جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#پیشخوان_بین‌الملل

▫️صفحه نخست روزنامه بوستون‌گلوب، تصویری از ایرانیان کمبریج را نشان می‌دهد که تیم ملی کشور را تشویق می‌کنند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
📎این یادداشت پیرو بازنشر نامه فعالان اصلاح طلب به سیدمحمد خاتمی در مورد "ضرورت اصلاح اصلاحات" منتشر می‌شود. 🔺بازنشستگی؛ سرنوشت دایمی اصلاح‌طلبان 🖌ساسان آقایی ▫️جامعه نو: در ایران 76 دو پارادایم فکری، سیاسی، عملی، جدی و گسترده وجود داشت؛ محافظه‌کاران «خواهان…
#پاسخ_به_یادداشت

🔸 الترناتیو نداریم

🖌 حمیدرضا ندایی

▫️جامعه نو: کسانیکه شطرنج‌باز خوبی هستند، می‌دانند که نمی‌توان از آرایش تمامی مهره‌های خود و حریف غافل بود و فقط در یک منطقه فاکتور گرفته از عرصه مبارزه، با غفلت از دفاع خوب طراحی حمله کرد.
هم اکنون بیش از هر زمان دیگر راهکار اصلاح‌طلبان که جلوگیری از خسارت‌های بزرگ و استفاده از فرصت های حداقلی است، تحت انتقاد است.
اما سوال بزرگ در برابر این نقدها این است که راهکار تغییر جهت بزرگ کدام است؟
بنا به دلایل بسیاری امکان انقلاب و ساماندهی صحیح جامعه پس از آن متصور نیست. آنچه محتمل است وجود شورشهای کور و مقطعی از جنس اعتراضات دی ماه است.
دومین آیتم می‌تواند دخالت خارجی باشد که به نظر می‌رسد هیچ دولت خارجی حاضر به پرداخت هزینه تغییر رژیم نیست و فقط در جستجوی دغدغه‌های امنیتی خود هستند و تقلیل قدرت تهاجمی هر حکومتی آنها را راضی به حیات آن می‌کند.
سومین راهکار تغییر از درون است که با توجه به سواد مدیریتی حاکمیت واقعی، نگرش آنها به مسائل و حل معضل‌ها با نگاه امنیتی و با پنهان نگاهداشتن مسائل فروکاسته شده و الویت منافع افراد که حتی بر منافع حاکمیت درون‌گروهی نیز غلبه کرده، نشانی از راهکار بزرگ ندارد.
دیگر همه می‌دانند که سیستم قادر به حل واقعی هیچ معضلی در هیچ عرصه‌ای نیست.
در چنین شرایطی تغییر در ایران به نظر می‌رسد از جنس بوجود آوردن به‌ بوجودآمدن تبدیل شده است و انتظار بزرگ به بدترین حالت ممکن به سر خواهد رسید. جامعه ایران به نقطه عطفی در جهت نزولی می‌رسد که مشکلات قابل پنهان کردن در هیچ پستویی نباشند، بحران ها راه‌حل‌های ساده و حداقل کوتاه‌مدت نداشته باشند و منابع حل بحران بخصوص از لحاظ سرمایه اجتماعی کافی نباشند. و فروپاشی ناگزیر ما را ناچار از مواجهه با آن خواهد کرد.
🆔 @jameeno
#عکس_هفته_بین‌الملل

▫️جامعه نو: روزنامه گاردین در مجموعه عکس هفتگی خود تصاویری از رویدادهای هفته اخیر منتشر کرده که می‌توانید تعدادی از آنها را در پست بعدی ببینید.

🔹شرح تصاویر و نام عکاسان:

بقایای یک دوچرخه زیر خاکسترهای آتشفشان فوئگو، گواتمالا/ رودریگو ابد

مطالعه روزنامه با اخبار نشست ترامپ-کیم در ایستگاه قطار پیویانگ، کره شمالی/ دیتا آلانگکارا

پناهجویان میانمار درحال هل دادن قایق به ساحل شاملاپور/ کلوداگ کیلکوین

معترضان فلسطینی موردحملۀ گاز اشک‌آور در نوار غزه/ محمد عبد

مهاجران سرگردان در آبهای مدیترانه سوار قایق جستجو و نجات می‌شوند/ رویترز

سران نشست جی7 / یسکو دنزل

پخش مواد ضدعفونی‌کننده در آنیاما، ساحل عاج برای مقابله با تب دانگ/ سیا کامبو

معترضین نیکاراگوئه در تظاهرات ضددولتی/ بینوندو ولاسکو بلاندو

افتتاحیه جام جهانی، مسکو / کریل کودریاتسف

🆔 @jammeno
#الف

🔸خودکشی از ترس!

▫️شورای سردبیری: اخیراً گمرک ایران رقمی اعلام کرده که باور به آن مشکل است: در دو ماهه اول سال که فروردینش نیز ماه کاملی نبوده ۱۸۲هزار قلم کالای وارداتی ثبت سفارش شده است که متجاوز از ۲۰ میلیارد دلار ارزش خواهد داشت. نشانه‌ای از اینکه دولت نمی‌داند دارد چه می‌کند: سیاست ترکیبی انقباض و انبساط حاصل محاسبه عقلانی دولت است یا یک پیشرانه نامحسوس ؟

دولت‌ها در ایران معمولاً از دو چیز می‌ترسند: از مردم و محافظه‌کاران اقتدارگرا. البته واضح است هنگام صدور این حکم یادمان هست که دولت احمدی‌نژاد را مستثنی کنیم. (آن، نه دولت، بلکه دوران حکومت کسانی بود که گفته می‌شد توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند) به هرحال دولت‌ها از مردم می‌ترسند چون توان اقناع جامعه را برای پذیرش تغییر محل مصرف منابع محدود ندارند. این وحشت در همه دولت‌ها وجود دارد و در دولت‌های رانتیر بیشتر، چون دولت نقش برتر را در توزیع منابع دارد.

همچنین دولت‌ها از محافظه کاران معمولا مسلط بر بنیان‌های قدرت می‌ترسند، چون آنها با عدم درک الزامات انطباقی حاصل از تحولات زمانه، مقاومتی نهادینه‌شده در برابر تحول و تغییرات ناگزیر و منطقی دارند و غالباً منافع اقتصادی پیوندخورده آنها با وضع موجود نیز این مقاومت را تشدید می‌کند. در ایران بویژه، این امر علت اصلی درگیری مداوم دولت با حکومت است.

آخرین عرصه این تقابل در کشور ما طی ماه‌های پس از اعتراض‌های دی ماه رخ داده است. حکومت با وحشت از تکرار چنین وضعیتی، خلاصه و رویه و برخی اجزای همه نصایح دلسوزان در زمینه اهمیت ثبات اقتصاد برای حفظ ثبات و امنیت کشور را به شکل نصفه‌نیمه به صورت دستورالعملی ناقص در مقابل دولت گذاشت. تقریباً با این مضمون که ، " همه شیرها و مجاری هزینه را در اقتصاد ببند". دولت هم به عنوان بخشی ازسازوکار تصمیم‌ساز حکومت، و هم به عنوان اداره کننده کشور اطاعت کرد. بسیار تصمیم‌های نابخردانه گرفت و اوضاع را بحرانی‌تر از پیش ساخت. بعید است آقای جهانگیری آن روز که جلوی دوربین نرخ ۴۲۰۰ تومان را به عنوان نرخ تک ارز در کشور اعلام کرد و از تأمین همه نیازها از طریق آن حرف زد و صرافها را پی کارشان فرستاد و داشتن ارز را جرم اعلام کرد و.... باور داشته این اکیدگویی ها درست است و حیثیت سیاسی اش را به عنوان یک تکنوکرات قدیمی و باتجربه به باد نمی‌دهد. درست آن است بپذیریم قرار شده بود آنچه را قاعدتاً باید سیف اعلام میکرد، به عهده او بگذارند تا بر اهمیت و جدی بودن تصمیم گواه باشد. دولت مجبور است گاهی کاری را که می‌داند از نظر کارشناسی درست و منطقی نیست انجام دهد. مهم نیست از رودربایستی است یا ترس، مهم این است که آنها می‌دانستند دارند بر آب تازیانه می‌زنند و اسب را به سرعت اتومبیل می‌رانند. به زودی دخل را خالی و صندوق را بربادرفته می‌یابند. اسب را می‌کشند.

در آن روز تعداد کسانی که خواستار استعفای دولت به خاطر بی کفایتی می‌شوند افزایش می‌یابد. تاحدودی باید به آنها حق داد.

🆔 @jameeno
🔸 عبدالصمد خرم‌آبادی: تلگرام طلایی راهی برای دور زدن فیلترینگ تلگرام


▫️جامعه نو: عبدالصمد خرم‌آبادی دبیرکارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، در کانال شخصی خود در یکی از پیام‌رسان‌های داخلی، از تلگرام طلایی به عنوان راهی برای دور زدن فیلترینگ تلگرام یاد کرده و بدون نام بردن از دولت در این باره گفته: وقتی تلگرام در ایران فیلتر شد برخی به سرعت برای کمک به این پیام رسان دست‌به کار شدند. وعده پیام رسان بومی به مردم داده شد که تلگرام طلایی را مانند دامی بر سر این وعده قرار دادند و به آن ۲۰۰ سرور داده شده و به این وسیله تلگرام زنده مانده است.
پیش‌تر حسن بیکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به نقل از وزیر اطلاعات عنوان کرده بود که تلگرام طلایی متعلق به جمهوری اسلامی ایران است و فعالیت آن قانونی است.
وزیر ارتباطات نیز در ابتدای خرداد در پاسخ به ادعای اختصاص دادن سرور به نسخه‌های مشابه تلگرام گفته بود: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تاکنون هیچ گونه سروری در اختیار تلگرام و یا نسخه‌های غیررسمی آن قرار نداده است و آنچه از امکانات وجود داشته با ابلاغیه مرکز ملی فضای مجازی، در اختیار پیام‌رسان‌های بومی مجاز قرار گرفته است.

🆔 @jameeno
#الف

🔹توصیه لازم ندارد

▫️شورای سردبیری: در اوایل سال ۶۹ و در پی معلوم شدن اینکه متارکه جنگ با عراق در سالی پیش از آن حلال مشکلات جمهوری اسلامی نبوده، سید عطاالله مهاجرانی با انتشار یادداشتی در روزنامه اطلاعات، ترمی ماندگار را وارد ادبیات سیاسی ایران کرد: مذاکره مستقیم. طبیعی است معنایش مذاکره با آمریکا و به صورت علنی بود. غیرعلنی و منتهی به یک معامله چرب را قبلا حدود نیم‌دهه پیش از آن انجام داده بودند؛ به واسطه آمیرام نیر، مشاور امنیتی مناحیم بگین نخست‌وزیر اسرائیل، که به آمریکایی‌ها گفته بود کار بیخودی می‌کنید دنبال میانه‌روهای ایران می‌گردید، ما داریم با محافظه کارهایش معاملات کلان می‌کنیم.

اما حالا دیگر نیازی به این کار نبود. مهاجرانی تودهنی بزرگی دریافت کرد تا حرف خود را پس بگیرد. و پس از آن، طرفداری از مذاکره مستقیم می‌توانست یک جرم تلقی شود. بعد از آن دوران، البته شاید حدود ده بار مذاکره مستقیم (علنی و غیرعلنی) بین ایران و ایالات متحده برگزار شده و همه آنها نیز بنا به مصلحت حکومت بوده است. با سفیر آمریکا در عراق ساعتها علنی گفتگو کردیم تا "وظایف کشور اشغالگر نسبت به مردم محلی را به او یادآوری کنیم"! با وندی شرمن و جیک سالیوان و دیگران در مسقط مخفیانه به گفتگو نشستیم تا یکی شبیه برجام را مخفیانه تدارک کنیم، و این در حالی بود که اتهام و فحاشی‌ها علیه هر کسی که اسم مذاکره را می‌آورد، او را از صحنه سیاست پاک و مستحق عقوبت می‌کرد.در گرماگرم آن گفتگوی مخفیانه، روزنامه کذایی با بی‌شرمی از مبانی اعتقادی مردم برای اثبات حرام بودن مذاکره سوءاستفاده می‌کرد.

