جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠مرحله اول مقابله با سیل


اقدامات پیشگیرانه و آمادگی (قبل از وقوع سیل)
مؤثرترین و کم‌هزینه‌ترین راه کاهش خسارات سیل، انجام اقدامات پیشگیرانه و افزایش آمادگی پیش از وقوع حادثه است. تجربه کشورهای مختلف و مطالعات انجام‌شده در ایران نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در پیشگیری می‌تواند خسارات جانی و مالی را به‌طور چشمگیری کاهش دهد.

برای درک بهتر، می‌توان این اقدامات را در دو بخش «وظایف دولت و نهادهای عمومی» و «اقدامات مردم و جامعه محلی» تقسیم کرد:
۱. اقداماتی که دولت و نهادهای عمومی باید انجام دهند:

الف) شناسایی و مدیریت مناطق پرخطر
تهیه نقشه‌های خطر سیل و مشخص کردن مناطق سیل‌خیز.
جلوگیری از ساخت‌وساز در حریم رودخانه‌ها و مسیل‌ها.
آزادسازی بستر رودخانه‌ها و مقابله با تصرفات غیرقانونی.
شناسایی روستاها و شهرهای آسیب‌پذیر.

ب) توسعه زیرساخت‌ها
لایروبی رودخانه‌ها، کانال‌ها و آبراهه‌ها.
ایجاد و تقویت سیل‌بندها، سدها و حوضچه‌های کنترل سیلاب.
اصلاح و توسعه شبکه دفع آب‌های سطحی در شهرها.
مقاوم‌سازی پل‌ها، جاده‌ها و زیرساخت‌های حیاتی.

ج) حفاظت از محیط‌زیست
جلوگیری از تخریب جنگل‌ها و مراتع.
اجرای طرح‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری.
احیای تالاب‌ها و پوشش گیاهی که مانند اسفنج، آب سیلاب را جذب می‌کنند.
مقابله با فرسایش خاک.

د) سامانه‌های هشدار و اطلاع‌رسانی
توسعه شبکه‌های پیش‌بینی و هشدار سریع سیل.
ارسال هشدارهای به‌موقع از طریق پیامک، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی.
ایجاد سامانه‌های محلی هشدار در روستاها و مناطق پرخطر.

هـ) آموزش و آمادگی
آموزش عمومی مدیریت بحران در مدارس، رسانه‌ها و مراکز آموزشی.
برگزاری مانورهای تخلیه اضطراری.
تشکیل گروه‌های داوطلب محلی و آموزش آن‌ها.
برنامه‌ریزی برای پناهگاه‌ها و مسیرهای امن تخلیه.

و) حمایت‌های اقتصادی
گسترش بیمه حوادث و سیل.
حمایت از کشاورزان و ساکنان مناطق پرخطر.
ایجاد صندوق‌های جبران خسارت.

۲. اقداماتی که مردم و جامعه محلی می‌توانند انجام دهند:

الف) افزایش آگاهی و آمادگی خانوادگی
شناخت خطر سیل در محل زندگی.
آگاهی از مسیرهای امن خروج و مکان‌های امن.
تهیه برنامه خانوادگی برای شرایط اضطراری.
آموزش کودکان و سالمندان درباره اقدامات هنگام سیل.

ب) آماده کردن تجهیزات ضروری
تهیه یک «کیف بحران» شامل:
آب آشامیدنی
غذاهای کنسروی
چراغ‌قوه
رادیو و پاوربانک
داروهای ضروری
مدارک مهم در پوشه ضدآب
لباس و وسایل کمک‌های اولیه.

ج) ایمن‌سازی خانه
تمیز نگه داشتن جوی‌ها و کانال‌های آب.
جلوگیری از ریختن زباله در آبراهه‌ها.
قرار دادن وسایل ارزشمند و اسناد در ارتفاع.
مقاوم‌سازی دیوارها و ایجاد موانع موقت در صورت نیاز.

د) مشارکت اجتماعی
همکاری با همسایگان و گروه‌های محلی.
کمک به سالمندان، افراد دارای معلولیت و خانواده‌های آسیب‌پذیر.
شرکت در آموزش‌ها و مانورهای مدیریت بحران.

هـ) حفاظت از طبیعت
کاشت درخت و حفظ پوشش گیاهی.
جلوگیری از تخریب مراتع و جنگل‌ها.
مشارکت در طرح‌های محلی حفاظت از محیط‌زیست.

جمع‌بندی
سیل فقط یک پدیده طبیعی نیست؛ میزان خسارت آن تا حد زیادی به آمادگی ما بستگی دارد. دولت‌ها با برنامه‌ریزی، زیرساخت و هشدارهای به‌موقع و مردم با آگاهی، مشارکت و آمادگی خانوادگی می‌توانند جان انسان‌ها، محیط‌زیست و سرمایه‌های ملی را حفظ کنند.
اصل طلایی مدیریت سیل این است: هر یک ریال هزینه برای پیشگیری، می‌تواند چندین برابر خسارت‌های آینده را کاهش دهد.

#شبکه_حامی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍31
💠مادر؛ معمارِ آرامش در طوفان‌های هیجانیِ کودک


✍🏻جهاندار امینی

کودک در سال‌های ابتدایی زندگی، هنوز «نقشه‌ی راهِ» مدیریت احساساتش را در دست ندارد. او برای عبور از طوفان‌های خشم، ترس و اضطراب، به یک «تنظیم‌گر هیجانی بیرونی» نیاز دارد که در اغلب موارد، مادر است.
پژوهش‌ها نشان می‌دهد مادرانی که آرام، قابل‌پیش‌بینی و همدل هستند، در واقع در حالِ سیم‌کشیِ مغزِ کودک برای مدیریت هیجانات در آینده‌اند. وقتی مادری با صبوری، هیجانِ کودک را می‌بیند و نام‌گذاری می‌کند (مثلاً: «می‌بینم که از اینکه اسباب‌بازی‌ات شکست، خیلی غمگینی»)، در حالِ کاشتنِ بذرِ تاب‌آوری در ذهن اوست.
این پیوند عاطفیِ عمیق، فراتر از دوران کودکی عمل می‌کند؛
مادر در واقع بستری را فراهم می‌کند که فرزند در نوجوانی و جوانی، امن‌ترین پناهگاه برای بازگشت و تخلیه‌ی فشارهای روانی‌اش را در درونِ خود و در رابطه‌اش با مادر بیابد.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠 سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرمﷺ (( بیستــم ربیـع الأوّل ))



