🔺اثبات شبهات مرگ پدر
🔹 ادعای خانواده هاشمی در مورد پیگیری بی نتیجه مرگ مشکوک هاشمی رفسنجانی
▫️فاطمه هاشمی: روز پنج شنبه ۲۵ مردادماه، جمعی از به اصطلاح طلاب حوزه علمیه قم ، با تجمع ، شعارهای تهدید آمیزی علیه دولت و رییس جمهوری قانونی کشور سردادند و بطور ضمنی و تلویحی او را به ترور و قتل به شیوه قتل مرحوم آیت ا... هاشمی و خفه کردن دراستخر تهدید کردند.
شعارهایی که این جمع ( لابد مجوز از وزارت کشور هم داشته اند) آزادانه علیه دولت سر دادند و یا نوشته هایی که بر سر چوبهای عاریه ای که باید بلافاصله بعد از انجام ماموریت، به صاحبانش پس می دادند، دارای چندین شبهه و پیامهای معنادار است که در صورت پیگیری مسولان ذیربط،البته اگر اراده ای برای اینکار داشته باشند یا بتوانند،می تواند روشن کننده ابهامات مرگ مشکوک مرحوم پدرم باشد که تاکنون علیرغم پیگیریهای خانواده، هنوز بی پاسخ مانده است.
اولا" سکوت معنادار مسولان رده بالای نظام و قضایی کشور، در مورد ادعای کاملا کذب" استخر فرح" که تاکنون بارها وبارها، توسط عوامل و محافل شناخته شده تندرو و افراطی، مطرح شده و می شود به خودی خود، شبهات را در مورد طراحی یک ترور، آنهم درمحلی که بعدها بتوان به عنوان" استخر فرح" در اذهان جا انداخت ،تقویت می کند.ثانیا"، تهدید رییس جمهوری منتخب مردم در حوزه علمیه که باید منادی وحدت و انسجام در کشور باشد به قتل شبیه مرحوم پدرم، صراحتا"،مرگ ایشان را ترور و قتل ،آنهم خفه کردن در آب اعلام می کند!!
این مهم علاوه بر اینکه شبهات و ابهامات اعلام شده توسط اعضای خاندان در مورد مرگ مشکوک پدرم را که تاکنون بی پاسخ مانده است قوت می بخشد،وظیفه دستگاههای قضایی و امنیتی را یک بار و همیشه برای پاسخ به سووالات و ابهامات مردم که مدام از ما سوال می کنند و روشن شدن ابعاد این موضوع دو چندان می کند.اگر بخواهند البته کار سختی نیست.کافی است از شعار دهندگان یا گردانندگان و روسای آنان سوال کنند چگونه و با چه روشی میخواهند تهدید خود را عملی کنند؟!!
🆔 @jameeno
🔹 ادعای خانواده هاشمی در مورد پیگیری بی نتیجه مرگ مشکوک هاشمی رفسنجانی
▫️فاطمه هاشمی: روز پنج شنبه ۲۵ مردادماه، جمعی از به اصطلاح طلاب حوزه علمیه قم ، با تجمع ، شعارهای تهدید آمیزی علیه دولت و رییس جمهوری قانونی کشور سردادند و بطور ضمنی و تلویحی او را به ترور و قتل به شیوه قتل مرحوم آیت ا... هاشمی و خفه کردن دراستخر تهدید کردند.
شعارهایی که این جمع ( لابد مجوز از وزارت کشور هم داشته اند) آزادانه علیه دولت سر دادند و یا نوشته هایی که بر سر چوبهای عاریه ای که باید بلافاصله بعد از انجام ماموریت، به صاحبانش پس می دادند، دارای چندین شبهه و پیامهای معنادار است که در صورت پیگیری مسولان ذیربط،البته اگر اراده ای برای اینکار داشته باشند یا بتوانند،می تواند روشن کننده ابهامات مرگ مشکوک مرحوم پدرم باشد که تاکنون علیرغم پیگیریهای خانواده، هنوز بی پاسخ مانده است.
اولا" سکوت معنادار مسولان رده بالای نظام و قضایی کشور، در مورد ادعای کاملا کذب" استخر فرح" که تاکنون بارها وبارها، توسط عوامل و محافل شناخته شده تندرو و افراطی، مطرح شده و می شود به خودی خود، شبهات را در مورد طراحی یک ترور، آنهم درمحلی که بعدها بتوان به عنوان" استخر فرح" در اذهان جا انداخت ،تقویت می کند.ثانیا"، تهدید رییس جمهوری منتخب مردم در حوزه علمیه که باید منادی وحدت و انسجام در کشور باشد به قتل شبیه مرحوم پدرم، صراحتا"،مرگ ایشان را ترور و قتل ،آنهم خفه کردن در آب اعلام می کند!!
این مهم علاوه بر اینکه شبهات و ابهامات اعلام شده توسط اعضای خاندان در مورد مرگ مشکوک پدرم را که تاکنون بی پاسخ مانده است قوت می بخشد،وظیفه دستگاههای قضایی و امنیتی را یک بار و همیشه برای پاسخ به سووالات و ابهامات مردم که مدام از ما سوال می کنند و روشن شدن ابعاد این موضوع دو چندان می کند.اگر بخواهند البته کار سختی نیست.کافی است از شعار دهندگان یا گردانندگان و روسای آنان سوال کنند چگونه و با چه روشی میخواهند تهدید خود را عملی کنند؟!!
🆔 @jameeno
#الف
🔹نعلین از پوتین بهتر است!
▫️شورای سردبیری: برای چندمین بار خبر رسیده است که آقای پوتین به عنوان میانجی مذاکرات بین ایران و ایالات متحده عمل خواهد کرد. منشاء این اخبار غالباً دیپلماتها اعلام میشود، ولی برخی تحرکات سیاسی و بویژه شکل رابطه ترامپ-پوتین چنین اخباری را تأیید میکند. درگیر بودن ایران در موضوع سوریه و ظرفیت آن با روسیه و امریکا در این کشور نیز زمینه وقوع چنین نوعی از میانجیگری را محتمل میسازد. اعتماد عاشقانه ترامپ-پوتین و اعتماد دوستانه ایران-پوتین هم مقوم این احتمال است.
اما ملاحظاتی هم میتواند در میان باشد: میانجی باید هم وزن کافی داشته و هم مورداعتماد طرفین باشد. باید هدف او از پذیرش میانجیگری قابل درک منطقی باشد و بتوان در تحلیلی بر اساس موقعیت خودش، او را به عنوان بازیگری کاملاً بیطرف شناسایی کرد. در گذشته، هنگامی که ایران الجزایر را به عنوان حافظ منافع خود در ایالات متحده انتخاب کرد، این انتخابی منطقی به نظر میآمد. ایران تازه از کوران انقلاب به در امده بود و الجزایر که هنوز خاکستری گرم از جنبش ضد استعماری خود داشت دوستی بیشائبهای با ایران برقرار کرده بود. شش سال پیش هم که مشخص شد عمان به عنوان میانجی و واسطه بین ایران و ایالات متحده عمل میکند، حضور آن به عنوان واسطه کاملا منطقی و انتخابی خوب تلقی شد. آگاهانی که آینده روابط ایران و آمریکا را پیشبینی میکردند و در انتظار درز خبری از تماس و گفتگوی سری بین دوطرف بودند انتظار داشتند پاکستان محل گفتگوها و دولت آن میانجی باشد. هنگامی که پرده کنار رفت و مشخص شد در میانه این صحنه پادشاه عمان نشسته است، انتخابی بهتر از آنچه انتظار میرفت ملاحظه شد. عمان کشوری کممساله و زیر چتر امنیتی ایالات متحده است، و به علت انزوای عربی خود و همچنین مدیون دانستن ثبات و بقای خود به ایران در دهه پنجاه، همواره روابط معقولی با ایران داشته است. انتخاب مناسبی بود از جانب دوطرف.
ولی فقط این نبود. مهمتر از برخورداری از اعتماد دوطرفه، منافع عمان بود: این کشور از وقوع سازش بین ایران و ایالات متحده زیان منافع نداشت، و در مقابل از بروز تنش در میانشان زیان میدید. در تحلیل سود و زیان عمان از وقوع سازش بین ایران و آمریکا، نکته نگرانکنندهای دیده نمیشد.
اما در مورد پوتین چه؟ آیا پوتین علاقمند است ایران با بقیه جهان و از جمله ایالات متحده روابطی دوستانه و بیتنش داشته باشد؟ آیا منافع روسیه در ایران ایجاب میکند این کشور از انزوای کنونی درآید؟ آیا توسعه روابط اقتصادی ایران و روسیه با ازسرگیری روابط اقتصادی سنتی ایران و اروپا همراستا است؟ آیا آشتی ایران و ایالات متحده با منافع ژئواستراتژیک روسیه در جنوب آسیا همخوان و همسو است؟.....
پاسخ همه این پرسشها منفی است. پوتین هیچ علاقهای به کاهش تنش ایالات متحده با هیچ نقطهای از جهان و بویژه ایران ندارد؛ پوتین خواستار تضعیف ایالات متحده و سیاست آن در آسیاست؛ پوتین علاقهای به این که ایران و ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و نقاط داغ آن و در جبهههایی که اتحاد تاکتیکی داشته یا دارند (مقابله با القاعده عراق، داعش در سوریه و تقویت تاکتیکی کردهای عراق) همراهی مستقیم داشته باشند ندارد؛ پوتین ایران را در سوریه کارت بازی خود میداند؛ عرضهکننده مخفی پایگاه هوایی دور از چشم ملتش مییابد؛ و آخرین چیزی که میخواهد رفع تنش بین ایران و ایالات متحده است. بلاهت بار خواهد بود از او انتظار خیرخواهی داشته باشیم.
امابه نظر میرسد واسطه شدن پوتین بین ایران و ایالات متحده، طرفدارانی در ایران دارد. از آنجا که وجه کمتر مطرح شده روابط ایران و روسیه ابعاد نظامی آن است و این وجه زیر نظر و علاقه نظامیان قرار دارد، به نظر میرسد پهن کردن فرش برای دادن نقش میانجی به پوتین نیز به پشتیبانی آنها باشد.
اما در این مورد خاص باید هشیارتر بود. شاید اگر اشخاص مسئولی در وزارت خارجه بر مساله انتخاب میانجی متمرکز شوند بهتر باشد. شاید بتوان پذیرفت سیاست وزارت خارجه و ترجیح پادشاه کشور دوست عربی از پوتین روسیه بهتر باشد. این یک مساله سیاسی حساس است..... برای بردن آدمها به جایی، چه میز مذاکره باشد و چه حتی کشتارگاه، سپردن آنها به دست خرس عاقلانه نیست.
🆔 @jameeno
🔹نعلین از پوتین بهتر است!
▫️شورای سردبیری: برای چندمین بار خبر رسیده است که آقای پوتین به عنوان میانجی مذاکرات بین ایران و ایالات متحده عمل خواهد کرد. منشاء این اخبار غالباً دیپلماتها اعلام میشود، ولی برخی تحرکات سیاسی و بویژه شکل رابطه ترامپ-پوتین چنین اخباری را تأیید میکند. درگیر بودن ایران در موضوع سوریه و ظرفیت آن با روسیه و امریکا در این کشور نیز زمینه وقوع چنین نوعی از میانجیگری را محتمل میسازد. اعتماد عاشقانه ترامپ-پوتین و اعتماد دوستانه ایران-پوتین هم مقوم این احتمال است.
اما ملاحظاتی هم میتواند در میان باشد: میانجی باید هم وزن کافی داشته و هم مورداعتماد طرفین باشد. باید هدف او از پذیرش میانجیگری قابل درک منطقی باشد و بتوان در تحلیلی بر اساس موقعیت خودش، او را به عنوان بازیگری کاملاً بیطرف شناسایی کرد. در گذشته، هنگامی که ایران الجزایر را به عنوان حافظ منافع خود در ایالات متحده انتخاب کرد، این انتخابی منطقی به نظر میآمد. ایران تازه از کوران انقلاب به در امده بود و الجزایر که هنوز خاکستری گرم از جنبش ضد استعماری خود داشت دوستی بیشائبهای با ایران برقرار کرده بود. شش سال پیش هم که مشخص شد عمان به عنوان میانجی و واسطه بین ایران و ایالات متحده عمل میکند، حضور آن به عنوان واسطه کاملا منطقی و انتخابی خوب تلقی شد. آگاهانی که آینده روابط ایران و آمریکا را پیشبینی میکردند و در انتظار درز خبری از تماس و گفتگوی سری بین دوطرف بودند انتظار داشتند پاکستان محل گفتگوها و دولت آن میانجی باشد. هنگامی که پرده کنار رفت و مشخص شد در میانه این صحنه پادشاه عمان نشسته است، انتخابی بهتر از آنچه انتظار میرفت ملاحظه شد. عمان کشوری کممساله و زیر چتر امنیتی ایالات متحده است، و به علت انزوای عربی خود و همچنین مدیون دانستن ثبات و بقای خود به ایران در دهه پنجاه، همواره روابط معقولی با ایران داشته است. انتخاب مناسبی بود از جانب دوطرف.
ولی فقط این نبود. مهمتر از برخورداری از اعتماد دوطرفه، منافع عمان بود: این کشور از وقوع سازش بین ایران و ایالات متحده زیان منافع نداشت، و در مقابل از بروز تنش در میانشان زیان میدید. در تحلیل سود و زیان عمان از وقوع سازش بین ایران و آمریکا، نکته نگرانکنندهای دیده نمیشد.
اما در مورد پوتین چه؟ آیا پوتین علاقمند است ایران با بقیه جهان و از جمله ایالات متحده روابطی دوستانه و بیتنش داشته باشد؟ آیا منافع روسیه در ایران ایجاب میکند این کشور از انزوای کنونی درآید؟ آیا توسعه روابط اقتصادی ایران و روسیه با ازسرگیری روابط اقتصادی سنتی ایران و اروپا همراستا است؟ آیا آشتی ایران و ایالات متحده با منافع ژئواستراتژیک روسیه در جنوب آسیا همخوان و همسو است؟.....
پاسخ همه این پرسشها منفی است. پوتین هیچ علاقهای به کاهش تنش ایالات متحده با هیچ نقطهای از جهان و بویژه ایران ندارد؛ پوتین خواستار تضعیف ایالات متحده و سیاست آن در آسیاست؛ پوتین علاقهای به این که ایران و ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و نقاط داغ آن و در جبهههایی که اتحاد تاکتیکی داشته یا دارند (مقابله با القاعده عراق، داعش در سوریه و تقویت تاکتیکی کردهای عراق) همراهی مستقیم داشته باشند ندارد؛ پوتین ایران را در سوریه کارت بازی خود میداند؛ عرضهکننده مخفی پایگاه هوایی دور از چشم ملتش مییابد؛ و آخرین چیزی که میخواهد رفع تنش بین ایران و ایالات متحده است. بلاهت بار خواهد بود از او انتظار خیرخواهی داشته باشیم.
امابه نظر میرسد واسطه شدن پوتین بین ایران و ایالات متحده، طرفدارانی در ایران دارد. از آنجا که وجه کمتر مطرح شده روابط ایران و روسیه ابعاد نظامی آن است و این وجه زیر نظر و علاقه نظامیان قرار دارد، به نظر میرسد پهن کردن فرش برای دادن نقش میانجی به پوتین نیز به پشتیبانی آنها باشد.
اما در این مورد خاص باید هشیارتر بود. شاید اگر اشخاص مسئولی در وزارت خارجه بر مساله انتخاب میانجی متمرکز شوند بهتر باشد. شاید بتوان پذیرفت سیاست وزارت خارجه و ترجیح پادشاه کشور دوست عربی از پوتین روسیه بهتر باشد. این یک مساله سیاسی حساس است..... برای بردن آدمها به جایی، چه میز مذاکره باشد و چه حتی کشتارگاه، سپردن آنها به دست خرس عاقلانه نیست.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۹ مرداد ۹۷
گروه جامعه نو
#الف
🔸متحد نامتفق!
▫️شورای سردبیری: فردا روز عید سعید قربان است. یکی از دو عید مسلمانان و سبب شادی مومنان، چرا که مراسم آن تنها مراسم مشترک همه مسلمانان است. تجربه دهههای اخیر حاکی است عید قربان تنها روز سال است که مسلمانان از هر قوم و قبیله و مذهب و فرقهای با آرامش در کنار یکدیگر به سر میبرند، رقابت و ستیزه را کنار میگذارند و یکدیگر را تحمل میکنند و کاری به یکدیگر ندارند.
با دیدن مراسم عید گاهی این پرسش به ذهن میآید که چرا مسلمانی آنها در سایر ایام سال آنها را کنار یکدیگر نگاه نمیدارد؟ چرا هنگامی که به پاکستان یا نیجر یا عراق برمیگردند بمبگذاری میکنند یا بمب به خود میبندند و اللهاکبرگویان کودک و زن و مرد همکیش خود را نابود میکنند؟
برای این پرسش پاسخهایی متفاوت از زوایای مختلف وجود دارد که در حین آنها پرسشی متفاوت رخنمون میشود: آیا دین و مذهب میتوانند وحدتبخش باشند؟ آیا ابعاد و محتوای یکرنگیآور آن الزاما منجر به غلبه بر تعارضها و اختلاف منافع میشود و یگانگی در عمل سیاسی و اجتماعی را نتیجه میدهد؟ واقعیت عینی جوامع به ما نشان میدهد پاسخ این پرسش در چارچوب جوامعی که از نوعی هویت ملی برخوردار و پدیدآورنده یک کشورند مثبت است. ارامنه کشور ارمنستان در مقابل جمهوری مسلمان آذربایجان وحدتی بالقوه دارند که حاصل اشتراک کیش است و مردم آذربایجان نیز به همین سان. اما در داخل این کشورها یکسانی کیش در میان مردمان ساکنان این خطهها عامل اصلی وحدت مفروض آنها نیست و اگر وحدتی وجود داشته باشد برآیند وجود و کارکرد عواملی دیگر است. عواملی مانند منافع اقتصادی، تمایز قومی، همبستگی صنفی، و...
این بحث را میتوان درباره کشورهایی نیز کرد که از مشابهت کیش برخوردارند نه از تمایز آن. مثلا میتوان پرسید آیا مذهب مشترک همان جمهوری آذربایجان و ایران آنها را به متحد و موتلفانی دائمی تبدیل میکند؟ یا آیا ایران و عراق به علت علائق خیلی شدید مذهبی به یکدیگر متحدانی دائمی و موتلفهایی همیشگی هستند و باید درهم آمیختگی سیاسی داشته باشند؟ هر ناظر کماطلاعی هم با به یاد آوردن جنگ هشت ساله و تهاجم صدام به ایران پاسخ منفی به این پرسش میدهد و اندکی تعمق در تاریخ و روابط کشورها بویژه در دهههای اخیر این احتمال را که وحدت آئینی بین کشورها آنها را از ملاحظات مربوط به روابط بینالملل و اقتضائات آن بینیاز کند رد میکند. با این حال، رفتار دستگاههای تعیینکننده سرشت سیاست خارجی کشور ما خلاف منطق درونی این واقعیت بیرون است. سوای تبلیغات که مصرف داخلی دارند، در حوزه پیاندازی روابط بینالملل چنان رفتار میشود که میتوان به نتیجه رسید دوست و متحد و مخالف و دشمن ما بر اساس آئین آن گزینش میشود. گویا چنین فرض میشود که هرکس مثلا شیعه یا شبهشیعه است دوست بالقوه است و متحد استراتژیک. تنها با همین تلقی است که میتوان در اعماق صحرای عربستان قوم ناشناختهای را یافت و با انها متحد شد. واضح است اینکه آنها موی دماغ پادشاهی عربستان و وسیله مناسب پیشبرد رقابت ما و عربستان در منطقه هستند، توجیهاتی پسینی محسوب میشود. عین این وضع در عراق و براساس علائق مذهبی بر قرار است: رفاقتی بیحد و مرز از سوی ایران بر مبنای یکسانی مذهبی و علائق ناشی از آن، اما تلقی یگانگی با عراق تصور خطرناک و غافلگیرکنندهای است. در سال 59 گمان نمیکردیم کسی بتواند ملت عراق را پشت یک حمله نظامی ویرانگر بیاورد. گمان نمیشد مردم بصره و نجف با یونیفرم صدام به سوی مرز ایران بیایند. تلقی یکرنگی و وحدت مذهبی بینالمللی امکان خطرناکتر شدن هم دارد و آن زمانی است که به علت خوشبینی غفلتهای دیگری هم اضافه شوند. بدبینی به صدام باعث شده بود حکومت سابق او را مجبور به امضای معاهده حقوقی الجزایر بکند و خوشبینی به حکومت فعلی باعث شده برخی اشخاص ناآشنا با سیاست بینالملل در حکومت کنونی، احساس ایران همهکارهپنداری در عراق پیدا کنند و دیگر نیازی به رعایت سازوکارهای حقوقی بینالدولی نبینند یا آنها را سبک بشمارند. به همین دلیل است هنوز داستان خسارات جنگی مورد تایید سازمان ملل در هوا معلق است و مورد اعتراض.
علت این پدیده ذهنیات مغایر با واقعیات جهانی و مبتنی به همذاتپنداری و یگانهانگاری مذهبی است. میتوان با همکیش احساس نزدیکی و برادری کرد، با او مراوده فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی بیشتری داشت، اما روابط بینالمللی را نمیتوان بر مبنای اشتراک باورهای مذهبی گذاشت. در مورد اخیر، اینکه سیستم سیاسی عراق دستساز ایالات متحده و دولت آن متحد آمریکاست اهمیت و تعیینکنندگی بسیار بیشتری دارد از اینکه دولت در دستان شیعیان است. شیعیان چند پارهای که.... بین خودشان به عنوان عراقی و شیعه، فقط تنافر وجود دارد و دیگر هیچ!
🆔 @jameeno
🔸متحد نامتفق!
▫️شورای سردبیری: فردا روز عید سعید قربان است. یکی از دو عید مسلمانان و سبب شادی مومنان، چرا که مراسم آن تنها مراسم مشترک همه مسلمانان است. تجربه دهههای اخیر حاکی است عید قربان تنها روز سال است که مسلمانان از هر قوم و قبیله و مذهب و فرقهای با آرامش در کنار یکدیگر به سر میبرند، رقابت و ستیزه را کنار میگذارند و یکدیگر را تحمل میکنند و کاری به یکدیگر ندارند.
با دیدن مراسم عید گاهی این پرسش به ذهن میآید که چرا مسلمانی آنها در سایر ایام سال آنها را کنار یکدیگر نگاه نمیدارد؟ چرا هنگامی که به پاکستان یا نیجر یا عراق برمیگردند بمبگذاری میکنند یا بمب به خود میبندند و اللهاکبرگویان کودک و زن و مرد همکیش خود را نابود میکنند؟
برای این پرسش پاسخهایی متفاوت از زوایای مختلف وجود دارد که در حین آنها پرسشی متفاوت رخنمون میشود: آیا دین و مذهب میتوانند وحدتبخش باشند؟ آیا ابعاد و محتوای یکرنگیآور آن الزاما منجر به غلبه بر تعارضها و اختلاف منافع میشود و یگانگی در عمل سیاسی و اجتماعی را نتیجه میدهد؟ واقعیت عینی جوامع به ما نشان میدهد پاسخ این پرسش در چارچوب جوامعی که از نوعی هویت ملی برخوردار و پدیدآورنده یک کشورند مثبت است. ارامنه کشور ارمنستان در مقابل جمهوری مسلمان آذربایجان وحدتی بالقوه دارند که حاصل اشتراک کیش است و مردم آذربایجان نیز به همین سان. اما در داخل این کشورها یکسانی کیش در میان مردمان ساکنان این خطهها عامل اصلی وحدت مفروض آنها نیست و اگر وحدتی وجود داشته باشد برآیند وجود و کارکرد عواملی دیگر است. عواملی مانند منافع اقتصادی، تمایز قومی، همبستگی صنفی، و...
این بحث را میتوان درباره کشورهایی نیز کرد که از مشابهت کیش برخوردارند نه از تمایز آن. مثلا میتوان پرسید آیا مذهب مشترک همان جمهوری آذربایجان و ایران آنها را به متحد و موتلفانی دائمی تبدیل میکند؟ یا آیا ایران و عراق به علت علائق خیلی شدید مذهبی به یکدیگر متحدانی دائمی و موتلفهایی همیشگی هستند و باید درهم آمیختگی سیاسی داشته باشند؟ هر ناظر کماطلاعی هم با به یاد آوردن جنگ هشت ساله و تهاجم صدام به ایران پاسخ منفی به این پرسش میدهد و اندکی تعمق در تاریخ و روابط کشورها بویژه در دهههای اخیر این احتمال را که وحدت آئینی بین کشورها آنها را از ملاحظات مربوط به روابط بینالملل و اقتضائات آن بینیاز کند رد میکند. با این حال، رفتار دستگاههای تعیینکننده سرشت سیاست خارجی کشور ما خلاف منطق درونی این واقعیت بیرون است. سوای تبلیغات که مصرف داخلی دارند، در حوزه پیاندازی روابط بینالملل چنان رفتار میشود که میتوان به نتیجه رسید دوست و متحد و مخالف و دشمن ما بر اساس آئین آن گزینش میشود. گویا چنین فرض میشود که هرکس مثلا شیعه یا شبهشیعه است دوست بالقوه است و متحد استراتژیک. تنها با همین تلقی است که میتوان در اعماق صحرای عربستان قوم ناشناختهای را یافت و با انها متحد شد. واضح است اینکه آنها موی دماغ پادشاهی عربستان و وسیله مناسب پیشبرد رقابت ما و عربستان در منطقه هستند، توجیهاتی پسینی محسوب میشود. عین این وضع در عراق و براساس علائق مذهبی بر قرار است: رفاقتی بیحد و مرز از سوی ایران بر مبنای یکسانی مذهبی و علائق ناشی از آن، اما تلقی یگانگی با عراق تصور خطرناک و غافلگیرکنندهای است. در سال 59 گمان نمیکردیم کسی بتواند ملت عراق را پشت یک حمله نظامی ویرانگر بیاورد. گمان نمیشد مردم بصره و نجف با یونیفرم صدام به سوی مرز ایران بیایند. تلقی یکرنگی و وحدت مذهبی بینالمللی امکان خطرناکتر شدن هم دارد و آن زمانی است که به علت خوشبینی غفلتهای دیگری هم اضافه شوند. بدبینی به صدام باعث شده بود حکومت سابق او را مجبور به امضای معاهده حقوقی الجزایر بکند و خوشبینی به حکومت فعلی باعث شده برخی اشخاص ناآشنا با سیاست بینالملل در حکومت کنونی، احساس ایران همهکارهپنداری در عراق پیدا کنند و دیگر نیازی به رعایت سازوکارهای حقوقی بینالدولی نبینند یا آنها را سبک بشمارند. به همین دلیل است هنوز داستان خسارات جنگی مورد تایید سازمان ملل در هوا معلق است و مورد اعتراض.
علت این پدیده ذهنیات مغایر با واقعیات جهانی و مبتنی به همذاتپنداری و یگانهانگاری مذهبی است. میتوان با همکیش احساس نزدیکی و برادری کرد، با او مراوده فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی بیشتری داشت، اما روابط بینالمللی را نمیتوان بر مبنای اشتراک باورهای مذهبی گذاشت. در مورد اخیر، اینکه سیستم سیاسی عراق دستساز ایالات متحده و دولت آن متحد آمریکاست اهمیت و تعیینکنندگی بسیار بیشتری دارد از اینکه دولت در دستان شیعیان است. شیعیان چند پارهای که.... بین خودشان به عنوان عراقی و شیعه، فقط تنافر وجود دارد و دیگر هیچ!
🆔 @jameeno
صدای نو | ۳۰ مرداد ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۳۰مرداد ۹۷
رونمایی از جنگنده کوثر چه پیامی دارد؟ برای چه کسی؟
گفتوگوهایی با:
علی خرم و صالح نیکبخت
صدای نو هر شب ساعت ۱۱ در کانال جامعهنو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
رونمایی از جنگنده کوثر چه پیامی دارد؟ برای چه کسی؟
گفتوگوهایی با:
علی خرم و صالح نیکبخت
صدای نو هر شب ساعت ۱۱ در کانال جامعهنو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
صدای نو | ۳۱ مرداد ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۳۱مرداد ۹۷
حصری که به آخر رسید مشکل چه کسی بود؟
گفتوگوهایی با:
میرمحمود موسوی
نعمت احمدی
صدای نو هر شب ساعت ۱۱ در کانال جامعهنو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
حصری که به آخر رسید مشکل چه کسی بود؟
گفتوگوهایی با:
میرمحمود موسوی
نعمت احمدی
صدای نو هر شب ساعت ۱۱ در کانال جامعهنو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔺تله بازار مسکن در انتظار طمع کاران
▫️هفته آينده، گزارش مرداد ۹۷ تحولات بازار مسکن منتشر خواهد شد که پیش بینی می شود قیمت یک مترمربع مسکن تهران در میانۀ ۷ تا ۸ میلیون تومان (حول و حوش ۷.۵ میلیون تومان) قرار گیرد. در اینصورت، رشد قیمت مسکن در این ماه (مرداد) نسبت به ماه مشابه سال ۹۶ از ۶۰ درصد فراتر می رود.
متوسط قیمت یک مترمربع مسکن تهران طی 3 ماه اخیر (خرداد، تیر و مرداد)، هر ماه نیم میلیون تومان (مجموعِ 3 ماه، یک و نیم میلیون تومان) افزایش یافته است که رشد بسیار بالا و شگفت انگیزی محسوب می شود؛ بطوریکه خریدران مسکن فقط طی بازه زمانی 3 ماه اخیر ۲۵ درصد سود کردند.
این اعداد، بسیار اغواکننده است اما سوال اساسی این است که آیا این روند، تداوم خواهد یافت؟ متاسفانه یا خوشبختانه، پاسخ منفی است. تحلیل مدلهای موجود، حاکی از آن است که تحرک بازار مسکن رو به پایان است و فعالین این بازار باید منتظر ایستگاه پایانی رونق باشند.
نیمه دوم سال جاری، دوره گذار از رونق به رکود مسکن است. از ویژگیهای دوره گذار از رونق به رکود، خروج تدریجی سوداگران باهوش از بازار است. درعوض طی این دوره، برخی از افراد که بینشی پیرامون دوره های رونق و رکود این بازار ندارند، برای عقب نماندن از قافله، طمع می کنند و به تله می افتند.
موضوعی که از آن غفلت می شود این است که روند قیمتی بازار مسکن تهران در یکسال گذشته، قابل تداوم طی نیمه دوم سال جاری نیست و انتظار می رود به طور محسوسی از سرعتِ افزایشِ قیمت در بازار مسکن کاسته شود.
تجربه بازار مسکن در دوره های پیشین رونق نیز حاکی از آن است که فعالین این بازار نمی توانند یا نمی خواهند اواخر رونق را باور کنند و این همانجایی است که عده ای را گرفتار می کند؛ اما واقعیت این است که قیمت مسکن با الگوی حرکت پله ای نمی تواند پیوسته افزایش یابد و شواهد بازار مسکن حاکی از آن است که هر چه به پایان سال جاری نزدیکتر شویم، احتمال ورود به دوره رکود بیشتر می شود بطوریکه محتملترین سناریو برای بازار مسکن سال آينده (۱۳۹۸) رکود است. البته بدیهی است که عوامل برون بخشی می تواند ورود به دوره رکود را تسریع یا تاخیر نماید.
فعالین بازار مسکن تهران اعم از خریدار، فروشنده، سازنده و... می بایست در محاسبات اقتصادی خود، به رکود و ثبات نسبی قیمت این بازار طی چند سال آتی توجهِ جدی داشته باشد.
می توان پیشبینی کرد فعالین بازار مسکن در زمستان سال جاری (برخلاف زمستان سال گذشته) از این بیت مهدی اخوان ثالت یاد نمایند:
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
منبع: کانال بازار مسکن
🆔 @jameeno
🔺تله بازار مسکن در انتظار طمع کاران
▫️هفته آينده، گزارش مرداد ۹۷ تحولات بازار مسکن منتشر خواهد شد که پیش بینی می شود قیمت یک مترمربع مسکن تهران در میانۀ ۷ تا ۸ میلیون تومان (حول و حوش ۷.۵ میلیون تومان) قرار گیرد. در اینصورت، رشد قیمت مسکن در این ماه (مرداد) نسبت به ماه مشابه سال ۹۶ از ۶۰ درصد فراتر می رود.
متوسط قیمت یک مترمربع مسکن تهران طی 3 ماه اخیر (خرداد، تیر و مرداد)، هر ماه نیم میلیون تومان (مجموعِ 3 ماه، یک و نیم میلیون تومان) افزایش یافته است که رشد بسیار بالا و شگفت انگیزی محسوب می شود؛ بطوریکه خریدران مسکن فقط طی بازه زمانی 3 ماه اخیر ۲۵ درصد سود کردند.
این اعداد، بسیار اغواکننده است اما سوال اساسی این است که آیا این روند، تداوم خواهد یافت؟ متاسفانه یا خوشبختانه، پاسخ منفی است. تحلیل مدلهای موجود، حاکی از آن است که تحرک بازار مسکن رو به پایان است و فعالین این بازار باید منتظر ایستگاه پایانی رونق باشند.
نیمه دوم سال جاری، دوره گذار از رونق به رکود مسکن است. از ویژگیهای دوره گذار از رونق به رکود، خروج تدریجی سوداگران باهوش از بازار است. درعوض طی این دوره، برخی از افراد که بینشی پیرامون دوره های رونق و رکود این بازار ندارند، برای عقب نماندن از قافله، طمع می کنند و به تله می افتند.
موضوعی که از آن غفلت می شود این است که روند قیمتی بازار مسکن تهران در یکسال گذشته، قابل تداوم طی نیمه دوم سال جاری نیست و انتظار می رود به طور محسوسی از سرعتِ افزایشِ قیمت در بازار مسکن کاسته شود.
تجربه بازار مسکن در دوره های پیشین رونق نیز حاکی از آن است که فعالین این بازار نمی توانند یا نمی خواهند اواخر رونق را باور کنند و این همانجایی است که عده ای را گرفتار می کند؛ اما واقعیت این است که قیمت مسکن با الگوی حرکت پله ای نمی تواند پیوسته افزایش یابد و شواهد بازار مسکن حاکی از آن است که هر چه به پایان سال جاری نزدیکتر شویم، احتمال ورود به دوره رکود بیشتر می شود بطوریکه محتملترین سناریو برای بازار مسکن سال آينده (۱۳۹۸) رکود است. البته بدیهی است که عوامل برون بخشی می تواند ورود به دوره رکود را تسریع یا تاخیر نماید.
فعالین بازار مسکن تهران اعم از خریدار، فروشنده، سازنده و... می بایست در محاسبات اقتصادی خود، به رکود و ثبات نسبی قیمت این بازار طی چند سال آتی توجهِ جدی داشته باشد.
می توان پیشبینی کرد فعالین بازار مسکن در زمستان سال جاری (برخلاف زمستان سال گذشته) از این بیت مهدی اخوان ثالت یاد نمایند:
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
منبع: کانال بازار مسکن
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹نامه باربد گلشیری به احسان رسولاف 🔺نام مرا در فهرست همکارانتان نیاورید ▫️جامعه نو: باربد گلشیری در نامهای به احسان رسولاف از او و عملکردش در گالری محسن و نهادهای غیرپاسخگو و غیرشفاف فعال در هنرهای تجسمی انتقاد کرد. احسان رسولاف فرزند مدیر بانک آینده…
در پاسخ نامۀ باربد گلشیری به احسان رسولاف
🔸ردای گشاد
▫️مجتبی امینی: دلایلی که مرا بر آن داشت تا به نامهی سرگشادهات به احسان رسولاف، پاسخی بنویسم از این قرار است:
البته پیشتر بگویم که سیاهی این کلمات و سطور قرار است به سان چراغی بر نوشتهی آکنده از نقاط مبهم و تاریکت، نوری بتاباند
نخست آن که در نامهات غیر مستقیم و با کنایه به من، مجتبی امینی، همان کسی که «در یکی از کتابچههاتان نیز با یکی از هنرمندانتان گفتوگو کردهام.» اشاره کردهای. اگر خودت از برشمردن تمام سوابقِ رابطه و مراوده و مکاتبه و معاشرت با گالری محسن و احسان رسولاف و هنرمندان و کارمندانش، به هر دلیلی معذوریتی داری، پس لااقل من یادآوریات میکنم که اگر کتابچهای باشد که حاوی گفتوگویی میان تو و یکی از هنرمندان گالری محسن باشد، همان یکی بیشتر نیست. پس اگر نامی از من نبردهای دلیلی بر پذیرش این حقالسکوت نخواهد بود. من سر در برف فرو نمیکنم. خوب میدانم و تو هم اگر نمیدانی بدان که استعمال کنایه به بهانهی ابهام است نه در این خصوص که آشکار است نوشتهات به چه کسی اشارت دارد.
دوم آن که هنرمند آن گالری هستم و بر این باورم که ماهیت هر گالری به هنرمندان آن وابسته بوده و این هنرمنداناند که به آن نهاد به زعم تو «غیر مدنی» اعتبار میبخشند و حال که خودت هم به این باور رسیده و آن را به هنرمندان گالری محسن تعمیم دادهای که ملک طلق آن به شمار میروند، پس به اعتبار همین گفته پاسخگوی نامه ات هستم.
و سوم این که اگر تو مختار و مجاز به اشاره به دیگر هنرمندانی، من نیز مختارم که همانها را که باز با کنایه و بیاشاره به نامشان، پایشان را به نامهی سرگشادهات گره زدهای، دعوت به خواندن این نامه کنم.
🔻متن کامل نامه را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/gown-08-23-2
🔸ردای گشاد
▫️مجتبی امینی: دلایلی که مرا بر آن داشت تا به نامهی سرگشادهات به احسان رسولاف، پاسخی بنویسم از این قرار است:
البته پیشتر بگویم که سیاهی این کلمات و سطور قرار است به سان چراغی بر نوشتهی آکنده از نقاط مبهم و تاریکت، نوری بتاباند
نخست آن که در نامهات غیر مستقیم و با کنایه به من، مجتبی امینی، همان کسی که «در یکی از کتابچههاتان نیز با یکی از هنرمندانتان گفتوگو کردهام.» اشاره کردهای. اگر خودت از برشمردن تمام سوابقِ رابطه و مراوده و مکاتبه و معاشرت با گالری محسن و احسان رسولاف و هنرمندان و کارمندانش، به هر دلیلی معذوریتی داری، پس لااقل من یادآوریات میکنم که اگر کتابچهای باشد که حاوی گفتوگویی میان تو و یکی از هنرمندان گالری محسن باشد، همان یکی بیشتر نیست. پس اگر نامی از من نبردهای دلیلی بر پذیرش این حقالسکوت نخواهد بود. من سر در برف فرو نمیکنم. خوب میدانم و تو هم اگر نمیدانی بدان که استعمال کنایه به بهانهی ابهام است نه در این خصوص که آشکار است نوشتهات به چه کسی اشارت دارد.
دوم آن که هنرمند آن گالری هستم و بر این باورم که ماهیت هر گالری به هنرمندان آن وابسته بوده و این هنرمنداناند که به آن نهاد به زعم تو «غیر مدنی» اعتبار میبخشند و حال که خودت هم به این باور رسیده و آن را به هنرمندان گالری محسن تعمیم دادهای که ملک طلق آن به شمار میروند، پس به اعتبار همین گفته پاسخگوی نامه ات هستم.
و سوم این که اگر تو مختار و مجاز به اشاره به دیگر هنرمندانی، من نیز مختارم که همانها را که باز با کنایه و بیاشاره به نامشان، پایشان را به نامهی سرگشادهات گره زدهای، دعوت به خواندن این نامه کنم.
🔻متن کامل نامه را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/gown-08-23-2
Telegraph
ردای گشاد
سلام باربد گلشیری دلایلی که مرا بر آن داشت تا به نامه ی سرگشاده ات به احسان رسول اف، پاسخی بنویسم از این قرار است: البته پیش تر بگویم که سیاهی این کلمات و سطور قرار است به سان چراغی بر نوشته ی آکنده از نقاط مبهم و تاریکت، نوری بتاباند نخست آن که در نامه…
جامعه نو
در پاسخ نامۀ باربد گلشیری به احسان رسولاف 🔸ردای گشاد ▫️مجتبی امینی: دلایلی که مرا بر آن داشت تا به نامهی سرگشادهات به احسان رسولاف، پاسخی بنویسم از این قرار است: البته پیشتر بگویم که سیاهی این کلمات و سطور قرار است به سان چراغی بر نوشتهی آکنده از…
▫️جامعه نو متذکر میشود، پاسخ مجتبی امینی به نامه باربد گلشیری، منعکسکننده دیدگاه این رسانه نیست و چنانکه پیشتر هم عنوان گردیده، جامعه نو حق انتشار پاسخ یا پاسخها به نامه مزبور را محفوظ میداند. لازم به ذکر است جوابیه مجتبی امینی حاوی برخی اشارات خاص بوده که بنا به ملاحظاتی از متن نامه حذف شده است.
🆔 @jameeno
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱ شهریور ۹۷
آیا روحانی وزیرش را قربانی میکند؟
گفتوگوهایی با:
محمد درویش
مهدی مطهرنیا
اسماعیل آذرینژاد
صدای نو، در کانال جامعهنو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
آیا روحانی وزیرش را قربانی میکند؟
گفتوگوهایی با:
محمد درویش
مهدی مطهرنیا
اسماعیل آذرینژاد
صدای نو، در کانال جامعهنو و در حساب صداینو در ساندکلاود
🆔 @jameeno
🔸تغییر ذهنیت قدم به قدم ؛ "به درخت فکر کنید!"
🖌برگردان: گلبرگ برزین
▫️جامعه نو: وقتی در سال ۲۰۱۶، دو نفر در مومبای زبالهها پدری ساحلی را جمع کردند، به فکرشان خطور هم نمیکرد که این عمل خودانگیختهشان همهگیر شود. اقدامات زیست محیطی همیشه به دست دولتها یا سازمانهای بزرگ صورت نمیگیرد. گروههای کوچکِ باانگیزه نیز در این زمینه نقش دارند.
در کنیا، در ۱۴۰ کیلومتری جنوب شرق نایروبی، گروه کوچکی داوطلبانه سعی دارند ذهنیت موجود را تغییر دهند و ظاهر نیمهخشک محوطه یک دبستان را بازسازی کنند.
سال پیش این گروه منطقه را برای یافتن مدارسی که زمین کافی برای درختکاری داشته باشند بررسی کردند. نظر آنها بر این بود که محوطه مدرسه را زیبا سازند و در عین حال به دانشآموزان، والدینشان و معلمها آموزش عملی دهند.
دبستان اندمیو در نزدیکی شهر ملیلی در بخش ماکواِنی واجد شرایط بود. ۱۰۸ دانشآموز دارد و منبع مناسب آب در آن حوالی و زمین کافی (حدود ۱٫۶ هکتار) برای کاشت درخت، و علاوه بر اینها والدین و معلمها و افراد منطقه هم از آنها حمایت میکنند.
سام بارات، کارشناس آموزش در برنامه محیط زیست سازمان ملل میگوید: «اگر بخواهیم نسل نوینی از سلحشوران بومی که از عهده چالشهای سخت زیست محیطی که جهان را تهدید میکند بسازیم، آموزش در اولویت است.»
یک نسل قبل، این منطقه مملو از درخت و حیوانات وحشی بود، و هدف این پروژه بازسازی منطقه و گسترش عمل کاشت درخت به دیگر مدارس است: وقتی در این مدرسه ۱۰۰۰ رأس نهال کاشته شود، منبع نهال برای دیگر مدارس خواهد شد.
جک موریونگی، رئیس گروه کوچک این افراد داوطلب (۶ زن و ۴ مرد با حرفههای مختلف در نایروبی) میگوید: «بالأخره باید از جایی آغاز کرد. در مورد کاشت درخت راه میانبر وجود ندارد. باید به درازمدت فکر کرد.»
بذر این درختان از انستیتوی تحقیقات جنگلداری کنیا خریداری شده و انستیتو اطلاعات ارزشمندی هم درباره کاشت درختهای مناسب در اختیارشان قرار داده است. در کل، برنامه این است که ۲۰ نوع مختلف درخت، از جمله درختان میوه، کاشته شود. این درختها سوخت و سایه تولید، از فرسایش خاک جلوگیری و کار بادشکن را خواهد کرد و نقش بزرگی در ایجاد تغییرات مثبت آب و هوایی خواهد داشت.
توصیههای فنی و پشتیبانی را مأموری از زیرمجموعه خدمات جنگلبانی کنیا به نام اِمواسی، فراهم و فعالانه در آمادهسازی زمین برای کاشت در مدرسه شرکت میکند. آبیاری نهالها، پیوند آنها و مراقبت از قلمهها بر عهده مدرسه است.
«وظیفه ما در سازمان ملل کمکرسانی به آنهاست تا بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، از یکدیگر بیاموزند و به دولتها کمک کنیم تا فعالیتهای محلی را تشویق و تقویت کنند. ما باید بارها نمونههای اینچنینی را در اندازههای بزرگ بسازیم و پرورش دهیم تا بتوانیم تأثیر قابل توجهی بر تغییرات آب و هوایی بگذاریم.»
در آفریقا سالانه حدود ۲٫۸ هکتار جنگل از میان میرود و نابودی درختان و فروسایش زمین تأثیرات بسیار جدی بر محیط زیست و مردم آن میگذارد.
انجمن جهانی لَندسکِیپز روزهای ۲۸ و ۲۹ اوت ۲۰۱۸ همایشی در نایروبی برگزار میکند. هدف از این همایش بنیانگذاری و ایجاد هماهنگی میان حمایتهای بینالمللی، ملی و بخش خصوصی و در جهت بازسازی زمینها و جنگلهااست. این فعالیتها با هدایت مرکز بینالمللی تحقیقات جنگلداری و با همکاری مالی برنامه محیط زیست سازمان ملل و بانک جهانی و سرمایهگذاری دولت آلمان صورت میگیرد و فعالیت انجمن لندسکیپز به سوی ایجاد طبیعتی انعطافپذیرتر، سوددهتر، پررونقتر و سالمتر و دستیابی به اهداف توسعه پایدار و پیمان پاریس میباشد.
منبع: برنامه محیط زیست سازمان ملل
🆔 @jameeno
🖌برگردان: گلبرگ برزین
▫️جامعه نو: وقتی در سال ۲۰۱۶، دو نفر در مومبای زبالهها پدری ساحلی را جمع کردند، به فکرشان خطور هم نمیکرد که این عمل خودانگیختهشان همهگیر شود. اقدامات زیست محیطی همیشه به دست دولتها یا سازمانهای بزرگ صورت نمیگیرد. گروههای کوچکِ باانگیزه نیز در این زمینه نقش دارند.
در کنیا، در ۱۴۰ کیلومتری جنوب شرق نایروبی، گروه کوچکی داوطلبانه سعی دارند ذهنیت موجود را تغییر دهند و ظاهر نیمهخشک محوطه یک دبستان را بازسازی کنند.
سال پیش این گروه منطقه را برای یافتن مدارسی که زمین کافی برای درختکاری داشته باشند بررسی کردند. نظر آنها بر این بود که محوطه مدرسه را زیبا سازند و در عین حال به دانشآموزان، والدینشان و معلمها آموزش عملی دهند.
دبستان اندمیو در نزدیکی شهر ملیلی در بخش ماکواِنی واجد شرایط بود. ۱۰۸ دانشآموز دارد و منبع مناسب آب در آن حوالی و زمین کافی (حدود ۱٫۶ هکتار) برای کاشت درخت، و علاوه بر اینها والدین و معلمها و افراد منطقه هم از آنها حمایت میکنند.
سام بارات، کارشناس آموزش در برنامه محیط زیست سازمان ملل میگوید: «اگر بخواهیم نسل نوینی از سلحشوران بومی که از عهده چالشهای سخت زیست محیطی که جهان را تهدید میکند بسازیم، آموزش در اولویت است.»
یک نسل قبل، این منطقه مملو از درخت و حیوانات وحشی بود، و هدف این پروژه بازسازی منطقه و گسترش عمل کاشت درخت به دیگر مدارس است: وقتی در این مدرسه ۱۰۰۰ رأس نهال کاشته شود، منبع نهال برای دیگر مدارس خواهد شد.
جک موریونگی، رئیس گروه کوچک این افراد داوطلب (۶ زن و ۴ مرد با حرفههای مختلف در نایروبی) میگوید: «بالأخره باید از جایی آغاز کرد. در مورد کاشت درخت راه میانبر وجود ندارد. باید به درازمدت فکر کرد.»
بذر این درختان از انستیتوی تحقیقات جنگلداری کنیا خریداری شده و انستیتو اطلاعات ارزشمندی هم درباره کاشت درختهای مناسب در اختیارشان قرار داده است. در کل، برنامه این است که ۲۰ نوع مختلف درخت، از جمله درختان میوه، کاشته شود. این درختها سوخت و سایه تولید، از فرسایش خاک جلوگیری و کار بادشکن را خواهد کرد و نقش بزرگی در ایجاد تغییرات مثبت آب و هوایی خواهد داشت.
توصیههای فنی و پشتیبانی را مأموری از زیرمجموعه خدمات جنگلبانی کنیا به نام اِمواسی، فراهم و فعالانه در آمادهسازی زمین برای کاشت در مدرسه شرکت میکند. آبیاری نهالها، پیوند آنها و مراقبت از قلمهها بر عهده مدرسه است.
«وظیفه ما در سازمان ملل کمکرسانی به آنهاست تا بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، از یکدیگر بیاموزند و به دولتها کمک کنیم تا فعالیتهای محلی را تشویق و تقویت کنند. ما باید بارها نمونههای اینچنینی را در اندازههای بزرگ بسازیم و پرورش دهیم تا بتوانیم تأثیر قابل توجهی بر تغییرات آب و هوایی بگذاریم.»
در آفریقا سالانه حدود ۲٫۸ هکتار جنگل از میان میرود و نابودی درختان و فروسایش زمین تأثیرات بسیار جدی بر محیط زیست و مردم آن میگذارد.
انجمن جهانی لَندسکِیپز روزهای ۲۸ و ۲۹ اوت ۲۰۱۸ همایشی در نایروبی برگزار میکند. هدف از این همایش بنیانگذاری و ایجاد هماهنگی میان حمایتهای بینالمللی، ملی و بخش خصوصی و در جهت بازسازی زمینها و جنگلهااست. این فعالیتها با هدایت مرکز بینالمللی تحقیقات جنگلداری و با همکاری مالی برنامه محیط زیست سازمان ملل و بانک جهانی و سرمایهگذاری دولت آلمان صورت میگیرد و فعالیت انجمن لندسکیپز به سوی ایجاد طبیعتی انعطافپذیرتر، سوددهتر، پررونقتر و سالمتر و دستیابی به اهداف توسعه پایدار و پیمان پاریس میباشد.
منبع: برنامه محیط زیست سازمان ملل
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸«عراق»: از «سینی طلا» تا «سیلی بلا»
🖌شیرزاد پیک حرفه؛ استاد دانشگاه و مترجم
▫️قطعنامه 598 «شورای امنیت» «سازمان ملل متحد»، درباره ترک مخاصمه در جنگ ایران و عراق، در تیرماه ۱۳۶۶ به تصویب رسید و بلافاصله مورد پذیرش عراق قرار گرفت. ایران نیز، پس از حدود یکسال تأخیر، در اواخر تیرماه ۱۳۶۷ آن را پذیرفت و بدینترتیب جنگ هشتساله میان دو این کشور پایان یافت. این قطعنامه عراق را «آغازگر» جنگ معرفی کرد اما بندهایی از آن، از جمله بند ۷ که مربوط به پرداخت «غرامت جنگی» است، تاکنون اجرا نشده است و ایران نیز هنوز موضوع دریافت غرامت جنگی از عراق را بهطور رسمی با دولت آن کشور مطرح نکرده است.
حشمتالله فلاحتپیشه، رییس «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی»، چندی پیش در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا، از توانایی عراق برای پرداخت غرامت جنگ تحمیلیِ هشتساله با ایران و «باز» بودنِ پرونده این غرامت سخن گفت. وی، ضمن تأکید بر لزوم پرداخت این غرامت، آن را «تعهدی غیرقابلچشمپوشی» دانست. محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی، هم چندی پیش خواهان پرداخت غرامت جنگ تحمیلی از سوی عراق به ایران شده بود. این اظهارنظرها، در پیِ سخنان اخیر حیدر العبادی، نخستوزیر عراق، درباره پیروی کشورش از تحریمهای وضع شده از سوی آمریکا علیه ایران شدت یافتهاند.
عبادی، که سودای نخستوزیری دوباره عراق را در سر میپروراند، برای جلب رضایت ایالات متحد، چندی پیش از پایبندیِ عراق به تحریمها سخن گفت. این سخنان تا آنجا موجب خشم ایران شد که به لغو سفر عبادی به ایران انجامید. در نتیجه، او مجبور شد در نطقی دیگر سخنانش را درباره التزام عملی عراق به تحریمهای آمریکا علیه ایران تعدیل کند. عبادی، چند روز بعد، توضیح داد که عراق تنها به خودداری از استفاده از دلار در مبادلات تجاری با ایران پایبند است و از کل تحریمهای آمریکا علیه ایران تبعیت نمیکند. این در حالی است که او بلافاصله به ترکیه سفر کرد و در آنکارا، پایتخت ترکیه، گفت ما در تحریمهای آمریکا علیه ترکیه، در کنار ترکیه میایستیم و از ترکیه پشتیبانی میکنیم. طُرْفه آنکه چندی پیش ترکیه به درون خاک عراق لشکر کشید و بخشهایی از خاک این کشور را به اشغال خود در آورد. در سالهای اخیر، ایران برق چند شهر بزرگ عراق را تأمین کرده است اما عبادی، به بهانه تحریمهای ایالات متحد علیه ایران، ماههاست از پرداخت بهای برق خریداریشده به ایران هم سر باز زده است. این در حالی است که در ماههای گذشته، برطبق توافق برجام ایالات متحد تحریمهای خود علیه ایران را معلق کرده و ترامپ هنوز فرمان خروج از برجام را صادر نکرده بود.
از سوی دیگر، آمریکا و عربستان سعودی در حال تجهیز و تحریک شیعیان عراق، بهویژه جریان صدر و عمار الحکیم، برای راهاندازی جبهه جدیدی با ایران هستند و کامیابی آنها در دور کردن متحدان سنتی ایران از آن باورنکردنی است. ایران جنگ رسانهای را هم باخته و افکار عمومی عراق در اختیار تلویزیونهای نزدیک به سعودی است. بسیاری از این تلویزیونها مشغول بمبباران تبلیغاتی ایران هستند و ایران را مسبب همه رخدادهای منفی عراق میدانند. این خصومت تا آنجاست که محموله موادمخدر در مرز اردن را هم به ایران نسبت میدهند و آن را سوغاتی ایران برای عراق مینامند. البته، پارهای از دوستان ایران کماکان بر سر عهدی که بستهاند هستند، اما در سیاست غالباً عهد اخوت بی معناست و این منافع ملی است که دوست و دشمن را تعیین می کند؛ هرچند منافع برخی از کشورها آنچنان با هم درهمتنیدهاند که دوستی پایداری را میانشان رقم میزنند.
پس از حمله آمریکا به عراق و روی کار آمدن شیعیان در این کشور، مقامهای سعودی به کنایه گفتند آمریکا عراق را در «سینی طلا» به ایران داده است. ایران برای حفظ این سینی طلا هزینه هنگفتی پرداخت. بسیاری از عراقیان از سقوط بغداد به دست داعش در صورت عدمدخالت ایران سخن گفتند. ایران، افزون بر حمایت امنیتی و نظامی از عراق، در بسیاری از زمینههای دیگر، از بازسازی و ایجاد و گسترش صحنهای عتبات عالیات گرفته تا تأمین آب و برق، نیز به کمک عراق جنگزده شتافت. باوجوداین، اکنون بسیاری از جناحهای عراق، حتی شیعیان طرفدار مقتدی صدر و عمار الحکیم، در رسانههای خود و شبکههای اجتماعی، از کمکهای کویت و سعودی به عراق تشکر میکنند. این در حالی است که کویت بارها پشت عراق را خالی کرده و تا دینار آخر «غرامت جنگی» حمله صدام را خواهد گرفت. همه این موارد نشان میدهند ایران قدر هدیهای را که در «سینی طلا» به آن پیشکش شده بود، آنگونه که باید و شاید، ندانسته و کار به جایی رسیده است که عربستان سعودی، با همکاری متحدان سنتی ایران در عراق، در حال تبدیل آن «سینی طلا» به «سیلی بلا»یی بیخ گوش ایران است.
🆔 @jameeno
🔸«عراق»: از «سینی طلا» تا «سیلی بلا»
🖌شیرزاد پیک حرفه؛ استاد دانشگاه و مترجم
▫️قطعنامه 598 «شورای امنیت» «سازمان ملل متحد»، درباره ترک مخاصمه در جنگ ایران و عراق، در تیرماه ۱۳۶۶ به تصویب رسید و بلافاصله مورد پذیرش عراق قرار گرفت. ایران نیز، پس از حدود یکسال تأخیر، در اواخر تیرماه ۱۳۶۷ آن را پذیرفت و بدینترتیب جنگ هشتساله میان دو این کشور پایان یافت. این قطعنامه عراق را «آغازگر» جنگ معرفی کرد اما بندهایی از آن، از جمله بند ۷ که مربوط به پرداخت «غرامت جنگی» است، تاکنون اجرا نشده است و ایران نیز هنوز موضوع دریافت غرامت جنگی از عراق را بهطور رسمی با دولت آن کشور مطرح نکرده است.
حشمتالله فلاحتپیشه، رییس «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی»، چندی پیش در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا، از توانایی عراق برای پرداخت غرامت جنگ تحمیلیِ هشتساله با ایران و «باز» بودنِ پرونده این غرامت سخن گفت. وی، ضمن تأکید بر لزوم پرداخت این غرامت، آن را «تعهدی غیرقابلچشمپوشی» دانست. محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی، هم چندی پیش خواهان پرداخت غرامت جنگ تحمیلی از سوی عراق به ایران شده بود. این اظهارنظرها، در پیِ سخنان اخیر حیدر العبادی، نخستوزیر عراق، درباره پیروی کشورش از تحریمهای وضع شده از سوی آمریکا علیه ایران شدت یافتهاند.
عبادی، که سودای نخستوزیری دوباره عراق را در سر میپروراند، برای جلب رضایت ایالات متحد، چندی پیش از پایبندیِ عراق به تحریمها سخن گفت. این سخنان تا آنجا موجب خشم ایران شد که به لغو سفر عبادی به ایران انجامید. در نتیجه، او مجبور شد در نطقی دیگر سخنانش را درباره التزام عملی عراق به تحریمهای آمریکا علیه ایران تعدیل کند. عبادی، چند روز بعد، توضیح داد که عراق تنها به خودداری از استفاده از دلار در مبادلات تجاری با ایران پایبند است و از کل تحریمهای آمریکا علیه ایران تبعیت نمیکند. این در حالی است که او بلافاصله به ترکیه سفر کرد و در آنکارا، پایتخت ترکیه، گفت ما در تحریمهای آمریکا علیه ترکیه، در کنار ترکیه میایستیم و از ترکیه پشتیبانی میکنیم. طُرْفه آنکه چندی پیش ترکیه به درون خاک عراق لشکر کشید و بخشهایی از خاک این کشور را به اشغال خود در آورد. در سالهای اخیر، ایران برق چند شهر بزرگ عراق را تأمین کرده است اما عبادی، به بهانه تحریمهای ایالات متحد علیه ایران، ماههاست از پرداخت بهای برق خریداریشده به ایران هم سر باز زده است. این در حالی است که در ماههای گذشته، برطبق توافق برجام ایالات متحد تحریمهای خود علیه ایران را معلق کرده و ترامپ هنوز فرمان خروج از برجام را صادر نکرده بود.
از سوی دیگر، آمریکا و عربستان سعودی در حال تجهیز و تحریک شیعیان عراق، بهویژه جریان صدر و عمار الحکیم، برای راهاندازی جبهه جدیدی با ایران هستند و کامیابی آنها در دور کردن متحدان سنتی ایران از آن باورنکردنی است. ایران جنگ رسانهای را هم باخته و افکار عمومی عراق در اختیار تلویزیونهای نزدیک به سعودی است. بسیاری از این تلویزیونها مشغول بمبباران تبلیغاتی ایران هستند و ایران را مسبب همه رخدادهای منفی عراق میدانند. این خصومت تا آنجاست که محموله موادمخدر در مرز اردن را هم به ایران نسبت میدهند و آن را سوغاتی ایران برای عراق مینامند. البته، پارهای از دوستان ایران کماکان بر سر عهدی که بستهاند هستند، اما در سیاست غالباً عهد اخوت بی معناست و این منافع ملی است که دوست و دشمن را تعیین می کند؛ هرچند منافع برخی از کشورها آنچنان با هم درهمتنیدهاند که دوستی پایداری را میانشان رقم میزنند.
پس از حمله آمریکا به عراق و روی کار آمدن شیعیان در این کشور، مقامهای سعودی به کنایه گفتند آمریکا عراق را در «سینی طلا» به ایران داده است. ایران برای حفظ این سینی طلا هزینه هنگفتی پرداخت. بسیاری از عراقیان از سقوط بغداد به دست داعش در صورت عدمدخالت ایران سخن گفتند. ایران، افزون بر حمایت امنیتی و نظامی از عراق، در بسیاری از زمینههای دیگر، از بازسازی و ایجاد و گسترش صحنهای عتبات عالیات گرفته تا تأمین آب و برق، نیز به کمک عراق جنگزده شتافت. باوجوداین، اکنون بسیاری از جناحهای عراق، حتی شیعیان طرفدار مقتدی صدر و عمار الحکیم، در رسانههای خود و شبکههای اجتماعی، از کمکهای کویت و سعودی به عراق تشکر میکنند. این در حالی است که کویت بارها پشت عراق را خالی کرده و تا دینار آخر «غرامت جنگی» حمله صدام را خواهد گرفت. همه این موارد نشان میدهند ایران قدر هدیهای را که در «سینی طلا» به آن پیشکش شده بود، آنگونه که باید و شاید، ندانسته و کار به جایی رسیده است که عربستان سعودی، با همکاری متحدان سنتی ایران در عراق، در حال تبدیل آن «سینی طلا» به «سیلی بلا»یی بیخ گوش ایران است.
🆔 @jameeno
🔸یادداشتی دربارهی نامهی باربد گلشیری به احسان رسولاف
🖌فوآد ترشیزی
▫️در این چند روزی که از انتشار نامهی عذرخواهیِ باربد گلشیری از همصنفانش برای همکاری با گالری محسن میگذرد بحثهای متعددی در فضای رسانهای و مجازیِ فارسیزبان طرح شده که بیش و کم در یک خصیصه قرابتی رعبانگیز دارند: آنها ترجیح دادهاند به جای آنکه به ویرانی بنگرند در کسی که انگشت به سوی ویرانی گرفته دقیق شوند. از این رو میگویم رعبانگیز که چنین تیر به خطا رها کردنی از همانهاست که عاقبت چشم خودمان را کور میکند. در این میان، برخی که خود «وقت» را برای رخنمایی مناسب دیدهاند از دو سه رویارویی «رفاقتی» برساخته و فریاد «احذرك من الشر» سردادهاند و از موضع «خیرخواهی» گلشیری را به پرهیز از «ابن الوقتی» دعوت کردهاند. برخی اعتراض کردهاند که چرا گلشیری در گذشته با گالری محسن همکاری کرده و امروز در موقعیتی که مبارزه با فساد اقتصادی مُد روز شده است صدایش به نکوهش شبههناکیِ سرمایهی این گالری بلند شده. برخی هم به خود او تاختهاند که چرا نامش گلشیری است! برخی هم بی هیچ شرمی از حقیقت نوشتهاند که چرا به حراج تهران و امثال آن تناخته است (۱)؛ بیآنکه که بدانند داوریِ زمان «ردای شوم قاضیان» را به تن ندارد که به گشادی و تنگیاش بتازند و ذهنها را به راه ترکستان منحرف کنند
🔻متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Foad-08-24
🖌فوآد ترشیزی
▫️در این چند روزی که از انتشار نامهی عذرخواهیِ باربد گلشیری از همصنفانش برای همکاری با گالری محسن میگذرد بحثهای متعددی در فضای رسانهای و مجازیِ فارسیزبان طرح شده که بیش و کم در یک خصیصه قرابتی رعبانگیز دارند: آنها ترجیح دادهاند به جای آنکه به ویرانی بنگرند در کسی که انگشت به سوی ویرانی گرفته دقیق شوند. از این رو میگویم رعبانگیز که چنین تیر به خطا رها کردنی از همانهاست که عاقبت چشم خودمان را کور میکند. در این میان، برخی که خود «وقت» را برای رخنمایی مناسب دیدهاند از دو سه رویارویی «رفاقتی» برساخته و فریاد «احذرك من الشر» سردادهاند و از موضع «خیرخواهی» گلشیری را به پرهیز از «ابن الوقتی» دعوت کردهاند. برخی اعتراض کردهاند که چرا گلشیری در گذشته با گالری محسن همکاری کرده و امروز در موقعیتی که مبارزه با فساد اقتصادی مُد روز شده است صدایش به نکوهش شبههناکیِ سرمایهی این گالری بلند شده. برخی هم به خود او تاختهاند که چرا نامش گلشیری است! برخی هم بی هیچ شرمی از حقیقت نوشتهاند که چرا به حراج تهران و امثال آن تناخته است (۱)؛ بیآنکه که بدانند داوریِ زمان «ردای شوم قاضیان» را به تن ندارد که به گشادی و تنگیاش بتازند و ذهنها را به راه ترکستان منحرف کنند
🔻متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Foad-08-24
Telegraph
یادداشتی دربارهی نامهی باربد گلشیری به احسان رسولاف
در این چند روزی که از انتشار نامهی عذرخواهیِ باربد گلشیری از همصنفانش برای همکاری با گالری محسن میگذرد بحثهای متعددی در فضای رسانهای و مجازیِ فارسیزبان طرح شده که بیش و کم در یک خصیصه قرابتی رعبانگیز دارند: آنها ترجیح دادهاند به جای آنکه به ویرانی…