جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
📌تحقق رسالت پیامبر(ص) در عصر حاضر

✍️ الهه رهنما

🔹 پیامبر اکرم(ص) و رسالت عظیم اخلاقی

پیامبر اکرم(ص) در فرمایشی مشهور فرمودند: «إنّما بُعثْتُ لِأُتَممَّ مَکارم الأخلاق». این جمله نه تنها بیانگر هدف والای رسالت ایشان است، بلکه فراخوانی است برای همه ما تا به فضایل اخلاقی و انسانی توجه کنیم.

🔹 نیاز جامعه به اخلاق

در دنیای امروز، با وجود پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی، متأسفانه ارزش‌ها و اخلاق در بسیاری از جنبه‌های زندگی کمرنگ شده‌اند. این نیاز به بازگشت به اصول اخلاقی و انسانی بیشتر از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

🔹 فضایل انسانی در عمل

پیامبر اکرم(ص) خود نمونه بارز فضایل انسانی بودند، چنان‌که در قرآن کریم آمده: «و إنّک لعلی خُلق عظیم». بر ماست که با پیروی از ایشان، فضایل اخلاقی را در خود تقویت کنیم و به دیگران منتقل نماییم.

🔹 تأثیر مثبت بر جامعه

برای ایجاد تغییرات مثبت در جامعه، ابتدا باید خود را آراسته به اخلاق و ارزش‌های انسانی کنیم. همچنان که گفته‌اند: «ذات نایافته از هستی‌بخش، چون تواند که بود هستی‌بخش».

🔹 هدیه‌ای به پیامبر(ص)

تلاش برای تحقق پیام رسالت پیامبر(ص) و آراسته شدن به فضایل اخلاقی، بهترین هدیه‌ای است که می‌توانیم به ایشان تقدیم کنیم. بیایید با هم برای ساختن جامعه‌ای بهتر و انسانی‌تر تلاش کنیم.

با ما همراه باشید تا در این مسیر گام برداریم و دنیایی سرشار از محبت و احترام بسازیم.

🕊 #اخلاق #پیامبر_اکرم #فضایل_انسانی #جامعه_بهتر

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠﴿ذَٰلِكَ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ٦﴾

او خداوندی است که از پنهان و آشکار باخبر است، و چیره و مهربان است.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
#پیام_روز

💠هنرِ ادب در خانه


ممکن است احساس کنید برای این که در همه‌ی موقعیت‌ها شایسته رفتار کنید، باید از قوانینِ زیادی پیروی کنید. مسلماً یکی از مهم‌ترین جنبه‌هایِ آدابِ معاشرت، سازگاری با کسانی است که به شما نزدیک هستند و نیز با آن‌هایی که در طیِ روز با آن‌ها سروکار دارید.
همیشه مانندِ شخصی بالغ و مؤدب رفتار کردن، کار آسانی نیست و متأسفانه در زمانه‌ی ما، روابطِ خودمانی به کاهشِ ارتباطاتِ محترمانه منجر شده است. به هر حال، برای تمرینِ رفتارهایِ شایسته نمی‌توانید جایی بهتر از خانه‌ی خودتان پیدا کنید!
محترمانه رفتار کردن با افرادِ خانواده و ترویجِ ادب و احترام در خانه، باعثِ ایجادِ محیطی آرام و به‌دور از مشاجراتِ روزمره می‌شود.
چند نکته‌ی زیر را به خاطر بسپارید:
پیش‌دستی کنید و آن حرف‌هایِ زیبا را بیان کنید. فقط وقتی از یک غذا لذت می‌برید، نگویید که از غذا لذت بردید.

با ملاحظه باشید و به زندگیِ خصوصیِ همسر و فرزندانتان احترام بگذارید. فضولی نکنید. قبل از وارد شدن به اتاق، در بزنید و تمرین کنید تا شنونده‌ی خوبی باشید.


با افرادِ خانواده‌تان طوری رفتار کنید که گویی آن‌ها مهمان‌هایِ محترمی هستند. ممکن است واکنشِ دور از انتظارِ آن‌ها، شما را غافلگیر کند.

برگرفته از کتاب «آدابِ معاشرت به زبان آدمیزاد»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠قرآن چگونه با انسان سخن می‌گوید؟


عبدالکریم بکار

بخش اول


ما می‌دانیم قرآن به انسان چه می‌گوید، اما کمتر درنگ می‌کنیم و از خود می‌پرسیم: قرآن چگونه با انسان سخن می‌گوید؟

چگونه ممکن است کتابی که بیش از چهارده قرن پیش نازل شده، همچنان با عقل، دل، فطرت، ترس‌ها و امیدهای انسان سخن بگوید؛ به گونه‌ای که هر خواننده احساس کند بخشی از آن مستقیماً با او سخن می‌گوید؟

شاید راز آن در این باشد که قرآن از یک راه با انسان سخن نمی‌گوید؛ زیرا انسان تنها عقل نیست که فقط با استدلال قانع شود، و تنها احساس نیست که فقط با عاطفه به حرکت درآید. از همین رو، شیوه‌های خطاب قرآن متنوع است؛ گویی قرآن به‌خوبی می‌داند که هر بُعد از وجود انسان، راهی ویژه برای هدایت دارد.

نخست: قرآن با انسان متناسب با جایگاه و وضعیت او سخن می‌گوید. گاهی خطابش عمومی است: «ای مردم!» و همه انسان‌ها را، پیش از هر تفاوتی در عقیده و جایگاه، مخاطب قرار می‌دهد. گاهی نیز مؤمنان را فرا می‌خواند: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید!» تا همین خطاب، یادآور مسئولیتی باشد که ایمان بر دوش آنان می‌گذارد.

گاهی مخاطب یک فرد، یک گروه یا یک امت است؛ اما خواننده هرگز احساس نمی‌کند که فقط ناظر ماجراست، بلکه خود را در بسیاری از آیات، مخاطب پرسش، هشدار یا وعده الهی می‌یابد.
دوم: قرآن هم عقل را مخاطب قرار می‌دهد و هم فطرت را. قرآن از انسان نمی‌خواهد عقل خود را کنار بگذارد، بلکه آن را با پرسش‌هایی مانند «آیا نمی‌اندیشید؟»، «آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟» و «آیا نمی‌نگرند؟» بیدار می‌کند.

در کنار آن، فطرت خدادادی انسان را نیز بیدار می‌سازد؛ چنان‌که می‌فرماید: «آیا درباره خدا، آفریننده آسمان‌ها و زمین، تردیدی هست؟»

پرسش، عقل را به حرکت درمی‌آورد و فطرت، آمادگی درونی انسان را برای شناخت حقیقت زنده می‌کند. سپس وحی، معیار و میزان می‌شود تا انسان نه در اثر عقلِ بی‌راهنما گمراه شود و نه اسیر خواسته‌های نفسانی خویش گردد.

سوم: قرآن مفاهیم را فقط بیان نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به تصویر می‌کشد. می‌توانست تنها بگوید: فریب ثروت را نخور، به قدرت مغرور نشو و در سختی‌ها شکیبا باش.

اما به‌جای آن، قارون را نشان می‌دهد که ثروتش مایه هلاکت او شد، فرعون را که قدرت او را به طغیان کشاند، یوسف(ع) را در برابر وسوسه و ایوب(ع) را در میان رنج و بلا.

داستان‌های قرآن، مفاهیم را از حالت انتزاعی بیرون می‌آورند و آن‌ها را در متن زندگی به نمایش می‌گذارند. به همین دلیل، ممکن است انسان یک تعریف را فراموش کند، اما یک صحنه یا یک داستان را سال‌ها در ذهن خود نگه دارد.

چهارم: قرآن میان بیم و امید تعادل برقرار می‌کند. انسان هم به هشداری نیاز دارد که او را از خطا بازدارد و هم به امیدی که راه بازگشت را به رویش بگشاید.

ازاین‌رو، قرآن هم از رحمت خدا سخن می‌گوید: «از رحمت خدا ناامید نشوید.» و هم از حساب و پیامد اعمال یاد می‌کند تا رحمت الهی بهانه سستی و غفلت نشود.

قرآن نمی‌خواهد انسانی هراس‌زده یا بی‌پروا تربیت کند؛ بلکه انسانی متعادل می‌خواهد که هم به گشوده بودن درِ توبه ایمان داشته باشد و هم بداند هر راهی سرانجامی دارد.
پنجم: قرآن نگاه انسان را به پدیده‌ها تغییر می‌دهد. وقتی از غیبت نهی می‌کند، تنها حکم آن را بیان نمی‌کند، بلکه تصویری تکان‌دهنده می‌آفریند: «آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟»

در اینجا، تنها حکم تغییر نمی‌کند، بلکه نگاه انسان به آن رفتار نیز دگرگون می‌شود.


همچنین در خطاب محبت‌آمیز ابراهیم(ع) به پدرش: «ای پدر عزیزم» و سخن لقمان با فرزندش: «ای پسر عزیزم»، می‌آموزیم که شیوه بیان نیز بخشی از پیام است؛ زیرا یک سخن، هم می‌تواند حقیقت را منتقل کند و هم مهر و محبت را.

ششم: قرآن انسان را به تاریخ بازمی‌گرداند تا خودش را بهتر بشناسد. قرآن داستان ملت‌های گذشته را تنها برای نقل تاریخ بیان نمی‌کند، بلکه از انسان می‌خواهد سنت‌های الهی را که در طول تاریخ تکرار می‌شوند، بشناسد.

اینکه قدرت چگونه شکل می‌گیرد، نعمت چگونه به غفلت تبدیل می‌شود و چرا امت‌هایی که عوامل بقا را داشتند، به سبب فساد درونی سقوط کردند.
ازاین‌رو می‌فرماید: «پس ای صاحبان بصیرت، عبرت بگیرید.» تاریخ در قرآن گذشته‌ای دور نیست، بلکه آیینه‌ای است که انسان می‌تواند حال و آینده خود را در آن ببیند.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠قرآن چگونه با انسان سخن می‌گوید؟


عبدالکریم بکار

ادامه بخش اول


هفتم: قرآن رحمت و قاطعیت را در کنار هم قرار می‌دهد. قرآن می‌داند که انسان همیشه به یک نوع سخن نیاز ندارد. گاهی باید با جمله‌ای امیدوارکننده از یأس نجات یابد: «ای بندگان من که بر خود ستم کرده‌اید...» و گاهی باید با فرمانی روشن، به مسئولیت فراخوانده شود: «هر اندازه توان دارید، برای مقابله با آنان نیرو آماده کنید.»

بدین ترتیب، قرآن نه انسانی سست و بی‌مسئولیت می‌پرورد و نه انسانی سخت‌دل و بی‌رحم؛ بلکه میان امید و مسئولیت، و میان مهربانی و استواری تعادل برقرار می‌کند.
شاید به همین دلیل است که انسان در دوره‌های مختلف زندگی، یک آیه را بارها می‌خواند، اما هر بار معنای تازه‌ای در آن می‌یابد.

نه از آن رو که قرآن تغییر کرده است، بلکه چون خود انسان تغییر کرده و اکنون با بُعد دیگری از پیام قرآن روبه‌رو شده است.

شاید رابطه ما با قرآن تنها در این پرسش خلاصه نشود که: قرآن چه می‌گوید؟

بلکه پرسش عمیق‌تر این است:

قرآن چگونه هر بار راه خود را به دل و جان انسان پیدا می‌کند؟


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
📌رهبری اجتماعی چیست؟

✍️ترجمه و گردآوری: اصلاح‌وب

رهبری اجتماعی فرایندی برای هدایت، توانمندسازی و همراه‌کردن افراد در جهت حل مسائل مشترک و تحقق خیر عمومی است. رهبر اجتماعی با تکیه بر اخلاق، خلاقیت، تفکر راهبردی، مهارت ارتباطی و توانایی حل مسئله می‌کوشد ظرفیت‌های جامعه را فعال کند، مشارکت اجتماعی را افزایش دهد و زمینهٔ توسعه و همبستگی اجتماعی را فراهم سازد. رهبری پایدار نیز با درنظرگرفتن پیامدهای تصمیم‌های امروز برای نسل‌های آینده، میان نیازهای کنونی و مسئولیت نسبت به آینده تعادل برقرار می‌کند. خلاصه اینکه جامعه فقط به مدیر نیاز ندارد، به آدم‌هایی نیاز دارد که بلد باشند دیگران را برای ساختن آینده‌ای بهتر با خود همراه کنند؛ ظاهراً همین بخش سادهٔ ماجرا همیشه سخت‌ترین قسمت است.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#رهبری_اجتماعی #رهبری #رهبری_اخلاقی #رهبری_تحول‌آفرین #رهبری_خلاق #مسئولیت_اجتماعی #توسعه_پایدار #مشارکت_اجتماعی #سرمایه_اجتماعی #توسعه_اجتماعی #مدیریت #مهارت‌های_رهبری #جامعه #توانمندسازی #رهبری_پایدار

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
📌درخشش حافظ عبدالله رسولی‌زاده در سی‌امین جشنواره قرآن و عترت وزارت بهداشت

ایرانشهر- پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

حافظ عبدالله رسولی‌زاده با کسب رتبه نخست رشته حفظ قرآن کریم در سی‌امین جشنواره قرآن و عترت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، افتخاری ارزشمند در عرصه فعالیت‌های قرآنی به دست آورد.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#قرآن_کریم #حفظ_قرآن #جشنواره_قرآن_و_عترت #عبدالله_رسولی_زاده #شاهرود #وزارت_بهداشت #فعالیت_قرآنی #نظام_سلامت #قرآنی #سیستان_و_بلوچستان

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏54😍1
#حدیث

💠 از عمر بن خطابس روایت است که گفت:

«روزى ما نزد پیامبر اکرم ص نشسته بودیم، مردى بر ما وارد شد که جامه او کاملاً سفید بود، و موهاى سرش بسیار سیاه، کسى از ما او را نمى شناخت، و هیچ اثر سفر بر او نبود که بگوییم از جایی دور آمده است، تا این که نزد پیامبر ص نشست و دو زانوى خود را به دو زانوى پیامبر ص چسپاند، و دو دستش را بر دو ران آن حضرت ص نهاد و گفت: اى محمد ص مرا از اسلام خبر ده. پیامبر ص در پاسخ فرمود: اسلام عبارت است از این که گواهى دهى و یقین داشته باشى، معبودى بحق جز خداى یکتا نیست، و اینکه محمد ص فرستاده خداست، و نماز را بر پا بدارى، و زکات بدهى، و روزه [ماه مبارک] رمضان بگیرى، و حج خانه خـدا کنى، اگر توانایی بدنى و مالى و توشه راه و وسیله اى براى سفر داشته باشى. آن مرد گفت: راست گفتى. ما به شگفت آمدیم که از رسول اکرم ص سؤال مى کند [در حالى که سئوال، علامت ندانستن است] و تصدیق مى نماید [در حالى که تصدیق نشانه دانستن است].

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
به گفتار پیغمبرت راه جوی
نویسنده: سید احمد الهاشمی
مترجم: حسن سیدعزیزی
ناشر:  ئالای رووناکی
سال چاپ: ١٤٠٥
نوبت چاپ: دوم
قطع: رقعی

هر دو نسخه‌ی الکترونیکی عربی و ترجمه‌ی فارسی کتاب به صورت رایگان در دسترس علاقەمندان است!


🖇 ادامه‌ی معرفی کتاب

#به_گفتار_پیغمبرت_راه_جوی #مختارالاحادیث_النبویة #احادیث_نبوی #پیامبر_اکرمﷺ #کتاب_دینی #کتاب_اسلامی #ترجمه #ماموستا_حسن_سیدعزیزی #کمال_مولودپوری #مهاباد #سنندج #فرهنگ_اسلامی #معرفی_کتاب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠 سیرهٔ علمی و آموزشی پیامبر اکرم ﷺ((بیست و پنجــــم ربیـع الأوّل))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«تربیت شاگردان و صحابه؛ هندسهٔ نبویِ پرورش انسان و بنا نهادن امت»

بـخــش اوّل

سیرهٔ علمی و آموزشی پیامبر اکرمﷺ،تنها روایتِ انتقالِ دانش نیست؛بلکه طرحی الهی برای«ساختن انسان» است؛ انسانی موحّد، اخلاقی، مسئول و اهلِ حضور.
پیامبر،نه فقط معلمِ قرآن،که معمارِ دل‌ها بود؛نه تنها آموزگارِ احکام،که پرورش‌دهندهٔ روح‌ها؛نه صرفاً بیان‌کنندهٔ معارف، که مجسّم‌کنندهٔ آن‌ها در رفتار و سلوک روزانه.
🔶در مدرسهٔ نبوت، تربیت، سه لایهٔ درهم‌تنیده دارد:
🔸لایهٔ علمی: آموزشِ قرآن، حدیث، احکام، معارف و حکمت‌ها؛
🔸لایهٔ اخلاقی: پرورشِ تواضع، صدق، حلم، صبر، اخلاص و خیرخواهی؛
🔸لایهٔ سلوکی–عرفانی: ساختنِ نسبتِ دل با خدا؛ حضور، مراقبه، توکل، خشیت و محبت.
این سه لایه، در وجود پیامبر ﷺ، به‌گونه‌ای یکپارچه و هماهنگ جلوه‌گر بود؛ و همین هماهنگی، تربیتِ صحابه را به تربیتی جامع، عمیق و ماندگار تبدیل کرد.
تربیت در مدرسهٔ نبوت؛ از انتقال دانش تا ساختن انسان
   در نگاه نبوی، تربیت، فراتر از آموزشِ گزاره‌هاست؛ تربیت، دعوتِ انسان به «بودن» است، نه صرفاً «دانستن».
پیامبر ﷺ، صحابه را چنان پرورش داد که علم،در جانشان به اخلاق بدل شود، واخلاق، در رفتارشان به حضور ومسئولیت.
در این مدرسه، علم،بی‌اخلاق، ناقص است؛ واخلاق،بی‌حضورِ الهی، بی‌ریشه.تربیتِ نبوی،انسان را از سطحِ محفوظات، به عمقِ حضور می‌برد؛ از سطحِ رفتار، به عمقِ نیت؛ ازسطحِ ظاهر، به حقیقتِ باطن.
روش‌های علمی و آموزشی پیامبر ﷺ؛ هندسهٔ نبویِ تعلیم
🔸 تعلیمِ تدریجی؛ ساختنِ فهم، نه انباشتنِ محفوظات
پیامبر ﷺ، علم را تدریجی می‌آموخت؛ نه یک‌باره، نه سنگین، نه فرساینده.قرآن نیز بر این اصل تأکید دارد:
﴿وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ﴾
«و قرآنی را بخش‌بخش نازل کردیم تا آن را آرام‌آرام بر مردم بخوانی.»
این تدریج،تربیت را ازسطحِ حفظ،به سطحِ فهم وعمل می‌رساند.صحابه،هرآیه رامی‌آموختند، می‌فهمیدند، در جان می‌نشاندند، و سپس به سراغِ آیهٔ بعد می‌رفتند؛ بدین‌سان، قرآن در جانشان ریشه می‌دواند، نه فقط در زبانشان.
🔸 آموزش با حضور؛ تربیت در سایهٔ زندگی
پیامبر ﷺ، تنها در مسجد آموزش نمی‌داد؛ بلکه در خانه، درسفر، در میدان، در بازار،در لحظه‌های بحران و آرامش، معلمِ دل‌ها بود.
تربیتِ نبوی، «حضورمحور» بود؛ شاگرد، با دیدنِ رفتار پیامبر، با شنیدنِ کلام او، با همراهیِ او در زندگی، تربیت می‌شد.
این حضور، تربیت را از «درس» به «زیست» تبدیل می‌کرد؛ از «کلاس» به «زندگی».
🔸آموزش با محبت؛ نرم‌کردن دل‌ها پیش از سخت‌کردن احکام
  پیامبر ﷺ،دل‌ها را نرم می‌کرد، سپس احکام را می‌آموخت؛زیرا دلِ سخت، علم را نمی‌پذیرد، ودلِ نرم،علم را به عمل تبدیل می‌کند. محبتِ پیامبر، نه احساسِ سطحی، بلکه راهبردی تربیتی بود؛ راهبردی که صحابه را به انسان‌هایی عاشقِ حق، مشتاقِ علم و آمادهٔ عمل تبدیل کرد.
🔸 آموزش با سؤال؛ بیدار کردنِ عقل، نه انفعالِ ذهن
   پیامبر ﷺ،با سؤال تربیت می‌کرد؛سؤال‌هایی که ذهن را بیدار می‌کرد،دل را به تفکر می‌کشاند،وفهم را به عمق می‌برد.
این روش، تربیت را از«پذیرشِ منفعل» به«جست‌وجوی فعال» تبدیل می‌کرد؛ صحابه، تنها شنونده نبودند، جوینده بودند.
🔸 آموزش با عمل؛ پیوندِ علم و رفتار
پیامبر ﷺ، علم را در رفتار نشان می‌داد؛ نماز را با خشوع، صدقه را با اخلاص، جهاد را با حلم، صلح را با حکمت، اخلاق را با حضور.
صحابه،علم را نه فقط از زبان پیامبر،بلکه از رفتار او می‌آموختند؛ واین،تربیت را به «تجربهٔ زیسته» بدل می‌کرد.
تربیتِ صحابه؛ پرورشِ نسلِ نور
🔸 ساختنِ شخصیت، نه صرفاً انتقالِ دانش
   پیامبر ﷺ، ازصحابه، تنها «دانش‌وران» نساخت؛بلکه«شخصیت‌ها»ساخت؛شخصیت‌هایی که علم، اخلاق،حضور، تواضع،شجاعت، حلم و اخلاص را در کنار هم داشتند. این شخصیت‌سازی،رازِ ماندگاریِ تربیتِ نبوی است؛ زیرا انسانِ ساخته‌شده، خود،منبعِ تربیت برای دیگران می‌شود.
🔸 تربیتِ فردی؛ توجه به تفاوت‌ها
پیامبر ﷺ، هر صحابی را بر اساسِ ظرفیت، روحیه، نیاز و استعدادش تربیت می‌کرد؛ برای هر کس، راهی خاص، سخنی خاص، شیوه‌ای خاص. این تربیتِ فردی، صحابه را به انسان‌هایی یگانه و اثرگذار تبدیل کرد؛ هر یک، نقشی ویژه در امت بر عهده گرفت.


☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠 سیرهٔ علمی و آموزشی پیامبر اکرم ﷺ((بیست و پنجــــم ربیـع الأوّل))

✍🏻حمزه خان‌بیگی


«تربیت شاگردان و صحابه؛ هندسهٔ نبویِ پرورش انسان و بنا نهادن امت»

ادامه بخش اوّل

🔸تربیتِ جمعی؛ ساختنِ امت
در کنار تربیتِ فردی، پیامبر ﷺ، «روحِ جمعی» می‌ساخت؛ روحی که در آن، محبت، اخوت، مسئولیت، همدلی، ایثار و وحدت جاری بود. این روحِ جمعی، امت را از پراکندگی به انسجام، و از ضعف به قدرت رساند؛ تربیت، از فرد، به جامعه سرایت کرد.
🔸 تربیت در بحران؛ ساختنِ دل‌های مقاوم
پیامبر ﷺ، در بحران‌ها، دل‌ها را تربیت می‌کرد؛ در بدر، در احد، در خندق، در حدیبیه، در حنین. بحران، در مدرسهٔ نبوت، «میدانِ تربیت» بود؛ میدانی که در آن، ایمان، توکل، صبر و حضور، به تجربهٔ زیسته تبدیل می‌شد؛ دل‌ها، در آتشِ امتحان، صیقل می‌یافتند.
اصول تربیتِ نبوی؛ هندسهٔ علمی–سلوکیِ پیامبر ﷺ
🔶از مجموعِ سیرهٔ نبوی، می‌توان اصولی استخراج کرد که تربیتِ پیامبر را از هر الگوی بشری ممتاز می‌سازد:
🔸علم در مدارِ توحید: علم، در مدرسهٔ نبوت، از توحید جدا نیست؛ علم، راهی به سوی خداست، نه انباشتی ذهنی و نه افتخاری اجتماعی.
🔸تربیت در مدارِ محبت: محبت، ستونِ تربیتِ نبوی است؛ محبت، دل را نرم می‌کند؛ و دلِ نرم، علم را می‌پذیرد و به عمل تبدیل می‌کند.
🔸تربیت در مدارِ حضور: پیامبر ﷺ، با حضور تربیت می‌کرد؛ حضور در زندگی، در بحران، در شادی، در عبادت؛ شاگرد، در سایهٔ این حضور، رشد می‌کرد.
🔸تربیت در مدارِ عمل: علم، بدون عمل، در مدرسهٔ نبوت، ناقص است؛ و عمل، بدون علم، بی‌ریشه. پیوندِ این دو، تربیت را ریشه‌دار و اثرگذار می‌سازد.
🔸تربیت در مدارِ اخلاق: اخلاق، روحِ تربیتِ نبوی است؛ اخلاق، علم را نورانی می‌کند؛ و تربیت را به حقیقتِ انسانی نزدیک می‌سازد.
🔸تربیت در مدارِ آینده‌نگری: پیامبر ﷺ، آینده را می‌دید؛ تربیت را برای فردا می‌ساخت؛ فردای امت، فردای دعوت، فردای تاریخ.
افق عرفانیِ تربیتِ نبوی؛ ساختنِ دلِ موحّد
در نگاه عرفانی، تربیتِ پیامبر ﷺ، تربیتِ دل است؛ دلِ موحّد، دلِ آرام، دلِ حاضر، دلِ عاشق، دلِ پاک. پیامبر، دل‌ها را از غفلت به حضور، از ترس به توکل، از کینه به محبت، از اضطراب به سکینه می‌برد.
این تربیت، انسان را از «دانستن» به «بودن» می‌رساند؛ از «حفظ» به «حضور»؛ از «ظاهر» به حقیقتِ باطن. در این افق، شاگردِ نبوی، تنها عالم نیست؛ «سالک» است؛ سالکی که علم، او را به خدا نزدیک می‌کند، نه به خود.
تربیتِ علمی و آموزشیِ پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی ژرف، نورانی، تربیتی و عرفانی است؛ حقیقتی که انسان را از سطحِ دانش، به عمقِ حضور می‌برد؛ از سطحِ محفوظات، به عمقِ اخلاق؛ از سطحِ رفتار، به عمقِ دل.
این سیرهٔ روشن، ما را فرا می‌خواند که تربیت را در مدارِ توحید سامان دهیم؛ علم را با اخلاق بیامیزیم؛ آموزش را با محبت همراه سازیم؛ و در همهٔ مسیرها، حضورِ الهی را محور قرار دهیم.

در این افق، تربیتِ نبوی، نه فقط الگویی آموزشی، بلکه راهی برای «ساختنِ انسان» است؛ انسانی که در نورِ خدا می‌زید، در اخلاقِ پیامبر می‌بالد، و در مسیرِ حق، امت را می‌سازد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
#پیام_قرآنی

💠‏أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا
‏«یا آب آن در زمین فرو رود، به‌گونه‌ای که نتوانی آن را به دست آوری.»
🔖‏سوره کهف آیه ۴۱

‏گاهی به نعمت‌هایی چنان عادت می‌کنیم که گمان می‌کنیم همیشه در اختیارمان خواهند بود؛ غافل از اینکه هر نعمتی تنها لطف و بخشش خداست و می‌تواند در یک لحظه از ما گرفته شود.
💎 پس به داشته‌ها مغرور نشو؛ شکرگزار باش، فروتن بمان و از خدا بخواه نعمت‌هایش را برایت پایدار نگه دارد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍2
💠﴿قُل لَّا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسۡ‍َٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ ٢٥﴾
بگو: از شما درباره گناهانی که ما کرده‌ایم، و از ما درباره گناهانی که شما کرده‌اید، پرسیده نمی‌شود (و پافشاری ما برای راهنمائی شما تنها جنبه دلسوزی به حال شما دارد و بس).‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
#پیام_روز

💠بار خدایا


🌸 تمام اعضا و جوارح ما را به بندگی خود مشغول دار .

🌸 دلهای ما را به نور معرفت خود روشن نما.

🌸 و در تمام طول حیات و در تمام شب و روز ما را به خود مشغول گردان و از غفلت در امان بدار.

🌸 ما را به آنچه بندگان صالحت تقدیم پیشگاه اقدست کرده اند موفق بدار.

🌸 آنچه را روزی معنوی آنان کردی به ما نیز ارزانی فرما، با ما چنان باش که با آنان بوده ای.

آمین

مناجات شیخ عبدالقادر گیلانی برگرفته از کتاب فتح الربانی



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠 پیام‌های مشاوره‌ای(۱۸)

📌 دارو درمانی یا روان درمانی ؟!

کمال آذری


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠پیام‌های مشاوره‌ای(۱۸)


📌 دارو درمانی یا روان درمانی ؟!

