صدای نو | ۲ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲ دی ۹۷
چرا گفتگوی اخیر ظریف انعکاس چندانی نداشت؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چرا گفتگوی اخیر ظریف انعکاس چندانی نداشت؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۳ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۳ دی ۹۷
آیا اسد هم فداکاریهای ایران را از یاد میبرد؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا اسد هم فداکاریهای ایران را از یاد میبرد؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
#الف
🔻رویای هدر!
▫️شورای سردبیری: در روزهای اخیر بحث بر سر تاثیرات خروج نیروهای آمریکا از خاک سوریه، لایه هایی تازه از تخیلات بخشی از حکومت در ایران آشکار ساخته است. از جمله درباره این تاثیرات بر موقعیت ایران گفته شده که خروج آمریکا گشودن راه برای ایران در نیل به سواحل مدیترانه، بردن جبهه نبرد به کنار مرز رژیم صهیونیستی، سلطه بلامنازع بر عراق و سوریه، دادن امکان به ایران برای ترسیم نقشه آینده خاورمیانه و خزعبلاتی از این دست است که دهان سیاستکاران جاخوش کرده در مناصب حکومت را آب می اندازند. از سوی دیگر، کسانی معتقدند این خروج می توانست موضوعی بی ربط با ایران باشد، اگر ایران پای خود را در گل و لای سیاست اعراب نمی کرد و آرزوی خریدن نفوذ در این حکومت های بی اصل و نسب نمی داشت. معتقدند نبود آمریکایی ها ممکن است سبب شیر شدن سیاست سازان ایران و درگیر شدن بیشتر کشور در ماجراهای بدفرجام عربی شود.
از همین رو حکمی قطعی در مورد تغییر موقعیت تاکتیکی ایران در این مورد خاص نمی توان داد. اما درباره سیاست خاورمیانه ای ایران در بُعد استراتژیک می توان حرف ها زد. می توان از خود پرسید وضعیت جهان و حکمرانان و حکومت دولت های خاورمیانه به ایران چه امکانات و محدودیت هایی در مسیر نیل به آرزوهای عربی عرضه می کنند و بالاخره ایران باید از سوریه و عراق و لبنان و یمن پا پس بکشد یا جسورانه برای گرفتن وضوی سربازانش با آب مدیترانه پیش برود و نقشه خاورمیانه جدید بکشد؟
با فرض آنکه آن آرزوها و رویاهای شکل گرفته در بستر نرم و گرم خوش خیالی صادقانه باشند، موقعیت و شرایط موجود که درک آنها می تواند به آنها کمک کند، به قرار زیر است:
۱ - ایالات متحده با آن دو هزار سرباز که قرار است بروند نمی توانست سد راه ما در حرکت از عراق به سمت سوریه و لبنان و رسیدن به مدیترانه باشد. موانع دیگری در این مسیر هست که از دو یا چند هزار سرباز آمریکایی موثرتر هستند. بنابراین جابجایی آنها بیش از آنکه باز شدن مسیر به سمت مدیترانه باشد، می تواند گُل کاری یک مسیر به سوی باتلاق و وارد کردن ما به معرکه غیر قابل گریز با اعراب باشد.
۲- بعید نیست اسرائیل دوست داشته باشد ایران هر چه می تواند نیروی رزمنده و تسلیحات مدرن به کنار مرزش بیاورد. همه را به دقت بمباران و نابود می کند و ما هم طبق معمول، به صورتی کاملا عاقلانه و از روی محاسبه، جسارت و امکان اقدام علیه او را نداریم و زیر سبیلی رد می کنیم.
۳- جنگ اعراب و اسرائیل از دهه هفتاد در مسیر پایان قرار گرفته، مساله فلسطینی ها دیگر مساله اعراب نیست و فلسطینی های متفرق نیز هر روز بیشتر به مسیر سازش و مصالحه کشیده می شوند. بنابراین جبهه مقاومت ابداعی ایران در بهترین تعبیر خود یک آفریده خیالی کسانی است که تلاش می کنند رویای دهه ۱۹۶۰ فلسطینی ها را از نو زنده کنند.
۴ - ما با اعراب هیچ جبهه مشترکی، چه برای مقاومت، چه سازش دسته جمعی و حتی چه توسعه منطقه ای نمی توانیم داشته باشیم. در منطقه ای که مسلمانان به کشتن یکدیگر مشغول هستند و به هم کیشان خود پر کینه اند و خصومت بخش سُنی نسبت به شیعی از خصومت های تاریخی اش با سایر ادیان بیشتر است، جستجوی وحدت عبث است و شکل دادن اتحاد با قسمتی از آن خطرساز. بدون آنکه قصد تحقیر مردمان عرب ستم زده منطقه را داشته باشیم باید بگوییم منطقه ای است هنوز طایفه ای و دچار تعصبات بدوی با ذهنی توطئه اندیش. سرنخ سران آنها از دورانی که قبایلی بیابانگرد در حکومت عثمانی بودند تا همین امروز در دست بیگانگان بوده است. از آنها فقط باید مسالمت جویانه دوری کرد و به حال خود واگذارد. نزدیک شدن به بخشی از آنها توطئه انگاری بقیه را در پی دارد.
۵ - از خریدن دوستی دسته ها و فرقه ها و قبایل عرب با پول باید خود داری کرد. خصلت سران اعراب خریده شدن و دست نشاندگی است و در خریدن آنها همیشه دستی بالاتر از دست ایران هست ( نمونه مقطعی در حماس و مقتدی صدر ).
بنابراین خاورمیانه برای ایران یک منطقه مین گذاری شده است. جایی که نه می توان در آن سرمایه گذاری سیاسی کرد و نه تحرک نظامی داشت. اگر حاصلی دارد، برای شرکتهای چند ملیتی غربی است و برای غیر اعراب جز شر تروریسم کور، طالبان، القاعده و داعش چیزی به بار نیاورده است.
علائق حکومت ایران البته قابل درک است ولی قابل توجیه نیست. خوب بود اگر اعراب هنوز با اسرائیل سر جنگ داشتند و سرشان به مشکل فلسطین گرم بود، خوب بود اگر دستجات عراقی پرورده شده در ایران اکنون به جای هماهنگ کردن دولت عراق با تحریم های آمریکا با آن مقابله می کردند، خوب بود اگر مردم منطقه حاکمان ایران را خردمندانی می دانستند که برای تشکیل کشورهای تازه برای آنها نقشه بکشد، خوب بود اگر می شد با اسرائیل پنجه درافکند و خودی نشان داد، خوب بود اگر... اما چنین نیست.
🆔 @jameeno
#الف
🔻رویای هدر!
▫️شورای سردبیری: در روزهای اخیر بحث بر سر تاثیرات خروج نیروهای آمریکا از خاک سوریه، لایه هایی تازه از تخیلات بخشی از حکومت در ایران آشکار ساخته است. از جمله درباره این تاثیرات بر موقعیت ایران گفته شده که خروج آمریکا گشودن راه برای ایران در نیل به سواحل مدیترانه، بردن جبهه نبرد به کنار مرز رژیم صهیونیستی، سلطه بلامنازع بر عراق و سوریه، دادن امکان به ایران برای ترسیم نقشه آینده خاورمیانه و خزعبلاتی از این دست است که دهان سیاستکاران جاخوش کرده در مناصب حکومت را آب می اندازند. از سوی دیگر، کسانی معتقدند این خروج می توانست موضوعی بی ربط با ایران باشد، اگر ایران پای خود را در گل و لای سیاست اعراب نمی کرد و آرزوی خریدن نفوذ در این حکومت های بی اصل و نسب نمی داشت. معتقدند نبود آمریکایی ها ممکن است سبب شیر شدن سیاست سازان ایران و درگیر شدن بیشتر کشور در ماجراهای بدفرجام عربی شود.
از همین رو حکمی قطعی در مورد تغییر موقعیت تاکتیکی ایران در این مورد خاص نمی توان داد. اما درباره سیاست خاورمیانه ای ایران در بُعد استراتژیک می توان حرف ها زد. می توان از خود پرسید وضعیت جهان و حکمرانان و حکومت دولت های خاورمیانه به ایران چه امکانات و محدودیت هایی در مسیر نیل به آرزوهای عربی عرضه می کنند و بالاخره ایران باید از سوریه و عراق و لبنان و یمن پا پس بکشد یا جسورانه برای گرفتن وضوی سربازانش با آب مدیترانه پیش برود و نقشه خاورمیانه جدید بکشد؟
با فرض آنکه آن آرزوها و رویاهای شکل گرفته در بستر نرم و گرم خوش خیالی صادقانه باشند، موقعیت و شرایط موجود که درک آنها می تواند به آنها کمک کند، به قرار زیر است:
۱ - ایالات متحده با آن دو هزار سرباز که قرار است بروند نمی توانست سد راه ما در حرکت از عراق به سمت سوریه و لبنان و رسیدن به مدیترانه باشد. موانع دیگری در این مسیر هست که از دو یا چند هزار سرباز آمریکایی موثرتر هستند. بنابراین جابجایی آنها بیش از آنکه باز شدن مسیر به سمت مدیترانه باشد، می تواند گُل کاری یک مسیر به سوی باتلاق و وارد کردن ما به معرکه غیر قابل گریز با اعراب باشد.
۲- بعید نیست اسرائیل دوست داشته باشد ایران هر چه می تواند نیروی رزمنده و تسلیحات مدرن به کنار مرزش بیاورد. همه را به دقت بمباران و نابود می کند و ما هم طبق معمول، به صورتی کاملا عاقلانه و از روی محاسبه، جسارت و امکان اقدام علیه او را نداریم و زیر سبیلی رد می کنیم.
۳- جنگ اعراب و اسرائیل از دهه هفتاد در مسیر پایان قرار گرفته، مساله فلسطینی ها دیگر مساله اعراب نیست و فلسطینی های متفرق نیز هر روز بیشتر به مسیر سازش و مصالحه کشیده می شوند. بنابراین جبهه مقاومت ابداعی ایران در بهترین تعبیر خود یک آفریده خیالی کسانی است که تلاش می کنند رویای دهه ۱۹۶۰ فلسطینی ها را از نو زنده کنند.
۴ - ما با اعراب هیچ جبهه مشترکی، چه برای مقاومت، چه سازش دسته جمعی و حتی چه توسعه منطقه ای نمی توانیم داشته باشیم. در منطقه ای که مسلمانان به کشتن یکدیگر مشغول هستند و به هم کیشان خود پر کینه اند و خصومت بخش سُنی نسبت به شیعی از خصومت های تاریخی اش با سایر ادیان بیشتر است، جستجوی وحدت عبث است و شکل دادن اتحاد با قسمتی از آن خطرساز. بدون آنکه قصد تحقیر مردمان عرب ستم زده منطقه را داشته باشیم باید بگوییم منطقه ای است هنوز طایفه ای و دچار تعصبات بدوی با ذهنی توطئه اندیش. سرنخ سران آنها از دورانی که قبایلی بیابانگرد در حکومت عثمانی بودند تا همین امروز در دست بیگانگان بوده است. از آنها فقط باید مسالمت جویانه دوری کرد و به حال خود واگذارد. نزدیک شدن به بخشی از آنها توطئه انگاری بقیه را در پی دارد.
۵ - از خریدن دوستی دسته ها و فرقه ها و قبایل عرب با پول باید خود داری کرد. خصلت سران اعراب خریده شدن و دست نشاندگی است و در خریدن آنها همیشه دستی بالاتر از دست ایران هست ( نمونه مقطعی در حماس و مقتدی صدر ).
بنابراین خاورمیانه برای ایران یک منطقه مین گذاری شده است. جایی که نه می توان در آن سرمایه گذاری سیاسی کرد و نه تحرک نظامی داشت. اگر حاصلی دارد، برای شرکتهای چند ملیتی غربی است و برای غیر اعراب جز شر تروریسم کور، طالبان، القاعده و داعش چیزی به بار نیاورده است.
علائق حکومت ایران البته قابل درک است ولی قابل توجیه نیست. خوب بود اگر اعراب هنوز با اسرائیل سر جنگ داشتند و سرشان به مشکل فلسطین گرم بود، خوب بود اگر دستجات عراقی پرورده شده در ایران اکنون به جای هماهنگ کردن دولت عراق با تحریم های آمریکا با آن مقابله می کردند، خوب بود اگر مردم منطقه حاکمان ایران را خردمندانی می دانستند که برای تشکیل کشورهای تازه برای آنها نقشه بکشد، خوب بود اگر می شد با اسرائیل پنجه درافکند و خودی نشان داد، خوب بود اگر... اما چنین نیست.
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۵ دی ۹۷
زیدآبادی: #بیایید_بیرون!
تحلیل احمد زیدآبادی از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود بشنوید.
🆔 @jameeno
زیدآبادی: #بیایید_بیرون!
تحلیل احمد زیدآبادی از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود بشنوید.
🆔 @jameeno
صدای نو ۵ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۵ دی ۹۷
زیدآبادی: #بیایید_بیرون!
تحلیل احمد زیدآبادی از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود بشنوید.
🆔 @jameeno
زیدآبادی: #بیایید_بیرون!
تحلیل احمد زیدآبادی از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود بشنوید.
🆔 @jameeno
صدای نو | گفتوگو با احمد زیدآبادی
زیدآبادی: #بیایید_بیرون!
تحلیل احمد زیدآبادی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگو با احمد زیدآبادی را از لینک زیر گوش کنید.
https://soundcloud.com/sedayenow/ax64yp4ebaqa
🆔 @jameeno
زیدآبادی: #بیایید_بیرون!
تحلیل احمد زیدآبادی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگو با احمد زیدآبادی را از لینک زیر گوش کنید.
https://soundcloud.com/sedayenow/ax64yp4ebaqa
🆔 @jameeno
SoundCloud
صدای نو | گفتوگو با احمد زیدآبادی
صدای گروهی از روزنامهنگاران مستقل ایران
صدای نو | گفتوگو با احمد زیدآبادی
@jameeno : گروه جامعهنو
🔸صدای نو | گفتوگو با احمد زیدآبادی
زیدآبادی: #بیایید_بیرون!
تحلیل احمد زیدآبادی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
🆔 @jameeno
زیدآبادی: #بیایید_بیرون!
تحلیل احمد زیدآبادی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
میگن: «افزایش نقدینگی، نرخ دلار، و قیمت بنزین، باعث گرونی و تورم میشن.» تو پست قبلی، اثر افزایش قیمت بنزین بر تورم رو زیر سوال بردم. تو این پست وارد جزییات این تحلیل میشیم. اما اول باید تعریف دقیقتری از تورم بدم، چون هر گرونیای تورم نیست. بعد از تعریف تورم، دو مرحله تورم رو معرفی میکنم، تا بتونیم برسیم به اثر افزایش قیمت بنزین بر قیمت سایر کالاها.
با تورم سطح عمومی قیمتها افزایش پیدا میکنه، اما قیمت کالاها نسبت به هم تغییر نمیکنه. در واقع فقط پول ملی کم ارزش میشه.
اما گاهی یه کالایی نسبت به کالاهای دیگه گرون میشه. مثلا وقتی واردات خودرو ممنوع شد، قیمت خودرو خارجی خیلی افزایش پیدا کرد، بنحوی که قیمتش نسبت به قیمت بقیه کالاها افزایش یافت. این جور گرون شدن شاید بخاطر کاهش واردات باشه، یا شاید بخاطر افزایش هزینه تولید باشه. به این نمیگیم تورم. تورم اون افزایش قیمتیه که در عموم کالاها مشترکه.
تورم از کجا میاد؟ هر چیزی که زیاد بشه، کمارزش میشه. اگه نسبت به کالا و خدمات تولید شده، میزان نقدینگی زیاد بشه، طبیعتا پول ملی کمارزش میشه. کاهش ارزش پول ملی همون تورمه.
کاهش ارزش پولی ملی رو میشه با دو تا تکنیک موقتا عقب انداخت: یکی با سرکوب نرخ ارز، که واردات رو بیشتر و ارزونتر میکنه؛ و دیگری با افزایش نرخ سود سپرده بلندمدت، که پول مردم رو تو بانکها قفل میکنه تا صرف خرید کالا نشن.
با این دو روش، موقتا از بالفعل شدن اثر افزایش نقدینگی بر سطح قیمتها جلوگیری میشه. طبعا هر چقدر ذخایر ارزی بیشتر باشه، سرکوب ارزی برای مدت بیشتری ادامه میکنه. اما با افزایش واردات، بالاخره ذخایر ارزی ته میکشه، فنر نرخ ارز میجهه، و ارزش پول ملی یکهو سقوط میکنه.
پس تا اینجا معلوم شد که نقدینگی عامل اصلی تورمه، ولی در میانمدت، سرکوب نرخ ارز، یا افزایش نرخ سود سپرده مدتدار، میتونه بالفعل شدن تورم رو عقب بندازه.
حالا قیمت بنزین رو قیمتها چه اثری داره؟
با افزایش قیمت بنزین:
- از یک سو بخش بیشتری از بودجه خانوار صرف خرید بنزین میشه، لذا قدرت خرید خانوار کمتر میشه. کاهش تقاضا، روی قیمتها فشار کاهشی میاره.
- منتها از سوی دیگه، دولت عواید بیشتری کسب کرده که یا در قالب حقوق کارمند و کارگر، و یا در قالب یارانه مستقیم، تو جامعه بازتوزیع میکنه. این بازتوزیع، کاهش قدرت خرید رو جبران میکنه.
لذا در نهایت، تقاضای غیر بنزینی کل کشور تغییر چندانی نمیکنه.
این عدم تغییر، توضیح میده که چرا در داده چهل سال گذشته، رابطهای بین تورم و افزایش قیمت بنزین نمیبینیم.
منتها ... اینکه افزایش قیمت بنزین سطح عمومی قیمتها رو افزایش نمیده، به این معنی نیست که، نسبت قیمت کالاها به هم رو تغییر نمیده.
برای بهتر فهمیدن نوع اثر بنزین بر قیمتها، فرض کنیم دولت همه عواید حاصل از افزایش قیمت بنزین رو بصورت یارانه مستقیم، مساوی توزیع میکنه. حالا ببینیم این چه اثری بر بودجه سه نوع خانوار میذاره:
1️⃣ خانوار با مصرف بنزین میانگین: در این حالت، یارانه نقدی مساوی افزایش هزینه بنزین خواهد بود، لذا قدرت خرید تغییری نمیکنه.
2️⃣ خانوار با مصرف بنزین کمتر از میانگین: یارانه نقدی بیشتر از افزایش هزینه بنزینه، لذا قدرت خرید بیشتر میشه؛ یعنی تقاضا برای کالاهای مورد مصرف این قشر زیاد میشه.
3️⃣ خانوار با مصرف بنزین بیشتر از میانگین: یارانه نقدی جوابگوی همه افزایش هزینه بنزین نیست، لذا قدرت خرید و متعاقبا تقاضا برای بقیه کالاها کمتر میشه.
پس با اصلاح بازار بنزین، قیمت کالاهای مورد مصرف خانوارهای کم مصرف، نسبت به قیمت کالاهای مورد مصرف خانوارهای پر مصرف بیشتر میشه.
اما این فقط در کوتاهمدته! از اونجا که سطح عمومی قیمتها افزایش نداشته، این افزایش قیمت به معنی افزایش سود تولید کالاهای مورد تقاضای خانوادههای کممصرفه. لذا اگه دولت مداخله نکنه، سرمایهگذاری و متعاقبا تولید افزایش پیدا میکنه، و قیمت اون کالاها مجددا کاهش پیدا میکنه. این افزایش سرمایهگذاری موجب ایجاد مشاغل جدید هم میشه.
از سمت عرضه هم، نقش بنزین در هزینه تولید و عرضه کالاها متفاوته. این هم دلیل مضاعف برای تغییر نسبت قیمتها میشه.
خلاصه:
➕ تورم افزایش سطح عمومی قیمتهاست.
➕ در بلندمدت، عاملی اصلی تورم افزایش نقدینگیه.
➕ سرکوب ارزی، یا افزایش نرخ سود سپرده بلندمدت، میتونه موقتا از بالفعل شدن تورم ناشی از افزایش نقدینگی جلوگیری کنه.
➕ افزایش قیمت بنزین، باعث افزایش سطح عمومی قیمتها نمیشه.
➕ افزایش قیمت بنزین، قیمتهای نسبی رو تغییر میده، که انگیزههای سرمایهگذاری رو تغییر میده. در نهایت، بهینگی قیمت بنزین، به سرمایهگذاری بهینه منجر میشه.
❇️ قیمت بهینه بنزین، «هزینه فرصت» بنزینه / وقایع اقتصادیه
🆔 @jameeno
میگن: «افزایش نقدینگی، نرخ دلار، و قیمت بنزین، باعث گرونی و تورم میشن.» تو پست قبلی، اثر افزایش قیمت بنزین بر تورم رو زیر سوال بردم. تو این پست وارد جزییات این تحلیل میشیم. اما اول باید تعریف دقیقتری از تورم بدم، چون هر گرونیای تورم نیست. بعد از تعریف تورم، دو مرحله تورم رو معرفی میکنم، تا بتونیم برسیم به اثر افزایش قیمت بنزین بر قیمت سایر کالاها.
با تورم سطح عمومی قیمتها افزایش پیدا میکنه، اما قیمت کالاها نسبت به هم تغییر نمیکنه. در واقع فقط پول ملی کم ارزش میشه.
اما گاهی یه کالایی نسبت به کالاهای دیگه گرون میشه. مثلا وقتی واردات خودرو ممنوع شد، قیمت خودرو خارجی خیلی افزایش پیدا کرد، بنحوی که قیمتش نسبت به قیمت بقیه کالاها افزایش یافت. این جور گرون شدن شاید بخاطر کاهش واردات باشه، یا شاید بخاطر افزایش هزینه تولید باشه. به این نمیگیم تورم. تورم اون افزایش قیمتیه که در عموم کالاها مشترکه.
تورم از کجا میاد؟ هر چیزی که زیاد بشه، کمارزش میشه. اگه نسبت به کالا و خدمات تولید شده، میزان نقدینگی زیاد بشه، طبیعتا پول ملی کمارزش میشه. کاهش ارزش پول ملی همون تورمه.
کاهش ارزش پولی ملی رو میشه با دو تا تکنیک موقتا عقب انداخت: یکی با سرکوب نرخ ارز، که واردات رو بیشتر و ارزونتر میکنه؛ و دیگری با افزایش نرخ سود سپرده بلندمدت، که پول مردم رو تو بانکها قفل میکنه تا صرف خرید کالا نشن.
با این دو روش، موقتا از بالفعل شدن اثر افزایش نقدینگی بر سطح قیمتها جلوگیری میشه. طبعا هر چقدر ذخایر ارزی بیشتر باشه، سرکوب ارزی برای مدت بیشتری ادامه میکنه. اما با افزایش واردات، بالاخره ذخایر ارزی ته میکشه، فنر نرخ ارز میجهه، و ارزش پول ملی یکهو سقوط میکنه.
پس تا اینجا معلوم شد که نقدینگی عامل اصلی تورمه، ولی در میانمدت، سرکوب نرخ ارز، یا افزایش نرخ سود سپرده مدتدار، میتونه بالفعل شدن تورم رو عقب بندازه.
حالا قیمت بنزین رو قیمتها چه اثری داره؟
با افزایش قیمت بنزین:
- از یک سو بخش بیشتری از بودجه خانوار صرف خرید بنزین میشه، لذا قدرت خرید خانوار کمتر میشه. کاهش تقاضا، روی قیمتها فشار کاهشی میاره.
- منتها از سوی دیگه، دولت عواید بیشتری کسب کرده که یا در قالب حقوق کارمند و کارگر، و یا در قالب یارانه مستقیم، تو جامعه بازتوزیع میکنه. این بازتوزیع، کاهش قدرت خرید رو جبران میکنه.
لذا در نهایت، تقاضای غیر بنزینی کل کشور تغییر چندانی نمیکنه.
این عدم تغییر، توضیح میده که چرا در داده چهل سال گذشته، رابطهای بین تورم و افزایش قیمت بنزین نمیبینیم.
منتها ... اینکه افزایش قیمت بنزین سطح عمومی قیمتها رو افزایش نمیده، به این معنی نیست که، نسبت قیمت کالاها به هم رو تغییر نمیده.
برای بهتر فهمیدن نوع اثر بنزین بر قیمتها، فرض کنیم دولت همه عواید حاصل از افزایش قیمت بنزین رو بصورت یارانه مستقیم، مساوی توزیع میکنه. حالا ببینیم این چه اثری بر بودجه سه نوع خانوار میذاره:
1️⃣ خانوار با مصرف بنزین میانگین: در این حالت، یارانه نقدی مساوی افزایش هزینه بنزین خواهد بود، لذا قدرت خرید تغییری نمیکنه.
2️⃣ خانوار با مصرف بنزین کمتر از میانگین: یارانه نقدی بیشتر از افزایش هزینه بنزینه، لذا قدرت خرید بیشتر میشه؛ یعنی تقاضا برای کالاهای مورد مصرف این قشر زیاد میشه.
3️⃣ خانوار با مصرف بنزین بیشتر از میانگین: یارانه نقدی جوابگوی همه افزایش هزینه بنزین نیست، لذا قدرت خرید و متعاقبا تقاضا برای بقیه کالاها کمتر میشه.
پس با اصلاح بازار بنزین، قیمت کالاهای مورد مصرف خانوارهای کم مصرف، نسبت به قیمت کالاهای مورد مصرف خانوارهای پر مصرف بیشتر میشه.
اما این فقط در کوتاهمدته! از اونجا که سطح عمومی قیمتها افزایش نداشته، این افزایش قیمت به معنی افزایش سود تولید کالاهای مورد تقاضای خانوادههای کممصرفه. لذا اگه دولت مداخله نکنه، سرمایهگذاری و متعاقبا تولید افزایش پیدا میکنه، و قیمت اون کالاها مجددا کاهش پیدا میکنه. این افزایش سرمایهگذاری موجب ایجاد مشاغل جدید هم میشه.
از سمت عرضه هم، نقش بنزین در هزینه تولید و عرضه کالاها متفاوته. این هم دلیل مضاعف برای تغییر نسبت قیمتها میشه.
خلاصه:
➕ تورم افزایش سطح عمومی قیمتهاست.
➕ در بلندمدت، عاملی اصلی تورم افزایش نقدینگیه.
➕ سرکوب ارزی، یا افزایش نرخ سود سپرده بلندمدت، میتونه موقتا از بالفعل شدن تورم ناشی از افزایش نقدینگی جلوگیری کنه.
➕ افزایش قیمت بنزین، باعث افزایش سطح عمومی قیمتها نمیشه.
➕ افزایش قیمت بنزین، قیمتهای نسبی رو تغییر میده، که انگیزههای سرمایهگذاری رو تغییر میده. در نهایت، بهینگی قیمت بنزین، به سرمایهگذاری بهینه منجر میشه.
❇️ قیمت بهینه بنزین، «هزینه فرصت» بنزینه / وقایع اقتصادیه
🆔 @jameeno
صدای نو | ۸ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۸ دی ۹۷
پولشویها حکومت را به کدام سو می برند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
پولشویها حکومت را به کدام سو می برند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸حمام ایدئولوژی!
▫️شورای سردبیری: برای کسانی که منتظر شروع تحولی محتمل در شیوه حکمرانی حکومت ایران و اصلاحاتی ثباتساز برای کشور هستند همواره این پرسش وجود دارد که این تحول در درونیترین لایه حکومت از کجا و در چه حوزهای شروع میشود. در واقع پرسش این است که نقطه شروع تغییر بنیادین در یک حکومت توتالیتر مبتنی بر ایدئولوژی کجاست؟
نگاهی به نظامهایی بیندازیم که چنین مسیرهایی را قبل از رسیدن به نقطه گسست و سقوط پیموده و جان به در برده و یا ضرورت اصلاح را دیر فهمیده و ساقط شدهاند. چین یکی از بارزترین آنهاست که از نقطه خطر خیز گذشته و در میانه مسیر اصلاحات خویش است. نقطه عطف تغییر مسیر رژیم کمونیستی چین از یک نظام بسته کمونیستی مقاوم در مقابل تغییر به یک سیستم باز و رو به اقتصاد آزاد و مسالمتجو، اصلاحات اقتصادی نبود، بلکه تغییر نگاه در سیاست خارجی بود. از ابتداییترین اصلاحات داخلی ، مثلا دادن اجازه داشتن مرغ و خروس خانوادگی به روستائیان نبود، اجازه ورود و خروج سر مایه نبود، اجازه فعالیت تشکل سیاسی غیرکمونیست هم نبود، وقتی بود که پس از چند مرحله مذاکره مخفی، مائو و جناح واقعبین حزب کمونیست چین تصمیم گرفتند با برگزاری دورههایی از مسابقات پینگپنگ بین چین و آمریکا نمادی از میل به تغییر زمین بازی از نوع خصمانه به مسالمتجو در حوزه ارتباط با جهان پدید آورند. پس از آن، چند دهه گام زدن آهسته در مسیر آزاد کردن اقتصاد، رها کردن گریبان جامعه از پادگانیگری کمونیستی و پیوند دادن اقتصاد چین به اقتصاد جهان، در واقع در دامان تغییر نگاه سیاسی در حوزه خارجی آغاز شد. چین هنگامی که از آوردن مردمان کشورهای دیگر به چین برای آموختن مائوئیسم به آنها و صدور انقلاب و ایدئولوژی خود دست کشید، توانست نگاهش را متوجه توسعه داخلیاش کند. میتوانیم نتیجه بگیریم اصلاحات در چین سه مرحله دارد: اصلاحات در سیاست خارجی و رابطه با جهان، اصلاحات کارکرد اقتصاد، و اصلاحات سیاست داخلی که مرحله سوم انجام نشده، اما محتوم است.
اتحاد شوروی نیز به عنوان یک دولت ایدئولوژیک اصلاحات خود را در همین مسیر شروع کرد. بطور خلاصه، میل به پایان جنگ سرد با غرب در دوران برژنف را میتوان آغاز اصلاحات در شوروی دانست که سپس با دو مرحله اصلاحات اقتصادی و سیاسی (موسوم به گلاسنوست و پروستریکا) در دهه ۸۰ دنبال و به تغییرات شگرف منجر شد. واضح است که فروپاشی اتحاد شوروی را نمیتوان حاصل و نتیجه اصلاحات دانست، بلکه آن انحلال حاصل دیر شروع شدن اصلاحات و تعارض بنیادین توسعه و پیشرفت با چند دهه توتالیتاریسم بود. امری مقدر، که به ایده انسانها مربوط نمیشود و بیشتر منتج از قوانین مکانیک اجتماعی است.
موضوع را کلا میتوان چنین صورتبندی کرد که نظامهای قراردهنده آرمانهای ایدئولوژیک در مقابل تغییرات ناگریز جامعه بشری، همواره میتوانند با اعمال فشار رخنهها و ترکهای داخلی خود را مدیریت کنند، اما در مقابل عوامل بیرونی ، یعنی نیازهای منطقی تنظیم ارتباط با جهان که اختیار ان در دستشان نیست تن به پذیرش تحول و اصلاح مسیر میدهند و همین امر مسیری برای پذیرش سایر واقعیات خارج از کنترل اراده آدمی در امور داخلی پدید می آورد. کشور ما، در روندی شبیه به چین و اتحاد شوروی، فارغ از اراده اجزای سرسختی در درون حکومت، این مسیر را می پیماید. باهزینه بسیار به خاطر مقاومتی نابخردانه.
اگر قرار باشد توصیه صریحی از این بحث استخراج کنیم، ایدئولوژی زدایی از سیاست خارجی است. مبادا فکر کنید کاری دشوار و برای حکومت ما نوشیدن شوکران است. در گذشته این کار را به وقت ضرورت فراوان در خفا و علن کرده است. خرید سلاح از اسرائیل، گرفتن طرف ارمنستان در جنگ قره باغ، معامله اسلحه با دولت ریگان، بیطرفی در منازعات پاکستان و هند، برجام، اعطای پل هوایی به آمریکا درتهاجم افغانستان، مذاکرات مخفی عمان ، و نمونههایی از این دست همه اقدامات درستی بودهاند که به خاطر شرمندگی ایدئولوژیک حکومت با ابعادی وسیع از پنهانکاری و مخفیانه انجام شدهاند. به این فلاکت سیاسی- عقیدتی باید پایان داد. سیاست خارجی بر مبنای دین، قبل از آنکه خودش شکست بخورد ، دین را آلوده و بیاعتبار میکند.
مسیری محتوم در سیاست خارجی در پیش است که حکومت باید آن را بپیماید . شرمنده میشود از اینکه برای حفظ کشور و حکومتش در مقابل امواج بلاخیز مجبور است دعاوی عقیدتی را که روی آنها قسم خورده کم کم منتفی کند، اما باید این کار را بکند. عقلایش باید روزی به نصیحت حکما بنشینند که بیایید برای حفظ نظام، در موضوع ارتباط با جهان از خودمان ایدئولوژی زدایی و منافع ملی را جایگزین ان کنیم. این البته فقط به حرف نمیشود. اگر روزی بنیانهای ایدئولوژیک از سیاست خارجی ایران زدوده و منافع ملی جایگزین آن شود، آنوقت خیلی چیزها احتمال عوض شدن دارند. عمدهترینش، سرنوشت حکومت است.
🆔 @jameeno
🔸حمام ایدئولوژی!
▫️شورای سردبیری: برای کسانی که منتظر شروع تحولی محتمل در شیوه حکمرانی حکومت ایران و اصلاحاتی ثباتساز برای کشور هستند همواره این پرسش وجود دارد که این تحول در درونیترین لایه حکومت از کجا و در چه حوزهای شروع میشود. در واقع پرسش این است که نقطه شروع تغییر بنیادین در یک حکومت توتالیتر مبتنی بر ایدئولوژی کجاست؟
نگاهی به نظامهایی بیندازیم که چنین مسیرهایی را قبل از رسیدن به نقطه گسست و سقوط پیموده و جان به در برده و یا ضرورت اصلاح را دیر فهمیده و ساقط شدهاند. چین یکی از بارزترین آنهاست که از نقطه خطر خیز گذشته و در میانه مسیر اصلاحات خویش است. نقطه عطف تغییر مسیر رژیم کمونیستی چین از یک نظام بسته کمونیستی مقاوم در مقابل تغییر به یک سیستم باز و رو به اقتصاد آزاد و مسالمتجو، اصلاحات اقتصادی نبود، بلکه تغییر نگاه در سیاست خارجی بود. از ابتداییترین اصلاحات داخلی ، مثلا دادن اجازه داشتن مرغ و خروس خانوادگی به روستائیان نبود، اجازه ورود و خروج سر مایه نبود، اجازه فعالیت تشکل سیاسی غیرکمونیست هم نبود، وقتی بود که پس از چند مرحله مذاکره مخفی، مائو و جناح واقعبین حزب کمونیست چین تصمیم گرفتند با برگزاری دورههایی از مسابقات پینگپنگ بین چین و آمریکا نمادی از میل به تغییر زمین بازی از نوع خصمانه به مسالمتجو در حوزه ارتباط با جهان پدید آورند. پس از آن، چند دهه گام زدن آهسته در مسیر آزاد کردن اقتصاد، رها کردن گریبان جامعه از پادگانیگری کمونیستی و پیوند دادن اقتصاد چین به اقتصاد جهان، در واقع در دامان تغییر نگاه سیاسی در حوزه خارجی آغاز شد. چین هنگامی که از آوردن مردمان کشورهای دیگر به چین برای آموختن مائوئیسم به آنها و صدور انقلاب و ایدئولوژی خود دست کشید، توانست نگاهش را متوجه توسعه داخلیاش کند. میتوانیم نتیجه بگیریم اصلاحات در چین سه مرحله دارد: اصلاحات در سیاست خارجی و رابطه با جهان، اصلاحات کارکرد اقتصاد، و اصلاحات سیاست داخلی که مرحله سوم انجام نشده، اما محتوم است.
اتحاد شوروی نیز به عنوان یک دولت ایدئولوژیک اصلاحات خود را در همین مسیر شروع کرد. بطور خلاصه، میل به پایان جنگ سرد با غرب در دوران برژنف را میتوان آغاز اصلاحات در شوروی دانست که سپس با دو مرحله اصلاحات اقتصادی و سیاسی (موسوم به گلاسنوست و پروستریکا) در دهه ۸۰ دنبال و به تغییرات شگرف منجر شد. واضح است که فروپاشی اتحاد شوروی را نمیتوان حاصل و نتیجه اصلاحات دانست، بلکه آن انحلال حاصل دیر شروع شدن اصلاحات و تعارض بنیادین توسعه و پیشرفت با چند دهه توتالیتاریسم بود. امری مقدر، که به ایده انسانها مربوط نمیشود و بیشتر منتج از قوانین مکانیک اجتماعی است.
موضوع را کلا میتوان چنین صورتبندی کرد که نظامهای قراردهنده آرمانهای ایدئولوژیک در مقابل تغییرات ناگریز جامعه بشری، همواره میتوانند با اعمال فشار رخنهها و ترکهای داخلی خود را مدیریت کنند، اما در مقابل عوامل بیرونی ، یعنی نیازهای منطقی تنظیم ارتباط با جهان که اختیار ان در دستشان نیست تن به پذیرش تحول و اصلاح مسیر میدهند و همین امر مسیری برای پذیرش سایر واقعیات خارج از کنترل اراده آدمی در امور داخلی پدید می آورد. کشور ما، در روندی شبیه به چین و اتحاد شوروی، فارغ از اراده اجزای سرسختی در درون حکومت، این مسیر را می پیماید. باهزینه بسیار به خاطر مقاومتی نابخردانه.
اگر قرار باشد توصیه صریحی از این بحث استخراج کنیم، ایدئولوژی زدایی از سیاست خارجی است. مبادا فکر کنید کاری دشوار و برای حکومت ما نوشیدن شوکران است. در گذشته این کار را به وقت ضرورت فراوان در خفا و علن کرده است. خرید سلاح از اسرائیل، گرفتن طرف ارمنستان در جنگ قره باغ، معامله اسلحه با دولت ریگان، بیطرفی در منازعات پاکستان و هند، برجام، اعطای پل هوایی به آمریکا درتهاجم افغانستان، مذاکرات مخفی عمان ، و نمونههایی از این دست همه اقدامات درستی بودهاند که به خاطر شرمندگی ایدئولوژیک حکومت با ابعادی وسیع از پنهانکاری و مخفیانه انجام شدهاند. به این فلاکت سیاسی- عقیدتی باید پایان داد. سیاست خارجی بر مبنای دین، قبل از آنکه خودش شکست بخورد ، دین را آلوده و بیاعتبار میکند.
مسیری محتوم در سیاست خارجی در پیش است که حکومت باید آن را بپیماید . شرمنده میشود از اینکه برای حفظ کشور و حکومتش در مقابل امواج بلاخیز مجبور است دعاوی عقیدتی را که روی آنها قسم خورده کم کم منتفی کند، اما باید این کار را بکند. عقلایش باید روزی به نصیحت حکما بنشینند که بیایید برای حفظ نظام، در موضوع ارتباط با جهان از خودمان ایدئولوژی زدایی و منافع ملی را جایگزین ان کنیم. این البته فقط به حرف نمیشود. اگر روزی بنیانهای ایدئولوژیک از سیاست خارجی ایران زدوده و منافع ملی جایگزین آن شود، آنوقت خیلی چیزها احتمال عوض شدن دارند. عمدهترینش، سرنوشت حکومت است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۰ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۰ دی ۹۷
آیا سوریه یک مستعمره است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
آیا سوریه یک مستعمره است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#یادداشت_مهمان
🖌علی نادربابایی
🔹سخنی درباره سن تکلیف و تعبیر مشتبه شده از لفظ «تکلیف» در میان فقهای شیعه و سنی و آنچه بصورت قانون درآمده و به یک امر نامبارک و نادرستی به نام «کودک همسری» تبدیل شده است.
▫️نخست اینکه توجه اسرافگونه به سنت و سیره موجب ایجاد یک ذهنیت خطرناک بنام «کهنهگی و فرسودهگی آموزههای دینی» شده است و دلیل آن، این است که در فقه سنتی در برابر هرگونه تحول و تغییر ، مقاومت و اصرار به منش گذشتگان بطور مشهودی نمایان است. در حالیکه قرآن آمده تا ما را از پیروی آیین جاهلانه پدرانمان بازدارد و خون تازه در رگهای جامعه به جریان افتد و بشر امروزی بتواند در تعامل با جهان از علم و دانش روز در جهت رشد و تعالی که هدف غایی دین است و رسیدن به جایی که به مناقشات اولیه پایان داده و کرامت و فضیلت بنیآدم را نسبت به کثیری از مخلوقات خداوند، به نمایش بگذارد.
باتوجه به اینکه در قرآن دو لفظ «رسول و قوم» در کنار هم تعریف میشود لذا پیروی از آموزههای دینی با فرهنگ قومی درآمیخته خواهد بود و فرهنگ در علوم انسانی تعریف شده که شامل شاخصهای مردم در زمان و مکان بصورت عرف اجتماعی تغییر میکند و این تغییر، یک امر مقدر شده از سوی خداوند و گریزناپذیر است و هرگونه مقاومت در برابر امر خداوند، سرنوشتی غیر از نابودی را رقم نخواهد زد.
بلوغ به مفهوم رسیدن به مرتبهای از کمال در جهت رشد است که نشانههای آن برای انجام و پذیرش مسئولیت امور از راه آگاهی قابل تشخیص است. تعیین سن و یا میزان تحصیلات برای به عهده گرفتن مسئولیت کافی نیست بلکه دانایی مقدمهای برای توانایی است و این توانایی باید با آزمونهای کارشناسی تشخیص و تعیین شود که در موضوع ازدواج نیز به این مسئله توجه لازم و کافی ضروری مینماید.
صاحبان امر و کارشناسان متخصص در این زمینه باید اظهار نظر نمایند که از عهده فقه و فقاهت دینی خارج است و ورود به این گونه مسائل با لباس فقهی، جزماندیشی را به جامعه القا خواهد کرد. کسانی که از این آیه قرآن برای برخی ادعاهای خود - البته تقطیع شده- استفاده میکنند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم آیه قرآن را تا اینجا میخوانند و از توجه به فراز اصلی کلام خداوند یعنی ْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا -(٥٩)-النساء امتناع ورزیده و بریدهای از کلام را مستند سخنان باطل خود قرار میدهند.
اما قرآن راه سوءاستفاده از کلام خداوند را برای مصادرهکنندگان بسته و در رسیدن به مفهوم حقیقی آن آیهای دیگر دارد که جالب توجه اینکه هر دو آیه در سوره نساء آمده است: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا -(۸۳)-النساء
در این آیه مفهوم «اولیالامر» با بیان روشنتر آمده است و مقصود از «اولیالامر» دارندگان تخصصهای لازم علمی و کاربرد نظرات آنها در حوزه تخصصی از قبیل پزشکی و جامعه شناسی و روانشناسی و امور خانواده و بهداشت و کارشناسان سیاسی و اقتصادی و نظامی و....مورد نظر است و نه عدهای فقیه و مجتهد که در هر زمینهای خود را صاحب نظر و صاحب فتوا میپندارند.
از قوانین پولشویی تا تعداد فرزندآوری و سن ازدواج و مسائل آموزشی و مشق شب و اشک روز و مصرف سیگار و.... حکم فقاهتی صادر می کنند تا فقاهت شان کامل شود و احیانا از چیزی عقب نمانند. در مواردی که قرآن سکوت کرده، یقین بدانید که بر اساس حکمتی از سوی خداوند حکیم بوده و احکام و قوانین اجتماعی را طبق عرف و هنجارهای بینالمللی منظور قرار دهیم که تمام علم و دانش بشری از یک منبع واحد، خداوند علیم و حکیم سرچشمه میگیرد.
در مسئله ازدواج و خانواده نیز تا زمانی که با قرآن در تناقض آشکار نیست، صاحبنظران و کارشناسان این امر باید اعمال نظر کنند و بقیه مردم از آن تمکین کنند و قوانین اجتماعی و امکانات اجتماعی در ارائه خدمات و برای عموم شهروندان با رعایت قسط و انصاف باشد.
🆔 @jameeno
🖌علی نادربابایی
🔹سخنی درباره سن تکلیف و تعبیر مشتبه شده از لفظ «تکلیف» در میان فقهای شیعه و سنی و آنچه بصورت قانون درآمده و به یک امر نامبارک و نادرستی به نام «کودک همسری» تبدیل شده است.
▫️نخست اینکه توجه اسرافگونه به سنت و سیره موجب ایجاد یک ذهنیت خطرناک بنام «کهنهگی و فرسودهگی آموزههای دینی» شده است و دلیل آن، این است که در فقه سنتی در برابر هرگونه تحول و تغییر ، مقاومت و اصرار به منش گذشتگان بطور مشهودی نمایان است. در حالیکه قرآن آمده تا ما را از پیروی آیین جاهلانه پدرانمان بازدارد و خون تازه در رگهای جامعه به جریان افتد و بشر امروزی بتواند در تعامل با جهان از علم و دانش روز در جهت رشد و تعالی که هدف غایی دین است و رسیدن به جایی که به مناقشات اولیه پایان داده و کرامت و فضیلت بنیآدم را نسبت به کثیری از مخلوقات خداوند، به نمایش بگذارد.
باتوجه به اینکه در قرآن دو لفظ «رسول و قوم» در کنار هم تعریف میشود لذا پیروی از آموزههای دینی با فرهنگ قومی درآمیخته خواهد بود و فرهنگ در علوم انسانی تعریف شده که شامل شاخصهای مردم در زمان و مکان بصورت عرف اجتماعی تغییر میکند و این تغییر، یک امر مقدر شده از سوی خداوند و گریزناپذیر است و هرگونه مقاومت در برابر امر خداوند، سرنوشتی غیر از نابودی را رقم نخواهد زد.
بلوغ به مفهوم رسیدن به مرتبهای از کمال در جهت رشد است که نشانههای آن برای انجام و پذیرش مسئولیت امور از راه آگاهی قابل تشخیص است. تعیین سن و یا میزان تحصیلات برای به عهده گرفتن مسئولیت کافی نیست بلکه دانایی مقدمهای برای توانایی است و این توانایی باید با آزمونهای کارشناسی تشخیص و تعیین شود که در موضوع ازدواج نیز به این مسئله توجه لازم و کافی ضروری مینماید.
صاحبان امر و کارشناسان متخصص در این زمینه باید اظهار نظر نمایند که از عهده فقه و فقاهت دینی خارج است و ورود به این گونه مسائل با لباس فقهی، جزماندیشی را به جامعه القا خواهد کرد. کسانی که از این آیه قرآن برای برخی ادعاهای خود - البته تقطیع شده- استفاده میکنند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم آیه قرآن را تا اینجا میخوانند و از توجه به فراز اصلی کلام خداوند یعنی ْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا -(٥٩)-النساء امتناع ورزیده و بریدهای از کلام را مستند سخنان باطل خود قرار میدهند.
اما قرآن راه سوءاستفاده از کلام خداوند را برای مصادرهکنندگان بسته و در رسیدن به مفهوم حقیقی آن آیهای دیگر دارد که جالب توجه اینکه هر دو آیه در سوره نساء آمده است: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا -(۸۳)-النساء
در این آیه مفهوم «اولیالامر» با بیان روشنتر آمده است و مقصود از «اولیالامر» دارندگان تخصصهای لازم علمی و کاربرد نظرات آنها در حوزه تخصصی از قبیل پزشکی و جامعه شناسی و روانشناسی و امور خانواده و بهداشت و کارشناسان سیاسی و اقتصادی و نظامی و....مورد نظر است و نه عدهای فقیه و مجتهد که در هر زمینهای خود را صاحب نظر و صاحب فتوا میپندارند.
از قوانین پولشویی تا تعداد فرزندآوری و سن ازدواج و مسائل آموزشی و مشق شب و اشک روز و مصرف سیگار و.... حکم فقاهتی صادر می کنند تا فقاهت شان کامل شود و احیانا از چیزی عقب نمانند. در مواردی که قرآن سکوت کرده، یقین بدانید که بر اساس حکمتی از سوی خداوند حکیم بوده و احکام و قوانین اجتماعی را طبق عرف و هنجارهای بینالمللی منظور قرار دهیم که تمام علم و دانش بشری از یک منبع واحد، خداوند علیم و حکیم سرچشمه میگیرد.
در مسئله ازدواج و خانواده نیز تا زمانی که با قرآن در تناقض آشکار نیست، صاحبنظران و کارشناسان این امر باید اعمال نظر کنند و بقیه مردم از آن تمکین کنند و قوانین اجتماعی و امکانات اجتماعی در ارائه خدمات و برای عموم شهروندان با رعایت قسط و انصاف باشد.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۱ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۱ دی ۹۷
نقطه آغاز تغییر بنیادین در حکومتهای ایدئولوژیک کجاست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
نقطه آغاز تغییر بنیادین در حکومتهای ایدئولوژیک کجاست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🍀سالگرد توقف انتشار «جامعه فردا»
▫️امروز برای تحریریه گروه جامعه نو روزی به خاطر ماندنی است. سال پیش در چنین روزی انتشار «جامعه فردا» (روزنامه این گروه) متوقف شد. پس از دو ماه، انتشار ۵۳ شماره و رسیدن به مرزی دوردست در ژورنالیسم ایران: حفظ استقلال روزنامهنگاری از گرایشهای سیاسی و کار به عنوان ناظر عرصه سیاست و نه عامل و بازیگر آن. این مرزی غالبا نادیده در عرصهی روزنامهنگاری ایران است و بیاعتنایی به آن، دور شدن از استانداردهای جهانی این حرفه را در پی داشته است.
🔻تصویر ده شمارۀ آخر این روزنامه و عکس دسته جمعی خانوادۀ «جامعۀ فردا» را اینجا ببینید.
https://telegra.ph/TopTen-01-01
▫️امروز برای تحریریه گروه جامعه نو روزی به خاطر ماندنی است. سال پیش در چنین روزی انتشار «جامعه فردا» (روزنامه این گروه) متوقف شد. پس از دو ماه، انتشار ۵۳ شماره و رسیدن به مرزی دوردست در ژورنالیسم ایران: حفظ استقلال روزنامهنگاری از گرایشهای سیاسی و کار به عنوان ناظر عرصه سیاست و نه عامل و بازیگر آن. این مرزی غالبا نادیده در عرصهی روزنامهنگاری ایران است و بیاعتنایی به آن، دور شدن از استانداردهای جهانی این حرفه را در پی داشته است.
🔻تصویر ده شمارۀ آخر این روزنامه و عکس دسته جمعی خانوادۀ «جامعۀ فردا» را اینجا ببینید.
https://telegra.ph/TopTen-01-01
Telegraph
گالری