downloadfile-10
<unknown>
💢سلسله صوت های روشنگری👌🏿
=========================
🔺موضوع: حکومت اسلامی.. روسری و عمامه
🔺اجرا کننده: زنده یاد استاد رضا فاضلی
🎬 حجم: 1 مگابایت/ مدت: 8 دقیقه
=========================
🚯 @ISLIE
=========================
🔺موضوع: حکومت اسلامی.. روسری و عمامه
🔺اجرا کننده: زنده یاد استاد رضا فاضلی
🎬 حجم: 1 مگابایت/ مدت: 8 دقیقه
=========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش نخست [صفحه ٣] Ⓜ️ https://t.me/khod2/20492 ========================= ⚜طبق اين فرمايش، چطور مصباح يزدى و عالمنمايان همقطار او در اين موضوعات، ادعا میكنند كه میتوانند بدون بهره از هيچ آيه و روايتی به حكم شرعی مسئلهای برسند؟!…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ۱]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20225
======================
⚜در بخش نخست از سلسله مطالب {بطلان ادله عقلی ولايت فقیه} به موضوع بسيار مهم و اساسی {رسيدن به حكم شرعی با عقل و بدون آيه و روايت} پرداختيم و بطلان آن را به كمک منابع شرع، يعنی كلام حجج الهی، نشان داديم و ثابت شد استفاده از عقل بهعنوان منبع شرع، در دل خود تناقضی از ادعای عقل و بیبهرگی از اين نعمت بزرگ دارد و عقل در حوزه دين، تنها ابزاری برای فهم منابع شرع است، نه این که خود بهعنوان منبع و مصدر آن باشد.
🔻در اين بخش قصد داريم تا به یكی از پایهایترين ايرادات استدلال طرفداران ولايت فقیه در مورد مشروعيت حكومت فقها در عصر غيبت بپردازیم.از آنجایی که این ايراد ريشه در منطق بحث و استدلال آنها دارد، مسئله را باز کرده توضیحاتی كلی اما مربوط به موضوع درباره استدلالهای منطقی آورده ايم و سپس ايراد منطقی استدلال و احتجاج طرفداران ولايت فقيه را نشان خواهيم داد.
🖋هر استدلال منطقى و صحیحى، از مجموعه گزارههای مقدماتى خاصى كه با یکدیگر سازگار بوده و متناقض نيستند، بهعنوان نقطه آغازين شروع شده و به سمت يک گزاره هدف بهعنوان نقطه نهايی پيش میرود. معمولا منشاء انگیزه انسان برای استدلال كردن، خود گزاره های مقدماتی استدلال نيستند. بلكه گزاره هدفی در نظر انسان وجود دارد كه برای اثبات آن، شخص از مقدماتی كه درستيشان بديهی يا از قبل اثبات شده است، شروع كرده و در چارچوب منطق، گام به گام پيش رفته تا بهصورت واضح به گزاره هدف رسيده و آن گزاره را بهعنوان قدم آخر اين مسير نتيجه بگيرد. اما در عمل، انسانِ استدلالكننده دارای احساسات است. زمانی که تمايل و انگيزه او برای اثبات گزاره هدف با تعصب آلوده شده و در منطق شخص دخالت كند، ممكن است ذهن او برای اینكه به هر شيوهای، گزاره هدف مورد نظر خود را اثبات كند، خواسته یا ناخواسته و البته به غلط، برخی گزارههای غیر بديهی و حتی نادرست را در جهت ممكن كردن اثبات گزاره هدف، بهطور صريح یا ضمنی به مقدمات استدلال اضافه كند و استدلال را از حالت منطقی خارج كرده و به سفسطه تبدیل كند. برای درک بهتر دو مثال مرتبط به موضوع آوردهایم.
▫️۱_شخص A میگوید:{جمهوری اسلامی حكومت شرعى نيست.}
وشخص B که نسبت به نظام تعصب دارد در پاسخ میگويد: {چگونه ممكن است!؟ ما اين همه شهيد دادهایم! پس این حكومت بهخاطر خون شهدا بر حق است!}
▪️در اينجا شخص B آگاهانه يا ناآگاهانه در پاسخ به شخص A، بهطور ضمنی پيشفرضی در پاسخ خود اضافه میكند كه خود مستقلا بايد ثابت شود. پيشفرض اين است كه افرادی كه در راه اين حكومت كشته شده اند، شهيد هستند. بنابراين چون شهدا در راه خدا كشته میشود، پس اين حکومت در راستای معيارهای الهی است. بنابراین حقانيتش را استنتاج میکنند! کاملا واضح است در اينجا موضوع مورد بحثی که باید ثابت میشد، خود در جریان اثبات خودش مورد استفاده قرار گرفته است که نوعی مغالطه به نام {مصادره به مطلوب} است. در صورتی میتوان افراد كشته شده در راه یک حكومت را شهيد ناميد که آن حكومت، یک حكومت شرعی باشد و آن اشخاص در راستای رضای خدا جان خود را باخته باشند. بنابراین ابتدا بايد حقانیت یک حكومت را ثابت كرد، سپس به افراد كشته شده در راه آن، لقب شهيد داد. نه اینكه به افراد كشته شده در راه حکومت لقب شهيد داده و سپس شخص معترض به حكومت را در تقابل با خدا و اسلام قرار داد و حقانيت حكومت را نتیجه گرفت!
▫️٢_شخص A میگويد: {فقها در عصر غيبت حق و مشروعيتی از جانب خداوند برای حکومت کردن ندارند.}
شخص B در پاسخ میگويد: {پس ما باید تحت حكومتهای طاغوتی زندگی کنيم؟!}
▪️واضح است که شخص A مشروعيت هيچ حكومتی را قبول ندارد و در مشروعيت حكومت فقها هم مناقشه میكند. شخص B در پاسخ به او، بهجای اثبات شرعى بودن حكومت فقيه، آن را امری مسلم میداند و از شرعى بودن حكومت فقيه كه بايد ثابت شود، در حين استدلال خود استفاده كرده و نتبجه میگيرد كه اگر فقها حكومت نكنند، حكومت طاغوت برپا میشود. در حالی که از نظر شخص A، حكومت فقیه هم طاغوتی است و شخص B با مغالطه به او پاسخ میدهد!
🖋اگر مقدمات يک استدلال با يكديگر سازگار بوده و تناقضى با هم نداشته باشند، محال است طبق اين مقدمات، استدلال كرده و به يک نتيجه برسيم و بار ديگر يک استدلال ديگر كرده و به نتيجهای نقيض نتيجه نخست برسيم. حداقل در یكی از حالات، استدلال از چارچوب منطق خارج شده و به مغالطه تبدیل شده است. بنابراین هنگامی که بر اساس گزارههای مقدماتی سازگار با يكديگر، یک استدلال مشروعيت حكومت فقيه را نتيجه میگيرد و استدلال ديگر طبق همين مقدمات، عدم مشروعيت حكومت فقيه را نتيجه میگیرد، با قاطعيت میتوان گفت حداقل یكی از این دو استدلال دچار مغالطه شده است.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20225
======================
⚜در بخش نخست از سلسله مطالب {بطلان ادله عقلی ولايت فقیه} به موضوع بسيار مهم و اساسی {رسيدن به حكم شرعی با عقل و بدون آيه و روايت} پرداختيم و بطلان آن را به كمک منابع شرع، يعنی كلام حجج الهی، نشان داديم و ثابت شد استفاده از عقل بهعنوان منبع شرع، در دل خود تناقضی از ادعای عقل و بیبهرگی از اين نعمت بزرگ دارد و عقل در حوزه دين، تنها ابزاری برای فهم منابع شرع است، نه این که خود بهعنوان منبع و مصدر آن باشد.
🔻در اين بخش قصد داريم تا به یكی از پایهایترين ايرادات استدلال طرفداران ولايت فقیه در مورد مشروعيت حكومت فقها در عصر غيبت بپردازیم.از آنجایی که این ايراد ريشه در منطق بحث و استدلال آنها دارد، مسئله را باز کرده توضیحاتی كلی اما مربوط به موضوع درباره استدلالهای منطقی آورده ايم و سپس ايراد منطقی استدلال و احتجاج طرفداران ولايت فقيه را نشان خواهيم داد.
🖋هر استدلال منطقى و صحیحى، از مجموعه گزارههای مقدماتى خاصى كه با یکدیگر سازگار بوده و متناقض نيستند، بهعنوان نقطه آغازين شروع شده و به سمت يک گزاره هدف بهعنوان نقطه نهايی پيش میرود. معمولا منشاء انگیزه انسان برای استدلال كردن، خود گزاره های مقدماتی استدلال نيستند. بلكه گزاره هدفی در نظر انسان وجود دارد كه برای اثبات آن، شخص از مقدماتی كه درستيشان بديهی يا از قبل اثبات شده است، شروع كرده و در چارچوب منطق، گام به گام پيش رفته تا بهصورت واضح به گزاره هدف رسيده و آن گزاره را بهعنوان قدم آخر اين مسير نتيجه بگيرد. اما در عمل، انسانِ استدلالكننده دارای احساسات است. زمانی که تمايل و انگيزه او برای اثبات گزاره هدف با تعصب آلوده شده و در منطق شخص دخالت كند، ممكن است ذهن او برای اینكه به هر شيوهای، گزاره هدف مورد نظر خود را اثبات كند، خواسته یا ناخواسته و البته به غلط، برخی گزارههای غیر بديهی و حتی نادرست را در جهت ممكن كردن اثبات گزاره هدف، بهطور صريح یا ضمنی به مقدمات استدلال اضافه كند و استدلال را از حالت منطقی خارج كرده و به سفسطه تبدیل كند. برای درک بهتر دو مثال مرتبط به موضوع آوردهایم.
▫️۱_شخص A میگوید:{جمهوری اسلامی حكومت شرعى نيست.}
وشخص B که نسبت به نظام تعصب دارد در پاسخ میگويد: {چگونه ممكن است!؟ ما اين همه شهيد دادهایم! پس این حكومت بهخاطر خون شهدا بر حق است!}
▪️در اينجا شخص B آگاهانه يا ناآگاهانه در پاسخ به شخص A، بهطور ضمنی پيشفرضی در پاسخ خود اضافه میكند كه خود مستقلا بايد ثابت شود. پيشفرض اين است كه افرادی كه در راه اين حكومت كشته شده اند، شهيد هستند. بنابراين چون شهدا در راه خدا كشته میشود، پس اين حکومت در راستای معيارهای الهی است. بنابراین حقانيتش را استنتاج میکنند! کاملا واضح است در اينجا موضوع مورد بحثی که باید ثابت میشد، خود در جریان اثبات خودش مورد استفاده قرار گرفته است که نوعی مغالطه به نام {مصادره به مطلوب} است. در صورتی میتوان افراد كشته شده در راه یک حكومت را شهيد ناميد که آن حكومت، یک حكومت شرعی باشد و آن اشخاص در راستای رضای خدا جان خود را باخته باشند. بنابراین ابتدا بايد حقانیت یک حكومت را ثابت كرد، سپس به افراد كشته شده در راه آن، لقب شهيد داد. نه اینكه به افراد كشته شده در راه حکومت لقب شهيد داده و سپس شخص معترض به حكومت را در تقابل با خدا و اسلام قرار داد و حقانيت حكومت را نتیجه گرفت!
▫️٢_شخص A میگويد: {فقها در عصر غيبت حق و مشروعيتی از جانب خداوند برای حکومت کردن ندارند.}
شخص B در پاسخ میگويد: {پس ما باید تحت حكومتهای طاغوتی زندگی کنيم؟!}
▪️واضح است که شخص A مشروعيت هيچ حكومتی را قبول ندارد و در مشروعيت حكومت فقها هم مناقشه میكند. شخص B در پاسخ به او، بهجای اثبات شرعى بودن حكومت فقيه، آن را امری مسلم میداند و از شرعى بودن حكومت فقيه كه بايد ثابت شود، در حين استدلال خود استفاده كرده و نتبجه میگيرد كه اگر فقها حكومت نكنند، حكومت طاغوت برپا میشود. در حالی که از نظر شخص A، حكومت فقیه هم طاغوتی است و شخص B با مغالطه به او پاسخ میدهد!
🖋اگر مقدمات يک استدلال با يكديگر سازگار بوده و تناقضى با هم نداشته باشند، محال است طبق اين مقدمات، استدلال كرده و به يک نتيجه برسيم و بار ديگر يک استدلال ديگر كرده و به نتيجهای نقيض نتيجه نخست برسيم. حداقل در یكی از حالات، استدلال از چارچوب منطق خارج شده و به مغالطه تبدیل شده است. بنابراین هنگامی که بر اساس گزارههای مقدماتی سازگار با يكديگر، یک استدلال مشروعيت حكومت فقيه را نتيجه میگيرد و استدلال ديگر طبق همين مقدمات، عدم مشروعيت حكومت فقيه را نتيجه میگیرد، با قاطعيت میتوان گفت حداقل یكی از این دو استدلال دچار مغالطه شده است.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢چرا مردم مذهبی به اعتقادات خود حتی زمانی که با شواهد مخالف است، وفادار هستند؟
⚡️تحقیقی نشان دادهاست که ذهنیت مردم مذهبی شدیدا تحت تأثیر احساسات است تا تفکر تحلیلی فلذا مذهبیان از قوه استدلال خود بسیار کمتر از دیگران استفاده میکنند ....
Ⓜ️ http://l8l.ir/HJQGS…
⚡️تحقیقی نشان دادهاست که ذهنیت مردم مذهبی شدیدا تحت تأثیر احساسات است تا تفکر تحلیلی فلذا مذهبیان از قوه استدلال خود بسیار کمتر از دیگران استفاده میکنند ....
Ⓜ️ http://l8l.ir/HJQGS…
🔴 دروغی به عنوان ساده زیستی ائمه {قسمت ۹}
▫️معتبرة حسين بن علوان عن جعفر عن ابيه عن على قال: انه كان اذا اراد ان يشترى الجارية يكشف عن ساقيها فينظر اليها
▪️در حدیث معتبر از حسین بن علوان از جعفر از پدرش از علی بن ابی طالب نقل شده: هرگاه علی می خواست کنیزی بخرد به ساق های آن کنیز نگاه می کرد
⚡️امام علی برای خرید یک کنیز به ساق های پای این کنیز نگاه میکرد علتش در حدیث آمده: {وانظري كعبها فإن درم كعبها عظم كعبثها.···و به برآمدگی پایش نگاه کن اگر گوشتی بود 👈🏿آلت جنسی اش بزرگ است👉🏿} حال عمامه به سرهای تشیع چگونه مدعی میشوند این شخص در اوج فقر و بی پولی زندگی میکرده!!!!
#افسانه_سادهزیستی_ائمه_معصوم
#طوفان_روشنگری
🟪 کانال دروغها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
▫️معتبرة حسين بن علوان عن جعفر عن ابيه عن على قال: انه كان اذا اراد ان يشترى الجارية يكشف عن ساقيها فينظر اليها
▪️در حدیث معتبر از حسین بن علوان از جعفر از پدرش از علی بن ابی طالب نقل شده: هرگاه علی می خواست کنیزی بخرد به ساق های آن کنیز نگاه می کرد
⚡️امام علی برای خرید یک کنیز به ساق های پای این کنیز نگاه میکرد علتش در حدیث آمده: {وانظري كعبها فإن درم كعبها عظم كعبثها.···و به برآمدگی پایش نگاه کن اگر گوشتی بود 👈🏿آلت جنسی اش بزرگ است👉🏿} حال عمامه به سرهای تشیع چگونه مدعی میشوند این شخص در اوج فقر و بی پولی زندگی میکرده!!!!
#افسانه_سادهزیستی_ائمه_معصوم
#طوفان_روشنگری
🟪 کانال دروغها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
💢توییت مایک پمپئو در مورد ٧ آبان:
▪️ ٥٣٩ سال قبل از میلاد در چنین روزی، کورش بزرگ وارد بابل شد و یهودیان را از اسارت نجات داد. احترام او بە حقوق بشر و آزادی مذاهب مشوق پدران بنیانگذار آمریکا بود. آمریکا در کنار مردم ایران است کە توسط رژیم از بزرگداشت میراث او (کورش) محروم شدەاند.
========================
🚯 @ISLIE
▪️ ٥٣٩ سال قبل از میلاد در چنین روزی، کورش بزرگ وارد بابل شد و یهودیان را از اسارت نجات داد. احترام او بە حقوق بشر و آزادی مذاهب مشوق پدران بنیانگذار آمریکا بود. آمریکا در کنار مردم ایران است کە توسط رژیم از بزرگداشت میراث او (کورش) محروم شدەاند.
========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ۱] Ⓜ️https://t.me/khod2/20225 ====================== ⚜در بخش نخست از سلسله مطالب {بطلان ادله عقلی ولايت فقیه} به موضوع بسيار مهم و اساسی {رسيدن به حكم شرعی با عقل و بدون آيه و روايت} پرداختيم و بطلان آن را به كمک منابع…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ٢]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜ما در سابق بدون مرتكب شدن به خطاهايی از قبيل قياس شرعی و صدور حكم شرعی بدون آيه و روايت، با كمک عقل و با استناد به كتاب الله و عترت رسول، در مطلب {دليل عقلی بطلان مشروعيت حكومتهای عصر غیبت} ثابت كردیم كه تمامی حكومتهای عصر غیبت، غیر شرعی و طاغوتی هستند
🖋بنابراین اولین خطای اساسی طرفداران ولايت فقيه در ادله عقلی خود اين است كه بهطور ضمنی و بدون اینكه اثباتی انجام داده باشند، يک حكومت مجهول در عصر غيبت را مشروع در نظر گرفته و اين گزاره اشتباه را در مقدمات استدلال خود میگنجانند و در ادامه، با قياسهای شرعی كه امری مذموم در دين است، به دنبال يافتن مصداق این حكومت مشروع خود هستند که در نهايت معادله را حل کرده و مجهول را بهدست میآوردند و حكومت فقيه را بهعنوان مصداق آن مییابند. در حالی که ابتدا باید ثابت کنند که در غیبت امام، حکومت شرعی وجود دارد!اضافه کردن چنین گزاره بدون پشتوانهای، استدلال را تبدیل به سفسطه و مغالطه میکند. اما کار آنها در این مرحله تمام نمیشود. مدعيان ولايت فقيه با زيركی در مقام مناقشه خواهند گفت:
▫️آیا خداوند در عصر غیبت که به امام معصوم دسترسی نداریم، برنامهای ندارد؟ آیا خداوند نسبت به جامعه در دوران غیبت بیتفاوت بوده است؟
▪️در اینجا آنها پرسش خود را طوری مطرح میكنند که اگر پاسخ باب ميل آنها را ندهیم، خداوند را به بیحكمتی متهم کرده ايم. اگر در پاسخ بگوییم برنامهای ندارد، بهظاهر خداوند را غیر مدبر خطاب كرده ایم. اگر هم بگوييم برنامه دارد، مدعیان ولایت فقیه قیاسهای شرعی خود را آغاز میکنند و نتیجه میگیرند که حكومت فقيه، برنامه خداوند در عصر غیبت است!
🖋اما واژهای که در سوال آنها به سادگی از کنارش گذشته میشود، واژه {دوران غیبت} است که نکات پیرامونش به وسعت یک اقیانوس است. اجازه دهید بهطور مختصر، توضیحاتی درباره {غیبت} بدهیم: پیامبر برای امامت پس از خود امام علی را از جانب خداوند نصب کردند و ائمه بعد از ايشان را تا انتها معرفی نمودند و با اين انتصاب و معارفه، اعلام كردند كه دين خدا كامل و نعمتش بر بندگان تمام شد! پیامبر در روز غدیر فرمود:{▫️ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا}
▪️امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما برگزيدم.
🔺امت رسول اولين كاری که پس از درگذشت ايشان انجام دادند، پشت پا زدن به بيعت و عهدی بود كه با جانشین او بسته بودند. آنها در اولین مرحله پس از این عهد شکنی، وصی پیامبر را با زور و خشونت و تحقير، مجبور به بيعت با ستمگران روزگار نموده و در اين راه، یادگار پيامبر خود را نیز به شهادت رساندند. فتنههایی که امام على در دوران محدود حكومت خود با آن مبارزه كردند، هیچ كدام مربوط به كفار نبود و همگی از امت پیامبر برخاسته بود. پس از شهادت ايشان بهدست همين امت، این موضوع در مورد امام حسن هم صادق بود و خيانتهای امت، ايشان را مجبور به صلح با معاويه کرد. مردم كوفه امام حسين را طلبيدند، اما باز هم پشت او را خالی نموده تا فاجعه كربلا رخ دهد. قدرتطلبی حيلهگران منافق و عدم معرفت و كوتاهفکری توده مردم، باعث شهادت يكايک ائمه شد تا نوبت به آخرین بازمانده، يعني امام زمان برسد. كه {مطابق قرائت شيعى} برای حفظ جان آخرين حجت خود از دست امت بیلياقت و پیمانشكن، او را از نظرها مخفی نمود. تمامی این امور از تبهکاریهای امت بوده و قصور و كوتاهی خداوند محسوب نمیشود.
▫️امام على خطاب به معاویه از قول پیامبر فرمودند:{▫️ . . . و إن الناس یدعون بعدي ما أمرهم الله به و ما أمرتهم فیك من ولایتك و ما أظهرت من حجتك، متعمدین غیر جاهلین و لا اشتبه عليهم فیه، و لا سيما لما أتوك قبل مخالفة ما أنزل الله فیك...}
▪️مردم بعد از من آنچه خداوند به آنان دستور داده و آنچه من درباره تو و ولايتت دستور دادم و حجت تو را ظاهر ساختهام، رها میكنند و اين كار را عمدا و بدون اينکه جاهل باشند و امر بر آنان مشتبه شده باشد انجام میدهند. بهخصوص بهخاطر آن رفتارهايی كه از قبل بهخاطر مخالفت با خداوند انجام داده اند.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜ما در سابق بدون مرتكب شدن به خطاهايی از قبيل قياس شرعی و صدور حكم شرعی بدون آيه و روايت، با كمک عقل و با استناد به كتاب الله و عترت رسول، در مطلب {دليل عقلی بطلان مشروعيت حكومتهای عصر غیبت} ثابت كردیم كه تمامی حكومتهای عصر غیبت، غیر شرعی و طاغوتی هستند
🖋بنابراین اولین خطای اساسی طرفداران ولايت فقيه در ادله عقلی خود اين است كه بهطور ضمنی و بدون اینكه اثباتی انجام داده باشند، يک حكومت مجهول در عصر غيبت را مشروع در نظر گرفته و اين گزاره اشتباه را در مقدمات استدلال خود میگنجانند و در ادامه، با قياسهای شرعی كه امری مذموم در دين است، به دنبال يافتن مصداق این حكومت مشروع خود هستند که در نهايت معادله را حل کرده و مجهول را بهدست میآوردند و حكومت فقيه را بهعنوان مصداق آن مییابند. در حالی که ابتدا باید ثابت کنند که در غیبت امام، حکومت شرعی وجود دارد!اضافه کردن چنین گزاره بدون پشتوانهای، استدلال را تبدیل به سفسطه و مغالطه میکند. اما کار آنها در این مرحله تمام نمیشود. مدعيان ولايت فقيه با زيركی در مقام مناقشه خواهند گفت:
▫️آیا خداوند در عصر غیبت که به امام معصوم دسترسی نداریم، برنامهای ندارد؟ آیا خداوند نسبت به جامعه در دوران غیبت بیتفاوت بوده است؟
▪️در اینجا آنها پرسش خود را طوری مطرح میكنند که اگر پاسخ باب ميل آنها را ندهیم، خداوند را به بیحكمتی متهم کرده ايم. اگر در پاسخ بگوییم برنامهای ندارد، بهظاهر خداوند را غیر مدبر خطاب كرده ایم. اگر هم بگوييم برنامه دارد، مدعیان ولایت فقیه قیاسهای شرعی خود را آغاز میکنند و نتیجه میگیرند که حكومت فقيه، برنامه خداوند در عصر غیبت است!
🖋اما واژهای که در سوال آنها به سادگی از کنارش گذشته میشود، واژه {دوران غیبت} است که نکات پیرامونش به وسعت یک اقیانوس است. اجازه دهید بهطور مختصر، توضیحاتی درباره {غیبت} بدهیم: پیامبر برای امامت پس از خود امام علی را از جانب خداوند نصب کردند و ائمه بعد از ايشان را تا انتها معرفی نمودند و با اين انتصاب و معارفه، اعلام كردند كه دين خدا كامل و نعمتش بر بندگان تمام شد! پیامبر در روز غدیر فرمود:{▫️ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا}
▪️امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما برگزيدم.
🔺امت رسول اولين كاری که پس از درگذشت ايشان انجام دادند، پشت پا زدن به بيعت و عهدی بود كه با جانشین او بسته بودند. آنها در اولین مرحله پس از این عهد شکنی، وصی پیامبر را با زور و خشونت و تحقير، مجبور به بيعت با ستمگران روزگار نموده و در اين راه، یادگار پيامبر خود را نیز به شهادت رساندند. فتنههایی که امام على در دوران محدود حكومت خود با آن مبارزه كردند، هیچ كدام مربوط به كفار نبود و همگی از امت پیامبر برخاسته بود. پس از شهادت ايشان بهدست همين امت، این موضوع در مورد امام حسن هم صادق بود و خيانتهای امت، ايشان را مجبور به صلح با معاويه کرد. مردم كوفه امام حسين را طلبيدند، اما باز هم پشت او را خالی نموده تا فاجعه كربلا رخ دهد. قدرتطلبی حيلهگران منافق و عدم معرفت و كوتاهفکری توده مردم، باعث شهادت يكايک ائمه شد تا نوبت به آخرین بازمانده، يعني امام زمان برسد. كه {مطابق قرائت شيعى} برای حفظ جان آخرين حجت خود از دست امت بیلياقت و پیمانشكن، او را از نظرها مخفی نمود. تمامی این امور از تبهکاریهای امت بوده و قصور و كوتاهی خداوند محسوب نمیشود.
▫️امام على خطاب به معاویه از قول پیامبر فرمودند:{▫️ . . . و إن الناس یدعون بعدي ما أمرهم الله به و ما أمرتهم فیك من ولایتك و ما أظهرت من حجتك، متعمدین غیر جاهلین و لا اشتبه عليهم فیه، و لا سيما لما أتوك قبل مخالفة ما أنزل الله فیك...}
▪️مردم بعد از من آنچه خداوند به آنان دستور داده و آنچه من درباره تو و ولايتت دستور دادم و حجت تو را ظاهر ساختهام، رها میكنند و اين كار را عمدا و بدون اينکه جاهل باشند و امر بر آنان مشتبه شده باشد انجام میدهند. بهخصوص بهخاطر آن رفتارهايی كه از قبل بهخاطر مخالفت با خداوند انجام داده اند.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ٢] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜ما در سابق بدون مرتكب شدن به خطاهايی از قبيل قياس شرعی و صدور حكم شرعی بدون آيه و روايت، با كمک عقل و با استناد به كتاب الله و عترت رسول، در مطلب {دليل…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ٣]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜اینکه پس از اين همه بیلياقتی، امت خطاب به خداوند بگويد كه {برنامهات در دوران غيبت امامی كه از دست ما مخفی كرده ای، چیست!؟} و در ادامه خود برنامهای از پيش خود و به اسم خدا صادر كند، بسيار جای تعجب است! مَثَل آن مانند مهمانی است كه میزبان با بهترين غذاها در بهترين ظروف از او پذيرايی كرده، اما مهمان بارها با گستاخی همه چيز را زده و ريخته و شكسته و پس از آن که ميزبان دیگر چیزی نیاورده است، آن مهمان با كمال جسارت غذایی جديد در ظرفی تازه میطلبد و خودسرانه به آشپزخانه رفته و برای خود خوراكی تازه برمیدارد! این کار چيزی جز سوءاستفاده از كرم و بزرگواری ميزبان نیست. امام صادق فرمودند:{▫️ بالاسناد إلى الصدوق، عن أبیه، عن سعد، عن ابن يزيد، عن ابن أبی عمیر، عن هشام، عن الصادق قال: امر إبلیس بالسجود لآدم فقال: يا رب وعزتك إن أعفیتني من السجود لآدم لاعبدنك عبادة ما عبدك أحد قط مثلها. قال الله جل جلاله :إني احب أن أطاع من حيث اريد.
▪️وقتی به شيطان برای سجده به آدم امر شد، گفت: خدايا! قسم به عزتت! اگر مرا از سجده به آدم معاف كنی، تو را عبادت میكنم. چنان عبادتی كه هرگز تاكنون احدی مثل آن نكرده باشد.
خداوند فرمود: دوست دارم از راهی كه میخواهم فرمانبرداری شوم.
🖋بنابراين نافرمانى امت از فرمان خدا در مورد اطاعت از پیشوايان راستين و حقيقی و به قتل رساندن ايشان و غيبت امام آخر برای حفظ ايشان از دست امت، خداوند را ملزم نخواهد كرد تا حتما جايگزینی برای موضوع امامت در دوران غيبت که قصور آن به گردن امت است، داشته باشد. چنانچه كه جايگزینی هم برای آن وجود ندارد و هیچ احدی نمیتواند جانشین امام معصوم شود.امام صادق در جای دیگر به صحابی خود میفرمایند: {▫️ابن محبوب، عن هشام بن سالم، عن عبد الحميد بن أبي العلاء، عن أبي عبدالله: يا أبا محمد والله لو أن إبليس سجد لله عز ذكره بعد المعصية والتكبر عمر الدنيا ما نفعه ذلك ولا قبله الله عز ذكره ما لم يسجد لآدم كما أمره الله عز وجل أن يسجد له وكذلك هذه الأمة العاصية المفتونة بعد نبيها وبعد تركهم الامام الذي نصبه نبيهم لهم فلن يقبل الله تبارك وتعالى لهم عملا ولن يرفع لهم حسنة حتى يأتوا الله عز وجل من حيث أمرهم ويتولوا الامام الذي أمروا بولايته ويدخلوا من الباب الذي فتحه الله عز وجل ورسوله لهم...}
▪️ای ابا محمد! بهخدا سوگوند اگر شيطان پس از آن نافرمانی و تكبری كه كرده، به اندازه عمر دنيا برای خداوند سجده كند سودی برايش نخواهد داشت و خداوند سجده او را نخواهد پذيرفت تا آن هنگام که خداوند به او دستور داد، در برابر آدم به سجده افتد. همچنین همين امت گنهپيشه پس از رهايی پیامبر و رهبری که برای آنها قرار داده بود، به فتنه افتادند. پس خداوند عملی از آنان نپذيرد و حسنهای از آنها بالا نبرد تا از همان راهی به درگاهش روند که او مقرر کرده و از همان امامی پيروی كنند كه به پیروی از او امر شده اند و از همان در که خداوند و پیامبر بر روی آنان گشوده اند، درآيند!
🔺بنابراين فتنههای امت گناهپيشه تفاوتی با رويگردانی شيطان از امر خدا درباره سجده بر آدم ندارد. در نتيجه هیچ برنامه و راهحل آلترناتيو و جایگزينی برای موضوع امامت الهی وجود ندارد و تمامی اين تيرگیها، نتيجه كار خود امتی است كه معرفت كافی نسبت به آنچه خداوند برايشان مقدر کرده بود، نداشتند.
▫️محمد بن حسن بن حسن، عن محمد بن الحسن الصفار، عن یعقوب بن يزيد، عن حماد بن عيسى, عن ربعی، عن فضيل بن یسار، قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام أو لأبی عبد الله حین قبض رسول الله لمن کان الأمر من بعده؟ فقال: لنا أهل البیت، قلت: فکيف صار فی غيرکم؟ قال: إنک قد سألت فافهم الجواب، إن الله عز وجل لما علم أن یفسد في الأرض وتنكح الفروج الحرام، ويحكم بغير ما أنزل الله تبارك وتعالى أراد أن یلي ذلك غیرنا
▪️فضل بن يسار میگويد: محضر امام باقر يا امام صادق عرض كردم: بعد از رحلت رسول الله، امر خلافت و ولايت با چه كسی است؟ حضرت فرمودند: با ما اهل بيت رسول خدا! عرض كردم: پس چرا اين امر بهدست غير شما افتاد!؟ حضرت فرمودند: پرسش كردی، پس پاسخش را بشنو! خداوند تبارک و تعالی چون میدانست مردم در زمين فساد میكنند و فروج حرام را مورد استمتاع قرار میدهند و بهغير آنچه که خداوند نازل فرموده حكم خواهند نمود، خواست که افرادی غير از ما متولی مردم شوند و این خلافها تحت خلافت و پوشش ولايت ما رخ ندهد.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜اینکه پس از اين همه بیلياقتی، امت خطاب به خداوند بگويد كه {برنامهات در دوران غيبت امامی كه از دست ما مخفی كرده ای، چیست!؟} و در ادامه خود برنامهای از پيش خود و به اسم خدا صادر كند، بسيار جای تعجب است! مَثَل آن مانند مهمانی است كه میزبان با بهترين غذاها در بهترين ظروف از او پذيرايی كرده، اما مهمان بارها با گستاخی همه چيز را زده و ريخته و شكسته و پس از آن که ميزبان دیگر چیزی نیاورده است، آن مهمان با كمال جسارت غذایی جديد در ظرفی تازه میطلبد و خودسرانه به آشپزخانه رفته و برای خود خوراكی تازه برمیدارد! این کار چيزی جز سوءاستفاده از كرم و بزرگواری ميزبان نیست. امام صادق فرمودند:{▫️ بالاسناد إلى الصدوق، عن أبیه، عن سعد، عن ابن يزيد، عن ابن أبی عمیر، عن هشام، عن الصادق قال: امر إبلیس بالسجود لآدم فقال: يا رب وعزتك إن أعفیتني من السجود لآدم لاعبدنك عبادة ما عبدك أحد قط مثلها. قال الله جل جلاله :إني احب أن أطاع من حيث اريد.
▪️وقتی به شيطان برای سجده به آدم امر شد، گفت: خدايا! قسم به عزتت! اگر مرا از سجده به آدم معاف كنی، تو را عبادت میكنم. چنان عبادتی كه هرگز تاكنون احدی مثل آن نكرده باشد.
خداوند فرمود: دوست دارم از راهی كه میخواهم فرمانبرداری شوم.
🖋بنابراين نافرمانى امت از فرمان خدا در مورد اطاعت از پیشوايان راستين و حقيقی و به قتل رساندن ايشان و غيبت امام آخر برای حفظ ايشان از دست امت، خداوند را ملزم نخواهد كرد تا حتما جايگزینی برای موضوع امامت در دوران غيبت که قصور آن به گردن امت است، داشته باشد. چنانچه كه جايگزینی هم برای آن وجود ندارد و هیچ احدی نمیتواند جانشین امام معصوم شود.امام صادق در جای دیگر به صحابی خود میفرمایند: {▫️ابن محبوب، عن هشام بن سالم، عن عبد الحميد بن أبي العلاء، عن أبي عبدالله: يا أبا محمد والله لو أن إبليس سجد لله عز ذكره بعد المعصية والتكبر عمر الدنيا ما نفعه ذلك ولا قبله الله عز ذكره ما لم يسجد لآدم كما أمره الله عز وجل أن يسجد له وكذلك هذه الأمة العاصية المفتونة بعد نبيها وبعد تركهم الامام الذي نصبه نبيهم لهم فلن يقبل الله تبارك وتعالى لهم عملا ولن يرفع لهم حسنة حتى يأتوا الله عز وجل من حيث أمرهم ويتولوا الامام الذي أمروا بولايته ويدخلوا من الباب الذي فتحه الله عز وجل ورسوله لهم...}
▪️ای ابا محمد! بهخدا سوگوند اگر شيطان پس از آن نافرمانی و تكبری كه كرده، به اندازه عمر دنيا برای خداوند سجده كند سودی برايش نخواهد داشت و خداوند سجده او را نخواهد پذيرفت تا آن هنگام که خداوند به او دستور داد، در برابر آدم به سجده افتد. همچنین همين امت گنهپيشه پس از رهايی پیامبر و رهبری که برای آنها قرار داده بود، به فتنه افتادند. پس خداوند عملی از آنان نپذيرد و حسنهای از آنها بالا نبرد تا از همان راهی به درگاهش روند که او مقرر کرده و از همان امامی پيروی كنند كه به پیروی از او امر شده اند و از همان در که خداوند و پیامبر بر روی آنان گشوده اند، درآيند!
🔺بنابراين فتنههای امت گناهپيشه تفاوتی با رويگردانی شيطان از امر خدا درباره سجده بر آدم ندارد. در نتيجه هیچ برنامه و راهحل آلترناتيو و جایگزينی برای موضوع امامت الهی وجود ندارد و تمامی اين تيرگیها، نتيجه كار خود امتی است كه معرفت كافی نسبت به آنچه خداوند برايشان مقدر کرده بود، نداشتند.
▫️محمد بن حسن بن حسن، عن محمد بن الحسن الصفار، عن یعقوب بن يزيد، عن حماد بن عيسى, عن ربعی، عن فضيل بن یسار، قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام أو لأبی عبد الله حین قبض رسول الله لمن کان الأمر من بعده؟ فقال: لنا أهل البیت، قلت: فکيف صار فی غيرکم؟ قال: إنک قد سألت فافهم الجواب، إن الله عز وجل لما علم أن یفسد في الأرض وتنكح الفروج الحرام، ويحكم بغير ما أنزل الله تبارك وتعالى أراد أن یلي ذلك غیرنا
▪️فضل بن يسار میگويد: محضر امام باقر يا امام صادق عرض كردم: بعد از رحلت رسول الله، امر خلافت و ولايت با چه كسی است؟ حضرت فرمودند: با ما اهل بيت رسول خدا! عرض كردم: پس چرا اين امر بهدست غير شما افتاد!؟ حضرت فرمودند: پرسش كردی، پس پاسخش را بشنو! خداوند تبارک و تعالی چون میدانست مردم در زمين فساد میكنند و فروج حرام را مورد استمتاع قرار میدهند و بهغير آنچه که خداوند نازل فرموده حكم خواهند نمود، خواست که افرادی غير از ما متولی مردم شوند و این خلافها تحت خلافت و پوشش ولايت ما رخ ندهد.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ٣] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜اینکه پس از اين همه بیلياقتی، امت خطاب به خداوند بگويد كه {برنامهات در دوران غيبت امامی كه از دست ما مخفی كرده ای، چیست!؟} و در ادامه خود برنامهای…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ٤]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜بسيار واضح است كه گمراهی و عدم معرفت مردم، سبب شد تا اراده خداوند بر اين باشد آن فتنههای بعد از پیامبر رخ دهد. تا زمانی كه مردم به بلوغ فكری نرسند، بساط تبهكاری نیز برپا خواهد بود.
▪️پرسشهای مهم ما از مدعیان مشروعيت ولايت فقبه اين است كه چگونه خداوند بهخاطر اينگونه نارسايیها و فتنهها، اراده میكند تا این تبهكاریها در حكومت معصومين كه قطعا مشروعیت الهی دارند، رخ ندهد. اما در حكومت فقها كه از نظر پيروان ولايت فقيه، ولايتشان مانند ولایت رسول الله است و مشروعيت الهی دارد، صورت پذيرد!؟ آیا خداوند طبق ضربالمثل يک بام و دو هوا عمل میكند!؟ آیا تبهکاری در یک حكومت مشروع الهی، خلاف حكمت خداوند است، اما در حكومت مشروع ديگر، امری عادی و برنامه خداوند است؟
▪️آیا خداوند تشكيل دولت مشروع خود را به خاطر نارسايیهای مردم به تعويق انداخته، اما در ازای آن، از فقها خواسته تا حكومت مشروع ديگری بهجای حكومت ائمه تشكيل دهند و اين مشكلات در حكومت مشروع فقها رخ دهد!؟ از همه جالبتر، آیا خداوند از فقها خواسته تا دولت مشروع تشكیل دهند، اما هیچ حكمی برای تعيين ساختار و احكام حكومتی آن دولت به آنها ارائه نكرده است!؟ آیا این تناقض نیست!؟ آيا اين برنامه خداوند در دوران غیبت است؟ آیا غير از اين است خداوند از انجام عمل متناقض مبرا بوده و ادعای مشروعیت الهی حکومت فقها یا هر حکومت دیگر در دوران غیبت، دروغ است!؟
🔺اما برنامه خداوند در دوران غيبت برای امت سركش و گنهکار چيست!؟
اسرار زيادی پشت سر غيبت امام زمان وجود دارد. يكی از حكمتها در این روایت توسط امام صادق توضیح داده شده است{▫️ حدثنا أحمد بن محمد بن سعید قال: حدثنا علی بن الحسن، قال: حدثنا محمد بن عبد الله، عن محمد بن أبى عمیر، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله أنه قال: ما یکون هذا الامر حتى لا يبقى صنف من الناس إلا و قد ولوا على الناس حتى لا يقول قائل إنا لو ولينا لعدلنا. ثم يقوم القائم بالحق و العدل.}
▪️هشام بن صالح گويد: امام صادق فرمودند: این امر [ظهور] اتفاق نخواهد افتاد تا اينكه هيچ گروهی از مردم باقی نماند، مگر اينکه بر مردم حكومت میكنند تا كسی نگوید كه اگر ما حاكم میشديم، عدالت را جاری میكردیم. سپس حضرت قائم به حق و عدالت قيام میكنند.
🔺پرسش اينجاست كه چطور پیروان ولايت فقيه ادعا میكنند كه حكومت فقها در عصر غيبت مشروعيت دينی دارد، اما از طرفی طبق كلام امام، خداوند دوران غيبت را تا حدی طولانی میكند که تمام مدعيان عدالت در اجرای آن شكست خورده و رسوا شوند!؟ آيا از طرفی برنامه خداوند در عصر غيبت، حكومت كردن فقها بوده و از طرف دیگر، او شرایط را طوری پیش میبرد تا همه متوجه شوند كه حتی فقها نيز در امر حكومتداری و تدبير امور توانایی ندارند!؟ آیا خداوند خود برنامه خودش را در عصر غيبت با شكست مواجه میسازد!؟ کدام عقل و انصافی این موضوع را میپذیرد!؟ آیا ادعای مشروعيت دینی برای حظومتی در عصر غيبت با حكمت خدا برای شكست خوردن آن حكومت در اهداف خود، جمع میشود!؟
آیا غير از اين است كه برنامه خداوند در عصر غيبت، رسواكردن مدعيان دروغین مشروعيت است؟
🖋بنابراین، اين پيشفرض اين كه در عصر غيبت حتما حكمت مشروعی وجود دارد و با قباسهای عجيب میتوانیم مصداق را پیدا کنيم، امری باطل است. وارد كردن این پيشفرض نادرست به عنوان مقدمه در يک استدلال، آن را تبديل به مغالطه میکند. در نتیجه، مدعيان مشروعيت ولايت فقيه در قدم نخست باید ثابت كنند كه در عصر غیبت حتما حكومتی شرعی وجود دارد و سپس در چارچوب شرع ثابت کنند که این حكومت، حكومت فقهاست. اگرچه ما در اين مطلب اين ادعای ايشان را ابطال نمودیم.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜بسيار واضح است كه گمراهی و عدم معرفت مردم، سبب شد تا اراده خداوند بر اين باشد آن فتنههای بعد از پیامبر رخ دهد. تا زمانی كه مردم به بلوغ فكری نرسند، بساط تبهكاری نیز برپا خواهد بود.
▪️پرسشهای مهم ما از مدعیان مشروعيت ولايت فقبه اين است كه چگونه خداوند بهخاطر اينگونه نارسايیها و فتنهها، اراده میكند تا این تبهكاریها در حكومت معصومين كه قطعا مشروعیت الهی دارند، رخ ندهد. اما در حكومت فقها كه از نظر پيروان ولايت فقيه، ولايتشان مانند ولایت رسول الله است و مشروعيت الهی دارد، صورت پذيرد!؟ آیا خداوند طبق ضربالمثل يک بام و دو هوا عمل میكند!؟ آیا تبهکاری در یک حكومت مشروع الهی، خلاف حكمت خداوند است، اما در حكومت مشروع ديگر، امری عادی و برنامه خداوند است؟
▪️آیا خداوند تشكيل دولت مشروع خود را به خاطر نارسايیهای مردم به تعويق انداخته، اما در ازای آن، از فقها خواسته تا حكومت مشروع ديگری بهجای حكومت ائمه تشكيل دهند و اين مشكلات در حكومت مشروع فقها رخ دهد!؟ از همه جالبتر، آیا خداوند از فقها خواسته تا دولت مشروع تشكیل دهند، اما هیچ حكمی برای تعيين ساختار و احكام حكومتی آن دولت به آنها ارائه نكرده است!؟ آیا این تناقض نیست!؟ آيا اين برنامه خداوند در دوران غیبت است؟ آیا غير از اين است خداوند از انجام عمل متناقض مبرا بوده و ادعای مشروعیت الهی حکومت فقها یا هر حکومت دیگر در دوران غیبت، دروغ است!؟
🔺اما برنامه خداوند در دوران غيبت برای امت سركش و گنهکار چيست!؟
اسرار زيادی پشت سر غيبت امام زمان وجود دارد. يكی از حكمتها در این روایت توسط امام صادق توضیح داده شده است{▫️ حدثنا أحمد بن محمد بن سعید قال: حدثنا علی بن الحسن، قال: حدثنا محمد بن عبد الله، عن محمد بن أبى عمیر، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله أنه قال: ما یکون هذا الامر حتى لا يبقى صنف من الناس إلا و قد ولوا على الناس حتى لا يقول قائل إنا لو ولينا لعدلنا. ثم يقوم القائم بالحق و العدل.}
▪️هشام بن صالح گويد: امام صادق فرمودند: این امر [ظهور] اتفاق نخواهد افتاد تا اينكه هيچ گروهی از مردم باقی نماند، مگر اينکه بر مردم حكومت میكنند تا كسی نگوید كه اگر ما حاكم میشديم، عدالت را جاری میكردیم. سپس حضرت قائم به حق و عدالت قيام میكنند.
🔺پرسش اينجاست كه چطور پیروان ولايت فقيه ادعا میكنند كه حكومت فقها در عصر غيبت مشروعيت دينی دارد، اما از طرفی طبق كلام امام، خداوند دوران غيبت را تا حدی طولانی میكند که تمام مدعيان عدالت در اجرای آن شكست خورده و رسوا شوند!؟ آيا از طرفی برنامه خداوند در عصر غيبت، حكومت كردن فقها بوده و از طرف دیگر، او شرایط را طوری پیش میبرد تا همه متوجه شوند كه حتی فقها نيز در امر حكومتداری و تدبير امور توانایی ندارند!؟ آیا خداوند خود برنامه خودش را در عصر غيبت با شكست مواجه میسازد!؟ کدام عقل و انصافی این موضوع را میپذیرد!؟ آیا ادعای مشروعيت دینی برای حظومتی در عصر غيبت با حكمت خدا برای شكست خوردن آن حكومت در اهداف خود، جمع میشود!؟
آیا غير از اين است كه برنامه خداوند در عصر غيبت، رسواكردن مدعيان دروغین مشروعيت است؟
🖋بنابراین، اين پيشفرض اين كه در عصر غيبت حتما حكمت مشروعی وجود دارد و با قباسهای عجيب میتوانیم مصداق را پیدا کنيم، امری باطل است. وارد كردن این پيشفرض نادرست به عنوان مقدمه در يک استدلال، آن را تبديل به مغالطه میکند. در نتیجه، مدعيان مشروعيت ولايت فقيه در قدم نخست باید ثابت كنند كه در عصر غیبت حتما حكومتی شرعی وجود دارد و سپس در چارچوب شرع ثابت کنند که این حكومت، حكومت فقهاست. اگرچه ما در اين مطلب اين ادعای ايشان را ابطال نمودیم.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
💢امام علی در حدیثی که سید بن طاووس نقل کرده میگوید:
▪️هرکس از فرزندان من خروج کند
پس به غیر رفتار من و به غیر سنّت من عمل کرده است پس من از او #بیزارم و هرکس از فرزندان من قبل از ظهور مهدى خروج نماید کشته خواهد شد و قیام او ابتر خواهد ماند.
👈🏿از دو دجّال از فرزندان حضرت فاطمه بر حذر باشید.👉🏿 زیرا که از اولاد فاطمه دو #دجّال بوجود میآید و دجّالى هم از بصره خروج میکند اما از نسل من نیست. ولی او مقدمه کلیه دجّالها است.
