دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.4K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش سوم [صفحه ٤] Ⓜ️https://t.me/khod2/20241 🚯 @ISLIE ========================= ▫️و سأل محمد بن الحسن أبا الحسن موسى بمحضر من الرشید و هم بمکة فقال له أیجوز للمحرم أن یظلل علیه محمله؟ فقال له موسى لا یجوز له ذلك مع الاختیار. فقال…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ۱]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
در دو بخش نخست از سلسله مطالب [بطلان ادله عقلی ولايت فقيه]، به دو ايراد اساسی و تاثيرگذار در كلام مدعيان مشروعيت ولایت فقيه پرداخته شد. در بخش سوم، اولين برهان آن‌ها را كه بر مبنای لزوم حكومت در جامعه بود، مورد نقد و بررسی قرار داده و از لحاظ منطقی و شرعی، به‌وضوح ابطال نموديم. در این بخش به یکی دیگر از براهین ولايت فقيه می‌پردازیم. اين برهان بر اساس لزوم اجرای احكام تنظيم شده است. از آن‌جایی كه لزوم اجرای احكام در عصر غيبت از اساسی‌ترین دلایلی است كه برای اثبات مشروعيت خلافت فقها مورد تمسک قرار می‌گيرد، این موضوع را در سابق در سلسله مطالب [تعطيلی یا برپایی احكام الهی در عصر غيبت؟] به‌طور مختصر اما كامل مورد بررسی قرار داديم.

▫️مصباح يزدی در بيان اين برهان در كتاب خود چنين می‌نويسد: {این دلیل نیز از مقدمات ذیل تشكیل می‌شود:
الف - ولايت بر اموال و اعراض و نفوس مردم، از شئون ربوبيت الهی است و تنها با نصب و اذن خدای متعال مشروعيت می‌يابد.
ب - این قدرت قانونی و حق تصرف در اعراض و نفوس مردم، از جانب خدای متعال به پيامبر اكرم و امامان معصوم داده شده است.
ج - در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند، يا بايد خداوند متعال از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد یا اجازه اجرای آن را به كسی كه اصلح از ديگران است داده باشد.
د - اما این كه خداوند در زمان عدم دسترسی جامعه به رهبر معصوم، از اجرای احكام اجتماعی اسلام صرف نظر كرده باشد مستلزم ترجيح مرجوح بر راجح و نقض غرض و خلاف حكمت است. بنابراين فرض دوم ثابت می‌شود که ما به حكم قطعیِ عقل كشف می‌كنیم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام توسط كسی که اصلح از دیگران است داده شده است.
ه - فقیه جامع‌الشرایط، یعنی فقيهی كه از دو ویژگی تقوا و كارایی در مقام مديریت جامعه و تأمين مصالح آن برخوردار باشد، صلاحيتش از دیگران برای این امر بیشتر است.
پس: فقيه جامع‌الشرایط همان فرد اصلحی است كه در زمانی كه مردم از وجود رهبر معصوم محروم اند از طرف خدای متعال و اوليای معصوم اجازه اجرای احكام اجتماعی اسلام به او داده شده است}

🔺اين برهان بیشتر از آنكه دليلی بر مشروعيت حكومت فقيه باشد، دلیلی بر لزوم اجرای احكام است. بنابراين برهان تام و كاملی نيست. احتمالا مقصود مصباح يزدی از اين برهان اين بوده كه در عصر غيبت بایستی احكام اجتماعی اجرا شوند و چون فقها بیشترين صلاحيت را در اين امور دارند، احكام بایستی توسط آن‌ها اجرا شود. در نتيجه، برای اجرای احكام اجتماعی و حدود الهی، فقها بایستی حكومت داشته باشند. بنابراین حكومت ایشان مشروع است!

▪️مقدمه {الف} این برهان مدابق نظر شيعيان كاملا صحيح است. بسيار جای تعجب است كه مصباح یزدی و هم‌قطاران او به لزوم اذن و حكم خداوند برای مشروعيت حاكمیت‌ها اعتراف دارند، اما در جایی كه مشروعیت حكومت فقيه با اذن خدا ثابت نیست، عقل ناقص بشری را در راستای استخراج حكم الهی به‌كار گرفته و از راه‌هایی بسيار باطل، حكمی طبق اميال تباه خود و به‌نام خداوند صادر می‌كنند!

▪️مقدمه {ب} نيز كاملا صحيح است. حجج الهی وظيفه تبلیغ، حفظ و اجرای شريعت را دارند. خداوند از موضوع مهم حكومت غافل نبوده است و اين بخش را به انسان‌های قدرت‌طلب و درنده‌خو واگذار نكرده است. بنابراين افرادی پاک و دارای ملكه عصمت را برای برقراری عدالت و تعالی جامعه، برانگيخته است.

🖋اما ايراد برهان از مقدمات {ج} و {د} آغاز می‌شود. مصباح يزدی با مقايسه بين دو گزينه اجرای احكام الهی به دست فقها و بد بودن اجرا نشدن احكام الهی در عصر غيبت، نتيجه می‌گيرد كه خداوند قطعا مورد اول را كه ظاهرا ارجح به مورد دوم است، انتخاب می‌كند. اما اين مقایسه، بسيار ناقص است. قبل از نقد و ابطال اين بخش استدلال، اجازه دهيد شرح پیرامون این دو مقدمه را بخوانيم.

▫️مصباح يزدی در توضيح مقدمه‌های سوم و چهارم می‌نويسد: {مقدمه سوم و چهارم در واقع پاسخ به اين سؤال است كه اگر در زمانی مثل زمان ما مردم به پيامبر و امام معصوم دسترسی نداشتند، تکليف چيست؟ آيا علی‌رغم وجود احكام اجتماعی فراوان كه اجرای آن‌ها مستلزم داشتن تشكیلات حكومتی و قدرت سياسی است، خداوند متعال از اين احكام صرف نظر كرده و آن‌ها را به كنار می‌نهد و تنها به احكام فردی اسلام و اجرای آن‌ها بسنده می‌كند يا همچنان بر اجرای احكام اجتماعی اسلام تاكید دارد؟ به عبارت ديگر، در زمان عدم حضور معصوم در جامعه، عقلا دو فرض بیش‌تر متصور نيست: یا غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق می‌گيرد یا تعلق نمی‌گيرد. اكنون صحت و سقم هر يک از این دو گزينه را بررسی می‌كنیم.

🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ۱] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= در دو بخش نخست از سلسله مطالب [بطلان ادله عقلی ولايت فقيه]، به دو ايراد اساسی و تاثيرگذار در كلام مدعيان مشروعيت ولایت فقيه پرداخته شد. در بخش سوم،…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٢]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
اگر بگوييم در زمان عدم حضور معصوم غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق نگرفته و خداوند از آن‌ها دست بر می‌دارد و آن‌ها را تعطيل می‌كند و تنها به احكام فردی اسلام از قبيل نماز و روزه و حج و طهارت و نجاست اكتفا می‌كند لازمه اين فرض، نقض غرض و خلاف حكمت و ترجيح مرجوح از جانب خداوند است كه محال است. توضيح اين که: اصولا ما معتقديم برقراری تشكيلاتی به نام دستگاه نبوت و فرستادن پيامبران و شرايع آسمانی بر اين اساس بوده كه خدا، اين جهان و از جمله انسان را بيهوده و عبث نیافريده بلكه غرضش به كمال رساندن هر موجودی به تناسب و فراخور ظرفيت وجودى آن موجود بوده است. انسان هم از اين قاعده مستثنی نيست و برای رسيدن به كمال انسانی خلق شده است. اما از آن‌جا كه عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمايی كرده است و تمامی دستورات و احكامی كه در دين آمده است به نوعی در كمال انسان تاثير دارد. بنابراين، دين در واقع همان برنامه‌ای است كه برای به كمال رسيدن انسان‌ها ارائه شده است. با چنين تحليلی، اكنون اگر فرض كنیم كه خدای متعال بخش زيادی از احكام اسلام را تعطيل كرده و از آن‌ها دست برداشته است اين بدان معناست كه خداوند غرض خود را كه به كمال رسيدن انسان بوده نقض كرده باشد. زيرا آن‌چه كه سعادت انسان را تأمين می‌كند و او را به كمالی در خور و متناسب با ظرفيت وجودی اوست می‌رساند مجموعه احكام و دستورات دین است نه فقط بخشی از آن. و به همين دلیل هم ايمان و عمل به بخشی از تعاليم دين و نپذيرفتن و انكار بخشی از آن به‌شدت در قرآن نفی شده است. أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ و اصولا اگر احكام اجتماعی اسلام هيچ تأثیری در سعادت و كمال انسان نداشت از ابتدا وضع نمی‌شد. بنابراين، تاثير اين دسته از احكام در سعادت و كمال انسان قطعی است و با اين حساب بديهی است كه تعطيل آن‌ها مخل به كمال و سعادت انسان و خلاف حكمت است و از خداوند حكیم على الاطلاق محال است

🖋نكته بسيار جالب در سخنان مصباح يزدی، تناقضات گفتار او است! او در جايی ادعا می‌كند: [لازم نيست برای اثبات يک حكم شرعی حتما آيه يا روايتی در دست داشته باشيم بلكه می‌توان با استفاده از عقل و دليل عقلی معتبر نيز به حكمی از احكام شريعت اسلام دست يافت و آن را اثبات نمود.]
#سپس در توضيحات مقدمه‌های سوم و چهارم برهان فعلی می‌گويد: [اما از آن‌جا که عقل بشر به تنهايی برای شناسايی كمال نهايی انسان و حدود و ثغور و مسير دقيق آن كافی نبوده لذا خداوند متعال با فرستادن پيامبران و ابلاغ دستوراتی در قالب دين، راه كمال را به انسان نشان داده و او را راهنمایی كرده است.]

▪️مصباح يزدی در جايی عقل را برای رسيدن به احكام شريعت بدون آيه و روايت كافی می‌داند، اما در جايی ديگر عقل انسان را برای رسيدن به سعادت كافی نمی‌داند و احكام شريعت و دستورات دين را برای رسيدن به سعادت الزامی می‌داند. همان احكامی كه بدون آيه و روايت و فقط با حكم عقل می‌توان به آن‌ها رسيد!! یعنی عقل هم برای رسيدن حكم شرعی بدون آيه و روايت كافی است، هم برای رسيدن به سعادت بشری قدرت كافی ندارد و نيازمند احكامی از جانب خدا است كه طبق ادعای اول، خود عقل مستقلا می‌تواند به آن‌ها برسد! یعنی هم‌زمان عقل هم كافی است و هم كافی نیست و این تناقض است! 😄

▪️هنر اصلی مصباح يزدی و هم‌فكرانش که نظريه‌پردازان دستگاه خلافت و ولايت فقيه اند، اين است كه خلاف حكمت را حكمت جلوه دهند و حكمت را خلاف حكمت و با بافتن رطب و يابس به همديگر، نتيجه دلخواه خود را حاصل كرده و عده زيادی را نيز گمراه كنند. اما از آن‌جایی كه كلامشان كاملا حق نیست و در كلام حق، اباطيلی نمی‌توان يافت، گاهی تناقضی می‌گويند و اين گونه رسوا می‌شوند.

▪️برپا شدن حدود الهى كه برای سعادت انسان‌ها وضع شده، مطلوب خداوند است، اما نه به هر قيمتی! این موضوع داراى شرايطی است كه اگر مهيا نباشند، اجرا نمودن احكام و حدود باعث فساد و نقض غرض خواهد بود. بنابراين تعطيل بودن حدود الهی و آن احكام اجتماعی، در صورت عدم وجود آن شرايط، طبق حكمت خداوند خواهد بود.

🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٢] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= اگر بگوييم در زمان عدم حضور معصوم غرض خداوند به اجرای احكام اجتماعی اسلام تعلق نگرفته و خداوند از آن‌ها دست بر می‌دارد و آن‌ها را تعطيل می‌كند و…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٣]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
این شرايط، با وجود صفاتی كه خدا در امام برگزيده خود قرار داده تا اين امور را بر عهده بگيرد، برقرار است. اما آيا در غير امام منصوب خداوند نيز برقرار است!؟ از جمله صفات لازم برای برپايی حدود و احكام الهی در جامعه، عصمت است. عصمت آن ضمانت الهى است كه تضمين می‌دهد از شخص معصوم، خطايی سر نزند. گويا ملكه عصمت از ديد مصباح يزدی و هم‌قطاران او، صرفا يک تَفَضّل و برتری غير ضروری از جانب خداوند به ائمه است و وجود اين صفت برای فردی كه قصد انجام وظايف معصوم را دارد، صرفا يک امتياز غير لازم و البته دست‌نيافتنی است كه عدم وجودش، مشكلی در رسيدن به هدف تعيين شده ايجاد نخواهد كرد.

