صدای نو | ۴ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۴ مهر ۹۷
محور مقاومت در شورای امنیت چگونه شکل گرفت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
محور مقاومت در شورای امنیت چگونه شکل گرفت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸یقه حکومت کجاست؟
▫️شورای سردبیری: چند شب پیش از آنکه خبر آخرین چاقوکشی و حمله به طلبهای در کیانپارس اهواز برسد، در شب تاسوعا سیمای جمهوری اسلامی در میان اخبار خود خبر تشییع جنازه روحانی مشهدی قربانی انتقامجویی مذهبی را گنجاند که گفته میشود هنگام خروج از محل تحصیل چاقو خورد و به قول برادرش صرفاً به علت در بر کردن لباس روحانیت به قتل رسید. خبر پخش شد بدون هیچ اشارهای به ماجرا و علت آن. از آن به عنوان حربهٔ تبلیغاتی در روزهای مناسب ماه محرم نیز استفاده نشد. ناظر آگاه علت آن را درک میکند: برخی سیاستگزاران تبلیغات به این نتیجه رسیدهاند که برخلاف گذشته، فضای جامعه با تبلیغات پیشین همسو و از آن تأثیرپذیر نیست. دیگر مصلحت نیست چنین کشتهای را به عنوان شهید به جامعه معرفی کرد و فریاد کینخواهی سر داد. فایدهای هم ندارد. در گذشته، مضروب و کشته شدن کسی در چنین ماجرایی به راه افتادن یک کاروان تبلیغاتی یک هفتهای منجر میشد. اکنون کسانی به این نتیجه رسیدهاند که دیگر به مصلحت نیست.
سوای اینکه گروهی بر این وضع تأسف بخورند و گروهی این رخدادها را حوادثی فاقد جنبه سیاسی بخوانند، به لحاظ اجتماعی و سیاسی موضوعی کاملاً درخورد توجه است. از لحاظ اجتماعی نشاندهنده بروز توهم حاصل از عدم توانایی تفکیک مسائل از یکدیگر در ذهن جامعه است. بسیاری از مردم تفاوتی بین همسایه شرافتمند و دیندار خود با مدیر فاسد دولتی یا یک قاضی نابکار قائل نیستند. تا سالها پیش، دستگاه تبلیغات رادیو و تلویزیون بمبارانی از تبلیغات " اینهمانی" به کار میبرد تا هرکس را دیندار است جزئی از حاکمیت و دستگاه قدرت و یا حداقل پایگاه حکومت بنمایاند. مطابق این نوع تبلیغات، هرکس نماز میخواند، به حج میرفت، روزه میگرفت و شعائر به جا میآورد و ظاهر مذهبی داشت باید بخشی از دستگاه حکومت و قدرت و کنترل و سرکوب نموده میشد. تلقینی عظیم که کشته شدن طلبههای بداقبال یا کتک خوردن جوانانی ریشدار، یا تحقیر زنانی چادری نشانهها و نمونههای بسیار جزئی از خطا بودن انجام آن توسط حکومت هستند. امروز در حالی که هنوز دستگاه حکومت نومیدانه درصدد افزایش روزهای عزاداری، افزایش انواعی از شعائر و مراسم و کماکان در حال هزینه کردن باورها و اعتقادات دینداران به پای هوسها و اشتباهات حکومتِ به ظاهر دینی است، در سوی مقابل مقاومتی در حال شکلگیری است که به تدریج با آگاه شدن و روشنگری بین مردمان دیندار و صاحبان قدرت و سلاح و ثروت دینی فاصله میگذارد و البته تا زمانی که جامعه بصیرت بیابد، بازتاب کور و آن القائات در جامعه، درگیریهای روزانه تأسفباری است که طیفی از تحقیر تا قتل را در بر میگیرد.
کشور در آستانه تحولاتی عمیق، شگرف و احتمالا فاجعهبار است. در میان این فجایع، بدترینش این خواهد بود که هموطنان و همشهریها و همسایههای خودمان را به خاطر ظاهرشان مسئول همه کمبودها و فسادها و بیعدالتیها و نامردمیهایی بدانیم که مسئول آنها ردیفهای بالای هرم قدرت و حکومت دینی هستند. همچون سنگهایی که ردیفهای پایینی اهرام را میسازند و زیر وزن سنگهای بالانشین فشرده و خرد میشوند، دینداران بسیاری در همسایگی ما میزیند و روزها در خیابان و اتوبوس و مترو کنار ما میایستند که نه هیچ سهمی از قدرت حکومت و تنعم و ثروت و ریختوپاش آن دارند و نه نقشی در همه ستمهایی که در قالب آمیزهای از فریب و فساد و ستم به نام دین بر جامعه رفته است. تاوان همه بدبختیهای اجتماعی را (که حکومت هم خوشبختانه انکار آنها را کنار گذاشته است) نباید از آنهاخواست .
باید برای کاهش مشکلات و جلوگیری از فاجعه برخوردهای داخلی در دو سطح کار جدی کرد:
۱- باید به حکومت کماکان نصیحت کنیم از تبلیغات رسوای تحریک مردم علیه یکدیگر تحت عناوین دینی دست بردارد و (مانند مورد تشییع طلبه مشهدی) تبلیغاتچیهای خود را توجیه کند. حکومت تازه دارد میفهمد این رویارو کردن مردم با مردم، میتواند به عنوان جرقه رویارویی مردم با حکومت عمل کند.
۲- باید به نیروهای میانی جامعه که به عنوان مرجع اطلاعات و آگاهی بدنه جامعه و توده عمل میکنند آموخت که مردم را از دیدن دینداران به عنوان عامل پریشانی زندگی خود بازدارند و این آگاهی را توزیع کنند که بسیاری اشخاص باورمند به دین و ملبس به لباس روحانیت یا ظواهر دینی خود قربانی حکومتگری به نام دیناند و الزاماً عامل زورگویی سیستماتیک مذهبی نیستند. باید به جامعه یاد داد این باورها و سبک زندگی و ظاهر افراد نیست که سهم آنها را در مشکلات جامعه تعیین میکند، بلکه رابطه آنها با حکومت و سهمشان از قدرت است که میزان مسئولیت سیاسیشان را مشخص میسازد.
🆔 @jameeno
🔸یقه حکومت کجاست؟
▫️شورای سردبیری: چند شب پیش از آنکه خبر آخرین چاقوکشی و حمله به طلبهای در کیانپارس اهواز برسد، در شب تاسوعا سیمای جمهوری اسلامی در میان اخبار خود خبر تشییع جنازه روحانی مشهدی قربانی انتقامجویی مذهبی را گنجاند که گفته میشود هنگام خروج از محل تحصیل چاقو خورد و به قول برادرش صرفاً به علت در بر کردن لباس روحانیت به قتل رسید. خبر پخش شد بدون هیچ اشارهای به ماجرا و علت آن. از آن به عنوان حربهٔ تبلیغاتی در روزهای مناسب ماه محرم نیز استفاده نشد. ناظر آگاه علت آن را درک میکند: برخی سیاستگزاران تبلیغات به این نتیجه رسیدهاند که برخلاف گذشته، فضای جامعه با تبلیغات پیشین همسو و از آن تأثیرپذیر نیست. دیگر مصلحت نیست چنین کشتهای را به عنوان شهید به جامعه معرفی کرد و فریاد کینخواهی سر داد. فایدهای هم ندارد. در گذشته، مضروب و کشته شدن کسی در چنین ماجرایی به راه افتادن یک کاروان تبلیغاتی یک هفتهای منجر میشد. اکنون کسانی به این نتیجه رسیدهاند که دیگر به مصلحت نیست.
سوای اینکه گروهی بر این وضع تأسف بخورند و گروهی این رخدادها را حوادثی فاقد جنبه سیاسی بخوانند، به لحاظ اجتماعی و سیاسی موضوعی کاملاً درخورد توجه است. از لحاظ اجتماعی نشاندهنده بروز توهم حاصل از عدم توانایی تفکیک مسائل از یکدیگر در ذهن جامعه است. بسیاری از مردم تفاوتی بین همسایه شرافتمند و دیندار خود با مدیر فاسد دولتی یا یک قاضی نابکار قائل نیستند. تا سالها پیش، دستگاه تبلیغات رادیو و تلویزیون بمبارانی از تبلیغات " اینهمانی" به کار میبرد تا هرکس را دیندار است جزئی از حاکمیت و دستگاه قدرت و یا حداقل پایگاه حکومت بنمایاند. مطابق این نوع تبلیغات، هرکس نماز میخواند، به حج میرفت، روزه میگرفت و شعائر به جا میآورد و ظاهر مذهبی داشت باید بخشی از دستگاه حکومت و قدرت و کنترل و سرکوب نموده میشد. تلقینی عظیم که کشته شدن طلبههای بداقبال یا کتک خوردن جوانانی ریشدار، یا تحقیر زنانی چادری نشانهها و نمونههای بسیار جزئی از خطا بودن انجام آن توسط حکومت هستند. امروز در حالی که هنوز دستگاه حکومت نومیدانه درصدد افزایش روزهای عزاداری، افزایش انواعی از شعائر و مراسم و کماکان در حال هزینه کردن باورها و اعتقادات دینداران به پای هوسها و اشتباهات حکومتِ به ظاهر دینی است، در سوی مقابل مقاومتی در حال شکلگیری است که به تدریج با آگاه شدن و روشنگری بین مردمان دیندار و صاحبان قدرت و سلاح و ثروت دینی فاصله میگذارد و البته تا زمانی که جامعه بصیرت بیابد، بازتاب کور و آن القائات در جامعه، درگیریهای روزانه تأسفباری است که طیفی از تحقیر تا قتل را در بر میگیرد.
کشور در آستانه تحولاتی عمیق، شگرف و احتمالا فاجعهبار است. در میان این فجایع، بدترینش این خواهد بود که هموطنان و همشهریها و همسایههای خودمان را به خاطر ظاهرشان مسئول همه کمبودها و فسادها و بیعدالتیها و نامردمیهایی بدانیم که مسئول آنها ردیفهای بالای هرم قدرت و حکومت دینی هستند. همچون سنگهایی که ردیفهای پایینی اهرام را میسازند و زیر وزن سنگهای بالانشین فشرده و خرد میشوند، دینداران بسیاری در همسایگی ما میزیند و روزها در خیابان و اتوبوس و مترو کنار ما میایستند که نه هیچ سهمی از قدرت حکومت و تنعم و ثروت و ریختوپاش آن دارند و نه نقشی در همه ستمهایی که در قالب آمیزهای از فریب و فساد و ستم به نام دین بر جامعه رفته است. تاوان همه بدبختیهای اجتماعی را (که حکومت هم خوشبختانه انکار آنها را کنار گذاشته است) نباید از آنهاخواست .
باید برای کاهش مشکلات و جلوگیری از فاجعه برخوردهای داخلی در دو سطح کار جدی کرد:
۱- باید به حکومت کماکان نصیحت کنیم از تبلیغات رسوای تحریک مردم علیه یکدیگر تحت عناوین دینی دست بردارد و (مانند مورد تشییع طلبه مشهدی) تبلیغاتچیهای خود را توجیه کند. حکومت تازه دارد میفهمد این رویارو کردن مردم با مردم، میتواند به عنوان جرقه رویارویی مردم با حکومت عمل کند.
۲- باید به نیروهای میانی جامعه که به عنوان مرجع اطلاعات و آگاهی بدنه جامعه و توده عمل میکنند آموخت که مردم را از دیدن دینداران به عنوان عامل پریشانی زندگی خود بازدارند و این آگاهی را توزیع کنند که بسیاری اشخاص باورمند به دین و ملبس به لباس روحانیت یا ظواهر دینی خود قربانی حکومتگری به نام دیناند و الزاماً عامل زورگویی سیستماتیک مذهبی نیستند. باید به جامعه یاد داد این باورها و سبک زندگی و ظاهر افراد نیست که سهم آنها را در مشکلات جامعه تعیین میکند، بلکه رابطه آنها با حکومت و سهمشان از قدرت است که میزان مسئولیت سیاسیشان را مشخص میسازد.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۵ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۵ مهر ۹۷
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸راه توسعه از «پرسش مهر» نمیگذرد
🖌علیاکبر اسماعیلپور؛ مدیرعامل مرکز آوای ماندگار دروازه غار
▫️تمام روز در مرکز توانمندسازی «آوای ماندگار دروازه غار» یا درگیر کودکان ثبت نامنشده در مدارس بودیم یا پیگیر تأمین هزینه شهریهای که مدارس از فرزندان مهاجران طلب میکنند. بسیاری از والدین توانایی پرداخت را ندارند و مثل سالهای گذشته به ما مراجعه کرده بودند و ما به هر دری می زدیم که بشود آنها را ثبت نام کرد. در عین حال به تقاضای خانوادههایی پاسخ میدادیم که تاکنون برای کودکان قدونیمقد خود نتوانسته بودند لوازمالتحریر تهیه کنند. حامیان و خیران مرکز پیشتر برای این بچهها بستههای تحصیلی آماده کرده و در اختیار ما گذاشته بودند...
غروب که به خانه رسیدم اخبار تلویزیون فیلم رئیسجمهوری و همراهانش را پخش میکرد که به روال تکراریِ چنددهه گذشته در یکی از مدارس حاضر میشوند. مدرسه مورد نظر هم از مدتها قبل انتخاب شده و نونوار میشود و رئیسجمهور با چهره خندان جلوی دوربین تلویزیون قرار میگیرد و زنگ آغاز سال تحصیلی را به صدا در میآورد. رئیسجمهور و همراهان و همه کادر مدرسه بالای سکو ایستادهاند و دانشآموزان در پایین و دور از جماعت مهمانان. عالیترین مقام اجرایی کشور سخنرانیای میکند و این اواخر از دانشآموزان پرسش مهر هم میپرسد. اما کسی از او نمیپرسد چند هزار دانشآموز به دلیل تورم و گرانی سرسامآور امسال از چرخه آموزش و پرورش خارج شدند؟ چند هزار کودک به روال سالهای قبل در حسرت ورود به مدرسه باقی ماندهاند؟ چند هزار دانشآموز همچنان در مدارس ناایمن درس میخوانند؟ بالاخره آخرین جشن واقعی برچیده شدن مدارس کپری کی برگزار میشود؟ عدالت آموزشی چه معنیای دارد؟ وضعیت معیشت معلمان چگونه است؟ نظام پادگانی مدارس آیا اصلا با الفبای توسعه همخوانی دارد؟ وضعیت تحصیل کودکان مهاجر چگونه است؟
سوالاتی از این دست را در ذهنم مرور میکنم که گزارشگر سیما به سوال رئیسجمهور از دانشآموزان میرسد: «پارسال چه مهارتهایی آموختند و بگویند که فکر میکنند آموختن چه مهارتهایی برای زندگیشان مهمتر است.» رئیسجمهور در ادامه تاکید کرد که هر دانشآموز در پایان سال تحصیلی «باید» یک مهارت بیاموزد. سخن گفتن از «فرمان» مهارتآموزی از سوی رئیسجمهور در حوصله این یادداشت نیست اما میکوشم با ذکر دو نمونه متناقض، یکی در ایران و مدرسهای که دخترم در آن تحصیل میکند و دیگری در کشوری توسعهیافته درباره فراگیری مهارت توضیح دهم:
- در تعریف مدارس هوشمند، که چندسالی است در ایران مطرح شده، آمده: «مدرسهای که کنترل و مدیریت آن مبتی بر فناوری اطلاعات کامپیوتر و شبکه انجام میگیرد که در جهت فرآیند یادگیری و بهبود مدیریت به صورت سیستمی نظامیافته سازماندهی میشود تا کودکان و دانشآموزان را برای عصر اطلاعات آماده سازد.» اما این تعریف عملاً به یکی از رقابتهای اصلی بین مدارس در هر منطقه بدل شده؛ رقابت بر سر وایتبرد هوشمند و اینترنت مدارس.
سال گذشته در ادامه بحث نپخته تحقیق و پژوهش در مدارس، موضوعی با عنوان «کشورگشایان بیرحم» به دخترم که کلاس پنجم ابتدایی بود دادند. به دانشآموز هم تاکید میکنند از والدین خود در تحقیق کمک بگیرند و تحقیق خود را در پاورپوینت ارائه بدهند. گذشته از موضوع تحقیق و خشونتی که حتی در عنوان آن مستتر است، دانشآموز پنجم دبستان چطور باید با نرمافزار پاورپوینت آشنا باشد؟ این هم در راستای همان تحقیق است که باید والدین انجام دهند تا از نظر تعداد پژوهشها در بین مدارس منطقه سرآمد باشند.
- در سالهای گذشته بازدیدی از یکی از مدارس ابتدایی شهر «استکهلم» داشتیم. موقعی که به حیاط مدرسه بدون دیوار، در بالای تپهای سرسبز، وارد شدیم، دانشآموزان کلاس سوم ابتدایی سر کلاس علوم در 3 گروه 5 نفره دور میزهای چوبی سادهای روی نیمکتی چوبی نشسته بودند و هر گروه با ابزار خیلی ابتدایی نجاری از پوست تنه درختان و شاخههای خشکشده احجام مختلف میساخت؛ تمرین کار تیمی، آشنایی با طبیعت و احترام به آن و آشنایی با یکی از حرفهها از اهداف اصلی این کارگاه بود.
مقایسه این دو مثال کافی است که «پرسش مهر» و دیگر سوالات مشابه مقامات از دانشآموزان را زیر علامت سوال بزرگی قرار دهیم. همانطور که اغلب کارشناسان بارها و بارها اعلام کردهاند مسیر توسعه پایدار کشور از آموزش و پرورش میگذرد. آموزش و پرورش فعلی ما به شیوه بسیار سنتی و کهنه اداره میشود. این نظام آموزشی خسته، نیاز به بازنگری اصولی و اساسی منطبق با برنامههای توسعه دارد که نه در سوالات تکراری رئیسجمهوری دورههای مختلف پاسخی برای آن وجود دارد و نه در انواع سند و بخشنامههای دستوری.
🆔 @jameeno
🔸راه توسعه از «پرسش مهر» نمیگذرد
🖌علیاکبر اسماعیلپور؛ مدیرعامل مرکز آوای ماندگار دروازه غار
▫️تمام روز در مرکز توانمندسازی «آوای ماندگار دروازه غار» یا درگیر کودکان ثبت نامنشده در مدارس بودیم یا پیگیر تأمین هزینه شهریهای که مدارس از فرزندان مهاجران طلب میکنند. بسیاری از والدین توانایی پرداخت را ندارند و مثل سالهای گذشته به ما مراجعه کرده بودند و ما به هر دری می زدیم که بشود آنها را ثبت نام کرد. در عین حال به تقاضای خانوادههایی پاسخ میدادیم که تاکنون برای کودکان قدونیمقد خود نتوانسته بودند لوازمالتحریر تهیه کنند. حامیان و خیران مرکز پیشتر برای این بچهها بستههای تحصیلی آماده کرده و در اختیار ما گذاشته بودند...
غروب که به خانه رسیدم اخبار تلویزیون فیلم رئیسجمهوری و همراهانش را پخش میکرد که به روال تکراریِ چنددهه گذشته در یکی از مدارس حاضر میشوند. مدرسه مورد نظر هم از مدتها قبل انتخاب شده و نونوار میشود و رئیسجمهور با چهره خندان جلوی دوربین تلویزیون قرار میگیرد و زنگ آغاز سال تحصیلی را به صدا در میآورد. رئیسجمهور و همراهان و همه کادر مدرسه بالای سکو ایستادهاند و دانشآموزان در پایین و دور از جماعت مهمانان. عالیترین مقام اجرایی کشور سخنرانیای میکند و این اواخر از دانشآموزان پرسش مهر هم میپرسد. اما کسی از او نمیپرسد چند هزار دانشآموز به دلیل تورم و گرانی سرسامآور امسال از چرخه آموزش و پرورش خارج شدند؟ چند هزار کودک به روال سالهای قبل در حسرت ورود به مدرسه باقی ماندهاند؟ چند هزار دانشآموز همچنان در مدارس ناایمن درس میخوانند؟ بالاخره آخرین جشن واقعی برچیده شدن مدارس کپری کی برگزار میشود؟ عدالت آموزشی چه معنیای دارد؟ وضعیت معیشت معلمان چگونه است؟ نظام پادگانی مدارس آیا اصلا با الفبای توسعه همخوانی دارد؟ وضعیت تحصیل کودکان مهاجر چگونه است؟
سوالاتی از این دست را در ذهنم مرور میکنم که گزارشگر سیما به سوال رئیسجمهور از دانشآموزان میرسد: «پارسال چه مهارتهایی آموختند و بگویند که فکر میکنند آموختن چه مهارتهایی برای زندگیشان مهمتر است.» رئیسجمهور در ادامه تاکید کرد که هر دانشآموز در پایان سال تحصیلی «باید» یک مهارت بیاموزد. سخن گفتن از «فرمان» مهارتآموزی از سوی رئیسجمهور در حوصله این یادداشت نیست اما میکوشم با ذکر دو نمونه متناقض، یکی در ایران و مدرسهای که دخترم در آن تحصیل میکند و دیگری در کشوری توسعهیافته درباره فراگیری مهارت توضیح دهم:
- در تعریف مدارس هوشمند، که چندسالی است در ایران مطرح شده، آمده: «مدرسهای که کنترل و مدیریت آن مبتی بر فناوری اطلاعات کامپیوتر و شبکه انجام میگیرد که در جهت فرآیند یادگیری و بهبود مدیریت به صورت سیستمی نظامیافته سازماندهی میشود تا کودکان و دانشآموزان را برای عصر اطلاعات آماده سازد.» اما این تعریف عملاً به یکی از رقابتهای اصلی بین مدارس در هر منطقه بدل شده؛ رقابت بر سر وایتبرد هوشمند و اینترنت مدارس.
سال گذشته در ادامه بحث نپخته تحقیق و پژوهش در مدارس، موضوعی با عنوان «کشورگشایان بیرحم» به دخترم که کلاس پنجم ابتدایی بود دادند. به دانشآموز هم تاکید میکنند از والدین خود در تحقیق کمک بگیرند و تحقیق خود را در پاورپوینت ارائه بدهند. گذشته از موضوع تحقیق و خشونتی که حتی در عنوان آن مستتر است، دانشآموز پنجم دبستان چطور باید با نرمافزار پاورپوینت آشنا باشد؟ این هم در راستای همان تحقیق است که باید والدین انجام دهند تا از نظر تعداد پژوهشها در بین مدارس منطقه سرآمد باشند.
- در سالهای گذشته بازدیدی از یکی از مدارس ابتدایی شهر «استکهلم» داشتیم. موقعی که به حیاط مدرسه بدون دیوار، در بالای تپهای سرسبز، وارد شدیم، دانشآموزان کلاس سوم ابتدایی سر کلاس علوم در 3 گروه 5 نفره دور میزهای چوبی سادهای روی نیمکتی چوبی نشسته بودند و هر گروه با ابزار خیلی ابتدایی نجاری از پوست تنه درختان و شاخههای خشکشده احجام مختلف میساخت؛ تمرین کار تیمی، آشنایی با طبیعت و احترام به آن و آشنایی با یکی از حرفهها از اهداف اصلی این کارگاه بود.
مقایسه این دو مثال کافی است که «پرسش مهر» و دیگر سوالات مشابه مقامات از دانشآموزان را زیر علامت سوال بزرگی قرار دهیم. همانطور که اغلب کارشناسان بارها و بارها اعلام کردهاند مسیر توسعه پایدار کشور از آموزش و پرورش میگذرد. آموزش و پرورش فعلی ما به شیوه بسیار سنتی و کهنه اداره میشود. این نظام آموزشی خسته، نیاز به بازنگری اصولی و اساسی منطبق با برنامههای توسعه دارد که نه در سوالات تکراری رئیسجمهوری دورههای مختلف پاسخی برای آن وجود دارد و نه در انواع سند و بخشنامههای دستوری.
🆔 @jameeno
#الف
♦️رها کردن برهها، مداخله در نزاع کفتارها!
▫️شورای سردبیری: از شانس بد مردم ایران، درست مقارن هم بودند: گام اول اعراب برای به رسمیت شناختن اسرائیل پس از سه جنگ بزرگ عربی-یهودی و دوران اوج حس قدرت تعیینکنندگی سرنوشت مسلمانان جهان توسط ایران، به خاطر تازگی پیروزی انقلاب اسلامی. رئیسجمهور بزرگترین و مهمترین کشور عرب، انور سادات، اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با سفر به اسرائیل روند صلحی را با آن آغاز کرده بود و این کارش از نظر انقلاب اسلامی آنقدر کفرآلود و واکنش در مقابلش تند بود که پس از چهل سال، هنوز جای آن خوب نشده است.
این فقط مصر نبود که باید به خاطر موضعش در مقابل اسرائیل تنبیه میشد. اندکی بعد از پیروزی انقلاب، رهبر الفتح که نیروی واقعی مقاوم در برابر درندهخویی و زمیندزدی اسرائیل بود به ایران آمد تا با اهل انقلاب تجدید ارادت کند، اما گویا همانجا بروز داد که او هم ته ذهن خود معتقد نیست تنها راه نیل فلسطینیها به تعیین سرنوشت خود از مسیر لوله تفنگ میگذرد. رفت، که رفت. غیر از او، تاکنون هر عرب دیگری که اعتقادی به جنگ تا پیروزی بر اسرائیل نداشته، حمایت ایران را از دست داده است. در تمام این ۴۰ سال ایران در جستجوی اعرابی بوده که حاضر به ترک منازعه با اسرائیل نباشند و در مقابل از حمایت ایران برخوردار شوند. احتمالاً یکی از دلایل این که اعراب برای فرو کردن هر خنجری در قلب ایران با هر شیطان مجسمی هم پیمان میشوند همین است: ایران فقط اعرابی را دوست محترم و قابل اعتنا و دریافت کمک میداند که نسبت به اسرائیل خصومت بورزند و البته کشوری که بین اعراب چنین رویهای داشته باشد وجود ندارد.
نتیجهای میتوان گرفت: اعراب شبهجزیره به اینکه ایران بین آنها و اسرائیل بیفتد علاقهای نداشتهاند و ندارند. اما نتیجه مهمتری هم هست: ایران توانایی کارگردانی در اختلافات بین عربها و یهودی ها را ندارد. این نتیجه را پس از چهل سال میگیریم. بعد از دادن هزینههای بسیار.
اما انتظار ایران بسیار بیش از اینها بوده و جالب است که نه تنها کارگردانی نزاع عربی- اسرائیلی، بلکه مدیریت رویارویی عربی- عربی هم در برنامه ما گنجیده است. انتظار نابجایی است، هرچند در گذشته تواناییاش را داشتهایم. حدود ۵۵ سال پیش، هنگامی که یمن به دوبخش شمالی و جنوبی تقسیم میشد و در جنوب آن رژیمی مارکسیستی حاکم بود، ایران به منطقه ظفار کشور عمان نیرو فرستاد تا جنبشی کمونیستی را که در این منطقه شورشی به تحریک یمن جنوبی به پا کرده بود سرکوب کند و به غائله خاتمه دهد. عملیات موفقی بود، ولی با این ملاحظه که در آن دوران ایران ژاندارم ایالات متحده در منطقه بود و آن مداخله و پیروزی را باید در چارچوب رویاروییهای دوران جنگ سرد ارزیابی میکردیم.
حالا دوباره پای ما در یک نزاع عربی- عربی درگیر است: جنگ یمن. هستند در ایران کسانی که این درگیر بودن را پیشروی ما به عنوان نظام جمهوری اسلامی ارزیابی کرده و به ان ارج میگذارند و واجد ارزش میدانند، هرچند نقش ایران را به شدت تکذیب میکنیم. ارزیابیهای عمومی کارشناسی جنگ یمن را جنگی نیابتی ارزیابی میکنند، که خوشبینانهترین ارزیابی است و حاکی از اینکه روزی با گرفتن امتیازی در جایی دیگر ختم خواهد شد. هرچند نکته ظریف مغفول در این فرض این است که در پایان آیا دستاورد قابل معاملهای وجود خواهد داشت یا نه... مسأله این است که عربها، بویژه اعراب مناطقی دارای ساخت قومی مثل یمن، تعصبات قومی عربی را همواره در تصمیم گیریهای خود در مقابل ایران اعمال کردهاند (مانند تشکیل شورای همکاری خلیجفارس) و ایران توان بهرهبرداری حتی از خصومتهای آنها با یکدیگر را نداشته است (مانند مورد محاصره و تحریم قطر توسط سعودی و همسویانش). به عبارت دیگر، عربهای شبهجزیره در انتهای هر خصومتی با یکدیگر، میفهمند آشتی آنها با یکدیگر، ارزشمندتر از اتحادشان با ایران است.
اینک، در حالی که ایران مشغول آزمون و خطا در زمینهای بازی عربی است و وقتی به امنیت سرزمینی و عمق استراتژیک خود فکر میکند با کشورهای شرق خود کنفرانس میگذارد و عهدنامه در میان میگذارد (اخیرا در تهران) و نگران جبهه غربی خود نیست، با این پرسش دقیق روبرو هستیم که تعریفکنندگان آینده جایگاه ایران در جغرافیای سیاست بینالملل و ابعاد سپهر امنیت ملی کشور، در استراتژی کلان خود برای رویاروییها و جابجاییها و کشمکشها و نزاعهای قبیلهای اعراب شبهجزیره که در رقابت سیاسی مانند حیوانات وحشی یکدیگر را پارهپاره میکنند و هر کدام به قدرتی آویزانند، چه ارزشی قائل هستند.
🆔 @jameeno
♦️رها کردن برهها، مداخله در نزاع کفتارها!
▫️شورای سردبیری: از شانس بد مردم ایران، درست مقارن هم بودند: گام اول اعراب برای به رسمیت شناختن اسرائیل پس از سه جنگ بزرگ عربی-یهودی و دوران اوج حس قدرت تعیینکنندگی سرنوشت مسلمانان جهان توسط ایران، به خاطر تازگی پیروزی انقلاب اسلامی. رئیسجمهور بزرگترین و مهمترین کشور عرب، انور سادات، اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با سفر به اسرائیل روند صلحی را با آن آغاز کرده بود و این کارش از نظر انقلاب اسلامی آنقدر کفرآلود و واکنش در مقابلش تند بود که پس از چهل سال، هنوز جای آن خوب نشده است.
این فقط مصر نبود که باید به خاطر موضعش در مقابل اسرائیل تنبیه میشد. اندکی بعد از پیروزی انقلاب، رهبر الفتح که نیروی واقعی مقاوم در برابر درندهخویی و زمیندزدی اسرائیل بود به ایران آمد تا با اهل انقلاب تجدید ارادت کند، اما گویا همانجا بروز داد که او هم ته ذهن خود معتقد نیست تنها راه نیل فلسطینیها به تعیین سرنوشت خود از مسیر لوله تفنگ میگذرد. رفت، که رفت. غیر از او، تاکنون هر عرب دیگری که اعتقادی به جنگ تا پیروزی بر اسرائیل نداشته، حمایت ایران را از دست داده است. در تمام این ۴۰ سال ایران در جستجوی اعرابی بوده که حاضر به ترک منازعه با اسرائیل نباشند و در مقابل از حمایت ایران برخوردار شوند. احتمالاً یکی از دلایل این که اعراب برای فرو کردن هر خنجری در قلب ایران با هر شیطان مجسمی هم پیمان میشوند همین است: ایران فقط اعرابی را دوست محترم و قابل اعتنا و دریافت کمک میداند که نسبت به اسرائیل خصومت بورزند و البته کشوری که بین اعراب چنین رویهای داشته باشد وجود ندارد.
نتیجهای میتوان گرفت: اعراب شبهجزیره به اینکه ایران بین آنها و اسرائیل بیفتد علاقهای نداشتهاند و ندارند. اما نتیجه مهمتری هم هست: ایران توانایی کارگردانی در اختلافات بین عربها و یهودی ها را ندارد. این نتیجه را پس از چهل سال میگیریم. بعد از دادن هزینههای بسیار.
اما انتظار ایران بسیار بیش از اینها بوده و جالب است که نه تنها کارگردانی نزاع عربی- اسرائیلی، بلکه مدیریت رویارویی عربی- عربی هم در برنامه ما گنجیده است. انتظار نابجایی است، هرچند در گذشته تواناییاش را داشتهایم. حدود ۵۵ سال پیش، هنگامی که یمن به دوبخش شمالی و جنوبی تقسیم میشد و در جنوب آن رژیمی مارکسیستی حاکم بود، ایران به منطقه ظفار کشور عمان نیرو فرستاد تا جنبشی کمونیستی را که در این منطقه شورشی به تحریک یمن جنوبی به پا کرده بود سرکوب کند و به غائله خاتمه دهد. عملیات موفقی بود، ولی با این ملاحظه که در آن دوران ایران ژاندارم ایالات متحده در منطقه بود و آن مداخله و پیروزی را باید در چارچوب رویاروییهای دوران جنگ سرد ارزیابی میکردیم.
حالا دوباره پای ما در یک نزاع عربی- عربی درگیر است: جنگ یمن. هستند در ایران کسانی که این درگیر بودن را پیشروی ما به عنوان نظام جمهوری اسلامی ارزیابی کرده و به ان ارج میگذارند و واجد ارزش میدانند، هرچند نقش ایران را به شدت تکذیب میکنیم. ارزیابیهای عمومی کارشناسی جنگ یمن را جنگی نیابتی ارزیابی میکنند، که خوشبینانهترین ارزیابی است و حاکی از اینکه روزی با گرفتن امتیازی در جایی دیگر ختم خواهد شد. هرچند نکته ظریف مغفول در این فرض این است که در پایان آیا دستاورد قابل معاملهای وجود خواهد داشت یا نه... مسأله این است که عربها، بویژه اعراب مناطقی دارای ساخت قومی مثل یمن، تعصبات قومی عربی را همواره در تصمیم گیریهای خود در مقابل ایران اعمال کردهاند (مانند تشکیل شورای همکاری خلیجفارس) و ایران توان بهرهبرداری حتی از خصومتهای آنها با یکدیگر را نداشته است (مانند مورد محاصره و تحریم قطر توسط سعودی و همسویانش). به عبارت دیگر، عربهای شبهجزیره در انتهای هر خصومتی با یکدیگر، میفهمند آشتی آنها با یکدیگر، ارزشمندتر از اتحادشان با ایران است.
اینک، در حالی که ایران مشغول آزمون و خطا در زمینهای بازی عربی است و وقتی به امنیت سرزمینی و عمق استراتژیک خود فکر میکند با کشورهای شرق خود کنفرانس میگذارد و عهدنامه در میان میگذارد (اخیرا در تهران) و نگران جبهه غربی خود نیست، با این پرسش دقیق روبرو هستیم که تعریفکنندگان آینده جایگاه ایران در جغرافیای سیاست بینالملل و ابعاد سپهر امنیت ملی کشور، در استراتژی کلان خود برای رویاروییها و جابجاییها و کشمکشها و نزاعهای قبیلهای اعراب شبهجزیره که در رقابت سیاسی مانند حیوانات وحشی یکدیگر را پارهپاره میکنند و هر کدام به قدرتی آویزانند، چه ارزشی قائل هستند.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۷ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۷ مهر ۹۷
راکت پرانیها در بصره، تیری به سوی آمریکا یا شمشیری علیه ایران؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
راکت پرانیها در بصره، تیری به سوی آمریکا یا شمشیری علیه ایران؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۸ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو |۸ مهر ۹۷
تورم مهار خواهد شد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
تورم مهار خواهد شد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸 نهاد روحانیت و پارادوکس دین و دولت در جمهوری اسلامی
🖌مهدی قوامیپور
▫️در یک تقسیمبندی کلان میتوان گفت اقتصاد، دین و دولت به عنوان سه مرجع اقتدار خارجی در پی کنترل انسان هستند. هر یک از این سه مرجع اقتدار خارجی علیرغم درهمتنیدگیها و ارتباطات متقابل، ریشههای پیدایش، سیر تاریخی و منطق درونی خود را دارند و از استقلال نسبی برخوردارند؛ بنابراین در کشورهای مختلف و در دورههای گوناگون شاهد صورتبندیهای متفاوتی از زندگی اجتماعی هستیم.
🔹 آنچه مسلم است نهاد دین اصولاً با قدرت سیاسی ـ علیرغم رقابتهای گاه پنهان و گاه آشکار ـ دارای همگرایی بوده و جز در موارد خاص نظیر ظهور ادیان جدید یا ضعف قدرت سیاسی دچار واگرایی نمیشده است؛ لیکن باید اعتراف کرد که در بخش اعظم تاریخ بشر، قدرت سیاسی در سیطره نهاد دین بود؛ زیرا آنچه که آدمی را به اطاعت از قدرت سیاسی وا میدارد بیش از آنکه قدرت پلیسی و سرکوب باشد، ناشی از کسب هژمونی از طریق دستگاههای فرهنگی است و دین همواره مهمترین دستگاه فرهنگی مشروعیتبخش قدرت سیاسی و توجیهکنندهٔ نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی بود که فرد را به اطاعت از قدرت سیاسی حاکم وامیداشت.
🔹 جمهوری اسلامی همچنان که از آشفتگی نسبت بین اقتصاد و دولت رنج میبرد و تاکنون موفق به تعریف یک اقتصاد سیاسی متناسب با پویههای درونی دولت نشده ـ بهگونهای که ضمن حفظ استقلال هریک، در ارتباطی متقابل موجب همافزایی یک دیگر شوند ـ همین آشفتگی بین دو مرجع اقتدار خارجی دین و دولت نیز برقرار است.
🔹 با نظریه ولایت فقیه و حاکمیت یک فقیه بر نهاد دولت، نهاد حوزه و مرجعیت به مهمترین رقیب نهاد قدرت سیاسی تبدیل شد. به تعبیر دیگر، همان چیزی که باید نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی میشد، تبدیل به چشم اسفندیار آن شده است / مباحثات
🔻در لینک زیر بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://yon.ir/bvU8N
🔸 نهاد روحانیت و پارادوکس دین و دولت در جمهوری اسلامی
🖌مهدی قوامیپور
▫️در یک تقسیمبندی کلان میتوان گفت اقتصاد، دین و دولت به عنوان سه مرجع اقتدار خارجی در پی کنترل انسان هستند. هر یک از این سه مرجع اقتدار خارجی علیرغم درهمتنیدگیها و ارتباطات متقابل، ریشههای پیدایش، سیر تاریخی و منطق درونی خود را دارند و از استقلال نسبی برخوردارند؛ بنابراین در کشورهای مختلف و در دورههای گوناگون شاهد صورتبندیهای متفاوتی از زندگی اجتماعی هستیم.
🔹 آنچه مسلم است نهاد دین اصولاً با قدرت سیاسی ـ علیرغم رقابتهای گاه پنهان و گاه آشکار ـ دارای همگرایی بوده و جز در موارد خاص نظیر ظهور ادیان جدید یا ضعف قدرت سیاسی دچار واگرایی نمیشده است؛ لیکن باید اعتراف کرد که در بخش اعظم تاریخ بشر، قدرت سیاسی در سیطره نهاد دین بود؛ زیرا آنچه که آدمی را به اطاعت از قدرت سیاسی وا میدارد بیش از آنکه قدرت پلیسی و سرکوب باشد، ناشی از کسب هژمونی از طریق دستگاههای فرهنگی است و دین همواره مهمترین دستگاه فرهنگی مشروعیتبخش قدرت سیاسی و توجیهکنندهٔ نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی بود که فرد را به اطاعت از قدرت سیاسی حاکم وامیداشت.
🔹 جمهوری اسلامی همچنان که از آشفتگی نسبت بین اقتصاد و دولت رنج میبرد و تاکنون موفق به تعریف یک اقتصاد سیاسی متناسب با پویههای درونی دولت نشده ـ بهگونهای که ضمن حفظ استقلال هریک، در ارتباطی متقابل موجب همافزایی یک دیگر شوند ـ همین آشفتگی بین دو مرجع اقتدار خارجی دین و دولت نیز برقرار است.
🔹 با نظریه ولایت فقیه و حاکمیت یک فقیه بر نهاد دولت، نهاد حوزه و مرجعیت به مهمترین رقیب نهاد قدرت سیاسی تبدیل شد. به تعبیر دیگر، همان چیزی که باید نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی میشد، تبدیل به چشم اسفندیار آن شده است / مباحثات
🔻در لینک زیر بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://yon.ir/bvU8N
Telegraph
نهاد روحانیت و پارادوکس دین و دولت در جمهوری اسلامی (یادداشت وارده)
در یک تقسیمبندی کلان میتوان گفت اقتصاد، دین و دولت به عنوان سه مرجع اقتدار خارجی در پی کنترل انسان هستند. هر یک از این سه مرجع اقتدار خارجی علیرغم درهمتنیدگیها و ارتباطات متقابل، ریشههای پیدایش، سیر تاریخی و منطق درونی خود را دارند و از استقلال نسبی…
صدای نو | ۹ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۹ مهر ۹۷
آیا کاهش قیمت ارز ادامه مییابد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا کاهش قیمت ارز ادامه مییابد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸لانه بیدفاع!
▫️شورای سردبیری: ایرانیان در طول تاریخ سرشار از جنگ خود نبردهای شکستخورده فراوانی دارند که در آنها از خودشان شکست خوردهاند! در بیشتر این شکستها، غافل شدن از قلب سرزمین و لانه حکومت نقش مهمی داشته است: به سویی متمایل شدهاند تا پیش روند، از سوی دیگر مورد هجوم واقع شدهاند! در طول جنگهای ۳۰۰ ساله با عثمانی، جنگهای شاهصفی بر سر بغداد نمونهای است که نشان میدهد چرا صفویان خود سبب سقوط خود شدند. شاهعباس و برادرزادهاش شاهصفی، بغداد را حدود ۴۰۰ سال پیش از دست عثمانی گرفتند و پس از چند جنگ در طول ۱۵ سال، آن را از دست دادند و به عهدنامه قصر شیرین رسیدند که گذشته از بغداد، بخشی وسیع از کردستان را برای ابد از ایران جدا کرد.
اما اهمیتی نداشت اگر چند ماه قبل از آن قندهار را در جبهه شرقی از دست نمیدادند: درحالیکه شاه ایران در غرب گرفتار حفظ بغداد بود، هندوان به پادشاهی شاه جهان امپراطور مغولی هند به قندهار تاخته، آن را تسخیر کرده و جبهه شرقی ایران را شکسته بودند. زوال پادشاهی صفویه از همانجا شروع شد. کشور به تدریج کوچک شده بود، زیرا میل جهانگشایی شیعی صفویه و تمایلش به عقب راندن سنیان در شبه جزیره، توان نظامی را دائما از مرکز دور کرده، با عثمانی سنی مذهب مشغول ساخته، و لانه را بیدفاع گذاشته بود.
از دوران کمبوجیه که مصر فتح میکرد و سودای پیشرفت به کارتاژ و لیبی داشت تا دوران شاهان صفوی که بر سر شبهجزیره عربستان و حاشیههای آن مانند بغداد سالها جنگیدند و نسل ما که الان بغداد و فرابغداد را عمق استراتژیک خود میخوانیم، به اندازه تاریخ شناخته جهان فاصله است. فاصله و مدتی طولانی که از آن هیچ نیاموختهایم. نفهمیدیم که این سرزمین دژی طبیعی است که دیواره رشتهکوههایی طولانی مرکز آن را محافظت میکنند و در رفتن به فراسوی این قلعه باید محتاط و دورنگر بود. خارپشت نباید از لانه خود زیاد دور شود.
علت روشنی دارد: به علت داشتن ثروت بالقوه بسیار، توجیهی برای دستیابی به "فضای حیاتی" به هر قیمت، آنهم در شورهزارهای شبه جزیره نفرینشده نداریم و بهطور بالقوه نیز آسیبپذیریم. هم لانهمان بدون حضور سردارانمان قابل اشغال است، هم نقاط آسیبپذیری داریم. شکمی نرم و آسیبپذیر و سلاحی در حد دفاعی و نه تهاجمی. نباید از لانه زیاد دور شویم. باید رخت به سرای خویش کشیم تا بیآسیب بمانیم.
نباید به دوران صفویه برگردیم و به هیچ دوران دیگری. نه رفتن کمبوجیه تا مصر، نه رفتن نادر تا هند و نه جهانگشاییهای دیگر شاهان حاصلی جز سلسلهای از شکست و ناکامی نداشتند. اما یک شکست هست که نباید تکرار شود: شکستی که از سرگرم شدن ما به از میدان به در کردن اعراب سنی ناشی شود. بعد از جنگهای سیصدساله با عثمانی که مذهب پیشرانه و سوخت موتور آن بود مشغول شدن امروز ما در رابطه عشق و نفرت با اعراب، کشور را دوباره به میز قمار بر سر گرایش عقیدتی حکومت برگردانده و برای دومینبار است که منافع ملی ما زیر فشار گرایش مذهبی حکومت زیر پا گذاشته و نابود میشود. هم کشور نابود میشود و هم حکومت. تمامش کنیم!
🆔 @jameeno
🔸لانه بیدفاع!
▫️شورای سردبیری: ایرانیان در طول تاریخ سرشار از جنگ خود نبردهای شکستخورده فراوانی دارند که در آنها از خودشان شکست خوردهاند! در بیشتر این شکستها، غافل شدن از قلب سرزمین و لانه حکومت نقش مهمی داشته است: به سویی متمایل شدهاند تا پیش روند، از سوی دیگر مورد هجوم واقع شدهاند! در طول جنگهای ۳۰۰ ساله با عثمانی، جنگهای شاهصفی بر سر بغداد نمونهای است که نشان میدهد چرا صفویان خود سبب سقوط خود شدند. شاهعباس و برادرزادهاش شاهصفی، بغداد را حدود ۴۰۰ سال پیش از دست عثمانی گرفتند و پس از چند جنگ در طول ۱۵ سال، آن را از دست دادند و به عهدنامه قصر شیرین رسیدند که گذشته از بغداد، بخشی وسیع از کردستان را برای ابد از ایران جدا کرد.
اما اهمیتی نداشت اگر چند ماه قبل از آن قندهار را در جبهه شرقی از دست نمیدادند: درحالیکه شاه ایران در غرب گرفتار حفظ بغداد بود، هندوان به پادشاهی شاه جهان امپراطور مغولی هند به قندهار تاخته، آن را تسخیر کرده و جبهه شرقی ایران را شکسته بودند. زوال پادشاهی صفویه از همانجا شروع شد. کشور به تدریج کوچک شده بود، زیرا میل جهانگشایی شیعی صفویه و تمایلش به عقب راندن سنیان در شبه جزیره، توان نظامی را دائما از مرکز دور کرده، با عثمانی سنی مذهب مشغول ساخته، و لانه را بیدفاع گذاشته بود.
از دوران کمبوجیه که مصر فتح میکرد و سودای پیشرفت به کارتاژ و لیبی داشت تا دوران شاهان صفوی که بر سر شبهجزیره عربستان و حاشیههای آن مانند بغداد سالها جنگیدند و نسل ما که الان بغداد و فرابغداد را عمق استراتژیک خود میخوانیم، به اندازه تاریخ شناخته جهان فاصله است. فاصله و مدتی طولانی که از آن هیچ نیاموختهایم. نفهمیدیم که این سرزمین دژی طبیعی است که دیواره رشتهکوههایی طولانی مرکز آن را محافظت میکنند و در رفتن به فراسوی این قلعه باید محتاط و دورنگر بود. خارپشت نباید از لانه خود زیاد دور شود.
علت روشنی دارد: به علت داشتن ثروت بالقوه بسیار، توجیهی برای دستیابی به "فضای حیاتی" به هر قیمت، آنهم در شورهزارهای شبه جزیره نفرینشده نداریم و بهطور بالقوه نیز آسیبپذیریم. هم لانهمان بدون حضور سردارانمان قابل اشغال است، هم نقاط آسیبپذیری داریم. شکمی نرم و آسیبپذیر و سلاحی در حد دفاعی و نه تهاجمی. نباید از لانه زیاد دور شویم. باید رخت به سرای خویش کشیم تا بیآسیب بمانیم.
نباید به دوران صفویه برگردیم و به هیچ دوران دیگری. نه رفتن کمبوجیه تا مصر، نه رفتن نادر تا هند و نه جهانگشاییهای دیگر شاهان حاصلی جز سلسلهای از شکست و ناکامی نداشتند. اما یک شکست هست که نباید تکرار شود: شکستی که از سرگرم شدن ما به از میدان به در کردن اعراب سنی ناشی شود. بعد از جنگهای سیصدساله با عثمانی که مذهب پیشرانه و سوخت موتور آن بود مشغول شدن امروز ما در رابطه عشق و نفرت با اعراب، کشور را دوباره به میز قمار بر سر گرایش عقیدتی حکومت برگردانده و برای دومینبار است که منافع ملی ما زیر فشار گرایش مذهبی حکومت زیر پا گذاشته و نابود میشود. هم کشور نابود میشود و هم حکومت. تمامش کنیم!
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۰ مهر ۹۷
گروه جامعه نو | @jameeno
🔸صدای نو | ۱۰ مهر ۹۷
دلار به کدام سو خواهد رفت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
دلار به کدام سو خواهد رفت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔹نوبت نرمخویی
▫️جامعه نو: جهان، خسته از میراث خشونت که ما و گذشتگانمان برای فرزندان و آیندگانمان به جا گذاشتهایم بسیار ملایم و آرام اما زیربنایی، به سوی تعادل و نرمش میخزد: از روح و روان و رفتار آدمها و انتظاراتشان از یکدیگر گرفته تا عرصه به خشونت شناختهشده سیاست که روند کلان آن البته به کندی به سوی سیاستمداران سهلگیر و سبزاندیش دوچرخهسوار و موتورسوارچرخیده است. کودکان ما برآشفته از ندانمکاریها و هنجارها و ارزشهای خشونتزای ما رو آوردهاند به تغییر آنها. یکی از مهمترین نهادهای امروزین که اکنون به تغییر نرمها و هنجارهای گذشته میپردازد «مدرسه زندگی» آلن دوباتن، فیلسوف است که در سال 2008 در لندن پایهگذاری شد و اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا شعبه دارد، از جمله در برلین آلمان، که مقاله زیر در مورد تغییر چهره مرد عصر کنونی، از سایت این مدرسه ترجمه شده است. آلن دوباتن برای خواننده فارسیزبان نیز چهره آشنایی است و برخی آثار اواز جمله «جستارهایی درباره عشق» به فارسی ترجمه شده است.
🔻در پست بعدی بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: جهان، خسته از میراث خشونت که ما و گذشتگانمان برای فرزندان و آیندگانمان به جا گذاشتهایم بسیار ملایم و آرام اما زیربنایی، به سوی تعادل و نرمش میخزد: از روح و روان و رفتار آدمها و انتظاراتشان از یکدیگر گرفته تا عرصه به خشونت شناختهشده سیاست که روند کلان آن البته به کندی به سوی سیاستمداران سهلگیر و سبزاندیش دوچرخهسوار و موتورسوارچرخیده است. کودکان ما برآشفته از ندانمکاریها و هنجارها و ارزشهای خشونتزای ما رو آوردهاند به تغییر آنها. یکی از مهمترین نهادهای امروزین که اکنون به تغییر نرمها و هنجارهای گذشته میپردازد «مدرسه زندگی» آلن دوباتن، فیلسوف است که در سال 2008 در لندن پایهگذاری شد و اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا شعبه دارد، از جمله در برلین آلمان، که مقاله زیر در مورد تغییر چهره مرد عصر کنونی، از سایت این مدرسه ترجمه شده است. آلن دوباتن برای خواننده فارسیزبان نیز چهره آشنایی است و برخی آثار اواز جمله «جستارهایی درباره عشق» به فارسی ترجمه شده است.
🔻در پست بعدی بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
🖌برگردان: نسرین تخیری
▫️جامعه نو: حدود 80 سالی میشود که پاسخ به پرسش «مرد مطلوب و دلخواه باید چگونه باشد؟»، به شدت با ایده «خفن و باحال» گره خورده است. در این دوره رسانهها لبریز از تصاویر مردانِ پرسوکسۀ وسوسهانگیز و جذابی مانند همفری بوگارت، ژان پل بلموندو، مارچلو ماسترویانی، جیمز باند و باب دیلن از قدیمیها، و بندیکت کامبربَچ از میان جدیدترها بودهاند.
مرد همهچیزتمامی که خرکار نیست، هرگز سردرگم و دستپاچه نمیشود و در حالیکه بر اوضاع مسلط است، مشکلات را سروسامان میدهد. خوشاندام است، بدون زحمت قلهها را فتح میکند و اگر قرار باشد کسی را بکشد، با کمترین دردسر سرِ طرف را زیر آب میکند. بابت هیچ چیز مضطرب نمیشود، اعتماد به نفس دارد و آقا و سرور خودش است. همیشه اتوکشیده، منظم و تروتمیز است. کمحرف و گزیدهگوست و حرف نامربوط نمیزند. او به هر قدرتی بیاعتماد است و علیه آن سرکشی میکند، در عین حال خودش هم در پی قدرت گرفتن نیست: مستقل است و رها.
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید
https://telegra.ph/Alain-10-03
▫️جامعه نو: حدود 80 سالی میشود که پاسخ به پرسش «مرد مطلوب و دلخواه باید چگونه باشد؟»، به شدت با ایده «خفن و باحال» گره خورده است. در این دوره رسانهها لبریز از تصاویر مردانِ پرسوکسۀ وسوسهانگیز و جذابی مانند همفری بوگارت، ژان پل بلموندو، مارچلو ماسترویانی، جیمز باند و باب دیلن از قدیمیها، و بندیکت کامبربَچ از میان جدیدترها بودهاند.
مرد همهچیزتمامی که خرکار نیست، هرگز سردرگم و دستپاچه نمیشود و در حالیکه بر اوضاع مسلط است، مشکلات را سروسامان میدهد. خوشاندام است، بدون زحمت قلهها را فتح میکند و اگر قرار باشد کسی را بکشد، با کمترین دردسر سرِ طرف را زیر آب میکند. بابت هیچ چیز مضطرب نمیشود، اعتماد به نفس دارد و آقا و سرور خودش است. همیشه اتوکشیده، منظم و تروتمیز است. کمحرف و گزیدهگوست و حرف نامربوط نمیزند. او به هر قدرتی بیاعتماد است و علیه آن سرکشی میکند، در عین حال خودش هم در پی قدرت گرفتن نیست: مستقل است و رها.
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید
https://telegra.ph/Alain-10-03
Telegraph
نوبت نرمخویی
حدود 80 سالی میشود که پاسخ به پرسش «مرد مطلوب و دلخواه باید چگونه باشد؟»، به شدت با ایده «خفن و باحال» گره خورده است. در این دوره رسانهها لبریز از تصاویر مردانِ پرسوکسۀ وسوسهانگیز و جذابی مانند همفری بوگارت، ژان پل بلموندو، مارچلو ماسترویانی، جیمز باند…
صدای نو | ۱۱ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۱ مهر ۹۷
چه کسی دلار را گران کرد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چه کسی دلار را گران کرد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno