جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🔸صدای نو | ۳۱ شهریور ۹۷

دستور عملیات تروریستی خوزستان را چه کسی داده است؟

صدای نوی امشب را از اینجا در کانال جامعه نو و یا از حساب صدای نو در ساندکلاود بشنوید.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۳۱ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۳۱ شهریور ۹۷

دستور عملیات تروریستی خوزستان را چه کسی داده است؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
🔸ادبیات جهان در آینه (۶)؛ ماکس فریش

🖌برگردان مهشید میرمعزی

▫️جامعه نو: «زنی در کشتزاری کوچک زندگی می­‌کرد. شوهرش که سربازی جوان بود، در جنگ اول جهانی به اسارت روس‌­ها درآمد. از آنجا که سال­های زیادی همچنان چشم‌به‌راه بازگشت همسرش بود، او را دیوانه می­‌پنداشتند. همسایه‌­ها برای هم تعریف می‌­کردند که هنوز روی تخت مرد، ملافه­‌های پاکیزه می‌­اندازد. اگرچه زن هیچ خبری از او نداشت، ولی مطمئن بود که زنده است. نظرش هم تا ده‌‌بیست سال پس از پایان جنگ اول جهانی تغییر نکرد.»

«سپس جنگ دوم جهانی آغاز شد. زن همچنان زنده بود. در تمام زمینه‌هایی که مربوط به همسر گمشده­‌اش نبود، بسیار عاقل می­‌نمود. جنگ دوم جهانی هم تغییری در جنون او که تنها با گمان بازگشت همسرش در رفتار او نمایان می­‌شد، نداد.»

«باز هم صدها هزار زن باایمان و بی­‌ایمان وجود داشت که چشم‌به‌راه بازگشت همسرانشان از روسیه بودند. در میان نخستین کسانی که بازگشتند، مرد بسیار سالخورده­‌ای هم بود. هنگامی‌که خود را به همسایه­‌ها معرفی کرد، متوجه شدند به‌راستی شوهر همان زن دیوانه است. پرسید آیا همسرش هنوز زنده است یا نه و مطلع شد که زن هرگز مرگ او را باور نکرده است.»

«تازه پس از به‌دست آوردن این اطلاعات، جرئت نزدیک شدن به خانه‌­اش را یافت. همسایه‌­ها تا بامداد روز بعد منتظر ماندند و آنگاه به آنجا رفتند تا ببینند و بشنوند که زن با آن اتفاق غیرمترقبه چگونه برخورد کرده است.»

«او را در آرامش کامل یافتند. هیچ تغییری در زن دیده نمی‌­شد. درعین‌حال نشان می­داد اصلاً هیچ‌­چیز از مردی که دیروز آمده بود نمی­‌داند. حرف همسایه­‌هایش را باور نکرد تا تحقیقات نشان داد همسایه­‌ها او را دست نینداخته­‌اند و او که بیست‌وهشت سال آزگار به بازگشت شوهرش باور داشت، اشتباه نکرده بوده است. جنازۀ مرد را در گودال فضولات یافتند که کنار ورودی پشتی خانه قرار داشت.»

شاید اکنون هنگامی‌که ماکس فریش، نویسندۀ سوئیسی گزارش­هایی را دربارۀ بازگشت غیرمنتظرۀ افراد از روسیه می‌­خواند، این داستان را بیشتر از گذشته باور کند. او این داستان را که در سال ۱۹۴۹ در «یادداشت­های روزانه ۱۹۴۶-۱۹۴۹» نوشته، از کسی شنیده بود. بدون هیچ توضیحی آن را «داستان» نامیده بود. شاید حتی بتوان گفت فریش نویسنده، حالا قضاوت خود را تصحیح می‌­کند که گفته بود، آلمان غربی اهمیت خود را به‌عنوان آبشخور نوشتن برایش از دست ‌داده است.

🔻در لینک زیر بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/Frisch-09-23
🔸صدای نو | ۱ مهر ۹۷

ردپای تروریست‌ها به کجا می‌رسد؟

با احترام به سازندگان بی‌نام‌ونشان رادیو چهرازی، به یاد حسین منزوی و تقدیم به هدی صابر

در تلگرام و یا ساندکلاود بشنوید.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۱ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱ مهر ۹۷

ردپای تروریست‌ها به کجا می‌رسد؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۲ مهر ۹۷

نیروهای ایرانی از مرز اسرائیل دور شده‌اند؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۲ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲ مهر ۹۷

نیروهای ایرانی از مرز اسرائیل دور شده‌اند؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

📌زهر بدون جام!

▫️شورای سردبیری: وقتی کار بالا گرفت و آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری هم برای حذف نشدن از ذهن مومنان به اجبار زبان به انتقاد گشود و به عنوان اعمال ناراضی‌کننده شاه از تبدیل تاریخ هجری به شاهنشاهی گلایه کرد، در چشم به هم زدنی به دستور اعلیحضرت ۲۵۰۰سال شاهنشاهی را دور انداختند و تاریخ هجری شمسی را برگرداندند. بی‌تاثیر بود و از موج جمعیت متظاهر در خیابانها نکاست. چاره این شد که بگویند مطبوعات را زیر فشار نگذارید، نمایندگانی در مجلس فرمایشی مجاز باشند نطق‌هایی آتشین درباره ناتوانی دولت در رسیدگی به قربانیان زلزله طبس ایراد کنند، حقوق کارمندان زیاد بشود، زندانیان سیاسی فوج‌فوج آزاد شوند.... اما باز هم افاقه نکرد .

پردهٔ آخر شاه برای آرام کردن فضا و مقابله با انقلاب، برکناری و سپس دستگیری آدم‌های خودش بود. نصیری باید هزینه سرکوب را می‌داد و هویدا هزینه همه چیزهای دیگر را؛ از گسترش حاشیه‌نشینی گرفته تا توسعه الگوهای لیبرال اجتماعی. لیکن مافیای اقتصادی، از تیمسار طوفانیان ارتش گرفته تا تولیت آستان قدس و اعضای خاندان و وابستگان سببی و... هنوز در حاشیه می‌ماندند. نه به خاطر آنکه شاه به آنها علاقه داشت، که به دلیل گستردگی فساد اقتصادی به اندازه همه رژیم. کسی به بقای سلطنت یاری نرسانده بود مگر آنکه شاه دستش را به کاسه‌ای باز کرده باشد. زندانی کردن و برخورد با صد هویدا و نصیری از زدودن فساد مافیای گسترده حکومت بسیار آسان‌تر بود، و شاه نمی‌توانست دامان خود را از فساد اطرافیان و بندگان وچاکران و وفاداران و فدائیان و تمجیدکنندگان فراوان پاک کند و گریبان خود را از دست انقلاب برهاند. سوگندهای آخرین تیر ترکشش، شاپور بختیار، که همه فاسدان را به زندان می‌اندازد و بساط هزار فامیل را جمع می‌کند خریداری نداشت. شاه سقوط کرد.

بدون آنکه بخواهیم رفتار کوته‌نگرانه مقایسه دو رژیم را مرتکب شویم و دنبال همذاتی‌های آنها برویم ، باید آگاه باشیم اکنون جمهوری اسلامی هم به برخی مشخصه‌های ان رژیم گرفتار آمده است. انتظاراتی از این حکومت می‌رود که اگر نتواند به آنها پاسخ مناسب بدهد، سرنوشتی بهتر ازسرنوشت سلطنت در انتظار جمهوری نخواهد بود. توانایی رفع برخی گلایه‌ها در اسرع وقت، و ناتوانی از رفع برخی دیگر در همه کشورها وجود دارد، ولی در ایران برخی نارسایی‌ها هست که نه تنها بارقه‌ای از امید حل آنها پیدا نمی‌شود، بلکه به نظر می‌رسد ابدی هستند. در همه جای جهان مشکلاتی ظاهراً بزرگ وجود دارند که هنگام بروز خطر، حکومتها می‌توانند آنها را یک‌شبه حل کنند. مثلاً فرمان انتخابات آزاد را می‌توان بدون فوت وقت بعنوان هدیه به مردم داد. در ایران شورای نگهبان را می‌توان به تشر یا نصیحت و تعویض‌هایی چنان گشاده‌نظر ساخت که دیگر هیچ‌کس نظارت استصوابی را مسأله نداند.دستور اعلام رفع حصر یا آزادی زندانیان سیاسی و فرمان عفو عمومی را می‌توان نیم‌ساعته صادر و همه را به مسأله حل‌شده حکومت تبدیل کرد. رفع کامل مزاحمت در زندگی خصوصی مردم را با بخشنامه‌ای جامع و اکید می‌توان در عرض روز و هفته‌ای محقق ساخت، ولی مافیای حکومتی را نمی‌توان منحل کرد. نه با فرمان و نه در روز و ماه و فصل. شبکه درهم‌تنیده‌ای از منافع پنهان، وابستگی‌های متقابل مقامات معتاد به رانت‌خواری، و زنجیره ارتباطی آنها با یکدیگر، از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌هایشان گرفته تا قدرت مهیب و شگفت‌آور مداحان را نمی‌توان منحل یا ممنوع یا برکنار یا زندانی‌ یا بی‌تأثیر کرد. مانند یک تور ماهیگیری بزرگ است که همه درون آن گرفتارند، از خرچنگی که خوراک دیگران را کش می‌رود، تا شاه‌ماهی بزرگ.

عامل سقوط ناگزیر همین‌ افرادند که پرسش‌های بی‌پاسخ در ذهن مردم می‌کارند: چرا سالهای دراز است در حوزه اقتصاد به نصایح و راهکارهای اقتصاددانان دلسوز گوش فرا داده نمی‌شود؟ چرا کار کسانی که نه خشونت می‌ورزند، نه فحاشی می‌کنند، نه علیه مقامات نظام پرونده و مدرک جمع می‌کنند و فقط نصیحت می‌کنند به زندان ختم می‌شود؟ چرا وقتی از میان هزاران آینده‌دزدِ کودکان این کشور یکی به دلایل غیرقابل‌کتمانی به دام می‌افتد او را با گفتن اینکه قصد عمدی ضربه‌زدن به نظام نداشته در می‌برند؟ چرا پیگیرانه با تنش‌زدایی با جهان ناموافقنند؟ چرا با سازوکارهای جهانی شفاف‌سازی انتقالات پولی تا این حد خصمانه و آشتی‌ناپذیر مخالفند؟ صدها پرسش از این دست می‌توان کرد و پاسخ همیشه یکی است. همه کارهای خوب و مفید، محتوای از بین بردن فضای حیاتی این مافیای حکومتی دارند که اسم مودبانه دولت پنهان روی آن گذاشته‌اند. دولتی که در فرجام ماجرا، سر حکومت را می‌خورد.

این روزها عده زیادی می‌پرسند چه خواهد شد؟ برخی با دیدن خبر ممنوع‌الخروج شدن رئیس کل بانک مرکزی می‌پرسند آیا آن روند شروع شده؟ سیستم به مرحله روش کلاسیک قربانی‌کردن کارمندها در پیشگاه مافیا رسیده است.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۳ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۳ مهر ۹۷

روحانی چه گفت؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۳ مهر ۹۷

روحانی چه گفت؟

این برنامه را از اینجا در کانال جامعه نو و از حساب صدای‌نو در ساندکلاود بشنوید.

🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۴ مهر ۹۷

محور مقاومت در شورای امنیت چگونه شکل گرفت؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۴ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۴ مهر ۹۷

محور مقاومت در شورای امنیت چگونه شکل گرفت؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

🔸یقه حکومت کجاست؟

▫️شورای سردبیری: چند شب پیش از آنکه خبر آخرین چاقوکشی و حمله به طلبه‌ای در کیانپارس اهواز برسد، در شب تاسوعا سیمای جمهوری اسلامی در میان اخبار خود خبر تشییع جنازه روحانی مشهدی قربانی انتقامجویی مذهبی را گنجاند که گفته می‌شود هنگام خروج از محل تحصیل چاقو خورد و به قول برادرش صرفاً به علت در بر کردن لباس روحانیت به قتل رسید. خبر پخش شد بدون هیچ اشاره‌ای به ماجرا و علت آن. از آن به عنوان حربهٔ تبلیغاتی در روزهای مناسب ماه محرم نیز استفاده نشد. ناظر آگاه علت آن را درک می‌کند: برخی سیاست‌گزاران تبلیغات به این نتیجه رسیده‌اند که برخلاف گذشته، فضای جامعه با تبلیغات پیشین همسو و از آن تأثیرپذیر نیست. دیگر مصلحت نیست چنین کشته‌ای را به عنوان شهید به جامعه معرفی کرد و فریاد کین‌خواهی سر داد. فایده‌ای هم ندارد. در گذشته، مضروب و کشته شدن کسی در چنین ماجرایی به راه افتادن یک کاروان تبلیغاتی یک هفته‌ای منجر می‌شد. اکنون کسانی به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر به مصلحت نیست.

سوای اینکه گروهی بر این وضع تأسف بخورند و گروهی این رخدادها را حوادثی فاقد جنبه سیاسی بخوانند، به لحاظ اجتماعی و سیاسی موضوعی کاملاً درخورد توجه است. از لحاظ اجتماعی نشان‌دهنده بروز توهم حاصل از عدم توانایی تفکیک مسائل از یکدیگر در ذهن جامعه است. بسیاری از مردم تفاوتی بین همسایه شرافتمند و دیندار خود با مدیر فاسد دولتی یا یک قاضی نابکار قائل نیستند. تا سال‌ها پیش، دستگاه تبلیغات رادیو و تلویزیون بمبارانی از تبلیغات " این‌همانی" به کار می‌برد تا هرکس را دیندار است جزئی از حاکمیت و دستگاه قدرت و یا حداقل پایگاه حکومت بنمایاند. مطابق این نوع تبلیغات، هرکس نماز می‌خواند، به حج می‌رفت، روزه می‌گرفت و شعائر به جا می‌آورد و ظاهر مذهبی داشت باید بخشی از دستگاه حکومت و قدرت و کنترل و سرکوب نموده می‌شد. تلقینی عظیم که کشته شدن طلبه‌های بداقبال یا کتک خوردن جوانانی ریش‌دار، یا تحقیر زنانی چادری نشانه‌ها و نمونه‌های بسیار جزئی از خطا بودن انجام آن توسط حکومت هستند. امروز در حالی که هنوز دستگاه حکومت نومیدانه درصدد افزایش روزهای عزاداری، افزایش انواعی از شعائر و مراسم و کماکان در حال هزینه کردن باورها و اعتقادات دینداران به پای هوس‌ها و اشتباهات حکومتِ به ظاهر دینی است، در سوی مقابل مقاومتی در حال شکل‌گیری است که به تدریج با آگاه شدن و روشنگری بین مردمان دیندار و صاحبان قدرت و سلاح و ثروت دینی فاصله می‌گذارد و البته تا زمانی که جامعه بصیرت بیابد، بازتاب کور و آن القائات در جامعه، درگیری‌های روزانه تأسف‌باری است که طیفی از تحقیر تا قتل را در بر می‌گیرد.

کشور در آستانه تحولاتی عمیق، شگرف و احتمالا فاجعه‌بار است. در میان این فجایع، بدترینش این خواهد بود که هم‌وطنان و همشهری‌ها و همسایه‌های خودمان را به خاطر ظاهرشان مسئول همه کمبودها و فسادها و بی‌عدالتی‌ها و نامردمی‌هایی بدانیم که مسئول آنها ردیف‌های بالای هرم قدرت و حکومت دینی هستند. همچون سنگ‌هایی که ردیف‌های پایینی اهرام را می‌سازند و زیر وزن سنگ‌های بالانشین فشرده و خرد می‌شوند، دینداران بسیاری در همسایگی ما می‌زیند و روزها در خیابان و اتوبوس و مترو کنار ما می‌ایستند که نه هیچ سهمی از قدرت حکومت و تنعم و ثروت و ریخت‌وپاش آن دارند و نه نقشی در همه ستم‌هایی که در قالب آمیزه‌ای از فریب و فساد و ستم به نام دین بر جامعه رفته است. تاوان همه بدبختی‌های اجتماعی را (که حکومت هم خوشبختانه انکار آنها را کنار گذاشته است) نباید از آنهاخواست .

باید برای کاهش مشکلات و جلوگیری از فاجعه برخوردهای داخلی در دو سطح کار جدی کرد:

۱- باید به حکومت کماکان نصیحت کنیم از تبلیغات رسوای تحریک مردم علیه یکدیگر تحت عناوین دینی دست بردارد و (مانند مورد تشییع طلبه مشهدی) تبلیغاتچی‌های خود را توجیه کند. حکومت تازه دارد می‌فهمد این رویارو کردن مردم با مردم، می‌تواند به عنوان جرقه رویارویی مردم با حکومت عمل کند.

۲- باید به نیروهای میانی جامعه که به عنوان مرجع اطلاعات و آگاهی بدنه جامعه و توده عمل می‌کنند آموخت که مردم را از دیدن دینداران به عنوان عامل پریشانی زندگی خود بازدارند و این آگاهی را توزیع کنند که بسیاری اشخاص باورمند به دین و ملبس به لباس روحانیت یا ظواهر دینی خود قربانی حکومت‌گری به نام دین‌اند و الزاماً عامل زورگویی سیستماتیک مذهبی نیستند. باید به جامعه یاد داد این باورها و سبک زندگی و ظاهر افراد نیست که سهم آنها را در مشکلات جامعه تعیین می‌کند، بلکه رابطه آنها با حکومت و سهمشان از قدرت است که میزان مسئولیت سیاسی‌شان را مشخص می‌سازد.

🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۵ مهر ۹۷

صدای جمعه

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۵ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۵ مهر ۹۷

صدای جمعه

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸راه توسعه از «پرسش مهر» نمی‌گذرد

🖌علی‌اکبر اسماعیل‌پور؛ مدیرعامل مرکز آوای ماندگار دروازه غار

▫️تمام روز در مرکز توانمندسازی «آوای ماندگار دروازه غار» یا درگیر کودکان ثبت نام‌نشده در مدارس بودیم یا پیگیر تأمین هزینه شهریه‌ای که مدارس از فرزندان مهاجران طلب می‌کنند. بسیاری از والدین توانایی پرداخت را ندارند و مثل سال‌های گذشته به ما مراجعه کرده بودند و ما به هر دری می زدیم که بشود آنها را ثبت نام کرد. در عین حال به تقاضای خانواده‌هایی پاسخ می‌دادیم که تاکنون برای کودکان قدونیم‌قد خود نتوانسته بودند لوازم‌التحریر تهیه کنند. حامیان و خیران مرکز پیشتر برای این بچه‌ها بسته‌های تحصیلی آماده کرده و در اختیار ما گذاشته بودند...
غروب که به خانه رسیدم اخبار تلویزیون فیلم رئیس‌جمهوری و همراهانش را پخش می‌کرد که به روال تکراریِ چنددهه گذشته در یکی از مدارس حاضر می‌شوند. مدرسه مورد نظر هم از مدت‌ها قبل انتخاب شده و نونوار می‌شود و رئیس‌جمهور با چهره خندان جلوی دوربین تلویزیون قرار می‌گیرد و زنگ آغاز سال تحصیلی را به صدا در می‌آورد. رئیس‌جمهور و همراهان و همه کادر مدرسه بالای سکو ایستاده‌اند و دانش‌آموزان در پایین و دور از جماعت مهمانان. عالی‌ترین مقام اجرایی کشور سخنرانی‌ای می‌کند و این اواخر از دانش‌آموزان پرسش مهر هم می‌پرسد. اما کسی از او نمی‌پرسد چند هزار دانش‌آموز به دلیل تورم و گرانی سرسام‌آور امسال از چرخه آموزش و پرورش خارج شدند؟ چند هزار کودک به روال سال‌های قبل در حسرت ورود به مدرسه باقی مانده‌اند؟ چند هزار دانش‌آموز همچنان در مدارس ناایمن درس می‌خوانند؟ بالاخره آخرین جشن واقعی برچیده شدن مدارس کپری کی برگزار می‌شود؟ عدالت آموزشی چه معنی‌ای دارد؟ وضعیت معیشت معلمان چگونه است؟ نظام پادگانی مدارس آیا اصلا با الفبای توسعه همخوانی دارد؟ وضعیت تحصیل کودکان مهاجر چگونه است؟
سوالاتی از این دست را در ذهنم مرور می‌کنم که گزارشگر سیما به سوال رئیس‌جمهور از دانش‌آموزان می‌رسد: «پارسال چه مهارت‌هایی آموختند و بگویند که فکر می‌کنند آموختن چه مهارت‌هایی برای زندگی‌شان مهم‌تر است.» رئیس‌جمهور در ادامه تاکید کرد که هر دانش‌آموز در پایان سال تحصیلی «باید» یک مهارت بیاموزد. سخن گفتن از «فرمان» مهارت‌آموزی از سوی رئیس‌جمهور در حوصله این یادداشت نیست اما می‌کوشم با ذکر دو نمونه متناقض، یکی در ایران و مدرسه‌ای که دخترم در آن تحصیل می‌کند و دیگری در کشوری توسعه‌یافته درباره فراگیری مهارت توضیح دهم:
- در تعریف مدارس هوشمند، که چندسالی است در ایران مطرح شده، آمده: «مدرسه‌ای که کنترل و مدیریت آن مبتی بر فناوری اطلاعات کامپیوتر و شبکه انجام می‌گیرد که در جهت فرآیند یادگیری و بهبود مدیریت به صورت سیستمی نظام‌یافته سازمان‌دهی می‌شود تا کودکان و دانش‌آموزان را برای عصر اطلاعات آماده سازد.» اما این تعریف عملاً به یکی از رقابت‌های اصلی بین مدارس در هر منطقه بدل شده؛ رقابت بر سر وایت‌برد هوشمند و اینترنت مدارس.
سال گذشته در ادامه بحث نپخته تحقیق و پژوهش در مدارس، موضوعی با عنوان «کشورگشایان بی‌رحم» به دخترم که کلاس پنجم ابتدایی بود دادند. به دانش‌آموز هم تاکید می‌کنند از والدین خود در تحقیق کمک بگیرند و تحقیق خود را در پاورپوینت ارائه بدهند. گذشته از موضوع تحقیق و خشونتی که حتی در عنوان آن مستتر است، دانش‌آموز پنجم دبستان چطور باید با نرم‌افزار پاورپوینت آشنا باشد؟ این هم در راستای همان تحقیق است که باید والدین انجام دهند تا از نظر تعداد پژوهش‌ها در بین مدارس منطقه سرآمد باشند.
- در سال‌های گذشته بازدیدی از یکی از مدارس ابتدایی شهر «استکهلم» داشتیم. موقعی که به حیاط مدرسه بدون دیوار، در بالای تپه‌ای سرسبز، وارد شدیم، دانش‌آموزان کلاس سوم ابتدایی سر کلاس علوم در 3 گروه 5 نفره دور میزهای چوبی ساده‌ای روی نیمکتی چوبی نشسته بودند و هر گروه با ابزار خیلی ابتدایی نجاری از پوست تنه درختان و شاخه‌های خشک‌شده احجام مختلف می‌ساخت؛ تمرین کار تیمی، آشنایی با طبیعت و احترام به آن و آشنایی با یکی از حرفه‌ها از اهداف اصلی این کارگاه بود.
مقایسه این دو مثال کافی است که «پرسش مهر» و دیگر سوالات مشابه مقامات از دانش‌آموزان را زیر علامت سوال بزرگی قرار دهیم. همانطور که اغلب کارشناسان بارها و بارها اعلام کرده‌اند مسیر توسعه پایدار کشور از آموزش و پرورش می‌گذرد. آموزش و پرورش فعلی ما به شیوه بسیار سنتی و کهنه اداره می‌شود. این نظام آموزشی خسته، نیاز به بازنگری اصولی و اساسی منطبق با برنامه‌های توسعه دارد که نه در سوالات تکراری رئیس‌جمهوری دوره‌های مختلف پاسخی برای آن وجود دارد و نه در انواع سند و بخشنامه‌های دستوری.

🆔 @jameeno
#الف

♦️رها کردن بره‌ها، مداخله در نزاع کفتارها!

▫️شورای سردبیری: از شانس بد مردم ایران، درست مقارن هم بودند: گام اول اعراب برای به رسمیت شناختن اسرائیل پس از سه جنگ بزرگ عربی-یهودی و دوران اوج حس قدرت تعیین‌کنندگی سرنوشت مسلمانان جهان توسط ایران، به خاطر تازگی پیروزی انقلاب اسلامی. رئیس‌جمهور بزرگترین و مهمترین کشور عرب، انور سادات، اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با سفر به اسرائیل روند صلحی را با آن آغاز کرده بود و این کارش از نظر انقلاب اسلامی آنقدر کفرآلود و واکنش در مقابلش تند بود که پس از چهل سال، هنوز جای آن خوب نشده است.
این فقط مصر نبود که باید به خاطر موضعش در مقابل اسرائیل تنبیه می‌شد. اندکی بعد از پیروزی انقلاب، رهبر الفتح که نیروی واقعی مقاوم در برابر درنده‌خویی و زمین‌دزدی اسرائیل بود به ایران آمد تا با اهل انقلاب تجدید ارادت کند، اما گویا همانجا بروز داد که او هم ته ذهن خود معتقد نیست تنها راه نیل فلسطینی‌ها به تعیین سرنوشت خود از مسیر لوله تفنگ می‌گذرد. رفت، که رفت. غیر از او، تاکنون هر عرب دیگری که اعتقادی به جنگ تا پیروزی بر اسرائیل نداشته، حمایت ایران را از دست داده است. در تمام این ۴۰ سال ایران در جستجوی اعرابی بوده که حاضر به ترک منازعه با اسرائیل نباشند و در مقابل از حمایت ایران برخوردار شوند. احتمالاً یکی از دلایل این که اعراب برای فرو کردن هر خنجری در قلب ایران با هر شیطان مجسمی هم پیمان می‌شوند همین است: ایران فقط اعرابی را دوست محترم و قابل اعتنا و دریافت کمک می‌داند که نسبت به اسرائیل خصومت بورزند و البته کشوری که بین اعراب چنین رویه‌ای داشته باشد وجود ندارد.

نتیجه‌ای می‌توان گرفت: اعراب شبه‌جزیره به اینکه ایران بین آنها و اسرائیل بیفتد علاقه‌ای نداشته‌اند و ندارند. اما نتیجه مهمتری هم هست: ایران توانایی کارگردانی در اختلافات بین عرب‌ها و یهودی ها را ندارد. این نتیجه را پس از چهل سال می‌گیریم. بعد از دادن هزینه‌های بسیار.

اما انتظار ایران بسیار بیش از اینها بوده و جالب است که نه تنها کارگردانی نزاع عربی- اسرائیلی، بلکه مدیریت رویارویی عربی- عربی هم در برنامه ما گنجیده است. انتظار نابجایی است، هرچند در گذشته توانایی‌اش را داشته‌ایم. حدود ۵۵ سال پیش، هنگامی که یمن به دوبخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شد و در جنوب آن رژیمی مارکسیستی حاکم بود، ایران به منطقه ظفار کشور عمان نیرو فرستاد تا جنبشی کمونیستی را که در این منطقه شورشی به تحریک یمن جنوبی به پا کرده بود سرکوب کند و به غائله خاتمه دهد. عملیات موفقی بود، ولی با این ملاحظه که در آن دوران ایران ژاندارم ایالات متحده در منطقه بود و آن مداخله و پیروزی را باید در چارچوب رویارویی‌های دوران جنگ سرد ارزیابی می‌کردیم.

حالا دوباره پای ما در یک نزاع عربی- عربی درگیر است: جنگ یمن. هستند در ایران کسانی که این درگیر بودن را پیشروی ما به عنوان نظام جمهوری اسلامی ارزیابی کرده و به ان ارج می‌گذارند و واجد ارزش می‌دانند، هرچند نقش ایران را به شدت تکذیب می‌کنیم. ارزیابی‌های عمومی کارشناسی جنگ یمن را جنگی نیابتی ارزیابی می‌کنند، که خوشبینانه‌ترین ارزیابی است و حاکی از اینکه روزی با گرفتن امتیازی در جایی دیگر ختم خواهد شد. هرچند نکته ظریف مغفول در این فرض این است که در پایان آیا دستاورد قابل معامله‌ای وجود خواهد داشت یا نه... مسأله این است که عرب‌ها، بویژه اعراب مناطقی دارای ساخت قومی مثل یمن، تعصبات قومی عربی را همواره در تصمیم گیری‌های خود در مقابل ایران اعمال کرده‌اند (مانند تشکیل شورای همکاری خلیج‌فارس) و ایران توان بهره‌برداری حتی از خصومت‌های آنها با یکدیگر را نداشته است (مانند مورد محاصره و تحریم قطر توسط سعودی و همسویانش). به عبارت دیگر، عرب‌های شبه‌جزیره در انتهای هر خصومتی با یکدیگر، می‌فهمند آشتی آنها با یکدیگر، ارزشمندتر از اتحادشان با ایران است.

اینک، در حالی که ایران مشغول آزمون و خطا در زمین‌های بازی عربی است و وقتی به امنیت سرزمینی و عمق استراتژیک خود فکر می‌کند با کشورهای شرق خود کنفرانس می‌گذارد و عهدنامه در میان می‌گذارد (اخیرا در تهران) و نگران جبهه غربی خود نیست، با این پرسش دقیق روبرو هستیم که تعریف‌کنندگان آینده جایگاه ایران در جغرافیای سیاست بین‌الملل و ابعاد سپهر امنیت ملی کشور، در استراتژی کلان خود برای رویارویی‌ها و جابجایی‌ها و کشمکش‌ها و نزاع‌های قبیله‌ای اعراب شبه‌جزیره که در رقابت سیاسی مانند حیوانات وحشی یکدیگر را پاره‌پاره می‌کنند و هر کدام به قدرتی آویزانند، چه ارزشی قائل هستند.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۷ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۷ مهر ۹۷

راکت پرانی‌ها در بصره، تیری به سوی آمریکا یا شمشیری علیه ایران؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۸ مهر ۹۷

تورم مهار خواهد شد؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۸ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو |۸ مهر ۹۷

تورم مهار خواهد شد؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno