جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
📌رهبری اجتماعی چیست؟

✍️ترجمه و گردآوری: اصلاح‌وب

رهبری اجتماعی فرایندی برای هدایت، توانمندسازی و همراه‌کردن افراد در جهت حل مسائل مشترک و تحقق خیر عمومی است. رهبر اجتماعی با تکیه بر اخلاق، خلاقیت، تفکر راهبردی، مهارت ارتباطی و توانایی حل مسئله می‌کوشد ظرفیت‌های جامعه را فعال کند، مشارکت اجتماعی را افزایش دهد و زمینهٔ توسعه و همبستگی اجتماعی را فراهم سازد. رهبری پایدار نیز با درنظرگرفتن پیامدهای تصمیم‌های امروز برای نسل‌های آینده، میان نیازهای کنونی و مسئولیت نسبت به آینده تعادل برقرار می‌کند. خلاصه اینکه جامعه فقط به مدیر نیاز ندارد، به آدم‌هایی نیاز دارد که بلد باشند دیگران را برای ساختن آینده‌ای بهتر با خود همراه کنند؛ ظاهراً همین بخش سادهٔ ماجرا همیشه سخت‌ترین قسمت است.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#رهبری_اجتماعی #رهبری #رهبری_اخلاقی #رهبری_تحول‌آفرین #رهبری_خلاق #مسئولیت_اجتماعی #توسعه_پایدار #مشارکت_اجتماعی #سرمایه_اجتماعی #توسعه_اجتماعی #مدیریت #مهارت‌های_رهبری #جامعه #توانمندسازی #رهبری_پایدار

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
📌درخشش حافظ عبدالله رسولی‌زاده در سی‌امین جشنواره قرآن و عترت وزارت بهداشت

ایرانشهر- پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

حافظ عبدالله رسولی‌زاده با کسب رتبه نخست رشته حفظ قرآن کریم در سی‌امین جشنواره قرآن و عترت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، افتخاری ارزشمند در عرصه فعالیت‌های قرآنی به دست آورد.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#قرآن_کریم #حفظ_قرآن #جشنواره_قرآن_و_عترت #عبدالله_رسولی_زاده #شاهرود #وزارت_بهداشت #فعالیت_قرآنی #نظام_سلامت #قرآنی #سیستان_و_بلوچستان

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏54😍1
#حدیث

💠 از عمر بن خطابس روایت است که گفت:

«روزى ما نزد پیامبر اکرم ص نشسته بودیم، مردى بر ما وارد شد که جامه او کاملاً سفید بود، و موهاى سرش بسیار سیاه، کسى از ما او را نمى شناخت، و هیچ اثر سفر بر او نبود که بگوییم از جایی دور آمده است، تا این که نزد پیامبر ص نشست و دو زانوى خود را به دو زانوى پیامبر ص چسپاند، و دو دستش را بر دو ران آن حضرت ص نهاد و گفت: اى محمد ص مرا از اسلام خبر ده. پیامبر ص در پاسخ فرمود: اسلام عبارت است از این که گواهى دهى و یقین داشته باشى، معبودى بحق جز خداى یکتا نیست، و اینکه محمد ص فرستاده خداست، و نماز را بر پا بدارى، و زکات بدهى، و روزه [ماه مبارک] رمضان بگیرى، و حج خانه خـدا کنى، اگر توانایی بدنى و مالى و توشه راه و وسیله اى براى سفر داشته باشى. آن مرد گفت: راست گفتى. ما به شگفت آمدیم که از رسول اکرم ص سؤال مى کند [در حالى که سئوال، علامت ندانستن است] و تصدیق مى نماید [در حالى که تصدیق نشانه دانستن است].

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
به گفتار پیغمبرت راه جوی
نویسنده: سید احمد الهاشمی
مترجم: حسن سیدعزیزی
ناشر:  ئالای رووناکی
سال چاپ: ١٤٠٥
نوبت چاپ: دوم
قطع: رقعی

هر دو نسخه‌ی الکترونیکی عربی و ترجمه‌ی فارسی کتاب به صورت رایگان در دسترس علاقەمندان است!


