صدای نو | ۸ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۸ دی ۹۷
پولشویها حکومت را به کدام سو می برند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
پولشویها حکومت را به کدام سو می برند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸حمام ایدئولوژی!
▫️شورای سردبیری: برای کسانی که منتظر شروع تحولی محتمل در شیوه حکمرانی حکومت ایران و اصلاحاتی ثباتساز برای کشور هستند همواره این پرسش وجود دارد که این تحول در درونیترین لایه حکومت از کجا و در چه حوزهای شروع میشود. در واقع پرسش این است که نقطه شروع تغییر بنیادین در یک حکومت توتالیتر مبتنی بر ایدئولوژی کجاست؟
نگاهی به نظامهایی بیندازیم که چنین مسیرهایی را قبل از رسیدن به نقطه گسست و سقوط پیموده و جان به در برده و یا ضرورت اصلاح را دیر فهمیده و ساقط شدهاند. چین یکی از بارزترین آنهاست که از نقطه خطر خیز گذشته و در میانه مسیر اصلاحات خویش است. نقطه عطف تغییر مسیر رژیم کمونیستی چین از یک نظام بسته کمونیستی مقاوم در مقابل تغییر به یک سیستم باز و رو به اقتصاد آزاد و مسالمتجو، اصلاحات اقتصادی نبود، بلکه تغییر نگاه در سیاست خارجی بود. از ابتداییترین اصلاحات داخلی ، مثلا دادن اجازه داشتن مرغ و خروس خانوادگی به روستائیان نبود، اجازه ورود و خروج سر مایه نبود، اجازه فعالیت تشکل سیاسی غیرکمونیست هم نبود، وقتی بود که پس از چند مرحله مذاکره مخفی، مائو و جناح واقعبین حزب کمونیست چین تصمیم گرفتند با برگزاری دورههایی از مسابقات پینگپنگ بین چین و آمریکا نمادی از میل به تغییر زمین بازی از نوع خصمانه به مسالمتجو در حوزه ارتباط با جهان پدید آورند. پس از آن، چند دهه گام زدن آهسته در مسیر آزاد کردن اقتصاد، رها کردن گریبان جامعه از پادگانیگری کمونیستی و پیوند دادن اقتصاد چین به اقتصاد جهان، در واقع در دامان تغییر نگاه سیاسی در حوزه خارجی آغاز شد. چین هنگامی که از آوردن مردمان کشورهای دیگر به چین برای آموختن مائوئیسم به آنها و صدور انقلاب و ایدئولوژی خود دست کشید، توانست نگاهش را متوجه توسعه داخلیاش کند. میتوانیم نتیجه بگیریم اصلاحات در چین سه مرحله دارد: اصلاحات در سیاست خارجی و رابطه با جهان، اصلاحات کارکرد اقتصاد، و اصلاحات سیاست داخلی که مرحله سوم انجام نشده، اما محتوم است.
اتحاد شوروی نیز به عنوان یک دولت ایدئولوژیک اصلاحات خود را در همین مسیر شروع کرد. بطور خلاصه، میل به پایان جنگ سرد با غرب در دوران برژنف را میتوان آغاز اصلاحات در شوروی دانست که سپس با دو مرحله اصلاحات اقتصادی و سیاسی (موسوم به گلاسنوست و پروستریکا) در دهه ۸۰ دنبال و به تغییرات شگرف منجر شد. واضح است که فروپاشی اتحاد شوروی را نمیتوان حاصل و نتیجه اصلاحات دانست، بلکه آن انحلال حاصل دیر شروع شدن اصلاحات و تعارض بنیادین توسعه و پیشرفت با چند دهه توتالیتاریسم بود. امری مقدر، که به ایده انسانها مربوط نمیشود و بیشتر منتج از قوانین مکانیک اجتماعی است.
موضوع را کلا میتوان چنین صورتبندی کرد که نظامهای قراردهنده آرمانهای ایدئولوژیک در مقابل تغییرات ناگریز جامعه بشری، همواره میتوانند با اعمال فشار رخنهها و ترکهای داخلی خود را مدیریت کنند، اما در مقابل عوامل بیرونی ، یعنی نیازهای منطقی تنظیم ارتباط با جهان که اختیار ان در دستشان نیست تن به پذیرش تحول و اصلاح مسیر میدهند و همین امر مسیری برای پذیرش سایر واقعیات خارج از کنترل اراده آدمی در امور داخلی پدید می آورد. کشور ما، در روندی شبیه به چین و اتحاد شوروی، فارغ از اراده اجزای سرسختی در درون حکومت، این مسیر را می پیماید. باهزینه بسیار به خاطر مقاومتی نابخردانه.
اگر قرار باشد توصیه صریحی از این بحث استخراج کنیم، ایدئولوژی زدایی از سیاست خارجی است. مبادا فکر کنید کاری دشوار و برای حکومت ما نوشیدن شوکران است. در گذشته این کار را به وقت ضرورت فراوان در خفا و علن کرده است. خرید سلاح از اسرائیل، گرفتن طرف ارمنستان در جنگ قره باغ، معامله اسلحه با دولت ریگان، بیطرفی در منازعات پاکستان و هند، برجام، اعطای پل هوایی به آمریکا درتهاجم افغانستان، مذاکرات مخفی عمان ، و نمونههایی از این دست همه اقدامات درستی بودهاند که به خاطر شرمندگی ایدئولوژیک حکومت با ابعادی وسیع از پنهانکاری و مخفیانه انجام شدهاند. به این فلاکت سیاسی- عقیدتی باید پایان داد. سیاست خارجی بر مبنای دین، قبل از آنکه خودش شکست بخورد ، دین را آلوده و بیاعتبار میکند.
مسیری محتوم در سیاست خارجی در پیش است که حکومت باید آن را بپیماید . شرمنده میشود از اینکه برای حفظ کشور و حکومتش در مقابل امواج بلاخیز مجبور است دعاوی عقیدتی را که روی آنها قسم خورده کم کم منتفی کند، اما باید این کار را بکند. عقلایش باید روزی به نصیحت حکما بنشینند که بیایید برای حفظ نظام، در موضوع ارتباط با جهان از خودمان ایدئولوژی زدایی و منافع ملی را جایگزین ان کنیم. این البته فقط به حرف نمیشود. اگر روزی بنیانهای ایدئولوژیک از سیاست خارجی ایران زدوده و منافع ملی جایگزین آن شود، آنوقت خیلی چیزها احتمال عوض شدن دارند. عمدهترینش، سرنوشت حکومت است.
🆔 @jameeno
🔸حمام ایدئولوژی!
▫️شورای سردبیری: برای کسانی که منتظر شروع تحولی محتمل در شیوه حکمرانی حکومت ایران و اصلاحاتی ثباتساز برای کشور هستند همواره این پرسش وجود دارد که این تحول در درونیترین لایه حکومت از کجا و در چه حوزهای شروع میشود. در واقع پرسش این است که نقطه شروع تغییر بنیادین در یک حکومت توتالیتر مبتنی بر ایدئولوژی کجاست؟
نگاهی به نظامهایی بیندازیم که چنین مسیرهایی را قبل از رسیدن به نقطه گسست و سقوط پیموده و جان به در برده و یا ضرورت اصلاح را دیر فهمیده و ساقط شدهاند. چین یکی از بارزترین آنهاست که از نقطه خطر خیز گذشته و در میانه مسیر اصلاحات خویش است. نقطه عطف تغییر مسیر رژیم کمونیستی چین از یک نظام بسته کمونیستی مقاوم در مقابل تغییر به یک سیستم باز و رو به اقتصاد آزاد و مسالمتجو، اصلاحات اقتصادی نبود، بلکه تغییر نگاه در سیاست خارجی بود. از ابتداییترین اصلاحات داخلی ، مثلا دادن اجازه داشتن مرغ و خروس خانوادگی به روستائیان نبود، اجازه ورود و خروج سر مایه نبود، اجازه فعالیت تشکل سیاسی غیرکمونیست هم نبود، وقتی بود که پس از چند مرحله مذاکره مخفی، مائو و جناح واقعبین حزب کمونیست چین تصمیم گرفتند با برگزاری دورههایی از مسابقات پینگپنگ بین چین و آمریکا نمادی از میل به تغییر زمین بازی از نوع خصمانه به مسالمتجو در حوزه ارتباط با جهان پدید آورند. پس از آن، چند دهه گام زدن آهسته در مسیر آزاد کردن اقتصاد، رها کردن گریبان جامعه از پادگانیگری کمونیستی و پیوند دادن اقتصاد چین به اقتصاد جهان، در واقع در دامان تغییر نگاه سیاسی در حوزه خارجی آغاز شد. چین هنگامی که از آوردن مردمان کشورهای دیگر به چین برای آموختن مائوئیسم به آنها و صدور انقلاب و ایدئولوژی خود دست کشید، توانست نگاهش را متوجه توسعه داخلیاش کند. میتوانیم نتیجه بگیریم اصلاحات در چین سه مرحله دارد: اصلاحات در سیاست خارجی و رابطه با جهان، اصلاحات کارکرد اقتصاد، و اصلاحات سیاست داخلی که مرحله سوم انجام نشده، اما محتوم است.
اتحاد شوروی نیز به عنوان یک دولت ایدئولوژیک اصلاحات خود را در همین مسیر شروع کرد. بطور خلاصه، میل به پایان جنگ سرد با غرب در دوران برژنف را میتوان آغاز اصلاحات در شوروی دانست که سپس با دو مرحله اصلاحات اقتصادی و سیاسی (موسوم به گلاسنوست و پروستریکا) در دهه ۸۰ دنبال و به تغییرات شگرف منجر شد. واضح است که فروپاشی اتحاد شوروی را نمیتوان حاصل و نتیجه اصلاحات دانست، بلکه آن انحلال حاصل دیر شروع شدن اصلاحات و تعارض بنیادین توسعه و پیشرفت با چند دهه توتالیتاریسم بود. امری مقدر، که به ایده انسانها مربوط نمیشود و بیشتر منتج از قوانین مکانیک اجتماعی است.
موضوع را کلا میتوان چنین صورتبندی کرد که نظامهای قراردهنده آرمانهای ایدئولوژیک در مقابل تغییرات ناگریز جامعه بشری، همواره میتوانند با اعمال فشار رخنهها و ترکهای داخلی خود را مدیریت کنند، اما در مقابل عوامل بیرونی ، یعنی نیازهای منطقی تنظیم ارتباط با جهان که اختیار ان در دستشان نیست تن به پذیرش تحول و اصلاح مسیر میدهند و همین امر مسیری برای پذیرش سایر واقعیات خارج از کنترل اراده آدمی در امور داخلی پدید می آورد. کشور ما، در روندی شبیه به چین و اتحاد شوروی، فارغ از اراده اجزای سرسختی در درون حکومت، این مسیر را می پیماید. باهزینه بسیار به خاطر مقاومتی نابخردانه.
اگر قرار باشد توصیه صریحی از این بحث استخراج کنیم، ایدئولوژی زدایی از سیاست خارجی است. مبادا فکر کنید کاری دشوار و برای حکومت ما نوشیدن شوکران است. در گذشته این کار را به وقت ضرورت فراوان در خفا و علن کرده است. خرید سلاح از اسرائیل، گرفتن طرف ارمنستان در جنگ قره باغ، معامله اسلحه با دولت ریگان، بیطرفی در منازعات پاکستان و هند، برجام، اعطای پل هوایی به آمریکا درتهاجم افغانستان، مذاکرات مخفی عمان ، و نمونههایی از این دست همه اقدامات درستی بودهاند که به خاطر شرمندگی ایدئولوژیک حکومت با ابعادی وسیع از پنهانکاری و مخفیانه انجام شدهاند. به این فلاکت سیاسی- عقیدتی باید پایان داد. سیاست خارجی بر مبنای دین، قبل از آنکه خودش شکست بخورد ، دین را آلوده و بیاعتبار میکند.
مسیری محتوم در سیاست خارجی در پیش است که حکومت باید آن را بپیماید . شرمنده میشود از اینکه برای حفظ کشور و حکومتش در مقابل امواج بلاخیز مجبور است دعاوی عقیدتی را که روی آنها قسم خورده کم کم منتفی کند، اما باید این کار را بکند. عقلایش باید روزی به نصیحت حکما بنشینند که بیایید برای حفظ نظام، در موضوع ارتباط با جهان از خودمان ایدئولوژی زدایی و منافع ملی را جایگزین ان کنیم. این البته فقط به حرف نمیشود. اگر روزی بنیانهای ایدئولوژیک از سیاست خارجی ایران زدوده و منافع ملی جایگزین آن شود، آنوقت خیلی چیزها احتمال عوض شدن دارند. عمدهترینش، سرنوشت حکومت است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۰ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۰ دی ۹۷
آیا سوریه یک مستعمره است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
آیا سوریه یک مستعمره است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#یادداشت_مهمان
🖌علی نادربابایی
🔹سخنی درباره سن تکلیف و تعبیر مشتبه شده از لفظ «تکلیف» در میان فقهای شیعه و سنی و آنچه بصورت قانون درآمده و به یک امر نامبارک و نادرستی به نام «کودک همسری» تبدیل شده است.
▫️نخست اینکه توجه اسرافگونه به سنت و سیره موجب ایجاد یک ذهنیت خطرناک بنام «کهنهگی و فرسودهگی آموزههای دینی» شده است و دلیل آن، این است که در فقه سنتی در برابر هرگونه تحول و تغییر ، مقاومت و اصرار به منش گذشتگان بطور مشهودی نمایان است. در حالیکه قرآن آمده تا ما را از پیروی آیین جاهلانه پدرانمان بازدارد و خون تازه در رگهای جامعه به جریان افتد و بشر امروزی بتواند در تعامل با جهان از علم و دانش روز در جهت رشد و تعالی که هدف غایی دین است و رسیدن به جایی که به مناقشات اولیه پایان داده و کرامت و فضیلت بنیآدم را نسبت به کثیری از مخلوقات خداوند، به نمایش بگذارد.
باتوجه به اینکه در قرآن دو لفظ «رسول و قوم» در کنار هم تعریف میشود لذا پیروی از آموزههای دینی با فرهنگ قومی درآمیخته خواهد بود و فرهنگ در علوم انسانی تعریف شده که شامل شاخصهای مردم در زمان و مکان بصورت عرف اجتماعی تغییر میکند و این تغییر، یک امر مقدر شده از سوی خداوند و گریزناپذیر است و هرگونه مقاومت در برابر امر خداوند، سرنوشتی غیر از نابودی را رقم نخواهد زد.
بلوغ به مفهوم رسیدن به مرتبهای از کمال در جهت رشد است که نشانههای آن برای انجام و پذیرش مسئولیت امور از راه آگاهی قابل تشخیص است. تعیین سن و یا میزان تحصیلات برای به عهده گرفتن مسئولیت کافی نیست بلکه دانایی مقدمهای برای توانایی است و این توانایی باید با آزمونهای کارشناسی تشخیص و تعیین شود که در موضوع ازدواج نیز به این مسئله توجه لازم و کافی ضروری مینماید.
صاحبان امر و کارشناسان متخصص در این زمینه باید اظهار نظر نمایند که از عهده فقه و فقاهت دینی خارج است و ورود به این گونه مسائل با لباس فقهی، جزماندیشی را به جامعه القا خواهد کرد. کسانی که از این آیه قرآن برای برخی ادعاهای خود - البته تقطیع شده- استفاده میکنند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم آیه قرآن را تا اینجا میخوانند و از توجه به فراز اصلی کلام خداوند یعنی ْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا -(٥٩)-النساء امتناع ورزیده و بریدهای از کلام را مستند سخنان باطل خود قرار میدهند.
اما قرآن راه سوءاستفاده از کلام خداوند را برای مصادرهکنندگان بسته و در رسیدن به مفهوم حقیقی آن آیهای دیگر دارد که جالب توجه اینکه هر دو آیه در سوره نساء آمده است: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا -(۸۳)-النساء
در این آیه مفهوم «اولیالامر» با بیان روشنتر آمده است و مقصود از «اولیالامر» دارندگان تخصصهای لازم علمی و کاربرد نظرات آنها در حوزه تخصصی از قبیل پزشکی و جامعه شناسی و روانشناسی و امور خانواده و بهداشت و کارشناسان سیاسی و اقتصادی و نظامی و....مورد نظر است و نه عدهای فقیه و مجتهد که در هر زمینهای خود را صاحب نظر و صاحب فتوا میپندارند.
از قوانین پولشویی تا تعداد فرزندآوری و سن ازدواج و مسائل آموزشی و مشق شب و اشک روز و مصرف سیگار و.... حکم فقاهتی صادر می کنند تا فقاهت شان کامل شود و احیانا از چیزی عقب نمانند. در مواردی که قرآن سکوت کرده، یقین بدانید که بر اساس حکمتی از سوی خداوند حکیم بوده و احکام و قوانین اجتماعی را طبق عرف و هنجارهای بینالمللی منظور قرار دهیم که تمام علم و دانش بشری از یک منبع واحد، خداوند علیم و حکیم سرچشمه میگیرد.
در مسئله ازدواج و خانواده نیز تا زمانی که با قرآن در تناقض آشکار نیست، صاحبنظران و کارشناسان این امر باید اعمال نظر کنند و بقیه مردم از آن تمکین کنند و قوانین اجتماعی و امکانات اجتماعی در ارائه خدمات و برای عموم شهروندان با رعایت قسط و انصاف باشد.
🆔 @jameeno
🖌علی نادربابایی
🔹سخنی درباره سن تکلیف و تعبیر مشتبه شده از لفظ «تکلیف» در میان فقهای شیعه و سنی و آنچه بصورت قانون درآمده و به یک امر نامبارک و نادرستی به نام «کودک همسری» تبدیل شده است.
▫️نخست اینکه توجه اسرافگونه به سنت و سیره موجب ایجاد یک ذهنیت خطرناک بنام «کهنهگی و فرسودهگی آموزههای دینی» شده است و دلیل آن، این است که در فقه سنتی در برابر هرگونه تحول و تغییر ، مقاومت و اصرار به منش گذشتگان بطور مشهودی نمایان است. در حالیکه قرآن آمده تا ما را از پیروی آیین جاهلانه پدرانمان بازدارد و خون تازه در رگهای جامعه به جریان افتد و بشر امروزی بتواند در تعامل با جهان از علم و دانش روز در جهت رشد و تعالی که هدف غایی دین است و رسیدن به جایی که به مناقشات اولیه پایان داده و کرامت و فضیلت بنیآدم را نسبت به کثیری از مخلوقات خداوند، به نمایش بگذارد.
باتوجه به اینکه در قرآن دو لفظ «رسول و قوم» در کنار هم تعریف میشود لذا پیروی از آموزههای دینی با فرهنگ قومی درآمیخته خواهد بود و فرهنگ در علوم انسانی تعریف شده که شامل شاخصهای مردم در زمان و مکان بصورت عرف اجتماعی تغییر میکند و این تغییر، یک امر مقدر شده از سوی خداوند و گریزناپذیر است و هرگونه مقاومت در برابر امر خداوند، سرنوشتی غیر از نابودی را رقم نخواهد زد.
بلوغ به مفهوم رسیدن به مرتبهای از کمال در جهت رشد است که نشانههای آن برای انجام و پذیرش مسئولیت امور از راه آگاهی قابل تشخیص است. تعیین سن و یا میزان تحصیلات برای به عهده گرفتن مسئولیت کافی نیست بلکه دانایی مقدمهای برای توانایی است و این توانایی باید با آزمونهای کارشناسی تشخیص و تعیین شود که در موضوع ازدواج نیز به این مسئله توجه لازم و کافی ضروری مینماید.
صاحبان امر و کارشناسان متخصص در این زمینه باید اظهار نظر نمایند که از عهده فقه و فقاهت دینی خارج است و ورود به این گونه مسائل با لباس فقهی، جزماندیشی را به جامعه القا خواهد کرد. کسانی که از این آیه قرآن برای برخی ادعاهای خود - البته تقطیع شده- استفاده میکنند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم آیه قرآن را تا اینجا میخوانند و از توجه به فراز اصلی کلام خداوند یعنی ْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا -(٥٩)-النساء امتناع ورزیده و بریدهای از کلام را مستند سخنان باطل خود قرار میدهند.
اما قرآن راه سوءاستفاده از کلام خداوند را برای مصادرهکنندگان بسته و در رسیدن به مفهوم حقیقی آن آیهای دیگر دارد که جالب توجه اینکه هر دو آیه در سوره نساء آمده است: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا -(۸۳)-النساء
در این آیه مفهوم «اولیالامر» با بیان روشنتر آمده است و مقصود از «اولیالامر» دارندگان تخصصهای لازم علمی و کاربرد نظرات آنها در حوزه تخصصی از قبیل پزشکی و جامعه شناسی و روانشناسی و امور خانواده و بهداشت و کارشناسان سیاسی و اقتصادی و نظامی و....مورد نظر است و نه عدهای فقیه و مجتهد که در هر زمینهای خود را صاحب نظر و صاحب فتوا میپندارند.
از قوانین پولشویی تا تعداد فرزندآوری و سن ازدواج و مسائل آموزشی و مشق شب و اشک روز و مصرف سیگار و.... حکم فقاهتی صادر می کنند تا فقاهت شان کامل شود و احیانا از چیزی عقب نمانند. در مواردی که قرآن سکوت کرده، یقین بدانید که بر اساس حکمتی از سوی خداوند حکیم بوده و احکام و قوانین اجتماعی را طبق عرف و هنجارهای بینالمللی منظور قرار دهیم که تمام علم و دانش بشری از یک منبع واحد، خداوند علیم و حکیم سرچشمه میگیرد.
در مسئله ازدواج و خانواده نیز تا زمانی که با قرآن در تناقض آشکار نیست، صاحبنظران و کارشناسان این امر باید اعمال نظر کنند و بقیه مردم از آن تمکین کنند و قوانین اجتماعی و امکانات اجتماعی در ارائه خدمات و برای عموم شهروندان با رعایت قسط و انصاف باشد.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۱ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۱ دی ۹۷
نقطه آغاز تغییر بنیادین در حکومتهای ایدئولوژیک کجاست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
نقطه آغاز تغییر بنیادین در حکومتهای ایدئولوژیک کجاست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🍀سالگرد توقف انتشار «جامعه فردا»
▫️امروز برای تحریریه گروه جامعه نو روزی به خاطر ماندنی است. سال پیش در چنین روزی انتشار «جامعه فردا» (روزنامه این گروه) متوقف شد. پس از دو ماه، انتشار ۵۳ شماره و رسیدن به مرزی دوردست در ژورنالیسم ایران: حفظ استقلال روزنامهنگاری از گرایشهای سیاسی و کار به عنوان ناظر عرصه سیاست و نه عامل و بازیگر آن. این مرزی غالبا نادیده در عرصهی روزنامهنگاری ایران است و بیاعتنایی به آن، دور شدن از استانداردهای جهانی این حرفه را در پی داشته است.
🔻تصویر ده شمارۀ آخر این روزنامه و عکس دسته جمعی خانوادۀ «جامعۀ فردا» را اینجا ببینید.
https://telegra.ph/TopTen-01-01
▫️امروز برای تحریریه گروه جامعه نو روزی به خاطر ماندنی است. سال پیش در چنین روزی انتشار «جامعه فردا» (روزنامه این گروه) متوقف شد. پس از دو ماه، انتشار ۵۳ شماره و رسیدن به مرزی دوردست در ژورنالیسم ایران: حفظ استقلال روزنامهنگاری از گرایشهای سیاسی و کار به عنوان ناظر عرصه سیاست و نه عامل و بازیگر آن. این مرزی غالبا نادیده در عرصهی روزنامهنگاری ایران است و بیاعتنایی به آن، دور شدن از استانداردهای جهانی این حرفه را در پی داشته است.
🔻تصویر ده شمارۀ آخر این روزنامه و عکس دسته جمعی خانوادۀ «جامعۀ فردا» را اینجا ببینید.
https://telegra.ph/TopTen-01-01
Telegraph
گالری
صدای نو | ۱۲ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
صدای نو | ۱۲ دی ۹۷
آیا جمهوری اسلامی پیش از آنکه دیر شود سوریه را ترک میکند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
آیا جمهوری اسلامی پیش از آنکه دیر شود سوریه را ترک میکند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔸در «اعتراضات دی» روزنامهها چه کردند؟
با گذشت یک سال از اعتراضات دی، نگاهی داریم به صفحهی نخست چند روزنامهی مطرح و نحوهی بازتاب این اعتراضات / ایسنا
🆔 @jameeno
🔻 اینجا ببینید
www.isna.ir/news/97100804353
@isna94
با گذشت یک سال از اعتراضات دی، نگاهی داریم به صفحهی نخست چند روزنامهی مطرح و نحوهی بازتاب این اعتراضات / ایسنا
🆔 @jameeno
🔻 اینجا ببینید
www.isna.ir/news/97100804353
@isna94
#یادداشت_منتخب
🔸تنها بیست و یک کیلومتر آن سوتر: چکاپا!
▫️علی محسنی: در فاصله 14 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان هفتههای پرخبری سپری شده است. شرکت «کشت و صنعت هفت تپه» با هزاران نیروی انسانی برای چندمین بار ظرف سالهای اخیر وارد دوره ای از اعتراضهای کارگری شد که این بار شهرتی ملی و حتی جهانی به خود گرفت. شرکتی که کارخانه نیشکرش از سال 1340 فعالیت خود را آغاز کرده، در سال 1394 به دست سازمان خصوصی سازی به دو شرکت از بخش خصوصی واگذار شد. دو شرکتی که نامشان با مالکان کم سن و سال شان بر سر زبانها افتاد. مطابق اطلاعات سازمان خصوصیسازی در زمان عرضه، تنها یک سوم ظرفیت 100 هزار تنی تولید شکر شرکت فعال بوده و از عملکرد مالکان خصوصی در سال های بعد اطلاعاتی در دست نیست.
داستان هفت تپه تا این جا، بارها از سوی رسانهها تعریف شده است. اما این داستان تنها به این جا و تصاویر متعدد اعتراضهای کارگری منتهی نمیشود. داستان هفت تپه اما داستان «کاغذ پارس» نیز است: این بخش از داستان و تصاویرش را اما هیچ رسانهای در این هفتهها منتشر نکرده است!
در فاصله 35 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان کارخانه کاغذی وجود دارد که این روزها سودآوری نجومی دارد، طرح توسعه بسیار بااهمیتی را در آستانه بهرهبرداری میبیند، فرصت صادرات در هنگامه رشد قیمت ارز را بسیار غنیمت شمرده و در حال استخدام نیروهای تازه نیز است. کاغذ پارس - و یا به تعبیر نمادش در بازار سهام «چکاپا» - کارخانه تولید کاغذ از باگاس (تفاله باقی مانده از ساقه نیشکر) را در سال 1349 به بهره برداری میرساند. فراز و نشیب های کارخانه در نهایت به مهرماه 1392 میرسد و تمامی سهام آن به بخش خصوصی (محمدجواد مقدم از گروه صنعتی گلریز) منتقل می شود. شرکت از آن تاریخ زیر و رو میشود. در پایان 30 آبان 92 تصویر کلی شرکت این بوده است: کمتر از 30 هزار تن فروش محصول و 72 میلیارد تومان درآمد فروش که حاصلش، زیان انباشته 103 میلیارد تومانی بوده است! تصویر شرکت اما در پایان 30 آبان 97 به این ترتیب است: 75 هزار تن فروش محصول و 312 میلیارد تومان درآمد فروش که منجر به سود انباشته 107 میلیارد تومانی شده است: تصویری متحول شده ظرف 5 سال! در این فاصله، 375 نیروی انسانی شاغل به 647 نفر در این شرکت افزایش یافته است / افق نو
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/tw-01-05
🔸تنها بیست و یک کیلومتر آن سوتر: چکاپا!
▫️علی محسنی: در فاصله 14 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان هفتههای پرخبری سپری شده است. شرکت «کشت و صنعت هفت تپه» با هزاران نیروی انسانی برای چندمین بار ظرف سالهای اخیر وارد دوره ای از اعتراضهای کارگری شد که این بار شهرتی ملی و حتی جهانی به خود گرفت. شرکتی که کارخانه نیشکرش از سال 1340 فعالیت خود را آغاز کرده، در سال 1394 به دست سازمان خصوصی سازی به دو شرکت از بخش خصوصی واگذار شد. دو شرکتی که نامشان با مالکان کم سن و سال شان بر سر زبانها افتاد. مطابق اطلاعات سازمان خصوصیسازی در زمان عرضه، تنها یک سوم ظرفیت 100 هزار تنی تولید شکر شرکت فعال بوده و از عملکرد مالکان خصوصی در سال های بعد اطلاعاتی در دست نیست.
داستان هفت تپه تا این جا، بارها از سوی رسانهها تعریف شده است. اما این داستان تنها به این جا و تصاویر متعدد اعتراضهای کارگری منتهی نمیشود. داستان هفت تپه اما داستان «کاغذ پارس» نیز است: این بخش از داستان و تصاویرش را اما هیچ رسانهای در این هفتهها منتشر نکرده است!
در فاصله 35 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان کارخانه کاغذی وجود دارد که این روزها سودآوری نجومی دارد، طرح توسعه بسیار بااهمیتی را در آستانه بهرهبرداری میبیند، فرصت صادرات در هنگامه رشد قیمت ارز را بسیار غنیمت شمرده و در حال استخدام نیروهای تازه نیز است. کاغذ پارس - و یا به تعبیر نمادش در بازار سهام «چکاپا» - کارخانه تولید کاغذ از باگاس (تفاله باقی مانده از ساقه نیشکر) را در سال 1349 به بهره برداری میرساند. فراز و نشیب های کارخانه در نهایت به مهرماه 1392 میرسد و تمامی سهام آن به بخش خصوصی (محمدجواد مقدم از گروه صنعتی گلریز) منتقل می شود. شرکت از آن تاریخ زیر و رو میشود. در پایان 30 آبان 92 تصویر کلی شرکت این بوده است: کمتر از 30 هزار تن فروش محصول و 72 میلیارد تومان درآمد فروش که حاصلش، زیان انباشته 103 میلیارد تومانی بوده است! تصویر شرکت اما در پایان 30 آبان 97 به این ترتیب است: 75 هزار تن فروش محصول و 312 میلیارد تومان درآمد فروش که منجر به سود انباشته 107 میلیارد تومانی شده است: تصویری متحول شده ظرف 5 سال! در این فاصله، 375 نیروی انسانی شاغل به 647 نفر در این شرکت افزایش یافته است / افق نو
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/tw-01-05
Telegraph
تنها بیست و یک کیلومتر آنسوتر: چکاپا!
در فاصله 14 کیلومتری شهرستان شوش در استان خوزستان هفته های پرخبری سپری شده است. شرکت «کشت و صنعت هفت تپه» با هزاران نیروی انسانی برای چندمین بار ظرف سال های اخیر وارد دوره ای از اعتراض های کارگری شد که این بار شهرتی ملی و حتی جهانی به خود گرفت. شرکتی که…
#یادداشت_منتخب
🔸تزاحمات موجود در تعامل حکومت و مراجع
▫️شیوه تعامل نظام جمهوری اسلامی با مراجع تقلید همواره از موضوعات مورد بحث بوده و دیدگاه های مختلفی برای برون رفت از تزاحمات میان این دو مطرح است که در ادامه نظرات دکتر عبدالوهاب فراتی را در گفتگو با مباحثات می خوانید:
🔹 امام خمینی(ره) از اقتدار سیاسیاش کاست و خودش را فقیهی همعرض با سایر فقها قرار داد.در واقع ایشان، بعد از انقلاب اسلامی نخواستند به سایر فقها و مراجع بگویند که چون من به لحاظ فقهی، عهدهدار ولایت میباشم و حکمم نافذتر است، شما باید از من تبعیت کنید.
🔹براساس نظریهی کشف، وقتی فقیه ولایت را بهعهده گرفت، اقتدار دیگران را از کار میاندازد و دیگران حق دخالت در امور ولایی فقیه حاکم را ندارند.
🔹 اگر تاکنون تزاحم جدیای میان حکومت و مراجع پیش نیامده، به این دلیل است که امام خمینی و آیتالله خامنهای چندان به این مداخلات، اهمیت نداده، و یا به ایشان، اذن در تصرفات دادهاند؛ ولی اگر هیچکدام از این دو راهکار نمیبود، حوزهی علمیه، تبدیل به اپوزیسیون دولت دینی میشد.
🔹باید فقیه حاکم را به گونهای قانع کرد که قرار نیست حکومت دینی، الزاماً بر نظرات او استوار باشد. اینکه فقیه حاکم، به این نتیجه برسد که خود معیار دینی بودن امور در دولتش میباشد، برای حکومت اسلامی خطرآفرین خواهد بود.
🔹براساس نظریهی نصب که آقایان مومن و مصباح از آن حمایت میکنند، باید حوزهی کاملاً سکولاری تشکیل شود که مزاحم حکومت نباشد و فقط به کار آموزشی و امور فردی بپردازند.
🔹در جامعهی امروزی اگر یکی از مراجع، برخلاف نظر رسمی حکومت، جنگ در خارج از کشور را بر همهی مقلدینش حرام کند، نتیجه این میشود که آن مرجع، تبدیل به اپوزیسیون خواهد شد.
🔹 در بحث تعامل حکومت و مرجعیت بسیاری از مباحث در حوزهی علمیه، سرپوشیده و سربسته مانده است و اگر روزی اینها سر باز کند، متوجه حجم مناقشات خواهیم شد و در عمل، حوزهی علمیه، کانون اپوزیسیون خواهد شد و منازعات رسمی، شکل میگیرد.
🔹امروز بسیاری از منازعات، بهدلیل کنار آمدنهای مقام معظم رهبری و توانمندیهای شخصی ایشان سرپوشیده مانده است، ولی اگر در آینده، ولایت به فردی ادنی از ایشان منتقل شود، فقها با او وارد منازعات جدی خواهند شد و او هم، یا باید کوتاه بیاید و یا از اقتدار سیاسیاش بهره بگیرد که در هر دو صورت، تبعات منفی دامنگیرمان خواهد شد.
🔹جایگاه و نقش مراجع تقلید در نظام ولایی ما، ترسیم نشده است و این ممکن است منجر به نزاعی گردد که که دامنهی آن حتی به موضوعات و زمینههای کم اهمیتتر نیز کشیده شود. / مباحثات
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
http://mobahesat.ir/17646
🔸تزاحمات موجود در تعامل حکومت و مراجع
▫️شیوه تعامل نظام جمهوری اسلامی با مراجع تقلید همواره از موضوعات مورد بحث بوده و دیدگاه های مختلفی برای برون رفت از تزاحمات میان این دو مطرح است که در ادامه نظرات دکتر عبدالوهاب فراتی را در گفتگو با مباحثات می خوانید:
🔹 امام خمینی(ره) از اقتدار سیاسیاش کاست و خودش را فقیهی همعرض با سایر فقها قرار داد.در واقع ایشان، بعد از انقلاب اسلامی نخواستند به سایر فقها و مراجع بگویند که چون من به لحاظ فقهی، عهدهدار ولایت میباشم و حکمم نافذتر است، شما باید از من تبعیت کنید.
🔹براساس نظریهی کشف، وقتی فقیه ولایت را بهعهده گرفت، اقتدار دیگران را از کار میاندازد و دیگران حق دخالت در امور ولایی فقیه حاکم را ندارند.
🔹 اگر تاکنون تزاحم جدیای میان حکومت و مراجع پیش نیامده، به این دلیل است که امام خمینی و آیتالله خامنهای چندان به این مداخلات، اهمیت نداده، و یا به ایشان، اذن در تصرفات دادهاند؛ ولی اگر هیچکدام از این دو راهکار نمیبود، حوزهی علمیه، تبدیل به اپوزیسیون دولت دینی میشد.
🔹باید فقیه حاکم را به گونهای قانع کرد که قرار نیست حکومت دینی، الزاماً بر نظرات او استوار باشد. اینکه فقیه حاکم، به این نتیجه برسد که خود معیار دینی بودن امور در دولتش میباشد، برای حکومت اسلامی خطرآفرین خواهد بود.
🔹براساس نظریهی نصب که آقایان مومن و مصباح از آن حمایت میکنند، باید حوزهی کاملاً سکولاری تشکیل شود که مزاحم حکومت نباشد و فقط به کار آموزشی و امور فردی بپردازند.
🔹در جامعهی امروزی اگر یکی از مراجع، برخلاف نظر رسمی حکومت، جنگ در خارج از کشور را بر همهی مقلدینش حرام کند، نتیجه این میشود که آن مرجع، تبدیل به اپوزیسیون خواهد شد.
🔹 در بحث تعامل حکومت و مرجعیت بسیاری از مباحث در حوزهی علمیه، سرپوشیده و سربسته مانده است و اگر روزی اینها سر باز کند، متوجه حجم مناقشات خواهیم شد و در عمل، حوزهی علمیه، کانون اپوزیسیون خواهد شد و منازعات رسمی، شکل میگیرد.
🔹امروز بسیاری از منازعات، بهدلیل کنار آمدنهای مقام معظم رهبری و توانمندیهای شخصی ایشان سرپوشیده مانده است، ولی اگر در آینده، ولایت به فردی ادنی از ایشان منتقل شود، فقها با او وارد منازعات جدی خواهند شد و او هم، یا باید کوتاه بیاید و یا از اقتدار سیاسیاش بهره بگیرد که در هر دو صورت، تبعات منفی دامنگیرمان خواهد شد.
🔹جایگاه و نقش مراجع تقلید در نظام ولایی ما، ترسیم نشده است و این ممکن است منجر به نزاعی گردد که که دامنهی آن حتی به موضوعات و زمینههای کم اهمیتتر نیز کشیده شود. / مباحثات
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
http://mobahesat.ir/17646
مباحثات
تعامل حکومت و مراجع بررسی شد « مباحثات
امروز بسیاری از منازعات، بهدلیل کنار آمدنهای مقام معظم رهبری و توانمندیهای شخصی ایشان سرپوشیده مانده است، ولی اگر در آینده، ولایت به فردی ادنی از ایشان منتقل شود، فقها با او وارد منازعات
#الف
🔹حکومت شکستنی!
▫️شورای سردبیری: امشب در این ستون میخواهیم حکمی طرح و برای اثباتش استدلال کنیم و در این مسیر به تجربه های تاریخی متوسل شویم. آن حکم این است: نظامهای سیاسی ساماندهنده امور با ابتنا بر ایدئولوژی خیلی پر زورند، اما کم مقاومت و بسیار بلندپروازند، اما بی عاقبت خیر.
پرزوری آنها به علت توانایی بسیج وسیع تودهای آنهاست. براساس همه تعاریف مارکسی و پسامارکسی از ایدئولوژی، حکومتها در کشور های مبتلا به این بلا میتوانند بر مبنای آرزوهای برآورده نشده، ناکامیهای تاریخی، تحقیرهای ملی، تمایزات قومی، یا اختلافات مذهبی، نظامی از ارزشهای جعلی قابل درک توسط توده مردم خلق کنند که بربنیاد آن، انرژی تودهای یا توان مردمی به عنوان نیروی محرکه اقتدار حکمرانی آن را تضمین کند. این نیرو بسیار قدرتمند و بهمنآسا است. هنگامی که به راه میافتد. پتانسیل فزاینده دارد و هیچ سازوکاری جلوگیرنده آن نیست. در دهه ۱۹۳۰، یک دهه پس از شکست تحقیرآمیز آلمان در جنگ جهانی اول، بیکاری فزاینده و مقارن شدن با بحران وسیع اقتصادی، ملت آلمان آمادگی پذیرش یک نظام مبتنی بر ایدئولوژی را داشت. حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان با حضور اشخاص سرخورده نظام سیاسی، وازدگان احزاب چپ، افسانهپردازانی که شکست آلمان را حاصل توطئه سرمایهداران یهودی اعلام میکردند و متوهمانی که داستان برتری نژادی آلمانیها بر سایرین را پرجاذبه مییافتند شکل گرفت. با انتخابات دموکراتیک به قدرت رسید و طی سال و ماهی بساط حکومت انتخابی را جمع کرد و توتالیتاریسم پر قدرت و وحشی ایدئولوژی نازیسم آلمان را بر گرده ملت سوار کرد.
بیست سال پیش از آن، ایدئولوژیسازی از آموزههای مارکس در روسیه دهقانی و عقبمانده توسط شاخه رادیکال سازمانهای کمونیستی روسیه یک تحول ضد استبدادی را به یک انقلاب کمونیستی پیوند داد و به نام و هدف حاکم کردن طبقه کارگر روسیه برسایر طبقات، حکومت تمامیتخواهی را پی افکنده بود که خصیصههای همه حکومتهای ایدئولوژیک را بر پیشانی داشت: تمرکزگرایی اکید در برنامهریزی اقتصادی و سیاسی، تاکید بر تمایزات واقعی و فرضی طبقاتی برای اعمال خشونت اجتماعی ناموجه، گسترده ساختن فردپرستی و تبدیل فرد به منبع الهام جمع و هدایت همه. نیروی آزاد شده آنقدر وسیع بود که تلاش بینالمللی برای نابودی حکومت تازه تاسیس و مقاومت داخلی خردهمالکان روس را در طول سه سال جمع کرد.
در ایران تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی، در دوران هر دو پهلوی، میل به خلق یک ایدئولوژی مبتنی بر شوونیسم وجود داشت که به جایی نرسید. اما جمهوری اسلامی کشور را زیر بلیط یک ایدئولوژی از پیش تعریف شده در ذهن آیتالله خمینی برد. مبتنی بر آموزههای سنتی مذهب و آمالهای مدرن ملی. ترکیبی از تعلق قلبی و عملی به یک اسلام جهانروای ستمستیز و نفرت آشتیناپذیر از غرب سلطهجو و غارتگر. همینها برای شکلدهی به ایدئولوژی بسیجکننده یک ملت در حال توسعه و آزاد کردن نیروی قدرتمند آن کافی بود. بقایای این نیرو، هنوز در چهلمین سال آزاد شدن خود وجود دارد. در هر سه نمونهای که به اختصار توصیف شد نظامهایی بسیار پرزور ظهور کردند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ala-01-06-2
🔹حکومت شکستنی!
▫️شورای سردبیری: امشب در این ستون میخواهیم حکمی طرح و برای اثباتش استدلال کنیم و در این مسیر به تجربه های تاریخی متوسل شویم. آن حکم این است: نظامهای سیاسی ساماندهنده امور با ابتنا بر ایدئولوژی خیلی پر زورند، اما کم مقاومت و بسیار بلندپروازند، اما بی عاقبت خیر.
پرزوری آنها به علت توانایی بسیج وسیع تودهای آنهاست. براساس همه تعاریف مارکسی و پسامارکسی از ایدئولوژی، حکومتها در کشور های مبتلا به این بلا میتوانند بر مبنای آرزوهای برآورده نشده، ناکامیهای تاریخی، تحقیرهای ملی، تمایزات قومی، یا اختلافات مذهبی، نظامی از ارزشهای جعلی قابل درک توسط توده مردم خلق کنند که بربنیاد آن، انرژی تودهای یا توان مردمی به عنوان نیروی محرکه اقتدار حکمرانی آن را تضمین کند. این نیرو بسیار قدرتمند و بهمنآسا است. هنگامی که به راه میافتد. پتانسیل فزاینده دارد و هیچ سازوکاری جلوگیرنده آن نیست. در دهه ۱۹۳۰، یک دهه پس از شکست تحقیرآمیز آلمان در جنگ جهانی اول، بیکاری فزاینده و مقارن شدن با بحران وسیع اقتصادی، ملت آلمان آمادگی پذیرش یک نظام مبتنی بر ایدئولوژی را داشت. حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان با حضور اشخاص سرخورده نظام سیاسی، وازدگان احزاب چپ، افسانهپردازانی که شکست آلمان را حاصل توطئه سرمایهداران یهودی اعلام میکردند و متوهمانی که داستان برتری نژادی آلمانیها بر سایرین را پرجاذبه مییافتند شکل گرفت. با انتخابات دموکراتیک به قدرت رسید و طی سال و ماهی بساط حکومت انتخابی را جمع کرد و توتالیتاریسم پر قدرت و وحشی ایدئولوژی نازیسم آلمان را بر گرده ملت سوار کرد.
بیست سال پیش از آن، ایدئولوژیسازی از آموزههای مارکس در روسیه دهقانی و عقبمانده توسط شاخه رادیکال سازمانهای کمونیستی روسیه یک تحول ضد استبدادی را به یک انقلاب کمونیستی پیوند داد و به نام و هدف حاکم کردن طبقه کارگر روسیه برسایر طبقات، حکومت تمامیتخواهی را پی افکنده بود که خصیصههای همه حکومتهای ایدئولوژیک را بر پیشانی داشت: تمرکزگرایی اکید در برنامهریزی اقتصادی و سیاسی، تاکید بر تمایزات واقعی و فرضی طبقاتی برای اعمال خشونت اجتماعی ناموجه، گسترده ساختن فردپرستی و تبدیل فرد به منبع الهام جمع و هدایت همه. نیروی آزاد شده آنقدر وسیع بود که تلاش بینالمللی برای نابودی حکومت تازه تاسیس و مقاومت داخلی خردهمالکان روس را در طول سه سال جمع کرد.
در ایران تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی، در دوران هر دو پهلوی، میل به خلق یک ایدئولوژی مبتنی بر شوونیسم وجود داشت که به جایی نرسید. اما جمهوری اسلامی کشور را زیر بلیط یک ایدئولوژی از پیش تعریف شده در ذهن آیتالله خمینی برد. مبتنی بر آموزههای سنتی مذهب و آمالهای مدرن ملی. ترکیبی از تعلق قلبی و عملی به یک اسلام جهانروای ستمستیز و نفرت آشتیناپذیر از غرب سلطهجو و غارتگر. همینها برای شکلدهی به ایدئولوژی بسیجکننده یک ملت در حال توسعه و آزاد کردن نیروی قدرتمند آن کافی بود. بقایای این نیرو، هنوز در چهلمین سال آزاد شدن خود وجود دارد. در هر سه نمونهای که به اختصار توصیف شد نظامهایی بسیار پرزور ظهور کردند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ala-01-06-2
Telegraph
حکومت شکستنی
شورای سردبیری : امشب در این ستون میخواهیم حکمی طرح و برای اثباتش استدلال کنیم و در این مسیر به تجربه های تاریخی متوسل شویم .آن حکم این است: نظامهای سیاسی سامان دهنده امور با ابتنا بر ایدئو لوژی خیلی پر زورند، اما کم مقاومت ، و بسیار بلند پروازند اما بی…
#یادداشت_منتخب
🔸گزارش نشست علمی تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال
▫️روز شنبه، ۱۵ دیماه ۱۳۹۷ نشست «تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال» با سخنرانی حجتالاسلام دکتر داود فیرحی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران برگزار شد.
در ادامه گزارشی از این نشست را میخوانید:
🔹در دنیای امروز، فقط سه دولت مذهبی به معنای واقعی وجود دارند که عبارتند از ایران، واتیکان و اسرائیل.
🔹در دولتهای دینی همچون دورهی جمهوری اسلامی، سعی در شکستن استقلال دولت و حل کردن آن در تشیع دارد و فکر میکند اگر این کار را بکند، بهنفع شیعه است، در حالیکه اصلاً چنین نیست و موجب برهم خوردن تعادل جامعه میشود.
🔹مرحوم مدرس می گفت که اساساً مشروطه بهدنبال شرعیسازی قوانین نبود، بلکه مترصد این بود که از ساخت و تصویب قوانین معارض با شریعت، جلوگیری نماید.
🔹در دوره جمهوری اسلامی بود که دولت دینی و دولت ماتریالیستی و مادی مطرح شد و اینکه دولت استبدادی باشد یا مشروطه، در سایه قرار گرفت و توجه چندانی به آن نشد. لذا، قانون اساسی بهدنبال این رفت که وجه دینی شدن قانون را غلیظ نماید و از معمای اصلی دوره مشروطه که پیشگیری از استبداد بود، غفلت شد.
🔹در مشروطه چون مسئله استبداد و دموکراسی است، مرجع گفتوگو، حقوق مردم بود. به این ترتیب وظیفهی شرعی حوزههای علمیه روی حقوق مردم متمرکز شد؛ اما در دورهی جمهوری اسلامی میبینیم که بحث، بر مسئلهی رهبری و مفهوم امامت تغییر جهت داده و مسئلهی غصب هم، غصب مقام امام است و نه غصب حقوق مردم.
🔹بخش مهمی از قانون اساسی، به حقوق مردم پرداخته، اما این حقوق کجا هستند. نباید اجازه دهیم سرخوردگی حاصل از انقلاب، در میان مردم ایجاد شود./ مباحثات
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
http://mobahesat.ir/17714
🔸گزارش نشست علمی تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال
▫️روز شنبه، ۱۵ دیماه ۱۳۹۷ نشست «تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال» با سخنرانی حجتالاسلام دکتر داود فیرحی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران برگزار شد.
در ادامه گزارشی از این نشست را میخوانید:
🔹در دنیای امروز، فقط سه دولت مذهبی به معنای واقعی وجود دارند که عبارتند از ایران، واتیکان و اسرائیل.
🔹در دولتهای دینی همچون دورهی جمهوری اسلامی، سعی در شکستن استقلال دولت و حل کردن آن در تشیع دارد و فکر میکند اگر این کار را بکند، بهنفع شیعه است، در حالیکه اصلاً چنین نیست و موجب برهم خوردن تعادل جامعه میشود.
🔹مرحوم مدرس می گفت که اساساً مشروطه بهدنبال شرعیسازی قوانین نبود، بلکه مترصد این بود که از ساخت و تصویب قوانین معارض با شریعت، جلوگیری نماید.
🔹در دوره جمهوری اسلامی بود که دولت دینی و دولت ماتریالیستی و مادی مطرح شد و اینکه دولت استبدادی باشد یا مشروطه، در سایه قرار گرفت و توجه چندانی به آن نشد. لذا، قانون اساسی بهدنبال این رفت که وجه دینی شدن قانون را غلیظ نماید و از معمای اصلی دوره مشروطه که پیشگیری از استبداد بود، غفلت شد.
🔹در مشروطه چون مسئله استبداد و دموکراسی است، مرجع گفتوگو، حقوق مردم بود. به این ترتیب وظیفهی شرعی حوزههای علمیه روی حقوق مردم متمرکز شد؛ اما در دورهی جمهوری اسلامی میبینیم که بحث، بر مسئلهی رهبری و مفهوم امامت تغییر جهت داده و مسئلهی غصب هم، غصب مقام امام است و نه غصب حقوق مردم.
🔹بخش مهمی از قانون اساسی، به حقوق مردم پرداخته، اما این حقوق کجا هستند. نباید اجازه دهیم سرخوردگی حاصل از انقلاب، در میان مردم ایجاد شود./ مباحثات
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
http://mobahesat.ir/17714
مباحثات
«تشیع و دولت؛ نه سکولار، نه رادیکال» « مباحثات
دورهی جمهوری اسلامی، سعی در شکستن استقلال دولت و حل کردن آن در تشیع دارد. بخش مهمی از قانون اساسی ایران به حقوق مردم پرداخته، اما این حقوق کجا هستند. نباید اجازه دهیم سرخوردگی حاصل از انقلاب، در میان مردم
#الف
🔸سوریه با اسرائیل هم مرز نیست!
▫️شورای سردبیری: هفته پیش نظر محافل نظامی تصمیم گیرنده ایرانی در باره علل تهاجمات هوایی اسرائیل به سوریه در قالب تفسیری سیاسی در خبرگزاری فارس اعلام شد . سه دلیل آورده اند برای این حملات اسرائیل که عبارتند از اولا دادن پیام به محور مقاومت که بارفتن آمریکا ما کماکان ابتکار عمل و برتری را در سوریه داریم ، ثانیا اسرائیلی ها از روند باز سازی ارتش سوریه در زمینه هایی نگران هستند ، و ثالثا به خاطر انحراف افکار عمومی از خروج احزاب موتلف از کابینه و رسوایی مالی نتانیاهو. به زعم مفسر، اسرائیلی ها به این دلایل اصلی دست به حمله اخیر به تجهیزات ایرانی در دمشق زده اند .
دوستان احتیاط را کنار گذاشته و درباره اقدامات اسرائیل تحلیل میدهند و چون نخواسته اند نزد عوام شعار بدهند واقعا کار تحلیلی کرده اند. تحلیل ارائه شده البته چندان دستمایه منطقی ندارد و گویی لباس همان شعارها را عوض کرده اند. مثلا این که نخست وزیر اسرائیل به خاطر منحرف کردن افکار عمومی از مشکلش در مجلس و پرونده مالی خانواده اش برنامه حمله به سوریه ترتیب بدهد واقعا افسانه پردازی است . قدرت رژیم غاصب صهیونیستی در این است که صاحبان قدرت در آن مانند قدرتمندان ما اجازه این نوع مانورهارا ندارند. آنهابراساس اصلی عمل میکنند که چرچیل نزدیک به هشتاد سال پیش به دوستان خود گفت: برای آنکه بتوانیم به زور یا نیرنگ بر مردمان کشورهای دیگرحکومت کنیم، باید در کشور خودمان دموکراسی، گردش قدرت ، و پاسخگویی داشته باشیم. این اصل که هیچگاه در هیچیک از کشورهای مدعی رویارویی با اسرائیل قابل اعمال نبوده علت اصلی ناتوانی مسلمانان منطقه و زورمندی صهیونیستها شده است. وقتی پلیس ضد فساد به دستور قاضی دوبار به خانه نتانیاهو میریزد و او و زنش را تحت الحفظ و جدا گانه برای باز جویی میبرد ، نتانیاهو حتما صاحب این قدرت فردی بی مرز نیست که سرخود هواپیما برای بمباران همسایه گسیل کند تا مصایب حقوقی شخصی اش را بپوشاند. جالب است بدانیم در رژیم صهیونیست که با، یا بی کمک ابرقدرتها مانند عقاب بالای سر رزیمهای ناکارای منطقه پرواز و آنها را کنترل میکند هیچکس صاحب قدرت مطلق برای دست زدن به این نوع حماقتها نیست. البته امیدواریم گفتن این حرفها سبب باز شدن پرونده تبلیغ به نفع دولت صهیونیستی برای جامعه نو نشود.
این هم که دولت صهیونیستی به خاطر از دست دادن موتلفان خود در مجلس و بی ثباتی سیاسی دست به چنین حرکاتی بزند به همان دلیل منتفی است و اساسا حملات متعدد پیشین مقارن با بروز بحران در کابینه نبود تا بتوان بحران کابینه را پشت تصمیم بمباران اخیر اعلام کرد.
درباره دلیل دوم هم به نظر میرسد تحلیلگر همینطوری یک حرفی زده. اسرائیل نگرانی چندانی در باره تجدید قوای ارتش سوریه ندارد. از آنجا که این موضوع مهمی است دلایلش را مشروح عرض میکنیم:
اول اینکه رژیم سوریه از سال ۱۹۷۳ به هیچ رو با اسرائیل درگیر نشده است، هرچند یک منطقه بسیار مهم سوریه در اشغال دائمی اسرائیل مانده است. مادامی که در سوریه رژیم ناشناختهای سر کار نیاید ، بقای دولت ضعیف خانواده اسد برای اسرائیل مطلوب است .
دوم اینکه باز سازی ارتش سوریه را روسها انجام میدهند که ازنظر امنیتی و منافع منطقه ای با اسرائیلی ها هماهنگی شگرفی دارند . اسرائیل موقع تهاجم به ایرانی ها و حزب الله در سوریه ، روسها را مطلع میکند و انهاموشکهای ضد موشک را از کار میاندازند. روسها ، سوریه را علیه اسرائیل مسلح نمیکنند!
اسرائیل برای اسد توضیح داده است که با حکومتش کاری ندارد و حالا که اسد برای بستن راه ایرانیان محذور دارد ، انها این پیام را به ایران منتقل میکنند که بعد از رفع خطر از سر اسد، دیگر به تحرک نظامی ایرانیان نیازی نیست.
اما از بین سه علت یاد شده که تحلیلگر نظامی آنها را اصلی خوانده ، یک علت منطقی و مطابق واقع است . اسرائیل میداند و باور دارد که بخشی از نیروهای حکومت در ایران واقعا معتقدند به اینکه باید با اسرائیل درگیر شد و به آن ضربه زد و در صورت امکان منحلش کرد. سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل این نیرو را از درون و بیرون تحت نظر دارند و تلاش میکنند تحرکات آن را در نزدیک مرز خود خنثی کنند و همه حملات به سوریه نیز با همین هدف بوده است . حال مساله این است که اگر کسانی میخواهند به هر حال با اسرائیل سرشاخ شوند راهش چیست . قطعا این نیست که از اسد و روسیه بخواهیم راه را باز نگه دارند تا اگر حواس جاسوسان اسرائیل پرت بود سلاح جابجا کنیم. بعید نیست خودشان به اسرائیلی هاخبر میدهند که هواپیمای" موردنظر "رسید. سوریه با اسرائیل هم مرز نیست ؛ مرز مشترک دارد!
🆔 @jameeno
🔸سوریه با اسرائیل هم مرز نیست!
▫️شورای سردبیری: هفته پیش نظر محافل نظامی تصمیم گیرنده ایرانی در باره علل تهاجمات هوایی اسرائیل به سوریه در قالب تفسیری سیاسی در خبرگزاری فارس اعلام شد . سه دلیل آورده اند برای این حملات اسرائیل که عبارتند از اولا دادن پیام به محور مقاومت که بارفتن آمریکا ما کماکان ابتکار عمل و برتری را در سوریه داریم ، ثانیا اسرائیلی ها از روند باز سازی ارتش سوریه در زمینه هایی نگران هستند ، و ثالثا به خاطر انحراف افکار عمومی از خروج احزاب موتلف از کابینه و رسوایی مالی نتانیاهو. به زعم مفسر، اسرائیلی ها به این دلایل اصلی دست به حمله اخیر به تجهیزات ایرانی در دمشق زده اند .
دوستان احتیاط را کنار گذاشته و درباره اقدامات اسرائیل تحلیل میدهند و چون نخواسته اند نزد عوام شعار بدهند واقعا کار تحلیلی کرده اند. تحلیل ارائه شده البته چندان دستمایه منطقی ندارد و گویی لباس همان شعارها را عوض کرده اند. مثلا این که نخست وزیر اسرائیل به خاطر منحرف کردن افکار عمومی از مشکلش در مجلس و پرونده مالی خانواده اش برنامه حمله به سوریه ترتیب بدهد واقعا افسانه پردازی است . قدرت رژیم غاصب صهیونیستی در این است که صاحبان قدرت در آن مانند قدرتمندان ما اجازه این نوع مانورهارا ندارند. آنهابراساس اصلی عمل میکنند که چرچیل نزدیک به هشتاد سال پیش به دوستان خود گفت: برای آنکه بتوانیم به زور یا نیرنگ بر مردمان کشورهای دیگرحکومت کنیم، باید در کشور خودمان دموکراسی، گردش قدرت ، و پاسخگویی داشته باشیم. این اصل که هیچگاه در هیچیک از کشورهای مدعی رویارویی با اسرائیل قابل اعمال نبوده علت اصلی ناتوانی مسلمانان منطقه و زورمندی صهیونیستها شده است. وقتی پلیس ضد فساد به دستور قاضی دوبار به خانه نتانیاهو میریزد و او و زنش را تحت الحفظ و جدا گانه برای باز جویی میبرد ، نتانیاهو حتما صاحب این قدرت فردی بی مرز نیست که سرخود هواپیما برای بمباران همسایه گسیل کند تا مصایب حقوقی شخصی اش را بپوشاند. جالب است بدانیم در رژیم صهیونیست که با، یا بی کمک ابرقدرتها مانند عقاب بالای سر رزیمهای ناکارای منطقه پرواز و آنها را کنترل میکند هیچکس صاحب قدرت مطلق برای دست زدن به این نوع حماقتها نیست. البته امیدواریم گفتن این حرفها سبب باز شدن پرونده تبلیغ به نفع دولت صهیونیستی برای جامعه نو نشود.
این هم که دولت صهیونیستی به خاطر از دست دادن موتلفان خود در مجلس و بی ثباتی سیاسی دست به چنین حرکاتی بزند به همان دلیل منتفی است و اساسا حملات متعدد پیشین مقارن با بروز بحران در کابینه نبود تا بتوان بحران کابینه را پشت تصمیم بمباران اخیر اعلام کرد.
درباره دلیل دوم هم به نظر میرسد تحلیلگر همینطوری یک حرفی زده. اسرائیل نگرانی چندانی در باره تجدید قوای ارتش سوریه ندارد. از آنجا که این موضوع مهمی است دلایلش را مشروح عرض میکنیم:
اول اینکه رژیم سوریه از سال ۱۹۷۳ به هیچ رو با اسرائیل درگیر نشده است، هرچند یک منطقه بسیار مهم سوریه در اشغال دائمی اسرائیل مانده است. مادامی که در سوریه رژیم ناشناختهای سر کار نیاید ، بقای دولت ضعیف خانواده اسد برای اسرائیل مطلوب است .
دوم اینکه باز سازی ارتش سوریه را روسها انجام میدهند که ازنظر امنیتی و منافع منطقه ای با اسرائیلی ها هماهنگی شگرفی دارند . اسرائیل موقع تهاجم به ایرانی ها و حزب الله در سوریه ، روسها را مطلع میکند و انهاموشکهای ضد موشک را از کار میاندازند. روسها ، سوریه را علیه اسرائیل مسلح نمیکنند!
اسرائیل برای اسد توضیح داده است که با حکومتش کاری ندارد و حالا که اسد برای بستن راه ایرانیان محذور دارد ، انها این پیام را به ایران منتقل میکنند که بعد از رفع خطر از سر اسد، دیگر به تحرک نظامی ایرانیان نیازی نیست.
اما از بین سه علت یاد شده که تحلیلگر نظامی آنها را اصلی خوانده ، یک علت منطقی و مطابق واقع است . اسرائیل میداند و باور دارد که بخشی از نیروهای حکومت در ایران واقعا معتقدند به اینکه باید با اسرائیل درگیر شد و به آن ضربه زد و در صورت امکان منحلش کرد. سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل این نیرو را از درون و بیرون تحت نظر دارند و تلاش میکنند تحرکات آن را در نزدیک مرز خود خنثی کنند و همه حملات به سوریه نیز با همین هدف بوده است . حال مساله این است که اگر کسانی میخواهند به هر حال با اسرائیل سرشاخ شوند راهش چیست . قطعا این نیست که از اسد و روسیه بخواهیم راه را باز نگه دارند تا اگر حواس جاسوسان اسرائیل پرت بود سلاح جابجا کنیم. بعید نیست خودشان به اسرائیلی هاخبر میدهند که هواپیمای" موردنظر "رسید. سوریه با اسرائیل هم مرز نیست ؛ مرز مشترک دارد!
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۸ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۸ دی ۹۷
تاجزاده: #بیایید_بیرون!
تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
تاجزاده: #بیایید_بیرون!
تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔹همراهان جامعه نو،
نخست، پوزش از بابت چند روز غیبت. سببش را نیک میدانید. امید که رفع شده باشد.
دوم اینکه هرچند در برنامه امروز اعلام شده که نسخه کامل گفتگوی «صدای نو» با آقای سیدمصطفی تاجزاده، فردا عصر منتشر خواهد شد، به اسبابی، انتشار نسخه کامل این گفتگو، به روز شنبه موکول شد.
🆔 @jameeno
نخست، پوزش از بابت چند روز غیبت. سببش را نیک میدانید. امید که رفع شده باشد.
دوم اینکه هرچند در برنامه امروز اعلام شده که نسخه کامل گفتگوی «صدای نو» با آقای سیدمصطفی تاجزاده، فردا عصر منتشر خواهد شد، به اسبابی، انتشار نسخه کامل این گفتگو، به روز شنبه موکول شد.
🆔 @jameeno