جماعت دعوت و اصلاح
4.6K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
347 files
16.9K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠بادها در قرآن؛ از نسیم رحمت تا تندباد عذاب


قرآن کریم با نگاهی ژرف و هدایت‌گر، از بادها به‌عنوان یکی از نشانه‌های عظمت، قدرت و حکمت الهی یاد می‌کند. این کتاب آسمانی، با به‌کارگیری واژه‌های گوناگون برای باد، به نقش‌های متفاوت آن در نظام آفرینش اشاره دارد؛ گاه «ریاح» را مژده‌رسان رحمت، باران و حیات معرفی می‌کند و گاه «ریح» را وسیله‌ای برای آزمون یا عذاب اقوام ستمگر.

این کلیپ با استناد به آیات قرآن کریم و بهره‌گیری از دیدگاه مفسران، به معرفی انواع بادها، ویژگی‌ها و کارکردهای آن‌ها می‌پردازد و مخاطب را به تدبر در آیات الهی و شگفتی‌های آفرینش فرا می‌خواند.

تهیه‌کننده: حمید حمیدیان



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
💠پیام جمعه


✍🏻محمد احمدیان

ریاض الصالحین

عن عبد الله، عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه كان يقول:[اللهم إني أسألك الهدى والتقى، والعفاف والغنى]( مسلم: 2721).
( از ابن مسعود روایت شده: که پیامبر(ص) فرمود: خداوندا! از تو هدایت، پرهیزگاری، عفاف( از دست درازی به حدود و حقوق دیگران)؛ و بی نیازی طلب می کنم.

نکات قابل تأمل در حدیث:

نکته ی اول:
هدایت بعد از خلق انسان؛ بالاترین نعمت خداوند است؛ زیرا انسان در صورت هدایت، فلسفه وجودی خود را در می‌یابد؛ که همان مقام خلافت خداوند در زمین است.

نکته ی دوم
هدایت بشریت؛ طولانی‌ترین پروژه ی تاریخ است؛ چون از بدوی خلقت " آدم و حوا" شروع شده و تا قام قیامت ادامه می یابد؛ ومجموع انبیاء(ع ) مآموریت‌شان هدایت انسان در جهت  رسالت واقعی انسان ها بوده است.

نکته ی سوم
تقدیم هدایت در دعای" پیامبر"(ص  ) بیانگر این است؛ هدایت پایه واساس برای سایر امور [معنوی]می‌باشد. اگر هدایت به معنای دینی تحقق پیدا نکند؛ امور[تقوا، عفاف و غنی ] یا شکل نمی‌گیرد ؛ یا به صورت  ناقص و نارس در انسان شکل می گیرد.

نکته ی چهارم:
اثرات کامل هدایت [ تقواست]  که قدرت کنترل درون در مقابل  فریب‌های شیطانی است :
"إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ

(اعراف ٢٠١)
در حقيقت، كسانى كه [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه‌اى از جانب شيطان بديشان رسد [خدا را] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند.

نکته ی پنجم:
هر گاه هدایت به دنبالش نیروی تقوا در درون حاکم باشد؛ جلوه ی بازدارنده آن " [عفت و پاکدامنی]است؛ که سلامت فرد و جامعه در گرو آن خواهد بود.
امروزه بی عفتی تهدیدی جدی در مقابل خانوادهاست؛ که آمار بالای طلاق؛ یکی از مصادیق آن می‌باشد.

نکته ی ششم:
غنای درون، یک بُعد از تربیت است؛ که در شخص هدایت یافته ی متقی؛ چنان بی نیازی در درون ایجاد می کند؛ او را به " [سیری معنوی] می رساند؛ که جز به" [حلال] میل نکند؛ که در ادبیات عرفانی بدان [ورع] گویند؛ و هر گاه [غنا]تکامل یافت به مرور از امور مباح و حلال فاصله می‌گیرد که عارفان به آن [زهد]گویند.

نکته ی هفتم:
کانون[غنا]نفس آدمی است؛ که از طریق هدایت و تقوا بدان نایل آید؛ چنانچه رسول( ص) فرموده است:
[لَیسَ الْغِنی عَنْ کثْرَةِ الْعَرَضِ و لکنَّ الْغِنی غِنی النَّفس]


نکته ی هشتم:
پس نام نهادن امور چهار گانه‌ی[هدایت، تقوا، عفت و غنا] به ارکان سعادت؛ نامگذاری بجاست؛ که ریشه در هدایت دینی صحیح دارد.
. اگر در شخصیت درونی ما چنین اموری تحقق نیافته است؛ ابتدا باید در هدایت خویش تجدید نظر کنیم.

پس می توان گفت:
هدایت؛ چراغ روشنی بخش درون است.
تقوا ؛پاسبان درون بوده .
عفت؛ سلامت فرد و خانواده تضمین بخش است.
غنا ؛ عزت درون و بیرون را ارتقا می‌بخشد.


سقز:مرداد 1405

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👏1
💠معماری خوشبختی:بنایی بر سه ستون رابطه، معنا وحضور


صدیق ابراهیمی

خوشبختی،مفهومی ساده در زبان روزمره، اماپیچیده در ژرفای روان‌شناسی و فلسفه است.دانش امروز نشان داده است که شادی و رضایت،نه یک حادثه‌ی گذرا، بلکه حاصل توازن میان ذهن، قلب و روابط انسانی است. روان‌شناسان آن را "زیستن در هماهنگی با ارزش‌های درونی و پیوندهای اصیل"می‌دانند، و فیلسوفان آن را"هنر زیستن خوب"خوانده‌اند.

خوشبختی نه درانباشتن دارایی‌ها، که در کیفیت تجربه‌ها ومعنا یافتنِ لحظه‌ها شکل می‌گیرد. پژوهش‌های علمی نیز تأیید کرده‌اند که آنچه انسان را به آرامش پایدار می‌رساند، نه قدرت وثروت، بلکه رابطه‌ای صمیمی، دلی قدردان و ذهنی هدفمند است.
به زبان ساده، خوشبختی سفری درونی است؛ سفری که با آگاهی، معنا و عشق هموار می‌شود.

مطالعات طولی و گسترده (مانند مطالعه معروف دانشگاه هاروارد که بیش از ۸۰ سال ادامه داشته)به طور مکرر به این نتیجه رسیده‌اند که خوشبختی حقیقی در چیزهایی که معمولاً برایشان تلاش می‌کنیم، ثروت،مقام و شهرت نیست.

ثروت و قدرت می‌توانند رفاه بیاورند، اما به خودی خود بر عمق رضایت از زندگی نمی‌افزایند. آن‌ها بیشتر شبیه یک مسکن موقت هستند تا درمان ریشه‌ای احساس پوچی.
روابط گرم و اصیل، سنگ بنای خوشبختی هستند. این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کیفیت روابط ما قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده سلامت جسمی، روانی و رضایت کلی از زندگی در بلندمدت است.

خانوادەی صمیمی ولحظه‌های ساده‌ای مانند یک وعده غذای مشترک، یک "سرمایه اجتماعی"و عاطفی بی‌همتا ایجاد می‌کنند که هیچ موفقیت مالی نمی‌تواند جایگزین آن شود.

دوستی‌های راستین که بر پایه‌ی اعتماد و محبت بنا شده‌اند، مانند یک سیستم ایمنی روانی عمل می‌کنند و در برابر استرس‌های زندگی از ما محافظت می‌کنند.

اماخوشبختی فقط به روابط ختم نمی‌شود.

معنا و هدف در زندگی:افرادی که برای زندگیشان هدفی روشن دارند، در برابر مشکلات تاب‌آوری بیشتری دارند و زندگی خود را پربارتر می‌دانند. هدفمندی، چارچوبی ایجاد می‌کند که رویدادهای زندگی،چه خوب و چه بد، در آن معنا پیدا می‌کنند.

تمرکز برتجربیات به جای اشیاء: پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که خرج کردن پول برای تجربیات(مانند سفر، یادگیری یک مهارت جدید، یا وقت گذراندن با عزیزان) بسیار بیشتر از خرید اشیای مادی، شادی پایدار ایجاد می‌کند. زیرا تجربیات به بخشی از هویت ما تبدیل می‌شوند و خاطرات مثبت می‌سازند.

🔹راهکار نهایی بر اساس تحقیقات معتبر: مثلث خوشبختی

بر اساس این یافته‌ها، راهکار نهایی برای دستیابی به خوشبختی پایدار را می‌توان در یک"مثلث طلایی"خلاصه کرد:

۱.  سرمایه‌گذاری روی"روابط"

زمان و انرژی خود را عمدتاً بر تقویت پیوندهای خانوادگی و دوستی‌های اصیل متمرکز کنید.

کیفیت زمان گذاشتن با عزیزان بسیار مهم‌تر از کمیت آن است. گوش دادن فعال و حضور واقعی داشته باشید.

۲.  یافتن"معنا"

از خود بپرسید:"چه چیزی به زندگی من معنا می‌بخشد؟"پاسخ می‌تواند کمک به دیگران، رشد شخصی، خلق یک اثر یا عشق به خانواده باشد.

الزام عملی به دین رحمت در رفتار و گفتار:گاهی معنا در تجلی عینیِ ایمان، در آینه‌ی کردار و گفتار جستجو می‌شود. دین رحمت، با تأکید بر مهربانی به مثابه‌ی قانون طلایی هستی، خود سرچشمه‌ای زلال برای معناست.این معنا در رفتاری رحمت‌آمیز متبلور می‌شود: در نگاهی که آبروی بر باد رفته‌ای را می‌پوشاند، و در خدمتی خالصانه به هر موجود زنده‌ای که همسفر تو در این کرهٔ خاکی است. و در گفتاری پر از رحمت تجلی می‌یابد: در کلماتی که زخم کهنه‌ای را التیام می‌بخشد، در سخنی که پل می‌سازد نه دیوار،و در صداقتی که آمیخته به مهر است. این التزام عملی، زندگی را از حصار فردیت بیرون می‌کشد و به قصه‌ای بزرگ‌تر از خود پیوند می‌زند؛ قصه‌ای که در آن رحمت، محور اصلی معناست.

اهداف کوچک وبزرگی برای خود تعیین کنیدکه با ارزش‌های عمیق‌تان همخوانی دارند. این کار به زندگی شما جهت و انگیزه می‌دهد.

۳.  تمرین"قناعت و توجه آگاهی":

قدردانی از چیزهای کوچک و خوبی‌هایی که دارید(سفره ساده اما پر از محبت)را به یک عادت روزانه تبدیل کنید. این کار مغز شما را برای دیدن مثبت‌ها تربیت می‌کند.

در لحظه‌ی حال زندگی کنید. نگرانی درباره‌ی آینده یا حسرت گذشته، بزرگترین دزدان آرامش هستند. تمرین توجه آگاهی به شما کمک می‌کند عمق زیبایی‌های "همین الان" را درک کنید.
خوشبختی یک مقصد نیست، بلکه شیوه‌ی سفر کردن است. این مسیر، با قدم‌زدن در کنار کسانی که دوستشان داریم، با معنا بخشیدن به راهی که می‌رویم و با چشیدن طعم لحظه‌های کوچک اما عمیق زندگی، ساخته می‌شود. ثروت و موفقیت بیرونی می‌توانند ابزار باشند، اما هرگز خود هدف نیستند.گنج واقعی در دلی آرام، رابطه‌ای صمیمی و زندگی‌ای با معنا نهفته است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏1
Audio
💠چرا در پایان رابطه هیولا می سازیم؟

✍️احسان الفقیه

▷ ◉───────── 18:41

روابط انسانی یک‌باره نمی‌میرند؛ ابتدا در واقعیت پایان می‌یابند، سپس مردم در خاطره آن را می‌کشند و تمام محبت‌های گذشته را محاکمه می‌کنند. دوستان و همراهان قدیمی با یک اختلاف، متهم به نفاق یا بدجنسی می‌شوند و همه‌ی خوبی‌هایشان نادیده گرفته می‌شود، گویی نمی‌توان پذیرفت که چیزی زیبا بدون دروغ به پایان رسد.

قرآن با آیه‌ی «وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» ما را به یادآوری احسان‌های گذشته فرامی‌خواند. داستان موسی و خضر (ع) نشان می‌دهد که دو انسان صالح می‌توانند بدون دشمنی از هم جدا شوند. نُبل در این است که در فراق، احترام و دعا و یادبود نیکی‌ها را حفظ کنیم و زندگی را به جای تصفیه‌حساب، صرف درک این حقیقت کنیم که هر کس رسالت و راه خود را دارد.

#پادکست_آوای_اصلاح 21

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏1
💠مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ

هیچ امتی از اجلِ [معینِ] خود نه پیش می افتد و نه پس می ماند.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
#پیام_روز

💠تربیتِ اسلامی و اصلاحِ بینش و منش، یا همان تعلیم و تزکیه، فرآیندِ تبدیلِ «معرفت به رفتار» در انسان است. این فرایند، زمینه‌سازِ انجامِ خیر و شر، و صعود یا سقوطِ آدمی است که از بامدادِ زندگی و طلوعِ رشدِ عقلی تا شامگاهِ مرگ، استمرار دارد؛ و انسان در این مسیر، همواره در ستیز و مبارزه‌ای دائمی است.»

دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏3
روز خبرنگار؛ پاسداشت قلم و حقیقت

۱۷ مرداد، روز خبرنگار، فرصتی است برای پاسداشت قلم‌ها و نگاه‌هایی که برای روشن ماندن چراغ آگاهی و روایت درست واقعیت تلاش می‌کنند.
خبرنگار شریف، تنها ناقل خبر نیست؛ بلکه وجدان بیدار جامعه، چشم ناظر مردم و همراه حقیقت است؛ حتی در مسیر دشواری‌هایی چون فشار، محدودیت، تهدید، ناامنی شغلی و بی‌مهری‌های حرفه‌ای.
البته حرمت این حرفه زمانی پاس داشته می‌شود که قلم، امانت مردم بماند؛ نه ابزار تحریف حقیقت، معامله با قدرت، تطهیر ظلم یا سکوت در برابر رنج انسان‌ها.
روز خبرنگار، در حقیقت روز تعهد به صداقت، شجاعت، انصاف و مسئولیت اجتماعی است.
این روز را به همه خبرنگاران آزاده، مسئول و حقیقت‌جو تبریک می‌گوییم و برای آنان عزت، امنیت، آرامش، سلامت و استقلال حرفه‌ای آرزومندیم.

روابط عمومی جماعت دعوت و اصلاح

@islahweb
3👏1
💠تحلیلی بر این کلام نبوی:


م. رئوف اصلاح‌جو

رسول خدا صلی‌الله علیه و سلم می‌فرماید:

«ایمان هفتاد و چند شاخه دارد؛ برترینِ آن گفتنِ «لا إله إلا الله» و پایین‌ترینِ آن کنارزدنِ چیزی آزاردهنده از راه مردم است، و حیا نیز شاخه‌ای از ایمان است.»
به روایت مسلم

اگر کنارزدن، خاری یا سنگ کوچکی از راه، بخشی از ایمان است،
پس پاداش کسی که خارِ واژه‌های آزاردهنده را از مسیر دل‌ها برمی‌دارد چگونه خواهد بود؟

کسی که اشکی را می‌خشکاند،
شکستگی دلی را مرهم می‌نهد و در سینه‌های خسته بذر آرامش می‌کارد،

تنها رهگذری نیکوکار نیست؛ بلکه رودخانه‌ای از رحمت است که پیوسته جاری می‌شود.

او کسی است که دنیا با حضورش شکوفا می‌گردد و جان‌ها، بی‌آنکه سخنی بگویند، در برابر مهر و انسانیتش سر سپاس فرود می‌آورند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9👏3
✍️ دکتر وصفی عاشور ابوزید


💠عبادت با صورت‌های گوناگونش ۲۷۵ بار در قرآن کریم آمده است.

کار و عمل (با همه مشتقاتش) ۳۵۹ بار در قرآن ذکر شده است.

و علم و دانایی نیز با مشتقات مختلف، ۸۵۶ بار در قرآن آمده است.

جالب آنکه تعداد دفعاتی که واژه عمل در قرآن آمده، تقریباً برابر با تعداد روزهای سال قمری است؛ گویی قرآن به مسلمان می‌آموزد که هیچ روزی نباید بدون انجام کاری سودمند برای خود، جامعه و امت اسلامی سپری شود.

همچنین، تعداد دفعات ذکر علم از مجموع عبادت و عمل نیز بیشتر است. این نکته نشان می‌دهد که علم، جایگاهی بنیادین دارد و راهنما و پیشوای عبادت و عمل است.

از سوی دیگر، مجموع دفعات ذکر علم و عمل چندین برابر واژه عبادت است؛ گویی قرآن می‌خواهد این حقیقت را یادآور شود که اسلام تنها برای انجام عبادت‌های فردی نیامده، بلکه آمده است تا با تکیه بر علم و عمل، دنیا را آباد و جامعه را هدایت کند؛ و عبادت نیز نیرویی باشد که این حرکت را جهت‌دهی و معنا ببخشد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏1
💠از تکلّف و تکرار تا طبع و عادت


✍🏻صدیق قطبی

«و هر چه آدمی به تکلّف عادت کند، طبع وی گردد... پس آنچه ضد و خلاف طبع است به عادتْ طبع همی‌گردد...»(ص۱۱-۱۲)

«کسی که تکبّر بر وی غالب بوَد، به تکلّف تواضع کند شفا یابد...»(ص۱۳)


«پس بدان که اخلاق نیکو را سه سبب است:
یکی آنکه اصل فطرت است؛ و آن عطا و فضل حق _تعالی_ است، که کسی را در اصلِ فطرتْ نیکوخُلق آفریند _مثلاً سخی آفریند، متواضع آفریند_ و چنین بسیار بوَد.
دوم آنکه به تکلّفْ افعال نیکو کردن گیرد، تا وی را عادت شود.
سوم آنکه کسانی را بیند که اخلاق و افعال ایشان نیکو بوَد، صحبت با ایشان دارد که به ضرورتْ آن صفات اندر طبع وی همی‌گیرد، اگر چه از آن خبر ندارد...»(ص۱۳)

«... اول همه سعادت‌ها اَعمال خیر است به تکلّف؛ و ثمرهٔ وی آن است که درون دلْ صفتِ خیر گیرد، آنگاه نور آن باز بیرون افتد، و اَعمال خیر به طبع و طوع اندر پذیرفتن ایستد. و سرّ این، آن علاقت است که میان دل و تن است، که این اندر آن اثر همی‌کند، و آن اندر این.»(ص۱۵)
✔️(کیمیای سعادت، ابوحامد محمد غزالی، تصحیح خدیو جم، نشر علمی و فرهنگی، جلد اول)


«وجه دوم کسب این خوی‌هاست به مجاهده و ریاضت؛ این نفس را بر کارهایی داشتن که خویِ مطلوب اقتضا کند آنها را. پس هر که خواهد که خوی جوانمردیْ نفس خود را حاصل گرداند، طریق او آن باشد که به تكلّف جوانمردی کند، و آن بخشیدن مال است. پس همیشه به طریق تکلف بدان مواظبت نماید و با نفس خود در آن مجاهده کند، تا آن وی را طبع شود و به آسانی بتواند کرد، پس نفس او جوانمرد گردد. و همچنین هر کس تکبر بر وی غالب بود و خواهد که خویِ تواضع وی را حاصل شود، طریق او آن است که مدتی مدید بر افعال متواضعان مواظبت نماید و در آن با خود مجاهده برزد و تکلف کند، تا آنگاه که آن خوی و طبع او شود و بر وی آسان گردد.
و همه خوب‌ها که در شرع ستوده است بدین طریق حاصل آید...

و مقصود از عبادت‌ها جز آن نیست که در دل اثر کند، و اثرهای آن به بسیاری مواظبت بر عبادت‌ها مؤکد شود...
و نباید استبعاد کند که نماز روشنایی چشم شود و عبادت‌ها لذیذ گردد، چه عادتْ عَجَب‌هایی از این عَجَب‌تر در نفس اقتضا کند...

و چون نفس به سبب عادت از باطل لذت می‌یابد و سوی زشتی‌ها مایل می‌شود، پس چگونه از حق لذت نیابد اگر مدتی به آن بازگردانیده شود، و الزام نموده آید تا بر آن مواظبت نماید!...

پس اکنون بدین تقریر قطعاً دانستی که کسب خوی‌های نیک به ریاضت ممکن است. و آن در ابتدا تکلّف کارهایی است که از خوی‌های نیک صادر شود تا در انتها طبع گردد. و این از علاقت عجیب است که میان دل و جوارح است؛ ای، میان نفس و بدن. چه هر صفتی که در دل ظاهر گردد، از آن بر جوارح فایض گردد، تا هر آینه بر وفق آن بجنبد؛ و هر فعلی که بر جوارح گذرد، اثری از آن به سوی دل بر رود، و اثر در دل دایم می‌ماند.»
✔️(إحیاء علوم الدین، محمد بن محمد غزالی، ترجمه مؤیدالدین محمد خوارزمی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، جلد سوم، ص۱۲۵-۱۲۶)



مرتبط با این نگاه:

گفت: «مدتی نَفْس را به درگاه می‌بردم و او می‌گریست. چون مدد حق در رسید نَفْس مرا می‌برد و می‌خندید.»
(بایزید بسطامی: تذکرةالاولیاء، تصحیح‌ شفیعی کدکنی، ص۱۶۸)

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏1
💠«غفلت از خویش، فقرِ نزد خدا»


✍🏻حمزه خان‌بیگی

انسان، در مسیر حیات، همواره در معرض غفلتی بزرگ است: چشم دوختن به زندگی دیگران و فروگذاشتن مراقبت از خویشتن. این غفلت، نه تنها فرصت‌های معنوی را از او می‌گیرد، بلکه او را از حقیقت فقر و غنا نزد خداوند بی‌خبر می‌سازد.
چه بسیار فرصت‌هایی که از دست می‌رود، آنگاه که نگاه خویش را به زندگی دیگران می‌دوزیم و از خویشتن غافل می‌مانیم. پیش از آنکه دل را به رنجِ مراقبت از داشته‌های مردم بیفکنی، به صحیفهٔ اعمال خود بنگر؛ زیرا بسیاری، چون ثروتمندی را ببینند، با خود می‌گویند: چرا من همانند او نیستم؟ اما هنگامی که عابدی را در دل شب به نماز ایستاده، یا حافظی را به تلاوت قرآن مشغول، یا بخشنده‌ای را در صدقه فراوان مشاهده می‌کنند، کمتر به خود چنین پرسشی می‌نهند.
قال النبي ﷺ: (انظُروا إلى مَن أسفَلَ مِنكُم، ولا تَنظُروا إلى مَن هو فوقَكُم، فهو أجدَرُ أن لا تَزدَروا نِعمةَ اللهِ.)
📚 صحيح مسلم [2963]
«(در دنیا)، به پایین‌تر از خودتان نگاه کنید و به کسی که بالاتر از شماست ننگرید، چون که این بهتر و مؤثّرتر است در این که نعمت خداوند بر خودتان را کم نشمارید».
پس اگر خواهان مقایسه‌ای سودمند هستی، سجود خویش را با سجود صالحان بسنج، و ذکر خود را با ذکر اهل یاد مقایسه کن. اما دارایی‌ها وجلوه‌های ظاهری، چه بسیار که صاحبانشان رفتند وهمه را پشت سر گذاشتند.فقیر آن نیست که مالش اندک باشد؛بلکه فقیر کسی است که اندوخته‌اش نزد خداوند اندک است.

پس راه رهایی، در بازگشت به خویشتن و مراقبت از صحیفهٔ اعمال است؛ و راه غنا، در پرورش سجود و ذکر و صدقه و قرآن. این راه، راه سلوک است؛ راهی که انسان را از فقر ظاهری به غنای حقیقی می‌رساند، و از غفلت به بیداری و قرب الهی.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏1
💠مسئله ی اصلی این نیست که جهان چگونه است،بلکه این است که (من کیستم)ودرچه حال ومقامی ایستاده ام.

✍🏻الحاق جوادی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👏1
💠وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا ۖ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا


و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8❤‍🔥2
#پیام_روز

💠عقلِ زندگی؛ کلیدِ گشایشِ بن‌بست‌ها


در مسائلِ زندگی، علاوه بر عقلِ طبیعی، باید از “عقلِ زندگی” نیز بهره‌مند بود؛ عقلی که از راه‌های گوناگون به دست می‌آید؛ مانندِ به کار بستنِ عقلِ طبیعی، بهره‌گیری از تجربه‌های خود و دیگران، مشورت، و پیروی از رهنمودهای انبیا، اولیای الهی و دستورهای ارشادیِ ادیانِ آسمانی.
اینکه می‌گویند یک رهبر، یک مدیر یا یک رئیس‌جمهور باید مدیر و مدبر باشد، به این معناست که باید عاقل و صاحب‌تدبیر باشد؛ چراکه مدیریت از عهده‌ی هر کسی ساخته نیست و نیاز به عقلِ تجربی، عقلِ اجتماعی و همان “عقلِ زندگی” دارد.
بهره‌مندی از عقلِ زندگی، به پیشرفت و موفقیتِ انسان کمک می‌کند و در فراز و نشیب‌ها به یاریِ آدمی می‌شتابد تا او را از بن‌بست‌ها رهایی بخشد.


برگرفته از کتاب «زندگی موفق»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👏1
📌هویت انسان: مخلوق شگفت‌انگیز خداوند و بیان پشتوانه‌های لازم در مسیر عبودیت (کتاب و قرآن)

✍️محمود کریمی

این متن به بررسی هویت انسان از دیدگاه قرآن کریم می‌پردازد. خداوند انسان را با هویتی متفاوت و برتر از سایر موجودات آفرید و او را جانشین خود در زمین قرار داد. برای احراز این هویت و انجام مسئولیت سنگین جانشینی، خداوند امکانات و قابلیت‌هایی مانند تفکر و تعقل را به انسان بخشیده است. یکی از پشتوانه‌های حیاتی انسان در مسیر عبودیت و شکوفایی هویت الهی‌اش، کتاب‌های آسمانی و به ویژه قرآن کریم است. قرآن، به عنوان جامع‌ترین و محفوظ‌ترین وحی الهی، نه تنها تصدیق‌کننده کتاب‌های پیشین است، بلکه قانونی کامل برای زندگی بشر و راهنمای او به سوی حق و عدالت می‌باشد. تمسک به قرآن و عمل به دستورات آن، موجب رفعت مقام، شرافت و عزت انسان در دنیا و آخرت می‌شود، در حالی که بی‌توجهی به آن موجب گمراهی و ذلت خواهد بود.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#هویت_انسان #خلیفه_الله #قرآن_کریم #کتاب_آسمانی #عبودیت #هدایت #تفسیر_قرآن #تدبر_در_قرآن

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏1
💠 خلاصه خطبه نماز جمعه انجیره (منطقه لمزان)


📅 جمعه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

🏷️ بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری

🎙خطیب: الحاق جوادی

◻️ همه ما با سرمایه‌گذاری آشنا هستیم. برای خرید زمین، خانه، خودرو و تجارت، وقت و برنامه صرف می‌کنیم. اما سودآورترین سرمایه‌گذاری، ساختن یک انسان است. سرمایه‌گذاری بر ایمان، اخلاق و شخصیت فرزند، هم زندگی دنیا را آباد می‌کند و هم تا ابد برای انسان ثمر می‌دهد.
◻️ زندگی دنیا، تنها گذرگاهی کوتاه است. پس از آن، حیاتی جاودانه در پیش داریم؛ یا نعمتی بی‌پایان، یا عذابی که قرآن درباره‌اش می‌فرماید: «نه در آن می‌میرد و نه زندگی آرامی دارد». از همین رو خداوند فرمان می‌دهد: «خود و خانواده‌تان را از آتش حفظ کنید.» بزرگ‌ترین مسئولیت پدر و مادر، حفظ ایمان خود و خانواده‌شان است.
◻️ یتیمیِ واقعی، نداشتن پدر و مادر نیست. امام شافعی، که خود طعم یتیمی را چشیده بود، می‌گوید:
«یتیم آن نیست که پدر و مادرش را از دست داده باشد، بلکه یتیمِ حقیقی، کسی است که از علم و ادب محروم مانده باشد.»
بزرگ‌ترین میراثی که می‌توان برای فرزند گذاشت، علم، ایمان و ادب است.
◻️ قرآن، لقمان را الگوی تربیت معرفی می‌کند. او با فرزندش نه با فریاد و مشاجره، بلکه با گفت‌وگویی صمیمانه و سرشار از محبت سخن می‌گفت و هر بار با تعبیر دلنشین «یا بُنَیَّ» دریچه‌ای تازه از حکمت را به روی او می‌گشود. تربیت، یک سخنرانی یک‌روزه نیست، ساختنی آرام و پیوسته است.
◻️ نخستین درس لقمان، توحید است: هیچ‌کس و هیچ‌چیز را در کنار خدا قرار مده. مؤمن می‌داند سرچشمه همه خیرها و دفع‌کننده همه زیان‌ها تنها خداست. مولانا همین حقیقت را در گفت‌وگوی خداوند با موسی به زیبایی تصویر می‌کند:
«غیر من پیشت چو سنگ است و کلوخ...»
دل مؤمن، همچون کودک به مادر، در همه حال تنها به سوی خدا بازمی‌گردد و معنای حقیقی «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» را زندگی می‌کند.
◻️ لقمان سپس به فرزندش می‌آموزد که هیچ کار نیک یا بدی، هرچند به اندازه دانه خردلی و در دل سنگی پنهان باشد، از علم خدا پوشیده نمی‌ماند. هیچ خوبی گم نمی‌شود و هیچ بدی بی‌حساب نمی‌ماند. این باور، انسان را به صداقت، امانت و مسئولیت‌پذیری دعوت می‌کند.
◻️ پس از آن، لقمان به نماز سفارش می‌کند؛ نمازی که تنها انجام یک عمل ظاهری نیست، بلکه دیدار عاشقانه بنده با پروردگار است. نمازی که آثارش پس از سلام نماز نیز در اخلاق، رفتار و روابط انسان باقی می‌ماند. سپس امر به معروف، نهی از منکر و صبر در برابر سختی‌ها را ستون‌های دیگر شخصیت مؤمن معرفی می‌کند.
◻️ خانه، نخستین مدرسه و پدر و مادر، نخستین معلمان فرزندند. کودکان، بیش از آنکه به سخنان ما گوش دهند، رفتار ما را تماشا می‌کنند. ایمان، محبت، ادب و صداقت، پیش از آنکه آموزش داده شوند، باید در زندگی والدین دیده شوند.
◻️ هیچ خانه، هیچ ثروت و هیچ ارثی، ارزشمندتر از انسانی نیست که با ایمان، اخلاق و شخصیت نیکو پرورش یافته باشد. شاید سال‌ها بعد، نه خانه‌ای که برای فرزند ساختیم، بلکه انسانی که تربیت کردیم، بزرگ‌ترین شرف دنیا و ذخیره آخرت ما باشد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏1
💠قواعد قرآنی(47)


✍🏻عبدالظاهر سلطانی

الشیطانُ یَعِدُکُمُ الفَقر بقره/268

شیطان به شما فقر را وعده می‌دهد.


برخی همواره از بدبختی، مستمندی، گرفتاری، بیماری و... می‌نالند و یا از رخ‌دادن این‌ها در آینده بیم دارند، غافل از آن‌که شیطان از این حالت خرسند می‌شود و خودش عامل وعده به فقر و مشکلات است!

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1👏1
💠سکون و جنبش


✍🏻صدیق قطبی

کودک زمانی می‌آرامد و به خواب می‌رود که کسی گهواره را بجنباند. سکون و آرام او در گروِ جنبش است:

سو به سو گشتم که تا طفل دلم خامش شود
طفل خسپد چون بجنباند کسی گهواره را
(دیوان شمس، غزلِ ۱۴۳)

صوفی به سماع دست از آن افشاند
تا آتش دل به حيلتی بنشاند
عاقل داند که دايه، گهوارۀ طفل
از بهر سکون طفل می‌جنباند
(؟)

از این منظر، خرسندیِ ژرفْ محصولِ جنبش و کوشش مستمر در راه مقصودی والا و ارزشی دلخواه است که می‌ارزد زندگی را در پای آن ریخت. جان وقتی قرار می‌یابد که بی‌قرارِ دائمِ مقصدی ارجمند باشد. قرار و آرام عمیق در گروِ طلب کردنِ اوست. او که می‌ارزد به سویش تپید. او که برازندهٔ اعتنا، التفات و همّ آدمی است. مولانا می‌گفت باید طلبی پیدا کنی و آن طلب تو را بی‌قرار کند و آنگاه در این طلب قرارسوز، جان تو قراری خواهد یافت. خرسندی و رضایتی ژرف:

اگر یک‌دم بیاسایم، روان من نیاساید
من آن لحظه بیاسایم که یک لحظه نیاسایم
(دیوان شمس، غزلِ ۱۴۳۸)

جملهٔ بی‌قراری‌ات از طلب قرار توست
طالبِ بی‌قرار شو تا که قرار آیدت
(دیوان شمس، غزل ۳۲۳)

می‌گوید از این‌رو ناآرامی، که طلب راستین نداری. آنچه درخورِ جستن و خواستن است آرامش نیست. حقیقتِ والا و زیبایِ اوست که درخور جستن است. و جان تو به یُمنِ این جست‌وجو است که قرار پیدا می‌کند. چرا که جان را برای تپیدن در پی دوست سرشته‌اند، نه کسب آرامش. آرامش، نتیجهٔ این پویش و جست‌وجوی مدام است.

از این نگاه، سعادت و خرسندی چیزی نیست جز تپیدن مستمرّ و دلبستگی بی‌وقفه. و آدمی یعنی رو به سوی چیزی داشتن. چیزی که هم‌سرشت جان است:

دلا! گر عاشقی می‌سوز و می‌ساز
تنا! گر طالبی می‌پرس و می‌پوی
(سعدی)

بی‌قرار می‌کند، چون به چنگ نمی‌آید. بی‌قرار می‌کند، چون گمشدهٔ حقیقی روح است. و «هر که دلارام دید، از دلش آرام رفت». با این‌حال، قرار و آرام جان در پذیرش این بی‌قراری‌ است. بی‌قراریِ خوش، بی‌قراری برای گمشده‌های راستین روح است:

تا در دل من قرار کردی
دل را ز تو بی‌قرار دیدم
(مولانا، غزلِ ۱۳۱۹)

با دل‌آرامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یکباره بُرد آرام را
(حافظ)

هر چند قدم‌های ما کُند باشد و راه تاریک و دراز و لغزنده، باز هم پوییدن بهتر است:

ای که پای رفتنت کُند است و راه وصل تند
بازگشتن هم نشاید تا قدم داری بپوی
(سعدی)

مهم این است که نخست دریابیم آنچه در پی‌ آن می‌دویم ارزش پوییدن دارد. آن‌وقت فارغ‌ایم از اینکه تا چه اندازه به نتیجه می‌رسیم. مسیر با همهٔ فرازوفرودهایش دل‌پذیر می‌شود. چرا که مقصد، شایسته است. همیشه شایسته است. فارغ از رسیدن و نرسیدن، شایسته است. همین که عمر را مصروف پی‌جویی آن والای ارجمند کرده‌ایم، برای خرسندی جان کافی است:

گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایت‌های شیرین باز می‌ماند ز من
(سعدی)

اگر فرهاد را حاصل نشد پیوند با شیرین
نه آخر جان شیرینش برآمد در تمنایی؟
(سعدی)

هوشنگ ابتهاج می‌گوید:

«با ما و بی ما آن دلاویزِ کهن زیباست
در راهْ‌بودن سرنوشتِ ماست
روزِ همایونِ رسیدن را
پیوسته باید خواست.»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👏1