🔹جامعهنو: «مغالطهی انتخاباتگرایی» تکهای از متن کتاب در دست انتشار «گذار به دموکراسی» نوشتهی حسن قاضیمرادی است. او در این کتاب به دغدغهی گذار به دموکراسی از منظر نظریههای دمکراسیسازی میپردازد. گذار به دموکراسی در معنای گذار از حکومت اقتدارگرا به حکومت دموکراتیک موضوع بسیار مهمی در جامعهشناسی سیاسی معاصر است که در پنجاه، شصت سال گذشته متفکران بسیاری در جهان به آن پرداختهاند و نظریههایی را به عنوان «نظریههای دموکراسیسازی» تدوین کردهاند. در این کتاب گزارشی انتقادی از مطرحترین این نظریهها در این دوره و با در نظر داشتن ترتیب زمانی ارائه میشود.
این کتاب از سوی نشر اختران در دست انتشار است و به زودی وارد بازار کتاب خواهد شد.
🆔 @jameeno
🔻متن کامل را در پست بعدی بخوانید
این کتاب از سوی نشر اختران در دست انتشار است و به زودی وارد بازار کتاب خواهد شد.
🆔 @jameeno
🔻متن کامل را در پست بعدی بخوانید
🔺مغالطهى انتخاباتگرايى
🖌حسن قاضیمرادی
▫️جامعه نو: انتخاباتگرايى، در كل، بهمعناى خلاصه كردن روند دموكراسىسازى در «انتخابات» و دموكراسى را برآمدهى انتخابات دانستن است. آن را «مغالطه» مىخوانند زيرا مغالطه، شيوهى راستنمايىِ استدلال و استنتاج غلط است. انتخاباتگرايى مبتنى بر استدلالهايى است كه راست مىنمايد ــ مثلاً، انتخابات شيوهى پيشبرد مسالمتآميز روند دموكراسىسازى است ــ اما نتيجهاش ــ دموكراسى از تداوم انتخابات برمىآيد ــ غلط است.
دموكراسى، در حوزهى سياست، سه مشخصهى اصلى دارد: برابرى در مشاركت سياسى، رقابت آزاد و عادلانهى سياسى و مشروعيت ايدهى حاكميت مردم بر سرنوشت سياسى خود. در انتخاباتگرايى «رقابت آزاد و عادلانهى سياسى» محور روند دموكراسى دانسته مىشود و دو مؤلفهى ديگر در اين روند مغفول مىمانند و به حاشيهى سياست رانده مىشوند. بهعلاوه، رقابت سياسى نيز صرفاً از طريق برگزارى منظّم انتخابات پذيرفته مىشود. اين معناى دموكراسى حداقلى ــ دموكراسى انتخابى شومپيترى ــ است و پيشتر توضيح دادهام كه دموكراسى انتخابى نخبهگراست. همين نخبهگرايى است كه دموكراسى انتخابى را به حذف دو مؤلفهى دموكراسى ــ حاكميت مردم و برابرى در مشاركت سياسى ــ سوق مىدهد. بهعلاوه، در انتخاباتگرايى بر آزادانه و عادلانه بودن «رقابت سياسى» تأمل چندانى نمىشود. زيرا در رويكرد انتخاباتگرا قلمرو رقابت سياسى ــ كمتر يا بيشتر رقابتى ــ را حكومت تعيين مىكند. در انتخاباتگرايى، تأكيد بر انتخاب مكررِ نمايندگانى است كه مناصبى را در حكومت اقتدارگرا در اختيار گيرند. در مغالطهى انتخاباتگرايى، دموكراسى در پى استقرار و نهادينه شدن انتخاباتِ معطوف به انتخاب نخبگان ــ و حتا غيرنخبگان ــ متحقق مىشود.
ــ مغالطهى انتخاباتگرايى در عرصهى نظر : اين مغالطه، در عرصهى نظر، برآمدهى نظريهى كنشگرى نخبهگرا در تبيين روند دموكراسىسازى است. اين گرايش نظرى متأثر از آراى اشميتر و او دانل بود (هرچند اشميتر عليه انتخاباتگرايى موضع مىگيرد.) و در آراى هيگلى و برتون اعتلا يافت (هرچند اينان علناً از انتخاباتگرايى حمايت نكردند) و واكنش انديشمندان را برانگيخت.
گفته مىشود كه واضع تركيب «مغالطهى انتخاباتگرايى» ترى كارل است. لرى دايموند نظر او را چنين توضيح مىدهد: «اين مفهوم معيوب از دموكراسى، انتخابات را بر ديگر ابعاد دموكراسى در اولويت قرار مىدهد و از موقعيتى غفلت مىورزد كه انتخاباتهاى چندحزبى (هرچند كه آنها رقابتى و با نتيجهى نامتعيّن هستند) ممكن است بخشهاى مهم جمعيت را از مبارزه براى كسب قدرت يا حمايت از منافعشان و اعتلاى اين مبارزه كنار بگذارند، يا ممكن است قلمروهاى مهم تصميمگيرى را در وراى جايگاهى قرار دهند كه مقامات منتخب بتوانند به آنها دست يابند يا بر آن نظارت داشته باشند.» (Diamond, 2003, 33)
ترى كارل در مقالهى «دموكراسى چه است و... چه نيست» كه با همكارى اشميتر نوشت انتخاباتگرايى را نگرشى مىشناسد كه «به برگزارى انتخابات تمركز مىكند و در عين حال، از ديگر واقعيتهاى سياسى غفلت مىورزد.» (Schmitter, 1991, 81) همچنان كه تكرار مىكند: «كسانى صِرف واقعيت انتخابات را ــ حتا انتخاباتهايى كه احزاب يا نامزدهاى خاصى حذف مىشوند، يا وقتى بخشهاى مهمى از مردم نمىتوانند آزادانه مشاركت كنند ــ شرط كافى براى وجود دموكراسى در نظر مىگيرند.» يا «باور به اينكه صِرف برگزارى انتخابات فعاليت سياسى را به كشاكشهاى صلحآميز نخبگان هدايت مىكند و به برندگان مشروعيت عمومى مىدهد. در اين حال، ديگر اهميت ندارد انتخابات چگونه مديريت و راهبرى شده يا چه چيزهاى ديگرى آنانى را محدود كرده كه انتخابات را باختهاند.» اين مغالطه، «انتخاباتگرايى» است. (ibid, 78)
لينز و استپان نيز به مغالطهى انتخاباتگرايى با اين دريافت مىپردازند كه در آن «شرط لازم دموكراسى ــ انتخابات آزاد ــ شرط كافى آن دانسته مىشود.» (Linz, 1996, 4)
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Fa-01-26-2
🖌حسن قاضیمرادی
▫️جامعه نو: انتخاباتگرايى، در كل، بهمعناى خلاصه كردن روند دموكراسىسازى در «انتخابات» و دموكراسى را برآمدهى انتخابات دانستن است. آن را «مغالطه» مىخوانند زيرا مغالطه، شيوهى راستنمايىِ استدلال و استنتاج غلط است. انتخاباتگرايى مبتنى بر استدلالهايى است كه راست مىنمايد ــ مثلاً، انتخابات شيوهى پيشبرد مسالمتآميز روند دموكراسىسازى است ــ اما نتيجهاش ــ دموكراسى از تداوم انتخابات برمىآيد ــ غلط است.
دموكراسى، در حوزهى سياست، سه مشخصهى اصلى دارد: برابرى در مشاركت سياسى، رقابت آزاد و عادلانهى سياسى و مشروعيت ايدهى حاكميت مردم بر سرنوشت سياسى خود. در انتخاباتگرايى «رقابت آزاد و عادلانهى سياسى» محور روند دموكراسى دانسته مىشود و دو مؤلفهى ديگر در اين روند مغفول مىمانند و به حاشيهى سياست رانده مىشوند. بهعلاوه، رقابت سياسى نيز صرفاً از طريق برگزارى منظّم انتخابات پذيرفته مىشود. اين معناى دموكراسى حداقلى ــ دموكراسى انتخابى شومپيترى ــ است و پيشتر توضيح دادهام كه دموكراسى انتخابى نخبهگراست. همين نخبهگرايى است كه دموكراسى انتخابى را به حذف دو مؤلفهى دموكراسى ــ حاكميت مردم و برابرى در مشاركت سياسى ــ سوق مىدهد. بهعلاوه، در انتخاباتگرايى بر آزادانه و عادلانه بودن «رقابت سياسى» تأمل چندانى نمىشود. زيرا در رويكرد انتخاباتگرا قلمرو رقابت سياسى ــ كمتر يا بيشتر رقابتى ــ را حكومت تعيين مىكند. در انتخاباتگرايى، تأكيد بر انتخاب مكررِ نمايندگانى است كه مناصبى را در حكومت اقتدارگرا در اختيار گيرند. در مغالطهى انتخاباتگرايى، دموكراسى در پى استقرار و نهادينه شدن انتخاباتِ معطوف به انتخاب نخبگان ــ و حتا غيرنخبگان ــ متحقق مىشود.
ــ مغالطهى انتخاباتگرايى در عرصهى نظر : اين مغالطه، در عرصهى نظر، برآمدهى نظريهى كنشگرى نخبهگرا در تبيين روند دموكراسىسازى است. اين گرايش نظرى متأثر از آراى اشميتر و او دانل بود (هرچند اشميتر عليه انتخاباتگرايى موضع مىگيرد.) و در آراى هيگلى و برتون اعتلا يافت (هرچند اينان علناً از انتخاباتگرايى حمايت نكردند) و واكنش انديشمندان را برانگيخت.
گفته مىشود كه واضع تركيب «مغالطهى انتخاباتگرايى» ترى كارل است. لرى دايموند نظر او را چنين توضيح مىدهد: «اين مفهوم معيوب از دموكراسى، انتخابات را بر ديگر ابعاد دموكراسى در اولويت قرار مىدهد و از موقعيتى غفلت مىورزد كه انتخاباتهاى چندحزبى (هرچند كه آنها رقابتى و با نتيجهى نامتعيّن هستند) ممكن است بخشهاى مهم جمعيت را از مبارزه براى كسب قدرت يا حمايت از منافعشان و اعتلاى اين مبارزه كنار بگذارند، يا ممكن است قلمروهاى مهم تصميمگيرى را در وراى جايگاهى قرار دهند كه مقامات منتخب بتوانند به آنها دست يابند يا بر آن نظارت داشته باشند.» (Diamond, 2003, 33)
ترى كارل در مقالهى «دموكراسى چه است و... چه نيست» كه با همكارى اشميتر نوشت انتخاباتگرايى را نگرشى مىشناسد كه «به برگزارى انتخابات تمركز مىكند و در عين حال، از ديگر واقعيتهاى سياسى غفلت مىورزد.» (Schmitter, 1991, 81) همچنان كه تكرار مىكند: «كسانى صِرف واقعيت انتخابات را ــ حتا انتخاباتهايى كه احزاب يا نامزدهاى خاصى حذف مىشوند، يا وقتى بخشهاى مهمى از مردم نمىتوانند آزادانه مشاركت كنند ــ شرط كافى براى وجود دموكراسى در نظر مىگيرند.» يا «باور به اينكه صِرف برگزارى انتخابات فعاليت سياسى را به كشاكشهاى صلحآميز نخبگان هدايت مىكند و به برندگان مشروعيت عمومى مىدهد. در اين حال، ديگر اهميت ندارد انتخابات چگونه مديريت و راهبرى شده يا چه چيزهاى ديگرى آنانى را محدود كرده كه انتخابات را باختهاند.» اين مغالطه، «انتخاباتگرايى» است. (ibid, 78)
لينز و استپان نيز به مغالطهى انتخاباتگرايى با اين دريافت مىپردازند كه در آن «شرط لازم دموكراسى ــ انتخابات آزاد ــ شرط كافى آن دانسته مىشود.» (Linz, 1996, 4)
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Fa-01-26-2
Telegraph
مغالطهی انتخاباتگرایی
جامعهنو: «مغالطهی انتخاباتگرایی» تکهای از متن کتاب در دست انتشار «گذار به دمکراسی» نوشتهی حسن قاضیمرادی است. او در این کتاب به دغدغهی گذار به دموکراسی از منظر نظریههای دمکراسیسازی میپردازد. گذار به دموکراسی در معنای گذار از حکومت اقتدارگرا به حکومت…
صدای نو | ۷ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۷ بهمن ۹۷
رابطه غیردوستانه اخیر ایران و اروپا به کجا خواهد رسید؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
رابطه غیردوستانه اخیر ایران و اروپا به کجا خواهد رسید؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#الف
🔸به حرف اسحاق گوش کن!
▫️شورای سردبیری: بیش از یکسال پیش، بهزاد نبوی در نخستین سرمقاله روزنامه جامعه فردا پیشنهادی به میان آورد: صلح بدون پیش شرط برای آغاز گفتگو . به اصطلاح خودش " صلح دوفاکتو " . او نوشته بود: "مراد من از صلح ملی در وضعیت دوفاکتو، وضعیتی است که در آن مردم کشور فارغ از تمرکز روی اختلاف بین دیدگاهها یا تفاوت جایگاه اجتماعی و سطح زندگی اعضای جامعه و حتی نامتوازن بودن توزیع قدرت، نارضایتیهای سیاسی و حتی اختلافات حل نشده و مزمنی که بین آنها وجود دارد، توافق میکنند تا برای دادن فرصت به تغییرات مسالمتآمیز سیاسی و اجتماعی، اصلاح روشهای اداره جامعه و دور کردن کشور از تهدیدهای خارجی روابط درونی خود را بر مبنای پذیرش یکدیگر به صورت دوفاکتو تنظیم کنند. یعنی بپذیرند دیگری وجود دارد، نمیتوان وجود او را انکار کرد، قابل حذف نیست و عقاید و برنامههایش در جامعه ریشه دارد... صلح دوفاکتوی ملی به معنای پذیرش وضع حاضر از جنبه تنوع و تکثر از یک سو و متعهد بودن همه به حفظ اساس ساختار موجود سیاسی به منظور امن کردن مسیر تحرک ملی در روند حیات اجتماعی از سوی دیگر است..."
پس از آن ، طی دو ماهی که روزنامه منتشر میشد، تحریریه روزنامه تلاش داشت با زنده نگه داشتن بحث صلح ملی ،حکومت را به ضرورت اندکی پایین امدن از برج تفرعن و برقراری یک دیالوگ سودمند ملی تشویق کند . چنین نشد و چنان شد که در دهه اول دی ماه سال پیش دیدیم . تحریک ضد دولتی عملهجات والامقام حکومت به یک شورش کور ضد نظام توسط عوام در ۱۶۰ شهر تبدیل شد که فقط شعور ملی و نصیحت و ناهمراهی اصلاح طلبان به فروکش ان انجامید. نمیگوییم آن ماجرا رخ داد چون حکومت به دعوت بهزاد نبوی( و سالی پیش از او سید محمد خاتمی ) گوش نداد، اما اگر گوش میداد و بدهد ، زمینه های کابوس هرشبهاش و دلشوره دستگاه امنیتی اش فرو کش خواهد کرد. البته فقط خدا میداند بعد چه خواهد شد ، چرا که حالا دوباره یک شخصیت سیاسی به میدان آمده و به نصیحت نظام نشسته است . حرفهای اسحاق جهانگیری که در بازار مکاره پر حرفی های مقامات لشگری و کشوری ناشنیده ماند همان مضمون حرفهای آذر ماه پارسال بهزاد نبوی است :" امروز در مقطعی قرار داریم که بهشدت نیازمند گفتوگو میان نخبگان و حکومت و نیز گفتوگو میان مردم و حکومت هستیم و حتی اگر مردم اعتراضی نسبت به شرایط دارند، باید اعتراض آنها شنیده شود؛ زیرا تنها در صورتی که مردم در صحنه حضور داشته باشند، قادر خواهیم بود از مشکلات و تنگناها عبور کنیم. زمان، زمان گفتوگو و بالا بردن اعتماد به یکدیگر، اعتماد به خود و اعتماد به نظام است. مهمترین سرمایهای که برای عبور از مشکلات در اختیار کشور قرار دارد سرمایه اجتماعی است .دولت برای ترمیم سرمایه اجتماعی کشور دست نیاز به سوی متفکران، دانشمندان و صاحبنظران دراز کرده ... دانشگاهیان و صاحبنظران بیش از دولتمردان میتوانند در ترمیم و بازسازی سرمایه اجتماعی کشور ایفای نقش کنند."
صدور چنین فراخوانهایی برای زدن حرفهای شیک نیست ؛ درست است که بیهوده به نظر میرسد زیرا آن بالا مورد بی اعتنایی قرار میگیرد ، ولی حرف حساب است . توصیههای کسانی است که میبینند این ره به ترکستان میرسد و نه کعبه ای که در تصویرسازیهای مقامات ارشد از آن سخن میرود. اینکه چرا این حدیث ها به گوش نمیرود البته مهم است: حکومت به حفظ وضع موجود راضی شده است ، چون در اندیشه به اینکه چگونه میتواند رابطه جامعه و خود را بازسازی کند در مانده است . روضهخوانیهای تکراری، ول نکردن یقه دشمنان خیالی و واقعی، و تکیه کردن بر نیمجو عقل عقب مانده.ترین اذهانی که میشده در میان ملت گزینش کرد، آن را به اینجا رسانده است: به مانداب #نازایی_سیاسی که ریشههای حکومت در ان فاسد و پایهاش سست و زمینه انقلاب کلنگی علیهاش فراهم میشود.
اما در این خلاء فکری محاط بردستگاه حکومتی ، شنیدن حرفهایی که حاصل درک موقعیت است از زبان اشخاص دسترسیداری مثل آقای جهانگیری سبب امیدی هر چند اندک میشود. خوب است اوکه زمانی خود گفت واسطه جناحش با بالادست است بر این حرفها در همان بالا دست اصرار کند. به هر حال ، احتمالا کورسو امید او نیز مثل ما به همان بالاست ، در این شب سیاه راه مقصود گم کرده و بیکوکب هدایت.
🆔 @jameeno
🔸به حرف اسحاق گوش کن!
▫️شورای سردبیری: بیش از یکسال پیش، بهزاد نبوی در نخستین سرمقاله روزنامه جامعه فردا پیشنهادی به میان آورد: صلح بدون پیش شرط برای آغاز گفتگو . به اصطلاح خودش " صلح دوفاکتو " . او نوشته بود: "مراد من از صلح ملی در وضعیت دوفاکتو، وضعیتی است که در آن مردم کشور فارغ از تمرکز روی اختلاف بین دیدگاهها یا تفاوت جایگاه اجتماعی و سطح زندگی اعضای جامعه و حتی نامتوازن بودن توزیع قدرت، نارضایتیهای سیاسی و حتی اختلافات حل نشده و مزمنی که بین آنها وجود دارد، توافق میکنند تا برای دادن فرصت به تغییرات مسالمتآمیز سیاسی و اجتماعی، اصلاح روشهای اداره جامعه و دور کردن کشور از تهدیدهای خارجی روابط درونی خود را بر مبنای پذیرش یکدیگر به صورت دوفاکتو تنظیم کنند. یعنی بپذیرند دیگری وجود دارد، نمیتوان وجود او را انکار کرد، قابل حذف نیست و عقاید و برنامههایش در جامعه ریشه دارد... صلح دوفاکتوی ملی به معنای پذیرش وضع حاضر از جنبه تنوع و تکثر از یک سو و متعهد بودن همه به حفظ اساس ساختار موجود سیاسی به منظور امن کردن مسیر تحرک ملی در روند حیات اجتماعی از سوی دیگر است..."
پس از آن ، طی دو ماهی که روزنامه منتشر میشد، تحریریه روزنامه تلاش داشت با زنده نگه داشتن بحث صلح ملی ،حکومت را به ضرورت اندکی پایین امدن از برج تفرعن و برقراری یک دیالوگ سودمند ملی تشویق کند . چنین نشد و چنان شد که در دهه اول دی ماه سال پیش دیدیم . تحریک ضد دولتی عملهجات والامقام حکومت به یک شورش کور ضد نظام توسط عوام در ۱۶۰ شهر تبدیل شد که فقط شعور ملی و نصیحت و ناهمراهی اصلاح طلبان به فروکش ان انجامید. نمیگوییم آن ماجرا رخ داد چون حکومت به دعوت بهزاد نبوی( و سالی پیش از او سید محمد خاتمی ) گوش نداد، اما اگر گوش میداد و بدهد ، زمینه های کابوس هرشبهاش و دلشوره دستگاه امنیتی اش فرو کش خواهد کرد. البته فقط خدا میداند بعد چه خواهد شد ، چرا که حالا دوباره یک شخصیت سیاسی به میدان آمده و به نصیحت نظام نشسته است . حرفهای اسحاق جهانگیری که در بازار مکاره پر حرفی های مقامات لشگری و کشوری ناشنیده ماند همان مضمون حرفهای آذر ماه پارسال بهزاد نبوی است :" امروز در مقطعی قرار داریم که بهشدت نیازمند گفتوگو میان نخبگان و حکومت و نیز گفتوگو میان مردم و حکومت هستیم و حتی اگر مردم اعتراضی نسبت به شرایط دارند، باید اعتراض آنها شنیده شود؛ زیرا تنها در صورتی که مردم در صحنه حضور داشته باشند، قادر خواهیم بود از مشکلات و تنگناها عبور کنیم. زمان، زمان گفتوگو و بالا بردن اعتماد به یکدیگر، اعتماد به خود و اعتماد به نظام است. مهمترین سرمایهای که برای عبور از مشکلات در اختیار کشور قرار دارد سرمایه اجتماعی است .دولت برای ترمیم سرمایه اجتماعی کشور دست نیاز به سوی متفکران، دانشمندان و صاحبنظران دراز کرده ... دانشگاهیان و صاحبنظران بیش از دولتمردان میتوانند در ترمیم و بازسازی سرمایه اجتماعی کشور ایفای نقش کنند."
صدور چنین فراخوانهایی برای زدن حرفهای شیک نیست ؛ درست است که بیهوده به نظر میرسد زیرا آن بالا مورد بی اعتنایی قرار میگیرد ، ولی حرف حساب است . توصیههای کسانی است که میبینند این ره به ترکستان میرسد و نه کعبه ای که در تصویرسازیهای مقامات ارشد از آن سخن میرود. اینکه چرا این حدیث ها به گوش نمیرود البته مهم است: حکومت به حفظ وضع موجود راضی شده است ، چون در اندیشه به اینکه چگونه میتواند رابطه جامعه و خود را بازسازی کند در مانده است . روضهخوانیهای تکراری، ول نکردن یقه دشمنان خیالی و واقعی، و تکیه کردن بر نیمجو عقل عقب مانده.ترین اذهانی که میشده در میان ملت گزینش کرد، آن را به اینجا رسانده است: به مانداب #نازایی_سیاسی که ریشههای حکومت در ان فاسد و پایهاش سست و زمینه انقلاب کلنگی علیهاش فراهم میشود.
اما در این خلاء فکری محاط بردستگاه حکومتی ، شنیدن حرفهایی که حاصل درک موقعیت است از زبان اشخاص دسترسیداری مثل آقای جهانگیری سبب امیدی هر چند اندک میشود. خوب است اوکه زمانی خود گفت واسطه جناحش با بالادست است بر این حرفها در همان بالا دست اصرار کند. به هر حال ، احتمالا کورسو امید او نیز مثل ما به همان بالاست ، در این شب سیاه راه مقصود گم کرده و بیکوکب هدایت.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۸ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۸ بهمن ۹۷
30 میلیارد دلار را چه کسی برده است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
30 میلیارد دلار را چه کسی برده است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔸کل، چیزی متفاوت از مجموع اجزای آن است
🖌روشن نوروزی
▫️ جامعه نو: درست مانند ساختمانهای شهرک اکباتان که در توصیف کیفیتش به آمریکایی بودن سازندگانش ارجاع داده میشود، بسیاری از هواداران دوآتشهی کیروش، تیم ملی را محصول مرد پرتغالی میدانند که آنقدر بزرگ و توانمند است که مخالفین برای به چالش کشیدن موفقیتها و تحقیرش چیزی جز اشاره به اصالت موزامبیکیاش ندارند.
کارلوس کیروش 100 بازی بعنوان مربی تیم ملی ایران، کنار خط طولی زمین ایستاد و در پایان صدمین بازی، رسانهها خبر از خداحافظیاش دادند. عددی دراماتیک برای پایان کار مردی که بدونشک در حافظه تاریخی ایرانیان باقی خواهد ماند. سالها بعد که بخواهیم کارنامه کیروش را مرور کنیم، شکست سه بر صفر مقابل ژاپن –که از قضا سنگینترین شکست در کارنامه کیروش است- احتمالا چندان به چشم نخواهد آمد. در مقابل اما، نمایش خیرهکنندهی تیم ملی مقابل آرژانتین، اسپانیا و پرتغال در جام جهانی برای علاقهمندان فوتبال فراموششدنی نیستند. اما آیا زمینِ بازی موافقین و مخالفین کیروش یکسان است؟ آیا اعداد و ارقام و نتایج همان چیزی هستند که میتوان در له یا علیه او از آن بهره گرفت؟
او در آخرین کنفرانس خبریاش پس از بازی مقابل ژاپن با اشاره به بخشی از ترانه «راه من» اثر «فرانک سیناترا»، خواننده آمریکایی گفت: «و حالا، پایان همینجاست» اما واقعیت این است که فرانک سیناترا هرگز چنین چیزی نگفته. او در آهنگش میگوید «و حالا، پایان نزدیک است.» (And now, the end is near) و بعید به نظر میرسد که کیروش، آهنگ فرانک سیناترا را اشتباه شنیده باشد. هرچه که باشد هم موافقین و هم مخالفین، او را مرد جنگهای روانی میدانند. دیکتاتور بزرگی که اجازه نمیدهد تا کسی در قلمروی حکومتش چیزی جز آنچه که او میخواهد را پیش ببرد. در سرزمین تیم ملی، کیروش فرمانده اول و آخر است. فقط اوست که میتواند دم در اتوبوس تیمملی بایستد و بیتوجه به پروتکلها، هواداران را به داخل اتوبوس تیمملی بفرستد تا با بازیکنانش عکس بگیرند؛ و فقط اوست که میتواند دروازهبان اول تیم ملی را کنار بگذارد و با بازیکنی به میدان جام جهانی برود که حتی خودش هم تصور نمیکرد که یک روزی وظیفهاش گرفتن شوتهای لیونل مسی باشد.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Wh-01-29
🖌روشن نوروزی
▫️ جامعه نو: درست مانند ساختمانهای شهرک اکباتان که در توصیف کیفیتش به آمریکایی بودن سازندگانش ارجاع داده میشود، بسیاری از هواداران دوآتشهی کیروش، تیم ملی را محصول مرد پرتغالی میدانند که آنقدر بزرگ و توانمند است که مخالفین برای به چالش کشیدن موفقیتها و تحقیرش چیزی جز اشاره به اصالت موزامبیکیاش ندارند.
کارلوس کیروش 100 بازی بعنوان مربی تیم ملی ایران، کنار خط طولی زمین ایستاد و در پایان صدمین بازی، رسانهها خبر از خداحافظیاش دادند. عددی دراماتیک برای پایان کار مردی که بدونشک در حافظه تاریخی ایرانیان باقی خواهد ماند. سالها بعد که بخواهیم کارنامه کیروش را مرور کنیم، شکست سه بر صفر مقابل ژاپن –که از قضا سنگینترین شکست در کارنامه کیروش است- احتمالا چندان به چشم نخواهد آمد. در مقابل اما، نمایش خیرهکنندهی تیم ملی مقابل آرژانتین، اسپانیا و پرتغال در جام جهانی برای علاقهمندان فوتبال فراموششدنی نیستند. اما آیا زمینِ بازی موافقین و مخالفین کیروش یکسان است؟ آیا اعداد و ارقام و نتایج همان چیزی هستند که میتوان در له یا علیه او از آن بهره گرفت؟
او در آخرین کنفرانس خبریاش پس از بازی مقابل ژاپن با اشاره به بخشی از ترانه «راه من» اثر «فرانک سیناترا»، خواننده آمریکایی گفت: «و حالا، پایان همینجاست» اما واقعیت این است که فرانک سیناترا هرگز چنین چیزی نگفته. او در آهنگش میگوید «و حالا، پایان نزدیک است.» (And now, the end is near) و بعید به نظر میرسد که کیروش، آهنگ فرانک سیناترا را اشتباه شنیده باشد. هرچه که باشد هم موافقین و هم مخالفین، او را مرد جنگهای روانی میدانند. دیکتاتور بزرگی که اجازه نمیدهد تا کسی در قلمروی حکومتش چیزی جز آنچه که او میخواهد را پیش ببرد. در سرزمین تیم ملی، کیروش فرمانده اول و آخر است. فقط اوست که میتواند دم در اتوبوس تیمملی بایستد و بیتوجه به پروتکلها، هواداران را به داخل اتوبوس تیمملی بفرستد تا با بازیکنانش عکس بگیرند؛ و فقط اوست که میتواند دروازهبان اول تیم ملی را کنار بگذارد و با بازیکنی به میدان جام جهانی برود که حتی خودش هم تصور نمیکرد که یک روزی وظیفهاش گرفتن شوتهای لیونل مسی باشد.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Wh-01-29
Telegraph
کل، چیزی متفاوت از مجموع اجزای آن است
جامعه نو: درست مانند ساختمانهای شهرک اکباتان که در توصیف کیفیتش به آمریکایی بودن سازندگانش ارجاع داده میشود، بسیاری از هواداران دوآتشهی کیروش، تیم ملی را محصول مرد پرتغالی میدانند که آنقدر بزرگ و توانمند است که مخالفین برای به چالش کشیدن موفقیتها و…
🔸صدای نو | ۹ بهمن ۹۷
چه نیتی در پس رفتارهای اخیر اسرائیل پنهان است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
چه نیتی در پس رفتارهای اخیر اسرائیل پنهان است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
صدای نو | ۹ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۹ بهمن ۹۷
چه نیتی در پس رفتارهای اخیر اسرائیل پنهان است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
چه نیتی در پس رفتارهای اخیر اسرائیل پنهان است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#بهنقلازصداینو
🔻پشت شیشههای مات سیاست
🔹چه نیتی در پس رفتارهای اخیر اسرائیل پنهان است ؟
▫️اجتناب از مواضع مستعد اتهام و ایجاد سوءظن یک اصل عقلانی است. یعنی نباید وقتی قصد انجام کاری را نداریم به نمایش تدارک مقدمات آن بپردازیم. اما ایجاد مواضع اتهام و تولید سوءظن و خلق پاپوش برای دشمن هم کاری عقلانی است. باید وقتی قصد انجام کاری را داریم به نمایش دیگری دست بزنیم. باید نشان دهیم دشمن دارد کارهایی میکند که ما را به انجام کاری وادار میکند که قصد انجام آن را داریم. اسرائیلیها دارند با ژنرالهای ما همین کار را میکنند. هر روز پروندهای تازه باز میکنند و از قدرت زیاد و تدارک بزرگی میگویند که گویا ایران برای نابودی اسرائیل ترتیب داده است. یکی میگوید با وجود فهم مشترک ما با روسیه، این کشور نتوانسته ایران را در سوریه محدود کند و ایران با نیرویی بزرگتر در جبهه شمالی ما ظاهر میشود و دیگری میگوید ایران هر روز به صورت سایبری به پایگاه ما حمله میکند و میتواند به صدها روش به ما آسیب برساند. نشانی میدهد که حتی میتوانی هواپیمای مسافری را هم به آسانی ساقط کنی.
چرا آنها اینقدر حمله به خودشان را آسان جلوه میدهند، چرا به ما از آسیبپذیری گستردهشان خبر میدهند؟ چرا ایران را تشویق میکنند؟
پشت شیشههای مات چه میگذرد؟
🆔 @jameeno
🔻پشت شیشههای مات سیاست
🔹چه نیتی در پس رفتارهای اخیر اسرائیل پنهان است ؟
▫️اجتناب از مواضع مستعد اتهام و ایجاد سوءظن یک اصل عقلانی است. یعنی نباید وقتی قصد انجام کاری را نداریم به نمایش تدارک مقدمات آن بپردازیم. اما ایجاد مواضع اتهام و تولید سوءظن و خلق پاپوش برای دشمن هم کاری عقلانی است. باید وقتی قصد انجام کاری را داریم به نمایش دیگری دست بزنیم. باید نشان دهیم دشمن دارد کارهایی میکند که ما را به انجام کاری وادار میکند که قصد انجام آن را داریم. اسرائیلیها دارند با ژنرالهای ما همین کار را میکنند. هر روز پروندهای تازه باز میکنند و از قدرت زیاد و تدارک بزرگی میگویند که گویا ایران برای نابودی اسرائیل ترتیب داده است. یکی میگوید با وجود فهم مشترک ما با روسیه، این کشور نتوانسته ایران را در سوریه محدود کند و ایران با نیرویی بزرگتر در جبهه شمالی ما ظاهر میشود و دیگری میگوید ایران هر روز به صورت سایبری به پایگاه ما حمله میکند و میتواند به صدها روش به ما آسیب برساند. نشانی میدهد که حتی میتوانی هواپیمای مسافری را هم به آسانی ساقط کنی.
چرا آنها اینقدر حمله به خودشان را آسان جلوه میدهند، چرا به ما از آسیبپذیری گستردهشان خبر میدهند؟ چرا ایران را تشویق میکنند؟
پشت شیشههای مات چه میگذرد؟
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۱۰ بهمن ۹۷
چرا ایران برد موشکهایش را محدود کرده است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
چرا ایران برد موشکهایش را محدود کرده است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
صدای نو | ۱۰ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۰ بهمن ۹۷
چرا ایران برد موشکهایش را محدود کرده است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
چرا ایران برد موشکهایش را محدود کرده است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#یادداشت_منتخب
▫️پویا ناظران: گفته میشه که سهم دولت در اقتصاد زیاده، و دلیلی که براش میارند ۱۷۰۰ ه.م.ت بودجه سال ۹۸، و نسبت اون با ۲۳۰۰ ه.م.ت. تولید ناخالص داخلی، یا همون GDP هستش.
تو این پست میخواهم بگم که:
- اولا مقایسه ۱۷۰۰ ه.م.ت با ۲۳۰۰ ه.م.ت درست نیست؛
- ثانیا سهم دولت در تولید GDP با سهم دولت در مصرف GDP فرق داره؛
- ثالثا، بسته به اینکه «سهم شرکتهای دولتی از اقتصاد» رو نسبت به چی تعریف کنیم، نسبت به GDP یا نسبت به کل گردش مالی، این سهم میتونه کم یا زیاد باشه
از ۱۷۰۰ ه.م.ت بودجه دولت، ۱۲۰۰ ه.م.ت بودجه شرکتهای دولتیه. اما مقایسه ۱۲۰۰ ه.م.ت بودجه شرکتهای دولتی با ۲۳۰۰ ه.م.ت تولید ناخالص داخلی اشتباهه! چرا؟ با یک مثال توضیح بدم.
اگه ۱ میلیون تومن چوب بخرم و یه مبل درست کنم و بفروشم ۳ میلیون تومن، ۲ میلیون تومن سود ناخالص کسب کردم.
تولید ناخالص داخلی، مجموع سودهای ناخالص همه فعالان اقتصادیه. اما اون ۱۲۰۰ ه.م.ت بودجه شرکتهای دولتی، مجموع فروششونه، نه مجموع سودهای ناخالصشون. مجموع سود ناخالصشون خیلی کمتره.
👈 مقایسه ۱۲۰۰ ه.م.ت با ۲۳۰۰ ه.م.ت تولید ناخالص داخلی اشتباهه، چون مقایسه فروش با سود ناخالصه.
اگه سود ناخالص شرکتهای دولتی رو، با ۴۸۰ ه.م.ت بودجه جاری دولت جمع کنیم، نقش دولت در اقتصاد بدست میاد؟ نه! چرا؟
در مثال قبل، ۲ میلیون تومن سود ناخالصی که با مبل ساختن تولید کردم، از چند طریق مصرف میکنم. بخشیش رو صرف خرید ابزار میکنم، و با بقیهاش غذا و سایر مایحتاجم رو تامین میکنم.
تولید ناخالص داخلی یه کشور هم توسط شرکتها تولید میشه، و توسط کل اقتصاد مصرف میشه. بخشیش توسط همون شرکتها به منظور سرمایهگذاری در تولید آینده مصرف میشه، بخشی توسط مردم مصرف میشه، و بخشی هم توسط دولت مصرف میشه.
سود ناخالص شرکتهای دولتی، به GDP اضافه میشه، در حالیکه بودجه جاری دولت، ۴۸۰ ه.م.ت از GDP رو مصرف میکنه.
👈 سود ناخالص شرکتهای دولتی، سهم دولت از تولید GDP هست، و بودجه جاری، سهم دولت از مصرف GDP هست. جمع زدن این دو رقم بیمعنیه، اگرچه تفاضلشون معنی داره.
پس بیاییم مصرف و تولید GDP رو جدا بررسی کنیم:
از نظر مصرف GDP، دولت ۴۸۰ ه.م.ت مصرف میکنه که میشه ۲۰٪ تولید ناخالص داخلی. دولتهای فدرال و ایالتی آمریکا مجموعا ۳۰٪ GDP رو مصرف میکنند، و دولتهای اروپایی حدود ۴۰٪ رو.
از نظر تولید GDP، نقش دولتهای توسعه یافته اینقدر کمه که قابل اغماضه. در مورد ایران، آمار و ارقام دقیقی نداریم، اما میشه تخمین زد. البته در این تخمین، بهتره نفت و گاز رو سوا کنیم، چون تولید واقعی نیست، بلکه صرفا استخراج منابع زیرزمینی فرا نسلیست.
با یکسری فروض ساده، تخمین زده میشه که نقش بخش خصوصی در تولید GDP تقریبا ۶ برابر نقش دولته. اما کل تولیدات اقتصاد توسط بخش خصوصی و دولتی صورت نمیگیره، بلکه یک بخش غیرخصوصی-غیردولتی بزرگ هم داریم. با لحاظ کردن اون بخش، بنظر میاد که بیش از نیمی از تولید اقتصادی توسط بخش خصوصی انجام میشه، حدود یک دهم توسط دولت، و حدود یک سوم توسط بخش غیرخصوصی-غیردولتی انجام میشه.
اما از نظر گردش مالی، سهم دولت خیلی بیشتره. اگه شرکتی صدها میلیارد تومن فروش داشته باشه، اما سود ناخالصش صفر باشه، علیرغم گردش مالی بالا، سهمش در تولید ناخالص داخلی صفره. بخاطر مدیریت غیربهینه و دولتی، نسبت سودناخالص به فروش شرکتهای دولتی خیلی کمتر از شرکتهای خصوصیه. بهمین دلیل، علیرغم نقش کم در تولید ناخالص داخلی، نقش زیادی در گردش مالی اقتصاد دارند.
👈 سهم بخش دولتی از نظر مصرف GDP، تولید GDP، و گردش مالی، متفاوته.
پاورقی: قیمتهای دستوری-یارانهای، محاسبه هزینه اقتصادی مواد اولیه رو سخت میکنه، که متعاقبا محاسبه سود ناخالص رو نادقیق میکنه، و اونهم متعاقبا بر دقت تخمین ما از تولید ناخالص داخلی کشور اثر میگذاره.
در نتیجه:
- تولید ناخالص داخلی، یا همون GDP، مجموع سود ناخالص کل فعالان اقتصادیه، که بخشی رو مصرف میکنیم و بخشی رو برای تولید آینده سرمایهگذاری میکنیم.
- از نظر مصرف GDP، نقش دولت ۲۰٪ه. این رقم در آمریکا ۳۰٪ و در اروپا حدود ۴۰٪ه.
- از نظر تولید GDP، غیر از نفت و گاز، جور بیش از نیمی از تولید رو بخش خصوصی میکشه. بنظر میاد قریب یک سوم تولید بعهده بخش غیرخصوصی-غیردولتیه و نقش دولت در حد ده درصده. در کشورهای توسعه یافته، عمده تولید ناخالص داخلی توسط بخش خصوصی تولید میشه.
- اگرچه از نظر گردش مالی، نقش شرکتهای دولتی در اقتصاد زیاده، اما بدلیل مدیریت غیربهینه و غیراقتصادی، بنظر میاد نقششون در تولید ناخالص داخلی چندان هم زیاد نیست.
- آنچه بعنوان نقش زیاده از حد دولت در اقتصاد احساس میکنیم، در واقع گردش مالی شرکتهای دولتیست، نه تولید ناخالصشون./ وقایع اقتصادیه
صوتی 👈 https://t.me/Economics_and_Finance/686
▫️پویا ناظران: گفته میشه که سهم دولت در اقتصاد زیاده، و دلیلی که براش میارند ۱۷۰۰ ه.م.ت بودجه سال ۹۸، و نسبت اون با ۲۳۰۰ ه.م.ت. تولید ناخالص داخلی، یا همون GDP هستش.
تو این پست میخواهم بگم که:
- اولا مقایسه ۱۷۰۰ ه.م.ت با ۲۳۰۰ ه.م.ت درست نیست؛
- ثانیا سهم دولت در تولید GDP با سهم دولت در مصرف GDP فرق داره؛
- ثالثا، بسته به اینکه «سهم شرکتهای دولتی از اقتصاد» رو نسبت به چی تعریف کنیم، نسبت به GDP یا نسبت به کل گردش مالی، این سهم میتونه کم یا زیاد باشه
از ۱۷۰۰ ه.م.ت بودجه دولت، ۱۲۰۰ ه.م.ت بودجه شرکتهای دولتیه. اما مقایسه ۱۲۰۰ ه.م.ت بودجه شرکتهای دولتی با ۲۳۰۰ ه.م.ت تولید ناخالص داخلی اشتباهه! چرا؟ با یک مثال توضیح بدم.
اگه ۱ میلیون تومن چوب بخرم و یه مبل درست کنم و بفروشم ۳ میلیون تومن، ۲ میلیون تومن سود ناخالص کسب کردم.
تولید ناخالص داخلی، مجموع سودهای ناخالص همه فعالان اقتصادیه. اما اون ۱۲۰۰ ه.م.ت بودجه شرکتهای دولتی، مجموع فروششونه، نه مجموع سودهای ناخالصشون. مجموع سود ناخالصشون خیلی کمتره.
👈 مقایسه ۱۲۰۰ ه.م.ت با ۲۳۰۰ ه.م.ت تولید ناخالص داخلی اشتباهه، چون مقایسه فروش با سود ناخالصه.
اگه سود ناخالص شرکتهای دولتی رو، با ۴۸۰ ه.م.ت بودجه جاری دولت جمع کنیم، نقش دولت در اقتصاد بدست میاد؟ نه! چرا؟
در مثال قبل، ۲ میلیون تومن سود ناخالصی که با مبل ساختن تولید کردم، از چند طریق مصرف میکنم. بخشیش رو صرف خرید ابزار میکنم، و با بقیهاش غذا و سایر مایحتاجم رو تامین میکنم.
تولید ناخالص داخلی یه کشور هم توسط شرکتها تولید میشه، و توسط کل اقتصاد مصرف میشه. بخشیش توسط همون شرکتها به منظور سرمایهگذاری در تولید آینده مصرف میشه، بخشی توسط مردم مصرف میشه، و بخشی هم توسط دولت مصرف میشه.
سود ناخالص شرکتهای دولتی، به GDP اضافه میشه، در حالیکه بودجه جاری دولت، ۴۸۰ ه.م.ت از GDP رو مصرف میکنه.
👈 سود ناخالص شرکتهای دولتی، سهم دولت از تولید GDP هست، و بودجه جاری، سهم دولت از مصرف GDP هست. جمع زدن این دو رقم بیمعنیه، اگرچه تفاضلشون معنی داره.
پس بیاییم مصرف و تولید GDP رو جدا بررسی کنیم:
از نظر مصرف GDP، دولت ۴۸۰ ه.م.ت مصرف میکنه که میشه ۲۰٪ تولید ناخالص داخلی. دولتهای فدرال و ایالتی آمریکا مجموعا ۳۰٪ GDP رو مصرف میکنند، و دولتهای اروپایی حدود ۴۰٪ رو.
از نظر تولید GDP، نقش دولتهای توسعه یافته اینقدر کمه که قابل اغماضه. در مورد ایران، آمار و ارقام دقیقی نداریم، اما میشه تخمین زد. البته در این تخمین، بهتره نفت و گاز رو سوا کنیم، چون تولید واقعی نیست، بلکه صرفا استخراج منابع زیرزمینی فرا نسلیست.
با یکسری فروض ساده، تخمین زده میشه که نقش بخش خصوصی در تولید GDP تقریبا ۶ برابر نقش دولته. اما کل تولیدات اقتصاد توسط بخش خصوصی و دولتی صورت نمیگیره، بلکه یک بخش غیرخصوصی-غیردولتی بزرگ هم داریم. با لحاظ کردن اون بخش، بنظر میاد که بیش از نیمی از تولید اقتصادی توسط بخش خصوصی انجام میشه، حدود یک دهم توسط دولت، و حدود یک سوم توسط بخش غیرخصوصی-غیردولتی انجام میشه.
اما از نظر گردش مالی، سهم دولت خیلی بیشتره. اگه شرکتی صدها میلیارد تومن فروش داشته باشه، اما سود ناخالصش صفر باشه، علیرغم گردش مالی بالا، سهمش در تولید ناخالص داخلی صفره. بخاطر مدیریت غیربهینه و دولتی، نسبت سودناخالص به فروش شرکتهای دولتی خیلی کمتر از شرکتهای خصوصیه. بهمین دلیل، علیرغم نقش کم در تولید ناخالص داخلی، نقش زیادی در گردش مالی اقتصاد دارند.
👈 سهم بخش دولتی از نظر مصرف GDP، تولید GDP، و گردش مالی، متفاوته.
پاورقی: قیمتهای دستوری-یارانهای، محاسبه هزینه اقتصادی مواد اولیه رو سخت میکنه، که متعاقبا محاسبه سود ناخالص رو نادقیق میکنه، و اونهم متعاقبا بر دقت تخمین ما از تولید ناخالص داخلی کشور اثر میگذاره.
در نتیجه:
- تولید ناخالص داخلی، یا همون GDP، مجموع سود ناخالص کل فعالان اقتصادیه، که بخشی رو مصرف میکنیم و بخشی رو برای تولید آینده سرمایهگذاری میکنیم.
- از نظر مصرف GDP، نقش دولت ۲۰٪ه. این رقم در آمریکا ۳۰٪ و در اروپا حدود ۴۰٪ه.
- از نظر تولید GDP، غیر از نفت و گاز، جور بیش از نیمی از تولید رو بخش خصوصی میکشه. بنظر میاد قریب یک سوم تولید بعهده بخش غیرخصوصی-غیردولتیه و نقش دولت در حد ده درصده. در کشورهای توسعه یافته، عمده تولید ناخالص داخلی توسط بخش خصوصی تولید میشه.
- اگرچه از نظر گردش مالی، نقش شرکتهای دولتی در اقتصاد زیاده، اما بدلیل مدیریت غیربهینه و غیراقتصادی، بنظر میاد نقششون در تولید ناخالص داخلی چندان هم زیاد نیست.
- آنچه بعنوان نقش زیاده از حد دولت در اقتصاد احساس میکنیم، در واقع گردش مالی شرکتهای دولتیست، نه تولید ناخالصشون./ وقایع اقتصادیه
صوتی 👈 https://t.me/Economics_and_Finance/686
Telegram
وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
لایحه بودجه سال ۹۸، ۱۷۰۰ ه.م.ت برای دولت در نظر گرفته.
تولید ناخالص داخلی سال ۹۸ احتمالا حدود ۲۳۰۰ ه.م.ت باشه.
آیا درسته این دو عدد رو نسبت بگیریم و بگیم سه چهارم اقتصاد دست دولته؟
تو این پست میبینیم که چرا این محاسبه اشتباهه، و چرا سهم دولت از GDP، کمتر…
تولید ناخالص داخلی سال ۹۸ احتمالا حدود ۲۳۰۰ ه.م.ت باشه.
آیا درسته این دو عدد رو نسبت بگیریم و بگیم سه چهارم اقتصاد دست دولته؟
تو این پست میبینیم که چرا این محاسبه اشتباهه، و چرا سهم دولت از GDP، کمتر…
#یادداشت_منتخب
🔸ترامپ در مسیر بوش پسر
▫️دکتر حسین رفیعی: در سال ۲۰۰۳ که بوش پسر مصمم به حمله به عراق بود، مقامات اطلاعاتی امریکا در چندین گزارش اعلام کرده بودند که اتهامات کاخ سفید درمورد صدام یعنی داشتن سلاح کشتار جمعی، خرید اورانیم از نیجریه و ارتباط با القاعده، درست نیست.
کاخ سفید چند بار از مقامات اطلاعاتی خواست که گزارش خود را تجدید نظر کنند ولی نتیجه همان بود که قبلا گزارش کرده بودند.
بعد از حمله به عراق واعتراض عدهای از اعضای کنگره، کمیسیون اطلاعاتی سنا در تحقیقی گسترده و در دو گزارش ۸۰۰ صفحهای اثبات کرد که دستگاه حکومتی بوش پسر ۹۶۰ دروغ در مورد عراق گفتهاند تا شرایط را برای حمله به عراق فراهم کنند.
دیروز که مقامات ارشد اطلاعاتی امریکا در سنا گزارش دادند که ایران تخلفی از برجام نداشته،ترامپ بر اشفته شدوگفت که این مقامات بایدبه مدرسه برگردند!
معنی این حرف این است که ترامپ وهمکارانش تصمیمی گرفتهاند بدون توجه به واقعیت ها. چیزی شبیه کار بوش پسر درموردعراق.
گویی قانون جنگل بر کاخ سفید حاکم شده. تنها شخصیت محبوب ترامپ پوتین است که همیشه ازاو تمجید میکند، این تمجید آنقدر مشکوک است که بعضی از مقامات اطلاعاتی امریکامشکوک هستند که ترامپ جاسوس پوتین است.
درچنین شرایطی تنها حامی حقیقت، افکارعمومی مردم جهان است. این امپراطوری بزرگ از هر قلدری درجهان قدرتمند تر است.
ایران باید با کمک گرفتن از این امپراطوری جلوی اجرای افکار پلید ترامپ را بگیرد و راه آن رو کردن به مردم ایران است. دموکراسی، ملی کردن تمامی مراکز تصمیم گیری، الفت ملی ، آشتی ملی و فعال کردن کل مردم ایران در مقابل توطئهی خارجی.
با انشقاق و درگیری جناحی و تکیهی محض بر مزیتهای نظامی نمیتوان با ترامپ و نتانیاهو ومتحدان او مبارزه کرد.
منبع: کانال شخصی نگارنده
🆔 @jameeno
🔸ترامپ در مسیر بوش پسر
▫️دکتر حسین رفیعی: در سال ۲۰۰۳ که بوش پسر مصمم به حمله به عراق بود، مقامات اطلاعاتی امریکا در چندین گزارش اعلام کرده بودند که اتهامات کاخ سفید درمورد صدام یعنی داشتن سلاح کشتار جمعی، خرید اورانیم از نیجریه و ارتباط با القاعده، درست نیست.
کاخ سفید چند بار از مقامات اطلاعاتی خواست که گزارش خود را تجدید نظر کنند ولی نتیجه همان بود که قبلا گزارش کرده بودند.
بعد از حمله به عراق واعتراض عدهای از اعضای کنگره، کمیسیون اطلاعاتی سنا در تحقیقی گسترده و در دو گزارش ۸۰۰ صفحهای اثبات کرد که دستگاه حکومتی بوش پسر ۹۶۰ دروغ در مورد عراق گفتهاند تا شرایط را برای حمله به عراق فراهم کنند.
دیروز که مقامات ارشد اطلاعاتی امریکا در سنا گزارش دادند که ایران تخلفی از برجام نداشته،ترامپ بر اشفته شدوگفت که این مقامات بایدبه مدرسه برگردند!
معنی این حرف این است که ترامپ وهمکارانش تصمیمی گرفتهاند بدون توجه به واقعیت ها. چیزی شبیه کار بوش پسر درموردعراق.
گویی قانون جنگل بر کاخ سفید حاکم شده. تنها شخصیت محبوب ترامپ پوتین است که همیشه ازاو تمجید میکند، این تمجید آنقدر مشکوک است که بعضی از مقامات اطلاعاتی امریکامشکوک هستند که ترامپ جاسوس پوتین است.
درچنین شرایطی تنها حامی حقیقت، افکارعمومی مردم جهان است. این امپراطوری بزرگ از هر قلدری درجهان قدرتمند تر است.
ایران باید با کمک گرفتن از این امپراطوری جلوی اجرای افکار پلید ترامپ را بگیرد و راه آن رو کردن به مردم ایران است. دموکراسی، ملی کردن تمامی مراکز تصمیم گیری، الفت ملی ، آشتی ملی و فعال کردن کل مردم ایران در مقابل توطئهی خارجی.
با انشقاق و درگیری جناحی و تکیهی محض بر مزیتهای نظامی نمیتوان با ترامپ و نتانیاهو ومتحدان او مبارزه کرد.
منبع: کانال شخصی نگارنده
🆔 @jameeno
#الف
♦️ایران چه کند؟
▫️شورای سردبیری: اندکی پس از انتشار یکی از #الف های پیشین با عنوان "زندگی یک موجود زیرک" دوستانی پیام دادند اگر شیوه زندگی و استراتژی #خارپشت را به عنوان الگویی برای کشور شرح دادهاید چرا رک و پوستکنده نمیگویید ایران چه باید بکند؟
پاسخ دوستان این است که جامعه نو قبلا به این پرسش پاسخ داده است و نه فقط جامعه نو، که بسیاری از صاحبنظران پیشنهادهای خود را از طریق همین گروه و سایر رسانهها عرضه کردهاند. با این حال یکبار دیگر شرح میدهیم که ایران چه کند.
ابتدا ببینیم کشور در چه موقعیتی قرار دارد. ما، برخلاف رجزهای اشخاص مشکوکی که در بوق ابرقدرت بودنمان میدمند، کشور قدرتمندی نیستیم. براساس ارزیابی تعداد زیادی از اقتصاددانان اهل دغدغه، اقتصادمان عملکرد بهقاعدهای ندارد، بهشدت آسیبپذیر است و به خاطر اتکای تاریخی به درآمد از منابع طبیعی به بیماری موسوم به هلندی از نوع خفیف مبتلاست. جامعه ما به خاطر کمبود کیفیات مردمسالار در آن و تفرق عقیدتی بین حکومت و بخش وسیعی از جامعه دچار ضعف در وحدت، مستعد بروز تفرق و شورش و بنابراین شکننده و آسیبپذیر است. سطح سرمایه و اعتماد اجتماعی کاهش یافته و حتی کورسویی از نور امید به آینده در دل بسیاری و بویژه جوانان دیده نمیشود. در چنین شرایطی، بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد درگیری خارجی و احیانا جنگ است. همه قرائن داخلی در عرصه جامعه، اقتصاد، سیاست خارجی و کیفیات و سابقه رفتاری مدیریت کشور نشان میدهد این وضعیت تداوم خواهد یافت و امکان بهتر شدن اوضاع در حوزههای محدودی وجود دارد و نه همه حوزهها، آنچه میتوانیم پیشنهاد بدهیم در همان حوزههای محدود است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/al-02-01
♦️ایران چه کند؟
▫️شورای سردبیری: اندکی پس از انتشار یکی از #الف های پیشین با عنوان "زندگی یک موجود زیرک" دوستانی پیام دادند اگر شیوه زندگی و استراتژی #خارپشت را به عنوان الگویی برای کشور شرح دادهاید چرا رک و پوستکنده نمیگویید ایران چه باید بکند؟
پاسخ دوستان این است که جامعه نو قبلا به این پرسش پاسخ داده است و نه فقط جامعه نو، که بسیاری از صاحبنظران پیشنهادهای خود را از طریق همین گروه و سایر رسانهها عرضه کردهاند. با این حال یکبار دیگر شرح میدهیم که ایران چه کند.
ابتدا ببینیم کشور در چه موقعیتی قرار دارد. ما، برخلاف رجزهای اشخاص مشکوکی که در بوق ابرقدرت بودنمان میدمند، کشور قدرتمندی نیستیم. براساس ارزیابی تعداد زیادی از اقتصاددانان اهل دغدغه، اقتصادمان عملکرد بهقاعدهای ندارد، بهشدت آسیبپذیر است و به خاطر اتکای تاریخی به درآمد از منابع طبیعی به بیماری موسوم به هلندی از نوع خفیف مبتلاست. جامعه ما به خاطر کمبود کیفیات مردمسالار در آن و تفرق عقیدتی بین حکومت و بخش وسیعی از جامعه دچار ضعف در وحدت، مستعد بروز تفرق و شورش و بنابراین شکننده و آسیبپذیر است. سطح سرمایه و اعتماد اجتماعی کاهش یافته و حتی کورسویی از نور امید به آینده در دل بسیاری و بویژه جوانان دیده نمیشود. در چنین شرایطی، بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد درگیری خارجی و احیانا جنگ است. همه قرائن داخلی در عرصه جامعه، اقتصاد، سیاست خارجی و کیفیات و سابقه رفتاری مدیریت کشور نشان میدهد این وضعیت تداوم خواهد یافت و امکان بهتر شدن اوضاع در حوزههای محدودی وجود دارد و نه همه حوزهها، آنچه میتوانیم پیشنهاد بدهیم در همان حوزههای محدود است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/al-02-01
Telegraph
ایران چه کند؟
جامعه نو: اندکی پس از انتشار یکی از #الف های پیشین با عنوان "زندگی یک موجود زیرک" دوستانی پیام دادند اگر شیوه زندگی و استراتژی #خارپشت را به عنوان الگویی برای کشور شرح داده اید چرا رک و پوست کنده نمیگویید ایران چه باید بکند؟ پاسخ دوستان این است که جامعه نو…
🔸صدای نو | ۱۳ بهمن ۹۷
اینستکس چیست و چه میکند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
اینستکس چیست و چه میکند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
صدای نو | ۱۳ بهمن ۹۷
اینستکس چیست و چه میکند؟
صدای نو، در…
اینستکس چیست و چه میکند؟
صدای نو، در…
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۳ بهمن ۹۷
اینستکس چیست و چه میکند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
اینستکس چیست و چه میکند؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
صدای نو | ۱۴ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۴ بهمن ۹۷
دلیل سکوت ایران در برابر تبانی روسیه با اسرائیل چیست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
دلیل سکوت ایران در برابر تبانی روسیه با اسرائیل چیست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow