جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
#پیام_روز

💠حسد؛ آتشی که خوبی‌ها را خاکستر می‌کند

بدترین آفتی که پس از شرک، قلبِ انسان را در بر می‌گیرد، حسد است. حسد نخستین گناهی است که با آن عصیانِ پروردگار شد؛ همان عاملی که آتشِ نفرتِ ابلیس را نسبت به حضرت آدم (ع) شعله‌ور کرد و او را به سرپیچی از فرمانِ سجده واداشت، چرا که ابلیس گمان می‌کرد از آدم برتر است و خود را سزاوارتر از او می‌پنداشت.
به آنچه خداوند برایت مقدر کرده است قانع باش تا غنی‌ترینِ مردمان باشی و به داشته‌های دیگران چشم مدوز؛ چرا که در این صورت، هرگز فرصت نخواهی کرد خدا را بابتِ عطایایش سپاس گویی. در حدیث آمده است:
«از حسد دوری کنید، زیرا حسد خوبی‌ها را می‌بلعد، چنان‌که آتش هیزم را می‌سوزاند.»
کافی است قلبت را اصلاح کنی؛ آنگاه اگر تنها به فرایض هم پایبند باشی، سعادتمند خواهی بود. ریشه‌یِ بسیاری از مشکلاتِ انسان‌ها، همین قلب‌هایِ بیمار است.

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💔31👏1
💠سه منشأ اصلی اختلافات بین مسلمانان


دکتر یوسف قرضاوی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👏2
💠 سیرهٔ  خانوادگی پیامبر اکرمﷺ (( هفـــدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«محبت به همسران و فرزندان؛جلوهٔ رحمت نبوی درکانون خانواده»

🔰سیرهٔ خانوادگی پیامبراکرمﷺ،تصویری نورانی از«محبت»،«مدارا»،«کرامت»و«تربیت»درفضای خانهٔ نبوی ترسیم می‌کند؛خانه‌ای که درآن،محبت نه احساسى گذرا،بلکه روشی تربیتی،سلوکی معنوی و تجلی رحمت الهی است.
پیامبر،درمیان همسران وفرزندان،همان بود که در میان امت:مهربان،کریم،بردبار،اهل گفت‌وگو، اهل احترام واهل تربیت.
محبت او،محبتی حکیمانه بود؛محبتی که دل را آرام می‌کرد،روح رامی‌پروراندوخانواده را به مدرسهٔ ایمان واخلاق تبدیل می‌ساخت.
🔶 بنیاد قرآنی محبت خانوادگی؛رحمت الهی در روابط انسانی
قرآن کریم، کانون خانواده را بر پایهٔ «مودّت» و«رحمت»بنا می‌نهد:
«وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً».
این مودّت و رحمت،درخانهٔ پیامبر،به کامل‌ترین صورت تجلی یافت.محبت پیامبربه همسران وفرزندان، صرفاً عاطفهٔ انسانی نبود؛بلکه امتداد رحمت الهی بودکه در رفتار،گفتار،نگاه وحتی سکوت اوجاری بود.
او محبت را ابزار تربیت می‌دانست؛زیرا دلِ محبت‌دیده،آمادهٔ پذیرش حق است ودلِ تحقیرشده، ازحق می‌گریزد.
🔶محبت پیامبر به همسران؛ کرامت، احترام و هم‌نشینی نورانی
رفتار پیامبر با همسرانش، الگویی بی‌نظیر ازکرامت ومحبت است. او:
با همسران خویش با احترام سخن می‌گفت و هرگز زبان به تحقیر نمی‌گشود؛
در کارهای خانه مشارکت می‌کرد؛ نه از سر اجبار، بلکه از سر محبت و تواضع؛
به سخن آنان گوش می‌داد و رأی و نظرشان را محترم می‌شمرد؛
در اختلاف‌ها،با آرامش، حلم وحکمت رفتار می‌کرد؛
و درشادی‌ها وغم‌ها،همراه و همدل آنان بود.

محبت پیامبر، محبتی تربیتی بود؛محبتی که همسر را به آرامش می‌رساند، دل را به نور نزدیک می‌کرد و خانه را به فضایی امن،اخلاقی و معنوی تبدیل می‌ساخت.در این نگاه،محبت نه ضعف،بلکه قدرتی است که خانواده را می‌سازد و انسان را می‌پروراند.
محبت پیامبر به حضرت خدیجه، نمونهٔ درخشان وفاداری و تکریم زن در تاریخ است.سال‌ها پس از رحلت خدیجه،یاد او را گرامی می‌داشت، ازفضایلش سخن می‌گفت،به دوستانش احترام می‌کرد وهرگاه نامش برده می‌شد،چشمانش از محبت می‌درخشید.
این محبت نشان می‌دهد که در نگاه پیامبر،رابطهٔ زناشویی،رابطه‌ای صرفاً مادی و عاطفی نیست؛بلکه پیوندی روحانی است که بر پایهٔ وفاداری،احترام وشناختِ مقام معنوی زن بنا می‌شود.
   👌در رابطهٔ پیامبر باحضرت عایشه،جلوهٔ دیگری ازمحبت دیده می‌شود؛
محبتی همراه با گفت‌وگو، آموزش، تربیت و رشد. پیامبر، با او سخن می‌گفت، پرسش‌هایش را پاسخ می‌داد، به فهم، حافظه و استعداد او توجه می‌کرد و او را به یکی از بزرگ‌ترین راویان حدیث و مربیان امت تبدیل ساخت.
این محبت، محبتی تربیتی بود؛ محبتی که استعداد را شکوفا می‌کرد، شخصیت را می‌ساخت و زن را در جایگاهِ فعالِ علمی و معنوی قرار می‌داد.
👌محبت پیامبر به فرزندان و نوه‌ها،محبتی عمیق، لطیف وتربیتی بود. او:
حسن وحسین را بر دوش می‌نشاند و در نماز،برای آنان سجده را طولانی می‌کرد؛
فاطمه را«سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ»می‌خواندوهرگاه وارد می‌شد،به احترامش برمی‌خاست؛
با کودکان بازی می‌کرد،آنان رامی‌بوسیدومی‌فرمود: «مَن لَا یَرحَم لَا یُرحَم».

این رفتارها نشان می‌دهدکه تربیت کودک،بامحبت آغاز می‌شود؛محبتی که دل را نرم می‌کند، شخصیت رامی‌سازد وکودک را به انسانِ کریم،مؤمن واهل رحمت تبدیل می‌نماید.
🔶 درس‌های امروزین؛ محبت به‌مثابهٔ راهی برای اصلاح خانواده
سیرهٔ نبوی،برای خانوادهٔ امروز،پیامی روشن دارد:محبت، اساس تربیت است؛ وخانوادهٔ بی‌محبت،خانواده‌ای بی‌روح و بی‌نور خواهد بود.
این سیره به ما می‌آموزد که:
🔸در خانه،احترام و کرامت را اصل قرار دهیم؛
🔸باهمسر،با گفت‌وگو،درک متقابل ومهربانی رفتار کنیم؛
🔸با فرزندان،با محبت، آغوش، توجه وحضور تربیت کنیم؛
🔸و دراختلاف‌ها،به جای خشونت وتحقیر،ازحکمت،حلم ومدارا بهره بگیریم.

محبت،راهی برای اصلاح خانواده است؛وخانوادهٔ اصلاح‌شده،پایهٔ جامعهٔ سالم ونورانی است.محبت پیامبر اکرم ﷺ به همسران وفرزندان،حقیقتی ژرف، نورانی و تربیتی است؛حقیقتی که خانهٔ نبوی را به مدرسهٔ ایمان،اخلاق وکرامت تبدیل کرد.این محبت، محبتی حکیمانه،تربیتی وسلوکی بود؛محبتی که دل‌ها را آرام می‌کرد،روح‌ها رامی‌پروراند وخانواده را به فضایی نورانی ومعنوی بدل می‌ساخت.

👌این سیرهٔ روشن،ما را فرامی‌خواند که محبت رادرخانهٔ خویش جاری سازیم؛محبتی که برپایهٔ احترام،کرامت،گفت‌وگو وحکمت بنا شده باشد.هرکس دراین مسیر گام بردارد،خواهد دیدکه محبت،نه تنها خانواده را،بلکه دل را نیز روشن می‌کند؛واین همان نوری است که پیامبر اکرمﷺ،باسیرهٔ خانوادگی خویش،پیشِ روی تاریخ نهاده است ومی‌تواند چراغ راه خانوادهٔ مؤمن در روزگار ما باشد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠تنگنای دل و عظمت قرآن


✍🏻صدیق ابراهیمی

عین القضات همدانی چه زلال و بی‌پیرایه گفته است: «قرآن عظیم است، و عظیم را جای عظیم باید تا فرود آید؛ و تو بس تنگ‌دلی.»

این سخن، بیش از آنکه درباره‌ی قرآن باشد، درباره‌ی ظرف وجود ماست. قرآن کوچک نیست که در تنگنای عادت‌ها، ترس‌ها و پیش‌داوری‌های ما جای گیرد؛ این ماییم که باید وسعت یابیم تا کلام خدا در جانمان فرود آید.

گاهی مشکل از روشنایی نیست؛ از پنجره‌ای است که تنگ ساخته‌ایم. دریا را نمی‌توان در پیاله سنجید و آسمان را در مشت گرفت.
کتاب عظیم، دل عظیم می‌خواهد؛ دلی گشوده، آزاد و بی‌غرض؛ دلی که پیش از آنکه قرآن را در اندازه‌ی خویش محدود کند، افق خویش را برای فهم و پذیرش آن گسترده سازد.

قرآن، اگر درست به جان بنشیند، تنها محفوظات ذهن را نمی‌افزاید؛ افق انسان را وسیع می‌کند. دل را از تنگنای «من» بیرون می‌برد و به وسعت «او» می‌رساند؛ از عادت به آگاهی، از ترس به اعتماد، و از صورت به معنا.

شاید راز بسیاری از دوری‌های ما از قرآن همین باشد:
قرآن را می‌خوانیم، اما هنوز جای فرود آمدنش را در خویش نساخته‌ایم.


پس پیش از آنکه بپرسیم «قرآن با من چه می‌گوید؟»، باید از خود بپرسیم: آیا در من آن‌قدر وسعت هست که قرآن در آن فرود آید؟ زیرا کلام عظیم، بر دل کوچک فرود نمی‌آید؛ و هرگاه دل وسعت یافت، آیه دیگر فقط خوانده نمی‌شود؛ در جان اتفاق می‌افتد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠بندگی خدا و برگزیدن دین او


✍🏻ناصر سبحانی

بندگی خدا و برگزیدن دین او، یعنی اسلام، به‌عنوان برنامۀ زندگی و مسلمان زیستن، انسان را به جایگاهی می‌رساند که در آن نه غمی دارد، نه اندوهی و نه ترسی؛ یعنی همان سعادت و خوشبختی راستین.

این کمترین پاداشی است که در همین دنیا نصیب انسان مسلمان می‌شود؛ پاداشی چنان بزرگ که اگر انسان جز آن هیچ پاداش دیگری هم نداشته باشد، برایش بس است.
اگر در این دنیا از هر فردی بپرسی: «هدف تو در زندگی چیست؟»، پاسخ خواهد داد: «می‌خواهم خوشبخت شوم.» تمام سعی و تلاش انسان‌ها در جهان برای دستیابی به خوشبختی است؛ اما راه آن را نمی‌دانند، چراکه مسیر حقیقی‌اش را نمی‌شناسند. این راه، مسیری جز بندگی خدا، ایمان به او و انجام عمل صالح نیست.
وقتی امری تا این پایه اهمیت دارد که همۀ مردم در پی آن‌اند و تنها از گذر بندگی خدا حاصل می‌شود و هیچ راه دیگری نیز برای آن وجود ندارد، براستی اگر قیامتی هم در کار نبود و انسان در همین دنیا تنها به این آرامش درونی (رهایی از غم و اندوه و ترس) می‌رسید، برایش کفایت می‌کرد؛ اما واقعیت این است که پاداش انسان مسلمان به همین اندازه نیز محدود نمی‌شود و برکات بسیار دیگری را نیز در پی دارد.
هنگامی که انسان در زندگی بندۀ خدا باشد، در دنیا در آرامش و سعادتی ناب زیست خواهد کرد؛ و این همان حقیقتی است که خداوند متعال به آن بشارت داده و می‌فرماید: ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾؛ یعنی در همین دنیا به او زندگانیِ پاک و دلنشینی می‌بخشیم؛ حیاتی که در آن نه اندوهی راه دارد و نه بیم و ترسی.
وقتی آدمی در چنین مرتبه‌ای قرار گیرد، بی‌تردید در اوج عزت، سربلندی و سرافرازی زندگی خواهد کرد؛ درحالی‌که بسیاری از مردم برای همنوعان خویش سر فرود آورده و در بند آنان‌اند. اما انسان مسلمان در برابر تمام قدرتمندان با کمال عزت می‌ایستد و هرگز در پیشگاه غیر خدا سر تعظیم فرود نمی‌آورد؛ و این آزادی و عزت، خود به‌تنهایی بهشتی است که انسان در آن روزگار می‌گذراند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
💠إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ

و یقیناً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، برای آنان بهشت های پرنعمت خواهد بود،

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
#پیام_روز

💠ثروتِ حقیقی و هنرِ کلام در مسیرِ بندگی


شخصی که مدام نگاه می‌کند فلانی چه خریده و چه دارد، فقیرانه زندگی خواهد کرد و فقیرانه خواهد مرد؛ پس ثروتِ انسان در جیبش نیست، بلکه در قلبش است!
طوری نماز بخوان که گویی آخرین نمازِ توست. تصور کن این نمازی که می‌خوانی آخرین فرصتِ توست و پس از آن تو را در قبر خواهند گذاشت. پس با این دیدگاه، چنان حضورِ قلبی داشته باش که گویی در پیشگاهِ پروردگارت ایستاده‌ای. به خاطرِ ترس از اینکه از مشغله‌ها و حاجاتِ دنیوی عقب بمانی در نمازت عجله نکن؛ تو در برابرِ قاضی‌الحاجات ایستاده‌ای؛ حال، او را رها کرده و در برطرف نمودنِ نیازت به خودت اعتماد می‌کنی؟!
آیات را حس کن و در آن‌ها تدبر نما. از خواندنِ سوره فاتحه لذت ببر؛ از حمد و ستایشی که بسیاری از مردم از گفتن و مناجات کردن با آن محرومند؛ از رحمتِ الهی که چطور به تو اجازه داده تا برایش بایستی و عبادتش کنی؛ از مالکِ یوم‌الدین که به پاداشش امید داری و از مجازاتش می‌ترسی؛ از «ایاک نعبد و ایاک نستعین» با پناه بردن از فقرت به ثروتش و از ضعفت به قوتش؛ از «اهدنا الصراط المستقیم» لذت ببر. در آن بیندیش، به پیرامونت بنگر و تأمل کن؛ گاوپرستان، آنان که درخت و سنگ را می‌پرستند، ملحدان و کسانی که دینشان را تحریف کردند به یاد آور؛ آن‌گاه است که می‌فهمی چرا پیامبر (ص) به بلال گفت:
«ای بلال! با نماز به ما آرامش بده.»

از گفتنِ کلامی که باعثِ عذرخواهی شود، دوری کن. زبانت را نگه دار و احمقانه رفتار نکن. دنیا در حالِ گذر است؛ آن را برایِ مسئله‌ای زودگذر، پاسخی نامناسب و سخنی که دل را برنجاند متوقف نکن تا مجبور نشوی بعد از گفتنش تأسف بخوری و عذرخواهی کنی.
بدونِ شک عذرخواهی رفتارِ شایسته‌ای است، ولی زخمِ زبان زدن و گفتنِ سخنانِ نیش‌دار، مانندِ فرو کردنِ میخ در چوب است که با درآوردنش، اثرش از بین نخواهد رفت؛ تأثیرِ زخمِ زبان بر قلب نیز چنین است!


برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠خلاصه خطبه نماز جمعه شهر بستک


خطیب: شیخ الحاق جوادی

﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ
[نحل: ۹۰]
یک آیه؛ با سه پایه برای ساختن زندگی، و سه حفاظ برای مراقبت از آن:
۱ـ عدل ← حق هرکس را ادا کن؛ منصف باش؛ و مسئولیت و فرصت را به اهل و شایسته‌اش بسپار.
۲ـ احسان ← فقط به اندازه وظیفه خوب نباش؛ اگر می‌توانی، چیزی بر خوبی بیفزا: آسان بگیر، احترام بگذار، دست کسی را بگیر و گرهی باز کن.
۳ـ نزدیکان ← اصلاح دنیا را از دوردست شروع نکن؛ خیر و توجه را اول به خانه، خانواده، خویشاوندان و نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌ات برسان.
۴ـ سه حفاظ ←
فحشاء: حریم پاکی و عفت را نشکن.
منکر: نگذار زشتی با تکرار، عادی شود.
بغی: قدرت، پول، موقعیت یا نفوذت را وسیله عبور از حق دیگران نکن.

〰️ خلاصه نقشه آیه:
عدل، حق را حفظ می‌کند؛
احسان، زندگی را زیبا می‌کند؛
رسیدگی به نزدیکان، پیوندها را محکم می‌کند؛
و دوری از فحشاء، منکر و بغی، از این بنا مراقبت می‌کند.

و شاید مهم‌ترین یادداشت حاشیه صفحه این باشد:

آیه را فقط نخوان؛
بگذار در رفتار امروزت دیده شود.
👏31
📌از تکامل زیستی تا انسانِ مکلف؛ خوانشی فلسفی ـ تفسیری از آفرینش آدم در پرتو علوم وحیانی و علوم تجربی

✍️معتصم محمودی

این مقاله با تفکیک میان «تکامل زیست‌شناختی» و «تفسیرهای فلسفی/الحادی» آن، درصدد ارائه خوانشی توحیدی و سازگار میان علوم تجربی و علوم وحیانی در مسئله آفرینش انسان است. بر اساس این خوانش، تکامل می‌تواند چگونگی شکل‌گیری کالبد و ویژگی‌های زیستی انسان در مسیر قوانین طبیعی آفرینش را تبیین کند، درحالی‌که روایت قرآنیِ «آدم»، نه نقطه آغاز تاریخ زیستی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ معنوی و ظهور «انسانِ مکلف» است که با نفخ روح، آموزش اسماء، اختیار، تکلیف و مقام خلافت الهی شناخته می‌شود. در نهایت، مقاله با طرح فرضیه‌هایی چون وجود جمعیت‌های انسانی هم‌زمان با آدم و رفع تعارض میان قوانین طبیعی و اراده الهی، بر وحدت مبدأ هستی و مکمل بودن ابعاد زیستی، شناختی و وجودی انسان تأکید می‌کند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#تکامل_زیستی #انسان_مکلف #آفرینش_آدم #علم_و_دین #خلافت_الهی #فلسفه_آفرینش

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6😱1
💠 سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرمﷺ (( هیجـدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«پرهیز از اسراف و تبذیر؛ هندسهٔ زهد، قناعت و عدالت در اقتصاد نبوی»
بخش اوّل

سیرهٔ اقتصادی پیامبراکرمﷺ،تصویری عمیق ودقیق ازنسبت انسان با مال،شیوهٔ مصرف،بهره‌برداری ازنعمت‌ها ورعایت حدود الهی درعرصهٔ اقتصاد ترسیم می‌کند.دراین افق،«پرهیز ازاسراف و تبذیر»صرفاً یک توصیهٔ اخلاقی نیست؛بلکه ستونِ اصلی هندسهٔ اقتصادی اسلام وازبنیادهای تربیت انسان درمدرسهٔ نبوت است؛اصلی که بدون آن، نه روح فردی استوار می‌ماند و نه ساختار اجتماعی به عدالت وکرامت نزدیک می‌شود.
در نگاه نبوی،اسراف، تبذیر،مصرف‌گرایی و زیاده‌روی،تنها رفتارهای نادرست اقتصادی نیستند؛ بلکه بیماری‌های روحی‌اند که دل را از نور تهی می‌کنند،انسان را ازحقیقت دورمی‌سازند وجامعه را به سوی فقر،تبعیض وبی‌عدالتی می‌کشانند.درمقابل،قناعت،میانه‌روی،اعتدال وبهره‌برداری حکیمانه ازنعمت‌ها،راهی برای تهذیب نفس،رشدمعنوی،عدالت اجتماعی وشکوفایی اقتصادی‌اند؛ راهی که اقتصاد را ازسطح محاسبهٔ سودو زیان،به سطح حضور الهی ومسئولیت اخلاقی ارتقا می‌دهد.
بنیاد قرآنیِ پرهیز از اسراف،برمحورِ اقتصادِ توحیدی و عبودیت‌محور است؛ اقتصادی که درآن،مصرف و بهره‌برداری ازنعمت‌ها باید درمدارحکمت،شکر ومسئولیت سامان یابد.قرآن کریم،درآیات متعدد،اسراف و تبذیر را به‌صراحت نهی کرده و آن را نشانهٔ فساد،غفلت و دوری از خداوند دانسته است.
«وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»
اسراف نکنید، که خداوند اسراف‌کنندگان را دوست نمی‌دارد.
«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ»
مبذرین، برادران شیطان‌اند.

این دو تعبیر، در افق تفسیری،نشان می‌دهد که اسراف،تنها زیاده‌روی درمصرف نیست؛بلکه خروج از مدارعبودیت وگسست از رابطهٔ محبت‌آمیز باخداوند است.انسانِ مسرف، نعمت را می‌بیند،اما نعمت‌دهنده را فراموش می‌کند؛مصرف می‌کند،اما مسئولیت را نادیده می‌گیرد؛بهره‌برداری می‌کند، اما شکر را ترک می‌گوید.
در آیهٔ دوم، «برادری با شیطان» بیانگر آن است که تبذیر،صرفاً هدردادن مال نیست؛بلکه هم‌سویی با منطقِ شیطانیِ فساد وافساد است؛منطقِ تبدیل نعمت به ابزار غفلت، تفاخر و بی‌عدالتی.
دراین افق، اقتصاد اسلامی، اقتصادی توحیدی است؛ یعنی هرحرکت اقتصادی، از تولید تا مصرف و از انفاق تا پس‌انداز،باید درنسبت با خداوند،با حق خلق و با حقیقتِ فقرِ وجودی انسان معنا یابد.سیرهٔ نبوی،تجسم عملی همین هندسهٔ قرآنی است.
سیرهٔ پیامبر در پرهیز از اسراف، تجلّی زهدِ فعال و تربیتی است؛زهدی که نه به کناره‌گیری از جامعه می‌انجامد و نه به ترک نعمت، بلکه در متنِ زندگی و در پیوند با مسئولیت‌های اجتماعی جریان دارد. پیامبر اکرم ﷺ در زیست فردی،ساده‌زیست ومعتدل بود، اما در عرصهٔ عمومی، اقتصاد را سامان می‌داد، بازار را اصلاح می‌کرد، عدالت را برپا می‌ساخت و مردم را به بهره‌برداری حکیمانه و مسئولانه از نعمت‌ها فرا می‌خواند؛ زهدی که حضور می‌آفریند، نه انزوا، و اعتدال می‌پرورد، نه افراط و تبذیر.
در زندگی فردی پیامبر:
🔸غذا: غذای او ساده بود؛ اما از نعمت‌ها با شکر و اعتدال بهره می‌برد.
🔸لباس: لباسش پاکیزه و مرتب بود؛ اما تجمل‌گرایی و تفاخر را نمی‌پذیرفت.
🔸خانه: خانه‌اش ساده بود؛ اما سرشار از نور، محبت و آرامش.
🔸مصرف: هرگز غذایی را نکوهش نمی‌کرد؛ اما هرگز در خوردن زیاده‌روی نمی‌نمود.
این سبک، نشان می‌دهد که پرهیز از اسراف، به معنای ترک نعمت نیست؛ بلکه به معنای بهره‌برداری حکیمانه، مسئولانه و معنوی از نعمت‌هاست. نعمت، اگر در مدار شکر، اعتدال و حضور الهی قرار گیرد، نور است؛ و اگر در مدار اسراف، تبذیر و تفاخر قرار گیرد، حجاب می‌شود و دل را از حقیقت دور می‌سازد.
در خوانش تحلیلی، اسراف و تبذیر، سه ریشهٔ اصلی در باطن انسان دارند:
🔸غفلت از نعمت‌دهنده: مصرف بدون یاد خدا، به‌تدریج به اسراف می‌انجامد. وقتی نعمت، تنها در سطح لذت و رفاه دیده شود، نه درسطح امانت ومسئولیت،انسان به زیاده‌روی گرایش می‌یابد.
🔸غلبهٔ نفس: نفسِ سرکش، مصرف را به ابزار تفاخر، شهرت ولذت‌طلبی بی‌حد تبدیل می‌کند؛در این حالت،انسان نه برای نیاز،بلکه برای نمایش مصرف می‌کند.
🔸بی‌توجهی به مسئولیت اجتماعی: اسراف، در سطح اجتماعی، مصرفی است که دیگران را محروم می‌سازد؛ کسی که در مصرف حد نمی‌شناسد، در برابر فقرا و نیازمندان بی‌تفاوت می‌شود و این بی‌تفاوتی، خود نوعی بی‌عدالتی است.
دراین نگاه،اسراف،نشانهٔ ضعف معرفت است؛وتبذیر،نشانهٔ ضعف اخلاق.کسی که نعمت رامی‌شناسد، آن را هدر نمی‌دهد؛وکسی که مسئولیت اجتماعی رامی‌فهمد،مصرف خود را درمدارعدالت تنظیم می‌کند. سیرهٔ نبوی،با یاد خدا،تهذیب نفس و تربیت حسّ مسئولیت، این ریشه‌ها را درمان می‌کند.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💯31
💠 سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرمﷺ (( هیجـدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«پرهیز از اسراف و تبذیر؛ هندسهٔ زهد، قناعت و عدالت در اقتصاد نبوی»
🔺ادامه بخش اوّل
در خانهٔ نبوی، مصرف، بر پایهٔ سه اصل سامان می‌یافت:
🔸اعتدال: نه زیاده‌روی، نه سخت‌گیریِ بی‌حکمت؛ مصرف در حد نیاز، همراه با کرامت، بدون تجمل‌گرایی و تفاخر.
🔸شکر نعمت: هر بهره‌برداری از نعمت،با یاد خدا،حمد وشکر همراه بود؛مال،عطای الهی و امانتی برای آزمون دانسته می‌شد.
🔸تربیت دل:مصرف،تنها برای رفع نیازظاهری نبود؛بلکه برای تربیت دل،تمرین قناعت وحضور الهی بود.
پیامبر، خانوادهٔ خود را به میانه‌روی درمصرف،پرهیز ازتجمل،رعایت حق فقرا واستفادهٔ درست از نعمت‌ها تربیت می‌کرد.اومی‌فرمود:«کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا»؛بخورید وبیاشامید،اما اسراف نکنید.
این تربیت،خانواده را به کانونی برای رشد اخلاقی ومعنوی تبدیل می‌کرد؛جایی که مصرف،نه ابزار تفاخر، بلکه ابزار تقرب بود وفرزندان،از آغاز،می‌آموختند که مال،وسیلهٔ خدمت وانفاق است،نه میدانِ خودنمایی.

درعرصهٔ اجتماعی،پیامبر،اقتصاد را برپایهٔ عدالت،شفافیت وپرهیز ازاسراف سامان می‌داد. او:
بازار مدینه را اصلاح کرد؛
احتکار را ممنوع ساخت؛
تبذیر در اموال عمومی را نهی نمود؛
و مردم را به انفاق، زکات و مصرف مسئولانه دعوت کرد.

در نگاه نبوی،اسراف دراموال عمومی،بزرگ‌ترین خیانت اقتصادی است؛زیرا جامعه را ازعدالت دور می‌کند و فقرا را محروم می‌سازد. او می‌فرمود:
«مَنِ اسْتَعْمَلْنَاهُ عَلَى عَمَلٍ فَرَزَقْنَاهُ رِزْقًا فَمَا أَخَذَ بَعْدَ ذَلِكَ فَهُوَ غُلُولٌ»؛
هر کس را بر کاری بگماریم و برایش رزقی قرار دهیم،هرچه افزون بر آن بگیرد،خیانت است.
این سخن، اساس اخلاق اقتصادی در حکومت اسلامی است و نشان می‌دهد که مدیریتِ مال، بدون امانت و پرهیز از تبذیر، به فساد و بی‌اعتمادی عمومی می‌انجامد.
پیامبر، با سیرهٔ خود، این حقیقت را به یاران می‌آموخت:
نعمت، اگر با شکر همراه شود، نور است؛
و اگر با اسراف همراه شود، حجاب است.
در این افق، پرهیز از اسراف، تمرینی برای دیدنِ نعمت در نسبت با مُنعِم است؛ تمرینی برای آن‌که انسان، در هر لقمه، هر لباس و هر خانه، حضورِ عطای الهی را ببیند و دلش را از وابستگی به ظاهرِ نعمت، به حضورِ باطنِ نعمت منتقل کند. اعتدال در مصرف، سالک را به قناعت، رضا و آرامش می‌رساند و اقتصاد را به میدانِ سلوک و قرب الهی تبدیل می‌سازد.
درس‌های امروزین؛ اقتصاد در عصر مصرف‌گرایی
درجهان امروز،که مصرف‌گرایی،تجمل‌گرایی،اسراف وتبذیر،به بیماری‌های فراگیر فردی واجتماعی تبدیل شده‌اند،
سیرهٔ نبوی، راهی روشن برای اصلاح فرد و جامعه پیشِ روی ما می‌نهد:
🔸در خانواده: مصرف را بر پایهٔ اعتدال و شکر سامان دهیم؛ فرزندان را با قناعت، پرهیز از تجمل و احترام به نعمت تربیت کنیم.
🔸در جامعه: از تبذیر در اموال عمومی، تجمل‌گرایی در ساختارها و اسراف در پروژه‌ها بپرهیزیم؛ اقتصاد را در مدار عدالت و امانت نگه داریم.
🔸در فرهنگ: مصرف‌گرایی را به‌عنوان بیماری روحی و اخلاقی بشناسیم؛ فرهنگِ ساده‌زیستیِ کریمانه و بهره‌برداریِ مسئولانه از نعمت‌ها را ترویج کنیم.
🔸در سلوک فردی: مصرف را به عبادت تبدیل کنیم؛ هر بهره‌برداری از نعمت را با یاد خدا، شکر، اعتدال و توجه به حق دیگران همراه سازیم.
🔻در این افق، اقتصاد، تنها مسئلهٔ عدد و رقم نیست؛بلکه مسئلهٔ دل و جهت است.سیرهٔ نبوی، جهتِ اقتصاد را به‌سوی خدا، عدالت، کرامت و حضور الهی تنظیم می‌کند و انسان را از اقتصادِ بی‌روح، به اقتصادِ نورانی و مسئولانه منتقل می‌سازد.
🔻پرهیز از اسراف و تبذیر، درسیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرم ﷺ،حقیقتی ژرف، نورانی و تربیتی است؛حقیقتی که انسان را ازغفلت،تفاخر، مصرف‌گرایی و بی‌عدالتی می‌رهاند و او را به سوی کرامت، عدالت، قناعت و حضور الهی سوق می‌دهد.

این سیرهٔ روشن،ما را فرامی‌خواند که اقتصاد را درمدارتوحید سامان دهیم؛مصرف را با شکر همراه سازیم؛نعمت را بامسئولیت بیامیزیم؛وخانواده وجامعه را ازاسراف وتبذیر پاک کنیم.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍2
💠انسان به خلوتی روزانه نیاز دارد...


✍🏻رئوف اصلاح‌جو

انسان نیاز دارد ـ اگر بتواند ـ هر روز لحظاتی را برای خود داشته باشد؛ خسته و آرام، خود را به سجادهٔ نماز برساند و مدتی طولانی سکوت کند؛ سکوتی که تنها زبان دل آن را می‌شکند.

با خدا از دردهای راه سخن بگوید، قصهٔ لغزش‌هایش را بازگو کند؛ با واژه‌هایی اندک و دلی پُر. بسیار دعا کند، سینه‌اش را از سنگینی‌های زندگی خالی سازد، گام‌هایش را به حساب بکشد و ردّ رحمت خدا را در زندگی خویش جست‌وجو کند.

انسان به لحظه‌ای آسمانی نیاز دارد؛ لحظه‌ای که اندکی از دنیای آدمیان فراتر رود و از هیاهویی که گوهر وجودش را ربوده و حقیقت احساسش را فرسوده است، فاصله بگیرد.

پیام این متن:

گاهی انسان بیش از آنکه به کسی نیاز داشته باشد که مشکلاتش را حل کند، به خلوتی نیاز دارد که در آن بار دلش را نزد خدا بر زمین بگذارد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
💠معنای زندگی؛ جست‌وجوی تعادل در جهان بی‌قرار

✍🏻جمال سبحانی

معنای زندگی از آن پرسش‌هایی نیست که فقط در لحظات بحران به سراغ انسان بیاید. گاهی درست در میانه یک زندگی ظاهراً موفق، هنگامی که کارها خوب پیش می‌روند، درآمد کافی هست، روابط برقرار است و برنامه‌ها یکی پس از دیگری محقق می‌شوند، ناگهان این پرسش سر برمی‌آورد: این همه برای چه؟

شاید مسئله انسان امروز بیش از آنکه نداشتن امکانات باشد، نداشتن نسبتی درست میان امکانات و خواسته‌ هاست. ما می‌توانیم بیشتر داشته باشیم، بیشتر بدانیم، بیشتر تجربه کنیم و سریع‌تر زندگی کنیم؛ اما هیچ‌کدام به خودی خود به زندگی معنا نمی‌دهند.

معنا شاید در نقطه‌ای میان چند نسبت شکل بگیرد: میان خواستن و داشتن، فرد و جامعه، عقل و احساس، دنیا و آینده، آزادی و مسئولیت، و نیازهای جسم و جان. زندگی هنگامی از تعادل خارج می‌شود که یکی از این ساحت‌ها همه وجود انسان را تصاحب کند. کار اگر تمام زندگی شود، انسان را از خویشتن دور می‌کند؛ لذت اگر به هدف زندگی تبدیل شود، انسان را اسیر میل می‌کند؛ جمع‌گرایی افراطی فردیت را می‌بلعد و فردگرایی افراطی نیز انسان را از تعلق و مسئولیت تهی می‌سازد.

از این منظر، معنا بیش از آنکه یک مقصد نهایی باشد، نسبتی درست میان اجزای زندگی است؛ نوعی انسجام که در آن انسان می‌داند چه می‌خواهد، چرا می‌خواهد و برای رسیدن به آن حاضر است چه هزینه‌ای بپردازد.

اما در اینجا پرسش عمیق‌تری مطرح می‌شود: معیار این تعادل چیست؟ اگر هرکس معیار را صرفاً در خواسته‌های شخصی خود جست‌وجو کند، آیا هر انتخابی می‌تواند معنادار باشد؟

در نگاه توحیدی، انسان نه موجودی رهاشده در جهانی بی‌جهت است و نه مالک مطلق خویشتن و جهان. او در جهانی زندگی می‌کند که خود را به او واگذار نکرده، بلکه امانتی در اختیار اوست. همین نگاه، آزادی را از بی‌قیدی جدا می‌کند و مسئولیت را در کنار اختیار قرار می‌دهد. انسان می‌تواند انتخاب کند، اما انتخاب‌هایش پیامد دارند و در برابر آنها مسئول است.

از همین‌جا، معنای زندگی از «من چه می‌خواهم؟» فراتر می‌رود و به پرسش‌هایی مانند «چه چیزی ارزش خواستن دارد؟»، «چه چیزی مرا شایسته‌تر می‌کند؟» و «بودن من چه اثری بر دیگری و جهان دارد؟» می‌رسد.

شاید یکی از تفاوت‌های مهم انسان معاصر با انسان سنتی نیز همین باشد که بسیاری از پاسخ‌های آماده فرو ریخته‌اند. انسان امروز ناچار است دوباره درباره خیر، حقیقت، سعادت و مقصد زندگی بیندیشد. این وضعیت، اگرچه می‌تواند سرگردان‌ کننده باشد، فرصتی نیز برای بازسازی آگاهانه معناست؛ معنایی که نه صرفاً به ارث رسیده باشد و نه صرفاً از میل لحظه‌ای انسان برخاسته باشد.

زندگی معنادار الزاماً زندگی بی‌دردسر یا سراسر موفق نیست. چه‌ بسا معنای زندگی در نحوه مواجهه ما با رنج، شکست، فقدان و محدودیت آشکار شود. انسان زمانی به زندگی خود معنا می‌دهد که بتواند حتی رنج‌های ناگزیر را در افقی بزرگ‌تر بفهمد و اجازه ندهد هیچ اتفاقی تمام حقیقت زندگی او را تعریف کند.

شاید معنای زندگی را نتوان در یک پاسخ نهایی خلاصه کرد. اما می‌توان گفت زندگی معنادار، زندگی‌ای است که در آن انسان میان خود، دیگران، جهان و مبدأ هستی نسبتی آگاهانه، مسئولانه و متعادل برقرار کند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍3
💠مَا آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا ۖ أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ

پیش از آنان [اهل] هیچ شهری که آن را نابود کردیم [با دیدن معجزه] ایمان نیاوردند؛ پس آیا اینان ایمان می آورند؟!

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍31
#پیام_روز

💠پیوندِ قلب‌ها؛ والاترین عبادتِ انسانی


پیوند دادنِ قلب‌ها بر پیوند دادنِ استخوان‌ها مقدم است. قلبِ شکسته دردی عمیق‌تر از استخوانِ شکسته دارد؛ استخوانِ شکسته راحت‌تر ترمیم می‌شود، اما قلبِ شکسته شاید هرگز به حالتِ اول برنگردد. رسولِ خدا (ص) دوست نداشت کسی موجبِ آزارِ دیگری شود.
دلجویی کردن از دیگران و به دست آوردنِ دلِ آن‌ها، عبادتی است هم‌ترازِ نماز و روزه.
لبخند زدن بر چهره‌یِ یک مسکین، برای تو تنها یک لبخند است؛ اما برای او هدیه‌ای بزرگ است که می‌تواند روزش را بسازد و احساسِ انسانیت و ارزشمند بودن را -که سختی‌هایِ زندگی از او گرفته- به او بازگرداند. خوشحال کردنِ دیگران نه به ثروتِ کلان، که به قلبی بزرگ نیاز دارد.
همچنین، برای آزار دادنِ دیگران نیازی به شمشیرِ تیز یا مشتی نیرومند نیست؛ دردِ یک جمله‌یِ نامهربان، می‌تواند سخت‌تر از ضربه‌یِ شمشیر باشد؛ پس هیچ‌کس را آزرده‌خاطر نکنید.

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠 سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرمﷺ ((  نـــوزدهــم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«کار و تلاش برای معاش؛کرامت وبرکتِ کوشش وعبودیت درمیدان زندگی»
بخش اوّل

سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرم ﷺ، تصویری که در آن، کار نه صرفاً فعالیتی اقتصادی، بلکه عبادتی وجودی، تربیتی و راهی برای تقرب به خداوند است. درمدرسهٔ نبوت، تلاش برای معاش،بخشی ازحقیقت ایمان و نشانهٔ سلامت روح و شخصیت انسان به‌شمار می‌آید؛ زیرا انسانِ مؤمن،در میدان عمل، رزق را از خدا می‌طلبد و درکوشش خود، رنگ عبودیت می‌زند.
🔶قرآن کریم،کار را در مدار توحید ومسئولیت معنا می‌کند. آیات فراوانی، انسان را به حرکت،کوشش و جست‌وجوی رزق فرا می‌خوانند:
«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ»
اوست که زمین را برای شما رام ساخت؛ پس در پهنهٔ آن گام بردارید و از رزق او بخورید.
این آیه، حقیقتی بنیادین را آشکار می‌سازد: رزق، عطای الهی است؛ اما راه رسیدن به آن، تلاش انسان است. این پیوند میان «رزق الهی» و «حرکت انسانی»، اساس اقتصاد توحیدی را شکل می‌دهد؛ اقتصادی که در آن، کار عبادت است و کوشش، نشانهٔ ایمان و حضور الهی.

پیامبر اکرم ﷺ،خود درمیدان کار حضور داشت؛ نه تنها در جوانی، بلکه در دوران رسالت نیز.او:
چوپانی کرد،
تجارت نمود،
در ساخت مسجد مشارکت کرد،
در حفر خندق بیل زد،
و در امور عمومی، پیش‌قدم بود.

این حضور عملی، پیام تربیتی روشنی دارد: کار، شأن انسان را بالا می‌برد و تلاش، کرامت می‌آفریند. پیامبر، کار را نه نشانهٔ نیاز، بلکه نشانهٔ عزت می‌دانست و می‌فرمود:
«الْکادُّ عَلَى عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»
کسی که برای خانوادهٔ خود تلاش می‌کند، همچون مجاهد در راه خداست.
در این نگاه، کار از سطح فعالیت اقتصادی، به سطح جهاد معنوی ارتقا می‌یابد.

در سیرهٔ پیامبر، کار سه کارکرد اساسی دارد:
۱. کار به‌مثابهٔ عبادت: کار، اگر با نیت پاک و تلاش صادقانه همراه باشد،عبادت است؛ زیرا انسان، در آن، به فرمان خداوند برای کوشش پاسخ می‌دهد.
۲. کار به‌مثابهٔ تربیت نفس: کار، نفس را از تنبلی، وابستگی، غرور و بی‌مسئولیتی پاک می‌کند. انسانِ کارگر، در میدان عمل، صبر، توکل، قناعت و استقامت را می‌آموزد.
۳. کار به‌مثابهٔ خدمت اجتماعی:کار،جامعه را آباد می‌کند،فقر را می‌کاهد،عدالت را تقویت می‌کند و انسان را از سربار بودن می‌رهاند.
در این افق، کار، حلقهٔ اتصال میان فرد، جامعه و خداوند است؛ حلقه‌ای که در آن، تلاش، به عبادت و خدمت تبدیل می‌شود.
پیامبر، کارگر را تکریم می‌کرد و می‌فرمود:
«أَعْطُوا الْأَجِیرَ أَجْرَهُ قَبْلَ أَنْ یَجِفَّ عَرَقُهُ»
مزد کارگر را پیش از خشک شدن عرقش بپردازید.
این سخن،اساس اخلاق کار در اسلام است:احترام به تلاش،رعایت حق کارگر وپرهیز ازظلم اقتصادی.
او دست کارگر را می‌بوسید و می‌فرمود:
«هَذِهِ یَدٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ»
این دستی است که خدا و رسولش آن را دوست دارند.
در این نگاه، کار، نه تنها ارزش اقتصادی، بلکه ارزش معنوی دارد؛ زیرا تلاش، تجلی صدق، اخلاص و کرامت انسانی است.
در خانهٔ پیامبر، کار و تلاش، بخشی از تربیت بود. او:
خانواده را به کوشش و استقلال دعوت می‌کرد،
از تنبلی و وابستگی نهی می‌نمود،
و فرزندان را به کسب روزی حلال تشویق می‌کرد.
در این خانه، کار نشانهٔ عزت بود و تلاش، نشانهٔ ایمان. پیامبر، دعا می‌کرد:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَجْزِ وَالْکَسَلِ»
خدایا، از ناتوانی و تنبلی به تو پناه می‌برم.
این دعا، نشان می‌دهد که تنبلی، در نگاه نبوی، بیماری روحی است و تلاش، درمان آن.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4