کمال آذری

  برای مقابله با استرس، اضطراب  و... روان درمانی بهتر و ماندگارتر از دارو درمانی است.

  
دارو زودتر اثر می کند و درکوتاه مدت کم هزینه تر است ولی ماندگاری اش کمتراست و معمولا وابستگی و اعتیاد ایجاد می کند و در طولانی مدت هزینه اش هم بالا می رود.

البته بعضی مواقع برای کسانی که مشکلات خاص دارند ترکیبی از هر دو بکار برده می شود اما با تشخیص و تجویز و هماهنگی روان درمانگر و روانپزشک حاذق، متخصص و متعهد.


چون اگر انسان به دارو عادت کند( حتی از لحاظ ذهنی و فکری، چه رسد به مصرفش)  فردا برای کل زندگی به آن روی خواهد آورد و ......

حتی عده ای مستقیم و غیرمستقیم برای پر کردن جیب خود از قرص های اکستازی و... (البته با نام تقویت حافظه و رفع اضطراب و... ) از سادگی و ناآگاهی و عدم شناخت درست از داروها و... دانش آموزان و دانشجویان سوء استفاده می کنند و ناخواسته آنها را وابسته و معتاد می کنند.

یا به بهانه از بین بردن غم،، ناراحتی و مشکلات و یا دفع  جوش و لکه های صورت و زیباتر شدن  و.... آنها را در دام خود می اندازند.

که باید به نوجوانان و جوانان آگاهی و شناخت درست و هشدار داد که در دام آنها نیفتند...

تعدادی ازبهترین دانش آموزان به دام این شیادان از خدا و انسانیت بی خبر افتاده اند و به جای بدست آوردن ریش، سبیل شان بر باد رفته است و هیچ که در کنکور و امتحانات بهتر عمل نکرده اند، بلکه علاوه بر افت تحصیلی، شخصیت، اخلاق و کل زندگی را باخته اند و...

 
پس لازم و ضروری است معلمان و مربیان، والدین، نوجوانان و جوانان هوشیار باشند و آگاه که خطرها در کمین است!


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠صدیق قطبی


هر روز اندکی مردن
و گاه بسیار مردن
برای اینکه
زنده باشیم
(بیژن جلالی)

زنده بودن، نادر و دشوار است. زنده بودن، و نه صرفاً نفس کشیدن و شب و روز را به هم پیوستن. زنده بودن و نه زندگی را بر دوش کشیدن. بیدل دهلوی گفته است: «زندگی بر گردن افتاده است، یاران چاره چیست؟». اما زندگی‌ای که فقط آن را حمل می‌کنیم، رنگی نیز اگر داشته باشد، طعمی ندارد. زنده بودن نیست. زنده بودن به توانایی ما در مردن بستگی دارد. برای سرشار شدن از چیزی که برابر ما است، مردن لازم است:

«گاهی
صد بار در یک‌ روز می‌میرم
حتی
یک‌ شاخه از محبوبه‌های شب
یک‌ غنچه مریم هم برای مردنم کافی است»
(قیصر امین پور)

مردن همان فاصله گرفتن از خویش است. مواجهه با امری که ما را از ما می‌ستاند، می‌رباید و به تعبیری می‌میراند. در غیبت از خویش است که مواجهه‌ای از این دست رخ می‌دهد:

«من درخت را نمی‌بینم
من درخت را هستم
من آواز مرغ را نمی‌شنوم
من آواز مرغ را هستم
من تو را دوست ندارم
من تو را هستم
و از کسی که خبری نیست
و از کسی که مرا یاد نمی‌آید
من هستم
»
(بیژن جلالی)

به شکل متناقض‌‌نمایی، زنده بودن حقیقی در گروِ غیبت از خویش است. وقتی یکسره معطوف به خویشتن‌ایم هیچ مواجههٔ راستینی رخ نمی‌دهد. رخدادی ممکن نمی‌شود. کریستیان بوبن می‌گوید:

«در این زندگی، زندگان بسیار اندک و مردگان بسیارند. مرده کسی است که هیچ‌گاه خویشتن را رها نمی‌کند و نمی‌تواند در دوست داشتن یا خندیدن از خود دور شود.»
(شش اثر، کریستین بوبن، ترجمه‌ی مهتاب بلوکی، نشر نی، ص۱۱۰)

«زندگی‌ام از من می‌گریزد. زندگی‌ام فقط در غیبتم به من باز می‌گردد، در زلالی اندیشه‌ای که نسبت به اندیشه‌هایم بی‌تفاوت است. در زلالی نگاهی که نسبت به آرزوهایم بی‌تفاوت است. زندگی‌ام دور از من، پرسه‌زنان، شکوفا می‌شود‌.»(همان، ص۱۱۶-۱۱۷)