▪️علامه حلی در كتاب «الالفين» درباره اهميت عصمت در اجرای احكام می‌نويسد: {عصمة الامام أهم من شرع الحدود فی الغرض المطلوب فی شرع الحدود وشرع الحدود واجب فعصمة الإمام واجبة أما الأولى فلأن الغرض في المطلوب فی شرع الحدود ردع المفسدة وحمل الناس علی فعل الواجبات وترك المحرمات کلها ولا یتم ذلك إلا بحافظ للشرع ومقیم للحدود فالغایة المطلوبة من نصب الحدود لا تحصل إلا بحافظ الشرع المقیم وذلك هو الإمام فالإمام أدخل في الغایة وهو العلة القریبة لحصولها فکان أهم وکونه غیر معصوم مؤد إلى عدم الوثوق بحصول الغایة منه بل یجوز أن یحصل منه ضدها فیناقض الغرض من نصب الحدود}

▫️عِصمت رهبر از برقرار كردن حدود شرعى در هدفِ مَطلوب از حدود شرعى واجب مهم‌تر است. پس عصمت رهبر نیز واجب است. هدفِ مطلوب از برقرار كردن حدود، برطرف كردن مفسده و وادار كردن مردم براى انجام واجبات و ترک همه محرمات است. و آن فقط در صورتى انجام می‌گيرد كه كسی احكام شرعی را حفظ و حدود را اجرا كند و آن امام است كه تاثیرش در رسيدن به هدف و نزديک شدن به اطاعت بيشتر می‌باشد. پس اهميتش بيشتر است و برای رسيدن به هدف، نمی‌توان به غير معصوم اعتماد كرد، بلكه جايز است خلاف اين امر برقرار باشد. بنابراين با برپا نمودن حدود [توسط غير معصوم]، نقض غرض به وجود می‌آيد.

🔺علامه حلى به درستى توضيح می‌دهد که علتى كه به مقصود تعيين شده می‌رسد، عصمت مجرى حدود است، نه اجراى حدود به هر قيمتی! خداوند امر اجرای دين را هرگز به شخص خاطی و غير معصوم نمی‌سپارد. زيرا خود اين امر موجب رسيدن از هدف و نقض غرض خواهد شد.

▫️علامه حلی در جای ديگری می‌نويسد: العلة الموجبة لنصب الإمام لإقامة الحدود جواز وجوبها على المکلف المعلول لعدم العصمة، فلو لم یکن الإمام معصوما لزم أحد الأمرین أما الترجیح بلا مرجح، وأما التناقض والتالي بقسمیه باطل.بیان الملازمة أن الإمام إذا لم يکن معصوما وجد منه علة نصب مقیم الحدود فیه فإما أن لا یشرع لأحد إقامة الحد علیه أو یشرع فإن کان الأول لزم الترجیح من غیر مرجح، إذ علة نصب مقیم علیه موجودة فیه ونصبه على المکلفين الباقین دونه یستلزم ذلك وهو أیضا خارق للإجماع، وإن کان الثاني فأما الرعیة فیلزم غلبته علیهم وغلبتهم علیه وهو تناقض.

▪️علتی كه موجب نصب رهبر برای اقامه حدود و اجازه وجوب است، عدم عصمت است. بنابراين اگر رهبر معصوم نباشد، يكی از دو مورد زير پيش می‌آيد که يا ترجيح بدون مرجح است و يا تناقض كه نتيجه هر دو باطل است.
بيان ملازمت: اگر رهبر معصوم نباشد و علت نصب او، برقرار كردن حدود باشد. پس یا كسی نمی‌تواند حد را بر او جاری كند يا می‌تواند. در حالت اول لازمه‌اش ترجيح بلامرجح است، زیرا علت نصب او اجرای حدود است و نصبش بر بقيه مكلفين به جز خودش مستلزم آن است كه همچنين مخالف اجماع مى باشد. اگر حالت دوم برقرار باشد، بنابراين پيروان و اتباع او بايد بر چيره شده و حد جاری كنند، در حالی كه فرض بر اين است كه رهبر بر پيروان غلبه دارد و اين حالت نيز تناقض است.

🖋 در اين‌جا علامه حلی يک علت ديگر برای لزوم عصمت رهبر جامعه كه حدود و احكام را جاری می‌كند، بيان می‌نمايد. كسی كه عصمت نداشته باشد و مرتكب گناه مستحق حد شود، چطور حد بر او اجرا شود؟ آيا بايد در اين باره چشم پوشيد؟ پس حدود الهى ناقص اجرا ميشود، در حالی كه فرض بر اين بود كه كاملا اجرا شوند. آيا بايد بر رهبر جامعه حد جاری كرد؟ چطور كسی كه تحت ولايت رهبر جامعه است، بر رهبر خود حد جاری می‌كند؟ مگر غير از اين است كه پيروان بايد تابع رهبر خود باشند. در این صورت چه مشروعيتی برای رهبر باقی می‌ماند؟ آیا ضوابط الهی تا اين حد فشل است؟

🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٣] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= این شرايط، با وجود صفاتی كه خدا در امام برگزيده خود قرار داده تا اين امور را بر عهده بگيرد، برقرار است. اما آيا در غير امام منصوب خداوند نيز برقرار…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٤]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
ممكن است پيروان ولايت فقيه مناقشه كنند كه واليان امام على نيز عصمت نداشتند، اما از جانب امام حدود الهی را جاری می‌كردند. اين مناقشه سخن جديدی نيست و از جانب پيروان عامه نيز برای خدشه به استدلال مذهب اماميه مطرح شده است. پاسخ بسيار ساده است. اگر اميران و واليان حكومت معصوم، مرتكب گناهی كه مستحق حد است بشوند، امام آن‌ها را توبيخ و تنبيه می‌كند، اما خود امام در صورت وجود عصمت در ايشان، هرگز دچار خطای مستحق حد نخواهند شد! اگر امام هم دچار خطای مستحق حد شود، لازم خواهد بود كه شخص ديگری بر او حد اجرا نمايد و همين شرايط در مورد او صادق خواهد بود. بنابراين در مورد مجريان حد، تسلسل رخ خواهد داد كه باطل است. بنابراين در صورت اجرای حد در جامعه، بايستی امام معصوم نيز حضور داشته باشند تا ضامن عدم تسلسل در اجرای حدود شوند. زيرا شخص دارای عصمت، هرگز مستحق حد نخواهد شد.

