دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.4K subscribers
3.8K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
... ادامه آیات برده داری قرآن

سوره مائده آیه 89
@zandig
لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَـكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.

خداوند شما را به سبب سوگندهای لغوتان بازخواست نخواهد کرد ولی به سبب ، شکستن سوگندهايی که به قصد می خوريد ، بازخواست می کند و کفاره آن اطعام ده مسکين است از غذای متوسطی که به خانواده خويش می خورانيد يا پوشيدن آنها يا آزاد کردن يک بنده ، و هر که نيابد سه روز روزه داشتن اين کفاره قسم است ، هر گاه که قسم خورديد به قسمهای خود وفا کنيد خدا آيات خود را برای شما اينچنين بيان می کند ، باشد که سپاسگزار باشيد.
@islie @khod2
در این آیه از مسلمانانی که به دروغ سوگند خورده اند و یا سوگند خود را به قصد شکسته است خواسته شده است که یا ده یتیم را طعام بدهند یا برده ای را آزاد کنند. شرم باد بر خدا، پیامبر، تفکر، مکتب و دینی که گروهی از انسانها (بردگان) را از اموال مسلمانان حساب میکند و از آنها میخواهد که برای کفاره از این مال خود خرج کنند.

سوره احزاب آیه 55
@zandig
لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا.

زنان را گناهی نيست اگر در نزد پدر و پسر و برادر و برادرزاده و، خواهرزاده و زنان همدين و يا کنيزان خود بی حجاب باشند و بايد از خدا بترسندکه خدا بر هر چيزی ناظر است.
@islie @khod2
در این آیه نیز به حق برده داشتن اشاره شده است.

نتیجه گیری
@zandig
نخستین عکس العمل اشخاص مسلمانی که این آیه ها را میخوانند این است که در آن زمان برده داری رایج بوده است و اکنون دیگر رایج نیست. این اشخاص باید بدانند که قوانین و احکام قرآن همیشگی و جاودانه هستند و در هر زمان و مکانی باید پیاده شوند، برای بحث مفصل و دقیق در این مسئله به نوشتاری با فرنام «قوانين تازينامه برای آن زمان بوده و برای اعراب جاهل آن دوران آمده و امروز نيازی به انجام آنها نيست.» مراجعه کنید، بنابر این مسلمانی که این آیات را نادیده و باطل بپندارد مسلمان نیست.
@islie @khod2
برده داری کاملاً مورد تایید قرآن و اسلام است و در میان امامان شیعه بسیار رایج بوده است و تقریباً همه آنها حرمسرایی متشکل از زنان و بردگان مختلف را برای خود تشکیل داده بودند. خرید و فروش برده نیز حتی امروز در میان برخی از مسلمانان رواج دارد.
@zandig
محمد حتی تلاشی برای از بین بردن برده داری نیز نکرده است و با قانونی و الهی شمردن آن، آنرا جاودانه کرده است، براستی که افرادی مانند رضاشاه و آبراهام لینکن را که در هر گوشه از جهان باعث از بین رفتن و برافتادن سنت برده داری شده اند باید بارها و بارها بر افرادی مانند محمد پیامبر اسلام برتر دانست.
@islie @khod2
حال انتخاب با شماست، آیا دینی که برده داری را تایید میکند و پیامبر و امامان و پیشوایان آن برده دار و متجاوز بوده اند را کنار خواهید گذاشت و یا اینکه این واقعیت ها را کنار گذاشته و خود را با بهانه های واهی گول خواهید زد؟ امیدوارم انسانیت را بر قوانین و تعالیم ضد بشر اسلام ترجیح دهید.

@islie @khod2
👍1
حقايقی درباره اسلام
١ - حفصه دختر عمر يکی از زنان محمد بود .
@islie @khod2 @zandig
٢ - ام حبيبه دختر ابو سفيان، خواهر معاويه همينطور يکی از زنان محمد بود. اين معاويه را برادر زن محمد ميکند .
٣ - زينب دختر محمد به دست محمد به زنی به ابوالعاص داده شد. ابوالعاص در جنگ بدر بر عليه محمد جنگيد .
۴ - رقيه دختر محمد زن عثمان بود. پس از مرگ رقيه،که گفته ميشود از کتکهای عثمان مرد، محمد دختر ديگر خود، ام کلثوم
، را به عقد عثمان درآورد .
۵ - ام کلثوم دختر علی و فاطمه يکی از زنان عمر بود .
۶- وقتی محمد بيمار شد او ابوبکر را به جای خود برای نماز به مسجد فرستاد و نه علی را .
٧- محمد وصيتنامه ای از خود به جا نگذاشت .
@islie @khod2 @zandig
٨ - از بين ٧٠٠٠٠ تا ٨٠٠٠٠ نفری که به گفته شيعيان در غدير خم حضور داشتند، حتی يک تن هم بعد از مرگ محمد بر
گفته های محمد شهادت نداد و در زمان بيعت ابوبکر هيچ يک از اين جمعيت بزرگ به طرفداری علی برنخاستند و يا به حرف
محمد توجه ای نکردند .
٩ - ابوبکر از خود وصيتنامه ای که عمر را جانشين خود تايين ميکرد به جا گذاشت .
١٠ - علی با ابوبکر و عمر و عثمان بيعت کرد و به عمر در تدارکات حمله به ايران کمک و همياری کرد. علی به گفته ای خود
در تيسفون حضور داشته و پاره ای از فرش بهارستان را از غارت تيسفون به دست آورد. علی همچنين در تدارکات نبرد
نهاوند با عمر همياری و همکاری بسياری کرد .
١١ - فيروز به کمک هرمزان يکی از سرداران سپاه ايران، و حنيفه برده سعد بن وقاص نقشه قتل عمر را کشيدند و فيروز
موفق شد عمر را به قتل برساند. هر سه آنها در همان روز به دست عبيداالله ابن عمر به قتل رسيدند .
١٢ - عثمان، داماد محمد، دستور قتل عام مردم طبرستان را داد که در اين قتل عام مردم بيگناه حسن و حسين پسران علی
شرکت داشتند .
١٣ - عثمان در سال ٣۵ هجری به دست شورشيان کشته شد. حسن و حسين از طرف علی در خانه عثمان برای حفاظت از او
وجود داشتند ولی قادر به کاری نبودند .
١۴ - علی هيچوقت ادعای امامت نکرد. علی تنها ادعای خلافت داشت. در نهج البلاغه موردی از طرف علی دليل بر ادعای
امامت او وجود ندارد. تنها خلافت مد نظر علی بوده است و تنها خلافت .
@islie @khod2 @zandig
١۵ - علی مادر بزرگ و برادر و عموی معاويه را در جنگ بدر کشت .
١۶ - عبداالله بن مجلم يکی از خوارج و يکی از همرزمان علی در آخر قاتل او شد .
١٧ - حسن بين ٧٠ تا ٣٠٠ زن عقدی، غير عقدی و کنيز در حرم خود داشت. حسن به دست يکی از اين زنان نا اميد با زهر
کشته شد .
١٨ - حسن خلافت خود را به معاويه فروخت و در برابر آن پول دريافت کرد .
@islie @khod2

@zandig
👍1
آیا الله شرک را میبخشد؟

شرک بدترین گناهان شمرده میشود، اما به نظر میرسد نویسنده قرآن نتوانسته است در مورد اینکه الله شرک را میبخشد یا نمیبخشد تصمیم قاطعی بگیرد. در (سوره 4 آیه 48، 116) میگوید نمیبخشد و در سوره (4 آیه 153) میگوید میبخشد، ابراهیم با پرستش ماه و خورشید و ستاره به عنوان خدایش دچار شرک میشود (سوره 6 آیه 76-78) اما مسلمانان فکر میکنند که پیامبران گناه نمیکنند.
@islie @khod2

@zandig
ماجرای پرستش گوساله طلایی
@islie @khod2 @zandig
اسرائیلیان قبل از اینکه موسی از کوه بازگردد آغاز به پرستش گوساله طلایی کردند (سوره 7 آیه 149)، اما تازمانی که موسی بازنگشته بود از توبه کردن سر باز زدند و به ستایش گوساله ادامه دادند (سوره 20 آیه 91). آیا هارون نیز در گناه آنان شریک بود؟ نه (سوره 20 آیه 85-90)، آری (سوره 20 آیه 92، سوره 7 آیه 151).
@islie @khod2

@zandig
گروه دروغها و خرافات اسلام
گفتگوی دوستانه با رعایت ادب بدون توهین و فحاشی به اعضا
انتقاد منطقی با دلیل و ذکر منبع
مطالب خود را در گروه بگذارید
https://telegram.me/joinchat/Cqcr_Du7ZRbk5NKJP5ijPQ
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 1
@islie @khod2 @zandig

در طول سالیان دراز در گوش ایرانیان خوانده اند که علی دوستدار ایرانیان بوده٬ علی به ایرانیان کمک کرده و ایرانیان هم در مقابل علی را دوست میداشته اند. ولی تا به حال کسی به ما نگفته چرا؟ چرا علی تازی٬ وقتی برای هم میهنان خودش دلسوزی نمیکرد و آنها را به راحتی از دم تیغ میگذراند٬ به ایرانیان دلبستگی داشت؟؟؟
@islie @khod2
بیایید نخست به چهره ی نادرستی که از علی برای ما ترسیم کرده اند بنگریم. این فرتور علی که به گونه ای نادرست ترسیم شده تا با نگاه کردن به آن٬ در دل ما احساس مهربانی و خوبی و پاکی درباره علی به وجود آورد. این فرتور را به گونه ی مردان ایرانی ترسیم کرده اند تا جلوه یک ایرانی را در ذهن بیننده ایجاد کند٬ ولی همانطور که می بینید علی واقعی موجودی خشک٬ خشن و بی رحم بوده است وآن از چهره واقعی اش نمایان است.
@islie @khod2 @zandig
چرا و به چه دلیل ایرانیان این چنین به علی دلبستگی پیدا کردند؟ علی در دوران خلافت عمر و عثمان چه کمکی به ایرانیان شکست خورده کرد؟ علی در دوران خلافت خودش که در جایگاه قدرت بود٬ چه کمکی به ایرانیان کرد؟ هیچ و هیچ. در هیچ کجای تاریخ موردی پیدا نمیشود که علی از اعمال وحشیانه اعراب در ایران جلوگیری کرده باشد و یا در مورد دستورات بی رحمانه عمر و عثمان در قتل عام و رفتار وحشیانه با اسیران٬ به کمک ایرانیان شتافته باشد. بلکه برعکس٬ همیشه در مشورتهای خویش با عمر و عثمان با آنها همراهی کرده تا بهتر و راحتتر بر ایرانیان چیره شوند. و این منطقی تر به نظر میرسد که یک عرب با خلیفه خود٬ خلیفه ای که با او بیعت کرده است همراهی٬ همفکری کند تا جانبدار قومی بیگانه باشد٬‌ آنهم قوم عجم !! پس علی دلیلی برای کمک به ایرانیان٬ و در دلش مهری برای ایرانیان نداشته٬ همانطوری که عمر وعثمان نداشته اند. آیا بدیهی نیست که وقتی جنگی بین دو قوم جریان دارد هر که به فکر قوم خویش باشد و نه قوم بیگانه؟
@islie @khod2 @zandig
یکی از بهانه هایی که تازی پرستان نادان برای بیگناهی علی می آورند این است که حمله تازیان به ایران در زمان عمر صورت گرفته٬ پس علی بیگناه است.

ادامه دارد ...

@islie @khod2

@zandig
برگرفته شده از شماره بهار 1366 فصلنامه هنر از انتشارات فرهنگ سرای نیاوران
@islie @khod2
گروه دروغها و خرافات اسلام
https://telegram.me/joinchat/Cqcr_Du7ZRbk5NKJP5ijPQ
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 2
@islie @khod2 @zandig
براساس اسناد تاریخی٬ علی در کنار و همپای دیگر خلفای تازی٬ عمر و عثمان٬ در تمام رایزنی ها شرکت داشته و به عنوان یکی از مردان جنگجوی٬ یکی از مشاوران مهم عمر و عثمان بشمار میرفته. در نهج البلاغه چنین آمده:

نهج البلاغه خطبه 146:

« از سخنان آنحضرت علیه السلام است به عمر بن خطاب هنگامی که برای رفتن خود به جنگ با اهل ایران با آن بزرگوار مشورت نمود.
@islie @khod2 @zandig
عمر گفت یا علی پس دستور چیست؟ فرمود رای اینست که تو در مدینه مانده مرد دلیری را امیر لشگر اسلام نموده بجنگ ایرانیها بفرستی و اگر هم مغلوب شده شکست بخورند تو در جای خود مانده دوباره لشگر آماده میسازی و برای سرداری لشگر اسلام نعمان ابن مقرن لیاقت دارد٬‌ عمر این رای را اختیار نموده نامه ای به نعمان که در بصره بود نوشت و او را مامور نمود که به سپهسالاری لشگر اسلام به جنگ ایرانیها برود…..

پس رای خود را برای نرفتن عمر بکارزار از روی برهان چنین بیان فرمود:

مکان زمامدار دین و حکمران مملکت مانند رشته مهره است که آنرا گرد آورده بهم پیوند می نماید٬ پس اگر رشته بگسلد مهره ها از هم جدا شده و پراکنده گردد و هرگز همه آنها گرد نیامده است…….

اگر چه امروز عرب اندکست٬ لیکن بسبب دین اسلام (و غلبه بر سایر ادیان) بسیار است…..