#خمینی_دجال
#خامنه_ای_دجال
========================
🚯 @ISLIE
▪️هرکس از فرزندان من خروج کند
پس به غیر رفتار من و به غیر سنّت من عمل کرده است پس من از او #بیزارم و هرکس از فرزندان من قبل از ظهور مهدى خروج نماید کشته خواهد شد و قیام او ابتر خواهد ماند.
👈🏿از دو دجّال از فرزندان حضرت فاطمه بر حذر باشید.👉🏿 زیرا که از اولاد فاطمه دو #دجّال بوجود میآید و دجّالى هم از بصره خروج میکند اما از نسل من نیست. ولی او مقدمه کلیه دجّالها است.
#خمینی_دجال
#خامنه_ای_دجال
========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بیسوادی مکارم شیرازی در ترجمه قرآن:{شرحی بر بیسوادی بزرگان مذهب جعلی تشیع-۱۰-} ▪️در این ترجمه قرآن مکارم آیه: {وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ}. بدین شکل ترجمه شده است[آنچه به پیامبران از طرف پروردگار داده شده است] ▫️در صورتی که مکارم شیرازی…
💢بیسوادی مکارم شیرازی در ترجمه قرآن:{شرحی بر بیسوادی بزرگان مذهب جعلی تشیع-۱۱-}
▪️در ترجمه قرآن مکارم آیه: {تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ}. بدین شکل ترجمه شده است:[برای خدا به او ببخشید ]
▫️در صورتی که مکارم شیرازی این دزد شکر لفظ {لکم} رو فروخته😄 و اون رو ترجمه نمیکنه و ترجمه دقیق میشه: [بخشيدن آن #براى_شما بهتر است]
=========================
🚯 @ISLIE
▪️در ترجمه قرآن مکارم آیه: {تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ}. بدین شکل ترجمه شده است:[برای خدا به او ببخشید ]
▫️در صورتی که مکارم شیرازی این دزد شکر لفظ {لکم} رو فروخته😄 و اون رو ترجمه نمیکنه و ترجمه دقیق میشه: [بخشيدن آن #براى_شما بهتر است]
=========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ٤] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜بسيار واضح است كه گمراهی و عدم معرفت مردم، سبب شد تا اراده خداوند بر اين باشد آن فتنههای بعد از پیامبر رخ دهد. تا زمانی كه مردم به بلوغ فكری نرسند،…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ۱]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜در دو بخش نخست از سرى مطالب {بطلان ادله عقلى ولايت فقيه} به دو موضوع بنيادين در حيطه بحث پرداخته شد و در مطلب نخست ثابت شد كه با عقل محض نمیتوان به حكم شرعی رسيد و در مطلب دوم نیز ثابت شد كه پیشفرض وجود حكومت مشروع در عصر غيبت، پیشفرضی باطل است و نهتنها صحت آن ثابت نیست، بلكه عكس آن ثابت است. از آنجاییکه وجود یک مقدمه نادرست در یک استدلال، آن استدلال را از حالت منطقی خارج کرده و به مغالطه تبدیل میکند، استدلال بر اساس پيشفرض وجود حكومت مشروع در عصر غيبت چیزی جز مغالطه نیست.
در این بخش به یکی از مهمترین براهين پيروان ولايت فقيه خواهيم پرداخت. این برهان بر اساس نیاز جامعه به حكومت تنظيم شده است.
🔺مصباح يزدی در كتاب [نگاهی گذرا به نظريه ولايت فقيه] مینويسد:
{اين دليل بهطور خلاصه از مقدمات ذیل تشکیل میشود:
الف - برای تأمين مصالح فردی و اجتماعی بشر و جلوگيری از هرج و مرج و فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه ضروری و لازم است.
ب - حكومت ايدهآل و عالیترین و مطلوبترين شکل آن، حكومتی است که امام معصوم در رأس آن قرار باشد و جامعه را اداره كند.
ج - بر اين اساس كه هنگامی که تأمین و تحصیل يک مصلحت لازم و ضروری در حد مطلوب و ایدهآل آن ميسر نباشد، بايد نزدیکترين مرتبه به حد مطلوب را تأمين كرد. لذا در بحث ما هم هنگامی که مردم از مصالح حكومت معصوم محروم بودند، بايد بهدنبال نزدیکترين مرتبه به حكومت معصوم باشیم.
د - اقربيت و نزدیکی یک حكومت به حكومت معصوم در سه امر اصلی متبلور میشود: یکی علم به احكام كلی اسلام (فقاهت)، دوم شايستگی روحی و اخلاقی به گونهای كه تحت تأثیر هواهای نفسانی و تهديد و تطميعها قرار نگیرد (تقوی)، و سوم کارآيی در مقام مديریت جامعه که خود به خصلتها و صفاتی از قبيل درک سياسی و اجتماعی، آگاهی از مسائل بینالمللی، شجاع در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخيص اولویتها و ... قابل تحلیل است.
بر اساس این مقدمات نتيجه میگیریم: پس در زمان غيبت امام معصوم، كسی كه بیش از ساير مردم واجد این شرایط باشد بايد زعامت و پیشوايی جامعه را عهدهدار شود و با قرارگرفتن در رأس حكومت، اركان آن را هماهنگ نموده و بهسوی كمال مطلوب سوق دهد. و چنین کسی جز فقيه جامعالشرایط شخص دیگری نخواهد بود.}
🖋مقدمه [الف] و [ب] مصباح يزدی كاملا درست است و مناقشهای در آن وجود ندارد. اما ايراد استدلال از مقدمه [ج] آغاز میشود. جناب مصباح يزدی در توضیح مقدمه «ج» مینویسد:
|▫️مقدمه سوم این استدلال شايد به تعبيری مهمترین مقدمه آن باشد. برای توضيح این مقدمه بهتر است از يکی، دو مثال استفاده کنيم:
فرض کنيد ده نفر انسان، آن هم از انسانهای ممتاز و برجسته كه وجود هر یک برای جامعه بسيار مفید و مؤثر است، در حال غرق شدن هستند و ما اگر با همه امكانات و تجهيزات و افراد نجات غریقی که در اختيار داريم وارد عمل شويم فقط میتوانیم جان هفت نفر از آنها را نجات دهیم و سه نفر دیگر غرق خواهند شد. در چنین وضعيتی عقل سلیم چه حکمی میكند؟ آيا میگوید چون نجات جان همه این ده نفر ممكن نيست و سه نفر آنها قطعا غرق خواهند شد، دیگر لزومی ندارد شما دست به هیچ اقدامی بزنید؟ یا میگوید اگر نجات جان همه ممكن بود البته برای نجات جان همه ده نفر اقدام كنیم، اما اگر نجات جان همه ده نفر ممکن نبود، در مورد هفت نفر باقیمانده تفاوتی نمیكند همه هفت نفر را نجات دهیم یا شش نفر را نجات دهیم یا پنج نفر را و یا آنكه فقط برای نجات جان یک نفر اقدام کنیم و به هر حال در صورتی که نجات جان همه ممکن نباشد، آنچه ضرورت دارد اصل اقدام برای نجات است. اما علیرغم امكان نجات جان همه هفت نفر باقیمانده، تفاوتی نمیكند که برای نجات جان همه هفت نفر اقدام كنیم یا برای اینکه قضاوت و حكم قطعی عقل این است كه اگر نجات جان همه ده نفر (مصلحت تام و کامل) ممکن نيست باید برای نجات جان همه هفت نفر باقیمانده (نزدیکترين مرتبه به مصلحت تام و کامل) اقدام کنیم و مجاز نيستیم حتی یک نفر را كنار بگذاریم، تا چه رسد به این که بخواهيم مثلا پنج یا شش نفر ديگر را هم به حال خود رها كنیم و برای نجات جان آنان هیچ اقدامی ننماییم؟ مسلم است که قضاوت و حكم قطعی عقل همین گزينه سوم خواهد بود و هيچ گزينه ديگری از نظر عقلی قابل قبول نیست. و یا فرض كنید انسانی در دریا مورد حمله كوسه واقع شده و ما اگر برای نجات جان او هم اقدام كنیم، قطعا كوسه یک يا دو پای او را قطع خواهد كرد و خلاصه اگر هم موفق شويم او را نجات دهيم حتما دچار نقص عضو خواهد شد.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜در دو بخش نخست از سرى مطالب {بطلان ادله عقلى ولايت فقيه} به دو موضوع بنيادين در حيطه بحث پرداخته شد و در مطلب نخست ثابت شد كه با عقل محض نمیتوان به حكم شرعی رسيد و در مطلب دوم نیز ثابت شد كه پیشفرض وجود حكومت مشروع در عصر غيبت، پیشفرضی باطل است و نهتنها صحت آن ثابت نیست، بلكه عكس آن ثابت است. از آنجاییکه وجود یک مقدمه نادرست در یک استدلال، آن استدلال را از حالت منطقی خارج کرده و به مغالطه تبدیل میکند، استدلال بر اساس پيشفرض وجود حكومت مشروع در عصر غيبت چیزی جز مغالطه نیست.
در این بخش به یکی از مهمترین براهين پيروان ولايت فقيه خواهيم پرداخت. این برهان بر اساس نیاز جامعه به حكومت تنظيم شده است.
🔺مصباح يزدی در كتاب [نگاهی گذرا به نظريه ولايت فقيه] مینويسد:
{اين دليل بهطور خلاصه از مقدمات ذیل تشکیل میشود:
الف - برای تأمين مصالح فردی و اجتماعی بشر و جلوگيری از هرج و مرج و فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه ضروری و لازم است.
ب - حكومت ايدهآل و عالیترین و مطلوبترين شکل آن، حكومتی است که امام معصوم در رأس آن قرار باشد و جامعه را اداره كند.
ج - بر اين اساس كه هنگامی که تأمین و تحصیل يک مصلحت لازم و ضروری در حد مطلوب و ایدهآل آن ميسر نباشد، بايد نزدیکترين مرتبه به حد مطلوب را تأمين كرد. لذا در بحث ما هم هنگامی که مردم از مصالح حكومت معصوم محروم بودند، بايد بهدنبال نزدیکترين مرتبه به حكومت معصوم باشیم.
د - اقربيت و نزدیکی یک حكومت به حكومت معصوم در سه امر اصلی متبلور میشود: یکی علم به احكام كلی اسلام (فقاهت)، دوم شايستگی روحی و اخلاقی به گونهای كه تحت تأثیر هواهای نفسانی و تهديد و تطميعها قرار نگیرد (تقوی)، و سوم کارآيی در مقام مديریت جامعه که خود به خصلتها و صفاتی از قبيل درک سياسی و اجتماعی، آگاهی از مسائل بینالمللی، شجاع در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخيص اولویتها و ... قابل تحلیل است.
بر اساس این مقدمات نتيجه میگیریم: پس در زمان غيبت امام معصوم، كسی كه بیش از ساير مردم واجد این شرایط باشد بايد زعامت و پیشوايی جامعه را عهدهدار شود و با قرارگرفتن در رأس حكومت، اركان آن را هماهنگ نموده و بهسوی كمال مطلوب سوق دهد. و چنین کسی جز فقيه جامعالشرایط شخص دیگری نخواهد بود.}
🖋مقدمه [الف] و [ب] مصباح يزدی كاملا درست است و مناقشهای در آن وجود ندارد. اما ايراد استدلال از مقدمه [ج] آغاز میشود. جناب مصباح يزدی در توضیح مقدمه «ج» مینویسد:
|▫️مقدمه سوم این استدلال شايد به تعبيری مهمترین مقدمه آن باشد. برای توضيح این مقدمه بهتر است از يکی، دو مثال استفاده کنيم:
فرض کنيد ده نفر انسان، آن هم از انسانهای ممتاز و برجسته كه وجود هر یک برای جامعه بسيار مفید و مؤثر است، در حال غرق شدن هستند و ما اگر با همه امكانات و تجهيزات و افراد نجات غریقی که در اختيار داريم وارد عمل شويم فقط میتوانیم جان هفت نفر از آنها را نجات دهیم و سه نفر دیگر غرق خواهند شد. در چنین وضعيتی عقل سلیم چه حکمی میكند؟ آيا میگوید چون نجات جان همه این ده نفر ممكن نيست و سه نفر آنها قطعا غرق خواهند شد، دیگر لزومی ندارد شما دست به هیچ اقدامی بزنید؟ یا میگوید اگر نجات جان همه ممكن بود البته برای نجات جان همه ده نفر اقدام كنیم، اما اگر نجات جان همه ده نفر ممکن نبود، در مورد هفت نفر باقیمانده تفاوتی نمیكند همه هفت نفر را نجات دهیم یا شش نفر را نجات دهیم یا پنج نفر را و یا آنكه فقط برای نجات جان یک نفر اقدام کنیم و به هر حال در صورتی که نجات جان همه ممکن نباشد، آنچه ضرورت دارد اصل اقدام برای نجات است. اما علیرغم امكان نجات جان همه هفت نفر باقیمانده، تفاوتی نمیكند که برای نجات جان همه هفت نفر اقدام كنیم یا برای اینکه قضاوت و حكم قطعی عقل این است كه اگر نجات جان همه ده نفر (مصلحت تام و کامل) ممکن نيست باید برای نجات جان همه هفت نفر باقیمانده (نزدیکترين مرتبه به مصلحت تام و کامل) اقدام کنیم و مجاز نيستیم حتی یک نفر را كنار بگذاریم، تا چه رسد به این که بخواهيم مثلا پنج یا شش نفر ديگر را هم به حال خود رها كنیم و برای نجات جان آنان هیچ اقدامی ننماییم؟ مسلم است که قضاوت و حكم قطعی عقل همین گزينه سوم خواهد بود و هيچ گزينه ديگری از نظر عقلی قابل قبول نیست. و یا فرض كنید انسانی در دریا مورد حمله كوسه واقع شده و ما اگر برای نجات جان او هم اقدام كنیم، قطعا كوسه یک يا دو پای او را قطع خواهد كرد و خلاصه اگر هم موفق شويم او را نجات دهيم حتما دچار نقص عضو خواهد شد.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ۱] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜در دو بخش نخست از سرى مطالب {بطلان ادله عقلى ولايت فقيه} به دو موضوع بنيادين در حيطه بحث پرداخته شد و در مطلب نخست ثابت شد كه با عقل محض نمیتوان به…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٢]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜سوال اين است که در این صحنه عقل ما چه حکمی میکند؟ آیا میگوید چون بالاخره نمیتوانيم او را كاملا صحیح و سالم بيرون بیاوریم بنابراين دیگر لازم نیست کاری انجام دهیم، بلکه كافی است بنشينیم و تماشا كنیم چه پيش میآید؟ یا عقل هر انسان عاقل و با وجدانی قطعا حكم میكند كه گرچه یقینا یک یا دو پای او قطع میشود و دچار نقص عضو خواهد شد، اما به هر حال باید برای نجات جانش اقدام كرد و عدم امكان نجات او بهطور كاملا صحيح و سالم (مصلحت صد در صد) مجوز عدم اقدام برای نجات يک انسان يک پا (مصلحت ناقص) و تماشای خورده شدن او توسط یک كوسه نخواهد بود؟ بهنظر میرسد پاسخ روشن است.
🖋مصباح يزدی در مقدمه سوم مرتكب خطای فاحشی شده است. اين که اگر درجايی نتوانيم یک فعلی را بهطور كامل ادا كنیم، عقل و شرع حكم کند که بهطور ناقص و در حد توان آن را انجام دهيم، هميشه صحيح نیست و در مورد بیشتر احكام شرعی، حتی نادرست نیز میباشد.
بهعنوان مثال شخص بيماری که توانایی گرفتن روزه را در ماه رمضان ندارد، بر او واجب نيست كه تا ظهر گرسنه و تشنه بماند و روزه ناقص بگيرد. مثال ديگر اينکه اگر كسی که اهل طهران است و استطاعت و توان رفتن به حج را نداشته باشد، بر او واجب نيست بهجای فريضه حج و زیارت خانه خدا به قم و زیارت بارگاه حضرت معصومه برود.
▪️اگر در مواردی اندک مانند نماز خواندن بهصورت نشسته، ما فعل نماز را نسبت به حالت ايستاده، ناقص انجام میدهيم، این موضوع خود حكم خاص داشته و طبق سنت انجام میشود و هرگز به اين صورت نيست که ما با عقل خود حكم کرده باشيم که اگر ايستاده خواندن نماز ممكن نيست، آن را نشسته بهجا بیاوريم. بنابراين شرط انجام یک فعل شرعی، داشتن توانايی و استطاعت انجام آن است. زمانی كه اين استطاعت وجود نداشته باشد، تكليف برداشته میشود و انجام نصفه و نيمه آن فعل بیمعنا و خارج از چارچوب شرع خواهد بود.
▪️ايراد ديگر این استدلال، طرز استنباط حكم مشروعيت خلافت فقيه از روی خلافت امام معصوم است. این كه اگر نتوانیم ۱۰ نفر از افراد صالح را نجات دهيم، بر ما واجب است به ۷ نفرشان كه توانایی نجاتشان را داريم امدادرسانی كنیم، مانند جواز شرعی تشكیل حكومت توسط فقيه در غياب معصوم نخواهد بود. زيرا نجات جان ۷ نفر از افراد صالح، با صرف نظر از وجود داشتن ۳ نفر ديگر، خود بهتنهايی لازم و ضروری است! يعنی لزوم نجات ۷ نفر از لزوم نجات ۱۰ نفرِ كامل، استنباط نمیشود و ۳ نفر ديگر بهغير از اين ۷ نفر، چه باشند و چه نباشند، نجات این ۷ نفر ضروری است و حكم ما در مورد ۷ نفرِ قابل نجات، مستقل از وجود ۳ نفرِ غيرقابل نجات است. البته اگر توانایی نجات ۳ نفر ديگر نیز مهيا باشد، لازم است آن ۳ فرد ديگر را نيز نجات دهيم. اما لزوم نجات ۷ نفر از لزوم نجات ۱۰ نفر استنباط نمیشود. این مسئله در مورد مثال كوسه نیز برقرار است. اینطور نيست كه از لزوم نجات فرد بهطور سالم، لزوم نجات یک فرد ناقص شده را نتيجه بگیریم. الزام نجات فرد ناقص بدون در نظر گرفتن نقص او، مستقلا ثابت است.
▪️اما در مورد مشروعيت حكومت فقيه، این موضوع صادق نيست! زیرا مصباح يزدی، مشروعيت دینی خلافت فقيه را بر اساس مشروعيت دينی حكومت معصوم استنتاج میكند! بنابراين وابستگی میان مشروعيت حكومت فقيه و حكومت معصوم وجود دارد! در حالی كه در مثالهایی که زده شد، لزوم انجام كار بهطور ناقص بدون در نظر گرفتن انجام كامل و تام آن، ثابت بوده و مستقل از آن است! در حقيقت كلام مصباح يزدی چيزی جز قياس معالفارق بین دو موضوع نامربوط و استنتاج غلط نیست.
🔻ممکن است طرفداران ولايت فقيه در اینجا اين ایراد را بگيرند که ما در مَثَل مناقشه کرديم و این خود نوعی مغالطه از جانب ما است. پاسخ ما به آنها دو بخش دارد.
▫️۱_ما اصل استدلال و ادعای مصباح يزدی را مردود و ابطال نموديم و نشان داديم که عدم توانایی انجام يک فعل در حوزه شرع، دليل بر انجام آن فعل بهطور ناقص نيست. مانند عدم توانايی روزه گرفتن در ماه رمضان. اگر هم انجام موردی بهطور ناقص بهجای انجام آن بهطور كامل مورد قبول باشد، مانند نماز نشسته، این مورد حكم خاص داشته و طبق سنت است، نه طبق حکم عقل!
▫️٢_در مناقشه پیرامون مَثَل، تغيير مثال مانع مناقشه خواهد بود. در حالی كه هر مثال ديگری نيز به جای دو مثال مصباح يزدی آورده شود، ايرادی كه توضيح داده شد، برقرار خواهد بود. لزوم انجام جزيی از كار، مستقل از لزوم انجام آن كار بهطور كامل، ثابت بوده و لزوم انجام جزء از لزوم انجام كل استنباط نمیشود. اما در مورد اثبات شرعی بودن حكومت فقيه بر اساس شرعی بودن حكومت معصوم، این استقلال وجود ندارد و مشروعيت خلافت فقيه، مستقلا ثابت نیست.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜سوال اين است که در این صحنه عقل ما چه حکمی میکند؟ آیا میگوید چون بالاخره نمیتوانيم او را كاملا صحیح و سالم بيرون بیاوریم بنابراين دیگر لازم نیست کاری انجام دهیم، بلکه كافی است بنشينیم و تماشا كنیم چه پيش میآید؟ یا عقل هر انسان عاقل و با وجدانی قطعا حكم میكند كه گرچه یقینا یک یا دو پای او قطع میشود و دچار نقص عضو خواهد شد، اما به هر حال باید برای نجات جانش اقدام كرد و عدم امكان نجات او بهطور كاملا صحيح و سالم (مصلحت صد در صد) مجوز عدم اقدام برای نجات يک انسان يک پا (مصلحت ناقص) و تماشای خورده شدن او توسط یک كوسه نخواهد بود؟ بهنظر میرسد پاسخ روشن است.
🖋مصباح يزدی در مقدمه سوم مرتكب خطای فاحشی شده است. اين که اگر درجايی نتوانيم یک فعلی را بهطور كامل ادا كنیم، عقل و شرع حكم کند که بهطور ناقص و در حد توان آن را انجام دهيم، هميشه صحيح نیست و در مورد بیشتر احكام شرعی، حتی نادرست نیز میباشد.
بهعنوان مثال شخص بيماری که توانایی گرفتن روزه را در ماه رمضان ندارد، بر او واجب نيست كه تا ظهر گرسنه و تشنه بماند و روزه ناقص بگيرد. مثال ديگر اينکه اگر كسی که اهل طهران است و استطاعت و توان رفتن به حج را نداشته باشد، بر او واجب نيست بهجای فريضه حج و زیارت خانه خدا به قم و زیارت بارگاه حضرت معصومه برود.
▪️اگر در مواردی اندک مانند نماز خواندن بهصورت نشسته، ما فعل نماز را نسبت به حالت ايستاده، ناقص انجام میدهيم، این موضوع خود حكم خاص داشته و طبق سنت انجام میشود و هرگز به اين صورت نيست که ما با عقل خود حكم کرده باشيم که اگر ايستاده خواندن نماز ممكن نيست، آن را نشسته بهجا بیاوريم. بنابراين شرط انجام یک فعل شرعی، داشتن توانايی و استطاعت انجام آن است. زمانی كه اين استطاعت وجود نداشته باشد، تكليف برداشته میشود و انجام نصفه و نيمه آن فعل بیمعنا و خارج از چارچوب شرع خواهد بود.
▪️ايراد ديگر این استدلال، طرز استنباط حكم مشروعيت خلافت فقيه از روی خلافت امام معصوم است. این كه اگر نتوانیم ۱۰ نفر از افراد صالح را نجات دهيم، بر ما واجب است به ۷ نفرشان كه توانایی نجاتشان را داريم امدادرسانی كنیم، مانند جواز شرعی تشكیل حكومت توسط فقيه در غياب معصوم نخواهد بود. زيرا نجات جان ۷ نفر از افراد صالح، با صرف نظر از وجود داشتن ۳ نفر ديگر، خود بهتنهايی لازم و ضروری است! يعنی لزوم نجات ۷ نفر از لزوم نجات ۱۰ نفرِ كامل، استنباط نمیشود و ۳ نفر ديگر بهغير از اين ۷ نفر، چه باشند و چه نباشند، نجات این ۷ نفر ضروری است و حكم ما در مورد ۷ نفرِ قابل نجات، مستقل از وجود ۳ نفرِ غيرقابل نجات است. البته اگر توانایی نجات ۳ نفر ديگر نیز مهيا باشد، لازم است آن ۳ فرد ديگر را نيز نجات دهيم. اما لزوم نجات ۷ نفر از لزوم نجات ۱۰ نفر استنباط نمیشود. این مسئله در مورد مثال كوسه نیز برقرار است. اینطور نيست كه از لزوم نجات فرد بهطور سالم، لزوم نجات یک فرد ناقص شده را نتيجه بگیریم. الزام نجات فرد ناقص بدون در نظر گرفتن نقص او، مستقلا ثابت است.
▪️اما در مورد مشروعيت حكومت فقيه، این موضوع صادق نيست! زیرا مصباح يزدی، مشروعيت دینی خلافت فقيه را بر اساس مشروعيت دينی حكومت معصوم استنتاج میكند! بنابراين وابستگی میان مشروعيت حكومت فقيه و حكومت معصوم وجود دارد! در حالی كه در مثالهایی که زده شد، لزوم انجام كار بهطور ناقص بدون در نظر گرفتن انجام كامل و تام آن، ثابت بوده و مستقل از آن است! در حقيقت كلام مصباح يزدی چيزی جز قياس معالفارق بین دو موضوع نامربوط و استنتاج غلط نیست.
🔻ممکن است طرفداران ولايت فقيه در اینجا اين ایراد را بگيرند که ما در مَثَل مناقشه کرديم و این خود نوعی مغالطه از جانب ما است. پاسخ ما به آنها دو بخش دارد.
▫️۱_ما اصل استدلال و ادعای مصباح يزدی را مردود و ابطال نموديم و نشان داديم که عدم توانایی انجام يک فعل در حوزه شرع، دليل بر انجام آن فعل بهطور ناقص نيست. مانند عدم توانايی روزه گرفتن در ماه رمضان. اگر هم انجام موردی بهطور ناقص بهجای انجام آن بهطور كامل مورد قبول باشد، مانند نماز نشسته، این مورد حكم خاص داشته و طبق سنت است، نه طبق حکم عقل!
▫️٢_در مناقشه پیرامون مَثَل، تغيير مثال مانع مناقشه خواهد بود. در حالی كه هر مثال ديگری نيز به جای دو مثال مصباح يزدی آورده شود، ايرادی كه توضيح داده شد، برقرار خواهد بود. لزوم انجام جزيی از كار، مستقل از لزوم انجام آن كار بهطور كامل، ثابت بوده و لزوم انجام جزء از لزوم انجام كل استنباط نمیشود. اما در مورد اثبات شرعی بودن حكومت فقيه بر اساس شرعی بودن حكومت معصوم، این استقلال وجود ندارد و مشروعيت خلافت فقيه، مستقلا ثابت نیست.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
▫️حدثنا علی بن أبی طالب أن رسولَ الله قال: ان قوما یمرقون من الاسلام کما یمرق السهم من الرمیه یقرئون القرآن لایتجاوز تراقیهم طوبی لمن قتلهم و قتلوه علامتهم رجل مخدج الید
▪️امام علی از پیامبر اسلام حدیث کرد که میگويد: قومی خواهد بود كه از اسلام خارج میشوند همچنانكه تير از كمان رها میشود قرآن را قرائت می كنند ولی از حلقشان بيشتر تجاوز نمی كند خوشا بحال كسی كه با آنها بجنگد يا به دست آنها كشته شود 👈🏿و علامت آنها مردی است كه دستش معیوب است.👉🏿
⚡️متن حديث هم به علت تعدد طرق حسن لغيره است. و حدیث حسن لغيره هم مقبول و مورد احتجاج است. اين حديث كاملا بر شخص خامنه ای چلاق و پیروانش منطبق میباشد👌🏿
========================
🚯 @ISLIE
▪️امام علی از پیامبر اسلام حدیث کرد که میگويد: قومی خواهد بود كه از اسلام خارج میشوند همچنانكه تير از كمان رها میشود قرآن را قرائت می كنند ولی از حلقشان بيشتر تجاوز نمی كند خوشا بحال كسی كه با آنها بجنگد يا به دست آنها كشته شود 👈🏿و علامت آنها مردی است كه دستش معیوب است.👉🏿
⚡️متن حديث هم به علت تعدد طرق حسن لغيره است. و حدیث حسن لغيره هم مقبول و مورد احتجاج است. اين حديث كاملا بر شخص خامنه ای چلاق و پیروانش منطبق میباشد👌🏿
========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٢] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜سوال اين است که در این صحنه عقل ما چه حکمی میکند؟ آیا میگوید چون بالاخره نمیتوانيم او را كاملا صحیح و سالم بيرون بیاوریم بنابراين دیگر لازم نیست…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٣]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜بنابراين اساس استدلال مصباح يزدی مخدوش و دارای قياسهای بیربط بوده و مناقشهای در مثال از جانب ما رخ نداده است. طبق منطق، اگر در یک استدلال، یكی از مقدمات مخدوش باشد، كل استدلال و نتيجه آن از درجه اعتبار ساقط خواهد بود. در اینجا مقدمه سوم برهان مصباح يزدی مخدوش شد. بنابرابن استدلال او ديگر معتبر نیست. اما برای تكمیل بحث، ادامه برهان را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.
▫️در مقدمه چهارم، مصباح يزدی بین امام معصوم و یک فرد دارای فقاهتِ عادل و باتقوا و مدبر، تناسبی و قرابت برقرار كرده و در نهايت نتیجه میگیرد:
{بر اساس این مقدمات كه صحت هر یک از آنها را جداگانه بررسی كردیم، نتیجه منطقی و قطعی اين است که در زمانی که دسترسی به معصوم و حکومت او نداریم، حتما باید سراغ فقیه جامعالشرايط برویم و اوست که حق حاکمیت دارد و با وجود چنین کسی در میان جامعه، حكومت و حاكمیت ديگران مجاز و مشروع نیست.}
🔺استدلال مصباح يزدی علاوه بر ايراد منطقی كه توضيح داده شد، در حوزه دينی نیز دارای خطايی بزرگ است كه نشان خواهيم داد. توجه به این نكته بسيار ضروری است كه استدلال او، مقایسه بين انواع مدلهای حكومتی و سبک و سنگين كردن بین آنها برای تولید یک نظريه سیاسیِ محض نيست. این استدلال، پيرامون مشروعيت الهی خلافت فقيه است. یعنی مصباح يزدی با این برهان، در حال رسیدن به حكم شرعی خداوند است.
▪️مصباح يزدی در این برهان، شباهتی بیاساس بین فقيه و معصوم مطرح میكند و از روی اين شباهت و مشروعيت حكومت معصوم، نتيجه میگیرد كه در عصر غيبت، چون فقیه بیشترين شباهت را به معصوم دارد، بنابراين حكومت او مشروعيت دینی دارد و كسی جز او مجاز به حكومت كردن بر جامعه نيست. مصباح يزدی در اينجا از روی مشروعیت حکومت معصوم، مشروعیت حكومت فقيه را نتیجه میگیرد. این کار مصباح یزدی نوعی قياس شرعی محسوب میشود که امری بسيار مذموم در حوزه دین و مذهب است. در گذشته در مطلب [بطلان قياس در رسيدن به حکم خدا]، باطل بودن این کار بهطور مختصر توضيح داده شد.
▫️علي بن إبراهیم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن محمد بن حکیم قال: قلت لأبي الحسن موسى: جعلت فداك فقهنا في الدين و أغنانا الله بكم عن الناس حتى أن الجماعة منا لتكون في المجلس ما يسأل رجل صاحبه تحضره المسألة و يحضره جوابها فيما من الله علينا بكم فربما و رد علينا الشئ لم يأتنا فيه عنك و لا عن آبائك شئ فنظرنا إلى أحسن ما يحضرنا و أوفق الأشياء لما جاءنا عنكم فنأخذ به؟ فقال هيهات هيهات، في ذلك والله هلك من هلك يا ابن حكيم، قال: ثم قال: لعن الله أبا حنيفة كان يقول: قال علي، و قلت. قال محمد بن حكيم لهشام بن الحكم: والله ما أردت إلا أن يرخص لي في القياس
▪️محمد بن حكیم گفت: به حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم عرض کردم:
قربانتان گردم! ما از بركت وجود شما در دین عالم شديم و خدا ما را از مردم بىنیاز كرد، تا جایی که جمعى از ما در مجلسى باشيم و کسى از رفیق خود چيزى نپرسد، زیرا آن مسئله و پاسخش را بهواسطه منتى كه خدا از برکت شما بر ما نهاده است، در خاطر دارد. اما گاهى مطلبى براى ما پيش مىآید كه از شما و پدران شما در مورد آن سخنى به ما نرسیده است و ما به بهترين وجهى که در نظر داريم، توجه میكنیم و راهى را که با اخبار رسیده از شما موافقتر است، انتخاب میکنیم.
