«در این روزهای مرگبار اخیر، ۲۰ هزار نفر کشته شدند!»
ویسواوا شیمبورسکا:
«تاریخ، تعداد کشتهشدگان را رُند میکند. هزار و یک نفر تبدیل میشود به هزار نفر. گویی آن یک نفر، هرگز به دنیا نیامده بود»
@islie
ویسواوا شیمبورسکا:
«تاریخ، تعداد کشتهشدگان را رُند میکند. هزار و یک نفر تبدیل میشود به هزار نفر. گویی آن یک نفر، هرگز به دنیا نیامده بود»
@islie
💔137👍20❤3👎3
وقتی از اقبال لاهوری، مسلمان پاکستانی، پرسیدند مهمترین و بزرگترین رخداد در تاریخ اسلام به نفع مسلمانان کدام است؟ بیدرنگ گفت «فتح ایران توسط مسلمانان».
راست هم میگفت. از آن زمان تاکنون همه استعدادها و فرصتها و نیروهای ایران را قربانی اسلام کردند و شیره تاریخی این وطن را کشیدند.
حال اگر از ما بپرسید مهمترین و بزرگترین رخداد در تاریخ اسلام به زیان مسلمانان کدام خواهد بود؟ خواهیم گفت «آزادی ایران از چنگال مسلمانان».
آن روز میرسد، دیر است، ولی دور نه.
ایران هم روزگاری دوباره در هوای آزاد تنفس خواهد کرد، آنوقت دشمنان خواهند دید شیری که تا امروز در قفس و هوای آلوده و سمی با ماسک و زنجیر زندگی میکرد، در بیشه آزاد خود چه خواهد کرد.
@islie
راست هم میگفت. از آن زمان تاکنون همه استعدادها و فرصتها و نیروهای ایران را قربانی اسلام کردند و شیره تاریخی این وطن را کشیدند.
حال اگر از ما بپرسید مهمترین و بزرگترین رخداد در تاریخ اسلام به زیان مسلمانان کدام خواهد بود؟ خواهیم گفت «آزادی ایران از چنگال مسلمانان».
آن روز میرسد، دیر است، ولی دور نه.
ایران هم روزگاری دوباره در هوای آزاد تنفس خواهد کرد، آنوقت دشمنان خواهند دید شیری که تا امروز در قفس و هوای آلوده و سمی با ماسک و زنجیر زندگی میکرد، در بیشه آزاد خود چه خواهد کرد.
@islie
❤202👍96🕊20👎17
Forwarded from کتابخانهٔ خرد و اندیشه
درگذشت عبدالمجید ارفعی، فقدانی بزرگ برای جامعه علمی و میراث فرهنگی ایران خواهد بود. پژوهشگری که عمر خویش را مصروف مطالعه و تدریس زبانهای خاموش و احیای واژگانی کرد که هزاران سال در گل و سنگ با بیمهری مانده بودند.
او متخصص کمنظیر زبانهای باستانی اکدی و ایلامی، ایلامشناسی نامآور و از آخرین بازماندگان مترجمان خط میخی ایلامی در جهان بود. از عالیترین کتیبهخوانان ایرانی که با هوش، دانش و پشتکاری استثنایی، بخشهای مهمی از لوحهای گِلی تخت جمشید را خواند و ترجمه کرد. نمیتوان گفت او فقط ترجمه میکرد، بلکه باید گفت او پلی بود استوار میان گذشته و امروز، میان ناشناختههای باستان و شناختههای معاصر. او نقش پررنگی در جاودانگی تاریخ ایران داشت و خودش هم در تاریخ ایران جاودانه شد.
عمق آگاهی او از تاریخ و فرهنگ میانرودان (بینالنهرین) باستان، جایگاهی بیرقیب برایش رقم زد.