✍🏻حمزه خان‌بیگی

«صداقت درتجارت؛حقیقت‌جویی،امانت‌داری وطهارتِ رزق درهندسهٔ اقتصاد نبوی»

سیرهٔ اقتصادی پیامبر اکرم ﷺ، تصویری نورانی وتربیتی از نسبت انسان با «مال»،«معاش»، «تجارت»، «امانت» و «صداقت» ترسیم می‌کند؛ تصویری که درآن،تجارت نه صرفاً دادوستد اقتصادی،بلکه عرصهٔ امتحان اخلاق،میدان تهذیب نفس ومجالی برای تجلی عبودیت است.
درمدرسهٔ نبوت،«صداقت در تجارت»یکی ازارکان اصلی اقتصاد توحیدی است؛رکنی که بدون آن،نه رزق پاک می‌ماند،نه بازارسالم،نه جامعه عادل، ونه دل انسان درمسیر سلوک استوار می‌شود.

🔶قرآن کریم، تجارت را در نسبت با توحید و عدالت معنا می‌کند. آیات فراوانی، انسان را به صداقت، امانت‌داری، پرهیز از کم‌فروشی، دوری از خیانت و رعایت حق‌الناس فرا می‌خوانند:
👌«أَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ» پیمانه و ترازو را با عدالت کامل کنید.
👌«وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ» حق مردم را کم نگذارید.
👌«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» ای مؤمنان، به پیمان‌ها وفا کنید.
این آیات،تجارت را ازسطح«معاملهٔ اقتصادی» به سطح«امانتِ الهی» ارتقا می‌دهند.درنگاه قرآن، صداقت درتجارت،بخشی ازایمان است؛ وخیانت در معامله،شکستنِ عهد الهی.بازار، تنهامحل خرید و فروش نیست؛ بلکه میدانِ امتحانِ عدالت، صداقت و مسئولیت است.
پیامبر در تجارت؛ صداقت به‌مثابهٔ هویت، نه تاکتیک
   پیش از بعثت، پیامبر اکرم ﷺ در تجارت شناخته‌شده بود؛اما نه به‌سبب مهارت‌های اقتصادی، بلکه به‌سبب«امانت» و«صداقت».لقب «الصادق الأمین» پیش از آن‌که لقب نبوت باشد،لقب تجارت بود؛ یعنی مردم، پیش از آن‌که به رسالت او ایمان آورند، به صداقت او ایمان داشتند.
در تجارت با حضرت خدیجه، امانت‌داری او چنان آشکار بود که سود تجارت، چند برابر شد؛ اما پیامبر، هرگز از صداقت برای سودجویی استفاده نکرد؛ بلکه صداقت، هویت او بود، نه ابزار او.
در سیرهٔ نبوی، صداقت در تجارت، سه جلوهٔ اساسی دارد:
👌شفافیت در معامله: بیان حقیقتِ کالا، بدون پنهان‌کاری.
👌امانت‌داری در سود: پرهیز از سودهای ناروا، فریب‌کارانه یا مبتنی بر ناآگاهی مشتری.
👌وفای به عهد: پایبندی کامل به قرارداد، حتی اگر به ضرر شخصی باشد.
📖پیامبر می‌فرمود:
«التَّاجِرُ الصَّدُوقُ مَعَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ»
تاجرِ راستگو، در قیامت با پیامبران و صدیقان و شهیدان محشور می‌شود.
این حدیث، تجارت را به مرتبهٔ سلوک می‌رساند؛وصداقت را به مرتبهٔ قرب.درنگاه نبوی، صداقت درتجارت،تنها یک رفتاراخلاقی نیست؛بلکه حلقهٔ اتصال میان سه ساحتِ بنیادین است:
۱. رزقِ پاک
رزق، اگر از راه صداقت به دست آید، نور است؛ واگر از راه فریب، کم‌فروشی یا خیانت حاصل شود،حجاب.پیامبر می‌فرمود:«مَن غَشَّ فَلَیْسَ مِنَّا» کسی که فریب دهد، از ما نیست.
این بیان، نشان می‌دهد که فریب درتجارت، نه فقط خطای اخلاقی،بلکه خروج ازمسیر نبوت است.
۲. اخلاقِ استوار
صداقت،شخصیت انسان را می‌سازد؛ زیرا انسانِ راستگو، در معامله،در گفتار،در رفتار ودر نیت، یکپارچه است. بازار، آینهٔ اخلاق است؛ وصداقت، ستونِ این آینه.
۳. سلوکِ معنوی
تاجرِ صادق، در هر معامله، تمرین حضور می‌کند؛زیرا صداقت، انسان را از فریب،حرص، طمع و خودخواهی پاک می‌کند. تجارتِ صادقانه، نوعی «ریاضت» است؛ریاضتی که دل را از دنیاپرستی می‌رهاند و به توکل، قناعت و رضا نزدیک می‌سازد.
در مدینه، پیامبر بازار را اصلاح کرد؛اما نه با قوانین پیچیده،بلکه باتربیت اخلاقی و نظارت معنوی. او:
احتکار را ممنوع ساخت؛
کم‌فروشی را نهی کرد؛
از فریب در معامله جلوگیری نمود؛
و تاجران را به صداقت، شفافیت و رعایت حق‌الناس دعوت کرد.

📖 در حدیثی، فرمود:
«إِنَّ التُّجَّارَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فُجَّارًا إِلَّا مَنِ اتَّقَى وَبَرَّ وَصَدَقَ»
تاجران،درقیامت فاجران محشور می‌شوند،مگر آنان که تقوا پیشه کنند،نیکی ورزند وراستگو باشند.
این بیان، نشان می‌دهد که تجارت، میدانِ خطر است؛ و صداقت، سپرِ این میدان.
در جهان امروز، که بازارها پیچیده شده‌اند، سودجویی بی‌حد رواج یافته، و فریب‌های اقتصادی فراگیر شده‌اند، سیرهٔ نبوی، راهی روشن برای اصلاح فرد و جامعه پیشِ روی ما می‌نهد:
تجارت را بر مدار صداقت و شفافیت سامان دهیم؛
رزق را با امانت و حقیقت بیامیزیم؛
از فریب، کم‌فروشی، احتکار و سودهای ناروا بپرهیزیم؛
و بازار را به میدان اخلاق، عدالت و کرامت تبدیل کنیم.

دراین افق،صداقت،نه فقط یک فضیلت اخلاقی،بلکه یک ضرورت اقتصادی ویک راه سلوکی است.

این سیرهٔ روشن،ما را فرا می‌خواند که تجارت را درمدارتوحید سامان دهیم؛صداقت را اصل قرار دهیم؛ رزق را با امانت بیامیزیم؛ و بازار را از فریب و فساد پاک کنیم.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠ایمان به قیامت


✍🏻ناصر سبحانی

ایمان به قیامت یکی از پایه‌های اساسی بندگی خداست و انسان بدون آن نمی‌تواند راهِ مسیرِ بندگی خدا را در پیش گیرد و بنده خدای باشد؛ به همین دلیل است که قرآن به آن اهمیت ویژه‌ای داده است.
واقعیت این است که انسان، با ایمان به قیامت، راه و مسیرِ بندگی خدا را در پیش خواهد گرفت و بدون چنین ایمانی هرگز نمی‌تواند چنین راهی را انتخاب کند و بنده خدای باشد، گرچه در این مسیر هزاران بار هم تلاش کند و حتی در مراحلی از زندگی در مسیرِ بندگی خدا قرار گیرد.
دانستن این نکته هم ضروری است که هر فردی به اندازه‌ی گناهی که مرتکب می‌شود، به همان اندازه‌ی ایمان به قیامتش ضعیف است؛ زیرا ممکن نیست کسی دادگاه و محکمه‌ی خدا را در نظر داشته باشد و بداند که روزی خواهد آمد که در آن و در حضور خدا محاکمه خواهد شد، اما با این وجود، مرتکب گناه شود. بدون شک در آن لحظه که مرتکب گناه می‌شود، قیامت را فراموش کرده و از آن غافل است.

به همین ترتیب، کسی که گناهش بیشتر باشد، ایمان به قیامتش به همان درجه ضعیف‌تر است و کسی که ایمانش قوی باشد، کمتر دچار گناه می‌شود، و آن که ایمان به قیامتش بسیار قوی است، هرگز دچار گناه نمی‌شود.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَىٰ

ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به مشقت و زحمت افتی؛

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
از راست: ماموستا علی رحمانی، دکتر جلالی‌زاده، دکتر محمود ویسی، استاد صلاح‌الدین محمد بهاءالدین، ماموستا عبدالرحمن یعقوبی و کاک حیدر ضیایی

برگی از خاطرات سال ١٣٩٤

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
22👍1😱1
#پیام_روز

💠میان مردم


راز زندگی در کاری که می‌کنی نیست؛ راز زندگی این است که در کار و بارت با خدا باشی. در این دنیا همه مدل آدم زندگی می‌کنند: پزشکان مخلص، نجاران متقلب، مهندسان رشوه‌گیر، کارگران شریف و غیره. خدا انسان را بابت کارش محاسبه نمی‌کند، بلکه بابت چگونگی انجام آن مورد حساب قرار می‌دهد. حقیرترین مردم کسانی هستند که چون وارد دانشگاه می‌شوند، از شغل ساده پدران خویش خجالت می‌کشند.
هر کاری که درآمدِ حلالی داشته باشد، خردمندانه است و صاحبِ آن کار سزاوار احترام، چرا که سربارِ دیگران نشده است. مشاغل در اصل برای کسب درآمد و تأمین معیشت هستند، نه برای تفاوت گذاشتن میان مردم. پیامبران همگی چوپان بودند و داوود علیه‌السلام از دسترنج و کار خود روزی می‌خورد و زکریا علیه‌السلام نجار بود؛ پس از کار خود خجالت نکش؛ مادامی که روزیِ حلال به خانه می‌آوری، سرت را بالا بگیر و به خود افتخار کن.

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍5
💠 اگر لازم شد، حتما کمک بخواه


الحاق جوادی

✓ فرض کن یک مشکل سنگین روی دلت مانده.
شاید کسی در فضای مجازی تهدیدت کرده.
شاید وارد دردسری شده‌ای که نمی‌دانی چطور حلش کنی.
شاید اشتباهی کرده‌ای و از گفتنش می‌ترسی.
با خودت می‌گویی:
اگر به کسی بگویم، فکر می‌کنند ضعیفم...
اگر بفهمند، دعوایم می‌کنند...
خودم حلش می‌کنم.
اما بعضی مشکلات، هرچه بیشتر پنهانشان کنی، بزرگ‌تر می‌شوند.
✓ قرآن یک صحنه سخت از زندگی حضرت لوط علیه‌السلام را نشان می‌دهد.
او با جمعیتی روبه‌رو شد که قصد آزار مهمانانش را داشتند. در آن لحظه، یک‌تنه در برابر آن جمعیت ایستاده بود.
لوط علیه‌السلام در آن موقعیت نگفت که انسان باید همیشه همه‌چیز را تنهایی حل کند.
بلکه گفت:
﴿قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَىٰ رُكْنٍ شَدِيدٍ
هود: ۸۰
ای کاش در برابر شما نیرویی داشتم، یا به تکیه‌گاهی محکم پناه می‌بردم.
✓ دقت کن:
حتی یک پیامبر الهی، در آن موقعیت سخت، از نیاز به پشتوانه سخن گفت.
این یعنی کمک خواستن همیشه نشانه ضعف نیست.

گاهی نشانه عقل است.
آدم قوی کسی نیست که همه مشکلات را به تنهایی تحمل کند.
آدم قوی کسی است که بفهمد چه زمانی یک مشکل از توان یک‌نفره‌اش بزرگ‌تر شده و باید سراغ یک تکیه‌گاه محکم برود.
✓ اما هر کسی تکیه‌گاه خوبی نیست.

برای زندگی امروز ما، می‌توان از تعبیر رکن شدید مفهوم یک تکیه‌گاه امن و قابل اعتماد را فهمید.
کسی که بتوانی به او اعتماد کنی، عاقل باشد و به جای تحقیر و سرزنش، برای حل مشکل کمکت کند.
مثل پدر، مادر، معلم، مشاور یا یک بزرگ‌تر قابل اعتماد.
✓ سه چیز را با هم قاطی نکن:
حیا یعنی هر حرفی را به هر کسی نگویی، نه اینکه خطر جدی را از آدم امن پنهان کنی.
عزت نفس یعنی خودت را کوچک نکنی، نه اینکه از کمک خواستن خجالت بکشی.
استقلال یعنی مسئولیت‌پذیر باشی، نه اینکه بار یک مشکل سنگین را تنهایی حمل کنی.

◻️ یک چالش:
اگر چیزی در دلت هست که تنهایی از پسش برنمی‌آیی، یک آدم امن را در ذهنت پیدا کن.
لازم نیست همه‌چیز را یک‌دفعه توضیح بدهی.
گاهی فقط کافی است بگویی:
من با یک مشکلی روبه‌رو شده‌ام و به کمک تو نیاز دارم.
👌 قوی بودن فقط این نیست که به تنهایی از پس مشکلات بربیایی.

✓ گاهی قوی بودن یعنی بفهمی چه وقت باید یک تکیه‌گاه امن پیدا کنی.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏41👍1
💠سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ (( بیست و یکــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«شجاعت و تدبیر  در میدان‌ها؛ هندسهٔ نبویِ قدرت، بصیرت در عرصهٔ عمل»

سیرهٔ جهادی پیامبر اکرم ﷺ،هنگامی که در پرتو تدبر قرآنی،شهود عرفانی وتحلیل تربیتی مطالعه می‌شود، چهره‌ای ژرف و نورانی از مواجههٔ انسان با میدان‌های خطر، عرصه‌های تصمیم‌گیری و لحظه‌های سرنوشت‌ساز آشکار می‌سازد. در این افق، شجاعت پیامبر، صرفاً نیرویی جسمانی یا جرأتی ظاهری نیست؛ بلکه «مقامی» روحانی است که از توحید می‌جوشد و در آن، دلِ مؤمن، به اتکای حضور الهی، از خوفِ غیر خدا می‌گذرد و به سکینهٔ الهی می‌رسد.
تدبیر نبوی نیز،فراتر از مهارت‌های معمول مدیریتی،«بصیرتی» است که ازنورهدایت سرچشمه می‌گیرد؛ بصیرتی که میدان را می‌بیند، آینده را می‌سنجد، دل‌ها را می‌شناسد ودرلحظهٔ تصمیم،میان عقل وایمان، پیوندی استوار برقرار می‌کند. بدین‌سان، شجاعت و تدبیر، در سیرهٔ نبوی، دو روی یک حقیقت‌اند: حقیقتِ حضور توحیدی در عرصهٔ عمل.
قرآن کریم، شجاعت را در مدار توحید معنا می‌کند؛ یعنی دلِ شجاع،دلی است که از خوفِ غیر خدا رسته و به سکینهٔ الهی رسیده باشد.درماجرای هجرت،هنگامی که پیامبرﷺدرغارثور،یارخویش را آرام می‌سازد،می‌فرماید:
«إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»
به یارش گفت: اندوه مدار، خدا با ماست.
این آیه، شجاعت را از سطح «جرأت» به سطح «حضور»ارتقا می‌دهد؛حضور درمحضر الهی،که خوف را می‌زداید و دل را به آرامش می‌رساند.شجاعتِ ایمانی، درحقیقت، ثمرهٔ یقین به معیت الهی است.
در کنار شجاعت، قرآن بر «تدبیر» وعقلانیتِ توحیدی نیز تأکید می‌کند:
«وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»
در کارها با آنان مشورت کن.
این فرمان، نشان می‌دهد که تدبیر،بخشی از ایمان است؛ زیرا ایمانِ راستین،نه تنها دل را به خدا می‌سپارد، بلکه عقل را نیز به کار می‌گیرد و مشورت را به‌عنوان سازوکارِ مشارکت و بصیرت جمعی به رسمیت می‌شناسد. بدین‌سان، میدانِ عمل، درهندسهٔ قرآن، نه عرصهٔ هیجانِ بی‌محاسبه،بلکه صحنهٔ پیوندِ توکل و تدبیر است.
🔶 پیامبر در میدان‌ها؛ شجاعتِ آرام، تدبیرِ روشن
در بدر، احد، خندق و حنین، پیامبر اکرم ﷺ در قلب میدان ایستاد؛ نه برای نمایش قدرت، بلکه برای تثبیت دل‌ها و ساختن روح‌ها. روایت‌ها گواهی می‌دهند که:
👌در احد، هنگامی که صف‌ها شکست و اضطراب بر سپاه سایه افکند، او همچون کوهی استوار ایستاد و محورِ بازگشتِ دل‌ها شد؛
👌در خندق، درسخت‌ترین لحظات محاصره، خود بیل زد،سنگ شکافت و درکنار یاران، رنجِ کار را بر دوش گرفت؛
👌در حنین، آن‌گاه که سپاه در هجوم ناگهانی پراکنده شد، او تنها ایستاد وبا صدایی رسا فرمود:
«أَنَا النَّبِیُّ لَا کَذِبَ» من پیامبرم، نه دروغ.
این شجاعت،شجاعتِ«آرام»بود؛شجاعتی که از سکینهٔ الهی می‌جوشید، نه ازهیجانِ زودگذر.دلِ پیامبر، در میدان، به جای اضطراب، به حضور الهی تکیه داشت؛ و همین حضور، دل‌های دیگران را نیز آرام می‌کرد.
۳.۲. تدبیر در اوج بحران؛ مدیریت نبوی در لحظه‌های سرنوشت
تدبیر پیامبر ﷺ، در همهٔ میدان‌ها آشکار است؛ تدبیری که هم عقل را به کار می‌گیرد، هم ایمان را، و هم دل‌ها را می‌شناسد:
👌در بدر،با انتخاب محل مناسب، تنظیم دقیق صف‌ها و بهره‌گیری ازموقعیتِ آب،ساختار نبرد را سامان داد؛
👌در اُحُد،با تعیین نگهبانان برفراز کوه و تأکید برعدم ترک موضع،اهمیتِ انضباط و پایبندی به فرمان را گوشزد کرد؛
👌در خندق، با مشورت سلمان و انتخاب شیوهٔ دفاعی نوین، نشان داد که بهره‌گیری از تجربهٔ دیگران، بخشی از تدبیر توحیدی است؛
👌در حدیبیه، با پذیرش صلحی که در ظاهر، شکست می‌نمود، اما در حقیقت، فتحی بزرگ بود، آینده را دید؛ آینده‌ای که بسیاری از یاران، در آن لحظه، نمی‌دیدند
تدبیرنبوی، تدبیری«بصیرت‌محور»بود؛تدبیری که حقیقت را برظاهر ترجیح می‌داد،مصلحتِ بلندمدت را برهیجانِ کوتاه‌مدت مقدم می‌داشت و درهرتصمیم،هم حق رامی‌دید،هم دل‌ها را،وهم فردا را.
شجاعت و تدبیر، در سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی ژرف، نورانی و تربیتی است؛ حقیقتی که انسان را از خوف، تردید، آشوب و بی‌تدبیری می‌رهاند و او را به سوی نور، کرامت، آرامش و حضور الهی سوق می‌دهد.

👌این سیرهٔ روشن،ما را فرامی‌خواند که میدان‌های زندگی را درمدار توحیدسامان دهیم؛شجاعت را با ایمان بیامیزیم؛تدبیر را با بصیرت همراه سازیم؛ و درهمهٔ تصمیم‌ها،حضور الهی را محور قرار دهیم.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠در مواقعی که کودکتان استرس دارد ⁣اينگونه رفتار كنيد

- سعی کنید با کودک خود حرف بزنید و به او نشان دهید که او را درک می‌کنید.

⁣- احساسات او را به زبان آورید و درباره آن با او صحبت کنید.

⁣- برای مثال به او بگویید: «به نظر می‌رسد ناراحت هستی. می‌توانی علتش را به من بگویی»

⁣- یا «به نظر می‌رسد هنوز بابت این اتفاق نگران هستی.» هرگز کودک را سرزنش نکنید و سعی نکنید احساس او را ناچیز بشمارید.

⁣- به او نگویید: «هنوز هم ناراحتی؟ مگر چه اتفاقی افتاده؟!»

⁣- به گونه‌ای بااو حرف بزنید که کودک بداند می‌خواهید با شما درباره‌ی اضطرابش صحبت کند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠سخن گفتن از نعمت


✍🏻عبد الکریم بکار

برخی از مردم هرگاه بخواهند از دارایی، موفقیت‌ها یا امکانات و رفاه خود سخن بگویند، به این آیه استناد می‌کنند؛ گویی هر نوع آشکار کردن نعمت‌ها، همان معنای سخن خداوند است که می‌فرماید:

«و اما از نعمت پروردگارت سخن بگو

اما این برداشت، معنای آیه را به بخشی محدود فرو می‌کاهد و گاهی آن را از مقصود اصلی‌اش دور می‌کند.

مفسران گفته‌اند که بزرگ‌ترین نعمتی که در این آیه منظور است، نعمت قرآن است؛ نعمتی که خداوند آن را به پیامبر ﷺ عطا کرد و شکر آن، تلاوت، ابلاغ و روشن ساختن حقایق آن برای مردم است. برخی نیز گفته‌اند که مقصود، نعمت نبوت و رسالتی است که خداوند به پیامبرش بخشیده است.

این دیدگاه، معنای مهمی را پیش روی ما می‌گشاید:

هر سخن گفتنی از نعمت، سخن گفتن از خود نیست؛ بلکه گاهی سخن گفتن از نعمتی است که خداوند به انسان داده تا سود آن به دیگران برسد.

اگر خداوند به کسی دانشی سودمند عطا کرده است، شکر این نعمت آن است که آن را به دیگران بیاموزد. اگر او را به انجام کار خیری موفق کرده است، چه‌بسا بیان تجربه‌اش، زمانی که موجب تشویق دیگران و الگوسازی نیکو شود، کاری پسندیده باشد.

اما در اینجا تفاوتی ظریف میان دو حالت وجود دارد که در ظاهر شبیه، اما در حقیقت کاملاً متفاوت‌اند:

اینکه انسان از نعمت سخن بگوید تا خودش دیده شود...

یا از نعمت سخن بگوید تا فضل و بخشش خداوند دیده شود.

در حالت نخست، خودِ انسان محور سخن است؛ اما در حالت دوم، نعمت وسیله‌ای برای شکرگزاری و رساندن خیر به دیگران می‌شود.

ازاین‌رو، سخن گفتن از نعمت، مجوزی برای فخرفروشی و خودنمایی نیست؛ همان‌گونه که فروتنی نیز به معنای پنهان کردن هر کار خیری که انسان انجام داده، نیست.

بلکه پیش از هر سخنی باید از خود بپرسیم:

چرا می‌خواهم از این نعمت سخن بگویم؟

آیا برای آنکه دیگران را متوجه داشته‌های خود کنم؟

یا برای آنکه فضل خدا را یادآوری کنم و دری از امید، دانش یا عمل صالح به روی آنان بگشایم؟

شاید در ترتیب آیات نیز نکته‌ای تربیتی نهفته باشد؛ زیرا پیش از فرمان به سخن گفتن از نعمت خدا، از یتیم و نیازمند یاد شده است.

گویی خدمت به مردم و برآوردن نیازهای آنان، بر پرگویی درباره خود مقدم است. انسان ابتدا باید نیکی کند، سپس اگر از نعمت خدا سخن می‌گوید، نه برای ستودن خویش، بلکه برای آنکه دلش همواره به بخشنده نعمت وابسته بماند.

پس مقصود این نیست که پیوسته از داشته‌های خود سخن بگوییم؛ بلکه باید بیاموزیم چگونه نعمت‌های الهی را به شکر، سودرسانی و هدایت دیگران تبدیل کنیم.

و این همان تفاوت میان کسی است که از راه نعمت، از خودش سخن می‌گوید...

و کسی که از طریق خود، از نعمت خدا سخن می‌گوید.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند، نه، که فردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

"مولانا"



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠ویژگی‌هایِ اساسیِ بیداریِ اسلامی



✍🏻دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح

اعتدال و میانه‌روی، خلاقیت، تجدید و نوآوری، توجه و التزام به اصول و ارزش‌ها و تأکید بر «حقایقِ شرع» به جای «شخصیت‌ها»، از جمله ویژگی‌هایِ اساسیِ بیداریِ اسلامی است که در ادامه به تبیینِ تعدادی از آن‌ها خواهیم پرداخت.
«تجدید» یا «نوگرایی»، نه به معنایِ تازه کردنِ «دین»، بلکه به معنایِ تازه کردنِ «دین‌داری» است. منظور از «تجدید»، آمادگی و انعطاف برایِ پذیرشِ تحولاتِ مثبت، رشد، تعالی، بالندگی، پویایی و رهایی از «جمودِ فکری» و «تقلیدِ مستمر» است که در پرتوِ ایجادِ «توازن» و «تعادل» میانِ «دین» و «زمان» میسر می‌گردد.
تجدید در واقع، به معنایِ سازگاریِ دین با عصر و زمان و دریافتِ پیامِ آن است.

