💢امام علی در حدیثی که سید بن طاووس نقل کرده میگوید:
▪️هرکس از فرزندان من خروج کند
پس به غیر رفتار من و به غیر سنّت من عمل کرده است پس من از او #بیزارم و هرکس از فرزندان من قبل از ظهور مهدى خروج نماید کشته خواهد شد و قیام او ابتر خواهد ماند.
👈🏿از دو دجّال از فرزندان حضرت فاطمه بر حذر باشید.👉🏿 زیرا که از اولاد فاطمه دو #دجّال بوجود میآید و دجّالى هم از بصره خروج میکند اما از نسل من نیست. ولی او مقدمه کلیه دجّالها است.
#خمینی_دجال
#خامنه_ای_دجال
========================
🚯 @ISLIE
▪️هرکس از فرزندان من خروج کند
پس به غیر رفتار من و به غیر سنّت من عمل کرده است پس من از او #بیزارم و هرکس از فرزندان من قبل از ظهور مهدى خروج نماید کشته خواهد شد و قیام او ابتر خواهد ماند.
👈🏿از دو دجّال از فرزندان حضرت فاطمه بر حذر باشید.👉🏿 زیرا که از اولاد فاطمه دو #دجّال بوجود میآید و دجّالى هم از بصره خروج میکند اما از نسل من نیست. ولی او مقدمه کلیه دجّالها است.
#خمینی_دجال
#خامنه_ای_دجال
========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بیسوادی مکارم شیرازی در ترجمه قرآن:{شرحی بر بیسوادی بزرگان مذهب جعلی تشیع-۱۰-} ▪️در این ترجمه قرآن مکارم آیه: {وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ}. بدین شکل ترجمه شده است[آنچه به پیامبران از طرف پروردگار داده شده است] ▫️در صورتی که مکارم شیرازی…
💢بیسوادی مکارم شیرازی در ترجمه قرآن:{شرحی بر بیسوادی بزرگان مذهب جعلی تشیع-۱۱-}
▪️در ترجمه قرآن مکارم آیه: {تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ}. بدین شکل ترجمه شده است:[برای خدا به او ببخشید ]
▫️در صورتی که مکارم شیرازی این دزد شکر لفظ {لکم} رو فروخته😄 و اون رو ترجمه نمیکنه و ترجمه دقیق میشه: [بخشيدن آن #براى_شما بهتر است]
=========================
🚯 @ISLIE
▪️در ترجمه قرآن مکارم آیه: {تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ}. بدین شکل ترجمه شده است:[برای خدا به او ببخشید ]
▫️در صورتی که مکارم شیرازی این دزد شکر لفظ {لکم} رو فروخته😄 و اون رو ترجمه نمیکنه و ترجمه دقیق میشه: [بخشيدن آن #براى_شما بهتر است]
=========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش دوم [صفحه ٤] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜بسيار واضح است كه گمراهی و عدم معرفت مردم، سبب شد تا اراده خداوند بر اين باشد آن فتنههای بعد از پیامبر رخ دهد. تا زمانی كه مردم به بلوغ فكری نرسند،…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ۱]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜در دو بخش نخست از سرى مطالب {بطلان ادله عقلى ولايت فقيه} به دو موضوع بنيادين در حيطه بحث پرداخته شد و در مطلب نخست ثابت شد كه با عقل محض نمیتوان به حكم شرعی رسيد و در مطلب دوم نیز ثابت شد كه پیشفرض وجود حكومت مشروع در عصر غيبت، پیشفرضی باطل است و نهتنها صحت آن ثابت نیست، بلكه عكس آن ثابت است. از آنجاییکه وجود یک مقدمه نادرست در یک استدلال، آن استدلال را از حالت منطقی خارج کرده و به مغالطه تبدیل میکند، استدلال بر اساس پيشفرض وجود حكومت مشروع در عصر غيبت چیزی جز مغالطه نیست.
در این بخش به یکی از مهمترین براهين پيروان ولايت فقيه خواهيم پرداخت. این برهان بر اساس نیاز جامعه به حكومت تنظيم شده است.
🔺مصباح يزدی در كتاب [نگاهی گذرا به نظريه ولايت فقيه] مینويسد:
{اين دليل بهطور خلاصه از مقدمات ذیل تشکیل میشود:
الف - برای تأمين مصالح فردی و اجتماعی بشر و جلوگيری از هرج و مرج و فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه ضروری و لازم است.
ب - حكومت ايدهآل و عالیترین و مطلوبترين شکل آن، حكومتی است که امام معصوم در رأس آن قرار باشد و جامعه را اداره كند.
ج - بر اين اساس كه هنگامی که تأمین و تحصیل يک مصلحت لازم و ضروری در حد مطلوب و ایدهآل آن ميسر نباشد، بايد نزدیکترين مرتبه به حد مطلوب را تأمين كرد. لذا در بحث ما هم هنگامی که مردم از مصالح حكومت معصوم محروم بودند، بايد بهدنبال نزدیکترين مرتبه به حكومت معصوم باشیم.
د - اقربيت و نزدیکی یک حكومت به حكومت معصوم در سه امر اصلی متبلور میشود: یکی علم به احكام كلی اسلام (فقاهت)، دوم شايستگی روحی و اخلاقی به گونهای كه تحت تأثیر هواهای نفسانی و تهديد و تطميعها قرار نگیرد (تقوی)، و سوم کارآيی در مقام مديریت جامعه که خود به خصلتها و صفاتی از قبيل درک سياسی و اجتماعی، آگاهی از مسائل بینالمللی، شجاع در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخيص اولویتها و ... قابل تحلیل است.
بر اساس این مقدمات نتيجه میگیریم: پس در زمان غيبت امام معصوم، كسی كه بیش از ساير مردم واجد این شرایط باشد بايد زعامت و پیشوايی جامعه را عهدهدار شود و با قرارگرفتن در رأس حكومت، اركان آن را هماهنگ نموده و بهسوی كمال مطلوب سوق دهد. و چنین کسی جز فقيه جامعالشرایط شخص دیگری نخواهد بود.}
🖋مقدمه [الف] و [ب] مصباح يزدی كاملا درست است و مناقشهای در آن وجود ندارد. اما ايراد استدلال از مقدمه [ج] آغاز میشود. جناب مصباح يزدی در توضیح مقدمه «ج» مینویسد:
|▫️مقدمه سوم این استدلال شايد به تعبيری مهمترین مقدمه آن باشد. برای توضيح این مقدمه بهتر است از يکی، دو مثال استفاده کنيم:
فرض کنيد ده نفر انسان، آن هم از انسانهای ممتاز و برجسته كه وجود هر یک برای جامعه بسيار مفید و مؤثر است، در حال غرق شدن هستند و ما اگر با همه امكانات و تجهيزات و افراد نجات غریقی که در اختيار داريم وارد عمل شويم فقط میتوانیم جان هفت نفر از آنها را نجات دهیم و سه نفر دیگر غرق خواهند شد. در چنین وضعيتی عقل سلیم چه حکمی میكند؟ آيا میگوید چون نجات جان همه این ده نفر ممكن نيست و سه نفر آنها قطعا غرق خواهند شد، دیگر لزومی ندارد شما دست به هیچ اقدامی بزنید؟ یا میگوید اگر نجات جان همه ممكن بود البته برای نجات جان همه ده نفر اقدام كنیم، اما اگر نجات جان همه ده نفر ممکن نبود، در مورد هفت نفر باقیمانده تفاوتی نمیكند همه هفت نفر را نجات دهیم یا شش نفر را نجات دهیم یا پنج نفر را و یا آنكه فقط برای نجات جان یک نفر اقدام کنیم و به هر حال در صورتی که نجات جان همه ممکن نباشد، آنچه ضرورت دارد اصل اقدام برای نجات است. اما علیرغم امكان نجات جان همه هفت نفر باقیمانده، تفاوتی نمیكند که برای نجات جان همه هفت نفر اقدام كنیم یا برای اینکه قضاوت و حكم قطعی عقل این است كه اگر نجات جان همه ده نفر (مصلحت تام و کامل) ممکن نيست باید برای نجات جان همه هفت نفر باقیمانده (نزدیکترين مرتبه به مصلحت تام و کامل) اقدام کنیم و مجاز نيستیم حتی یک نفر را كنار بگذاریم، تا چه رسد به این که بخواهيم مثلا پنج یا شش نفر ديگر را هم به حال خود رها كنیم و برای نجات جان آنان هیچ اقدامی ننماییم؟ مسلم است که قضاوت و حكم قطعی عقل همین گزينه سوم خواهد بود و هيچ گزينه ديگری از نظر عقلی قابل قبول نیست. و یا فرض كنید انسانی در دریا مورد حمله كوسه واقع شده و ما اگر برای نجات جان او هم اقدام كنیم، قطعا كوسه یک يا دو پای او را قطع خواهد كرد و خلاصه اگر هم موفق شويم او را نجات دهيم حتما دچار نقص عضو خواهد شد.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜در دو بخش نخست از سرى مطالب {بطلان ادله عقلى ولايت فقيه} به دو موضوع بنيادين در حيطه بحث پرداخته شد و در مطلب نخست ثابت شد كه با عقل محض نمیتوان به حكم شرعی رسيد و در مطلب دوم نیز ثابت شد كه پیشفرض وجود حكومت مشروع در عصر غيبت، پیشفرضی باطل است و نهتنها صحت آن ثابت نیست، بلكه عكس آن ثابت است. از آنجاییکه وجود یک مقدمه نادرست در یک استدلال، آن استدلال را از حالت منطقی خارج کرده و به مغالطه تبدیل میکند، استدلال بر اساس پيشفرض وجود حكومت مشروع در عصر غيبت چیزی جز مغالطه نیست.
در این بخش به یکی از مهمترین براهين پيروان ولايت فقيه خواهيم پرداخت. این برهان بر اساس نیاز جامعه به حكومت تنظيم شده است.
🔺مصباح يزدی در كتاب [نگاهی گذرا به نظريه ولايت فقيه] مینويسد:
{اين دليل بهطور خلاصه از مقدمات ذیل تشکیل میشود:
الف - برای تأمين مصالح فردی و اجتماعی بشر و جلوگيری از هرج و مرج و فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه ضروری و لازم است.
ب - حكومت ايدهآل و عالیترین و مطلوبترين شکل آن، حكومتی است که امام معصوم در رأس آن قرار باشد و جامعه را اداره كند.
ج - بر اين اساس كه هنگامی که تأمین و تحصیل يک مصلحت لازم و ضروری در حد مطلوب و ایدهآل آن ميسر نباشد، بايد نزدیکترين مرتبه به حد مطلوب را تأمين كرد. لذا در بحث ما هم هنگامی که مردم از مصالح حكومت معصوم محروم بودند، بايد بهدنبال نزدیکترين مرتبه به حكومت معصوم باشیم.
د - اقربيت و نزدیکی یک حكومت به حكومت معصوم در سه امر اصلی متبلور میشود: یکی علم به احكام كلی اسلام (فقاهت)، دوم شايستگی روحی و اخلاقی به گونهای كه تحت تأثیر هواهای نفسانی و تهديد و تطميعها قرار نگیرد (تقوی)، و سوم کارآيی در مقام مديریت جامعه که خود به خصلتها و صفاتی از قبيل درک سياسی و اجتماعی، آگاهی از مسائل بینالمللی، شجاع در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخيص اولویتها و ... قابل تحلیل است.
بر اساس این مقدمات نتيجه میگیریم: پس در زمان غيبت امام معصوم، كسی كه بیش از ساير مردم واجد این شرایط باشد بايد زعامت و پیشوايی جامعه را عهدهدار شود و با قرارگرفتن در رأس حكومت، اركان آن را هماهنگ نموده و بهسوی كمال مطلوب سوق دهد. و چنین کسی جز فقيه جامعالشرایط شخص دیگری نخواهد بود.}
🖋مقدمه [الف] و [ب] مصباح يزدی كاملا درست است و مناقشهای در آن وجود ندارد. اما ايراد استدلال از مقدمه [ج] آغاز میشود. جناب مصباح يزدی در توضیح مقدمه «ج» مینویسد:
|▫️مقدمه سوم این استدلال شايد به تعبيری مهمترین مقدمه آن باشد. برای توضيح این مقدمه بهتر است از يکی، دو مثال استفاده کنيم:
فرض کنيد ده نفر انسان، آن هم از انسانهای ممتاز و برجسته كه وجود هر یک برای جامعه بسيار مفید و مؤثر است، در حال غرق شدن هستند و ما اگر با همه امكانات و تجهيزات و افراد نجات غریقی که در اختيار داريم وارد عمل شويم فقط میتوانیم جان هفت نفر از آنها را نجات دهیم و سه نفر دیگر غرق خواهند شد. در چنین وضعيتی عقل سلیم چه حکمی میكند؟ آيا میگوید چون نجات جان همه این ده نفر ممكن نيست و سه نفر آنها قطعا غرق خواهند شد، دیگر لزومی ندارد شما دست به هیچ اقدامی بزنید؟ یا میگوید اگر نجات جان همه ممكن بود البته برای نجات جان همه ده نفر اقدام كنیم، اما اگر نجات جان همه ده نفر ممکن نبود، در مورد هفت نفر باقیمانده تفاوتی نمیكند همه هفت نفر را نجات دهیم یا شش نفر را نجات دهیم یا پنج نفر را و یا آنكه فقط برای نجات جان یک نفر اقدام کنیم و به هر حال در صورتی که نجات جان همه ممکن نباشد، آنچه ضرورت دارد اصل اقدام برای نجات است. اما علیرغم امكان نجات جان همه هفت نفر باقیمانده، تفاوتی نمیكند که برای نجات جان همه هفت نفر اقدام كنیم یا برای اینکه قضاوت و حكم قطعی عقل این است كه اگر نجات جان همه ده نفر (مصلحت تام و کامل) ممکن نيست باید برای نجات جان همه هفت نفر باقیمانده (نزدیکترين مرتبه به مصلحت تام و کامل) اقدام کنیم و مجاز نيستیم حتی یک نفر را كنار بگذاریم، تا چه رسد به این که بخواهيم مثلا پنج یا شش نفر ديگر را هم به حال خود رها كنیم و برای نجات جان آنان هیچ اقدامی ننماییم؟ مسلم است که قضاوت و حكم قطعی عقل همین گزينه سوم خواهد بود و هيچ گزينه ديگری از نظر عقلی قابل قبول نیست. و یا فرض كنید انسانی در دریا مورد حمله كوسه واقع شده و ما اگر برای نجات جان او هم اقدام كنیم، قطعا كوسه یک يا دو پای او را قطع خواهد كرد و خلاصه اگر هم موفق شويم او را نجات دهيم حتما دچار نقص عضو خواهد شد.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ۱] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜در دو بخش نخست از سرى مطالب {بطلان ادله عقلى ولايت فقيه} به دو موضوع بنيادين در حيطه بحث پرداخته شد و در مطلب نخست ثابت شد كه با عقل محض نمیتوان به…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٢]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜سوال اين است که در این صحنه عقل ما چه حکمی میکند؟ آیا میگوید چون بالاخره نمیتوانيم او را كاملا صحیح و سالم بيرون بیاوریم بنابراين دیگر لازم نیست کاری انجام دهیم، بلکه كافی است بنشينیم و تماشا كنیم چه پيش میآید؟ یا عقل هر انسان عاقل و با وجدانی قطعا حكم میكند كه گرچه یقینا یک یا دو پای او قطع میشود و دچار نقص عضو خواهد شد، اما به هر حال باید برای نجات جانش اقدام كرد و عدم امكان نجات او بهطور كاملا صحيح و سالم (مصلحت صد در صد) مجوز عدم اقدام برای نجات يک انسان يک پا (مصلحت ناقص) و تماشای خورده شدن او توسط یک كوسه نخواهد بود؟ بهنظر میرسد پاسخ روشن است.