حضرت فرمودند: هیهات! این راه چه دور از حقيقت است! اى پسر حکيم! خدا را قسم که هر كس هلاک شد، از همين راه هلاک شد. خدا لعنت کند ابوحنیفه را که میگفت: على چنان گفت و من چنین میگويم. ابن حكیم به هشام گفت: بهخدا قسم مقصود من اين بود که اجازهای برای قياس در احكام بگیرم.
🖋بسیار واضح است كه قیاس کردن در اخذ احكام شرعی، حتی اگر بهظاهر موافق عقل و نزدیک به اخبار و روايات هم باشد، هرگز راه صحيحی نيست. امام کاظم این كار راه هلاكت در دین بر ميشمارد. مصباح يزدی با همین قياس در حكم خدا، ولایتی طاغوتی را ولايت مشروع و الهی جلوه میدهد. آیا دور از تصور است که چنین چیزی طبق فرمایش امام کاظم، گمراهی و هلاكت باشد! ابوحنيفه در احكام و فروعات قياس میكرد و اینطور به صراحت مورد لعن امام قرار گرفت، اما مصباح يزدی در موضوع حساس ولايت كه از اساس اعتقادات است قياس میکند. آیا مصباح یزدی مورد لعن امام کاظم و ائمه ديگر نیست؟ آیا او با این استدلالهای باطل خود، باعث گمراهی ديگران نیست؟ آیا او حقيقتا نسبت به این موارد جهل دارد!؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜بنابراين اساس استدلال مصباح يزدی مخدوش و دارای قياسهای بیربط بوده و مناقشهای در مثال از جانب ما رخ نداده است. طبق منطق، اگر در یک استدلال، یكی از مقدمات مخدوش باشد، كل استدلال و نتيجه آن از درجه اعتبار ساقط خواهد بود. در اینجا مقدمه سوم برهان مصباح يزدی مخدوش شد. بنابرابن استدلال او ديگر معتبر نیست. اما برای تكمیل بحث، ادامه برهان را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.
▫️در مقدمه چهارم، مصباح يزدی بین امام معصوم و یک فرد دارای فقاهتِ عادل و باتقوا و مدبر، تناسبی و قرابت برقرار كرده و در نهايت نتیجه میگیرد:
{بر اساس این مقدمات كه صحت هر یک از آنها را جداگانه بررسی كردیم، نتیجه منطقی و قطعی اين است که در زمانی که دسترسی به معصوم و حکومت او نداریم، حتما باید سراغ فقیه جامعالشرايط برویم و اوست که حق حاکمیت دارد و با وجود چنین کسی در میان جامعه، حكومت و حاكمیت ديگران مجاز و مشروع نیست.}
🔺استدلال مصباح يزدی علاوه بر ايراد منطقی كه توضيح داده شد، در حوزه دينی نیز دارای خطايی بزرگ است كه نشان خواهيم داد. توجه به این نكته بسيار ضروری است كه استدلال او، مقایسه بين انواع مدلهای حكومتی و سبک و سنگين كردن بین آنها برای تولید یک نظريه سیاسیِ محض نيست. این استدلال، پيرامون مشروعيت الهی خلافت فقيه است. یعنی مصباح يزدی با این برهان، در حال رسیدن به حكم شرعی خداوند است.
▪️مصباح يزدی در این برهان، شباهتی بیاساس بین فقيه و معصوم مطرح میكند و از روی اين شباهت و مشروعيت حكومت معصوم، نتيجه میگیرد كه در عصر غيبت، چون فقیه بیشترين شباهت را به معصوم دارد، بنابراين حكومت او مشروعيت دینی دارد و كسی جز او مجاز به حكومت كردن بر جامعه نيست. مصباح يزدی در اينجا از روی مشروعیت حکومت معصوم، مشروعیت حكومت فقيه را نتیجه میگیرد. این کار مصباح یزدی نوعی قياس شرعی محسوب میشود که امری بسيار مذموم در حوزه دین و مذهب است. در گذشته در مطلب [بطلان قياس در رسيدن به حکم خدا]، باطل بودن این کار بهطور مختصر توضيح داده شد.
▫️علي بن إبراهیم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن محمد بن حکیم قال: قلت لأبي الحسن موسى: جعلت فداك فقهنا في الدين و أغنانا الله بكم عن الناس حتى أن الجماعة منا لتكون في المجلس ما يسأل رجل صاحبه تحضره المسألة و يحضره جوابها فيما من الله علينا بكم فربما و رد علينا الشئ لم يأتنا فيه عنك و لا عن آبائك شئ فنظرنا إلى أحسن ما يحضرنا و أوفق الأشياء لما جاءنا عنكم فنأخذ به؟ فقال هيهات هيهات، في ذلك والله هلك من هلك يا ابن حكيم، قال: ثم قال: لعن الله أبا حنيفة كان يقول: قال علي، و قلت. قال محمد بن حكيم لهشام بن الحكم: والله ما أردت إلا أن يرخص لي في القياس
▪️محمد بن حكیم گفت: به حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم عرض کردم:
قربانتان گردم! ما از بركت وجود شما در دین عالم شديم و خدا ما را از مردم بىنیاز كرد، تا جایی که جمعى از ما در مجلسى باشيم و کسى از رفیق خود چيزى نپرسد، زیرا آن مسئله و پاسخش را بهواسطه منتى كه خدا از برکت شما بر ما نهاده است، در خاطر دارد. اما گاهى مطلبى براى ما پيش مىآید كه از شما و پدران شما در مورد آن سخنى به ما نرسیده است و ما به بهترين وجهى که در نظر داريم، توجه میكنیم و راهى را که با اخبار رسیده از شما موافقتر است، انتخاب میکنیم.
حضرت فرمودند: هیهات! این راه چه دور از حقيقت است! اى پسر حکيم! خدا را قسم که هر كس هلاک شد، از همين راه هلاک شد. خدا لعنت کند ابوحنیفه را که میگفت: على چنان گفت و من چنین میگويم. ابن حكیم به هشام گفت: بهخدا قسم مقصود من اين بود که اجازهای برای قياس در احكام بگیرم.
🖋بسیار واضح است كه قیاس کردن در اخذ احكام شرعی، حتی اگر بهظاهر موافق عقل و نزدیک به اخبار و روايات هم باشد، هرگز راه صحيحی نيست. امام کاظم این كار راه هلاكت در دین بر ميشمارد. مصباح يزدی با همین قياس در حكم خدا، ولایتی طاغوتی را ولايت مشروع و الهی جلوه میدهد. آیا دور از تصور است که چنین چیزی طبق فرمایش امام کاظم، گمراهی و هلاكت باشد! ابوحنيفه در احكام و فروعات قياس میكرد و اینطور به صراحت مورد لعن امام قرار گرفت، اما مصباح يزدی در موضوع حساس ولايت كه از اساس اعتقادات است قياس میکند. آیا مصباح یزدی مورد لعن امام کاظم و ائمه ديگر نیست؟ آیا او با این استدلالهای باطل خود، باعث گمراهی ديگران نیست؟ آیا او حقيقتا نسبت به این موارد جهل دارد!؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٣] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜بنابراين اساس استدلال مصباح يزدی مخدوش و دارای قياسهای بیربط بوده و مناقشهای در مثال از جانب ما رخ نداده است. طبق منطق، اگر در یک استدلال، یكی از…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٤]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
▫️و سأل محمد بن الحسن أبا الحسن موسى بمحضر من الرشید و هم بمکة فقال له أیجوز للمحرم أن یظلل علیه محمله؟ فقال له موسى لا یجوز له ذلك مع الاختیار. فقال له محمد بن الحسن أفیجوز أن یمشي تحت الظلال مختارا؟ فقال له نعم. فتضاحک محمد بن الحسن من ذلک فقال له أبو الحسن موسى أتعجب من سنة النبی و تستهزئ بها؟ إن رسول الله کشف ظلاله في إحرامه و مشى تحت الظلال و هو محرم إن أحکام الله تعالى يا محمد لا تقاس فمن قاس بعضها على بعض فقد ضل عن السبيل فسکت محمد بن الحسن لا یرجع جوابا.
▪️محمد بن حسن در مجلس هارون در مكه از امام موسی بن جعفر پرسيد: آيا برای فرد مُحرم، جايز است که زير سايه سقف مَحمِل خود برود؟ حضرت فرمودند: با اختيار برای او جايز نيست.
محمد بن حسن به حضرت گفت: آيا با اختيار برای او جايز است در سايه [معمولی] حركت كند؟ حضرت فرمودند: آری! با شنیدن اين پاسخ، محمد خنديد. حضرت به او فرمودند: آيا از سنت پیامبر تعجب نموده و آن را مسخره میكنی؟ رسول خدا سايهبان را در اِحرام از خود برداشتند، ولی در حالی كه مُحرم بودند، زیر سايه حركت میكردند. ای محمد احكام خداوند قابل قياس نيست. هر كسی قسمتی از آن را با قسمت ديگر قياس کند، از راه حق گمراه میشود.
محمد بن حسن خاموش شد و هيچ پاسخی نداد.
🖋اختلافی چنين اندک در دو مورد، اما نتيجهای بسيار متفاوت از يكدیگر! قیاس در جزيیترین امور مذهب هم سبب گمراهی است. آیا قياس مشروعیت خلافت فقيه از مشروعيت خلافت معصوم چيزی جز دوری از راه حق است؟ کسی که دين خدا را مسخره كرد، با شنیدن پاسخ امام ساکت شد. آیا مدعيان مشروعیت ولایت فقيه نیز پس از بطلان واضح این استدلالشان، خاموش شده و خطا را در اين مورد خواهند پذيرفت؟
▫️محمد بن إسماعیل، عن الفضل بن شاذان، عن صفوان بن یحيى، عن عبد الرحمن بن الحجاج، عن أبان بن تغلب عن أبي عبدالله قال: يا أبان! إن السنة إذا قيست محق الدين.
▪️امام صادق گفت: ای ابان! اگر سنت قياس شود، دين نابود میشود.
🔺در مورد ادعای گزاف اقربيت حكومت فقيه به حكومت امام معصوم كه مصباح يزدی در برهان خود آورده است، به مختصر سخنی از امام رضا درباره امامت بسنده میكنیم.
▫️هبهات هیهات، ضلت العقول، وتاهت الحلوم، وحارت الألباب، وخسئت العيون وتصاغرت العظماء، و تحیرت الحکماء، وتقاصرت الحلماء، وحصرت الخطباء، وجهلت الألباء، وکلت الشعراء، وعجزت الأدباء، وعییت البلغاء، عن وصف شأن من شأنه، أو فضیلة من فضائله، وأقرت بالعجز والتقصیر، وکيف يوصف بکله، أو ينعت بکنهه، أو يفهم شئ من أمره، أو يوجد من یقوم مقامه و يغني غناه، لا كيف و أنى؟ و هو بحيث النجم من يد المتناولين، و وصف الواصفین، فأين الاختيار من هذا؟ و أين العقول عن هذا؟ و أين یوجد مثل هذا؟!
▪️هيهات! هيهات! خردها دربارهاش گمراه و عقلها سرگردان و چشمها خيره اند. بزرگان در اينجا كوچک و حكیمان حيران و بردباران درمانده اند. خردمندان نادان و شعرا لال و گنگ و اديبان بهتنگ آمده اند. سخنوران بیزبان شده و از شرح یک مقام او عاجزند و وصف یكی از فضائلش را نيز ندانند و همه به ناتوانی خود معترف هستند. چگونه میتوان کُنه او را وصف نمود و اسرار او را فهميد. چطور كسی میتواند به جای او ايستد و حاجت مربوط به او را برآورده سازد؟ نه! چطور؟ از كجا؟ او در مقام خود مانند ستارهای است كه میدرخشد و از دسترس دستدرازكنندگان و وصف توصيف كنندگان فراتر است. انتخاب بشر کجا به این جایگاه میرسد؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
▫️و سأل محمد بن الحسن أبا الحسن موسى بمحضر من الرشید و هم بمکة فقال له أیجوز للمحرم أن یظلل علیه محمله؟ فقال له موسى لا یجوز له ذلك مع الاختیار. فقال له محمد بن الحسن أفیجوز أن یمشي تحت الظلال مختارا؟ فقال له نعم. فتضاحک محمد بن الحسن من ذلک فقال له أبو الحسن موسى أتعجب من سنة النبی و تستهزئ بها؟ إن رسول الله کشف ظلاله في إحرامه و مشى تحت الظلال و هو محرم إن أحکام الله تعالى يا محمد لا تقاس فمن قاس بعضها على بعض فقد ضل عن السبيل فسکت محمد بن الحسن لا یرجع جوابا.
▪️محمد بن حسن در مجلس هارون در مكه از امام موسی بن جعفر پرسيد: آيا برای فرد مُحرم، جايز است که زير سايه سقف مَحمِل خود برود؟ حضرت فرمودند: با اختيار برای او جايز نيست.
محمد بن حسن به حضرت گفت: آيا با اختيار برای او جايز است در سايه [معمولی] حركت كند؟ حضرت فرمودند: آری! با شنیدن اين پاسخ، محمد خنديد. حضرت به او فرمودند: آيا از سنت پیامبر تعجب نموده و آن را مسخره میكنی؟ رسول خدا سايهبان را در اِحرام از خود برداشتند، ولی در حالی كه مُحرم بودند، زیر سايه حركت میكردند. ای محمد احكام خداوند قابل قياس نيست. هر كسی قسمتی از آن را با قسمت ديگر قياس کند، از راه حق گمراه میشود.
محمد بن حسن خاموش شد و هيچ پاسخی نداد.
🖋اختلافی چنين اندک در دو مورد، اما نتيجهای بسيار متفاوت از يكدیگر! قیاس در جزيیترین امور مذهب هم سبب گمراهی است. آیا قياس مشروعیت خلافت فقيه از مشروعيت خلافت معصوم چيزی جز دوری از راه حق است؟ کسی که دين خدا را مسخره كرد، با شنیدن پاسخ امام ساکت شد. آیا مدعيان مشروعیت ولایت فقيه نیز پس از بطلان واضح این استدلالشان، خاموش شده و خطا را در اين مورد خواهند پذيرفت؟
▫️محمد بن إسماعیل، عن الفضل بن شاذان، عن صفوان بن یحيى، عن عبد الرحمن بن الحجاج، عن أبان بن تغلب عن أبي عبدالله قال: يا أبان! إن السنة إذا قيست محق الدين.
▪️امام صادق گفت: ای ابان! اگر سنت قياس شود، دين نابود میشود.
🔺در مورد ادعای گزاف اقربيت حكومت فقيه به حكومت امام معصوم كه مصباح يزدی در برهان خود آورده است، به مختصر سخنی از امام رضا درباره امامت بسنده میكنیم.
▫️هبهات هیهات، ضلت العقول، وتاهت الحلوم، وحارت الألباب، وخسئت العيون وتصاغرت العظماء، و تحیرت الحکماء، وتقاصرت الحلماء، وحصرت الخطباء، وجهلت الألباء، وکلت الشعراء، وعجزت الأدباء، وعییت البلغاء، عن وصف شأن من شأنه، أو فضیلة من فضائله، وأقرت بالعجز والتقصیر، وکيف يوصف بکله، أو ينعت بکنهه، أو يفهم شئ من أمره، أو يوجد من یقوم مقامه و يغني غناه، لا كيف و أنى؟ و هو بحيث النجم من يد المتناولين، و وصف الواصفین، فأين الاختيار من هذا؟ و أين العقول عن هذا؟ و أين یوجد مثل هذا؟!