ممکن است عده‌ای در برابرِ تجدید، موضعی تند و غیرمنعطف اتخاذ کرده و آن را بدعت تلقی نمایند؛ در حالی که پیامبر گرامیِ اسلام (ص) می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى رَأْسِ كُلِّ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِينَهَا» [به روایت ابوداود]؛ (خداوند در آغازِ هر سده، کسی یا کسانی را برایِ این امت برمی‌انگیزد تا دین‌شان را بازسازی و نوسازی نمایند).
با توجه به این حدیث، «تجدید» تلاشی در راستایِ تصحیحِ مفاهیم، رفتار و روش‌هایِ نادرست است که حیاتِ راکد را به حرکت و پویایی درمی‌آورد و آن را بر اساسِ حقیقتِ اصیل، به تازگی و آراستگی می‌رساند.
تأکید بر اعتدال و میانه‌روی، ویژگیِ دیگرِ بیداریِاسلامی است. اعتدال یا میانه‌روی، حدِ فاصل میانِ یأس، ناامیدی و مسئولیت‌گریزی از یک سو؛ و خشونت و ترویجِ فرهنگِ دشمنی، عداوت، تحقیر و تکفیرِ دیگران از سویِ دیگر است.
اعتدال و میانه‌روی، زمانی در یک جمع یا تشکل تحقق می‌یابد که در ابعادِ ایمانی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از دیگر جریان‌ها متمایز باشد.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠﴿ٱلۡمَالُ وَٱلۡبَنُونَ زِينَةُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ أَمَلٗا ٤٦﴾

دارائی و فرزندان، زینت زندگی دنیایند (و زوال‌پذیر و گذرایند). و امّا اعمال شایسته‌ای که نتایج آنها جاودانه است، بهترین پاداش را در پیشگاه پروردگارت دارد، و بهترین امید و آرزو است.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
#پیام_روز

💠شمولیتِ بندگیِ خدا


بسیاری چنین فکر می‌کنند که انسان با انجامِ فرایضی چون نماز، روزه، حج و… مشغولِ بندگیِ خداست و در مسائلِ زندگی می‌تواند هرگونه که خواست رفتار کند؛ یا می‌تواند فرمانبردار و تابعِ هر قانون و برنامه‌ای دیگر، غیر از قوانینِ خدا باشد.
اما حقیقتِ بندگی چیزِ دیگری است. حقیقتِ بندگی این است که انسان در تمامِ مسائلِ زندگی، اعم از شخصی یا خانوادگی، اجتماعی یا سیاسی، اقتصادی و تجارت و…، بدونِ قید و شرط، مطیعِ فرمانِ خدا باشد و به‌گونه‌ای عمل کند که او می‌خواهد و به آن دستور داده است.
تنها در این صورت است که او بنده‌ی خداست و مشغولِ بندگی است. در غیرِ این صورت، اگر فردی در برخی از مسائل، فرمانبردار و مطیعِ اوامرِ خدا باشد و در برخی دیگر آن‌گونه نباشد و از غیرِ خدا پیروی کند، چنین چیزی از وی پذیرفته نمی‌شود؛ او هرگز بنده‌ی خدا محسوب نمی‌شود و مشغولِ بندگیِ او نیست.
انسان در برخورد با خود، خانواده، همنوعانش، نظامِ حکومتی که با آن تعامل دارد و تمامِ نعمت‌هایی که خداوند به او بخشیده، دستور و برنامه‌ای از سویِ خداوندِ متعال دریافت کرده است. او باید در تمامِ مواردِ ذکرشده، تابع و فرمانبردارِ خداوند باشد. تنها در این صورت است که بنده‌ی خداست و به خوشبختی و سعادتِ دنیا و آخرت دست می‌یابد؛ در غیرِ این صورت، چیزی جز شقاوتِ دنیا و آخرت نصیبش نخواهد شد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1
💠پیام جمعه


✍🏻محمد احمدیان

ریاض الصالحین حدیث شماره(75)
   [بارگاه ربوبیت معبود؛
                    ومقام تسلیم عبد ]



عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يَقُولُ: " اللَّهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتُ ، وَبِكَ خَاصَمْتُ،..."
از ابن عباس ( رضی الله عنهما )روایت است که رسول خدا( ص) فرمود: خدایا!
- برای تو تسلیم شدم.
- به تو ایمان آوردم.
- بر تو اعتماد کردم.
-به سوی تو بازگشتم.
- برای تو( با دشمنان) دشمنی ورزیدم....
(مسلم/2717- بخاری/101/11)

نکات  تربیتی قابل تأمل در حدیث:

نکته ی اول:
مقام تواضع و تسلیم بی شائبه پیامبر( ص) در مقابل ذات پروردگار؛ یعنی تسلیم همه جانبه در مقابل فرمان الهی؛ و الگو بودن پیامبر برای پیروانش:
"لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ"
سرمشق و الگوي زيبائي در (شيوه‌ی پندار و گفتار و كردار ) پيغمبر خدا برای شما است. احزاب/21

نکته ی دوم:
اعتماد به خداوند، بر گرفته از ایمان قلبی است. اعتمادی که خداوند را در همه امورش وکیل به معنای واقعی پذیرفتن است:
اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ "شَيْءٍ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ"
خدا آفريدگار همه چيز است و همه چيز را می‌پايد و مراقبت می‌نمايد .زمر/62

نکته ی سوم:
بازگشت به خداوند؛  هم  مقام توبه را شامل می شود؛ هم واگذار کردن همه ی امور به رضایت او.

نکته ی چهارم:
دشمنی به خاطر خدا:

الف - دشمنی با شیطان و توطئه هایش:
"يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ‏ "
اي مردم ! از آنچه در زمين است و حلال و پاكيزه است بخوريد ، و پا به پاي اهريمن راه نيفتيد ( و به دنبال شيطان روان نشويد ) . بي‌گمان او دشمن آشكار شما است.  168/ بقره

ب - دشمنی با نفس سرکش، و دستور دهنده به بدی ها:
"وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ"
من نفس خود را تبرئه نمي‌كنم چرا كه نفس به بديها و نابكاريها مي‌خواند ، مگر نفس كسي كه پروردگارم بدو رحم نمايد . بي‌گمان پروردگارم داراي مغفرت و مرحمت فراواني است . ‏ 53/ یوسف

ج - دشمنی با دشمنان فرهنگی دین خدا:
"أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ"
آيا ( آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه خدا نازل كرده است سرپيچی مي‌كنند و ) جويای حكم جاهليّت ( ناشی از هوی و هوس ) هستند ؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد بهتر از خدا حكم می‌كند) ؟ ‏ 50/ مائده


سقز: شهریور 1405

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
Audio
💠ستایش نامه نبوی

✍️احمد شوقی

▷ ◉───────── ۲۴:۰۶

این پادکست بخشی از سروده‌ی ماندگار احمد شوقی، ملقب به امیرالشعراء، در ستایش پیامبر اسلام و بزرگداشت میلاد ایشان است. شاعر در این ابیات، با بیانی فاخر و باشکوه، تأثیر دگرگون‌کننده‌ی ظهور پیامبر را بر کل هستی توصیف کرده و به لرزه درآمدن تخت ستمگران را ثمره‌ی این واقعه‌ی بزرگ می‌داند. او با تأکید بر مکارم اخلاقی همچون بخشش، راستگویی و مهربانی، حضرت محمد را الگوی کامل کمالات انسانی و عدل الهی معرفی می‌کند. همچنین، این سروده به رسالت تمدن‌ساز اسلام اشاره دارد که با برقراری مساوات و شورا، دوای دردهای اجتماعی جوامع بشری گشت. در نهایت، بخش‌هایی از شعر به عظمت معنوی واقعه معراج و جایگاه بی‌همتای پیامبر در میان تمامی فرستادگان الهی می‌پردازد. این اثر تجلی عشق عمیق شاعر به مبانی دینی و ارزش‌های والای انسانی است که در کالبد کلمات جاری شده است.

#پادکست_آوای_اصلاح۴۳

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ(( بیست و دوّم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«اخلاق درجنگ وصلح؛هندسهٔ نبویِ رحمت،عدالت وسلوک درعرصهٔ قدرت»

ادامــه بخش اوّل

اخلاق نبوی در صلح؛ حکمت، آینده‌نگری و معماری آرامش
صلح،درنگاه پیامبراکرمﷺ،نه سازشِ بی‌اصول وعقب‌نشینیِ ازحق،بلکه«تدبیر»ی حکیمانه و «معماری»ی اجتماعی است؛معماری‌ای که در آن، دل‌ها نرم می‌شوند، راه دعوت گشوده می‌گردد وجامعه، از خشونت به سوی آرامش و رشد حرکت می‌کند.
🔹صلح حدیبیه؛ فتحی در لباس صلح
صلح حدیبیه، نمونهٔ اوج تدبیر نبوی است؛ صلحی که ظاهرش سخت و سنگین بود، اما حقیقتش فتحی بزرگ. پیامبر ﷺ، با پذیرش شرایط دشوار و ظاهراً نابرابر، آینده را دید؛ آینده‌ای که در آن، فضای امن برای دعوت،زمینهٔ گسترش ایمان و نرم‌شدن دل‌ها فراهم می‌شد. این صلح، نشان داد که گاه، «فتحِ حقیقی»، در لباسِ صلحِ صبورانه پنهان است.
🔹صلح به‌مثابهٔ فرصت تربیتی
او صلح را فرصتی برای تربیت دل‌ها، گسترش دعوت، اصلاح روابط و ساختن جامعه می‌دانست؛ نه صرفاً توقف جنگ. در این نگاه، صلح، میدانِ کار تربیتی و اخلاقی است؛ مجالی برای تبدیل دشمن به دوست، و کینه به الفت.
🔹حفظ کرامت دشمن در صلح
پیامبر ﷺ، حتی در صلح، حرمت دشمن را نگه می‌داشت؛ زیرا صلح، در نگاه او، نه تحقیر، بلکه اصلاح بود.
حفظ کرامت، زمینهٔ تحولِ درونی و پذیرشِ حقیقت را فراهم می‌کرد و صلح را از تبدیل‌شدن به ابزار انتقام و تحقیر بازمی‌داشت.

پیوند اخلاق در جنگ و صلح؛ توحید در دو میدان

  در سیرهٔ نبوی، اخلاق در جنگ و صلح، دوگانه‌ای متناقض نیست؛ بلکه دو جلوهٔ یک حقیقت‌اند: حقیقتِ توحید در عرصهٔ عمل.
🔶در جنگ،توحید، دل را از خوف می‌رهاند و اخلاق را از خشونتِ بی‌مهار حفظ می‌کند؛ جنگ، در مدار دفاع و عدالت می‌ماند.
🔷درصلح، توحید، دل را از سازشِ بی‌اصول بازمی‌دارد و عقل را به حکمت و آینده‌نگری می‌کشاند؛ صلح، در مدار اصلاح و کرامت سامان می‌یابد.
بدین‌سان، اخلاق نبوی، در هر دو میدان، بر سه اصل استوار است: کرامت انسان، عدالت، و حضور الهی. این سه اصل، جنگ را انسانی و صلح را نورانی می‌سازد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ(( بیست و دوّم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«اخلاق درجنگ وصلح؛هندسهٔ نبویِ رحمت،عدالت وسلوک درعرصهٔ قدرت»

بـخــش اوّل

هرگاه سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ در پرتو تدبر قرآنی، شهود عرفانی و تحلیل تربیتی مطالعه شود، افقی گشوده از حقیقتِ نسبت انسان با قدرت، خشونت، رحمت، عدالت و مسئولیت آشکار می‌گردد؛ افقی که در آن، جنگ و صلح، دو صحنهٔ گسسته و متعارض نیستند، بلکه دو تجلیِ یک حقیقت‌اند: حقیقتِ حضور توحیدی در عرصهٔ عمل و به‌کارگیری قدرت در مدار عبودیت.
در این منظر، اخلاق نبوی در میدان جنگ، خشونت را مهار می‌کند و قدرت را در حصار عدالت، کرامت انسان و حدود الهی نگه می‌دارد؛ و در میدان صلح، از فروغ حکمت، مصلحت، آینده‌نگری و پاسداشت حرمت انسان بهره می‌گیرد. بدین‌سان، اخلاق در جنگ و صلح، در مدرسهٔ نبوت، نه واکنشی گذرا، بلکه «سلوکی» توحیدی و «مقامی» تربیتی است؛ مقامی که در آن، قدرت، نه بر مدار خشم و انتقام، بلکه در خدمت رحمت، اصلاح و عدالت قرار می‌گیرد.
قرآن کریم،اخلاق را در میدان جنگ و صلح، درنسبت با توحید و عدالت معنا می‌کند.آیات فراوانی،جنگ را در چارچوب دفاع، عدالت و رعایت حدود الهی قرار می‌دهند و صلح را در مدار حکمت، رحمت و اصلاح می‌نشانند:
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا»
در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند، بجنگید و تجاوز نکنید.
«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»
اگر به صلح گرایش یافتند، تو نیز به صلح گرایش یاب.
این دو آیه، هندسهٔ اخلاق نبوی را ترسیم می‌کنند: جنگ، تنها در مدار دفاع و با رعایت حدود؛صلح، تنها در مدار حکمت و با حفظ کرامت.
در این هندسه، جنگ، از تجاوز و خشونتِ کور پاک می‌شود؛ وصلح، ازسازشِ بی‌اصول و ضعفِ اراده. توحید، در هر دو میدان، محور است: در جنگ، توحید، خشونت را مهار می‌کند؛ و در صلح، توحید، مصلحت را در مدار حق نگه می‌دارد.
اخلاق پیامبر اکرم ﷺ در میدان جنگ،یکی ازدرخشان‌ترین جلوه‌های سیرهٔ اوست؛زیرا او درسخت‌ترین لحظات،حرمت انسان را پاس می‌داشت وجنگ را درمدار اخلاق نگه می‌داشت، نه درمدار انتقام وخشونت.
🔸منع کشتار بی‌گناهان
پیامبر ﷺ،کشتن زنان،کودکان،سالخوردگان، راهبان، کشاورزان و غیرنظامیان را ممنوع کرد. این ممنوعیت،نشان می‌دهد که جنگ، درنگاه نبوی،هرگز به خشونت کور وبی‌تمایز تبدیل نمی‌شود؛ بلکه در چارچوبی روشن و محدود، تنها با اهلِ جنگ رویارو می‌گردد.
🔸 منع مثله‌کردن و شکنجه
او از مثله‌کردن، شکنجه، تحقیر و هرگونه رفتار غیرانسانی با دشمن نهی کرد؛ زیرا کرامت انسان، حتی در میدان جنگ، محفوظ است. این اصل، جنگ را از سقوط به ورطهٔ انتقامِ حیوانی و خشونتِ بی‌اخلاق بازمی‌دارد.
🔸رعایت عهد و پیمان
پیامبر ﷺ، حتی با دشمنان، به عهد وفادار بود و نقض پیمان را خیانت می‌دانست. وفاداری به عهد، اخلاق جنگ را از بی‌قانونی و بی‌اعتمادی می‌رهاند و میدان را در مدار صدق و امانت نگه می‌دارد.
🔸آغاز نکردن جنگ
او هرگز آغازگر جنگ نبود؛ بلکه تنها در دفاع از حق، عدالت و امنیت جامعه می‌جنگید. این اصل، جنگ را از تجاوز، سلطه‌طلبی و توسعه‌طلبیِ بی‌ضابطه پاک می‌کند و آن را در مدار دفاع و دفعِ ظلم قرار می‌دهد.
🔸رفتار کریمانه با اسیران
در بدر، با اسیران مهربان بود؛ آنان را گرامی داشت، به آنان غذا داد و حتی آزادی‌شان را با آموزش سواد مشروط کرد.
این رفتار، اخلاق نبوی را در اوج قدرت نشان می‌دهد؛ جایی که بسیاری،به انتقام می‌گرایند،اما او به تربیت و اصلاح می‌اندیشد.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2💯2👍1
💠اگر پیامبر بود، چه می‌کرد؟


✍️ عادل علیمرادی

روزی با شخصی دربارهٔ اختلاف خانوادگی‌اش صحبت می‌کردم. دخترش با همسرش دچار مشکل شده و به خانهٔ پدر بازگشته بود. به او گفتم: این‌گونه مشکلات معمولاً در زندگی خانوادگی پیش می‌آید؛ بهتر است با صبر و گذشت به دنبال راه‌حل باشید... اما پدر سخت قبول نمی‌کرد.
به او گفتم: «سؤالی از تو دارم؛ جوابش با خودت:
به نظر تو، اگر خودِ پیامبر ﷺ در چنین موقعیتی بود، چه می‌کرد؟ آیا نخستین انتخاب او جدای وطلاق بود یا تلاش برای مصالحه و آشتی؟»
آن شخص ، همان‌جا سکوت کرد. لحظه‌ای تأمل نمود و گفت:
«حرفی برای گفتن ندارم.» خداوند قلبش را برای مصالحه نرم کرد...
این سکوت، معنای واقعی رجوع به پیامبر است؛ نه فقط یاد کردن از نام و سیره‌اش، بلکه بازگشت به روش زندگی، اخلاق و رفتار او. در این روزگار، بیش از هر زمان به چنین ترازویی نیاز داریم. پیامبر، ترازوی سنجش زندگی ماست.
حالا بیایید زندگی خود را با این ترازو بسنجیم:
· پیامبر با اختلافات خانوادگی چگونه برخورد می‌کرد؟
· با همسران، فرزندان، جوانان و کودکان چگونه رفتار می‌نمود؟
· در تنگدستی چه می‌کرد و در فراخیِ روزی چه راهی در پیش می‌گرفت؟
· هنگام خشم، خویشتن‌دار بود یا تندخو؟ و در شادی، چگونه متانت را حفظ می‌نمود؟
· وقتی حاکم و رهبر بود، مشورت می‌کرد یا خودرأی بود؟
· به رأی دیگران بها می‌داد یا تنها به نظر خویش عمل می‌کرد؟
و هزاران پرسش دیگر از این دست...
پاسخ همه را باید در همان عبارت نورانی جست:«کانَ خُلُقُهُ الْقُرْآنَ»
پیامبر، قرآنِ متحرک بود؛ قرآن در عمل. اگر می‌خواهیم قرآن را نه فقط در خواندن، که در زیستن درک کنیم، باید به سیره‌ی او پناه ببریم.
همان پدری که در آغاز در برابر این پرسش سکوت کرد، اگر همین ترازو را در زندگی خود به کار گیرد، پاسخ بسیاری از پرسش‌هایش را خواهد یافت. ما نیز چنین کنیم:
نقاط قوت و ضعف خود را با معیار او بسنجیم.
ترازوی ما، پیامبر است؛ ترازویی که هرگز خطا نمی‌کند
.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1