🖇 ادامه‌ی معرفی کتاب

#به_گفتار_پیغمبرت_راه_جوی #مختارالاحادیث_النبویة #احادیث_نبوی #پیامبر_اکرمﷺ #کتاب_دینی #کتاب_اسلامی #ترجمه #ماموستا_حسن_سیدعزیزی #کمال_مولودپوری #مهاباد #سنندج #فرهنگ_اسلامی #معرفی_کتاب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠 سیرهٔ علمی و آموزشی پیامبر اکرم ﷺ((بیست و پنجــــم ربیـع الأوّل))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«تربیت شاگردان و صحابه؛ هندسهٔ نبویِ پرورش انسان و بنا نهادن امت»

بـخــش اوّل

سیرهٔ علمی و آموزشی پیامبر اکرمﷺ،تنها روایتِ انتقالِ دانش نیست؛بلکه طرحی الهی برای«ساختن انسان» است؛ انسانی موحّد، اخلاقی، مسئول و اهلِ حضور.
پیامبر،نه فقط معلمِ قرآن،که معمارِ دل‌ها بود؛نه تنها آموزگارِ احکام،که پرورش‌دهندهٔ روح‌ها؛نه صرفاً بیان‌کنندهٔ معارف، که مجسّم‌کنندهٔ آن‌ها در رفتار و سلوک روزانه.
🔶در مدرسهٔ نبوت، تربیت، سه لایهٔ درهم‌تنیده دارد:
🔸لایهٔ علمی: آموزشِ قرآن، حدیث، احکام، معارف و حکمت‌ها؛
🔸لایهٔ اخلاقی: پرورشِ تواضع، صدق، حلم، صبر، اخلاص و خیرخواهی؛
🔸لایهٔ سلوکی–عرفانی: ساختنِ نسبتِ دل با خدا؛ حضور، مراقبه، توکل، خشیت و محبت.
این سه لایه، در وجود پیامبر ﷺ، به‌گونه‌ای یکپارچه و هماهنگ جلوه‌گر بود؛ و همین هماهنگی، تربیتِ صحابه را به تربیتی جامع، عمیق و ماندگار تبدیل کرد.
تربیت در مدرسهٔ نبوت؛ از انتقال دانش تا ساختن انسان
   در نگاه نبوی، تربیت، فراتر از آموزشِ گزاره‌هاست؛ تربیت، دعوتِ انسان به «بودن» است، نه صرفاً «دانستن».
پیامبر ﷺ، صحابه را چنان پرورش داد که علم،در جانشان به اخلاق بدل شود، واخلاق، در رفتارشان به حضور ومسئولیت.
در این مدرسه، علم،بی‌اخلاق، ناقص است؛ واخلاق،بی‌حضورِ الهی، بی‌ریشه.تربیتِ نبوی،انسان را از سطحِ محفوظات، به عمقِ حضور می‌برد؛ از سطحِ رفتار، به عمقِ نیت؛ ازسطحِ ظاهر، به حقیقتِ باطن.
روش‌های علمی و آموزشی پیامبر ﷺ؛ هندسهٔ نبویِ تعلیم
🔸 تعلیمِ تدریجی؛ ساختنِ فهم، نه انباشتنِ محفوظات
پیامبر ﷺ، علم را تدریجی می‌آموخت؛ نه یک‌باره، نه سنگین، نه فرساینده.قرآن نیز بر این اصل تأکید دارد:
﴿وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ﴾
«و قرآنی را بخش‌بخش نازل کردیم تا آن را آرام‌آرام بر مردم بخوانی.»
این تدریج،تربیت را ازسطحِ حفظ،به سطحِ فهم وعمل می‌رساند.صحابه،هرآیه رامی‌آموختند، می‌فهمیدند، در جان می‌نشاندند، و سپس به سراغِ آیهٔ بعد می‌رفتند؛ بدین‌سان، قرآن در جانشان ریشه می‌دواند، نه فقط در زبانشان.
🔸 آموزش با حضور؛ تربیت در سایهٔ زندگی
پیامبر ﷺ، تنها در مسجد آموزش نمی‌داد؛ بلکه در خانه، درسفر، در میدان، در بازار،در لحظه‌های بحران و آرامش، معلمِ دل‌ها بود.
تربیتِ نبوی، «حضورمحور» بود؛ شاگرد، با دیدنِ رفتار پیامبر، با شنیدنِ کلام او، با همراهیِ او در زندگی، تربیت می‌شد.
این حضور، تربیت را از «درس» به «زیست» تبدیل می‌کرد؛ از «کلاس» به «زندگی».
🔸آموزش با محبت؛ نرم‌کردن دل‌ها پیش از سخت‌کردن احکام
  پیامبر ﷺ،دل‌ها را نرم می‌کرد، سپس احکام را می‌آموخت؛زیرا دلِ سخت، علم را نمی‌پذیرد، ودلِ نرم،علم را به عمل تبدیل می‌کند. محبتِ پیامبر، نه احساسِ سطحی، بلکه راهبردی تربیتی بود؛ راهبردی که صحابه را به انسان‌هایی عاشقِ حق، مشتاقِ علم و آمادهٔ عمل تبدیل کرد.
🔸 آموزش با سؤال؛ بیدار کردنِ عقل، نه انفعالِ ذهن
   پیامبر ﷺ،با سؤال تربیت می‌کرد؛سؤال‌هایی که ذهن را بیدار می‌کرد،دل را به تفکر می‌کشاند،وفهم را به عمق می‌برد.
این روش، تربیت را از«پذیرشِ منفعل» به«جست‌وجوی فعال» تبدیل می‌کرد؛ صحابه، تنها شنونده نبودند، جوینده بودند.
🔸 آموزش با عمل؛ پیوندِ علم و رفتار
پیامبر ﷺ، علم را در رفتار نشان می‌داد؛ نماز را با خشوع، صدقه را با اخلاص، جهاد را با حلم، صلح را با حکمت، اخلاق را با حضور.
صحابه،علم را نه فقط از زبان پیامبر،بلکه از رفتار او می‌آموختند؛ واین،تربیت را به «تجربهٔ زیسته» بدل می‌کرد.
تربیتِ صحابه؛ پرورشِ نسلِ نور
🔸 ساختنِ شخصیت، نه صرفاً انتقالِ دانش
   پیامبر ﷺ، ازصحابه، تنها «دانش‌وران» نساخت؛بلکه«شخصیت‌ها»ساخت؛شخصیت‌هایی که علم، اخلاق،حضور، تواضع،شجاعت، حلم و اخلاص را در کنار هم داشتند. این شخصیت‌سازی،رازِ ماندگاریِ تربیتِ نبوی است؛ زیرا انسانِ ساخته‌شده، خود،منبعِ تربیت برای دیگران می‌شود.
🔸 تربیتِ فردی؛ توجه به تفاوت‌ها
پیامبر ﷺ، هر صحابی را بر اساسِ ظرفیت، روحیه، نیاز و استعدادش تربیت می‌کرد؛ برای هر کس، راهی خاص، سخنی خاص، شیوه‌ای خاص. این تربیتِ فردی، صحابه را به انسان‌هایی یگانه و اثرگذار تبدیل کرد؛ هر یک، نقشی ویژه در امت بر عهده گرفت.


☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠 سیرهٔ علمی و آموزشی پیامبر اکرم ﷺ((بیست و پنجــــم ربیـع الأوّل))

✍🏻حمزه خان‌بیگی


«تربیت شاگردان و صحابه؛ هندسهٔ نبویِ پرورش انسان و بنا نهادن امت»

ادامه بخش اوّل

🔸تربیتِ جمعی؛ ساختنِ امت
در کنار تربیتِ فردی، پیامبر ﷺ، «روحِ جمعی» می‌ساخت؛ روحی که در آن، محبت، اخوت، مسئولیت، همدلی، ایثار و وحدت جاری بود. این روحِ جمعی، امت را از پراکندگی به انسجام، و از ضعف به قدرت رساند؛ تربیت، از فرد، به جامعه سرایت کرد.
🔸 تربیت در بحران؛ ساختنِ دل‌های مقاوم
پیامبر ﷺ، در بحران‌ها، دل‌ها را تربیت می‌کرد؛ در بدر، در احد، در خندق، در حدیبیه، در حنین. بحران، در مدرسهٔ نبوت، «میدانِ تربیت» بود؛ میدانی که در آن، ایمان، توکل، صبر و حضور، به تجربهٔ زیسته تبدیل می‌شد؛ دل‌ها، در آتشِ امتحان، صیقل می‌یافتند.
اصول تربیتِ نبوی؛ هندسهٔ علمی–سلوکیِ پیامبر ﷺ
🔶از مجموعِ سیرهٔ نبوی، می‌توان اصولی استخراج کرد که تربیتِ پیامبر را از هر الگوی بشری ممتاز می‌سازد:
🔸علم در مدارِ توحید: علم، در مدرسهٔ نبوت، از توحید جدا نیست؛ علم، راهی به سوی خداست، نه انباشتی ذهنی و نه افتخاری اجتماعی.
🔸تربیت در مدارِ محبت: محبت، ستونِ تربیتِ نبوی است؛ محبت، دل را نرم می‌کند؛ و دلِ نرم، علم را می‌پذیرد و به عمل تبدیل می‌کند.
🔸تربیت در مدارِ حضور: پیامبر ﷺ، با حضور تربیت می‌کرد؛ حضور در زندگی، در بحران، در شادی، در عبادت؛ شاگرد، در سایهٔ این حضور، رشد می‌کرد.
🔸تربیت در مدارِ عمل: علم، بدون عمل، در مدرسهٔ نبوت، ناقص است؛ و عمل، بدون علم، بی‌ریشه. پیوندِ این دو، تربیت را ریشه‌دار و اثرگذار می‌سازد.
🔸تربیت در مدارِ اخلاق: اخلاق، روحِ تربیتِ نبوی است؛ اخلاق، علم را نورانی می‌کند؛ و تربیت را به حقیقتِ انسانی نزدیک می‌سازد.
🔸تربیت در مدارِ آینده‌نگری: پیامبر ﷺ، آینده را می‌دید؛ تربیت را برای فردا می‌ساخت؛ فردای امت، فردای دعوت، فردای تاریخ.
افق عرفانیِ تربیتِ نبوی؛ ساختنِ دلِ موحّد
در نگاه عرفانی، تربیتِ پیامبر ﷺ، تربیتِ دل است؛ دلِ موحّد، دلِ آرام، دلِ حاضر، دلِ عاشق، دلِ پاک. پیامبر، دل‌ها را از غفلت به حضور، از ترس به توکل، از کینه به محبت، از اضطراب به سکینه می‌برد.
این تربیت، انسان را از «دانستن» به «بودن» می‌رساند؛ از «حفظ» به «حضور»؛ از «ظاهر» به حقیقتِ باطن. در این افق، شاگردِ نبوی، تنها عالم نیست؛ «سالک» است؛ سالکی که علم، او را به خدا نزدیک می‌کند، نه به خود.
تربیتِ علمی و آموزشیِ پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی ژرف، نورانی، تربیتی و عرفانی است؛ حقیقتی که انسان را از سطحِ دانش، به عمقِ حضور می‌برد؛ از سطحِ محفوظات، به عمقِ اخلاق؛ از سطحِ رفتار، به عمقِ دل.
این سیرهٔ روشن، ما را فرا می‌خواند که تربیت را در مدارِ توحید سامان دهیم؛ علم را با اخلاق بیامیزیم؛ آموزش را با محبت همراه سازیم؛ و در همهٔ مسیرها، حضورِ الهی را محور قرار دهیم.

