جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
#پیام_قرآنی

💠نماز صبح ...

‏نقطه فاصله‌ی میان هیاهوی دنیای مادی و آرامش روح است؛
‏در حالی که جهان از خواب برمی‌خیزد تا در پی روزی خویش بدود
‏اما انسان ایماندار پیش از هر چیز ایستادن در پیشگاه روزی دهنده را انتخاب می‌کند.این همان رستگاری است که به روح آرامش و اطمینان می‌بخشد پیش از آن که هیاهوی روز آن را فراگیرد.
إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا
‏بی‌گمان نماز صبح (توسّط فرشتگان) بازدید می‌گردد.

🔖‏سوره إسراء آیه ۷۸


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠آسیب شناسی کار جمعی

 
✍🏻فرزان خاموشی

بخش دوم


درهم‌آمیختگی وفاداری به رسالت با وفاداری به اشخاص
دومین آسیب مهم در کار جمعی، خلط میان وفاداری به فکر، رسالت و منهج با وفاداری به اشخاص است. این آفت، از خطرناک‌ترین آسیب‌هایی است که می‌تواند یک حرکت اصلاحی را از مسیر اصلی خود منحرف سازد.
یکی از مهم‌ترین اصولی که اعضای هر مجموعه باید همواره به آن پایبند باشند، تبعیت از حق است، نه وابستگی و دلبستگی به اشخاص. انسان، به حکم بشریت، از خطا و اشتباه مصون نیست؛ ازاین‌رو، هیچ فردی ــ هر اندازه عالم، صالح یا تأثیرگذار باشد ــ معیار مطلق حق به شمار نمی‌آید.
بر این اساس، تا زمانی که رهبران و مسئولان یک حرکت اسلامی بر مدار حق گام برمی‌دارند، پیروی از آنان لازم و پسندیده است؛ اما هرگاه از مسیر حق فاصله بگیرند، پیروی از آنان جایز نخواهد بود. بنابراین، اعضای هر تشکیلات باید دو اصل اساسی را همواره پیش چشم داشته باشند:
نخست: هیچ رهبر، مدیر یا شخصیت تأثیرگذاری معصوم نیست و از خطا و لغزش در امان نمی‌باشد.
دوم: وفاداری حقیقی باید نسبت به حق، رسالت و منهج باشد، نه نسبت به اشخاص.
وابستگی افراطی به شخصیت‌ها، به‌ویژه رهبران، پیامدهای زیان‌باری به دنبال دارد. یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن، ایجاد یأس و سرخوردگی در پیروان است؛ به‌ویژه هنگامی که شخصیتی که روزگاری الگوی آنان بوده، در ادامه راه دچار لغزش، انحراف یا تغییر مسیر شود. در چنین شرایطی، کسانی که ایمان و باور خود را بر شخصیت‌ها بنا کرده‌اند، گاه اصل راه را نیز رها می‌کنند؛ در حالی که اگر پیوند آنان با حقیقت بود، لغزش اشخاص هرگز آنان را از مسیر حق خارج نمی‌ساخت.
قرآن کریم پس از بیان سرگذشت گروهی از پیامبران در سوره انعام، خطاب به پیامبر اکرم ﷺ می‌فرماید:
«﴿أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ﴾
(سوره انعام، آیه ۹۰)»
نکته لطیف این آیه آن است که خداوند نفرمود: «به آنان اقتدا کن»، بلکه فرمود: «به هدایت آنان اقتدا کن.»
تفاوت این دو تعبیر، بسیار ژرف است؛ زیرا محور اقتدا، «هدایت» است، نه «شخصیت». انسان‌ها ارزشمندند، اما ارزش آنان به اندازه پایبندی‌شان به هدایت الهی است.
همین معنا در آیه‌ای دیگر با صراحت بیشتری بیان شده است:
«﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ...﴾
(سوره آل‌عمران، آیه ۱۴۴)»
خداوند با این آیه، مسلمانان را از وابستگی عاطفی و فکری به شخص پیامبر ﷺ، به گونه‌ای که اصل رسالت را تحت‌الشعاع قرار دهد، برحذر می‌دارد. محبت پیامبر ﷺ، رکن ایمان است؛ اما این محبت نباید جایگزین پیوند مستقیم با دین و وحی شود.
سید قطب در تفسیر این آیه می‌نویسد:
«برنامه‌ای که پیامبران برای هدایت بشر آورده‌اند، حقیقتی مستقل از اشخاص آنان است. پیامبران می‌آیند و می‌روند، اما دعوت الهی باقی می‌ماند. مسلمان، هر اندازه رسول خدا ﷺ را دوست داشته باشد، باید میان شخصیت آن حضرت و رسالتی که برای همیشه به یادگار گذاشته است، تفاوت قائل شود.
دعوت، پیش از دعوتگر و فراتر از اوست؛ زیرا دعوتگران از دنیا می‌روند، اما دعوت الهی نسل‌های پیاپی را به سوی خدا فرا می‌خواند. خداوند می‌خواهد پیوند مسلمانان، پیوندی مستقیم با اسلام و با خداوند باشد، نه پیوندی وابسته به وجود اشخاص؛ هرچند آن شخص، رسول خدا ﷺ باشد.»
(فی ظلال القرآن، ترجمه خرم‌دل، ج ۱، ص ۷۲۴ـ۷۲۶)
قرآن کریم، در ضمن بیان یکی از نقشه‌های اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در صف مسلمانان، به نکته‌ای ظریف اشاره می‌کند:
«﴿وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴾
(سوره آل‌عمران، آیه ۷۲)»
هدف آنان این بود که با اظهار ایمان در آغاز روز و اظهار کفر در پایان آن، مسلمانان را نسبت به حقانیت دین خود دچار تردید کنند. این شیوه، زمانی اثرگذار است که ایمان افراد بر شخصیت‌ها استوار باشد، نه بر حقیقت. اما کسی که به حق و منهج الهی ایمان آورده است، با تغییر موضع اشخاص، دچار تزلزل نمی‌شود.
از همین رو، قرآن کریم بارها انسان‌ها را از شخصیت‌پرستی برحذر داشته است:
«﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ... وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ﴾
(سوره آل‌عمران، آیه ۶۴)»
و نیز می‌فرماید:
«﴿اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ...﴾
(سوره توبه، آیه ۳۱)»