پس تو مانند میخ وسط آسیا(ساکن و برقرار) باش و آسیا(ی جنگ) را بوسیله عرب بگردان (در تجهیز لشگر و آراستگی و انتظام امرایشان بکوش) و آنان را به آتش جنگ در آورده خود بکارزار مرو …..
@islie @khod2 @zandig
و دیگر آنکه اگر تو وارد کارزار شوی ایرانیها ترا ببینند میگویند: این پیشوای عرب است٬ که اگر او ار از بین ببرید (بقتل رسانید) آسودگی خواهید یافت٬ و این اندیشه حرص ایشانرا بر (جنگ با) تو و طمعشان را در (نابود کردن) تو سختتر و زیاد تر می گرداند……»

و در تاریخ تبری:

تبری پوشینه 5 برگ 1942- 1943

« چنان بود که عمر آنها را از پیشروی در دیار جبل منع کرده بود….
@islie @khod2 @zandig
…. آنگاه ندای نماز جماعت دادند که مردم فراهم آمدند و سعد بیامد و عمر از نام سعد فال نیک زد و بر منبر به سخن ایستاد و خبر را با مسلمانان بگفت و با آنها مشورت کرد و گفت:

….. آیا صواب است که من با کسانی که پیش منند و آنچه فراهم توانم کرد بروم و در منزلگاهی میان این دو شهر فرود آیم و آنها را برای حرکت دعوت کنم و ذخیر قوم باشم تا خدا ظفرشان دهد و آنچه را خواهد مقرر کند. اگر خدا ظفرشان داد آنها را سوی دیار پارسیان برانم که بر سر ملکشان جنگ آغاز کنند؟

….

آنگاه علی بن ابیطالب علیه السلام برخاست و گفت:
@islie @khod2 @zandig
ای امیر مومنان، جماعت رای صواب آوردند و مکتوبی را که به تو رسیده فهمیدند، ظفر و شکست این کار به بیش و کمی نیست، ….. وضع تو نسبت به مسلمانان چون رشته مهره هاست که آنرا فراهم دارد و نگه دارد و اگر پاره شود مهره ها پراکنده شود و برود و هرگز به تمامی فراهم نیاید. اکنون عربان اگر چه کمند اما بوسیله اسلام بسیارند و نیرومند. بمان و به مردم کوفه که بزرگان و سران عربند و از جمع بیشتر و تواناتر و کوشاتر از اینان باک نداشته اند، بنویس که دو سوم آنها سوی پارسیان روند و یک سوم بمانند و به مردم بصره بنویس که جمعی از سپاه آنجا را به کمک مردم کوفه فرستند. »

ادامه در برگ 1945
@islie @khod2 @zandig
« علی برخاست گفت: اما بعد ای امیر مومنان، اگر مردم شام را از شام ببری رومیان سوی زن و فرزندشان بتازند و اگر مردم یمن را از یمن ببری حبشیان سوی زن و فرزندشان تازند، تو اگر از این سرزمین بروی همه اطراف آن آشفته شود تا آنجا که پشت سرت به سبب زنان و نانخوران از آنچه در پیش روی داری مهمتر شود، این کسان را در شهرهایشان به جای گذارد و به مردم بصره بنویس که سه گروه شوند: یک گروه پیش زن و فرزند بمانند و گروهی با ذمیان بمانند که نقض پیمان نکنند و گروهی دیگر به کمک برادران خویش سوی کوفه روند، اگر عجمان فردا ترا ببینند گویند این امیر عرب است و ریشه عرب، و سختتر و مصرانه تر حمله کنند. »

همانطور که می بینید٬ علی شرکت عمر را در سپاه تازیان به سود تازیان نمی دید و با آن مخالفت کرد. چه بسا وجود عمر در میان سپاه عرب٬ باعث برافروخته شدن ایرانیان می شد و عاقبت جنگ به سود ایرانیان خاتمه می یافت.
@islie @khod2 @zandig
دقت کنید٬ چقدر ملیت عربِ علی برایش اهمیت داشته که آنرا چند بار تکرار میکند. و با این حال٬ بهانه جویان اسلامی میگویند٬ ‌برای علی ایرانی و یا عرب بودن مهم نبوده بلکه علی برای حق و حقوق ایرانیان تلاش میکرده!!! ما می پرسیم کجا و چگونه و چرا؟

ادامه دارد ...
1
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 3
@islie @khod2
علی میر فطروس در همین مورد در کتاب « ملاحظاتی در تاریخ ایران …» مینویسد:

« علی در حمله به ایران و خصوصا در جنگ نهاوند از عوامل مهم و از مشاوران نزدیک عمر بود. در همین جنگ٬ ‌وقتی سپاهیان اسلام – ابتدا- شکست خورده بودند٬ ‌عمر برای تشویق و ترغیب سپاه٬ خواست که شخصا به جنگ ایرانیان برود٬ اما حضرت علی او را از این کار منع کرد و به عمر توصیه کرد: تو سر این سپاهی و اگر بروی و کشته شوی٬ ‌سپاه اسلام بکلی متلاشی شود٬ تو باید مرکز خلافت را داشته باشی تا اگر سپاه اسلام شکست خورد٬ ‌دشمن (ایرانیان) بداند که٬ ‌اینجا پشت دارد. (نگاه کنید به: تاریخ تبری- پوشینه ۵ برگ ۱۹۴۳ و ۱۹۴۵ + اخبار الطول- برگ ۱۴۷ + نهج البلاغه برگ ۴۴۳ – ۴۴۶).
@zandig
نمونه های بسیاری از اینگونه مشاورتها و همیاری علی در هجوم به ایران و کمکهایش به عمر و عثمان در امور خلافت، در تاریخ وجود دارد:

تبری پوشینه 4 برگ 1371
@islie @khod2
« ابوبکر از آن پس که فرستادگان برفتند علی و زبیر و طلحه و عبدالله بن مسعود را بر گذرگاههای مدینه گماشت…. »

تبری پوشینه 4 برگ 1631

« عبدالله بن عمر گوید:

سالی که عمر به خلافت رسید عبدالرحمان بن عوف را سالار حج کرد …… علی بن ابیطالب عهده دار قضا بود.»
@zandig
تبری پوشینه 4 برگ 1632

« عمر ندای نماز داد و مردم بر او فراهم شدند و کس فرستاد و علی علیه السلام را در مدینه جانشین کرده بود بخوان که بیامد. »

«……. و چنان بود که علی علیه السلام را در مدینه جانشین عمر شده بود …. »
@islie
تبری پوشینه 5 برگ 1822 (پس از آوردن پروه های تیسفون)
@islie @khod2
« وقتی شمشیر خسرو و کمر بند و زیور وی را پیش عمر آوردند گفت: کسانی که این را تسلیم کرده اند موتمن بوده اند.

علی گفت: تو خویشتن داری، رعیت نیز خویشتن دار شده. »
@zandig
تبری پوشینه 5 برگ 1842
@islie @khod2
« عمر بن خطاب مردم را فراهم آورد و گفت: تاریخ از چه روز نهم؟

علی گفت: از روزی که پیمبر خدا صلی الله علیه و سلم هجرت کرد و سرزمین مشرکان را ترک کرد. »
@islie @khod2
تبری پوشینه 5 برگ 1864

« فرستادگان قوم سوی عمر رفتند، ولید نیز سران و دینداران نصاری را فرستاد، عمر به آنها گفت: جزیه بدهید.
@zandig
گفتند: چیزی از ما بگیر و نام آنرا جزیه مگذار.
@islie @khod2
عمر گفت: ما نام آنرا جزیه می گذاریم و شما هر چه میخواهید بنامید.

علی بن ابیطالب گفت: ای امیر مومنان مگر سعد زکات را دو برابر از آنها نگرفته است؟

گفت: چرا و سخن علی را شنید. »

تبری پوشینه 5 برگ 2046

« عمربن خطاب با مسلمانان در کار ترتیب دیوانها مشورت کرد،

علی بن ابیطالب گفت: هر سال اموالی را که پیش تو فراهم میشود تقسیم کن و چیزی از آن نگه مدار. »
@islie @khod2
تبری پوشینه 5 برگ 2078 (هنگام جانشینی عمر)

« عبدالرحمان به علی گفت: تو می گویی به سبب خویشاوندی پیمبر و سابقه و خدمت موثر در کار دین بیش از همه حاضران شایستگی خلافت دارم. و بیجا نیست، اما اگر کار از تو بگردد و به تو نرسد کدام یک از این جمع را برای اینکار شایسته تر میدانی.

گفت : عثمان »

@islie @khod2
تبری پوشینه 5 برگ 2079

« عبدالرحمان سه روز در خانه خود بماند که نزدیک مسجد بود….. عبدالرحمان کس به طلب علی فرستاد و به او گفت: اگر با تو بیعت نکنم به کی نظر می دهی؟
@islie @khod2 @zandig
گفت : عثمان. »

ادامه دارد ...
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 4
@islie @khod2 @zandig
تبری پوشینه 5 برگ 2127 (جانبداری علی از عثمان)

« علی علیه السلام گفت: شما که عیب عثمان میگویید همانند آن کسید که خویشتن را ضربت می زند که همراهش را بکشد. »

تبری پوشینه 6 برگ 2241 (شورش مصریان بر عثمان)

« وقتی مصریان در ذی خشب منزل گرفتند، با علی و یاران پیمبر خدا صلی الله علیه و سلم سخن کرد که آنها را بازگردانند.»

تبری پوشینه 6 برگ 2243

« پس از رفتن مصریان علی پیش عثمان آمد و گفت: سخن گوی که مردم استماع کنند و شاهد آن شوند….. بیم دارم گروهی دیگر از کوفه بیایند و بگویی ای علی سوی آنها برو و من رفتن نتوانم و معذورم نداری، و گروه دیگر از بصره بیایند و گویی ای علی سوی آنها برو اگر نروم پنداری که رعایتخویشاوندی نکرده ام و حق تو را سبک گرفته ام. »

تبری پوشینه 6 برگ 2245
@islie @khod2 @zandig
« چون برون شد نائله دختر قرامضه، زن عثمان پیش وی آمد و گفت: ….. سخن علی را شنیدم که دیگر پیش تو نخواهد آمد، مطیع مروان شده ای که تو را هر کجا بخواهد می کشد.

گفت: چه باید کرد.

گفت: کس پیش علی فرست و از او استمالت کن که خویشاوند است و خلاف تو نمیکند. »

تبری پوشینه 6 برگ 2248

« آنروز که عثمان غش کرده بود علی بن ابیطالب پیش وی رفت، بنی امیه اطراف وی بودند،
@islie @khod2 @zandig
علی گفت: ای امیر مومنان تو را چه میشود. »

تبری پوشینه 6 برگ 2254

« پس عثمان کس سوی علی فرستاد و او را خواند و چون بیامد گفت: ای ابو حسن، رفتار مردم چنان بوده که دیده ای و رفتار من چنان بود که دانسته ای، میترسم مرا بکشند، آنها را پس فرست. »

تبری پوشینه 6 برگ 2278

« مصریان …. گفتند: از این ورطه رهایی نداریم جز اینکه این مرد(عثمان) را بکشیم و مردم به این حادثه از ما مشغول شوند. و راهی برای نجاتشان جز کشتن عثمان نماند. آهنگ در کردند اما حسن و ابن زبیر و محمد بن طلحه و مروان بن حکم و سعید بن عاص و دیگر فرزندان صحابه که با آنها بودندمانعشان شدند و در هم آویختند. »

تبری پوشینه 6 برگ 2284
@islie @khod2 @zandig
پس از کشته شدن عثمان

« علی نیز خبر یافت و گفت: خدا عثمان را رحمت کند و به جای وی نیکی آرد. »

تبری پوشینه 6 برگ 2286

« همه کسان برفتند، عثمان قرآن خواست و قرائت آغاز کرد. حسن نزد وی بود.»

تبری پوشینه 6 برگ 2302

« عکرمه به نقل از ابن عباس گوید: وقتی عثمان برای آخرین بار محاصره شد……

گوید: از ابن عباس پرسیدم: مگر دو محاصره بود؟
@islie @khod2 @zandig
گفت: آری، محاصره اول ده روز بود، مصریان آمده بودند که علی در ذی خشب آنها را بدید و از عثمان بازشان گردانید، بخدا علی برای وی یاری راستگو بود…… »

تبری پوشینه 6 برگ2590 (گفتگوی شریح بن هانی با عمروعاص)

« شریح گوید: این سخنان را باوی بگفتم که چهره اش درهم رفت و گفت: من کی مشورت علی را پذیرفته ام یا پیرو دستور وی بوده ام یا به رای او اعتنا داشته ام؟

گفتم: ای روسپی زاده، چه مانعی دارد که نظر سرورت را که پس از پیمبر پیشوای مسلمانان است، بپذیری؟ کسانی بهتر از تو بودند یعنی ابوبکر و عمر با او مشورت می کردند و به رای وی کار میکردند.»

نهج البلاغه خطبه 134 برگ 415
@islie @khod2 @zandig
« از سخنان آن حضرت علیه السلام است هنگامیکه عمربن خطاب برای رفتن بجنگ رومیان از آن بزرگوار مشورت نمود …. »

تبری پوشینه 5 برگ 1999

« علی بن ابیطالب گوید: وقتی خبر فتح خراسان به عمر رسید گفت: خوش داشتم که میان ما و آنها دریایی از آتش بود.

گفتم: چرا از فتح آنها آزرده ای که اینک وقت خرسندی است. »

نمونه خرسندی علی در فتح و کشتار ایرانیان بدست سرداران خونخوار تازی.
@islie @khod2 @zandig
ادامه دارد...
1
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 5

تبری پوشینه 5 برگ 1872
@islie @khod2
« در همین سال یعنی سال هفدهم عمر برای آخرین بار سوی شام آمد……
@zandig

عمر روانه شد و علی علیه السلام را در مدینه جانشین کرد. »

پس از شکست ایرانیان و پیروزی اعراب٬ علی به مردم کوفه گفت :

تبری پوشینه ۶ برگ 2408

ای مردم کوفه! شما شوکت عجمان(ایرانیان) را ببردید.

نهج البلاغه خطبه 235 برگ 819
@islie @khod2
« از سخنان آنحضرت علیه السلام است که به عبدالله ابن عباس فرمود زمانیکه از طرف عثمان که در محاصره بود نامه ای برای آن بزرگوار آورد، در آن نامه از آن حضرت درخواست مینمود که به ملک خود در یَنبعُ تشریف ببرد تا غوغا و هیاهوی مردم برای نامزد نمودن او بخلافت کم شود. بعد از آنکه مانند آن درخواست را پیشتر هم نموده بود(پیش از آن خواست که حضرت به یَنبعُ تشریف ببرد، چون رفت پس از آن درخواست نمود که از آنجا بمدینه برگشته او را یاری فرماید، اکنون دوباره درخواست مینمود که به یَنبعُ تشریف ببرد) پس امام علیه السلام فرمود:
@zandig
ای پسر عباس، عثمان میخواهد مرا مگر اینکه مانند شتر آب کش قرار دهد بادلو بزرگ، بیایم و بروم(پیش از این) بسوی من فرستاد که (از مدینه) بیرون شوم، پس از آن فرستاد (برای یاری او از یَنبعُ به مدینه) بیایم، و اکنون(ترا) میفرستد که بیرون روم، بخدا سوگند(او را یاری کرده) و از او دفاع نمودمبطوریکه( از زیاد کوشش کردن در همراهیش) گناهکار باشم(چون بر اثر کارهای ناشایسته ای که کرده و بجا میاورد مستحق دفاع نمی باشد). »
@islie @khod2
از نوشته های بالا در نهج البلاغه نمایان است که علی مانند مهره ای، مشاوری و زیردستی در خدمت عثمان بوده است که هرگاه میخواسته او را مانند شتر آب کش به این سو و آن سو روانه میکرده و دستور آمدن و رفتنش را از مدینه میداده است. آیا این همان علی است که آخوند شیعه به ما فروخته است که با دستگاه خلافت امویان در ستیز بوده است و در حمله و کشتار ایرانیان دست نداشته است؟؟؟؟
@zandig
در جای دیگر می بینیم که عمر هنگامی میخواهد در مورد فرش گرانبهای بهارستان تصمیم بگیرد٬ با علی رایزنی میکند (تاریخ تبری و همچنین کامل٬ ابن اثیر – ج ۱ ص ۲۱۳):

تاریخ تبری٬‌ پوشینه پنجم٬‌ برگ ۱۸۲۴:

« …. سعد فرش را بر این قرار فرستاد. فرش شصت ذراع در شصت ذراع بود٬ پکپارچه٬ به اندازه یک جریب که در آن راههای مصور بود و آب نماها چون نهرها٬ و لابه لای آن همانند مروارید بود و حاشیه ها چون کشتزار و سبزه زار بهاران بود٬ از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلا و نقره و امثال آن داشت.
@islie @khod2
وقتی فرش را پیش عمر آوردند٬‌ از خمس به کسان چیز داد و گفت: « از خمسها به همه جنگاورانی که حضور داشته اند یا میان حصول دو خمس کوشا بوده اند باید داد و گمان ندارم از خمس بسیار داده باشند». آنگاه خمس را به مصارف آن تقسیم کرد و گفت: « درباره این فرش چه رای میدهید؟»
@zandig
جماعت همسخن شدند و گفتند: « این را به رای تو واگذاشته اند رای تو چیست؟»

اما علی گفت:« ای امیر مومنان٬ ‌کار چنانست که گفتند٬ ‌اما تامل باید که اگر اکنون آنرا بپذیری فردا کسانی به دستاویز آن به ناحق چیزها بگیرند.»

عمر گفت: « راست گفتی و اندرز دادی» و آنرا پاره پاره کرد و به کسان داد.»

دوباره در برگ دیگر تاریخ تبری همین مشورت عمر و علی به زبان دیگری آورده شده:
@islie @khod2
تاریخ تبری٬‌ پوشینه پنجم٬‌ برگ ۱۸۲۵:

« گوید: و چون فرش را در مدینه پیش عمر آوردند٬ ‌خوابی دید و کسانی را فراهم آورد و حمد و ثنای خدا کرد و درباره فرش رای خواست و قصه آنرا بگفت٬ ‌بعضی ها گفتند آنرا بگیرید٬ بعضی دیگر به نظر او واگذاشتند٬ بعضی دیگر رای مشخص نداشتند. علی سکوت عمر را دید برخاست و نزدیک او رفت و گفت: « چرا علم خود را جهل می کنی و یقین خود را به مقام شک می بری؟ از دنیا جز آن نداری که عطا کنی و از پیش برداری یا بپوشی و پاره کنی یا بخوری و ناچیز کنی.»
@zandig
گفت:« راست گفتی و فرش را پاره پاره کرد و میان کسان تقسیم کرد. یک پاره آن به علی رسید که به بیست هزار فروخت و از پاره های دیگر بهتر نبود.»

و همچنین در تاریخ حبیب السیر در مورد پروه هایی که بدست تازیان افتاد و پخش آنها در میان اهل بیت و سهم علی از فرش بهارستان سخن گفته شده است.
@zandig
ادامه دارد...
@islie @khod2
گروه دروغها و خرافات اسلام
گفتگوی دوستانه با رعایت ادب بدون توهین و فحاشی به اعضا
انتقاد منطقی با دلیل و ذکر منبع
مطالب خود را در گروه بگذارید
https://telegram.me/joinchat/Cqcr_Du7ZRbk5NKJP5ijPQ
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 6

تاریخ حبیب السیر – خواند میر – پوشینه اول، برگ 481
@islie @khod2
« …. سعد بن ابی وقاص چون بفتح و نصرت اختصاص یافت به لوازم شکر الهی قیام نموده…. باجتماع غنایم که زیاده از حد حصر و احصا بود …. نقود نامعدود و جواهر زواهر و اوانی زرین و سیمین و البسه زربفت و ابریشمین و اسیان را هوار و شتران باربردار و استران رکابی و قطار و اسلحه نفیسه بسیار که خمس غنایم آن معرکه بود بنظر عمر رضی الله عنه رسانیدند و خلیفه آن اموال را بمصارف شرعیه صرف نموده … و اسامی اجله اهــــــل بـــیـــت(پیامبر مانند زنان بیشمار و اقوام بیحساب، فاطمه و علی و غیره) و اصحاب را (یاران اولیه رسول) بر دفتر ثبت کرده جهت هر یک چیزی مقرر فرمود و ابتدا به عباس رضی الله عنه کرده باسم شریفش دوازده هزار درهم و بروایتی بیست و پنج هزار درهم نوشت و بعد از آن سادات خاندان سید کاینان را بر سایر برایا تقدم داد و بنام هر یک از امهات مومنین ده هزار درم تعیین فرمود و هر یک از حضار معرکه بــــدر را پنج هزار درم داد و سبطین خواجه کونینامام حسن و امام حسن رضی الله عنها را بدستور اهل بدر وظیفه مقرر کرد و ابوذر غفاری و سلمان فارسی را نیز داخل آن طیقه گردانید…… »
@zandig
« سعد بن ابی وقاص …. بعد از این درآمده نظر بران قصور منقش و منیع و ایوانهای دلکش رفیع انداخت و آن اموال لاتعدولاتحصی و اجناس بی حد و قیاس دیده زبان بحمد مهیمن منان گردان ساخت و ضبط غنایم را در عهده عمربن مقرن مزخی کرده آن مقدار اشیا نفیسه و اقمشه شریفه و ظروف واوانی نقره و طلا و فرش و بساطهای گران بها بدست آمد که وصف آن با مداد قلم و بنان تسیر پذیر نیست و از آن جمله بساطی بود ابریشمین شصت گز در شصت که اطراف آن بزمرد ترصییع یافته بود و بروایتی هژده ارش از آن فرش بجوهری غیر مکرر تزئِین داشت چنانچه دو ارش از زمرد سبز بوده و ده ارش از بلور سفید و ده ارش از یاقوت سرخ و ده ارش از یاقوت کبود و ده ارش از یاقوت زرد و در حواشی و جوانبش اصناف ریاحین و ازهار و انواع اشجار و اثمار از جواهر آبدار و لالی شاه وار بافته بودند و آنرا بهارستان نام نهاده و ملوک عجم در فصل شتا آن بساط را مسبوط ساخته مجلس عشرت می آراستند و میان زمستان را اوایل ایام بهار می پنداشتند. القصه سعد بن ابی وقاص از غنایم خمس جدا کرد نهصد(900) شتر جهت حمل آن ترتیب نموده و چون از قیمت بساط موصوف مقومان ذوالبصیره عاجز گشتند آنرا بی از آنکه در قسمت داخل سازد اضافه اموال خمس کرده ….. بمدینه فرستاد و تتمه غنایم را بر شصت هزار سوار تقسیم نموده بدست هر سواری دوازده هزار دینار (120000 درهم) در آمد و چون اموال خمس و خبر فتح مداین بمدینه رسید امیرالمومنین عمر بتجدید مبتهج و مسرور گشته آن اموال را پخش کرد و بساط مزکور را که مجرد رویت آن موجب نشاط و انبساط میشد قطعه قطعه ساخته یک وصله از آن پیش شـــــــاه مــــــــــردان علیه الرحمة و الرضوان(علی امام اول شیعیان) فرستاد و آنجانب آن را بیست هزار درم و بقولی بیست هزار دینار(200000 درم) فروخت.
@islie @khod2
نکته ای که به آن کمتر دقت میشود این است که بر اساس آیات قرآن (حشر6 و انفال ۴۱ و ۶۹) علی باید در جنگ با ایرانیان شرکت مستقیم داشته باشد و بر روی دشمنان شمشیر کشیده باشد تا بتواند سهمی از غنایم جنگی ببرد!!!
@zandig
سوره حشر، آیه 6

« و آنچه را الله از مال(یهودیان بنی نضیر) برسم غنیمت باز داد متعلق برسول است، که شما سپاهیان اسلام برآن هیچ اسب و استری نتاختید( و آزار نبرد نکشیدید) …. »

نهج البلاغه خطبه 223:
@islie @khod2
« از سخنان آن حضرت علیه السلام است به عبدالله ابن زمعه یکی از اصحابش، هنگامیکه در زمان خلافت آنحضرت نزد آن بزرگوار آمده مالی(از بیت المال) از او درخواست نمود، امام علیه السلام فرمود:
@zandig
این مال …. غنیمت مسلمانان(که بر اثر غلبه و تسلط بر کفار در کارزار بدست آورده اند) و اندوخته شمشیرهای ایشان است. پس اگر با آنها در کارزارشان شریک بوده ای ترا هم مانند آنان نصیب و بهره میباشد و اگر نه (ترا بهره ای نیست، زیرا) چیده دستهای آنها برای دهنهای دیگران نمیباشد.»
@islie @khod2
آیا علی برای اینکه خودش سهمی از آن فرش گرانبها ببرد عمر را به این کار احمقانه تشویق کرد؟
@zandig
به هر سوی٬ ‌باز هم می بینیم که علی پای به پای عمر و دیگر راهزنان٬ متجاوزان و قاتلان ایرانیان دست در دست آنها به تقسیم پروه ها مشغول است و خود سهمی هم میبرد.
@islie @khod2
نتیجه کار٬ علی در رایزنی نقش داشت٬ ‌در پاره کردن فرش گرانبهای بهارستان نقش داشت و در آخر سهمی هم از غنایم بدست آورد. علی تا اینجا که چیزی از عشق و علاقه به ایرانیان نشان نداده!

ادامه دارد ...
@islie @khod2 @zandig
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 7

یکی از مواردی که به ایرانیان در طول سالها دروغ گفته اند٬ دشمنی میان علی، عمر و عثمان است. این را گفته اند تا مهر علی را در دل ایرانی بنشانند٬ چون میدانند چقدر ایرانی از عمر و عثمان برای جنایاتی که مرتکب شده اند متنفرند. ولی این دشمنی که تازی پرستان از آن یاد میکنند در روابط نزدیک میان علی و عمر و عثمان به چشم نمیخورد. همانگونه که در پیش گذشت علی یکی از خویشاوندان و مشاوران و یاران دو خلیفه و در تمام امور داخلی و خارجی و جنگهای تازیان بر علیه ایرانیان شرکت داشته و در همه چیز سهیم بوده است. روابط علی و عمر به گونه ای نزدیک و علی چنان مورد اطمینان عمر بوده است که در نبودنش علی را جانشین خود قرار میداده است.
@islie @khod2
۱- حفصه يکی از زنان محمد دختر عمر بود. اگر عمر آدم جنایتکاری بود٬ چطور محمد دختر خودش را به زنی به او داده بود؟
@zandig
۲- ام حبيبه دختر ابو سفيان٬ خواهر معاويه همينطور يکی از زنان محمد بود. اين معاويه را برادر زن محمد ميکند.

3 – رقيه دختر محمد زن عثمان بود. پس از مرگ رقيه٬‌ که گفته ميشود از کتکهای عثمان مرد٬ محمد دختر ديگر خود٬ ام کلثوم٬ را به عقد عثمان درآورد.
@islie @khod2
4- علی دختر نابالغ خود٬ ام کلثوم را به زنی به عمر داد. اگر علی با عمر دشمنی داشت چگونه دخترش را به او داده است؟؟؟
@zandig
ابن سعد مي‏گويد: «… عمربن خطاب، ام كلثوم دختر علي بن ابي طالب را به ازدواج خود درآورد، در حالي كه دختري غيربالغ بود و نزد او بود تا هنگامي كه عمر كشته شد و براي او دو فرزند به نام زيد و رقيه به دنيا آورد.» ( طبقات ابن سعد، ج 8، ص 462)

حاكم نيشابوري به سند خود از علي بن حسين نقل مي‏كند: عمر بن خطاب براي خواستگاري امّ‏كلثوم دختر علي(ع) نزد او آمد و از او خواست كه دخترش را به نكاح وي درآورد. علي(ع) فرمود: من او را براي فرزند برادرم، عبدالله بن جعفر گذاشته‏ام. عمر گفت: بايد او را به نكاح من درآوري… آنگاه علي(ع) امّ‏كلثوم را به ازدواج او درآورد. سپس عمر نزد مهاجران آمد و گفت: آيا به من تبريك نمي‏گوييد؟ گفتند: به چه دليل؟ گفت: به دليل ازدواج امّ‏كلثوم دختر علي فاطمه. من شنيدم از رسول خدا(ص) كه فرمود: هر نسب و سببي روز قيامت منقطع است، مگر سبب و نسب من. از همين رو، دوست دارم كه بين من و رسول خدا(ص) نسب و سبب باشد.» (مستدرك حاكم، ج 3، ص 142)
@islie @khod2
بيهقي نيز به سند خود از علي بن الحسين(ع) نقل مي‏كند: عمر بعد از انجام گرفتن ازدواج از مهاجران خواست كه به او تبريك گويند، زيرا از رسول خدا(ص) شنيده بود كه هر سبب و نسبي غير از سبب و نسب حضرت در روز قيامت منقطع مي‏شود.»

( بيهقي، سنن الكبري، ج 7، ص 63)

همچنین خطيب بغدادي،( تاريخ بغداد، ج 6، ص 182) ابن عبدالبرّ، (الاستيعاب، ج 4، ص 1954)، ابن اثير(اسدالغالبه، ج 5، ص 614) و ابن حجر عسقلاني (الاصابه، ج 4، ص 492) هم آورده اند.
@islie @khod2
5- اگر علی با عمر و با خلافتش مخالف بود چرا نام فرزند خود را عمر نهاد ؟ ( تاریخ تبری، پوشینه 4، برگ ۱۵۲۱؛ تحفه العالم 1 / 224 ؛ مستدركات علم رجال الحديث 6 / 101 ؛ بحارالانوار 45 / 37 ).
@zandig
6 – اگر علی با عثمان و خلافتش مخالف بود چرا نام فرزند دیگر خود را عثمان نهاد؟ (مستدركات علم رجال الحديث 5 / 220 ؛ لباب الانساب 1 / 398 ؛ تحفه العالم 1 /231)

7 – علی در نهج البلاغه، خطبه 219 (برگ 721) به مناسبت مرگ عمر چنین میگوید:

« او کسی است که کجی را راست کرد٬ و درد را درمان کرد٬ و سنت را بر پا داشت٬ و فتنه را پشت سر گذاشت٬ پاک جامه رفت و اندک عيب٬ خير خلافت را دريافت و از شر آن اجتناب جست. طاعت خداوند را بجای آورد و بر ادای حقش تقوی ورزید».

فتوح البلدان٬‌ بلاذری (بخش مربوط به ایران) برگ ۷ :

« فصلی در امر عطا به روزگار عمر بن خطاب رضی الله عنه
@islie @khod2
عمر بن خطاب رضی الله عنه٬ در تدوین دیوانها با مسلمین رای زد. علی بن ابی طالب(ع) وی را گفت: « در هر سال٬ هر چه گرد آمده است تقسیم کن و چیزی نزد خود نگه مدار.» عثمان گفت: « می بینم که مالی عظیم گرد آمده است که همه مردمان را بسنده باشد. لکن اگر آنان را شماره نکنیم تا کسی که بهره خود گرفته از آن کس که چیزی نگرفته است باز شناخته نشود٬ ‌بیم آن دارم که امر پریشان گردد. »

این در زمانی است که هزاران زن و کودک ایرانی در بند اسارت تازیان راهی مکه و مدینه و بازارهای برده فروشی دنیا بودند. این هم از عشق علی به ایرانیان!

ادامه دارد ...
@islie @khod2

@zandig
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 8

تبری پوشینه 5 برگ 1958
@islie @khod2 @zandig
« وقتی اسیران نهاوند را به مدینه آوردند، ابولولو فیروز، غلام مغیرة بن شعبه، هر کس از آنها را کوچک و بزرگ می دید دست به سرش می کشید و می گریست و می گفت: عمر جگرم را خورد. »

دو قرن سکوت برگ 59، دکتر عبدالحسین زرین کوب

« در جنگ جلولا پروه های بسیار بچنگ عرب افتاد چندان غنیمت که پیش از آن نیافته بودند و زنان و دختران نیز باسارت گرفتند چندانکه عُمَر را از کثرت اسیران نگرانی در دل پدید آمد. دینوری می نویسد که عُمَر مکرر میگفت از فرزندان این زنان که در جلولا اسیر شده اند بخدا پناه میبرم. اخبارالطول برگ 123»

منظور از «فرزند این زنان»، فرزندانی است که زنان ایرانی پس از تجاوز تازیان باردار شده بودند. ترس عُمَر از فرزندان بی پدری بود که در شکم این زنان بودند.

البُلدان برگ 62، یعقوبی
@islie @khod2 @zandig
مردم کرمان نیز سالها در برابر تازیان پایداری کردند تا سرانجام در زمان خلافت عثمان، حاکم کرمان پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام و کنیز، بعنوان جزیه، با تازیان مهاجم صلح کرد.

در یورش تازیان به سیستان در زمان عثمان مردم شهر، مقاومت بسیار کردند ولی تازیان با خشونت بی اندازه توانستند در آخر آنها را به صلح درآورند. ربیع بن زیاد(سردار عرب) برای ایجاد وحشت و کاستن از شور مقاومتِ آنها، دستور داد:

تاریخ سیستان برگ 80 ؛ کامل ابن اثیر ج3 برگ 50

« …. تا صدری بساختند از آن کشتگان (یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند) و جامه افکندند بر پشتهاشان و هم از کشتگان، تکیه گاهها ساختند و ربیع بن زیاد بَرشُد و برآن نشست و «ایران بن رستم» … و بزرگان و موبد موبدان بیامدند ………. چون ایران بن رستم او را بر آن حال بدید و صدر او از کشتگان، بازنگرید و یاران گفت: میگویند اهرمن بروز فرادید نیاید، اینک اهرمن فرادید آمد که اندرین هیچ شک نیست.»
@islie @khod2 @zandig
پس از این شکست، ایرانیان پیمان بستند تا هر سال از سیستان هزار هزار (یک میلیون) درهم و هزار وصیف(غلام نابالغ) که بدست هر یک از آنها جام زرین باشد، به تازیان بپردازند.

تاریخ تبری، پوشینه 4، برگ ۱۵۲۱

« آنگاه خالد از مصیخ برفت و از حوران و رنق و حماه گذشت که اکنون از آن بنی جنادهّ بن زهبر تیره ای از کلب است٬ و هم از زمیل گذشت که همان بشر است و ثنی نزدیک آنست و هر دو در مشرق رصافه است و از ثنی آغاز کرد و با یاران خویش فراهم آمدند و شبانگاه از سه طرف بر آن حمله بردند و شمشیر در جمع نهادند و کس از قوم جان به در نبرد و نوسالان را اسیر گرفتند و خمس خدا را همراه نعمان ابن عوف شیبانی پیش ابوبکر فرستاد و اموال غارتی و اسیران را تقسیم کرد٬ و علی بن ابی طالب علیه السلام دختر ربیعهّ بن بجیر تغلبی را خرید و به خانه برد و عمر و رقیه را از او آورد. »

نه اینکه علی در چپاول تازیان سهیم بوده و زنان اسیر را خریداری میکرده٬ بلکه نام فرزند خود را عمر گذاشته است. میگویند علی ۲۵ سال سکوت کرد و با عمر و عثمان مخالفت داشت!! این است سکوت علی؟
@islie @khod2 @zandig
در پایین متن نامه ای را خواهید خواند که از طرف علی در زمان خلافتش به حاکم بصره و جانشین عبدالله این عباس٬ زیاد بن ابیه در ایران نوشته شده است. عبدالله ابن عباس کسی است که علی او را برای سرکوب شورش استخر می فرستد. همانطور که می بینید٬ علی در این نامه تنها به فکر «خراج» گرفته شده از ایرانیان است و نه جان و مال و ناموس ایرانی.

نهج البلاغه برگ ۸۷۱:

« از نامه های آنحضرت علیه السلام است بزیاد ابن ابیه هنگامیکه در حکومت بصره قائم مقام و جانشین عبدالله این عباس بود٬ و عبدالله آنهنگام از جانب امیرالمومنین علیه السلام بر بصره و شهرهای اهواز و فارس و کرمان حکمفرما بود:

و من سوگند بخدا یاد میکنم سوگند از روی راستی و درستی اگر بمن برسد که تو در بیت المال مسلمانان بچیزی اندک یا بزرگ خیانت کرده و بر خلاف دستور صرف نموده ای بر تو سخت خواهم گرفت چنان سختگیری که ترا کم مایه و گران پشت و ذلیل و خوار گرداند (ترا از مقام و منزلت برکنار نموده آنچه از بیت المال اندوخته ای میستانم بطوریکه درویش گردیده و توانایی کشیدن بارمونه و روزی عیال نداشته در پیش مردم خوار و پست گردی) و درود برآنکه شایسته دورد است.»

(این همان زیاد بن ابیه(عبید) است که علی او را بر سرکوب شورش مردم فارس روانه میکند. در پایین میاید)

ادامه دارد ...
@islie @khod2 @zandig
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 9

درست است که حمله تازیان در زمان خلافت عمر صورت گرفت٬ و دستورات از طرف عمر صادر میشد٬ ولی براساس اسناد تاریخی و گفته های خود علی٬ علی با رضایت قلبی با هر دو خلیفه عمر و عثمان بیعت کرده بود. در ضمن در تمام رایزنی های مهم٬ علی در کنار عمر و عثمان قرار داشت و با آنها همراهی میکرد. تنها چیزی که میتواند نیت واقعی علی را در آنزمان نشان دهد این است که٬ اگر علی بعد از به خلافت رسیدن شیوه وحشیانه عرب را بر علیه ایرانیان تغییر میداد٬ آنگاه میشد ادعا کرد که شرکت علی در مشورتها با خلفای پیشین خود، از روی میل قلبی نبوده است. ولی این به نظر درست نمیرسد٬ چون علی بعد از به خلافت رسیدنش شیوه قتل و غارت تازیان زیر فرمانش را در ایران تغییر نداد.
@islie @khod2 @zandig
براساس اسناد تاریخی علی بعد از به رسیدن به خلافت٬ بارها دستور قتل عام مردم بیگناه ایران را صادر کرده است. این دستورات به دنبال شورشهایی پیاپی که مردم در شهرهای مختلف انجام میداند صادر شده که به هیچ وجه امکان توجیح
آنها نیست. کشتن و کشته شدن سربازان در میدان جنگ یکی از عوارض نگونبختانه جنگ است٬ ولی ما در اینجا در مورد سربازان جنگی سخن نمی گویم٬ بلکه سخن از کشتار بی رحمانه مردم عادی٬‌ زن و بچه و مردان بیگناه است.

– علی بین ۴ تا ۵ هزار نفر از کسانی را که در جنگ صفين با او همکاری نکردند را به فرماندهی رإیع بن خثيم ثوری٬‌ برای جنگ به ديلمان فرستاد. فتوح البلدان برگ 81
@islie @khod2 @zandig
– مردم فارس و کرمان در شورش خود بر عليه دستگاه خلافت علی نمایندگان علی را از شهر بيرون راندند و از دادن خراج سرپيچی کردند. علی زياد بن ابيه را به فارس فرستاد که مردم را سرکوب کرد و خراج گرفت. تبری پوشینه ۶ برگ ۲۶۵۷ و برگ 2674 – تبری پوشینه ۷ برگ ۲۷۲۲ + کامل٬ ابن اثیر پوشینه ۱ برگ ۳۲۸ و ۳۳۳

– مردم استخر در زمان علی دوباره دست به شورش زدند و اين بار علی عبدالله بن عباس را برای سرکوبی مردم استخر فرستاد که به گفته ابن بلخی: «عبدالله بن عباس خلایقی بی اندازه بکشت». فارسنامه این بلخی برگ 278 + فتوح البلدان برگ ۱۴۶

– « در سالهای آخر خلافت عثمان نیز که دستگاه خلافت دستخوش ضعف و تزلزل بود این گونه زد و خوردهای محلی همچنان وجود داشت. چنانکه در دوره خلافت پرآشوب علی نیز چون بصره و کوفه در دست وی بود ازین دو لشکرگاه کار « فتوح» همچنان دنبال می شد. چنانکه بعد از کشته شدن عثمان باز اهل استخر سر به شورش برآوردند و عبدالله بن عباس به فرمان علی عصیان آنها را در سیل خون فروشست.» تاریخ ایران بعد از اسلام برگ ۳۵۰؛ دکتر عبدالحسین زرین کوب.
@islie @khod2 @zandig
– مردم خراسان نیز در زمان علی بار دیگر سر به شورش برداشتند و از اسلام سرباز زدند. علی اين بار جعده بن هبيره را بسوی خراسان فرستاد و او مردم نيشابور را محاصره کرد تا تسلیم شدند. مردم مرو هم در همان زمان دست به قيام زدند که او آنها را هم ساکت کرد. تبری پوشینه ۶ برگ ۲۵۸۲ – کامل٬ ابن اثیر پوشینه ۱ برگ ۳۲۵ – فتوح البلدان برگ 164

– فتوح البلدان برگ ۱۶۴

« هنگامی که علی بن ابی طالب(ع) به روزگار خلافت خویش در کوفه بود٬ ماهویه مرزبان مرو به خدمت وی شد. علی (ع) به دهقانان و اسوران و دهسالاران نامه نوشت که جزیه بدو بپردازند. اهل خراسان سرباز زدند. پس علی(ع) جعده بن هبیره مخزومی را که پسر ام هانی دختر ابوطالب بود بدان جای روانه کرد. اما فتحی دست نداد و امر خراسان همچنان پریشان بود تا علی علیه السلام کشته شد. »

ادامه دارد ...
@islie @khod2 @zandig
گروه دروغها و خرافات اسلام
گفتگوی دوستانه با رعایت ادب بدون توهین و فحاشی به اعضا
انتقاد منطقی با دلیل و ذکر منبع
مطالب خود را در گروه بگذارید
https://telegram.me/joinchat/Cqcr_Du7ZRbk5NKJP5ijPQ