از تاریخیترین خدمات علمی او، نخستین ترجمه مستقیم استوانه کوروش از زبان بابلی نو به فارسی بود. ترجمهای بر پایه متن اصلی که امکان فهم دقیقتر این سند تاریخی را فراهم کرد و معیاری علمی برای پژوهشهای بعدی شد.
یک عمر کوشش فرهنگی او در سال ۱۳۹۴ با دریافت جایزه «سرو ایرانی» در حوزه میراث فرهنگی ارج نهاده شد. همچنین در پنجمین آیین «تماشای خورشید» که از سوی کمیسیون ملی یونسکو ایران با مشارکت موزه ملی ایران در خردادماه ۱۴۰۱ برگزار شد، نشان خورشید یونسکو و نشان ایکوم (کمیته موزهها در ایران) به او اهداء گردید؛ نشانهای از قدرشناسی نسبت به سالها تلاش پیوسته و آهسته او در پاسداری از میراث مکتوب ایران.
افزون بر کتاب «فرمان کوروش بزرگ» و ترجمه الواح باروی تخت جمشید، برخی از مقالههای ارزشمند او عبارتاند از:
🖋 سنگنبشته شیلهک اینشوشیناک
🖊 واژههای ایلامی در فرهنگ پهلوی و گویشهای زنده
🖊 شیوه برگردان نامها و واژگان زبانهای سومری، اکدی و ایلامی به پارسی
🖊 نویافتههایی از باورهای دینی ایلام باستان
🖊 شاهراه تخت جمشید–شوش
🖊 گفتوگو با دکتر ارفعی: رازهای ایران باستان در کتیبههای گلی
🖊 سه آجرنبشته در موزه آستان شاهچراغ
نام عبدالمجید ارفعی با خوانش مسلط خط میخی و روشنکردن تاریکخانههای تاریخ گره خورده است. پژوهشگری که با صبوری و دقت، گذشته را به امروز پیوند زد و پلی قوی و ماندگار میان میراث کهن و نسلهای آینده ساخت.
یادش گرامی و راهش مستدام
آزاد ایران، زنده تاریخش
@islie
@khod2
@ktyab
او متخصص کمنظیر زبانهای باستانی اکدی و ایلامی، ایلامشناسی نامآور و از آخرین بازماندگان مترجمان خط میخی ایلامی در جهان بود. از عالیترین کتیبهخوانان ایرانی که با هوش، دانش و پشتکاری استثنایی، بخشهای مهمی از لوحهای گِلی تخت جمشید را خواند و ترجمه کرد. نمیتوان گفت او فقط ترجمه میکرد، بلکه باید گفت او پلی بود استوار میان گذشته و امروز، میان ناشناختههای باستان و شناختههای معاصر. او نقش پررنگی در جاودانگی تاریخ ایران داشت و خودش هم در تاریخ ایران جاودانه شد.
عمق آگاهی او از تاریخ و فرهنگ میانرودان (بینالنهرین) باستان، جایگاهی بیرقیب برایش رقم زد.
از تاریخیترین خدمات علمی او، نخستین ترجمه مستقیم استوانه کوروش از زبان بابلی نو به فارسی بود. ترجمهای بر پایه متن اصلی که امکان فهم دقیقتر این سند تاریخی را فراهم کرد و معیاری علمی برای پژوهشهای بعدی شد.
یک عمر کوشش فرهنگی او در سال ۱۳۹۴ با دریافت جایزه «سرو ایرانی» در حوزه میراث فرهنگی ارج نهاده شد. همچنین در پنجمین آیین «تماشای خورشید» که از سوی کمیسیون ملی یونسکو ایران با مشارکت موزه ملی ایران در خردادماه ۱۴۰۱ برگزار شد، نشان خورشید یونسکو و نشان ایکوم (کمیته موزهها در ایران) به او اهداء گردید؛ نشانهای از قدرشناسی نسبت به سالها تلاش پیوسته و آهسته او در پاسداری از میراث مکتوب ایران.
افزون بر کتاب «فرمان کوروش بزرگ» و ترجمه الواح باروی تخت جمشید، برخی از مقالههای ارزشمند او عبارتاند از:
🖋 سنگنبشته شیلهک اینشوشیناک
🖊 واژههای ایلامی در فرهنگ پهلوی و گویشهای زنده
🖊 شیوه برگردان نامها و واژگان زبانهای سومری، اکدی و ایلامی به پارسی
🖊 نویافتههایی از باورهای دینی ایلام باستان
🖊 شاهراه تخت جمشید–شوش
🖊 گفتوگو با دکتر ارفعی: رازهای ایران باستان در کتیبههای گلی
🖊 سه آجرنبشته در موزه آستان شاهچراغ
نام عبدالمجید ارفعی با خوانش مسلط خط میخی و روشنکردن تاریکخانههای تاریخ گره خورده است. پژوهشگری که با صبوری و دقت، گذشته را به امروز پیوند زد و پلی قوی و ماندگار میان میراث کهن و نسلهای آینده ساخت.
یادش گرامی و راهش مستدام
آزاد ایران، زنده تاریخش
@islie
@khod2
@ktyab
❤69🕊14🤔2😁1
ایران یکپارچه زیر پرچم شیر و خورشید
به نام خرد
در این بزنگاه تاریخی بیانیهی رضا پهلوی در باب حفظ تمامیت ارضیِ ایران، نه فقط بهجا بود بلکه ضرورت داشت. در لحظات حساسی که آیندهی سیاسیِ ایران در هالههایی از ابهام و التهاب و در آستانهی گذار و انقلاب قرار دارد، ضروری بود اولین و مهمترین خط مشی، توسط رهبر بیبدیل و بیرقیب این گذار برای همگان ترسیم شود:
- ایران، بیچونوچرا یکپارچه خواهد ماند
تمامیت ارضیِ ایران نه در هیچ ابهامی است، نه روی هیچ میز معاملهای و نه موضوع هیچ مذاکرهای
در اوضاع و احوالی که برخی جریانات قومگرا میکوشند با الفاظی چون «فدرالیسم قومی» یا «حق تعیین سرنوشت ملل» به معانی و مفاهیم خیانت و جسارت کنند، این بیانیه نقشی تعیینکننده در بازگرداندن گفتمانها به چهارچوبهای ملی و مرزهای مجاز داشت. زیرا از تجربهی تاریخی و حقوق بینالملل آموختهایم که تبدیل و تعبیر «مردم» به «ملتهای جداگانهی قومی» مهمترین مقدمهی واگراییِ سیاسی و در نهایت تجزیهی ارضی خواهد بود
واکنشها به این بیانیه را هم باید مورد توجه تامی قرار داد
اگر کسی حقیقتاً و بدون ادا و نمایش به ایران یکپارچه باور دارد و هدفش واقعاً تحقق حقوق فرهنگی-زبانی و توسعهی عادلانهی امور کشور برای همهی شهروندان است، این پیام را نباید تهدیدی علیه خود تلقی کند. تأکید بر تمامیت ارضی نه فقط نفی حقوق شهروندی نیست بلکه پیششرط تحقق و تضمین پایدار آن است
اگر کسان یا جریاناتی از چنین موضع ابتدایی و روشنی برآشفته شدند، باید پرسید و بررسید که چرا؟
کدام بخش از «ایران تجزیهناپذیر» یا «تأکید جدی و مصمم بر حفظ این تمامیت» برای ایشان مسئلهساز و تهدید تلقی شده است؟
مرزبندیِ شفاف با دشمنان این مرز و بوم، تنها برای آنهایی ناخوشایند و اعلان خطر است که مقاصد و پروژههایی فراتر از عدم تمرکز اداری یا توسعهی منطقهای در ذهن دارند
در این میان برخی احزاب کردی — از جمله جریاناتی مانند حزب دموکرات کردستان ایران یا کومله — سالهاست گفتمانی را به کار میبرند که بر مفهوم «ملتهای ساکن ایران» تکیه دارد. این نوع صورتبندی، گرچه گاه در قالب و لفافهی فدرالیسم تقریر میشود اما به لحاظ نظری و سیاسی فاصلهی اندکی با گفتمان جداییطلبی دارد و میشود گفت در کشور ما مترادف با همان است. وقتی یک حزب، یک قوم را «ملت مستقل بالقوه» تعریف کرد، اقتضای منطقی آن چیزی جز توقع داشتن دولت مستقل نخواهد بود — حتی اگر امروز آن را تصریحاً مطالبه نکند.
با همهی اینها، باید بین مردمان شریف کرد، ترک، بلوچ و عرب ایران با برخی احزاب سیاسی تفکیک کرد. بسیاری از منتقدان جدیِ تجزیهطلبی و قومگراییِ افراطی، خود از میان همین اقوام برخاسته و از بزرگترین سرمایههای انسجام ملیاند. مخالفت با فدرالیسم قومی، هرگز مخالفت با حقوق فرهنگی نیست، بلکه مخالفت با پروژهای است که در کشوری با این درهمتنیدگیِ جمعیتی و اقتصادیِ عمیق و وسیع میتواند به تنشهای دائمی و حتی درگیریهای مرزیِ بین واحدهای فرضی منجر شود.
بیانیهی اخیر رضا پهلوی دقیقاً برای همین مرحله ضرورت داشت:
برای آنکه روشن شود گذار از جمهوری اسلامی — نظامی که خود قویترین عامل تبعیض و تفرقه بوده — ابداً قرار نیست به تجزیهی ایران بینجامد
گذار سیاسی بدون تضمین یکپارچگیِ سرزمینی، نتیجهای جز بیثباتیِ دائمی نخواهد داشت.
ایرانِ آینده میتواند کشوری باشد با تمرکززداییِ اداری، مدیریت محلیِ کارآمد، توسعهی متوازن منطقهای و آموزش زبان مادری در کنار زبان ملی؛ اما بدون تعرض به تمامیت ارضی و در چهارچوب ملتی یکپارچه و حاکمیتی ملی.
در چنین مقطعی، شفافیت، فضیلت و بهترین سیاست است
و کشیدن این خط قرمز حول تمامیت ارضیِ ایران توسط رضا پهلوی، دقیقاً همان شفافیت و سیاستی است که این بزنگاه تاریخی تشنهی آن بود.
پاینده ایران
@islie
@khod2
@ktyab
به نام خرد
در این بزنگاه تاریخی بیانیهی رضا پهلوی در باب حفظ تمامیت ارضیِ ایران، نه فقط بهجا بود بلکه ضرورت داشت. در لحظات حساسی که آیندهی سیاسیِ ایران در هالههایی از ابهام و التهاب و در آستانهی گذار و انقلاب قرار دارد، ضروری بود اولین و مهمترین خط مشی، توسط رهبر بیبدیل و بیرقیب این گذار برای همگان ترسیم شود:
- ایران، بیچونوچرا یکپارچه خواهد ماند
تمامیت ارضیِ ایران نه در هیچ ابهامی است، نه روی هیچ میز معاملهای و نه موضوع هیچ مذاکرهای
در اوضاع و احوالی که برخی جریانات قومگرا میکوشند با الفاظی چون «فدرالیسم قومی» یا «حق تعیین سرنوشت ملل» به معانی و مفاهیم خیانت و جسارت کنند، این بیانیه نقشی تعیینکننده در بازگرداندن گفتمانها به چهارچوبهای ملی و مرزهای مجاز داشت. زیرا از تجربهی تاریخی و حقوق بینالملل آموختهایم که تبدیل و تعبیر «مردم» به «ملتهای جداگانهی قومی» مهمترین مقدمهی واگراییِ سیاسی و در نهایت تجزیهی ارضی خواهد بود
واکنشها به این بیانیه را هم باید مورد توجه تامی قرار داد
اگر کسی حقیقتاً و بدون ادا و نمایش به ایران یکپارچه باور دارد و هدفش واقعاً تحقق حقوق فرهنگی-زبانی و توسعهی عادلانهی امور کشور برای همهی شهروندان است، این پیام را نباید تهدیدی علیه خود تلقی کند. تأکید بر تمامیت ارضی نه فقط نفی حقوق شهروندی نیست بلکه پیششرط تحقق و تضمین پایدار آن است
اگر کسان یا جریاناتی از چنین موضع ابتدایی و روشنی برآشفته شدند، باید پرسید و بررسید که چرا؟
کدام بخش از «ایران تجزیهناپذیر» یا «تأکید جدی و مصمم بر حفظ این تمامیت» برای ایشان مسئلهساز و تهدید تلقی شده است؟
مرزبندیِ شفاف با دشمنان این مرز و بوم، تنها برای آنهایی ناخوشایند و اعلان خطر است که مقاصد و پروژههایی فراتر از عدم تمرکز اداری یا توسعهی منطقهای در ذهن دارند
در این میان برخی احزاب کردی — از جمله جریاناتی مانند حزب دموکرات کردستان ایران یا کومله — سالهاست گفتمانی را به کار میبرند که بر مفهوم «ملتهای ساکن ایران» تکیه دارد. این نوع صورتبندی، گرچه گاه در قالب و لفافهی فدرالیسم تقریر میشود اما به لحاظ نظری و سیاسی فاصلهی اندکی با گفتمان جداییطلبی دارد و میشود گفت در کشور ما مترادف با همان است. وقتی یک حزب، یک قوم را «ملت مستقل بالقوه» تعریف کرد، اقتضای منطقی آن چیزی جز توقع داشتن دولت مستقل نخواهد بود — حتی اگر امروز آن را تصریحاً مطالبه نکند.
با همهی اینها، باید بین مردمان شریف کرد، ترک، بلوچ و عرب ایران با برخی احزاب سیاسی تفکیک کرد. بسیاری از منتقدان جدیِ تجزیهطلبی و قومگراییِ افراطی، خود از میان همین اقوام برخاسته و از بزرگترین سرمایههای انسجام ملیاند. مخالفت با فدرالیسم قومی، هرگز مخالفت با حقوق فرهنگی نیست، بلکه مخالفت با پروژهای است که در کشوری با این درهمتنیدگیِ جمعیتی و اقتصادیِ عمیق و وسیع میتواند به تنشهای دائمی و حتی درگیریهای مرزیِ بین واحدهای فرضی منجر شود.
بیانیهی اخیر رضا پهلوی دقیقاً برای همین مرحله ضرورت داشت:
برای آنکه روشن شود گذار از جمهوری اسلامی — نظامی که خود قویترین عامل تبعیض و تفرقه بوده — ابداً قرار نیست به تجزیهی ایران بینجامد
گذار سیاسی بدون تضمین یکپارچگیِ سرزمینی، نتیجهای جز بیثباتیِ دائمی نخواهد داشت.
ایرانِ آینده میتواند کشوری باشد با تمرکززداییِ اداری، مدیریت محلیِ کارآمد، توسعهی متوازن منطقهای و آموزش زبان مادری در کنار زبان ملی؛ اما بدون تعرض به تمامیت ارضی و در چهارچوب ملتی یکپارچه و حاکمیتی ملی.
در چنین مقطعی، شفافیت، فضیلت و بهترین سیاست است
و کشیدن این خط قرمز حول تمامیت ارضیِ ایران توسط رضا پهلوی، دقیقاً همان شفافیت و سیاستی است که این بزنگاه تاریخی تشنهی آن بود.
پاینده ایران
@islie
@khod2
@ktyab
❤66👎25👍20🕊3