این آیات، تنها درباره امت‌های گذشته نیست؛ بلکه هشداری همیشگی برای همه پیروان ادیان است تا هیچ شخصیت، عالم، رهبر یا پیشوایی را فراتر از جایگاه واقعی او قرار ندهند.

☆ ادامه دارد ☆


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠آسیب شناسی کار جمعی


✍🏻فرزان خاموشی

ادامه بخش دوم


پیامبر اکرم ﷺ نیز در وصیت معروف خود که عرباض بن ساریه آن را روایت کرده است، پس از سفارش به تقوای الهی و اطاعت از زمامداران مشروع، راه برون‌رفت از اختلاف‌های آینده را چنین بیان می‌فرماید:
««فعليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين المهديين، عضوا عليها بالنواجذ...»
(رواه أبو داود والترمذي وقال: حديث حسن صحيح)»

نکته قابل تأمل در این حدیث آن است که پیامبر ﷺ نفرمود: «به من تمسک کنید»، بلکه فرمود: «به سنت من و سنت خلفای راشدین تمسک کنید.»
محور وفاداری، «سنت» و «منهج» است، نه اشخاص. شخصیت‌ها، هر اندازه بزرگ باشند، ارزش خود را از پایبندی به این منهج می‌گیرند.
همین حقیقت، در سخن ماندگار ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه، پس از رحلت پیامبر اکرم ﷺ، جلوه‌ای روشن یافته است. آن حضرت فرمود:
««فمن كان يعبد محمدًا فإن محمدًا قد مات، ومن كان يعبد الله فإن الله حي لا يموت.»»
«هر کس محمد را می‌پرستیده است، بداند که محمد از دنیا رفته است؛ و هر کس خدا را می‌پرستد، بداند که خداوند زنده است و هرگز نمی‌میرد.»
این سخن، یکی از عمیق‌ترین درس‌های تربیتی در باب تقدم رسالت بر شخصیت است؛ درسی که امت اسلامی را از گرفتار شدن در دام شخصیت‌پرستی حفظ کرد.
امام احمد بن حنبل نیز با عبارتی کوتاه، همین معنا را چنین بیان می‌کند:
««الثقة بالأشخاص ضلال، والركون إلى الآراء ابتداع.»»
«تکیه بر اشخاص، گمراهی است و جمود بر آرا، بدعت.»
(نقله عنه شيخ الإسلام ابن تيمية في درء التعارض، ۴/۱۳۳)
وابستگی به اشخاص، تنها در زمان حضور آنان شکل نمی‌گیرد؛ گاه پس از رحلت یا کناره‌گیری یک شخصیت نیز ادامه می‌یابد. چه‌بسا بنیان‌گذار یک حرکت، در مقطعی از تاریخ، با توجه به اقتضائات زمان خود، اندیشه‌ها، شیوه‌ها و راهکارهایی را ارائه کرده باشد؛ اما نسل‌های بعد، همان شیوه‌ها را ــ بدون توجه به تغییر شرایط زمان و مکان ــ تغییرناپذیر و مقدس تلقی کنند.
چنین نگرشی، حرکت را از پویایی و قدرت انطباق با نیازهای روز محروم می‌سازد.
ازاین‌رو، یکی از مهم‌ترین وظایف رهبران الهی و مصلحان راستین، مبارزه با شخصیت‌پرستی و سوق دادن پیروان به سوی وفاداری به رسالت و منهج بوده است.
امام حسن‌البنا، بنیان‌گذار حرکت اخوان‌المسلمین، از جمله کسانی است که در مناسبت‌های مختلف، پیروان خود را از گرفتار شدن در دام شخصیت‌محوری برحذر داشته است. عباس سِیسی دو نمونه از این موضع‌گیری‌ها را نقل می‌کند.
موضع نخست
در یکی از کنگره‌های دانشجویان اخوان که در مرکز «جمعیت جوانان مسلمان» قاهره برگزار شده بود، امام حسن‌البنا در حال سخنرانی بود. در میان شور و هیجان جلسه، یکی از حاضران با صدای بلند شعار داد:
«زنده باد حسن‌البنا!»
هرچند هیچ‌یک از حاضران شعار او را تکرار نکردند، اما امام حسن‌البنا لحظه‌ای سکوت کرد و سپس با لحنی جدی و آمیخته به ناراحتی فرمود:
«برادران! تا زمانی که برای اشخاص شعار بدهیم، دعوت و رسالت ما هرگز به پیروزی نخواهد رسید. دعوت ما بر پایه توحید بنا شده است؛ پس مبادا از این اصل فاصله بگیرید. حتی در اوج شور و احساس، اصول و ارزش‌هایی را که پیامبر خدا ﷺ ما را به سوی آن فراخوانده است، فراموش نکنید.»
این موضع‌گیری نشان می‌دهد که رهبران الهی، بیش از آنکه نگران جایگاه خود باشند، نگران سلامت اندیشه و جهت‌گیری پیروان خویش‌اند.
موضع دوم
نمونه دیگری از این رویکرد، در شهر «رشید» رخ داد. در یکی از مراسم اسلامی، یکی از برادران فعال اخوان، هنگام سخنرانی و در حالی که به امام حسن‌البنا اشاره می‌کرد، گفت:
«امروز امام حسن‌البنا در میان ما، همان جایگاهی را دارد که رسول خدا ﷺ در میان اصحاب خود داشت.»
هنوز سخن او پایان نیافته بود که امام حسن‌البنا با شتاب از جای برخاست، خود را به تریبون رساند و خطاب به حاضران فرمود:
«برادران! از شما پوزش می‌خواهم که این برادر از تعبیر نادرستی استفاده کرد. ما حتی به گرد پای کوچک‌ترین شاگردان رسول خدا ﷺ نیز نمی‌رسیم.»
سپس به جای خود بازگشت و اجازه نداد آن سخن ادامه پیدا کند.
امام حسن‌البنا همواره بر این اصل تأکید می‌کرد:
«از رسالت و دعوت سخن بگویید؛ زیرا دعوت ماندگار است، اما اشخاص رفتنی و ناپایدارند.»
(کتاب اوصاف مصلحان، عبدالحمید بلالی، ترجمه قادر قادری، ص ۱۸۲ـ۱۸۳)
این دو رخداد، نمونه‌ای عملی از تربیت توحیدی است؛ تربیتی که در آن، رهبر پیش از آنکه دیگران را از شخصیت‌پرستی نهی کند، خود نخستین کسی است که با هرگونه بزرگ‌نمایی شخصیت خویش مقابله می‌کند.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠آسیب شناسی کار جمعی


✍🏻فرزان خاموشی

ادامه بخش دوم



بر این اساس، پیوستن به هر جماعت، تشکیلات یا حرکت اسلامی باید بر مبنای اقناع نسبت به منهج، اهداف و برنامه‌های آن باشد، نه به دلیل حضور یک شخصیت محبوب یا کاریزماتیک.
اگر عضویت فرد بر پایه شناخت و پذیرش منهج شکل بگیرد، لغزش یا حتی جدایی برخی از اعضا و رهبران، هرگز او را از مسیر حق بازنخواهد گرداند؛ زیرا معیار او، اشخاص نیستند، بلکه حق و منهج است.
ازاین‌رو، شخصیت‌ها هرگز معیار شناخت حقیقت نیستند؛ بلکه این حقیقت است که معیار ارزیابی شخصیت‌هاست.
چه زیبا امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب رضی‌الله‌عنه فرموده است:
«الحقُّ لا يُعرَفُ بالرِّجال، وإنَّما يُعرَفُ الرجالُ بالحقِّ.»
«حق با اشخاص شناخته نمی‌شود؛ بلکه اشخاص با حق شناخته می‌شوند.»
این سخن، یکی از ماندگارترین قواعد معرفتی در اندیشه اسلامی است.

هرگاه این اصل فراموش شود، حقیقت در سایه شخصیت‌ها پنهان می‌شود؛ اما هرگاه معیار، حق باشد، انسان می‌تواند هم از بزرگان بهره ببرد و هم در صورت لغزش آنان، حق را فدای شخصیت‌ها نکند.

منتظر بخش های بعدی باشید.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏1
💠﴿ٱللَّهُ لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِۦ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ ١٩﴾
خداوند نسبت به بندگانش بسیار لطف و مرحمت دارد، و به هر کس که خود بخواهد روزی می‌رساند (و بدو نعمت فراوان می‌دهد و خوبی می‌کند)، و او نیرومند و چیره است (و قادر بر انجام هر کاری، و وفای به عهدها و وعده‌های خویش است).‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
#پیام_روز

💠چگونه با احترام به تفاوت‌ها، به رشد فکری و اجتماعی دست یابیم؟

همه ما گاهی در دامِ تاییدِ خودمان می‌افتیم. ناخودآگاه اطلاعاتی را که با باورهایمان جور در می‌آید، باور می‌کنیم و از اطلاعاتِ متناقض چشم می‌پوشیم.
این عادتِ ذهنی نه تنها در روابطمان، بلکه در همه‌ی جنبه‌هایِ زندگی‌مان تاثیر می‌گذارد. وقتی دیگران را سیاه یا سفید می‌بینیم، از درکِ پیچیدگیِ شخصیتِ آن‌ها باز می‌مانیم و روابطمان آسیب می‌بیند.
خوشبختانه، می‌توانیم این الگویِ فکری را تغییر دهیم. تواناییِ گوش دادنِ فعال، همدلی با دیگران و بیانِ صریحِ احساسات‌مان، کلیدِ ایجادِ روابطِ سالم و قوی است. وقتی یاد می‌گیریم که با دیدگاه‌هایِ متفاوت روبرو شویم و به آن‌ها احترام بگذاریم، به رشدِ شخصیِ خود کمک می‌کنیم و به جامعه‌ای سالم‌تر دست می‌یابیم.
در محیطِ کار و زندگیِ شخصی، این مهارت اهمیتِ دوچندان پیدا می‌کند. در محیطِ کار، با پذیرشِ تفاوت‌هایِ همکاران و استفاده از روش‌هایِ ارتباطِ مؤثر، می‌توانیم محیطی پویا و خلاق را ایجاد کنیم.
در روابطِ شخصی نیز، احترام به تفاوت‌ها و تلاش برایِ درکِ دیدگاه‌هایِ دیگران، به ما کمک می‌کند تا پیوندهایِ عمیق‌تری را برقرار کنیم.
تاریخ نشان داده است که حتی در سخت‌ترین شرایط، می‌توان به تفاهم رسید. رهبرانِ بزرگی که توانسته‌اند اختلافات را کنار بگذارند و به توافق برسند، الگوهایِ ارزشمندی برایِ ما هستند. آن‌ها به ما یاد می‌دهند که با وجودِ تفاوت‌هایِ فرهنگی و اجتماعی، می‌توانیم به هم نزدیک شویم و دنیایِ بهتری را بسازیم.
در نهایت، تواناییِ احترام به دیدگاه‌هایِ مخالف، یک مهارتِ زندگیِ ضروری است. با تمرینِ این مهارت، می‌توانیم روابطمان را بهبود ببخشیم،جامعه‌ای سالم‌تر بسازیم و به رشدِ فردیِ خود کمک کنیم. پس بیایید سعی کنیم از قضاوت‌هایِ سریع و کلیشه‌ای دوری کنیم و با ذهنِ باز به دنیایِ اطراف‌مان نگاه کنیم.
- برگرفته از کتاب «۱۰۰ چیزی که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود» درک کنید



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات