جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.2K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠 آیا راهکارهایی برای پرورش نوجوان شاد وجود دارد؟


✍🏻 جهاندار امینی

در دو بخش گذشته، از اهمیتِ تشویق و توجهِ واقعی به نوجوان گفتیم. نوجوانی که احساس کند دیده می‌شود و تلاش‌هایش ارزشمند است، با انگیزه و آرامش بیشتری مسیر رشد خود را دنبال می‌کند.

اکنون به سومین راهکار می‌پردازیم:

۳. به نوجوان اجازه دهید چیزهای جدید را تجربه کند 🌱🎨


دوران نوجوانی، زمانِ کشف توانایی‌ها، علاقه‌ها و استعدادهای تازه است. ممکن است نوجوان شما به یک ورزش، هنر، مهارت فنی یا فعالیت علمی خاص علاقه نشان دهد. تا حد امکان، او را در این مسیر همراهی کنید؛ شرایط لازم را فراهم سازید و فرصت تجربه‌کردن را از او نگیرید.

اگر به رشته‌ای ورزشی یا هنری علاقه دارد، ثبت‌نام او در کلاس یا فراهم‌کردن امکانات اولیه، می‌تواند پیام مهمی به او منتقل کند:

«به علاقه‌ها و توانایی‌هایت باور دارم.»


البته حمایت فقط به فراهم‌کردن امکانات محدود نمی‌شود. وقتی در مسیر یادگیری یا انجام فعالیتش موفق می‌شود، به او نشان دهید که تلاش‌هایش را دیده‌اید. به جای تمرکز صرف بر نتیجه، از پشتکار، تمرین و جدیتی که برای رسیدن به موفقیت داشته است، قدردانی کنید.

مثلاً بگویید:
«می‌دانم برای رسیدن به این نتیجه خیلی تمرین کردی؛ تلاش و پشتکارت برای من ارزشمند است.»

این نوع نگاه، اعتمادبه‌نفس نوجوان را تقویت می‌کند و به او می‌آموزد که شکست‌ها و تجربه‌های تازه نیز بخشی طبیعی از مسیر رشد هستند.

ادامه دارد

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠قوی بودن؟


✍🏻صدیق قطبی

قوی بودن جرأتِ زیستن، گُل دادن، و دوست داشتن در دنیایی است که در معرض بادهای خانه‌کَن است.
قوی بودن، متعهد ماندن به لبخند است حتی در بستر احتضار. لبخندی که وامدار اشک‌ها است و پذیرای آنها.

قوی بودن آمادگی برای شنیدن «نه» است. دوستی ورزیدن و برای حفظ دوستی‌ها باج ندادن است. باج دادن؟ بله، وقتی که بیمناکِ از کف دادن دوستی‌ها، به خود اصیل‌ات پشت کنی.
قوی بودن توانایی تحمل ابهام و تردید هم هست. موکول نکردن تصمیم‌ها و اقدام‌ها به حصول قطعیت و یقین. چرا که آن‌وقت زندگی دچار رکود و رخوت می‌شود. گاهی شنیدن بویی و به تعبیر حافظ «بانگ جرسی» کافی است که قدم به راه بگذاری.
قوی بودن، پذیرفتن شکست و ضعف هم هست. آدمی در این جهان شکست می‌خورد. کم می‌آورد. به بن‌بست می‌رسد. و همهٔ اینها می‌توانند به کار آن فضیلت یگانه بیایند: فروتنی!
در این مواقع، قوی بودن سرسختی لجوجانه نیست، پذیرش است و جست‌وجوی امکان‌های دیگر. انعطاف است.
درخت قوی، درختی نیست که کژ و مژ نمی‌شود. درختی است که کَنده نمی‌شود. قوّت درخت به انعطافی است که در برابر باد و باران و بهار دارد.
قوی بودن در رهایی از اسارت عادت‌ها است.

مواجههٔ انتقادی با خویشتن، و باور به اینکه ایجاد رویه‌ها و روال‌های جدید از ما آدم دیگری می‌سازد. و بعد، مقاومت و استقامت. رهایی از اسارت عادت‌های خودساخته، شاید سخت‌ترین باشد. و باز حافظ می‌گفت که کامیابی در گرو «خلاف‌آمدِ عادت» است. عادت‌ها، آشنا‌اند و حسی از امنیت القا می‌کنند. اما ثروت درونی ما در گروِ خروج از دایره‌های امنِ عادت است. ویتگنشتاین می‌گفت:
«انقلابی کسی است که می‌تواند در خود انقلاب کند.»

قوی بودن، توانایی دست شستن و بخشیدن است. باختن و واگذاشتن و پیشکش کردن. پاک‌بازی کار پُردلان و نیرومندان است. ما به قدر ظرفیت و توان‌مان در بخشیدن است که توانا و نیرومندیم.
قوی بودن توان یاری‌گرفتن بدون شرم از دیگران هم هست. آدمی به آدمی نیازمند است. اذعان به واقعیت و پذیرش آن شجاعت می‌خواهد. من خودبسنده نیستم. به دوستی تو، حضور تو، همدلی و غم‌گساری تو محتاجم. من در تنهایی خود کافی نیستم. برای بازیافتن خویش، برای کمال بخشیدن به روح خویش به دیگرانی نیازمندم. و سربلند و آگاه، به پیشواز ارتباط‌های یاری‌گرانه می‌روم. این بینش و روش، تصدیق واقعیت است. و سرپوش نهادن بر آن و تظاهر به خلاف آن، نشانهٔ ناتوانی است.
قوی بودن در نفوذپذیر بودن هم هست. وقتی بگذاری زیبایی در تو رخنه کند. بویی و منظره‌ای دیوانه‌ات‌ کند. سخنی به وجدت آورد. بگذاری چون کودکان و دیوانگان از تشویش کم و بیش و سود و زیان فارغ باشی. مجذوب شدن توانایی کوچکی نیست. مجذوب شدن، تجربهٔ گم‌شدنِ خودخواسته است. و نیازمند آنکه از این میل سرکش که مهار هر چیز در دست تو باشد، فراتر بیایی.
قوی بودن در دوست داشتن، به رغم همهٔ ناکامی‌ها و بی‌یقینی‌ها است.
قوی بودن، توانایی دوست داشتن است. و همزمان رها بودن از ترس مرگ.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
💠الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ

همان بار گرانی که پشتت را شکست.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
#پیام_روز

💠اولویتِ «رحمت» بر «صراحت» در دعوتِ الهی


رسول خدا (ص) حاملِ اصیل‌ترین اندیشه‌ی تاریخ بشر، یعنی «توحید»، راست‌ترین و غنی‌ترین پیام، یعنی «اسلام»، و شریف‌ترین وظیفه، یعنی «هدایتِ خلق به سوی پروردگار» بود. با این‌همه، پروردگارِ متعال خطاب به ایشان می‌فرماید که اگر «نرمی، رحمت و رقتِ قلب» تو نبود، هیچ‌یک از این رسالت‌ها به سرانجام نمی‌رسید.
این درسِ بزرگی است برای ما:
هرچند اندیشه‌ات درست باشد، راست‌تر از اندیشه‌ی توحیدی نیست؛ و هرچند محتوای رفتارت شایسته باشد، برتر از رساندنِ خلق به پروردگارشان نیست!
این یعنی: «شیوه‌ی ابلاغ» همواره بر «محتوای پیام» مقدم است.
نصیحتِ خالی از «محبت»، نصیحت نیست؛ بلکه به هجو و بدگویی بدل می‌شود.
وظیفه‌ی ما، بازشناسیِ زشتی‌ها (منکر) و دعوتِ سرکشان به سوی حق است؛ اما باید به یاد داشته باشیم که تنها مجازیم بر اساسِ «آنچه موجبِ رضایتِ خداست»، دیگران را به سوی او بخوانیم. ابزارِ دعوتِ ما، همان اخلاقِ نبوی است.

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
💠سیرهٔ معنوی پیامبر ﷺ و دعاهای ایشان  (( دهــــم ربیــع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«سلوکِ قلب در آینهٔ مناجات نبوی»

♻️سیرهٔ پیامبر اکرم ﷺ، تنها در رفتارهای بیرونی و رخدادهای تاریخی خلاصه نمی‌شود؛ ژرف‌ترین لایهٔ حیاتِ ایشان در «دعا» و «مناجات» جلوه‌گر است؛ جایی که قلبِ محمدی، در اوجِ عبودیت، با ربّ خویش سخن می‌گوید و راهِ سلوکِ بندگان را در قالبِ دعاهای تعلیم‌شده ترسیم می‌کند. دعاهای نبوی، صرفاً الفاظِ طلبِ حاجت نیستند؛ بلکه نقشه‌های سلوکی و آیین‌نامه‌های تربیتی‌اند که نسبتِ بنده و خدا، حقیقتِ فقر و نیاز، ادبِ حضور و راهِ تزکیهٔ نفس و تهذیبِ قلب را به زبانی لطیف و عمیق بیان می‌کنند.
📖 قرآن، پیامبر ﷺ را «أسوهٔ حسنه» معرفی می‌کند:
﴿لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾
این اسوه بودن، میدانِ دعا و مناجات را نیز دربرمی‌گیرد؛ هر دعای نبوی، درسی در عبودیت است و هر مناجات، آینه‌ای برای سلوک؛ آینه‌ای که سالک، با نگریستن در آن، راهِ خود را در میانِ تاریکیِ نفس و دنیا می‌یابد.
در منطقِ نبوی، دعا «روحِ بندگی» است؛ چنان‌که فرمود: «الدعاءُ هو العبادة».
دعا، صرفاً درخواستِ نعمت نیست؛ بلکه حالتِ حضور، اعترافِ به فقر و اظهارِ نیاز در محضرِ حق است. از این‌رو، سیرهٔ معنوی پیامبر را می‌توان از خلالِ دعاهای ایشان بازخوانی کرد؛ زیرا در دعا، قلبِ نبوی بی‌واسطه با ربّ سخن می‌گوید و حقیقتِ عبودیت را به امت می‌آموزد.
دعاهای پیامبر ﷺ، میانِ معرفت و تربیت جمع می‌کنند.
دعای «اللهم آتِ نفسی تقواها، وزکّها أنت خیرُ من زکّاها، أنت ولیُّها ومولاها»
نمونه‌ای روشن است: اعتراف به نیازِ نفس، درخواستِ تقوا و تزکیه، و اذعان به ولایت و ربوبیتِ الهی. این دعا، هم طلبِ تقواست و هم تعریفِ نسبتِ سالک و ربّ؛ سالک، خود را ناتوان از تزکیهٔ مستقل می‌بیند و در عینِ مجاهده، همهٔ توفیق را از خدا می‌داند.
🔶محورِ نخست ؛ در دعاهای نبوی، «توحید» است؛ خداوند با اسماء و صفاتِ گوناگون خوانده می‌شود: «اللهم ربَّ السماواتِ وربَّ الأرض»، «یا حیُّ یا قیّوم» و… این تنوّع، نشان می‌دهد که دعا، میدانِ تجلّیِ معرفتِ توحیدی است؛ درسی در «چگونه دیدنِ خدا» و «چگونه خواندنِ خدا».
🔶محورِ دوم، «عبودیتِ محض» است؛ پیامبر، با آن‌که حبیبِ خداست، در دعا همواره در مقامِ عبد ظاهر می‌شود؛ محتاجِ مغفرت، نیازمندِ هدایت و بی‌نیاز از هر ادعای استقلال.

🔶 محورِ سوم، «جمعِ خوف و رجاء» است؛ دعاهای نبوی، هم پناه بردن از عذاب، فتنه و قساوتِ قلب‌اند و هم امید به رحمت و مغفرت.
دعای «اللهم إنی أعوذُ بک من قلبٍ لا یخشع، ومن دعاءٍ لا یُسمع، ومن نفسٍ لا تشبع، ومن علمٍ لا ینفع» نقشه‌ای برای شناختِ آفاتِ راه است؛ دعا، میدانِ تشخیصِ خطرها و یافتنِ پناهگاه‌هاست.

🔶 محورِ چهارم، «تربیتِ امت از طریقِ دعا»ست؛ بسیاری از دعاها با زبانِ تعلیم نقل شده‌اند:
«اللهم إنّی أسألک الهدی والتّقی والعفاف والغنی»
چهار ستونِ زندگیِ ایمانی را ترسیم می‌کند: هدایت، تقوا، عفاف و غنا. بدین‌سان، دعا، مدرسهٔ تربیتِ فرد و جامعه می‌شود.
از منظرِ عرفانی،دعاهای نبوی«منازلِ سلوک»هستند؛هر دعا،مقام یا حالی ازمسیرِقُرب را نشان می‌دهد. دعای نور:
«اللهم اجعل فی قلبی نوراً… واجعل لی نوراً»
طلبِ حضورِ حق در همهٔ ابعادِ وجود است؛ سالک می‌خواهد هیچ نقطه‌ای از جان و جهانش از نورِ الهی خالی نباشد.
از حیثِ علمی، می‌توان دعاهای نبوی را در چند محور دسته‌بندی کرد:
دعاهای تزکیهٔ نفس و تهذیبِ قلب؛
دعاهای هدایت و ثباتِ قدم؛
دعاهای رحمت و مغفرت؛
و دعاهای مربوط به امت.

در همهٔ این محورها، یک پیامِ مشترک دیده می‌شود: اعتراف به فقرِ ذاتیِ انسان و نیازِ دائمی به لطفِ الهی؛ چنان‌که پیامبر می‌گوید: «اللهم لا تَکِلنی إلى نفسی طرفةَ عینٍ أبداً».

👌در نهایت، سیرهٔ معنوی پیامبر ﷺ در آینهٔ دعاهای ایشان، سیرهٔ «عبودیتِ عاشقانه» است؛ عبودیتی که در آن، بنده، همواره محتاج، فقیر و امیدوار است. دعاهای نبوی، نقشهٔ راهِ این عبودیت‌اند؛ اگر سالک، آن‌ها را با دل بخواند و با جان بپذیرد، زبانش آینهٔ ایمان، قلبش جایگاهِ حضور، و زندگی‌اش میدانِ سلوکِ الهی خواهد شد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
📌استاد پیرانی در نشست آنلاین بانوان جماعت: ایمان آگاهانه و عمل صالح، حیات طیبه و مسئولیت اجتماعی می‌آفرینند

تهران - پایگاه اطلاع رسانی اصلاح‌

دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح، در نشست آنلاین بانوان جماعت که به دعوت معاونت بانوان در روز پنجشنبه ٢٩ مردادماه ۱۴۰۵ برگزار شد، با استناد به آیه‌ی ۹۷ سوره‌ی مبارکه‌ی نحل، به تبیین پیوند بنیادین میان «ایمان»، «عمل صالح» و دست‌یابی به «حیات طیبه» پرداخت.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#جماعت_دعوت_و_اصلاح #عبدالرحمن_پیرانی #نشست_بانوان #اصلاح_جامعه #تربیت_فرزند #نسل_جدید #سبک_زندگی_اسلامی #قرآن #سوره_نحل #مسئولیت_پذیری #صبر #یقین #دعا

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7😱1
💠  گناه سالم
(چطور عذاب وجدان می‌تواند ما را به مسئولیت و جبران برساند، نه به شرم و خودآزاری؟)



✍️  مصطفی سلیمانی

🔻 احساس گناه، اگر سر جای خودش بماند، می‌تواند یکی از تنظیم‌کننده‌های زندگی اخلاقی ما باشد. آدمی که بعد از آسیب‌زدن به دیگری هیچ ناراحتی‌ای احساس نمی‌کند، احتمالاً انگیزه چندانی هم برای جبران ندارد. مسئله از جایی شروع می‌شود که احساس گناه از یک رفتار مشخص عبور می‌کند و به کل شخصیت آدم می‌رسد.

■ در روان‌شناسی برای این تفاوت از دو مفهوم گِیلْت (Guilt) و شِیم (Shame) استفاده می‌شود. گِیلْت بیشتر متوجه رفتار است: «کاری کردم که اشتباه بود.» اما شِیم متوجه خود آدم است: «من آدم بدی هستم.» پژوهش‌های جون تنگنی و مارکوس لوکوود نشان داده‌اند که گِیلْت می‌تواند با همدلی، پذیرش مسئولیت و رفتارهای جبرانی همراه باشد؛ در حالی که شِیم بیشتر به پنهان‌شدن، کناره‌گیری و واکنش‌های دفاعی منجر می‌شود.

■ فرض کنید کسی وسط دعوا به همسرش می‌گوید: «تو اصلاً انتخاب اول من نبودی.» بعد از فروکش‌کردن خشم، می‌فهمد که حرفش تحقیرکننده بوده. اگر بگوید «این حرفم غلط بود»، هنوز درباره یک رفتار مشخص حرف می‌زند. می‌تواند عذرخواهی کند، اثر حرفش را ببیند و برای تکرارنشدنش کاری کند.
اما اگر بگوید: «من آدم مزخرفی‌ام»، اتفاق دیگری افتاده. خطا دیگر فقط یک رفتار نیست؛ تبدیل شده به تعریفی درباره کل شخصیت او. اینجاست که شرم می‌تواند آدم را از جبران دور کند.

■ این تفاوت در زندگی دینی هم مهم است. قرآن بعد از بیان خطا و گناه، بارها راه بازگشت را باز می‌گذارد. در سوره زمر، آیه ۵۳، به کسانی که «بر خودشان اسراف کرده‌اند» گفته می‌شود از رحمت خدا ناامید نشوند. در سوره فرقان نیز پس از ذکر گناهان، از توبه، ایمان و عمل صالح سخن گفته می‌شود و حتی از تبدیل بدی‌ها به نیکی‌ها.

■ در نگاه اخلاقی اسلام، توبه فقط یک احساس درونی یا یک جمله زبانی نیست؛ پشیمانی، ترک خطا، تصمیم به تکرارنکردن و در جایی که حق دیگری ضایع شده، جبران و طلب رضایت، بخشی از معنای آن است.
پس پشیمانی قرار است آدم را به سمت اصلاح ببرد. اگر فقط به سرزنش مداوم خودمان ختم شود، از هدف اصلی‌اش فاصله گرفته‌ایم.

■ شرم می‌تواند همین اتفاق را رقم بزند. آدم به‌جای اینکه به کسی که از او آسیب دیده فکر کند، مدام درگیر خودش می‌شود: «من چه آدمی هستم؟ چرا این کار را کردم؟ من واقعاً آدم بدم.» ممکن است ساعت‌ها خودش را سرزنش کند و حتی از خدا و دیگران فاصله بگیرد؛ اما هنوز عذرخواهی نکرده، چیزی را جبران نکرده و تغییری در رفتارش ایجاد نکرده باشد.
اینجا عذاب وجدان ممکن است به نوعی خودآزاری اخلاقی تبدیل شود؛ انگار فرد باید خودش را تنبیه کند تا ثابت کند پشیمان است. در حالی که تنبیه خود، جای جبران را نمی‌گیرد.

■ اگر به همسرمان آسیب زده‌ایم، مسئولیت ما این است که آسیب را ببینیم، عذرخواهی کنیم، فرصت ترمیم بدهیم و رفتارمان را تغییر دهیم. اگر دروغ گفته‌ایم، با پیامدش روبه‌رو شویم. اگر حقی را ضایع کرده‌ایم، تا جایی که می‌توانیم جبران کنیم. و اگر در رابطه با خدا خطایی کرده‌ایم، راه بازگشت را پیدا کنیم.
دردِ پشیمانی می‌تواند سخت باشد، اما وقتی در مسیر اصلاح قرار بگیرد، معنای دیگری پیدا می‌کند.

■ شاید تفاوت گناه سالم و شرم را بتوان خیلی ساده این‌طور دید:
گناه سالم می‌گوید: «من کار بدی کردم.»
شرم می‌گوید: «من آدم بدم.»
اولی هنوز راهی برای جبران باقی می‌گذارد؛ دومی همه‌چیز را به شخصیت آدم گره می‌زند.

■ بلوغ اخلاقی شاید همین باشد: بتوانیم همزمان دو چیز را نگه داریم؛
«کاری که کردم واقعاً غلط بود» و «من هنوز می‌توانم مسئولیتش را بپذیرم و برای جبرانش کاری بکنم.»

پشیمانی وقتی زنده است که به مسئولیت برسد؛ و مسئولیت وقتی کامل‌تر می‌شود که راهی به جبران باز کند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠 آیا راهکارهایی برای پرورش نوجوان شاد وجود دارد؟

✍🏻 جهاندار امینی

در بخش‌های پیشین، از تشویق نوجوان، توجهِ واقعی به او و فرصت‌دادن برای تجربه‌های تازه گفتیم. همه‌ی این رفتارها، در نهایت یک هدف مهم را دنبال می‌کنند: ساختن نوجوانی که به توانایی‌های خود باور داشته باشد.

اکنون به چهارمین راهکار می‌پردازیم:

۴. اعتمادبه‌نفس نوجوان را تقویت کنید 🌱
اعتمادبه‌نفسِ نوجوان، در فضای خانه و در نوع نگاه و گفت‌وگوی والدین با او شکل می‌گیرد. نوجوانی که احساس کند دیده، شنیده و محترم شمرده می‌شود، با اطمینان بیشتری برای رشد و تصمیم‌گیری قدم برمی‌دارد.
برای تقویت اعتمادبه‌نفس او:
🔸 با آرامش و احترام با او صحبت کنید و از تندخویی، تحقیر و بلند کردن صدا بپرهیزید.
🔸 به حرف‌هایش گوش دهید و در صورت نیاز، به‌جای دستور دادن، او را راهنمایی کنید.
🔸 به او اجازه دهید اشتباه کند. اشتباه‌کردن بخشی طبیعی از یادگیری است و هرگز به معنای شکست نیست.
🔸 او را با خواهر، برادر، دوستان یا دیگران مقایسه نکنید؛ هر نوجوان مسیر، توانایی‌ها و سرعت رشد خود را دارد.
🔸 هنگامی که کار خوبی انجام می‌دهد، با جمله‌هایی صمیمی و واقعی مانند: «من به تو افتخار می‌کنم»، تلاش و موفقیتش را تأیید کنید.
این رفتارهای ساده، به نوجوان کمک می‌کند ارزشمندی خود را احساس کند، از اشتباهاتش نترسد و با اعتماد بیشتری توانایی‌هایش را شکوفا سازد.

ادامه دارد

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
Audio
💠از قرآن جفرسون تا اسلام هراسی در آمریکا

✍️جان اسپوزیتو

▷ ◉───────── ۱۳:۴۵

این پادکست به بررسی میراث فکری جان اسپوزیتو، استاد برجسته مطالعات اسلامی در دانشگاه جورج تاون می‌پردازد. او در نوشته‌های خود به تحلیل ریشه‌های تاریخی اسلام‌هراسی در ایالات متحده و تبدیل شدن آن به یک تهدید ساختاری علیه دموکراسی پرداخته است. اسپوزیتو با بازخوانی تاریخ، بر حضور دیرینه مسلمانان در آمریکا و تأثیر قرآن بر اندیشه‌های توماس جفرسون تأکید می‌کند تا با روایت‌های خصمانه معاصر مقابله کند.

#پادکست_آوای_اصلاح۳۱

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَىٰ

و اما کسی که [از انفاق ثروت] بخل ورزید و خود را بی نیاز نشان داد

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
#پیام_روز

💠هنرِ همدلی در روزهای سخت


انسان، ناآرام و ناشکیبا آفریده شده است؛ پس اگر در روزهایِ سوگ یا هنگامِ درگیری با مصیبت، کلامی ناخوشایند از کسی شنیدید، دلگیر نشوید. حالِ او را درک کنید و به یاد آورید که بهترینِ مردمان، آنان‌اند که برای لغزشِ دیگران، «عذری نیکو» می‌تراشند.
دنیا، گذرگاهی است که هیچ‌کس را در آن اقامتِ ابدی نیست؛ چه پیامبر باشد، چه گنه‌کار؛ حاکم باشد یا محکوم؛ فقیر باشد یا توانگر. همه و همه، ناگزیر از این مسیر عبور خواهند کرد.
اگرچه فقدانِ محبوب، جانکاه است و تلخیِ مرگ، استخوان‌سوز؛ اما تسلیم در برابرِ تقدیرِ الهی، خردمندانه‌ترین مواجهه است. «خانه‌ی ستایش» (بیت‌الحمد) در بهشت، تنها برای کسانی بنا می‌شود که در همان نخستین لحظاتِ مصیبت، سرِ تسلیم و رضا در برابر امرِ خدا فرود می‌آورند؛ چرا که بزرگ‌ترین درجه‌ی صبر، همان خویشتن‌داری در آغازِ درگیری با مصیبت است.

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
📌سیاست و دیانت در سیره نبوی؛ از بعثت تا تأسیس جامعه

نویسنده: محمدعلی سوره

این مقاله با مرور سیره نبوی از مکّه تا مدینه نشان می‌دهد که هدف اصلی بعثت، «اخلاقی کردن سیاست» و خادم‌ساختن قدرت در جهت عدالت، کرامت انسان و آگاهی جمعی بوده است، نه «سیاسی‌کردن ابزاریِ دین»؛ روندی که در مکه با دگرگونی وجودی و مبارزه با ظلم آغاز شد و در مدینه از طریق پایه‌ریزی نخستین میثاق شهروندی (پیمان مدینه)، رسمیت بخشیدن به تکثّرگرایی و مهار قدرت با اصل مشورت به بار نشست تا ثابت کند مشروعیت هر حکومتی نه در ادّعاهای دینی، بلکه در عیار عدالت‌ورزی و پاسداشت حقوق مردم نهفته است.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#سیاست_و_دیانت #سیره_نبوی #اخلاقی_کردن_سیاست #بعثت_تا_جامعه #پیمان_مدینه #عدالت_و_کرامت #عقلانیت_جمعی #شورای_نبوی #حقوق_شهروندی #اندیشه_سیاسی_اسلام

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍2
💠 قیافه نگیر!


✍🏻الحاق جوادی

✓ فرض کن سر یک بازی با بچه‌ها، گل قشنگی زده‌ای یا حرکتی کرده‌ای که همه را به تعجب انداخته.
در این لحظه دو راه داری:
می‌توانی طوری راه بروی، دست‌هایت را بالا ببری و قیافه بگیری که انگار می‌خواهی بگویی: «دیدید چه کار کردم؟ اگر من نبودم، باخته بودید!»
یا خیلی عادی به بازی ادامه بدهی و چند ثانیه بعد، خودِ دوستت بیاید و بزند روی شانه‌ات و بگوید: «عجب شوتی زدی!»
تفاوت این دو صحنه کوچک است، اما فاصله میان دو جور شخصیت را نشان می‌دهد.
✓ لقمان به پسرش می‌گفت:
﴿وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ
لقمان: ۱۸
«با تکبر از مردم روی برنگردان و مغرورانه در زمین راه نرو، زیرا خداوند هیچ خودپسند فخرفروشی را دوست ندارد.»

✓ لقمان روی نکته ظریفی دست می‌گذارد:
غرور فقط در حرف زدن نیست؛ گاهی قبل از اینکه زبانت باز شود، زبانِ بدنت آن را لو می‌دهد.
نگاهت، حالت چهره‌ات، طرز راه رفتنت و رفتارت با دیگران می‌تواند این پیام را بدهد:
«من از شما بالاترم.»
✓ چرا؟
چون گاهی کسی که مدام موفقیت‌ها و داشته‌هایش را به رخ دیگران می‌کشد، بیشتر از آنکه از درون آرام باشد، به تأیید دیگران نیاز دارد.
انگار تا دیگران تحسینش نکنند، خودش هم نمی‌تواند ارزشش را باور کند.
اما کسی که ارزش خودش را می‌شناسد، لازم نیست هر لحظه آن را به دیگران ثابت کند.
✓ تفاوتش ساده است:
اعتمادبه‌نفس می‌گوید: «من توانمندم.»
غرور می‌گوید: «من از شما بهترم!»

اولی تو را قوی می‌کند؛ دومی تو را محتاج نگاه دیگران نگه می‌دارد.
اگر نمره خوبی گرفتی، گل زدی، استعداد خوبی داری یا لباس تازه‌ای خریدی، از آن لذت ببر؛ اما کاری نکن دیگران احساس کنند از تو کمترند.

◻️ یک چالش:
امروز اگر موفقیتی داشتی، لازم نیست خودت را به رخ بکشی.
بگذار کارت خودش حرف بزند.
و فرصت بده دیگران هم دیده شوند.
شب از خودت بپرس:
«ارزش من به این است که دیگران مرا ببینند، یا به این است که خودم ارزشم را بدانم؟»

👌 ارزش واقعی تو با کوچک کردن دیگران بیشتر نمی‌شود.
گاهی بزرگ‌ترین نشانه بزرگی این است که دیگر نیازی به بزرگ نشان دادن خودت نداری.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠 آیا راهکارهایی برای پرورش نوجوان شاد وجود دارد؟

✍🏻 جهاندار امینی

در بخش‌های پیشین، از تشویق نوجوان، توجهِ واقعی به او، فرصت‌دادن برای تجربه‌های تازه و تقویت اعتمادبه‌نفس گفتیم. اما نوجوانِ شاد، به جسمی سالم و برنامه‌ای منظم نیز نیاز دارد؛ زیرا سلامت جسم و آرامش روان، دو بال پروازِ او هستند.
اکنون به پنجمین راهکار می‌پردازیم:

۵. زندگی سالم را به او آموزش دهید 🌿💪
دوران نوجوانی، بهترین زمان برای شکل‌گیری عادت‌هایی است که تا پایان عمر همراه او خواهند بود. به نوجوان خود بیاموزید که داشتن بدنی سالم و روحیه‌ای شاد، نیازمند مراقبت روزانه است:

🔸 خواب کافی: شبانه ۸ تا ۱۰ ساعت بخوابد تا بدنش رشد کند و ذهنش برای یادگیری آماده باشد.
🔸 ورزش منظم: روزانه حدود ۱ ساعت فعالیت بدنی داشته باشد؛ ورزش، انرژی و نشاط او را چند برابر می‌کند.
🔸 تغذیه‌ی سالم: غذاها و نوشیدنی‌های سالم بخورد و از خوراکی‌های ناسالم دوری کند.
🔸 برنامه‌ریزی روزانه: ساعت مشخصی برای بازی و سرگرمی، انجام کارهای شخصی و ضروری، و مطالعه داشته باشد.

وقتی این عادت‌ها به بخشی از برنامه‌ی روزانه‌ی نوجوان تبدیل شوند، او هم جسمی سالم خواهد داشت و هم ذهنی آرام؛ و این، زیربنای یک نوجوانی شاد و پرانرژی است.

ادامه دارد

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
💠سه گانه تعامل انسان با خدا


فرزان خاموشی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
💠سیرهٔ معنوی پیامبر اکرم ﷺ (( یــازدهـــم ربیــع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«حضورِ قلب در عبادت
»

در گسترهٔ سیرهٔ نبوی، یکی از عمیق‌ترین وبنیادی ترین آموزه‌ها، حقیقتِ «حضورِ قلب»در عبادت است؛حقیقتی که نه تنها روحِ عبادت را معنا می‌بخشد،بلکه بنیانِ تربیتِ ایمانی،تهذیبِ نفس وسلوکِ معنوی را در زندگی انسان پی‌ریزی می‌کند.
عبادت درنگاه پیامبر اکرم ﷺ،صِرف انجامِ اعمالِ ظاهری نیست؛بلکه سفری درونی است از پراکندگی به جمع، ازغفلت به حضور، و ازظاهر به حقیقت. این حضور،نقطهٔ اتصال میان انسان و پروردگار، وسرچشمهٔ نور، آرامش، حکمت و اخلاق در زندگی پیامبر و امت اوست.
در قرآن کریم،عبادت همواره با«ذکر»،«خشوع»،«تدبر» و«قرب» همراه است؛مفاهیمی که همگی برحضورِ آگاهانهٔ دل دلالت دارند.
📖 خداوند می‌فرماید:
«وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی»؛
نماز را برای یادِ من برپا دار.

این یاد، یادِ زبانیِ صرف نیست؛ یادِ قلبی است، یادِ حضوری است. پیامبر اکرم ﷺ در تمام عبادات خویش، این حضور را به کامل‌ترین صورت محقق می‌ساخت.
نماز او،تلاوت او،دعا ومناجات او،همه آمیخته با توجهی ژرف،خشوعی آرام وآگاهی‌ای روشن بود.
در روایت آمده است که چون پیامبر به نماز می‌ایستاد، گویی جهان از حرکت می‌ایستاد و دل او در برابر خداوند، در نهایتِ حضور می‌تپید.
در این افق،حضورِ قلب در عبادت، درنگاه پیامبر، نه حالتی استثنایی، بلکه اصلِ عبادت است؛ زیرا عبادتِ بی‌حضور، پوسته‌ای بی‌جان است، و عبادتِ با حضور، نوری زنده و اثرگذار.
📖 قرآن کریم بارها بر خشوع، تدبر و توجه در عبادت تأکید می‌کند.
در آغازِ سورهٔ مؤمنون، نخستین ویژگی اهل ایمان چنین بیان می‌شود:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ*الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»
مؤمنان رستگار شدند؛ آنان که در نمازهایشان خاشع‌اند.
خشوع، همان حضورِ قلب است؛ حضوری آمیخته با فروتنی، آگاهی، محبت و توجه. پیامبر اکرم ﷺ این خشوع را نه تنها در نماز، بلکه در همهٔ لحظاتِ عبادت و ذکر خویش جاری می‌ساخت.
تلاوتِ قرآن او،تلاوتی آمیخته با تدبر بود؛چنان‌که روایت شده است گاه بر یک آیه می‌ایستاد و آن را بارها تکرار می‌کرد تا معنای آن درجانش بنشیند و به صورتِ خلق وسلوک در زندگی‌اش جلوه کند.
در سورهٔ مزمل، خداوند پیامبر را به قیامِ شبانه و تلاوتِ ترتیلی قرآن فرمان می‌دهد؛فرمانی که نشان می‌دهد حضورِ قلب،شرطِ فهمِ عمیقِ قرآن و شرطِ حملِ رسالت است:
«وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا»
قرآن را با ترتیل بخوان.ترتیل،یعنی تلاوتِ آگاهانه، آرام،همراه با تدبر وحضور؛خواندنی که در آن،دل پیش از زبان حاضر است.
در سیرهٔ پیامبر،حضورِ قلب تنها یک حالتِ معنویِ لطیف نیست؛بلکه روشی تربیتی برای ساختنِ انسان است.عبادتِ آگاهانه،انسان را از غفلت می‌رهاند،ازپراکندگی جمع می‌کند و از اسارتِ نفس آزاد می‌سازد.
پیامبر ﷺ با حضورِ قلب در عبادت، به امت خویش می‌آموخت که:
عبادت، تمرینِ توجه است؛
توجه، مقدمهٔ تهذیبِ نفس است؛
تهذیبِ نفس، مقدمهٔ اخلاق است؛
و اخلاق، ثمرهٔ حضور در پیشگاهِ خداست.
کسی که درنماز،دلش حاضر است، در زندگی نیزحضور دارد؛در رفتار،در گفتار،درتصمیم‌ها و در روابط. حضورِ قلب،انسان را از سطحی‌نگری به عمق، از شتاب به آرامش، و از غفلت به بصیرت می‌برد.در این مدرسهٔ تربیتی، عبادت، تنها انجامِ تکلیف نیست؛بلکه آینه‌ای است که انسان در آن،خود و پروردگار خویش را می‌بیند و راهِ اصلاحِ درون را می‌یابد.
اخلاقِ پیامبر،میوهٔ عبادتِ آگاهانهٔ او بود.رحمتِ بی‌پایانش،حلمش دربرابر دشمنان،صبرش دربرابر سختی‌ها،تواضعش دراوجِ قدرت،ومهربانی‌اش باکوچک وبزرگ،همه ازحضورِ قلب درعبادت سرچشمه می‌گرفت.پیامبر،درنماز،دربرابر خداوند می‌ایستاد؛و در روز،دربرابر خلق،با رحمت رفتار می‌کرد.این پیوند میان عبادت واخلاق،یکی ازمهم‌ترین درس‌های تربیتیِ سیرهٔ نبوی است.
این حضور،سرچشمهٔ اخلاقِ نبوی، پشتوانهٔ رسالت،و اساسِ سلوکِ عرفانیِ پیامبر است.هر کس در این مسیر قدم بگذارد، طعمِ آرامش، نور،حضور و قرب را خواهد چشید؛ وخواهد فهمید که عبادت، اگر با حضور باشد،زندگی را دگرگون می‌کند؛واگر بی‌حضور باشد،تنها سایه‌ای ازحقیقت است.

این سیرهٔ نورانی،ما را فرا می‌خواند که دل را در عبادت حاضر کنیم،تاخداوند در زندگیِ ما حاضر شود؛و این، رازِتربیتِ نبوی و راهِ رسیدن به آرامش و نور است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1