در اين شب تيره 1400 ساله،
نــسـل جـوانِ ما
ايـن قـربـانيان انقلاب كثيف و اسلامى
و نسل بى خـرد پيشين،
سـتاره هاى زيـبايى هستند كه با روشنايى خود پـاره اى از اين سياهى هـراس انگيز را ميشويند و نــابـود مى كنند...
بـه زودى شمار اين ستاره هاى پـُر تلألو
در نــسـل جـوان آنچنان زياد خـواهد شد كه تيـرگى شـب اسلام را
بـه روشــنـايىِ روز خـرد و تـمدن تبديل
خــواهـند كـرد...
➬ @ISLIE
✍فريدون فرخزاد
نــسـل جـوانِ ما
ايـن قـربـانيان انقلاب كثيف و اسلامى
و نسل بى خـرد پيشين،
سـتاره هاى زيـبايى هستند كه با روشنايى خود پـاره اى از اين سياهى هـراس انگيز را ميشويند و نــابـود مى كنند...
بـه زودى شمار اين ستاره هاى پـُر تلألو
در نــسـل جـوان آنچنان زياد خـواهد شد كه تيـرگى شـب اسلام را
بـه روشــنـايىِ روز خـرد و تـمدن تبديل
خــواهـند كـرد...
➬ @ISLIE
✍فريدون فرخزاد
Telegram
attach📎
#شکست_رم_و_سقوط_امپراطوری_ساسانی_بدست_مسلمانان ...... 🔗بخش نهم
💠 جنگ قادسيه
🔹بدنبال شكست بويب و نزديک شدن مسلمانان به مدائن، بحران در دربار ايران تشديد می شود. فيروزان و رستم در جستجوی شخصيتی که بتواند درباريان را از آشفتگی و پراکندگی برهاند و آنان را به تبعيت از خود درآرد، به پوران پيشنهاد ميكنند که تمام زنان و معشوقه هاى خسرو را جمع آورى نموده و در ميان آنها تحقيق کند تا شايد پسرى از وى را بيابند و وى را شاه کنند. پوران همۀ زنان و معشوقه های خسرو را در قصری جمع آوردی کرده و سر انجام "جوانی از فرزندان شهريار پسِ خسرو مانده که مادرش از مردم بادورياست. کس پيش آن زن فرستادند و بياوردند ".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۲۹.
📎 @ISLIE
🔸به اين ترتيب يزدگرد سوم را يافته او را به شاهی ميرسانند. طبرى مى گويد پس از برگزيدن يزدگرد "همه بر او همسخن شدند و پارسيان آرام گرفتند واطاعت وى کردند و سران قوم در اطاعت و اعانت وى از هم پيشى گرفتند و براى پادگان ها و مرزها که خسرو داشته بود، چون حيره و انبار و ابله وديگر پادگان ها، سپاه ها معين شد. و مثنى و مسلمانان از کار پارسيان و همدلي شان در باره يزدگرد خبر يافتند و به عمر نامه نوشتند و خبر دادند که از مردم اطراف انتظار شورش دارند و تا وقتى که نامه به عمر رسيد مردم سواد، چه آنها که با مسلمانان پيمان داشتند و چه آنها که نداشتند، کافر شدند و مثنى با جمع خود برفت و در ذى قار مقر گرفت و مسلمانان در طف اردو زدند تا نامه عمر رسيد "
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۲۹.
🔅به اين ترتيب، با روی کار آمدن يزدگرد و همدلی درباريان با وی، و در نتيجۀ اميدی که به پيدايش ثبات در دربارساسانی در ميان اعراب وابسته به پادشاهی ايران بوجود می آيد، در تمام مناطق تحت کنترل مسلمانان- که همان عراق بوده، شورش در می گيرد و "مردم سواد چه آنها که با مسلمانان پيمان داشتند و چه آنها که نداشتند #کافر شدند" .
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۲۹.
🔰اينها مردم عرب در عراق اند که قبل
از شکست ايرانيان در قلمرو ايران قرار داشتند. بنابراين وقتی اينان که عرب بودند، با دو بار شورش نشان ميدهند که هيچگونه گرايشی نسبت به مسلمانان نداشته، بلکه از آنها بيزار بوده اند، چگونه ممکن است خودِ ايرانيان که هيچ نزديکی و مناسبتی با مسلمانان نداشته اند، تحت تاثير شعار جعلی برادری و برابری آنان قرار گرفته با آنها در تصرف خانه و زندگی شان همکاری کرده باشند .
•منابع بیشتر
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۱۰-۲۱۱
📔ترجمه الفتوح، متن، ص: ۱۰۱-۱۰۸
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠 جنگ قادسيه
🔹بدنبال شكست بويب و نزديک شدن مسلمانان به مدائن، بحران در دربار ايران تشديد می شود. فيروزان و رستم در جستجوی شخصيتی که بتواند درباريان را از آشفتگی و پراکندگی برهاند و آنان را به تبعيت از خود درآرد، به پوران پيشنهاد ميكنند که تمام زنان و معشوقه هاى خسرو را جمع آورى نموده و در ميان آنها تحقيق کند تا شايد پسرى از وى را بيابند و وى را شاه کنند. پوران همۀ زنان و معشوقه های خسرو را در قصری جمع آوردی کرده و سر انجام "جوانی از فرزندان شهريار پسِ خسرو مانده که مادرش از مردم بادورياست. کس پيش آن زن فرستادند و بياوردند ".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۲۹.
📎 @ISLIE
🔸به اين ترتيب يزدگرد سوم را يافته او را به شاهی ميرسانند. طبرى مى گويد پس از برگزيدن يزدگرد "همه بر او همسخن شدند و پارسيان آرام گرفتند واطاعت وى کردند و سران قوم در اطاعت و اعانت وى از هم پيشى گرفتند و براى پادگان ها و مرزها که خسرو داشته بود، چون حيره و انبار و ابله وديگر پادگان ها، سپاه ها معين شد. و مثنى و مسلمانان از کار پارسيان و همدلي شان در باره يزدگرد خبر يافتند و به عمر نامه نوشتند و خبر دادند که از مردم اطراف انتظار شورش دارند و تا وقتى که نامه به عمر رسيد مردم سواد، چه آنها که با مسلمانان پيمان داشتند و چه آنها که نداشتند، کافر شدند و مثنى با جمع خود برفت و در ذى قار مقر گرفت و مسلمانان در طف اردو زدند تا نامه عمر رسيد "
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۲۹.
🔅به اين ترتيب، با روی کار آمدن يزدگرد و همدلی درباريان با وی، و در نتيجۀ اميدی که به پيدايش ثبات در دربارساسانی در ميان اعراب وابسته به پادشاهی ايران بوجود می آيد، در تمام مناطق تحت کنترل مسلمانان- که همان عراق بوده، شورش در می گيرد و "مردم سواد چه آنها که با مسلمانان پيمان داشتند و چه آنها که نداشتند #کافر شدند" .
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۲۹.
🔰اينها مردم عرب در عراق اند که قبل
از شکست ايرانيان در قلمرو ايران قرار داشتند. بنابراين وقتی اينان که عرب بودند، با دو بار شورش نشان ميدهند که هيچگونه گرايشی نسبت به مسلمانان نداشته، بلکه از آنها بيزار بوده اند، چگونه ممکن است خودِ ايرانيان که هيچ نزديکی و مناسبتی با مسلمانان نداشته اند، تحت تاثير شعار جعلی برادری و برابری آنان قرار گرفته با آنها در تصرف خانه و زندگی شان همکاری کرده باشند .
•منابع بیشتر
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۱۰-۲۱۱
📔ترجمه الفتوح، متن، ص: ۱۰۱-۱۰۸
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
Forwarded from من خدا هستم
مانند #مرگ است گریزی از آن نیست.
مانند #عشق است علتی برایش نیست.
مانند #طلوع است
پهنای سبزش به همه ی قلب ها رسیده
ضرب آهنگش را آهسته کن.
چیزی در #خون جوانه میزند،
گریزی از این #صنوبر #سبز نیست.
#یادستار
#ستار_بهشتی
همه ی ما ستار هستیم
میروییم از خونه ستارها
جوانه های بسیار
🆔 @khod2
مانند #عشق است علتی برایش نیست.
مانند #طلوع است
پهنای سبزش به همه ی قلب ها رسیده
ضرب آهنگش را آهسته کن.
چیزی در #خون جوانه میزند،
گریزی از این #صنوبر #سبز نیست.
#یادستار
#ستار_بهشتی
همه ی ما ستار هستیم
میروییم از خونه ستارها
جوانه های بسیار
🆔 @khod2
Telegram
Forwarded from من خدا هستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ستار_بهشتی
موضوع: ستار بهشتی که بود
پ.ن: وبلاگ نویس منتقد رژیم که زیر شکنجه وحشیانه دیکتاتوری اسلامی در 13 آبان 1391 جان داد.
✴️ @khod2
🤖 @khod2bot
#ستاربهشتی
موضوع: ستار بهشتی که بود
پ.ن: وبلاگ نویس منتقد رژیم که زیر شکنجه وحشیانه دیکتاتوری اسلامی در 13 آبان 1391 جان داد.
✴️ @khod2
🤖 @khod2bot
#ستاربهشتی
❤1
#شکست_رم_و_سقوط_امپراطوری_ساسانی_بدست_مسلمانان ...... 🔗بخش دهم
💠جنگ قادسیه (۲)
🔹در ادامه عمر در نامه خود به مثنى دستور ميدهد که نيروهاى خود را از مناطقِ در معرض شورش بيرون آورده، بيرون از آن نگه دارد، تا خطرى متوجه وی نگردد. در ضمن، به او ميگويد "اکنون که عجمان به تلاش افتاده اند عربان را نيز به تلاش واداريد و با همه نيرو با همه نيروى آنها مقابل شويد". و حتى يکبار ديگر سنت بدویِ داوطلبانه بودن جنگ در نظام کلان را زير پا گذارده، دستور ميدهد تا در ميان قبايل ربيعه و هم پيمانانشان "هر که بدلخواه نيايد احضار شود".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۳۰.
🔅او در ضمن به همۀ عاملان خود در وليات و عمال قبايل عرب نامه مينويسد "که هر که را سلاح يا اسب يا توان جنگ دارد برگزينيد و سوی من فرستيد، شتاب کنيد، شتاب کنيد".
🔸از سوى ديگر با برگزيده شدن يزدگرد و احتمال تمرکز يابى نيروى ايرانيان، مسلمانان نيز که ميدانند پيروزی های تاکنونی شان بيشتر مديون پراکندگى و اختلافات درونى دشمن بوده است تا نيروى خودشان، با احساس خطر از اين تمرکزيابى، مى خواهند که اين بار خودِ عمر نيز راهى ميدان جنگ شود.
📜"عامۀ قوم گفتند: روان شو و ما را همراه ببر. و عمر با رای آنها همسخن شد که ميخواست آنها را با ملايمت از اين رای بگرداند و گفت: آماده شويد و لوازم فراهم کنيد که من می روم مگر آنکه رای بهتری پيش آيد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۳۱-۱۶۳۲.
🔹ولى عمر که ما در قبل نيز نمونه هايی از بزدلى او را نشان داديم، به بهانه مشاوره با اطرافيان از رفتن به ميدان جنگ طفره رفته و بجاى خود، سعد بن مالك را سالار سپاه عراق ميكند. طبری می گويد: "طلحه هماهنگ رای مردم بود، اما عبدالرحمان از جمله کسانی بود که او را از رفتن منع کرد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۳۳.
به اين ترتيب، عمر در مدينه مانده، سعد بن مالک را به همراه نيروهای کمکی از مدينه، و بعنوان فرمانده کل سپاه مسلمانان، به ميدان جنگ می فرستد.
📎 @ISLIE
🔅🔅سپاه مسلمانان در مجموع حدود سى و شش هزار نفر بود و جزو دسته هاى سپاه هفتادو چند کس از جنگاوران بدر بودند و "سيصدو ده و چند کس از آنها که صحبت پيمبر دريافته بودند تا بيعت رضوان يا جلوتر . سيصد کس از آنها که در فتح مكه حضور داشته بودند و هفتصد کس از فرزندان صحابه پيمبر از همه قبايل عرب."
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۴۲.
🔹بنابراين ملاحظه ميگردد که مسلمانانى آکه راهى جنگ شدند چندان از مهاجر و انصار نبودند و قريب به اتفاق آنان از قبايل اطراف و قبايلی که قبلا شورش کرده بودند و بنا بر فرمان عمر از روی اجبار آمده بودند و تمايل چندانی به شرکت در جنگ با ايران نداشتند. چنانکه در يک مورد، وقتی عمر به اردوگاه جنگجويان يمن که به مدينه احضار شده بودند رفته، آنها را تشويق به رفتن به جبهۀ عراق می کند، آنها احتراز نموده، به رفتن به جبهۀ شام (جنگ با رم) ابراز تمايل ميکنند. از اينرو، عمر ناچار می شود نيمی از آنان را به شام و نيم ديگر را به جنگ ايران بفرستد.
اين نشان ميدهد که هرچند سربازان ايرانی از پس کشمکش های درباری و شکست های متعدد از رمی ها و اعراب روحيه خود را بشدت از دست داده و انگيزە چندانی برای جنگ نداشتند، با اينحال، اعراب، بخاطر سوابق قبلی شان، همچنان از جنگ با آنان نگران و دچار ترس بوده اند.
•منابع بیشتر جهت مطالعه
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۱۰-۲۱۶
📔ترجمه الفتوح، متن، ص: ۱۰۱-۱۰۸
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ قادسیه (۲)
🔹در ادامه عمر در نامه خود به مثنى دستور ميدهد که نيروهاى خود را از مناطقِ در معرض شورش بيرون آورده، بيرون از آن نگه دارد، تا خطرى متوجه وی نگردد. در ضمن، به او ميگويد "اکنون که عجمان به تلاش افتاده اند عربان را نيز به تلاش واداريد و با همه نيرو با همه نيروى آنها مقابل شويد". و حتى يکبار ديگر سنت بدویِ داوطلبانه بودن جنگ در نظام کلان را زير پا گذارده، دستور ميدهد تا در ميان قبايل ربيعه و هم پيمانانشان "هر که بدلخواه نيايد احضار شود".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۳۰.
🔅او در ضمن به همۀ عاملان خود در وليات و عمال قبايل عرب نامه مينويسد "که هر که را سلاح يا اسب يا توان جنگ دارد برگزينيد و سوی من فرستيد، شتاب کنيد، شتاب کنيد".
🔸از سوى ديگر با برگزيده شدن يزدگرد و احتمال تمرکز يابى نيروى ايرانيان، مسلمانان نيز که ميدانند پيروزی های تاکنونی شان بيشتر مديون پراکندگى و اختلافات درونى دشمن بوده است تا نيروى خودشان، با احساس خطر از اين تمرکزيابى، مى خواهند که اين بار خودِ عمر نيز راهى ميدان جنگ شود.
📜"عامۀ قوم گفتند: روان شو و ما را همراه ببر. و عمر با رای آنها همسخن شد که ميخواست آنها را با ملايمت از اين رای بگرداند و گفت: آماده شويد و لوازم فراهم کنيد که من می روم مگر آنکه رای بهتری پيش آيد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۳۱-۱۶۳۲.
🔹ولى عمر که ما در قبل نيز نمونه هايی از بزدلى او را نشان داديم، به بهانه مشاوره با اطرافيان از رفتن به ميدان جنگ طفره رفته و بجاى خود، سعد بن مالك را سالار سپاه عراق ميكند. طبری می گويد: "طلحه هماهنگ رای مردم بود، اما عبدالرحمان از جمله کسانی بود که او را از رفتن منع کرد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۳۳.
به اين ترتيب، عمر در مدينه مانده، سعد بن مالک را به همراه نيروهای کمکی از مدينه، و بعنوان فرمانده کل سپاه مسلمانان، به ميدان جنگ می فرستد.
📎 @ISLIE
🔅🔅سپاه مسلمانان در مجموع حدود سى و شش هزار نفر بود و جزو دسته هاى سپاه هفتادو چند کس از جنگاوران بدر بودند و "سيصدو ده و چند کس از آنها که صحبت پيمبر دريافته بودند تا بيعت رضوان يا جلوتر . سيصد کس از آنها که در فتح مكه حضور داشته بودند و هفتصد کس از فرزندان صحابه پيمبر از همه قبايل عرب."
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۴۲.
🔹بنابراين ملاحظه ميگردد که مسلمانانى آکه راهى جنگ شدند چندان از مهاجر و انصار نبودند و قريب به اتفاق آنان از قبايل اطراف و قبايلی که قبلا شورش کرده بودند و بنا بر فرمان عمر از روی اجبار آمده بودند و تمايل چندانی به شرکت در جنگ با ايران نداشتند. چنانکه در يک مورد، وقتی عمر به اردوگاه جنگجويان يمن که به مدينه احضار شده بودند رفته، آنها را تشويق به رفتن به جبهۀ عراق می کند، آنها احتراز نموده، به رفتن به جبهۀ شام (جنگ با رم) ابراز تمايل ميکنند. از اينرو، عمر ناچار می شود نيمی از آنان را به شام و نيم ديگر را به جنگ ايران بفرستد.
اين نشان ميدهد که هرچند سربازان ايرانی از پس کشمکش های درباری و شکست های متعدد از رمی ها و اعراب روحيه خود را بشدت از دست داده و انگيزە چندانی برای جنگ نداشتند، با اينحال، اعراب، بخاطر سوابق قبلی شان، همچنان از جنگ با آنان نگران و دچار ترس بوده اند.
•منابع بیشتر جهت مطالعه
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۱۰-۲۱۶
📔ترجمه الفتوح، متن، ص: ۱۰۱-۱۰۸
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
از کنار مقبرهای میگذشتم که روی آن نوشته بود: اینجا آرامگاه مردی راستگو و سیاستمداری بزرگ است.
این اولین بار بود که میدیدم ۲
نفر را در یک قبر دفن کردهاند!!
وینستون_چرچیل
➬ @ISLIE
این اولین بار بود که میدیدم ۲
نفر را در یک قبر دفن کردهاند!!
وینستون_چرچیل
➬ @ISLIE
یکی از بزرگ ترین
تراژدی ها در تمام
تاریخ بشريت شاید
این باشد که اخلاق
توسط دین سرقت شد !
آرتور سى کلارك
➬ @ISLIE
تراژدی ها در تمام
تاریخ بشريت شاید
این باشد که اخلاق
توسط دین سرقت شد !
آرتور سى کلارك
➬ @ISLIE
#شکست_رم_و_سقوط_امپراطوری_ساسانی_بدست_مسلمانان ...... 🔗بخش یازدهم
💠جنگ قادسیه (3)
عمر تقريبا هر روز با سعد بن مالک، فرمانده جديد سپاه مسلمانان، مكاتبه و بر جريان کارها نظارت مستقيم دارد. به او ميگوید که نيروهاى خود را دقيقا در کجا مستقر سازد؛ از چه تاکتيكى در جنگ با ايرانيان استفاده کند؛ چگونه با اين يا آن تاکتيک و حيله آنان مقابله کند و در صورت شكست به کجا عقب نشينى نمايد.
🔅در یکی از این نامه ها ؛، عمر از آنجا که ميداند ايرانيان از نظر نفرات و تجهيزات جنگی بر او برتری دارند، به ابن سعد تاکيد می کند که تنها وقتی به آنان حمله کند که با گروه کوچکی از آنان مواجه می شود. در غير اينصورت، وقتی که با همه نيروی آنان روبرو ميگردد، هرگز با آنان درگير نشود.
🔅ثانيا، نيروهای خود را در جائی ميان کوه و بيابان به نحوی که اولی در خاک خودی و دومی در خاک دشمن باشد مستقر نمايد تا در صورت شکست بتواند در منطقه کوهستانی خودی که برای پيشروی دشمن ناشناخته و دشوار است، عقب نشينی و مقاومت نموده، از آنجا دست به ضد حمله بزند.
🔅همين طور، عمر از سعد ميخواهد از وضعيت دشمن، فرمانده و نفرات و محل دقيق آنها مرتبا برای او بنويسد. منجمله "بمن بنويس که گروه پارسيان تا کجا رسيده اند ... جايگاههای مسلمانان را با نهری که ميان شما و مداين هست برای ما وصف کن. چنانکه گويی بدان می نگرم و وضع خودتان را بر من روشن کن".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۴۳.
📎 @ISLIE
🔹در برابر اينهمه دقت و مراقبتی که عمر در جنگ بخرج ميداده، بالعکس، يزدگرد به پيروزی خود بسيار مطمئن و مغرور، و از اينرو، نيروی مسلمانان را جدی نمی گرفته است. بطوری که به نمايندگان آنها وقتی نزد او می آيند چنين می گويد:
📜"روي زمين قومى تيره روزتر و کم شمارتر و پر اختلاف تر از شما نمى شناسم. چنان بود که ما دهكده هاى اطراف را مى گماشتيم که به شما پردازند و پارسيان به جنگ شما نمى آمدند و شما طمع مقابله با آنها نداشتيد، اگر شمارتان بيشتر شده مغرور مشويد و اگر از تنگدستى آمده ايد تا به وقت فراوانى، آذوقه براى شما مقرر کنيم و سرانتان را حرمت کنيم و شما را جامه دهيم و يكى را پادشاهتان کنيم که باشما مدارا کند"
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۵۳.
🔰بنابراين، می بينيم در حاليكه عمر بسيار ترس دارد و در برخورد با ايرانيان دقت، احتياط و جديت زيادی به خرج داده، حتی نيروی آنان را آن طور که جنگ های بعدی نشان می دهند، بيش از حد ارزيابی می کند، برعکس، ايرانيان، مغرور از قدرت خود، پی به اهميت دشمن نبرده، آن را دست کم می گيرند. اين همان واقعيتی است که در جنگ بدر نيز ميان مسلمانان و سران قريش مشاهده کرديم. چيزی که با وجود برتری نيروی قريش باعث شکست آنان از مسلمانان شد.
بهرحال نماينده مسلمانان به شاه می گويد: "اگر می خواهی جزيه بده و تسليم باش و گر نه شمشير در ميان است مگر آنکه مسلمان شوی و خويشتن را نجات دهی". و يزدگرد از اين سخن جسورانه خشمگين شده و به آنان می گويد، "اگر نبود که فرستاده را نبايد کشت، شما را ميکشتم". آنگاه دستور ميدهد که بار خاکی بياورند. آنرا بار رئيس آنان می کند و به ماموران خود می گويد که او را مانند حيوان "برانيد تا از در مدائن بيرون شود". سپس به آنها می گويد:
📜"پيش يار خود باز گرديد و به او بگوييد رستم را می فرستم تا شما و او را در خندق قادسيه به گور کند که عبرت ديگران شويد آنگاه وی را سوی ديار شما می فرستم تا با شما بدتر از آن کند که شاپور کرده بود"
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۵۶.
•همچنین منابعی که پیشتر دادیم•
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ قادسیه (3)
عمر تقريبا هر روز با سعد بن مالک، فرمانده جديد سپاه مسلمانان، مكاتبه و بر جريان کارها نظارت مستقيم دارد. به او ميگوید که نيروهاى خود را دقيقا در کجا مستقر سازد؛ از چه تاکتيكى در جنگ با ايرانيان استفاده کند؛ چگونه با اين يا آن تاکتيک و حيله آنان مقابله کند و در صورت شكست به کجا عقب نشينى نمايد.
🔅در یکی از این نامه ها ؛، عمر از آنجا که ميداند ايرانيان از نظر نفرات و تجهيزات جنگی بر او برتری دارند، به ابن سعد تاکيد می کند که تنها وقتی به آنان حمله کند که با گروه کوچکی از آنان مواجه می شود. در غير اينصورت، وقتی که با همه نيروی آنان روبرو ميگردد، هرگز با آنان درگير نشود.
🔅ثانيا، نيروهای خود را در جائی ميان کوه و بيابان به نحوی که اولی در خاک خودی و دومی در خاک دشمن باشد مستقر نمايد تا در صورت شکست بتواند در منطقه کوهستانی خودی که برای پيشروی دشمن ناشناخته و دشوار است، عقب نشينی و مقاومت نموده، از آنجا دست به ضد حمله بزند.
🔅همين طور، عمر از سعد ميخواهد از وضعيت دشمن، فرمانده و نفرات و محل دقيق آنها مرتبا برای او بنويسد. منجمله "بمن بنويس که گروه پارسيان تا کجا رسيده اند ... جايگاههای مسلمانان را با نهری که ميان شما و مداين هست برای ما وصف کن. چنانکه گويی بدان می نگرم و وضع خودتان را بر من روشن کن".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۴۳.
📎 @ISLIE
🔹در برابر اينهمه دقت و مراقبتی که عمر در جنگ بخرج ميداده، بالعکس، يزدگرد به پيروزی خود بسيار مطمئن و مغرور، و از اينرو، نيروی مسلمانان را جدی نمی گرفته است. بطوری که به نمايندگان آنها وقتی نزد او می آيند چنين می گويد:
📜"روي زمين قومى تيره روزتر و کم شمارتر و پر اختلاف تر از شما نمى شناسم. چنان بود که ما دهكده هاى اطراف را مى گماشتيم که به شما پردازند و پارسيان به جنگ شما نمى آمدند و شما طمع مقابله با آنها نداشتيد، اگر شمارتان بيشتر شده مغرور مشويد و اگر از تنگدستى آمده ايد تا به وقت فراوانى، آذوقه براى شما مقرر کنيم و سرانتان را حرمت کنيم و شما را جامه دهيم و يكى را پادشاهتان کنيم که باشما مدارا کند"
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۵۳.
🔰بنابراين، می بينيم در حاليكه عمر بسيار ترس دارد و در برخورد با ايرانيان دقت، احتياط و جديت زيادی به خرج داده، حتی نيروی آنان را آن طور که جنگ های بعدی نشان می دهند، بيش از حد ارزيابی می کند، برعکس، ايرانيان، مغرور از قدرت خود، پی به اهميت دشمن نبرده، آن را دست کم می گيرند. اين همان واقعيتی است که در جنگ بدر نيز ميان مسلمانان و سران قريش مشاهده کرديم. چيزی که با وجود برتری نيروی قريش باعث شکست آنان از مسلمانان شد.
بهرحال نماينده مسلمانان به شاه می گويد: "اگر می خواهی جزيه بده و تسليم باش و گر نه شمشير در ميان است مگر آنکه مسلمان شوی و خويشتن را نجات دهی". و يزدگرد از اين سخن جسورانه خشمگين شده و به آنان می گويد، "اگر نبود که فرستاده را نبايد کشت، شما را ميکشتم". آنگاه دستور ميدهد که بار خاکی بياورند. آنرا بار رئيس آنان می کند و به ماموران خود می گويد که او را مانند حيوان "برانيد تا از در مدائن بيرون شود". سپس به آنها می گويد:
📜"پيش يار خود باز گرديد و به او بگوييد رستم را می فرستم تا شما و او را در خندق قادسيه به گور کند که عبرت ديگران شويد آنگاه وی را سوی ديار شما می فرستم تا با شما بدتر از آن کند که شاپور کرده بود"
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۵۶.
•همچنین منابعی که پیشتر دادیم•
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
Forwarded from کافه کتاب
طلب آمرزش @CafeKetab
صادق هدایت
📙 داستانکوتاه : #طلب_آمرزش
✍🏻 نویسنده : #صادق_هدایت
🎙 با صدای : #مطهره_مرادبیگی
⏳ زمان : #30_دقیقه
🗜 حجم : #14_مگابایت
@CafeKetab✨
✍🏻 نویسنده : #صادق_هدایت
🎙 با صدای : #مطهره_مرادبیگی
⏳ زمان : #30_دقیقه
🗜 حجم : #14_مگابایت
@CafeKetab✨
ما دربارهٔ زندگی هـیچ توهـمی
نداریم. ما مى دانيم كه مـمكن
اسـت بدون اعـتقاد به جـهانى
ديگر و يا خدا يك زندگى خوب
داشت.ميدانیم که گاهى اوقات
اتفاقات ناگواری رخ مـيدهد و
بعضی ها عليرغم سیاه کاری
پیشـرفت مـى کنند. ما در این
اوضـاع هــیچ دلـداری نداریم
که به کسـی بدهـیم ! این وجه
«تاریك»پذیرش حقیقت است
برتراند راسل
➬ @ISLIE
نداریم. ما مى دانيم كه مـمكن
اسـت بدون اعـتقاد به جـهانى
ديگر و يا خدا يك زندگى خوب
داشت.ميدانیم که گاهى اوقات
اتفاقات ناگواری رخ مـيدهد و
بعضی ها عليرغم سیاه کاری
پیشـرفت مـى کنند. ما در این
اوضـاع هــیچ دلـداری نداریم
که به کسـی بدهـیم ! این وجه
«تاریك»پذیرش حقیقت است
برتراند راسل
➬ @ISLIE
افسانه یک نامه ، توجیه چند جنایت.pdf
7.4 MB
📙افسانه یک نامه،توجیه چند جنایت
✍نویسنده : آبد برهان
👌موضوع : اثبات افسانه نامه محمد به خسرو پرویز و پاره کردن آن و ذکر جنایات مسلمین در ایران.
🆔 @ISLIE
✍نویسنده : آبد برهان
👌موضوع : اثبات افسانه نامه محمد به خسرو پرویز و پاره کردن آن و ذکر جنایات مسلمین در ایران.
🆔 @ISLIE
#شکست_رم_و_سقوط_امپراطوری_ساسانی_بدست_مسلمانان ...... 🔗بخش دوازدم
💠جنگ قادسیه (۴)
🔹لشکر مسلمانان بعنوان يک مشغله روزانه همچنان بکار کشتار و غارت مردم اطراف مشغول بوده، چنانچه غذای روزانه خود را از قِبَل همين غارت های نا جوانمردانه تامين می کرده است. طبری می گويد: "و چنان بود که مسلمانان به گوشت بسيار راغب بودند که گندم و جو و خرما و حبوبات چندان داشتند که برای مدتی بس بود و دسته ها برای گرفتن گوشت فرستاده می شد که از گوشت نام ميگرفت. از جمله غزاهای گوشت ، غزای گاوان و غزای ماهيان بود". اين غزاها (جنگها) به اين صورت برپا می شدند که سعد دسته هائی را به اطراف می فرستاد و اين ها هرجا که در دست مردم گاو و گوسفند و ماهی صيد شده می ديدند به آنها حمله برده و با کشتار صاحبانشان، در صورت مقاومت، اموال آنها را غارت و برای خوردن به اردوگاه می آوردند.
🔸از جمله در يکی از اين ماموريت ها که خود مسلمانان نام غزا يا جنگ ماهيان بر آن نهاده اند، بنا به نقل طبری "سعد پس از رفتن فرستادگان سوی يزدگرد، دسته ای فرستاد که برفتند تا به نزد گروهی از ماهی گيران رسيدند که ماهی بسيار شکار کرده بودند." اينها برای بردن اين ماهيان که دسترنج ماهی گيران بيچاره بود، سواد بن مالک تميمی را سوی نجاف و فراض می فرستند که برای بار کردن آنها مقداری خر و استر بياورد. او نيز به آنجا رفته ٣٠٠چهارپا از خر و استر و گاوان مردم بيچاره را بزور از آنان گرفته به محل ماهی ها آورده، ماهی ها را بار و به اردوگاه می برد. جالب است که در اردوگاه، سعد نه تنها ماهی ها، بلکه چهارپايان مردم را نيز، البته پس از جدا کردن خمس، يعنی سهم اميرالمومنين (يا به عبارت بهتر امير غارت گران)، ميان سربازان تقسيم می نمايد. طبری می گويد:
📜"سعد ماهيها را ميان کسان تقسيم کرد و چهار پايان را نيز تقسيم کرد و خمس را جز آنچه به غنيمت گيرندگان داده بود برگرفت و اين غزای ماهيان بود"
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۵۸.
📎 @ISLIE
📜همينطور، "مالک بن ربيعة بن خالد تَيمی، وائلی و مشاور بن نُعمان تَيمی ربيعی فرستاده شدند که بر فيوم حمله بردند و شتران بنی تِغلَب و نمر را بگرفتند و با همراهان آن براندند و شبانگاه پѧيش سعد آوردند و کسان شتران را کشتند و گوشت فراوان شد. " و "عمرو بن حارث نيز سوی نهرين حمله برد و بر در ثورا گوسفندان بسيار يافتند و در سرزمين شيلی که اکنون شهر زياد است براندند و به اردوگاه آوردند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۵۸.
به اين ترتيب ملحظه ميگردد که چگونه لشکر الهی، نه تنها هيچ ابايی از غارت صاف و ساده اموال مردم نداشته، بلکه حتی اين اموال غصب شده را حد اقل پس از رفع حاجت خود نيز به آنها بازنميگردانده، و آنها را در کمال سخاوت ميان افراد خود تقسيم می کرده. چنانچه گويی هيچگونه احترامی برای حق مردم بر نتيجه کار و اموال خود قائل نبوده، اموال ديگران را متعلق به خود می دانسته و هر زمان که می خواسته در راه خدا غارت ميکرده. اين دقيقا همان کاری بوده که ساير ارتش ها و اقوام غارتگر مانند لشکريان چنگيز و تيمور نيز با مردم سرزمينهای ديگر انجام می داده اند، تا جائيکه مردم سواد نزد يزدگرد نماينده می فرستند که "عربان در قادسيه فرود آمده اند... و از هنگامی که به قادسيه آمده اند هر چه را ميان آنها و فرات بوده ويران کرده اند و جز در قلعه ها مردم نمانده و چهار پا و آذوقه که در قلعه ها جا نگرفته از دست برفته و چيزی نمانده که ما را نيز از قلعه ها فرود آرند، آگر کمک به ما نرسد به ناچار تسليم آنها می شويم".
🎯اين نشان ميدهد که مردمِ حتی عرب، نه هوادار اين و نه آن بوده اند، و در نهايت در فکر مصالح خود بوده، اگر هم در مواردی به اين يا آن دسته می پيوسته اند از روی اجبار و نه ميل بوده است.
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۲۲
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ قادسیه (۴)
🔹لشکر مسلمانان بعنوان يک مشغله روزانه همچنان بکار کشتار و غارت مردم اطراف مشغول بوده، چنانچه غذای روزانه خود را از قِبَل همين غارت های نا جوانمردانه تامين می کرده است. طبری می گويد: "و چنان بود که مسلمانان به گوشت بسيار راغب بودند که گندم و جو و خرما و حبوبات چندان داشتند که برای مدتی بس بود و دسته ها برای گرفتن گوشت فرستاده می شد که از گوشت نام ميگرفت. از جمله غزاهای گوشت ، غزای گاوان و غزای ماهيان بود". اين غزاها (جنگها) به اين صورت برپا می شدند که سعد دسته هائی را به اطراف می فرستاد و اين ها هرجا که در دست مردم گاو و گوسفند و ماهی صيد شده می ديدند به آنها حمله برده و با کشتار صاحبانشان، در صورت مقاومت، اموال آنها را غارت و برای خوردن به اردوگاه می آوردند.