🖋مصباح يزدی در مقدمه سوم مرتكب خطای فاحشی شده است. اين که اگر درجايی نتوانيم یک فعلی را بهطور كامل ادا كنیم، عقل و شرع حكم کند که بهطور ناقص و در حد توان آن را انجام دهيم، هميشه صحيح نیست و در مورد بیشتر احكام شرعی، حتی نادرست نیز میباشد.
بهعنوان مثال شخص بيماری که توانایی گرفتن روزه را در ماه رمضان ندارد، بر او واجب نيست كه تا ظهر گرسنه و تشنه بماند و روزه ناقص بگيرد. مثال ديگر اينکه اگر كسی که اهل طهران است و استطاعت و توان رفتن به حج را نداشته باشد، بر او واجب نيست بهجای فريضه حج و زیارت خانه خدا به قم و زیارت بارگاه حضرت معصومه برود.
▪️اگر در مواردی اندک مانند نماز خواندن بهصورت نشسته، ما فعل نماز را نسبت به حالت ايستاده، ناقص انجام میدهيم، این موضوع خود حكم خاص داشته و طبق سنت انجام میشود و هرگز به اين صورت نيست که ما با عقل خود حكم کرده باشيم که اگر ايستاده خواندن نماز ممكن نيست، آن را نشسته بهجا بیاوريم. بنابراين شرط انجام یک فعل شرعی، داشتن توانايی و استطاعت انجام آن است. زمانی كه اين استطاعت وجود نداشته باشد، تكليف برداشته میشود و انجام نصفه و نيمه آن فعل بیمعنا و خارج از چارچوب شرع خواهد بود.
▪️ايراد ديگر این استدلال، طرز استنباط حكم مشروعيت خلافت فقيه از روی خلافت امام معصوم است. این كه اگر نتوانیم ۱۰ نفر از افراد صالح را نجات دهيم، بر ما واجب است به ۷ نفرشان كه توانایی نجاتشان را داريم امدادرسانی كنیم، مانند جواز شرعی تشكیل حكومت توسط فقيه در غياب معصوم نخواهد بود. زيرا نجات جان ۷ نفر از افراد صالح، با صرف نظر از وجود داشتن ۳ نفر ديگر، خود بهتنهايی لازم و ضروری است! يعنی لزوم نجات ۷ نفر از لزوم نجات ۱۰ نفرِ كامل، استنباط نمیشود و ۳ نفر ديگر بهغير از اين ۷ نفر، چه باشند و چه نباشند، نجات این ۷ نفر ضروری است و حكم ما در مورد ۷ نفرِ قابل نجات، مستقل از وجود ۳ نفرِ غيرقابل نجات است. البته اگر توانایی نجات ۳ نفر ديگر نیز مهيا باشد، لازم است آن ۳ فرد ديگر را نيز نجات دهيم. اما لزوم نجات ۷ نفر از لزوم نجات ۱۰ نفر استنباط نمیشود. این مسئله در مورد مثال كوسه نیز برقرار است. اینطور نيست كه از لزوم نجات فرد بهطور سالم، لزوم نجات یک فرد ناقص شده را نتيجه بگیریم. الزام نجات فرد ناقص بدون در نظر گرفتن نقص او، مستقلا ثابت است.
▪️اما در مورد مشروعيت حكومت فقيه، این موضوع صادق نيست! زیرا مصباح يزدی، مشروعيت دینی خلافت فقيه را بر اساس مشروعيت دينی حكومت معصوم استنتاج میكند! بنابراين وابستگی میان مشروعيت حكومت فقيه و حكومت معصوم وجود دارد! در حالی كه در مثالهایی که زده شد، لزوم انجام كار بهطور ناقص بدون در نظر گرفتن انجام كامل و تام آن، ثابت بوده و مستقل از آن است! در حقيقت كلام مصباح يزدی چيزی جز قياس معالفارق بین دو موضوع نامربوط و استنتاج غلط نیست.
🔻ممکن است طرفداران ولايت فقيه در اینجا اين ایراد را بگيرند که ما در مَثَل مناقشه کرديم و این خود نوعی مغالطه از جانب ما است. پاسخ ما به آنها دو بخش دارد.
▫️۱_ما اصل استدلال و ادعای مصباح يزدی را مردود و ابطال نموديم و نشان داديم که عدم توانایی انجام يک فعل در حوزه شرع، دليل بر انجام آن فعل بهطور ناقص نيست. مانند عدم توانايی روزه گرفتن در ماه رمضان. اگر هم انجام موردی بهطور ناقص بهجای انجام آن بهطور كامل مورد قبول باشد، مانند نماز نشسته، این مورد حكم خاص داشته و طبق سنت است، نه طبق حکم عقل!
▫️٢_در مناقشه پیرامون مَثَل، تغيير مثال مانع مناقشه خواهد بود. در حالی كه هر مثال ديگری نيز به جای دو مثال مصباح يزدی آورده شود، ايرادی كه توضيح داده شد، برقرار خواهد بود. لزوم انجام جزيی از كار، مستقل از لزوم انجام آن كار بهطور كامل، ثابت بوده و لزوم انجام جزء از لزوم انجام كل استنباط نمیشود. اما در مورد اثبات شرعی بودن حكومت فقيه بر اساس شرعی بودن حكومت معصوم، این استقلال وجود ندارد و مشروعيت خلافت فقيه، مستقلا ثابت نیست.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜سوال اين است که در این صحنه عقل ما چه حکمی میکند؟ آیا میگوید چون بالاخره نمیتوانيم او را كاملا صحیح و سالم بيرون بیاوریم بنابراين دیگر لازم نیست کاری انجام دهیم، بلکه كافی است بنشينیم و تماشا كنیم چه پيش میآید؟ یا عقل هر انسان عاقل و با وجدانی قطعا حكم میكند كه گرچه یقینا یک یا دو پای او قطع میشود و دچار نقص عضو خواهد شد، اما به هر حال باید برای نجات جانش اقدام كرد و عدم امكان نجات او بهطور كاملا صحيح و سالم (مصلحت صد در صد) مجوز عدم اقدام برای نجات يک انسان يک پا (مصلحت ناقص) و تماشای خورده شدن او توسط یک كوسه نخواهد بود؟ بهنظر میرسد پاسخ روشن است.
🖋مصباح يزدی در مقدمه سوم مرتكب خطای فاحشی شده است. اين که اگر درجايی نتوانيم یک فعلی را بهطور كامل ادا كنیم، عقل و شرع حكم کند که بهطور ناقص و در حد توان آن را انجام دهيم، هميشه صحيح نیست و در مورد بیشتر احكام شرعی، حتی نادرست نیز میباشد.
بهعنوان مثال شخص بيماری که توانایی گرفتن روزه را در ماه رمضان ندارد، بر او واجب نيست كه تا ظهر گرسنه و تشنه بماند و روزه ناقص بگيرد. مثال ديگر اينکه اگر كسی که اهل طهران است و استطاعت و توان رفتن به حج را نداشته باشد، بر او واجب نيست بهجای فريضه حج و زیارت خانه خدا به قم و زیارت بارگاه حضرت معصومه برود.
▪️اگر در مواردی اندک مانند نماز خواندن بهصورت نشسته، ما فعل نماز را نسبت به حالت ايستاده، ناقص انجام میدهيم، این موضوع خود حكم خاص داشته و طبق سنت انجام میشود و هرگز به اين صورت نيست که ما با عقل خود حكم کرده باشيم که اگر ايستاده خواندن نماز ممكن نيست، آن را نشسته بهجا بیاوريم. بنابراين شرط انجام یک فعل شرعی، داشتن توانايی و استطاعت انجام آن است. زمانی كه اين استطاعت وجود نداشته باشد، تكليف برداشته میشود و انجام نصفه و نيمه آن فعل بیمعنا و خارج از چارچوب شرع خواهد بود.
▪️ايراد ديگر این استدلال، طرز استنباط حكم مشروعيت خلافت فقيه از روی خلافت امام معصوم است. این كه اگر نتوانیم ۱۰ نفر از افراد صالح را نجات دهيم، بر ما واجب است به ۷ نفرشان كه توانایی نجاتشان را داريم امدادرسانی كنیم، مانند جواز شرعی تشكیل حكومت توسط فقيه در غياب معصوم نخواهد بود. زيرا نجات جان ۷ نفر از افراد صالح، با صرف نظر از وجود داشتن ۳ نفر ديگر، خود بهتنهايی لازم و ضروری است! يعنی لزوم نجات ۷ نفر از لزوم نجات ۱۰ نفرِ كامل، استنباط نمیشود و ۳ نفر ديگر بهغير از اين ۷ نفر، چه باشند و چه نباشند، نجات این ۷ نفر ضروری است و حكم ما در مورد ۷ نفرِ قابل نجات، مستقل از وجود ۳ نفرِ غيرقابل نجات است. البته اگر توانایی نجات ۳ نفر ديگر نیز مهيا باشد، لازم است آن ۳ فرد ديگر را نيز نجات دهيم. اما لزوم نجات ۷ نفر از لزوم نجات ۱۰ نفر استنباط نمیشود. این مسئله در مورد مثال كوسه نیز برقرار است. اینطور نيست كه از لزوم نجات فرد بهطور سالم، لزوم نجات یک فرد ناقص شده را نتيجه بگیریم. الزام نجات فرد ناقص بدون در نظر گرفتن نقص او، مستقلا ثابت است.
▪️اما در مورد مشروعيت حكومت فقيه، این موضوع صادق نيست! زیرا مصباح يزدی، مشروعيت دینی خلافت فقيه را بر اساس مشروعيت دينی حكومت معصوم استنتاج میكند! بنابراين وابستگی میان مشروعيت حكومت فقيه و حكومت معصوم وجود دارد! در حالی كه در مثالهایی که زده شد، لزوم انجام كار بهطور ناقص بدون در نظر گرفتن انجام كامل و تام آن، ثابت بوده و مستقل از آن است! در حقيقت كلام مصباح يزدی چيزی جز قياس معالفارق بین دو موضوع نامربوط و استنتاج غلط نیست.
🔻ممکن است طرفداران ولايت فقيه در اینجا اين ایراد را بگيرند که ما در مَثَل مناقشه کرديم و این خود نوعی مغالطه از جانب ما است. پاسخ ما به آنها دو بخش دارد.
▫️۱_ما اصل استدلال و ادعای مصباح يزدی را مردود و ابطال نموديم و نشان داديم که عدم توانایی انجام يک فعل در حوزه شرع، دليل بر انجام آن فعل بهطور ناقص نيست. مانند عدم توانايی روزه گرفتن در ماه رمضان. اگر هم انجام موردی بهطور ناقص بهجای انجام آن بهطور كامل مورد قبول باشد، مانند نماز نشسته، این مورد حكم خاص داشته و طبق سنت است، نه طبق حکم عقل!
▫️٢_در مناقشه پیرامون مَثَل، تغيير مثال مانع مناقشه خواهد بود. در حالی كه هر مثال ديگری نيز به جای دو مثال مصباح يزدی آورده شود، ايرادی كه توضيح داده شد، برقرار خواهد بود. لزوم انجام جزيی از كار، مستقل از لزوم انجام آن كار بهطور كامل، ثابت بوده و لزوم انجام جزء از لزوم انجام كل استنباط نمیشود. اما در مورد اثبات شرعی بودن حكومت فقيه بر اساس شرعی بودن حكومت معصوم، این استقلال وجود ندارد و مشروعيت خلافت فقيه، مستقلا ثابت نیست.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
▫️حدثنا علی بن أبی طالب أن رسولَ الله قال: ان قوما یمرقون من الاسلام کما یمرق السهم من الرمیه یقرئون القرآن لایتجاوز تراقیهم طوبی لمن قتلهم و قتلوه علامتهم رجل مخدج الید
▪️امام علی از پیامبر اسلام حدیث کرد که میگويد: قومی خواهد بود كه از اسلام خارج میشوند همچنانكه تير از كمان رها میشود قرآن را قرائت می كنند ولی از حلقشان بيشتر تجاوز نمی كند خوشا بحال كسی كه با آنها بجنگد يا به دست آنها كشته شود 👈🏿و علامت آنها مردی است كه دستش معیوب است.👉🏿
⚡️متن حديث هم به علت تعدد طرق حسن لغيره است. و حدیث حسن لغيره هم مقبول و مورد احتجاج است. اين حديث كاملا بر شخص خامنه ای چلاق و پیروانش منطبق میباشد👌🏿
========================
🚯 @ISLIE
▪️امام علی از پیامبر اسلام حدیث کرد که میگويد: قومی خواهد بود كه از اسلام خارج میشوند همچنانكه تير از كمان رها میشود قرآن را قرائت می كنند ولی از حلقشان بيشتر تجاوز نمی كند خوشا بحال كسی كه با آنها بجنگد يا به دست آنها كشته شود 👈🏿و علامت آنها مردی است كه دستش معیوب است.👉🏿
⚡️متن حديث هم به علت تعدد طرق حسن لغيره است. و حدیث حسن لغيره هم مقبول و مورد احتجاج است. اين حديث كاملا بر شخص خامنه ای چلاق و پیروانش منطبق میباشد👌🏿
========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٢] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜سوال اين است که در این صحنه عقل ما چه حکمی میکند؟ آیا میگوید چون بالاخره نمیتوانيم او را كاملا صحیح و سالم بيرون بیاوریم بنابراين دیگر لازم نیست…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٣]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜بنابراين اساس استدلال مصباح يزدی مخدوش و دارای قياسهای بیربط بوده و مناقشهای در مثال از جانب ما رخ نداده است. طبق منطق، اگر در یک استدلال، یكی از مقدمات مخدوش باشد، كل استدلال و نتيجه آن از درجه اعتبار ساقط خواهد بود. در اینجا مقدمه سوم برهان مصباح يزدی مخدوش شد. بنابرابن استدلال او ديگر معتبر نیست. اما برای تكمیل بحث، ادامه برهان را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.
▫️در مقدمه چهارم، مصباح يزدی بین امام معصوم و یک فرد دارای فقاهتِ عادل و باتقوا و مدبر، تناسبی و قرابت برقرار كرده و در نهايت نتیجه میگیرد:
{بر اساس این مقدمات كه صحت هر یک از آنها را جداگانه بررسی كردیم، نتیجه منطقی و قطعی اين است که در زمانی که دسترسی به معصوم و حکومت او نداریم، حتما باید سراغ فقیه جامعالشرايط برویم و اوست که حق حاکمیت دارد و با وجود چنین کسی در میان جامعه، حكومت و حاكمیت ديگران مجاز و مشروع نیست.}
🔺استدلال مصباح يزدی علاوه بر ايراد منطقی كه توضيح داده شد، در حوزه دينی نیز دارای خطايی بزرگ است كه نشان خواهيم داد. توجه به این نكته بسيار ضروری است كه استدلال او، مقایسه بين انواع مدلهای حكومتی و سبک و سنگين كردن بین آنها برای تولید یک نظريه سیاسیِ محض نيست. این استدلال، پيرامون مشروعيت الهی خلافت فقيه است. یعنی مصباح يزدی با این برهان، در حال رسیدن به حكم شرعی خداوند است.
▪️مصباح يزدی در این برهان، شباهتی بیاساس بین فقيه و معصوم مطرح میكند و از روی اين شباهت و مشروعيت حكومت معصوم، نتيجه میگیرد كه در عصر غيبت، چون فقیه بیشترين شباهت را به معصوم دارد، بنابراين حكومت او مشروعيت دینی دارد و كسی جز او مجاز به حكومت كردن بر جامعه نيست. مصباح يزدی در اينجا از روی مشروعیت حکومت معصوم، مشروعیت حكومت فقيه را نتیجه میگیرد. این کار مصباح یزدی نوعی قياس شرعی محسوب میشود که امری بسيار مذموم در حوزه دین و مذهب است. در گذشته در مطلب [بطلان قياس در رسيدن به حکم خدا]، باطل بودن این کار بهطور مختصر توضيح داده شد.
▫️علي بن إبراهیم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن محمد بن حکیم قال: قلت لأبي الحسن موسى: جعلت فداك فقهنا في الدين و أغنانا الله بكم عن الناس حتى أن الجماعة منا لتكون في المجلس ما يسأل رجل صاحبه تحضره المسألة و يحضره جوابها فيما من الله علينا بكم فربما و رد علينا الشئ لم يأتنا فيه عنك و لا عن آبائك شئ فنظرنا إلى أحسن ما يحضرنا و أوفق الأشياء لما جاءنا عنكم فنأخذ به؟ فقال هيهات هيهات، في ذلك والله هلك من هلك يا ابن حكيم، قال: ثم قال: لعن الله أبا حنيفة كان يقول: قال علي، و قلت. قال محمد بن حكيم لهشام بن الحكم: والله ما أردت إلا أن يرخص لي في القياس
▪️محمد بن حكیم گفت: به حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم عرض کردم:
قربانتان گردم! ما از بركت وجود شما در دین عالم شديم و خدا ما را از مردم بىنیاز كرد، تا جایی که جمعى از ما در مجلسى باشيم و کسى از رفیق خود چيزى نپرسد، زیرا آن مسئله و پاسخش را بهواسطه منتى كه خدا از برکت شما بر ما نهاده است، در خاطر دارد. اما گاهى مطلبى براى ما پيش مىآید كه از شما و پدران شما در مورد آن سخنى به ما نرسیده است و ما به بهترين وجهى که در نظر داريم، توجه میكنیم و راهى را که با اخبار رسیده از شما موافقتر است، انتخاب میکنیم.
حضرت فرمودند: هیهات! این راه چه دور از حقيقت است! اى پسر حکيم! خدا را قسم که هر كس هلاک شد، از همين راه هلاک شد. خدا لعنت کند ابوحنیفه را که میگفت: على چنان گفت و من چنین میگويم. ابن حكیم به هشام گفت: بهخدا قسم مقصود من اين بود که اجازهای برای قياس در احكام بگیرم.
🖋بسیار واضح است كه قیاس کردن در اخذ احكام شرعی، حتی اگر بهظاهر موافق عقل و نزدیک به اخبار و روايات هم باشد، هرگز راه صحيحی نيست. امام کاظم این كار راه هلاكت در دین بر ميشمارد. مصباح يزدی با همین قياس در حكم خدا، ولایتی طاغوتی را ولايت مشروع و الهی جلوه میدهد. آیا دور از تصور است که چنین چیزی طبق فرمایش امام کاظم، گمراهی و هلاكت باشد! ابوحنيفه در احكام و فروعات قياس میكرد و اینطور به صراحت مورد لعن امام قرار گرفت، اما مصباح يزدی در موضوع حساس ولايت كه از اساس اعتقادات است قياس میکند. آیا مصباح یزدی مورد لعن امام کاظم و ائمه ديگر نیست؟ آیا او با این استدلالهای باطل خود، باعث گمراهی ديگران نیست؟ آیا او حقيقتا نسبت به این موارد جهل دارد!؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
⚜بنابراين اساس استدلال مصباح يزدی مخدوش و دارای قياسهای بیربط بوده و مناقشهای در مثال از جانب ما رخ نداده است. طبق منطق، اگر در یک استدلال، یكی از مقدمات مخدوش باشد، كل استدلال و نتيجه آن از درجه اعتبار ساقط خواهد بود. در اینجا مقدمه سوم برهان مصباح يزدی مخدوش شد. بنابرابن استدلال او ديگر معتبر نیست. اما برای تكمیل بحث، ادامه برهان را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.
▫️در مقدمه چهارم، مصباح يزدی بین امام معصوم و یک فرد دارای فقاهتِ عادل و باتقوا و مدبر، تناسبی و قرابت برقرار كرده و در نهايت نتیجه میگیرد:
{بر اساس این مقدمات كه صحت هر یک از آنها را جداگانه بررسی كردیم، نتیجه منطقی و قطعی اين است که در زمانی که دسترسی به معصوم و حکومت او نداریم، حتما باید سراغ فقیه جامعالشرايط برویم و اوست که حق حاکمیت دارد و با وجود چنین کسی در میان جامعه، حكومت و حاكمیت ديگران مجاز و مشروع نیست.}
🔺استدلال مصباح يزدی علاوه بر ايراد منطقی كه توضيح داده شد، در حوزه دينی نیز دارای خطايی بزرگ است كه نشان خواهيم داد. توجه به این نكته بسيار ضروری است كه استدلال او، مقایسه بين انواع مدلهای حكومتی و سبک و سنگين كردن بین آنها برای تولید یک نظريه سیاسیِ محض نيست. این استدلال، پيرامون مشروعيت الهی خلافت فقيه است. یعنی مصباح يزدی با این برهان، در حال رسیدن به حكم شرعی خداوند است.
▪️مصباح يزدی در این برهان، شباهتی بیاساس بین فقيه و معصوم مطرح میكند و از روی اين شباهت و مشروعيت حكومت معصوم، نتيجه میگیرد كه در عصر غيبت، چون فقیه بیشترين شباهت را به معصوم دارد، بنابراين حكومت او مشروعيت دینی دارد و كسی جز او مجاز به حكومت كردن بر جامعه نيست. مصباح يزدی در اينجا از روی مشروعیت حکومت معصوم، مشروعیت حكومت فقيه را نتیجه میگیرد. این کار مصباح یزدی نوعی قياس شرعی محسوب میشود که امری بسيار مذموم در حوزه دین و مذهب است. در گذشته در مطلب [بطلان قياس در رسيدن به حکم خدا]، باطل بودن این کار بهطور مختصر توضيح داده شد.
▫️علي بن إبراهیم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن محمد بن حکیم قال: قلت لأبي الحسن موسى: جعلت فداك فقهنا في الدين و أغنانا الله بكم عن الناس حتى أن الجماعة منا لتكون في المجلس ما يسأل رجل صاحبه تحضره المسألة و يحضره جوابها فيما من الله علينا بكم فربما و رد علينا الشئ لم يأتنا فيه عنك و لا عن آبائك شئ فنظرنا إلى أحسن ما يحضرنا و أوفق الأشياء لما جاءنا عنكم فنأخذ به؟ فقال هيهات هيهات، في ذلك والله هلك من هلك يا ابن حكيم، قال: ثم قال: لعن الله أبا حنيفة كان يقول: قال علي، و قلت. قال محمد بن حكيم لهشام بن الحكم: والله ما أردت إلا أن يرخص لي في القياس
▪️محمد بن حكیم گفت: به حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم عرض کردم:
قربانتان گردم! ما از بركت وجود شما در دین عالم شديم و خدا ما را از مردم بىنیاز كرد، تا جایی که جمعى از ما در مجلسى باشيم و کسى از رفیق خود چيزى نپرسد، زیرا آن مسئله و پاسخش را بهواسطه منتى كه خدا از برکت شما بر ما نهاده است، در خاطر دارد. اما گاهى مطلبى براى ما پيش مىآید كه از شما و پدران شما در مورد آن سخنى به ما نرسیده است و ما به بهترين وجهى که در نظر داريم، توجه میكنیم و راهى را که با اخبار رسیده از شما موافقتر است، انتخاب میکنیم.
حضرت فرمودند: هیهات! این راه چه دور از حقيقت است! اى پسر حکيم! خدا را قسم که هر كس هلاک شد، از همين راه هلاک شد. خدا لعنت کند ابوحنیفه را که میگفت: على چنان گفت و من چنین میگويم. ابن حكیم به هشام گفت: بهخدا قسم مقصود من اين بود که اجازهای برای قياس در احكام بگیرم.
🖋بسیار واضح است كه قیاس کردن در اخذ احكام شرعی، حتی اگر بهظاهر موافق عقل و نزدیک به اخبار و روايات هم باشد، هرگز راه صحيحی نيست. امام کاظم این كار راه هلاكت در دین بر ميشمارد. مصباح يزدی با همین قياس در حكم خدا، ولایتی طاغوتی را ولايت مشروع و الهی جلوه میدهد. آیا دور از تصور است که چنین چیزی طبق فرمایش امام کاظم، گمراهی و هلاكت باشد! ابوحنيفه در احكام و فروعات قياس میكرد و اینطور به صراحت مورد لعن امام قرار گرفت، اما مصباح يزدی در موضوع حساس ولايت كه از اساس اعتقادات است قياس میکند. آیا مصباح یزدی مورد لعن امام کاظم و ائمه ديگر نیست؟ آیا او با این استدلالهای باطل خود، باعث گمراهی ديگران نیست؟ آیا او حقيقتا نسبت به این موارد جهل دارد!؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٣] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ⚜بنابراين اساس استدلال مصباح يزدی مخدوش و دارای قياسهای بیربط بوده و مناقشهای در مثال از جانب ما رخ نداده است. طبق منطق، اگر در یک استدلال، یكی از…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٤]
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
▫️و سأل محمد بن الحسن أبا الحسن موسى بمحضر من الرشید و هم بمکة فقال له أیجوز للمحرم أن یظلل علیه محمله؟ فقال له موسى لا یجوز له ذلك مع الاختیار. فقال له محمد بن الحسن أفیجوز أن یمشي تحت الظلال مختارا؟ فقال له نعم. فتضاحک محمد بن الحسن من ذلک فقال له أبو الحسن موسى أتعجب من سنة النبی و تستهزئ بها؟ إن رسول الله کشف ظلاله في إحرامه و مشى تحت الظلال و هو محرم إن أحکام الله تعالى يا محمد لا تقاس فمن قاس بعضها على بعض فقد ضل عن السبيل فسکت محمد بن الحسن لا یرجع جوابا.
▪️محمد بن حسن در مجلس هارون در مكه از امام موسی بن جعفر پرسيد: آيا برای فرد مُحرم، جايز است که زير سايه سقف مَحمِل خود برود؟ حضرت فرمودند: با اختيار برای او جايز نيست.
محمد بن حسن به حضرت گفت: آيا با اختيار برای او جايز است در سايه [معمولی] حركت كند؟ حضرت فرمودند: آری! با شنیدن اين پاسخ، محمد خنديد. حضرت به او فرمودند: آيا از سنت پیامبر تعجب نموده و آن را مسخره میكنی؟ رسول خدا سايهبان را در اِحرام از خود برداشتند، ولی در حالی كه مُحرم بودند، زیر سايه حركت میكردند. ای محمد احكام خداوند قابل قياس نيست. هر كسی قسمتی از آن را با قسمت ديگر قياس کند، از راه حق گمراه میشود.
محمد بن حسن خاموش شد و هيچ پاسخی نداد.
🖋اختلافی چنين اندک در دو مورد، اما نتيجهای بسيار متفاوت از يكدیگر! قیاس در جزيیترین امور مذهب هم سبب گمراهی است. آیا قياس مشروعیت خلافت فقيه از مشروعيت خلافت معصوم چيزی جز دوری از راه حق است؟ کسی که دين خدا را مسخره كرد، با شنیدن پاسخ امام ساکت شد. آیا مدعيان مشروعیت ولایت فقيه نیز پس از بطلان واضح این استدلالشان، خاموش شده و خطا را در اين مورد خواهند پذيرفت؟
▫️محمد بن إسماعیل، عن الفضل بن شاذان، عن صفوان بن یحيى، عن عبد الرحمن بن الحجاج، عن أبان بن تغلب عن أبي عبدالله قال: يا أبان! إن السنة إذا قيست محق الدين.
▪️امام صادق گفت: ای ابان! اگر سنت قياس شود، دين نابود میشود.
🔺در مورد ادعای گزاف اقربيت حكومت فقيه به حكومت امام معصوم كه مصباح يزدی در برهان خود آورده است، به مختصر سخنی از امام رضا درباره امامت بسنده میكنیم.
▫️هبهات هیهات، ضلت العقول، وتاهت الحلوم، وحارت الألباب، وخسئت العيون وتصاغرت العظماء، و تحیرت الحکماء، وتقاصرت الحلماء، وحصرت الخطباء، وجهلت الألباء، وکلت الشعراء، وعجزت الأدباء، وعییت البلغاء، عن وصف شأن من شأنه، أو فضیلة من فضائله، وأقرت بالعجز والتقصیر، وکيف يوصف بکله، أو ينعت بکنهه، أو يفهم شئ من أمره، أو يوجد من یقوم مقامه و يغني غناه، لا كيف و أنى؟ و هو بحيث النجم من يد المتناولين، و وصف الواصفین، فأين الاختيار من هذا؟ و أين العقول عن هذا؟ و أين یوجد مثل هذا؟!
▪️هيهات! هيهات! خردها دربارهاش گمراه و عقلها سرگردان و چشمها خيره اند. بزرگان در اينجا كوچک و حكیمان حيران و بردباران درمانده اند. خردمندان نادان و شعرا لال و گنگ و اديبان بهتنگ آمده اند. سخنوران بیزبان شده و از شرح یک مقام او عاجزند و وصف یكی از فضائلش را نيز ندانند و همه به ناتوانی خود معترف هستند. چگونه میتوان کُنه او را وصف نمود و اسرار او را فهميد. چطور كسی میتواند به جای او ايستد و حاجت مربوط به او را برآورده سازد؟ نه! چطور؟ از كجا؟ او در مقام خود مانند ستارهای است كه میدرخشد و از دسترس دستدرازكنندگان و وصف توصيف كنندگان فراتر است. انتخاب بشر کجا به این جایگاه میرسد؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️https://t.me/khod2/20241
🚯 @ISLIE
=========================
▫️و سأل محمد بن الحسن أبا الحسن موسى بمحضر من الرشید و هم بمکة فقال له أیجوز للمحرم أن یظلل علیه محمله؟ فقال له موسى لا یجوز له ذلك مع الاختیار. فقال له محمد بن الحسن أفیجوز أن یمشي تحت الظلال مختارا؟ فقال له نعم. فتضاحک محمد بن الحسن من ذلک فقال له أبو الحسن موسى أتعجب من سنة النبی و تستهزئ بها؟ إن رسول الله کشف ظلاله في إحرامه و مشى تحت الظلال و هو محرم إن أحکام الله تعالى يا محمد لا تقاس فمن قاس بعضها على بعض فقد ضل عن السبيل فسکت محمد بن الحسن لا یرجع جوابا.
▪️محمد بن حسن در مجلس هارون در مكه از امام موسی بن جعفر پرسيد: آيا برای فرد مُحرم، جايز است که زير سايه سقف مَحمِل خود برود؟ حضرت فرمودند: با اختيار برای او جايز نيست.
محمد بن حسن به حضرت گفت: آيا با اختيار برای او جايز است در سايه [معمولی] حركت كند؟ حضرت فرمودند: آری! با شنیدن اين پاسخ، محمد خنديد. حضرت به او فرمودند: آيا از سنت پیامبر تعجب نموده و آن را مسخره میكنی؟ رسول خدا سايهبان را در اِحرام از خود برداشتند، ولی در حالی كه مُحرم بودند، زیر سايه حركت میكردند. ای محمد احكام خداوند قابل قياس نيست. هر كسی قسمتی از آن را با قسمت ديگر قياس کند، از راه حق گمراه میشود.
محمد بن حسن خاموش شد و هيچ پاسخی نداد.
🖋اختلافی چنين اندک در دو مورد، اما نتيجهای بسيار متفاوت از يكدیگر! قیاس در جزيیترین امور مذهب هم سبب گمراهی است. آیا قياس مشروعیت خلافت فقيه از مشروعيت خلافت معصوم چيزی جز دوری از راه حق است؟ کسی که دين خدا را مسخره كرد، با شنیدن پاسخ امام ساکت شد. آیا مدعيان مشروعیت ولایت فقيه نیز پس از بطلان واضح این استدلالشان، خاموش شده و خطا را در اين مورد خواهند پذيرفت؟
▫️محمد بن إسماعیل، عن الفضل بن شاذان، عن صفوان بن یحيى، عن عبد الرحمن بن الحجاج، عن أبان بن تغلب عن أبي عبدالله قال: يا أبان! إن السنة إذا قيست محق الدين.
▪️امام صادق گفت: ای ابان! اگر سنت قياس شود، دين نابود میشود.
🔺در مورد ادعای گزاف اقربيت حكومت فقيه به حكومت امام معصوم كه مصباح يزدی در برهان خود آورده است، به مختصر سخنی از امام رضا درباره امامت بسنده میكنیم.
▫️هبهات هیهات، ضلت العقول، وتاهت الحلوم، وحارت الألباب، وخسئت العيون وتصاغرت العظماء، و تحیرت الحکماء، وتقاصرت الحلماء، وحصرت الخطباء، وجهلت الألباء، وکلت الشعراء، وعجزت الأدباء، وعییت البلغاء، عن وصف شأن من شأنه، أو فضیلة من فضائله، وأقرت بالعجز والتقصیر، وکيف يوصف بکله، أو ينعت بکنهه، أو يفهم شئ من أمره، أو يوجد من یقوم مقامه و يغني غناه، لا كيف و أنى؟ و هو بحيث النجم من يد المتناولين، و وصف الواصفین، فأين الاختيار من هذا؟ و أين العقول عن هذا؟ و أين یوجد مثل هذا؟!
▪️هيهات! هيهات! خردها دربارهاش گمراه و عقلها سرگردان و چشمها خيره اند. بزرگان در اينجا كوچک و حكیمان حيران و بردباران درمانده اند. خردمندان نادان و شعرا لال و گنگ و اديبان بهتنگ آمده اند. سخنوران بیزبان شده و از شرح یک مقام او عاجزند و وصف یكی از فضائلش را نيز ندانند و همه به ناتوانی خود معترف هستند. چگونه میتوان کُنه او را وصف نمود و اسرار او را فهميد. چطور كسی میتواند به جای او ايستد و حاجت مربوط به او را برآورده سازد؟ نه! چطور؟ از كجا؟ او در مقام خود مانند ستارهای است كه میدرخشد و از دسترس دستدرازكنندگان و وصف توصيف كنندگان فراتر است. انتخاب بشر کجا به این جایگاه میرسد؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢از افشاگری های مهم پیرامون ولایت فقیه توسط طرفدارانی که فهمیدند این رژیم نه اصلاح پذیر است و نه قرار است منجر به پیشرفت کشور ایران شود
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
⚡️نکات بسیار جالبی در نقد تفکر خامنه ای در این کلیپ بیان میشود[حتما ببینید]
============================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٤] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ▫️و سأل محمد بن الحسن أبا الحسن موسى بمحضر من الرشید و هم بمکة فقال له أیجوز للمحرم أن یظلل علیه محمله؟ فقال له موسى لا یجوز له ذلك مع الاختیار. فقال…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ۱]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜در دو بخش نخست از سلسله مطالب [بطلان ادله عقلی ولايت فقيه]، به دو ايراد اساسی و تاثيرگذار در كلام مدعيان مشروعيت ولایت فقيه پرداخته شد. در بخش سوم، اولين برهان آنها را كه بر مبنای لزوم حكومت در جامعه بود، مورد نقد و بررسی قرار داده و از لحاظ منطقی و شرعی، بهوضوح ابطال نموديم. در این بخش به یکی دیگر از براهین ولايت فقيه میپردازیم. اين برهان بر اساس لزوم اجرای احكام تنظيم شده است. از آنجایی كه لزوم اجرای احكام در عصر غيبت از اساسیترین دلایلی است كه برای اثبات مشروعيت خلافت فقها مورد تمسک قرار میگيرد، این موضوع را در سابق در سلسله مطالب [تعطيلی یا برپایی احكام الهی در عصر غيبت؟] بهطور مختصر اما كامل مورد بررسی قرار داديم.
▫️مصباح يزدی در بيان اين برهان در كتاب خود چنين مینويسد: {این دلیل نیز از مقدمات ذیل تشكیل میشود:
الف - ولايت بر اموال و اعراض و نفوس مردم، از شئون ربوبيت الهی است و تنها با نصب و اذن خدای متعال مشروعيت میيابد.
ب - این قدرت قانونی و حق تصرف در اعراض و نفوس مردم، از جانب خدای متعال به پيامبر اكرم و امامان معصوم داده شده است.
ج - در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند، يا بايد خداوند متعال از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد یا اجازه اجرای آن را به كسی كه اصلح از ديگران است داده باشد.
د - اما این كه خداوند در زمان عدم دسترسی جامعه به رهبر معصوم، از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد مستلزم ترجيح مرجوح بر راجح و نقض غرض و خلاف حكمت است. بنابراين فرض دوم ثابت میشود که ما به حكم قطعیِ عقل كشف میكنیم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام توسط كسی که اصلح از دیگران است داده شده است.
ه - فقیه جامعالشرایط، یعنی فقيهی كه از دو ویژگی تقوا و كارایی در مقام مديریت جامعه و تأمين مصالح آن برخوردار باشد، صلاحيتش از دیگران برای این امر بیشتر است.
پس: فقيه جامعالشرایط همان فرد اصلحی است كه در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند از طرف خدای متعال و اوليای معصوم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام به او داده شده است}
🔺اين برهان بیشتر از آنكه دليلی بر مشروعيت حكومت فقيه باشد، دلیلی بر لزوم اجرای احكام است. بنابراين برهان تام و كاملی نيست. احتمالا مقصود مصباح يزدی از اين برهان اين بوده كه در عصر غيبت بایستی احكام اجتماعی اجرا شوند و چون فقها بیشترين صلاحيت را در اين امور دارند، احكام بایستی توسط آنها اجرا شود. در نتيجه، برای اجرای احكام اجتماعی و حدود الهی، فقها بایستی حكومت داشته باشند. بنابراین حكومت ایشان مشروع است!
▪️مقدمه {الف} این برهان مدابق نظر شيعيان كاملا صحيح است. بسيار جای تعجب است كه مصباح یزدی و همقطاران او به لزوم اذن و حكم خداوند برای مشروعيت حاكمیتها اعتراف دارند، اما در جایی كه مشروعیت حكومت فقيه با اذن خدا ثابت نیست، عقل ناقص بشری را در راستای استخراج حكم الهی بهكار گرفته و از راههایی بسيار باطل، حكمی طبق اميال تباه خود و بهنام خداوند صادر میكنند!
▪️مقدمه {ب} نيز كاملا صحيح است. حجج الهی وظيفه تبلیغ، حفظ و اجرای شريعت را دارند. خداوند از موضوع مهم حكومت غافل نبوده است و اين بخش را به انسانهای قدرتطلب و درندهخو واگذار نكرده است. بنابراين افرادی پاک و دارای ملكه عصمت را برای برقراری عدالت و تعالی جامعه، برانگيخته است.
🖋اما ايراد برهان از مقدمات {ج} و {د} آغاز میشود. مصباح يزدی با مقايسه بين دو گزينه اجرای احكام الهی به دست فقها و بد بودن اجرا نشدن احكام الهی در عصر غيبت، نتيجه میگيرد كه خداوند قطعا مورد اول را كه ظاهرا ارجح به مورد دوم است، انتخاب میكند. اما اين مقایسه، بسيار ناقص است. قبل از نقد و ابطال اين بخش استدلال، اجازه دهيد شرح پیرامون این دو مقدمه را بخوانيم.
▫️مصباح يزدی در توضيح مقدمههای سوم و چهارم مینويسد: {مقدمه سوم و چهارم در واقع پاسخ به اين سؤال است كه اگر در زمانی مثل زمان ما مردم به پيامبر و امام معصوم دسترسی نداشتند، تکليف چيست؟ آيا علیرغم وجود احكام اجتماعی فراوان كه اجرای آنها مستلزم داشتن تشكیلات حكومتی و قدرت سياسی است، خداوند متعال از اين احكام صرف نظر كرده و آنها را به كنار مینهد و تنها به احكام فردی اسلام و اجرای آنها بسنده میكند يا همچنان بر اجرای احكام اجتماعی اسلام تاكید دارد؟ به عبارت ديگر، در زمان عدم حضور معصوم در جامعه، عقلا دو فرض بیشتر متصور نيست: یا غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق میگيرد یا تعلق نمیگيرد. اكنون صحت و سقم هر يک از این دو گزينه را بررسی میكنیم.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜در دو بخش نخست از سلسله مطالب [بطلان ادله عقلی ولايت فقيه]، به دو ايراد اساسی و تاثيرگذار در كلام مدعيان مشروعيت ولایت فقيه پرداخته شد. در بخش سوم، اولين برهان آنها را كه بر مبنای لزوم حكومت در جامعه بود، مورد نقد و بررسی قرار داده و از لحاظ منطقی و شرعی، بهوضوح ابطال نموديم. در این بخش به یکی دیگر از براهین ولايت فقيه میپردازیم. اين برهان بر اساس لزوم اجرای احكام تنظيم شده است. از آنجایی كه لزوم اجرای احكام در عصر غيبت از اساسیترین دلایلی است كه برای اثبات مشروعيت خلافت فقها مورد تمسک قرار میگيرد، این موضوع را در سابق در سلسله مطالب [تعطيلی یا برپایی احكام الهی در عصر غيبت؟] بهطور مختصر اما كامل مورد بررسی قرار داديم.
▫️مصباح يزدی در بيان اين برهان در كتاب خود چنين مینويسد: {این دلیل نیز از مقدمات ذیل تشكیل میشود:
الف - ولايت بر اموال و اعراض و نفوس مردم، از شئون ربوبيت الهی است و تنها با نصب و اذن خدای متعال مشروعيت میيابد.
ب - این قدرت قانونی و حق تصرف در اعراض و نفوس مردم، از جانب خدای متعال به پيامبر اكرم و امامان معصوم داده شده است.
ج - در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند، يا بايد خداوند متعال از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد یا اجازه اجرای آن را به كسی كه اصلح از ديگران است داده باشد.
د - اما این كه خداوند در زمان عدم دسترسی جامعه به رهبر معصوم، از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد مستلزم ترجيح مرجوح بر راجح و نقض غرض و خلاف حكمت است. بنابراين فرض دوم ثابت میشود که ما به حكم قطعیِ عقل كشف میكنیم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام توسط كسی که اصلح از دیگران است داده شده است.
ه - فقیه جامعالشرایط، یعنی فقيهی كه از دو ویژگی تقوا و كارایی در مقام مديریت جامعه و تأمين مصالح آن برخوردار باشد، صلاحيتش از دیگران برای این امر بیشتر است.
پس: فقيه جامعالشرایط همان فرد اصلحی است كه در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند از طرف خدای متعال و اوليای معصوم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام به او داده شده است}
🔺اين برهان بیشتر از آنكه دليلی بر مشروعيت حكومت فقيه باشد، دلیلی بر لزوم اجرای احكام است. بنابراين برهان تام و كاملی نيست. احتمالا مقصود مصباح يزدی از اين برهان اين بوده كه در عصر غيبت بایستی احكام اجتماعی اجرا شوند و چون فقها بیشترين صلاحيت را در اين امور دارند، احكام بایستی توسط آنها اجرا شود. در نتيجه، برای اجرای احكام اجتماعی و حدود الهی، فقها بایستی حكومت داشته باشند. بنابراین حكومت ایشان مشروع است!
▪️مقدمه {الف} این برهان مدابق نظر شيعيان كاملا صحيح است. بسيار جای تعجب است كه مصباح یزدی و همقطاران او به لزوم اذن و حكم خداوند برای مشروعيت حاكمیتها اعتراف دارند، اما در جایی كه مشروعیت حكومت فقيه با اذن خدا ثابت نیست، عقل ناقص بشری را در راستای استخراج حكم الهی بهكار گرفته و از راههایی بسيار باطل، حكمی طبق اميال تباه خود و بهنام خداوند صادر میكنند!
▪️مقدمه {ب} نيز كاملا صحيح است. حجج الهی وظيفه تبلیغ، حفظ و اجرای شريعت را دارند. خداوند از موضوع مهم حكومت غافل نبوده است و اين بخش را به انسانهای قدرتطلب و درندهخو واگذار نكرده است. بنابراين افرادی پاک و دارای ملكه عصمت را برای برقراری عدالت و تعالی جامعه، برانگيخته است.
🖋اما ايراد برهان از مقدمات {ج} و {د} آغاز میشود. مصباح يزدی با مقايسه بين دو گزينه اجرای احكام الهی به دست فقها و بد بودن اجرا نشدن احكام الهی در عصر غيبت، نتيجه میگيرد كه خداوند قطعا مورد اول را كه ظاهرا ارجح به مورد دوم است، انتخاب میكند. اما اين مقایسه، بسيار ناقص است. قبل از نقد و ابطال اين بخش استدلال، اجازه دهيد شرح پیرامون این دو مقدمه را بخوانيم.
▫️مصباح يزدی در توضيح مقدمههای سوم و چهارم مینويسد: {مقدمه سوم و چهارم در واقع پاسخ به اين سؤال است كه اگر در زمانی مثل زمان ما مردم به پيامبر و امام معصوم دسترسی نداشتند، تکليف چيست؟ آيا علیرغم وجود احكام اجتماعی فراوان كه اجرای آنها مستلزم داشتن تشكیلات حكومتی و قدرت سياسی است، خداوند متعال از اين احكام صرف نظر كرده و آنها را به كنار مینهد و تنها به احكام فردی اسلام و اجرای آنها بسنده میكند يا همچنان بر اجرای احكام اجتماعی اسلام تاكید دارد؟ به عبارت ديگر، در زمان عدم حضور معصوم در جامعه، عقلا دو فرض بیشتر متصور نيست: یا غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق میگيرد یا تعلق نمیگيرد. اكنون صحت و سقم هر يک از این دو گزينه را بررسی میكنیم.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢خامنه ای تحصیلات حوزوی اش جعلی است !!!
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ۱] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ⚜در دو بخش نخست از سلسله مطالب [بطلان ادله عقلی ولايت فقيه]، به دو ايراد اساسی و تاثيرگذار در كلام مدعيان مشروعيت ولایت فقيه پرداخته شد. در بخش سوم،…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٢]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜اگر بگوييم در زمان عدم حضور معصوم غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق نگرفته و خداوند از آنها دست بر میدارد و آنها را تعطيل میكند و تنها به احكام فردی اسلام از قبيل نماز و روزه و حج و طهارت و نجاست اكتفا میكند لازمه اين فرض، نقض غرض و خلاف حكمت و ترجيح مرجوح از جانب خداوند است كه محال است. توضيح اين که: اصولا ما معتقديم برقراری تشكيلاتی به نام دستگاه نبوت و فرستادن پيامبران و شرايع آسمانی بر اين اساس بوده كه خدا، اين جهان و از جمله انسان را بيهوده و عبث نیافريده بلكه غرضش به كمال رساندن هر موجودی به تناسب و فراخور ظرفيت وجودى آن موجود بوده است. انسان هم از اين قاعده مستثنی نيست و برای رسيدن به كمال انسانی خلق شده است. اما از آنجا كه عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمايی كرده است و تمامی دستورات و احكامی كه در دين آمده است به نوعی در كمال انسان تاثير دارد. بنابراين، دين در واقع همان برنامهای است كه برای به كمال رسيدن انسانها ارائه شده است. با چنين تحليلی، اكنون اگر فرض كنیم كه خدای متعال بخش زيادی از احكام اسلام را تعطيل كرده و از آنها دست برداشته است اين بدان معناست كه خداوند غرض خود را كه به كمال رسيدن انسان بوده نقض كرده باشد. زيرا آنچه كه سعادت انسان را تأمين میكند و او را به كمالی در خور و متناسب با ظرفيت وجودی اوست میرساند مجموعه احكام و دستورات دین است نه فقط بخشی از آن. و به همين دلیل هم ايمان و عمل به بخشی از تعاليم دين و نپذيرفتن و انكار بخشی از آن بهشدت در قرآن نفی شده است. أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ و اصولا اگر احكام اجتماعی اسلام هيچ تأثیری در سعادت و كمال انسان نداشت از ابتدا وضع نمیشد. بنابراين، تاثير اين دسته از احكام در سعادت و كمال انسان قطعی است و با اين حساب بديهی است كه تعطيل آنها مخل به كمال و سعادت انسان و خلاف حكمت است و از خداوند حكیم على الاطلاق محال است
🖋نكته بسيار جالب در سخنان مصباح يزدی، تناقضات گفتار او است! او در جايی ادعا میكند: [لازم نيست برای اثبات يک حكم شرعی حتما آيه يا روايتی در دست داشته باشيم بلكه میتوان با استفاده از عقل و دليل عقلی معتبر نيز به حكمی از احكام شريعت اسلام دست يافت و آن را اثبات نمود.]
#سپس در توضيحات مقدمههای سوم و چهارم برهان فعلی میگويد: [اما از آنجا که عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمایی كرده است.]
▪️مصباح يزدی در جايی عقل را برای رسيدن به احكام شريعت بدون آيه و روايت كافی میداند، اما در جايی ديگر عقل انسان را برای رسيدن به سعادت كافی نمیداند و احكام شريعت و دستورات دين را برای رسيدن به سعادت الزامی میداند. همان احكامی كه بدون آيه و روايت و فقط با حكم عقل میتوان به آنها رسيد!! یعنی عقل هم برای رسيدن حكم شرعی بدون آيه و روايت كافی است، هم برای رسيدن به سعادت بشری قدرت كافی ندارد و نيازمند احكامی از جانب خدا است كه طبق ادعای اول، خود عقل مستقلا میتواند به آنها برسد! یعنی همزمان عقل هم كافی است و هم كافی نیست و این تناقض است! 😄
▪️هنر اصلی مصباح يزدی و همفكرانش که نظريهپردازان دستگاه خلافت و ولايت فقيه اند، اين است كه خلاف حكمت را حكمت جلوه دهند و حكمت را خلاف حكمت و با بافتن رطب و يابس به همديگر، نتيجه دلخواه خود را حاصل كرده و عده زيادی را نيز گمراه كنند. اما از آنجایی كه كلامشان كاملا حق نیست و در كلام حق، اباطيلی نمیتوان يافت، گاهی تناقضی میگويند و اين گونه رسوا میشوند.
▪️برپا شدن حدود الهى كه برای سعادت انسانها وضع شده، مطلوب خداوند است، اما نه به هر قيمتی! این موضوع داراى شرايطی است كه اگر مهيا نباشند، اجرا نمودن احكام و حدود باعث فساد و نقض غرض خواهد بود. بنابراين تعطيل بودن حدود الهی و آن احكام اجتماعی، در صورت عدم وجود آن شرايط، طبق حكمت خداوند خواهد بود.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜اگر بگوييم در زمان عدم حضور معصوم غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق نگرفته و خداوند از آنها دست بر میدارد و آنها را تعطيل میكند و تنها به احكام فردی اسلام از قبيل نماز و روزه و حج و طهارت و نجاست اكتفا میكند لازمه اين فرض، نقض غرض و خلاف حكمت و ترجيح مرجوح از جانب خداوند است كه محال است. توضيح اين که: اصولا ما معتقديم برقراری تشكيلاتی به نام دستگاه نبوت و فرستادن پيامبران و شرايع آسمانی بر اين اساس بوده كه خدا، اين جهان و از جمله انسان را بيهوده و عبث نیافريده بلكه غرضش به كمال رساندن هر موجودی به تناسب و فراخور ظرفيت وجودى آن موجود بوده است. انسان هم از اين قاعده مستثنی نيست و برای رسيدن به كمال انسانی خلق شده است. اما از آنجا كه عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمايی كرده است و تمامی دستورات و احكامی كه در دين آمده است به نوعی در كمال انسان تاثير دارد. بنابراين، دين در واقع همان برنامهای است كه برای به كمال رسيدن انسانها ارائه شده است. با چنين تحليلی، اكنون اگر فرض كنیم كه خدای متعال بخش زيادی از احكام اسلام را تعطيل كرده و از آنها دست برداشته است اين بدان معناست كه خداوند غرض خود را كه به كمال رسيدن انسان بوده نقض كرده باشد. زيرا آنچه كه سعادت انسان را تأمين میكند و او را به كمالی در خور و متناسب با ظرفيت وجودی اوست میرساند مجموعه احكام و دستورات دین است نه فقط بخشی از آن. و به همين دلیل هم ايمان و عمل به بخشی از تعاليم دين و نپذيرفتن و انكار بخشی از آن بهشدت در قرآن نفی شده است. أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ و اصولا اگر احكام اجتماعی اسلام هيچ تأثیری در سعادت و كمال انسان نداشت از ابتدا وضع نمیشد. بنابراين، تاثير اين دسته از احكام در سعادت و كمال انسان قطعی است و با اين حساب بديهی است كه تعطيل آنها مخل به كمال و سعادت انسان و خلاف حكمت است و از خداوند حكیم على الاطلاق محال است
🖋نكته بسيار جالب در سخنان مصباح يزدی، تناقضات گفتار او است! او در جايی ادعا میكند: [لازم نيست برای اثبات يک حكم شرعی حتما آيه يا روايتی در دست داشته باشيم بلكه میتوان با استفاده از عقل و دليل عقلی معتبر نيز به حكمی از احكام شريعت اسلام دست يافت و آن را اثبات نمود.]
#سپس در توضيحات مقدمههای سوم و چهارم برهان فعلی میگويد: [اما از آنجا که عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمایی كرده است.]
▪️مصباح يزدی در جايی عقل را برای رسيدن به احكام شريعت بدون آيه و روايت كافی میداند، اما در جايی ديگر عقل انسان را برای رسيدن به سعادت كافی نمیداند و احكام شريعت و دستورات دين را برای رسيدن به سعادت الزامی میداند. همان احكامی كه بدون آيه و روايت و فقط با حكم عقل میتوان به آنها رسيد!! یعنی عقل هم برای رسيدن حكم شرعی بدون آيه و روايت كافی است، هم برای رسيدن به سعادت بشری قدرت كافی ندارد و نيازمند احكامی از جانب خدا است كه طبق ادعای اول، خود عقل مستقلا میتواند به آنها برسد! یعنی همزمان عقل هم كافی است و هم كافی نیست و این تناقض است! 😄
▪️هنر اصلی مصباح يزدی و همفكرانش که نظريهپردازان دستگاه خلافت و ولايت فقيه اند، اين است كه خلاف حكمت را حكمت جلوه دهند و حكمت را خلاف حكمت و با بافتن رطب و يابس به همديگر، نتيجه دلخواه خود را حاصل كرده و عده زيادی را نيز گمراه كنند. اما از آنجایی كه كلامشان كاملا حق نیست و در كلام حق، اباطيلی نمیتوان يافت، گاهی تناقضی میگويند و اين گونه رسوا میشوند.
▪️برپا شدن حدود الهى كه برای سعادت انسانها وضع شده، مطلوب خداوند است، اما نه به هر قيمتی! این موضوع داراى شرايطی است كه اگر مهيا نباشند، اجرا نمودن احكام و حدود باعث فساد و نقض غرض خواهد بود. بنابراين تعطيل بودن حدود الهی و آن احكام اجتماعی، در صورت عدم وجود آن شرايط، طبق حكمت خداوند خواهد بود.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢خامنه ای تحصیلات حوزوی اش جعلی است !!!
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٢] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ⚜اگر بگوييم در زمان عدم حضور معصوم غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق نگرفته و خداوند از آنها دست بر میدارد و آنها را تعطيل میكند و…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٣]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜این شرايط، با وجود صفاتی كه خدا در امام برگزيده خود قرار داده تا اين امور را بر عهده بگيرد، برقرار است. اما آيا در غير امام منصوب خداوند نيز برقرار است!؟ از جمله صفات لازم برای برپايی حدود و احكام الهی در جامعه، عصمت است. عصمت آن ضمانت الهى است كه تضمين میدهد از شخص معصوم، خطايی سر نزند. گويا ملكه عصمت از ديد مصباح يزدی و همقطاران او، صرفا يک تَفَضّل و برتری غير ضروری از جانب خداوند به ائمه است و وجود اين صفت برای فردی كه قصد انجام وظايف معصوم را دارد، صرفا يک امتياز غير لازم و البته دستنيافتنی است كه عدم وجودش، مشكلی در رسيدن به هدف تعيين شده ايجاد نخواهد كرد.
▪️علامه حلی در كتاب «الالفين» درباره اهميت عصمت در اجرای احكام مینويسد: {عصمة الامام أهم من شرع الحدود فی الغرض المطلوب فی شرع الحدود وشرع الحدود واجب فعصمة الإمام واجبة أما الأولى فلأن الغرض في المطلوب فی شرع الحدود ردع المفسدة وحمل الناس علی فعل الواجبات وترك المحرمات کلها ولا یتم ذلك إلا بحافظ للشرع ومقیم للحدود فالغایة المطلوبة من نصب الحدود لا تحصل إلا بحافظ الشرع المقیم وذلك هو الإمام فالإمام أدخل في الغایة وهو العلة القریبة لحصولها فکان أهم وکونه غیر معصوم مؤد إلى عدم الوثوق بحصول الغایة منه بل یجوز أن یحصل منه ضدها فیناقض الغرض من نصب الحدود}
▫️عِصمت رهبر از برقرار كردن حدود شرعى در هدفِ مَطلوب از حدود شرعى واجب مهمتر است. پس عصمت رهبر نیز واجب است. هدفِ مطلوب از برقرار كردن حدود، برطرف كردن مفسده و وادار كردن مردم براى انجام واجبات و ترک همه محرمات است. و آن فقط در صورتى انجام میگيرد كه كسی احكام شرعی را حفظ و حدود را اجرا كند و آن امام است كه تاثیرش در رسيدن به هدف و نزديک شدن به اطاعت بيشتر میباشد. پس اهميتش بيشتر است و برای رسيدن به هدف، نمیتوان به غير معصوم اعتماد كرد، بلكه جايز است خلاف اين امر برقرار باشد. بنابراين با برپا نمودن حدود [توسط غير معصوم]، نقض غرض به وجود میآيد.
🔺علامه حلى به درستى توضيح میدهد که علتى كه به مقصود تعيين شده میرسد، عصمت مجرى حدود است، نه اجراى حدود به هر قيمتی! خداوند امر اجرای دين را هرگز به شخص خاطی و غير معصوم نمیسپارد. زيرا خود اين امر موجب رسيدن از هدف و نقض غرض خواهد شد.
▫️علامه حلی در جای ديگری مینويسد: العلة الموجبة لنصب الإمام لإقامة الحدود جواز وجوبها على المکلف المعلول لعدم العصمة، فلو لم یکن الإمام معصوما لزم أحد الأمرین أما الترجیح بلا مرجح، وأما التناقض والتالي بقسمیه باطل.بیان الملازمة أن الإمام إذا لم يکن معصوما وجد منه علة نصب مقیم الحدود فیه فإما أن لا یشرع لأحد إقامة الحد علیه أو یشرع فإن کان الأول لزم الترجیح من غیر مرجح، إذ علة نصب مقیم علیه موجودة فیه ونصبه على المکلفين الباقین دونه یستلزم ذلك وهو أیضا خارق للإجماع، وإن کان الثاني فأما الرعیة فیلزم غلبته علیهم وغلبتهم علیه وهو تناقض.
▪️علتی كه موجب نصب رهبر برای اقامه حدود و اجازه وجوب است، عدم عصمت است. بنابراين اگر رهبر معصوم نباشد، يكی از دو مورد زير پيش میآيد که يا ترجيح بدون مرجح است و يا تناقض كه نتيجه هر دو باطل است.
بيان ملازمت: اگر رهبر معصوم نباشد و علت نصب او، برقرار كردن حدود باشد. پس یا كسی نمیتواند حد را بر او جاری كند يا میتواند. در حالت اول لازمهاش ترجيح بلامرجح است، زیرا علت نصب او اجرای حدود است و نصبش بر بقيه مكلفين به جز خودش مستلزم آن است كه همچنين مخالف اجماع مى باشد. اگر حالت دوم برقرار باشد، بنابراين پيروان و اتباع او بايد بر چيره شده و حد جاری كنند، در حالی كه فرض بر اين است كه رهبر بر پيروان غلبه دارد و اين حالت نيز تناقض است.
🖋 در اينجا علامه حلی يک علت ديگر برای لزوم عصمت رهبر جامعه كه حدود و احكام را جاری میكند، بيان مینمايد. كسی كه عصمت نداشته باشد و مرتكب گناه مستحق حد شود، چطور حد بر او اجرا شود؟ آيا بايد در اين باره چشم پوشيد؟ پس حدود الهى ناقص اجرا ميشود، در حالی كه فرض بر اين بود كه كاملا اجرا شوند. آيا بايد بر رهبر جامعه حد جاری كرد؟ چطور كسی كه تحت ولايت رهبر جامعه است، بر رهبر خود حد جاری میكند؟ مگر غير از اين است كه پيروان بايد تابع رهبر خود باشند. در این صورت چه مشروعيتی برای رهبر باقی میماند؟ آیا ضوابط الهی تا اين حد فشل است؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜این شرايط، با وجود صفاتی كه خدا در امام برگزيده خود قرار داده تا اين امور را بر عهده بگيرد، برقرار است. اما آيا در غير امام منصوب خداوند نيز برقرار است!؟ از جمله صفات لازم برای برپايی حدود و احكام الهی در جامعه، عصمت است. عصمت آن ضمانت الهى است كه تضمين میدهد از شخص معصوم، خطايی سر نزند. گويا ملكه عصمت از ديد مصباح يزدی و همقطاران او، صرفا يک تَفَضّل و برتری غير ضروری از جانب خداوند به ائمه است و وجود اين صفت برای فردی كه قصد انجام وظايف معصوم را دارد، صرفا يک امتياز غير لازم و البته دستنيافتنی است كه عدم وجودش، مشكلی در رسيدن به هدف تعيين شده ايجاد نخواهد كرد.
▪️علامه حلی در كتاب «الالفين» درباره اهميت عصمت در اجرای احكام مینويسد: {عصمة الامام أهم من شرع الحدود فی الغرض المطلوب فی شرع الحدود وشرع الحدود واجب فعصمة الإمام واجبة أما الأولى فلأن الغرض في المطلوب فی شرع الحدود ردع المفسدة وحمل الناس علی فعل الواجبات وترك المحرمات کلها ولا یتم ذلك إلا بحافظ للشرع ومقیم للحدود فالغایة المطلوبة من نصب الحدود لا تحصل إلا بحافظ الشرع المقیم وذلك هو الإمام فالإمام أدخل في الغایة وهو العلة القریبة لحصولها فکان أهم وکونه غیر معصوم مؤد إلى عدم الوثوق بحصول الغایة منه بل یجوز أن یحصل منه ضدها فیناقض الغرض من نصب الحدود}
▫️عِصمت رهبر از برقرار كردن حدود شرعى در هدفِ مَطلوب از حدود شرعى واجب مهمتر است. پس عصمت رهبر نیز واجب است. هدفِ مطلوب از برقرار كردن حدود، برطرف كردن مفسده و وادار كردن مردم براى انجام واجبات و ترک همه محرمات است. و آن فقط در صورتى انجام میگيرد كه كسی احكام شرعی را حفظ و حدود را اجرا كند و آن امام است كه تاثیرش در رسيدن به هدف و نزديک شدن به اطاعت بيشتر میباشد. پس اهميتش بيشتر است و برای رسيدن به هدف، نمیتوان به غير معصوم اعتماد كرد، بلكه جايز است خلاف اين امر برقرار باشد. بنابراين با برپا نمودن حدود [توسط غير معصوم]، نقض غرض به وجود میآيد.
🔺علامه حلى به درستى توضيح میدهد که علتى كه به مقصود تعيين شده میرسد، عصمت مجرى حدود است، نه اجراى حدود به هر قيمتی! خداوند امر اجرای دين را هرگز به شخص خاطی و غير معصوم نمیسپارد. زيرا خود اين امر موجب رسيدن از هدف و نقض غرض خواهد شد.
