو گیرم
وز دست تو هم برِ تو نالم
(سعدی)

بعد از تو مَلاذ و مَلجائی نیست
هم در تو گریزم ار گریزم
(سعدی)

طفل از غضبِ گاه‌به‌گاهِ مادر
باشد چه لطیفْ عذرخواهِ مادر
مادر چو به قهر خیزدش، بگریزد        
دانی به کجا؟ هم به پناه مادر
(شهریار)

اما گریختن از چه؟ آیا آنچه گریختنی است جهان مادی است؟ زندگی دنیوی است؟ اطرافیانند و دیگر انسان‌ها؟ به نظر می‌رسد هیچ‌یک.
ایمان، پشت کردن به جهان و گریختن در خدا نیست.
همچنان که گریختن از دیگران و آویختن به خدا نیست.
چیزی اگر درخورِ فرار و گریختن باشد، خویشتن ما است. از دست خود به خدا می‌گریزیم. به تنگ آمده از ظلمت و کدورتی که در خود می‌یابیم، به خدا می‌گریزیم. گریزان از ملال، تیرگی، تنگنای وجودی و پنجره‌های بسته:

من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش
من آن توام، مرا به من باز مده
(دیوان شمس، رباعی ۱۶۵۱)

می‌گریزم، تا رگم جنبان بوَد
کی فرار از خویشتن آسان بوَد؟
آن‌که از غیری بوَد او را فرار
چون از او بُبرید، گیرد او قرار
من که خصمم هم منم، اندر گریز
تا ابد کارِ من آمد خیزخیز
نه به هند است آمن و نه در خُتَن
آن‌که خصمِ اوست سایه‌یْ خویشتن
(مثنوی، ۵: ۶۶۸ـ۶۷۱)


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8👍1
💠وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا

و حقّ خویشاوندان و حقّ تهیدست و از راه مانده را بپرداز، و هیچ گونه اسراف و ولخرجی مکن.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8