▫️علامه حلی ميگوید: {نصب الحدود وتعریف الفرائض وما یحرم إما أن يکون لا لغرض وهو عبث على الله تعالی محال أو لغرض ویستحيل عوده إلیه فبقي عوده إلى العباد فإما النفع أو الضرر، والثاني باطل بالضرورة، فتعین الأول وهو ارتداع المکلف عن المعاصي وحمله على الطاعات. لا تتم هذه الغایة إلا بحاکم قاهر یستحیل علیه إهمالها والمراقبة ويستحیل علیه موجب الحدود وإلا کان هو الداعي للمکلف إلیه وذلك هو المعصوم فیلزم من نصب الحدود وتقریر الشرابع نصب إمام معصوم فیلزم في کل زمان وهو المطلوب.}

▪️اجرای حدود و تعيين واجبات و محرمات، يا برای هيچ هدفی نيست كه اين موضوع در مورد خدا محال است. يا برای هدفی است كه محال است نتيجه آن به خداوند بازگردد. پس نتيجه آن برای بندگان خواهد بود كه يا نفع است يا ضرر. مورد دوم طبق ضرورت باطل است. پس مورد اول تعيين می‌شود و آن اين است كه مكلف از گناهان باز داشته شده و به انجام طاعات وادار شود.اين هدف به وسيله يک رهبر مقتدر انجام می‌گيرد كه محال است اهمال كاری از او سر بزند و محال است مرتكب كاری شود كه موجب اجرای حد بر خودش باشد. زيرا باعث می‌شود كه مكلف نيز گناه كند. و كسی كه این قابليت و صفت را دارد، كسی نيست جز معصوم. پس لازم است امام معصومی در زمان وجود داشته باشد تا حدود و احكام را اجرا كند كه مقصود ما نیز همين است.

🖋بنابراين چیزی كه واضح است، اين است كه عصمت امامِ برپا كننده حد در جامعه، از برپا شدن حدود الهی بدون حضور شخص معصوم مهم‌تر است! در واقع در صورت عدم عصمت رهبر جامعه، تناقضات و ايراداتی رخ می‌دهد كه هرگز قابل توضيح نيست. بنابراين زمانی كه امام معصوم كه اساس و ريشه دين است، غايب می‌باشد، حدود و احكام الهی كه شاخه و برگ‌های دين هستند نیز تعطيل می‌باشند و اين دقیقا طبق حكمت است. امام على می‌فرمایند:▫️عن علي أنه قال: لا يصلح الحکم و لا الحدود و لا الجمعة، إلا بإمام عدل.

▪️صدور حكم و اجرای حدود و اقامه نماز جمعه، جز به‌وسيله امام عادل صحيح نیست.

▫️امام عادل نیز همان امام معصوم می‌باشد.امام صادق فرمودند: ▫️حدّثنا أبي رضي‌الله‌عنه قال : حدّثنا عبد الله بن جعفر الحمیريُّ ، عن محمّد ابن عیسى ، عن عبد الرّحمن بن أبی هاشم ، عن أبي يحيى المدینيِّ ، عن أبى عبد الله قال : جاء یهوديّ إلى عمر یسأله عن مسائل ، فأرشده إلى عليِّ بن أبي طالب لیسأله فقال عليٌّ: سل ، فقال : أخبرني کم يکون بعد نبيّکم من إمام عدل؟ وفي أي جنّة هو؟ ومن يسكن معه في جنة؟ فقال له عليٌّ: يا هارونيُّ لمحمّد صلى ‌الله‌ عليه‌ و آله بعده اثنا عشر إماماً عدلاً، لا يضرهم خذلان من خذلهم...

▪️مردى يهودى نزد عمر آمد و از مسائلى از او پرسش كرد، عمر او را به على بن ابى طالب راهنمایى کرد. عل فرمودند: بپرس. گفت: مرا خبر بده که پس از پيغمبرتان چند نفر امام عادل هست؟ و در چه بهشتى جايگاه اوست؟ و چه کسى با او در بهشتش سکونت دارد؟ على فرمودند: اى هارونى! براى محمد پس از او دوازده امام عادل هست كه یارى نکردن کسانى كه آنها را يارى نکنند به آنها ضرر نرساند.

🔺بنابراین افراد برگزيده خداوند برای اجرای حدود، فقط خود ائمه هستند. اگر كسی جايگاه ایشان را غصب کند و ايشان را شهيد كند تا كار به غيبت آخرين امام شود، اين تقصير خود مردم است كه باعث تعطيلی حدود خداوند شده اند. اجرا نشدن احکام الهی نيز معلول همين فضاحتی است كه امت ايجاد نموده اند و گناه بازماندن افراد از سعادت، به گردن ظالمين به حق محمد و آل محمد است. پس تعطيلی حدود، تقصیر خداوند نیست!
ِ
🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٤] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ممكن است پيروان ولايت فقيه مناقشه كنند كه واليان امام على نيز عصمت نداشتند، اما از جانب امام حدود الهی را جاری می‌كردند. اين مناقشه سخن جديدی نيست…
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٥]
Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968
🚯 @ISLIE
=========================
▪️دسترسی به لیست پارت ۱ مطالب:
▫️https://t.me/islie/17052
▪️دسترسی به ابتدای پارت ٢ مطالب:
▫️https://t.me/islie/17113

در دعای عهد درباره امام زمان ميخوانيم: و مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكَامِ كِتَابِك ▪️ تجدید کننده احکامی از کتابت که تعطيل شده

▫️امام علی در اينباره ميگوید مجريان حدود و احكام می‌فرمايند: . . . فکل من عمل من أعمال الخیر فجرى على غیر أیدي أهل الاصطفاء و عهودهم و شرایعهم و سننهم و معالم دینهم مردود و غیر مقبول و أهله بمحل کفر و إن شملتهم صفة الإیمان...

▪️و هر عمل خيری مانند عهد و حدود و شرايع و سنن و معالم دين از دستی غير از دست برگزيدگان انجام شود، همه و همه مردود و غيرمقبول است و اهل آن كافرند، هرچند مشمول صفت ايمان باشند.

🖋بنابراين بهتر است مصباح يزدی و هم‌فكران او اگر ايمان دارند، فقط يک طرف مسئله كه به كارشان می‌آيد را نگاه نكنند و مسئله را كلی بنگرند. اگرچه احكام الهی باید اجرا شوند، اما شرايطی هم دارند كه خداوند تعيين كرده و برای رسيدن به هدفی كه خداوند تعيين فرموده، بايستی آن شرايط نيز رعايت شوند. دستورات خداوند را بايستی طبق خواست خداوند اجرا كرد. در غير این صورت چيزی جز نافرمانی از شخص مجری سر نزده است. بنابراين بايد صلاحيت اجرای احكام را اثبات كرد، سپس به اجرای آن پرداخت. مصباح يزدی و هم‌فكران او تنها به اجرای احكام معتقد هستند، اما به چارچوب اجرای آن که توسط خداوند تعيين شده، اصلا توجهی ندارند!

🔻بد نيست در آخر هم به آيه‌ای اشاره كنیم كه مصباح يزدی در توضيح مقدمات باطل خود به آن اشاره داشت. أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَاب

🔺آيا پس به برخی از كتاب ايمان می‌آوريد و به برخی كفر می‌ورزید؟ پس پاداش هر كس از شما كه چنین كند نیست مگر ذلت و خواری زندگی دنیا و در قیامت به سخت‌ترین عذاب دچار خواهد شد.

🔹ادامه دارد...
========================
🚯 @ISLIE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢غلط قرآنی توسط خامنه ای ملعون و دجال

▪️ بیسوادی خامنه ای به قران نشانه ای دیگر از زوال عقلی سید چلاق خامنه ای این گاف مبارک کسانی که او را امام میدانند😄

========================
🚯 @ISLIE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢ضرب و شتم یک بانوی بی حجاب در شهر ری (آموزه ای برگرفته از مکتب اهل بیت مظلوم! )

🖋عده ای از افراد ناآگاه٬ این قسم اعمال ماموران رژیم اسلامی را خلاف اسلام اصیل و آموزه های ائمه ی معصوم می دانند! حال آنکه جواز توسل به زور و خشونت در مقوله ی «امر به معروف و نهی از منکر» دقیقاً توسط ائمه ی به اصطلاح معصوم و مظلوم! صادر شده است. بدحجابی هم در ایدئولوژی اسلام و به زعم همین ائمه٬ یک منکَر محسوب میشود و باید با فاعل آن برخورد نمود!👇
▫️قال الباقر: فأنكروا بقلوبكم، والفظوا بألسنتكم، وصكوا بها جباههم ولا تخافوا في الله لومة لائم
◾️ترجمه: امام باقر: با قلب انكار منكَر كنيد و با زبان بگوييد و «بر پيشانى آنها محكم بكوبيد» و در راه خدا از سرزنش ملامت كنندگان نهراسيد.
📓وسائل الشیعة-ج۱۱-ص۴۰۳
#حکم_حدیث:القوي كالصحيح
📓روضة المتقین-ج۱۱-ص۴۲

بر اساس همین قسم احادیث٬ نظر خامنه ای در مورد جواز توسل به زور در امر به معروف و نهی از منکر می خوانیم:
◾️«امر به معروف، يك مرحله گفتن و يك مرحله عمل دارد. مرحله عمل، يعنى اقدام با دست و با زور؛»
📓انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - ج۱ - ص۱۶۸


🚯 @ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢بطلان ادله عقلی ولایت فقیه بخش چهارم [صفحه ٥] Ⓜ️ https://t.me/khod2/19968 🚯 @ISLIE ========================= ▪️دسترسی به لیست پارت ۱ مطالب: ▫️https://t.me/islie/17052 ▪️دسترسی به ابتدای پارت ٢ مطالب: ▫️https://t.me/islie/17113 در دعای عهد درباره امام زمان…
💢ببینید مردم سال ۵۷ کشور را بدست چه دیوانه هایی سپردند!

▪️نقل شده از کتاب خاطرات خلخالی به قلم خودش:

▫️"با همراه آقای احدی وزیر دادگستری به اوین رفتیم جهت رسیدگی به پرونده چند تن از مفسدین و ضد انقلاب ...‌..
دیدم یه آقای تقریبا جا افتاده ایی تو محوطه بیرون زندان بالا و پایین میپرد ... گفتم : این کیه آقای وزیر ؟
‏گفت : ایشان یوسف خوش کیش رئیس بانک مرکزی رژیم شاه است . ورزش میکند .. الان هیجده ماه است بلاتکلیف در اوین است چون شاکی ندارد و مدرکی هم بر علیه او پیدا نکردیم ...با تعجب به او گفتم چطور ۱۸ ماه بدون مدرک مانده است ...

▫️‏وزیر هم که گویا ته دلش طرفدار آزادی زندانی مزبور بود چنان از خوبی و نیکی او داستان می سرود من گفتم پرونده او را بیاورید من ببینم ...وزیر که جزو کابینه بنی صدر خائن بود فکر میکرد من میخواهم او را آزاد کنم فورا پرونده اورا داد آوردند دفتر من در اوین .... ‏وقتی پرونده را دیدم متوجه شدم که پول این ملت مستضعف و گرسنه را به اروپایی ها میداده ‌....

▫️گرچه در طول دادگاه وزیر دادگستری گفت که این وجوه بصورت وام بوده و پس داده میشوند و خودش [خوش کیش] هم در دادگاهش گفت : من فکر میکردم اگر برای یک مورد از من قدردانی شود همان پرداخت این ‏وامها است که برای کشور اعتبار خرید ...
گفتم برای کشور یا برای اربابت...
زندانی میخواست مسائل متفرقه را پیش بکشد از کارهای بانکی و جهانی که ما را از اصل موضوع غافل کند ...و حتی گفت که من بیمارستان ساختم ... گفتم از جیبت که نساختی ....‏ده برابرش را به خارجیها دادی ساختن یک بیمارستان کار زیادی بود .... .
پرونده را بستم و گفتم : مفسد فی الارض ... اعدام ... و از دادگاه خارج شدم

▫️آقای وزیر که حسابی جا خورده بود بدنبال من دویده و میگفت: حاج آقا... این بانکدار است ... دنیا او را می شناسد.... ‏گفتم : بشناسد ... پول مردم مستضعف ایران را داده خارجیها... وام و این حرفها ظاهر کار است ‌.. نوکر شاه و اسرائیل است ..
همان روز بعد از ظهر اورا در زندان اوین به جوخه اعدام دادیم .... وزیر دادگستری کابینه بنی صدر ( احدی ) مات و مبهوت مانده بود ...‏و شاید پشیمان که چه را درباره او صحبت کرده است.
او فکر میکرد با این حرفها مرا فریب داده و حکم آزادی او را از من خواهد گرفت ..

🚯 @ISLIE
▫️ما ذکره فقهاء الشافعیة قالوا: إذا وجد جماعة من المسلمین ماء لا یکفیهم للوضوء لزمهم أن یبولوا فیه ثم یتوضأوا منه.

▪️فقهای شافعی گفته‌اند: اگر آبی که در اختیار گروه مسلمانان قرار دارد و برای وضو گرفتن آن‌ها کفایت نمی‌کند واجب است که عده‌ای در آن آب ادرار کنند تا آن آب برای وضو همه کفایت کند

⚡️از زیبایی های اسلام همین هست که با این که سراسر این دین پر از کثیفی و پلیدی است، ولی این جماعت ادعای پاکیزگی دارند!!!!!

========================
🚯 @ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢ببینید مردم سال ۵۷ کشور را بدست چه دیوانه هایی سپردند! ‏▪️نقل شده از کتاب خاطرات خلخالی به قلم خودش: ▫️"با همراه آقای احدی وزیر دادگستری به اوین رفتیم جهت رسیدگی به پرونده چند تن از مفسدین و ضد انقلاب ...‌.. دیدم یه آقای تقریبا جا افتاده ایی تو محوطه…
💢نگاهی بر فحاشی های محمد در قرآن به مخالفینش [۱]

در جای جای قرآن به عنوان کتاب دین تروریستی اسلام شاهد استفاده از الفاظ رکیک، تهمت های زننده و ناسزاهای بسیار به مخالفین محمد، آزاداندیشان و پیروان عقاید دیگر هستیم: ما در این سری مباحث به بررسی تنها یک مورد از فحاشی های محمد به مخالفینش میپردازیم و پرده از وقاحت و بی شرمی محمد، این پیامبر دروغین و کذاب بر میداریم در سوره القلم شاهد درگیری لفظی محمد با مخالفینش هستیم در واقع از سیاق سوره قلم چنین بر می آید که این سوره در پاسخ محمد بن عبدالله به ۲ مورد از اقوال مخالفینش یعنی:[مجنون بودن محمد] و [دزدی اساطیر گذشته و ثبت آن در قرآن] سروده شده است و در کمال تعجب شاهد این نکته هستیم که به جای پاسخ منطقی توسط محمد، وی زبان به فحاشی و مغالطه تخریب شخصیت[Argument Terminated]میگشاید. آیات بدین شرح هستند:

▫️مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿۱۲﴾عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ ﴿۱۳﴾أَنْ كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ ﴿۱۴﴾إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۵سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ﴿۱۶﴾

▪️مانع خير متجاوز گناه پيشه (۱۲)گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است (۱۳)به خاطر آنکه مالدار است و صاحب پسران(۱۴)چون آيات ما بر او خوانده شود گويد افسانه ‏هاى پيشينيان است (۱۵)زودا كه بر بينى‏ اش داغ نهيم

🔺محمد در این آیه مرتکب مغالطاتی واضح، و ایضا بی اخلاقی کثیری گردیده است. وی در پاسخ به ادعای مخالفینش مبنی بر اینکه {قرآن افسانه پیشینیان} است مرتکب مغالطه تخریب شخصیت میشود و میگوید مخالفین من {زنازاده}،{گستاخ}،{گناهکار} و مانع خیر هستند!!!

🔺گیریم که بر فرض محال اینگونه باشد استدلال شما برای ابطال نقد ایشان که میگویند قرآن همان نقل اساطیر پیشین است چیست؟؟

▪️در ادامه محمد مرتکب به مغالطه تهدید و ارعاب میشود و مخالفین خود را تهدید میکند. قطعا این رفتار فوق از یک انسان عاقل و باشعور که پایه های منطق را بداند بر نمی آید چه برسد به اینکه محمد مدعی بود این سخنان هجو و لغو از جانب خدا بر وی ارسال گردیده است.

🖋اینک به سراغ آیه ۱۳ یعنی{عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ}میرویم و در معنای [زنیم] مستنداتی رو برای شما ارائه خواهیم نمود تا از هرگونه ماله کشی جلوگیری شود در ابتدای راه در کتاب لسان العرب چنین میخوانیم: [وقال الفراء: الزنیم الدعی الملصق بالقوم ولیس منهم، و فراء فرمود: زنیم شخصی منسوب به قوم است که از آنان نباشد...] و وقال ابن دريد في الجمهرة:[ورجل زَنيم: ذو علامةِ سَوْءٍ يُعرف بها. والزَّنيم: المُلصق بالقوم وليس معهم ولا منهم.ابن درید لغت شناسان عرب نیز میگوید زنیم کسی که خودش رو به قومی چسبانیده و از آن قوم نیست] و راغب اصفهانی در المفردات در معنای "زنیم" آورده: [الزنیم والمزنم: الزائد فی القوم ولیس منهم.زنیم و مزنم] و اما در کتاب خزانه الادب نیز میخوانیم [والزنیم: الملصق بالقوم ولیس منهم... زنیم کسی است که به قومی چسبیده ولی از آنان نیست] و ایضا در کتاب نثرالدر فی المحاضرات میخوانیم:[والزنیم: الدخیل فی القوم ولیس منهم و زنیم یعنی کسی که در قومی داخل شده باشد ولی از آنها نباشد]....برای فهم بهتر معنی این لفظ مثالی برای شما بیان میکنیم فرض کنید نام شخصی{حسین بن علی} باشد مطابق این اسم این حسین منسوب به قوم علی است حال اگر این شخص زنازاده باشد میشود کسی که خود را به قوم علی چسبانیده ولی از ایشان نیست مثلا از سلمان است. در کتاب محاضرات الأدباء و محاورات الشعراء و البلغاء میخوانیم:👈🏿 {والزنیم: منتسب الی غیر أبیه یعنی زنیم کسی که به غیر از پدرش(پدر واقعی) منتسب باشد👉🏿 مشخصا بیان این کلمه برای مخالفین نشان از بی اخلاقی محمد بن عبدالله، خالی بودن دست وی از استدلال و همینطور مغالطه آلود بودن کلام وی است.

ادامه دارد....

🚯 @ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢نگاهی بر فحاشی های محمد در قرآن به مخالفینش [۱] در جای جای قرآن به عنوان کتاب دین تروریستی اسلام شاهد استفاده از الفاظ رکیک، تهمت های زننده و ناسزاهای بسیار به مخالفین محمد، آزاداندیشان و پیروان عقاید دیگر هستیم: ما در این سری مباحث به بررسی تنها یک مورد…
💢نگاهی بر فحاشی های محمد در قرآن به مخالفینش [۲]

در قسمت قبل ایرادات سخن محمد رو مشاهده کردیم و فهمیدیم زنیم به معنای زنازاده است و ایشان به مخالفین خود فحاشی کرده است. اسماعيل حقي مفسر حنفي در تفسير روح البيان نيز در حديثى درباره كسانى كه وارد بهشت نميشوند عتل الزنيم را نام ميبرد و درباره واژه زنيم ميگويد كه زنيم يعنى حرام زاده و كسى كه پدر او معلوم نباشد[وفى الحديث (لا يدخل الجنة جواظ ولا جعظرى ولا العتل الزنيم) ... بغت أم الوليد ولم يعرف حتى نزلت هذه الآية فمعنى زنيم حينئذ👈🏿ولد الزنى وبالفارسية حرام زاده كه پدر او معلوم نباشد👉🏿قال الشاعر زنيم ليس يعرف من أبوه ...] در سایت دانشنامه اسلامى نيز در تفسير آيه فوق واژه زنيم را زنازاده و بى اصل و نسب و حرامزاده معنا كرده است و در کتاب تفسير اثنى عشرى جلد سیزدهم از استاد حسین شاه عبد العظیم درباره آيه ١٣ سوره قلم به صراحت میگوید زنیم به معناى حرامزاده و بی اصل نسب است و ایضا در سايت اسلام كوئيست درباره آيه ١٣ سوره قلم منابعى را معرفى كرده است به عنوان مثال: كتاب المفردات فی غریب القرآن، ص ٣٨٣ درباره «زنیم» ميگويد: زنیم از ریشه «زنم» است که واژه «زنمه» نیز از همان ریشه می‌باشد. زنمه به قسمتى از گوش گوسفند می‌گویند که آویزان است، گویى جزء گوش نیست و تنها به آن آویزان است. و مراد از «زنیم» در این آیه، فردی است که اصل و نسب روشنى ندارد، و او را به قومى نسبت می‌دهند، در حالى‌که از آنها نیست و تیر خلاص رو فخرالدين رازى درمفاتیح الغیب درباره زنيم ميزند ایشان میگوید زنیم: یعنی زنا زاده‌ای که منسوب به قومى است که در نسب واقعاً از آنها نیست
Ⓜ️https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa78313
Ⓜ️http://wiki.ahlolbait.ir/آیه_13_سوره_قلم

🔺با توجه به مستندات فوق مشاهده میکنیم که #مفسرین و #مترجمین این واژه را #زنازاده تفسیر کرده اند و دیگر جای هیچ بحثی پیرامون این لغت باقی نمانده است و همین آیه اثبات بی اخلاقی و بی منطقی محمد بن عبدالله پیامبر جعلی دین تروریستی اسلام است.
برای فهم بهتر استدلال محمد شکل منطقی آن را برای شما دوستان ترسیم میکنیم:

▫️مخالفین محمد:این آیات همان اساطیر پیشینان است و کسی به تو وحی نکرده
▪️محمد:شما {گستاخ},{زنازاده},{مانع خیر} و گناهکار هستید
▪️پس این قرآن اساطیر پیشینیان نیست !!!!

🖋کل استدلال محمد در پاسخ به انتقاد مخالفینش [فحاشی] و [مغالطه حمله به شخص] بوده و این در حالی است که یک انسان متشخص و منطقی برای اثبات ادعا های خود از براهین و استدلال های صادق استفاده میکند نه اینکه دست به دامان فحاشی و مغالطات بشود و مخالفین خود را زنازاده و فاسق معرفی کند .

ادامه دارد....

🚯 @ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
💢نگاهی بر فحاشی های محمد در قرآن به مخالفینش [۲] در قسمت قبل ایرادات سخن محمد رو مشاهده کردیم و فهمیدیم زنیم به معنای زنازاده است و ایشان به مخالفین خود فحاشی کرده است. اسماعيل حقي مفسر حنفي در تفسير روح البيان نيز در حديثى درباره كسانى كه وارد بهشت نميشوند…
💢نگاهی بر فحاشی های محمد در قرآن به مخالفینش [۳]

در دو پست قبل به ترتیب فحاشی محمد و مغالطه ایشان در قران رو از تفاسیر و لغت ثابت کردیم که میتوانید آنهارو در لینک زیر مطالعه کنید:
🔺۱:https://t.me/islie/17378
🔺۲:https://t.me/islie/17379

🖋با این حال یکی از شبهات تکراری که مسلمین معمولا بدان متمسک میگردند قولی از شیخ طوسی[و تعداد دیگری از مفسرین]است که ایشان«شیخ طوسى» گوید: #برخی میگویند این آیات[۱۳ قلم] درباره ولید بن مغیرة المخزومى نازل شده و برخی نیز گویند: درباره اخنس بن شریق الثقفى نازل گردیده است چنان که از ابن عباس نقل شده است. برای بررسی این مورد سری به کتب تفسیری و حدیثی زدیم: [18940-عَنْ مُجَاهِدٍ فِي قَوْلِهِ: وَلا تُطِعْ كُلَّ حَلافٍ مَهِينٍ قال: هو الأسود بن عبد يغوث]...▫️ابوحاتم از مجاهد نقل کرده که این شخص اسود بن ابی یغوث هست ولی این حدیث غیرقابل احتجاج و مرسل است و در کتاب لباب النقول فی أسباب النزول از جلال الدین سیوطی به تحقیق عبدالرزاق المهدی حکم بر مرسل بودن حدیث داده شده است و هیچ سند متصل و صحیحی وجود ندارد که منظور آیه این شخص باشد در مورد ولید بن مغیره: زمخشری این ادعا رو بدون هیچ سندی در تفسیرالکشاف ذکر کرده و قدیمی ترین منبع در تفسیر مقاتل بن سلیمان هست که این شخص هم بدون هیچ سندی این مطلب رو ذکر کرده. مهم ترین سندی که من دیدم به شرح مقابل است:[نا يونس عن عيسى بن عبد اللّه التميمي عن الربيع بن أنس قال: نزلت في الوليد بن المغيرة:«عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ»] 

▪️در این حدیث راوی اول یونس بن بکیر هست که ابن حجر در موردشون میگه صدوق 👈🏿يخطىء👉🏿 و قال أبو داود:ليس بحجة(حجت نیست) و راوی دوم عيسى بن عبد اللّه التميمي هم شرایط خوبی نداره قال ابوزرعه شیخ یهم کثیرا{بسیار توهم میزد} و قال ابن خراش صدوق سی الحفظ و قال أحمد و النسائی لیس بالقوی{احمد بن حنبل و نسائی میگویند قوی نیست} وقال مره:یکتب حدیثه الا انه یخطی و قال الفلاس سئ الحفظ و همینطور راوی اخر الربيع بن أنس البكري از صغار التابعين هست و همینطور متهم به تشیع شده و به علت تابعی بودن ایشون این حدیث هم مرسل و ضعیف هست

🔺پس تا اینجا مشخص شد مخاطب محمد نه ولید بن مغیره بود و نه اسود پس به سراغ اسناد اخنس بن شریق میرویم کلبی و سدی به صورت مرسل این قول رو ذکر کردن و در نتیجه اعتباری ندارد و قوی ترین سندی که در اثبات این قول وجود دارد حدیث زیر است:
▫️حدثني محمد بن سعد، قال: ثني أبي، قال: ثنى عمي، قال: ثني أبي، عن أبيه، عن ابن عباس (زَنِيمٍ) قال: والزنيم: الدعيّ، ويقال: الزنيم: ... ويقال: هو الأخنس بن شَرِيق الثَّقَفِيّ حلِيف بني زُهْرة.

▪️سند فوق نیز ضعیف است:محمد بن سعد هو ابن محمد بن الحسن بن عطیه العوفی:قال الذهبی فی المیزان:قال الخطیب:{کان لینا فی الحدیث} و روی الحاکم عن الدارقطنی:{انه لا باس به} و قال فی المغنی فی الضعفا:{لینه الخطیب},و عم ابیه هو الحسن بن الحسن بن عطیه قال فی المغنی:{ضعفوه} و الحسن بن عطیه قال فی المغنی:{ضعفه أبوحاتم و غیره} و عطیه بن سعد العوفی قال فی المغنی: {مجمع علی ضعفه}👈🏿.فالاسناده ضعیف👉🏿

🖋پس مشخص شد مفسرین مسلمان سالها بعد برای اینکه بتوانند فحاشی محمد بن عبدالله در قرآن رو اندکی تعدیل کنند مدعی شدند که این فحاشی مخاطب خاصی داشته ولی با بررسی اسناد این ادعا متوجه شدیم تمام این ادعا ها در سالهای پس از محمد ساخته و پرداخته شده و هیچ اعتباری ندارد.فلذا در این گفتار ثابت میشود محمد به جای ارائه استدلال به انتقاد مخالفین خود شروع به فحاشی به ایشان کرده است و آنهارا {زنازاده}،{گستاخ}و{گمراه} خوانده است حال آنکه در پست های قبل مغالطه بودن این نوع رویکرد را نشان دادیم و بی اخلاقی بودن این رویه به بداهت عقلی ثابت است.در اثبات اینکه مفسرین و لغت شناسان عرب زنیم رو معادل زنازاده در نظر گرفته بودند اسناد به کفایت ارسال شد به عنوان موید چند مورد دیگر نیز برای شما قرار میدهیم:

▪️روي عن محمد بن جمهور ، عن حماد بن عيسى ، عن الحسين بن مختار ، عنهم : في قوله تعالى: ( وَلا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهِينٍ )؟ ، الثاني. ( هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ )، قال :العتل : الكافر العظيم الكفر ،والزنيم : ولد الزنا

▪️حدثنا أبو كُرَيب، قال: أخبرنا ابن إدريس، قال: ثنا هشام، عن عكرمة، قال: هو الدعيّ.

▪️، وَقَالَ ابْنُ أَبِي حَاتِمٍ: حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْأَشَجُّ حَدَّثَنَا عُقْبَةُ بْنُ خَالِدٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ قُدَامَةَ قَالَ: سُئِلَ عِكْرِمَةُ عَنِ الزَّنِيمِ قَالَ: هُوَ وَلَدُ الزِّنَا

پایان

🚯 @ISLIE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 پایان ولایت فساد فقیە

▪️ببینید و برای دوستان خود نیز ارسال کنید

🚯 @ISLIE
▫️قال الشیخ فی سبب شدة الفرح فی شارب الخمر …أن الخمر إذا شُربت باعتدال ولدت روحاً کثیرةً معتدلةً فی الرقة و الغلظ شدیدة النورانیة …

▪️شیخ {ابن سینا} درباره شدت شادی در کسی که شراب میخورد گفت: همانا اگر شراب متعادل نوشيده شود و زیاده روی نشود باعث تولد روحى كه در رقت معتدل می شود و ایجاد نورانيت می کند.

📓الحكمة المتعالية في الأسفار الأربعة العقلية، جلد ۴، صفحه ۱۶۰(ملاصدرا)
💢تجاوز به زنان و پسران اهل سنت در زمان شاه سلطان حسین به اعتراف کتاب رستم التواریخ

▪️در آنوقت شیعیان باحماقت و رعونت بیمعرفت، از مطالعه مصنفات و مولفات علمای آن زمان، چنان می دانستند که خون سنی ها و مالشان و زن شان و فرزندشان حلال است...

▪️ پس خسروخان و گرگین خان و ابتاع و عمله جاتش شروع نمودند به ایذاء و آزار نمودنِ اهل سنت به مرتبه ای که از حد تحریر و تقریر بیرون است. یعنی زنان و دختران و پسرانشان را به جور و تعدی می گادند {عین متن مورخ} و اموالشان را به زور و شلتاق می بردند و به جور و جفا خون شان را می ریختند....

🚯 @ISLIE
1
💢از تسخیر سفارتها در تاریخ ایران میتوان به تسخیر سفارت انگلستان در زمان شاه سلطان حسین صفوی نام برد:

▪️خانهِ میرزا مصطفی مذکور، نشیمن بالیوز انگلیز بود و لرهای بسیار در آنجا هجوم نموده بودند، اموال آنجا را به غارت بردند. بالیوز از راه خوف از درخت بالا رفت، او را به ضرب سنگ از درخت به زیر آوردند و چون بالیوز جوانی بود خوش شکل و شمایل و معشوقیت تمام داشت آن لران بی مروت به زور و ضرب آن قدر با آن دلارام پری سیما طی نمودند که از ضرب عمود‌های لحمی آن بی‌تمیزان‌، سپر شحمی آن محبوب با نزاکت چاک چاک گردید و در میان خون غوطه ور گردید و نزدیک به هلاکت رسید. در آن حالت آشنایی در رسید و او را از دست لران رهایی بخشید...و تا یک سال تمام جراحان با مهارت به معالجت او پرداختند."

🚯 @ISLIE