▫️علامه حلی در جای ديگری مینويسد: العلة الموجبة لنصب الإمام لإقامة الحدود جواز وجوبها على المکلف المعلول لعدم العصمة، فلو لم یکن الإمام معصوما لزم أحد الأمرین أما الترجیح بلا مرجح، وأما التناقض والتالي بقسمیه باطل.بیان الملازمة أن الإمام إذا لم يکن معصوما وجد منه علة نصب مقیم الحدود فیه فإما أن لا یشرع لأحد إقامة الحد علیه أو یشرع فإن کان الأول لزم الترجیح من غیر مرجح، إذ علة نصب مقیم علیه موجودة فیه ونصبه على المکلفين الباقین دونه یستلزم ذلك وهو أیضا خارق للإجماع، وإن کان الثاني فأما الرعیة فیلزم غلبته علیهم وغلبتهم علیه وهو تناقض.
▪️علتی كه موجب نصب رهبر برای اقامه حدود و اجازه وجوب است، عدم عصمت است. بنابراين اگر رهبر معصوم نباشد، يكی از دو مورد زير پيش میآيد که يا ترجيح بدون مرجح است و يا تناقض كه نتيجه هر دو باطل است.
بيان ملازمت: اگر رهبر معصوم نباشد و علت نصب او، برقرار كردن حدود باشد. پس یا كسی نمیتواند حد را بر او جاری كند يا میتواند. در حالت اول لازمهاش ترجيح بلامرجح است، زیرا علت نصب او اجرای حدود است و نصبش بر بقيه مكلفين به جز خودش مستلزم آن است كه همچنين مخالف اجماع مى باشد. اگر حالت دوم برقرار باشد، بنابراين پيروان و اتباع او بايد بر چيره شده و حد جاری كنند، در حالی كه فرض بر اين است كه رهبر بر پيروان غلبه دارد و اين حالت نيز تناقض است.
🖋 در اينجا علامه حلی يک علت ديگر برای لزوم عصمت رهبر جامعه كه حدود و احكام را جاری میكند، بيان مینمايد. كسی كه عصمت نداشته باشد و مرتكب گناه مستحق حد شود، چطور حد بر او اجرا شود؟ آيا بايد در اين باره چشم پوشيد؟ پس حدود الهى ناقص اجرا ميشود، در حالی كه فرض بر اين بود كه كاملا اجرا شوند. آيا بايد بر رهبر جامعه حد جاری كرد؟ چطور كسی كه تحت ولايت رهبر جامعه است، بر رهبر خود حد جاری میكند؟ مگر غير از اين است كه پيروان بايد تابع رهبر خود باشند. در این صورت چه مشروعيتی برای رهبر باقی میماند؟ آیا ضوابط الهی تا اين حد فشل است؟
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢خامنه ای تحصیلات حوزوی اش جعلی است !!!
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٣] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ⚜این شرايط، با وجود صفاتی كه خدا در امام برگزيده خود قرار داده تا اين امور را بر عهده بگيرد، برقرار است. اما آيا در غير امام منصوب خداوند نيز برقرار…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٤]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜ممكن است پيروان ولايت فقيه مناقشه كنند كه واليان امام على نيز عصمت نداشتند، اما از جانب امام حدود الهی را جاری میكردند. اين مناقشه سخن جديدی نيست و از جانب پيروان عامه نيز برای خدشه به استدلال مذهب اماميه مطرح شده است. پاسخ بسيار ساده است. اگر اميران و واليان حكومت معصوم، مرتكب گناهی كه مستحق حد است بشوند، امام آنها را توبيخ و تنبيه میكند، اما خود امام در صورت وجود عصمت در ايشان، هرگز دچار خطای مستحق حد نخواهند شد! اگر امام هم دچار خطای مستحق حد شود، لازم خواهد بود كه شخص ديگری بر او حد اجرا نمايد و همين شرايط در مورد او صادق خواهد بود. بنابراين در مورد مجريان حد، تسلسل رخ خواهد داد كه باطل است. بنابراين در صورت اجرای حد در جامعه، بايستی امام معصوم نيز حضور داشته باشند تا ضامن عدم تسلسل در اجرای حدود شوند. زيرا شخص دارای عصمت، هرگز مستحق حد نخواهد شد.
▫️علامه حلی ميگوید: {نصب الحدود وتعریف الفرائض وما یحرم إما أن يکون لا لغرض وهو عبث على الله تعالی محال أو لغرض ویستحيل عوده إلیه فبقي عوده إلى العباد فإما النفع أو الضرر، والثاني باطل بالضرورة، فتعین الأول وهو ارتداع المکلف عن المعاصي وحمله على الطاعات. لا تتم هذه الغایة إلا بحاکم قاهر یستحیل علیه إهمالها والمراقبة ويستحیل علیه موجب الحدود وإلا کان هو الداعي للمکلف إلیه وذلك هو المعصوم فیلزم من نصب الحدود وتقریر الشرابع نصب إمام معصوم فیلزم في کل زمان وهو المطلوب.}
▪️اجرای حدود و تعيين واجبات و محرمات، يا برای هيچ هدفی نيست كه اين موضوع در مورد خدا محال است. يا برای هدفی است كه محال است نتيجه آن به خداوند بازگردد. پس نتيجه آن برای بندگان خواهد بود كه يا نفع است يا ضرر. مورد دوم طبق ضرورت باطل است. پس مورد اول تعيين میشود و آن اين است كه مكلف از گناهان باز داشته شده و به انجام طاعات وادار شود.اين هدف به وسيله يک رهبر مقتدر انجام میگيرد كه محال است اهمال كاری از او سر بزند و محال است مرتكب كاری شود كه موجب اجرای حد بر خودش باشد. زيرا باعث میشود كه مكلف نيز گناه كند. و كسی كه این قابليت و صفت را دارد، كسی نيست جز معصوم. پس لازم است امام معصومی در زمان وجود داشته باشد تا حدود و احكام را اجرا كند كه مقصود ما نیز همين است.
🖋بنابراين چیزی كه واضح است، اين است كه عصمت امامِ برپا كننده حد در جامعه، از برپا شدن حدود الهی بدون حضور شخص معصوم مهمتر است! در واقع در صورت عدم عصمت رهبر جامعه، تناقضات و ايراداتی رخ میدهد كه هرگز قابل توضيح نيست. بنابراين زمانی كه امام معصوم كه اساس و ريشه دين است، غايب میباشد، حدود و احكام الهی كه شاخه و برگهای دين هستند نیز تعطيل میباشند و اين دقیقا طبق حكمت است. امام على میفرمایند:▫️عن علي أنه قال: لا يصلح الحکم و لا الحدود و لا الجمعة، إلا بإمام عدل.
▪️صدور حكم و اجرای حدود و اقامه نماز جمعه، جز بهوسيله امام عادل صحيح نیست.
▫️امام عادل نیز همان امام معصوم میباشد.امام صادق فرمودند: ▫️حدّثنا أبي رضياللهعنه قال : حدّثنا عبد الله بن جعفر الحمیريُّ ، عن محمّد ابن عیسى ، عن عبد الرّحمن بن أبی هاشم ، عن أبي يحيى المدینيِّ ، عن أبى عبد الله قال : جاء یهوديّ إلى عمر یسأله عن مسائل ، فأرشده إلى عليِّ بن أبي طالب لیسأله فقال عليٌّ: سل ، فقال : أخبرني کم يکون بعد نبيّکم من إمام عدل؟ وفي أي جنّة هو؟ ومن يسكن معه في جنة؟ فقال له عليٌّ: يا هارونيُّ لمحمّد صلى الله عليه و آله بعده اثنا عشر إماماً عدلاً، لا يضرهم خذلان من خذلهم...
▪️مردى يهودى نزد عمر آمد و از مسائلى از او پرسش كرد، عمر او را به على بن ابى طالب راهنمایى کرد. عل فرمودند: بپرس. گفت: مرا خبر بده که پس از پيغمبرتان چند نفر امام عادل هست؟ و در چه بهشتى جايگاه اوست؟ و چه کسى با او در بهشتش سکونت دارد؟ على فرمودند: اى هارونى! براى محمد پس از او دوازده امام عادل هست كه یارى نکردن کسانى كه آنها را يارى نکنند به آنها ضرر نرساند.
🔺بنابراین افراد برگزيده خداوند برای اجرای حدود، فقط خود ائمه هستند. اگر كسی جايگاه ایشان را غصب کند و ايشان را شهيد كند تا كار به غيبت آخرين امام شود، اين تقصير خود مردم است كه باعث تعطيلی حدود خداوند شده اند. اجرا نشدن احکام الهی نيز معلول همين فضاحتی است كه امت ايجاد نموده اند و گناه بازماندن افراد از سعادت، به گردن ظالمين به حق محمد و آل محمد است. پس تعطيلی حدود، تقصیر خداوند نیست!
ِ
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
⚜ممكن است پيروان ولايت فقيه مناقشه كنند كه واليان امام على نيز عصمت نداشتند، اما از جانب امام حدود الهی را جاری میكردند. اين مناقشه سخن جديدی نيست و از جانب پيروان عامه نيز برای خدشه به استدلال مذهب اماميه مطرح شده است. پاسخ بسيار ساده است. اگر اميران و واليان حكومت معصوم، مرتكب گناهی كه مستحق حد است بشوند، امام آنها را توبيخ و تنبيه میكند، اما خود امام در صورت وجود عصمت در ايشان، هرگز دچار خطای مستحق حد نخواهند شد! اگر امام هم دچار خطای مستحق حد شود، لازم خواهد بود كه شخص ديگری بر او حد اجرا نمايد و همين شرايط در مورد او صادق خواهد بود. بنابراين در مورد مجريان حد، تسلسل رخ خواهد داد كه باطل است. بنابراين در صورت اجرای حد در جامعه، بايستی امام معصوم نيز حضور داشته باشند تا ضامن عدم تسلسل در اجرای حدود شوند. زيرا شخص دارای عصمت، هرگز مستحق حد نخواهد شد.
▫️علامه حلی ميگوید: {نصب الحدود وتعریف الفرائض وما یحرم إما أن يکون لا لغرض وهو عبث على الله تعالی محال أو لغرض ویستحيل عوده إلیه فبقي عوده إلى العباد فإما النفع أو الضرر، والثاني باطل بالضرورة، فتعین الأول وهو ارتداع المکلف عن المعاصي وحمله على الطاعات. لا تتم هذه الغایة إلا بحاکم قاهر یستحیل علیه إهمالها والمراقبة ويستحیل علیه موجب الحدود وإلا کان هو الداعي للمکلف إلیه وذلك هو المعصوم فیلزم من نصب الحدود وتقریر الشرابع نصب إمام معصوم فیلزم في کل زمان وهو المطلوب.}
▪️اجرای حدود و تعيين واجبات و محرمات، يا برای هيچ هدفی نيست كه اين موضوع در مورد خدا محال است. يا برای هدفی است كه محال است نتيجه آن به خداوند بازگردد. پس نتيجه آن برای بندگان خواهد بود كه يا نفع است يا ضرر. مورد دوم طبق ضرورت باطل است. پس مورد اول تعيين میشود و آن اين است كه مكلف از گناهان باز داشته شده و به انجام طاعات وادار شود.اين هدف به وسيله يک رهبر مقتدر انجام میگيرد كه محال است اهمال كاری از او سر بزند و محال است مرتكب كاری شود كه موجب اجرای حد بر خودش باشد. زيرا باعث میشود كه مكلف نيز گناه كند. و كسی كه این قابليت و صفت را دارد، كسی نيست جز معصوم. پس لازم است امام معصومی در زمان وجود داشته باشد تا حدود و احكام را اجرا كند كه مقصود ما نیز همين است.
🖋بنابراين چیزی كه واضح است، اين است كه عصمت امامِ برپا كننده حد در جامعه، از برپا شدن حدود الهی بدون حضور شخص معصوم مهمتر است! در واقع در صورت عدم عصمت رهبر جامعه، تناقضات و ايراداتی رخ میدهد كه هرگز قابل توضيح نيست. بنابراين زمانی كه امام معصوم كه اساس و ريشه دين است، غايب میباشد، حدود و احكام الهی كه شاخه و برگهای دين هستند نیز تعطيل میباشند و اين دقیقا طبق حكمت است. امام على میفرمایند:▫️عن علي أنه قال: لا يصلح الحکم و لا الحدود و لا الجمعة، إلا بإمام عدل.
▪️صدور حكم و اجرای حدود و اقامه نماز جمعه، جز بهوسيله امام عادل صحيح نیست.
▫️امام عادل نیز همان امام معصوم میباشد.امام صادق فرمودند: ▫️حدّثنا أبي رضياللهعنه قال : حدّثنا عبد الله بن جعفر الحمیريُّ ، عن محمّد ابن عیسى ، عن عبد الرّحمن بن أبی هاشم ، عن أبي يحيى المدینيِّ ، عن أبى عبد الله قال : جاء یهوديّ إلى عمر یسأله عن مسائل ، فأرشده إلى عليِّ بن أبي طالب لیسأله فقال عليٌّ: سل ، فقال : أخبرني کم يکون بعد نبيّکم من إمام عدل؟ وفي أي جنّة هو؟ ومن يسكن معه في جنة؟ فقال له عليٌّ: يا هارونيُّ لمحمّد صلى الله عليه و آله بعده اثنا عشر إماماً عدلاً، لا يضرهم خذلان من خذلهم...
▪️مردى يهودى نزد عمر آمد و از مسائلى از او پرسش كرد، عمر او را به على بن ابى طالب راهنمایى کرد. عل فرمودند: بپرس. گفت: مرا خبر بده که پس از پيغمبرتان چند نفر امام عادل هست؟ و در چه بهشتى جايگاه اوست؟ و چه کسى با او در بهشتش سکونت دارد؟ على فرمودند: اى هارونى! براى محمد پس از او دوازده امام عادل هست كه یارى نکردن کسانى كه آنها را يارى نکنند به آنها ضرر نرساند.
🔺بنابراین افراد برگزيده خداوند برای اجرای حدود، فقط خود ائمه هستند. اگر كسی جايگاه ایشان را غصب کند و ايشان را شهيد كند تا كار به غيبت آخرين امام شود، اين تقصير خود مردم است كه باعث تعطيلی حدود خداوند شده اند. اجرا نشدن احکام الهی نيز معلول همين فضاحتی است كه امت ايجاد نموده اند و گناه بازماندن افراد از سعادت، به گردن ظالمين به حق محمد و آل محمد است. پس تعطيلی حدود، تقصیر خداوند نیست!
ِ
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢خامنه ای تحصیلات حوزوی اش جعلی است !!!
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٤] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ⚜ممكن است پيروان ولايت فقيه مناقشه كنند كه واليان امام على نيز عصمت نداشتند، اما از جانب امام حدود الهی را جاری میكردند. اين مناقشه سخن جديدی نيست…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٥]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
▪️دسترسی به لیست پارت ۱ مطالب:
▫️https://t.me/islie/17052
▪️دسترسی به ابتدای پارت ٢ مطالب:
▫️https://t.me/islie/17113
⚜در دعای عهد درباره امام زمان ميخوانيم: و مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكَامِ كِتَابِك ▪️ تجدید کننده احکامی از کتابت که تعطيل شده
▫️امام علی در اينباره ميگوید مجريان حدود و احكام میفرمايند: . . . فکل من عمل من أعمال الخیر فجرى على غیر أیدي أهل الاصطفاء و عهودهم و شرایعهم و سننهم و معالم دینهم مردود و غیر مقبول و أهله بمحل کفر و إن شملتهم صفة الإیمان...
▪️و هر عمل خيری مانند عهد و حدود و شرايع و سنن و معالم دين از دستی غير از دست برگزيدگان انجام شود، همه و همه مردود و غيرمقبول است و اهل آن كافرند، هرچند مشمول صفت ايمان باشند.
🖋بنابراين بهتر است مصباح يزدی و همفكران او اگر ايمان دارند، فقط يک طرف مسئله كه به كارشان میآيد را نگاه نكنند و مسئله را كلی بنگرند. اگرچه احكام الهی باید اجرا شوند، اما شرايطی هم دارند كه خداوند تعيين كرده و برای رسيدن به هدفی كه خداوند تعيين فرموده، بايستی آن شرايط نيز رعايت شوند. دستورات خداوند را بايستی طبق خواست خداوند اجرا كرد. در غير این صورت چيزی جز نافرمانی از شخص مجری سر نزده است. بنابراين بايد صلاحيت اجرای احكام را اثبات كرد، سپس به اجرای آن پرداخت. مصباح يزدی و همفكران او تنها به اجرای احكام معتقد هستند، اما به چارچوب اجرای آن که توسط خداوند تعيين شده، اصلا توجهی ندارند!
🔻بد نيست در آخر هم به آيهای اشاره كنیم كه مصباح يزدی در توضيح مقدمات باطل خود به آن اشاره داشت. أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَاب
🔺آيا پس به برخی از كتاب ايمان میآوريد و به برخی كفر میورزید؟ پس پاداش هر كس از شما كه چنین كند نیست مگر ذلت و خواری زندگی دنیا و در قیامت به سختترین عذاب دچار خواهد شد.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
▪️دسترسی به لیست پارت ۱ مطالب:
▫️https://t.me/islie/17052
▪️دسترسی به ابتدای پارت ٢ مطالب:
▫️https://t.me/islie/17113
⚜در دعای عهد درباره امام زمان ميخوانيم: و مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكَامِ كِتَابِك ▪️ تجدید کننده احکامی از کتابت که تعطيل شده
▫️امام علی در اينباره ميگوید مجريان حدود و احكام میفرمايند: . . . فکل من عمل من أعمال الخیر فجرى على غیر أیدي أهل الاصطفاء و عهودهم و شرایعهم و سننهم و معالم دینهم مردود و غیر مقبول و أهله بمحل کفر و إن شملتهم صفة الإیمان...
▪️و هر عمل خيری مانند عهد و حدود و شرايع و سنن و معالم دين از دستی غير از دست برگزيدگان انجام شود، همه و همه مردود و غيرمقبول است و اهل آن كافرند، هرچند مشمول صفت ايمان باشند.
🖋بنابراين بهتر است مصباح يزدی و همفكران او اگر ايمان دارند، فقط يک طرف مسئله كه به كارشان میآيد را نگاه نكنند و مسئله را كلی بنگرند. اگرچه احكام الهی باید اجرا شوند، اما شرايطی هم دارند كه خداوند تعيين كرده و برای رسيدن به هدفی كه خداوند تعيين فرموده، بايستی آن شرايط نيز رعايت شوند. دستورات خداوند را بايستی طبق خواست خداوند اجرا كرد. در غير این صورت چيزی جز نافرمانی از شخص مجری سر نزده است. بنابراين بايد صلاحيت اجرای احكام را اثبات كرد، سپس به اجرای آن پرداخت. مصباح يزدی و همفكران او تنها به اجرای احكام معتقد هستند، اما به چارچوب اجرای آن که توسط خداوند تعيين شده، اصلا توجهی ندارند!
🔻بد نيست در آخر هم به آيهای اشاره كنیم كه مصباح يزدی در توضيح مقدمات باطل خود به آن اشاره داشت. أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَاب
🔺آيا پس به برخی از كتاب ايمان میآوريد و به برخی كفر میورزید؟ پس پاداش هر كس از شما كه چنین كند نیست مگر ذلت و خواری زندگی دنیا و در قیامت به سختترین عذاب دچار خواهد شد.
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
Telegram
من خدا هستم
💢خامنه ای تحصیلات حوزوی اش جعلی است !!!
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
🖋افشاگری از عضو رسمی جامعه مدرسین قم حتما پیروان ولایت فقیه ببینید و از جهالت رهایی یابید
=========================
🔱 @KHOD2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢غلط قرآنی توسط خامنه ای ملعون و دجال
▪️ بیسوادی خامنه ای به قران نشانه ای دیگر از زوال عقلی سید چلاق خامنه ای این گاف مبارک کسانی که او را امام میدانند😄
========================
🚯 @ISLIE
▪️ بیسوادی خامنه ای به قران نشانه ای دیگر از زوال عقلی سید چلاق خامنه ای این گاف مبارک کسانی که او را امام میدانند😄
========================
🚯 @ISLIE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢ضرب و شتم یک بانوی بی حجاب در شهر ری (آموزه ای برگرفته از مکتب اهل بیت مظلوم! )
🖋عده ای از افراد ناآگاه٬ این قسم اعمال ماموران رژیم اسلامی را خلاف اسلام اصیل و آموزه های ائمه ی معصوم می دانند! حال آنکه جواز توسل به زور و خشونت در مقوله ی «امر به معروف و نهی از منکر» دقیقاً توسط ائمه ی به اصطلاح معصوم و مظلوم! صادر شده است. بدحجابی هم در ایدئولوژی اسلام و به زعم همین ائمه٬ یک منکَر محسوب میشود و باید با فاعل آن برخورد نمود!👇
▫️قال الباقر: فأنكروا بقلوبكم، والفظوا بألسنتكم، وصكوا بها جباههم ولا تخافوا في الله لومة لائم
◾️ترجمه: امام باقر: با قلب انكار منكَر كنيد و با زبان بگوييد و «بر پيشانى آنها محكم بكوبيد» و در راه خدا از سرزنش ملامت كنندگان نهراسيد.
📓وسائل الشیعة-ج۱۱-ص۴۰۳
#حکم_حدیث:القوي كالصحيح
📓روضة المتقین-ج۱۱-ص۴۲
بر اساس همین قسم احادیث٬ نظر خامنه ای در مورد جواز توسل به زور در امر به معروف و نهی از منکر می خوانیم:
◾️«امر به معروف، يك مرحله گفتن و يك مرحله عمل دارد. مرحله عمل، يعنى اقدام با دست و با زور؛»
📓انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - ج۱ - ص۱۶۸
🚯 @ISLIE
🖋عده ای از افراد ناآگاه٬ این قسم اعمال ماموران رژیم اسلامی را خلاف اسلام اصیل و آموزه های ائمه ی معصوم می دانند! حال آنکه جواز توسل به زور و خشونت در مقوله ی «امر به معروف و نهی از منکر» دقیقاً توسط ائمه ی به اصطلاح معصوم و مظلوم! صادر شده است. بدحجابی هم در ایدئولوژی اسلام و به زعم همین ائمه٬ یک منکَر محسوب میشود و باید با فاعل آن برخورد نمود!👇
▫️قال الباقر: فأنكروا بقلوبكم، والفظوا بألسنتكم، وصكوا بها جباههم ولا تخافوا في الله لومة لائم
◾️ترجمه: امام باقر: با قلب انكار منكَر كنيد و با زبان بگوييد و «بر پيشانى آنها محكم بكوبيد» و در راه خدا از سرزنش ملامت كنندگان نهراسيد.
📓وسائل الشیعة-ج۱۱-ص۴۰۳
#حکم_حدیث:القوي كالصحيح
📓روضة المتقین-ج۱۱-ص۴۲
بر اساس همین قسم احادیث٬ نظر خامنه ای در مورد جواز توسل به زور در امر به معروف و نهی از منکر می خوانیم:
◾️«امر به معروف، يك مرحله گفتن و يك مرحله عمل دارد. مرحله عمل، يعنى اقدام با دست و با زور؛»
📓انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - ج۱ - ص۱۶۸
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٥] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ▪️دسترسی به لیست پارت ۱ مطالب: ▫️https://t.me/islie/17052 ▪️دسترسی به ابتدای پارت ٢ مطالب: ▫️https://t.me/islie/17113 ⚜در دعای عهد درباره امام زمان…
💢ببینید مردم سال ۵۷ کشور را بدست چه دیوانه هایی سپردند!
▪️نقل شده از کتاب خاطرات خلخالی به قلم خودش:
▫️"با همراه آقای احدی وزیر دادگستری به اوین رفتیم جهت رسیدگی به پرونده چند تن از مفسدین و ضد انقلاب .....
دیدم یه آقای تقریبا جا افتاده ایی تو محوطه بیرون زندان بالا و پایین میپرد ... گفتم : این کیه آقای وزیر ؟
گفت : ایشان یوسف خوش کیش رئیس بانک مرکزی رژیم شاه است . ورزش میکند .. الان هیجده ماه است بلاتکلیف در اوین است چون شاکی ندارد و مدرکی هم بر علیه او پیدا نکردیم ...با تعجب به او گفتم چطور ۱۸ ماه بدون مدرک مانده است ...
▫️وزیر هم که گویا ته دلش طرفدار آزادی زندانی مزبور بود چنان از خوبی و نیکی او داستان می سرود من گفتم پرونده او را بیاورید من ببینم ...وزیر که جزو کابینه بنی صدر خائن بود فکر میکرد من میخواهم او را آزاد کنم فورا پرونده اورا داد آوردند دفتر من در اوین .... وقتی پرونده را دیدم متوجه شدم که پول این ملت مستضعف و گرسنه را به اروپایی ها میداده ....
▫️گرچه در طول دادگاه وزیر دادگستری گفت که این وجوه بصورت وام بوده و پس داده میشوند و خودش [خوش کیش] هم در دادگاهش گفت : من فکر میکردم اگر برای یک مورد از من قدردانی شود همان پرداخت این وامها است که برای کشور اعتبار خرید ...
گفتم برای کشور یا برای اربابت...
زندانی میخواست مسائل متفرقه را پیش بکشد از کارهای بانکی و جهانی که ما را از اصل موضوع غافل کند ...و حتی گفت که من بیمارستان ساختم ... گفتم از جیبت که نساختی ....ده برابرش را به خارجیها دادی ساختن یک بیمارستان کار زیادی بود .... .
پرونده را بستم و گفتم : مفسد فی الارض ... اعدام ... و از دادگاه خارج شدم
▫️آقای وزیر که حسابی جا خورده بود بدنبال من دویده و میگفت: حاج آقا... این بانکدار است ... دنیا او را می شناسد.... گفتم : بشناسد ... پول مردم مستضعف ایران را داده خارجیها... وام و این حرفها ظاهر کار است .. نوکر شاه و اسرائیل است ..
همان روز بعد از ظهر اورا در زندان اوین به جوخه اعدام دادیم .... وزیر دادگستری کابینه بنی صدر ( احدی ) مات و مبهوت مانده بود ...و شاید پشیمان که چه را درباره او صحبت کرده است.
او فکر میکرد با این حرفها مرا فریب داده و حکم آزادی او را از من خواهد گرفت ..
🚯 @ISLIE
▪️نقل شده از کتاب خاطرات خلخالی به قلم خودش:
▫️"با همراه آقای احدی وزیر دادگستری به اوین رفتیم جهت رسیدگی به پرونده چند تن از مفسدین و ضد انقلاب .....
دیدم یه آقای تقریبا جا افتاده ایی تو محوطه بیرون زندان بالا و پایین میپرد ... گفتم : این کیه آقای وزیر ؟
گفت : ایشان یوسف خوش کیش رئیس بانک مرکزی رژیم شاه است . ورزش میکند .. الان هیجده ماه است بلاتکلیف در اوین است چون شاکی ندارد و مدرکی هم بر علیه او پیدا نکردیم ...با تعجب به او گفتم چطور ۱۸ ماه بدون مدرک مانده است ...
▫️وزیر هم که گویا ته دلش طرفدار آزادی زندانی مزبور بود چنان از خوبی و نیکی او داستان می سرود من گفتم پرونده او را بیاورید من ببینم ...وزیر که جزو کابینه بنی صدر خائن بود فکر میکرد من میخواهم او را آزاد کنم فورا پرونده اورا داد آوردند دفتر من در اوین .... وقتی پرونده را دیدم متوجه شدم که پول این ملت مستضعف و گرسنه را به اروپایی ها میداده ....
▫️گرچه در طول دادگاه وزیر دادگستری گفت که این وجوه بصورت وام بوده و پس داده میشوند و خودش [خوش کیش] هم در دادگاهش گفت : من فکر میکردم اگر برای یک مورد از من قدردانی شود همان پرداخت این وامها است که برای کشور اعتبار خرید ...
گفتم برای کشور یا برای اربابت...
زندانی میخواست مسائل متفرقه را پیش بکشد از کارهای بانکی و جهانی که ما را از اصل موضوع غافل کند ...و حتی گفت که من بیمارستان ساختم ... گفتم از جیبت که نساختی ....ده برابرش را به خارجیها دادی ساختن یک بیمارستان کار زیادی بود .... .
پرونده را بستم و گفتم : مفسد فی الارض ... اعدام ... و از دادگاه خارج شدم
▫️آقای وزیر که حسابی جا خورده بود بدنبال من دویده و میگفت: حاج آقا... این بانکدار است ... دنیا او را می شناسد.... گفتم : بشناسد ... پول مردم مستضعف ایران را داده خارجیها... وام و این حرفها ظاهر کار است .. نوکر شاه و اسرائیل است ..
همان روز بعد از ظهر اورا در زندان اوین به جوخه اعدام دادیم .... وزیر دادگستری کابینه بنی صدر ( احدی ) مات و مبهوت مانده بود ...و شاید پشیمان که چه را درباره او صحبت کرده است.
او فکر میکرد با این حرفها مرا فریب داده و حکم آزادی او را از من خواهد گرفت ..
🚯 @ISLIE
▫️ما ذکره فقهاء الشافعیة قالوا: إذا وجد جماعة من المسلمین ماء لا یکفیهم للوضوء لزمهم أن یبولوا فیه ثم یتوضأوا منه.
▪️فقهای شافعی گفتهاند: اگر آبی که در اختیار گروه مسلمانان قرار دارد و برای وضو گرفتن آنها کفایت نمیکند واجب است که عدهای در آن آب ادرار کنند تا آن آب برای وضو همه کفایت کند
⚡️از زیبایی های اسلام همین هست که با این که سراسر این دین پر از کثیفی و پلیدی است، ولی این جماعت ادعای پاکیزگی دارند!!!!!
========================
🚯 @ISLIE
▪️فقهای شافعی گفتهاند: اگر آبی که در اختیار گروه مسلمانان قرار دارد و برای وضو گرفتن آنها کفایت نمیکند واجب است که عدهای در آن آب ادرار کنند تا آن آب برای وضو همه کفایت کند
⚡️از زیبایی های اسلام همین هست که با این که سراسر این دین پر از کثیفی و پلیدی است، ولی این جماعت ادعای پاکیزگی دارند!!!!!
========================
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢ببینید مردم سال ۵۷ کشور را بدست چه دیوانه هایی سپردند! ▪️نقل شده از کتاب خاطرات خلخالی به قلم خودش: ▫️"با همراه آقای احدی وزیر دادگستری به اوین رفتیم جهت رسیدگی به پرونده چند تن از مفسدین و ضد انقلاب ..... دیدم یه آقای تقریبا جا افتاده ایی تو محوطه…
💢نگاهی بر فحاشی های محمد در قرآن به مخالفینش [۱]
⚜در جای جای قرآن به عنوان کتاب دین تروریستی اسلام شاهد استفاده از الفاظ رکیک، تهمت های زننده و ناسزاهای بسیار به مخالفین محمد، آزاداندیشان و پیروان عقاید دیگر هستیم: ما در این سری مباحث به بررسی تنها یک مورد از فحاشی های محمد به مخالفینش میپردازیم و پرده از وقاحت و بی شرمی محمد، این پیامبر دروغین و کذاب بر میداریم در سوره القلم شاهد درگیری لفظی محمد با مخالفینش هستیم در واقع از سیاق سوره قلم چنین بر می آید که این سوره در پاسخ محمد بن عبدالله به ۲ مورد از اقوال مخالفینش یعنی:[مجنون بودن محمد] و [دزدی اساطیر گذشته و ثبت آن در قرآن] سروده شده است و در کمال تعجب شاهد این نکته هستیم که به جای پاسخ منطقی توسط محمد، وی زبان به فحاشی و مغالطه تخریب شخصیت[Argument Terminated]میگشاید. آیات بدین شرح هستند:
▫️مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿۱۲﴾عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ ﴿۱۳﴾أَنْ كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ ﴿۱۴﴾إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۵سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ﴿۱۶﴾
▪️مانع خير متجاوز گناه پيشه (۱۲)گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است (۱۳)به خاطر آنکه مالدار است و صاحب پسران(۱۴)چون آيات ما بر او خوانده شود گويد افسانه هاى پيشينيان است (۱۵)زودا كه بر بينى اش داغ نهيم
🔺محمد در این آیه مرتکب مغالطاتی واضح، و ایضا بی اخلاقی کثیری گردیده است. وی در پاسخ به ادعای مخالفینش مبنی بر اینکه {قرآن افسانه پیشینیان} است مرتکب مغالطه تخریب شخصیت میشود و میگوید مخالفین من {زنازاده}،{گستاخ}،{گناهکار} و مانع خیر هستند!!!
🔺گیریم که بر فرض محال اینگونه باشد استدلال شما برای ابطال نقد ایشان که میگویند قرآن همان نقل اساطیر پیشین است چیست؟؟
▪️در ادامه محمد مرتکب به مغالطه تهدید و ارعاب میشود و مخالفین خود را تهدید میکند. قطعا این رفتار فوق از یک انسان عاقل و باشعور که پایه های منطق را بداند بر نمی آید چه برسد به اینکه محمد مدعی بود این سخنان هجو و لغو از جانب خدا بر وی ارسال گردیده است.
🖋اینک به سراغ آیه ۱۳ یعنی{عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ}میرویم و در معنای [زنیم] مستنداتی رو برای شما ارائه خواهیم نمود تا از هرگونه ماله کشی جلوگیری شود در ابتدای راه در کتاب لسان العرب چنین میخوانیم: [وقال الفراء: الزنیم الدعی الملصق بالقوم ولیس منهم، و فراء فرمود: زنیم شخصی منسوب به قوم است که از آنان نباشد...] و وقال ابن دريد في الجمهرة:[ورجل زَنيم: ذو علامةِ سَوْءٍ يُعرف بها. والزَّنيم: المُلصق بالقوم وليس معهم ولا منهم.ابن درید لغت شناسان عرب نیز میگوید زنیم کسی که خودش رو به قومی چسبانیده و از آن قوم نیست] و راغب اصفهانی در المفردات در معنای "زنیم" آورده: [الزنیم والمزنم: الزائد فی القوم ولیس منهم.زنیم و مزنم] و اما در کتاب خزانه الادب نیز میخوانیم [والزنیم: الملصق بالقوم ولیس منهم... زنیم کسی است که به قومی چسبیده ولی از آنان نیست] و ایضا در کتاب نثرالدر فی المحاضرات میخوانیم:[والزنیم: الدخیل فی القوم ولیس منهم و زنیم یعنی کسی که در قومی داخل شده باشد ولی از آنها نباشد]....برای فهم بهتر معنی این لفظ مثالی برای شما بیان میکنیم فرض کنید نام شخصی{حسین بن علی} باشد مطابق این اسم این حسین منسوب به قوم علی است حال اگر این شخص زنازاده باشد میشود کسی که خود را به قوم علی چسبانیده ولی از ایشان نیست مثلا از سلمان است. در کتاب محاضرات الأدباء و محاورات الشعراء و البلغاء میخوانیم:👈🏿 {والزنیم: منتسب الی غیر أبیه یعنی زنیم کسی که به غیر از پدرش(پدر واقعی) منتسب باشد👉🏿 مشخصا بیان این کلمه برای مخالفین نشان از بی اخلاقی محمد بن عبدالله، خالی بودن دست وی از استدلال و همینطور مغالطه آلود بودن کلام وی است.
ادامه دارد....
🚯 @ISLIE
⚜در جای جای قرآن به عنوان کتاب دین تروریستی اسلام شاهد استفاده از الفاظ رکیک، تهمت های زننده و ناسزاهای بسیار به مخالفین محمد، آزاداندیشان و پیروان عقاید دیگر هستیم: ما در این سری مباحث به بررسی تنها یک مورد از فحاشی های محمد به مخالفینش میپردازیم و پرده از وقاحت و بی شرمی محمد، این پیامبر دروغین و کذاب بر میداریم در سوره القلم شاهد درگیری لفظی محمد با مخالفینش هستیم در واقع از سیاق سوره قلم چنین بر می آید که این سوره در پاسخ محمد بن عبدالله به ۲ مورد از اقوال مخالفینش یعنی:[مجنون بودن محمد] و [دزدی اساطیر گذشته و ثبت آن در قرآن] سروده شده است و در کمال تعجب شاهد این نکته هستیم که به جای پاسخ منطقی توسط محمد، وی زبان به فحاشی و مغالطه تخریب شخصیت[Argument Terminated]میگشاید. آیات بدین شرح هستند:
▫️مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿۱۲﴾عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ ﴿۱۳﴾أَنْ كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ ﴿۱۴﴾إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۵سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ﴿۱۶﴾
▪️مانع خير متجاوز گناه پيشه (۱۲)گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است (۱۳)به خاطر آنکه مالدار است و صاحب پسران(۱۴)چون آيات ما بر او خوانده شود گويد افسانه هاى پيشينيان است (۱۵)زودا كه بر بينى اش داغ نهيم
🔺محمد در این آیه مرتکب مغالطاتی واضح، و ایضا بی اخلاقی کثیری گردیده است. وی در پاسخ به ادعای مخالفینش مبنی بر اینکه {قرآن افسانه پیشینیان} است مرتکب مغالطه تخریب شخصیت میشود و میگوید مخالفین من {زنازاده}،{گستاخ}،{گناهکار} و مانع خیر هستند!!!
🔺گیریم که بر فرض محال اینگونه باشد استدلال شما برای ابطال نقد ایشان که میگویند قرآن همان نقل اساطیر پیشین است چیست؟؟
▪️در ادامه محمد مرتکب به مغالطه تهدید و ارعاب میشود و مخالفین خود را تهدید میکند. قطعا این رفتار فوق از یک انسان عاقل و باشعور که پایه های منطق را بداند بر نمی آید چه برسد به اینکه محمد مدعی بود این سخنان هجو و لغو از جانب خدا بر وی ارسال گردیده است.
🖋اینک به سراغ آیه ۱۳ یعنی{عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ}میرویم و در معنای [زنیم] مستنداتی رو برای شما ارائه خواهیم نمود تا از هرگونه ماله کشی جلوگیری شود در ابتدای راه در کتاب لسان العرب چنین میخوانیم: [وقال الفراء: الزنیم الدعی الملصق بالقوم ولیس منهم، و فراء فرمود: زنیم شخصی منسوب به قوم است که از آنان نباشد...] و وقال ابن دريد في الجمهرة:[ورجل زَنيم: ذو علامةِ سَوْءٍ يُعرف بها. والزَّنيم: المُلصق بالقوم وليس معهم ولا منهم.ابن درید لغت شناسان عرب نیز میگوید زنیم کسی که خودش رو به قومی چسبانیده و از آن قوم نیست] و راغب اصفهانی در المفردات در معنای "زنیم" آورده: [الزنیم والمزنم: الزائد فی القوم ولیس منهم.زنیم و مزنم] و اما در کتاب خزانه الادب نیز میخوانیم [والزنیم: الملصق بالقوم ولیس منهم... زنیم کسی است که به قومی چسبیده ولی از آنان نیست] و ایضا در کتاب نثرالدر فی المحاضرات میخوانیم:[والزنیم: الدخیل فی القوم ولیس منهم و زنیم یعنی کسی که در قومی داخل شده باشد ولی از آنها نباشد]....برای فهم بهتر معنی این لفظ مثالی برای شما بیان میکنیم فرض کنید نام شخصی{حسین بن علی} باشد مطابق این اسم این حسین منسوب به قوم علی است حال اگر این شخص زنازاده باشد میشود کسی که خود را به قوم علی چسبانیده ولی از ایشان نیست مثلا از سلمان است. در کتاب محاضرات الأدباء و محاورات الشعراء و البلغاء میخوانیم:👈🏿 {والزنیم: منتسب الی غیر أبیه یعنی زنیم کسی که به غیر از پدرش(پدر واقعی) منتسب باشد👉🏿 مشخصا بیان این کلمه برای مخالفین نشان از بی اخلاقی محمد بن عبدالله، خالی بودن دست وی از استدلال و همینطور مغالطه آلود بودن کلام وی است.
ادامه دارد....
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
💢نگاهی بر فحاشی های محمد در قرآن به مخالفینش [۱] ⚜در جای جای قرآن به عنوان کتاب دین تروریستی اسلام شاهد استفاده از الفاظ رکیک، تهمت های زننده و ناسزاهای بسیار به مخالفین محمد، آزاداندیشان و پیروان عقاید دیگر هستیم: ما در این سری مباحث به بررسی تنها یک مورد…
💢نگاهی بر فحاشی های محمد در قرآن به مخالفینش [۲]
⚜در قسمت قبل ایرادات سخن محمد رو مشاهده کردیم و فهمیدیم زنیم به معنای زنازاده است و ایشان به مخالفین خود فحاشی کرده است. اسماعيل حقي مفسر حنفي در تفسير روح البيان نيز در حديثى درباره كسانى كه وارد بهشت نميشوند عتل الزنيم را نام ميبرد و درباره واژه زنيم ميگويد كه زنيم يعنى حرام زاده و كسى كه پدر او معلوم نباشد[وفى الحديث (لا يدخل الجنة جواظ ولا جعظرى ولا العتل الزنيم) ... بغت أم الوليد ولم يعرف حتى نزلت هذه الآية فمعنى زنيم حينئذ👈🏿ولد الزنى وبالفارسية حرام زاده كه پدر او معلوم نباشد👉🏿قال الشاعر زنيم ليس يعرف من أبوه ...] در سایت دانشنامه اسلامى نيز در تفسير آيه فوق واژه زنيم را زنازاده و بى اصل و نسب و حرامزاده معنا كرده است و در کتاب تفسير اثنى عشرى جلد سیزدهم از استاد حسین شاه عبد العظیم درباره آيه ١٣ سوره قلم به صراحت میگوید زنیم به معناى حرامزاده و بی اصل نسب است و ایضا در سايت اسلام كوئيست درباره آيه ١٣ سوره قلم منابعى را معرفى كرده است به عنوان مثال: كتاب المفردات فی غریب القرآن، ص ٣٨٣ درباره «زنیم» ميگويد: زنیم از ریشه «زنم» است که واژه «زنمه» نیز از همان ریشه میباشد. زنمه به قسمتى از گوش گوسفند میگویند که آویزان است، گویى جزء گوش نیست و تنها به آن آویزان است. و مراد از «زنیم» در این آیه، فردی است که اصل و نسب روشنى ندارد، و او را به قومى نسبت میدهند، در حالىکه از آنها نیست و تیر خلاص رو فخرالدين رازى درمفاتیح الغیب درباره زنيم ميزند ایشان میگوید زنیم: یعنی زنا زادهای که منسوب به قومى است که در نسب واقعاً از آنها نیست
Ⓜ️https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa78313
Ⓜ️http://wiki.ahlolbait.ir/آیه_13_سوره_قلم
🔺با توجه به مستندات فوق مشاهده میکنیم که #مفسرین و #مترجمین این واژه را #زنازاده تفسیر کرده اند و دیگر جای هیچ بحثی پیرامون این لغت باقی نمانده است و همین آیه اثبات بی اخلاقی و بی منطقی محمد بن عبدالله پیامبر جعلی دین تروریستی اسلام است.
برای فهم بهتر استدلال محمد شکل منطقی آن را برای شما دوستان ترسیم میکنیم:
▫️مخالفین محمد:این آیات همان اساطیر پیشینان است و کسی به تو وحی نکرده
▪️محمد:شما {گستاخ},{زنازاده},{مانع خیر} و گناهکار هستید
▪️پس این قرآن اساطیر پیشینیان نیست !!!!
🖋کل استدلال محمد در پاسخ به انتقاد مخالفینش [فحاشی] و [مغالطه حمله به شخص] بوده و این در حالی است که یک انسان متشخص و منطقی برای اثبات ادعا های خود از براهین و استدلال های صادق استفاده میکند نه اینکه دست به دامان فحاشی و مغالطات بشود و مخالفین خود را زنازاده و فاسق معرفی کند .
ادامه دارد....
🚯 @ISLIE
⚜در قسمت قبل ایرادات سخن محمد رو مشاهده کردیم و فهمیدیم زنیم به معنای زنازاده است و ایشان به مخالفین خود فحاشی کرده است. اسماعيل حقي مفسر حنفي در تفسير روح البيان نيز در حديثى درباره كسانى كه وارد بهشت نميشوند عتل الزنيم را نام ميبرد و درباره واژه زنيم ميگويد كه زنيم يعنى حرام زاده و كسى كه پدر او معلوم نباشد[وفى الحديث (لا يدخل الجنة جواظ ولا جعظرى ولا العتل الزنيم) ... بغت أم الوليد ولم يعرف حتى نزلت هذه الآية فمعنى زنيم حينئذ👈🏿ولد الزنى وبالفارسية حرام زاده كه پدر او معلوم نباشد👉🏿قال الشاعر زنيم ليس يعرف من أبوه ...] در سایت دانشنامه اسلامى نيز در تفسير آيه فوق واژه زنيم را زنازاده و بى اصل و نسب و حرامزاده معنا كرده است و در کتاب تفسير اثنى عشرى جلد سیزدهم از استاد حسین شاه عبد العظیم درباره آيه ١٣ سوره قلم به صراحت میگوید زنیم به معناى حرامزاده و بی اصل نسب است و ایضا در سايت اسلام كوئيست درباره آيه ١٣ سوره قلم منابعى را معرفى كرده است به عنوان مثال: كتاب المفردات فی غریب القرآن، ص ٣٨٣ درباره «زنیم» ميگويد: زنیم از ریشه «زنم» است که واژه «زنمه» نیز از همان ریشه میباشد. زنمه به قسمتى از گوش گوسفند میگویند که آویزان است، گویى جزء گوش نیست و تنها به آن آویزان است. و مراد از «زنیم» در این آیه، فردی است که اصل و نسب روشنى ندارد، و او را به قومى نسبت میدهند، در حالىکه از آنها نیست و تیر خلاص رو فخرالدين رازى درمفاتیح الغیب درباره زنيم ميزند ایشان میگوید زنیم: یعنی زنا زادهای که منسوب به قومى است که در نسب واقعاً از آنها نیست
Ⓜ️https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa78313
Ⓜ️http://wiki.ahlolbait.ir/آیه_13_سوره_قلم
🔺با توجه به مستندات فوق مشاهده میکنیم که #مفسرین و #مترجمین این واژه را #زنازاده تفسیر کرده اند و دیگر جای هیچ بحثی پیرامون این لغت باقی نمانده است و همین آیه اثبات بی اخلاقی و بی منطقی محمد بن عبدالله پیامبر جعلی دین تروریستی اسلام است.
برای فهم بهتر استدلال محمد شکل منطقی آن را برای شما دوستان ترسیم میکنیم:
▫️مخالفین محمد:این آیات همان اساطیر پیشینان است و کسی به تو وحی نکرده
▪️محمد:شما {گستاخ},{زنازاده},{مانع خیر} و گناهکار هستید
▪️پس این قرآن اساطیر پیشینیان نیست !!!!
🖋کل استدلال محمد در پاسخ به انتقاد مخالفینش [فحاشی] و [مغالطه حمله به شخص] بوده و این در حالی است که یک انسان متشخص و منطقی برای اثبات ادعا های خود از براهین و استدلال های صادق استفاده میکند نه اینکه دست به دامان فحاشی و مغالطات بشود و مخالفین خود را زنازاده و فاسق معرفی کند .
ادامه دارد....
🚯 @ISLIE