غیبت از خویش، شرط خوش‌آمدگویی به زندگی شکوفا است: نگریستن و سرشار شدن، گوش سپردن و سرشار شدن، دوست داشتن و سرشار شدن، همگی نیازمند وانهادنِ خویش است. غیبت از خویش. فاصله گرفتن از خویش. کلمات صاعقه‌وار شمس تبریزی واجد همین تذکار است:

«دلی را کز آسمان و دایرهٔ افلاک بزرگترست و فراختر و لطیفتر و روشنتر، بدان اندیشه و وسوسه چرا باید تنگ داشتن و عالَم خوش را بر خود چو زندان تنگ کردن؟ چگونه روا باشد عالم چو بوستان را بر خود چو زندان کردن؟ همچو کرم پیله، لعاب اندیشه و وسوسه و خیالات مذموم بر گردِ نهادِ خود تنیدن و در میان زندانی شدن و خفه شدن!»(مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۱۰)

کلام کوبنده‌ای است: «همچو کِرم پیله، لعاب اندیشه و وسوسه و خیالات مذموم بر گردِ نهادِ خود تنیدن و در میان زندانی شدن و خفه شدن». اندیشه و وسوسه و خیالات مذموم من، نمی‌گذارند تا سرشاری را تجربه کنم و زنده بودن را.
«من» نمی‌گذارد که زنده بودن را دریابم.
نفس می‌کشم، راه می‌روم، و روز را  به شب می‌رسانم، اما زندگی چون تکلیفی جان‌فرسا تجربه می‌شود. نه چون هدیه‌ای یگانه و شوق‌انگیز.

در بندِ «خوشایند بودن» و «درخشان بودن» از چیزهایی است که زندگی را به یک تکلیف تبدیل می‌کنند. و غیبت از خود، وانهادنِ این تکلیف است:

«هیج چیز زیباتر از آن نیست که کسی، تکلیف دنیوی درخشان بودن یا خوشایند افتادن را وانهاده باشد.»(نور جهان، کریستیان بوبن، ترجمه پیروز سیار، نشر دوستان، ص۴۴)

من آمده‌ام تا با غیبت از خود، سرشاری یک مواجهه را دریابم؟
یا گرانبار از خویشتن، زندگی را به یک تکلیف بَدَل کنم؟

و درست آنجا که خود را وامی‌نهم تا زنده بودن را تجربه کنم، خودی دیگر، قد می‌کشد،‌ می‌بالد، غنی و شکوفا می‌شود. آنجا که دیگر در بند خویش و اندیشه‌هایم نیستم، زندگی‌ به من بازمی‌گردد. خرامان و سرشار.

آن‌وقت، مرگ که فرابرسد، با یک جانِ زنده روبه‌رو می‌شود. نه با کسی که پیش‌تر جان خود را باخته است. بر این اساس، چه خوش‌ است این آرزو:

«وقتی مرگ تو را پیدا کرد، امیدوارم زنده‌ات پیدا کند.»
(ضرب‌المثل افریقایی)

و البته از همه زیباتر، سخن سعدی است:

اگرت سعادتی هست که زنده‌دل بمیری
به حیاتی اوفتادی که دگر فنا نباشد

تعبیر فروزان سعدی، سِحر می‌کند. مرده‌دل مردن، یا زنده‌دل مردن؟
دلِ زنده، دلی است که در فراغت از خویش به میزبانی جهان می‌رود. غنچه‌ای است که خود را وامی‌نهد در برابر نسیم. وامی‌نهد و وامی‌شود.

اقبال لاهوری در یکی‌ از نامه‌هایش شعری می‌آورد که گوینده‌اش را نتوانستم پیدا کنم. حکایت غنچه‌ای که «بود»، اما به حقیقت «نبود»:

در چمن بود و لیکن نتوان گفت که بود
آه از آن غنچه‌ که باد سَحَر او را نگشود

شهریور ۱۴۰۵

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
📌گشودن دریچه‌ای به سوی نوگرایی در خطاب و گفتار دینی


گفت‌وگو: عبدالله علی‌پور
مترجم: اصلاح‌وب

نوگرایی و تجدید در معرفت دینی امری ضروری و مبتنی بر تغییر دائمی انسان و واقعیت است که مستلزم ارائه‌ی خوانشی معاصر، عقلانی و معنوی از دین با «لسان قوم» (زبان و ادبیات زمانه) و جایگزینی دیالوگ و گفت‌وگو به جای القای یک‌سویه است؛ نوسازی خطاب دینی باید با اجتناب از تعصّب، دگماتیسم، تقلید و شورمندیهای بی‌دلیل، بر آگاهی از نیازها و رنج‌های انسان معاصر، حفظ انطباق میان علم و عمل سخنران، اولویت‌دادن به بشارت و اخلاق و ایجاد پیوند میان عقلانیت و معنویت تمرکز کند تا از ملال، دین‌گریزی و ورشکستگی فکری جلوگیری شود.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#نواندیشی_دینی #خطاب_دینی #عقلانیت_و_معنویت #مولود_بهرامیان #تجدید_معرفت_دینی #گفت‌وگو_و_دیالوگ

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👏2🕊1