▪️هيهات! هيهات! خردها دربارهاش گمراه و عقلها سرگردان و چشمها خيره اند. بزرگان در اينجا كوچک و حكیمان حيران و بردباران درمانده اند. خردمندان نادان و شعرا لال و گنگ و اديبان بهتنگ آمده اند. سخنوران بیزبان شده و از شرح یک مقام او عاجزند و وصف یكی از فضائلش را نيز ندانند و همه به ناتوانی خود معترف هستند. چگونه میتوان کُنه او را وصف نمود و اسرار او را فهميد. چطور كسی میتواند به جای او ايستد و حاجت مربوط به او را برآورده سازد؟ نه! چطور؟ از كجا؟ او در مقام خود مانند ستارهای است كه میدرخشد و از دسترس دستدرازكنندگان و وصف توصيف كنندگان فراتر است. انتخاب بشر کجا به این جایگاه میرسد؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٤] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ▫️و سأل محمد بن الحسن أبا الحسن موسى بمحضر من الرشید و هم بمکة فقال له أیجوز للمحرم أن یظلل علیه محمله؟ فقال له موسى لا یجوز له ذلك مع الاختیار. فقال…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ۱]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜در دو بخش نخست از سلسله مطالب [بطلان ادله عقلی ولايت فقيه]، به دو ايراد اساسی و تاثيرگذار در كلام مدعيان مشروعيت ولایت فقيه پرداخته شد. در بخش سوم، اولين برهان آنها را كه بر مبنای لزوم حكومت در جامعه بود، مورد نقد و بررسی قرار داده و از لحاظ منطقی و شرعی، بهوضوح ابطال نموديم. در این بخش به یکی دیگر از براهین ولايت فقيه میپردازیم. اين برهان بر اساس لزوم اجرای احكام تنظيم شده است. از آنجایی كه لزوم اجرای احكام در عصر غيبت از اساسیترین دلایلی است كه برای اثبات مشروعيت خلافت فقها مورد تمسک قرار میگيرد، این موضوع را در سابق در سلسله مطالب [تعطيلی یا برپایی احكام الهی در عصر غيبت؟] بهطور مختصر اما كامل مورد بررسی قرار داديم.
▫️مصباح يزدی در بيان اين برهان در كتاب خود چنين مینويسد: {این دلیل نیز از مقدمات ذیل تشكیل میشود:
الف - ولايت بر اموال و اعراض و نفوس مردم، از شئون ربوبيت الهی است و تنها با نصب و اذن خدای متعال مشروعيت میيابد.
ب - این قدرت قانونی و حق تصرف در اعراض و نفوس مردم، از جانب خدای متعال به پيامبر اكرم و امامان معصوم داده شده است.
ج - در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند، يا بايد خداوند متعال از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد یا اجازه اجرای آن را به كسی كه اصلح از ديگران است داده باشد.
د - اما این كه خداوند در زمان عدم دسترسی جامعه به رهبر معصوم، از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد مستلزم ترجيح مرجوح بر راجح و نقض غرض و خلاف حكمت است. بنابراين فرض دوم ثابت میشود که ما به حكم قطعیِ عقل كشف میكنیم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام توسط كسی که اصلح از دیگران است داده شده است.
ه - فقیه جامعالشرایط، یعنی فقيهی كه از دو ویژگی تقوا و كارایی در مقام مديریت جامعه و تأمين مصالح آن برخوردار باشد، صلاحيتش از دیگران برای این امر بیشتر است.
پس: فقيه جامعالشرایط همان فرد اصلحی است كه در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند از طرف خدای متعال و اوليای معصوم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام به او داده شده است}
🔺اين برهان بیشتر از آنكه دليلی بر مشروعيت حكومت فقيه باشد، دلیلی بر لزوم اجرای احكام است. بنابراين برهان تام و كاملی نيست. احتمالا مقصود مصباح يزدی از اين برهان اين بوده كه در عصر غيبت بایستی احكام اجتماعی اجرا شوند و چون فقها بیشترين صلاحيت را در اين امور دارند، احكام بایستی توسط آنها اجرا شود. در نتيجه، برای اجرای احكام اجتماعی و حدود الهی، فقها بایستی حكومت داشته باشند. بنابراین حكومت ایشان مشروع است!
▪️مقدمه {الف} این برهان مدابق نظر شيعيان كاملا صحيح است. بسيار جای تعجب است كه مصباح یزدی و همقطاران او به لزوم اذن و حكم خداوند برای مشروعيت حاكمیتها اعتراف دارند، اما در جایی كه مشروعیت حكومت فقيه با اذن خدا ثابت نیست، عقل ناقص بشری را در راستای استخراج حكم الهی بهكار گرفته و از راههایی بسيار باطل، حكمی طبق اميال تباه خود و بهنام خداوند صادر میكنند!
▪️مقدمه {ب} نيز كاملا صحيح است. حجج الهی وظيفه تبلیغ، حفظ و اجرای شريعت را دارند. خداوند از موضوع مهم حكومت غافل نبوده است و اين بخش را به انسانهای قدرتطلب و درندهخو واگذار نكرده است. بنابراين افرادی پاک و دارای ملكه عصمت را برای برقراری عدالت و تعالی جامعه، برانگيخته است.
🖋اما ايراد برهان از مقدمات {ج} و {د} آغاز میشود. مصباح يزدی با مقايسه بين دو گزينه اجرای احكام الهی به دست فقها و بد بودن اجرا نشدن احكام الهی در عصر غيبت، نتيجه میگيرد كه خداوند قطعا مورد اول را كه ظاهرا ارجح به مورد دوم است، انتخاب میكند. اما اين مقایسه، بسيار ناقص است. قبل از نقد و ابطال اين بخش استدلال، اجازه دهيد شرح پیرامون این دو مقدمه را بخوانيم.
▫️مصباح يزدی در توضيح مقدمههای سوم و چهارم مینويسد: {مقدمه سوم و چهارم در واقع پاسخ به اين سؤال است كه اگر در زمانی مثل زمان ما مردم به پيامبر و امام معصوم دسترسی نداشتند، تکليف چيست؟ آيا علیرغم وجود احكام اجتماعی فراوان كه اجرای آنها مستلزم داشتن تشكیلات حكومتی و قدرت سياسی است، خداوند متعال از اين احكام صرف نظر كرده و آنها را به كنار مینهد و تنها به احكام فردی اسلام و اجرای آنها بسنده میكند يا همچنان بر اجرای احكام اجتماعی اسلام تاكید دارد؟ به عبارت ديگر، در زمان عدم حضور معصوم در جامعه، عقلا دو فرض بیشتر متصور نيست: یا غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق میگيرد یا تعلق نمیگيرد. اكنون صحت و سقم هر يک از این دو گزينه را بررسی میكنیم.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜در دو بخش نخست از سلسله مطالب [بطلان ادله عقلی ولايت فقيه]، به دو ايراد اساسی و تاثيرگذار در كلام مدعيان مشروعيت ولایت فقيه پرداخته شد. در بخش سوم، اولين برهان آنها را كه بر مبنای لزوم حكومت در جامعه بود، مورد نقد و بررسی قرار داده و از لحاظ منطقی و شرعی، بهوضوح ابطال نموديم. در این بخش به یکی دیگر از براهین ولايت فقيه میپردازیم. اين برهان بر اساس لزوم اجرای احكام تنظيم شده است. از آنجایی كه لزوم اجرای احكام در عصر غيبت از اساسیترین دلایلی است كه برای اثبات مشروعيت خلافت فقها مورد تمسک قرار میگيرد، این موضوع را در سابق در سلسله مطالب [تعطيلی یا برپایی احكام الهی در عصر غيبت؟] بهطور مختصر اما كامل مورد بررسی قرار داديم.
▫️مصباح يزدی در بيان اين برهان در كتاب خود چنين مینويسد: {این دلیل نیز از مقدمات ذیل تشكیل میشود:
الف - ولايت بر اموال و اعراض و نفوس مردم، از شئون ربوبيت الهی است و تنها با نصب و اذن خدای متعال مشروعيت میيابد.
ب - این قدرت قانونی و حق تصرف در اعراض و نفوس مردم، از جانب خدای متعال به پيامبر اكرم و امامان معصوم داده شده است.
ج - در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند، يا بايد خداوند متعال از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد یا اجازه اجرای آن را به كسی كه اصلح از ديگران است داده باشد.
د - اما این كه خداوند در زمان عدم دسترسی جامعه به رهبر معصوم، از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد مستلزم ترجيح مرجوح بر راجح و نقض غرض و خلاف حكمت است. بنابراين فرض دوم ثابت میشود که ما به حكم قطعیِ عقل كشف میكنیم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام توسط كسی که اصلح از دیگران است داده شده است.
ه - فقیه جامعالشرایط، یعنی فقيهی كه از دو ویژگی تقوا و كارایی در مقام مديریت جامعه و تأمين مصالح آن برخوردار باشد، صلاحيتش از دیگران برای این امر بیشتر است.
پس: فقيه جامعالشرایط همان فرد اصلحی است كه در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند از طرف خدای متعال و اوليای معصوم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام به او داده شده است}
🔺اين برهان بیشتر از آنكه دليلی بر مشروعيت حكومت فقيه باشد، دلیلی بر لزوم اجرای احكام است. بنابراين برهان تام و كاملی نيست. احتمالا مقصود مصباح يزدی از اين برهان اين بوده كه در عصر غيبت بایستی احكام اجتماعی اجرا شوند و چون فقها بیشترين صلاحيت را در اين امور دارند، احكام بایستی توسط آنها اجرا شود. در نتيجه، برای اجرای احكام اجتماعی و حدود الهی، فقها بایستی حكومت داشته باشند. بنابراین حكومت ایشان مشروع است!
▪️مقدمه {الف} این برهان مدابق نظر شيعيان كاملا صحيح است. بسيار جای تعجب است كه مصباح یزدی و همقطاران او به لزوم اذن و حكم خداوند برای مشروعيت حاكمیتها اعتراف دارند، اما در جایی كه مشروعیت حكومت فقيه با اذن خدا ثابت نیست، عقل ناقص بشری را در راستای استخراج حكم الهی بهكار گرفته و از راههایی بسيار باطل، حكمی طبق اميال تباه خود و بهنام خداوند صادر میكنند!
▪️مقدمه {ب} نيز كاملا صحيح است. حجج الهی وظيفه تبلیغ، حفظ و اجرای شريعت را دارند. خداوند از موضوع مهم حكومت غافل نبوده است و اين بخش را به انسانهای قدرتطلب و درندهخو واگذار نكرده است. بنابراين افرادی پاک و دارای ملكه عصمت را برای برقراری عدالت و تعالی جامعه، برانگيخته است.
🖋اما ايراد برهان از مقدمات {ج} و {د} آغاز میشود. مصباح يزدی با مقايسه بين دو گزينه اجرای احكام الهی به دست فقها و بد بودن اجرا نشدن احكام الهی در عصر غيبت، نتيجه میگيرد كه خداوند قطعا مورد اول را كه ظاهرا ارجح به مورد دوم است، انتخاب میكند. اما اين مقایسه، بسيار ناقص است. قبل از نقد و ابطال اين بخش استدلال، اجازه دهيد شرح پیرامون این دو مقدمه را بخوانيم.
▫️مصباح يزدی در توضيح مقدمههای سوم و چهارم مینويسد: {مقدمه سوم و چهارم در واقع پاسخ به اين سؤال است كه اگر در زمانی مثل زمان ما مردم به پيامبر و امام معصوم دسترسی نداشتند، تکليف چيست؟ آيا علیرغم وجود احكام اجتماعی فراوان كه اجرای آنها مستلزم داشتن تشكیلات حكومتی و قدرت سياسی است، خداوند متعال از اين احكام صرف نظر كرده و آنها را به كنار مینهد و تنها به احكام فردی اسلام و اجرای آنها بسنده میكند يا همچنان بر اجرای احكام اجتماعی اسلام تاكید دارد؟ به عبارت ديگر، در زمان عدم حضور معصوم در جامعه، عقلا دو فرض بیشتر متصور نيست: یا غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق میگيرد یا تعلق نمیگيرد. اكنون صحت و سقم هر يک از این دو گزينه را بررسی میكنیم.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢خامنه ای تحصیلات حوزوی اش جعلی است !!!
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ۱] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ⚜در دو بخش نخست از سلسله مطالب [بطلان ادله عقلی ولايت فقيه]، به دو ايراد اساسی و تاثيرگذار در كلام مدعيان مشروعيت ولایت فقيه پرداخته شد. در بخش سوم،…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٢]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜اگر بگوييم در زمان عدم حضور معصوم غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق نگرفته و خداوند از آنها دست بر میدارد و آنها را تعطيل میكند و تنها به احكام فردی اسلام از قبيل نماز و روزه و حج و طهارت و نجاست اكتفا میكند لازمه اين فرض، نقض غرض و خلاف حكمت و ترجيح مرجوح از جانب خداوند است كه محال است. توضيح اين که: اصولا ما معتقديم برقراری تشكيلاتی به نام دستگاه نبوت و فرستادن پيامبران و شرايع آسمانی بر اين اساس بوده كه خدا، اين جهان و از جمله انسان را بيهوده و عبث نیافريده بلكه غرضش به كمال رساندن هر موجودی به تناسب و فراخور ظرفيت وجودى آن موجود بوده است. انسان هم از اين قاعده مستثنی نيست و برای رسيدن به كمال انسانی خلق شده است. اما از آنجا كه عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمايی كرده است و تمامی دستورات و احكامی كه در دين آمده است به نوعی در كمال انسان تاثير دارد. بنابراين، دين در واقع همان برنامهای است كه برای به كمال رسيدن انسانها ارائه شده است. با چنين تحليلی، اكنون اگر فرض كنیم كه خدای متعال بخش زيادی از احكام اسلام را تعطيل كرده و از آنها دست برداشته است اين بدان معناست كه خداوند غرض خود را كه به كمال رسيدن انسان بوده نقض كرده باشد. زيرا آنچه كه سعادت انسان را تأمين میكند و او را به كمالی در خور و متناسب با ظرفيت وجودی اوست میرساند مجموعه احكام و دستورات دین است نه فقط بخشی از آن. و به همين دلیل هم ايمان و عمل به بخشی از تعاليم دين و نپذيرفتن و انكار بخشی از آن بهشدت در قرآن نفی شده است. أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ و اصولا اگر احكام اجتماعی اسلام هيچ تأثیری در سعادت و كمال انسان نداشت از ابتدا وضع نمیشد. بنابراين، تاثير اين دسته از احكام در سعادت و كمال انسان قطعی است و با اين حساب بديهی است كه تعطيل آنها مخل به كمال و سعادت انسان و خلاف حكمت است و از خداوند حكیم على الاطلاق محال است
🖋نكته بسيار جالب در سخنان مصباح يزدی، تناقضات گفتار او است! او در جايی ادعا میكند: [لازم نيست برای اثبات يک حكم شرعی حتما آيه يا روايتی در دست داشته باشيم بلكه میتوان با استفاده از عقل و دليل عقلی معتبر نيز به حكمی از احكام شريعت اسلام دست يافت و آن را اثبات نمود.]
#سپس در توضيحات مقدمههای سوم و چهارم برهان فعلی میگويد: [اما از آنجا که عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمایی كرده است.]
▪️مصباح يزدی در جايی عقل را برای رسيدن به احكام شريعت بدون آيه و روايت كافی میداند، اما در جايی ديگر عقل انسان را برای رسيدن به سعادت كافی نمیداند و احكام شريعت و دستورات دين را برای رسيدن به سعادت الزامی میداند. همان احكامی كه بدون آيه و روايت و فقط با حكم عقل میتوان به آنها رسيد!! یعنی عقل هم برای رسيدن حكم شرعی بدون آيه و روايت كافی است، هم برای رسيدن به سعادت بشری قدرت كافی ندارد و نيازمند احكامی از جانب خدا است كه طبق ادعای اول، خود عقل مستقلا میتواند به آنها برسد! یعنی همزمان عقل هم كافی است و هم كافی نیست و این تناقض است! 😄
▪️هنر اصلی مصباح يزدی و همفكرانش که نظريهپردازان دستگاه خلافت و ولايت فقيه اند، اين است كه خلاف حكمت را حكمت جلوه دهند و حكمت را خلاف حكمت و با بافتن رطب و يابس به همديگر، نتيجه دلخواه خود را حاصل كرده و عده زيادی را نيز گمراه كنند. اما از آنجایی كه كلامشان كاملا حق نیست و در كلام حق، اباطيلی نمیتوان يافت، گاهی تناقضی میگويند و اين گونه رسوا میشوند.
▪️برپا شدن حدود الهى كه برای سعادت انسانها وضع شده، مطلوب خداوند است، اما نه به هر قيمتی! این موضوع داراى شرايطی است كه اگر مهيا نباشند، اجرا نمودن احكام و حدود باعث فساد و نقض غرض خواهد بود. بنابراين تعطيل بودن حدود الهی و آن احكام اجتماعی، در صورت عدم وجود آن شرايط، طبق حكمت خداوند خواهد بود.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜اگر بگوييم در زمان عدم حضور معصوم غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق نگرفته و خداوند از آنها دست بر میدارد و آنها را تعطيل میكند و تنها به احكام فردی اسلام از قبيل نماز و روزه و حج و طهارت و نجاست اكتفا میكند لازمه اين فرض، نقض غرض و خلاف حكمت و ترجيح مرجوح از جانب خداوند است كه محال است. توضيح اين که: اصولا ما معتقديم برقراری تشكيلاتی به نام دستگاه نبوت و فرستادن پيامبران و شرايع آسمانی بر اين اساس بوده كه خدا، اين جهان و از جمله انسان را بيهوده و عبث نیافريده بلكه غرضش به كمال رساندن هر موجودی به تناسب و فراخور ظرفيت وجودى آن موجود بوده است. انسان هم از اين قاعده مستثنی نيست و برای رسيدن به كمال انسانی خلق شده است. اما از آنجا كه عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمايی كرده است و تمامی دستورات و احكامی كه در دين آمده است به نوعی در كمال انسان تاثير دارد. بنابراين، دين در واقع همان برنامهای است كه برای به كمال رسيدن انسانها ارائه شده است. با چنين تحليلی، اكنون اگر فرض كنیم كه خدای متعال بخش زيادی از احكام اسلام را تعطيل كرده و از آنها دست برداشته است اين بدان معناست كه خداوند غرض خود را كه به كمال رسيدن انسان بوده نقض كرده باشد. زيرا آنچه كه سعادت انسان را تأمين میكند و او را به كمالی در خور و متناسب با ظرفيت وجودی اوست میرساند مجموعه احكام و دستورات دین است نه فقط بخشی از آن. و به همين دلیل هم ايمان و عمل به بخشی از تعاليم دين و نپذيرفتن و انكار بخشی از آن بهشدت در قرآن نفی شده است. أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ و اصولا اگر احكام اجتماعی اسلام هيچ تأثیری در سعادت و كمال انسان نداشت از ابتدا وضع نمیشد. بنابراين، تاثير اين دسته از احكام در سعادت و كمال انسان قطعی است و با اين حساب بديهی است كه تعطيل آنها مخل به كمال و سعادت انسان و خلاف حكمت است و از خداوند حكیم على الاطلاق محال است
🖋نكته بسيار جالب در سخنان مصباح يزدی، تناقضات گفتار او است! او در جايی ادعا میكند: [لازم نيست برای اثبات يک حكم شرعی حتما آيه يا روايتی در دست داشته باشيم بلكه میتوان با استفاده از عقل و دليل عقلی معتبر نيز به حكمی از احكام شريعت اسلام دست يافت و آن را اثبات نمود.]
#سپس در توضيحات مقدمههای سوم و چهارم برهان فعلی میگويد: [اما از آنجا که عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمایی كرده است.]
▪️مصباح يزدی در جايی عقل را برای رسيدن به احكام شريعت بدون آيه و روايت كافی میداند، اما در جايی ديگر عقل انسان را برای رسيدن به سعادت كافی نمیداند و احكام شريعت و دستورات دين را برای رسيدن به سعادت الزامی میداند. همان احكامی كه بدون آيه و روايت و فقط با حكم عقل میتوان به آنها رسيد!! یعنی عقل هم برای رسيدن حكم شرعی بدون آيه و روايت كافی است، هم برای رسيدن به سعادت بشری قدرت كافی ندارد و نيازمند احكامی از جانب خدا است كه طبق ادعای اول، خود عقل مستقلا میتواند به آنها برسد! یعنی همزمان عقل هم كافی است و هم كافی نیست و این تناقض است! 😄
▪️هنر اصلی مصباح يزدی و همفكرانش که نظريهپردازان دستگاه خلافت و ولايت فقيه اند، اين است كه خلاف حكمت را حكمت جلوه دهند و حكمت را خلاف حكمت و با بافتن رطب و يابس به همديگر، نتيجه دلخواه خود را حاصل كرده و عده زيادی را نيز گمراه كنند. اما از آنجایی كه كلامشان كاملا حق نیست و در كلام حق، اباطيلی نمیتوان يافت، گاهی تناقضی میگويند و اين گونه رسوا میشوند.
▪️برپا شدن حدود الهى كه برای سعادت انسانها وضع شده، مطلوب خداوند است، اما نه به هر قيمتی! این موضوع داراى شرايطی است كه اگر مهيا نباشند، اجرا نمودن احكام و حدود باعث فساد و نقض غرض خواهد بود. بنابراين تعطيل بودن حدود الهی و آن احكام اجتماعی، در صورت عدم وجود آن شرايط، طبق حكمت خداوند خواهد بود.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢خامنه ای تحصیلات حوزوی اش جعلی است !!!
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٢] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ⚜اگر بگوييم در زمان عدم حضور معصوم غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق نگرفته و خداوند از آنها دست بر میدارد و آنها را تعطيل میكند و…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٣]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜این شرايط، با وجود صفاتی كه خدا در امام برگزيده خود قرار داده تا اين امور را بر عهده بگيرد، برقرار است. اما آيا در غير امام منصوب خداوند نيز برقرار است!؟ از جمله صفات لازم برای برپايی حدود و احكام الهی در جامعه، عصمت است. عصمت آن ضمانت الهى است كه تضمين میدهد از شخص معصوم، خطايی سر نزند. گويا ملكه عصمت از ديد مصباح يزدی و همقطاران او، صرفا يک تَفَضّل و برتری غير ضروری از جانب خداوند به ائمه است و وجود اين صفت برای فردی كه قصد انجام وظايف معصوم را دارد، صرفا يک امتياز غير لازم و البته دستنيافتنی است كه عدم وجودش، مشكلی در رسيدن به هدف تعيين شده ايجاد نخواهد كرد.
▪️علامه حلی در كتاب «الالفين» درباره اهميت عصمت در اجرای احكام مینويسد: {عصمة الامام أهم من شرع الحدود فی الغرض المطلوب فی شرع الحدود وشرع الحدود واجب فعصمة الإمام واجبة أما الأولى فلأن الغرض في المطلوب فی شرع الحدود ردع المفسدة وحمل الناس علی فعل الواجبات وترك المحرمات کلها ولا یتم ذلك إلا بحافظ للشرع ومقیم للحدود فالغایة المطلوبة من نصب الحدود لا تحصل إلا بحافظ الشرع المقیم وذلك هو الإمام فالإمام أدخل في الغایة وهو العلة القریبة لحصولها فکان أهم وکونه غیر معصوم مؤد إلى عدم الوثوق بحصول الغایة منه بل یجوز أن یحصل منه ضدها فیناقض الغرض من نصب الحدود}
▫️عِصمت رهبر از برقرار كردن حدود شرعى در هدفِ مَطلوب از حدود شرعى واجب مهمتر است. پس عصمت رهبر نیز واجب است. هدفِ مطلوب از برقرار كردن حدود، برطرف كردن مفسده و وادار كردن مردم براى انجام واجبات و ترک همه محرمات است. و آن فقط در صورتى انجام میگيرد كه كسی احكام شرعی را حفظ و حدود را اجرا كند و آن امام است كه تاثیرش در رسيدن به هدف و نزديک شدن به اطاعت بيشتر میباشد. پس اهميتش بيشتر است و برای رسيدن به هدف، نمیتوان به غير معصوم اعتماد كرد، بلكه جايز است خلاف اين امر برقرار باشد. بنابراين با برپا نمودن حدود [توسط غير معصوم]، نقض غرض به وجود میآيد.
🔺علامه حلى به درستى توضيح میدهد که علتى كه به مقصود تعيين شده میرسد، عصمت مجرى حدود است، نه اجراى حدود به هر قيمتی! خداوند امر اجرای دين را هرگز به شخص خاطی و غير معصوم نمیسپارد. زيرا خود اين امر موجب رسيدن از هدف و نقض غرض خواهد شد.
▫️علامه حلی در جای ديگری مینويسد: العلة الموجبة لنصب الإمام لإقامة الحدود جواز وجوبها على المکلف المعلول لعدم العصمة، فلو لم یکن الإمام معصوما لزم أحد الأمرین أما الترجیح بلا مرجح، وأما التناقض والتالي بقسمیه باطل.بیان الملازمة أن الإمام إذا لم يکن معصوما وجد منه علة نصب مقیم الحدود فیه فإما أن لا یشرع لأحد إقامة الحد علیه أو یشرع فإن کان الأول لزم الترجیح من غیر مرجح، إذ علة نصب مقیم علیه موجودة فیه ونصبه على المکلفين الباقین دونه یستلزم ذلك وهو أیضا خارق للإجماع، وإن کان الثاني فأما الرعیة فیلزم غلبته علیهم وغلبتهم علیه وهو تناقض.
▪️علتی كه موجب نصب رهبر برای اقامه حدود و اجازه وجوب است، عدم عصمت است. بنابراين اگر رهبر معصوم نباشد، يكی از دو مورد زير پيش میآيد که يا ترجيح بدون مرجح است و يا تناقض كه نتيجه هر دو باطل است.
بيان ملازمت: اگر رهبر معصوم نباشد و علت نصب او، برقرار كردن حدود باشد. پس یا كسی نمیتواند حد را بر او جاری كند يا میتواند. در حالت اول لازمهاش ترجيح بلامرجح است، زیرا علت نصب او اجرای حدود است و نصبش بر بقيه مكلفين به جز خودش مستلزم آن است كه همچنين مخالف اجماع مى باشد. اگر حالت دوم برقرار باشد، بنابراين پيروان و اتباع او بايد بر چيره شده و حد جاری كنند، در حالی كه فرض بر اين است كه رهبر بر پيروان غلبه دارد و اين حالت نيز تناقض است.
🖋 در اينجا علامه حلی يک علت ديگر برای لزوم عصمت رهبر جامعه كه حدود و احكام را جاری میكند، بيان مینمايد. كسی كه عصمت نداشته باشد و مرتكب گناه مستحق حد شود، چطور حد بر او اجرا شود؟ آيا بايد در اين باره چشم پوشيد؟ پس حدود الهى ناقص اجرا ميشود، در حالی كه فرض بر اين بود كه كاملا اجرا شوند. آيا بايد بر رهبر جامعه حد جاری كرد؟ چطور كسی كه تحت ولايت رهبر جامعه است، بر رهبر خود حد جاری میكند؟ مگر غير از اين است كه پيروان بايد تابع رهبر خود باشند. در این صورت چه مشروعيتی برای رهبر باقی میماند؟ آیا ضوابط الهی تا اين حد فشل است؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜این شرايط، با وجود صفاتی كه خدا در امام برگزيده خود قرار داده تا اين امور را بر عهده بگيرد، برقرار است. اما آيا در غير امام منصوب خداوند نيز برقرار است!؟ از جمله صفات لازم برای برپايی حدود و احكام الهی در جامعه، عصمت است. عصمت آن ضمانت الهى است كه تضمين میدهد از شخص معصوم، خطايی سر نزند. گويا ملكه عصمت از ديد مصباح يزدی و همقطاران او، صرفا يک تَفَضّل و برتری غير ضروری از جانب خداوند به ائمه است و وجود اين صفت برای فردی كه قصد انجام وظايف معصوم را دارد، صرفا يک امتياز غير لازم و البته دستنيافتنی است كه عدم وجودش، مشكلی در رسيدن به هدف تعيين شده ايجاد نخواهد كرد.
▪️علامه حلی در كتاب «الالفين» درباره اهميت عصمت در اجرای احكام مینويسد: {عصمة الامام أهم من شرع الحدود فی الغرض المطلوب فی شرع الحدود وشرع الحدود واجب فعصمة الإمام واجبة أما الأولى فلأن الغرض في المطلوب فی شرع الحدود ردع المفسدة وحمل الناس علی فعل الواجبات وترك المحرمات کلها ولا یتم ذلك إلا بحافظ للشرع ومقیم للحدود فالغایة المطلوبة من نصب الحدود لا تحصل إلا بحافظ الشرع المقیم وذلك هو الإمام فالإمام أدخل في الغایة وهو العلة القریبة لحصولها فکان أهم وکونه غیر معصوم مؤد إلى عدم الوثوق بحصول الغایة منه بل یجوز أن یحصل منه ضدها فیناقض الغرض من نصب الحدود}
▫️عِصمت رهبر از برقرار كردن حدود شرعى در هدفِ مَطلوب از حدود شرعى واجب مهمتر است. پس عصمت رهبر نیز واجب است. هدفِ مطلوب از برقرار كردن حدود، برطرف كردن مفسده و وادار كردن مردم براى انجام واجبات و ترک همه محرمات است. و آن فقط در صورتى انجام میگيرد كه كسی احكام شرعی را حفظ و حدود را اجرا كند و آن امام است كه تاثیرش در رسيدن به هدف و نزديک شدن به اطاعت بيشتر میباشد. پس اهميتش بيشتر است و برای رسيدن به هدف، نمیتوان به غير معصوم اعتماد كرد، بلكه جايز است خلاف اين امر برقرار باشد. بنابراين با برپا نمودن حدود [توسط غير معصوم]، نقض غرض به وجود میآيد.
🔺علامه حلى به درستى توضيح میدهد که علتى كه به مقصود تعيين شده میرسد، عصمت مجرى حدود است، نه اجراى حدود به هر قيمتی! خداوند امر اجرای دين را هرگز به شخص خاطی و غير معصوم نمیسپارد. زيرا خود اين امر موجب رسيدن از هدف و نقض غرض خواهد شد.
▫️علامه حلی در جای ديگری مینويسد: العلة الموجبة لنصب الإمام لإقامة الحدود جواز وجوبها على المکلف المعلول لعدم العصمة، فلو لم یکن الإمام معصوما لزم أحد الأمرین أما الترجیح بلا مرجح، وأما التناقض والتالي بقسمیه باطل.بیان الملازمة أن الإمام إذا لم يکن معصوما وجد منه علة نصب مقیم الحدود فیه فإما أن لا یشرع لأحد إقامة الحد علیه أو یشرع فإن کان الأول لزم الترجیح من غیر مرجح، إذ علة نصب مقیم علیه موجودة فیه ونصبه على المکلفين الباقین دونه یستلزم ذلك وهو أیضا خارق للإجماع، وإن کان الثاني فأما الرعیة فیلزم غلبته علیهم وغلبتهم علیه وهو تناقض.
▪️علتی كه موجب نصب رهبر برای اقامه حدود و اجازه وجوب است، عدم عصمت است. بنابراين اگر رهبر معصوم نباشد، يكی از دو مورد زير پيش میآيد که يا ترجيح بدون مرجح است و يا تناقض كه نتيجه هر دو باطل است.
بيان ملازمت: اگر رهبر معصوم نباشد و علت نصب او، برقرار كردن حدود باشد. پس یا كسی نمیتواند حد را بر او جاری كند يا میتواند. در حالت اول لازمهاش ترجيح بلامرجح است، زیرا علت نصب او اجرای حدود است و نصبش بر بقيه مكلفين به جز خودش مستلزم آن است كه همچنين مخالف اجماع مى باشد. اگر حالت دوم برقرار باشد، بنابراين پيروان و اتباع او بايد بر چيره شده و حد جاری كنند، در حالی كه فرض بر اين است كه رهبر بر پيروان غلبه دارد و اين حالت نيز تناقض است.
🖋 در اينجا علامه حلی يک علت ديگر برای لزوم عصمت رهبر جامعه كه حدود و احكام را جاری میكند، بيان مینمايد. كسی كه عصمت نداشته باشد و مرتكب گناه مستحق حد شود، چطور حد بر او اجرا شود؟ آيا بايد در اين باره چشم پوشيد؟ پس حدود الهى ناقص اجرا ميشود، در حالی كه فرض بر اين بود كه كاملا اجرا شوند. آيا بايد بر رهبر جامعه حد جاری كرد؟ چطور كسی كه تحت ولايت رهبر جامعه است، بر رهبر خود حد جاری میكند؟ مگر غير از اين است كه پيروان بايد تابع رهبر خود باشند. در این صورت چه مشروعيتی برای رهبر باقی میماند؟ آیا ضوابط الهی تا اين حد فشل است؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢خامنه ای تحصیلات حوزوی اش جعلی است !!!
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2