ما همه یک گوهریم
✍صدیق قطبی
«از مولانا به یادگار دارم از شانزده سال که میگفت که خلایق همچو اعداد انگورند. عدد از روی صورت است، چون بیفشاری در کاسه، آنجا هیچ عدد هست؟ این سخن هر که را معامله شود کار او تمام شود.»
➖(مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۹۰)
بعید میدانم بتوان به چنین نگاهی از راه تحقیق و استدلال رسید. انگار تجربهای باید اتفاق بیفتد تا چنین کیفیتی را به چشم و دل ما ببخشد. تا چنین آگاهی شگرفی از اتصال و اتحاد جانها پیدا کنیم. چه فرخنده است این تجربه و درک و دریافت که ما، به رغم همهٔ تفاوتها و تنوعها، بهرغم تفاوت در مرتبهٔ اجتماعی، وضعیت مالی، سطح دانایی، طهارت اخلاقی، حتی به رغم آنکه یکی ستمگر و دیگری ستمدیده است، از حقیقتی یگانه برخورداریم. پیوندی ناگسستنی با هم داریم و با هزار رشتهٔ پیدا و پنهان به یکدیگر متصلیم. اگر به آن ودیعهٔ مشترک آگاه شویم، کمتر از هم میرمیم، بیشتر به یکدیگر انس میگیریم و برای خاتمه دادن به انواع تبعیضها، خوارداشتها و رفتارهای طردآمیز، مُجابتر میشویم.
به تعبیر مولانا با خیز برداشتن از «من» که خود را با تمایزات و تفاوتها معنا میکند همآمیزی و الفتپذیری در ما بالیدن میگیرد و از خودبرتربینی و فاصلهافکنی در امان میمانیم. به بیان او در حقیقت من و تویی در کار نیست. من توام و تو منی. ما در بودن یکدیگر شریکیم:
من و تو بیمن و تو جمع شویم از سَرِ ذوق
خوش و فارغ زِ خُرافاتِ پَریشانْ من و تو
➖غزلیات شمس
پیشتَر آ پیشتَر، چند ازین رَهْ زَنی؟
چون تو مَنی من تواَم، چند توییّ و مَنی؟
نورِ حَقیم و زُجاج، با خود چندین لَجاج؟
از چه گُریزَد چُنین روشنی از روشنی؟
ما همه یک کامِلیم، از چه چُنین اَحْوَلیم؟
خوار چرا بِنْگَرد سویِ فقیرانْ غَنی؟
راست چرا بِنْگَرَد سویِ چپِ خویش خوار
هر دو چو دست تواَند، چه یَمَنی چه دَنی
ما همه یک گوهریم، یک خِرَد و یک سَریم
لیک دوبین گشتهایم، زین فَلَکِ مُنْحنی
رَخْت ازین پنج و شش، جانبِ توحید کَش
عَرعَرِ توحید را چند کُنی مُنْثَنی؟
هین زِ مَنی خیز کُن، با همه آمیز کُن
با خودِ خود حَبّهیی، با همه چون مَعدنی
روحْ یکی دان و، تَنْ گشته عَدَد صد هزار
همچو که بادامها، در صفتِ روغنی
➖غزلیات شمس
در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
✍صدیق قطبی
«از مولانا به یادگار دارم از شانزده سال که میگفت که خلایق همچو اعداد انگورند. عدد از روی صورت است، چون بیفشاری در کاسه، آنجا هیچ عدد هست؟ این سخن هر که را معامله شود کار او تمام شود.»
➖(مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۹۰)
بعید میدانم بتوان به چنین نگاهی از راه تحقیق و استدلال رسید. انگار تجربهای باید اتفاق بیفتد تا چنین کیفیتی را به چشم و دل ما ببخشد. تا چنین آگاهی شگرفی از اتصال و اتحاد جانها پیدا کنیم. چه فرخنده است این تجربه و درک و دریافت که ما، به رغم همهٔ تفاوتها و تنوعها، بهرغم تفاوت در مرتبهٔ اجتماعی، وضعیت مالی، سطح دانایی، طهارت اخلاقی، حتی به رغم آنکه یکی ستمگر و دیگری ستمدیده است، از حقیقتی یگانه برخورداریم. پیوندی ناگسستنی با هم داریم و با هزار رشتهٔ پیدا و پنهان به یکدیگر متصلیم. اگر به آن ودیعهٔ مشترک آگاه شویم، کمتر از هم میرمیم، بیشتر به یکدیگر انس میگیریم و برای خاتمه دادن به انواع تبعیضها، خوارداشتها و رفتارهای طردآمیز، مُجابتر میشویم.
به تعبیر مولانا با خیز برداشتن از «من» که خود را با تمایزات و تفاوتها معنا میکند همآمیزی و الفتپذیری در ما بالیدن میگیرد و از خودبرتربینی و فاصلهافکنی در امان میمانیم. به بیان او در حقیقت من و تویی در کار نیست. من توام و تو منی. ما در بودن یکدیگر شریکیم:
من و تو بیمن و تو جمع شویم از سَرِ ذوق
خوش و فارغ زِ خُرافاتِ پَریشانْ من و تو
➖غزلیات شمس
پیشتَر آ پیشتَر، چند ازین رَهْ زَنی؟
چون تو مَنی من تواَم، چند توییّ و مَنی؟
نورِ حَقیم و زُجاج، با خود چندین لَجاج؟
از چه گُریزَد چُنین روشنی از روشنی؟
ما همه یک کامِلیم، از چه چُنین اَحْوَلیم؟
خوار چرا بِنْگَرد سویِ فقیرانْ غَنی؟
راست چرا بِنْگَرَد سویِ چپِ خویش خوار
هر دو چو دست تواَند، چه یَمَنی چه دَنی
ما همه یک گوهریم، یک خِرَد و یک سَریم
لیک دوبین گشتهایم، زین فَلَکِ مُنْحنی
رَخْت ازین پنج و شش، جانبِ توحید کَش
عَرعَرِ توحید را چند کُنی مُنْثَنی؟
هین زِ مَنی خیز کُن، با همه آمیز کُن
با خودِ خود حَبّهیی، با همه چون مَعدنی
روحْ یکی دان و، تَنْ گشته عَدَد صد هزار
همچو که بادامها، در صفتِ روغنی
➖غزلیات شمس
در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
👍2
عبرتی از گذر زندگی
✍هیوا راشدی
دیروز پنجشنبه ٢١ اردیبهشتماه ١۴٠٢، با جمعی از دوستان و خانوادههایشان برای گشتی یکروزه و کامیابی از بهار زیبا و طبیعت دلربای مریوان به یک سیاحتگاه بیرون رفتیم.
🔗ادامهی مطلب
#دین #اندیشه #مریوان
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
✍هیوا راشدی
دیروز پنجشنبه ٢١ اردیبهشتماه ١۴٠٢، با جمعی از دوستان و خانوادههایشان برای گشتی یکروزه و کامیابی از بهار زیبا و طبیعت دلربای مریوان به یک سیاحتگاه بیرون رفتیم.
🔗ادامهی مطلب
#دین #اندیشه #مریوان
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
😢4❤3👍1👎1
اردوغان و اسلامگرایان مخالف!
✍صابر گلعنبری
رجب طیب اردوغان عقبه اخوانی دارد؛ اما بر خلاف تصور خیلیها، حزب عدالت و توسعه اخوانی نیست و بیشتر ملی ـ مذهبی است و اتفاقاً حزبی که تا حدود زیادی به عنوان اخوانالمسلمین ترکیه و یا نزدیک به آن مطرح است، حزب «سعادت» میباشد که سالهاست با اردوغان و آک پارتی اختلاف نظر داشته و در انتخابات پیش رو نیز در ائتلاف «ملت» رقیب ائتلاف حاکم حضوری قوی دارد.
ادامهی مطلب
#اردوغان #اخوانالمسلمین #صابر_گلعنبری
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
✍صابر گلعنبری
رجب طیب اردوغان عقبه اخوانی دارد؛ اما بر خلاف تصور خیلیها، حزب عدالت و توسعه اخوانی نیست و بیشتر ملی ـ مذهبی است و اتفاقاً حزبی که تا حدود زیادی به عنوان اخوانالمسلمین ترکیه و یا نزدیک به آن مطرح است، حزب «سعادت» میباشد که سالهاست با اردوغان و آک پارتی اختلاف نظر داشته و در انتخابات پیش رو نیز در ائتلاف «ملت» رقیب ائتلاف حاکم حضوری قوی دارد.
ادامهی مطلب
#اردوغان #اخوانالمسلمین #صابر_گلعنبری
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
👍1
انتخابات ترکیه و چند سناریو!
✍صابر گلعنبری
پس از تبلیغات سهمگین و بیسابقه دو اردوگاه رقیب، از ساعت شش عصر سکوت انتخاباتی در ترکیه آغاز شده است و بیش از چند ساعت نفسگیر تا آغاز رای گیری در فردا صبح یکشنبه باقی نمانده است.
ادامهی مطلب
#اردوغان #اخوانالمسلمین #صابر_گلعنبری
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
✍صابر گلعنبری
پس از تبلیغات سهمگین و بیسابقه دو اردوگاه رقیب، از ساعت شش عصر سکوت انتخاباتی در ترکیه آغاز شده است و بیش از چند ساعت نفسگیر تا آغاز رای گیری در فردا صبح یکشنبه باقی نمانده است.
ادامهی مطلب
#اردوغان #اخوانالمسلمین #صابر_گلعنبری
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
👍2
مولانا در نقد فقیهان
✍صدیق قطبی
تصریحات مولانا در نقدِ فقیهان، کمشمار است. اما در همان موارد، فشردهی ارزیابی او را میشود یافت:
ای فقیه از بهرِ لِللّه علمِ عشق آموز تو
ز آنکه بعد از مرگ حلّ و حُرمت و ایجاب کو؟
خطاب او نکوهشگرانه نیست. دعوتی نیکخواهانه است. ترغیب میکند تا دانش عشق را فراگیرند. چرا که به باورِ او تمام دانشهای ناظر به حلال و حرام و ایجاب و قبول، تا قبل از مرگ کارآمدند و به کار تمشیت و بهسامان شدنِ کارِ این جهان میآیند. بسته به حیات اینجهانیاند. به باور او آنچه در حیات ابدی سودمند است، دانش عشق است. گر چه این نوع دانش از مقوله ورزیدن و مهارت یافتن، از جنسِ چشم یافتن و بینا شدن است؛ نه انباشتن معلومات. ببینید نظر مولانا را درباره همهی دانشهای بشری:
«جملهٔ علومِ عُلمای جهان که در عالَم کسب میکند تا لبِ گور است، دیگر پیشتر نمیگذرد.
چو مالْ این عِلم مانَد مُردِریگَت
نه تو مانی نه علمی که گزیدی
اما اعتقاد آن است که از آن عالم آمده است باز بدآن عالَم بههم میرود.»
(مناقب العارفین، به کوشش تحسین یازیجی، جلد اول، ص ۳۰۰، نشر دنیای کتاب، ۱۳۶۲)
میگوید علم نیز سرآخر مُردهریگ و میراث تو میشود. در نظرِ او، هر دانشی جز دانشِ عشق، سرنوشتی همانندِ اموال دارد. با ما نمیآید، از ما به جا میمانَد. مانندِ تن ما که برجای میمانَد. آنچه با ما در ابدیت میمانَد چیزی است که سرشت ابدی دارد. چیزی است که با جانِ ما میآمیزد. رابیندرانات تاگور میگفت:
«روزی این را خواهم دانست
که مرگ را
هرگز
یارای آن نیست
که آن چه را روانمان یافته
از ما برباید،
چراکه یافتههایش با او یگانهاند.»
آیا به به همین دلیل نبود که شمس تبریزی میگفت:
«خاکِ کفشِ کهنِ یک عاشق راستین را ندهم به سرِ عاشقان و مشایخ روزگار.»(مقالات، تصحیح محمدعلی موحد، ص۹۱)
تعابیر مولانا در ارزیابی هر دانشی جز دانشِ عشق، گاهی گزنده و تحقیرآمیز است. میگوید همه علوم عقلی و نقلی، در خدمت سامان یافتن این جهانند. و این جهان در نظر او کفِ دریاست. طبیعی است که ارزیابی او هم از دانشهای مرتبط به این کف، قرین تخفیف باشد. میگوید همه این علوم، علمِ «بنایِ آخور» اند و به کار «استبقای حیوان» میآیند. برای بقای بُعد حیوانی ما خوبند. برای حیات اینجهانی ما. ارتباطی به ابدیت ندارند. به حیاتهای دیگر راهی نمیبَرند:
که تَعَلُّق با همین دنیاسْتَش
رَهْ به هفتم آسْمان بر نیسْتَش
(مثنوی، دفتر چهارم)
داوری او در گوش ما که در این روزگار زندگی میکنیم طنین خوبی ندارد. ما که میدانیم چقدر دانشهای معمول و رایج بشری به کار میآیند. اما از منظر او نباید ساده گذشت و به بهانهی طنین و تعبیرِ درشت، به آن اعتنا نکرد. اگر ابدیتی در پیش است، اگر جان ما در تمنّای حیاتی دیگر و برتر است، آن وقت میتوانیم به منظر مولانا نزدیک شویم و دریابیم که چرا دانشهای رایج، نردبانی به حیات دیگر نیستند و به تعبیر دقیقِ او تنها نردبان این جهانند:
حسِّ دنیا نردبانِ این جهان
حسِّ دینی نردبانِ آسْمان
(مثنوی، دفتر اول)
تذکّر مولانا را باید به گوشِ جان شنید و ارج نهاد. دانشی که تنها تا لبِ گور میآید، همارزشِ دیگر داشتههای عاریتی و وانهادنی ماست.
🔖پیوست:
«در این شک نیست که این فقیهان، زیرکاند و دَه اندر دَه[کامل و تمامعیار] میبینند در فن خود. ولیکن میان ایشان و آن عالَم، دیواری کشیدهاند برای نظامِ یَجُوز ولایَجُوز! که اگر آن دیوار، حجابشان نشود، هیچ آن را نخوانند و آن کار معطّل مانَد. و نظیر این، مولانای بزرگ[بهاءولد] فرموده است که آن عالَم به مانندِ دریایی است و این عالم، مثالِ کف. و خدای خواست که کف را معمور دارد، قومی را پشت به دریا کرد برای عمارت کفک. اگر ایشان به این مشغول نشوند، خلق یکدیگر را فنا کنند و از آن، خرابیِ کفک لازم آید.
پس خیمهای است که زدهاند برای شاه، و قومی را در عمارت این خیمه مشغول گردانیده. یکی میگوید که اگر من طناب نساختمی، خیمه چون راست آمدی؟! و آن دیگر میگوید که: اگر من میخ نسازم، طناب از کجا بندند؟! همه کس دانند که اینهمه، بندگان آن شاهاند که در خیمه خواهد نشستن و تفرّج معشوق خواهد کردن. پس اگر جولاه[بافنده]، ترکِ جولاهی کند برای طلب وزیری، همهی عالَم برهنه و عور بمانند! پس او را در آن شیوه ذوقی بخشیدند که خرسند شده است.
پس این قوم را برای نظامِ عالَم کفک آفریدهاند و عالم برای نظام آن ولی. خُنُک آن را که عالَم را برای نظام او آفریده باشند نه او را برای نظام عالم! پس هر یکی را در آن کار، خدای خرسندی و خوشی میبخشد که اگر او را صدهزار سال عمر باشد همان کار میکند و هر روز عشق او در آن کار بیشتر میشود و وی را در آن پیشه دقیقهها میزاید و لذتها و خوشیها از آن میگیرد که: وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ[اسراء، ۴۴].
✍صدیق قطبی
تصریحات مولانا در نقدِ فقیهان، کمشمار است. اما در همان موارد، فشردهی ارزیابی او را میشود یافت:
ای فقیه از بهرِ لِللّه علمِ عشق آموز تو
ز آنکه بعد از مرگ حلّ و حُرمت و ایجاب کو؟
خطاب او نکوهشگرانه نیست. دعوتی نیکخواهانه است. ترغیب میکند تا دانش عشق را فراگیرند. چرا که به باورِ او تمام دانشهای ناظر به حلال و حرام و ایجاب و قبول، تا قبل از مرگ کارآمدند و به کار تمشیت و بهسامان شدنِ کارِ این جهان میآیند. بسته به حیات اینجهانیاند. به باور او آنچه در حیات ابدی سودمند است، دانش عشق است. گر چه این نوع دانش از مقوله ورزیدن و مهارت یافتن، از جنسِ چشم یافتن و بینا شدن است؛ نه انباشتن معلومات. ببینید نظر مولانا را درباره همهی دانشهای بشری:
«جملهٔ علومِ عُلمای جهان که در عالَم کسب میکند تا لبِ گور است، دیگر پیشتر نمیگذرد.
چو مالْ این عِلم مانَد مُردِریگَت
نه تو مانی نه علمی که گزیدی
اما اعتقاد آن است که از آن عالم آمده است باز بدآن عالَم بههم میرود.»
(مناقب العارفین، به کوشش تحسین یازیجی، جلد اول، ص ۳۰۰، نشر دنیای کتاب، ۱۳۶۲)
میگوید علم نیز سرآخر مُردهریگ و میراث تو میشود. در نظرِ او، هر دانشی جز دانشِ عشق، سرنوشتی همانندِ اموال دارد. با ما نمیآید، از ما به جا میمانَد. مانندِ تن ما که برجای میمانَد. آنچه با ما در ابدیت میمانَد چیزی است که سرشت ابدی دارد. چیزی است که با جانِ ما میآمیزد. رابیندرانات تاگور میگفت:
«روزی این را خواهم دانست
که مرگ را
هرگز
یارای آن نیست
که آن چه را روانمان یافته
از ما برباید،
چراکه یافتههایش با او یگانهاند.»
آیا به به همین دلیل نبود که شمس تبریزی میگفت:
«خاکِ کفشِ کهنِ یک عاشق راستین را ندهم به سرِ عاشقان و مشایخ روزگار.»(مقالات، تصحیح محمدعلی موحد، ص۹۱)
تعابیر مولانا در ارزیابی هر دانشی جز دانشِ عشق، گاهی گزنده و تحقیرآمیز است. میگوید همه علوم عقلی و نقلی، در خدمت سامان یافتن این جهانند. و این جهان در نظر او کفِ دریاست. طبیعی است که ارزیابی او هم از دانشهای مرتبط به این کف، قرین تخفیف باشد. میگوید همه این علوم، علمِ «بنایِ آخور» اند و به کار «استبقای حیوان» میآیند. برای بقای بُعد حیوانی ما خوبند. برای حیات اینجهانی ما. ارتباطی به ابدیت ندارند. به حیاتهای دیگر راهی نمیبَرند:
که تَعَلُّق با همین دنیاسْتَش
رَهْ به هفتم آسْمان بر نیسْتَش
(مثنوی، دفتر چهارم)
داوری او در گوش ما که در این روزگار زندگی میکنیم طنین خوبی ندارد. ما که میدانیم چقدر دانشهای معمول و رایج بشری به کار میآیند. اما از منظر او نباید ساده گذشت و به بهانهی طنین و تعبیرِ درشت، به آن اعتنا نکرد. اگر ابدیتی در پیش است، اگر جان ما در تمنّای حیاتی دیگر و برتر است، آن وقت میتوانیم به منظر مولانا نزدیک شویم و دریابیم که چرا دانشهای رایج، نردبانی به حیات دیگر نیستند و به تعبیر دقیقِ او تنها نردبان این جهانند:
حسِّ دنیا نردبانِ این جهان
حسِّ دینی نردبانِ آسْمان
(مثنوی، دفتر اول)
تذکّر مولانا را باید به گوشِ جان شنید و ارج نهاد. دانشی که تنها تا لبِ گور میآید، همارزشِ دیگر داشتههای عاریتی و وانهادنی ماست.
🔖پیوست:
«در این شک نیست که این فقیهان، زیرکاند و دَه اندر دَه[کامل و تمامعیار] میبینند در فن خود. ولیکن میان ایشان و آن عالَم، دیواری کشیدهاند برای نظامِ یَجُوز ولایَجُوز! که اگر آن دیوار، حجابشان نشود، هیچ آن را نخوانند و آن کار معطّل مانَد. و نظیر این، مولانای بزرگ[بهاءولد] فرموده است که آن عالَم به مانندِ دریایی است و این عالم، مثالِ کف. و خدای خواست که کف را معمور دارد، قومی را پشت به دریا کرد برای عمارت کفک. اگر ایشان به این مشغول نشوند، خلق یکدیگر را فنا کنند و از آن، خرابیِ کفک لازم آید.
پس خیمهای است که زدهاند برای شاه، و قومی را در عمارت این خیمه مشغول گردانیده. یکی میگوید که اگر من طناب نساختمی، خیمه چون راست آمدی؟! و آن دیگر میگوید که: اگر من میخ نسازم، طناب از کجا بندند؟! همه کس دانند که اینهمه، بندگان آن شاهاند که در خیمه خواهد نشستن و تفرّج معشوق خواهد کردن. پس اگر جولاه[بافنده]، ترکِ جولاهی کند برای طلب وزیری، همهی عالَم برهنه و عور بمانند! پس او را در آن شیوه ذوقی بخشیدند که خرسند شده است.
پس این قوم را برای نظامِ عالَم کفک آفریدهاند و عالم برای نظام آن ولی. خُنُک آن را که عالَم را برای نظام او آفریده باشند نه او را برای نظام عالم! پس هر یکی را در آن کار، خدای خرسندی و خوشی میبخشد که اگر او را صدهزار سال عمر باشد همان کار میکند و هر روز عشق او در آن کار بیشتر میشود و وی را در آن پیشه دقیقهها میزاید و لذتها و خوشیها از آن میگیرد که: وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ[اسراء، ۴۴].
👍1
طنابکُن را تسبیحی دیگر، درودگر[نجّار] را که عمودهای خیمه میسازد تسبیحی دیگر، و میخساز را تسبیحی دیگر و جامهباف را که جامهی خیمه میبافد، تسبیحی دیگر و اولیا را که در خیمه نشستهاند و تفرّج و عیش و عشرت میکنند، تسبیحی دیگر.»
(فیه ما فیه، شرح کریم زمانی، ص ۲۶۴_ ۲۶۵، نشر معین)
.🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
(فیه ما فیه، شرح کریم زمانی، ص ۲۶۴_ ۲۶۵، نشر معین)
.🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
👏2
برگزاری اردوی یکروزهی جماعت در مریوان
مریوان-پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
اردوی یکروزهی اعضای جماعت دعوت و اصلاح شهرستانهای مریوان، پاوه و سروآباد در ٢١ اردیبهشتماه جاری برگزار شد.
🔗ادامهی خبر
#اخبار_جماعت #مریوان #شعبه_کردستان
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
مریوان-پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
اردوی یکروزهی اعضای جماعت دعوت و اصلاح شهرستانهای مریوان، پاوه و سروآباد در ٢١ اردیبهشتماه جاری برگزار شد.
🔗ادامهی خبر
#اخبار_جماعت #مریوان #شعبه_کردستان
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
❤2👍2👏1
بهار فصل تغییر
✍️آیسو عزیزی
بوی بهار میآید... درختان شگوفه میکنند گلها میرویند کوهها و دشتها سبز میشوند گیاهان زنده میشوند. همهی اینها لباسی سبز و رنگارنگ به تن میکنند. حیوانات و حشراتی که به خواب زمستانی رفته بودند با آمدن بهار از خواب بیدار میشوند. دنیا رنگ جدیدی به خود میگیرد و دوباره زنده میشود.
🔗ادامهی مطلب
#دین #فرهنگ #بهار
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
✍️آیسو عزیزی
بوی بهار میآید... درختان شگوفه میکنند گلها میرویند کوهها و دشتها سبز میشوند گیاهان زنده میشوند. همهی اینها لباسی سبز و رنگارنگ به تن میکنند. حیوانات و حشراتی که به خواب زمستانی رفته بودند با آمدن بهار از خواب بیدار میشوند. دنیا رنگ جدیدی به خود میگیرد و دوباره زنده میشود.
🔗ادامهی مطلب
#دین #فرهنگ #بهار
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
❤6👍1
آیا رجب طیب اردوغان از رایدهندگان كارت سبز دریافت میكند؟
دوئل «بقا» و «تغییر» در سرنوشتسازترین انتخابات تركیه
✍️ستاره سعیدی
رجب طیب اردوغان یا كمال قلیچداراوغلو؟ مردم تركیه از بامداد روز یكشنبه با حضور در پای صندوقهای رای تكلیف انتخاباتی كه رسانهها از آن با عنوان مهمترین انتخابات سال جاری میلادی یاد میكنند را مشخص خواهند كرد. نام حزب عدالت و توسعه از بیست سال پیش تاكنون بر فضای سیاسی تركیه سنگینی میكند و حالا باید دید كه آیا برگزاری انتخابات سراسری در تركیه در شرایط متفاوت داخلی و خارجی این روزها میتواند به سلطنت رجب طیب اردوغان پایان بدهد یا خیر؟
🔗ادامهی مطلب
#گزیده #انتخابات_ترکیه
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
دوئل «بقا» و «تغییر» در سرنوشتسازترین انتخابات تركیه
✍️ستاره سعیدی
رجب طیب اردوغان یا كمال قلیچداراوغلو؟ مردم تركیه از بامداد روز یكشنبه با حضور در پای صندوقهای رای تكلیف انتخاباتی كه رسانهها از آن با عنوان مهمترین انتخابات سال جاری میلادی یاد میكنند را مشخص خواهند كرد. نام حزب عدالت و توسعه از بیست سال پیش تاكنون بر فضای سیاسی تركیه سنگینی میكند و حالا باید دید كه آیا برگزاری انتخابات سراسری در تركیه در شرایط متفاوت داخلی و خارجی این روزها میتواند به سلطنت رجب طیب اردوغان پایان بدهد یا خیر؟
🔗ادامهی مطلب
#گزیده #انتخابات_ترکیه
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
👍2❤1
برگزاری سمینار تخصصی روابط عمومی به مناسبت هفتهی ارتباطات در استان کرمان
کرمان-پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
به مناسبت هفتهی ارتباطات وروابط عمومی با حضور مسؤولان سیاسی، فرهنگی، اجتماعی کرمان و سیستان و بلوچستان و هرمزگان برگزار گردید.
🔗ادامهی خبر
#خبرهای_اصلاح #کرمان #شعبه_سیستانوبلوچستان #هرمزگان
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
کرمان-پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
به مناسبت هفتهی ارتباطات وروابط عمومی با حضور مسؤولان سیاسی، فرهنگی، اجتماعی کرمان و سیستان و بلوچستان و هرمزگان برگزار گردید.
🔗ادامهی خبر
#خبرهای_اصلاح #کرمان #شعبه_سیستانوبلوچستان #هرمزگان
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
👍4😍1
روشنی، آشکارکننده است.
پای نور که وسط میآید، تاریکی و سپاهش، چارهای جز رفتن ندارند...
نورِ قلب، راهنمای چشم و بصیرت است، اگر قلب نورش را ببازد، آهسته آهسته حق و باطل در نظرمان درهم میآمیزند،
مرزهایشان گُم و نامعلوم میشود...
و هرچه این نور، کمسوتر میشود، جداکردنِ حق و باطل هم به همان اندازه، سختتر میشود...
مگر چقدر با کورسو نوری میتوان، الماس و خرمهره را جدا کرد.
یکجایی دیگر بدون اینکه حس کنی، راه را بیراهه میروی، کج را راست میبینی و باطل را حق...
یکجایی دیگر گُم میکنی و گُم میشوی...
آن نورِ غبارگرفته را از روی طاقچه بردار؛
جای آن قرآن، در قلب است...
@islahweb
پای نور که وسط میآید، تاریکی و سپاهش، چارهای جز رفتن ندارند...
نورِ قلب، راهنمای چشم و بصیرت است، اگر قلب نورش را ببازد، آهسته آهسته حق و باطل در نظرمان درهم میآمیزند،
مرزهایشان گُم و نامعلوم میشود...
و هرچه این نور، کمسوتر میشود، جداکردنِ حق و باطل هم به همان اندازه، سختتر میشود...
مگر چقدر با کورسو نوری میتوان، الماس و خرمهره را جدا کرد.
یکجایی دیگر بدون اینکه حس کنی، راه را بیراهه میروی، کج را راست میبینی و باطل را حق...
یکجایی دیگر گُم میکنی و گُم میشوی...
آن نورِ غبارگرفته را از روی طاقچه بردار؛
جای آن قرآن، در قلب است...
@islahweb
❤2