جماعت دعوت و اصلاح
4.57K subscribers
13K photos
2.81K videos
346 files
16.7K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
آیا شایسته نیست که اهل حق و منادیان به سوی فطرت اهل تلاش باشند، و همدیگر را در ترویج فضایل و خوبی ها یاریگر هم باشن قرآن در توصیف بعضی از بندگانش آنان را با این ویژگی می ستاید.
{ وَجَاۤءَ مِنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِینَةِ رَجُلࣱ یَسۡعَىٰ قَالَ یَـٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُوا۟ ٱلۡمُرۡسَلِینَ }
[سوره يس: ۲۰]

[[یَسۡعَىٰ]] نشان از پویایی، حرکت، تلاش و کوشش دارد.
این نکته هم قابل توجه است اساسا
گروهی کارشان دلسرد کردن دعوتگران به حق است، قرآن دعوتگران و مصلحان را متوجه خطر این مجموعه کرده است.

{ وَإِنَّ مِنكُمۡ لَمَن لَّیُبَطِّئَنَّ فَإِنۡ أَصَـٰبَتۡكُم مُّصِیبَةࣱ قَالَ قَدۡ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَیَّ إِذۡ لَمۡ أَكُن مَّعَهُمۡ شَهِیدࣰا }
[سوره النساء: ۷۲]

[[لَّیُبَطِّئَنَّ]] به معنای عقب ماندن و درنگ کردن است. بدین معنا که آنان هم خودشان از رفتن به جنگ خودداری می کردند و هم دیگران را از رفتن باز می داشتند. ( تفسير قرطبى، ج 3/ 1845، دار الثقافة)
سید قطب در تفسیر این آیه همچنین می گوید:

[[وَإِنَّ مِنكُمۡ لَمَن لَّیُبَطِّئَنَّ]] بیانگر این است که آنان سستی و کندی می کردند و دیگران را نیز سست و کند می گردانند، با استنباط از [[مِنكُمۡ]] گروهی اندکی از مسلمانان بودند که در کار سست کردن و کندی نمودن پافشاری می کردند، و در این رهگذر به تلاش و فعالیت می پرداختند. این گروه تأثیر بسزایی در میان صفوف مسلمانان داشته اند و مسلمانان سخت از کار آنان متاثر بوده اند.
( فی ظلال القرآن، سید قطب، ترجمه، مصطفی خرمدل، ج 2، ص 140، 141)
در فرازی دیگر این گروه را معرفی می کند و می فرماید:

{ ۞ قَدۡ یَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِینَ مِنكُمۡ وَٱلۡقَاۤىِٕلِینَ لِإِخۡوَ ٰ⁠نِهِمۡ هَلُمَّ إِلَیۡنَاۖ وَلَا یَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِیلًا }
[سوره اﻷحزاب: ۱۸]

[[ٱلۡمُعَوِّقِینَ مِنكُمۡ]] بازدارندگان از میان شما،
این پیام را میرساند کسانی هستند که کارشان ایجاد دلسردی، و ناامیدی در جمع تلاشگران و مجاهدین است.
منادیان ایمان همنوا و همدل با سخن
سلیمان دارانی هستند که در خصوص کسی که به راه خویش اعتماد دارد، می فرماید:
اگر تمامی مردم در حق شک کنند، من به تنهایی در آن مترد نخواهم شد. ( أوصاف مصلحان، ج 2، ص 174)

آن‌که دل در گروِ ایمان دارد، نباید چراغِ دعوت را خاموش یا کم کند؛ چرا که چه‌بسا یک سخنِ صادقانه، دلی را بیدار سازد، راهی را روشن کند و انسانی را از تاریکی به نور برساند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا
همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرقان را [که قرآن جدا کننده حق از باطل است] به تدریج بر بنده اش نازل کرد، تا برای جهانیان بیم دهنده باشد.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
هنجار مقدس و هنجار اجتماعی.
تأملی در جایگاه دین در جوامع معاصر

🖌محمدکریم امینی

انسان همواره در میان دو مرجع برای سامان دادن به زندگی خود زیسته است: جامعه و هنجارهای برآمده از آن، ایمان و ارزش‌هایی که ریشه در امر قدسی دارند.

جامعه از انسان می‌خواهد مطابق قواعد پذیرفته‌شده جمع رفتار کند، در حالی که دین از او می‌خواهد به حقیقتی وفادار بماند که فراتر از قراردادهای اجتماعی تعریف می‌شود.
مسئله زمانی برجسته می‌شود که این دو مرجع از یکدیگر فاصله بگیرند: در چنین وضعیتی، انسان مؤمن چگونه می‌تواند میان هنجار اجتماعی و تعهد دینی خود تعادل برقرار کند؟

در علوم اجتماعی مدرن، رابطه دین و جامعه موضوعی بنیادین به شمار می‌رود.
امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی، در تحلیل کلاسیک خود از دین میان "امر مقدس" و "امر عرفی" تمایز می‌گذارد.
از نظر او، دین نظامی از باورها و اعمال مرتبط با امر مقدس است که افراد را در قالب یک جامعه اخلاقی به هم پیوند می‌دهد.
در این چارچوب، بسیاری از هنجارهای اجتماعی در جوامع سنتی ریشه در باورهای دینی داشته‌اند و میان نظم اجتماعی و نظم قدسی فاصله چندانی وجود نداشته است.
با ظهور جهان مدرن، این رابطه دستخوش تحول شد.
فرایند سکولاریزاسیون در بسیاری از جوامع باعث شد که نهادهای سیاسی و حقوقی به تدریج از اقتدار مستقیم دین فاصله بگیرند.
چارلز تیلور در کتاب "عصر سکولار" توضیح می‌دهد که در جهان معاصر، ایمان دینی دیگر تنها چارچوب ممکن برای فهم جهان نیست، بلکه یکی از گزینه‌های موجود در میان گزینه‌های متعدد معنایی به شمار می‌آید.
در چنین فضایی، نظم اجتماعی می‌کوشد قواعد مشترک زندگی را بدون تکیه بر یک سنت دینی خاص تنظیم کند.

در برخی کشورها، این رویکرد در قالب اصل "لائیسیته" صورت‌بندی شده است.
در فرانسه، لائیسیته به معنای بی‌طرفی دولت و نهادهای عمومی در برابر ادیان است.
هدف این اصل آن است که فضای عمومی به گونه‌ای تنظیم شود که هیچ دین خاصی بر دیگران برتری نیابد.
با این حال، اجرای این اصل گاه به محدودیت‌هایی در زمینه نمایش آشکار نمادهای دینی در برخی فضاهای عمومی انجامیده است؛ موضوعی که در سال‌های اخیر بحث‌های گسترده‌ای درباره مرز میان آزادی دینی و نظم سکولار ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، مسئله‌ای فلسفی نیز مطرح می‌شود: آیا هنجار اجتماعی باید معیار نهایی رفتار انسان باشد، یا انسان می‌تواند زندگی خود را بر اساس حقیقتی فراتر از قراردادهای اجتماعی سامان دهد؟
این پرسش به‌ویژه برای مؤمنانی اهمیت دارد که برخی رفتارهای دینی را نه صرفاً یک انتخاب فرهنگی، بلکه بخشی از تعهد معنوی خود می‌دانند.

در اندیشه اسلامی، انسان صرفاً موجودی تابع عرف اجتماعی تلقی نمی‌شود.
او علاوه بر تعلق به جامعه، در برابر حقیقتی برتر و الهی نیز مسئول است.
از این رو، معیار ارزش و رفتار انسان تنها آنچه در جامعه رایج است نیست، بلکه آنچه با عدالت، هدایت و رضایت الهی سازگار است نیز اهمیت می‌یابد.
قرآن کریم در اشاره‌ای تأمل‌برانگیز می‌فرماید: وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ( یعنی اگر از بیشتر مردم روی زمین پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند)
این آیه یادآور آن است که کثرت یا رواج یک رفتار در جامعه لزوماً به معنای درستی آن نیست.

با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که انسان‌ها همواره در جوامع متکثر زندگی می‌کنند؛ جوامعی که در آن باورها، فرهنگ‌ها و شیوه‌های زندگی گوناگون در کنار یکدیگر حضور دارند.
در چنین فضایی، مسئله تنها دفاع از هویت دینی یا تأکید بر نظم اجتماعی نیست، بلکه یافتن راهی برای همزیستی میان این دو است.

یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در بحث از "جامعه پسا‌سکولار" بر این نکته تأکید می‌کند که دین همچنان می‌تواند در حوزه عمومی نقشی معنادار داشته باشد، به شرط آنکه گفت‌وگویی میان زبان دینی و عقل عمومی شکل گیرد.
از این منظر، نه حذف کامل دین از عرصه اجتماعی ممکن است و نه تحمیل یک سنت دینی خاص بر همه شهروندان.

بنابراین شاید راه حل پایدار در نفی یکی به سود دیگری نباشد، بلکه در شکل‌گیری نوعی گفت‌وگوی مستمر میان ایمان دینی و نظم اجتماعی باشد.
جامعه‌ای که آزادی وجدان را به رسمیت می‌شناسد، ناگزیر باید امکان زیست دینی را نیز فراهم آورد.
در مقابل، دینداران نیز می‌توانند با حفظ اصول اعتقادی خود، در چارچوب احترام متقابل و همزیستی مسالمت‌آمیز با دیگران مشارکت کنند.

در نهایت، مسئله نسبت میان هنجار دینی و هنجار اجتماعی تنها یک مسئله حقوقی یا فرهنگی نیست؛ بلکه پرسشی عمیق درباره جایگاه انسان میان جامعه و حقیقت است.
انسان در میانه دو افق زندگی می‌کند: افق نظم اجتماعی و افق معنای متعالی.
5👏5
💠عبدالظاهر سلطانی


قواعد قرآنى(37)

و ما بِكُمْ مِن نِعمةٍ فَمِنَ الله نحل/53

هر نعمتی که دارید، از آن خداست.

هر نعمتی... نعمت وجود، تندرستی، خانواده، سرمایه، عقل، استعداد، پشتکار، تلاش، امنیت و... .
چه می‌گویم... مگر نعمت‌ها قابل شمارش‌اند؟!
و إنْ تَعُدُّوا نعمةَاللهِ لاتُحْصوها
اگر در پی شمارش نعمت خدا برآیید، نتوانید آن را کامل بشمارید.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
پیام‌های مشاوره‌ای(۱۱)
📌 [« إزْدَوَجَ، يَزْدَوِجُ، إزْدِوَاجْ »

✍️ کمال آذری

دختران با گوش، عاشق می‌شوند؛ و پسران با چشم
چه با واسطه‌ی دیگران و چه بدون واسطه و رودررو.

ازدواج و وصلتی که تنها و تنها از طریق «گوش» و «چشم» صورت گیرد و «دیگر عوامل و اصول» در آن نادیده گرفته شوند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.
زیرا بعد از به هم رسیدن دو نفر دیگر عوامل و اصول و دخالت‌های بیجا و نابجای دیگران ظهور و بروز خواهند کرد.
دختر و پسر هم که هنوز «من»هایشان به «ما» تبدیل نشده است و زندگی نیز روی تلخ خود را به آن‌ها نشان خواهد داد. تورم و گرانی و نابسامانی‌های اقتصادی -اجتماعی، فرهنگی- سیاسی و ... نیز مانند غولی به آن‌ها حمله ور خواهند شد.
خانواده‌های طرفین نیز عقده‌ها، ناکامی‌های و ندانم‌کاری‌های خویش را بر سر آن‌ها آوار خواهند کرد.
این دو نفر تازه می‌فهمند که عشقشان، سرابی بیش نبوده و آرزوها، آرمان‌ها، اهداف، برنامه‌ها و... شان با هم نمی‌خوانند.
به جای مراجعه به متخصصین مربوطه و ترمیم رابطه، ساز طلاق را می‌نوازند و به سرعتی که ازدواج کردند با سرعت بیشتری از هم جدا می‌شوند. طلاق می‌دهند و طلاق می‌گیرند.
درست مثل دوستی و دعوای کودکان که آغاز و پایان مشخصی ندارد. والدین را به جان هم می‌اندازند ولی خودشان در کوچه دست در دست هم به بازی و شادی مشغولند.

ازدواج‌هایی قابل تحمل خواهند بود و ماندگاری و دوام بیشتر خواهند داشت که  علاوه بر «گوش» و «چشم» مجموعه عوامل و اصول دیگر نیز مانند: ۱-اعتماد ۲-احترام ۳-ارتباط ۴-محبت(مؤدة و رحمة) ۵-حریم خصوصی ۶-سپاس و قدردانی ۷-صبوری و بردباری  ۸-صداقت و راستگویی ۹-همدلی ۱۰-مشورت و مشاوره و توکل بر خداوند در آن نقشی پررنگ داشته باشند.

هر چه گام‌های اولیه‌ی زندگی زوجی «عاقلانه-عاشقانه» برداشته شوند؛ گام‌های بعدی زندگی نیز محکم‌تر و استوارتر خواهند بود و سرانجامی خوش نیز برای خود(من به ما) و به تبع آن برای خانواده‌هایشان و جامعه نیز رقم خواهند زد.
جامعه‌ای که خانواده‌های «سالم و شایسته» بیشتری داشته باشد، بحران‌های پیش‌رو را نیز به سلامت پشت سر خواهد گذاشت. از دلِ تهدیدها و بحران‌ها نیز فرصت خواهد ساخت. از مرگ نیز ماندگاری و بهشت جاویدان خلق خواهدکرد.

https://t.me/islahweb
5👍1
💠علم و دعوت، میانِ معیشت و رسالت


الحاق جوادی

◻️ یکی از دشوارترین مسئله‌های کارِ دینی و علمی، نسبتِ میانِ «معیشت» و «رسالت» است. عالم و داعی، اگر تمامِ ذهن و توانش درگیرِ تأمینِ زندگی شود، آرام‌آرام از عمق، تمرکز و فراغتِ لازم برای تربیت و اصلاح دور می‌شود. و اگر کاملاً وابسته و بی‌پشتوانه بماند، استقلال، عزت و قدرتِ گفتنِ حق در او فرسوده می‌شود. مسئله فقط پول نیست؛ مسئله، حفظِ توازنِ میانِ کرامتِ معیشت و کیفیتِ رسالت است.

◻️ کارِ علمی و تربیتی، از جنسِ کارهای فوری و سطحی نیست. پرورشِ انسان، زمان، آرامشِ ذهن، مطالعهٔ عمیق، ارتباطِ انسانی و صبرِ طولانی می‌خواهد. کسی که تمامِ روز در پراکندگیِ معاش فرسوده می‌شود، غالباً توانِ کافی برای «پردازشِ عمیق» و «تربیتِ ماندگار» نخواهد داشت. به همین دلیل، بسیاری از کارهای دعوی، به سخنرانی‌های مقطعی و فعالیت‌های پراکنده محدود می‌شوند؛ نه به ساختنِ نسل و تربیتِ انسان.

◻️ اما در سوی دیگر، وابستگیِ ناسالمِ مالی نیز خطرناک است. هرگاه عالم یا نهادِ دینی، برای بقا ناچار به ملاحظه‌کاری، سکوت یا جلبِ رضایتِ صاحبانِ قدرت و ثروت شود، بخشی از روحِ دعوت آسیب می‌بیند. فقرِ تحقیرکننده، همان‌قدر خطرناک است که رفاهِ غرق‌کننده. دعوت، نه با حرصِ دنیا سازگار است و نه با ذلتِ نیاز.

◻️ راهِ سالم آن است که زندگیِ اهلِ علم و دعوت، «کافی، پاک و عزتمند» باشد؛ نه تجمل‌آلود و نه فرسوده‌کننده. آن‌قدر که او را از اضطرابِ دائمیِ معاش برهاند، و آن‌قدر محدود که رسالتش را به حاشیه نبرد. جامعه نیز باید بفهمد که پشتیبانیِ مالیِ سالم از علم و دعوت، صدقهٔ صرف نیست؛ سرمایه‌گذاری بر سلامتِ فکری، اخلاقی و معنویِ خودِ جامعه است.

◻️ راهبردها:

✓ نهادهای دینی و علمی، برای تأمینِ پایدار و شفافِ معیشتِ اهلِ علم برنامه‌ریزی کنند، نه بر پایهٔ کمک‌های مقطعی و فرساینده.

✓ خیرین، بخشی از حمایتِ خود را به «فراغتِ علمی و تربیتی» اختصاص دهند، نه فقط به ساختمان و پروژه‌های ظاهری.

✓ اهلِ علم، میانِ سادگیِ زندگی و بی‌نظمیِ معیشت فرق بگذارند. زهد، به معنای آشفتگی و وابستگی نیست.

✓ کارِ اقتصادی، اگر لازم است، باید در حدی باشد که استقلال و عزت را حفظ کند، نه آن‌قدر که رسالت را ببلعد.

✓ نهادهای دینی، شفافیتِ مالی و پاسخ‌گویی را جدی بگیرند تا اعتمادِ اجتماعی حفظ شود.

✓ جامعه، عالم و داعی را فقط مصرف‌کنندهٔ حمایت نبیند؛ او حافظِ سرمایهٔ معنوی و اخلاقیِ جامعه است.

◻️ دعوتِ ماندگار، نه با رفاه‌زدگی ساخته می‌شود و نه با فرسودگیِ معیشتی. عالم و داعی، زمانی بهتر می‌تواند انسان بسازد که نه اسیرِ دنیا باشد و نه تحقیرشدهٔ آن؛ آزاد، باکرامت و فارغ برای رسالت.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏42
Audio
💠فوتبال؛ مذهب مدرن و جایگزین جنگ


✍️ حسن اورید

متفکر و سیاستمدار مراکشی


#پادکست_آوای_اصلاح4

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠جلال معروفیان

بسیاری از خانواده‌ها از کمبود محبت و بسیاری دیگر از کمبود بیانِ محبت رنج می‌برند.
زوج‌ها دشمن یکدیگر نیستند؛ بلکه مترجم‌های ضعیفی برای جهان درونی خود هستند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
13👍1👏1😍1
💠جهاندار امینی


ریشه‌ی عصبانیت آدم ها از کجاست؟

🚫 کودکان در سنین کم ، به وسیله‌ی تحقیر،ترساندن، زورگویی، سخت‌گیری بیش از حد و عدم توجه به ضعف‌های کودک، دچار کاهش اعتماد به نفس می‌شوند.

کودک در اثر برخورد خشن، نابهنجار و آزاردهنده‌ی اطرافیانش، نیاز به مدارا کرده و سه راه فرار روبروی خودش می‌بیند:

🔸 خود را با دلخواه اطرافیان وفق می‌دهد که در نتیجه سر به راه و توسری‌خور و تابع می‌شود (مهر‌طلب)

🔸 خشن، گستاخ، بددهان، فحاش و تند و تیز می‌شود (برتری‌طلب)

🔸 سعی می‌کند کمتر با دیگران تماس بگیرد تا کمتر آزار ببیند (عُزلت‌طلب)

🚫 کودک هر سه را با هم استفاده می‌کند؛
منتهی  بسته به وضع محیطش بعضی را صریح و بعضی را غیر مستقیم

از برخورد این سه تمایل متغایر، در شخص کشمکشی دائمی ایجاد می‌شود که ریشه تضادهای اساسی رفتاری اش در بزرگسالی میشود.

یادمان بماند که کودک محترم امروز، بزرگسال محترم فردا خواهد بود


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏43
💠أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠حمزه خان‌بیگی


🔰 «سعیِ راستین؛ راهِ گشایشِ الهی»

🌟کوششِ انسان، آنگاه که از سرچشمهٔ نیتی پاک بجوشد و دل در آن به یاری خداوند تکیه زند، از حدّ یک حرکتِ ظاهری فراتر می‌رود و به عبادتی ژرف بدل می‌شود؛ عبادتی که در آن، روحِ آدمی به میدان می‌آید و پهلوانیِ درونیِ خویش را آشکار می‌سازد.
در این بینش، عملْ تنها «کار» نیست، بلکه تجلّی بندگی است؛ هر گامی که با قصدی راستین برداشته شود، در دفترِ آسمان به‌عنوان عبادت ثبت می‌گردد، زیرا خداوند به قصد می‌نگرد، نه به هیاهوی نتیجه‌ها.
🌻در سنت الهی، بنده را به نتیجه‌ها مکلف نکرده‌اند؛ نتیجه در قلمرو تقدیر است و تقدیر در قبضهٔ حکمتِ خداوند. آنچه بر دوش انسان نهاده‌اند، سعی است؛ یعنی به‌کار گرفتنِ توان، وفاداری به مسیر، و بذلِ وسع در حدّ امکان. این حقیقت، آرامشی ژرف در جان می‌نشاند: انسان مسئولِ «راه رفتن» است، نه مسئولِ «رسیدن»؛ و آنچه پس از کوشش رخ می‌دهد، همه در حوزهٔ قدر الهی است و به میزان حکمت او رقم می‌خورد.
🌻شکست‌ها و زیان‌های پیاپی، در مدرسهٔ تربیتِ الهی، نشانهٔ پایان راه نیستند؛ بلکه آزمونِ پایداری و میدانِ صیقلِ دل‌اند. خداوند راه‌های بزرگ را با آزمون‌های بزرگ می‌سنجد و دل‌هایی را که برای مقاصد بلند آفریده شده‌اند، با سختی‌ها تربیت می‌کند تا به مقامِ صبر برسند.
👌صبر، در این افق، تنها تحملِ خاموشِ رنج نیست؛ بلکه وفاداری به مسیرِ تکلیف است. صبر یعنی ایستادن در جایگاهِ مسئولیت، بی‌آنکه دل به یأس بسپاری و بی‌آنکه از تقدیر الهی گله‌مند شوی. کوششِ آمیخته با صبر، راه روشنِ توفیق است؛ راهی که در آن، انسان به‌جای آنکه در برابر سختی‌ها فروبپاشد، در برابر آنها رشد می‌کند و به بلوغِ معنوی می‌رسد.🌼
🌻 هر که در مسیر خویش ثابت‌قدم بماند و دل به یأس نسپارد، خداوند درهایی را بر او می‌گشاید از جایی که گمان نمی‌برد؛ این وعده، قانونِ جاریِ عالم است، نه شعاری تسلّی‌بخش. قرآن کریم این نسبت را چنین بیان می‌کند:
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا

🌻 آسانی، در دلِ سختی نهفته است؛ گشایش، در همان جایی می‌روید که انسان می‌پندارد همه‌چیز بسته است. وقتی انسان، سعیِ راستین را با صبرِ راستین درهم می‌آمیزد، تقدیر الهی به یاری او می‌آید؛ نه از راه‌هایی که او پیش‌بینی می‌کند، بلکه از راه‌هایی که تنها خداوند می‌داند. آنگاه روشن می‌شود که هر سختی، حاملِ پیامی پنهان بوده و هر تأخیر، مقدمهٔ گشایشی بزرگ‌تر.
🌻بدین‌سان، سعی و تلاشِ پی‌گیر با قصدی پاک و اتکای قلبی به خداوند، خود عبادت و نوعی شجاعتِ روح است؛ و بنده، به نتیجه‌ها مأمور نیست، بلکه به سعی و بذلِ وسع مأمور است؛ و آنچه پس از آن رخ می‌دهد، همه در قلمرو قدر الهی است.

👌هر اندازه که خسارت‌ها تکرار شوند، نباید سببِ توقف گردند؛ زیرا محاولتِ همراه با صبر، راهِ توفیق است؛ و هر که ثابت بماند و نومید نشود، خداوند برای او از جایی که گمان نمی‌برد درِ گشایش می‌گشاید و پس از هر عُسر، یُسری قرار می‌دهد.🌼

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
متن_نوشتار_عبادت_مناسب_برای_موبایل.pdf
537.5 KB
📌اساسی‌ترین خواسته‌های قرآن از مخاطبان بر پایه‌ی شمارش افعال امر (بخش دوم)

✍️
دکتر خالد آذری

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
متن_نوشتار_عبادت_مناسب_برای_لب_تاب_و_کامپیوتر.pdf
491.9 KB
📌اساسی‌ترین خواسته‌های قرآن از مخاطبان بر پایه‌ی شمارش افعال امر (بخش دوم)

نسخه‌ی مخصوص لب‌تاپ و رایانه

✍️
دکتر خالد آذری

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
«سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند.»

خداوند متعال به قلم و اثری که از خود برجای می‌گذارد سوگند یاد کرده است؛ قسمی سترگ برای بزرگداشت و شرافت قلم، تمجید از منزلت والای نویسندگان و یادآوری قدر و مرتبهٔ رفیع اهل علم.

کاملاً روشن است که قلم، اصیل‌ترین وسیلهٔ بیان است؛ دوام و پایداری علوم و انتقال معارف سودمند بشر، تنها به‌واسطهٔ قلم محقق می‌شود و سوگند حق‌تعالی به عظمت آن، نشان از ارزش پیشین و بنیادینِ «نوشتن» و «خواندن» دارد.

نکتهٔ شگفت‌انگیز و جالب‌توجه اینجاست که مخاطب نخست این آیات شریف، پیامبری اُمّی است؛ انبیای عظام الهی پیش از بعثت نه کتابی خوانده و نه با دست خویش چیزی نوشته بودند:
«وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ ۖ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ» (عنکبوت: ۴۸)

حافظ (رح) نیز این مضمون شریف و اعجازآمیز را در بیتی ماندگار به نظم کشیده است:
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسأله‌آموزِ صد مدرس شد...

با تکیه بر این جایگاه رفیع و سوگند الهی، مسئولیتی خطیر، مهم و پر‌افتخار بر دوش امت محمد (ص) قرار می‌گیرد؛ تکلیفی که ایجاب می‌کند با به‌کارگیری ابزار ارزشمند قلم در مسیر بیان علوم نافع و جاودانگی معارف، حق این نعمت بی‌بدیل خدادادی را آن‌گونه که شایسته است به‌جا آورند.

باری، این توفیق و عنایت، مرتبهٔ اندکی نیست! همان‌گونه که شاعر عرب‌زبان سروده است:

كَفَى قَلَمَ الْكِتَابِ عِزّاً مَدَى الدَّهْرِ
أَنَّ اللهَ أَقْسَمَ بِالْقَلَمِ

(قلمِ نویسنده را برای همیشهٔ روزگار همین عزت و افتخار بس، که خداوند به آن سوگند یاد کرده است!)

✍️ الهه رهنما

🌿 t.me/islahweb
👏2
💠 توصیه‌های قرآنی در بخشش و انفاق


✍️صدیق قطبی

قرآن بارها از ضرورت بذل و بخشش در نیل به رستگاری خبر داده است.

1⃣ توصیه اول:
می‌گوید تا از آنچه دوست می‌دارید نبخشید به خوبی نمی‌رسید از آنچه دوست می‌دارید نه آنچه که دیگر به آن نیازی ندارید و دور انداختنی است.

2⃣ توصیه دوم:
قرآن تأکید می‌کند که بذل و بخشش محدود و منحصر به ثروتمندان نیست ،همگان حتی آنان که خود معاش تنگی دارند مخاطب توصیه قرآن‌اند:
{الّذينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ}
🌸 ترجمه:
«پرهیزگاران همان کسان‌اند که در گشایش و تنگی و راحت و رنج انفاق می‌کنند.»

از ما می‌خواهد در جلوت و خلوت و در شب و روز، به بخشیدن اهتمام کنیم:
{الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً}
🌸 ترجمه:
«کسانی که دارایی‌هایشان را در شب و روز در نهان و آشکار انفاق می‌کنند.»

3⃣ توصیه سوم:
قرآن نه تنها به ضرورت انفاق تأکید می‌کند بلکه به کیفیت مطلوب آن نیز نظر دارد. اول اینکه از آنچه در چشم ما عزیز و خواستنی است انفاق کنیم، نه آنچه دیگر دل خواه ما نیست.

{وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ}
🌸 ترجمه:
«و سراغ اموال پست و نامرغوب نروید که از آن انفاق کنید در حالی که اگر همان را به خودتان بدهند جز با چشم پوشی و بی رغبتی آن را نمی‌گیرید!»

4⃣ توصیه چهارم:
دیگر آنکه در ازای آنچه می‌بخشیم چشم داشت هیچ گونه جبرانی نداشته باشیم. بر آنان که مشمول بخشش و انفاق ما می‌شوند منتی نگذاریم و انفاق وحمایت مالی را نشانه برتری خود ندانیم هیچ توقع آزارنده‌ای نباید متوجه یاری شوندگان باشد آنچه بخشیده‌ایم حقی بوده که مأمور به ادای آن بوده‌ایم در ادای، حق منتی نباید گذاشت.

{وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}
🌸 ترجمه:
«و آنان که در دارایی شان حقی مشخص است برای نیازمند درخواست کننده و بینوایی که درخواست نمی کند.»

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى}
🌸 ترجمه:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقات خود را با منت نهادن و آزار رساندن تباه نکنید.»

{الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنَّا وَلَا أَذًى}
🌸 ترجمه:
«کسانی که دارایی هایشان را در راه خدا انفاق می کنند، سپس در پی انفاقشان  منت و آزاری ندارند.»

قَوْلَ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى . گفتار پسندیده و گذشت کریمانه بهتر از صدقه ای است که در پی اش که آزاری باشد.

توصیه پنجم: توجه ارزنده قرآن در نظر گرفتن نیازمندان واقعی است. آنان که نیازهای خود را اظهار نمیکنند و نزد سطحی نگران توانمند و دارا به نظر می رسند

يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ الْحَافًا»؛ «از [شدت خویشتن داری [شخص] نا آگاه بی نیازشانمی پندارد. از مردم با اصرار درخواست نمی کنند.

اگر بذل و بخشش ما موقوف متأثر شدن عاطفی باشد، تنها از کسانی که اظهار عجز و نیاز می کنند، دستگیری می کنیم اما قرآن، ما را به عبور از اتفاق منفعلانه فرامی خواند. منتظر نباشیم فقر و نیازی در برابر ما اظهار شود و عواطف ما را درگیر کند. چه بسا آنان که اثری از نیازمندی در ظاهرشان نیست مستحق ترند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
Audio
دکتر ویسی
💠محمود ویسی


🍀سوره: ابراهیم
🍀آیه: ۱۲-۱

🌸مدت زمان: ۳۲ دقیقه


#تفسیر_قرآن_کریم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
💠سه پرسش سرنوشت ساز انسان در روز قیامت


✍️ فرزان خاموشی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏1
💠قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا


بگو: آن را کسی نازل کرده است که همه نهان ها را در آسمان ها و زمین می داند، همانا او همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.


#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠 هر عقب‌نشینی‌ای شکست نیست



