صدای نو | ۱۹ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۹ شهریور ۹۷
آموزش در روزگار تحریم و تورم چه سرنوشتی خواهد داشت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آموزش در روزگار تحریم و تورم چه سرنوشتی خواهد داشت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🖌 مرتضی ایمانی راد
🔸آیا نقدینگی بالا در اقتصاد ایران هراس دارد؟
▫️بله هراس دارد، ولی امروزه در شرایطی نیستیم که مشکل اصلی کشور نقدینگی باشد. چون از هر دو طرف نقدینگی به نوعی محدود شده است که ترجیح میدهم بگویم قفل شده است.
از یک طرف سیستم بانکی حجم سپرده های نزد خود را ندارد. بخشی سوخت شده، بخشی نزد دولت است که نمی تواند بدهد و بخش سوم داراییهایی غیر پولی بانکها است . این ها مانع می شود که بانکها بتوانند همه سپرده های مردم را به چرخش درآورند. پس از طرف بانکها چرخش پول محدودیت دارد.
سپرده گذاران هم با مدت دار کردن سپرده های خود استفاده از آنها را قفل کرده اند. نمی خواهند آنها را به حسابهای جاریشان منتقل کنند. در این چند ماهه تنها یک درصد از سپرده های غیر دیداری به سپرده های دیداری منتقل شده است. پس از این طرف هم منابع قفل است. حالا اگر مردم هجوم ببرند و بخواهند از سپرده های خودشان استفاده کنند ( یعنی به حسابهای دیداری خود منتقل کنند) ، نه بانکها می توانند پرداخت کنند و نه دولت میگذارد. بانک مرکزی با یک بخشنامه جلوی تخلیه سپرده های غیر دیداری را میگیرد. پس پول آزاد و درگردش سریع کل پول ( نه شبه پول ) به اضافه آن قسمت از شبه پول است که میتواند با کمترین زمان مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین اگر در آینده چیزی غیر عادی رخ ندهد، میتوان گفت که :
اول ، احتمال افزایش قیمت مسکن با موجهای بلند همانند گذشته وجود ندارد.
دوم، احتمال ونزوئلایی شدن اقتصاد ایران نزدیک به صفراست . مگر اینکه اتفاقات عجیبی بیفتد.
سوم، احتمال تورم های افسارگسیخته و مهار نشدنی بسیار کم است .
چهارم، اگر تحریک های سیاسی از بین بروند، احتمال کاهش دلار به زیر ده هزار تومان زیاد خواهد بود.
پنجم، اینکه نقدینگی همانند آبی پشت سد گیر کرده است و با یک اتفاق ممکن است اقتصاد ایران را سیل ببرد، به دلیل قفل شدگی نقدینگی نا محتمل است.
ششم، چون نقدینگی جدید هم عمدتا در بانکها و از طریق ضریب فزاینده نقدینگی شکل می گیرد، نمی تواند خیلی ترسناک باشد.
هفتم، عامل تهدید کننده اقتصاد کشور در شرایط فعلی نقدینگی نیست ، بلکه نرخ ارز است. نرخ ارز بازار آزاد هم آنقدر حجم بالایی ندارد که برای بالا رفتنش نیاز به نقدینگی زیاد داشته باشد. اتفاقا به دلایل متعددی میتوان استدلال کرد که همین افزایش نرخ ارز اهرم قدرتمندی برای فشار به اقتصاد ایران برای افزایش نقدینگی است، یعنی معلول جای علت نشسته است.
سرعت گردش پایین پول در کشور که به زیر یک رسیده است نشان دهنده رکود و افزایش هزینه مبادله نیست . بلکه نشاندهنده گیر کردن پول در چندین ایستگاه در اقتصاد ایران است.
منبع: موسسه بامداد
🆔 @jameeno
🖌 مرتضی ایمانی راد
🔸آیا نقدینگی بالا در اقتصاد ایران هراس دارد؟
▫️بله هراس دارد، ولی امروزه در شرایطی نیستیم که مشکل اصلی کشور نقدینگی باشد. چون از هر دو طرف نقدینگی به نوعی محدود شده است که ترجیح میدهم بگویم قفل شده است.
از یک طرف سیستم بانکی حجم سپرده های نزد خود را ندارد. بخشی سوخت شده، بخشی نزد دولت است که نمی تواند بدهد و بخش سوم داراییهایی غیر پولی بانکها است . این ها مانع می شود که بانکها بتوانند همه سپرده های مردم را به چرخش درآورند. پس از طرف بانکها چرخش پول محدودیت دارد.
سپرده گذاران هم با مدت دار کردن سپرده های خود استفاده از آنها را قفل کرده اند. نمی خواهند آنها را به حسابهای جاریشان منتقل کنند. در این چند ماهه تنها یک درصد از سپرده های غیر دیداری به سپرده های دیداری منتقل شده است. پس از این طرف هم منابع قفل است. حالا اگر مردم هجوم ببرند و بخواهند از سپرده های خودشان استفاده کنند ( یعنی به حسابهای دیداری خود منتقل کنند) ، نه بانکها می توانند پرداخت کنند و نه دولت میگذارد. بانک مرکزی با یک بخشنامه جلوی تخلیه سپرده های غیر دیداری را میگیرد. پس پول آزاد و درگردش سریع کل پول ( نه شبه پول ) به اضافه آن قسمت از شبه پول است که میتواند با کمترین زمان مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین اگر در آینده چیزی غیر عادی رخ ندهد، میتوان گفت که :
اول ، احتمال افزایش قیمت مسکن با موجهای بلند همانند گذشته وجود ندارد.
دوم، احتمال ونزوئلایی شدن اقتصاد ایران نزدیک به صفراست . مگر اینکه اتفاقات عجیبی بیفتد.
سوم، احتمال تورم های افسارگسیخته و مهار نشدنی بسیار کم است .
چهارم، اگر تحریک های سیاسی از بین بروند، احتمال کاهش دلار به زیر ده هزار تومان زیاد خواهد بود.
پنجم، اینکه نقدینگی همانند آبی پشت سد گیر کرده است و با یک اتفاق ممکن است اقتصاد ایران را سیل ببرد، به دلیل قفل شدگی نقدینگی نا محتمل است.
ششم، چون نقدینگی جدید هم عمدتا در بانکها و از طریق ضریب فزاینده نقدینگی شکل می گیرد، نمی تواند خیلی ترسناک باشد.
هفتم، عامل تهدید کننده اقتصاد کشور در شرایط فعلی نقدینگی نیست ، بلکه نرخ ارز است. نرخ ارز بازار آزاد هم آنقدر حجم بالایی ندارد که برای بالا رفتنش نیاز به نقدینگی زیاد داشته باشد. اتفاقا به دلایل متعددی میتوان استدلال کرد که همین افزایش نرخ ارز اهرم قدرتمندی برای فشار به اقتصاد ایران برای افزایش نقدینگی است، یعنی معلول جای علت نشسته است.
سرعت گردش پایین پول در کشور که به زیر یک رسیده است نشان دهنده رکود و افزایش هزینه مبادله نیست . بلکه نشاندهنده گیر کردن پول در چندین ایستگاه در اقتصاد ایران است.
منبع: موسسه بامداد
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۰ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۰ شهریور ۹۷
آیا دولت به فکر سقف بالای سر فرودستان هم هست؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود .
🆔 @jameeno
آیا دولت به فکر سقف بالای سر فرودستان هم هست؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود .
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۲۰ شهریور ۹۷
آیا دولت به فکر سقف بالای سر فرودستان هم هست؟
صدای نوی امشب را میتوانید از اینجا در کانال جامعهنو و یا از ساندکلاود صداینو بشنوید.
🆔 @jameeno
آیا دولت به فکر سقف بالای سر فرودستان هم هست؟
صدای نوی امشب را میتوانید از اینجا در کانال جامعهنو و یا از ساندکلاود صداینو بشنوید.
🆔 @jameeno
#الف
🔹در ستایش جدول ضرب!
▫️شورای سردبیری: دوشب پیش، یک مقام قضایی، آقای اژهای، در یک برنامه تلویزیونی پرده از یک راز بزرگ برداشت: مدیران مهم تصمیمساز حوزه پولی کشور، درمعرض اتهام خیانت هستند، زیرا به نامه هشدار وزارت اطلاعات توجه نکردهاند. محتوای نامه، هشدار در باره اشتباه بودن سیاست پیشفروش سکه بوده است و بیتوجهی به آن گویا به از دست رفتن ۳۶ تن از ذخیره طلای کشور منجر شده است.
لااقل اینجا، به این موضوع که هدف آن برنامه چه بوده و توجیه علمیاش چه بوده و چه کسی مسئول تصمیم گیری در باره آن بوده کاری نمیتوان داشت. نکته ظریف دیگری در این ماجرا هست: در جمهوری ما حرف درست، درست نیست مگر آنکه بر زبان اشخاص خودی جاری شده باشد. هشداری که از آن حرف زده شده، بسیار پیش از ادارهای در وزارت اطلاعات، توسط اقتصاددانان داده شده بود. تعداد زیادی از اقتصاددانان و نه فقط یک نفر. اما به آنها هیچ اعتنایی نشد. مساله این است که بر اساس برخی پیشفرضهای شکل گرفته از روز نخست تولد این جمهوری، دانشگاهیان هرچند متخصص باشند اما تعهد ندارند و بطور ذاتی با حکومت مخالفند و بر ضد آن حرف میزنند. پس از نزدیک به ۳۰ سال، متجاوز از ۶۰ استاد اقتصاد دانشگاهها در سال ۸۶ به محمود احمدینژاد رئیسجمهور دلخواه کسانی که این کشور را متعلق به خود و بخش اعظم مردمش را بیگانه میدانند نامهای نوشته و مسیر اشتباه او را با استدلال علمی روشن کردند. پاسخ آنها هجمه رسانهای، فحاشی و بیاعتنایی در راس حکومت و از جمله در وزارت اطلاعات بود که از قضای روزگار، در آن دوران همین آقای اژهای که کاشف نامههای هشدار به رئیس بانک مرکزی است وزیر آن بود. نامه دیگر اساتید اقتصاد در اواخر سال ۹۱ در باره مسیر اشتباهی که به آن افتخار می،شد، اما به سازش قهرمانانه ختم شد. انها را تا مرز اتهام خیانت زیر ضربه قرار داد و مورد بیاعتنایی محض قرار گرفت.
آن میراث، هنوز در مواردی خود را نشان میدهد که مورد اخیر یکی از آنهاست. میتوان تصور کرد شخص دلنگرانی در وزارت اطلاعات - که به خاطر این توجه خدا پدرش را بیامرزد - تحت تاثیر آنچه اهل دانش اقتصاد به کرات بیان کردهاند بالاخره بیدار شده و هسته درست انتقادها را گرفته و به بانک مرکزی منتقل کرده است. حالا قوه قضائیه که مجبور است به هر موضوعی ورودکند، اما دانش بسیاری از امور و از جمله اقتصاد را ندارد و احتمالا از هشدارهای اقتصاددانان حتی سر در نمیآورده، نامه آن فرد را یافته و براساس آن پرونده برای کارمندان عالیرتبه دولت (که البته ما دفاعی از عملکرد آنها نداریم) درست میکند تا آنها را تعقیب کند. این وجه نیز از طرفه شیوههای عمل در این جمهوری است. اگر جرمی واقعی در این میان متوجه مثلا آقای سیف باشد، این است که به عنوان یک بروکرات کاملا پرورده در دستگاه حکومت و بلهقربانگویی بیارزش، به دیدگاههای اقتصاددانان توجه نکرده، از آنها مشاوره نگرفته و آسیب مالی زده است. سیف هم البته میتواند این دفاع را داشته باشد که انجام چنین کاری او را احتمالا با جرم جاسوسی روانه زندان میکرده است. استدلالش هم درست است. از نظر رئوس حکومت، آنهایی که به طریقی وارد دستگاه دولت نشده و به حکومت سر نسپردهاند بهطور بالفعل بیگانه وبه صورت بالقوه مرتبط با ضدانقلاب و بیگانگان هستند. به تشخیص شورای نگهبان، نامحرم هستند. این را کسانی که به یاد میآورند شورای نگهبان چرا با ترکیب پیشبینی شده برای اعضای شورای پول و اعتبار مخالفت کرد به راحتی تایید میکنند. چند سال پیش، این شورا وجود نمایندهای از اتاق بازرگانی در شورای پول و اعتبار و کسی از میان اساتید دانشگاه را در مصوبه تعیین اعضای شورای پول و اعتبار برنتابید و آنها را غریبههایی دانست که نباید نقش تاثیرگذاری بر اختیارات انحصاری دولت به دست آنها بیفتد. علت بنیادین البته روشن است. کسی که حقوق بگیر حکومت نیست، وفاداری لازمه را ندارد و گوش به فرمان نیست . این تلقی، کماکان در اعماق ذهن آقایان وجود دارد.
دانشگاهیان و بویژه اقتصاددانان نه از اقتصاد هیاتی چیزی میفهمند، نه به وجود اقتصادی با صفت اسلامی قائلند، نه معنایی از اقتصاد مقاومتی در دانش خود می یابند، نه به فایده حضور صندوقهای اعتباری قرضالحسنه باور دارند، فقط معجزه نهفته در جدول ضرب را درک کرده، درس خوانده و میتوانند روزی بیست غلط از اعمال و سیاستهای اقتصادی حکومت بگیرند و به آن نمره صفر بدهند. در مقابل جمع وسیع مدعیان ناخردمند، خداوند نصرتشان دهد.
🆔 @jameeno
🔹در ستایش جدول ضرب!
▫️شورای سردبیری: دوشب پیش، یک مقام قضایی، آقای اژهای، در یک برنامه تلویزیونی پرده از یک راز بزرگ برداشت: مدیران مهم تصمیمساز حوزه پولی کشور، درمعرض اتهام خیانت هستند، زیرا به نامه هشدار وزارت اطلاعات توجه نکردهاند. محتوای نامه، هشدار در باره اشتباه بودن سیاست پیشفروش سکه بوده است و بیتوجهی به آن گویا به از دست رفتن ۳۶ تن از ذخیره طلای کشور منجر شده است.
لااقل اینجا، به این موضوع که هدف آن برنامه چه بوده و توجیه علمیاش چه بوده و چه کسی مسئول تصمیم گیری در باره آن بوده کاری نمیتوان داشت. نکته ظریف دیگری در این ماجرا هست: در جمهوری ما حرف درست، درست نیست مگر آنکه بر زبان اشخاص خودی جاری شده باشد. هشداری که از آن حرف زده شده، بسیار پیش از ادارهای در وزارت اطلاعات، توسط اقتصاددانان داده شده بود. تعداد زیادی از اقتصاددانان و نه فقط یک نفر. اما به آنها هیچ اعتنایی نشد. مساله این است که بر اساس برخی پیشفرضهای شکل گرفته از روز نخست تولد این جمهوری، دانشگاهیان هرچند متخصص باشند اما تعهد ندارند و بطور ذاتی با حکومت مخالفند و بر ضد آن حرف میزنند. پس از نزدیک به ۳۰ سال، متجاوز از ۶۰ استاد اقتصاد دانشگاهها در سال ۸۶ به محمود احمدینژاد رئیسجمهور دلخواه کسانی که این کشور را متعلق به خود و بخش اعظم مردمش را بیگانه میدانند نامهای نوشته و مسیر اشتباه او را با استدلال علمی روشن کردند. پاسخ آنها هجمه رسانهای، فحاشی و بیاعتنایی در راس حکومت و از جمله در وزارت اطلاعات بود که از قضای روزگار، در آن دوران همین آقای اژهای که کاشف نامههای هشدار به رئیس بانک مرکزی است وزیر آن بود. نامه دیگر اساتید اقتصاد در اواخر سال ۹۱ در باره مسیر اشتباهی که به آن افتخار می،شد، اما به سازش قهرمانانه ختم شد. انها را تا مرز اتهام خیانت زیر ضربه قرار داد و مورد بیاعتنایی محض قرار گرفت.
آن میراث، هنوز در مواردی خود را نشان میدهد که مورد اخیر یکی از آنهاست. میتوان تصور کرد شخص دلنگرانی در وزارت اطلاعات - که به خاطر این توجه خدا پدرش را بیامرزد - تحت تاثیر آنچه اهل دانش اقتصاد به کرات بیان کردهاند بالاخره بیدار شده و هسته درست انتقادها را گرفته و به بانک مرکزی منتقل کرده است. حالا قوه قضائیه که مجبور است به هر موضوعی ورودکند، اما دانش بسیاری از امور و از جمله اقتصاد را ندارد و احتمالا از هشدارهای اقتصاددانان حتی سر در نمیآورده، نامه آن فرد را یافته و براساس آن پرونده برای کارمندان عالیرتبه دولت (که البته ما دفاعی از عملکرد آنها نداریم) درست میکند تا آنها را تعقیب کند. این وجه نیز از طرفه شیوههای عمل در این جمهوری است. اگر جرمی واقعی در این میان متوجه مثلا آقای سیف باشد، این است که به عنوان یک بروکرات کاملا پرورده در دستگاه حکومت و بلهقربانگویی بیارزش، به دیدگاههای اقتصاددانان توجه نکرده، از آنها مشاوره نگرفته و آسیب مالی زده است. سیف هم البته میتواند این دفاع را داشته باشد که انجام چنین کاری او را احتمالا با جرم جاسوسی روانه زندان میکرده است. استدلالش هم درست است. از نظر رئوس حکومت، آنهایی که به طریقی وارد دستگاه دولت نشده و به حکومت سر نسپردهاند بهطور بالفعل بیگانه وبه صورت بالقوه مرتبط با ضدانقلاب و بیگانگان هستند. به تشخیص شورای نگهبان، نامحرم هستند. این را کسانی که به یاد میآورند شورای نگهبان چرا با ترکیب پیشبینی شده برای اعضای شورای پول و اعتبار مخالفت کرد به راحتی تایید میکنند. چند سال پیش، این شورا وجود نمایندهای از اتاق بازرگانی در شورای پول و اعتبار و کسی از میان اساتید دانشگاه را در مصوبه تعیین اعضای شورای پول و اعتبار برنتابید و آنها را غریبههایی دانست که نباید نقش تاثیرگذاری بر اختیارات انحصاری دولت به دست آنها بیفتد. علت بنیادین البته روشن است. کسی که حقوق بگیر حکومت نیست، وفاداری لازمه را ندارد و گوش به فرمان نیست . این تلقی، کماکان در اعماق ذهن آقایان وجود دارد.
دانشگاهیان و بویژه اقتصاددانان نه از اقتصاد هیاتی چیزی میفهمند، نه به وجود اقتصادی با صفت اسلامی قائلند، نه معنایی از اقتصاد مقاومتی در دانش خود می یابند، نه به فایده حضور صندوقهای اعتباری قرضالحسنه باور دارند، فقط معجزه نهفته در جدول ضرب را درک کرده، درس خوانده و میتوانند روزی بیست غلط از اعمال و سیاستهای اقتصادی حکومت بگیرند و به آن نمره صفر بدهند. در مقابل جمع وسیع مدعیان ناخردمند، خداوند نصرتشان دهد.
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۲۱ شهریور ۹۷
اوضاع اقتصادی کشور چقدر خراب است؟
صدای نوی امشب را میتوانید از اینجا در کانال جامعهنو و یا از ساندکلاود صداینو بشنوید.
🆔 @jameeno
اوضاع اقتصادی کشور چقدر خراب است؟
صدای نوی امشب را میتوانید از اینجا در کانال جامعهنو و یا از ساندکلاود صداینو بشنوید.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۱ شهرویور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۱ شهریور ۹۷
اوضاع اقتصادی کشور چقدر خراب است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
اوضاع اقتصادی کشور چقدر خراب است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸آیا ایران واقعا برای مقابله با تحریمها آماده است؟
✍ امیر صبّاغ
⚠️ دورزدن تحریمها هر روز سخت تر میشود؛ فناوری به کمک کشورهای متخاصم آمده و در ایران همچنان به شیوه قدیمی به دنبال دور زدن تحریمها هستیم!
🗣 با مدیران ارشد که صحبت میکنیم، پاسخها یکسان است: "چطور زمان آقای دکتر احمدی نژاد توانستیم، امروز که اروپا و چین و سایر کشورها با ما هستند، قطعا میتوانیم"
💡واقعیت این است که قوانین دنیا نسبت به ۶ سال قبل بروزرسانی شده و فناوری اطلاعات پیشرفت زیادی کرده و همه چیز امروز آنلاین است.
🏦 وزارت خزانه داری آمریکا بر انتقال پول افراد حقیقی و حقوقی دنیا سیطره کامل دارد و همه چیز ثبت و ضبط میشود؛
🛰 ماهواره ها و پهپادها، بهصورت مستقیم وضعیت بارگیری و تخلیه کشتیها در بنادر ایران و دنیا را رصد میکنند و به OFAC در وزارت دارایی آمریکا گزارش میدهند؛
💬 نمونه اطلاعات منتشر شده امروز:
🚢 امروز ۵ کشتی در خارک پر از نفت شده و به دنبال بازار میگردند ... نام کشتیها: Halti - Navarz - Happiness1-Aedy-SeaClif میباشد؛ کشتی Humanity نیز از میدان سروش نفت گیری کرده و به دنبال مشتری است.
⛴ امروز ۲ کشتی ایرانی نیز در ساحل امارات پهلوگیری کرده و پر از میعانات گازی تولیدی پارس جنوبی است؛ نام کشتیها Felicity و Salina میباشند...
🚨 کره جنوبی بهدلیل تحریم از خرید محموله خودداری میکند و چین نیز فعلاً در فصل تقاضای میعانات نیست (بدلیل بوی شدید ناشی از مرکاپتان)؛ امارات نیز برای تخلیه کشتی-کشتی محدودیت ایجاد میکند.
❓آیا ایران واقعاً برای مقابله با تحریمها آماده است و یا صحبتهای مقامات دولت صرفاً جنبه دادن انرژی مثبت به جامعه دارد؟ استراتژی 2 ساله و 5 ساله مقاومت چیست؟ اگر استراتژی مقاومت بلندمدت ۵ ساله باشد، بایستی بسیاری از طرحهای توسعه در دست اجرا سریعا متوقف شود، چون در برخی موارد بعضا تا ۹۰% مواد اولیه آن وارداتی بوده و در فضای تحریم امکان تامین و تولید و صادرات ندارد! ...
⚠️ حداقل به مدیران میانی دولت هیچ گونه ابلاغیه ای در خصوص طول زمان برنامه ریزی صادر نشده و همه منتظرند!
👁🗨 در ضمن نوسانات دلار نشان از ضعف برنامه ریزی در براورد عرضه-تقاضای ارز داشته و تا شروع تحریمهای ماه نوامبر کمتر از ۲ ماه مانده است./ کامودیتی
🆔 @jameeno
https://bit.ly/2MlEmT7
🔸آیا ایران واقعا برای مقابله با تحریمها آماده است؟
✍ امیر صبّاغ
⚠️ دورزدن تحریمها هر روز سخت تر میشود؛ فناوری به کمک کشورهای متخاصم آمده و در ایران همچنان به شیوه قدیمی به دنبال دور زدن تحریمها هستیم!
🗣 با مدیران ارشد که صحبت میکنیم، پاسخها یکسان است: "چطور زمان آقای دکتر احمدی نژاد توانستیم، امروز که اروپا و چین و سایر کشورها با ما هستند، قطعا میتوانیم"
💡واقعیت این است که قوانین دنیا نسبت به ۶ سال قبل بروزرسانی شده و فناوری اطلاعات پیشرفت زیادی کرده و همه چیز امروز آنلاین است.
🏦 وزارت خزانه داری آمریکا بر انتقال پول افراد حقیقی و حقوقی دنیا سیطره کامل دارد و همه چیز ثبت و ضبط میشود؛
🛰 ماهواره ها و پهپادها، بهصورت مستقیم وضعیت بارگیری و تخلیه کشتیها در بنادر ایران و دنیا را رصد میکنند و به OFAC در وزارت دارایی آمریکا گزارش میدهند؛
💬 نمونه اطلاعات منتشر شده امروز:
🚢 امروز ۵ کشتی در خارک پر از نفت شده و به دنبال بازار میگردند ... نام کشتیها: Halti - Navarz - Happiness1-Aedy-SeaClif میباشد؛ کشتی Humanity نیز از میدان سروش نفت گیری کرده و به دنبال مشتری است.
⛴ امروز ۲ کشتی ایرانی نیز در ساحل امارات پهلوگیری کرده و پر از میعانات گازی تولیدی پارس جنوبی است؛ نام کشتیها Felicity و Salina میباشند...
🚨 کره جنوبی بهدلیل تحریم از خرید محموله خودداری میکند و چین نیز فعلاً در فصل تقاضای میعانات نیست (بدلیل بوی شدید ناشی از مرکاپتان)؛ امارات نیز برای تخلیه کشتی-کشتی محدودیت ایجاد میکند.
❓آیا ایران واقعاً برای مقابله با تحریمها آماده است و یا صحبتهای مقامات دولت صرفاً جنبه دادن انرژی مثبت به جامعه دارد؟ استراتژی 2 ساله و 5 ساله مقاومت چیست؟ اگر استراتژی مقاومت بلندمدت ۵ ساله باشد، بایستی بسیاری از طرحهای توسعه در دست اجرا سریعا متوقف شود، چون در برخی موارد بعضا تا ۹۰% مواد اولیه آن وارداتی بوده و در فضای تحریم امکان تامین و تولید و صادرات ندارد! ...
⚠️ حداقل به مدیران میانی دولت هیچ گونه ابلاغیه ای در خصوص طول زمان برنامه ریزی صادر نشده و همه منتظرند!
👁🗨 در ضمن نوسانات دلار نشان از ضعف برنامه ریزی در براورد عرضه-تقاضای ارز داشته و تا شروع تحریمهای ماه نوامبر کمتر از ۲ ماه مانده است./ کامودیتی
🆔 @jameeno
https://bit.ly/2MlEmT7
صدای نو | ۲۲ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۲ شهریور ۹۷
آیا آمریکایی ها برای رویارویی با ترامپ، به ایران کمک می کنند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا آمریکایی ها برای رویارویی با ترامپ، به ایران کمک می کنند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔻پایان ضیافت گرگها!
▫️شورای سردبیری: دو روز پیش، روحانی طی سخنانی یکبار دیگر موضوع جبران زیان به اصطلاح مالباختگان موسسات اعتباری موسوم به بدون مجوز را که گفته میشود تاکنون ۳۵ هزار میلیارد تومان بوده به عنوان مشکلی که دولت حل کرده مطرح نمود. این کار نه افتخارآمیز بود و نه حتی از نظر اقتصادی رفتاری درست که رئیسجمهوری بتواند از آن دفاع کند و به راحتی بخشی از تورم را حاصل نقدینگی ناشی از آن بداند. لازم است امروز رسانهها و اقتصاددانان به این مسأله بپردازند، زیرا طبق برنامه، بزودی تعداد دیگری از این موسسات که وابسته به نهادهای نظامی و انتظامی هستند دوباره درهم و در نظام بانکی ادغام خواهند شد و زیانهایی که در پس ترازنامه آنها پنهان است از طریق انتشار پول توسط دولت و بانکهای زیر کنترل آن برای کسب رضایت سرمایهگذاران این موسسات جبران خواهد شد. جامعه باید در مقابل تکرار این جیببری آشکار بایستد. نظام حق ندارد بیکفایتی و چشمپوشی در مقابل کلاهبرداران خودی را با گرفتن مالیات تورمی از توده مردم جبران کند.
۱- این موسسات بدون مجوز نیستند. سالهاست که انتقال پول در مبالغ بالا و انباشتگی آن در هر حسابی زیر نظر تیزبین دستگاه اطلاعاتی کشور است. هرگونه فعالیت مالی و همراه با جمعآوری و توزیع پول، از چند کانال و از جمله بانک مرکزی و چند سرویس اطلاعاتی و انتظامی مورد مانیتورینگ است و به گردش پول به عنوان یک موضوع امنیتی نگاه میشود. بخشی از اختلاف امروز ما درباره پذیرش یا رد لوایح مرتبط با افایتیاف به خاطر همین امنیتی بودن انتقالهای پولیمان و ترس از آشکار شدن مسیرهاست. یعنی دستگاه امنیت ما با این پدیده که پول چه وسیله حساس و خطرزایی است آشنایی کامل دارد. بنابراین نمیتوان پذیرفت اشخاص متفرقه، مثلاً یک معلم سبزواری یا عضو یک نهاد نظام بیاید وسط میدان بدهوبستان پول و زیان چند هزار میلیارد تومانی بزند و برود. گرگها از کنامی در عمق نظام آمده و از قلب نظام مجوز داشته و البته بخش رویی و آشکار یک مافیای غارتگر ملی بودهاند. شیوه برخورد و دستگیری و محاکمه و حکم بزرگترین نمونه این باندهای کلاهبرداری، موسسه ثامن، نشان داد محافلی بسیار قدرتمند از درون نظام از این باندها حمایت میکنند. مسئول زیانهای وارد شده از این طریق به کشور و مردم بخش نادیدنی حاکمیت است که بخش قابل رؤیت به دقت از آن محافظت میکند.
۲- این موسسات جز به معدودی مردمان سادهدل و طمعکار که پساندازهای اندک خود را در این موسسات از دست دادهاند و به خیابانها میآیند بدهکار نبودند و نیستند. بدهیهای اصلی ادعایی این موسسات به نزدیکان و در واقع خودشان است و حتی ممکن است هرگز به سراغ پس گرفتن آن نیایند. براساس اعلام مقامات، بسیاری از طلبکاران این موسسات برای گرفتن طلب خود مراجعه نکردند و علت این بود که در واقع پولی به این موسسات نسپرده بودند. مکانیسم ایجاد ۳۵ هزار میلیارد تومان بدهی اینگونه بود که مالکان موسسه پولی را به نزدیکان خود میدادند تا سپردهگذاری کند. سپس این پول را به فرد مورد اطمینانی قرض میدادند. آن فرد پول را به شخص دیگری میداد تا او سپردهگذاری کند. به این ترتیب برای یک مبلغ ورودی به صندوق دو نفر طلبکار میشدند و سود میگرفتند. میشد همینطور بازی را ادامه داد و سودگیرندگان را افزود. وامگیرندگان واسط هم که بدون وثیقه به آنها وام داده میشد یا غیب و یا به عنوان مشکوکالوصول ثبت میشدند و شدهاند. بنابراین، بدهیهایی که از جیب جامعه پرداخت شده و خواهد شد در واقع به همان طایفه برپا کننده صندوق و حامیان آن در حکومت است.
۳- هرچند به هزینه ملت، اما روحانی با جمع کردن بساط این گرگها کار مهمی کرد. البته همه کلاهبرداریهای پانزی از نوع این صندوقها یک روز جمع میشود، چون دفاتر انها در نهایت باید نشان ورشکستگی بدهند تا گریبان صاحبان آنها به دست قانون نیفتد. روحانی آنها را جمع کرد و عده زیادی معتقدند آن تظاهرات معروف مشهد که با مرگ بر روحانی شروع و به شورشهای خطرناک دی ماه منتهی شد، به خاطر این کار روحانی بود و خود او هم یکبار به این رابطه اشاره کرد. اما این دفعه باید به طریقی جلوی انداختن زیان این موسسات به دوش جامعه را گرفت. آشکار است منابع تأمین اعتبار برای پرداخت سپردههای این صندوقها به هر طریقی توجیه شود از جیب جامعه و به قول خود روحانی افزایش نقدینگی و به عبارت دیگر سرشکن کردن بین تکتک افراد جامعه است. از هیچکس پرسیده نشده است که آیا به این امر راضی است یا نه. جامعه باید در این باره اظهار نظر کند. نه با تظاهرات و رفتن به بانک مرکزی و ناله و نفرین، مثل کاری که سادهلوحان طلبکار ثامن و آرمان و کاسپین و... میکنند، که با بحث مستدل در رسانهها و تقاضای شفافیت کامل، حداقل در این پنج مورد تازه!
🆔 @jameeno
🔻پایان ضیافت گرگها!
▫️شورای سردبیری: دو روز پیش، روحانی طی سخنانی یکبار دیگر موضوع جبران زیان به اصطلاح مالباختگان موسسات اعتباری موسوم به بدون مجوز را که گفته میشود تاکنون ۳۵ هزار میلیارد تومان بوده به عنوان مشکلی که دولت حل کرده مطرح نمود. این کار نه افتخارآمیز بود و نه حتی از نظر اقتصادی رفتاری درست که رئیسجمهوری بتواند از آن دفاع کند و به راحتی بخشی از تورم را حاصل نقدینگی ناشی از آن بداند. لازم است امروز رسانهها و اقتصاددانان به این مسأله بپردازند، زیرا طبق برنامه، بزودی تعداد دیگری از این موسسات که وابسته به نهادهای نظامی و انتظامی هستند دوباره درهم و در نظام بانکی ادغام خواهند شد و زیانهایی که در پس ترازنامه آنها پنهان است از طریق انتشار پول توسط دولت و بانکهای زیر کنترل آن برای کسب رضایت سرمایهگذاران این موسسات جبران خواهد شد. جامعه باید در مقابل تکرار این جیببری آشکار بایستد. نظام حق ندارد بیکفایتی و چشمپوشی در مقابل کلاهبرداران خودی را با گرفتن مالیات تورمی از توده مردم جبران کند.
۱- این موسسات بدون مجوز نیستند. سالهاست که انتقال پول در مبالغ بالا و انباشتگی آن در هر حسابی زیر نظر تیزبین دستگاه اطلاعاتی کشور است. هرگونه فعالیت مالی و همراه با جمعآوری و توزیع پول، از چند کانال و از جمله بانک مرکزی و چند سرویس اطلاعاتی و انتظامی مورد مانیتورینگ است و به گردش پول به عنوان یک موضوع امنیتی نگاه میشود. بخشی از اختلاف امروز ما درباره پذیرش یا رد لوایح مرتبط با افایتیاف به خاطر همین امنیتی بودن انتقالهای پولیمان و ترس از آشکار شدن مسیرهاست. یعنی دستگاه امنیت ما با این پدیده که پول چه وسیله حساس و خطرزایی است آشنایی کامل دارد. بنابراین نمیتوان پذیرفت اشخاص متفرقه، مثلاً یک معلم سبزواری یا عضو یک نهاد نظام بیاید وسط میدان بدهوبستان پول و زیان چند هزار میلیارد تومانی بزند و برود. گرگها از کنامی در عمق نظام آمده و از قلب نظام مجوز داشته و البته بخش رویی و آشکار یک مافیای غارتگر ملی بودهاند. شیوه برخورد و دستگیری و محاکمه و حکم بزرگترین نمونه این باندهای کلاهبرداری، موسسه ثامن، نشان داد محافلی بسیار قدرتمند از درون نظام از این باندها حمایت میکنند. مسئول زیانهای وارد شده از این طریق به کشور و مردم بخش نادیدنی حاکمیت است که بخش قابل رؤیت به دقت از آن محافظت میکند.
۲- این موسسات جز به معدودی مردمان سادهدل و طمعکار که پساندازهای اندک خود را در این موسسات از دست دادهاند و به خیابانها میآیند بدهکار نبودند و نیستند. بدهیهای اصلی ادعایی این موسسات به نزدیکان و در واقع خودشان است و حتی ممکن است هرگز به سراغ پس گرفتن آن نیایند. براساس اعلام مقامات، بسیاری از طلبکاران این موسسات برای گرفتن طلب خود مراجعه نکردند و علت این بود که در واقع پولی به این موسسات نسپرده بودند. مکانیسم ایجاد ۳۵ هزار میلیارد تومان بدهی اینگونه بود که مالکان موسسه پولی را به نزدیکان خود میدادند تا سپردهگذاری کند. سپس این پول را به فرد مورد اطمینانی قرض میدادند. آن فرد پول را به شخص دیگری میداد تا او سپردهگذاری کند. به این ترتیب برای یک مبلغ ورودی به صندوق دو نفر طلبکار میشدند و سود میگرفتند. میشد همینطور بازی را ادامه داد و سودگیرندگان را افزود. وامگیرندگان واسط هم که بدون وثیقه به آنها وام داده میشد یا غیب و یا به عنوان مشکوکالوصول ثبت میشدند و شدهاند. بنابراین، بدهیهایی که از جیب جامعه پرداخت شده و خواهد شد در واقع به همان طایفه برپا کننده صندوق و حامیان آن در حکومت است.
۳- هرچند به هزینه ملت، اما روحانی با جمع کردن بساط این گرگها کار مهمی کرد. البته همه کلاهبرداریهای پانزی از نوع این صندوقها یک روز جمع میشود، چون دفاتر انها در نهایت باید نشان ورشکستگی بدهند تا گریبان صاحبان آنها به دست قانون نیفتد. روحانی آنها را جمع کرد و عده زیادی معتقدند آن تظاهرات معروف مشهد که با مرگ بر روحانی شروع و به شورشهای خطرناک دی ماه منتهی شد، به خاطر این کار روحانی بود و خود او هم یکبار به این رابطه اشاره کرد. اما این دفعه باید به طریقی جلوی انداختن زیان این موسسات به دوش جامعه را گرفت. آشکار است منابع تأمین اعتبار برای پرداخت سپردههای این صندوقها به هر طریقی توجیه شود از جیب جامعه و به قول خود روحانی افزایش نقدینگی و به عبارت دیگر سرشکن کردن بین تکتک افراد جامعه است. از هیچکس پرسیده نشده است که آیا به این امر راضی است یا نه. جامعه باید در این باره اظهار نظر کند. نه با تظاهرات و رفتن به بانک مرکزی و ناله و نفرین، مثل کاری که سادهلوحان طلبکار ثامن و آرمان و کاسپین و... میکنند، که با بحث مستدل در رسانهها و تقاضای شفافیت کامل، حداقل در این پنج مورد تازه!
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸آیا نقدینگی سرگردان قابل هدایت به جایی است؟
🖌شهرام معینی (دانشگاه اصفهان)
▫️سیاستمداران ایرانی هر وقت میخواهند یک راهحل ظاهرا معقول و آسان ولی در واقع سهل و ممتنع برای مشکلات اقتصادی پیشنهاد کنند سراغ «هدایت نقدینگی سرگردان» به سمت «تولید» میروند. هرزمانی که تورم مساله اقتصادی کشور باشد، میخواهنداز این هدایت برای «جذب و دفن» نقدینگی استفاده کنند و هر زمان که مساله رکود مطرح است، میخواهند با آن «رونق و اشتغال» ایجاد کنند. در این یادداشت کوتاه استدلال میکنیم که چنین تصوری ناشی از درک غلط از تعریف و مفهوم نقدینگی در اقتصاد کلان و نظام بانکی و به تبع آن توهم مدیریت و هدایت نقدینگی سرگردان است.
آمار حجم نقدينگي اکنون نزدیک ۱۶۰۰هزار ميليارد تومان اعلام شده است،هر بار که چنین آماری اعلام میشود خیلیها را به این تصور میاندازد که «حالا که کشور ما این قدر پول دارد چرا آن را صرف رونق و فعالیت نکنیم؟». سوء فهم اول در اینجا این است که گویی نقدینگی چیزی مثل طلا و نقره و پول نقد در صندوق بانك ها است که فعلا در حال خاك خوردن است يا در زیربالش و تشک مردم درسرگرداني مانده است و مي توان با يك مديريت صحيح با استفاده از آن دست به سرمايه گذاري زد، صدها پروژه اقتصادي راه انداخت و رشد اقتصادي بالا را محقق كرده و ميليون ها فرصت شغلي ايجاد كرد. تمام اين موارد صرفا یک توهم است. نقدينگي - يا به اصطلاح اقتصاددانان پول و شبهپول یاM2- به مجموع اسكناس و مسكوك در دست مردم، سپرده هاي جاري و سپرده هاي پس انداز بخش خصوصي نزد بانكها گفته مي شود. در کشور ما - مثل اکثر اقتصادهای دیگر- سهم اسکناس و مسکوک از این رقم بسیار کوچک (حدود ده درصد) است و عامل اصلی سازنده نقدینگی «وامهایی» که قبلا به افراد پرداخت شده وجایی استفاده شده است. پس نقدینگی نه به معناي پول نقد است و نه يك دارايي و منبع اقتصادی واقعي است!
براي تقريب به ذهن مثال میزنیم: فرض كنيد خانم الف از طريق فروش داراییاش مبلغ ۱۰٠ دلار تهيه كرده و آن را براي کاری (مثلا یک سفر کاری) در اختيار همسرش قرار داده است و در عوض این وام يك رسيد دريافت كرده است. اكنون بخشي از دارايي خانم الف رسید ۱۰٠ دلاري او از همسرش است (همان طور که بخشی از دارایی یک خانواده ممکن است رسید طلب آنان از دولت در قالب اوراق مشارکت یا قرضه باشد). حالا آيا اين خانواده مي توانند اين صد دلار دارایی خانم الف را دوباره در امر مناسبي سرمايه گذاري كنند؟ پاسخ منفي است، صد دلار روی کاغذ، طلب خانم الف از همسرش است، اما اين طلب به معناي ۱۰٠ دلار نقد یا منبع مالی آزاد نيست و نمیتواند دوبار هزینه شود! مفهوم نقدینگی در اقتصاد کلان عينا و دقيقا مشابه اين طلب است، نقدینگی: مجموع طلب ثبت شده سپرده گذاران بانكي از وام گيرندگان و ساير بدهكاران بانكي است. اين طلب در دفاتر و رايانه ها در بانك ثبت شده است و در جايي ديگر وجود ندارد!
🆔 @jameeno
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید.
https://telegra.ph/cash-09-14
🔸آیا نقدینگی سرگردان قابل هدایت به جایی است؟
🖌شهرام معینی (دانشگاه اصفهان)
▫️سیاستمداران ایرانی هر وقت میخواهند یک راهحل ظاهرا معقول و آسان ولی در واقع سهل و ممتنع برای مشکلات اقتصادی پیشنهاد کنند سراغ «هدایت نقدینگی سرگردان» به سمت «تولید» میروند. هرزمانی که تورم مساله اقتصادی کشور باشد، میخواهنداز این هدایت برای «جذب و دفن» نقدینگی استفاده کنند و هر زمان که مساله رکود مطرح است، میخواهند با آن «رونق و اشتغال» ایجاد کنند. در این یادداشت کوتاه استدلال میکنیم که چنین تصوری ناشی از درک غلط از تعریف و مفهوم نقدینگی در اقتصاد کلان و نظام بانکی و به تبع آن توهم مدیریت و هدایت نقدینگی سرگردان است.
آمار حجم نقدينگي اکنون نزدیک ۱۶۰۰هزار ميليارد تومان اعلام شده است،هر بار که چنین آماری اعلام میشود خیلیها را به این تصور میاندازد که «حالا که کشور ما این قدر پول دارد چرا آن را صرف رونق و فعالیت نکنیم؟». سوء فهم اول در اینجا این است که گویی نقدینگی چیزی مثل طلا و نقره و پول نقد در صندوق بانك ها است که فعلا در حال خاك خوردن است يا در زیربالش و تشک مردم درسرگرداني مانده است و مي توان با يك مديريت صحيح با استفاده از آن دست به سرمايه گذاري زد، صدها پروژه اقتصادي راه انداخت و رشد اقتصادي بالا را محقق كرده و ميليون ها فرصت شغلي ايجاد كرد. تمام اين موارد صرفا یک توهم است. نقدينگي - يا به اصطلاح اقتصاددانان پول و شبهپول یاM2- به مجموع اسكناس و مسكوك در دست مردم، سپرده هاي جاري و سپرده هاي پس انداز بخش خصوصي نزد بانكها گفته مي شود. در کشور ما - مثل اکثر اقتصادهای دیگر- سهم اسکناس و مسکوک از این رقم بسیار کوچک (حدود ده درصد) است و عامل اصلی سازنده نقدینگی «وامهایی» که قبلا به افراد پرداخت شده وجایی استفاده شده است. پس نقدینگی نه به معناي پول نقد است و نه يك دارايي و منبع اقتصادی واقعي است!
براي تقريب به ذهن مثال میزنیم: فرض كنيد خانم الف از طريق فروش داراییاش مبلغ ۱۰٠ دلار تهيه كرده و آن را براي کاری (مثلا یک سفر کاری) در اختيار همسرش قرار داده است و در عوض این وام يك رسيد دريافت كرده است. اكنون بخشي از دارايي خانم الف رسید ۱۰٠ دلاري او از همسرش است (همان طور که بخشی از دارایی یک خانواده ممکن است رسید طلب آنان از دولت در قالب اوراق مشارکت یا قرضه باشد). حالا آيا اين خانواده مي توانند اين صد دلار دارایی خانم الف را دوباره در امر مناسبي سرمايه گذاري كنند؟ پاسخ منفي است، صد دلار روی کاغذ، طلب خانم الف از همسرش است، اما اين طلب به معناي ۱۰٠ دلار نقد یا منبع مالی آزاد نيست و نمیتواند دوبار هزینه شود! مفهوم نقدینگی در اقتصاد کلان عينا و دقيقا مشابه اين طلب است، نقدینگی: مجموع طلب ثبت شده سپرده گذاران بانكي از وام گيرندگان و ساير بدهكاران بانكي است. اين طلب در دفاتر و رايانه ها در بانك ثبت شده است و در جايي ديگر وجود ندارد!
🆔 @jameeno
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید.
https://telegra.ph/cash-09-14
Telegraph
آیا نقدینگی سرگردان قابل هدایت به جایی است؟
سیاستمداران ایرانی هر وقت میخواهند یک راهحل ظاهرا معقول و آسان ولی در واقع سهل و ممتنع برای مشکلات اقتصادی پیشنهاد کنند سراغ «هدایت نقدینگی سرگردان» به سمت «تولید» میروند. هرزمانی که تورم مساله اقتصادی کشور باشد، میخواهنداز این هدایت برای «جذب و…
صدای نو | ۲۴ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۴ شهریور ۹۷
آیا حکومت میتواند تحریمهای تازه را دور بزند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا حکومت میتواند تحریمهای تازه را دور بزند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸خارپشت آرام!
▫️شورای سردبیری : "گزینه جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران منتفی است؛ چراکه آمریکا نه شرایط سیاسی جنگ را دارد و نه کشوری با او متحد میشود و بنابراین میداند که هر جنگی با ایران آغاز کند بازنده این جنگ خودش خواهد بود" این تازه ترین روایت از پیشبینی مقامات ایرانی درباره رفتار آتی ایالات متحده است که یکی از سرداران سپاه دیروز تکرار کرده است. تقریباً درست است اما قطعاً همه داستان نیست، حداقل چون اینطور حکم قطعی دادن درست نیست. اینکه ما علاقمند هستیم از بین دو احتمال، آن را که اقوی است مطلق کنیم و بگوییم امکان درگیری ایران و ایالات متحده وجود ندارد، البته برای حفظ روحیه جامعه خوب است، به شرط آنکه خودمان باورمان نشود. برخی تأکید دارند گروهی از مردان موثر به یقین رسیده و احتمال درگیری را آنقدر پایین کشیدهاند که به صفر چسبیده است.
اما اینطور نیست. خواهیم گفت چرا.
در حال حاضر، دو ایالات متحده داریم: ایالات متحده تیم ترامپ و ایالات متحده دستگاه دولتی آمریکا. هر روز بیشتر مشخص میشود ترامپ مرد تنها و بریده از واقعیتی است که در ساختار سیاسی حزب جمهوریخواه دوستی ندارد و اشخاصی طردشده و ماجراجو از پیکره جمهوریخواهان (مثل بولتون) او را دوره کردهاند؛ اشتباهی به کاخ سفید آمده و جمهوریخواهان محدودی از ترس آنکه ترامپ رأیدهندگان را علیه آنها بشوراند در مقابل او سکوت پیشه کردهاند. ترامپ و تیمش قدرت رسمی را در دست دارند و بنابراین آمریکا را آنها نمایندگی میکنند نه آن گروه وسیع.
ایالات متحده دوم، همه سازمانها و دستگاه دولت ایالات متحده در بخشهای نظامی و سیاسی و اداری، منهای بقایای تیم ترامپ است. این دستگاه، امروز دیگر حتی قبول ندارد ترامپ از نظر رونق و ایجاد شغل (بزرگترین دستاوردش) موفق بوده است و باور دارد او جز زیان و خرابکاری با خود نیاورده. برخی از نزدیکترین رفقایش نیز به این قافله پیوستهاند. از وزیر دادگستریاش که به صراحت میگوید فرمانش را اجرا نمیکند، تا مشاورش که اوراق روی میز او را کش میرفته تا از او حرکات احمقانه کمتری سر بزند.
در مقابل ایران، این هردو وجود دارند. کری هست که چون رفاقتش را با ظریف ادامه داده ترامپ دیروز او را متهم کرده، و پومپئو هم هست که دیروز گیر تازهای پیدا نکرده بود و ایران را متهم میکرد چرا از مسلمانان چین حمایت نکرده! بطور خلاصه "آمریکای دیگر" هست که با امضای برجام از فضای درگیری با ایران بیرون آمده و احتمال بیشتر یعنی عدم درگیری با ایران را نمایندگی میکند، و آمریکای ترامپ هم هست که احتمال کمتر ، یعنی وقوع درگیری را نمایندگی میکند.
این تکه حرف ما که گزینه جنگ با ایران منتفی است حامل یک نقض درونی است که همانا قطعیت دادن به فعلی است که فاعل آن خود ما و اراده مان نیست، شخص دیگری درخارج حوزه کنترل ماست. وقتی عقلای آمریکا دارند به آب و آتش میزنند تا جلوی این تبهکار سیاسی را بگیرند، حساب توانایی ما روشن است. بنابراین، هرچند حرف تشجیع کننده سرداران ما، تا حدودی هم درست است و ترامپ و بولتون و پومپئو نمیتوانند ماشین جنگی آمریکا را به جنگ ما بیاورند (ژنرالها به دستور این باند اعتنا نمیکنند)، اما این واقعیت، احتمال درگیر شدن رامنتفی نمیکند. اسرائیل، عربستان،اردن، ترکیه و روسیه، بله ترکیه و روسیه، از وقوع برخوردی که به گره خوردن بازوهای ایران و آمریکا در یکدیگر منجر شود استقبال میکنند. اسرائیل و عربستان حاضرند برای شروع آن مایه هم بگذارند و حتی شروعکننده هم باشند. احتمال سنگاندازی آنها که هست!
البته باید پیشرانههای خود ترامپ را هم وزن داد. او به شدت به دردسر افتاده و جایگاهش لق شده. محبوبیتش پایین آمده و ابعاد پرونده مسألهدارش در حال آشکار شدن است. اکثر ناظران معتقدند ترامپ خیلی راحتتر از سایر سیاستمداران به دردسر افتاده برای در رفتن از دردسرهای شخصی به سراغ ایجاد درگیری خارجی خواهد رفت. بنابراین، با توجه به همه عوامل و پیشرانهها، آن احتمال کمتر "ترتیب داده شدن یک درگیری"خیلی به صفر نزدیک نیست.
بدیهی است این حکم مقدمه صدورحکم نادرستی چون ضرورت مذاکره با ترامپ نیست اما مقدمه حکم دیگری هست: باید اقدامات درست و لازم را که ما را از مرحله درگیری دور میکند انجام دهیم: رفتار تنشزدایانه، تبدیل درگیری سیاسی و امنیتی با کشورها به وابستگی متقابل اقتصادی، کنار کشیدن از رویاروییها و هیجانات نظامی منطقه، افزایش قدرت نظامی و آمادگی برای واکنش سریع و قدرتمند، درعین حال تعطیل کردن معرکه رجزخوانی. زیرک؛ هشیار؛ بزخو؛ ساکت؛ و البته چنبرهزده. آماده پرتاب موشک به محض احساس خطر واقعی، همچون یک خارپشت؛ آرام و بیصدا، اما آماده پرتاب تیغهای ترسناک.
این چیزی فراتر از تاکتیک، و استراتژی خار پشت است.
🆔 @jameeno
🔸خارپشت آرام!
▫️شورای سردبیری : "گزینه جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران منتفی است؛ چراکه آمریکا نه شرایط سیاسی جنگ را دارد و نه کشوری با او متحد میشود و بنابراین میداند که هر جنگی با ایران آغاز کند بازنده این جنگ خودش خواهد بود" این تازه ترین روایت از پیشبینی مقامات ایرانی درباره رفتار آتی ایالات متحده است که یکی از سرداران سپاه دیروز تکرار کرده است. تقریباً درست است اما قطعاً همه داستان نیست، حداقل چون اینطور حکم قطعی دادن درست نیست. اینکه ما علاقمند هستیم از بین دو احتمال، آن را که اقوی است مطلق کنیم و بگوییم امکان درگیری ایران و ایالات متحده وجود ندارد، البته برای حفظ روحیه جامعه خوب است، به شرط آنکه خودمان باورمان نشود. برخی تأکید دارند گروهی از مردان موثر به یقین رسیده و احتمال درگیری را آنقدر پایین کشیدهاند که به صفر چسبیده است.
اما اینطور نیست. خواهیم گفت چرا.
در حال حاضر، دو ایالات متحده داریم: ایالات متحده تیم ترامپ و ایالات متحده دستگاه دولتی آمریکا. هر روز بیشتر مشخص میشود ترامپ مرد تنها و بریده از واقعیتی است که در ساختار سیاسی حزب جمهوریخواه دوستی ندارد و اشخاصی طردشده و ماجراجو از پیکره جمهوریخواهان (مثل بولتون) او را دوره کردهاند؛ اشتباهی به کاخ سفید آمده و جمهوریخواهان محدودی از ترس آنکه ترامپ رأیدهندگان را علیه آنها بشوراند در مقابل او سکوت پیشه کردهاند. ترامپ و تیمش قدرت رسمی را در دست دارند و بنابراین آمریکا را آنها نمایندگی میکنند نه آن گروه وسیع.
ایالات متحده دوم، همه سازمانها و دستگاه دولت ایالات متحده در بخشهای نظامی و سیاسی و اداری، منهای بقایای تیم ترامپ است. این دستگاه، امروز دیگر حتی قبول ندارد ترامپ از نظر رونق و ایجاد شغل (بزرگترین دستاوردش) موفق بوده است و باور دارد او جز زیان و خرابکاری با خود نیاورده. برخی از نزدیکترین رفقایش نیز به این قافله پیوستهاند. از وزیر دادگستریاش که به صراحت میگوید فرمانش را اجرا نمیکند، تا مشاورش که اوراق روی میز او را کش میرفته تا از او حرکات احمقانه کمتری سر بزند.
در مقابل ایران، این هردو وجود دارند. کری هست که چون رفاقتش را با ظریف ادامه داده ترامپ دیروز او را متهم کرده، و پومپئو هم هست که دیروز گیر تازهای پیدا نکرده بود و ایران را متهم میکرد چرا از مسلمانان چین حمایت نکرده! بطور خلاصه "آمریکای دیگر" هست که با امضای برجام از فضای درگیری با ایران بیرون آمده و احتمال بیشتر یعنی عدم درگیری با ایران را نمایندگی میکند، و آمریکای ترامپ هم هست که احتمال کمتر ، یعنی وقوع درگیری را نمایندگی میکند.
این تکه حرف ما که گزینه جنگ با ایران منتفی است حامل یک نقض درونی است که همانا قطعیت دادن به فعلی است که فاعل آن خود ما و اراده مان نیست، شخص دیگری درخارج حوزه کنترل ماست. وقتی عقلای آمریکا دارند به آب و آتش میزنند تا جلوی این تبهکار سیاسی را بگیرند، حساب توانایی ما روشن است. بنابراین، هرچند حرف تشجیع کننده سرداران ما، تا حدودی هم درست است و ترامپ و بولتون و پومپئو نمیتوانند ماشین جنگی آمریکا را به جنگ ما بیاورند (ژنرالها به دستور این باند اعتنا نمیکنند)، اما این واقعیت، احتمال درگیر شدن رامنتفی نمیکند. اسرائیل، عربستان،اردن، ترکیه و روسیه، بله ترکیه و روسیه، از وقوع برخوردی که به گره خوردن بازوهای ایران و آمریکا در یکدیگر منجر شود استقبال میکنند. اسرائیل و عربستان حاضرند برای شروع آن مایه هم بگذارند و حتی شروعکننده هم باشند. احتمال سنگاندازی آنها که هست!
البته باید پیشرانههای خود ترامپ را هم وزن داد. او به شدت به دردسر افتاده و جایگاهش لق شده. محبوبیتش پایین آمده و ابعاد پرونده مسألهدارش در حال آشکار شدن است. اکثر ناظران معتقدند ترامپ خیلی راحتتر از سایر سیاستمداران به دردسر افتاده برای در رفتن از دردسرهای شخصی به سراغ ایجاد درگیری خارجی خواهد رفت. بنابراین، با توجه به همه عوامل و پیشرانهها، آن احتمال کمتر "ترتیب داده شدن یک درگیری"خیلی به صفر نزدیک نیست.
بدیهی است این حکم مقدمه صدورحکم نادرستی چون ضرورت مذاکره با ترامپ نیست اما مقدمه حکم دیگری هست: باید اقدامات درست و لازم را که ما را از مرحله درگیری دور میکند انجام دهیم: رفتار تنشزدایانه، تبدیل درگیری سیاسی و امنیتی با کشورها به وابستگی متقابل اقتصادی، کنار کشیدن از رویاروییها و هیجانات نظامی منطقه، افزایش قدرت نظامی و آمادگی برای واکنش سریع و قدرتمند، درعین حال تعطیل کردن معرکه رجزخوانی. زیرک؛ هشیار؛ بزخو؛ ساکت؛ و البته چنبرهزده. آماده پرتاب موشک به محض احساس خطر واقعی، همچون یک خارپشت؛ آرام و بیصدا، اما آماده پرتاب تیغهای ترسناک.
این چیزی فراتر از تاکتیک، و استراتژی خار پشت است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۵ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۵ شهریور ۹۷
آیا واقعا درگیری نظامی با آمریکا منتفی است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا واقعا درگیری نظامی با آمریکا منتفی است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔸خارپشت آرام! ▫️شورای سردبیری : "گزینه جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران منتفی است؛ چراکه آمریکا نه شرایط سیاسی جنگ را دارد و نه کشوری با او متحد میشود و بنابراین میداند که هر جنگی با ایران آغاز کند بازنده این جنگ خودش خواهد بود" این تازه ترین روایت از…
🔹خارپشتهای آرام و خارپشتهای خامدست
🖌فاروق نجمالدین/ کارشناس ارشد علوم ارتباطات
◽️یادداشت دیروز شورای سردبیری جامعهٔ نو با عنوان «خارپشتهای آرام» به مخاطبان خود یادآوری میکند احتمال آغاز حمله ازسوی آمریکا یا عربستان یا حتی اسرائیل گرچه کم است اما مساوی صفر نیست. دلایل آن در خود یادداشت بازگو شده است.
سکه اما روی دیگری هم دارد که به نیروهای خودی مربوط میشود. ازکجا معلوم مقامات خودی براساس لغزش یا عصبانیتی و یا اقدامی خودسرانه از سوی بخشی از حاکمیت گریبانگیر چنین جنگی نشود. فرض مهمتر این است که از کجا معلوم طراحان زبردست جنگ در اتاقهای فکر آمریکا دامی برای ما در جایی مانند یمن یا حتی نزدیکتر در همین آبهای آزاد خلیج فارس نگسترانند و آنگاه برخی سرداران خامدست با سر در چنین دامگهی گیر نیفتند و خود آغازگر یک قشقرق خاورمیانهای تمامعیار نشوند.
نمونهٔ آشکارش خبر جعلی چند وقت پیش عربستان سعودی بود که با هدفی مشخص مخابره شد. عربستان در این خبر که بسیاری از رسانههای خارجی و داخلی را شوکزده کرد اعلام کرد دو کشتی تجاریاش با دو موشک شلیکشده از سوی حوثیها هدف قرار گرفت. عربستان عبور کشتیهایش از باب المندب را تا اطلاع ثانوی تعطیل کرد و کویت نیز موضوع متوقفساختن عبور از این تنگه را موردمطالعه قرار داد. بسیاری از رسانههای مخالف عربستان در منطقه مانند المیادین و الجزیره اما با ذوق هرچه تمام مانورهای خبری خود را بر روی این موضوع آغاز کردند و به این احتمال بها دادند که کشتیهای مورداصابت نه کشتیهای تجاری که ناو جنگی بوده و این واقعه نقطهٔ تحولی در جنگ یمن خواهد بود.
به زودی اما معلوم شدکل موضوع ابعاد آنچنانی نداشته و عربستان نیز به زودی عبور کشتیهایش از تنگهٔ باب المندب را از سر خواهد گرفت. معلوم هم نشد اصل موضوع درست است یا نه.
حتماً یادتان هست که یکی از سرداران بلندمرتبهٔ کشورمان که پست معاونت یک دانشگاه نظامی را هم بر عهده دارد خامدستانه اعلام کرد شلیک موشکها در بابالمندب باید بعنوان هشدار تلقی شود و ممکن است باز هم تصمیماتی از این دست به مورد اجرا گذاشته شود. البته مقامات مسؤول کشورمان بلافاصله اعلام کردند که اظهارات این سردار موضعگیری شخصی ایشان بوده و ایشان رویکرد اصلی نیروهای مسلح را نمایندگی نمیکند و موضوع خوشبختانه ختم به خیر شد.
بنابراین اگرچه تمامی شواهد حاکی از آن است که آمریکا به دلایلی که در مقالهٔ دیروز به خوبی بسط داده شده دست به چنین اقدامی نمیزند و اگرچه ایران ارادهای برای آغاز جنگ ندارد و مقام رهبری نیز این موضوع را تصریح کرده اما آیا احتمال خطای محاسبه در هر دو سوی ماجرا وجود ندارد؟
رفتار تنشزدایانه با کشورهای منطقه امروزه بیش از همیشه به یک ضرورت مبرم تبدیل شده. باید دانست عدم همراهی کشورهای اروپایی و کشورهای کنشگر در منطقه با آمریکا برگ برندهای در دست تصمیمگیران کشور ماست. عدم همراهی آنها اما ممکن است سیاستی راهبردی و درازمدت نباشد. شاید برخی متغیرها سیاست عدم همراهی را کمرنگ کند تا سیاست بیتفاوتی جای آن را بگیرد. برای مثال سیاستمداران عراق اگرچه همدلی خود را با ایرانیها پنهان نمیکنند اما از هیجانات نظامی منطقه به شدت هراس دارند و نسبت به رجزخوانیهایی که تنش را در خلیج فارس تشدید میکند واکنش نشان میدهند. بالأخره تنگهٔ هرمز برای آنها راهحیاتی صدور نزدیک به ۳ میلیون بشکه در روز است. آنها راه دیگری برای صدور نفت ندارند. سیاستمردان عراقی مدام این موضوع را به مقامات آمریکایی و نیز ایرانی یادآوری میکنند که عراق نباید به صحنهٔ تقابل منافع این دو کشور تبدیل شود.گذشته از کشورهای صادرکنندهٔ نفت، خریداران بزرگ نفت در دنیا نظیر چین، ژاپن، هند،کره و اروپا نیز روی تحولات منطقه حساس هستند. نمیتوان دل به این خوش کرد که این کشورها در اردوی عدم همسویی با سیاست ماجراجویانهٔ ترامپ قرار دارند.آنها انتظار دارند ایران در خصوص مناقشات خاورمیانه ازخود خویشتنداری نشان دهد. آنها همچنین انتظار دارند اقداماتشان در خصوص محدودسازی مبادلات تجاری و نفت از سوی ایران درک شود و ایران آن را به حساب همکاری با تحریمهای آمریکا نگذارد.شکستن پلها نتیجهای عاید ما نمیسازد اما تفاهم مشترک بدون شک راهحلهایی برای شکستن تحریمها را پیشپای اطراف ذینفع خواهد گذاشت.منافع ما ایجاب میکند که سیاست تعامل حداکثری با همسایگان و نیز با سایرکشورها به مورداجرا گذاشته شود. ایران حتی با پافشاری بر اصول خود شانس کمی برای عبور از بحران ندارد.راهبرد صحیح برای عبور از بحران با توسعهٔ نفوذ منطقهای گذر نمیکند بلکه مرهون برقراری روابط اقتصادی و سیاسی توانمند و باثبات در سطح منطقهوبینالمللی است؛ موضوعیکه حلمسائل جاری اقتصادی را برای ما ممکن میسازد و همپیمانان بیشتری را به صفآرایی در کنارما ترغیب میکند
🆔 @jameeno
🖌فاروق نجمالدین/ کارشناس ارشد علوم ارتباطات
◽️یادداشت دیروز شورای سردبیری جامعهٔ نو با عنوان «خارپشتهای آرام» به مخاطبان خود یادآوری میکند احتمال آغاز حمله ازسوی آمریکا یا عربستان یا حتی اسرائیل گرچه کم است اما مساوی صفر نیست. دلایل آن در خود یادداشت بازگو شده است.
سکه اما روی دیگری هم دارد که به نیروهای خودی مربوط میشود. ازکجا معلوم مقامات خودی براساس لغزش یا عصبانیتی و یا اقدامی خودسرانه از سوی بخشی از حاکمیت گریبانگیر چنین جنگی نشود. فرض مهمتر این است که از کجا معلوم طراحان زبردست جنگ در اتاقهای فکر آمریکا دامی برای ما در جایی مانند یمن یا حتی نزدیکتر در همین آبهای آزاد خلیج فارس نگسترانند و آنگاه برخی سرداران خامدست با سر در چنین دامگهی گیر نیفتند و خود آغازگر یک قشقرق خاورمیانهای تمامعیار نشوند.
نمونهٔ آشکارش خبر جعلی چند وقت پیش عربستان سعودی بود که با هدفی مشخص مخابره شد. عربستان در این خبر که بسیاری از رسانههای خارجی و داخلی را شوکزده کرد اعلام کرد دو کشتی تجاریاش با دو موشک شلیکشده از سوی حوثیها هدف قرار گرفت. عربستان عبور کشتیهایش از باب المندب را تا اطلاع ثانوی تعطیل کرد و کویت نیز موضوع متوقفساختن عبور از این تنگه را موردمطالعه قرار داد. بسیاری از رسانههای مخالف عربستان در منطقه مانند المیادین و الجزیره اما با ذوق هرچه تمام مانورهای خبری خود را بر روی این موضوع آغاز کردند و به این احتمال بها دادند که کشتیهای مورداصابت نه کشتیهای تجاری که ناو جنگی بوده و این واقعه نقطهٔ تحولی در جنگ یمن خواهد بود.
به زودی اما معلوم شدکل موضوع ابعاد آنچنانی نداشته و عربستان نیز به زودی عبور کشتیهایش از تنگهٔ باب المندب را از سر خواهد گرفت. معلوم هم نشد اصل موضوع درست است یا نه.
حتماً یادتان هست که یکی از سرداران بلندمرتبهٔ کشورمان که پست معاونت یک دانشگاه نظامی را هم بر عهده دارد خامدستانه اعلام کرد شلیک موشکها در بابالمندب باید بعنوان هشدار تلقی شود و ممکن است باز هم تصمیماتی از این دست به مورد اجرا گذاشته شود. البته مقامات مسؤول کشورمان بلافاصله اعلام کردند که اظهارات این سردار موضعگیری شخصی ایشان بوده و ایشان رویکرد اصلی نیروهای مسلح را نمایندگی نمیکند و موضوع خوشبختانه ختم به خیر شد.
بنابراین اگرچه تمامی شواهد حاکی از آن است که آمریکا به دلایلی که در مقالهٔ دیروز به خوبی بسط داده شده دست به چنین اقدامی نمیزند و اگرچه ایران ارادهای برای آغاز جنگ ندارد و مقام رهبری نیز این موضوع را تصریح کرده اما آیا احتمال خطای محاسبه در هر دو سوی ماجرا وجود ندارد؟
رفتار تنشزدایانه با کشورهای منطقه امروزه بیش از همیشه به یک ضرورت مبرم تبدیل شده. باید دانست عدم همراهی کشورهای اروپایی و کشورهای کنشگر در منطقه با آمریکا برگ برندهای در دست تصمیمگیران کشور ماست. عدم همراهی آنها اما ممکن است سیاستی راهبردی و درازمدت نباشد. شاید برخی متغیرها سیاست عدم همراهی را کمرنگ کند تا سیاست بیتفاوتی جای آن را بگیرد. برای مثال سیاستمداران عراق اگرچه همدلی خود را با ایرانیها پنهان نمیکنند اما از هیجانات نظامی منطقه به شدت هراس دارند و نسبت به رجزخوانیهایی که تنش را در خلیج فارس تشدید میکند واکنش نشان میدهند. بالأخره تنگهٔ هرمز برای آنها راهحیاتی صدور نزدیک به ۳ میلیون بشکه در روز است. آنها راه دیگری برای صدور نفت ندارند. سیاستمردان عراقی مدام این موضوع را به مقامات آمریکایی و نیز ایرانی یادآوری میکنند که عراق نباید به صحنهٔ تقابل منافع این دو کشور تبدیل شود.گذشته از کشورهای صادرکنندهٔ نفت، خریداران بزرگ نفت در دنیا نظیر چین، ژاپن، هند،کره و اروپا نیز روی تحولات منطقه حساس هستند. نمیتوان دل به این خوش کرد که این کشورها در اردوی عدم همسویی با سیاست ماجراجویانهٔ ترامپ قرار دارند.آنها انتظار دارند ایران در خصوص مناقشات خاورمیانه ازخود خویشتنداری نشان دهد. آنها همچنین انتظار دارند اقداماتشان در خصوص محدودسازی مبادلات تجاری و نفت از سوی ایران درک شود و ایران آن را به حساب همکاری با تحریمهای آمریکا نگذارد.شکستن پلها نتیجهای عاید ما نمیسازد اما تفاهم مشترک بدون شک راهحلهایی برای شکستن تحریمها را پیشپای اطراف ذینفع خواهد گذاشت.منافع ما ایجاب میکند که سیاست تعامل حداکثری با همسایگان و نیز با سایرکشورها به مورداجرا گذاشته شود. ایران حتی با پافشاری بر اصول خود شانس کمی برای عبور از بحران ندارد.راهبرد صحیح برای عبور از بحران با توسعهٔ نفوذ منطقهای گذر نمیکند بلکه مرهون برقراری روابط اقتصادی و سیاسی توانمند و باثبات در سطح منطقهوبینالمللی است؛ موضوعیکه حلمسائل جاری اقتصادی را برای ما ممکن میسازد و همپیمانان بیشتری را به صفآرایی در کنارما ترغیب میکند
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۶ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۶ شهریور ۹۷
دستگاههای اطلاعاتی کشور چگونه هماهنگ میشوند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
دستگاههای اطلاعاتی کشور چگونه هماهنگ میشوند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno