صدای نو | ۱۳ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۳ شهریور ۹۷
افزایش تورم با طبقات فرودست چه خواهد کرد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
افزایش تورم با طبقات فرودست چه خواهد کرد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
♦️سکوت!
▫️شورای سردبیری: سه روز از انتشار نامه مهدی کروبی خطاب به مجلس خبرگان میگذرد. اما خبری از واکنش نیست: موجی بسیار اندک در جامعه اهل شبکه، واکنشی کمارتفاع در رسانههای حکومت، و پاسخی پر از سکوت در حاکمیت و مخاطب نامه، به شرط آنکه تعارفها و ثناگوییها را پاسخ فرض نکنیم. برای برخی در دستگاه حکومتی این خبر خوبی است و البته برای اهل نظر مایه دغدغه. خطر نیست که جامعه و حکومت آن به هیچ محرکی واکنش نشان نمیدهند؟ حاصل بیتأثیری و بیاهمیت دانستن آن از سوی جامعه است، و رندی مخاطب مستقیم در دم فروبستن به وقت خاموشی؟
فارغ از آنچه شیخ مهدی گفته ، خطاب او به مجلس خبرگان است. یک روحانی دارای نقش مهم در طول حیات چهل ساله این جمهوری به گروه وسیعی از دیگر روحانیون موثر که همچون سنگهای زیر ستون اصلی این بنا هستند نامه مینویسد و درباره وجوه مهم سیاست کشور مدعی میشود. اما پاسخی نمیگیرد. معنای آن چه میتواند باشد؟ الزاماً دمفروبستن رندانه و بیاهمیت خواندن نباید باشد و شاید نداشتن پاسخ برای پرسشهایی که نمیتوان آنها را پاک کرد نیز در شمار معانی این سکوت به شمار آید.
به نظر نمیآید برنامهای برای بیاعتنایی عمدی به نویسنده و مضامین نامهاش وجود داشته باشد که اگر چنین بود کاری سیاسی مینمود و جای دفاع از زاویه تاکتیکی داشت. اما چنین نیست. غیر از دفاع غیرمستقیمی که آقای جنتی در برابر برخی مضامین نامه کروبی به عمل آورد، در روزهای اخیر نویسندگان رسانههای حکومت تلاش مضاعفی داشتهاند که در بخشهای تاریخی نامه کروبی تشکیک کنند و اعتبار آن را از نظر ذکر وقایع تاریخی زیر علامت سوال ببرند. اما در شرایط امروز کشور این مسائل کمترین اهمیت را دارند. پرداختن به آنها، برای گریز از دیدن مضامین دیگر است. به هر حال، بی اعتنا نگذشتند و این هم که از فحاشی و کاربرد الفاظی مانند فتنهگر خودداری شد نشان از تغییر اجباری فضا میدهد. تنها حرف تندی که علیه کروبی منتشر شد این اتهام بود که نامه را پسر او نوشته و خودش نقشی ندارد. اتهامی بود شبیه آنکه میگفتند حاج احمد آقا نویسنده نامههای اواخر عمر مرحوم امام خمینی بوده است. این بار، کسی فحش علیه شیخ مهدی کروبی منتشر نکرد.
اما واکنش دستگاه تبلیغاتی اهمیتی ندارد. اینکه مخاطب اصلی اهمیتی به نامه و محتوای آن نمیدهد نگرانیزاست. نگرانیآور است زیرا به نظر میرسد برای مخاطب اصلی دیگر اهمیتی ندارد شخصیتهای رانده از قلب نظام که هنوز هم مهم هستند (و اگر نه در حبس و حصر نبودند) درباره آن چه بگویند؟
میتوان پذیرفت مردمانی که این روزها جز فروافتادن سطح زندگی در برابر فرا رفتن قیمتها و نرخ ارز چیزی نمیبینند، نامه کروبی را ندیده باشند، میتوان درک کرد در گوشه و کنار و میانه صفهای انتظار و فضای تاکسیها از مشکلات اقتصادی و بیکاری فرزندانشان با یکدیگر بگویند و نه از اعلامیهها و نامههای اهل سیاست، اما اعضای مجلس خبرگان که عوام نیستند. بیتوجه هم نیستند که کروبی به مثابه کسی مثل خودشان و از لایه اول حکومت (هر چند رانده شده) نامه نوشته و اعتبار سخنش در میان آنها که میشنوند نازل و در حد اشخاص و رسانههای معاند خارج از کشور نیست. بیواکنش گذشتن خبرگان شایسته نبود و اثری جز تثبیت اتهامات آقای کروبی ندارد.
حکومت.ها و اجزای آنها در چنین مواقعی یا موضع پاسخگویی خود را قوی مییابند و پاسخی در خور و روشنگر ارائه میکنند و یا واکنشی از سر خشم و عتاب دارند که نشانه استواریشان بر زین اسب قدرت و در دست داشتن مهار است. امروز و در این زمانه کسی روش دوم را توصیه نمیکند. دوران نرمش است در برابر منتقدانی که اگر به خیابان نیایند و نارضایتی و حتی نفرت خود را در شبکههای اجتماعی به دیگران برسانند، به حکومتها لطف کردهاند. درعین حال دوران گریز از رویارویی با پرسشها هم نیست.
اجلاسیه خبرگان به پایان نرسیده و شاید در پایان این اجلاس پاسخ روشنگر و در خور و قانع کنندهای به نامه مهدی کروبی داده شود. اما اگر چنین نشود، کروبی توانسته است اعتبار این مجلس را دچار صدمه کند. آن نامه پاسخ مستقیمی میخواهد. مجلس خبرگان نمیتواند سخنرانی آیتالله جنتی در هنگام گشایش این اجلاس را پاسخ غیرمستقیم به مهدی کروبی بداند. آن، به دعوای دیگری مرتبط بود. دعوابر سر تقسیم مسئولیت نارساییها بین دوقطب سوار بر اسب قدرت. پرسغشهای بیرونی از اعضای مجلس خبرگان، بسیار فراتر از آن است که خط قرمز هستهای چه بود یا مقصر نوسان بازارها کیست. پرسشهای محتوم را با راندن به مناطق کم نور، بزرگتر میکنیم و برای اجلاس دیگر مصرتر به طلب پاسخ. گریزی نیست.
🆔 @jameeno
♦️سکوت!
▫️شورای سردبیری: سه روز از انتشار نامه مهدی کروبی خطاب به مجلس خبرگان میگذرد. اما خبری از واکنش نیست: موجی بسیار اندک در جامعه اهل شبکه، واکنشی کمارتفاع در رسانههای حکومت، و پاسخی پر از سکوت در حاکمیت و مخاطب نامه، به شرط آنکه تعارفها و ثناگوییها را پاسخ فرض نکنیم. برای برخی در دستگاه حکومتی این خبر خوبی است و البته برای اهل نظر مایه دغدغه. خطر نیست که جامعه و حکومت آن به هیچ محرکی واکنش نشان نمیدهند؟ حاصل بیتأثیری و بیاهمیت دانستن آن از سوی جامعه است، و رندی مخاطب مستقیم در دم فروبستن به وقت خاموشی؟
فارغ از آنچه شیخ مهدی گفته ، خطاب او به مجلس خبرگان است. یک روحانی دارای نقش مهم در طول حیات چهل ساله این جمهوری به گروه وسیعی از دیگر روحانیون موثر که همچون سنگهای زیر ستون اصلی این بنا هستند نامه مینویسد و درباره وجوه مهم سیاست کشور مدعی میشود. اما پاسخی نمیگیرد. معنای آن چه میتواند باشد؟ الزاماً دمفروبستن رندانه و بیاهمیت خواندن نباید باشد و شاید نداشتن پاسخ برای پرسشهایی که نمیتوان آنها را پاک کرد نیز در شمار معانی این سکوت به شمار آید.
به نظر نمیآید برنامهای برای بیاعتنایی عمدی به نویسنده و مضامین نامهاش وجود داشته باشد که اگر چنین بود کاری سیاسی مینمود و جای دفاع از زاویه تاکتیکی داشت. اما چنین نیست. غیر از دفاع غیرمستقیمی که آقای جنتی در برابر برخی مضامین نامه کروبی به عمل آورد، در روزهای اخیر نویسندگان رسانههای حکومت تلاش مضاعفی داشتهاند که در بخشهای تاریخی نامه کروبی تشکیک کنند و اعتبار آن را از نظر ذکر وقایع تاریخی زیر علامت سوال ببرند. اما در شرایط امروز کشور این مسائل کمترین اهمیت را دارند. پرداختن به آنها، برای گریز از دیدن مضامین دیگر است. به هر حال، بی اعتنا نگذشتند و این هم که از فحاشی و کاربرد الفاظی مانند فتنهگر خودداری شد نشان از تغییر اجباری فضا میدهد. تنها حرف تندی که علیه کروبی منتشر شد این اتهام بود که نامه را پسر او نوشته و خودش نقشی ندارد. اتهامی بود شبیه آنکه میگفتند حاج احمد آقا نویسنده نامههای اواخر عمر مرحوم امام خمینی بوده است. این بار، کسی فحش علیه شیخ مهدی کروبی منتشر نکرد.
اما واکنش دستگاه تبلیغاتی اهمیتی ندارد. اینکه مخاطب اصلی اهمیتی به نامه و محتوای آن نمیدهد نگرانیزاست. نگرانیآور است زیرا به نظر میرسد برای مخاطب اصلی دیگر اهمیتی ندارد شخصیتهای رانده از قلب نظام که هنوز هم مهم هستند (و اگر نه در حبس و حصر نبودند) درباره آن چه بگویند؟
میتوان پذیرفت مردمانی که این روزها جز فروافتادن سطح زندگی در برابر فرا رفتن قیمتها و نرخ ارز چیزی نمیبینند، نامه کروبی را ندیده باشند، میتوان درک کرد در گوشه و کنار و میانه صفهای انتظار و فضای تاکسیها از مشکلات اقتصادی و بیکاری فرزندانشان با یکدیگر بگویند و نه از اعلامیهها و نامههای اهل سیاست، اما اعضای مجلس خبرگان که عوام نیستند. بیتوجه هم نیستند که کروبی به مثابه کسی مثل خودشان و از لایه اول حکومت (هر چند رانده شده) نامه نوشته و اعتبار سخنش در میان آنها که میشنوند نازل و در حد اشخاص و رسانههای معاند خارج از کشور نیست. بیواکنش گذشتن خبرگان شایسته نبود و اثری جز تثبیت اتهامات آقای کروبی ندارد.
حکومت.ها و اجزای آنها در چنین مواقعی یا موضع پاسخگویی خود را قوی مییابند و پاسخی در خور و روشنگر ارائه میکنند و یا واکنشی از سر خشم و عتاب دارند که نشانه استواریشان بر زین اسب قدرت و در دست داشتن مهار است. امروز و در این زمانه کسی روش دوم را توصیه نمیکند. دوران نرمش است در برابر منتقدانی که اگر به خیابان نیایند و نارضایتی و حتی نفرت خود را در شبکههای اجتماعی به دیگران برسانند، به حکومتها لطف کردهاند. درعین حال دوران گریز از رویارویی با پرسشها هم نیست.
اجلاسیه خبرگان به پایان نرسیده و شاید در پایان این اجلاس پاسخ روشنگر و در خور و قانع کنندهای به نامه مهدی کروبی داده شود. اما اگر چنین نشود، کروبی توانسته است اعتبار این مجلس را دچار صدمه کند. آن نامه پاسخ مستقیمی میخواهد. مجلس خبرگان نمیتواند سخنرانی آیتالله جنتی در هنگام گشایش این اجلاس را پاسخ غیرمستقیم به مهدی کروبی بداند. آن، به دعوای دیگری مرتبط بود. دعوابر سر تقسیم مسئولیت نارساییها بین دوقطب سوار بر اسب قدرت. پرسغشهای بیرونی از اعضای مجلس خبرگان، بسیار فراتر از آن است که خط قرمز هستهای چه بود یا مقصر نوسان بازارها کیست. پرسشهای محتوم را با راندن به مناطق کم نور، بزرگتر میکنیم و برای اجلاس دیگر مصرتر به طلب پاسخ. گریزی نیست.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۴ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۴ شهریور ۹۷
دولت برنامهای برای حمایت از فرودستان دارد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
دولت برنامهای برای حمایت از فرودستان دارد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸 اختصاصی صرافخانه: تقابل دو دیدگاه تحلیلی روی سطح مقاومت ۱۴ هزار تومانی دلار | تحلیل کدام گروه راهگشاست؟
1️⃣ گروه اول: همانطور که در روزهای قبل منتشر شد، سیروس کریمی -اقتصاددان- و برخی تحلیلگران تکنیکال زبردست که پیشبینیهایشان غالباً در مورد قیمت دلار در بازههای زمانی بلندمدت درست از آب درآمده است، با بررسی و آنالیز عددی دادههای پنجاه ساله نرخ ارز اذعان میکنند که عددی نزدیک ۱۴ هزار تومان سقف قیمتی دلار در بلندمدت است و احتمال بسیار اندکی برای"تثبیت" قیمت بالای این عدد متصور میباشد که اگر چنین شود فاجعه افزایش قیمت دلار در پیش است.
2️⃣ اما گروه دوم -از سوی دیگر- مانند محمد متین و برخی تحلیلگران فاندمنتال صاحب سبک نیز که پیشبینیهایشان -بر حسب اتفاق و غالبا- همانند گروه بالا توانسته به واقعیت نزدیک باشد، بر این باورند که عوامل بنیادین قدرتمندی برای شکستن مقاومت ۱۴ هزار تومان وجود دارد.
☝️این گروه معتقد است که گروه اول تصور کاملا اشتباهی در درک رفتار بازارگردان [بازارساز] دارد و واکنش به اهداف تکنیکی که منجر به اصلاح های مقطعی میشود را به عنوان پایان حرکت تصور کردهاند.
💬 متین در کانال تشخیص روند نوشته است:
" بنده در همین جا هدف ۱۳.۴۵۰ رو برای دلار عرض کردم ولی واکنش به این عدد می تونه یه اصلاح مثلا یکی دو هفته ای رو داشته باشه با مقداری اصلاح قیمت و یا اینکه بالعکس یه واکنش محدود ببینیم و مجددا بره سمت هدف بالاتر و اطراف ۱۴.۸۰۰ تومان و...."
👁🗨 وی بر رفتار بازارساز تاکید ویژهای دارد و میگوید:
"⚠️اینکه بازارها چه دلار و سکه و چه در بورس و... به اهداف تکنیکی واکنش نشون بدن و اصلاح کوتاه ببینیم کاملا طبیعیه ولی به معنای پایان حرکت نیست. به نظر بنده و با توجه به دلایل متعدد،
💸 دلار تا دو ماه آینده به محدوده ۲۰ هزار تا ۲۵ هزار تومان خواهد رسید البته اگر بازارگردان به این سطح قانع باشه وگرنه میتونن بالاتر هم ببرند؛
💢 و اینکه در این مدت واکنش های مقطعی کوتاه به اهداف تکنیکی خواهیم دید و شاهد افت قیمت در مقاطعی خواهیم بود که خیلی هم کوتاه هستند و مجددا بعد از چند روز سقف های قبلی شکسته خواهند شد؛ آقایون خودشون به بازار جهت میدن و بازارگردان هم بر اساس این جهت دهی، عمل می کند.
🚨من هم طبق رفتار بازارگردان و شرایط تکنیکی به این نتایج رسیدم که البته الان باورش سخته تا زمانش برسه.
💸 تغییر جهت نقدینگی به طرف دلار کاملا مشخصه و با این شرایط و رشد شارپ دلار در کنار رشد کند سکه ، بزودی بخش عمده ای از حباب سکه کم میشه.
🔢 با توجه این شرایط اهداف مجددا تغییراتی دارن که به این صورت خواهد بود:
💵 دلار با شکستن سطح ۱۴.۸۰۰ تا ۱۵.۰۰۰ تومان به هدف ۱۶.۲۰۰ تومان خواهد رسید.
🔆 و سکه بستگی به مدل حرکتش داره می تونه محدوه ۵.۲۰۰ رو فعلا هدف قرار بده. "
⬅️ نتیجهگیری صرافخانه:
🧐از بررسی و مقایسه دو دیدگاه فوق و تطابق آنها با مدل مفهومی "روزنبرگ" [که از کتاب این تحلیلگر بزرگ بهعنوان مرجع پیشبینی نرخ ارز یاد میشود] میتوان اینگونه نتیجه گرفت که:
1️⃣ عوامل بنیادین بر عوامل تکنیکال ارجحیت ساختاری دارند پس هرگاه نشانههای قدرتمند فاندمنتال ظاهر شوند ریزش سطوح مقاومت بلندمدت تکنیکال دور از ذهن نیست؛
2️⃣ یکی از ابزارهای اساسی و پیشنهادی روزنبرگ، "دخالت بانک مرکزی" یا همان CB Intervention است که روزنبرگ آن را دقیقا در بخش تکنیکال قرار داده و میگوید رگولاتور [بازارساز] با توجه به عقبه بنیادین باید در بازار دخالت نماید؛ چیزی که حداقل در این برهه ما از بازارساز نمیبینیم و آنچه مشاهده میشود "بیعملی و انفعال" است.
3️⃣ بازارساز بهخوبی میداند که تقاضاهای احتیاطی و سرمایهگذاری را نادیده میگیرد چون عرضه آن توسط اسکناس تامین میگردد.
⚓️ عدم وجود اسکناس کافی، به عنوان لنگر کاهش کشتی قیمت نرخ به سمت قیمت سامانه نیما عمل مینماید.
💡اگر بازارساز "میخواهد" کاری موثر کند، میتواند با کارگروهی متشکل از نمایندگان معاونت ارزی بانک مرکزی، نماینده کانون صرافان و نماینده قوه قضاییه، عملیات ورود اسکناس را هر چه سریعتر تسهیل و تسریع نماید؛
⬅️ چون هر کانال هزار تومانی قیمت دلار که در نوردیده میشود سیاستگذار یک گام بیشتر از هدفش دور میگردد؛ و آنقدر دیر میشود و قیمت بالا میرود که حتی از واردات اسکناس هم کاری بر نخواهد آمد.
منبع: صرافخانه
🆔 @jameeno
🔸 اختصاصی صرافخانه: تقابل دو دیدگاه تحلیلی روی سطح مقاومت ۱۴ هزار تومانی دلار | تحلیل کدام گروه راهگشاست؟
1️⃣ گروه اول: همانطور که در روزهای قبل منتشر شد، سیروس کریمی -اقتصاددان- و برخی تحلیلگران تکنیکال زبردست که پیشبینیهایشان غالباً در مورد قیمت دلار در بازههای زمانی بلندمدت درست از آب درآمده است، با بررسی و آنالیز عددی دادههای پنجاه ساله نرخ ارز اذعان میکنند که عددی نزدیک ۱۴ هزار تومان سقف قیمتی دلار در بلندمدت است و احتمال بسیار اندکی برای"تثبیت" قیمت بالای این عدد متصور میباشد که اگر چنین شود فاجعه افزایش قیمت دلار در پیش است.
2️⃣ اما گروه دوم -از سوی دیگر- مانند محمد متین و برخی تحلیلگران فاندمنتال صاحب سبک نیز که پیشبینیهایشان -بر حسب اتفاق و غالبا- همانند گروه بالا توانسته به واقعیت نزدیک باشد، بر این باورند که عوامل بنیادین قدرتمندی برای شکستن مقاومت ۱۴ هزار تومان وجود دارد.
☝️این گروه معتقد است که گروه اول تصور کاملا اشتباهی در درک رفتار بازارگردان [بازارساز] دارد و واکنش به اهداف تکنیکی که منجر به اصلاح های مقطعی میشود را به عنوان پایان حرکت تصور کردهاند.
💬 متین در کانال تشخیص روند نوشته است:
" بنده در همین جا هدف ۱۳.۴۵۰ رو برای دلار عرض کردم ولی واکنش به این عدد می تونه یه اصلاح مثلا یکی دو هفته ای رو داشته باشه با مقداری اصلاح قیمت و یا اینکه بالعکس یه واکنش محدود ببینیم و مجددا بره سمت هدف بالاتر و اطراف ۱۴.۸۰۰ تومان و...."
👁🗨 وی بر رفتار بازارساز تاکید ویژهای دارد و میگوید:
"⚠️اینکه بازارها چه دلار و سکه و چه در بورس و... به اهداف تکنیکی واکنش نشون بدن و اصلاح کوتاه ببینیم کاملا طبیعیه ولی به معنای پایان حرکت نیست. به نظر بنده و با توجه به دلایل متعدد،
💸 دلار تا دو ماه آینده به محدوده ۲۰ هزار تا ۲۵ هزار تومان خواهد رسید البته اگر بازارگردان به این سطح قانع باشه وگرنه میتونن بالاتر هم ببرند؛
💢 و اینکه در این مدت واکنش های مقطعی کوتاه به اهداف تکنیکی خواهیم دید و شاهد افت قیمت در مقاطعی خواهیم بود که خیلی هم کوتاه هستند و مجددا بعد از چند روز سقف های قبلی شکسته خواهند شد؛ آقایون خودشون به بازار جهت میدن و بازارگردان هم بر اساس این جهت دهی، عمل می کند.
🚨من هم طبق رفتار بازارگردان و شرایط تکنیکی به این نتایج رسیدم که البته الان باورش سخته تا زمانش برسه.
💸 تغییر جهت نقدینگی به طرف دلار کاملا مشخصه و با این شرایط و رشد شارپ دلار در کنار رشد کند سکه ، بزودی بخش عمده ای از حباب سکه کم میشه.
🔢 با توجه این شرایط اهداف مجددا تغییراتی دارن که به این صورت خواهد بود:
💵 دلار با شکستن سطح ۱۴.۸۰۰ تا ۱۵.۰۰۰ تومان به هدف ۱۶.۲۰۰ تومان خواهد رسید.
🔆 و سکه بستگی به مدل حرکتش داره می تونه محدوه ۵.۲۰۰ رو فعلا هدف قرار بده. "
⬅️ نتیجهگیری صرافخانه:
🧐از بررسی و مقایسه دو دیدگاه فوق و تطابق آنها با مدل مفهومی "روزنبرگ" [که از کتاب این تحلیلگر بزرگ بهعنوان مرجع پیشبینی نرخ ارز یاد میشود] میتوان اینگونه نتیجه گرفت که:
1️⃣ عوامل بنیادین بر عوامل تکنیکال ارجحیت ساختاری دارند پس هرگاه نشانههای قدرتمند فاندمنتال ظاهر شوند ریزش سطوح مقاومت بلندمدت تکنیکال دور از ذهن نیست؛
2️⃣ یکی از ابزارهای اساسی و پیشنهادی روزنبرگ، "دخالت بانک مرکزی" یا همان CB Intervention است که روزنبرگ آن را دقیقا در بخش تکنیکال قرار داده و میگوید رگولاتور [بازارساز] با توجه به عقبه بنیادین باید در بازار دخالت نماید؛ چیزی که حداقل در این برهه ما از بازارساز نمیبینیم و آنچه مشاهده میشود "بیعملی و انفعال" است.
3️⃣ بازارساز بهخوبی میداند که تقاضاهای احتیاطی و سرمایهگذاری را نادیده میگیرد چون عرضه آن توسط اسکناس تامین میگردد.
⚓️ عدم وجود اسکناس کافی، به عنوان لنگر کاهش کشتی قیمت نرخ به سمت قیمت سامانه نیما عمل مینماید.
💡اگر بازارساز "میخواهد" کاری موثر کند، میتواند با کارگروهی متشکل از نمایندگان معاونت ارزی بانک مرکزی، نماینده کانون صرافان و نماینده قوه قضاییه، عملیات ورود اسکناس را هر چه سریعتر تسهیل و تسریع نماید؛
⬅️ چون هر کانال هزار تومانی قیمت دلار که در نوردیده میشود سیاستگذار یک گام بیشتر از هدفش دور میگردد؛ و آنقدر دیر میشود و قیمت بالا میرود که حتی از واردات اسکناس هم کاری بر نخواهد آمد.
منبع: صرافخانه
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۵ شهریور
گروه جامعه نو
صدای نو | ۱۵ شهریور ۹۷
آیا نظامیان ایران دولت میشوند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا نظامیان ایران دولت میشوند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔻کشتی را به باد نده!
▫️شورای سردبیری: بدترین خبری که هنگام از دست رفتن کنترل اوضاع میتوان شنید، داده شدن فرمان به دست مدعیانی است که میگویند راه حل بحرانها آسان و در آستین آنها پنهان است. اینها معمولا چند دستهاند؛ خرده روشنفکران با راه حلهای تخیلیشان، کهنه سیاستمداران کاملاً آگاه به فقدان راه حل آسان که دروغ میگویند تا برای مدتی دیگر به قدرت برگردند، و نظامیان که فکر میکنند امکان اعمال نظم و نسق دوستداشتنی پادگان و ایجاد فرماندهی واحد در سرتاسر جامعه هم وجود دارد.
برخلاف خیلی افراد ، خوب است حرفهای فرمانده سپاه پاسداران و فرمانده بسیج را که به تلویح خواستار مشارکت در مدیریت اجرایی کشور شدهاند به اشتهای سیریناپذیر برای افزایش دستیابی به قدرت اجرایی کشور و کامل کردن سلطه نظامیان بر همه شئون تفسیر نکنیم، هرچند اگر کسی چنین تفسیر کرد نمیتوان بر او خرده گرفت. این نظامیان نیز که از این همه نارسایی و اوضاع بحرانآمیز در کشور به تنگ آمدهاند میگویند برای همه چیز راه حل دارند و میخواهند به حوزههای مدیریتی وارد شوند. فرمانده بسیج دیروز میگوید"وقتی بسیج میگوید برای برونرفت از مشکلات کشور طرح دارد ادعا نیست. بسیج در بخشهای صنعت، کشاورزی و بسیاری از موضوعها اعم از آموزشوپرورش ادعا دارد. بیایند بشنوند و اگر نخواستند رد کنند. ما اصلاً قبول نداریم که دخالت میکنیم. باید به راههای انقلابی و جهادی و میانبر اعتماد کنیم. "فقط خدا میداند راههای میانبر نظامیان به کجا ختم میشود و این اصرار برای به عهده گرفتن مدیریت کشور را به چه کسی میکنند: به مقام رهبری؟ به روحانی؟ به چه کسی؟
فرمانده سپاه پاسداران هم همین دیروز از همین مسیر رفته است: "سپاه حفاظت از انقلاب اسلامی را در تمام حوزهها و بویژه حوزه مدیریتی مورد توجه قرار داده است... وظیفه حفاظت و پاسداری از انقلاب حتی به شهرها، بازار و جامعه و حتی خانهها باز میگردد... فعالیت برخی مدیران کشور با تحصیلات غربی و مبانی غیراسلامی بر مشکلات کشور افزوده است. مدیریت کشور باید اسلامی باشد نه غربی..."
بخش عمدهای از این حرفها تازه نیست، ولی یک فصل مشترک دیگر هم دارند: این جمله مشترک که"برخی میگویند مشکلات کشور راه حل سیاسی دارد و این بوی مذاکره میدهد." جالب است که دو نظامی در یک روز در دو جای مختلف چنین جمله واحدی را بگویند. روز پیش از ان جنتی گفته باشد، و روز بعد سر مقاله کیهان به اتهام تبدیلش کند که میخواهند دلار بیست هزار تومان شود تا ما راضی به مذاکره شویم و.... پشت این حرفها چه قصدی پنهان است؟
آنهایی که با مسیر تطور امور سیاسی در این جمهوری آشنایی تاریخی دارند، هرچند شاهد برکناری رئیسجمهور بایک تظاهرات هم بودهاند اما احتمالاً بر مبنای همان شناخت تکاملی چهلساله باور ندارند نظام در بدترین بنبست تاریخ خود، که همانا رسیدن به نقطه گسست اقتصاد و یک آچمز پیچیده خارجی است، دست به حرکات ناسنجیده با نتیجه از پیش معلوم بزند. نه رهبر کشور محمدرضاشاه است ، نه حسن روحانی جعفر شریف امامی، و نه سردار جعفری ژنرال ازهاری. درست است که کشتیبانان ما مسیر را به درستی نپیموده و به جای ساحل نجات به میانه مجاری پرخیزاب و صخرههای ناپیدا در مه کشاندهاند، اما بعید است سکان را به مزایده شعارها بسپارند. حزم، هنوز وجود دارد.
کسی نترسد، هر چند شریف امامی بدبخت از آخرین کسانی بود که خبر شد برکنار شده است!
🆔 @jameeno
🔻کشتی را به باد نده!
▫️شورای سردبیری: بدترین خبری که هنگام از دست رفتن کنترل اوضاع میتوان شنید، داده شدن فرمان به دست مدعیانی است که میگویند راه حل بحرانها آسان و در آستین آنها پنهان است. اینها معمولا چند دستهاند؛ خرده روشنفکران با راه حلهای تخیلیشان، کهنه سیاستمداران کاملاً آگاه به فقدان راه حل آسان که دروغ میگویند تا برای مدتی دیگر به قدرت برگردند، و نظامیان که فکر میکنند امکان اعمال نظم و نسق دوستداشتنی پادگان و ایجاد فرماندهی واحد در سرتاسر جامعه هم وجود دارد.
برخلاف خیلی افراد ، خوب است حرفهای فرمانده سپاه پاسداران و فرمانده بسیج را که به تلویح خواستار مشارکت در مدیریت اجرایی کشور شدهاند به اشتهای سیریناپذیر برای افزایش دستیابی به قدرت اجرایی کشور و کامل کردن سلطه نظامیان بر همه شئون تفسیر نکنیم، هرچند اگر کسی چنین تفسیر کرد نمیتوان بر او خرده گرفت. این نظامیان نیز که از این همه نارسایی و اوضاع بحرانآمیز در کشور به تنگ آمدهاند میگویند برای همه چیز راه حل دارند و میخواهند به حوزههای مدیریتی وارد شوند. فرمانده بسیج دیروز میگوید"وقتی بسیج میگوید برای برونرفت از مشکلات کشور طرح دارد ادعا نیست. بسیج در بخشهای صنعت، کشاورزی و بسیاری از موضوعها اعم از آموزشوپرورش ادعا دارد. بیایند بشنوند و اگر نخواستند رد کنند. ما اصلاً قبول نداریم که دخالت میکنیم. باید به راههای انقلابی و جهادی و میانبر اعتماد کنیم. "فقط خدا میداند راههای میانبر نظامیان به کجا ختم میشود و این اصرار برای به عهده گرفتن مدیریت کشور را به چه کسی میکنند: به مقام رهبری؟ به روحانی؟ به چه کسی؟
فرمانده سپاه پاسداران هم همین دیروز از همین مسیر رفته است: "سپاه حفاظت از انقلاب اسلامی را در تمام حوزهها و بویژه حوزه مدیریتی مورد توجه قرار داده است... وظیفه حفاظت و پاسداری از انقلاب حتی به شهرها، بازار و جامعه و حتی خانهها باز میگردد... فعالیت برخی مدیران کشور با تحصیلات غربی و مبانی غیراسلامی بر مشکلات کشور افزوده است. مدیریت کشور باید اسلامی باشد نه غربی..."
بخش عمدهای از این حرفها تازه نیست، ولی یک فصل مشترک دیگر هم دارند: این جمله مشترک که"برخی میگویند مشکلات کشور راه حل سیاسی دارد و این بوی مذاکره میدهد." جالب است که دو نظامی در یک روز در دو جای مختلف چنین جمله واحدی را بگویند. روز پیش از ان جنتی گفته باشد، و روز بعد سر مقاله کیهان به اتهام تبدیلش کند که میخواهند دلار بیست هزار تومان شود تا ما راضی به مذاکره شویم و.... پشت این حرفها چه قصدی پنهان است؟
آنهایی که با مسیر تطور امور سیاسی در این جمهوری آشنایی تاریخی دارند، هرچند شاهد برکناری رئیسجمهور بایک تظاهرات هم بودهاند اما احتمالاً بر مبنای همان شناخت تکاملی چهلساله باور ندارند نظام در بدترین بنبست تاریخ خود، که همانا رسیدن به نقطه گسست اقتصاد و یک آچمز پیچیده خارجی است، دست به حرکات ناسنجیده با نتیجه از پیش معلوم بزند. نه رهبر کشور محمدرضاشاه است ، نه حسن روحانی جعفر شریف امامی، و نه سردار جعفری ژنرال ازهاری. درست است که کشتیبانان ما مسیر را به درستی نپیموده و به جای ساحل نجات به میانه مجاری پرخیزاب و صخرههای ناپیدا در مه کشاندهاند، اما بعید است سکان را به مزایده شعارها بسپارند. حزم، هنوز وجود دارد.
کسی نترسد، هر چند شریف امامی بدبخت از آخرین کسانی بود که خبر شد برکنار شده است!
🆔 @jameeno
#ب
🔸زنده باد راستگویی!
▫️تحریریه جامعه نو: باید برای رسانههای کشور خود آرزویی بکنیم؛ آرزوی رسیدن به چنان حدی از اعتبار و سندیت، که حتی دشمنان رسانههای آزاد و مستقل نیز نتوانند اطلاعات عرضه شده آنها را نادرست بخوانند. مناسبت این آرزو، داستانیست که هماکنون در نیویورکتایمز، روزنامه معتبر آمریکایی جریان دارد. چهار روز پیش نامه ای از فردی ناشناس چاپ کرد که خود را از کارکنان ارشد کاخ سفید اعلام میکرد و میگفت عضوی از یک گروه غیررسمی است که تلاش میکنند صدمات دیوانگیهای ترامپ به سیاستهای ایالاتمتحده را کم کنند. این نامه طوفانی از خشم در ترامپ پدید آورد و کاخسفید را به هم ریخت.
نکتهای که مد نظر ماست، شیوه برخورد با سندیت و صحت این نامه و اعتبار نیویورکتایمز است تاکنون هیچکس حتی به احتمال از اینکه نیویورکتایمز این نامه را جعل کرده باشد سخن نگفته است. هیچکس به احتمال اینکه نویسنده به روزنامه دروغ گفته و آن را فریب داده باشد اشارهای نکرده است. حتی ترامپ که روزنامههای معتبر را دروغگو و فیکنیوز میخواند نتوانسته بگوید چنین فردی وجود ندارد. او در توییتر خود ننوشت: «روزنامه دروغگو»، یک کلمه نوشت: «خائن»، که نشان میداد به صحت مطالب نیویورکتایمز شک هم نمیکند. علت سادهای دارد. به خاطر سابقهای طولانی از درستی عملکرد، تقریبا همه باور دارند رسانه مستقل و معتبر دروغ نمیگوید و فریب هم نمیخورد و امن هم هست زیرا هویت منابع خود را به هر قیمتی حفط میکند. میتوان نیورکتایمز را با رسانههای ما و برخورد حکومت آمریکا (حتی فاشیستی مثل ترامپ) را با حکومت ما در مواردی چنین مقایسه کرد و حسرت خورد، ولی فعلا از آن میگذریم...
با آرزوی داشتن رسانههای مستقل، معتبر، و قدرتمند.
🆔 @jameeno
🔸زنده باد راستگویی!
▫️تحریریه جامعه نو: باید برای رسانههای کشور خود آرزویی بکنیم؛ آرزوی رسیدن به چنان حدی از اعتبار و سندیت، که حتی دشمنان رسانههای آزاد و مستقل نیز نتوانند اطلاعات عرضه شده آنها را نادرست بخوانند. مناسبت این آرزو، داستانیست که هماکنون در نیویورکتایمز، روزنامه معتبر آمریکایی جریان دارد. چهار روز پیش نامه ای از فردی ناشناس چاپ کرد که خود را از کارکنان ارشد کاخ سفید اعلام میکرد و میگفت عضوی از یک گروه غیررسمی است که تلاش میکنند صدمات دیوانگیهای ترامپ به سیاستهای ایالاتمتحده را کم کنند. این نامه طوفانی از خشم در ترامپ پدید آورد و کاخسفید را به هم ریخت.
نکتهای که مد نظر ماست، شیوه برخورد با سندیت و صحت این نامه و اعتبار نیویورکتایمز است تاکنون هیچکس حتی به احتمال از اینکه نیویورکتایمز این نامه را جعل کرده باشد سخن نگفته است. هیچکس به احتمال اینکه نویسنده به روزنامه دروغ گفته و آن را فریب داده باشد اشارهای نکرده است. حتی ترامپ که روزنامههای معتبر را دروغگو و فیکنیوز میخواند نتوانسته بگوید چنین فردی وجود ندارد. او در توییتر خود ننوشت: «روزنامه دروغگو»، یک کلمه نوشت: «خائن»، که نشان میداد به صحت مطالب نیویورکتایمز شک هم نمیکند. علت سادهای دارد. به خاطر سابقهای طولانی از درستی عملکرد، تقریبا همه باور دارند رسانه مستقل و معتبر دروغ نمیگوید و فریب هم نمیخورد و امن هم هست زیرا هویت منابع خود را به هر قیمتی حفط میکند. میتوان نیورکتایمز را با رسانههای ما و برخورد حکومت آمریکا (حتی فاشیستی مثل ترامپ) را با حکومت ما در مواردی چنین مقایسه کرد و حسرت خورد، ولی فعلا از آن میگذریم...
با آرزوی داشتن رسانههای مستقل، معتبر، و قدرتمند.
🆔 @jameeno
🔺من یکی از اعضای جنبش مقاومت در حکومت ترامپ هستم (نامه عضو ناشناس کابینه ترامپ به نیویورک تایمز)
🖌برگردان مهسا صباغی
▫️اختصاصی جامعه نو: من با رییسجمهور کار میکنم، اما صرفا همکار او هستم و سوگند خوردهام که بخشی از دستورات و بدترین انحرافات او را خنثی کنم.
توضیحات تایمز: تایمز امروز کاری نادر انجام داده: انتشار یک جستار با نویسنده ناشناس. ما این کار را به دلیل درخواست خود نویسنده انجام دادهایم؛ مقامی بلندپایه در دولت ترامپ که هویتش بر ما روشن است و افشای آن، شغل او را به خطر خواهند انداخت. به اعتقاد ما، انتشار این جستار به صورت ناشناس، تنها راه رساندن این پیام مهم به خوانندگان ماست.
ریاست رییسجمهور ترامپ در معرض آزمون قرار گرفته است، برخلاف دیگر رهبران مدرن آمریکایی. موضوع فقط این نیست که وکیل ویژه او افشاگری میکند یا بزرگنمایی؛ یا اینکه کشور برپایه رهبری ترامپ، شقهشقه شده است؛ یا حتی موضوع این نیست که بعید نیست حزب او، با سقوطش کاخ را به اپوزوسیون ببازد.
مسئلهای که او نیز چندان پی به آن نبرده، این است که بسیاری از مقامات بلندپایه در حاکمیت خود او، سرسختانه از داخل در حال خنثی کردن دستورات و بدترین انحرافات او هستند.
من این جریان را میشناسم. من یکی از آنها هستم.
🔻یادداشت کامل را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/resistance-09-08
🖌برگردان مهسا صباغی
▫️اختصاصی جامعه نو: من با رییسجمهور کار میکنم، اما صرفا همکار او هستم و سوگند خوردهام که بخشی از دستورات و بدترین انحرافات او را خنثی کنم.
توضیحات تایمز: تایمز امروز کاری نادر انجام داده: انتشار یک جستار با نویسنده ناشناس. ما این کار را به دلیل درخواست خود نویسنده انجام دادهایم؛ مقامی بلندپایه در دولت ترامپ که هویتش بر ما روشن است و افشای آن، شغل او را به خطر خواهند انداخت. به اعتقاد ما، انتشار این جستار به صورت ناشناس، تنها راه رساندن این پیام مهم به خوانندگان ماست.
ریاست رییسجمهور ترامپ در معرض آزمون قرار گرفته است، برخلاف دیگر رهبران مدرن آمریکایی. موضوع فقط این نیست که وکیل ویژه او افشاگری میکند یا بزرگنمایی؛ یا اینکه کشور برپایه رهبری ترامپ، شقهشقه شده است؛ یا حتی موضوع این نیست که بعید نیست حزب او، با سقوطش کاخ را به اپوزوسیون ببازد.
مسئلهای که او نیز چندان پی به آن نبرده، این است که بسیاری از مقامات بلندپایه در حاکمیت خود او، سرسختانه از داخل در حال خنثی کردن دستورات و بدترین انحرافات او هستند.
من این جریان را میشناسم. من یکی از آنها هستم.
🔻یادداشت کامل را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/resistance-09-08
Telegraph
من یکی از اعضای جنبش مقاومت در حکومت ترامپ هستم
من با رییسجمهور کار میکنم، اما صرفا همکار او هستم و سوگند خوردهام که بخشی از دستورات و بدترین انحرافات او را خنثی کنم. توضیحات تایمز: تایمز امروز کاری نادر انجام داده: انتشار یک جستار با نویسنده ناشناس. ما این کار را به دلیل درخواست خود نویسنده انجام…
#الف
🔹تعمیر ساعت با چکش!
▫شورای سردبیری: دور دیگری از کشمکش تبلیغاتی بین اصلاحطلبان و محافظهکاران در مجلس و رسانهها درگرفته که پیرامون نطق دو نماینده اصلاحطلب است. نمایندهها نطق تندی کردهاند که نقطه حساس آنها پیشنهاد برگزاری رفراندوم بوده است :" ... جا دارد برای حل برخی معضلات داخلی و خارجی از مراجعه به آرای عمومی استفاده کنیم" این تکه بیش از چندین انتقاد دیگر سبب بروز طوفانی از خشم در پیکره محافظهکارانی شده که بخش استبدادطلب خود را برای مقابله به میدان فرستادند. ۲۰ نماینده ورود قوه قضائیه به ماجرا و برخورد قضایی با نمایندهها را خواستار شدند، عدهای شکایت به تشکیلات کنترل رفتار نمایندگان مجلس بردند و فوجی هم به فحاشی پردامنه پرداختند. دلیل روشنی هم دارد: باید آنقدر محکم و پرزور تقاضای اخراج از مجلس و روبرو شدن با قضات را به میان بیاورند که نماینده دیگری جرأت طرح موضوع رفراندوم را نداشته باشد.
اصلاحطلبان هم بیکار نبودند و ثناگویی و تقدیس دو نماینده بیوقفه ادامه دارد. اتهامات استبدادطلبان از اتهام تشویش اذهان عمومی شروع میشد و به کپیبرداری از متون اتاق فکر استکبار جهانی میرسید و تحسینها و به عرش بردنها از برچسب سلحشور (برگرفته از نام یکی از دو نماینده) و تکستاره مجلس شروع میشد و به اعطای لقب نماد حریت ختم.
در میانه تبادل این اتهامها و ستایشها، نه آن طرف میپرسد منظور از "مراجعه به آرای عمومی در مورد برخی مسائل داخلی و خارجی" چیست و محتوای رفراندوم چه هست، نه این طرف فکر میکند ممکن است از میان میلیونها مخاطب اصلاحطلب یک نفر نیازمند این باشد که بداند آن "برخی مسائل داخلی و خارجی" با چه فرمولی حل میشوند. اما نماینده دیگر که موضوع را بازمیشکافت فهرستی چهارگانه درباره اداره صدا و سیما، مجلس خبرگان، نظارت استصوابی و سیاست خارجی مطرح میساخت. نشانیهایی سرراست، که از یک تقابل با محتوایی فرااصلاحات خبر میدهد.
داستان برای ناظرانی که این تقابل را برای سالهایی طولانی دنبال کردهاند بیش از یک دههونیم ادامه دارد. نخستینبار تقاضای رفراندم در اوایل دور دوم انتخاب آقای خاتمی به ریاستجمهوری یعنی اوایل دهه ۸۰ مطرح شد. در آن زمان اصلاحات اقتصادی نسبتاً خوب پیش میرفت، اصلاحات اجتماعی در مسیری پر شیب و سنگلاخ به زحمت پیش میرفت و راه اصلاحات سیاسی بهکلی بسته شده بود. پروژه جنبش اصلاحات برای بالا بردن سطح رهبری اصلاحات و تبدیل روند اصلاحی به مسیر کل حاکمیت جمهوری بکلی ناکام مانده بود، استبدادطلبان دور کانون قدرت را گرفته بودند و هر منفذی را با خشونت میبستند. درخواست برگزاری رفراندم در چنین شرایط ناامیدانهای مطرح شد بدون توجه به محتوای قانون اساسی که راه تغییرات منتهی به تغییر توازن قوا را بسته است. آن زمان کسی از بین اصلاحطلبان نمیتوانست توضیح دقیقی درباره محتوای رفراندم بدهد. اصلاحطلبان در ذهن خود رفراندم را دری به محوطه حصاری بیرون از قلعه چندینحصاری قدرت میدیدند که با باز شدن آن بخشی از جمعیت وسیع طرفدار اصلاحات را در قدرت سیاسی شریک میساخت و سبب تحکیم پایههای اجتماعی نظام میشد. این نیت خیر هنگامی که به مرحله تعیین موضوع میرسید دچار لکنت میشد. به نظر میرسید دروازه نمادین یاد شده نه به یک حصار بیرونی قلعه قدرت، بلکه بطور مستقیم به نوک قلعه ختم میشود و موضوع رفراندم هرچه باشد، معنا و نتیجه آن به رأی گذاشتن حذف اختیارات گسترده ولایت فقیه است که خودش مفهومی جز به رأی عمومی گذاشتن کلیت این جمهوری نیست... بسیار احمقانه مینمود در حالی که رهبر کشور مذاکره با ایالات متحده را بر نمیتابید (مذاکره با ایالات متحده و اختیارات رئیسجمهوری دو معضل اصلی آن دوره بود) مردم رأی ۷۵ درصدی بدهند که ما مذاکره با آمریکا میخواهیم. نتیجهاش بند نشدن سنگ روی سنگ بود و اصلاحطلبان هم هیچگاه چنین قصدی نداشتند. در آن دوره هم استبدادطلبان گردآمده به دور سینی قدرت با تبلیغاتی بسیار پردامنه هدف نهایی اصلاحات را حذف ولیفقیه عنوان میکردند و فضا را مهآلودتر از آن که بود مینمودند. همانطور که میبینیم، این فضاسازی تندروها تغییری نکرده است.
گنگی تقاضای اصلاحطلبان نیز تغییر نکرده است. میدانند چه میخواهند اما نمیدانند چگونه به آن برسند. وقتی به سراغ متن تاریخ میروند، آن خواست دهه چهل ملیگرایان را که میگفتند "شاه باید سلطنت کند نه حکومت" تحسین میکنند و وقتی به این زمان برمیگردند آن حکمت را در همان دهه جا میگذارند. راهنمایی آنها کار ما روزنامهنگاران نیست، اما میتوان در توصیف موقعیت و تقاضایشان گفت تحت شرایط واقعی و عینی کنونی سیاست در ایران، اصلاحات درون سیستمی، از هر مسیری رد شود، از کانال رفراندم نمیگذرد. حداقل به دلیل اینکه خودشان نمیتوانند موضوع آن را تعریف و تدقیق کنند.
🆔 @jameeno
🔹تعمیر ساعت با چکش!
▫شورای سردبیری: دور دیگری از کشمکش تبلیغاتی بین اصلاحطلبان و محافظهکاران در مجلس و رسانهها درگرفته که پیرامون نطق دو نماینده اصلاحطلب است. نمایندهها نطق تندی کردهاند که نقطه حساس آنها پیشنهاد برگزاری رفراندوم بوده است :" ... جا دارد برای حل برخی معضلات داخلی و خارجی از مراجعه به آرای عمومی استفاده کنیم" این تکه بیش از چندین انتقاد دیگر سبب بروز طوفانی از خشم در پیکره محافظهکارانی شده که بخش استبدادطلب خود را برای مقابله به میدان فرستادند. ۲۰ نماینده ورود قوه قضائیه به ماجرا و برخورد قضایی با نمایندهها را خواستار شدند، عدهای شکایت به تشکیلات کنترل رفتار نمایندگان مجلس بردند و فوجی هم به فحاشی پردامنه پرداختند. دلیل روشنی هم دارد: باید آنقدر محکم و پرزور تقاضای اخراج از مجلس و روبرو شدن با قضات را به میان بیاورند که نماینده دیگری جرأت طرح موضوع رفراندوم را نداشته باشد.
اصلاحطلبان هم بیکار نبودند و ثناگویی و تقدیس دو نماینده بیوقفه ادامه دارد. اتهامات استبدادطلبان از اتهام تشویش اذهان عمومی شروع میشد و به کپیبرداری از متون اتاق فکر استکبار جهانی میرسید و تحسینها و به عرش بردنها از برچسب سلحشور (برگرفته از نام یکی از دو نماینده) و تکستاره مجلس شروع میشد و به اعطای لقب نماد حریت ختم.
در میانه تبادل این اتهامها و ستایشها، نه آن طرف میپرسد منظور از "مراجعه به آرای عمومی در مورد برخی مسائل داخلی و خارجی" چیست و محتوای رفراندوم چه هست، نه این طرف فکر میکند ممکن است از میان میلیونها مخاطب اصلاحطلب یک نفر نیازمند این باشد که بداند آن "برخی مسائل داخلی و خارجی" با چه فرمولی حل میشوند. اما نماینده دیگر که موضوع را بازمیشکافت فهرستی چهارگانه درباره اداره صدا و سیما، مجلس خبرگان، نظارت استصوابی و سیاست خارجی مطرح میساخت. نشانیهایی سرراست، که از یک تقابل با محتوایی فرااصلاحات خبر میدهد.
داستان برای ناظرانی که این تقابل را برای سالهایی طولانی دنبال کردهاند بیش از یک دههونیم ادامه دارد. نخستینبار تقاضای رفراندم در اوایل دور دوم انتخاب آقای خاتمی به ریاستجمهوری یعنی اوایل دهه ۸۰ مطرح شد. در آن زمان اصلاحات اقتصادی نسبتاً خوب پیش میرفت، اصلاحات اجتماعی در مسیری پر شیب و سنگلاخ به زحمت پیش میرفت و راه اصلاحات سیاسی بهکلی بسته شده بود. پروژه جنبش اصلاحات برای بالا بردن سطح رهبری اصلاحات و تبدیل روند اصلاحی به مسیر کل حاکمیت جمهوری بکلی ناکام مانده بود، استبدادطلبان دور کانون قدرت را گرفته بودند و هر منفذی را با خشونت میبستند. درخواست برگزاری رفراندم در چنین شرایط ناامیدانهای مطرح شد بدون توجه به محتوای قانون اساسی که راه تغییرات منتهی به تغییر توازن قوا را بسته است. آن زمان کسی از بین اصلاحطلبان نمیتوانست توضیح دقیقی درباره محتوای رفراندم بدهد. اصلاحطلبان در ذهن خود رفراندم را دری به محوطه حصاری بیرون از قلعه چندینحصاری قدرت میدیدند که با باز شدن آن بخشی از جمعیت وسیع طرفدار اصلاحات را در قدرت سیاسی شریک میساخت و سبب تحکیم پایههای اجتماعی نظام میشد. این نیت خیر هنگامی که به مرحله تعیین موضوع میرسید دچار لکنت میشد. به نظر میرسید دروازه نمادین یاد شده نه به یک حصار بیرونی قلعه قدرت، بلکه بطور مستقیم به نوک قلعه ختم میشود و موضوع رفراندم هرچه باشد، معنا و نتیجه آن به رأی گذاشتن حذف اختیارات گسترده ولایت فقیه است که خودش مفهومی جز به رأی عمومی گذاشتن کلیت این جمهوری نیست... بسیار احمقانه مینمود در حالی که رهبر کشور مذاکره با ایالات متحده را بر نمیتابید (مذاکره با ایالات متحده و اختیارات رئیسجمهوری دو معضل اصلی آن دوره بود) مردم رأی ۷۵ درصدی بدهند که ما مذاکره با آمریکا میخواهیم. نتیجهاش بند نشدن سنگ روی سنگ بود و اصلاحطلبان هم هیچگاه چنین قصدی نداشتند. در آن دوره هم استبدادطلبان گردآمده به دور سینی قدرت با تبلیغاتی بسیار پردامنه هدف نهایی اصلاحات را حذف ولیفقیه عنوان میکردند و فضا را مهآلودتر از آن که بود مینمودند. همانطور که میبینیم، این فضاسازی تندروها تغییری نکرده است.
گنگی تقاضای اصلاحطلبان نیز تغییر نکرده است. میدانند چه میخواهند اما نمیدانند چگونه به آن برسند. وقتی به سراغ متن تاریخ میروند، آن خواست دهه چهل ملیگرایان را که میگفتند "شاه باید سلطنت کند نه حکومت" تحسین میکنند و وقتی به این زمان برمیگردند آن حکمت را در همان دهه جا میگذارند. راهنمایی آنها کار ما روزنامهنگاران نیست، اما میتوان در توصیف موقعیت و تقاضایشان گفت تحت شرایط واقعی و عینی کنونی سیاست در ایران، اصلاحات درون سیستمی، از هر مسیری رد شود، از کانال رفراندم نمیگذرد. حداقل به دلیل اینکه خودشان نمیتوانند موضوع آن را تعریف و تدقیق کنند.
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۱۷ شهریور ۹۷
موشکهای سپاه؛ به سوی کردستان یا کنسولگری ایران؟
صدای نوی امشب را از کانال جامعه نو و در ساندکلاود بشنوید.
🆔 @jameeno
موشکهای سپاه؛ به سوی کردستان یا کنسولگری ایران؟
صدای نوی امشب را از کانال جامعه نو و در ساندکلاود بشنوید.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۷ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۷ شهریور ۹۷
موشکهای سپاه؛ به سوی کردستان یا کنسولگری ایران؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
موشکهای سپاه؛ به سوی کردستان یا کنسولگری ایران؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔺ایران، ونزوئلا نیست.
▫️پویا ناظران: ایران در وضعیت ونزوئلایی نیست، به سمت ونزوئلایی شدن هم پیش نمیره، و همه با هم جلوی ونزوئلایی شدنش رو خواهیم گرفت.
چطور؟
ابتدا، برای این که بفهمیم چرا ایران ونزوئلایی نیست، باید بفهمیم چی شد که کار ونزوئلا به اینجا کشید.
- تا اواخر سال ۲۰۱۴ رشد ماهانه نقدینگی ونزوئلا حدود ۳٪ بود.
- از اواخر ۲۰۱۴ تا نیمه ۲۰۱۶، رشد نقدینگی در ونزوئلا بین ۵٪ تا ۶٪ در ماه بود.
- از نیمه ۲۰۱۶، رشد ماهانه نقدینگی دو رقمی شد.
- فروردین پارسال برای اولین بار، سرعت رشد نقدینگی بیشتر از ماهی ۲۰٪ شد.
- در طول بهار امسال، سرعت رشد نقدینگی ونزوئلا بیش از ماهی ۶۰٪ بوده!
اینجوری شد که ونزوئلا مبتلا به تورمهای چند هزار درصدی شد.
ظرف پنج سال اخیر، نقدینگی ونزوئلا بیش از ۲۲۰۰ برابر شده، در حالیکه نقدینگی ایران ۳/۳ برابر شده.
👈 وضعیت امروز ایران با همه بدیاش، قابل مقایسه با وضعیت ونزوئلا نیست.
آیا به سمت ونزوئلایی شدن پیش نمیریم؟
از زمانی که ونزوئلا برای اولین بار سه ماه پیاپی رشد نقدینگی بالای ۵٪ تجربه کرد، سه سال طول کشید تا دچار بحران بشه.
رشد نقدینگی ایران بطور ماهانه، در سه سال اخیر کمتر از ۲٪، و در طول بهار امسال کمتر از ۱/۵٪ بوده.
در واقع رشد نقدینگی ایران در طول چهل سال گذشته بسیار کمنوسان بوده و چندان از میانگین رشد ۱/۸٪ی خودش منحرف نمیشده.
در واقع یک بحث و چالش جدی امروز بین اقتصاددانان ایرانی، نحوه کاهش رشد نقدینگی به زیر ۱٪ه، چرا که سرعت رشد نقدینگی بسیار در برابر تغییر مقاومه.
بعبارت دیگه، افزایش پایدار سرعت رشد نقدینگی به سطح بالای ۱/۸٪ آسون نیست، اگرچه احتمالش هست.
چه نوع اتفاقاتی میتونه سرعت رشد نقدینگی ایران رو مثل ونزوئلا بکنه؟
باید حواسمون به سیاستهایی که نقدینگی رو بیش از حد افزایش میدهند باشه. رشد کم نقدینگی طبیعیه. اما اتخاذ سیاستهایی که رشد نقدینگی رو چنان افزایش بدهند که بطور پایدار، بیش از میانگین گذشتهاش بشه خطرناکه. مثلا افزایش سرعت رشد نقدینگی ماهانه به بیش از ۵٪، میتونه ایران رو به سمت ونزوئلایی شدن هل بده.
وضعیت اقتصادی ایران خوب نیست. مشکلات امروز از طرفی معلول سیاستهای غلط پنج سال اخیره، و از طرف دیگه معلول سیاستهای غلط پنجاه سال اخیر.
منتها نسبت به شدت بحران اقتصادی باید واقع بین باشیم. اغراق در این مورد، هم استرس بیجهت بهمون میده، هم در یافتن راه اصلاح، گمراهمون میکنه.
❇️ نقدینگی ونزوئلا بیش از ۲۲۰۰ برابر شد، که اینجوری شد. نقدینگی ایران ۳/۳ برابر شده. سرعت رشد نقدینگی ایران باید کند بشه، اما ما کجا و ونزوئلا کجا.
منبع: کانال یادداشتهای شخصی نگارنده
🆔 @jameeno
🔺ایران، ونزوئلا نیست.
▫️پویا ناظران: ایران در وضعیت ونزوئلایی نیست، به سمت ونزوئلایی شدن هم پیش نمیره، و همه با هم جلوی ونزوئلایی شدنش رو خواهیم گرفت.
چطور؟
ابتدا، برای این که بفهمیم چرا ایران ونزوئلایی نیست، باید بفهمیم چی شد که کار ونزوئلا به اینجا کشید.
- تا اواخر سال ۲۰۱۴ رشد ماهانه نقدینگی ونزوئلا حدود ۳٪ بود.
- از اواخر ۲۰۱۴ تا نیمه ۲۰۱۶، رشد نقدینگی در ونزوئلا بین ۵٪ تا ۶٪ در ماه بود.
- از نیمه ۲۰۱۶، رشد ماهانه نقدینگی دو رقمی شد.
- فروردین پارسال برای اولین بار، سرعت رشد نقدینگی بیشتر از ماهی ۲۰٪ شد.
- در طول بهار امسال، سرعت رشد نقدینگی ونزوئلا بیش از ماهی ۶۰٪ بوده!
اینجوری شد که ونزوئلا مبتلا به تورمهای چند هزار درصدی شد.
ظرف پنج سال اخیر، نقدینگی ونزوئلا بیش از ۲۲۰۰ برابر شده، در حالیکه نقدینگی ایران ۳/۳ برابر شده.
👈 وضعیت امروز ایران با همه بدیاش، قابل مقایسه با وضعیت ونزوئلا نیست.
آیا به سمت ونزوئلایی شدن پیش نمیریم؟
از زمانی که ونزوئلا برای اولین بار سه ماه پیاپی رشد نقدینگی بالای ۵٪ تجربه کرد، سه سال طول کشید تا دچار بحران بشه.
رشد نقدینگی ایران بطور ماهانه، در سه سال اخیر کمتر از ۲٪، و در طول بهار امسال کمتر از ۱/۵٪ بوده.
در واقع رشد نقدینگی ایران در طول چهل سال گذشته بسیار کمنوسان بوده و چندان از میانگین رشد ۱/۸٪ی خودش منحرف نمیشده.
در واقع یک بحث و چالش جدی امروز بین اقتصاددانان ایرانی، نحوه کاهش رشد نقدینگی به زیر ۱٪ه، چرا که سرعت رشد نقدینگی بسیار در برابر تغییر مقاومه.
بعبارت دیگه، افزایش پایدار سرعت رشد نقدینگی به سطح بالای ۱/۸٪ آسون نیست، اگرچه احتمالش هست.
چه نوع اتفاقاتی میتونه سرعت رشد نقدینگی ایران رو مثل ونزوئلا بکنه؟
باید حواسمون به سیاستهایی که نقدینگی رو بیش از حد افزایش میدهند باشه. رشد کم نقدینگی طبیعیه. اما اتخاذ سیاستهایی که رشد نقدینگی رو چنان افزایش بدهند که بطور پایدار، بیش از میانگین گذشتهاش بشه خطرناکه. مثلا افزایش سرعت رشد نقدینگی ماهانه به بیش از ۵٪، میتونه ایران رو به سمت ونزوئلایی شدن هل بده.
وضعیت اقتصادی ایران خوب نیست. مشکلات امروز از طرفی معلول سیاستهای غلط پنج سال اخیره، و از طرف دیگه معلول سیاستهای غلط پنجاه سال اخیر.
منتها نسبت به شدت بحران اقتصادی باید واقع بین باشیم. اغراق در این مورد، هم استرس بیجهت بهمون میده، هم در یافتن راه اصلاح، گمراهمون میکنه.
❇️ نقدینگی ونزوئلا بیش از ۲۲۰۰ برابر شد، که اینجوری شد. نقدینگی ایران ۳/۳ برابر شده. سرعت رشد نقدینگی ایران باید کند بشه، اما ما کجا و ونزوئلا کجا.
منبع: کانال یادداشتهای شخصی نگارنده
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۱۸ شهریور ۹۷
آیا سلامت جامعه قربانی تورم میشود؟
صدای نوی امشب را میتوانید از اینجا در کانال جامعهنو و یا از ساندکلاود صداینو بشنوید.
🆔 @jameeno
آیا سلامت جامعه قربانی تورم میشود؟
صدای نوی امشب را میتوانید از اینجا در کانال جامعهنو و یا از ساندکلاود صداینو بشنوید.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۸ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۸ شهریور ۹۷
آیا سلامت جامعه قربانی تورم میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود .
🆔 @jameeno
آیا سلامت جامعه قربانی تورم میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود .
🆔 @jameeno
#الف
🔸بذر در بستر رود!
▫️ شورای سردبیری: داستان غریبی در حال شکلگیری است. ماندن یمن بین ایران و عربستان ، به شکلی در عراق تکرار میشود. حالا، جنوب عراق بین ایران و عربستان گیر میکند و دو نقطه جغرافیایی که میتوانند حیاط خلوت دو کشور بزرگ منطقه محسوب شوند، وضعیتی کمابیش مشابه پدید میآورند. سعودیها معتقدند یمن حیاط خلوت آنهاست و ایران باید از آن دور شود. ایران هم که این را نمیگوید، همان احساس را نسبت به جنوب عراق دارد. آیا ایران از موقعیت واقعی خود آگاه است؟
اگر استراتژیستهای ایرانی با هوش بوده باشند، دو سال پیش که مقتدا صدر روحانی شیعه عراقی عازم ریاض شد، نشان دادن چنگ و دندان به ایران را شروع کرد و خطمشی ملیگرایانه مشهودی را به جای وجهه مذهبی شیعی برگزید و شعارهای ناسیونالیستی رواج داد، باید شروع یک تحول را میفهمیدند. باید متوجه میشدند سعودی ها بر بستر پول خود و تعصب عربیت که به عنوان یک گرایش ضد ایرانی تقویت میشود، ازدواج موقتی با گروه صدر ترتیب دادهاند و ایران باید بزودی با نتایج آن روبرو شود . همینطور که شعارهای ناسیونالیستی صدر افزایش مییافت، باید کسی میفهمید او و عربستان به پدید آوردن یک جبهه سیاسی پارلمانی بسنده نمیکنند و به تدریج شرایطی را پدید میآورند که تعلقخاطر مذهبی جنوب عراق به ایران را کنترل کرده تغییر جهت دهند. رخداد های این روزها نشان میدهد کم موفق نبودهاند.
حداقل موفقیت آنها دوپاره کردن شیعیان جنوب عراق از جنبه دیدگاههای سیاسی بوده است. نه به دو دسته موافق و مخالف ایران، بلکه به دو گرایش ملی دموکراتیک و مذهبی فرقهای که نتایج وخیمتری برای ایران داشته است. تصویر عمومی که اکنون از عراق داریم حاکی از کاهش جهتدهندگی و هیمنه مذهبی در عرصه سیاست آن، به علت بحرانزا بودن است و در نتیجه، در آینده گرایشی که غیرفرقهگرا عمل میکند بخت بیشتری در جلب اقبال جامعه دارد. واقعیت آن است که سیستم سیاسی فرقه محور بنا شده در عراق با ملات آمریکاییها و ورزدادگی ایرانیها، از همان ابتدا با نیازهای دوران و استانداردها و نرمهای جوامع جدید ناهمخوان بود: چون فرقهای و دارای محتوای مشخص قابل شناسایی توسط توده و عوام بود زود مستقر شد و به همان دلیل که فرقهای بود از همان روز اول به کشمکش پایانناپذیر و خونین دچار شد. اما تجربه پر از خون و رنج و ناکارای دموکراسی فرقهای (!) درحدود یک دهه و نیم کافی بود که فضا را برای پذیرش جهاننگریهای غیرفرقهای و گرایشهای غیرمذهبی باز کند. معمولا در چنین مقاطعی ناسیونالیسم دمدستترین و زود رشدکنندهترین بذری است که میتوان در جامعه پاشید. از سعودیها که بعید است، اما احتمالا مشاوران آنها این را خیلی زود فهمیدند. آنچه که اکنون در جنوب عراق شاهد آنیم و بصره شیعی را دوپاره آشتیناپذیر مییابیم که نیمی از ان با وجود برخورداری از بذل و بخشش و محبتی عظیم از سوی ایران با نام ایران خصومت میورزد، تبلور عینی این فهم و تحول حاصل از آن است .
استراتژیستهای ایران معمولا از این مسائل سردرنمی آورند و هنوز مست شنیدن توصیفاتی هستند (" آمریکا عراق را در سینی طلا به ایران تقدیم کرده" ) که محافل ضد ایرانی امریکا، گروه رجوی، و نویسندگان کیهان از خودشان صادر میکنند. نها حتی گزارشهای داخلی را به خوبی مطالعه نمیکنند. اخیرا خبرگزاری فارس گزارشی مستند، هرچند ناکامل، درباره ماهیت راهپیماییهای ضدایرانی در بصره منتشر کرده که در آن به خیابان آوردن و جهتدهی زنان بصره به نهادهای مدنی و جنبش های دموکراتیک دارای ماهیت رشدیابنده غیرفرقهای نسبت داده شده است. نا گفته پیداست متاعی که این گروهها در پوشش سادهترین شعارهای شوونیستی به مردم بی آب و برق و ناراضی از درگیریهای پایانناپذیر فرقهای عرضه میکنند به خوبی خریدار پیدا میکند. ظاهرا این گروهها مورد حمایت کنسولگری آمریکا در بصره هم هستند که از جنبه کارکردشان نقطه قوتی برای آنها محسوب میشود.
هنوز زود است، ولی میتوان تصور کرد بزودی تحرکات سعودیها در جنوب عراق و بیخ گوش ایران و جایی که برخی از ما به غلط حیاط خلوت خود پنداشتهایم، ما را درگیر کند. آنقدر در گیر، که نمیدانیم باید ساختمان تازه ای برای کنسولگری بسازیم، یا اینکه حفاظت از سفارت خود در بغداد را نیروی بیشتری بدهیم. کار درست را فقط هنگامی انجام خواهیم داد که فارغ از اینکه دهها گروه فرقهگرای مشکوک و مسلح چقدر از چه کسی میگیرند و به چه نیروهای پنهانی خدمت میکنند، روند های اجتماعی و تحولات ذهنی میلیونها عراقی خسته از خونریزی و جنگ و فرقهگرایی و مداخله بیگانه (هر بیگانهای) در کشورشان را بازشناسیم و در پیریزی روابط خود با این همسایه دیوار به دیوار به کار بگیریم.
🆔 @jameeno
🔸بذر در بستر رود!
▫️ شورای سردبیری: داستان غریبی در حال شکلگیری است. ماندن یمن بین ایران و عربستان ، به شکلی در عراق تکرار میشود. حالا، جنوب عراق بین ایران و عربستان گیر میکند و دو نقطه جغرافیایی که میتوانند حیاط خلوت دو کشور بزرگ منطقه محسوب شوند، وضعیتی کمابیش مشابه پدید میآورند. سعودیها معتقدند یمن حیاط خلوت آنهاست و ایران باید از آن دور شود. ایران هم که این را نمیگوید، همان احساس را نسبت به جنوب عراق دارد. آیا ایران از موقعیت واقعی خود آگاه است؟
اگر استراتژیستهای ایرانی با هوش بوده باشند، دو سال پیش که مقتدا صدر روحانی شیعه عراقی عازم ریاض شد، نشان دادن چنگ و دندان به ایران را شروع کرد و خطمشی ملیگرایانه مشهودی را به جای وجهه مذهبی شیعی برگزید و شعارهای ناسیونالیستی رواج داد، باید شروع یک تحول را میفهمیدند. باید متوجه میشدند سعودی ها بر بستر پول خود و تعصب عربیت که به عنوان یک گرایش ضد ایرانی تقویت میشود، ازدواج موقتی با گروه صدر ترتیب دادهاند و ایران باید بزودی با نتایج آن روبرو شود . همینطور که شعارهای ناسیونالیستی صدر افزایش مییافت، باید کسی میفهمید او و عربستان به پدید آوردن یک جبهه سیاسی پارلمانی بسنده نمیکنند و به تدریج شرایطی را پدید میآورند که تعلقخاطر مذهبی جنوب عراق به ایران را کنترل کرده تغییر جهت دهند. رخداد های این روزها نشان میدهد کم موفق نبودهاند.
حداقل موفقیت آنها دوپاره کردن شیعیان جنوب عراق از جنبه دیدگاههای سیاسی بوده است. نه به دو دسته موافق و مخالف ایران، بلکه به دو گرایش ملی دموکراتیک و مذهبی فرقهای که نتایج وخیمتری برای ایران داشته است. تصویر عمومی که اکنون از عراق داریم حاکی از کاهش جهتدهندگی و هیمنه مذهبی در عرصه سیاست آن، به علت بحرانزا بودن است و در نتیجه، در آینده گرایشی که غیرفرقهگرا عمل میکند بخت بیشتری در جلب اقبال جامعه دارد. واقعیت آن است که سیستم سیاسی فرقه محور بنا شده در عراق با ملات آمریکاییها و ورزدادگی ایرانیها، از همان ابتدا با نیازهای دوران و استانداردها و نرمهای جوامع جدید ناهمخوان بود: چون فرقهای و دارای محتوای مشخص قابل شناسایی توسط توده و عوام بود زود مستقر شد و به همان دلیل که فرقهای بود از همان روز اول به کشمکش پایانناپذیر و خونین دچار شد. اما تجربه پر از خون و رنج و ناکارای دموکراسی فرقهای (!) درحدود یک دهه و نیم کافی بود که فضا را برای پذیرش جهاننگریهای غیرفرقهای و گرایشهای غیرمذهبی باز کند. معمولا در چنین مقاطعی ناسیونالیسم دمدستترین و زود رشدکنندهترین بذری است که میتوان در جامعه پاشید. از سعودیها که بعید است، اما احتمالا مشاوران آنها این را خیلی زود فهمیدند. آنچه که اکنون در جنوب عراق شاهد آنیم و بصره شیعی را دوپاره آشتیناپذیر مییابیم که نیمی از ان با وجود برخورداری از بذل و بخشش و محبتی عظیم از سوی ایران با نام ایران خصومت میورزد، تبلور عینی این فهم و تحول حاصل از آن است .
استراتژیستهای ایران معمولا از این مسائل سردرنمی آورند و هنوز مست شنیدن توصیفاتی هستند (" آمریکا عراق را در سینی طلا به ایران تقدیم کرده" ) که محافل ضد ایرانی امریکا، گروه رجوی، و نویسندگان کیهان از خودشان صادر میکنند. نها حتی گزارشهای داخلی را به خوبی مطالعه نمیکنند. اخیرا خبرگزاری فارس گزارشی مستند، هرچند ناکامل، درباره ماهیت راهپیماییهای ضدایرانی در بصره منتشر کرده که در آن به خیابان آوردن و جهتدهی زنان بصره به نهادهای مدنی و جنبش های دموکراتیک دارای ماهیت رشدیابنده غیرفرقهای نسبت داده شده است. نا گفته پیداست متاعی که این گروهها در پوشش سادهترین شعارهای شوونیستی به مردم بی آب و برق و ناراضی از درگیریهای پایانناپذیر فرقهای عرضه میکنند به خوبی خریدار پیدا میکند. ظاهرا این گروهها مورد حمایت کنسولگری آمریکا در بصره هم هستند که از جنبه کارکردشان نقطه قوتی برای آنها محسوب میشود.
هنوز زود است، ولی میتوان تصور کرد بزودی تحرکات سعودیها در جنوب عراق و بیخ گوش ایران و جایی که برخی از ما به غلط حیاط خلوت خود پنداشتهایم، ما را درگیر کند. آنقدر در گیر، که نمیدانیم باید ساختمان تازه ای برای کنسولگری بسازیم، یا اینکه حفاظت از سفارت خود در بغداد را نیروی بیشتری بدهیم. کار درست را فقط هنگامی انجام خواهیم داد که فارغ از اینکه دهها گروه فرقهگرای مشکوک و مسلح چقدر از چه کسی میگیرند و به چه نیروهای پنهانی خدمت میکنند، روند های اجتماعی و تحولات ذهنی میلیونها عراقی خسته از خونریزی و جنگ و فرقهگرایی و مداخله بیگانه (هر بیگانهای) در کشورشان را بازشناسیم و در پیریزی روابط خود با این همسایه دیوار به دیوار به کار بگیریم.
🆔 @jameeno
🔹حضور بهاور در شورای عالی اصلاح طلبان مشروط است
🖌محمد توسلی،دبیر کل نهضت آزادی ایران
▫️اختصاصی جامعه نو: پس از انتخابات سال گذشته شاهد آن هستیم که نقدهای بسیاری به تشکیلات اصلاح طلبان از سوی منتقدین آن مطرح می شود و طی روزهای گذشته این نقدها باعث شد تا چهره های جدیدی وارد شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان شوند که مهم ترین تشکیلات این گروه از سال 94 تا کنون بوده است. در این شرایط نهضت آزادی هم سعی کرده است تا با ورود به این شورا بتواند در تغییر سیاست ها نقش آفرینی کند. درباره این مساله نکاتی وجود دارد که باید به آن توجه کرد. در مورد اصلاح طلبی همانگونه که قبلا به تفضیل توضیح داده شده، باید در نگاه اصلاح طلبانی که در قدرت هستند تغییر به وجود آید و باید بپذیرند که جنبش اصلاحات باید نگاهی جامعه محور داشته باشد و جامعه مدنی را تقویت کند و اگر درون قدرت قرار گرفتند هماهنگ با جنبش اجتماعی حرکت کنند. متاسفانه بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان وقتی در درون قدرت قرار گرفتند، به مطالبات اصلاح طلبی که شامل بحث آزادی، حاکمیت ملی، حقوق بشر و اجرای بندهای مغفول مانده قانون اساسی می شود کم تر توجه کرده اند. برخی از آن ها به قدرت چسبیدند و برخی هم به فساد آلوده شده اند. بنابراین شورای عالی اصلاح طلبان همانطور که پیش از این گفته شده یک شورای موقتی است و باید تغییرات اساسی در ساختار و مدیریت آن بوجود آید تا بتواند جنبش اصلاح طلبی در ایران را نمایندگی کند؛ نه فقط اصلاح طلبان درون قدرت.
متاسفانه نگاه های اصلاح طلبان بر برنامه های انتخاباتی بوده و کم تر به بقیه راه هایی که اصلاح طلبان برای پاسخگویی به مطالبات تاریخی ملت ایران داشتند را فراهم کرده اند. البته انتخابات یکی از راه هایی است که اصلاح طلبان باید از فرصت هایش استفاده کنند و گذار به دموکراسی و این فرآیند را تقویت کنند؛ اما تصور برخی از اصلاح طلبان این است که باید در انتخابات شرکت کنند و وارد قدرت شوند و از مزایای آن استفاده کنند. به همین دلیل باید این نگاه اصلاح شود و اگر اصلاح طلبان درون قدرت قرار گرفتند هماهنگ با جنبش اجتماعی ایران در راستای تامین مطالبات تاریخی ملت ایران در درون قدرت عمل کنند. بر همین اساس آقای مهندس عماد بهاور که اخیرا به عنوان یکی از اعضای جدید شواری اصلاح طلبان انتخاب شده اند. البته این مساله مهم را باید تاکید کنم که پذیر ایشان در آنجا مشروط به یک زمان محدود است که شورای عالی اصلاح طلبان بتواند پاسخگوی مطالبات جنبش اصلاح طلبی جامعه محور باشد و ساختارش آنچنان تغییر کند که سخنگوی همه احزاب، گروه های سیاسی و نهادهای مدنی باشد. اگر شاهد چنین اتفاقی نباشیم و همان روش گذشته را دنبال کنند، قطعا آقای عماد بهاور این شورا را ترک خواهد کرد.
🆔 @jameeno
🖌محمد توسلی،دبیر کل نهضت آزادی ایران
▫️اختصاصی جامعه نو: پس از انتخابات سال گذشته شاهد آن هستیم که نقدهای بسیاری به تشکیلات اصلاح طلبان از سوی منتقدین آن مطرح می شود و طی روزهای گذشته این نقدها باعث شد تا چهره های جدیدی وارد شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان شوند که مهم ترین تشکیلات این گروه از سال 94 تا کنون بوده است. در این شرایط نهضت آزادی هم سعی کرده است تا با ورود به این شورا بتواند در تغییر سیاست ها نقش آفرینی کند. درباره این مساله نکاتی وجود دارد که باید به آن توجه کرد. در مورد اصلاح طلبی همانگونه که قبلا به تفضیل توضیح داده شده، باید در نگاه اصلاح طلبانی که در قدرت هستند تغییر به وجود آید و باید بپذیرند که جنبش اصلاحات باید نگاهی جامعه محور داشته باشد و جامعه مدنی را تقویت کند و اگر درون قدرت قرار گرفتند هماهنگ با جنبش اجتماعی حرکت کنند. متاسفانه بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان وقتی در درون قدرت قرار گرفتند، به مطالبات اصلاح طلبی که شامل بحث آزادی، حاکمیت ملی، حقوق بشر و اجرای بندهای مغفول مانده قانون اساسی می شود کم تر توجه کرده اند. برخی از آن ها به قدرت چسبیدند و برخی هم به فساد آلوده شده اند. بنابراین شورای عالی اصلاح طلبان همانطور که پیش از این گفته شده یک شورای موقتی است و باید تغییرات اساسی در ساختار و مدیریت آن بوجود آید تا بتواند جنبش اصلاح طلبی در ایران را نمایندگی کند؛ نه فقط اصلاح طلبان درون قدرت.
متاسفانه نگاه های اصلاح طلبان بر برنامه های انتخاباتی بوده و کم تر به بقیه راه هایی که اصلاح طلبان برای پاسخگویی به مطالبات تاریخی ملت ایران داشتند را فراهم کرده اند. البته انتخابات یکی از راه هایی است که اصلاح طلبان باید از فرصت هایش استفاده کنند و گذار به دموکراسی و این فرآیند را تقویت کنند؛ اما تصور برخی از اصلاح طلبان این است که باید در انتخابات شرکت کنند و وارد قدرت شوند و از مزایای آن استفاده کنند. به همین دلیل باید این نگاه اصلاح شود و اگر اصلاح طلبان درون قدرت قرار گرفتند هماهنگ با جنبش اجتماعی ایران در راستای تامین مطالبات تاریخی ملت ایران در درون قدرت عمل کنند. بر همین اساس آقای مهندس عماد بهاور که اخیرا به عنوان یکی از اعضای جدید شواری اصلاح طلبان انتخاب شده اند. البته این مساله مهم را باید تاکید کنم که پذیر ایشان در آنجا مشروط به یک زمان محدود است که شورای عالی اصلاح طلبان بتواند پاسخگوی مطالبات جنبش اصلاح طلبی جامعه محور باشد و ساختارش آنچنان تغییر کند که سخنگوی همه احزاب، گروه های سیاسی و نهادهای مدنی باشد. اگر شاهد چنین اتفاقی نباشیم و همان روش گذشته را دنبال کنند، قطعا آقای عماد بهاور این شورا را ترک خواهد کرد.
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۱۹ شهریور ۹۷
آموزش در روزگار تحریم و تورم چه سرنوشتی خواهد داشت؟
صدای نوی امشب را میتوانید از اینجا در کانال جامعهنو و یا از ساندکلاود صداینو بشنوید.
🆔 @jameeno
آموزش در روزگار تحریم و تورم چه سرنوشتی خواهد داشت؟
صدای نوی امشب را میتوانید از اینجا در کانال جامعهنو و یا از ساندکلاود صداینو بشنوید.
🆔 @jameeno