جماعت دعوت و اصلاح
4.61K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
347 files
16.9K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠🕌 گزارشی از خطبه نماز جمعه روستای انوه (شهرستان بستک)

📅 جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵

🏷️ قرآن، استوارترین راه برای هر تصمیم زندگی

〰️ خطیب: الحاق جوادی

۱-قرآن در جهان، بیش از هر کتاب دیگری خوانده می‌شود، اما شاید کمتر از هر کتابی با آن زندگی می‌شود.

هر روز میلیون‌ها نفر آیات قرآن را تلاوت می‌کنند، اما همان روز ممکن است دروغ بگویند، از روی خشم تصمیم بگیرند یا حق دیگران را نادیده بگیرند.

امروز صداهای زیادی می‌خواهند برای زندگی ما تصمیم بگیرند: بازار، فضای مجازی، تبلیغات و خواسته‌های نفس.

پرسش مهم این است:

آیا قرآن را واقعاً راهنمای زندگی خود قرار داده‌ایم، یا فقط آن را می‌خوانیم؟
۲- زندگی با قرآن سه مرحله دارد:

یک: شنیدن:

یعنی آیه را بفهمیم، نه اینکه فقط آن را تلاوت کنیم.

دو: پذیرفتن:

یعنی پیام آیه در دل ما بنشیند و ما را تحت تأثیر قرار دهد.

سه: راه رفتن و به کار بستن:

یعنی اثر آن آیه در رفتار، انتخاب‌ها و تصمیم‌های روزانه ما دیده شود.

به همین دلیل، عایشه رضی‌الله عنها درباره پیامبر ﷺ فرمود:

«خُلق او قرآن بود.»

یعنی قرآن فقط در زبان پیامبر نبود، بلکه در اخلاق، رفتار و همه زندگی او جاری بود.
۳- انسان همیشه بین راه درست و راه غلط قرار نمی‌گیرد، بلکه گاهی بین چند راه قرار می‌گیرد که همه در ظاهر درست به نظر می‌رسند.

هنر قرآن این است که استوارترین راه را نشان می‌دهد.

راهی که انسان را رشد می‌دهد، آرامش می‌بخشد و در پیشگاه خدا سربلند می‌کند.

به همین دلیل، صحابه فقط به دنبال حفظ آیات نبودند، بلکه می‌خواستند با قرآن ساخته شوند. آنان قرآن را می‌آموختند، می‌پذیرفتند و در زندگی اجرا می‌کردند.
۴- اگر یک روز از زندگی خود را مرور کنیم، بهتر می‌فهمیم که قرآن برای متن زندگی نازل شده است، نه فقط برای تلاوت.

◻️ صبح زود

هنوز از خواب بیدار نشده‌ای، اما نگرانی‌ها زودتر از تو بیدار شده‌اند. فکر قسط، آینده، کار یا تصمیمی که باید بگیری، ذهنت را مشغول کرده است.

قرآن نگاه انسان را از اضطراب به نشانه‌های قدرت خدا می‌برد:

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ»

(آل عمران: ۱۹۰)

و یادآوری می‌کند:

«وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»


(طلاق: ۳)

یعنی دل را از اسارت نگرانی بیرون بیاور، در آفرینش خدا بیندیش و به او اعتماد کن.
◻️ کمی بعد، در خانه یا محل کار

کسی حرفی می‌زند که ناراحتت می‌کند. خشم بالا می‌آید، جمله‌ای آماده است که اگر بگویی، شاید ساعت‌ها بعد پشیمان شوی.

در همین لحظه، قرآن راه استوارتر را نشان می‌دهد:

«وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ»

(آل عمران: ۱۳۴)

قرآن نمی‌گوید خشم نداشته باش، بلکه یاد می‌دهد خشم را مدیریت کن و اجازه نده خشم، تصمیم‌گیرنده زندگی تو باشد.
◻️ ظهر، هنگام معامله یا انجام مسئولیت

فرصتی پیش آمده که با پنهان کردن عیب کالا، کم‌کاری یا کم‌فروشی، سود بیشتری به دست بیاوری. کسی هم شاید متوجه نشود.

قرآن هشدار می‌دهد:

«وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ»


(مطففین: ۱)

بی‌انصافی همین است:

حق خودت را کامل بخواهی، اما حق دیگران را ناقص بدهی.
◻️ با شنیدن اذان

نخستین وظیفه مؤمن، پاسخ دادن به دعوت خداست.

اما قرآن یادآوری می‌کند که نماز فقط ایستادن و رکوع و سجود نیست، بلکه دل هم باید حاضر باشد:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ۝ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»

(مؤمنون: ۱ و ۲)

خشوع یعنی دل هم به نماز بیاید، نه اینکه فقط بدن در نماز بایستد.
◻️ عصر، در فضای مجازی

خبری می‌بینی و وسوسه می‌شوی بدون بررسی آن را منتشر کنی.

قرآن هشدار می‌دهد:

«فَتَبَيَّنُوا»


(حجرات: ۶)

یعنی پیش از قضاوت و انتشار، تحقیق کن. شاید یک خبر نادرست، به آبروی انسانی آسیب بزند.
◻️ غروب، هنگام بازگشت به خانه

اختلافی کوچک میان اعضای خانواده پیش می‌آید.

قرآن سفارش می‌کند:

«وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»


(نساء: ۱۹)

خانه با احترام، گذشت و خوش‌رفتاری آرام می‌ماند، نه با تندی و تحکم.
◻️ شب، هنگام استراحت

خسته‌ای و می‌خواهی بخوابی. شاید همسایه‌ای نیاز به کمک داشته باشد، شاید فقط تنهاست.

پیامبر ﷺ فرمود:

«هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، همسایه خود را گرامی بدارد.»

ایمان فقط در مسجد دیده نمی‌شود، بلکه در رفتار ما با مردم هم آشکار می‌شود.
۵- پیام اصلی خطبه این بود که:

زندگی از همین لحظه‌های کوچک ساخته می‌شود.

قرآن فقط برای مناسک عبادی و زمان‌های خاص نیامده است، بلکه آمده است تا راه‌نمایی باشد برای تمام لحظه‌های زندگی ما.
۶- در پایان، این پرسش برای تأمل مطرح شد:

از امروز، در اولین لحظه خشم، در اولین معامله، در اولین خبر فضای مجازی، در اولین اختلاف خانوادگی و در اولین فرصت کمک به دیگران، چه کسی برای تو تصمیم می‌گیرد؟
6👏3
📌تــزکیــهٔ نفس سرچشمهٔ ساختنِ انسان‌های قدوه و چراغ‌های راه

نویسنده: دکتر علی محمد صلابی
مترجم: حمزه خان‌بیگی – اشنویه

تزکیهٔ نفس، در منطق قرآن و سنت، توصیه‌ای اخلاقیِ حاشیه‌ای و فرعی نیست که بتوان آن را در کنار ده‌ها توصیهٔ دیگر نشاند و به‌عنوان گزینه‌ای اختیاری به آن نگریست؛ بلکه جوهرهٔ رسالت الهی، ستونِ اصلیِ بنای انسانِ مؤمن، و محورِ هندسهٔ تربیت قرآنی است. هرگاه از اسلام، به‌عنوان دینِ هدایت، رحمت، و خروج از ظلمات به نور سخن می‌گوییم، در حقیقت از راهی سخن می‌گوییم که مقصد نهایی‌اش رساندنِ انسان به مقامِ «قلبِ سلیم» و «نفسِ زکیّه» است.

🖇 ادامه‌ی مطلب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
💠در پاسخ به درخواست نوجوان‌تان «بسیارخُب» یا «بله» بگویید؟


✍🏻جهاندار امینی

گام ششم


عشقتان را به نوجوان ابراز کنید

«عشق همه‌ی آن چیزی است که نیاز داریم.» این عبارت را خیلی شنیده‌ایم و به آن باور داریم. خیلی از پدر و مادرها می‌گویند: «خُب معلومه ما بچه‌مون رو دوست داریم.» اما فراموش می‌کنند که شنیدن مکرر «دوستت دارم» معجزه می‌کند. همه‌ی ما به احساس عشق نیاز داریم. دوست‌ داشته شدن، اعتماد به نفس‌مان را در روابط‌، محیط کار و زندگی‌‌ بالا می‌برد.
بنابراین سعی کنید دفعات ابراز عشق به فرزندتان را افزایش بدهید. متأسفانه ابراز محبت در دوره‌ی نوجوانی کاهش می‌یابد، کمتر آنها را در آغوش می‌گیریم و فراموش می‌کنیم که هنوز هم مثل دوران کودکی‌شان به آغوش ما نیاز دارند. نوجوان‌تان را هر روز ۱۲ بار به آغوش بکشید و به او اطمینان بدهید که هیچ روزی بدون ابراز عشق به او نمی‌گذرد. برای ابراز محبت به نوجوان‌تان عبارت‌های زیر مؤثرند:
بهت افتخار می‌کنم؛
خیلی دوستت دارم؛



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
Audio
💠راز چهل سال زندگی با دو کاپیتان

✍️دکتر جمال حشمت
▷ ◉───────── 24:29

دکتر جمال حشمت در سالروز ازدواج خود (۴۰ سال پیش) نوشته است که راز تداوم زندگی مشترک، تقوا، مودت و رحمت الهی است، نه مال یا زیبایی. او تأکید دارد که خیریت زوج در رفتار نیکوی او با خانواده اش معنا میشود و از رفتار دوگانۀ برخی که بیرون خوش اخلاق و در خانه تندخو هستند، انتقاد کرده است. به باور او، مردانگی در مدارا و زنانگی در مهرورزی است و تداوم عشق، تنها در سایۀ رضای خدا ممکن است.

#پادکست_آوای_اصلاح15

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠بخواهی یا نخواهی، می‌گذرد


م.رئوف اصلاح‌جو

هر روز، صفحه‌ای سفید از عمر در برابر ما گشوده می‌شود؛ صفحه‌ای که تا شب، خواه‌ناخواه نوشته خواهد شد. مسئله این نیست که آیا امروز چیزی در نامه اعمال ما ثبت می‌شود یا نه؛ مسئله این است که چه چیزی ثبت می‌شود و چه کسی قلم آن را در دست خواهد داشت: اراده و آگاهی ما، یا عادت‌ها، سرگرمی‌ها و خواسته‌های دیگران؟

بسیاری از ما روز را آغاز می‌کنیم، بی‌آنکه از خود بپرسیم برای چه برخاسته‌ایم. پیام‌ها، خبرها و دغدغه‌های پراکنده ما را در خود فرو می‌برند و ناگهان می‌بینیم بخشی از روز گذشته است، بی‌آنکه آگاهانه انتخاب کرده باشیم این ساعت‌ها چگونه سپری شوند. روز، آرام و بی‌صدا، ما را با خود برده است؛ در حالی که گمان می‌کردیم خود در حال زندگی کردنیم.

مولوی چه هشدار بیدارکننده‌ای می‌دهد:

«هین و هین ای راه‌رو، بیگاه شد
آفتاب عمر سوی چاه شد

هین مگو فردا که فرداها گذشت
تا به‌کلی نگذرد ایام کِشت»

عمر، فصل کِشت است و هر روز، فرصتی است که یا در آن بذری برای فردای ابدیت می‌کاریم، یا آن را بی‌ثمر از دست می‌دهیم. خطر فقط در گذشتن ساعت‌ها نیست؛ خطر آن است که فرصت‌ها می‌گذرند، عادت‌ها ریشه‌دارتر می‌شوند و توان جبران کاهش می‌یابد.

از همین رو، لازم است هر صبح، پیش از آنکه جهان خواسته‌هایش را بر ما تحمیل کند، لحظه‌ای با خود خلوت کنیم و بپرسیم:

امروز را چگونه آغاز می‌کنم؟
اولویت حقیقی من در این روز چیست؟
چه وظیفه‌ای اگر انجام نشود، جای خالی‌اش در نامه اعمالم باقی خواهد ماند؟
چه کسی حقی بر من دارد که نباید از یاد ببرم؟
و چگونه زندگی کنم که شب، از خود شرمنده نباشم؟

اولویت حقیقی، فقط فوری‌ترین کار روزانه نیست؛ بلکه کاری است که بیشترین پیوند را با مسئولیت ما در برابر خدا، خود، خانواده و مردم دارد. گاهی عبادتی است که باید از غفلت نجات یابد؛ گاهی دلجویی از انسانی رنج‌دیده؛ گاهی ادای امانتی به‌تأخیر‌افتاده؛ گاهی ترک گناه؛ و گاهی نجات چند ساعت از عمر از پراکندگی و بیهودگی.

محاسبه نفس برای تلخ کردن زندگی نیست؛ برای نجات آن از بی‌معنایی است. کسی که هر روز از خود می‌پرسد «برای چه؟»، بهتر می‌تواند میان مهم و فوری، نیاز و هوس، استراحت و غفلت، و زندگی کردن و وقت‌گذرانی تفاوت بگذارد.

چه بسیار روزهایی که ظاهراً شلوغ‌اند، اما در میزان الهی سبک؛ و چه بسیار روزهایی که ساده‌اند، اما با نمازی خالصانه، سخنی آرام‌بخش، لقمه‌ای حلال، دستی گره‌گشا، سکوتی بازدارنده از غیبت یا عفوی خاموش‌کننده کینه، در نامه اعمال درخشان می‌شوند.

زندگی، مجموعه همین روزهای معمولی است. سرنوشت ما را بیشتر همین صبح‌ها می‌سازند؛ صبح‌هایی که چگونه آغازشان می‌کنیم و اولویت‌هایی که برایشان برمی‌گزینیم. هر روز، قطعه‌ای از عمر ماست که دیگر تکرار نخواهد شد.

پس پیش از آنکه هیاهوی زندگی تو را با خود ببرد، لحظه‌ای بایست و از خود بپرس:

امروز چگونه برگی دیگر از نامه اعمالم را خواهم نوشت؟

و سپس کاری کن که پاسخ این پرسش، تنها یک آرزو نباشد؛ بلکه در رفتار، انتخاب‌ها و اولویت‌های امروزت دیده شود؛ پیش از آنکه آفتاب عمر فرو نشیند و فصل کِشت به پایان رسد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8👏1
💠أَيَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ


آیا گمان می کند که هیچ کس او را ندیده است [که همه اعمال و کردارش را ثبت کند؟]

#تقویم
3
#پیام_روز

💠در وجود و نهاد انسان، ودیعه‌ای هست که همه‌ی زیبایی‌های معنوی، کمال‌ها و پیشرفت‌های او مرهون همان است و نامش «عقل» است.

عقل، همان تواناییِ بازشناختنِ خوب و بد، زشتی و زیبایی، و معیارِ بندگی و عبادتِ حق است؛ چنان‌که در حدیث آمده است:

عقل، همان است که به پرستشِ خدای روی می‌آورد و بهشت را به ارمغان می‌آورد.

پس عقل ـ ماهیت آن هر چه باشد ـ چراغِ زندگی است؛ معیارِ بندگیِ خدا، کسبِ سعادت، بازشناختنِ زشتی‌ها و زیبایی‌ها، و برگزیدنِ خوبی‌هاست.

عقل، تنها نردبانِ تکامل، دوری از لغزش، انتخابِ راهِ بهتر و گزینشِ برتر است.

برگرفته شده از کتاب زندگی موفق



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
✔️نگرشی مقاصدی در برابر تندروی و تکفیر

نویسنده: شیخ صادق عثمانی - دبیر کل انجمن عالمان مسلمان آمریکای لاتین
مترجم: جلیل بهرامی‌نیا

این مقاله به قلم شیخ صادق عثمانی و ترجمه جلیل بهرامی‌نیا، تندروی و تکفیر را نه پدیده‌ای متکی به اشخاص، بلکه بازتولید جریان تاریخی خوارج در پی بدفهمی متون، ظاهرگرایی و افت بصیرت علمی می‌داند و با تبیین تقابل این جریان با «مقاصد شریعت» ـ یعنی حفظ دین، جان، عقل، مال و آبروی انسان‌ها ـ تأکید می‌کند که رویارویی با این آفتِ ویرانگر تنها از طریق بازسازی ذهنیت دینی بر مبنای فقه مقاصدی، پیامدسنجی، تقویت مرجعیت علمای شایسته و ترویج گفتمان رحمت و اعتدال اسلامی در برابر انحصارطلبی امکان‌پذیر است.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#مقاصد_شریعت #تکفیر_و_تندروی #نقد_افراط‌گرایی #فقه_مقاصدی #اعتدال_اسلامی #جلیل_بهرامی_نیا #صادق_عثمانی #اسلام_رحمانی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10
💠فرصتی دیگر برای زندگی



م.رئوف اصلاح‌جو


آیا تا به حال پشت درِ بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان ایستاده‌ای و چشم‌انتظار بوده‌ای که یکی از عزیزانت از کُما به هوش آید؟ در آن لحظه، گشودن چشم‌ها دیگر اتفاقی عادی نیست؛ بزرگ‌ترین خبر و گران‌بهاترین آرزوست.

پس اگر امروز چشم گشودی، ساده از کنار این نعمت مگذر. بدان که خداوند بار دیگر به تو فرصتی ارزشمند بخشیده است: فرصتی دیگر برای زندگی، جبران و نیکی.

او را بر این نعمت سپاس بگو؛ زیرا بسیاری آرزوی دیدن این روز را داشتند، اما فرصتشان به پایان رسید.

امروز برای تو روزی تکراری نیست؛ فرصتی تازه است تا خطایی را جبران کنی، دلی را شاد سازی، خیری به‌جا آوری و گامی به خدا نزدیک‌تر شوی.

قدر این فرصت را بدان؛ شاید همین گشودن چشم‌ها که امروز برای تو عادی می‌نماید، همان نعمتی باشد که دیگری پشت درِ بخش مراقبت‌های ویژه، با تمام وجود از خدا می‌طلبد.

از همین روست که مؤمن هنگام بیدارشدن می‌گوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَانَا بَعْدَ مَا أَمَاتَنَا، وَإِلَيْهِ النُّشُورُ»


«سپاس خدایی را که پس از آنکه ما را میراند، دوباره زنده‌مان کرد و بازگشت همه به سوی اوست.»

پس هر صبح، تنها آغاز روزی تازه نیست؛ فرصتی دوباره برای بهتر زیستن و آماده‌شدن برای بازگشت به سوی خداست.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10👍2
💠تلنگرهای مولانا


الحاق جوادی


شب ز زندان بی‌خبر زندانیان
شب ز دولت بی‌خبر سلطانیان

📚 مثنوی | دفتر اول

▪️ هر شب، اتفاقی رخ می‌دهد که اگر بیدار بودیم، شاید آن را معجزه می‌نامیدیم. زندانی از زندانش بیرون می‌آید و سلطان از سلطنتش. نه قفلی شکسته می‌شود و نه تاجی از سر می‌افتد. تنها چشم‌ها بسته می‌شود، و هر دو برای ساعتی، از نام‌ها و جایگاه‌هایشان جدا می‌شوند.

▪️ مولانا پیش از این بیت می‌گوید که ارواح، هر شب از قفس می‌رهند. این قفس فقط تن نیست؛ همه نقش‌هایی است که روز بر دوش می‌کشیم: رئیس، کارمند، موفق، شکست‌خورده، محبوب، فراموش‌شده. خواب، تنها استراحتِ بدن نیست؛ رهاییِ کوتاهِ جان از هویت‌های عاریتی است.

▪️
اینجاست که حقیقتی آرام خود را نشان می‌دهد. اگر زندانی و سلطان، هر دو در خواب از عنوان‌هایشان جدا می‌شوند، پس زندان و سلطنت، حقیقتِ جانشان نیست. این‌ها لباس‌اند، نه پوست. روح، هر شب بی‌آن‌ها هم باقی می‌ماند.

▪️ ما اما روزها چنان با لباس‌ها و نقاب‌های‌مان یکی می‌شویم که گویی خودِ ما هستند. ترفیع نگرفتن را شکستِ خود می‌دانیم، کم‌شدنِ دارایی را کم‌شدنِ ارزشمان، و قضاوت دیگران را تعریفِ هویت خویش. در حالی که هر شب، زندگی بی‌صدا ثابت می‌کند می‌شود همه این‌ها را زمین گذاشت و چیزی از حقیقتِ انسان کم نشود.

▪️ شاید دعوتِ مولانا همین باشد که اندکی از آزادیِ شب را به روز بیاوریم. نه اینکه بخوابیم، بلکه بیدار، گاهی عنوان‌ها را کنار بگذاریم و از خود بپرسیم: اگر هیچ‌یک از این نام‌ها و نقش‌ها نباشد، من که هستم؟

خواب، هر شب این راز را به یادت می‌آورد که نه زندانت حقیقتِ توست و نه تاجت. هنر آن است که وقت بیداری هم این را فراموش نکنی.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10
💠وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ


برای هر امتی زمانی [معین و اجلی محدود] است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس می مانند و نه ساعتی پیش می افتند.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
#پیام_روز

💠زیباییِ دین به عقل است.
صلاحِ دین و دنیا به عقل است. شخصِ عاقل هم دنیای خود را آباد می‌کند و هم آخرت را. سرمایه‌ای گران‌مایه‌تر از عقل نمی‌توان یافت و دیگر سرمایه‌های مادی و معنوی نیز در پرتو عقل به دست می‌آیند. به قول معروف: «آن را که عقل دادی، چه ندادی؟ و آن را که عقل ندادی، چه دادی؟»
عقلِ زندگی، همان عقلِ راهنمایی است که راهِ خیر و شر، زیان و سود، و خوب و بد را برای آدمی روشن می‌سازد. عاقل کسی است که به امورِ زندگی واقف است و زندگیِ خود را بر محورِ عقل و درایت پیش می‌برد. یکی از آثارِ آن نیز شناختِ زمان، فرصت‌ها و مناسبت‌هاست؛ تا انسان بر طبقِ شرایطِ زمان تصمیم بگیرد.
شناختِ زمان و شرایطِ آن، انسان را از غافلگیر شدن به‌وسیله‌ی حوادث مصون می‌دارد. کسی که شرایطِ زمان را به‌خوبی درک کند، خود را برای حوادث و نیازهای آینده آماده می‌سازد و هرگز غافلگیرِ حوادث نمی‌شود.

برگرفته از کتاب «زندگی موفق»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
📌تربیتی که نیازهای متربیان را پاسخ دهد

✍️فایز بن سعید الزهرانی

اگر بخواهم مفهوم تربیت را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم:
 تربیت یعنی پاسخ‌گویی به نیازها.
چه چیزی یک جوان را به برقراری رابطه‌ای نامشروع با دختری که بر او حلال نیست، سوق می‌دهد؟ در بسیاری از موارد، او در جست‌وجوی برآورده کردن نیاز خود به محبت، عشق و گرمای عاطفی است؛ البته این هرگز توجیه‌کننده رفتار نادرست او نیست.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
📌چرا مناره‌ها اروپا را نگران ساخت؟ و مرکل دربارهٔ آن‌ها چه گفت؟

نویسنده:
محمود سلطان ـ نویسنده و روزنامه‌نگار مصری
مترجم:
اصلاح‌وب

این مقاله نشان می‌دهد که مخالفت و حساسیت غرب در برابر ظهور نمادهای اسلامی ـ مانند ساخت مناره‌ها و مساجد یا پوشش حجاب ـ نه یک صرافت عقیدتی یا لاهوتی، بلکه ناشی از نگرانی عمیق برای امنیت و هویت فرهنگی-معماری قارهٔ اروپاست. نویسنده با اشاره به نمونه‌هایی چون هم‌ترازیِ هوشمندانهٔ برج کلیسا و منارهٔ مسجد در بیروت، و نیز با استناد به سخنان چهره‌هایی چون آنگلا مرکل، تبیین می‌کند که مسیحیت در اروپای مدرن و سکولار از یک «ایمان دینی» به یک «تراث فرهنگی و نماد تعلق ملی» تغییر ماهیت داده است؛ از این‌رو، غربی‌ها تمدد معمارانه و نمادین اسلام را خطری وجودی برای یکدستیِ هویت تاریخی خود می‌پندارند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#هویت_فرهنگی #سکولاریسم_در_اروپا #معماری_مذهبی #اسلام_و_غرب #اسلام_هراسی #جامعه_شناسی_دین #مناره_ها #اروپای_مدرن

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
💠«معیار محبت الهی و حکمت تأخیر در تقدیر»


✍🏻حمزه خان‌بیگی

در افقِ اندیشهٔ توحیدی، یکی از بزرگ‌ترین لغزش‌های ذهن و دلِ انسان آن است که مال و ثروت را به‌جای هدایت و قرب الهی بنشاند و آن را معیارِ محبت خداوند بداند.
لم يكن المال يوماً معياراً لحب الله للعبد،
هرگز مال و ثروت، معیارِ محبتِ خداوند نسبت به بندگان نبوده است؛

زیرا او ـ جلّ جلاله ـ هم به دوستانش مال و مُلک بخشیده و هم به کسانی که مورد بغض او بوده‌اند.
لكنه لم يعطِ الهداية إِلَّا لمن أحبّ.
اما هدایت را جز به آنان که دوستشان دارد عطا نکرده است.

اگر مال، نشانهٔ محبت خداوند نسبت به مردم بود، نمرود هرگز مالک سرزمین‌ها از مشرق تا مغرب نمی‌شد؛ و ماه‌ها نمی‌گذشت که در خانهٔ پیامبر اکرم ﷺ آتشی برای پخت غذا افروخته نشود.
ننظر إلى الدنيا وكأنها المحطة الأخيرة لنيل النصيب  والرزق، وننسى أنها دار ابتلاء لا جزاء.
ما به دنیا می‌نگریم، گویی آخرین ایستگاهِ رسیدن به نصیب و روزی است؛ و فراموش می‌کنیم که این سرا، جایگاه آزمون است نه جایگاه پاداش.
آن چیزهایی که با شوق و اصرار فراوان طلب می‌کنی، همان چیزهایی‌اند که خداوند حکیم، زمانِ رسیدنشان را به تأخیر انداخته است، تا در وقتِ درست و مناسب به تو برسند.

👌انسانِ مؤمن، باید هر نعمتی را که به او می‌رسد، نه به‌عنوان «دلیلِ محبوبیت»، بلکه به‌عنوان «مجالِ مسئولیت» بنگرد. ثروت، مسئولیت می‌آورد؛ قدرت، مسئولیت می‌آورد؛ علم، مسئولیت می‌آورد. و آن‌که این مسئولیت را در مسیرِ حق به‌کار گیرد، در حقیقت، نعمت را به وسیلهٔ قرب تبدیل کرده است؛ و آن‌که آن را در مسیرِ هوا و هوس مصرف کند، نعمت را به وسیلهٔ سقوط بدل ساخته است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠چه چیزی تغییر کرده است؟

✍️ دکتر عبدالكریم بکّار

اگر چند دهه پیش از کسی می‌پرسیدی: «از زندگی چه می‌خواهی؟» با رضایت می‌گفت: «پوشش و لطف خدا، روزیِ به‌اندازه، و فرزندانی صالح.»

اما امروز اگر همان پرسش را مطرح کنی، پاسخ‌ها آمیخته با اضطراب، آرزوهای پایان‌ناپذیر و دویدن بی‌وقفه در پی هدف‌هایی است که حتی پس از رسیدن به آن‌ها نیز انسان را سیراب نمی‌کنند.

چه چیزی تغییر کرده است؟


امروز مشکل ما کمبود امکانات نیست؛ بلکه فزونی خواسته‌ها است. فرهنگ مصرف‌گرایی، بسیاری از تجملات را به نیازهای ضروری تبدیل کرده و در وجود ما احساس دائمیِ کمبود و محرومیت پدید آورده است؛ هرچند از نعمت‌های فراوانی برخوردار باشیم.

این بحران بر سه واقعیت مهم استوار است:


۱. توهم «ویترین زندگی دیگران» (روان‌شناسی مقایسه)


ما خوشبختی خود را بر اساس داشته‌هایمان نمی‌سنجیم، بلکه آن را با داشته‌های دیگران مقایسه می‌کنیم. روزگاری دایره این مقایسه به همسایه‌ها و خویشاوندان محدود بود؛ اما امروز، با وجود شبکه‌های اجتماعی، تمام دنیا به میدان مقایسه تبدیل شده است.

وقتی تصاویر گزینش‌شده از سفرها، غذاها، موفقیت‌ها و لحظه‌های خوش دیگران را می‌بینیم، ناخودآگاه احساس کمبود و عقب‌ماندگی می‌کنیم؛ زیرا زندگی عادی خود را با بهترین و ویرایش‌شده‌ترین لحظات زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم.

۲. گرفتار شدن در چرخه بی‌پایان خواستن


انسان خیلی زود به نعمت‌های جدید عادت می‌کند و پس از مدتی، دیگر از آن‌ها لذت گذشته را نمی‌برد و در پی چیزهای بیشتری می‌رود.

کسی که تنها به دنبال ثروت و ظواهر است، مانند تشنه‌ای است که از آب شور دریا می‌نوشد؛ هرچه بیشتر بنوشد، تشنه‌تر می‌شود.

خوشبختی در زیاد داشتن نیست؛ در لذت بردن از آنچه داریم و قدر دانستن آن است.

۳. کم‌رنگ شدن ارزش‌های اخلاقی


وقتی دل‌ها از یاد آخرت و ساختن اثری ماندگار خالی شود، دارایی‌های مادی معیار ارزش انسان می‌شوند.

در این حالت، انسان به جای آنکه بنده خدا باشد، اسیر نگاه و تحسین مردم می‌شود؛ و چه فاصله بزرگی است میان آزادیِ بندگی خدا و اسارتِ جلب رضایت مردم.

چگونه تعادل از دست‌رفته را بازگردانیم؟

راه رهایی از این چرخه، کناره‌گیری از دنیا نیست؛ بلکه زهد آگاهانه است؛ یعنی انسان دنیا را در دست داشته باشد، نه در دل.

برای رسیدن به این تعادل، سه گام ضروری است:

نخست؛ معیار «کفایت و برکت» را ملاک قرار دهیم. بدانیم که ارزش روزی، تنها به مقدار آن نیست؛ بلکه به آرامشی است که به دل می‌بخشد و رشدی که برای عقل و روح به همراه دارد. چه بسیار روزی اندک که آرامش‌آفرین است و چه بسیار ثروت فراوان که تنها اضطراب و پراکندگی به ارمغان می‌آورد.

دوم؛ رژیم مصرف رسانه‌ای داشته باشیم. پنجره‌هایی را که باد مقایسه را به زندگی ما می‌آورند، ببندیم. لازم نیست از همه جزئیات زندگی افراد مشهور و ثروتمند باخبر باشیم. حفظ رضایت قلب، بسیار ارزشمندتر از ارضای کنجکاوی‌های زودگذر است.

سوم؛ از مصرف به سوی بخشش حرکت کنیم. لذتِ گرفتن و اندوختن، کوتاه و گذراست؛ اما لذتِ بخشیدن، ساختن و اثرگذاری، ماندگار و عمیق است. دانشی بیاموز، خیری به مردم برسان، یا دست خانواده‌ای را بگیر؛ آن‌گاه خواهی دید که جلوه مادیات در نگاهت بسیار کوچک خواهد شد.

در نهایت، زندگی سفری کوتاه است. انسان برای انباشتن دارایی‌ها آفریده نشده، بلکه برای آن آفریده شده است که سرچشمه خیر، آگاهی و اثر نیک باشد.

بارهای اضافی را سبک کنیم، جهت‌نمای زندگی خود را اصلاح کنیم، و بدانیم که ثروتمندترین انسان، کسی نیست که بیشترین دارایی را دارد؛ بلکه کسی است که بیش از همه به خدا تکیه کرده و از آرامش و بی‌نیازی درون برخوردار است.

خداوند دل‌هایی سرشار از رضایت، و ذهن‌هایی آگاه و روشن به همه ما عطا فرماید. آمین.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍3💯2