در این افق، تربیتِ نبوی، نه فقط الگویی آموزشی، بلکه راهی برای «ساختنِ انسان» است؛ انسانی که در نورِ خدا می‌زید، در اخلاقِ پیامبر می‌بالد، و در مسیرِ حق، امت را می‌سازد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
#پیام_قرآنی

💠‏أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا
‏«یا آب آن در زمین فرو رود، به‌گونه‌ای که نتوانی آن را به دست آوری.»
🔖‏سوره کهف آیه ۴۱

‏گاهی به نعمت‌هایی چنان عادت می‌کنیم که گمان می‌کنیم همیشه در اختیارمان خواهند بود؛ غافل از اینکه هر نعمتی تنها لطف و بخشش خداست و می‌تواند در یک لحظه از ما گرفته شود.
💎 پس به داشته‌ها مغرور نشو؛ شکرگزار باش، فروتن بمان و از خدا بخواه نعمت‌هایش را برایت پایدار نگه دارد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍2
💠﴿قُل لَّا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسۡ‍َٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ ٢٥﴾
بگو: از شما درباره گناهانی که ما کرده‌ایم، و از ما درباره گناهانی که شما کرده‌اید، پرسیده نمی‌شود (و پافشاری ما برای راهنمائی شما تنها جنبه دلسوزی به حال شما دارد و بس).‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
#پیام_روز

💠بار خدایا


🌸 تمام اعضا و جوارح ما را به بندگی خود مشغول دار .

🌸 دلهای ما را به نور معرفت خود روشن نما.

🌸 و در تمام طول حیات و در تمام شب و روز ما را به خود مشغول گردان و از غفلت در امان بدار.

🌸 ما را به آنچه بندگان صالحت تقدیم پیشگاه اقدست کرده اند موفق بدار.

🌸 آنچه را روزی معنوی آنان کردی به ما نیز ارزانی فرما، با ما چنان باش که با آنان بوده ای.

آمین

مناجات شیخ عبدالقادر گیلانی برگرفته از کتاب فتح الربانی



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠 پیام‌های مشاوره‌ای(۱۸)

📌 دارو درمانی یا روان درمانی ؟!

کمال آذری


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠پیام‌های مشاوره‌ای(۱۸)


📌 دارو درمانی یا روان درمانی ؟!

کمال آذری

  برای مقابله با استرس، اضطراب  و... روان درمانی بهتر و ماندگارتر از دارو درمانی است.

  
دارو زودتر اثر می کند و درکوتاه مدت کم هزینه تر است ولی ماندگاری اش کمتراست و معمولا وابستگی و اعتیاد ایجاد می کند و در طولانی مدت هزینه اش هم بالا می رود.

البته بعضی مواقع برای کسانی که مشکلات خاص دارند ترکیبی از هر دو بکار برده می شود اما با تشخیص و تجویز و هماهنگی روان درمانگر و روانپزشک حاذق، متخصص و متعهد.


چون اگر انسان به دارو عادت کند( حتی از لحاظ ذهنی و فکری، چه رسد به مصرفش)  فردا برای کل زندگی به آن روی خواهد آورد و ......

حتی عده ای مستقیم و غیرمستقیم برای پر کردن جیب خود از قرص های اکستازی و... (البته با نام تقویت حافظه و رفع اضطراب و... ) از سادگی و ناآگاهی و عدم شناخت درست از داروها و... دانش آموزان و دانشجویان سوء استفاده می کنند و ناخواسته آنها را وابسته و معتاد می کنند.

یا به بهانه از بین بردن غم،، ناراحتی و مشکلات و یا دفع  جوش و لکه های صورت و زیباتر شدن  و.... آنها را در دام خود می اندازند.

که باید به نوجوانان و جوانان آگاهی و شناخت درست و هشدار داد که در دام آنها نیفتند...

تعدادی ازبهترین دانش آموزان به دام این شیادان از خدا و انسانیت بی خبر افتاده اند و به جای بدست آوردن ریش، سبیل شان بر باد رفته است و هیچ که در کنکور و امتحانات بهتر عمل نکرده اند، بلکه علاوه بر افت تحصیلی، شخصیت، اخلاق و کل زندگی را باخته اند و...

 
پس لازم و ضروری است معلمان و مربیان، والدین، نوجوانان و جوانان هوشیار باشند و آگاه که خطرها در کمین است!


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠صدیق قطبی


هر روز اندکی مردن
و گاه بسیار مردن
برای اینکه
زنده باشیم
(بیژن جلالی)

زنده بودن، نادر و دشوار است. زنده بودن، و نه صرفاً نفس کشیدن و شب و روز را به هم پیوستن. زنده بودن و نه زندگی را بر دوش کشیدن. بیدل دهلوی گفته است: «زندگی بر گردن افتاده است، یاران چاره چیست؟». اما زندگی‌ای که فقط آن را حمل می‌کنیم، رنگی نیز اگر داشته باشد، طعمی ندارد. زنده بودن نیست. زنده بودن به توانایی ما در مردن بستگی دارد. برای سرشار شدن از چیزی که برابر ما است، مردن لازم است:

«گاهی
صد بار در یک‌ روز می‌میرم
حتی
یک‌ شاخه از محبوبه‌های شب
یک‌ غنچه مریم هم برای مردنم کافی است»
(قیصر امین پور)

مردن همان فاصله گرفتن از خویش است. مواجهه با امری که ما را از ما می‌ستاند، می‌رباید و به تعبیری می‌میراند. در غیبت از خویش است که مواجهه‌ای از این دست رخ می‌دهد:

«من درخت را نمی‌بینم
من درخت را هستم
من آواز مرغ را نمی‌شنوم
من آواز مرغ را هستم
من تو را دوست ندارم
من تو را هستم
و از کسی که خبری نیست
و از کسی که مرا یاد نمی‌آید
من هستم
»
(بیژن جلالی)

به شکل متناقض‌‌نمایی، زنده بودن حقیقی در گروِ غیبت از خویش است. وقتی یکسره معطوف به خویشتن‌ایم هیچ مواجههٔ راستینی رخ نمی‌دهد. رخدادی ممکن نمی‌شود. کریستیان بوبن می‌گوید:

«در این زندگی، زندگان بسیار اندک و مردگان بسیارند. مرده کسی است که هیچ‌گاه خویشتن را رها نمی‌کند و نمی‌تواند در دوست داشتن یا خندیدن از خود دور شود.»
(شش اثر، کریستین بوبن، ترجمه‌ی مهتاب بلوکی، نشر نی، ص۱۱۰)

«زندگی‌ام از من می‌گریزد. زندگی‌ام فقط در غیبتم به من باز می‌گردد، در زلالی اندیشه‌ای که نسبت به اندیشه‌هایم بی‌تفاوت است. در زلالی نگاهی که نسبت به آرزوهایم بی‌تفاوت است. زندگی‌ام دور از من، پرسه‌زنان، شکوفا می‌شود‌.»(همان، ص۱۱۶-۱۱۷)

غیبت از خویش، شرط خوش‌آمدگویی به زندگی شکوفا است: نگریستن و سرشار شدن، گوش سپردن و سرشار شدن، دوست داشتن و سرشار شدن، همگی نیازمند وانهادنِ خویش است. غیبت از خویش. فاصله گرفتن از خویش. کلمات صاعقه‌وار شمس تبریزی واجد همین تذکار است:

«دلی را کز آسمان و دایرهٔ افلاک بزرگترست و فراختر و لطیفتر و روشنتر، بدان اندیشه و وسوسه چرا باید تنگ داشتن و عالَم خوش را بر خود چو زندان تنگ کردن؟ چگونه روا باشد عالم چو بوستان را بر خود چو زندان کردن؟ همچو کرم پیله، لعاب اندیشه و وسوسه و خیالات مذموم بر گردِ نهادِ خود تنیدن و در میان زندانی شدن و خفه شدن!»(مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۱۰)

کلام کوبنده‌ای است: «همچو کِرم پیله، لعاب اندیشه و وسوسه و خیالات مذموم بر گردِ نهادِ خود تنیدن و در میان زندانی شدن و خفه شدن». اندیشه و وسوسه و خیالات مذموم من، نمی‌گذارند تا سرشاری را تجربه کنم و زنده بودن را.
«من» نمی‌گذارد که زنده بودن را دریابم.
نفس می‌کشم، راه می‌روم، و روز را  به شب می‌رسانم، اما زندگی چون تکلیفی جان‌فرسا تجربه می‌شود. نه چون هدیه‌ای یگانه و شوق‌انگیز.

در بندِ «خوشایند بودن» و «درخشان بودن» از چیزهایی است که زندگی را به یک تکلیف تبدیل می‌کنند. و غیبت از خود، وانهادنِ این تکلیف است:

«هیج چیز زیباتر از آن نیست که کسی، تکلیف دنیوی درخشان بودن یا خوشایند افتادن را وانهاده باشد.»(نور جهان، کریستیان بوبن، ترجمه پیروز سیار، نشر دوستان، ص۴۴)

من آمده‌ام تا با غیبت از خود، سرشاری یک مواجهه را دریابم؟
یا گرانبار از خویشتن، زندگی را به یک تکلیف بَدَل کنم؟

و درست آنجا که خود را وامی‌نهم تا زنده بودن را تجربه کنم، خودی دیگر، قد می‌کشد،‌ می‌بالد، غنی و شکوفا می‌شود. آنجا که دیگر در بند خویش و اندیشه‌هایم نیستم، زندگی‌ به من بازمی‌گردد. خرامان و سرشار.

آن‌وقت، مرگ که فرابرسد، با یک جانِ زنده روبه‌رو می‌شود. نه با کسی که پیش‌تر جان خود را باخته است. بر این اساس، چه خوش‌ است این آرزو:

«وقتی مرگ تو را پیدا کرد، امیدوارم زنده‌ات پیدا کند.»
(ضرب‌المثل افریقایی)

و البته از همه زیباتر، سخن سعدی است:

اگرت سعادتی هست که زنده‌دل بمیری
به حیاتی اوفتادی که دگر فنا نباشد

تعبیر فروزان سعدی، سِحر می‌کند. مرده‌دل مردن، یا زنده‌دل مردن؟
دلِ زنده، دلی است که در فراغت از خویش به میزبانی جهان می‌رود. غنچه‌ای است که خود را وامی‌نهد در برابر نسیم. وامی‌نهد و وامی‌شود.

اقبال لاهوری در یکی‌ از نامه‌هایش شعری می‌آورد که گوینده‌اش را نتوانستم پیدا کنم. حکایت غنچه‌ای که «بود»، اما به حقیقت «نبود»:

در چمن بود و لیکن نتوان گفت که بود
آه از آن غنچه‌ که باد سَحَر او را نگشود

شهریور ۱۴۰۵

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
📌گشودن دریچه‌ای به سوی نوگرایی در خطاب و گفتار دینی


گفت‌وگو: عبدالله علی‌پور
مترجم: اصلاح‌وب

نوگرایی و تجدید در معرفت دینی امری ضروری و مبتنی بر تغییر دائمی انسان و واقعیت است که مستلزم ارائه‌ی خوانشی معاصر، عقلانی و معنوی از دین با «لسان قوم» (زبان و ادبیات زمانه) و جایگزینی دیالوگ و گفت‌وگو به جای القای یک‌سویه است؛ نوسازی خطاب دینی باید با اجتناب از تعصّب، دگماتیسم، تقلید و شورمندیهای بی‌دلیل، بر آگاهی از نیازها و رنج‌های انسان معاصر، حفظ انطباق میان علم و عمل سخنران، اولویت‌دادن به بشارت و اخلاق و ایجاد پیوند میان عقلانیت و معنویت تمرکز کند تا از ملال، دین‌گریزی و ورشکستگی فکری جلوگیری شود.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#نواندیشی_دینی #خطاب_دینی #عقلانیت_و_معنویت #مولود_بهرامیان #تجدید_معرفت_دینی #گفت‌وگو_و_دیالوگ

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏2🕊1
💠 سیرهٔ علمی و آموزشی پیامبر اکرم ﷺ((بیست و ششــــم ربیـع الأوّل))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«آموزش قرآن و حکمت؛ هندسهٔ نبویِ پرورش عقل، جان و امت»

فهمِ سیرهٔ علمی پیامبر اکرم ﷺ از همان‌جا آغاز می‌شود که قرآن، رسالت را تعریف می‌کند. آیهٔ جامعِ رسالت، چهار رکن بنیادینِ مدرسهٔ نبوت را روشن می‌سازد:
﴿يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾
«آیات خدا را بر آنان می‌خواند، آنان را پاک می‌گرداند، و کتاب و حکمت را به آنان می‌آموزد.»
این چهار رکن—تلاوت، تزکیه، تعلیمِ کتاب و تعلیمِ حکمت—هندسهٔ کاملِ تربیتِ نبوی را می‌سازند؛ هندسه‌ای که علم را با تزکیه، عقل را با دل، و معرفت را با حضور پیوند می‌دهد. در این مدرسه، آموزشِ قرآن و حکمت، صرفِ انتقالِ اطلاعات نیست؛ بلکه ساختنِ انسانِ موحّد است؛ انسانی که علمش عبادت را ژرف‌تر می‌کند، عبادتش اخلاق را زیباتر می‌سازد و اخلاقش جامعه را نورانی‌تر می‌گرداند.

قرآن؛ از تلاوت تا تکوین
    تلاوتِ پیامبر ﷺ، آغازِ تربیت بود؛ تلاوتی آمیخته با وقار، مکث و تدبر. قرآن در نگاه او، متنِ سرد نبود؛ نوری بود که دل را نرم می‌کرد و جان را در محضرِ خدا می‌نشاند. در مدرسهٔ نبوت، تلاوت، یک «عملِ سلوکی» است؛ دریچه‌ای به سوی حضور، نه صرفاً خواندنِ الفاظ.
تعلیمِ تدریجی؛ تبدیلِ علم به معرفت
نزولِ تدریجیِ قرآن، اصلِ تربیتیِ مهمی را آشکار می‌کند:فهمِ حقیقی، در زمان می‌روید.پیامبر، آیات را آرام و پیوسته تعلیم می‌داد؛ صحابه،هر آیه رامی‌آموختند،می‌فهمیدند و به آن عمل می‌کردند،سپس به آیهٔ بعد می‌رفتند.بدین‌سان، قرآن در جانشان ریشه می‌دواند،نه فقط بر زبانشان جاری می‌شد.
🔶قرآن در رفتار؛ پیامبر به‌مثابهٔ تفسیرِ زندهٔ وحی
عایشه فرمود: «کان خُلُقُهُ القرآن»؛ یعنی قرآن، در رفتارِ پیامبر مجسّم بود. نمازِ او، خشوعِ قرآن؛ صدقهٔ او، نورِ قرآن؛ و اخلاقِ او، زیباییِ قرآن بود.
در مدرسهٔ نبوت، قرآن از متن به زندگی می‌آید؛ از تلاوت به تکوینِ جان.
حکمت؛ از دانستن تا زیستن
حکمت، علمِ صرف نیست؛ «معرفتِ زیسته» است. پیامبر، حکمت را چنان تعلیم می‌داد که عقل روشن شود، دل نرم گردد و رفتار سامان یابد. حکمت، پلی است میانِ دانستن و بودن؛ میانِ متن و زندگی؛ میانِ علم و سلوک.
گفتار پیامبر ﷺ کوتاه بود، اما ژرف؛ روشن بود، اما نافذ. یک جملهٔ نبوی، افقی از بصیرت می‌گشود و دل را در مسیرِ سلوک قرار می‌داد. این ایجازِ عمیق، خود، شیوه‌ای تربیتی است: کلامِ کوتاه، اگر از حضور برخیزد، در جان می‌ماند و در رفتار جاری می‌شود.
تناسبِ خطاب؛ تربیت بر اساسِ ظرفیتِ دل‌ها
پیامبر، برای هر فرد، سخنی متناسب با روحیه و ظرفیتش می‌گفت؛ و برای جامعه، راهبردهایی برای وحدت، عدالت و مسئولیت ارائه می‌کرد. حکمت، نسخه‌ای یکسان نیست؛ نوری است که بر دل‌ها، به اندازهٔ ظرفیتشان می‌تابد.
پیوندِ قرآن و حکمت؛ ساختنِ انسانِ جامع
در سیرهٔ نبوی، قرآن و حکمت، دو چهرهٔ یک نورند:
قرآن، متنِ هدایت؛ حکمت، فهمِ هدایت.
قرآن، راه را نشان می‌دهد؛ حکمت، راه رفتن را می‌آموزد.
قرآن، حقیقت را بیان می‌کند؛ حکمت، حقیقت را در زندگی جاری می‌سازد.
انسانِ ساخته‌شده در مدرسهٔ نبوت، انسانی است که:
قرآن را با تدبر می‌خواند،
حکمت را با حضور می‌فهمد،
اخلاق را با محبت می‌زیَد،
و مسئولیت را با بصیرت بر دوش می‌گیرد.
چنین انسانی، ستونِ امت است؛ و امت، با چنین انسان‌هایی بنا می‌شود.
تعلیمِ نبوی،ساختنِ دلِ موحّد است؛ دلی که درنورِ قرآن می‌زید ودرحضورِ حکمت می‌بالد؛دلی که درتلاوت،بیدارمی‌شود؛درتدبر،ژرف می‌گردد؛درعمل،شکوفا می‌شود؛ ودرمحبت،آرام می‌گیرد.
آموزش قرآن و حکمت در سیرهٔ پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی ژرف و نورانی است؛ حقیقتی که انسان را:
ازسطحِ دانش،به عمقِ حضور،ازسطحِ محفوظات،به عمقِ اخلاق،و ازسطحِ رفتار،به عمقِ دل می‌برد.
این سیرهٔ روشن، ما را فرا می‌خواند که:
قرآن را با تدبر بخوانیم،
حکمت را با حضور بفهمیم،
اخلاق را با محبت بپروریم،
و تربیت را در مدارِ توحید سامان دهیم.
در این افق، تعلیمِ نبوی، نه صرفاً الگویی آموزشی، بلکه راهی برای ساختنِ انسان است؛ انسانی که در نورِ خدا می‌زید، در اخلاقِ پیامبر می‌بالد و در مسیرِ حق، امت را می‌سازد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
Audio
💠تجربه زیسته مهندس محمد المقرمی در تعامل با قرآن

✍️محمد المقرمی

▷ ◉───────── ۱۳:۴۰

این پادکست به بررسی زندگی و اندیشه‌های محمد عبدالله المقرمی، مهندس یمنی می‌پردازد که با رویکردی تحلیلی و صادقانه به تفسیر قرآن و ترویج آموزه‌های دینی همت گماشت. او که در رشته هندسه هوانوردی تحصیل کرده بود، نظم و دقت مهندسی را با روحیه‌ای معنوی درآمیخت تا مفاهیم قرآنی را فراتر از قالب‌های سنتی برای زندگی امروز تبیین کند. المقرمی معتقد بود بزرگترین مانع درک حقیقت، فقدان صداقت است و قرآن را باید نه فقط به عنوان متن، بلکه به مثابه تجربه‌ای زیسته برای تحول درونی نگریست. وی بدون جستجوی شهرت، از طریق فضای مجازی بر جان‌های تشنه بسیاری اثر گذاشت و سرانجام در سال ۲۰۲۵ در مکه درگذشت. میراث او بر محوریت تدبر آگاهانه و پیوند میان عقل سلیم و ایمان خالص استوار است که حتی پس از مرگش نیز مخاطبان بسیاری را به خود جذب می‌کند.

#پادکست_آوای_اصلاح۴۵

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏1
#حدیث

💠امام ابن قیم رحمه‌الله می‌گوید:


«بنده در برابر الله دو بار خواهد ایستاد:
یک‌بار در نماز در برابر او، و بار دیگر در روزی که او را ملاقات می‌کند.

پس هرکس حقِ ایستادن نخست را به‌جا آورد، ایستادن دوم بر او آسان خواهد شد؛ و هرکس ایستادن نخست را سبک بشمارد و حق آن را ادا نکند، ایستادن دوم بر او سخت خواهد شد.»

📚 کتاب الفوائد، ص (273)


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍2
#پیام_قرآنی

💠 قرآن؛ رفیق امنِ سفر زندگی


قرآن فقط برای تلاوت نیست؛
رفیقی است که در پیچ‌وخم زندگی، ما را به راه درست باز می‌گرداند.
إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
«این قرآن به استوارترین راه هدایت می‌کند.»
سوره اسراء آیه ۹

🔅 خوشا به حال آن‌که قرآن، رفیق و قطب‌نمای زندگی‌اش باشد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1