جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#یادداشت_مهمان

🔹مرکب روسی خشک نمی‌شود، جوهری نو می‌باید!

🖌 محمد وافری- مدرس دانشگاه دریایی هلند

▫️اختلافات و دعاوی مرزی اعم از آبی و خشکی عامل اصلی و یا بهانه‌ای برای شروع بزرگترین جنگ‌های دو قرن اخیر بوده‌اند. علی‌رغم ادامه تلاش‌های سازمان‌های بین‌المللی در نیم قرن گذشته به منظور حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات بین‌المللی، هنوز در بسیاری از مناطق جهان، درگیری، منازعه و یا اختلافات در خصوص مسائل مرزی بویژه مرزهای آبی وجود دارد. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ سه کشور تازه تاسیس آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان، به جمع ایران و روسیه پیوستند و تعداد شرکای حوزه دریای خزر به ۵ کشور افزایش یافت. کماکان اختلاف‌نظرها به قوت خود باقیست. یکی از مهم ترين مسائل درياي خزر که پس از فروپاشي شوروي، ظهور و بروز بيشتري پيدا کرد، ضرورت تعيين رژيم حقوقي جديد آن است. نتایج بررسی سال‌های گذشته نشان می‌دهد که عرف و کنوانسیون‌های عام بین‌المللی ناظر بر دریاها نیز نمی‌تواند کمک زیادی به نحوه تعیین و تقسیم دریای خزر بنماید. فلذا مهمترین منبع حقوقی که می‌تواند مبنا قرار گیرد، قراردادها و معاهدات موجود و سوابق تاریخی است و تا زمانی که معاهدات نسخ ضمنی و یا صریح نشده‌اند حقوق و آثار ناشی از آنها قابل اعمال است.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno

http://telegra.ph/russia-08-12
👍1
🔸⁣همراهان گرامی جامعه نو

از امشب یک برنامه خبری-تحلیلی صوتی نیم‌ساعته باعنوان «صدای نو» که کار همکاران ما در جامعه نو است، آغاز می‌شود. «صدای نو» امشب راس ساعت ۱۱ به شما تقدیم خواهد شد.
امیدواریم مفید باشد و به یاری شما، شنوندگان بیشتری پیدا کند.

🆔 @jameeno
🔺نامه سرگشاده انجمن حمایت از حقوق کودکان به وزیر کشور؛

🔸پیگیر وضعیت کودکان گم شده پاکستانی باشید


جامعه نو: انجمن حمایت از حقوق کودکان در نامه‌ای سرگشاده به وزیر کشور خواهان پیگیری وضعیت کودکان مفقود شده پاکستانی شد.

حدود ۱۰ روز پیش بود که طرح جمع آوری اتباع غیرقانونی اولین قربانیانش را گرفت. صبح روز چهارشنبه ۱۰ مردادماه با حمله نیروهای انتظامی و فرمانداری به منطقه کپرنشین قوچ حصار شهرری که محل اسکان گروهی از مهاجران بلوچ پاکستانی است، شش کودک بلوچ از ترس حضور ماموران متواری و  ناپدید شدند. یکی از کودکان چند روز بعد از این اتفاق پیدا شد اما از سرنوشت بقیه کودکان گم شده اطلاعی در دست نیست. با وجود پیگیری خانواده این کودکان و اعلام مفقودی آنها، کماکان فرمانداری و ارگانهای مربوطه خبر گم شدن کودکان را تکذیب می‌کنند. گروهی از فعالان حقوق کودک با انتشار فیلمی از خانواده چشم‌انتظار این کودکان، از نهادهای مربوطه خواستند تا هرچه سریعتر از بسیج امکانات برای یافتن این کودکان استفاده کنند. در تازه‌ترین اقدام انجمن حمایت از حقوق کودکان طی نامه‌ای سرگشاده خطاب به وزیر کشور، با یادآوری تعهدات ایران به رعایت مفاد کنوانسیون حقوق کودک و اعلامیه جهانی حقوق بشر،  از رحمانی فضلی خواست تا هرچه سریعتر دستورات مقتضی را برای یافتن کودکان گم شده پاکستانی صادر کند.

در بخش‌هایی از این نامه آمده است: «جناب آقای رحمانی فضلی، وزیر محترم وزارت کشور؛ همان‌گونه که مستحضرید طی هفته گذشته در منطقه قوچ حصار واقع در شهرری، سکونتگاه مهاجران پاکستانی توسط نیروهای انتظامی و فرمانداری مورد تهاجمی گسترده قرار گرفته است و از دلایل توجیه این برخورد؛ مقابله با حضور غیرقانونی مهاجران و رد مرز آنان عنوان شده است. صرف‌نظر از تحلیل زوایای مختلف موضوع و نکوهش رفتار قهرآمیز صورت گرفته که مواجه‌ای خشونت‌آمیز با آسیب‌های اجتماعی تلقی می‌گردد، براساس اظهارات ساکنین محل و همچنین برخی سازمان‌های مدنی فعال در آن منطقه گزارش‌هایی منتشر شده است که از مفقود شدن شش کودک پاکستانی در جریان اجرای این طرح ضربتی و در هنگام ترک اجباری سکونتگاه‌ها حکایت دارد.این در حالی است که واکنش مسوولان دولتی و نیروهای انتظامی تاکنون صرفا تکذیب و رد این ادعاست، همچنین انتشار گسترده  فیلمی کوتاه در فضای مجازی که حاوی صحبت  افرادی است که خود را والدین کودکان گمشده معرفی کرده‌اند و مستاصل از یافتن کودکان‌شان هستند، به ابهامات و نگرانی‌ها در این خصوص دامن زده است، حال آن‌که تاکنون نیز هیچ تلاشی در جهت روشن شدن وضعیت مخاطره‌آمیز  کودکان صورت نگرفته است.»
در بخش دیگری از این نامه سرگشاده آمده است: «باعنایت به آن‌که برخورد قهری با مهاجران فرودست در مناطق کارگری و حاشیه شهر تهران و گرفتار آمدن کودکان آن‌ها در حوادثی مشابه مسبوق به سابقه است، با لحاظ ماده چهارده اعلامیه جهانی حقوق‌بشر و همچنین مواد ۲ و ۲۲ کنوانسیون حقوق کودک که تاکید بر حفظ حقوق پناهندگان، کودکان مهاجر و اقلیت‌های قومی در کشور میزبان را دارند، این انجمن ضمن پیگیری مجدانه حادثه پیش آمده، درخواست دارد جهت رفع شبهات و نگرانی‌های موجود دستور فرمایند که پیگیری‌های لازم در خصوص وضعیت کودکان مفقود شده صورت گیرد. همچنین خواهشمند است که در راستای تنویر و اقناع افکار عمومی نتایج پیگیری‌ها در اسرع وقت منتشر گردد.»

🆔 @jameeno
#الف

🔹این راهش نیست!

▫️شورای سردبیری: کشورهایی وجود دارند که در آنها اعدام صورت نمی‌گیرد، زندان‌هایشان هم خانه بازرگانان و فروشندگان و انبارداران نیست. اما در آن کشورها احتکار کالاها و امتناع از فروش و مانند اینها هم وجود ندارد. چگونه به جامعه کم‌فساد و به دور از احتکار رسیده‌اند؟ علتش هر چه هست، برقراری مجازات سنگین اعدام و دادگاه صحرایی نبوده است.

حرف‌هایی را که چند شب پیش در همین ستون، تحت عنوان "چه کسی اعدام خواهد شد؟" گفته بودیم، تکرار نمی‌کنیم. جز این یک نکته که مجازات‌های سنگین ازقبیل اعدام، قطعاً مانع تکرار سه چیز نمی‌شود: تجاوز، قاچاق مواد مخدر و فساد مالی کلان و مستقیم. از بین این سه، اولی و دومی در همان کشورهای بی‌اعدام هم فراوان است، اما سومی بسیار نادر است. علت آن را به روشنی می‌توان توضیح داد: در آن کشورها، دولت بسیار کوچک است، فقط سیاست‌گذار است و جامعه هم دسترسی آزاد به اطلاعات و اجازه پرسش و نقد و اعلام جرم دارد. همین‌ها کافی است که نیاز به اعدام نباشد یا کاهش یابد.

در کشور ما، که همین دیروز رئیس قوه قضائیه‌اش دنبال دریافت حکم آتش‌به‌اختیار قضایی رفته و عنقریب کار شهروندانش به دادگاه شبه‌صحرایی هم خواهد کشید، هیچ‌یک از مختصات سه‌گانه بالا وجود ندارد. دولت و دستگاه حکومت که اکثر فسادها در دامنشان انجام می‌شود غول بزرگی است که عائله‌اش را تعداد زیادی وزیر، دسته‌هایی از معاون وزیر، گروهان‌هایی از مشاور وزیر، و لشگرهایی از مدیران کل اداره می‌کنند و حق امضا و امکان ساخت‌وپاخت دارند. این دولت و حکومت فقط سیاستگذار هم نیست؛ تعداد بی‌شماری واحد اقتصادی، از معدن و مزرعه گرفته تا سهام بورس و سرمایه‌گذاری خارجی مایملک حکومت و نهادهای عمومی است و دراختیار این فرماندهان و لشگرهایشان قراردارد، بی‌نیاز به پس دادن حساب و بی دغدغه هرنوع زیانی. بهشت زدوبندچی‌ها و دزدان به اصطلاح بیت‌المال. مالش را می‌خورند و فضولاتشان را هم در بیت می‌ریزند. حکومت تحمل می‌کند؟

دوست ندارد تحمل کند، ولی چه می‌شود کرد؟ این برادر آن است، فلان پسر بهمان، و این یک داماد آن یک... همه‌شان را باید استثنا کرد و دنبال بی‌کس‌وکارهایی رفت که پادویی این و آن و یا دست اتفاق آنها را به فهرست افزوده است: فاضل خداداد، امیرمنصور آریا، محمدرضا رحیمی، بابک زنجانی.

اما مشکل با زندان‌ها و اعدام‌ها حل نشد و فساد هم ریشه‌کن نمی‌شود. تنها کاری که می‌توان کرد نمایش این است که حکومت اراده مبارزه با فساد دارد، از خشونت انقلابی ابا ندارد و دارد یک کارهایی می‌کند: طی سه روز اخیر، بخش مهمی از اخبار دستگاه تبلیغاتی حکومت به کشف انبارهای کالاهای احتکارشده در شهرهای مختلف اختصاص یافته است. به نظر می‌رسد شهرها مسابقه کشف انبار گذاشته‌اند. امروز حتی در داخل کارخانه تولید فولاد احتکار کشف کرده بودند! این برنامه‌ای برای فریب است: پنهان کردن مسئولیت حکومت پشت انبارها.

داستان مبارزه با فساد در کشور ما، حکایت جنگ با خود برای انتخاب میل به زنده ماندن و یا حفظ دست و پای مبتلا به قانقاریا است. ‌تنها پزشک می‌تواند حکم قطعی را بد‌‌هد: قطع برای تداوم زندگی. برای حکومتی که چهل سال است خودی‌های معتمد را پرورده و به هر کس نگاه می‌کند در سیمایش ردی از چهره یک دوست، یک شریک، و یک حامی را می‌بیند، بیرون کشیدن هر سنگی از درون این هرم سخت است. دشوار همچون بریدن دست یا پایی قانقاریایی.

اما اگر اراده‌ای هست، باید راهی هم باشد. حکومتگر فرهمند و عالم، به ایران یک دهه بعد می‌اندیشد و به جای نمایش کنونی مبارزه با فساد، به سراغ کوچک کردن دستگاه دولت و حکومت می‌رود، زمینه بیرون کشیدن پای دولت و حکومت از بنگاه‌داری را محکم می‌کند ... و رسانه‌ها را از وحشت پیگرد ناشی از اطلاع‌رسانی آزاد و شفاف‌سازی ماجراهایی می‌رهاند که در دستگاه حکومت می‌گذرد. ... راهش این است.

🆔 @jameeno
🔺 همراهان جامعه نو، بر ما ببخشایید که اولین شب انتشار "صدای نو" با مشکلات فنی همراه شد. وضع بد اینترنت و قطعی برق، باعث شد امشب دیرتر از ساعت مقرر "صدای نو" را بشنوید. عذر ما را پذیرا باشید. تیم صدای نو بابت این تاخیر از شما پوزش می‌خواهد.
صدای نو | ۲۱ مرداد ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای‌نو منتشر شد

صدای نو، کار گروهی از روزنامه‌نگاران مستقل ایران است که هر شب ساعت۱۱ در کانال جامعه نو منتشر می‌شود. این اولین برنامه از این رسانه‌ی صوتی است.

🆔 @jameeno
🔸به تماشاى «تنگه ابوقريب» آخرين فيلم بهرام توكلى

🔻بسط تاريخ در قامت يك «نام»

▫️رضا صديق/ جامعه نو: درام در «تنگه ابوقريب» در نام اثر رخ مى دهد. فيلم روايتِ زبان «نام» است. روايتِ رخدادى از نام است. نامى كه هم تاريخ است و هم جغرافيا. كل فيلم، استعاره اى ست در شرح و بسط نامى كه در نقطه اى از تاريخ ايستاده است. مسئله در بسيط گفتن نيست، در اضافه كارى و حاشيه نويسى بر «نام» نيست، مسئله خود نامِ تنگه ابوقريب است.
تنگه اى كه در بستر تاريخى خود، با روايتى در امروز، بازخوانى يك موقعيت مستتر است. مسئله فيلم نمايش همين است. همين حفاظت، همين اهميت «نام» تنگه ابوقريب و آنچه كه مسما مى دهد به اين نام، ايستادگى ست با لب هاى تشنه و بدون حمايت از پشت سر.
فيلم در تيتراژ قصه اش را شروع كرده است. قصه اش روايتى مانوس نيست، روايتى درونى ست با اجزاءاى كه در كنار هم صُورى مى سازند تا تماشا كنى و خود قصه گويش شوى.
آن زمان كه نام اثر بر روى پرده نقش مى بندد، تو با يك داستان روبرويى. ازين روست كه بناى اثر در خرده داستان ها بنا مى شود. خرده داستان ها هستند كه اين پيكره را حدود و خط مى دهند. خرده داستان هايى كه فارغ از هويت فردى اند. قرار نيست شخصيت واحد داشته باشند، در هم و كنار يكديگر معنا مي یابند، زيرا كه پيكره اى از يك هويت جمعى اند.
كاراكترهاى اثر نام اند. نام هايى كه حتى آكسان و تاكيد ندارند. مى توانند هر نام دگر باشند، زيرا كه همه شان يك نام دارند. نامى كه در ديگرى معنا مي یابد. ديگرى در اين نقطه نيز يك جغرافياى تاريخى ست؛ و نام تمام كاراكترهاى فيلم، تنگه ابوقريب است.
مشخص كننده روايت در اثر نيز همين نمايش واقع نمايانه است، مانند تكه هاى يك پازل كه در كنار هم شكل مى گيرند.
از روى ديگر، شايد بتوان «تنگه ابوقريب» را ضدجنگ ترين فيلم سينماى ايران دانست.
فيلم بى پروا زخم ها و زشتى هاى جنگ را جلوى چشم مخاطب قرار مى دهد. از نشان دادن مرگ و عصيان جنگ ابا ندارد و مخاطبان را در خود فرو مى برد. قرار نيست از ديدن جنگ لذتى به مخاطب ارائه بدهد اما، در همين بستر است كه امر مقدس دفاع و سلحشورى را معنا مى دهد. فيلم قهرمان پوشالى و هاليوودى نمي سازد. قهرمان تك بعدى با فرديت قابل تحير نمى سازد. بالعكس، هويت جمعى مى سازد و امر دفاع را در قامت انسان هاى معمولى بنا مى سازد. در قامت ابرقهرمان نه، بلكه در هيبت تماميتِ هويت جمعى بنا مى شود و توامانى پلشتى جنگ را با همين هويت جمعى است كه معنا مى دهد.
ازين روست كه «تنگه ابوقريب» از جغرافياى تاريخى اش به يك جغرافياى سياسى مستتر تا امروز بدل مى شود.
تنگه اى كه تنگناى امروز نيز هست.
مسئله فيلم، نه تنها روايت يك نقطه از تاريخ كه بسيط كردن آن نقطه به مفهومى انسانى است؛ يا به عبارتى «تنگه ابوقريب» استعاره اى است از مفهوم مقاومت. مفهومى كه شاكله انسان را در جوهره اش معنا مى بخشد. مسئله فيلم، عموميت‌بخشى تنگه ابوقريب به تنگه يا تنگناهاى ديگر تاريخ سياسىِ جغرافياى امروز است.

تكمله:
آيا اين فيلم يك پروپاگانداست؟
اين سوالى است كه از دل سكانس آخر فيلم يعنى آنجا كه كاراكتر نوجوان اسلحه بر دوش به قاب خيره مى شود، شكل مى گيرد.
و شايد در مقابل اين سوال، سوال هاى ديگرى زاده شود كه، چگونه مى توان تنگه ابوقريب را بدون نمايش مقاومت روايت كرد؟ چگونه مى توان داستان آخرين حمله عراق به ايران در آستانه قطعنامه را روايت كرد و از كنار سلحشورى هايش عبور كرد؟ مگر «تنگه ابوقريب» خلاف جهت هويت جمعى روايت شده است؟ آيا اين روايت، عليه مردم است يا توامان مردم؟ و اگر چنين نيست و در كنار مردم ايستاده، چگونه مى توان اين فيلم را پروپاگاندا دانست؟
و شايد بالعكس، «تنگه ابوقريب» تصويرى است مقابل تمام مسئولينى كه امروز بر مسند نشسته اند تا يادآورى كند كه از دل چه گذرگاهى بر كرسى نشسته اند. فراموش نكنند كه براى حفظ چه آرمان و ايده اى چنين سلحشورى‌هايى شد. چگونه مستضعفين خونشان مقابل دشمن ريخته شد و مقاومت كردند و چه بار سنگينى بر دوش مسندنشينان امروز است. فيلم تصويرى است كه بار ديگر، مسئوليت مسئولين را به يادشان بياورد كه مردم- همانان كه در تنگه هاى تاريخ مقاومت كردند، بر وظيفه شان واقف اند، شما نيز بر وظايفتان واقف باشيد و چون روايت تنگه ابوقريب كه توپخانه حمايت نكرد و عقبه غافل بود، پشت مردم مقاوم را خالى كنيد.
اگر نام اين يادآورى پروپاگانداست، پس چه خوش است اين نام.

🆔 @jameeno
جامعه نو pinned an audio file
جامعه نو pinned Deleted message
Forwarded from جامعه نو
🔹نامه باربد گلشیری به احسان رسول‌اف

🔺نام مرا در فهرست همکاران‌تان نیاورید

▫️جامعه نو: باربد گلشیری در نامه‌ای به احسان رسول‌اف از او و عملکردش در گالری محسن و نهادهای غیرپاسخگو و غیرشفاف فعال در هنرهای تجسمی انتقاد کرد. احسان رسول‌اف فرزند مدیر بانک آینده است و با چند مرکز فرهنگی-هنری و نیز حرفه‌ی تهیه‌کنندگی نقش پررنگی در هنر پایتخت دارد.

گلشیری که پیش از این همکاری‌های محدودی با گالری محسن داشته در این نامه ضمن اشاره به سابقه همکاری نوشته: «نمی‌دانم کارمندتان به عرض‌تان رسانده است یا نه اما در آخرین همکاری‌مان گفتم که پول شما شبهه‌ناک است و دستمزدی طلب نخواهم کرد... اما هفت سال پیش یعنی در سال ۱۳۹۰ بابت دو نشست از نشست‌های گالری محسن مانند دیگر مهمانان دو پنجاه هزار تومان از شما دریافت کردم. با این نامه آن پول را با احتساب نرخ تورم رسمی بانک مرکزی به شما برمی‌گردانم که سرجمع می‌شود دویست‌وهفتادویک‌هزار تومان. لطفا رسید دریافت پول را به نشانی ایمیل من بفرستید.»

🔻 متن کامل نامه را در Instant View بخوانید

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/Barbad-08-13
صدای نو | ۲۲ مرداد ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۲ مرداد ۹۷

صدای نو، کار گروهی از روزنامه‌نگاران مستقل ایران است که هر شب ساعت۱۱ در کانال جامعه نو منتشر می‌شود.

🆔 @jameeno
جامعه نو pinned an audio file
#الف

🔻تسلیم نشو!

▫️شورای سردبیری: صبح روز ۱۲ سپتامبر در حالی که هنوز از زیر ویرانه برجهای تجارت جهانی شعله برمی‌خاست و نیویورک تعطیل بود، آلن گرینسپن رئیس فدرال رزرو (بانک مرکزی ایالات متحده) یک تصمیم عجیب گرفت: کاهش بهره بانکی به حد صفر. این تصمیم، همراه با روانه کردن خط اعتباری ۳۸ میلیارد دلاری به بانکها برای پایین آوردن بهره بود. روز ۱۳ سپتامبر این جریان‌یابی ۳۵ میلیارد دلار دیگر و روز بعد ۸۱ میلیارد دلار دیگر بود. منتقدان او که سخت‌گیری‌هایش را در روزهای قبل دیده بودند سروصدا کردند. از شش ماه پیش از آن اقتصاد ایالات متحده نشانه‌های رکود نشان داده بود و گرینسپن در مقابل آن سخت‌سر و خوددار بود ولی حالا... منتقدان می‌گفتند خطا می‌کند.
اما این تصمیمی باهدف مشخص بود: تشویق سرمایه‌گذاران کارآفرین برای دریافت وام ارزان و راه‌اندازی واحدهای تولیدی و خدماتی، استخدام بیشتر، و از سر گذراندن شوک یازده سپتامبر بر پیکر اقتصاد امریکا. سه روز بعد که بورس نیویورک با ترس و لرز و افزایش تعداد پرچمهای میهن‌پرستانه باز شد، اثر حادثه کمتر از آنی بود که انتظار می‌رفت. هر چند ریشه‌های بحران ۲۰۰۸ در دوران گرینسپن ضخیم و بنیان‌کن شدند، اما عملکرد و اراده او در آن روزهای سخت در خاطره‌ها ماند.

اتفاقا، بانکهای مرکزی بیشتر در روزهای سخت و دست‌اندازهای اقتصاد کارکرد دارند نه در دوران آرامش. درست مثل دریچه‌های یک سد که به هنگام یورش رودخانه‌ها به پشت سد به کار می‌آیند و فشارشکنی می‌کنند. توازن بازار پول و بواسطه اثرات جانبی آن تعادل بازارهای مالی را تنظیم می‌کنند. خصلت دیگر بانکهای مرکزی و بویژه روسای آنها، بسته بودن مشت آنهاست. واقعا باید تا اراده خودشان و کارشناسان‌شان به قطعیت نرسیده قطره‌ای آب از مشتشان بیرون نیاید و اعتباری خلق نکنند. این سختگیری را خصلت خوب آنها می‌دانیم. همان گرینسپنی که در پس یازده سپتامبر چنان گشاده‌دست بود، در بستر رکودی ماه‌های پیش از آن بسیار خسیس می‌نمود. کار درستی می‌کرد.

این روزها، ما در وضعیتی تازه قرار داریم و آشکار است فشارهایی خواهیم داشت. مدیران توانای دولتی در هزینه کردن منابع ارزان، سراغ این و آن می‌روند که بانک مرکزی را به دادن ارز ارزان به آنها وادار کند. سیلی از توجیه و استدلال راه خواهد افتاد و راه افتاده که لازم است کسانی برای جلوگیری از فشار به مردم در اثر گران شدن ارز موردنیاز فعالیت، از ارز ارزان برخوردار شوند. با فاصله عظیم بین دو نرخ، این‌گونه تقاضاها هم حجم زیاد خواهند داشت و هم فشار بالا از مقامات عالی پشت آنهاست. بانک مرکزی باید زیر بار هیچ‌یک نرود، هرچند ظاهر منطقی داشته باشند. منطق وجودی بانک مرکزی از منطق حیات هر سازمان و نهاد و ارگانی بالاتر است.

البته به چشم ندیده‌ایم، ولی چند دهه پیش شنیدیم مرحوم نوربخش از دستور رئیس خود در زمینه تولید نقدینگی از طریق اسکناس سرپیچی کرد و تا دستخطی از مرحوم آقای خمینی به عنوان ولی کشور نیاوردند و حجت بر او تمام نشد چنان نکرد. البته آن روزها با وجود جنگی بسیار پرهزینه و آسیب‌زا، وضعمان از امروز خیلی کمتر بحرانی بود.

بانک مرکزی تسلیم مدیران کم‌توان سازمانهای دولت نشود، بزرگان کشور نیز هشیار باشند تقاضاهای مستدلی که نزدشان می‌برند، کیسه‌ای از زهر پوشیده با دلسوزی و استدلال‌های کاملاً محیلانه است. بانک مرکزی نباید تیمارگاه مدیریت‌های ناتوان و خاصه‌خرج باشد.

🆔 @jameeno
🔸دیوار مرزی فقط مانع آدم‌ها نخواهد بود، بلکه مانع گدار حیوانات نیز شده و بوم‌سازگان (اکوسیستم) منطقه را فنا خواهد کرد.

🖌 برگردان: گلبرگ برزین

▫️جامعه نو: وقتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ رئیس جمهور شد، یکی از وعده‌های اولیه انتخاباتی‌اش «ساختن آن دیوار» سرتاسر مرز با مکزیک بود ـ عبارتی که هزاران نفر سراسر آمریکا همچون وحی منزلی انتخاباتی سر دادند.

حتی در آن زمان، این وعده‌ او بحث برانگیز بود: برخی آن را بیگانه هراسی و غیرانسانی خواندند ـ مانعی در مقلِ، اگر بی‌پرده بگوییم، مردمی که می‌خواهند از خشونت بگریزند. بعضی دیگر نگران هزینه آن بودند: این دیوار می‌تواند ضربه مهلکی به معاملات تجاری باشد، چون در سال ۲۰۱۷ مکزیک سومین بزرگترین شریک آمریکا در معاملات تجاری بوده است. غیر از آن، هزینه سرسام‌آورِ ساخت آن است که بسته به پیمانکار آن می‌تواند بین ۱۲ تا ۷۰ میلیارد دلار باشد.

ولی حالا، بیش از ۲۸۰۰ دانشمند از مقاله‌ای درباره تهدید عظیم دیوار به محیط زیست پشتیبانی کرده‌اند. خواسته‌ این دانشمندان ساده است: اگر واقعا مجبورید، مانع را بسازید، اما طوری بسازید که بوم‌سازگان را ویران نکند و زیست حیوانات در معرض نابودی را به فنا نکشد.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/eco-08-13
صدای نو | ۲۳ مرداد ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۳ مرداد ۹۷

صدای نو، کار گروهی از روزنامه‌نگاران مستقل ایران است که هر شب ساعت ۱۱ در کانال جامعه نو و در حساب صدای نو در ساندکلاود منتشر می‌شود.

🆔 @jameeno