علت این رفتار که ظاهراً غیرمنطقی مینماید چیست؟ چرا ۳۰ سال است پیشنهاددهندگان مذاکره مستقیم را سرکوب و در خفا و علن با آمریکایی‌ها دیدار و مذاکره می‌کنیم؟ چرا از بین چندین مورد ابتکار عمل مذاکراتی که انجام شده، هیچکدام مسأله‌دار نیست، مگر آن موردی که روحانی و ظریف پیش بردند و به برجام رسیدند؟ چرا حکومت از همان ابتدا همدلی کافی با نتایج آخرین مذاکره ایران و ایالات متحده (در کنار پنج قدرت دیگر) نداشته است؟

برای همه این پرسش‌ها فقط یک پاسخ وجود دارد: به گروگان گرفتن مسأله آمریکا به عنوان یک اهرم تثبیت داخلی حکومت و توجیه ناکارآیی‌های نظری و عملی آن. حداقل استدلالی که برای اثبات این حرف می‌توان ارائه کرد بسیار ساده و پاسخ این پرسش است: چگونه می‌توان در یک جهان پر آشوب و تحول، در کشوری که ۴۰ سال است عمده‌ترین مسائلش در حیطه سیاست خارجی است و در حالی که در همه مسائل اساسی سیاست خارجی دیدگاه‌ها تغییر کرده، فقط در یک مورد، در مورد رابطه با ایالات متحده، نظر و سیاست رسمی ایستا و بلاتغییر داشت، در حالی‌که هرگاه لازم شده، از مسقط و لندن گرفته تا بغداد و آبادان (مذاکرات هر روزه فرماندهان ایرانی و آمریکایی در سال‌های اول پس از صدام برای حفظ هماهنگی در جنوب عراق و منطقه بصره) پشت میز می‌نشینیم؟ مصلحت مذاکره یا فقدان آن را براساس معیارهای شخصی تعیین می‌کنند؟

اگر کسانی نامه اخیر مبتنی بر تقاضا برای موافقت با مذاکره مستقیم را امضا نکرده باشند، از همین طریق به نتیجه رسیده‌اند: حکومت هیچ اعتقاد یا نهی ایدئولوژیک برای مذاکره با ایالات متحده ندارد و بدون توجه به تحلیل‌ها و استدلالهای توصیه‌کنندگان، هرگاه لازم بداند آن کار دیگر را خواهد کرد. مذاکره مستقیم نیز هم سری و هم علنی اتفاق خواهد افتاد و اصرار ما شاید اوضاع را به دلایل خصلتهای فردی بدتر و درنگ را بیشتر هم بکند.

نیازی به این کار نبود. به دلایل واضح: سیستم را عملکرد کلانش به سازش می‌کشاند و نه تحلیل منطقی بر اساس منافع ملی. نباید موضع مشوق یک حرکت مقدر ناخوشایند داشت، چون عادت بر این است که مسئولیت سازش‌ها پذیرفته نشود و به گردن دیگران بیفتد. زمانی هم که ترامپ می‌گوید فشار می‌آورم تا بیایی سر میز، مصلحت ما اظهارنظر تشویق‌آمیز نیست.

درنگ کنیم وبگذاریم این میوه پخته شود.

🆔 @jameeno


🔹شب خنجرهای بلند نزدیک است؟

شورای سردبیری: در تاریخ نازی‌های آلمان شبی به نام شب خنجر‌های بلند وجود دارد. در آن شب، یک دستگاه امنیتی حکومت هیتلری (اس‌اس) بر سر یک سرویس امنیتی دیگر (اس‌آ) ریخت و یک تسویه‌حساب درون‌حکومتی رخ داد. قبل از آن، تحریکات اشخاص قدرت‌طلبی مثل هیملر، به ارسال نامه‌های تهدیدآمیز برای تحریک اعضای اس‌آ به بروز نیات فرضی‌شان صورت گرفته بود تا ببینند آیا رقیب به فکر کودتا می‌افتد یا نه. نتیجه‌ای نگرفتند و عاقبت دست به عمل مستقیم زدند: دستگیری و اعدام.

داستان پیام‌های کوتاه برای نمایندگان نافرمان، شباهتی به ماجرای شب خنجرهای بلند دارد. گروهی که تنها مفهوم قابل درکش از کشورداری و سیاست توطئه و دسیسه است و متاسفانه در ساختار قدرت ایران دستی قوی دارد، به تحرکات بنیان‌کنی مشغول است: بازی ویرانگر با اقتصاد، توطئه تحریک در اجتماعات و دسیسه‌های روانی در مجلس. تهدید به مرگ و در اسید و بتن انداختن نماینده مجلس و مقامات دولت، پله‌ای بالاتر از دسیسه چینی‌های معمول است. ناحق نیست اگر آن را مقدمه‌چینی یک تسویه درون‌حکومتی و مورد حمایت بخش موثری از حکومت بدانیم. قاعدتا باید سه قوه در پیگیری آن درگیر می‌شدند که اثری از آنها نیست: رئیس مجلس به عنوان مدعی اول، وزارت اطلاعات به عنوان سازمانی که باید عناصر ثبات‌زدا را ردیابی و بی‌اثر کند، و دادستانی که در حال تماشای جرم مشهود است و شاکی نیز لازم ندارد اما به نظاره ایستاده است...

چرا ؟

🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: حسن صدر حاج‌ سیدجوادی، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه تهران و سردبیر اسبق روزنامه اطلاعات درگذشت.
🍀حسن صدر حاج سیدجوادی؛ صاحب‌نام اما ناشناخته

🖌پژمان موسوی

▫️جامعه نو: امروز روزنامه‌نگاری رخ در نقاب خاک کشید که به قول سید فرید قاسمی پژوهشگر ارشد مطبوعات، طراز روزنامه‌نگاری ایران با وجود چهره‌هایی چون او، یک سر و گردن بالاتر رفت. سخن از حسن صدر حاج‌سیدجوادی است؛ روزنامه‌نگاری صاحب‌نام که کمتر کسی از نسل امروز روزنامه‌نگاری ایران با نام و خدماتش آشناست و اگر نبود گفتگوی فرید قاسمی با او در کتاب «پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران» که در بهار 76 منتشر شد، معلوم نیست آن همه تجربه و خاطره چه سرنوشتی پیدا می‌کرد و کجا ثبت و ضبط می‌شد.
حسن صدر حاج سید‌جوادی فعالیت مطبوعاتی خود را با سردبیری هفته‌نامه «صدای قزوین» آغاز کرد و پس از سفری که برای ادامه تحصیل به پاریس کرد و به ایران بازگشت، همکاری خود را با روزنامه «شاهد» آغاز کرد و خیلی زود پایش به تحریریه روزنامه «اطلاعات» باز شد و به پیشنهاد عباس مسعودی مدیر این روزنامه، سردبیری «اطلاعات هوایی» را در دهه 30 شمسی بر عهده گرفت. همکاری او در مجموعه اطلاعات پس از چندی پایدار شد و او در فاصله سال‌های دهه 30 تا 58 که به پیشنهاد خود از این روزنامه بازخرید شد، سردبیری اطلاعات هوایی، اطلاعات جوانان، دبیری سرویس اجتماعی و فرهنگی روزنامه اطلاعات، سردبیری روزنامه اطلاعات و در نهایت ریاست آرشیو و کتابخانه این روزنامه را بر عهده داشت. او همچنین دکترای ادبیات فارسی داشت و سال ها هم به عنوان استاد دانشگاه، دانشجویان زیادی را تربیت کرد.
حسن صدر حاج‌سیدجوادی روزنامه‌نگاری شریف و فروتن بود، نه اهل سر و صدا بود و نه اهل یکی به میخ و یکی به نعل زدن. او زمانی عضو فعال جریان موسوم به «نیروی سوم» بود و البته تا پایان عمر طرفدارِ پروپاقرص دکتر مصدق. تا زمانی که فکر می کرد می‌تواند در روزنامه کاری را پیش ببرد در سپهر رسانه‌ای ایران فعالیت کرد و زمانی هم که تشخیص داد دیگر نمی‌تواند به ادامه فعالیت حرفه‌ای بپردازد، روزنامه را ترک کرد و حاضر نشد به هر قیمتی در مطبوعات قلم بزند. در دوره‌ای از زندگی هم به تالیف و ترجمه کتاب روی آورد و «داستان‌هاى شگفت‌انگیز»، «گنجینه‏ نثر فارسى»، «مقایسه سعدى و حافظ» از نظر غزل‌سرایى و سبك از جمله آثار او در این دوره از زندگی اوست.
از کارنامه حسن صدر حاج سید جوادی پیداست که بیشتر سوابق و تجارب او در روزنامه اطلاعات رقم خورده است؛ روزنامه‌ای که اینک 90 سالگی انتشار را هم پشت سر گذاشته و درست به همین دلیل، خود به یک نماد بدل شده است. در جامعه‌ای که فرهنگ شفاهی آن همواره بر فرهنگ مکتوبش چربیده است و نوشتن و خواندن اساسا یک فرع بر اصل بوده است، انتشار یک روزنامه در بیش از 90 سال مدام، بی‌شک یک اتفاق است؛ اتفاقی که توانسته است ضمن افزایش آگاهی مردم در این سال‌ها، فرهنگ مکتوب را هم تقویت کرده و جامعه را نه یک که چند سر و گردن بالا بکشد. در این مسیر روزنامه‌نگارانی چون حسن صدر حاج‌سید‌جوادی بی‌شک نقش اصلی را داشته‌اند. در واقع روزنامه‌های «اطلاعات» و «کیهان» و روزنامه‌نگارانش مثل یک دومینو عمل کرده اند. از یک سو در تمام طول این سال‌ها و به ویژه در سال‌هایی که نه دانشگاهی برای تربیت روزنامه‌نگاران وجود داشت و نه محفلی آکادمیک، اطلاعات و کیهان کوشیدند تا با تربیت یک نسل روزنامه‌نگار، نه تنها به نیازهای خود در این حوزه پاسخ گویند که نسل‌های بعد از خود را نیز از دانش آموخته‌شده توسط خود مطلع سازند و به تداوم آموزش‌های آکادمیک در کنار آموزش‌های تجربی تاکید ورزند. از سوی دیگر این روزنامه‌نگاران این دو موسسه بزرگ مطبوعاتی بودند که به آن «اعتبار» و «هویت» بخشیدند و آنها را در آن سال‌ها به روزنامه‌هایی «مهم» و «قابل تامل» بدل کردند...
یادِ حسن صدر حاج سیدجوادی تا همیشه با ما...

🆔 @jameeno
#گزارش_مهمان

🔹دو سال از کلاهبرداری بزرگ در سیستان و بلوچستان گذشت
🔸واسطه‌ها به روستاهای اطراف پناه برده‌اند

▫️جامعه نو | خلیل رییسی‌مهر: با گذشت دومین سالگرد کلاهبرداری تاریخی خودرو در استان سیستان و بلوچستان مالباختگان همچنان بلاتلکیف مانده و چشم انتظار بررسی این پرونده هستند.
حدود دو سال پیش شخصی به‌ نام احمد میرمحمدی با وعده ثبت نام و فروش خودرو زیر قیمت بازار و تحویل چهل و پنج روزه توانست هزاران نفر از مردم این استان را به سمت خود بکشد. مال‌باختگان از طریق نمایندگان استان، نماینده مردم در مجلس خبرگان رهبری و دیگر افراد موثر کمک گرفتند. اما تا زمانی که مقامات قضایی بر به شدت فشارها بر متهم نیفزایند این شخص پول بر باد رفته بلوچستان را نمی‌دهد.
میرمحمدی پس از حدود هشت سال فعالیت و ثبت نام خودرو زیر قیمت رسمی کارخانه و بازار در شانزدهم خرداد ماه ۹۵ متواری و از کشور خارج شد.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/jameeno-06-18
🔹یک نماینده مجلس استعفا کرد

▫️جامعه نو: محمدجواد فتحی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی در اعتراض به تصویب اجرای دائمی قانون آیین دادرسی کیفری در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس استعفا کرد | ایلنا