🔸از جمله در يکی از اين ماموريت ها که خود مسلمانان نام غزا يا جنگ ماهيان بر آن نهاده اند، بنا به نقل طبری "سعد پس از رفتن فرستادگان سوی يزدگرد، دسته ای فرستاد که برفتند تا به نزد گروهی از ماهی گيران رسيدند که ماهی بسيار شکار کرده بودند." اينها برای بردن اين ماهيان که دسترنج ماهی گيران بيچاره بود، سواد بن مالک تميمی را سوی نجاف و فراض می فرستند که برای بار کردن آنها مقداری خر و استر بياورد. او نيز به آنجا رفته ٣٠٠چهارپا از خر و استر و گاوان مردم بيچاره را بزور از آنان گرفته به محل ماهی ها آورده، ماهی ها را بار و به اردوگاه می برد. جالب است که در اردوگاه، سعد نه تنها ماهی ها، بلکه چهارپايان مردم را نيز، البته پس از جدا کردن خمس، يعنی سهم اميرالمومنين (يا به عبارت بهتر امير غارت گران)، ميان سربازان تقسيم می نمايد. طبری می گويد:
📜"سعد ماهيها را ميان کسان تقسيم کرد و چهار پايان را نيز تقسيم کرد و خمس را جز آنچه به غنيمت گيرندگان داده بود برگرفت و اين غزای ماهيان بود"
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۵۸.
📎 @ISLIE
📜همينطور، "مالک بن ربيعة بن خالد تَيمی، وائلی و مشاور بن نُعمان تَيمی ربيعی فرستاده شدند که بر فيوم حمله بردند و شتران بنی تِغلَب و نمر را بگرفتند و با همراهان آن براندند و شبانگاه پѧيش سعد آوردند و کسان شتران را کشتند و گوشت فراوان شد. " و "عمرو بن حارث نيز سوی نهرين حمله برد و بر در ثورا گوسفندان بسيار يافتند و در سرزمين شيلی که اکنون شهر زياد است براندند و به اردوگاه آوردند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۶۵۸.
به اين ترتيب ملحظه ميگردد که چگونه لشکر الهی، نه تنها هيچ ابايی از غارت صاف و ساده اموال مردم نداشته، بلکه حتی اين اموال غصب شده را حد اقل پس از رفع حاجت خود نيز به آنها بازنميگردانده، و آنها را در کمال سخاوت ميان افراد خود تقسيم می کرده. چنانچه گويی هيچگونه احترامی برای حق مردم بر نتيجه کار و اموال خود قائل نبوده، اموال ديگران را متعلق به خود می دانسته و هر زمان که می خواسته در راه خدا غارت ميکرده. اين دقيقا همان کاری بوده که ساير ارتش ها و اقوام غارتگر مانند لشکريان چنگيز و تيمور نيز با مردم سرزمينهای ديگر انجام می داده اند، تا جائيکه مردم سواد نزد يزدگرد نماينده می فرستند که "عربان در قادسيه فرود آمده اند... و از هنگامی که به قادسيه آمده اند هر چه را ميان آنها و فرات بوده ويران کرده اند و جز در قلعه ها مردم نمانده و چهار پا و آذوقه که در قلعه ها جا نگرفته از دست برفته و چيزی نمانده که ما را نيز از قلعه ها فرود آرند، آگر کمک به ما نرسد به ناچار تسليم آنها می شويم".
🎯اين نشان ميدهد که مردمِ حتی عرب، نه هوادار اين و نه آن بوده اند، و در نهايت در فکر مصالح خود بوده، اگر هم در مواردی به اين يا آن دسته می پيوسته اند از روی اجبار و نه ميل بوده است.
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۲۲
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
این مردم سال هاسـت
مرتب همان فریب ها را
می خورند،اما مضحك
اینجاست که خودشان
را باهوش ترین مردم
«دنیا» هم می دانند !!
صادق هدایت
➬ @ISLIE
مرتب همان فریب ها را
می خورند،اما مضحك
اینجاست که خودشان
را باهوش ترین مردم
«دنیا» هم می دانند !!
صادق هدایت
➬ @ISLIE
Forwarded from #شجاعت/ چگونه از ترس رهـ✌ــا شویم \
فیلم جنجالی عایشه ومحمد که
از یوتیوب پاک شد
بیوگرافی محمد
محمد نوکر خدیجه
15 سال در غار حرا
شب عروسی با عایشه
http://telegram.me/joinchat/BVWmmzuq4DrMmycq6wAfCg
از یوتیوب پاک شد
بیوگرافی محمد
محمد نوکر خدیجه
15 سال در غار حرا
شب عروسی با عایشه
http://telegram.me/joinchat/BVWmmzuq4DrMmycq6wAfCg
❤1