الحاق جوادی


◻️ بسیاری از انسان‌ها گمان می‌کنند ایستادگی یعنی هرگز کوتاه نیامدن. برای همین، گاهی سال‌ها در یک مسیرِ فرساینده می‌مانند؛ فقط چون نمی‌خواهند بپذیرند که ادامه دادنِ بعضی جنگ‌ها، دیگر شجاعت نیست. انسانِ پخته می‌فهمد که همیشه «ماندن» نشانهٔ قدرت نیست؛ گاهی قدرت در این است که بدانی کجا باید توقف کنی، مسیر را عوض کنی یا از بخشی از خواسته‌ات بگذری تا اصلِ زندگی‌ات حفظ شود.
◻️ یکی از دام‌های ذهن این است که انسان، اسیرِ هزینه‌هایی می‌شود که قبلاً پرداخته است. سال‌ها وقت گذاشته، پول خرج کرده، آبرو و انرژی صرف کرده و حالا با خود می‌گوید: «دیگر نمی‌شود برگشت.» در حالی که گاهی ادامه دادن، فقط به معنای افزودنِ خسارتِ تازه بر خسارتِ گذشته است. عاقل، از هرجای مسیر که بفهمد اشتباه آمده، برمی‌گردد؛ بی‌آنکه اسیرِ طولِ راهِ طی‌شده یا تاول‌های کفِ پایش شود.
◻️ بعضی تصمیم‌ها نیز به «فیلِ سفید» زندگی تبدیل می‌شوند؛ چیزی که زمانی برایش هزینهٔ زیادی شده و حالا فقط خرج، دردسر و فرسودگی تولید می‌کند، اما کسی جرأت کنار گذاشتنش را ندارد؛ چون مدام یادآوری می‌شود که «برای این چقدر هزینه شده است». در حالی که هزینهٔ گذشته، دلیلِ درستیِ ادامه دادن نیست.

◼️ بزرگ‌ترین اشتباه، ادامه دادنِ راهی است که از مدتی پیش باید متوقف می‌شد.

◻️ راهبردها:

✓ همیشه از خودت بپرس: اگر امروز اولِ مسیر بودم، باز هم همین انتخاب را می‌کردم؟
✓ میانِ «صبر» و «اصرارِ بی‌جا» فرق بگذار. هر ادامه دادنی فضیلت نیست.
✓ وقتی فهمیدی راهی اشتباه است، زودتر اصلاحش کن؛ تأخیر فقط هزینه را بیشتر می‌کند.
✓ تغییرِ مسیر را تحقیر نکن. انسانِ عاقل، اسیرِ تصمیمِ دیروزِ خود نمی‌ماند.
◻️ بسیاری از انسان‌های موفق، کسانی نبودند که هرگز نباختند؛ کسانی بودند که به‌موقع فهمیدند کدام مسیر، دیگر ارزشِ ادامه دادن ندارد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4💯2
💠«غلیانِ همّت در میدانِ سبقت؛ پیامی در ترکِ سستی و بیداریِ دل»




حمزه خان‌بیگی



آدمی در جهانِ آزمون، در میدانی ایستاده است که خداوند آن را «میدان سبقت» نامیده؛ میدانی که در آن، زمان چون برق می‌گذرد و فرصت‌ها همچون سایه می‌گریزند.
📖قرآن کریم، این حقیقت را با ندایی بیدارگر بیان می‌کند:
﴿فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ﴾
«در نیکی‌ها از یکدیگر سبقت گیرید.»

این فرمان الهی، نه یک توصیهٔ اخلاقی ساده، بلکه دعوتی است به بیداری، به برخاستن، به ترکِ سستی، و به افروختن آتشی که خداوند در ژرفای دل‌ها نهاده است؛ آتشی که ابن‌الجوزی ـ رحمه‌الله ـ آن را «غلیانِ ما فی الصدور» نامید.
«واعلم أنَّك في ميدانِ سباق، والأوقاتُ تُنتهب، فلا تَخلد إلى كسل، فما فات ما فات إلا بالكسل»
بدان که تو در میدان سبقت ایستاده‌ای؛ میدانی که لحظه‌ها در آن ربوده می‌شوند و فرصت‌ها چون پرنده‌ای سبک‌بال از دست می‌گریزند. پس مبادا که به سستی، درنگ و خوابِ طولانی دل بسپاری؛ زیرا هر آنچه از دست رفت، جز به سببِ سستی از دست نرفت،
سستی، آرام‌آرام جان را می‌فرساید؛ بی‌آنکه انسان حس کند چگونه از قافله عقب مانده است. سستی، دشمنِ پنهانِ همّت است
«ولا نال مِن نال إلا بالجدِّ والعزم،
وإنَّ الهمَّة لَتغلي في القلوب غليان مافي الصُّدور»

و هر که به مقامی رسید، جز با جدّیت، عزم، پایداری و بیداریِ دل بدان نرسید.
همّت، در ژرفای دل‌ها، همچون آتشی نهفته می‌جوشد؛ جوششی که اگر رهایش کنی، تو را به سوی قله‌ها می‌کشاند، و اگر مهارش کنی، تو را در دامنه‌ها محبوس می‌گذارد.
📖 این حقیقت، در آیات الهی نیز آشکار است؛ آنجا که خداوند می‌فرماید:
﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾
«و آنان که در راه ما مجاهدت کردند، بی‌گمان راه‌های خود را بر آنان می‌گشاییم.»
مجاهدت، همان جدّیت و عزم است؛ همان برخاستن از خوابِ غفلت؛ همان افروختنِ آتشِ همّت.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1